فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۲۸۱ تا ۶٬۳۰۰ مورد از کل ۳۳٬۶۸۶ مورد.
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی سال ۱۲ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴۹
185 - 195
حوزههای تخصصی:
عوامل مختلفی در تحقق یا عدم تحقق حقوق شهروندی تأثیر دارند که از جمله میتوان به فرهنگ عمومی اشاره نمود. آنچه در این تحقیق با روش توصیفی و تحلیلی و نیز رویکرد جامعه شناسانه مورد بررسی قرار گرفت، فرهنگ عمومی ایران و حقوق شهروندی بود که با شناخت دقیق فرهنگ عمومی و موانع آن در سطوح مختلف جامعه، به این مسئله پاسخ داده شد که از منظر فرهنگ عمومی، چه موانعی برای تحقق حقوق شهروندی در ایران وجود دارد. در این پژوهش نتیجه گرفته شد عناصری چون اسطوره گرایی، فردگرایی، عاطفه گرایی، بی اعتمادی، پنهان کاری، خشونت گرایی، مصلحت اندیشی، سطحی نگری، روحیه تقلید، تبارگرایی و خود محوری بعنوان بخشی از فرهنگ عمومی ایرانیان، از مهمترین عوامل عدم تحقق حقوق شهروندی در ایران است. هدف این پژوهش این بود که با بررسی موشکافانه فرهنگ عمومی در جامعه ایران، زمینه های تأثیر و موانع آن در تحقق حقوق شهروندی تبیین گردد.
مهم ترین مولفه ها و شاخص های فرهنگ سیاسی ایرانیان در عصر شبکه های اجتماعی از منظر نخبگان دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرهنگ سیاسی به عنوان بخشی از فرهنگ عمومی که رابطه جامعه و قدرت را مدنظر دارد تاثیر بسزایی در توسعه سیاسی کشورها دارد. این مفهوم در پژوهش های مختلفی مورد توجه اندیشمندان و محققان ایرانی و غیرایرانی قرار گرفته و مولفه ها و شاخص هایی برای آن برشمرده اند. اما ظهور شبکه های اجتماعی که تعاملات اجتماعی را به عنوان بنای فرهنگ تحت تاثیر قرار داده را نمی توان بر فرهنگ سیاسی بی تاثیر دانست؛ با این فرض، تحقیق حاضر در پاسخ به این سوال که شکل گیری شبکه های اجتماعی با ظرفیت های تعاملی، مشارکتی و عمومی باعث پدیدارشدن یا برجسته شدن چه مولفه ها و شاخص هایی در فرهنگ سیاسی ایرانیان شده است؟ به روش دلفی از نظرات نخبگان دانشگاهی بهره گرفته است. یافته های تحقیق نشان می دهد هرچند برخی مولفه های تاریخی فرهنگ سیاسی ایران همچون مطلق گرایی فکری، بی اعتمادی، بیگانه ستیزی، رفتارهای فراقانونی، خودمداری، افراط گرایی و غالب بودن ارزش های دینی با ادبیات دیگری در فرهنگ سیاسی ایران از گذشته وجود داشته اما مولفه نقد نظام سیاسی با شاخص هایی چون انتقاد از افراد شاخص سیاسی در قدرت، انتشار کلیپ های فعالان سیاسی مخالف دولت و نقد سیاست های دولت به واسطه ظهور شبکه های اجتماعی مجازی در فرهنگ سیاسی ایرانیان برجستگی یافته است.
کثرت و غیریت در فلسفه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی سیاست سال دهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳۸ (پیاپی ۶۸)
204 - 226
حوزههای تخصصی:
کلیت اندیشی و خصلت تعین گریز جامعه سیاسی مدرن، مساله محوری در مقاله پیش رو است. در این مقاله می کوشد تا این موضوع را تبیین نماید که فلسفه سیاسی مدرن با توجه به خصلت کثرت یابنده جامعه، به دو اردوگاه کلیت باوران از یکسو و کثرت باوران و غیریت باوران از سوی دیگر تبدیل شده است. اما در جامعه سیاسی؛ ما به رغم ظهور تشدیدشونده کثرت های اجتماعی، همچنان در حصر فهمی همگن و کلیت یافته از جامعه سیاسی به سر می بریم. با توجه به نقش ملاصدرا در بنیاد نهادن اندیشه سیاسی معاصر اسلامی در ایران، مدعی امکان خوانشی از نظریه وحدت وجود ملاصدرا شده ایم که امکان ملاحظه کلیت جامعه سیاسی را به صورت همزمان با پذیرش فردیت و غیریت به معنای مدرن آن فراهم می آورد. در این خوانش از الگوی هرمنوتیکال پل ریکور در کنار نظریه امانوئل لویناس مدد گرفته شد که به قابلیت های متن برای حل مساله امروز جامعه ما و پرداختن به غیریت می تواند بیندیشد.
