فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۷۴۱ تا ۶٬۷۶۰ مورد از کل ۳۳٬۲۷۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
موج جدید بیداری اسلامی در عصر حاضر، حاوی نظم نوینی در خاورمیانه است که هژمونی امریکا را در منطقه، دچار فروپاشی کرده است. مسئله اصلی، آن است که پدیده بیداری اسلامی همچون تمامی جنبش ها و نهضت ها با آسیب ها، فرصت ها و چالش هایی مواجه است. عدم بهره وری از فرصتها، تهدیدات اضمحلال این تحول شگرف را به همراه دارد. بدین خاطر نوشتار حاضر با تبیین فراز و فرود پدیده بیداری اسلامی در کشورهای اسلامی، به برون رفت از چالش های پیش روی این حرکت عظیم، با تمرکز بر نقش هدایتگرانه علمای اسلامی از دیدگاه مقام معظم رهبری، پرداخته است. یافته های تحقیق با روش توصیفی تحلیلی، گویای آن است که علمای اسلام با بستر سازی گفتمان فکری اسلامی در جامعه، زمینه رشد بینش سیاسی آحاد جامعه را تقویت نمودند و آنها را متوجه حقوق فطری خویش ساختند. این مهم، آغازگر مطالبه گری و قیام مردم علیه حاکمان جور در برخی کشورها گردید.
نسبت سیاست و فهم در منظومه فکری هانا آرنت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش سیاسی سال شانزدهم پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲ (پیاپی ۳۲)
567 - 590
حوزههای تخصصی:
هانا آرنت از متفکرانی است که بیشتر در حوزه اندیشه سیاسی با «ریشه های توتالیتاریسم»، «خشونت»، «انقلاب» و «وضع بشر» شناخته می شود اما همزمان نگاهی عمیقا فلسفی با گرایشهای زیستمانی و پدیدارشناسانه برآمده از همنشینی با هایدگر در این آثار نشان می دهد که در «میان گذشته و آینده» و «حیات ذهن» به اوج می رسد و بیش از سیاست، به فلسفه محض و با تاکید بر مقوله فهم و هرمنوتیک نزدیکتر می شود. در این پژوهش می کوشیم به فهمی از نسبت این دو بعد فلسفی و سیاسی اندیشه ها و آرای آرنت دست یابیم و به این مسئله پاسخ گوییم که چه نسبتی میان هرمنوتیک، فهم و پدیدارشناسی از یکسو و سیاست از سوی دیگر، در اندیشه آرنت وجود دارد؟ برای پاسخ به این سوال، رویکرد آرنت به «فهم» و «امر سیاسی» و نسبت این دو را با روشی توصیفی و تحلیلی در آثار برجسته او مورد بررسی قرار می دهیم.در فرجام این تحقیق به نظر می رسد آرنت انسان و امر سیاسی و نیز مقوله فهم را در دل چارچوبی واحد و از منظر و رویکردی فراگیرتر می بیند و نگاهی پدیدارشناسانه و تفسیری نسبت به انسان، جهان، فهمِ جهان و نیز امر سیاسی دارد. منظومه فکری هانا آرنت پیوندی است میان پدیدارشناسی و نظریه سیاسی و به عبارتی گونه ای سیاسی کردن پدیدارشناسی هرمنوتیک و بسط رویکردی پدیدارشناسانه-هرمنوتیک در حوزه نظریه و فکر سیاسی. از آنجا که رویکرد پدیدارشناسانه هرمنوتیک آرنت به امر سیاسی در درجه اول و بیش از هرچیز در فهم «جهانیت» وجود بشری به کار گرفته شده است، می توان آن را نوعی پدیدارشناسی وجودگرا یا انسان شناسی پدیدارشناسانه امر سیاسی خواند.
شناسائی و بررسی تحلیلی ریسک های موجود در مدیریت زنجیره تامین خطوط انتقال گاز با رویکرد ترکیبی تصمیم گیری گروهی غیر قطعی (مورد مطالعه شرکت ملی گاز ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی سیاسی ایران سال سوم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴ (پیاپی ۱۲)
2059 - 2075
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر به دنبال شناسائی و تحلیل ریسک های موجود در مدیریت زنجیره تامین خطوط انتقال گاز با رویکرد ترکیبی تصمیم گیری گروهی غیر قطعی می باشد. مورد مطالعه شرکت ملی گاز ایران انتخاب گردید. برای دستیابی به هدف تحقیق با استفاده از مطالعات کتابخانه ای کلیه ریسک های اشاره شده در زنجیره های تامین مختلف استخراج شد. سپس عوامل تکراری حذف و یک کل یکپارچه حاصل گردید که شامل 43 ریسک بود. سپس با استفاده از تکنیک دلفی، 43 متغیر مورد مطالعه پالایش و متغیرهای بی ارتباط با زنجیره تامین انتقال گاز کنار گذاشته شد. تعداد 37 عامل باقی ماند که برای تعیین روابط بین آنها از روش دیمتل فازی استفاده شد. با استفاده از این روش 5 سطح تعیین گردید که سطح اول به عنوان اثرپذیرترین سطح و سطح پنجم اثرگذارترین سطح را نشان می داد. در سطح اول 16 عامل و در سطح 5 ام نیز 2 عامل قرار گرفت؛ سایر سطوح نیز مقادیر متفاوتی از ریسکها را به خود تخصیص دادند. در پایان با استفاده از تکنیک میک مک نیز میزان نفوذ و وابستگی هر ریسک تعیین شد.
