فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۱۴۱ تا ۸٬۱۶۰ مورد از کل ۵۷٬۳۰۸ مورد.
منبع:
پژوهش های راهبردی ارتش سال ۲ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۶
127 - 146
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: جوانان یکی از مهم ترین سرمایه های هر کشوری است. بینش، آگاهی و طرز فکر، نگاه و روحیه جوانان کشور در تعیین قدرت دفاعی و همچنین راهبردهای آتی کشور مهم و حیاتی است. هدف از این پژوهش، بررسی میزان آگاهی کارکنان وظیفه از مفاهیم دفاع مقدس در یک واحد نظامی می باشد. روش: این پژوهش ازلحاظ هدف، کاربردی و ازنظر گردآوری داده ها از نوع پژوهش توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری شامل کارکنان وظیفه یک واحد نظامی در تهران است و تعداد 184نفر به صورت دسترس و تصادفی، به عنوان نمونه انتخاب و به پرسشنامه پاسخ دادند. در جمع آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. برای سنجش روایی از روش قضاوت خبرگان و برای سنجش پایایی پرسش نامه، از آلفای کرونباخ (849/0 :α) استفاده شد.یافته ها: جامعه مورد آزمون ازنظر آشنایی با مفاهیم و ارزش های دفاع مقدس با میانگین 2/3 در حد متوسط و به بالا است. آگاهی پاسخ دهندگان از «نقش ارتش و مردم» رتبه نخست و «میزان مشارکت قوم» رتبه دوم و «دیدگاه مقام معظم رهبری در مورد دفاع مقدس»، «میزان مشارکت استان»، «تعداد شهدای استان»، «نقش بسیج مردمی» و «تاریخ شروع و خاتمه دفاع مقدس» رتبه سوم را به خود اختصاص داده اند. یافته های بخش دوم این پژوهش نیز نشان داد؛ صداوسیما، مدرسه و خانواده به ترتیب بیشترین اثر را در انتقال مفاهیم دفاع مقدس داشته اند.نتیجه گیری: آگاهی کارکنان وظیفه از مفاهیم و ارزش های دفاع مقدس وضعیت مطلوبی دارند و به منظور افزایش این آگاهی ها به تلاش بیشتر، برنامه ریزی مدون و آموزش آنان نیاز است.
چارچوب نقش آفرینی سازمان های مدیریت و برنامه ریزی استان ها
منبع:
حکمرانی متعالی سال ۴ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱۴
75 - 106
حوزههای تخصصی:
مدیران دولتی و نیز صاحب نظران دریافته اند که دیگر رویکردهای سنتی به مدیریت جامعه و به کارگیری ساختارهای متمرکز و غیر منعطف پاسخگوی شرایط پیچیده امروزی نیست؛ از طرفی باوجوداینکه حکمرانی مطلوب از یک سری اصول و رویه های مشترک و جهانی تبعیت می کند که بستگی به محیط جغرافیایی یا مقطع زمانی خاصی ندارد اما همواره بخش قابل توجهی از اصول و رویه های حکمرانی، متأثر از ملاحظات محیطی بوده و وابسته به شرایط زمانی و مکانی خاص است. شرایط اجتماعی و فرهنگی عصر حاضر، بلوغ مشارکت های سیاسی، اجتماعی مردمی و نیز مطالبه عمومی مدل های حکمرانی مشارکت جو، زمینه را برای ارائه مدل های حکمرانی متناسب با این اقتضائات فراهم نموده است . در همین راستا یکی از راهبردهای مهم تحول در حکمرانی، تمرکززدایی ساختاری و واگذاری امور به مردم شناسایی شد. یکی از ساختارها و به عبارتی بهتر نهادهای نقش آفرین در حکمرانی، تشکیلاتی به نام سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان است. این تشکیلات با توجه به اسناد رسمی، در راستای تحقق حکمرانی استانی دارای شرح وظایف و اختیارات و سوابق خدمات مختلف می باشد. این پژوهش در راستای تبیین شفاف تر حکمرانی استانی به تبیین نقش های سازمان های مدیریت و برنامه ریزی استان ها پرداخته است. در جهت نیل به این هدف از تحلیل مضمون اسناد منتشرشده و نظر خبرگان در گروه تمرکز بهره برده شده است. یافته های تحقیق بیانگر آن است که بر پایه اسناد موردمطالعه، 185 مضمون پایه، ۲۲ مضمون سازمان دهنده و 4 مضمون فراگیر تحت عناوین دیده بان، هادی، مجری و حامی برای سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان قابل تصور است.
ارائه الگوی حکمرانی سبز با رویکرد توسعه پایدار(مورد مطالعه: دانشگاه علوم پزشکی کرمان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر به ارائه الگوی حکمرانی سبز با رویکرد توسعه پایدار در نظام سلامت (مورد مطالعه؛ دانشگاه علوم پزشکی کرمان ) پرداخته است. روش تحقیق در این پژوهش از نوع کاربردی و به لحاظ هدف از نوع تحلیلی و از نظر فرآیند جزو تحقیقات کیفی و روش جمع آوری و تحلیل داده ها جزو نظریه داده بنیاد (گرندد تئوری) می باشد. در این پژوهش پس از بررسی مبانی نظری و تحقیقات پیشین، ابتدا اقدام به مصاحبه با 12 نفر از خبرگان و صاحب نظران شده است. سپس تحلیل داده ها و استخراج مقوله ها، مفاهیم مرتبط و کد های معنایی به منظور پاسخ به سؤالات تحقیق توسط نرم افزار مکس کیودا (2020) انجام شد و مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. یافته های تحقیق نشان داد سه مولفه ی «تولیت متوازن و یکپارچه»، «ارائه خدمات» و «منابع مالی» به عنوان عوامل علی؛ «محیط قانونی»، «محیط سیاسی»، «محیط فرهنگی و اجتماعی» و «فناوری» به عنوان عوامل زمینه ای؛ «سیاست های دولت» و «مدیریت تغییر» به عنوان عوامل مداخله گر؛ «امور حاکمیت سبز»، «امور قراردادی» و «امور مشارکتی» به عنوان راهبرد ها و « ایجاد هم راستایی بین اهداف، خط مشی ها و ساختار و فرهنگ در بخش سلامت»، «ارتقای سلامت اداری و زیست محیطی» و «پویایی و تطبیق با تغییرات و تحولات در نظام سلامت» به عنوان پیامد ها شناسایی شدند.