سبک زندگی اشرافی در روایات امام علی (ع) و پیامدهای تمدنی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از موانع تحقق تمدن نوین اسلامی، پیروی از سبک زندگی اشرافی است. این نوع سبک زندگی، شیوه ای مبتنی بر جهان بینی مادی و دنیاگرایانه است که در آن ارزش ها و کنش های فردی یا گروهی بر اساس معیارهایی ازجمله خودبرتربینی و امتیازخواهی صورت می پذیرد. هدف از پژوهش حاضر، تحلیل مؤلفه های سبک زندگی اشرافی در روایات امام علی (ع) و پیامدهای تمدنی آن است. پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است. یافته های تحقیق نشانگر آن است که نادیده انگاری کرامت انسانی، عدم شناخت ماهیت دنیا، غفلت از جهان آخرت، عدم خردورزی و باورمندی به برتری طبقه فرادست بر فرودست، از مهم ترین مؤلفه های شناختی سبک زندگی اشرافی است که در بروز رفتارهای مبتنی بر اشرافی گری نقش آفرین است. مؤلفه های رفتاری سبک زندگی اشرافی، ناظر به رفتارهای عینی ازجمله فخرفروشی به اصل و نسب، استفاده از خوردنی های رنگارنگ، پوشیدن لباس های فاخر، گستردن فرش های ابریشمی، ساکن شدن در مناطق اعیان نشین، زیاده طلبی و غیره است که به طور روزمره در زندگی فردی و اجتماعی انسان های اشرافی ظهور می یابد تا آنجا که این نوع از سبک زندگی در وجود آن ها نهادینه می شود. گسترش بی عدالتی، حاکمیت نظام سلطه، بیماری های روحی، تفرقه، فروپاشی نظام عاطفی، رسوایی، انحراف از مسیر حق، گرفتاری و هلاکت نفس ازجمله پیامدهای تمدنی پیروی از سبک زندگی اشرافی است.
موجبات پیدایش قوانین و مقررات بین المللی دولت ها در مقابله با تروریسم از منظر حقوق بین الملل(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی سال ۱۲ بهار ۱۴۰۰ شماره ۴۶
25 - 49
حوزههای تخصصی:
تروریسم پژوهش های قابل توجهی را در ساحات مختلف علوم انسانی از جمله حقوق بین الملل به خود اختصاص داده است. هدف از مقاله حاضر بررسی موجبات پیدایش مقررات بین المللی در جهت مقابله با تروریسم از منظر حقوق بین الملل است که با روش توصیفی-تحلیلی پی گرفته شده است. براساس نتایج، دوران معاصر شاهد عدم توافق و توفیق جمعی در مقابله و امحای پدیده تروریسم بوده است. علت این امر را می توان در فقدان دستیابی به وحدتی نسبی در تعریف ماهیت و سرشت عمل تروریستی دانست که متعاقباً شکل های مقابله با آن و نهادهایی همچون سازمان ملل را نیز دچار سردرگمی و ناکارآمدی می سازد. ساختار حقوق بین الملل نیز به دلیل اعمال قدرت از سوی دولت های قدرتمند در جهت منافع شان این تدبیرها بدل به راهکارهای ثمربخش و نهایی نشده است.