تحلیل استعاره های طرد زنان از عرصه سیاست در اندرزنامه های سده میانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش سیاست نظری پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲۸
139-160
حوزههای تخصصی:
عرصه سیاست از دیرباز عرصه ای مردانه تعریف شده است و زنان، جایگاه مشخص و برجسته ای در این حوزه نداشته اند. حتی در فلسفه غرب که نمودی از عقل گرایی و اندیشیدن شناخته می شود، زنان به عنوان جنس دوم شناخته شده، با فرض اینکه عقل خصلتی مردانه دارد، نادیده گرفته می شوند. در این مقاله با توجه به اینکه بررسی منزلت و جایگاه زنان در متون اندرزنامه ها در ادوار مختلف، یکی از راه هایی است که می تواند روشن کننده وضعیت و موقعیت زنان در دوره های تاریخی باشد، به تحلیل طرد یا قبول آنها از سوی دستگاه معرفتی پرداخته می شود. آنچه در اندرزنامه ها به عنوان متون برجسته سیاسی در سده میانه به چشم می خورد، نمایشی از موجودی به نام زن است که هیچ جا حضور نداشته و به دلیل عدم حضور، قلم در دست مردان بوده است و سیمای او را به هر گونه ای که پسند ایشان بوده، ترسیم کرده اند. پرسشی که این نوشتار به دنبال پاسخ آن است این است که چه استعاره هایی در اندرزنامه ها و متون تاریخی سده های میانه وجود دارد که طرد و به حاشیه راندن زنان را تقویت کرده است؟ این مقاله با چارچوب تئوریک تحلیل استعاری و طبقه بندی استعاره ها در سه عنوان استعاره آفرینش، استعاره حکومت داری و استعاره فلسفی عقل مذکر به بررسی گزاره های متون سیاسی و ادب حکمرانی پرداخته است. این نوشتار مبتنی بر فرضیه ای است که در آن زنان سال ها مطرود و محصور در زندگی خصوصی بودند و استعاره هایی از این دست در حذف زنان از عرصه سیاسی، نقش ویژه و مؤثری داشته است.
مطالعه رابطه شاخصهای شفافیت و پاسخگویی و کنترل فساد بر شاخص رفاه لگاتوم مطالعه کشورهای حوزه سند چشم انداز توسعه کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این مطالعه بررسی تاثیر شاخصهای شفافیت ، پاسخگویی دولت و کنترل فساد بر شاخص رفاه لگاتوم در کشورهای منتخب (کشورهای حوزه سند چشم انداز توسعه کشور) طی سالهای 2000تا 2018 می باشد. برای این منظور از داده های آماری بانک جهانی برای متغیرهای مستقل و داده های موسسه لگاتوم برای شاخص رفاه لگاتوم استفاده شده است مدل تحقیق با استفاده از تکنیک داده های تابلویی تخمین زده شده است. نتایج نشان دادکه بین شاخص فساد اداری و شاخص رفاه لگاتوم رابطه منفی و معنی دار وجود دارد همچنین بین فساد قانونی و شاخص رفاه لگاتوم ارتباط معنی دار و منفی مشاهده شد؛ اما بین فساد سیاسی و شاخص رفاه لگاتوم ارتباط معنی داری مشاهده نگردید؛ همچنین بین شاخصهای شفافیت و پاسخگویی دولت با شاخص رفاه لگاتوم هم رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد ؛ از این رو مهم ترین توصیه سیاستی این مطالعه برای نیل به اهداف سند چشم انداز کشور ارتقای شاخصهای نهادی ازجمله بهبود قوانین و مقررات و ساختارهای پاسخگویی می باشد علاوه بر این مبارزه سیستماتیک با فساد و باز تعریف فساد در قوانین و تعیین حدود و ثغور مسولیت اجتماعی و اختیارات مدیران محلی و تفویض اختیار به آنان تو صیه می گردد. طبقه بندی موضوعی : JEL ) ; C23; E31; E62 H11;H19)
