فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۵۴۱ تا ۲٬۵۶۰ مورد از کل ۳۲٬۵۸۸ مورد.
منبع:
پژوهش ملل اردیبهشت ۱۴۰۲ شماره ۸۷
27-49
حوزههای تخصصی:
ناآرامی و اعتراضات و نحوه کنترل این پدیده، از جمله مسائلی است که در پی تغییرات سیاسی اجتماعی پس از جنگ تحمیلی در برخی نقاط کشور برای مسئولان جمهوری اسلامی اهمیت خاصی پیدا کرده و تلاش هایی از سوی حاکمیت برای تقویت سیستم های امنیتی و انتظامی بعنوان منابع کنترل اجتماعی صورت گرفته است. این اعتراضات موجی از نظریه پردازی را در رابطه با ماهیت، ریشه ها و پیامدهای موضوع بدنبال داشت. بسیاری از تحلیل گران به نقد و تحلیل این موضوع پرداخته و تعابیر متفاوتی بکار گرفته اند که حاکی از تفاسیر گوناگون و گاهاً متعارض است که با عناوینی همچون اغتشاش اجتماعی، جنبش اجتماعی، فتنه جدید و ... در دست نقد و تحلیل است. بررسی ناآرامی های اخیر از منظر نظریه کنش ارتباطی هابرماس از آنجایی حائز اهمیت است که برخلاف نظریه های اثبات گرایی که با نگاه تبیینی به مسائل اجتماعی می پردازند و با رویکردی محافظه کارانه به دنبال نظم و ثبات هستند، در این نظریه انتقادی به کنش های فردی و گروهی با رویکردی اجتماعی توجه می شود. این مقاله با بهره مندی از روش توصیفی-تحلیلی و براساس گزارشات میدانی و مطالعه اسناد کتابخانه ای، با طرح این سوال که ناآرامی های پاییز 1401 در جمهوری اسلامی ایران براساس چه مولفه یا مولفه هایی قابل تبیین است؟ بدنبال آزمون فرضیه ای است که کاربست نظریه کنش ارتباطی را در تحلیل اعتراضات سیاسی و اجتماعی موثر می داند. همچنین فقدان و یا خلاء انجام پژوهشی در زمینه بررسی نظری علل حوادث از دیدگاه نظریه کنش ارتباطی هدف انجام پژوهش مزبور بوده است
تبیینی از مردم محوری در آموزش و پرورش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آموزش و پرورش و تربیت مدرسه ای از دیرباز تحت عاملیت و سیطره حکومت ها بوده و هست. رویکردهای مردم-پایه در دیدگاه های جدید و حکمرانی مشارکتی در آموزش بر تمرکززدایی و مشارکت مردم و تسهیم اقتدار تربیتی تاکید می نماید. نوشتار حاضر درصدد است چرایی و چگونگی مردم محوری در آموزش و پرورش را از منظر تربیت اسلامی با روش توصیفی و استنباطی تبیین نماید. این پژوهش براساس بررسی های مفصل اجتهادی به این نتیجه رسیده که مردم (یعنی خانواده ها، عالمان و توده ها) علاوه بر حکومت دارای حقوق و تکالیف تربیتی می باشند و عاملیت و محوریت مردم در آموزش و پرورش، عاملیتی ذاتی و اصیل است؛ نه عاملیتی ابزاری و تَبَعی و حقی طبیعی است و نه موضوعه. مردم محوری در آموزش و پرورش، به مثابه مشارکت است نه شراکت؛ چراکه شراکت حیثِ اقتصادی و بازاری دارد و «آموزش و پرورش تعاونی» یک «شرّ لازم و اضطراری» نیست؛ بلکه یک «خیر ذاتی و لازم» است. همچنین حکومت علاوه بر تکلیف به تربیت، مکلف به مشارکت جویی و مشارکت پذیری در آموزش و پرورش و تمهید آن برای مردم است. برپایه نظریه فقه تربیتی، الگوی حکمرانی تربیتی، مردم محور و مبتنی بر شبکه ولاء تربیتی به صورت طولی و عرضی دستکم بصورت واجب کفایی است.