راهبرد کلان سیاست خارجی دولت ترامپ: تغییر یا تداوم؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انتخاب دونالد جی ترامپ به سمت ریاست جمهوری امریکا در 8 نوامبر 2016، پرسش های فراوانی را در مورد آینده سیاست خارجی آمریکا به وجود آورد؛ ازجمله اینکه انتخاب رهبری که در سخنرانی های انتخاباتی اش بسیاری از اصول دیرینه سیاست خارجی آمریکا را رد می کرد، ممکن است چه تأثیری بر آینده رویکرد آمریکا به جهان داشته باشد، به ویژه اینکه دولت ترامپ، میراث جمهوری خواهان، دموکرات ها، و باراک اوباما را هم با خود داشت. پرسشی که مطرح می شود این است که «آیا در سیاست خارجی کلان و راهبردی آمریکا در دوران چهارساله ترامپ، شاهد تغییرات بنیادین و اتخاذ الگوهای جدید در سیاست خارجی بوده ایم، یا سیاست یادشده، ادامه روند پیشین بوده است؟ در این پژوهش از روش توصیفی تحلیلی و مراجعه به نظرات صاحب نظران استفاده شده و سعی شده است در پرتو یک چارچوب مفهومی ترکیبی، سیاست خارجی آمریکا در عصر کوتاه ترامپ ارزیابی شود. ترکیبی از دیدگاه های واقع گرایانه، نوع نخست، و شباهت های خانوادگی می تواند برای تبیین تداوم راهبردهای کلان سیاست خارجی آمریکا در دوره ترامپ، راهگشا باشد. بنابراین، هدف اصلی این پژوهش، کمک به مطالعات آمریکاشناسی در حوزه مطالعات روابط بین الملل و ارائه تصویر دقیق تری از روند سیاست خارجی آمریکا برای مقامات ایران در دوره ترامپ است.
آینده پژوهی سبک زندگی اقتصادی با رویکرد تحلیل لایه ای علّی
حوزههای تخصصی:
باتوجه به اهمیت سبک زندگی و دغدغه ی بسیاری از افراد در بعد اقتصادی آن در سال های اخیر، این پژوهش با هدف آینده پژوهی سبک زندگی اقتصادی انجام شده است. به منظور انجام این تحقیق از مصاحبه عمیق با خبرگان و تکنیک های مرتبط با آن استفاده شده است. جامعه آماری این تحقیق، 14 نفر از خبرگان اقتصادی و دانشجویان دکتری جامعه شناسی در حوزه سبک زندگی اقتصادی است. از آینده پژوهی با رویکرد تحلیل لایه ای علّی و تحلیل تم استفاده شد. از روش اشباع تم ها به عنوان استانداردی برای پایان نمونه گیری استفاده شد. ازآنجاکه تم های برگزیده با بهره گیری از نظرات خبرگان به دست آمد، مصاحبه ها مورد تأیید قرار گرفته است. از تحلیل مصاحبه با خبرگان، تم های اصلی و فرعی استخراج شد و از تحلیل لایه ای علّی در سطح لیتانی، بازاندیشی، آینده نامعلوم و ماتریالیسم دیالکتیکی؛ در سطح علل اجتماعی، توسعه یافتگی، ازجاکندگی و سنت زدایی؛ در سطح گفتمان و جهان بینی، مدرنیسم، لینک شدن با قدرتمندان و آگاهی دروغین و در سطح استعاره و اسطوره هم جیک جیک مستون، مکعب تاس و چشم وهم چشمی به دست آمد و براساس آن سناریوهای نوع جامعه و نوع مصرف مشخص و درقالب نموداری ارائه شد. درانتها راهکارهایی برای سناریوی مطلوب و دوری از سناریوی نامطلوب ارائه شده است.
منابع قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران در عراق (2010-2020)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قدرت نرم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲۷
29-54
حوزههای تخصصی:
یکی از تحولات نظام جهانی، ایجاد تغییر در ماهیت و اشکال قدرت و ارتقاء تاثیرگذاری قدرت نرم بر قدرت سخت بوده است. کشورهایی که به شکلی ماهرانه از ابزارهای فرهنگ، تمدن، تاریخ و جغرافیای خویش برای تحت تاثیر قرار دادن دیگران استفاده کرده اند، در صحنه سیاست ملی و جهانی اقتداری به مراتب ماندگارتر و موثرتر یافته اند. کشور ایران، از هزاران سال پیش تاکنون، چه به عنوان کشور و تمدنی بسیار پیچیده و شگفت انگیز در چهار راه تمدن های بزرگ بشری؛ و چه در عصر کنونی به مثابه کشوری با کوله باری از تاریخ، فرهنگ و تمدن در قلب بحران های منطقه ای، و از سوی دیگر موقعیت ایران به عنوان بزرگ ترین کشور شیعه و وارث نخستین انقلاب مذهبی در دنیای جدید؛ بعنوان کانون تولید کننده قدرت نرم مطرح بوده است. بر این اساس پرسش اصلی که در این پژوهش مطرح شده این است که منابع فرهنگی قدرت نرم ایران در کشور عراق چیست ؟ فرضیه مطرح شده برای سؤال اصلی این پژوهش حاکی از آن است که جمهوری اسلامی ایران، منابع فرهنگی قدرت نرم متعددی را در بازه ی زمانی 2010 تا 2020 شامل؛ جایگاه والای مرجعیت در دو کشور، ریشه های ایرانیِ کشور عراق، گسترش زبان و ادبیات فارسی، آیین ها و رسومات، فرهنگ همزیستی مسالمت آمیز، پیشرفت دانش در ایران، حضور درصد قابل توجهی از شیعیان در ایران و عراق، سازمان های فرهنگی فعال ایران در منطقه و وجود حوزه های علمیه در دو کشور می باشد.