تحلیل دلیل ها و عامل های مادی و غیرمادی پیوسته سازی شبه جزیره کریمه به فدراسیون روسیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بعد از فروپاشی اتحاد شوروی در سال 1991 و پایان منازعات شرق و غرب، به نظر می رسید دوران صلح و امنیت فرا رسیده باشد؛ اما تنها بیش از دو دهه از سقوط دیوار برلین نگذشته بود که شرایط به گونه ای تغییر کرد که دوباره، غرب و روسیه در اوکراین به حمایت از بخشی از جامعه اوکراین روبه روی یکدیگر قرار گرفتند. روسیه پس از گسترش بحران، تصمیم به پیوسته سازی شبه جزیره کریمه به فدراسیون روسیه گرفت و پس از اشغال و برگزاری همه پرسی که با موافقت 96 درصدی مردم آن همراه شد، در 21 مارس 2014 به طور رسمی شبه جزیره کریمه را به فدراسیون روسیه پیوسته ساخت. از این رو، هدف اصلی این نوشتار، با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و بر اساس چارچوب نظری واقع گرایی تدافعی و سازه انگاری، پاسخ گویی به این پرسش ها است که چرا روسیه تصمیم به پیوسته سازی شبه جزیره کریمه به فدراسیون روسیه گرفت؟ و علت های گسترش بحران و موفقیت آمیزبودن این پیوسته سازی چیست؟ نتایج به دست آمده از این مقاله، حاکی از آن است که علت های تصمیم روسیه به پیوسته سازی شبه جزیره کریمه به فدراسیون روسیه را باید در چارچوب فرایند قدرت و رفع تهدیدی توضیح داد که به وسیله گسترش و توسعه ناتو و اتحادیه اروپا به سوی مرزهای امنیتی روسیه به وجود آمده بود. همچنین اشتراک ها و پیوندهای تاریخی، زبانی، قومی، نژادی و مذهبی میان دو جامعه روسیه و شبه جزیره کریمه از دلیل های مهمی بوده اند که هم در گسترش بحران و هم در موفقیت آمیز بودن پیوسته سازی شبه جزیره کریمه به فدراسیون روسیه نقش مهمی داشته اند.
عوامل همگرایی و واگرایی در روابط ایالات متحده و اتحادیه اروپا «2020 - 2008»
منبع:
دانش تفسیر سیاسی سال دوم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۴
32-55
حوزههای تخصصی:
همگرایی و واگرایی یکی از موضوعات موردبحث در عرصه روابط بین الملل است، در این میان اتخاذ سیاست های امنیتی و دفاعی ایالات متحده آمریکا در قبال اتحادیه اروپا در دوره اوباما و ترامپ در سال های 2008-2020 زمینه را برای همگرایی و واگرایی میان دو واحد سیاسی فراهم کرده است. امنیت متقابل، مشخصات فرهنگی و هم افزایی اقتصادی از مهم ترین مؤلفه های کلیدی همگرایی ایالات متحده و اتحادیه اروپا است. در مقابل، تلاش روسیه برای نزدیکی به نواحی شرقی اتحادیه اروپا و تضعیف اتحاد فرا آتلانتیکی، مهم ترین عامل واگرایی میان ایالات متحده و اتحادیه اروپا است. عوامل فوق این سؤال را مطرح می کند که عوامل همگرایی و واگرایی در روابط سیاسی-امنیتی ایالات متحده و اتحادیه اروپا (2008 تا 2020) چیست؟ در پاسخ به این سؤال این فرضیه مطرح شد که از سال ٢٠٠٨ تاکنون شاهد همگرایی در روابط آمریکا و اتحادیه اروپا در حوزه های مختلفی همچون حقوق بشر، تروریسم، ایران و تأکید بر پیمان فرااتلانتیک گرایی و واگرایی با تأکید بر به خطر افتادن هژمونی آمریکا، ناشی از همگرایی روسیه با اتحادیه اروپا هستیم.
