فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۲۰۱ تا ۶٬۲۲۰ مورد از کل ۳۳٬۲۵۴ مورد.
منبع:
مطالعات بین المللی سال ۱۷ پاییز ۱۳۹۹ شماره ۲ (پیاپی ۶۶)
151 - 169
حوزههای تخصصی:
کمیته بین المللی صلیب سرخ به طورکلی بر جسته ترین بازیگر حقوق بین الملل بشر دوستانه و متولی صیانت از بشر در خشونت های مسلحانه است لیکن عملکرد سازمان به سه دلیل، نارسا است: منصرف نمودن حقوق بشر از شرح وظایف، تمرکز بر مفهوم کلاسیک جنگ و تکیه بر اصل محرمانه بودن اطلاعات برای تضمین حضور در مناطق بحرانی؛ چنین رهیافتی در پیش گیری از وقوع جرائم بین المللی بی فایده و از حیث ترمیم وضعیت قربانیان و تثبیت عدالت انتقالی کم اثر است. صلیب سرخ در محقق ساختن غایات خود بسیار محتاط است و گاه نقض قاعده را در معرض داوری افکار عمومی بین المللی قرار نمی دهد و اگرچه در اجرای اشتغالات میدانی برای رفع ایراد تلاش می کند اما سوال اصلی این است که آیا بدون اصلاح دستورالعمل های سازمانی، امکان رفع نواقص وجود خواهد داشت؟ این مقاله بر اساس روش های تحقیق عملی و کتابخانه ای با نقد عملکرد سازمان و توجه به روح اسناد حقوقی بین المللی بشر و بشر دوستانه و حقوق بین الملل کیفری به هدف نمایاندن نارسایی ها و نتیجتا تبیین لزوم انطباق نگرش و عملکرد سازمان با ابزار و اهداف متغیر در خشونت های مسلحانه معاصر تدوین شد.
قدرت هوشمند در اندیشه سیاسی امام خمینی: کاربست نظریه جوزف نای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قدرت نرم بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲۲
275 - 305
حوزههای تخصصی:
اگرچه قدرت نرم و هوشمند در طول تاریخ منابع مهم نفوذ یا تاثیرگذاری بوده اند، تغییر در سیاست دنیای مدرن بیش از پیش بر سودمندی آنها افزوده است .در حالیکه قدرت در قرن هجده میلادی احتمالا توسط کسی که بهترین منابع قدرت سخت را در اختیار داشت تعیین می شد، در قرن بیست و یکم، انقلاب اطلاعات و ابداعات فزاینده در ساحت فن آوری منابع جدیدی برای قدرت تولید کرده اند. از دید جوزف نای، قدرت هوشمند عبارت است از "ترکیب قدرت نرم و سخت به شیوه موثر". هدف این پژوهش بررسی قابلیت کاربست نظریه قدرت هوشمند جوزف نای در اندیشه امام خمینی می باشد. فرضیه پژوهش حاضر آنست که بسیاری از شاخص های قدرت هوشمند جوزف نای قابلیت کاربست در اندیشه سیاسی امام خمینی را دارد. پس از جمع آوری منابع از طریق فیش برداری از اسناد مرتبط، داده های جمع آوری شده به روش توصیفی-تحلیلی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که آندسته از شاخص های قدرت هوشمند که ریشه در مبانی آموزه های غربی دارند قابلیت کاربست در اندیشه امام خمینی را ندارند، در حالیکه بسیاری از شاخصا این قابلیت را دارند.
بازتاب های سازه انگارانه انقلاب اسلامی ایران بر تحولات انقلابی جهان عرب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از وجوه تمایز انقلاب اسلامی ایران با سایر انقلاب های بزرگ جهان وجه مسالمت آمیز بودن آن است که موجب شده وجوه نرم و گفتمانی آن بر سایر وجوه آن ارجحیت یابد. لذا ایجاد گفتمانی جدید در روابط بین الملل و ارائه انگاره هایی نوین برای تغییر در نظام منطقه ای و بین المللی و ملت های آزاد جهان بویژه ملل مسلمان با استفاده از قدرت نرم یکی از ویژگیهای مهم انقلاب اسلامی محسوب می شود که می توان بخشی از شاخصه های آن را در تحولات جهان عرب در سال 2011 مشاهده کرد. این پژوهش در پی آن است که از وجهی نوآورانه و تئوریک و با استفاده از نظریه سازه انگاری به بررسی بازتاب های انقلاب اسلامی ایران بر این تحولات بپردازد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که با توجه به وجه فرهنگی و ماهیت مسالمت آمیز انقلاب اسلامی و بازتاب های انگاره ای و گفتمانی آن بر آغاز روند جدید بیداری اسلامی در جهان عرب و نیز قابلیت نظریه سازه انگاری در مطالعه تحولات گفتمانی، فرهنگی، هویتی و اجتماعی و نیز شناخت انسانی و روابط بیناذهنی نظریه سازه انگاری می تواند به مطالعه و بررسی بازتاب های انقلاب اسلامی ایران بر این تحولات بپردازد.