تحول لایه های معنایی مفهوم دولت در ایران معاصر: دهه های نخستین استقرار قاجاریه (دوره بحران و ابهام)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش سیر تاریخی ظهور مفهوم دولت در زبان زمانه را در نیمه نخست قرن سیزده قمری یعنی دوره جانشینِ مؤسس سلسله قاجار بررسی می کند. پرسش محوری پژوهش این است که با ورود ایران به دوران آستانه ای خود تا چه میزان تحولات مربوط به این بحران، در کاربرد مفهوم دولت، در متون آن دوره، بازتاب زبانی داشته و کدام لایه های معنایی آن تقویت و کدام یک حذف یا جابه جا شده اند؟ مدعای ما این است که مفهوم قدیم دولت در این دوره، با اضطراب حاصل از بحرانِ واقع شدن در آستانه زمان تاریخی و مواجهه با مفهوم جدید، برای نخستین بار درون هاله ای سنگین از ابهام قرار گرفت؛ ابهامی که در عمل، زنگ آغاز پایان مفهوم ثابت و منجمد از دولت را که ادعای ازلیت و ابدیت می کرد، به صدا در آورد. از همین نقطه، زمینه چالش سهمگین میان دو فهم از مفهوم قدیم و جدید دولت به تدریج تکوین یافت. برای این منظور، خواهیم کوشید با بهره گیری از کلیات نظریه تاریخ مفهومی راینهارت کوزلک آلمانی لایه های معنایی مفهوم دولت و ظهور زبانی - بیانی آن ها در مواجهه با بحران نوپدید عارض بر دولت یعنی بحران جنگ های ایران و روسیه را در آثار نویسندگان دوره مذکور بکاویم.
تبیین زمینه های روابط ژئوپلیتیکی در منطقه خلیج فارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال سیزدهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴
847 - 878
حوزههای تخصصی:
روابط ژئوپلیتیک روابط میان واحدهای سیاسی بر اساس زمینه وبسترهای جغرافیایی است. مقیاس ها در روابط ژئوپلیتیک در سه سطح بین المللی، منطقه ای و جهانی قرار دارد. این پژوهش با شیوه توصیفی- تحلیلی سعی در شناسایی مهم ترین بسترها و زمینه های روابط ژئوپلیتیک میان واحدهای سیاسی در مقیاس منطقه ای خلیج فارس دارد. شناسایی بسترها و زمینه های روابط کشورهای واقع در منطقه خلیج فارس بدلیل جایگاه ژئوپلیتیک و ژئواکونومیکی این منطقه در ساختار قدرت جهانی از اهمیت بالایی برخوردار است. در این پژوهش ابتدا نظریه ها و رویکردهای روابط مورد بررسی قرار گرفته و فصل مشترک آن ها در راستای شناسایی زمینه های تاثیرگذار بر روابط کشورها استخراج گردیده است و سپس این مولفه ها در ارتباط با خلیج فارس پیاده سازی شده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که مهم ترین بسترها و زمینه های روابط ژئوپلیتیک میان کشورها در منطقه خلیج فارس در چهار بعد هیدروپلیتیک، ژئوپلیتیک، ژئواکونومیک و ژئوکالچر قرار دارد. مهم ترین بسترهای تاثیرگذار بر روابط کشورها نیز شامل موقعیت ژئوپلیتیکی منطقه، ادعاهای سرزمینی کشورهای منطقه نسبت به یکدیگر، ایدئولوژیک گرایی موجود در منطقه، ساختار ژئوپلیتیک دو قطبی، رویکرد امنیتی متعارض کشورها، کمبود آب و رودخانه ها مرزی مشترک، کدهای ژئوپلیتیک متعارض، رقابت برای هژمونی منطقه ای میان ایران و عربستان، عدم توافق در برخی از مرزهای دریایی مشترک، وجود تنگه استراتژیک هرمز، وزن ژئوپلیتیک نابرابر کشورهای منطقه، عدم موفقیت در شکل گیری یک سازمان منطقه ای جامع، پیوندهای مذهبی و قومی میان کشورهای منطقه قرار دارد.