چالش های اخلاقی و حقوقی استفاده از هوش مصنوعی در کسب وکارهای دیجیتال
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با هدف بررسی و تحلیل چالش های اخلاقی و حقوقی ناشی از استفاده از هوش مصنوعی در کسب وکارهای دیجیتال انجام شده است، با تاکید بر نیاز به دستورالعمل ها و چارچوب های محکم برای هدایت استفاده مسئولانه از هوش مصنوعی. با استفاده از رویکرد تحقیق کیفی، داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۲۰ کارشناس از حوزه های مختلف مرتبط با کسب وکارهای دیجیتال و هوش مصنوعی جمع آوری شد. روش تحلیل محتوا برای شناسایی موضوعات اصلی، دسته بندی ها و مفاهیم در حوزه های اخلاقی و حقوقی استفاده از هوش مصنوعی به کار گرفته شد. دو موضوع اصلی شامل چالش های اخلاقی و چالش های حقوقی شناسایی شدند. چالش های اخلاقی شامل دسته بندی هایی مانند نقض حریم خصوصی، رفتارهای تبعیض آمیز و مسئولیت پذیری هوش مصنوعی بود. چالش های حقوقی شامل حقوق مالکیت فکری، قوانین داده و مسائل مربوط به نظارت و کنترل بود. تحلیل نشان داد که کسب وکارهای دیجیتال با چشم اندازی پیچیده از دیلماهای اخلاقی و عدم قطعیت های حقوقی هنگام پیاده سازی فناوری های هوش مصنوعی روبرو هستند. مطالعه نتیجه گیری می کند که عبور از چالش های اخلاقی و حقوقی هوش مصنوعی در کسب وکارهای دیجیتال نیازمند یک رویکرد چندوجهی است و بر اهمیت توسعه دستورالعمل های اخلاقی جامع و چارچوب های حقوقی تاکید دارد. این اقدامات باید تضمین کنند که فناوری های هوش مصنوعی به نحوی استفاده شوند که حقوق بشر را احترام گذاشته و به ترویج یک اقتصاد دیجیتال عادلانه و شفاف کمک کنند.
ارزیابیِ کیفیِ اثربخشیِ ساختارِ کنترلِ داخلیِ دانشگاه های علوم پزشکی تحلیلی مبتنی بر فازی تفسیری ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابرسی سال ۲۳ بهار ۱۴۰۲ شماره ۹۰
۵۳-۲۵
حوزههای تخصصی:
ارزیابی در کنترل های داخلی به ویژه در ساختارهایی با ماهیت عمومی، موضوعی بسیار مهم جهتِ جلوگیری از تقلب و تحریف در عملکردهای مالی محسوب می شود که می تواند به ایجادِ اثربخشی در نظارت ها بر تخصیص بودجه در جهتِ هزینه ها و درآمدهای اختصاصی منجر شود. دانشگاه علوم پزشکی به عنوان یکی از نهادهای بخش عمومی در کشور، از طریقِ ارزیابیِ کنترل داخلی ضمن تقویتِ نظارت ها بر عملکردهای مالی می تواند در تدوین سیاست ها و استراتژی های آتی برای تدوین بودجه نیز موثر باشد. هدف این پژوهش ارزیابیِ کیفیِ اثربخشیِ ساختارِ کنترلِ داخلیِ دانشگاه های علوم پزشکی بود. روش شناسی پژوهش توسعه ای و ترکیبی بود. زیرا اولاً چارچوبِ نظری منسجمی در خصوصِ ارزیابیِ کیفیِ اثربخشیِ ساختارِ کنترلِ داخلی وجود نداشت و این پژوهش به دنبال تعیینِ گزاره های آن بود، لذا از این منظر توسعه ای قلمداد می شود. ثانیاً از نظر نوع داده باتوجه به اینکه داده های پژوهش ابتدا از طریق تحلیل های بخش کیفی (فراترکیب و دلفی) جمع آوری می شود و سپس براساسِ پرسشنامه ماتریسی فازی، اقدام به تعیین تأثیرگذارترین گزاره های ارزیابیِ کیفی ساختارِ کنترلِ داخلی می شود، جزء پژوهش های ترکیبی محسوب می شود. جامعه آماری پژوهش متناسب با نوع جمع آوری داده ها در بخش کیفی، ۱۵ نفر از متخصصان حسابداری و مدیریت در سطح دانشگاهی بودند و در بخش کمی نیز ۲۵ نفر از مدیران، معاونین، سرحسابرسان و حسابرسان ارشد دانشگاه علوم پزشکی حضور داشتند. نتایج پژوهش در بخش کیفی براساس ۱۱ پژوهش شناسایی شده اولیه، از وجودِ ۸ گزاره اصلی حکایت دارد که طی دو مرحله تحلیل دلفی، یک گزاره حذف و مجموعاً ۷ گزاره وارد، فازِ تحلیل تفسیری ساختاری فازی شدند. در بخش کمی نیز نتایج نشان داد، مهمترین و تاثیرگذارترین گزاره ی ارزیابیِ کیفیِ اثربخشیِ ساختارِ کنترل داخلی در دانشگاه علوم پزشکی مربوط به گزاره ی افزایش ضمانت اجرایی در ارزیابی کنترل داخلی می باشد. همچنین مشخص شد، کم اثرترین مولفه های شناسایی شده دو گزاره ی مبنایِ نهادی در ارزیابی کنترل داخلی و مبنای راهبردی در ارزیابی کنترل داخلی در دانشگاه علوم پزشکی می باشد.
