اسحاق سلطانی

اسحاق سلطانی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۲ مورد از کل ۱۲ مورد.
۱.

مسیر نظریه پردازی برلین در باب آزادی و درس های آن برای ایران معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: آیزایا برلین آزادی فلسفه سیاسی اندیشه سیاسی نظریه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۴
مقدمه و اهداف: تفکیک دو مفهوم آزادی مثبت و منفی توسط برلین از مهمترین نظریه پردازی های صورت پذیرفته در حوزه آزادی است که موجب طرح دیدگاه های متعدد موافق و مخالف پیرامون آن شده است. عمده آثاری که در مقام تبیین و تحلیل این نظریه طرح شده اند پیش از آنکه به فهمی همدلانه نسبت به کلان پروژه فکری برلین دست یافته و در نسبت با آن دیدگاه وی در باب آزادی را درک کنند، موضعی انتقاد خود را که عمدتاً از منظری فلسفی و منطقی بوده است بسط داده اند. این در صورتی است که برلین نقطه آغازی بر مسیر احیاء فلسفه سیاسی در قرن بیستم بوده که تأثیری شگرف بر حوزه آزادی می گذارد. از این رو در این پژوهش سعی می شود ابتدا تصویری کامل از مسیر نظریه پردازی وی ترسیم شود و سپس بر اساس آن درس هایی از مسیر برلین برای اندیشه ورزی در جامعه ایرانی را استخراج کرد. روش: در این نوشتار سعی می شود با بهره گیری از هرمنوتیک روشی کوئنتین اسکینر چگونگی معنایابی تفکیک آزادی منفی از مثبت در آراء آیزایا برلین روشن شود. در این راستا روش شناسی اسکینر و استلزامات عملیاتی آن تبیین شده و مبتنی بر آن به متون برلین مراجعه می شود. بر اساس این روش در مرحله نخست بر بافت سیاسی و اجتماعی و در مرحله دوم بر بافت نظری دوره ای که برلین کنش گفتاری خود را در آن انجام داده است تمرکز یافته و توصیفی دقیق از فضای تاریخی و گفتمانی آن دوره ارائه می شود. پس از روشن شدن مقتضای کنش گفتاری صورت گرفته، « کنش ارتباطی قصد شده» از سوی آیزایا برلین بررسی می شود. یافته ها: او با طرح تفکیک آزادی مثبت از منفی و تقریر ویژه ای که از این امر انجام می دهد در حال انجام یک کنش ارتباطی است که قصد آن مقابله با تفکرات تمامیت خواه و حمایت از اندیشه آزادی لیبرال است. توجه به این مقصد باعث می شود مباحثی که پرامون اصل امکان یا عدم امکان تفکیک این دو مفهوم از یکدیگر با رویکردی انتقادی طرح می شوند و ایرادات فلسفی و منطقی متعددی به آن طرح می کنند، کمی برای ما تعدیل شود؛ چراکه او به دنبال طرح یک بحث فلسفی ابتدائاً نبوده نیست. او در حال حفاظت و حصارکشی پیرامون آزادی مدرن است که حال با ظهور و گسترش تمایت خواهی با چالشی شدیداً نگران کننده رو به رو شده است. نتیجه گیری: آنچه که از مسیر اندیشه ورزی برلین روشن شده و می تواند این است که چه به نحو عام در باب نظریه پردازی و چه به نخو خاص در باب آزادی، نظریه پردازی امری کاملاً هویتی است که با حضور فعال نظریه پرداز در میدان عمل اجتماعی امکان پذیر می شود. لذا اندیشه ورز ایرانی زمانی می تواند به نظریه پردازی برای ایران بپردازد که با اذعان و تکیه بر هویت ایرانی-اسلامی خود و با دریافتی دقیق از دیگری خویش در میدان اندیشه ها، نسبت خود را با رقبا یافته و در این مسیر جدال فکری که در بستر عمل اجتماعی انضمامی می شود هم خویشتن خود را دقیق تر بازیابی کرده و هم به تخاطب با جامعه خود بپردازد. در لایه فلسفی نیز یافتن نقطه اصلی نزاع، یعنی یافتن محل امتداد نیروی اندیشه در میدان اجتماع، اولویت می یابد. بدون یافتن دقیق این نقطه، تلاش پژوهشگر تبدیل به زحماتی متشتت می شود که به دلیل نبود انسجام مبنایی با یکدیگر اتحاد نیافته و لذا کمال نمی یابد.
۲.