آسیب شناسی تداوم جنبش های دینی در حوزه تعامل امت با امام از منظر قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تداوم و بقای حکومت ها، با چالش ظهور آسیب ها مواجه است. یکی از مشکلات، عارض شدن آسیب از ناحیه مردم است. آسیب های نشات گرفته از امت در حکومت های الهی، جنبه های متعددی دارد که جنبه تعامل آنان با رهبر از اهمیت فراوانی برخوردار است که شناخت آن ها ضروری است. مقاله موجود با طرح این سؤال که آسیب های تداوم جنبش های دینی در حوزه تعامل امت با امام از منظر قرآن چیست؟(مساله) با رویکرد امت به مثابه انسان، در مقام تحلیل امت به سه لایه وجودی بینش، گرایش و کنش برآمده و با عرضه سؤال به قرآن و بهره گیری از شیوه استنطاقی در تفسیر موضوعی(روش)، پاسخ را از قرآن جویا شده است.در لایه دانشی-بینشی، آسیب هایی چون فقدان معرفت به جایگاه امام، فقدان معرفت به ویژگی های امام و فقدان معرفت به اهداف امام، مشاهده می شود؛ در لایه گرایشی، آسیب هایی چون حب دنیا در مقابل حب امام، حب به دشمنان امام، بغض به دوستان امام و بی اعتمادی به امام(وعده ها و تدابیر) دیده می شود؛ در لایه کنشی نیز آسیب هایی چون قداست شکنی از رهبر دینی، استقامت نکردن در راه رهبر دینی، نافرمانی از رهبر دینی ....ملاحظه می شود.(یافته ها)
سیاست خارجی لیبی در دوران قذافی: از مقابله جویی تا مشارکت جویی داوطلبانه با غرب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی سیاست سال دهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۳۷ (پیاپی ۶۷)
235 - 266
حوزههای تخصصی:
تحولات سیاسی موسوم به بیداری اسلامی که از سال 2011 خاورمیانه عربی را فراگرفت، در یک مورد با دخالت نظامی غرب به سرنگونی رژیم حاکم در لیبی منجر شد. این دخالت نظامی در حالی بود که رژیم قذافی در سیاست خارجی خود از جهت گیری ضدغربی به سمت مشارکت داوطلبانه با غرب متمایل شده و روابط علی الظاهر عادی گردیده بود. اما علی رغم این تغییرات، آغاز بحران داخلی لیبی به واکنش عملی و فوری ائتلاف کشورهای غربی با هدف سرنگونی قذافی منجر شد. این پژوهش ضمن مطالعه نظری سیاست خارجی لیبی در چارچوب پیش نظریه جیمز روزنا و با استفاده از روش توصیفی-تبیینی، در پی پاسخ به این پرسش اصلی است که چرا علی رغم اینکه قذافی در دهه آخر حکومت خود سیاست خارجی تعامل گرا و مشارکت جویانه با غرب را در پیش گرفت اما در پی آغاز خیزش مردمی، کشورهای غربی در قالب سازمان ناتو به دخالت نظامی در این کشور مبادرت کردند؟ فرضیه اصلی عبارت از این است که علی رغم در پیش گرفتن سیاست تعامل گرایی با غرب؛ عدم اعتماد میان طرفین و فقدان اصلاحات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی و تداوم نارضایتی های داخلی موجب شد که با آغاز بحران در لیبی، کشورهای غربی از سقوط قذافی حمایت کنند.