ایران و چندجانبه گرایی راهبردی مبتنی بر دیپلماسی علم: مطالعه ی تطبیقی حضور ایران، ترکیه، عربستان و مالزی در سازمان های بین المللی علم و فناوری(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
علوم سیاسی (باقرالعلوم) سال بیست و سوم بهار ۱۳۹۹ شماره ۸۹
121 - 158
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی چگونگی بهره برداری کشورهای اسلامی ایران، ترکیه، عربستان و مالزی از سازمان های بین المللی حوزه ی علم و فناوری و ظرفیت ها و فرصت های مغفول مانده ی ایران در این حوزه است. در این راستا ابتدا مهم ترین سازمان های بین المللی در حوزه علم و فناوری، در بُعد منطقه ای و جهانی، شناسایی شده و میزان حضور و بهره برداری کشورهای مذکور با ایران مقایسه گردید. در این نوشتار مصاحبه و تحلیل نظرات خبرگان حوزه علم و فناوری نشان می دهد هرچند به لحاظ کمّی حضور ایران در فرآیندهای چندجانبه بین المللی این حوزه سطح قابل قبولی دارد، اما به لحاظ کیفی مطلوب نیست. مهم ترین دلیل این امر، کمبود نیروی انسانی دارای مهارت در حوزه ی همکاری های بین المللی علم و فناوری و سطح پایین دانش تخصصی فعالان این حوزه است. عضویت ایران در نهادهای بین المللی غالباً به صورت غیرمتمرکز بوده و نمایندگان ایرانی از حضور یک دیگر اطلاع ندارند و نمی توانند از تجارب و ظرفیت های موجود حداکثر استفاده را ببرند. ناهماهنگی و عدم هم سویی نمایندگان حاضر در این سازمان ها بسیار جدی است. از چالش های اصلی حضور نمایندگان در نهادهای بین المللی می توان به مواردی هم چون: تعامل با سازمان های اصلی متولی ازجمله وزارت امور خارجه، عدم جدیت سایر سازمان ها در تعاملات خود، عدم شفافیت قوانین داخلی و عدم اشراف بر قوانین و حقوق بین المللی اشاره کرد.
تبیین سیاست خارجی دونالد ترامپ در رویارویی با بحران هستهای کره شمالی: واکاوی متغیرهای سطح تحلیل خُرد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فعالیت هستهای کره شمالی به عنوان بحرانی مستمر از دوران جنگ سرد تاکنون ادامه داشته است. به ویژه که با دستیابی کره شمالی به موشکهای بالستیک و قارهپیما بحران از منطقه شرق آسیا فراتر رفته، و موجب تنش و ناامنی در نظام بینالملل نیز شده است. ایالات متحده آمریکا که از ابتدا تاکنون برنامه هستهایزدایی این کشور را در دستور کار سیاست خارجی خود در منطقه شرق آسیا قرار داده است، با روی کار آوردن دونالد ترامپ به عنوان چهل و پنجمین رئیس جمهور آمریکا سیاستهای مصرانهتری را جهت خلع سلاح هستهای این کشور به نمایش گذاشت، که جملگی از تهدید و تحریم تا مذاکره و توافق در نوسان بوده است. بنابراین با نگاهی به سیر تقابل و تعامل ترامپ با کره شمالی این سوال اساسی مطرح شد: که سیاست خارجی دونالد ترامپ در رویارویی با بحران هستهای کره شمالی چگونه قابل تبیین است؟ جهت پاسخ به این سوال با کاربست نظریه پیوستگی جیمز روزنا به واکاوی موضوع در سطح تحلیل خرد پرداختیم. یافتههای پژوهش روشن کرد که منافع سیاسی، امنیتی و استراتژیک هریک از دو کشور موجب میشود که این بحران توسط دونالد ترامپ نیز لاینحل باقی بماند. در این پژوهش شیوه پرداخت به مسئله تبیینی_توصیفی بوده و گردآوردی اطلاعات به شیوه اسنادی است.
ظهور قدرت های متوسط نوظهور در خاورمیانه جدید: امارات متحده عربی و قطر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال دوازدهم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲
309 - 336
حوزههای تخصصی:
نظم منطقه ای پس از ناآرامی های عربی که از آن با عنوان خاورمیانه جدید یاد می شود شاهد نقش آفرینی بازیگران متوسط نوظهور همچون قطر و امارات متحده عربی است. از منظر مولفه های قدرت این دولت ها بر خلاف بازیگران متوسط بین المللی پیشین در منطقه نظیر ایران، مصر، عربستان، عراق و سوریه فاقد استانداردهای لازم برای تبدیل شدن به بازیگران منطقه ای هستند. حال سوال این است چرا این بازیگران دامنه فعالیت خود را از زیر نظام منطقه ای خلیج فارس به نظم منطقه ای خاورمیانه در معنای موسع آن گسترش داده اند. در این ارتباط، به نظر می رسد عدم تسری ناآرامی های عربی در اوائل دهه 2010 به امارات و قطر این فرصت را برای آنها فراهم ساخت تا در پرتو تضعیف سایر رقبای درگیر این ناآرامی ها چون مصر یا سوریه به بازیگران منطقه ای تبدیل شوند. با این حال، بررسی سیر تحولی سیاست خارجی کشورهای مذکور از پیش از بروز ناآرامی های عربی گویای آن است که آنها در صدد تغییر جایگاه خود در نردبان روابط بین الملل منطقه بودند.. مقاله حاضر قصد دارد با اشاره به روند جابجایی قدرت در بین بازیگران منطقه ای طی دوره پسا ناآرامی عربی به طور عام و تمرکز بر الگوی های نوین حاکم بر سیاست خارجی دو قدرت متوسط نوظهور مورد اشاره به طور خاص، به پرسش فوق پاسخ دهد. این مهم در پرتو چارچوب مفهومی قدرت های متوسط منطقه ای در عرصه روابط بین الملل انجام خواهد شد.