برساختنِ گمینشافتِ مجازی در روزگارِ کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی سیاست سال نهم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۳۳ (پیاپی ۶۳)
157 - 190
حوزههای تخصصی:
کروناویروس، دستاورد زیست فاجعه بار انسانِ مدرن است. هدف نوشتار، پیشنهادی هنجارین است برای رهایی بخشی انسان گرفتار شده در دام کرونا؛ ویروسی که انسان اجتماعی را منزوی ساخته است. کرونا به شتاب، تاج دارِ گیتی شده و جهان را بر لبه آشوب قرارداده است. پرسمان نوشتار این است که کروناویروس، پیوندِ کمابیش نظم یافته جامعه سیاسی مدرن (دولت/جامعه مدنی/مردم) را که یادگارِ مدرنیته اروپایی بود، به لرزه درآورده است؛ از یک سو به دولت ها قدرت فراوان بخشیده، از دیگرسو، فرد را ضعیف تر ساخته است. دشواره برآمده از بیماری همه جهان گیر این است که کروناویروس، فرد ضعیف شده را دعوت به جدازیستی نموده و انسان «باهم زیسته» را «گوشه گیر به کنج رفته» می خواهد. از دیدگاه روش شناختی، نگارنده با پذیرش پیش انگاره «بنیانِ سه پایه دولت/جامعه مدنی/فرد» در همراهی با رویکرد انتقادی و با بهره گیری همزمان از دو روش «چگونه- ممکن است»/ «چگونه- باید»، کوشش کرده است تا این انگاره تجویزی را مستدل سازد که واژه نادرست فاصله گذاری اجتماعی[1]، چرخش گاهی[2]است که نیازمندی بشر را به یک «اجتماع مدنی مجازی»، بایسته نموده است. یافته هنجارین نوشتار این است که یکی از راه های کاهش دشواری های (جسمی/روانی) گوناگونِ برآمده از قرنطینه/خانه نشینی اجباری/دوری گزینی/باهم نبودن های اجتماعی، از راهروِ برساختن گمینشافتِ مجازی ممکن است؛ جماعت مدنی مجازی ای که جداگری فیزیکی و به هم نزدیک سازی اجتماعی را دسترس پذیر می سازد.
Iran’s Stance among Three Approaches to FATF Action Plans(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
سیاست توازن قوای روسیه در بحران سوریه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۰ زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴
1167 - 1187
حوزههای تخصصی:
مداخله نظامی مسکو در بحران سوریه تابعی از منافع ژئواستراتژیک روسیه در خاورمیانه است. بحران سوریه، شکل جدیدی به نوع تعامل روسیه با بازیگران بین المللی و منطقه ای داد، به گونه ای که راهبرد روسیه از سال 2015 به بعد، تلاشی برای شکل دادن توازن قوا بین بازیگران در سوریه بوده است. از سوی دیگر، رقابت بازیگران منطقه ای در سوریه جهت برتری هژمونی در خاورمیانه، زمینه سیاست موازنه سازی از سوی روسیه را فراهم کرده است تا از ظهور یک هژمون منطقه ای جلوگیری کند. به طوری که صف بندی و رویکردهای متعارض بازیگران دخیل، نوعی نزدیکی و همراهی با روسیه را به منظور موازنه سازی علیه یکدیگر به وجود آورده است؛ نزدیکی که روسیه ضمن رد هر گونه اتحاد راهبردی، به برقراری موازنه قدرت با همه بازیگران اقدام کرده است. با درنظر گرفتن ملاحظات، این سؤال مطرح می شود که سیاست توازن قوای روسیه در بحران سوریه چه ویژگی هایی دارد؟ فرضیه ای که در پاسخ به این پرسش در پژوهش حاضر آزمون شده، این است که روسیه در بحران سوریه، سیاست توازن قوا را کارامدترین رویکرد در مواجهه با بازیگران بین المللی و منطقه ای به منظور دستیابی به اهداف و تقویت جایگاه خود برگزید.