تبیین روابط متقابل بین توانمندسازی روانی، هوش معنوی کارکنان وکاهش حوادث و سوانح شغلی (مطالعه موردی: شرکت ملی صنایع مس ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و توسعه منابع انسانی سال ۱۰ بهار ۱۴۰۲ شماره ۳۶
151-174
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش تبیین روابط متقابل بین توانمندسازی روانی، هوش معنوی کارکنان و کاهش حوادث و سوانح شغلی، است. تحقیق حاضر از فرآیندی سه مرحله ای تبعیت می کند. بدین منظور در مرحله اول، ابتدا به روش اسنادی و کتابخانه ای اقدام به مرور و مطالعه ادبیات علمی موجود و قابل دسترس، جهت احصا عوامل اثرگذار بر ابعاد تحقیق شد. سپس، از روش دلفی فازی جهت نهایی کردن و بومی سازی عوامل تأثیرگذار بر ابعاد سه گانه، استفاده گردید. در پایان با کمک تکنیک DEMATEL - based ANP (DANP) ، روابط میان متغیرهای اصلی، فرعی و چگونگی تأثیر آنها بر هم (تاثیر متقابل) تعیین شد. جامعه آماری نهایی این تحقیق را 11 نفر از کارکنان خبره حوزه رفتار سازمانی و مدیران ارشد ایمنی، سوانح و کنترل شرکت ملی صنایع مس ایران، تشکیل دادند. برای انتخاب نمونه، از نمونه گیری قضاوتی استفاده شد که روشی غیر احتمالی است. نتایج تحقیق نشان داد که توانمندسازی روانی و هوش معنوی کارکنان، بصورت مستقیم و یک طرفه بر کاهش حوادث و سوانح شغلی اثر می گذارند و این بدان معنا می باشد که ارتقا و بهبود توانمندسازی روانی و هوش معنوی کارکنان موجب کاهش حوادث و سوانح شغلی خواهد شد. همچنین، مشخص گردید بین توانمندسازی روانی و هوش معنوی کارکنان، ارتباطی دوسویه برقرار است.
بیوم نوآوری و مقایسه آن با سایر استعاره های موجود: یک رویکرد پیمایشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مدیریت عمومی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۶۱
129 - 160
حوزههای تخصصی:
ضرورت درک پدیده نوآوری و پیچیدگی های آن، موجب شده که محققان مختلف برای فهمیدن و فهماندن این پدیده از استعاره های متعددی نظیر سیستم (نظام)، اکوسیستم، کارخانه، مارپیچ، خوشه، زنجیره، شبکه و ... استفاده کنند؛ اما اخیراً استعاره جدیدی به نام بیوم، از حوزه بوم شناسی برای نوآوری بکار رفته است. مقاله حاضر در پی آن است که این استعاره جدید را با استعاره های قبلی فوق الذکر مقایسه نماید و برای این منظور از پیمایش نظرات صاحب نظران استفاده می نماید. برای این هدف، هشت اصل بهینگی استعاره ها (شامل یکپارچه سازی، جانمایی، تنیدگی، امکان بازگشایی، دلیل خوب، تحکیم ترادف، فاصله داری و ملموس بودن) و نیز شش قاعده مقبولیت سنجی استعاره ها (شامل جذابیت، مشهود بودن، متصل بودن، باورکردنی بودن، زیبا بودن و واقعی به نظر رسیدن) بین استعاره های به کاررفته برای نوآوری در قالب دو فرضیه اصلی و 14 فرضیه فرعی بررسی می شود که به تائید فرضیه ها می انجامد. این بدان معناست که استعاره بیوم برای تبیین پدیده نوآوری مناسب تر است؛ زیرا با به کارگیری آن امکان تحلیل و سیاست گذاری اجزا تشکیل دهنده بیوم که در حوزه های مختلف از اکوسیستم ها و روابط بین آن ها تشکیل شده اند، تسهیل خواهد شد. لذا توصیه می شود که سیاست گذاران نوآوری از این چارچوب جدید استفاده کنند.
تأثیر شبکه سازی بر عملکرد فروش: بررسی نقش میانجی خلاقیت و رضایت شغلی (مورد مطالعه: نمایندگی بیمه کوثر مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه شبکه سازی در سازمان می تواند اعتبار فرد را به گونه ای افزایش دهد که منجر به جایگاه والاتر و احساس موفقیت شغلی وی شود. افزایش رفتارهای شبکه ای فروشنده، به طور مؤثری در ارتقا بینش عملی و به طور کلی نیز کمک کننده به خلاقیت در کار و بهبود عملکرد فروش است؛ بنابراین هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر شبکه سازی فروش با خلاقیت و رضایت شغلی بر عملکرد فروش است. جامعه آماری این پژوهش، کارکنان فروش نمایندگی های بیمه کوثر مشهد به تعداد حدود 400 نفر است که به روش تصادفی ساده، 250 نفر از میان آنان انتخاب شد. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه ای با 28 سؤال بود که روایی صوری آن با استفاده از نظر خبرگان، روایی سازه آن با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی و در نهایت، روایی پایایی آن با استفاده از پایایی ترکیبی تأیید شد. تحلیل داده ها به کمک مدل سازی معادله های ساختاری و با استفاده از نرم افزار SPSS22 وSmartPLS3 انجام شد. نتایج حاکی از این بود که رفتار شبکه سازی بر عملکرد فروش با میانجیگری خلاقیت و رضایت شغلی تأثیر مثبت و معنا دار دارد. همچنین، تأثیر مثبت و معنا دار رفتار شبکه سازی حرفه ای و شبکه سازی با مشتریان بر خلاقیت فروشنده تأیید شد. علاوه بر این، تأثیر رفتار شبکه سازی با همتایان و مشتری بر رضایت شغلی تأیید شد. درنهایت، تأثیر مثبت و معنا دار خلاقیت و رضایت شغلی بر عملکرد فروش تأیید شد؛ اما تأثیر رفتار شبکه سازی با همتایان بر خلاقیت و رفتار شبکه سازی حرفه ای بر رضایت شغلی تأیید نشد.
