فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۷۲۱ تا ۶٬۷۴۰ مورد از کل ۳۳٬۲۷۶ مورد.
منبع:
جامعه شناسی سیاسی ایران سال سوم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴ (پیاپی ۱۲)
1308 - 1326
حوزههای تخصصی:
حق بر عقیده از جمله حقوق بنیادینی است که مورد پذیرش جهان قرار گرفته است. عقیده برخاسته از یک سلسله امور پیچیده سیاسی، تاریخی، فرهنگی و اجتماعی است که ممکن است خود به خود ایجاد آن بینش اساسی نداشته باشد. تحمیل عقیده و اندیشه امر مرسوم در همه آیین ها و فرهنگ ها است و اسلام خردورزی و عقیده همراه با انتخاب و تحقیق را مورد تأکید قرار داده است. از این رو سؤال اصلی پژوهش به این صورت است که حق بر عقیده در حقوق اساسی ایران و رویه قضایی انگلستان به چه صورت است؟ لذا با توجه به روش تحقیق به صورت توصیفی–تحلیلی و با بهره گیری از ابزار کتابخانه ای و مداقه در قوانین حقوقی ایران و انگلسان به این نتیجه رسیدیم که حقوق اساسی ایران برای هرگونه تفتیش عقیده ممنوعیت مطلق را قائل است و ابزار آن را از طریق قانون به شرط عدم تعارض با مبانی قانونی و شرعی مجاز دانسته و قوانین و رویه قضایی انگلستان آزادی عقیده را به رسمیت شناخته و با آزادی عقیده در حقوق ایران تفاوت و محدودیت هایی وجود دارد. محدودیت های آزادی عقیده در انگلستان عدم تعارض با امنیت ملی و نظام سیاسی می باشد.
نقدهای سهروردی بر نظریه ابن سینا در موضوعات هیولا و جسم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی سیاسی ایران سال سوم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴ (پیاپی ۱۲)
1956 - 1970
حوزههای تخصصی:
این مقاله با عنوان « نقدهای سهروردی بر نظریه ابن سینا در موضوعات هیولا و جسم » تدوین شده که دارای ماهیت کیفی و فاقد فرضیه ها و متغیرها می باشد. هدف مقاله بنیادی و نظری است. پرسش اصلی عبارت است از: چگونه نقدهای سهروردی بر نظریه ابن سینا در موضوعات هیولا و جسم تبیین می شود؟ روش تحقیق، توصیفی - تحلیلی است که از ابزار منطق صوری استفاده شده و موقعیت گردآوری داده ها کتابخانه ای است. ابن سینا ضمن اعتقاد به وجود واقعی هیولا، بروز جسم را منوط به وجودش تلقی نموده و جسم را جوهری ممتد و مرکب از ماده و صورت مستقل پنداشته است. در مقابل، سهروردی وجود هیولا را طرد و صرفا ذهنی دانسته و جسم را بسیط، اما شامل جوهر و عرض دانسته و جمع دو جوهر در جسم واحد را نپذیرفته و بعنوان اتصال جوهری و مقدار ممتد پذیرفته است. در این مقاله، به بررسی درستی یا نادرستی این دو دیدگاه پرداخته شده است.
China and Russia against Islamic Fundamentalism
حوزههای تخصصی:
تحوّل در حاکمیت سیاسی و نظام دیوانی اُزبکان ماوراءالنهر(فرارود) از (قرن 9 13ق./ 15 19م.)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی سال ششم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲۴
73 - 101
حوزههای تخصصی:
تاریخ سیاسی و اجتماعی ماوراءالنهر(فرارود) در دوره اسلامی، بزنگاههایی از تصادم دو زیست جهان بدوی و حضری دارد که یکی از متأخرین آنها، برهه قدرت گیری و حاکمیت صحراگردان ازبک و مهاجرت گسترده آنها به قلمرو جهان ایرانی و در نهایت شکل گیری ساختار سیاسی و اداری دوگانه (ایلیاتی حضری) بود. در نوشتار حاضر با بکارگیری رویکرد جامعه شناسانه وبری(نظریه اقتدار سنتی) که روند تحول اقتدار و سلطه در جوامع سنتی را به تصویر می کشد، ادوار حاکمیت سیاسی ازبکان تا قرن 13/19 را با این ابهام پی گرفتیم که «صحراگردان ازبک چه گونه هایی از اقتدار و حاکمیت سنتی را در روند تحول حیات سیاسی خود تجربه کرده اند؟»، مدعای ما این است که «اقتدار سنتی ازبکان، به تبع نظام اجتماعی ترکیبی (حضری و بدوی) و غلبه ساختار ایلی، در چالش پیوسته و پرتنش میان گونه های مختلف، هم زمان ساختار چند لایه ای(از اقتدار جرنوتوکراسی(پیرسالارانه)، پاتریارکال(پدرسالارانه) و پاتریمونیال(پدرشاهی)) را تجربه می کند و سرانجام با قدرت گیری آخرین سلسله از این نژاد(منغیت ها) به دلایلی لایه پاتریمونیال آن تثبیت می شود». ماحصل پژوهش، مدعای فوق را این گونه تکمیل می کند که اقتدار گسترش یافته پاتریمونیال منغیتی به دلیل خودکامگی امیران این سلسله در روند تثبیت اقتدار سیاسی خود به سلطانیسم (که گونه ای از سلطه پاتریمونیال است) نزدیک می شود.