کاربست الگوهای تحلیل کنش های کلامی امام علی علیه السلام در نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش سیاسی سال شانزدهم پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲ (پیاپی ۳۲)
369 - 388
حوزههای تخصصی:
نظریه کنش کلامی یکی از نظریات مطرح در زمینه تحلیل گفتمان و متن شناسی است. این نظریه که شاخه ای از فلسفه زبان است به بررسی افعال و جملات در موقعیّت های مختلف می پردازد. نظریه کنش کلامی برای اولین بار توسط آستین مطرح شد و پس از او، سرل کار ناتمام او را در پنج الگو به صورت ترغیبی، اظهاری، عاطفی، تعهّدی و اعلامی به پایان رساند. در الگوی که سرل ارائه کرد اطلاعاتی که توسط افعال و جمله های معادل آن ها تبادل می شود مورد ارزیابی قرار می گیرد. این نظریه با بررسی و واکاوی افعال و جملات در متون دینی اعم از قرآن و نهج البلاغه و کشف لایه های زیرین و عمیق کلام به تولید شاکله نو می پردازد. هم چنین نهج البلاغه به عنوان یکی از شاهکارترین متون ادب دینی دارای فصیح ترین و بلیغ ترین جملات و کلمات است. این کتاب ارزنده شامل خطبه ها و نامه ها و کلمات قصار امام علی (ع) در همه زمینه ها اعم از سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دایره المعارفی کامل و راهبردی در همه ادوار بوده است. بُعد سیاسی نهج البلاغه یکی از ابعاد مهم آن است زیرا عدالت اجتماعی، مساوات و برابری و مدیریت صحیح نظام اداری از دغدغه های اصلی حضرت علی (ع) بوده است.
روش های اجرای اهداف توسعه پایدار در منطقه خلیج فارس از منظر حقوق بین الملل محیط زیست(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین المللی سال ۱۶ بهار ۱۳۹۹ شماره ۴ (پیاپی ۶۴)
111 - 131
حوزههای تخصصی:
حقوق محیط زیست ابزار مهمی برای نظارت و مدیریت توسعه پایدار است؛ پایداری توسعه درکشورها اعم از فقیر و غنی، صنعتی و غیر صنعتی، مفهوم توسعه پایدار را از چارچوب مرزهای ملی فراتر برده و در قالب نظام حاکمیت جهانی، قابل ارزیابی و تحلیل است. هدف از مطالعه موردی خلیج فارس دراین نوشتار، اهمیت خاص این منطقه از لحاظ وجود منابع عظیم انرژی های تجدیدناپذیر به خصوص نفت، گاز و شرایط خاص زیست محیطی بهویژه بسته بودن این خلیج، عبور کشتیهای نفتکش، بهره برداری خارج از استاندارد جهانی و دور از انتظار با بررسی اجرای شاخص های توسعه پایدار در حوزه حقوق بین الملل محیط زیست، به دنبال ارایه راهکاری صحیح برای حفاظت از خلیج فارس می باشد. دراین رهگذر شاخص های اقتصادی، اجتماعی، محیطی، سه رکن اساسی توسعه پایدار هستند و تمامی این شاخص ها، حقوق بین الملل محیط زیست در خلیج فارس را تحت تاثیر قرارمی دهد. این مقاله در پی پاسخگویی به این سوال است که اجرای توسعه پایدار در محیط زیست دریایی خلیج فارس از چه مسیرهایی امکانپذیر است؟ نوشتار پیش رو، با بهره گیری از روش ﺗﻮﺻیﻔی و ﺗﺤﻠیﻠی ﺿﻤﻦ ﺑﺮرﺳی وﺿﻌیﺖ زیﺴﺖ ﻣﺤیﻄی ﺧﻠیﺞ ﻓﺎرس نحوه اجرای توسعه پایدار در ایﻦ ﻣﻨﻄﻘﻪ را ﺷﻨﺎﺳﺎیی کﺮده و در ﭘﺎیﺎن راﻫکﺎرﻫﺎ و ﭘﺸﻨﻬﺎدهای ﻻزم اراﺋﻪ می دهد. نتیجه کلی مقاله با تامل در اهداف 14و 17سند 2030 نشان می دهد که نیاز است، آیینهای اجرایی از طریق تعیین شاخصها، کنترل شود.