بنیادهای نظری روش های بازتاب گرا و خردگرا در فهم کنش اجتماعی انسان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۰ زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴
1051 - 1065
حوزههای تخصصی:
این مقاله مطالعه ای است در فراز و فرود گفتمان های روش شناختی بازیگران روابط بین المللی و از آنجا که فهم کنش بازیگران بین المللی رابطه تنگاتنگی با کنش های اجتماعی مردم دارد، بازشناسی همکنشی مردم، هدف اصلی همه بررسی ها، در راستای فهم انگیزه های همکنشی انسان ها بوده است. بنابراین عملکرد هم اندیشی انسان ها درباره خود و جامعه از مهم ترین دستاوردهای نوزایی و روشنگری است که بسیاری از تابوهای هستی شناختی و شناخت شناسی را در هم شکسته است و انسان را قادر به شناخت و تغییر جهان می داند، که می تواند از راه نوسازی اندیشه به نوسازی زیست جهان خود دست یابد. در همین زمینه انسان ها از طریق کاربرد روش های علمی و مفهوم سازی ها یا همکنشی های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی بررسی هایی انجام دادند و روش بازتاب گرایانه را جایگزین روش بخردانه کردند و عرصه فراخی را برای اندیشه های پسامدرنیستی فراهم آوردند. در این مقاله روندهای جابه جایی این بینش ها و روش ها با نگاهی به رشته روابط بین الملل در میان گذاشته شده است.
نقش مؤلفه های قدرت ملی در تحقق متعالی حکمرانی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۳ تابستان ۱۳۹۹ شماره ۴۷
53 - 79
حوزههای تخصصی:
امنیت ملی بدون توجه به تهدید و قدرت ملی معنی ندارد و از طرفی قدرت ملی هم درهم آمیختگی زیادی با تهدید و امنیت ملی دارد. مفاهیم «تهدید امنیت و قدرت ملی» پایه های مهم و لازم و ملزوم برای حکمرانی امنیت ملی هستند. تهدید و امنیت مفاهیمی ابهام آمیز و انتزاعی هستند که درهم تنیدگی عمیقی با هم دارند، به همین دلیل برداشت ثابت و تعریف یکسانی برای این مفاهیم وجود ندارد، قدرت ملی مفهومی تعریف شده و مشخص است که شامل ُبعد، مؤلفه، شاخص و یکسری عواملِ ثابت و متغیر می باشد. هدف اصلی پژوهش اولویت بندی و تعیین نقش مؤلفه های اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و نظامی برای تحقق حکمرانی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران است. این پژوهش کاربردی و به روش زمینه ای موردی انجام گردیده و با استفاده از نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شده است، روش جمع آوری اطلاعات میدانی و کتابخانه ای بوده و جامعه نمونه 73 نفر می باشد. ترتیب اولویت حلقه های امنیتی: نظامی سیاسی فرهنگی و اقتصادی است، اما حلقه های تهدیداتی: اقتصادی فرهنگی سیاسی و نظامی است، بنابراین حلقه های امنیتی و تهدیداتی عکس هم هستند. ایران هر سه طیف تهدید: منفی صفر و مثبت را دارد. مؤلفه های قدرت ملی داری 6 عامل اقتصادی، 8 عامل سیاسی، 11 عامل نظامی و 5 عامل فرهنگی است. تعداد 5 عامل دارای دو نقش هستند، در مجموع مؤلفه های قدرت ملی دارای 30 عامل و 35 نقش: «22 نقش قوت، 4 نقش ضعف، 3 نقش فرصت و 6 نقش تهدید» می باشند. طبق نقش های بالا، جمهوری اسلامی ایران در موقعیت راهبردی «تهاجمی» قرار دارد، بر اساس نظریه «موازنه تهدید» حکمرانی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران باید از دکترین «تدافعیِ تهدید محور و کُنشی» به دکترین «تهاجمیِ امنیت محور و فراکُنشی» که بر گرفته از نظریه «موازنه قوا» است تبدیل گردد.