تبیین خاستگاه حکمرانی و لوازم آن در قرآن کریم؛ مبتنی بر مبانی انسان شناسانه علامه طباطبائی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: حکمرانی خاستگاه حکمرانی علامه طباطبائی استخدام شریعت حق

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۹
تلاش برای ارائه روایت و معنایی اسلامی از حکمرانی، نیازمند تدقیق و بازاندیشی در خاستگاه و مبانی آن است. در این راستا این پژوهش مبتنی بر روش تفسیری متن گرا، بحث خاستگاه حکمرانی را مد نظر قرار داده است و سعی می شود با مراجعه به روایتی که علامه طباطبائی از انسان در تفسیر شریف المیزان ارائه می دهد به این سؤال پاسخ داده شود که طی چه فرایندی مسئله حکمرانی برای جامعه انسانی موضوعیت دارد و در لحظه رویارویی با این نیاز چگونه به آن پاسخ داده می شود؟ برای پاسخ به این سؤال باید نشان داد ریشه های نخستین بروز اختلاف و نزاع در حیات اجتماعی نخستین انسان ها چیست و از دیدگاه قرآن کریم برای حفاظت از انسانیت انسان چگونه باید از این وضعیت خارج شد. به نظر می رسد ریشه های اولیه این نزاع را باید در طبع استخدام گر بشر جستجو کرد که از لوازم فطری وجود انسان به مثابه خلیفه خداوند متعال است؛ همچنین عاملی که با ایجاد قواعد اولیه تعاملات انسانی به اختلافات پدیدآمده پایان می دهد و به سبب تطابق با عنصر حق، ظرفیت لازم را برای ثبات سازی و ایجاد افق های مشترک متعالی متناسب با سازه وجودی انسان در متن کنش های جمعی جامعه دارد، همان شریعت دینی است.
۳.