جریان شناسی تطبیقی روشنفکری دینی در تاریخ معاصر ایران
حوزههای تخصصی:
وقوع انقلاب مشروطه، زمینه ساز ورود روشنفکری به ایران بوده است که به تبع آن و هم چنین به سبب بافت دینی جامعه ایرانی، با پدیده ای به نام روشنفکری دینی در سالهای اخیر روبه رو هستیم. این مقاله با در نظر گرفتن روش جریان شناسی تطبیقی به این سؤال پاسخ داده است که: "صورتبندی ویژگیهای اساسی جریانات روشنفکری دینی در ایران معاصر، چه نقاط افتراق و اشتراکی را به وجود آورده است؟ چهار جریان با عنوان "رویکرد علمی به دین"، "رویکرد التقاطی در دین"، "رویکرد جامعه شناختی نسبت به دین" و "رویکرد معرفت شناختی به دین"، جریانات روشنفکری دینی در ایران معاصر هستند. نقاط اشتراک این جریانها، شامل دو جنبه ایجابی احیای نقش دین در جامعه، استفاده از بهره های روشنفکری غربی و دو جنبه سلبی نقد دین شناسی رایج و نقد روشنفکران گذشته است. هم چنین، این جریانها به لحاظ روشی و نظام اولویت گذاری از یکدیگر متمایز است. منظور از اولویت گذاری، برتری و انتخاب دین یا علم (تجدد) در مواقع لازم است. در حوزه روش نیز این رویکردها به ترتیب با روشی پوزیتیویستی، التقاطی (میان اسلام و مارکسیسم)، جامعه شناختی و معرفت شناختی به نسبت دین و تجدد می پردازد.
تاثیر نگرش به دنیا در ساخت تمدن از منظر قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انسان بر اساس نوع نگرش خود، در بستر تاریخ حرکت می کند و مسیر خود را انتخاب می نماید؛ لذا نوع نگرش انسان به دنیا، در ساخت تمدن اهمیت دارد. این نوشتار با روش توصیفی- تحلیلی و رویکردی قرآنی درصدد است تا تاثیر نگرش به دنیا را در ساخت تمدن از منظر قرآن مورد کنکاش قرار دهد. یافته ها، حکایت از آن دارند که از منظر قرآن، سه نگرش کلی به دنیا وجود دارد: نگرش دنیا گریزِ آخرت طلب، دنیا طلبِ آخرت گریز و دنیا دارِ آخرت گرا. در صورت باور به هر یک از این سه نگرش،در مرحله عمل، سه دنیای متفاوت، اما دو جهان تمدنی مغایر، شکل می گیرند. نگرش اول یعنی نگرش دنیا گریزِ آخرت طلب، توان ساخت هیچ تمدنی را ندارد؛ از این رو از موضوع جهان تمدنی خارج است؛ اما دو نگرش دیگر، قادر به ساخت تمدن اند. یکی ابلیسی و دیگری توحیدی که هر کدام به صورت وجودی مشکک، قابلیت استقرار دارند.
بررسی جریان القاعده افغانستان؛ ماهیت، تبارشناسی و عقاید آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه جریان تکفیر به عنوان یک بلای خانمان سوز دامن مسلمانان جهان را گرفته است. جریانی که می کوشد برداشت افراطی و خشن خود را از مبانی تعالی بخش اسلام، در جهان پیاده کند. در این رهگذار «القاعده» افغانستان همواره به عنوان بنیانگذار و خط دهنده ی جریان تکفیر در منطقه ی غرب آسیا مورد توجه و اتقان صاحب نظران بوده و هست. زمانی بر اهمیت بررسی این جریان افزوده می شود که دریابیم بیشتر گروه های تکفیری که امروز در صف نبرد با محور مقاومت قرار گرفته اند، ریشه در القاعده و تفکرات این جریان داشته و دارند. گروهی که «عبدالله عزّام فلسطینى»،«اسامه بن لادن عربستانى» و «أیمن الظواهرى مصرى » با عنوان «القاعده» در کشور افغانستان و به بهانه ی جهاد علیه شوروی بنیان نهادند، بعدها سرمنشأ پیدایش جریان های سلفی افراطی و تکفیری زیادی در منطقه گردید؛ به طوری که می توان ادعا کرد که عمده تفکر جریان انحرافی تکفیر با ظهور این جریان قوت و قدرت گرفت. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی با واکاوی این جریان می کوشد تا به این سؤال اساسی پاسخ دهد که عوامل زمینه ساز، سیر تاریخی و نحوه ی پیدایش القاعده به عنوان یک جریان سلفی تکفیری کدام اند و مبانی فکری و اعتقادی القاعده چیست؟! یافته های پژوهش نشان می دهد که جهاد بر علیه ارتش کمونیستی شوروی، باعث شد تا سه رهبر بزرگ سلفی در افغانستان با یکدیگر ائتلاف کرده و زمینه ساز پیدایش جریان جهادى فراگیری به نام «القاعده» شوند. ریشه ی تفکرات القاعده، بر بستر اندیشه ی سلفی استوار است و رهبران آن به طور خاص، بیشتر از تفکر حاکم بر جریان هاى اخوانى مصر تأثیر پذیرفته اند. همچنین این پژوهش با بررسی تفکرات رهبران القاعده به این نتیجه رسیده است که گسترش تفکر شیعه با راهبری و پرچمداری کشور شیعی ایران، همواره برای آنان خطرآفرین بوده و در پی دفع این خطر بوده و هستند.