شناسایی و رتبه بندی عوامل موثر براستقرار سیستم های کیفیت ISO 45001 با استفاده از تحلیل تم و BWM فازی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
صنایع فولاد استان چهارمحال و بختیاری از مهمترین شرکت های استان می باشند که قبل از اجرای وظایف ذاتی و قانونی خود باید بتواند مدیریت ایمنی و نگهداشت کارکنان را مد نظر قرار داده تا بتواند ضمن پیشگیری و کاهش تلفات انسانی، سازمانی مفید و مؤثر برای جامعه باشد. و از راههای مهم پیشگیری و کاهش تلفات ایجاد محیط ایمن می باشد. این پژوهش در همین راستا به ارایه چارچوبی برای استقرار سیستم های کیفیت ISO 45001 پرداخته است. هدف پژوهش ارایه چارچوبی برای استقرار سیستم های کیفیت ISO 45001 بود. این پژوهش کاربردی بوده که بصورت آمیخته آمیخته ( کیفی و کمی) می باشد. در بخش کیفی برای کدگذاری و شناسایی عوامل از تحلیل تم استفاده گردید. پژوهشگران برای کدگذاری مصاحبه ها، ابتدا فایل های صوتی را به متن برگرداندند، سپس با استفاده از روش تحلیل تم به شناسایی کدها به صورت باز و بدون محدودیت اقدام کردند برای اولویت بندی عوامل در بخش کمی از تکنیک BWM فازی استفاده شد. جامعه آماری پژوهش خبرگان صنایع فولاد استان چهارمحال و بختیاری می باشد و روش نمونه گیری بصورت هدفمند می باشد و حجم نمونه 10 خبره تعیین گردید. در این راستا با استفاده از مطالعات میدانی و کتابخانه ای و روش تحلیل مضمون عوامل موثر بر استقرارISO 45001 شناسایی شده و به کمک تکنیک BWM فازی رتبه بندی شد. نتایج نشان داد معیار رهبری رتبه اول و بقیه معیارها به ترتیب حمایت و پشتیبانی، اهداف و برنامه ریزی، منابع انسانی، بافت سازمان و زمینه فعالیت، توسعه و ارزیابی عملکرد، عملیات می باشد.
بررسی اثر تنوع قومی اعضای تیم استارتاپ های ایرانی بر حجم سرمایه گذاری جمع آوری شده (مورد مطالعه: شرکت های حاضر در نمایشگاه GITEX دبی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت دولتی دوره ۱۵ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
751 - 765
حوزههای تخصصی:
هدف: شرکت های استارتاپ محور در سراسر جهان نیروی کار متنوعی دارند. پیش بینی ها از این حکایت می کند که نیروهای انسانی آینده در این شرکت ها، اغلب از گروه های اقلیتی مانند زنان، مهاجران و گروه های قومی و نژادی مختلف تشکیل خواهد شد. استارتاپ های ایران نیز از این قاعده مستثنا نیستند و در آن ها تعداد زیادی از افراد با زمینه های قومی و فرهنگی مختلف فعالیت می کنند. توانایی جذب سرمایه برای استارتاپ های نوآور، در راستای رشد بهتر و توسعه آن ها امری ضروری است و انتظار می رود که قابلیت های بنیان گذاران استارتاپ ها این توانایی را توسعه دهد. برهمین اساس، پژوهش حاضر به دنبال بررسی تأثیر تنوع قومی بنیان گذاران استارتاپ های ایرانی حاضر در نمایشگاه جیتکس شهر دبی، بر حجم سرمایه گذاری جمع آوری شده است.
روش: این پژوهش از لحاظ رویکرد کمی است، از جهت هدف کاربردی و از منظر گردآوری داده ها توصیفی است. جامعه آماری آن، بنیان گذاران ۲۰ استارتاپ شرکت کننده در فراخوان صندوق نوآوری و شکوفایی نهاد علمی ریاست جمهوری، در سال های ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۲ است که به صورت سرشماری مطالعه شده است. برای دسته بندی افراد و تنوع قومی، از رویکردی خاص با عنوان شاخصِ شانون استفاده شد. برای بررسی اثر تنوع قومی بر حجم سرمایه جمع شده، از روش هم بستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون و نرم افزار اس پی اس اس استفاده شد. در این پژوهش چندین متغیر نظیر اندازه هم گرویی اعضای شرکت کننده در نمایشگاه (که در سطح تأمین مالی سری A قرار داشتند)، سن استارتاپ (از سال تأسیس تا زمان حضور در این محل، در بازه زمانی ۰ تا ۱۰ سال) و تجربه حضور در استارتاپ (میانگین سال های تجربه کار استارتاپی، قبل از پیوستن به این استارتاپ تا بعد از آن در بازه زمانی ۰ تا ۱۵ سال) به عنوان متغیرهای کنترل در نظر گرفته شده است.
یافته ها: طبق نتایج به دست آمده تنوع قومی بنیان گذاران تیم استارتاپ های ایرانی، بر میزان سرمایه گذاری جمع آوری شده با توجه به متغیرهای کنترل سن استارتاپ ها، اندازه هم گرویی و تجربه تمام وقت، تأثیر معناداری دارد. ضریب رگرسیون میان دو متغیر برابر با 892/0 است که این میزان، نشان دهنده تأثیر مثبت و معنادار تنوع قومی بر حجم سرمایه گذاری جمع شده است. از طرفی، ضریب هم بستگی برای تنوع قومی، مثبت و از نظر آماری معنادار گزارش شد که نشان می دهد افزایش ۱ واحدی در تنوع قومی با افزایش ۱۴درصدی در مجموع سرمایه جذب شده همراه است.
نتیجه گیری: این مطالعه با تأیید نظریه «تنوع به عنوان مزیت» و رد نظریه «تنوع به عنوان ضرر» در زمینه افزایش سرمایه جمع شده استارتاپ، به ادبیات حوزه مدیریت و کارآفرینی کمک کرده است. این پژوهش یادآور می شود که سرمایه گذاران این عرصه می توانند تنوع را به عنوان یک مزیت در استارتاپ ها مدنظر قرار داده و سرمایه گذاری بهتر و مناسب تری انجام دهند. نتایج می تواند با نظریه شناختی و پردازش اطلاعات سازگار باشد؛ به این معنا که در چارچوب ذهنی تنوع، ممکن است ترکیب افراد با مدل های شناختی مختلف، نوآوری و ظرفیت حل مسئله را افزایش دهد. از سوی دیگر، نتایج از نظریه شبکه های اجتماعی و سرمایه اجتماعی (به معنای مجموع منابع بالفعل و بالقوه تعبیه شده درون جامعه) که از طریق شبکه روابطی که افراد یا واحدهای اجتماعی در اختیار دارند، پشتیبانی می کند. نتایج پژوهش با نظریه هویت اجتماعی یا متغیر وابسته آن که نظریه طبقه بندی اجتماعی است، سازگار نیست؛ زیرا استدلال نظریه هویت اجتماعی نشان می دهد که تنوع قومی می تواند تعارض را افزایش یا کارایی تبادل اطلاعات، انسجام و اعتماد را کاهش دهد که به اثرهای منفی عملکرد منجر می شود و این با نتایج پژوهش فوق متناقض است.