مبانی حکمرانی مردم پایه از منظر امام خمینی با تاکید بر حوزه آموزش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مکتبی که ادعای اداره زندگی بشر را دارد باید شیوه معینی در اداره حکومت داشته باشد. نظرات این عرصه در میانه دو قطب مردم محوری و خدا محوری قرار دارند. با توجه به اتکا هر نظریه روبنایی بر مبانی بنیادین، ابتدا باید دید مبانی چیست تا مبتنی بر آن جهتگیری اصلی اسلام در نقش مردم در حکمرانی معین گردد. در این تحقیق از روش توصیفی تحلیلی استفاده شده و رویکرد آن تحلیل نظرات توصیف شده مبتنی بر مبانی حِکمی اجتهادی امام خمینی است.هدف این پژوهش پاسخ به این سوال است که آیا مبانی اسلامی از حکمرانی مردمی حمایت می کنند؟ کدام مبانی و چه دلالت هایی برای مردم پایه بودن حکمرانی خصوصا در حوزه آموزش وجود دارد.مقاله مشتمل بر دو بخش اصلی است، در بخش اول، مبانی معرفت شناسی، هستی شناسی وانسان شناسی که هر ایده حکمرانی بر آنها مبتنی است به بحث گذارده شده و در ضمن مطالب فوق به هستی شناسی اجتماعی، اعتباریات و استکمال اجتماعی بشر بعنوان ارکان اصلی حکمرانی اسلامی پرداخته شده است. در بخش دوم چگونگی دخالت مبانی اصولِ فقهی در استنباط احکام اجتماعی دنبال شده و در مباحث فقهی بعنوان بخش پایانی تحقیق، ادبیات دستوری-فرهنگی اسلام برای ترویج حکمرانی مردم پایه در حوزه آموزش بررسی شده است.نتایج تحقیق هم در حوزه مسائل معرفتی-هستاری هم در حوزه مسائل فقهی-اصولی نشان گر اتکا وثیق حکمرانی مطلوب اسلامی بر نقش آفرینی مردم در حوزه های مختلف اداره جامعه است. کلید واژه: مبانی، حکمرانی، امام خمینی، آموزش، مردم
بررسی عوامل واگرایی در روابط سیاسی جمهوری اسلامی ایران وترکیه از سال 2011 تا 2020(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات سیاسی و بین المللی دوره ۱۶ بهار ۱۴۰۲ شماره ۵۴
14 - 28
حوزههای تخصصی:
یکی از کشورهای همسایه ایران که از نظر ژئوپلیتیکی دارای امتیازهای فراوانی بوده و شاید بتوان آن را از معدود کشورهای دارای تأثیرات منطقه ای پیرامونی ایران یاد کرد کشور ترکیه می باشد. لذا پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این سوال است که عوامل واگرایی در روابط سیاسی جمهوری اسلامی ایران وترکیه کدامند؟ بررسی عوامل واگرایی درروابط سیاسی جمهوری اسلامی ایران وترکیه براساس سه دسته عوامل ژئوپولیتیک، عوامل ژئواکونومیک و عوامل ژئوکالچر به عنوان اهداف این پژوهش محسوب می شوند. این پژوهش که از نوع کاربردی – توسعه ای بوده و به روش توصیفی- تحلیلی و پیمایشی است. نتیجه حاصل از این واکاوی و تجزیه و تحلیل نشان می دهد در هر سه مولفه ژئوپلیتیک، ژئوکالچر و ژئواکونومیک به ترتیب اولویت ذکر شده باعث ایجاد واگرایی شده و در مجموع 15 عامل مورد تأیید قرار گرفت. در ادامه و در پاسخ به سوالات فرعی مهمترین عوامل ژئوپلیتیکی، مسأله کردها در سوریه و حضور نظامی ترکیه به بهانه مبارزه با آنها در سوریه و مهمترین عوامل ژئوکالچری، پرچمداری نظام اسلامی در منطقه توسط ایران و مهمترین عوامل ژئو اکونومیکی، رقابت دو کشور جهت نفوذ در بازارهای منطقه قفقاز و آسیای مرکزی مشخص گردید.