سیاست همسایگی اتحادیه اروپا در قبال کشورهای شرق مدیترانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۵ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳ (پیاپی ۱۳۹)
91 - 128
حوزههای تخصصی:
موضوع سیاست همسایگی اروپا از مسائل جدیدی است که اساتید و محققان روابط بین الملل برای شناخت رفتار و اهداف اروپا نیازمندِ داشتن آگاهی کافی از آن هستند. اتحادیه اروپا به مثابه یک بازیگر واحد و منسجم از یک دهه پیش قصد دارد خود را در نقش یک بازیگر هنجارساز بر مبنای عناصر هویتی خود معرفی کند. در این راستا، با ابزار اقتصادی ای که در اختیار دارد، تلاش کرده نُرم های مطلوب خود را در کشورهای همسایه (مرزهای زمینی و دریایی) نهادینه کند تا از طریق هژمون شدن در منطقه بتواند منافع امنیتی و اقتصادی خود را محقق سازد. این مهم از طریق اعمال مجموعه سیاست هایی موسوم به «سیاست همسایگی اروپا» پیگیری می شود. اتحادیه اروپا تلاش کرده ضمن حفظ حوزه ژئوپلتیک، با حفظ گسترش منطقه ای خود تحت عنوان «اتحادیه» بتواند منافع و دغدغه های خود را در کشورهای پیرامونی خود محقق سازد تا از مهاجرت ها یا بحران های اقتصادی و امنیتیِ کشورهای همسایه خود کمتر آسیب ببیند. در این راستا، اتحادیه اروپا در سال 2011، برنامه «سیاست همسایگی نوین» را تصویب کرد که می توان گفت این نهاد اروپایی درصدد است در نقش میانجیگری در منازعه یا یک بازیگر تحول گرا در «خارج نزدیک» خود ظاهر شود. محورهای اصلی سیاست همسایگی اروپا عبارت اند از: تنظیم روابط سیاسی اقتصادی اتحادیه با کشورهای همسایه؛ ایفای نقش اتحادیه به مثابه یک بازیگر هنجارساز در روابط بین الملل و ایجاد و گسترش مفهوم «ارزش های اروپایی»؛ ممانعت از تسری ناامنی، بحران های سیاسی، مهاجرت و پناهندگی از همسایگان به اروپا؛ تعیین نُرم های دموکراسی، آزادی های سیاسی و مدنی و نیز نُرم های آموزشی و فرهنگی مطلوب اتحادیه در همسایگان؛ تعیین نُرم های اقتصادی، مانند فضای کسب وکار، شفافیت، خصوصی سازی، میزان مداخلات دولتی در اقتصاد، قواعد آزاد گمرکی مطلوب اتحادیه برای همسایگان. در نوشتار حاضر، مطالعه و تطبیقی در راستای اعمال این سیاست در حوزه کشورهای شرق مدیترانه صورت گرفته است.
بی کیفری مجرمان بین المللی در اسناد بین المللی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی سال ۱۲ بهار ۱۴۰۰ شماره ۴۶
413 - 427
حوزههای تخصصی:
این مقاله ضمن احصاء موانع کیفر رسانی در جنایات بین المللی، شیوه های مقابله با آن را مورد بررسی قرار می دهد؛ با این پیش فرض که بی کیفری جنایتکاران بزرگ بین المللی نمی تواند پدیده ای قابل قبول به شمار آید ، بر آن شدیم تا به بررسی اصول حقوقی مانع کیفررسانی جنایتکاران از جمله اصل داخلی بودن حقوق کیفری، اصل عدم مداخله، اصل مصونیت به موارد مقابله با بی کیفری از منشور نورنبرگ تا اساسنامه رم پرداخته و در این مسیر رابطه بین مطلق بودن حاکمیت دولت و بی کیفری و دادگاههای کیفری بین المللی و دیوان کیفری بین المللی را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم در نهایت می توان گفت اولاّ میان مقررات اساسنامه رم تعارض وجود دارد، ثانیاّ به نحو نا امید کننده ای اجرای عدالت کیفری از طریق دیوان تنها در رابطه با کشورهای توسعه نیافته ممکن گردیده است . در این میان تحرک مناسبی از سوی شورای امنیت نیز ملاحظه نمی گردد .