نسبت فلسفه تاریخ و سیاست در اندیشه ایرانشهری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ایرانشهری فلسفه تاریخ سیاست زمان زروان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۹ تعداد دانلود : ۲۷۵
مقدمه و اهداف: سیاست از منابع مختلفی تغذیه می کند که در این میان فلسفه تاریخ همواره یکی از مهمترین این منابع به شمار رفته است. پژوهش حاضر قصد دارد به این سؤال بپردازد که فلسفه تاریخ ایران باستان چگونه به سیاست در اندیشه ایرانشهری تعیّن می بخشد. در واقع فهم چیستی و چگونگی تأثیرات فلسفه تاریخ ایران باستان بر اندیشه سیاسی ایرانشهری مسئله اصلی پژوهش حاضر است.روش ها: پژوهش حاضر برای پاسخ به پرسش اصلی خود نیامند بررسی متونی است که بنیان های نظری ایران باستان در آن انعکاس یافته است. چنین متونی یا از سنخ متون اولیه ایران باستان هستند یا از سنخ تحلیل های ثانویه صورت پذیرفته از آنها. در این مقتضا مسئله اصلی فهم یا ارزیابی فهم های صورت پذیرفته از چنین متونی است. به همین دلیل از روش تفسیری متن محور که در گستره روش های هرمنوتیکی جای دارد استفاده می شود.یافته ها: فلسفه تاریخ ایرانشهری را می توان به چهار بخش سرآغاز هستی، موتور محرکه تاریخ، سیر تاریخ و پایان تاریخ تقسیم کرده و مورد تحلیل قرار داد. یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد نزاع در ازل از جدال هورمزد و اهریمن آغاز گشته و در سطوح مختلف تاریخ تجلی می یابد که در سیاست زمینی نیز در همین چارچوب شکل می گیرد. زمان به عنوان مکر زروان برای بازستاندن پادشاهی جهان از اهریمن عامل محرکه تاریخ ایرانشهری تلقی می گردد که سیر تاریخ و گذر زمان بر قدرت هورمزد و نیروهایش افزوده و سلطنت اهریمن را مضمحل می کند. در پایان تاریخ با ظهور سوشیانس جدال آغازین با پیروزی اهورائیان به پایان می رسد و دنیای مادی نیز در زروان بی کرانه محو می گردد. سیاست در گیتی بر مبنای جدال نخستین بنا گشته و به وسیله زمان که تحت تاثیر پیمان اولیه زروان است، کنترل می شود. هر کنشی موعدی دارد که تخطی از آن ممکن نیست. از اینرو زمان خصلتی کاملاً سیاسی می یابد. زمان از بستر و ظرف منفعل رخدادها فراتر رفته و خود تبدیل به کنشگری تعیّن بخش می شود که مراحل تاریخ را می سازد.نتیجه گیری: در اندیشه ایرانشهری فلسفه تاریخ مبنای حاکم بر سایر اصول اندیشگانی است و سامان تمامی حوزه های حیات سیاسی و اجتماعی متأثر از آن است. اساساً با جبرگرایی تاریخی که در سرشت این اندیشه وجود دارد، حیات سیاسی و اجتماعی با تکیه بر آن تعیّن می یابد. در این ساحت «زمان» عاملی اجبارگر و حامل اصلی رخدادها در طول تاریخ است و انسان تنها بازیگریست که از نقش آفرینی آن در چارچوب نمایشنامه ای ازلی استفاده شده است. این زمان است که خصلتی سیاسی داشته و نقش اصلی را در پیشبرد نبرد اهورائیان و اهریمنان دارد. دوگانه اهورایی/ اهریمنی بودن است که بر همه چیز سایه افکنده، هیچ تساهلی را در میان باقی نگذاشته و حیات انسانی را تنها مسیری برای پیکارگری قرار داده است. نبرد دائمی خیر و شر چنین است که تبدیل به عامل اصلی محرک تاریخ می شود. امر سیاسی ایرانشهری نیز در چارچوب این دوگان گرفتار آمده و ناچار وضعیتی سازش ناپذیر برای جهان ایرانشهری خلق کرده و بر این اساس در اندیشه ایرانشهری انسان در «وضعیت سیاسی» زیست می کند؛ وضعیتی که همواره انسان ها در یک سوی این دوگان قرار دادشته و همواره در مواجهه با غیریتی قرار دارند. فلسفه تاریخ نقاط عطف و هنگامه های اساسی تغییر در جهان را نیز تعیین کرده است. در اینجا سیاست نه حاصل اراده کامل شهریاران و عاملان بلکه حاصل اراده زمان است که محقق می گردد.
۴.