تاثیر ظهور بنیادگرایی اسلامی در غرب آسیا بر قدرت یابی احزاب راست افراطی در اروپا
منبع:
دانش تفسیر سیاسی سال ۵ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱۵
38-52
حوزههای تخصصی:
بعد از بروزناامنی ها در غرب آسیا و پیدایش گروه افراطی تروریستی داعش شاهد استقبال مردم اروپا از احزاب راست افراطی دراروپا نیز هستیم. هرچندبه ظاهر این دو مسئله در دو منطقه جغرافیایی متفاوت شکل میگیرد اما از نظر این پژوهش رابطه ای بین رشد بینیادگرایی اسلامی در غرب آسیا و قدرت یابی راست افراطی دراروپا وجود دارد؛ بنابراین این پژوهش در پاسخ به این پرسش برآمده است که بنیادگرایی اسلامی در غرب آسیا چه تاثیری بر قدرت یابی احزاب راست افراطی اروپایی داشته است؟ یافته ها نشان میدهد که با بروز بنیادگرایی در غرب آسیا متغیر میانی مهاجرت مسلمانان به اروپا باعث شد تا احزاب راست افراطی از طریق امنیتی سازی مسلمانان مهاجر و پیوند زدن آنها به ناامنی های اروپا بتوانند نظر بخش قابل توجهی از رای دهندگان را در انتخابات به سوی خود جلب کنند؛ بنابراین پیدایش گفتمان های بیگانه هراسی و مهاجرستیزی در سپهر جوامع اروپایی به وسیله ی احزاب راست افراطی موجب گردید که این شعارها با استقبال قابل توجهی از مردم در انتخابات و پیروزی راست افراطی همراه باشد.
تحلیل تطبیقی از انقلاب اسلامی و نظریه انتقادی در حوزه نگرش به نظام بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انقلاب پژوهی سال ۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲
69 - 98
حوزههای تخصصی:
مرکزیت گفتمانی انقلاب اسلامی ایران به عنوان یکی از بزرگ ترین انقلاب های مردمی قرن بیستم و به تعبیری نخستین انقلاب پست مدرنیستی مبتنی بر یک اندیشه انتقادی در ابعاد داخلی و بین المللی بوده است. در واقع انقلاب اسلامی با به چالش کشیدن و نقد مفاهیم و آموزه های دنیای متجدد همانند ظهور انسان مدرن با هویتی جدید، حاکمیت فراروایت های کلان و روایت تک خطی از تاریخ و توسعه که پایه و اساس گفتمان مدرنیسم شکل می داد و با بازخوانی و شالوده شکنی از این مقولات و ایجاد گسست معرفت شناسانه، افق جدیدی در میان نظریات انقلاب ها و مسیر توسعه جوامع گشوده است. طرح مفاهیم و آموزه های جدید و ارائه قرائت های متکثر از پدیده های مختلف در نظام بین الملل با تأکید بر آموزه های ارزشی و غیرمادی و رهایی بخشی انسان از ساختارهای استعمارگونه موجود از جمله این مفاهیم نقادانه بوده است. پژوهش پیش رو در پی پاسخگویی به این پرسش است که در یک مقایسه تطبیقی آیا می توان پدیده انقلاب اسلامی در حوزه نگرش به نظام بین الملل را با نظریه انتقادی مکتب فرانکفورت یکسان انگاشت؟ روش پژوهش بر اساس روش تحلیل تطبیقی و ابزار آن بر اساس منابع موجود کتابخانه ای بر اساس اهداف، شعارها، دیدگاه ها و قرائت های رهبران انقلاب اسلامی است. یافته های پژوهش بیانگر آن است که بامطالعه و بررسی اصول نظریه انتقادی و تطبیق آن با مبانی شکل دهنده به انقلاب اسلامی می توان گفت باوجود شباهت های لفظی و بیانی بین شعارها و اهداف و دیدگاه های انقلاب اسلامی و نظریه انتقادی، اما به علت تفاوت در مبانی هستی شناسی، معرفت شناسی و روش شناسی انقلاب اسلامی ایران و مکتب انتقادی، نمی توان این دو را یکسان پنداشت و به لحاظ بار معنایی این دو مکتب علیرغم شباهت های لفظی هر یک برخواسته از جهان بینی و گفتمان منحصربه فردی هستند.