برند صلح در دیپلماسی عمومی نروژ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گسترش صلح، به عنوان هویت ملی، برجسته ترین ویژگی سیاست خارجیِ پساجنگ سردِ کشور کوچک نروژ است. نام آوری الگوی نروژی صلح در نظام بین الملل، با وجود محدودیت های ژئوپلیتیکی، مسئله اصلی این نوشتار است؛ ازاین رو، نگارندگان تلاش کرده اند با استفاده از سامانه نظری برندسازی ملت، نشان دهند که چگونه با وجود بازیگران بزرگ و قدرتمند، دیپلماسی صلح به برندینگ سیاست خارجی نروژ تبدیل شده است. تحلیل کیفی داده ها، بر دو پایه تبیین تاریخی و علی استوار بوده و انگاره نوشتار این است که برند فراملی نروژی ها، نتیجه تمرکز منابع بر مزیت های فرهنگی تاریخی صلح سازی/ صلح بانی است.
روسیه و بازسازی موقعیت بین المللی در بحران سوریه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از نگارش این نوشتار بررسی سیاست روسیه از دیدگاه بازسازی قدرت در منطقه غرب آسیا و به ویژه در چارچوب عملیات نظامی در سوریه در سال های 2015 تا 2020 است. این پرسش ها مطرح است که آیا سیاست منطقه ای روسیه در غرب آسیا برای بازسازی جایگاه منطقه ای و حتی بین المللی پیشین، موضوعی انفعالی و تاکتیکی یا موضوعی راهبردی بوده است؟ این بازسازی چگونه و با چه سازوکارهایی انجام شده است؟ در پاسخ، ایده اصلی این است، «روسیه از ضعف و سردرگمی آمریکا در منطقه استفاده کرده است، اقدام هایی چون عملیات نظامی هوایی، ابتکارهای مشترک خلع سلاح شیمیایی، مناطق کاهش تنش، روند آستانه، نقش آفرینی در مذاکرات و نیز سیاست موازنه و تعامل جامع منطقه ای موجب احیای جایگاه منطقه ای و تا حدودی نیز جایگاه بین المللی آن شده است». با وجود این سیاست به نسبت موفق و ارتقای جایگاه منطقه ای روسیه در غرب آسیا، اما همواره باید موانع، مشکلات و حتی تناقض های سیاست روسیه را در منطقه در نظر داشت که می تواند در تحکیم و پایداری این موقعیت در بلندمدت و به شکل راهبردی محدودیت هایی را ایجاد کند. از این رو، روند تحول های منطقه شرایط را برای بازسازی موقعیت روسیه فراهم ساخته است، اما این به معنای نقش قاطع این روند در وضعیت کلی قدرت روسیه نخواهد بود. برای بررسی ایده اصلی این نوشتار، تلاش کردیم با ارائه چارچوب نظری، موضوع بازسازی قدرت جهانی روسیه و سپس، سیاست منطقه ای کرملین را بررسی کنیم و با نگاه به نمایش قدرت مسکو در بحران سوریه و اقدام ها و تلاش های آن، چشم اندازه آینده روشن شود.
The Implications of “Strategic Loneliness” for Iran’s Geopolitics: Inevitable or Constructed?(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
World Sociopolitical Studies, Volume ۵, Issue ۳, summer ۲۰۲۱
507 - 544
حوزههای تخصصی:
This paper pays particular attention to three critical junctures in Iran’s contemporary history: The Russo-Persian wars of the 19th century, Iran’s occupation by the Allies in 1941, and the Iran-Iraq war of the 1980s. Combining a constructivist approach to geopolitics with the theory of Social Reality Construction, this article argues that these series of wars in the past two centuries have created an intersubjectivity, making Iranians feel “lonely” when the very survival of their state was at the stake. While Iran’s geographical situation has brought the country to the core of the great powers’ attention, repeated foreign invasions or interventions seem to have reproduced a sense of vulnerability for the Iranians. This paper is constructed around the following question: Is there something embedded in Iran’s geography that betrays this land’s sovereignty and imposes loneliness? The conclusion is that there is no natural or geographical reason to justify Iran's loneliness in the international arena, but rather, a perceptual construct reproduced by the historical context of events. The imposition of great political powers to contain Iran in its geography and to make it a buffer zone constitute a spatial reality; however, the feeling of loneliness derives from the social construction of reality.