عوامل برهم زننده نظم و ثبات اجتماعی حق محور در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: قرآن کریم ثبات اجتماعی حق ثبات زا علامه طباطبایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۱ تعداد دانلود : ۳۲۱
پژوهش حاضر مبتنی بر روش «تفسیر موضوعی قرآن کریم»، به دنبال شناسایی عواملی که از منظر قرآن کریم، نظم و ثبات اجتماعی را تهدید می کنند، است. از این رو ابتدا به بررسی محور ثبات زا در قرآن کریم پرداخته شده تا به این وسیله بتوان، عوامل مقابله کننده آن را به عنوان عوامل برهم زننده نظم و ثبات اجتماعی مورد شناسایی قرارداد. قرآن کریم عنصر «حق» را به دلیل ریشه دار بودن در توحید، فطری بودن و معیار حقیقی داوری در اختلاف، به عنوان محور ثبات زا معرفی می نماید. از منظر قرآن کریم، وجود این محور ثبات زا موجب می شود که اختلافات، ناامنی و آشوب خاتمه یابد و حیاتی توأم با نظمی انسانی به ارمغان آید. از آنجایی که سؤال اصلی پژوهش حاضر، «چه عواملی موجب برهم زدن نظم و ثبات اجتماعی می شوند؟» است و محور ثبات زا مدنظر قرآن «حق» است، به برررسی عوامل مقابله کننده با «حق» پرداخته شده و عواملی چون حاکمان طاغوتی، بزرگان و اشراف مشرکین و شیطان رجیم به عنوان برهم زنندگان نظم و ثبات اجتماعی مورد شناسایی قرار گرفتند که با تمسک به گستره وسیعی از روش ها سعی دارند تلاش های انبیاء الهی جهت استقرار حق را با چالش روبرو نمایند.
۵.

طرح و نقد مفهوم «آزادی مثبت» با تکیه بر مبانی قرآنی علامه طباطبائی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: مبانی قرآنی آزادی مثبت عقل علامه طباطبائی تفسیر المیزان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۶ تعداد دانلود : ۱۹۱
آزادی مثبت به واسطه تأکید بر عقل به عنوان وجه قوام بُعد عالی وجود انسان، در وهله نخست در معرض شناخت به مثابه مفهومی دارای قرابت با مبانی انسان شناسی اسلامی قرار دارد. از این رو ضرورت دارد علاوه بر ارائه یکپارچه و دقیق از این مفهوم، به نقد مبنایی آن بر اساس رویکرد اسلامی پرداخت. در این نوشتار مبتنی بر تفسیر روشی متن محور، پس از ارائه چیستی مفهوم آزادی مثبت، با تکیه بر مبانی قرآنی علامه طباطبائی به نقد و ارزیابی آن پرداخته می شود. در این مفهوم عقل، عنصر اساسی است که ضرورت بخش اتصاف انسان به آزادی بوده و در صورت قرار گرفتن در محور انتظام بخشی حیات اجتماعی، امکان بهره مندی از آزادی را برای انسان فراهم می آورد. این در صورتی است که مبنای اتصاف به آزادی در قرآن کریم خلافت الهی انسان است که تنها با حاکمیت یافتن حق در عرصه حیات اجتماعی امکان بهره مندی از آزادی برای انسان پدید می آورد. ارائه درکی استقلالی از انسان با تکیه بر عقل و همچنین عدم تفکیک عقل در مقام اثبات و ثبوت از جمله عواملی هستند که موجب انحراف این مفهوم از حقیقت آزادی می شوند.
۶.

مبانی مؤلفۀ «کارگزار آزادی» و عناصر تشکیل دهندۀ آن در نظریۀ قرآنی آزادی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: کارگزار آزادی آزادی مدار آزادی آزادی حق مدار قرآن کریم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۰ تعداد دانلود : ۲۸۵
برای دستیابی به منظومه فکری آزادی در قرآن کریم لازم است مبتنی بر چهارچوبی قرآنی به مجموعه ای از مؤلفه ها پرداخت که طرح منسجم تمامی آ ن ها منجر به تصویری کامل از سیمای آزادی در قرآن کریم می شود. یکی از این مؤلفه ها «کارگزار آزادی» است. پژوهش پیشِ رو درپی پاسخ به این سؤال است که در قرآن کریم چه عناصری مسئولیت ایجاد زمینه های لازم برای بهره مندی اعضای جامعه از آزادی های خود را برعهده داشته و چگونه این مهم را محقق می کنند. برای پاسخ ازطریق رویکرد پژوهش موضوعی قرآن کریم و مبتنی بر روش تفسیری قرآن به قرآن، مؤلفه مدار آزادی محورِ هویت بخش دیگر مؤلفه های نظریه قرآنی آزادی شناخته شده و عنصر «حق» مبنای تعیین کننده این مؤلفه شناسایی شد. استقرار و حاکمیت یافتن «حق» در عرصه اجتماع با ایجاد نظم و قاعده در تعاملات انسانی زمینه بهره مندی انسان ها از آزادی را فراهم آورده و استبداد و استثمار را از روابط انسانی می زداید. بنابراین، هر عاملی که مسئولیت طرح، تبیین، استقرار و حفاظت از حاکمیت «حق» را برعهده دارد کارگزار آزادی شناسایی می شود. براین اساس، قرآن کریم «دین، انبیای الهی و جامعه دینی» را کارگزاران آزادی معرفی می کند.
۷.