Nazmiyeh (Police) and its Place in the Ideology of Reza Shah's Government
حوزههای تخصصی:
Reza Shah's government can also be considered a government based on an ideology. This ideology has different components and at the same time, based on it, various institutions were created during Pahlavi's rule. Accurate knowledge of the Pahlavi government, especially in the era of Reza Shah, is obtained with a correct understanding of this ideology. Therefore, the state of the Pahlavi government is "linked" to this ideology in a very fundamental way. Looking at its situation, the three most important elements in it were considered the main ideological components of the government, which are: "authoritarianism", "monopolism" and "personalization of power". Of course, nationalism and antiquarianism can also be added to these. In this research, the focus is on the political components of the government's ideology. In sum, according to these three components, the ideological characteristic of Reza Shah's government can be considered as "concentration of exclusive personal power". In the meantime, the military institutions, which Reza Shah had placed the main support of his power on, played a very important role in the continuation of the government and the implementation of its ideology. The "police" was one of the most important of these institutions, which was completely at the service of the "person" of Reza Shah, and before and after he reached the throne, he fulfilled his wishes completely. This article seeks to understand the "problem" of the "police" in the ideology of the government with a descriptive and analytical method. And at the same time, its most important findings are that the "police" based on the principle of "concentration of exclusive personal power", was one of the main tools for creating order and suppressing Reza Shah's opponents. The most important result of this research is that the police played a role in establishing the "concentration of exclusive personal power" mostly by "suppressing and censoring the press", "dominating the elections and parliament" and "suppressing the opponents of the king". And this act was exactly based on the ideology of Reza Shah's government.
بررسی تناظر محتوایی نفی سلطه گری و سلطه پذیری در اندیشه سیاسی امام خامنه ای و قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از مقوله های بسیار مهمی که در سیاست خارجی جامعه اسلامی مطرح است، «نفی سلطه گری و سلطه پذیری» است، موضوعی که توسط آیت الله خامنه ای مورد تأکید قرار گرفته است. همچنان که این مفهوم در قرآن کریم در عرصه سیاست خارجی نکوهش شده است. تحقیق حاضر درصدد پاسخ گوئی به این سؤال اصلی است نفی سلطه گری و سلطه پذیری در اندیشه سیاسی آیتالله خامنه ای و قرآن کریم به چه میزان تناظر دارند؟ پژوهش حاضر بر اساس روش تحلیل محتوا سامان یافته است. در این تحقیق تلاش شده تمام بیانات آیت الله خامنه ای مورد بررسی قرار گیرد. برای پاسخ به این پرسش پس از گردآوری مقولات و مؤلفههای «نفی سلطه گری و سلطه پذیری» به تحلیل این اصل در اندیشه سیاسی آیتالله خامنه ای پرداخته شده و سپس با نتایج حاصل از آیات قرآن کریم مقایسه و شباهت ها، تفاوت ها و میزان تناظر آنها سنجیده شده است. براساس یافته های پژوهش، مقوله های مشترکی که در تحلیل بیانات آیت الله خامنه ای و آیات قرآن کریم بدان اشاره شده و مورد تحلیل قرار گرفته شامل رابطه متقابل ظلم و عدل، علّت مبارزه با نظام سلطه، راه برون رفت از نظام سلطه می باشند.
عوامل و روش های جنگ ترکیبی شبکه ای آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
جنگ ترکیبی موضوعی میان رشته ای محسوب می شود به همین دلیل فهم روشمند آن نیاز به تبیین عوامل شکل گیری جنگ ترکیبی دارد، در این پژوهش ابتدا عوامل شکل گیری جنگ ترکیبی شبکه ای آمریکا علیه ج.ا.ایران همراه با میزان تأثیرگذاری آن ها شناسایی شده و سپس روش های اجرای آن مشخص شده است. در جنگ ترکیبی شبکه ای مرز بین نظامیان و غیر نظامیان و همچنین صلح و جنگ از میان رفته و همه آن ها در یک محیط خاکستری به صورت شبکه ای و درهم تنیده هستند لذا هدف اصلی این مقاله شناسایی عوامل و روش های جنگ ترکیبی شبکه ای آمریکا علیه ج.ا.ایران است. این پژوهش، از نوع کاربردی- توسعه ای بوده و به روش زمینه ای- موردی انجام شده است، ابزار گردآوری اطلاعات و داده ها نیز کتابخانه ای و میدانی بوده و در نهایت حجم نمونه 49 نفر است. یافته های بدست آمده نشان می دهد که در جنگ ترکیبی، اقدامات، عوامل و روش ها نیازی به نقش آفرینی ندارند، چنانچه موثر باشند کافی است و الزاماً نیازی نیست که سلسله اقدامات به صورت همزمان و به موازات هم انجام شوند. اما در جنگ ترکیبی شبکه ای، اقدامات، عوامل و روش ها باید نقش آفرین باشند و الزاماً به صورت همزمان و به موازات همدیگر انجام شوند. بر اساس نتایج تحقیق، در جنگ ترکیبی شبکه ای به علت اشراف اطلاعاتی ضریب خطای محاسباتی کم است اما در جنگ ترکیبی خطای محاسباتی زیاد است. جنگ ترکیبی شبکه ای آمریکا علیه ج.ا.ایران شامل 67 عامل و 24 روش است. از 67 عامل جنگ ترکیبی آمریکا علیه ج.ا.ایران تعداد 39 عامل مؤثر و 37 عامل نقش آفرین هستند.