تبیین نقش بازاریابی رسانه های اجتماعی شرکتی بر درگیرسازی مشتریان: بررسی تجربه برند و نسل سنی مشتریان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های مدیریت رسانه دوره ۲ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
337 - 365
حوزههای تخصصی:
هدف: با ظهور شبکه های اجتماعی، درگیرسازی مشتریان به یکی از اهداف اصلی شرکت ها از طریق بازاریابی رسانه های اجتماعی تبدیل شده است. این پژوهش به بررسی نقش میانجی تجربه برند و نقش تعدیلگر سن مشتریان در اثرگذاری اقدامات بازاریابی در صفحه اینستاگرام یک شرکت بر درگیرسازی مشتریان می پردازد.
روش: روش شناسی این پژوهش با استراتژی پیمایش، در دسته پژوهش های اثبات گرا قرار دارد و با استفاده از داده های جمع آوری شده از مشتریان (یا کاربران) یک شرکت نمونه به اجرا درآمده که شامل ۳۸۹ نفر مشتری است. داده ها توسط پژوهشگران از طریق پرسش نامه آنلاین جمع آوری و برای تحلیل داده ها از مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد.
یافته ها: یافته ها نشان داد که اقدامات بازاریابی در شبکه اجتماعی اینستاگرام، از طریق نقش میانجی تجربه برند بر درگیرسازی مشتریان معنادار است. همچنین نتایج این پژوهش مؤید آن است که مدیران بازاریابی با طراحی اقدامات خود در شبکه اجتماعی اینستاگرام، به عنوان یکی از پلتفرم های ارتباطی رسانه های اجتماعی با مشتریان، می توانند هم به صورت مستقیم و هم غیرمستقیم و از طریق نقش میانجی تجربه برند، درگیرسازی مشتریان را با برند و صفحه اینستاگرام برند افزایش دهند.
نتیجه گیری: نتایج و پیشنهادهای این پژوهش می تواند برای مدیران بازاریابی، در راستای اولویت بندی اقدامات خود در رسانه های اجتماعی مفید و اثربخش باشد.
ارایه راهبردهای کاهش آسیب پذیری کالبدی شهر کرمانشاه در اثر زلزله(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت شهری دوره ۲۱ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۷۱
۱۳۴-۱۰۳
حوزههای تخصصی:
زلزله یکی از مخرب ترین و غیر قابل پیش بینی ترین سوانح طبیعی است که بسیاری از کشورهای جهان از جمله کشور ایران با توجه به شرایط خاص زمین ساختی در بیشتر مراکز جمعیتی و خود با آن روبه روست در بین نواحی لرزه خیز فلات ایران کمربند چین- گسل زاگرس که شهر کرمانشاه نیز بر آن واقع گردیده به عنوان قسمتی از کمربند کوهزایی آلپ - هیمالیا یکی از جوانترین و فعال ترین زون های در معرض زمین لرزه های با مقیاس بزرگ می باشد. شهر کرمانشاه یکی از بزرگترین کلان شهر غرب کشوربوده و به لحاظ،جمعیتی ، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی اهمیت فراوان دارد، اما به دلیل شرایط نامناسب کالبدی شهر در صورت وقوع زلزله دچار تلفات و خسارات جبران نا پذیر گردیده و در شرایط بحرانی قرار خواهد گرفت. بنابراین در جهت کاهش آثار زیانبار زلزله، ارتقا استاندارد های شهرسازی و دستیابی به توسعه پایدار در این شهر الزامی بوده و در همین راستا هدف اساسی این تحقیق، ارائه مدل های کاهش آسیب پذیری ناشی از زلزله با استفاده از علوم جغرافیا و برنامه ریزی شهری و به کارگیری مدیریت بحران شهری، جهت ارائه راهبردها و برنامه های عملیاتی به منظور کاهش آسیب پذیری شهرکرمانشاه در اثر زلزله می باشد. نوع تحقیق کاربردی و روش آن توصیفی- تحلیلی است. اطلاعات مورد نیاز بر اساس مشاهدات میدانی، پرسشنامه، مطالعات کتابخانه ای و اسنادی و بررسی داده ها، نقشه ها و تصاویر ماهوارهای جمع آوری گردیده. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از مدل تحلیل سلسله مراتبی AHP و نرم افزار ر Expert choice و در مرحله مربوط به ورود، ذخیره پردازش و تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار ARC GIS استفاده گردیده در این پژوهش دو معیار اصلی پایداری فیزیکی شهر و کارایی امدادرسانی شهر در زمان بحران و همچنین ۱۱ زیر معیار مساحت زمین، سطح اشغال بنا، نوع مصالح، قدمت بنا، تعداد طبقات، نوع بافت، فاصله از مراکز خطرزا، تراکم جمعیت، فاصله از مراکز امدادی، دسترسی به فضای باز و عرض معبر جهت تهیه مدل و ارائه راهبردها و برنامه های عملیاتی به منظور کاهش آسیب پذیری ناشی از زلزله در چهار پهنه آسیب پذیری خیلی زیاد، زیاد، متوسط و کم مورد بررسی قرار گرفته و سپس امتیازدهی گردیده، مدل های به دست آمده از نتایج تحقیق بیانگر آن است که از نظر معیار پایداری فیزیکی31/69 درصد از ساختمان های شهر در پهنه آسیب پذیری خیلی زیاد و زیاد بوده و از نظر این معیار منطقه ۳ شهری آسیب پذیرترین منطقه می باشد. همچنین به لحاظ معیار کارایی امدادرسانی در زمان بحران 