استفاده از ظرفیت سیاسی اعلان جهاد مسلحانه در سیره مبارزاتی امام خمینی
حوزههای تخصصی:
امام خمینی در عرصه مبارزه با رژیم پهلوی، همواره با مسئله مبارزه مسلحانه به عنوان یک چالش سرنوشت ساز مواجه بود. اتکای حداکثری رژیم پهلوی به عنصر سرکوب مسلحانه مخالفان سیاسی و راه اندازی کشتارهای خونین در کوران نهضت، با عکس العمل طیفی از مبارزان سیاسی در کاربست الگوی مبارزه مسلحانه مواجه بود که گاه با پشتوانه تئوری های چپ گرایانه و گاه با پشتوانه مبانی مذهبی به این عرصه وارد شده بودند. در این شرایط، رهبری نهضت همواره در معرض پرسشگری پیرامون ماهیت مبارزه مسلحانه قرار داشت. بازنمایی سیره امام پیرامون مبارزات مسلحانه در گرو پاسخ به برخی پرسش های بنیادین است، از آن جمله این که آیا امام با حرکت های مسلحانه موافق بود؟ اگر مخالف بود، چرا در ادبیات سیاسی رسمی خود احتمال «اعلان جهاد» را منتفی ندانسته و بلکه بارها خود بر آن تأکید ورزیده بود؟ در نوشتار حاضر ضمن توصیف مواضع و سیره سیاسی امام خمینی در دوران مبارزه، رویکرد ایشان پیرامون «اعلان جهاد مسلحانه» به عنوان یکی از ظرفیت های فقهی برای پیشبرد مبارزات سیاسی، مورد بازکاوی قرار می گیرد و با رویکرد تحلیلی-توصیفی، اثبات خواهد شد که امام در عین پرهیز از تأیید مبارزات مسلحانه و خودداری از رویکردها و انگاره های عمل گرایانه، همواره «اعلان جهاد» را به عنوان یک حربه سیاسی جهت برهم زدن محاسبات دشمن، مورد توجه قرار داده است.
کمالِ «مردم سالاری دینی» در اندیشه رهبران انقلاب اسلامی؛ رویکرد تمدنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دامان تبیین غایت شناسانه از حرکت مردم ایران در فرایند انقلاب اسلامی، این پرسش به پیش کشیده شد؛ که کمالِ نظام اسلامی برآمده از آن، یعنی مردم سالاری دینی به چیست و چه مواردی هستند؟ در واقع، سوالِ این مقاله از «مقصد» و «مقصودِ» همه ی این حرکت ها از انقلاب اسلامی تا برپایی نظام و مناسبات اسلامی است. از آنجا که مستندترین مرجع و اساس حجت ها برای فهم غایتِ مردم سالاری دینی، اندیشه و نظرِ رهبران انقلاب اسلامی به عنوان پایه گذاران و اشاعه دهندگان آن نظام سیاسی هستند؛ از این رو سوال مقاله در متن اندیشه و نظر رهبران انقلاب اسلامی پی گرفته شد. بررسی این نوشته با روشی اسنادی و بازخوانی و تحلیل عناصر اندیشگی رهبران انقلاب نشان داد؛ در اندیشه امام خمینی، «تحقق عدالت اسلامی»، «استقلال همه جانبه» و «تحقق ظرفیت های مردم سالاری دینی»، به عنوان «مقصد» و تحقق غایات الهیِ حکومت که با آنها زمینه سازی می شود؛ به عنوان «مقصود» مطرح است. همچنین در اندیشه آیت الله خامنه ای، «جامعه سازی اسلامی»، «استقلال مکتبی»، «وحدت عائله بزرگ اسلام و «وجه ابزاری تمدن سازی» مقصدِ حکومت، برای تحقق بخشیدن به وجه حقیقی تمدن اسلامی و عبودیت الهی به عنوان «مقصود» مطرح است. حکومت در اندیشه رهبران انقلاب اسلامی، موضوعیت خود را از بستر تحقق بخشیدن به همین آرمان ها می گیرد و تحققِ آنها نسخه کمالِ «مردم سالاری دینی»، منبع الهام بخشی و تداوم آن است. در مجموع به دست آمد که آنچه به عنوان «مقصد» و «مقصود» بیان می شوند؛ عناصر تعین بخشِ غایات «مردم سالاری دینی» و «کمال» آن در اندیشه رهبران انقلاب اسلامی هستند.