روش شناسی علم دینی؛ نقدِ روش شناختیِ الگوی حکمی- اجتهادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات سیاسی تمدن نوین اسلامی سال ۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۶
221 - 249
حوزههای تخصصی:
تحقق تمدن نوین اسلامی بدون عنصر دانش نو و آن نیز بدون مطالعات علوم انسانیِ اسلامی شدنی نیست. یکی از خلاء های مطالعات علوم انسانیِ اسلامی امروز مطالعات روش شناسی بوده و الگوی حکمی اجتهادی به عنوان یکی از روش های علوم انسانیِ اسلامی محل بحث و نقد و بررسی علمی است. از سوی دیگر، «نقد علمی»، تحلیل و ارزیابی امتیازات و کاستی های یک اثر علمی است و بر این اساس در مقاله پیش رو به نقد علمیِ "الگوی حکمی- اجتهادی علوم اجتماعی اسلامی"، و ارزیابیِ نقاط امتیاز و کاستی های آن پرداخته می شود. مواردی مانند: اهتمام به نظریه پردازی، اهتمام به مساله علم دینی، ضرب در سنّت فلسفی صدرایی و سنت اجتهادی، توجه به جنبه های روش شناختی، اهتمام به نظریه پردازی و به روزسازی الگو در ذیل نقاط قوت مطرح شده و همچنین نقاط ضعف به دو دسته نقاط ضعف ساختاری و محتوایی تقسیم می شوند مانند: فقدان تعریف جامع و مرزگذاری مفاهیم، عدم نظام مندی نسبت الگو با طبقه بندی علوم، پَرش های ساختاری، نحوه تلقی از علوم اجتماعی، اغتشاش مفهومی، معیار نظریه معرفت شناختی، و مسائل روشی. در این پژوهش از روش تحلیلی – انتقادی بهره بردیم و در نهایت بر این نکته تاکید شده که همواره نقدهای متدیک(روش شناختی) برنقدهای محتوایی مقدّم هستند چرا که از چگونگی شکل گیری ساختار علمی یک پژوهش سخن می گویند و تا چارچوبی روشمند تنظیم نشود، راهی به سوی سرزدن یک اندیشه، دیدگاه، یا نظریه علمی باز نخواهد شد.
نقش فراجا (پلیس) در روند شکل گیری تمدن نوین اسلامی با تأکید بر منظومه فکری آیت الله خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی انقلاب اسلامی دوره ۱ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
81 - 106
حوزههای تخصصی:
انقلاب اسلامی ایران با الهام بخشی به ملت های مسلمان در اقصی نقاط دنیا، توانسته در ایجاد احساس عزت و هویت و هدایت مسلمانان به سمت جریان بیداری اسلامی، گام مهمی در جهان اسلام بردارد؛ زیرا اهداف و مأموریت والای صدور انقلاب و اهداف تمدنی را برای خود تعیین کرده است. رهبر انقلاب نیز هدف ملت ایران و انقلاب اسلامی را ایجاد یک تمدن نوین اسلامی بیان نموده اند که با شناخت ابعاد و مؤلفه های این هدف مشخص و الزامات تحقق آن می توان برای دستیابی به آن برنامه ریزی کرد. این پژوهش با هدف بررسی نقش و جایگاه پلیس، به عنوان یکی از مؤلفه های مهم در تحقق تمدن نوین اسلامی، درصدد پاسخگویی به این پرسش اصلی است که «نقش فراجا (پلیس) در تحقق تمدن نوین اسلامی چیست؟» روش تحقیق «کیفی» و نوع تحلیل «اسنادی» است. یافته های پژوهش بر اساس منظومه فکری رهبر انقلاب، بیانگر این مطلب بوده که نخستین و مهم ترین بستر شکل گیری دولت و تمدن نوین اسلامی، ایجاد، استقرار و عمومیت بخشیدن به امنیت است. امر مهم استقرار امنیت در کشور، مأموریت سازمان پلیس است که خود بخشی مهم از دولت اسلامی بوده و عملکردش در تحقق یا تأخیر در تشکیل دولت اسلامی و درنتیجه نیل به تمدن نوین اسلامی نقش مستقیمی داشته است؛ بنابراین شناخت و تبیین جایگاه، نقش و راهکارهای نقش آفرینی پلیس، به عنوان یکی از کارگزاران قانونی در ایجاد و حفظ امنیت و... در روند شکل گیری تمدن نوین اسلامی نقش بسزایی دارد.