طرح مفهوم آزادی منفی و نقد آن بر اساس مبانی قرآنی علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آزادی آزادی منفی علامه طباطبایی قرآن کریم فردگرایی

تعداد بازدید : ۳۴۱ تعداد دانلود : ۲۹۲
نوشتار حاضر در پی آن است تا با تکیه بر روش تفسیر متن محور و بر اساس مبانی قرآنی علامه طباطبایی به ارزیابی انتقادی مفهوم منفی آزادی بپردازد. در این راستا ابتدا سعی می شود تببینی جامع از این مفهوم ارائه شده و سپس با تکیه بر آیات قرآن کریم به نقد مبنایی آن پرداخته شود. فردگرایی به عنوان اصل اساسی آزادی منفی، ارائه دهنده روایتی استقلالی از انسان است که مبتنی بر آن خواست فردی تبدیل به محور تعیین کننده آزادی های بشر می شود. حال آنکه چنین درکی از انسان در تعارض با حقیقت وی به عنوان خلیفه خداوند متعال قرار دارد. در نگاه قرآنی انسان از آن جهت که خلیفه خداوند متعال است از آزادی و گستره حاکمیتی وسیع بهره مند می شود؛ اما این بهره مندی به نحو استقلال، اولی و فی نفسه نیست، بلکه به نحو ثانوی و تبعی است. تکیه بر خواست فردی(طبع استخدامگر بشر) امری است که حیات اجتماعی انسان را استبدادی می کند. تنها در صورتی انسان از استبداد رهایی یافته و از آزادی های خویش و زیست انسانی متعاون بهره مند می شود که عنصر «حق» در حیات اجتماعی حاکمیت یافته، در منازعات محور داوری قرار گرفته و تعیین کننده چارچوب آزادی های فردی و اجتماعی باشد.
۸.

طرح آزادی جمهوری خواهانه و نقد آن بر اساس مبانی قرآنی علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آزادی آزادی جمهوری خواهانه مدار آزادی علامه طباطبایی و قرآن کریم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۴ تعداد دانلود : ۳۰۹
آزادی جمهوری خواهانه یکی از مفاهیم برجسته حوزه آزادی است که با وجود ریشه های تاریخی دیرپا، در دو دهه گذشته به صورت ویژه ای مورد توجه آزادی پژوهان قرار گرفته است. این نوشتار مبتنی بر روش تفسیری متن محور در گام نخست به طرح چیستی مفهوم آزادی جمهوری خواهانه می پردازد. سپس از مبانی انسان شناسانه آزادی که علامه طباطبائی در تفسیر المیزان طرح کرده اند بهره برده و با تکیه بر آیات قرآن کریم به ارزیابی انتقادی این مفهوم می پردازد. بر اساس این مفهوم صرف وجود امکان مداخله خودسرانه از سوی عاملی بیرونی، فارغ از آنکه دخالتی در عمل صورت پذیرد یا خیر، به معنای از بین رفتن آزادی اعضای جامعه و به بردگی گماشتن آنها است. مبتنی بر مبانی قرآنی آزادی در دو سطح این مفهوم دارای تناقضاتی اساسی است؛ در سطح مبنایی مبتنی بر درک استقلالی از انسان استوار شده که در تعارض با حقیقت خلافت الهی انسان و لوازم آن قرار دارد. در سطح فرآیندی نیز آزادی جمهوری خواهانه با تکیه بر خواست فردی اعضای جامعه می خواهد ابزارهایی را برای تحقق عینی آزادی و حفاظت از آن طراحی کند. حال آنکه ماهیت تکیه بر خواست فردی انسان در حقیقت تکیه بر فطرت استخدام گر بشر است؛ ویژگی ای که خود عامل پیدایش استبداد و اخلال در بهره مندی اعضای جامعه از آزادی های خود می باشد. این در صورتی است که تنها با تکیه بر عنصر «حق» است که می توان جامعه انسانی را از بند استبداد رهانیده و زمینه بهره مندی انسان ها از آزادی را فراهم آورد.
۹.