راهبرد جمهوری اسلامی ایران در شکست داعش در منطقه غرب آسیا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۴ پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳ (پیاپی ۱۳۵)
96 - 75
حوزههای تخصصی:
محیط استراتژیک و ماهیت معادلات امنیتی در تعیین اهداف امنیت ملی هر کشوری در اولویت قرار دارد؛ از اینرو همواره منافع ملی و تهدیدات امنیتی ایران در محیط امنیتی غرب آسیا تعریف می گردد. با توجه به گفتمان انقلاب شیعی و تقابل آن با گفتمان اهل تسنن دولتهای منطقه و مداخله قدرتهای بزرگ گروه های امنیت ملی ایران همواره با چالشهایی مواجه بوده است.جنگ ایران و عراق، مشکلات متعدد امنیتی در خلیج فارس و تروریسم و افراط گرایی نمونه ای از این چالش ها است.ایران نمی تواند، در مقام یک قدرت منطقه ای، نسبت به چنین بحران آفرینی هایی در قلمرو حیاتی خود، بی تفاوت باشد.لذا دور کردن خطرات از مرزهای خود و حفظ امنیت، مسئولیت پذیری در مدیریت، اداره و برطرف سازی بحران های منطقه ای، در سیاست خارجی ایران لحاظ شده است.
داعش موفق شد بخش هایی از شمال سوریه را تصرف و تقریباً سراسر استان رقه را تصرف کند. سپس، همزمان با اقدام نظامی در سوریه به عراق حمله کرد و کنترل رمادی و فلوجه در عراق را در اختیار می گیرد. در سال ۲۰۱۴ داعش با گسترش اقدام نظامی خویش توانست موصل، دومین شهر عراق را تصرف کند و کنترل بخش زیادی از خاک عراق از جمله تکریت را نیز بدست گرفت. پیشروی داعش تا نزدیکی های بغداد، یکی از شگفتی های راهبردی محسوب می شود. گرچه درگیر شدن داعش با سوریه بعنوان متحد راهبردی ایران نگرانی های زیادی برای جمهوری اسلامی ایجاد کرده بود، اما ورود داعش به عراق از سال 2014، ورود به فضای حیاتی- هویتی ایران تلقی می شد که نگرانی از تهدید این گروه علیه کشور را افزایش داد.سوال اصلی تحقیق این است که سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال داعش در منطقه غرب آسیا چگونه بوده است؟ فرضیه تحقیق این است که جریان داعش یک جنبش سلفی-تکفیری بر مبنای خشونت بود که ج.ا.ایران به مقابله با آن بر آمد.بنابر این، در این مقاله کوشش می شود تا راهبرد جمهوری اسلامی ایران در قبال چالشهای منطقه غرب آسیا بویژه بحران داعش در چارچوب رئالیسم تدافعی با روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای، بررسی و تحزیه و تحلیل گردد.
The U.S. Military Presence in the Middle East and Central Asia; Iran`s Security Concerns(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Review of Foreign Affairs, Volume ۱۱, Issue ۳۱ - Serial Number ۱, January ۲۰۲۰
89 - 112
حوزههای تخصصی:
The purpose of this article is to describe the extensive military buildup of the United States in these regions during George W. Bush presidency (Jan 20, 2001 to Jan 20, 2009) and suggest the reasons for it. Since there were also U.S. bases in the two Caucasian states of Azerbaijan and Georgia, they are included in this study as well. The countries of these strategically important regions are not only significant for their vast oil and gas reserves but also they are seen as actual markets for American goods and services. Moreover security issue seems to be important as well. Similar to the threats posed to the security of Iran from the US presence in these regions.