ظرفیت فقه سیاسی در گسترش و تعمیق مرزهای راهبردی دولت اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
بیشینه سازی قدرت برای زیست در ساحت بین الملل از مسائل مهم دولت اسلامی است. پژوهش پیش رو با طرح این پرسش که ظرفیت فقه سیاسی در گسترش و تعمیق مرزهای راهبردی دولت اسلامی چیست، در تلاش است با توسعه مفهوم مرز و سرحدات دولت اسلامی از خط مرزی به نقطه راهبردی انگاره مرزهای راهبردی دولت اسلامی را تأسیس و در جست وجویی فقهی، گسترش و تعمیق این مرزها را پیگیری نماید تا منافع و مصالح این دولت تأمین شود. مرز، اعتباری است که با اغراض ایدئولوژیکی و استراتژیکی، انواع حوزه نفوذ دولت را به وجود می آورد. این تحقیق از لحاظ روش، توصیفی تحلیلی بوده و یافته های آن نشان می دهد مرز راهبردی بر اساس راهبرد کلان دولت ها در جهت تأمین منافع فراملی شکل می گیرد؛ تقابل منفعت ها و مصلحت ها، حضور دولت در عمق استراتژیک خود را ضروری می سازد. احکام فقه سیاسی ظرفیت متنوعی برای گسترش و تعمیق مرزهای راهبردی دارد. تألیف قلوب و شرایط حاکم در هم کاری ها و معاهدات دولت اسلامی، مهم ترین این ظرفیت ها محسوب می شود.
عوامل تاثیر گذار بر روابط ج.ا.ایران و ج.آذربایجان از سال 1992 تا 2016(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در دهه 1990 و استقلال کشورهای قفقاز جنوبی باعث تحولی در منطقه و سیاست های کشورهای همسایه این منطقه شد. یکی از این کشورهایی که توانست استقلال خود را از اتحادیه جماهیر شوروی به دست آورد، آذربایجان بود که به دلیل داشتن منابع انرژی فراوان به خصوص نفت و گاز دارای اهمیت به سزایی در بین کشورهای منطقه قفقاز می باشد. از همین رو ج.ا. ایران نیز با توجه به پیوندهای تاریخی، قومی،فرهنگی، مذهبی و همسایگی که با آذربایجان دارند، تلاش کرد که روابط خود را با این کشور افزایش دهد. با این حال این کشور برای به دست آوردن اهداف و منافع اش در آذربایجان و ایجاد روابط سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و انرژی با مسائل و مشکلاتی روبه رو بوده است که ما در این مقاله در پی بررسی این مشکلات و موانع پیش پای ج.ا.ایران برآمدیم. از این رو سوال اصلی مقاله این است که « عوامل تاثیر گذار بر سیاست خارجی و دست آوردهای ایران در آذربایجان بین سال های 1991 تا 2017 کدام اند و چه تاثیری بر روابط دو کشور گذاشته است؟» به علاوه ما در این مقاله از چارچوب نظری نوواقع گرایی به بررسی سیاست خارجی ایران و عوامل موثر بر آن می پردازیم.
مولفه های قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران در حوزه دیپلماسی و سیاست خارجی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قدرت پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲۳
277 - 302
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به مطالعه و تشریح مولفه ها و عناصر قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران در قرن بیست و یکم می پردازد. در این پژوهش علاوه بر توضیح مولفه ها و عناصر یاد شده سعی شده است اهمیت و شیوه کاربرد این قدرت برای پیشبرد اهداف سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران نیز تبیین شود . مهم ترین استدلالی که اینجا مطرح شده است آن است که جمهوری اسلامی ایران با افزایش قدرت نرم خود در شرایط عادی، ضمن نفوذ در افکار و قلوب دیگران، می تواند به تقویت و ذخیره سازی قدرت سخت خود در شرایط بحرانی نیز دست یابد. ایران زمانی می تواند از قدرت نرم خود بهره ببرد و به تقویت قدرت ملی خود دست یابد که استراتژی، راهبرد و نیز ارزش های مطلوب خود را به گونه ای ارائه دهد که از دو بعد ملی و فراملی از مولفه های تولید قدرت خود نهایت بهره برداری را به عمل آورد. اهمیت تقویت و به کارگیری قدرت نرم توسط دولتمردان جمهوری اسلامی ایران در عصر جهانی شدن و گسترش ارتباطات بین جوامع بیشتر می شود. حال سئوالی که مطرح می شود این است که مهم ترین مولفه ها و عناصر قدرت نرم ایران در حوزه های فرهنگ و سیاست و دیپلماسی چه می باشند. سئوال دیگر این است که از این مولفه ها و عناصر به چه نحوی می توان برای پیشبرد اهداف سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران استفاده کرد ؟ در پژوهش حاضر سعی شده است به صورت علمی به این سئوالات پاسخ داده شود.