واکاوی سیاست خارجی ترامپ نسبت به افغانستان با تأکید بر توافق نامه صلح با طالبان در سال 2020
حوزههای تخصصی:
با به قدرت رسیدن دونالد ترامپ به عنوان رئیس جمهور آمریکا، بحران افغانستان که از سال 2001 بر سیاست خارجی واشنگتن سایه افکنده است، وارد مرحله جدیدی شد. نکته قابل توجه در این مرحله پذیرش رسمی طالبان به عنوان واقعیتی سیاسی و میدانی در عرصه قدرت در افغانستان است که آمریکا را در مدار رویکرد صلح با طالبان و به دنبال آن پایان دادن به جنگ در افغانستان قرار داده است. هدف اصلی در مقاله حاضر بررسی سیاست خارجی آمریکا در صلح با گروه طالبان است. بر این اساس با بهره گیری از روش توصیفی – تحلیلی و منابع کتابخانه ای، این سوال اصلی را مطرح می کند که سیاست خارجی ترامپ در صلح با گروه طالبان چگونه تبیین می شود و مهم ترین عوامل موثر بر آن چیست؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که ترامپ در انعقاد توافق صلح با طالبان از رویکرد نوانزواگرایی بهره برد که نوعی بین الملل گرایی گزینشی است و یک سیاست خارجی منفعت محور را ارائه می دهد. در این چارچوب آمریکا در دوره ترامپ سعی کرد با کمترین هزینه ممکن در افغانستان حضور داشته باشد و بحران در این کشور را مدیریت کند. مهم ترین عوامل موثر بر صلح آمریکا و طالبان نیز در دو سطح تغییرات سیاست های آمریکا و وضعیت میدانی و سیاست های دولت افغانستان قابل بررسی است.
کالبدشکافی ابعاد امنیت از منظرآیت الله مهدوی کنی(ره)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش سیاسی سال شانزدهم پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲ (پیاپی ۳۲)
317 - 346
حوزههای تخصصی:
امنیت از مهم ترین و ابتدایی ترین مؤلفه های مبنایی هر دولت به شمار می رود. اکثر مبانی نظری در حوزه مطالعات امنیت برگرفته از متون غربی است. البته در سال های اخیر تلاش هایی جهت بومی سازی این مطالعات صورت گرفته اما هنوز جای کار فراوانی دارد. هدف این مقاله کوشش در جهت هدف مذکور است که با روش تحلیل محتوا در سیره آیت الله مهدوی کنی(ره)، سعی شد قدمی در این مسیر مهم برداشته شود. علت انتخاب آیت الله مهدوی کنی، این است که ایشان در سال های ابتدایی پیروزی انقلاب اسلامی، مسئولیت تأمین امنیت کشور را در دو سازمان مهم یعنی کمیته انقلاب اسلامی و وزارت کشور، بر عهده داشتند. محققین به دنبال پاسخ به این سؤال اند که در اندیشه آیت الله مهدوی کنی در خصوص امنیت، چه ابعادی وجود داشته و کدام یک از اولویت برخوردارند؟ برای پاسخ به این سؤال دو دسته از منابع بررسی شد که هرکدام از این دو صرفاً یک قسمت از کار را پیش می برد. نگارندگان با بررسی دقیق منابع نظری حوزه امنیت و منابع مربوط به سیره آیت الله مهدوی کنی، نهایتاً موفق به کالبدشکافی ابعاد امنیت از دیدگاه ایشان گشته به طوری که خروجی حاصل از این پژوهش، کمک شایانی به مطالعات بومی امنیت خواهد نمود. نتیجه تحقیق نشان می دهد که: آیت الله مهدوی کنی، در کنار اینکه ابعاد رایج از امنیت را پذیرفته اند اما معتقدند که پایه و اساس این ابعاد باید اسلام و فرهنگ اسلامی و از همه مهم تر بُعد اخلاقی اسلام باشد، چراکه اگر این طور نشود بسیاری از برنامه ریزی های کلان، به سرمنزل حقیقی خود نخواهند رسید و بجای اینکه بر مبنای اخلاق بنا شوند، بر اساس سیاست بازی های ناصواب شکل خواهند گرفت.
ضرورت ائتلاف راهبردی ایران و چین: متوازن سازی منافع مشترک و پرهیزهای مشترک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۰ تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲
483 - 501
حوزههای تخصصی:
مطابق آموزه های نظریه اتحاد[1] و همکاری[2] در روابط بین الملل و به نظر گروهی از پژوهشگران داخلی و خارجی، دو کشور جمهوری اسلامی ایران و جمهوری خلق چین به رغم داشتن منافع مشترک فراوان در سطوح داخلی، منطقه ای و بین المللی و با وجود برقراری برخی از سطوح مناسبات راهبردی همچنان فاقد شرایط و بایسته های لازم برای ورود به عرصه اتحاد و ائتلاف هستند. پرسش آن است که چه موانعی بر سر راه ارتقای روابط دو کشور از سطوح عادی و بعضاً راهبردی به سطح اتحاد و ائتلاف وجود دارد؟ در پاسخ، گزاره ای که در چارچوب نظریه رژیم ها و با استفاده از دو مفهوم بنیادین منافع مشترک و پرهیزهای مشترک به مثابه فرضیه تقریر و به آزمون داده ها گذاشته شده، دلالت بر این نکته دارد که پرهیزهای مشترک ایران و چین در عرصه داخلی و تعاملات منطقه ای و بین المللی مانع از ارتقای مناسبات دو کشور از سطوح عادی و راهبردی به سطح ائتلاف و اتحاد می شود. برای اثبات/ابطال این فرضیه از روش توصیفی و تحلیلی و برای تجزیه وتحلیل داده های گردآوری شده از منابع کتابخانه ای استفاده شده و در پایان این استنتاج حاصل آمده است که ارتقای مناسبات ایران و چین از سطوح عادی به راهبردی و سرانجام ائتلاف و اتحاد مستلزم متوازن سازی بین منافع مشترک و پرهیزهای مشترک است.
بررسی و تحلیل جایگاه حکومت در فلسفه سیاسی علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات انقلاب اسلامی سال هفدهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۶۳
۱۸۵-۲۰۴
حوزههای تخصصی:
علامه طباطبایی ازجمله اندیشمندان و متفکران برجسته ای است که توجه خاصی به بحث حکومت در فلسفه سیاسی خود داشته است. مقاله حاضر درصدد است با بررسی و تحلیل فلسفه سیاسی علامه طباطبایی، تبیینی از جایگاه حکومت در فلسفه سیاسی وی ارائه نماید. برای این منظور از روش توصیفی تحلیلی و آثار این متفکر اسلامی به این بحث پرداخته خواهد شد. یافته های تحقیق حاضر بیانگر آن است که در فلسفه سیاسی علامه طباطبایی، انسان موجودی اجتماعی است و زندگی اجتماعی انسان به برپایی حکومت می انجامد. بدین ترتیب، مباحث فلسفه سیاسی علامه طباطبایی از انسان شناسی آغاز، و به جهت اجتماعی بودن انسان و تشکیل اجتماع انسانی به مباحث حکومت منتهی می شود.
بحران مالی حوزه یورو و روند همگرایی اروپایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۰ تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲
725 - 745
حوزههای تخصصی:
کامیاب ترین الگوی همگرایی منطقه ایرا می توان در اتحادیه اروپا مشاهده کرد؛ به طوری که با گذشت سالیان دراز هنوز هم الگوی همگرایی منطقه ای موفقی نظیر آن پیدا نشده است. سال 2011 نقطه آغاز تشکیک ها در این پیکر یکپارچه بود. دیدگاه های متعارضی نسبت به نهاد و فرجام همگرایی اروپایی پیش کشیده شد. بی شک بحران حوزه یورو، همگرایی اروپایی را به چالش کشید. بعد از بحران، اروپای واحد به دو نیمه نابرابر تقسیم شد. کشورهای متنعم شمالی و کشورهای در حال ورشکستگی جنوب. شکل گیری این دوگانگی این سؤال را ایجاد می کند که بحران مالی چه تأثیری بر روند همگرایی اروپا برجای گذاشته است؟ در پاسخ می توان گفت بحران در خرده نظام های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی اتحادیه تأثیرگذار بوده و از طریق آنان بر روند همگرایی اثر سوء داشته است. این مقاله برای آزمون فرضیه خود از نظریه سیستمی بهره برده است. بر این مبنا زایش اندیشه های فدرالی ژان مونه و هوادارانش، در توسعه تاریخی همگرایی همان اندازه ارزش دارد که محذورات و فشارهای محیطی؛ فشارهایی که خود برونداد واقعیت های ژئوپلیتیکی و ملاحظات اقتصادی هستند. برای جمع آوری داده ها از اسناد و مدارک موجود در نهادهای اروپایی و کتاب ها و مقالات تخصصی این حوزه استفاده شده است.
امنیت به مثابه «مملکت داری معطوف به آسایش»؛تأملی بر رساله قاجاری «راه نجات»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی سال بیست و سوم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲ (پیاپی ۸۸)
213 - 219
حوزههای تخصصی:
رساله «راه نجات» در سال ۱۲۸۶ ش، یعنی یک سال پس از انقلاب مشروطیت توسط مرتضی قلی خان هدایت ملقب به صنیع الدوله نوشته شده است. در آن دوران ایران دارای ارتش منظم و ملی نبود. وظیفه حفظ و حراست ارضی و مرزی کشور به وسیله افراد و تفنگ داران عشایر و اقوام مرزی انجام می شد. نیروی نظامی و مسلح برای تأمین امنیت راه های داخلی وجود نداشت و تجار نمی توانستند کالاهای خود را از شهری به شهر دیگر با امنیت جابه جا کنند. راه های ارتباطی بین ولایات و شهرهای کشور نیز وجود نداشت. مردم ایران در آن زمان بی سواد بودند و فقط ۲ درصد مردم سواد خواندن و نوشتن داشتند. تعداد افرادی که تحصیلات دانشگاهی را در غرب گذرانده بودند، به یک صد تن نمی رسید. در آن شرایط، رساله راه نجات کوششی بود از سوی صنیع الدوله برای تبیین مهم ترین مسئله آن زمان ایران که به زعم وی، مسئله امنیت بود. نوشتار حاضر به تبیین مفهوم امنیت از منظر یکی از رجال عصر مشروطه و از طریق بازخوانی رساله راه نجات می پردازد. این بازخوانی، بخشی از تاریخ مفهوم امنیت در ذهن و ضمیر ایرانیان را نیز بازنمایی می کند
رصد نقش اقتصاد مقاومتی در آینده اقتدار امنیتی کشور
منبع:
آینده پژوهی انقلاب اسلامی سال اول پاییز ۱۳۹۹ شماره ۲
121 - 160
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر، به بررسی رویکرد اقتصاد مقاومتی در کشور و نقشی که در سبک زندگی مردم و نظم و اقتدار امنیتی اجتماعی در آینده می تواند داشته باشد، پرداخته است. یکی از محورهای مهم اقتصاد مقاومتی کاهش، وابستگی ها و تأکیدبر مزیت های تولید داخل و تلاش برای خود کفایی است که دراین راستا حمایت از تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه داخلی در کنار افزایش نظم و اقتدار امنیتی اجتماعی می تواند در آینده نگری در تغییر سبک زندگی مردم، مؤثر واقع شود. روش شناسی این تحقیق بر سه محور گردآوری اطلاعات، تحلیل علمی و مطالعات تطبیقی، استوار است. به همین جهت به صورت «کیفی» و به شیوه «تحلیل گفتمان» صورت گرفته است. یافته ها و نتایج تحقیق نشان داده اند؛ اقتصاد مقاومتی با رویکرد تربیتی مفهومی است که درپی مقاوم سازی، بحران زدایی، ترمیم ساختارها و نهادهای فرسوده فعلی، می تواند مشکلاتی با بخش امنیتی تربیتی جامعه در آینده داشته باشد. دراین راستا پیشنهاد می شود با نهادینه کردن ابعاد مختلف امنیت اقتصاد مقاومتی در آینده، در ترجیح دادن به تولیدات داخلی، مهار سوداگری و فساد با سیاست گذاری درست و فرهنگ سازی می توان شیوه آینده زندگی مردم را با محوریت اقتصاد مقاومتی در آینده های بلندمدت، تغییر داد و بهبود بخشید و به سمت توسعه و کمال نهایی پیش رفته و به اهداف سند چشم انداز، دست یافت.
تحلیل انتقادی عملکرد و رویه شورای امنیت در تضمین پایبندی به تعهدات عدم اشاعه هسته ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی سیاسی ایران سال سوم بهار ۱۳۹۹ شماره ۱ (پیاپی ۹)
866 - 881
حوزههای تخصصی:
شناسایی رویکرد جدید در رژیم سازی حقوقی بین المللی از طریق گذر از شیوه های سنتی به روندهای نوظهوری چون اعمال صلاحیت های عام قانونگذاری از سوی شورای امنیت سازمان ملل متحد، بر پیچیدگی کلاف بهم تنیده ایی در این باره افزوده است. اقداماتی که در حوزه افزایش سطح و عمق سازوکارهای نظارتی بر نظام های عدم اشاعه هسته ای در قالب قطعنامه هایی نظیر قطعنامه 1540 شورای امنیت سازمان ملل متحد و یا ایجاد بانک های سوخت هسته ای بر مبنای مصوبات نشست های عمومی آژانس بین المللی انرژی اتمی صورت پذیرفته، تغییر رویکرد حقوقی بین المللی در این حوزه را نمایان نموده است. مبرهن است که روند جدید که خود آغازی بر حیاتی نو و متفاوت در حوزه امنیت هسته ای تلقی می گردد، همانند رویه حقوقی تبعیض آمیز گذشته، درصدد تضییق و تحدید حقوق ندارها در دستیابی به تکنولوژی و فن آوری هسته ای در پوشش تامین امنیت بین المللی بوده و هیچ گام عملی را در محو سلاح های هسته ای پیشنهاد نمی نماید. سردادن شعار عدم تحقق اهداف نظام عدم اشاعه از سوی برخی از کشورها در صحنه بین المللی، گامی در جهت توجیه روندهای نوظهور فعلی بوده و بدین جهت است که شناسایی سازوکارهای اجرای چنین ایده هایی در حقوق بین الملل مدرن از ضروریات غیرقابل انکار است. در این پژ وهش سعی بر این بوده تا بتوان از لابلای اسناد و منابع حقوق بین الملل به نحوی صحیح و واقع بینانه روند مزبور بررسی و بتوان در جهت بالابردن غنا و ظرفیت های موجود در ادبیات حقوق بین الملل در این حوزه گام برداشت. واژگان کلیدی: سلاح هسته ای، شورای امنیت، معاهده NPT، اشاعه هسته ای
تبیین اقتصاد نهادگرای جدید از آثار درآمدهای نفتی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از ویژگی های ساختاری اقتصاد ایران و بسیاری از کشورهای خاورمیانه اتکا به درآمدهای نفتی است. وابستگی به درآمدهای نفتی آثار اقتصادی و اجتماعی فراوانی دارد. مدیریت این پی آمدها و جلوگیری از آثار مخرب آن در اقتصاد مستلزم تبیین درست سازوکار اثرگذاری این متغیر مهم است. در پژوهش حاضر، تلاش می شود تا الگویی برای تبیین سازوکار اثرگذاری درآمدهای نفتی در اقتصاد ایران ارائه شود. درآمدهای نفتی دارای دو دسته پی آمدهای منفی و مثبت است. این مقاله بر تأثیرات اقتصادی منفی درآمدهای نفتی متمرکز می شود. الگوی مفهومی این تحقیق به کمک چهارچوب نظری اقتصاد نهادی استخراج می شود. تجزیه وتحلیل اطلاعات با کمک روش توصیفی تحلیلی است. مباحث نظری کلی و عمومی است، اما مطالعه موردی آن اقتصاد ایران است. نتایج نشان داد مهم ترین آثار منفی درآمدهای نفتی ایران عبارت اند از: 1. منفی شدن تراز پرداخت های خارجی (بدون نفت): در اقتصاد ایران هر یک میلیارد دلار افزایش درآمد حاصل از صادرات نفت و گاز به صورت مستقیم 840 میلیون دلار واردات را افزایش می دهد؛ 2. رکود بخش تولید: هر یک واحد افزایش سهم بخش نفت در اقتصاد رشد اقتصادی بدون نفت را به میزان 41/0 واحد کاهش می دهد؛ 3. کاهش بهره وری: تمامی شاخص های بهره وری با درآمدهای نفتی رابطه معکوس دارد و هر یک درصد افزایش درآمدهای نفتی، بهره وری کل عوامل تولید را 24/0 درصد کاهش می دهد. مهم ترین مجراهای اثرگذاری درآمدهای نفتی در متغیرهای اقتصادی ایران عبارت اند از: فراهم آوردن امکان واردات و مصرف گسترده بدون وابستگی به درآمدهای ناشی از تولید، تخریب محیط کسب وکار از طریق عدم شفافیت در تصمیم سازی و انتخاب ها، و کاهش توان رقابت تولید داخلی.
ارزیابی الگوی اسلامی - ایرانی پیشرفت از منظر سیاست گذاری توسعه سرزمینی با تاکید بر رویکرد نهادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سال بیست و نهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۹۷
165 - 194
حوزههای تخصصی:
ایران با وجود آنکه جزء کشورهای پیشرو در حوزه استقرار نظام برنامه ریزی مدرن با پیشینه ای حدود 70 سال محسوب می شود، با این حال نتوانسته است در قامت یک کشور توسعه یافته و دست یافته به رفاه و رضایت عمومی قرار گیرد. این مهم با توجه به آنکه اصول توسعه یافتگی در همه جوامع یکسان بوده و این الگوهای متفاوت توسعه هستند که مسیر توسعه یک جامعه را رقم می زنند، سبب شد تا از اواسط دهه 1380، ضرورت تدوین «الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت» به عنوان مجموعه ای از اصول، ارزش ها، قواعد، سازوکارها، روش ها، تدابیر، فرایند ها، ساختارها، نهادها، نیروی انسانی و منابعی که ایجاد تحول و پیشرفت در جمهوری اسلامی ایران را زمینه ساز خواهند شد، به وجود آید. این الگو پس از 7 سال از تاسیس یک مرکز تخصصی برای تدوین آن در مهرماه 1397 منتشر و به نظرخواهی عمومی گذاشته شد. این مقاله با هدف ارزیابی سند الگوی پایه اسلامی_ ایرانی پیشرفت از منظر سیاست گذاری توسعه سرزمینی و با تاکید بر رویکرد نهادی، تلاش کرده با بهره گیری از روش تحلیل محتوای کیفی و استفاده از نظرات و دیدگاه های نخبگان، معیارهای ارزیابی سند از منظر سیاست گذاری توسعه سرزمینی تعریف و سند مذکور بر اساس آن ها مورد تحلیل قرار گیرد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که بر اساس مولفه ها و پروتکل های ارزیابی، میزان توجه سند به سیاست گذاری توسعه سرزمینی و رویکرد نهادی محدود است. از این رو بنا به مباحث مطروحه، پیشنهاد می شود باتوجه به مولفه ها و پروتکل های ارائه شده در این پژوهش، بازنگری اساسی در محتوای سند صورت پذیرد.
بررسی بازتاب انقلاب اسلامی بر کشور آرژانتین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات انقلاب اسلامی سال هفدهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۶۰
۱۷۷-۲۰۰
حوزههای تخصصی:
انقلاب ها در تحولات اجتماعی و سیاسی کشورها تأثیرگذار هستند. انقلاب اسلامی ایران نیز از این امر مستثنی نبوده و به عنوان منبع تحولات اجتماعی و سیاسی کشورهای دور و نزدیک به شمار می رود. آنچه در این پژوهش به عنوان سؤال اصلی دنبال می شود، آن است که انقلاب اسلامی ایران موجب چه تحولاتی (نوآوری فکری و فیزیکی) در آرژانیتن شده است؟ فرضیه پژوهش نیز به این شکل تعریف شده است که انقلاب اسلامی در ابعاد مختلف، تأثیراتی هم بر مسلمانان و هم بر پیروان سایر مذاهب و نیز نحله های سیاسی آرژانتین گذاشته است. همچنین یافته های پژوهش حاضر در چارچوب نظریه پخش و مبتنی بر 9 محور: مبدأ، مقصد، زمان، موضوع، محیط، انواع، مجاری، موانع و دستاوردهای پخش با عنایت به تقویت موقعیت اجتماعی و سیاسی مسلمانان، و تمایل اقلیت های اجتماعی و سایر نحله های سیاسی به ج. ا. ایران در آرژانتین سامان یافته است.
تأثیر فرایند جهانی شدن و فضای مجازی بر هویت ملی و الزام پیش روی دولت ها
منبع:
دانش تفسیر سیاسی سال دوم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۵
21-52
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله، بررسی چگونگی تأثیر فرایند جهانی شدن و فضای مجازی بر هویت ملیِ جوامع و الزام پیش روی دولت ها به منظور صیانت از هویت ملی در عصر جهانی شدن است. بر این اساس، سؤال مقاله این است که فرایند جهانی شدن و فضای مجازی چگونه بر هویت ملی جوامع تأثیر گذاشته-اند و اینکه دولت ها به منظور صیانت از هویت ملی جامعه ی خود، باید چه رویکردی در برابر فرایند جهانی شدن اتخاذ نمایند؟ در این پژوهش با رویکردی نظری و با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی به این سؤال پاسخ داده می شود. به طورکلی پاسخ مقاله بدین ترتیب است که گسترش و فراگیری جهانی شدن و فضای مجازی و تأثیرات آن ها، موجب شکل گیری و تقویت الگوهای هویتی دیگری غیر از هویت ملی یعنی هویت فراملی و هویت های فروملی (قومی) و درنتیجه، ایجاد تزلزل در تعیین و انتخاب اولویت ها در میان سطوح هویتی و شکاف و تعارض هویتی و بروز بحران هویت و تضعیف هویت ملی در بسیاری از جوامع گشته است؛ اما با تمام این ها، جهانی شدن و فضای مجازی در کنار چالش هایی که برای هویت ملی جوامع ایجاد می کنند، فرصت ها و امکاناتی را نیز پیش روی دولت ها قرار می دهند که آنان در صورت شناخت صحیح این پدیده ها و مواجهه ی منطقی با آن ها، می توانند از آن فرصت ها بهره برده، بر چالش های هویتی غلبه نموده و از هویت ملی کشور صیانت نمایند.
نقش آلمان در مدیریت بحران آب آسیای مرکزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آسیای مرکزی پس از حدود یک قرن انزوا دوباره نه تنها به دلیل وجود منابع انرژی، بلکه به دلیل اهمیت نبود مدیریت منابع آب در حوزه منازعات بین المللی قرار گرفته است. بحران کمبود آب که ناشی از سیاست های غلط دوران استعمار تزاریسم و سپس دوران شوروی است از بحران های شناخته شده در منطقه آسیای مرکزی است که این منطقه را در درازمدت و حتی میان مدت می تواند با خطر درگیری های خونین روبه رو سازد. در این میان بر اهمیت مدیریت منابع آب همواره از سوی آلمان از بدو استقلال کشورهای این منطقه تأکید شده است؛ به طوری که مدیریت پایدار منطقه ای منابع آب و قراردادن آن در هسته مرکزی همکاری های آلمان با کشورهای آسیای مرکزی، نشان از اهمیت این موضوع در سیاست خارجی آلمان در این منطقه دارد. از این رو، در این نوشتار با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از چارچوب نظری نهادگرایی نولیبرال، به دنبال پاسخ این پرسش هستیم که آلمان چه اقدام هایی برای مدیریت پایدار منابع آب در منطقه آسیای مرکزی انجام داده است؟ نتایج این نوشتار نشان می دهد که آلمان با وجود موانعی همچون نبود اطمینان متقابل میان دولت های حاکم، برتری طلبی برخی از کشورهای آسیای مرکزی، پایین بودن سطح همکاری میان پنج کشور منطقه در حوزه مدیریت منابع آب و همچنین مجموعه ای از مشکلات ساختاری، توانسته است به و سیله همکاری های چندجانبه میان نهادها و مراکز علمی، فنی و دانشگاهی و همچنین کمک به کشورهای آسیای مرکزی در حوزه های پیشگیری و کنترل بحران های آبی، اقدام های مهم و درخور توجهی انجام دهد.
Governance beyond the State: Delegating Law-Creating Power to Private Actors and Rethinking Authorities in International Law-Making(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
World Sociopolitical Studies, Volume ۴, Issue ۲, spring ۲۰۲۰
319 - 345
حوزههای تخصصی:
The traditional approach to international law granted states an absolute monopoly in making international law and it discussed the rights and powers of states as a sole subject of international law. However, the proliferation of norms made by non-state actors raises questions with regard to the status of the actors as well as the legitimacy of the norms in the international fora, while it also challenges the state-centric orientation of international law. In consideration of the foregoing, customary law—whichwas traditionally comprised of two statebased elements of practice and opinio juris, as an important source of international law—has been faced with a strand of inquiry: can non-state actors generate international customs? Through 1) an in-depth survey of scholarly arguments regarding law-making in certain circumstances that could also belong to private parties; and 2) a close examination of the lex mercatoria as an example of existing international customs developed by non-state actors, this article tries to clarify a) the legitimacy crisis of a more inclusive approach to international law and b) proposes opportunities whereby non-state actors could participate in the law-making process.
مطالعه تطبیقی دیدگاه دانشمندان فریقین نسبت به مدیریت سیاسی امت اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی سیاسی ایران سال سوم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳ (پیاپی ۱۱)
336 - 359
حوزههای تخصصی:
دین مبین اسلام همانند دیگر ادیان ابراهیمی پس از رسول الله(ص) به لحاظ کلامی و فقهی به فرقه های گوناگون تقسیم شد. هرکدام از این فرقه ها دارای قواعد و اصول خاص خود هستند. تشیع و تسنن مهمترین فرقه هایی هستند که در جهان اسلام شکل گرفتند. فرقه تشیع که به امامیه نیز مشهور است قائل به این است که خداوند متعال، امیر المومنین را به عنوان جانشین بلافصل رسول الله(ص) دانسته اند. اهل سنت که به عامه معروف شدند قائل به این هستند که خداوند و پیامبرش شخصی را به عنوان جانشین سیاسی و علمی خویش معرفی نکرده است. از سوی دیگر مدیریت سیاسی از مسائل ضروری در زندگی بشر است. مسئله اساسی این مقاله مطالعه تطبیقی عقاید دانشمندان این دو فرقه در عرصه مدیریت سیاسی امت اسلامی است. این که دانشمندان این دو فرقه به مسئله حیاتی و ضروری مدیریت سیاسی امت اسلامی چه ایدهای دارند؛ حکومت را براساس چه مقتضیاتی تعریف نمودهاند. این مقاله براساس روش مقایسه ای نگارش یافته است.
مطالعه تطبیقی نظریه جک گلدستون با انقلاب اسلامی ایران و تحولات سیاسی یمن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات انقلاب اسلامی سال هفدهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۶۰
۲۰۱-۲۲۲
حوزههای تخصصی:
نظریه جک گلدستون[1] به عنوان تئوری نسل چهارم انقلاب ها، در انقلاب اسلامی ایران و تحولات سیاسی یمن مورد مطالعه واقع شده است. نظریه مذکور انقلاب اسلامی را علت تولد نسل چهارم نظریه انقلاب ها می داند. رهبری، آرمان و ایدئولوژی، فرهنگ و باورها و شبکه ارتباطی و شخصیت ها از شالوده و اساس این نظریه است؛ که از این رهیافت استخراج شده است. براساس یافته ها و نتایج مقاله به نظر می رسد مدل نظری گلدستون به علت عبور از عوامل تاریخ طبیعی، عمومی و ساختاری در نتیجه تکامل نظریه ها از یک سو، و از سوی دیگر توجه به زمینه های معنوی، شبکه مردمی و حضور رهبری را از عوامل و بسترهای شکل گیری انقلاب و رخداد سیاسی مهم قلمداد می کند. مصادیق و نمونه های عینی بررسی شده در کشور ایران و یمن، این فرضیه را تأیید می کند. [1]. Jack Goldstone.