شناسایی عوامل مؤثر بر اعتماد سیاسی در استفاده از فیس بوک با استفاده از تکنیک تصمیم گیری چند معیاره (MADM) (مورد مطالعه: دانشجویان دانشگاه های پیام نور استان اصفهان در سال 1397-1398)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی سیاسی ایران سال سوم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲ (پیاپی ۱۰)
292 - 315
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با استفاده از تکنیک دیمتل، به دنبال طراحی مدل عوامل مؤثر بر اعتماد سیاسی در استفاده از فیس بوک می باشد. این پژوهش بر اساس هدف، کاربردی و از نظر نحوه گردآوری داده ها، از نوع تحقیقات آمیخته (کیفی-کمی) می باشد. ابزار جمع آوری داده ها مصاحبه نیمه ساختار یافته بوده و به منظور گرد آوری اطلاعات، با روش نظری و هدفمند (گلوله برفی) با تعداد 15 نفر از خبرگان دانشگاه مصاحبه انجام شد. با استفاده از نظرات خبرگان تعداد 34 متغیر، نهایی شدند که مبنای تهیه پرسشنامه اصلی طرح قرار گرفتند. تعداد 384 پرسشنامه بین دانشجویان پیام نور اصفهان در سال1398 توزیع شد. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل تم و جهت رتبه بندی مؤلفه ها و شاخص های تأیید شده از بین تکنیک های تصمیم گیرهای چند معیاره، از تکنیک دیمتل تحت بستر نرم افزار Super Decision استفاده شده است. نتایج حاصل از الگوی دیمتل نشان داد که در بین 3 شاخص تأثیرگذار نظام سیاسی با مقادیر R، J، (R+J) و (R-J) به ترتیب (245305/9، 794941/7، 04025/17 و 450364/1) بیشترین تأثیر را بر اعتماد سیاسی در استفاده از فیس بوک دارند و همچنین به ترتیب ابعاد کنشگران سیاسی و نهادهای سیاسی در اولویت های دوم و سوم قرار دارند.
بررسی رابطه بین سرمایه فرهنگی و احساس امنیت اجتماعی در بین ساکنین شرق استان گلستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی سیاسی ایران سال سوم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳ (پیاپی ۱۱)
1456 - 1487
حوزههای تخصصی:
احساس امنیت اجتماعی در این تحقیق شامل امنیت جانی ،مالی،فکری،شغلی،عاطفی واخلاقی در نظر گرفته شده است. " سرمایه فرهنگی" ،که خودمتشکل از مولفه های سرمایه فرهنگی تجسم یافته،عینیت یافته ونهادینه شده می باشد در این تحقیق بعنوان متغیر مستقل اثر گذار بر"احساس امنیت اجتماعی" بعنوان متغیر وابسته مفروض گردید. هدف کلی دراین تحقیق بررسی رابطه بین "سرمایه فرهنگی" و "احساس امنیت اجتماعی است. به منظور بررسی این رابطه ازروش تحقیق با شیوه پیمایشی بهره گرفته شد،پرسشنامه ای محقق ساخته بین گروه نمونه که شامل 400نفرسرپرست های مردخانوارکه بصورت نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله انتخاب شده بودند توزیع وپس از تکمیل جمع آوری گردید. داده ها از طریق آزمونهای همبستگی پیرسون و تحلیل رگراسیونی درقالب قابلیت های نرم افزارهای(Pls,SPSS)مورداستفاده و تجزیه تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصله نشان دادکه رابطه آماری معناداری بین سرمایه فرهنگی بعنوان متغیرمستقل واحساس امنیت اجتماعی بعنوان متغیروابسته وجود دارد(428.=β و(T=8.02. مولفه های سرمایه فرهنگی نظیر تجسم یافته، عیینیت یافته و نهادینه شده هم همبستگی معنا داری را بترتیب (β=0/307,0/249,0/144) و آماری تی بیشتر از 1.96 با احساس امنیت اجتماعی از خود نشان دادند. واژگان کلیدی: احساس امنیت اجتماعی ،سرمایه فرهنگی تجسم یافته ،سرمایه فرهنگی عینیت یافته، سرمایه فرهنگی نهادینه شده،شرق استان گلستان.
بازخوانی کاربست قرآن مجید در انقلاب اسلامی «با تأکید بر اندیشه سیاسی امام خمینی»(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
بازخوانی کاربست قرآن مجید در انقلاب اسلامی بر اساس اندیشه سیاسی بنیان گذار انقلاب کبیر آن، حضرت امام خمینی، هدف مقاله حاضر است. با توجه به این که انقلاب اسلامی برآمده از قرآن و دارای پیام جهانی و عرصه کارزار با دشمنان داخلی و خارجی بوده، در مقاله حاضر به کاربست آموزه های قرآن مجید در سه عرصه ملی، جهان اسلام و جهانی پرداخته است. این کار با بهره گیری از روش استقرا انجام شده است. یافته تحقیق حکایت از آن دارد که امام خمینی توانسته است با «تطبیق» حوادث و جریانات گوناگون و پیچیده، بر آیات قرآن مجید، تحلیل های دقیق و راه حل های کارگشا ارائه نماید. از آن جا که امام خمینی بر اساس یک سیستم نظری این روش را ارائه نموده و به صورت عملی آن را به کار بسته، می توان از آن در تحلیل و بررسی حوادث نوپدید سیاسی و اجتماعی و نیز اسلامی سازی علوم انسانی و مخصوصاً علوم سیاسی استفاده نمود.
طراحی نظام مسائل اقتصاد ایران مبتنی بر تحلیل تفسیری ساختاری بیانیه گام دوم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
لازمه اصلی در مدیریت اقتصاد ایران، فهم عمیق و نظام مند از مسائل خرد و کلان اقتصادی است. فقدان نظام مسائل، سیاست گذاری اثربخش در پیشرفت اقتصادی را مورد خدشه قرار داده و تحلیل و تفسیرهای متعدد و البته عدم تفاهم های جدی را در زمینه ابرچالش های اقتصاد ایران می نماید. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف طراحی یک دستگاه نظری منسجم در زمینه مسائل اقتصاد ایران مبتنی بر تحلیل محتوای بیانیه گام دوم تدوین شده است. بدین منظور، در ابتدا براساس روش تحلیل مضمون، مجموعه مسائل اقتصادی کشور احصا شده؛ سپس با بهره گیری از روش تفسیری-ساختاری (ISM)، نظام مسائل اقتصاد ایران استخراج گردید. یافته های تحقیق نشان می دهد که مسائل اقتصاد ایران دارای سه ضلع ساختاری، مدیریتی و بین المللی است و در شش سطح جانمایی می گردد. دولتی بودن اقتصاد در سطح اول، غفلت از اقشار نیازمند و ظرفیت های بهره برداری نشده در سطح دوم، فساد اقتصادی، نگاه به خارج نه ظرفیت های داخلی و بودجه بندی معیوب در سطح سوم، تبعیض در بهره مندی از منابع عمومی، وابستگی اقتصادی به نفت، بیکاری جوانان، تحریم اقتصادی، وسوسه های دشمن، عدم رعایت اولویت بندی ها و عدم ثبات در سیاست های اجرایی در سطح چهارم، شکاف طبقاتی و فقر درآمدی در سطح پنجم و وجود هزینه های زائد در سطح ششم از نظام مسائل اقتصاد ایران جای می گیرد.
مشروعیت هم کاری فقها با حکومت های عرفی در حوزه مرافعات قضایی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائلی که از گذشته تا به حال، همواره محل بحث فقها بوده بحث هم کاری با سلاطین جائر و قبول تصدی مناصب حکومتی است. پژوهش حاضر که به روش تحلیلی و توصیفی سامان یافته در صدد پاسخ به این پرسش اصلی است که با توجه به جایگاه حساس قضا و موقعیت استثنایی فقیه که از منظر امامیه به عنوان نماینده شریعت در عصر غیبت تلقی شده هم کاری قضایی فقیه با حکومت های عرفی چه حکمی دارد؟ فرضیه یا پاسخ نخستین به این پرسش آن است که بنا به حکم اولی شرعی، هرگونه هم کاری با حاکم جور در حکومت های عرفی حرام است. این حکم با استناد به ادله ای چند به اثبات می رسد. با این حال، در مواردی به خاطر بروز عناوین ثانویه و به تبع، به موجب حکم ثانوی، هم کاری با این نوع حکومت ها از جمله پذیرش منصب قضا مجاز و چه بسا واجب می شود. بدیهی است که این تجویز تحت ضابطه حکم ثانوی و مقید به قیودی خاص است.
نقش مکتب سلیمانی در بالندگی دیپلماسی رسانه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دیپلماسی رسانهای، یکی از شاخههای اصلی فعالیتهای دستگاه دیپلماسی است که از آن در جهت ارتقاء سیاست خارجی کشورها استفاده میشود. با استفاده از این ابزار، دیپلماتها و سیاستمداران میتوانند نیات و مقاصد خود را بهعنوان دیپلماسی، مورد محک و در معرض چالشهای دیپلماتیک قرار دهند. در همین خصوص، هدف این پژوهش تدوین الگوی مفهومی نقش مکتب سلیمانی در بالندگی دیپلماسی رسانهای بود. این پژوهش از نوع پژوهشهای کیفی بود که با استفاده از رویکرد مبتنی بر نظریه دادهبنیاد انجام شد. جامعه آماری شامل متخصصان و صاحبنظران در زمینه علوم سیاسی، رسانه، علوم اجتماعی، جامعهشناسی و اعضاء هیئت علمی دانشگاههای استان مازندران بود که با رویکرد نمونهگیری هدفمند، تعداد 17 نفر بهعنوان مشارکتکنندگان در پژوهش انتخاب شدند. دادهها به روش مصاحبه با روش هدایت کلیات و بهصورت نیمهساختار یافته گردآوری شد. اعتبار و روایی دادهها به دو روش بازبینی مشارکتکنندگان و مرور خبرگان غیرشرکتکننده در پژوهش تایید شد. نقش مکتب سلیمانی در بالندگی دیپلماسی رسانهای در دو مقوله محوری، بُعددرونی (ولایتمداری، کرامت انسانی، وحدت و همبستگی ملی، خودکفاییواستقلال اقتصادی، نگرشفراجناحی، حفظیکپارچگیسیاسی، هویت ملی و انسجامملی) و بُعدبیرونی (اقتدار و امنیت ملی، نقشآفرینی جهانی، اخلاق سیاسی، قدرتدفاعیونظامی، جهاد علیه تروریسمونظامسلطه و تقویت گفتمان مقاومت)، تحلیل و مدل نهایی بر اساس آن ارائه شد.
بررسی سیاست خارجی دولت دونالدترامپ بر اساس مدل بازیگر عقلایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات سیاسی و بین المللی دوره دوازدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۴۴
131 - 152
حوزههای تخصصی:
درمیان مدل های مختلف تصمیم گیری، مدل بازیگر عقلایی که مبتنی بر منطق هزینه-فایده است، چارچوب مناسبی را برای درک بهتر رفتار های سیاست خارجی ترامپ فراهم می کند که می تواند مورد توجه تصمیم گیرندگان کشور قرر گیرد. پیش فرض اصلی مدل بازیگر عقلایی، انسان اقتصادی با مشخصه بنیادین عقلانیت است که تلاش می کند با تبعیت از منطق هزینه – فایده، مطلوب ترین راه را در رسیدن به هدف بر گزیند. سوال اصلی پژوهش این است که «چگونه می-توان سیاست خارجی دونالد ترامپ در خروج از موافقت نامه های بین المللی و نوع رویکرد وی نسبت به مسأله امنیت بین الملل را در یک چارچوب تئوریک تحلیل نمود ؟» در پاسخ به سؤال مذکور، این فرضیه ارائه شده است: «رفتار های سیاست خارجی ترامپ در خروج از موافقت نامه های بین المللی و نوع رویکرد اقتصاد محور وی نسبت به مسأله امنیت بین الملل ، بر اساس مدل عقلایی تصمیم گیری و بیشینه سازی سود قابل توضیح است.» در این راستا، طرح شعار «نخست آمریکا» از سوی ترامپ، به خوبی بیانگر فایده گرایی و ناسیونالیسم اقتصادی در سیاست خارجی آمریکا است. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد بازیگر عقلایی به مطالعه سیاست خارجی آمریکا پرداخته است. جمع وری داده ها به صورت کتابخانه ای، مجلات علمی و استفاده از سایت های معتبر اینترنتی بوده است.
دمکراسی و جهانی شدن در اندیشه یورگن هابرماس
منبع:
دانش تفسیر سیاسی سال دوم بهار ۱۳۹۹ شماره ۳
199-222
حوزههای تخصصی:
هابرماس از نظریه پردازان مکتب فرانکفورت با رویکرد انتقادی به مقوله پوزیتویسم، دمکراسی و جهانی شدن می پردازد و سعی می کند با ارائه نظریه کنش ارتباطی دیدگاهی جدیدی ارائه دهد. هابرماس معتقد است که عقلانی ت موردنظر روش نگری و آرم ان عقلانی سازی حیات مدرن وجه صوری و ابزاری دارد و از همین رو، عقلانیت ارتباطی می تواند این محدودیت را درهم شکند. او با نگاهی خوش بین معتقد است که در قالب مدرنیته نیز همچنان می توان اقدامی انجام داد. ازنظر هابرماس بسیج جنبش های اجتماعی در جامعه ی مدنی کمک مهمی به توسعه ی دموکراسی می کند؛ بنابراین ضمن نقد به پوزیتویسم که از مدرنیته برمیاید نسبت به گسترش تفکر دموکراسی و همچنین جهانی شدن نیز نگاهی خوش بین تری نسبت به سایر منتقدان دارد. از همین رو از همین رو این مقاله گردآوری شده به روش تحلیلی-توصیفی به دنبال پاسخ به این پرسش است که دیدگاه هابرماس به دموکراسی و جهانی شدن چیست؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که هابرماس علی رغم فیلسوف مکتب انتقادی بودن ولی به دمکراسی و جهانی شدن بر اساس الگوی عقلانیت ارتباطی به صورت خوش بینانه می نگرد.
رویکرد نوین روسیه نسبت به کشورهای شورای همکاری خلیج فارس
حوزههای تخصصی:
سیاست روسیه نسبت به منطقه خلیج فارس، به ویژه از آغاز هزاره دوم تاکنون، ضمن توجه به بعضی از اهداف تاریخی و همچنین تحت تأثیر تحولات داخلی و سازوکارهای جدید منطقه ای و جهانی؛ شامل انگیزه های جدیدی شده است. در این مقاله، نویسندگان با توجه به رویکرد چندجانبه گرایی روسیه و تلاش این کشور برای پیوند اهداف ژئوپلیتیکی و انگیزه های ژئواکونومی در منطقه خلیج فارس، درصدد ارائه پاسخی متقن بدین سؤال اند که رویکرد نوین روسیه نسبت به کشورهای شورای همکاری خلیج فارس شامل چه اهدافی می شود؟ براساس فرضیه مدنظر این پژوهش، رویکرد نوین روسیه نسبت به کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، پس از تحولات سال 2011 و با توجه به نوع سیاست ها و اختلافات اعضا و همچنین تحولات خاورمیانه و حوزه خلیج فارس، در سه گروه «عربستان، امارات و بحرین»، «کویت و عمان» و «قطر» تقسیم بندی شده و به این شورا به عنوان یک سازمان و بلوک متحد و یکپارچه نگریسته نشده است. رویکردی که مبتنی بر چندجانبه گرایی و در پیوند میان اهداف ژئوپلیتیکی و ژئواکونومی پیگیری شده است. در مقابل، کشورهای شورای همکاری نیز در جهت به حداکثر رساندن منافع و همچنین با هدف متنوع ساختن روابط خود در کنار حفظ رابطه با آمریکا و غرب، به گسترش روابط سیاسی، اقتصادی، علمی و نظامی با روسیه پرداخته اند.
تبیین رابطه ساخت سیاسی و توسعه سیاسی در دوران پهلوی اول براساس مدل برنارد کریک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی سال ششم بهار ۱۳۹۹ شماره ۲۱
179 - 214
حوزههای تخصصی:
توسعه سیاسی در معنای گسترش مشارکت و رقابت ایدئولوژیک در عرصه زندگی سیاسی، دست کم در سطح نخبگان، نیازمند تشکیلات، سازمان ها و وقوع تحولاتی در ساختار جامعه سنتی است. برنامه های نوسازی در دوره پهلوی اول زمینه تحولات سیاسی اجتماعی را فراهم آورد و تا اندازه ای شرایط برای رقابت سیاسی و مشارکت فراهم شد. اما پیدایش ساخت دولت مطلقه، مانع عمده ای بر سر راه گسترش مشارکت و رقابت ایجاد کرد و موجب بازتولید اقتدارگرایی گردید. این نوشتار می کوشد با تکیه بر متن مذاکرات مجالس ششم تا دوازدهم شورای ملی و با مبنا قرار دادن این امر که نوع دولت و نظام سیاسی ارتباط مستقیمی با تحقق یا عدم تحقق توسعه سیاسی دارد، مفهوم توسعه سیاسی را در دوره پهلوی اول (1320-1304) مورد بررسی قرار دهد. نگارند گان با گزینش مدل «برنارد کریک»، به بازنمایی مفهوم توسعه سیاسی در متن مذاکرات مجالس شورای ملی این دوره و در پرتو توصیف بافتار تاریخی، پرداخته اند. بازخوانی متن مذاکرات براساس مدل کریک حکایت از آن دارد که ساخت دولت در کنار حضور مجلس فرمایشی که در موارد یازده گانه مدل مورد بررسی، بر مطلقه بودن ساخت دولت صحه می گذارد، می تواند به عنوان یکی از دلایل اصلی ناکامی توسعه سیاسی مورد توجه قرار گیرد.