واکاوی چگونگی افول هژمونی آمریکا در عرصه جهانی با تاکید بر ویروس کرونا (از منظر حقوقی و سیاسی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحولات جهانی از بروز بحرانی جدید در نظم نوین جهانی حکایت دارد. تا مدت زمان زیادی امریکا به عنوان قدرت هژمون نظم بین الملل را بر اساس نظم تک قطبی شکل داده بود. نتایج تحقیق بر این تأکید دارند که کرونا ویروس باعث تغییر در نظریه ها و روایت های کلان و خرد سیاسی به مفاهیم بنیادی حوزه سیاست و علوم سیاسی شده است؛ چنانکه نگرش به دولت بخصوص کارکرد آن تغییر بنیادین یافت.اما اکنون جهان با وقایعی رو به رو شده است که این نظم تک قطبی و به معنایی دیگر هژمونی امریکا را به چالش کشانده است. ما در این مقاله در صدد پاسخ به این سوال هستیم که دلایل افول هژمونی ایالات متحده در دوره زمانی 2003 تا 2020 مبتنی بر چه پارامترهای نظریه های روابط بین الملل می باشد؟ فرضیه ای که برای آن در نظر گرفته شده است این است که امریکا به دلیل سیاست های یکجانبه گرایانه ای که در دهه های اخیر داشته است و از طرف دیگر ظهور قدرت های بزرگی همچون چین و اکنون نیز بحران کووید 19 در حوزه های اقتصادی، سیاسی، نظامی و فرهنگی رو به ضعف گذاشته و قدرت هژمونیک این کشور رو به افول است. این پژوهش بر روش تحلیل گفتمان لاکلا و موف استوار بوده و روش به کار برده شده در آن توصیفی- تحلیلی می باشد.
تاثیر ائتلاف راهبردی امارات و رژیم صهیونیستی بر امنیت خلیج فارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۳ زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴۹
147 - 169
حوزههای تخصصی:
روابط اعراب و رژیم صهیونیستی را می توان از مهمترین مسائل امنیتی چند دهه اخیر جهان اسلام دانست. مسئله ای که ابتدا با اتحاد و ائتلاف اعراب علیه رژیم صهیونیستی همراه بود و حتی به جنگ های چندگانه منتهی شد؛ اما با شکست اعراب در این جنگ ها و نیز نبود رهبران کاریزماتیک همچون ناصر، در ادامه دامنه تنش ها به تدریج به سمت و سوی تنش زدایی و حتی برقراری روابط منجر شد. در این مقاله هدف بررسی و تجزیه و تحلیل ازسرگیری روابط دوباره میان امارات و رژیم صهیونیستی و تأثیر آن بر امنیت خلیج فارس است. یافته های مقاله با استفاده از نظریه موازنه تهدید و بهره گیری از روش تحلیلی توصیفی و منابع مکتوب و مجازی نشان می دهد که: 1. گسترش مرجعیت نظامی جمهوری اسلامی ایران در منطقه به ویژه در پساداعش 2. نبود وابستگی صرف به امریکا به ویژه در زمینه های نظامی و امنیتی 3. رقابت های شدید امیر دوبی و ابوظبی بر سر سیاستگذاری آینده امارات 4. مزایای اقتصادی صهیونیست ها از حضور در امارات (نفت، استفاده از پایگاه های نظامی امارات و فروش تسلیحات نظامی) 5. موفقیت ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری امریکا از دلایل شکل گیری ائتلاف راهبردی امارات و رژیم صهیونیستی است. پیامدهای این مسئله را می توان در چهار بعد کلان مورد مداقه قرارداد. نخست؛ عادی شدن تدریجی روابط سیاسی اعراب غرب آسیا با رژیم صهیونیستی؛ دوم تعمیق بحران ناامنی برای امارات متحده عربی؛ سوم؛ تشدید دامنه ناامنی ها برای جمهوری اسلامی ایران و چهارم نفوذ بحران ناامنی به مرزهای تمام کشورهای منطقه به ویژه کشورهای حاشیه خلیج فارس.