13/65 درصد از ساختمان های شهر در پهنه آسیب پذیری خیلی زیاد و زیاد قرار دارند که به لحاظ این معیار، منطقه ۵ آسیب پذیر ترین منطقه شهری است. از نظر آسیب پذیری کلی نیز 78/23درصد از ساختمانهای شهر در پهنه آسیب پذیری خیلی زیاد و 097/34 درصد در پهنه آسیب پذیری زیاد قرار دارند. از این نظر مناطق 3، 7 و 4 به ترتیب آسیب پذیر ترین مناطق شهر کرمانشاه می باشند. در اکثر مطالعات مشابه انجام شده قبلی جهت بررسی میزان آسیب پذیری نقشه های آسیب پذیری بر مبنای مساحت و یا تعداد ابنیه آسیب پذیر در پهنه آسیب پذیری خیلی زیاد مد نظر قرار گرفته که این امر نمی تواند معیار دقیقی جهت تعیین میزان آسیب پذیری واقعی باشد. به همین منظور در این مطالعه در جهت رفع این نقص سعی گردیده اثرات درجات مختلف آسیب پذیری از جمله خیلی زیاد، زیاد، متوسط و کم نیز جهت هر یک از زیر معیارها، معیارها لحاظ گردد. جهت تأمین این منظور ابتدا با استفاده از نظر افراد صاحب صلاحیت و کارشناسان برای تعیین درجه اهمیت اثر درجات آسیب پذیری در رده های خیلی زیاد، زیاد، متوسط و کم استفاده گردیده. و پس از اعمال وزن گزینه ها در میزان آسیب پذیری، نقشه های پهنه بندی و جداول میزان امتیاز آسیب پذیری مناطق در هر یک از زیر معیار ها، معیار های اصلی و امتیاز آسیب پذیری کلی شهر تعیین گردیده است.با توجه به این جداول و نقشه ها در معیار پایداری فیزیکی اولویت اهمیت توجه به ترتیب مربوط به مناطق 3، 7، 5، 2، 4، 1، 8 و 6 و در معیار کارایی امدادرسانی در زمان بحران اهمیت مناطق به ترتیب مناطق 5، 3، 7، 2، 1، 4، 6 و 8 می باشند در آسیب پذیری کلی اولویت اهمیت توجه به ترتیب مناطق 3، 7، 5، 4، 2، 1، 8 و ۶ می باشند. با عنایت به نتایج به دست آمده نهایتاً ۶ سیاست کلی و ۲۷ برنامه عملیاتی جهت کاهش آسیب پذیری شهر کرمانشادر اثر زلزله ارائه گردیده.
بررسی تعاملات ابعاد مفهومی هویت دینی و ویژگی های ظاهری آب در خانه های معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت شهری دوره ۲۱ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۷۱
۱۶۴-۱۵۳
حوزههای تخصصی:
در چهارچوب دین مبین اسلام، تمام اجزای هستی باید رو به سوی خدا داشته باشند و هنر اسلامی نیز از این قاعده کلی مستثنی نیست. هر جزئی در نظام خانه به صورت توامان در ظاهر و باطن خود، یاد خداوند را در دل مومنان زنده نگه می دارد و محیطی آرام را فراهم می کنند تا انسان مسلمان بتواند در این فضا، سیر و سلوک درونی خود به سوی خدا را تکامل ببخشد. آب در این میان عنصر ارزشمندی است که از دیرباز و پیش از ظهور اسلام نیز مورد توجه ایرانیان قرار داشته است و با ظهور اسلام و به خصوص مکتب تشیع اهمیتی بسیار زیاد در فرهنگ و حکمت اسلامی یافته است. در بررسی تفسیری-تاریخی حکمت اسلامی 5 عامل در دسته ی ویژگی های ظاهری دسته بندی شدند، همچنین از طریق تحلیل و بررسی آیات و روایت در خصوص مفهوم هویت دینی سکونت در اسلام، 11 ویژگی مورد شناسایی قرار گرفت، که به دو دسته ی کالبدی و معنایی تقسیم شدند. این ویژگی ها به صورت دوتایی یکدیگر را تقویت می کنند، به نحوی که ویژگی های ظاهری آب، ابعاد معنایی هویت دینی را بهبود می بخشند. این ارتباط با استفاده از روش نمونه موردی، با مطالعه ی نمونه هایی از مسکن تاریخی و معاصر شهر یزد، مورد بررسی و آزمون قرار گرفتند. در نهایت پیشنهاداتی برای تقویت و احیای نظام حکمی به کارگیری آب در خانه های معاصر با هدف ارتقای هویت دینی خانه های معاصر یزد ارائه شد.
طراحی مدل خرد مدیریتی: تحلیل کیفی بر نظریه ضمنی کارکنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به دنبال تعیین مدل مدیر خردمند براساس نظریه ضمنی کارکنان است. در این پژوهش از روش کیفی پدیدارشناسی استفاده گردیده است که ساختار و معنای ضمنی یک پدیده را با توجه به معنای ضمنی که افراد از آن در زندگی خود تجربه کرده اند آشکار می نماید. جامعه آماری کلیه کارکنان یک شرکت صنعتی بوده است که به صورت نمونه گیری ملاکی تا اشباع نظری (26 نفر) ادامه یافت. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. جهت تجزیه وتحلیل اطلاعات از تحلیل کیفی استفاده شد. پایایی پژوهش به وسیله پایایی بین ارزیاب و روایی تمام مراحل پژوهش با نظر خبرگان مورد بررسی و تأیید قرار گرفت. نتایج نشان داد مدل خرد مدیریتی دارای 7 بعد است که به ترتیب توجه و آگاهی از دیگران، سازمان دهی و برنامه ریزی، حل مسئله و تصمیم گیری و انگیزش دارای بیشترین فراوانی بود. از نتایج می توان در انتخاب و توسعه بعد محور خرد، همچنین طراحی موقعیت شبیه سازی و کانون ارزیابی استفاده کرد.