جایگاه مؤلفه «مدار آزادی» در نظریه قرآنی آزادی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: آزادی مدار آزادی حق آزادی حق مدار قرآن کریم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۴ تعداد دانلود : ۲۸۷
این نوشتار قصد دارد به تبیین این نکته پردازد که با عرضه سؤالات اساسی حیطه آزادی به قرآن کریم، می توان وجود مؤلفه ای متمایز را از پاسخ های منعکس شده درآیات مختلف استخراج کرد که از آن تعبیر به «مدار آزادی» می شود. پژوهش حاضر مبتنی بر روش «تفسیر موضوعی قرآن کریم» است و پس از تشخیص وجود مؤلفه مدار آزادی، به تبیین محتوایی آن پرداخته و عنصر «حق» را به مثابه مدار آزادی در قرآن کریم معرفی می کند. بر این اساس «حق» عنصری است که شرایط مورد نیاز جهت بهره مندی انسان از آزادی ها را در حیات دنیایی فراهم کرده و تعیین کننده مصادیق آزادی ها و ناآزادی ها است. حق همواره امری ثابت و پایدار بوده که به سبب ریشه داشتن در فطرت بشر نظم و آرامش را برای جامعه انسانی به ارمغان می آورد؛ زیرا حق تنها معیار سنجش اعمال افراد و داوری میان آن ها جهت ریشه کن کردن اختلافات است. چنین کارویژه هایی ازآن روست که حق صرفاً از جانب خداوند متعال  بوده و تنها از ذات باری تعالی نشأت می گیرد.
۱۰.

ماهیت نظریه در فلسفه سیاسی از منظر علامه طباطبائی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فلسفه سیاسی نظریه فلسفه اسلامی اعتباریات علامه طباطبایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۷ تعداد دانلود : ۴۵۶
این نوشتار چیستی نظریه در فلسفه سیاسی را با ابتناء به آراء علامه طباطبائی و بر اساس روش تفسیری متن محور مورد بحث قرار داده است. ابتدا جایگاه فلسفه سیاسی و تعریف آن در گستره علوم اسلامی مشخص گشته و سپس با مبنا قرار دادن نظریه ادراکات اعتباری، به تعریف نظریه در سطح فلسفه سیاسی پرداخته می شود. بر این اساس نظریه عبارت است از مجموعه اعتبارهای کلی و ثابتِ(اعتبارهای حدوسط) ارزشمند و مقدس که با سامان دادن به افعال جمعی انسان ها در جامعه، قصد دارد آنان را به سمت سعادت کمال انسانی رهنمون شود. پس سه ویژگی اعتباری بودن، کلیت و ثبات به عنوان مژلفه های اساسی نظریه در نظر گرفته شده است. برای تحقق چنین معنایی لازم است با اتکا به معقول ثانی فلسفی متناسب با هر یک از حوزه های موضوعی فلسفه سیاسی، که خود مبتنی بر انسان شناسی اسلامی اتخاذ شده اند، مجموعه اعتبارهای حدوسطی، که امتدادیافته همان معقول ثانی هستند، را به صورتی منسجم و در ارتباط با یکدیگر سامان داد. همچنین برای داوری چنین نظریه ای می توان مطابقت آن با اعتبارهای شرعی، تجارب بشری، ساختار طبیعی وجود انسانی و مهمتر از همه انطباق با ساختار روحانی و علوی وجود انسان را مد نظر قرار داد.
۱۱.