نقش طبقه کارگر ایران در پشتیبانی از جنگ تحمیلی در روایت مطلعان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برای مقابله با جنگ تحمیلی اقشار مختلف جامعه ایرانی با هویت مشترک اسلامی کنشگری داشتند. این مقاله به روایت مطلعان از نقش طبقه کارگر در مقطع تاریخی 1359 هجری شمسی تا سال 1367می پردازد. رویکرد تحقیق کیفی و راهبرد آن تحلیل روایت است. داده ها بوسیله مصاحبه باز بر اساس اصل اشباع نظری، از نمونه ای به تعداد 8 نفر از مدیران و فعالان کارگری، شوراهای اسلامی کار و خانه کارگر که در دوران جنگ تحمیلی کنشگری داشتند و مصاحبه با واسطه با تعداد 10 نفر از فعالان کارگری مطلع فعلی، بدست آمد. مشارکت کنندگان با نمونه گیری هدفمند مورد مصاحبه و گزینش قرار گرفتند. برای تجزیه و تفسیر داده ها از تحلیل مضمون استفاده شد. در آخر اعتباریابی و ص حت نتایج پژوهش با بازبینی و تأیید متن مصاحبه به وسیله مصاحبه شوندگان، ج ستجو ب رای م وارد منفی یا توضیحات جایگزین در میان سایر کنشگران، تقویت شد. از لابلای متن روایت کنندگان نقش طبقه کارگر در جنگ، 2 مضمون سازمان دهنده شامل«پشتیبانی از جنگ» و«مشارکت در جنگ» بدست آمد. همچنین 7 مضمون پایه شامل؛ عزیمت کارگران به میادین رزم، اعزام کارگران ماهر به جبهه، نقش کارگران در تثبیت انقلاب با مشارکت در کنترل بحران های امنیتی پشت جبهه، مشارکت کارگران در آموزش نظامی، انجام خدمات پشتیبانی فنی از جبهه، حمایت مالی و پولی کارگران از جبهه، حمایت کالایی کارگران از جبهه، در روایت آنان شناسایی گردید. جهت گیری فکری انقلاب و رهبری به سمت مستضعفان و اقشار پایین جامعه از انگیزه های اساسی کارگران در حمایت از جنگ تحمیلی در دهه اول پس از انقلاب اسلامی بوده است.
تبیین جایگاه مردم و عدالت اجتماعی در اندیشه های سیاسی شهیدثانی و امام خمینی (ره)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه سیاسی در اسلام زمستان ۱۴۰۲ شماره ۳۸
107 - 128
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی جایگاه مردم و عدالت اجتماعیی در اندیشه های سیاسی شهید ثانی و امام خمینی (ره) است. روش تحقیق در این مقاله، توصیفی-تحلیلی می باشد و درصدد پاسخ به این سوال است که اندیشه های سیاسی امام خمینی(ره) و شهیدثانی در خصوصی جایگاه مردم و عدالت اجتماعی برچه مبنایی استوار است؟ قرابت های زیادی میان اندیشه سیاسی امام خمینی (ره) و شهید ثانی و گاه تفاوت هایی نیز وجود دارد. یافته های تحقیق گویای آن است که دیدگاه های مشترک شهید ثانی و امام خمینی (ره) عمدتا ناظر بر تشکیل حکومت اسلامی و به تبع آن مردم سالاری دینی و مبتنی بر آموزه های اسلامی و نشأت گرفته از سیره پیامبر اسلام و ائمه معصومین می باشد. سیاست در اندیشه امام خمینی(ره) بر آمده از آموزه های قرآنی، روایات و مبتنی بر مبانی فقهی و اصولی، فلسفی، کلامی، و عرفانی می باشد. از نگاه امام خمینی (ره) و شهید ثانی سیاست حقیقی؛ آن سیاستی است که مد نظر انبیاء وائمه معصومین (علیهم السلام) بوده است. فقه سیاسی بخشی از فقه است که عهده دار سیاست و تدبیر امور جامعه اسلامی است. از آن رو که نظرات و افکار سیاسی امام خمینی و شهیدثانی توسط خودشان مدوّن نشده استخراج و تبیین شالوده های فکری و مبانی نظری ایشان در عرصه سیاست، دشواری های خاص خود را دارد.