طراحی و تبیین مدلی برای برندسازی در سازمان های آموزشی (مورد مطالعه: مدارس سرآمد شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و مدیریت کارآفرینی دوره ۲ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱
75 - 92
حوزههای تخصصی:
برندسازی در حوزه خدمات از موضوعات بسیار مهم و پرکاربرد بازاریابی و رقابت در بازار است که می توان در مدارس (به عنوان سازمان های خدماتی) از آن بهره برد. پژوهش حاضر با هدف طراحی و تبیین مدلی برای برندسازی در مدارس، با رویکرد آمیخته اکتشافی (کیفی – کمی) انجام شده است. جامعه پژوهش شامل کلیه مدیران و معلمان مدارس سرآمد شهر اصفهان بود. در بخش کیفی تا اشباع داده ها، به شیوه نمونه گیری هدفمند با 29 مدیر و معلم مصاحبه شد. داده ها با استفاده از روش تحلیل محتوا تجزیه و تحلیل شدند. در بخش کمی نیز، یک پرسش نامه محقق ساخته و برخاسته از بخش کیفی تدوین گردید که روایی صوری و محتوایی آن بر اساس نظر متخصصان و پایایی آن از طریق ضریب آلفای کرونباخ تأیید شد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران برابر 205 نفر برآورد گردید. نمونه ها با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. در نهایت با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری، برای برندسازی مدارس سرآمد، مدلی متشکّل از مؤلّفه های مدیریت و رهبری، دید آموزشی مدیر، نیروی انسانی، محیط آموزش و یادگیری، حمایت و پشتیبانی، دانش آموزان، مشارکت، امکانات و تسهیلات و کانون فعالیت ها به دست آمد. با استفاده از نتایج به دست آمده؛ مدیران آموزش و پرورش می توانند در راستای تقویت مدارس در حیطه های شناسایی شده گام بردارند.
شناسایی عوامل کلیدی موفقیت در پیاده سازی هویت جنسیتی برند با در نظر گرفتن جامعه مصرف کننده با روش FCM(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کلید مدیریت و توسعه برند، فهمیدن و شناخت این مسئله است که مشتریان به دنبال چه مزیت هایی هستند. در این بین توجه به مفهوم هویت جنسیتی برند و عوامل مؤثر در پیاده سازی آن (به عنوان راه حلی اساسی برای کسب رضایت مشتریان که امروزه متوقع تر از دیروز هستند و فقط به دنبال مزایای کارکردی نیستند، بلکه به دنبال مزایای ناملموسی نیز هستند) یک ضرورت است؛ بنابراین پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل کلیدی موفقیت در پیاده سازی هویت جنسیتی برند و نیز با در نظر گرفتن جامعه مصرف کننده انجام شده است. پژوهش حاضر از لحاظ روش آمیخته و بر مبنای پژوهش کیفی و کمّی، از نظر هدف کاربردی و از حیث روش گردآوری داده ها از نوع پیمایشی و اکتشافی است که فلسفه پژوهشی قیاسی-استقرایی دارد. جامعه آماری پژوهش خبرگان (مدیران بازاریابی صنعت پوشاک) است که اعضای نمونه آن با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و براساس اصل اشباع نظری انتخاب شده است. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی مصاحبه و در بخش کمّی پرسشنامه است که روایی و پایایی مصاحبه پژوهش با استفاده از روش روایی محتوایی، روایی نظری و پایایی درون کدگذار میان کدگذار تأیید و روایی و پایایی پرسشنامه پژوهش نیز با روایی محتوایی و بازآزمون سنجیده شده است. در پژوهش حاضر برای تحلیل داده ها در بخش کیفی از روش تحلیل محتوا و کدگذاری و در بخش کمّی از روش نقشه شناختی فازی بهره گرفته شده است. یافته های پژوهش مشتمل بر شناسایی عوامل موفقیت در پیاده سازی هویت جنسیتی برند به تفکیک جوامع مصرف و اولویت بندی آنهاست. در نتایج پژوهش تناسب ظاهر و سبک، روابط احساسی و عاطفی برند، جزئی نگری و دلبستگی به برند به عنوان مهم ترین عوامل موفقیت برند های زنانه و دریافت ارزش های مبتنی بر قدرت و پرستیژ، دریافت نهایت مطلوبیت، انگیزه های کاربردی و کلی نگری به عنوان مهم ترین عوامل کلیدی موفقیت در پیاده سازی هویت جنسیتی برند در برند های مردانه شناسایی شد.
شناسایی عوامل کلیدی موفقیت در رشد و توسعه شرکت های دانش بنیان با رویکرد سیاست گذاری و خط مشی گذاری مدیریتی با روش نقشه شناخت فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت بازرگانی سال ۲۲ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۵۶
84 - 115
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل کلیدی موفقیت در رشد و توسعه شرکت های دانش بنیان بارویکرد سیاست گذاری و خط مشی گذاری مدیریتی با روش FCM انجام پذیرفت. این پژوهش درزمره تحقیقات کاربردی است که با رویکرد توصیفی و اکتشافی انجام شده و از نظر داده های گردآوری شده دارای ماهیت آمیخته به صورت کیفی و کمی و از نظر فلسفه تحقیق دارای رویکرد قیاسی استقرایی است. جامعه آماری پژوهش، خبرگان هستند که بر اساس اصل کفایت نظری 30 نفر از آنان با روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کمی پرسشنامه و در بخش کیفی مصاحبه است که روایی و پایایی آن ها به ترتیب با روش روایی محتوایی و بازآزمون برای پرسشنامه ها و روایی نظری و پایایی درون کدگذار میان کدگذار برای مصاحبه ها، تایید شد. روش تحلیل در بخش کیفی روش تحلیل محتوا و کدگذاری با نرم افزار Atlas.ti است و در بخش کمی پژوهش تحلیل داده ها با رویکرد FCM انجام شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که ارائه انواع برنامه های حمایتی موثر مانند معافیت کامل مالیاتی، تخصیص اعتبار مالیاتی و سیاست گرنت تحقیق و توسعه، افزایش سطح تسهیلات صندوق نوآوری و شکوفایی، حمایت گسترده مالی و عملی از طرح های بنیاد نخبگان و صندوق حمایت از فناوران و تشکیل کوریدور علمی و فناوری، مهمترین عوامل توسعه شرکت های دانش بنیان هستند.