مطالعه تطبیقی آرای مرتضی مطهری و آیزایا برلین در باب آزادی؛ مبتنی بر مؤلفه های کنش گر، مانع و غایت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آزادی کنشگر مانع غایت انسان شناسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲۸ تعداد دانلود : ۵۴۴
در این نوشتار سعی شده با رویکردی تحلیلی و با اتخاذ تعریف تعدیل یافته مک کالوم از آزادی به عنوان چارچوب نظری به مقایسه تطبیقی آرای مرتضی مطهری و آیزایا برلین در باب آزادی پرداخته و مسیر متفاوت ساخته شدن این مفاهیم را نظاره کرد. بر این اساس در ذیل مؤلفه «کنشگر انسانی»، به مقایسه مباحث انسان شناسانه دو اندیشمند پرداخته، در ذیل مؤلفه «مانع» به موانع ایجابی- سلبی آزادی که کنشگر از آن ها آزاد است- نیست پرداخته و در پایان در ذیل مؤلفه «غایت»؛ به مقایسه اهداف و غایاتی که هر یک از این دو اندیشمند از آزادی دارند پرداخته شد. در نگاه برلین ازآنجاکه انسان موجودی نامتعین است و می بایست خود، به وجود خویش تعین بخشد؛ آزادی، ارزشی ابزاری به حساب نیامده و خود غایت است. آزادی اولویت دارترین ارزش محسوب می شود، زیرا قرار است فرد با استفاده از آن وجوه ناقص و ناکامل و نامتعین خویش را بنا به میل و اراده خود تحقق بخشد. اما در نگاه مرتضی مطهری ازآنجاکه انسان موجودی فطرت مند است که سرشتی بالقوه متعین داشته و لذا دارای غایاتی مشخص است، آزادی اعتبار می شود تا فرد بتواند در مسیر رشد و تکامل خود گام بردارد. یعنی آزادی ابزاری است که انسان صرفاً با استفاده از آن می تواند به غایات والای خود دست یابد.
۱۲.

تأملی در حکم فقهی مشارکت انتخاباتی در نظام سیاسی اسلام

کلیدواژه‌ها: مشارکت انتخاباتی فقه سیاسی حفظ نظام اختیارات حاکم منطقهالفراغ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۸ تعداد دانلود : ۴۶۶
ازآنجاکه در حکومت اسلامی دستگاه فقهی مهم ترین دستگاه متولی تعیین ضرورت و یا عدم ضرورت رفتارهای حکومتی می باشد، در این نوشتار قصد داریم تا به بررسی یکی مهم ترین کنش های سیاسی ممکن، یعنی مشارکت انتخاباتی، از منظری فقهی، بپردازیم. در این راستا نخست از قالب «حق» و «تکلیف»، به این کنش نظر کرده و نشان داده ایم که مردم حقی بر حکومت دارند تا برای آنان بستر مشارکت سیاسی فراهم آید. در گام بعد پس از مهیا شدن زمینه استیفا این حق، بر مردم واجب می شود تا در این بستر که از مهم ترین اشکال آن در عصر حاضر حضور در انتخابات است، دست به مشارکت زنند. برای اثبات این مدعا با روشی فقهی به متون دینی و منابع فقهی رجوع نموده و از این رهگذر به سه دلیل عمده متمسک شده ایم که عبارت اند از: 1. وجوب حفظ نظام و حفظ اقتدار آن، 2. مقام خلافت و مسئولیت امت، 3. اختیارات حاکم در منطقهالفراغ.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان