فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۳۶۱ تا ۶٬۳۸۰ مورد از کل ۳۲٬۶۳۳ مورد.
منبع:
مطالعات بین المللی سال ۱۷ پاییز ۱۳۹۹ شماره ۲ (پیاپی ۶۶)
97 - 114
حوزههای تخصصی:
فرهنگ راهبردی در اکثر موارد در رابطه با مولفه هایی است که ارتباط گسترده ای را با روش جنگی مختص به یک کشور داشته باشد اما فرهنگ راهبردی، گستره ای وسیع تر را پوشش خواهد داد. در زمانه ای که بسیاری از تحلیلگران از ایجاد گسست در تاثیرگذاری مولفه های فرهنگ راهبردی ایران در دوره جمهوری اسلامی سخن می گویند می توان پیوست هایی نه چندان کم را نیز مشاهده نمود. سوال این است که پیوست های فرهنگ راهبردی ایران چگونه بر ساخت سیاست منطقه ای در دوره جمهوری اسلامی تاثیر گذاشته است؟ نتیجه کلی مقاله که با اتخاذ روش گفتمانی و تاریخی-تطبیقی و به کارگیری نظریه تحلیل گفتمان و سازه انگاری بدست آمده، نشان می دهدکه گفتمان جمهوری اسلامی منجر به تغییر دال مرکزی گفتمان حاکم بر ایران شد اما در عین حال، تاثیر بازتولید مولفه های فرهنگ راهبردی، در کنار سه متغیر کلان تاثیرگذار دیگر، منجر به بازتولید بنیان و سیاست هایی مشابه در قبال کشورها و نظم و نظام منطقه ای شده است. از این منظر هدف پژوهش آن است که نشان دهد برخی از سیاست های منطقه ای جمهوری اسلامی، بیش از آنکه با نوع حکومت مسلط در ایران مرتبط باشند، تحت تاثیر بازتولید مولفه های فرهنگ راهبردی ایران، مانند «تجربه ابرقدرت و امپراتوری بودن ایران»، «تنهایی تاریخی»، «محصور بودن میان دشمنان»، «نبرد دائمی خیر وشر»، «حضور در نظم ناعادلانه جهانی و قربانی بودن» و مواردی از این دست قرار دارند. بدین معنا که بستر و بنیان آنها را بازتولید فرهنگ راهبردی ایران تشکیل داده اما جهت و صورت ظاهری و به طور خلاصه نحوه کاربرد آنها، ارتباطی عمیق با دال مرکزی گفتمان حاکم بر ایران دارد
مدل مفهومی عوامل مؤثر بر کاهش جرم در حاشیه شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی سال بیست و سوم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲ (پیاپی ۸۸)
113 - 154
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر ماحصل پژوهشی است که با هدف پردازش مدل مفهومی عوامل مؤثر بر کاهش جرم در حاشیه شهر مشهد انجام شده است. پژوهش از نوع اکتشافی، رویکرد آن کیفی و روش آن دلفی سه مرحله ای است. جامعه آماری پژوهش نیز ۲۵ نفر از افراد واجد شرایط هستند که به صورت هدفمند و قضاوتی از بین متخصصان و خبرگان انتخاب و از آن ها نظرخواهی شده است. با بررسی و مطالعه انواع نظریه ها، مدل ها و الگوهای مرتبط با موضوع پژوهش به همراه گردآوری و مرور پیشینه و سابقه اجرای پژوهش و نیز به کارگیری تکنیک دلفی طی سه مرحله، داده های مورد نیاز گردآوری و مورد تحلیل قرار گرفت و سپس مدل مفهومی و مستخرج از تکنیک دلفی در مورد عوامل مؤثر بر کاهش جرم در حاشیه شهر مشهد ترسیم شده است.
آسیب شناسی تغییر مذهب در استان خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی سال بیست و سوم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲ (پیاپی ۸۸)
155 - 180
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، آسیب شناسی تغییر مذهب در استان خوزستان است. روش پژوهش، تحلیل محتوای کیفی با راهبرد استقرایی است. جامعه آماری، اساتید دانشگاه و حوزه، خبرگان فرهنگی در استان خوزستان و افراد در معرض تغییر هویت فرهنگی هستند که با استفاده از روش نمونه گیری تعمدی و قضاوتی، تعداد 25 نفر از اعضای جامعه آماری به عنوان حجم نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار گرد آوری داده ها، مصاحبه آزاد (عمیق) است. متون پیاده شده حاصل از مصاحبه ها، با استفاده از نرم افزار Maxqda2018 تحلیل شد. تعداد 9 مقوله اصلی و 39 مقوله فرعی مورد شناسایی قرار گرفتند. یافته ها نشان می دهد که عوامل زمینه ای، ساختاری ومداخله ای مهم ترین علل بروز و شیوع این پدیده نوظهور در استان هستند. امکان بهره برداری و سوءاستفاده جریان های ضدانقلاب تجزیه طلب، تکفیری و تروریستی از گرایش یافتگان به وهابیت در خوزستان، مهم ترین آسیب های این جریان خواهد خواهد بود. آسیب های احتمالی آینده تغییر مذهب در خوزستان، تغییر فاز از گروه های سنی بالا به جذب و یارگیری از جوانان و نوجوانان؛ از جنسیت مذکر به جنس مونث؛ و از روش پنهانی به روش آشکار معرفی شده است.
پساصهیونیسم و ناامنی هستی شناختی رژیم صهیونیستی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اسرائیل که به جهت تصنعی بودنش در منطقه خاورمیانه، از بدو تأسیس گرفتار دغدغه بقا بود، پس از گذران چهار جنگ بزرگ پیروزمند در برابر دولت های عربی، توانست اطمینان نسبی از امنیت مرزهایش را به دست آورد. همین حس تضمین بقا، زمینه ای ایجاد کرد تا اسرائیل درگیر بحث های عمیق تری شود که اهمیت آن فراتر از امنیت فیزیکی بود. نضج گیری ناامنی هستی شناختی اسرائیل در پرتو امنیت نسبی فیزیکی، با جدال بر سر حافظه ملی و تاریخ نگاری صهیونیسم آغاز گشت. بازخوانی داستان های روایت شده صهیونیسم که دیگر تجلی یک خاطره مشترک و متداوم و غیرمنقطع تاریخی نبود، فرد یهودی را دچار فقدان احساس منسجمی نسبت به پیوستگی و ادامه دار بودن سرگذشت خویش نمود به نحوی که او اکنون، زمان را هم چون رشته ای از لحظه های ناپیوسته درک می کند. در این میان آن چه بیش از همه صهیونیسم را دچار ناامنی هستی شناختی نمود، تردید افکنی در بنیان های دو اسطوره «سرزمین موعود» و «قوم برگزیده» بود که شیرازه هویت صهیونیسم محسوب می شود. روش انجام این پژوهش اسنادی– تحلیلی است و یافته های این پژوهش مبین آن است که رژیم صهیونیستی در مواجهه با ناامنی هستی شناختی، به سوی سیاست «امنیتی کردن» هویت، روی آورده است.
سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و نظریه اسلامی روابط بین الملل: گذار از نظریه های غربی
منبع:
راهبرد سیاسی سال چهارم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱۳
133 - 155
حوزههای تخصصی:
انقلاب اسلامی ایران تحولی جدی در روابط بین الملل پدید آورد. با این تحول، نظریه های رایج در روابط بین الملل از تحلیل سیاست خارجی ایران عاجز ماندند. زیرا با پیروزی انقلاب اسلامی عنصر جدیدی به نام مذهب وارد عرصه سیاست خارجی شد. عاملی که هیچکدام از نظریه های مذکور قادر به تحلیل نقش آن نبودند. برای رفع این نقیصه از مناظره چهارم روابط بین الملل نظریه سازه انگاری متولد شد. ولیکن از آنجا که دارای مبانی غربی است قادر به تحلیل سیاست خارجی ایران در همه عرصه های روابط بین الملل نیست. سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران با رویکردی اسلامی، انتقادی و تجدید نظرطلب نیازمند ارائه نظریه ای بومی و اسلامی است. در این راستا، نظریه اسلامی روابط بین الملل بهترین دریچه برای تحلیل و تبیین سیاست خارجی ایران در راستای امت محوری و استقرار نظم جهانی عادلانه می باشد. این پژوهش با شناسایی اصول 14 گانه نظریه اسلامی روابط بین الملل در پی پاسخ به این پرسش اساسی است که چگونه کاربست نظریه اسلامی روابط بین الملل برای تحلیل و تبیین سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران امکان پذیر است؟
رقابت های منطقه ای ژئوپلیتیک در خاورمیانه: پیامدهای آن برای اروپا
حوزههای تخصصی:
خاورمیانه با یک دوران آشفته و بی ثبات روبرو است. یک مانع جدی برای صلح و توسعه پایدار در منطقه ، رقابت شدید بین ایران وکشورهای مخالف آن ، شامل امارات متحده عربی و اسراییل به رهبری عربستان سعودی می باشد ، که به شدت توسط ایالات متحده حمایت می شوند و موضع تهاجمی دولت دونالد ترامپ در مورد ایران باعث افزایش تنش های منطقه ای شده است . پرسش این است که «پیامدهای رقابت ژئوپلتیک ایران و عربستان برکشورهای اروپایی چیست و اینکه اتحادیه اروپا چگونه می تواند در فرایند ثبات وامنیت خاورمیانه نقش آفرینی کند؟ِ». فرضیه آن است که بازیگران اروپایی باید با دقت تنش های ژئوپلیتیکی منطقه را مورد بررسی قرار دهند و از اهرم محدودی که دارند برعلیه روند فعلی که ممکن است منجر به بی ثباتی بیشتر و درگیری گسترده تر بین منطقه ای و شاید جهانی شود استفاده کنند. یافته های این پژوهش نشان داده است اگر اروپا در قبال مسائل خاورمیانه و بخصوص برجام نخواهد با قاطعیت عمل کند و در برابریکجانبه گری آمریکا مقاومت نشان ندهد ، با معظلات خاورمیانه از جمله بحران پناهندگان و مشکلات امنیتی روبرو خواهد بود . این پژوهش به روش تبیینی- تحلیلی و مبتنی برآینده پژوهی می باشد.
چیستی و چرایی نفوذ فرهنگی نظام سلطه و راهکارهای مقابله با آن با تأکید بر اندیشه های مقام معظم رهبری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ازجمله اقدامات برنامه ریزی شده دشمنان انقلاب اسلامی نفوذ فرهنگی است که سال های اخیر در تقابل با نظام جمهوری اسلامی از آن بهره گرفته اند. با توجه به اهمیت این مسئله، پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی در پی تبیین ماهیت نفوذ فرهنگی و بیان راهکارهای مقابله با آن است. نگارنده با توجه به رهنمودهای مقام معظم رهبری، پس از تبیین ماهیت نفوذ فرهنگی، به بررسی ابعاد نفوذ که شامل سه عرصه اقتصادی، سیاسی و فرهنگی است، می پردازد، و پس از بیان شیوه ها و ابزارهای نفوذ فرهنگی راهکارهای آن را در دو محور مورد بررسی قرار می دهد. در محور اول راهکارهای فرهنگی در حوزه معرفتی شناختی بیان می شود که شامل: پذیرش نفوذ فرهنگی، ترویج باورهای دینی و شناخت فرهنگ اسلامی است و در محور دوم راهکارهای فرهنگی در حوزه رفتاری بررسی می شود که شامل: مدیریت فرهنگی، فعالیت تشکیلاتی و ابتکار عمل در امور فرهنگی است.
انرژی هسته ای ایران، حمایت مردمی و کسب افتخار در روابط بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال دوازدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳
491 - 517
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی این دیدگاه متفاوت می پردازد که اعمال افتخارآمیز در تحلیل های روابط بین الملل چندان مورد توجه قرار نگرفته است و انرژی هسته ای ایران و دستیابی دانشمندان جوان ایرانی به این دانش به ویژه زمانی که ایران تحت تحریم های سنگین بوده است مایه افتخار این کشور در صحنه ملی، بین المللی و جهان اسلام شده است. بنابراین پرسش اصلی پژوهش این است که «چگونه دستیابی به انرژی هسته ای موجب افتخار ایران در سطح بین المللی و جهان اسلام شده است؟» بر اساس فرضیه پژوهش، حمایت اکثریت مردمی از دولت و دانشمندان هسته ای برای دستیابی به انرژی هسته ای باعث افتخار در سطح ملی و بین المللی شده است. این مقاله از تئوری «برنت استیل» در زمینه اعمال افتخارآمیز و تثبیت هویت فردی و اجتماعی بهره می گیرد. نتایج این مقاله نشان دهنده این است که دولت و ملت ایران انرژی هسته ای صلح آمیز را حق مسلم خود می دانند و با دستیابی به این تکنولوژی، افتخار بین المللی را نصیب خود کرده اند، اما افتخار و تنش در روابط بین الملل در کنار یکدیگر قرار دارند و آمریکا و اتحادیه اروپا تحریم های گسترده ای را علیه ایران وضع کرده اند، درحالی که ایران با مقاومت به افتخار دست پیدا کرده است.
عوامل سیستمیک و دومینوی بیداری اسلامی در منطقه خاورمیانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
منطقه خاورمیانه بنا بر اغلب برآورد هایی که شده است، تا آینده قابل پیش بینی، یکی از بحران خیزترین مناطق جهان باقی خواهد ماند. این منطقه به لحاظ اهمیت ژئواستراتژیک، اقتصادی و سیاسی، و نیز به عنوان یکی از مناطق پنج گانه اقتصادی جهان، به عنوان یک هارت لند جهان و خارج نزدیک ابر قدرت ها به حساب می آید. سال های پیش، شاهد خیزش و رشد جنبش های اعتراضی در خاورمیانه بوده ایم که این اعتراضات در برخی کشورها تا انقلاب هم پیش رفته است. نقطه آغاز دومینوی اعتراضات و انقلابات از تونس سر بر آورد و به گفته هانتینگتون به تدریج سایر کشور های را وارد جرگه انتقال کرده است. در این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش هستیم که علت بیداری و انقلابی شدن کشورهای خاورمیانه و چرایی تکوین اندیشه انقلاب را در اذهان و ادراک مردم منطقه واکاوی نمائیم. در پاسخ به سؤال اصلی پژوهش، برآمدن نیرو های اجتماعی و سیاسی که خواستار عبور از گذرگاه محافظه کاری و رسیدن به میدان سیاست تغییر بودند، مفروض گرفته شد. بنابراین، یافته های پژوهش نشان می دهد که این نیرو ها، سیاست حفظ وضع موجود حاکمان کشورشان را به عنوان حاکمان وابسته به غرب تعریف نمودند و در صدد به چالش کشاندن آن برای رسیدن به تغییر وضع موجود و مطلوب تلاش می کنند.
نظریه بیداری اسلامی و نظریه های رقیب؛ استنتاج بهترین تبیین در تحلیل تحولات خاورمیانه عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بیداری اسلامی سال نهم بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱۷
83 - 109
حوزههای تخصصی:
تحولات، حرکت ها و خیزش های انقلابی- اجتماعی مسلمانان در کشورهای خاورمیانه عربی و شمال آفریقا همچون تونس، مصر، لیبی، بحرین، یمن و سایر مناطق مهم جهان اسلام از سال 2010 تا به امروز مبتنی بر نگرش های متعدد و از زوایای مختلف مورد توجه تحلیلگران، اندیشمندان و نظریه پردازان قرار گرفته است. فی الواقع نگرش های مختلف اعم از اسلامی، لیبرالی، ناسیونالیستی از زوایای مختلفی به بررسی، تحلیل ماهیت و نظریه پردازی درباره این تحولات پرداخته اند. چنانکه برخی ذیل نظریات دموکراسی خواهی، لیبرال دموکراسی، بهار عربی، بیداری عربی و بیداری انسانی و برخی دیگر در قالب سلفی گرایی، بنیادگرایی و رادیکالیسم اسلامی تلاش دارند این مهم را تبیین و تحلیل نمایند. نتایج و یافته های تحقیق حاضر بازگوکننده این مهم است که نظریه بیداری اسلامی در مقایسه با نظریه های رقیب بواسطه استنتاج از راه بهترین تبیین تنها نظریه ای است که می تواند هویت واقعی این رخدادهای انقلابی را از حیث ساختاری، معرفتی- عقیدتی و رفتاری تبیین نماید و نیات و اهداف واقعی این خیزش های اسلامی مردمی را تحلیل کند.
بررسی تاثیر بحران کووید-19 بر گفتمان جهانی شدن و آینده پیش روی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی سیاست سال نهم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۳۳ (پیاپی ۶۳)
223 - 262
حوزههای تخصصی:
پرسش اصلی مقاله عبارت است از اینکه «در شرایط بحرانی کنونی، کووید-19 چگونه بر گفتمان جهانی شدن تاثیر گذاشته و چه سناریوهایی پیش روی گفتمان جهانی شدن خواهند بود؟» نتایج حاصل از تحقیق که با روش آینده پژوهی (سناریوپردازی) حاصل شده است، نشان می دهد که گفتمان جهانی شدن با دال مرکزی لیبرالیسم و با دال های شناوری چون بازار آزاد و تجارت جهانی پیش از بحران کرونا دچار آسیب های اساسی شده بود؛ در این میان، همه گیری کرونا به این امر شدت بخشید و در ادامه تشدید سیاست های ضربتی دولت ها از قبیل انسداد مرزها، کنترل و محدودسازی اطلاعات و اخبار، عدم رعایت عدالت اجتماعی و حقوق بشر، شیوع ناسیونالیسم، اقتدارگرایی و سانسور شدید به تدریج مابقی دال های شناور را نیز با چالشی عمیق روبرو ساخت. به نظر می رسد در باب آینده پیش روی گفتمان جهانی شدن نیز چهار سناریو قابل طرح است که در سه دسته بندی عبارتند از: الف- آینده مطلوب: بازگشت جهانی شدن به روال گذشته و همبستگی مجدد میان دولت ها؛ ب- آینده محتمل: 1- کاهش سرعت فرایند جهانی شدن و روی آوری دولت ها به منفعت طلبی؛ 2-کاهش سرعت فرایند جهانی شدن و انقباض موقت محیط بین الملل؛ پ- آینده ممکن: توقف گفتمان جهانی شدن، شکست ایدئولوژی سرمایه داری و ظهور ایدئولوژی های جدید.
گذار از دولت به شبه دولت در عراق و سوریه پس از بیداری اسلامی (2011-2018)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی سال ششم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲۴
221 - 263
حوزههای تخصصی:
جنبش های اعتراضی که از اواخر 2010 بخش وسیعی از خاورمیانه را در بر گرفت، نویدبخش تحولی بنیادین در الگوهای دولت بودگی این جوامع پس از دوره های متناوبی از ضعف و ناکامی بود. در سطح دولتی، تحولات مزبور با نشانه هایی از تحول در ساختار کشورهای واقع در این منطقه همراه شده است. در این پژوهش تلاش شده تا گذار عراق و سوریه از دولت به شبه دولت در مقطع پس از بیداری عربی واکاوی شود. شبه دولت های شناسایی شده که در این پژوهش مورد توجه قرار گرفته اند دارای ویژگی هایی چون شناسایی بین المللی به عنوان یک موجودیت سیاسی، بحران مشروعیت و بحران اعمال قدرت انحصاری در قلمروی مفروض، ضعف مفرط در مواجهه با جریان های جدایی طلب بدون کمک خارجی و نقض حاکمیت از سوی قدرت های خارجی هستند. زمینه این وضعیت در عراق با جنگ اول خلیج فارس و به ویژه سقوط صدام در سال 2003 آغاز و پس از بیداری عربی تشدید و در سوریه پس از جنبش های اعتراضی 2011 آغاز شد. پرسشی که در این ارتباط مطرح می شود این است که گذار از وضعیت دولتی به شبه دولتی و فرسایش دولت در عراق و سوریه پس از بهار عربی را بر اساس چه مؤلفه هایی می توان تبیین کرد؟ این پژوهش با بهره گیری از رهیافت عماد رفعت در مورد شبه دولت درصدد آزمون این فرضیه است که «ضعف ملت- دولت و بحران های مشارکت، مشروعیت و هویت در کنار نقش آفرینی بازیگران خارجی زمینه ساز ورود دولت به فاز شبه دولت در عراق و سوریه شده است». روش پژوهش، توصیفی- تبیینی و گردآوری داده ها نیز با روش کتابخانه ای انجام گرفته است.
Being a Jurist as a Condition for the Islamic Ruler in the Sunni Political Jurisprudence(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The government and guardianship (Wilaya) have long been one of the most fundamental human societies issues. Prosperity, failure, dignity, and degradation of any society are directly affected by the power presiding over it. Therefore, universities and educational centers have long put the research, clarification, and the teaching of governing theories, principles, and sub-principles in their academic perspective. Both Shias and Sunnis accept guardianship and governance as a principle to a functioning society while disagreeing on the Islamic ruler's qualifying conditions. When theorizing the jurist's control (Wilaya of Faqih), Shia scholars solely assume their take on Islam for granted, almost irrespective of the Sunni perspective. Therefore, people may rightfully ask: ‘what are the Sunnis scholarly and jurisprudential stance on the Islamic jurist's guardianship?’ ‘Is this specific to the Shia world and limited to Shia Jurisprudential (Fiqh) theorizations or Sunnis supporting it?’ What are the privative and affirmative Sunni views for jurisprudence (Fiqaha) as a qualifying condition for the Islamic ruler?’ and ‘what are these views based?’ ‘What traits and requirements are necessary for the Islamic ruler from the Sunni scholarly perspective and whether or not it is possible to deduce the Islamic jurist's guardianship, as an exigent Islamic issue, from the Sunni-recognized Hadiths?’ These are questions to which this article will seek to provide answers from the viewpoint of political jurisprudence.
سیاست خاورمیانه ای ترامپ و بازآفرینی سیاست منطقه ای اسرائیل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات سیاسی و بین المللی دوره دوازدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۴۴
153 - 169
حوزههای تخصصی:
از زمانی که ترومن ریئس جمهور وقت ایالات متحده آمریکا استقلال اسرائیل را به رسمیت شناخت تا به امروز حفظ موجودیت و تأمین امنیت اسرائیل به عنوان متحد و شریک استراتژیک ایالات متحده در منطقه خاورمیانه، از تعهدات اصلی تمامی رؤسای جمهور آمریکا (اعم از جمهوری خواه و دموکرات) بوده است که میزان این حمایت، سیاست منطقه ای اسرائیل را در ادوار مختلف تحت تأثیر قرار داده است. بر این اساس سؤال اصلی پژوهش حاضر این است که سیاست خاورمیانه ای ترامپ چه تأثیری بر سیاست منطقه ای اسرائیل داشته است؟ در این رابطه فرضیه مورد بررسی با اتخاذ روش توصیفی – تحلیلی و در چارچوب نظریه مجموعه امنیت منطقه ای کپنهاگ این است که: سیاست خاورمیانه ای ایالات متحده آمریکا در دولت ترامپ موجب تهاجمی تر شدن سیاست منطقه ای اسرائیل شده است. در نهایت پژوهش به این نتیجه ختم شده است که سیاست خاورمیانه ای ترامپ با تأکید بر حمایت رادیکالی از اسرائیل موجب تهاجمی تر شدن سیاست منطقه ای اسرائیل نسبت به جمهوری اسلامی ایران ایران، سوریه و فلسطین و گسترش دامنه بحران در غرب آسیا و در نتیجه تنش بیشتر در منطقه خاور میانه شده است.
فقدان تجدد و رزمجویی ذهنیت عرفانی/دوجایگاهی در بستر تاریخ معاصر ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۰ تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲
503 - 518
حوزههای تخصصی:
سال های دهه 40 و 50 خورشیدی آغازگاه ظهور روشنفکرانی بود که در مقاله حاضر ذیل مفهوم ذهنیت عرفانی/ دو جایگاهی قرار می گیرند؛ روشنفکرانی که بیش از آنکه در پی مفاهیمی همچون نوسازی، مرزهای ملی و اندیشه ترقی باشند، در پی تخریب نهادهای مدرن ناشی از مشروطه برآمدند و در این چالش به ذوب مفاهیمی یادشده پرداختند. این روشنفکران (روشنفکران شبه مذهبی، روشنفکران چپ و روشنفکران دولتی) نه تنها پیوندی با اندیشه ترقی و مفاهیم مدرن نداشتند، بلکه طبق نظرگاه پژوهشی ما به دنبال پرورش ایده هایی بودند که با تئوری ذهنیت عرفانی/ دو جایگاهی قابل تبیین است. از دیدگاه این نوشتار، روشنفکران و ایرانیان دچار شده به ذهنیت عرفانی/ دو جایگاهی در حوادث آخرین سال های دهه 50 که اوج ظهور این ذهنیت و تسلطش بر سراسر زیست ایرانیان بود، با پذیرش سه گام این ذهنیت (نفی شناخت، ارزش های مجازی و دولت مقدسِ خداگونه) پذیرای شرایط امروزی سرزمین خویش شدند. در نتیجه مفهوم ذهنیت عرفانی/ دو جایگاهی و شاخصه های آن (برگرفته از مباحث ارنست کاسیرر، لوی برول و جولیان جینز) مفهوم محوری پژوهش حاضر است و ذهنیت بخشی از روشنفکران یادشده به سنگ محک آن آزموده خواهد شد تا بتوان به تبیین نگاه این روشنفکران درباره حوادث سال های دهه 40 و 50 پرداخت.
تحلیل هجویه سیاسی شاعران اندلس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۰ تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲
519 - 534
حوزههای تخصصی:
هجو یکی از گونه های پویای ادبی است که در شعر برخی از شاعران عصر اندلس فراوان دیده شده است. پس از ظهور اسلام شعر هجو از حوزه فردی و قبیلگی خارج و در عرصه دین و سیاست داخل شد.گاه شاعران اندلس در هجویه های خود از ابزار طنز برای بیان اغراض و اهداف خود استفاده کرده اند و بدین وسیله در مقام منتقد اجتماعی و سیاسی در برابر قدرت های سیاسی ایستاده اند. آنچه در این مقاله مورد پژوهش قرار گرفته، آشکار کردن مضامین سیاسی در هجویه های شاعران اندلس است، بدین معنا که آنها در هجوهایشان از چه مضامین سیاسی بهره برده اند. از جمله این مضامین، می توان به ریاکار، گرگ صفت، ناپاک، فاسد، رشوه گیر، ستمکار و ظالم، بدرفتار و بی اصالت بودن اشاره کرد، که این مضامین را به امیران، فرماندهان جنگی، قاضیان و فقیهان نسبت داده اند. این شاعران در بسیاری از این مضامین با صراحت بیان و بدون ترس و جانبداری به مخالفت و انتقاد از این طبقات سیاسی پرداخته اند. کاربرد برخی صور بلاغی مانند تشبیه و استعاره و همچنین برخی محسنات لفظی در هجویه های سیاسی سبب زیبایی هجویه ها و جلب مخاطبان شده است.
اسلامیسازی سیاست تقنینی جمهوری اسلامی ایران؛ منطق و نگرش ها(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
اسلامی سازی سیاست تقنینی جمهوری اسلامی ایران در گرو پاسخ به دو سؤال اصلی است که عبارتند از این که اولاً: منطق فهم دین، به معنای روش فهم، تفسیر و استنباط از منابع دین کدام است؟ و ثانیاً با توجه به اختلاف فتاوای فقها، راه کار حل تعارض و رسیدن به نتیجه چیست؟ این نوشتار با روش توصیفی ـ تحلیلی در پاسخ به سؤال اول با توجه به بطلان نگرش نقل گرا و عدم پاسخ گویی آن نسبت به نیازهای زمانه، تابع نگرش عقلگرا با منطق فهم اصولی است. در تبیین پاسخ سؤال دوم، نگارندگان ضمن پایبندی به نظریه شمول تشریع به عنوان نظریه مختار، ذیل دیدگاه ناظر به عینیت سیاست و دیانت، تحقق اسلامیسازی سیاست تقنینی را از یک سو، منوط به اعتقاد به ولایت مطلقه فقیه حاکم و اختیارات متناظر با آن می دانند و از سوی دیگر، تعیین فتوای معیار را؛ اعم از این که نظر فقیه حاکم یا فقیهی دیگر باشد، در اختیار ولی فقیه یا نهاد منتخب وی می شمرند که این نهاد، در حال حاضر در جمهوری اسلامی ایران، شورای نگهبان است.
Explaining Turkey's Cultural Diplomacy in Afghanistan during the AKP Era(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Review of Foreign Affairs, Volume ۱۱, Issue ۳۱ - Serial Number ۱, January ۲۰۲۰
303 - 332
حوزههای تخصصی:
Turkey as one of the regional actors in the Middle East has taken the ‘Look East’ policy in its foreign policy since 2002, when the Justice and Development Party (AKP) has come to power. Although the relations between Turkey and Afghanistan have a historical background dating back to the Ottoman, but the geopolitical and geostrategic position of Afghanistan has doubled its significance for Turkish politicians during the NeoOttomanism, the situation which has emerged in Turkish politics, especially its cultural diplomacy over Afghanistan Since the rise to power of the AKP. So, in this article, the main question is, what are the objectives and tools of Turkish cultural diplomacy in Afghanistan during the AKP era? In response to this question, the main hypothesis is that Turkey's cultural diplomacy during the AKP era was based on the use of shared linguistic, ethnic and religious values to strengthen Turkey's soft power in Afghanistan as well as the hegemony of Turkey in the region.
Great Powers and Iran-Saudi Relations(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Review of Foreign Affairs, Volume ۱۱, Issue ۳۱ - Serial Number ۱, January ۲۰۲۰
221 - 246
حوزههای تخصصی:
The Middle East and the Persian Gulf have witnessed an escalation in conflict and instability over the past few years where tense relationship between Iran and Saudi Arabia has had an undeniable effect in creating such a situation. From Iraq to Syria and from Lebanon to Yemen, the two countries have been competing with each other. Furthermore, Tehran-Riyadh disagreement over energy strategy and nuclear activities has been other source of tension and confrontation between the two countries. There is a concern among researchers that how this crisis can be managed. While some scholars see hegemony of a superpower like the United States or a regional power as the best solution to handle this challenge and the others believe that collective security system is the best option, the research aims to illustrate balancing is the most possible and realistic scenario in the Iran-Saudi Arabia rivalry for the foreseeable future. Accordingly, first we canvass these two regional powers rivalry in historical context and then offer practical implications and recommendations to change the status quo and reach to the more stable region. The research method would be descriptive-analytical and the data is provided from library and Internet sources.
مطالعه جامعه شناختی مدارای سیاسی در جامعه ایرانی: مورد مطالعه شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع این مقاله مطالعه جامعهشناختی مدارای سیاسی در ایران است. دستگاه نظری پژوهش بر تئوری های پاول وُگت در تحلیل مدارای سیاسی و نقش آموزش در آن و آنتونی گیدنز در تحلیل نقش جهانیشدن و رسانههای جدید در تغییرات سیاسی و فرهنگی، استوار است. نوع تحقیق کمی و بر مبنای پیمایش اجتماعی است. حجم نمونه 811 نفر و شیوه نمونه گیری، نمونه گیری طبقه بندی شده تناسبی(برحسب جنس) و در مراحل نهایی نمونه گیری تصادفی ساده و سیستماتیک است. شواهده تجربی پژوهش دلالت بر بالابودن میزان گرایش به مدارای سیاسی در جامعه نمونه دارد. به استناد یافته های تجربی پژوهش میتوان داوری کرد که گزارههای مشاهده ای، صدق راه حل های بیان شده در پژوهش مبنی بر رابطه میزان مصرف رسانه های نوین با میزان مدارای سیاسی را تأیید میکند. چنانکه تابع رگرسیون استاندارد دلالت براین دارد که که سهم شاخص مصرف رسانه های نوین در تبیین شاخص مدارای سیاسی 38 واحد بیشتر از شاخص تجربه آموزشهای نوین است. همچنین نسبتی از واریانس متغیر مدارای سیاسی که از ترکیب خطی دو متغیر تجربه آموزشی نوین و مصرف رسانههای نوین تبیین میگردد به اندازه 37 درصد است.