بررسی اثرات اهرمی و سرایت پذیری تلاطم میان نرخ ارز، شاخص صنایع دارویی و غذایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت مالی سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴۴
83 - 99
حوزههای تخصصی:
یکی از عوامل موثر بر بازده شاخص صنعت دارو و غذا در کشورهای در حال توسعه مانند ایران که از درجه بالایی از نااطمینانی متغیرهای کلان اقتصادی برخوردار است نرخ ارز می باشد. صنعت دارو و غذا به لحاظ ارتباط مستقیم آن با سلامت فرد یکی از صنایع استراتژیک در کشور محسوب می شود از این رو همواره مدیران، سیاستگذاران به آن توجه کرده اند. عوامل مختلفی صنایع غذا و دارو را تحت تاثیر قرار می دهد که یکی از مهم ترین آنان تلاطم های نرخ ارز است. هدف اصلی مطالعه حاضر به دلیل وجود اهمیت صنعت دارو و غذا در اقتصاد کشور بررسی انتقال تلاطم میان نرخ بازده دلار، شاخص صنعت دارویی و شاخص صنعت غذایی می باشد. در این مطالعه ابتدا از مدل میانگین ARMA(1,1) جهت استخراج باقیمانده ها، استفاده شده است و برای بررسی اثرات اهرمی مدل GJR-GARCH به کارگرفته شد و در نهایت جهت بررسی تسری تلاطم میان نرخ دلار، شاخص صنعت دارویی و شاخص صنعت غذایی مدل DECO-GARCH مورد استفاده قرار گرفت. همچنین داده های مورد استفاده در این پژوهش به صورت روزانه و از سایت بورس ویو برای بازه زمانی ششم فروردین ۱۳۹۹ تا سیزده آبان ۱۴۰۲استخراج شده است که مجموعا شامل ۸۶۱ روز کاری، مشاهده می باشد. طبق یافته های پژوهش ضرایب گارچ نامتقارن GJR تمامی سری ها غیرصفر بوده یا به عبارت دیگر اثر اهرمی وجود داشته همچنین با توجه به یافته های پژوهش، اثر شوک های مثبت در هرسه سری بازده بیشتر از اثر شوک های منفی بوده است. همچنین نتایج حاصل از برآورد مدل DECO-GARCH، بیانگر وجود اثر سرریز تلاطم بین نرخ بازده دلار، شاخص صنعت دارویی و شاخص صنعت غذایی می باشد.
واکاوی پیشایندها و پسایندهای دورکاری سازمانی در دوران همه گیری بیماری کووید-19(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رفتار سازمانی سال ۱۲ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۴۸)
161 - 200
حوزههای تخصصی:
دورکاری پدیده ای است که از گذشته بسیار دور مطرح بوده است و با گذر زمان و ظهور اینترنت و همچنین توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات، شکل جدیدی به خود گرفت. همه گیری بیماری کووید-19، تأثیر چشمگیری بر ارتقا و توسعه دورکاری داشت و اهمیت بررسی عوامل مرتبط با آن را دو چندان کرد. بر همین اساس، پژوهش حاضر به روش ترکیبی و با هدف واکاوی پیشایند ها و پسایند های دورکاری سازمانی در دوران همه گیری بیماری کووید-19 و در سال 1402 شمسی، انجام شد. در این پژوهش نخست با استفاده از روش کیفی و رویکرد مرور نظام مند، شاخص های مرتبط با پیشایند ها و پسایند های دورکاری سازمانی استخراج گردید و پسایند ها به دو بخش مطلوب و نامطلوب، دسته بندی شد. سپس در بخش کمی، شاخص ها طی پرسشنامه ای الکترونیک، در اختیار 28 نفر از خبرگان حوزه منابع انسانی قرار گرفت. پس از آن، شاخص های مورد توافق خبرگان با معیار آنتروپی شانون، براساس میزان اهمیت، رتبه بندی گردید. برای تجزیه و تحلیل آماری از نرم افزار SPSS، استفاده شد و نتایج نشان داد که از میان پیشایند ها، شاخص توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات به معنای بهره گیری از ابزار های فناوری و برخورداری از سواد اطلاعاتی و از میان پسایند های مطلوب، افزایش اثربخشی فعالیت ها و از میان پسایند های نامطلوب، کاهش فعالیت های فیزیکی، در رتبه اول گرفت.
رابطه رتبه اعتباری و بازده سهام با تاکید بر نقش احساسات سرمایه گذاران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
اهداف: به طور متعارف تصور می شود، سهام با ریسک زیاد باید بازده بیشتری به همراه داشته باشد؛ با این حال، این تصور ازنظر تجربی نادرست است. دلیل چنین تناقضاتی به احتمال احساسات سرمایه گذاران است؛ بنابراین هدف این پژوهش، بررسی ارتباط احساسات سرمایه گذار، اعتبار تجاری و بازده سهام است.روش: احساسات سرمایه گذاران براساس شاخصی که ترکیبی از قدرت نسبی، خط روان شناسی، حجم معاملات و نرخ تعدیل شده گردش سهام اندازه گیری شده است. برای این منظور داده های ۱۳۰ شرکت به صورت ماهانه برای دوره ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۹ (۱۰۹۲۰ ماه-شرکت) جمع آوری شد.نتایج: نتایج به دست آمده، از این دیدگاه حمایت می کند که ریسک اعتباری با بازده آتی سهام رابطه منفی دارد. به همین ترتیب مشاهده شد که احساسات سرمایه گذاران در سهام سفته بازی به طور میانگین بیشتر از سهام سرمایه گذاری است؛ همچنین نتایج حاصل از تحلیل تک متغیره براساس رگرسیون کوانتایل نشان دهنده آن بود که در تمامی کوانتایل ها بین رتبه اعتباری و احساسات سرمایه گذاران رابطه منفی وجود دارد