اختلاف چین و آمریکا در سازمان تجارت جهانی و تاثیر آن بر رقابت استراتژیک برای هژمونی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از سیاست های چین برای رسیدن به جایگاه هژمونی، نفوذ موثر در سازمانها و نهادهای مالی بین المللی است، تا از ظرفیت آنها در راستای ارتقای قدرت ملی استفاده کند. چین تنها کشوری است، که در شرایط فعلی رقیب استراتژیک آمریکا محسوب می شود، اقدامات این کشور در عرصه بین المللی در ایالات متحده بصورت یک کد رفتاری در رقابت با واشنگتن تفسیر شده و لذا با آن مخالفت می گردد. پیوستن چین به سازمان تجارت جهانی، به یکی از مهمترین بسترهای رقابت چین و ایالات متحده تبدیل شده است. سئوال اصلی این است که مهمترین عوامل اختلاف زا بین چین و آمریکا در سازمان تجارت جهانی کدامند؟ و این موضوع در رقابت استراتژیک کلان پکن–واشنگتن چگونه معنا پیدا می کند؟ فرضیه مقاله بصورت توصیفی–تحلیلی بررسی شده است، مولفه های اختلاف زا آمریکا و چین در سازمان تجارت جهانی عبارتند از: نرخ یوآن، تعرفه های گمرکی، انحصار در بازار پرداخت الکترونیک و مالکیت فکری، معنای اختلاف این موارد در چارچوب رقابت استراتژیک کلان امریکا و چین است که دو کشور سعی دارند، از ظرفیت سازمان تجارت جهانی در راستای ارتقای قدرت نهادی خود استفاده کنند و موفقیت هر یک از این دو در سازمان تجارت جهانی بر موفقیت یا ناکامی آن دو در رقابت بر سر هژمونی تاثیر گذار است.
شکاف های اجتماعی درون قومی و پیامدهای سیاسی آن در ایران: مطالعۀ موردی بلوچ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در فرایند سیاسی شدن اقوام در ایران، بلوچ ها یکی از سیاسی ترین اقوام ایرانی است. بلوچ ها مانند هر جامعه ای دیگری دارای برخی فاصله های درون قومی است که بر رفتار سیاسی این قوم تأثیرگذار است. شناخت این تمایزات و پیامدهای سیاسی آن هدف این نوشتار است. این پژوهش با رهیافت جامعه شناسی سیاسی و روش تحلیل تماتیک در کنار بهره گیری از مطالعات کتابخانه ای و تکنیک مصاحبه با پژوهشگران قومی انجام شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که در میان بلوچ ها در دوران پیشامدرن، شکاف-های مرتبط با ساخت سنتی مانند"منازعات طایفه ای"، "تفاوت های ناحیه ای" و در دوران پهلوی شکاف های سیاسی ناشی از دوران گذر از قبیل " تنازع نخبگی"، "کشمکش های ایدئولوژیک و سازمانی" و در بعد از انقلاب شکاف های نوپدیدی مانند "شکاف جنسیتی" و "شکاف نسلی" در کنار سایر عوامل بر رفتار سیاسی بلوچ ها تاثیرگذار بوده-اند. فراهم شدن زمینه برای دخالت های خارجی و دولت مرکزی، ایجاد مانع برای پیگیری مطالبات قومی، جلوگیری از افراطی شدن هویت قومی و هویت سیاسی سیال و متکثر از پیامدهای سیاسی شکاف های اجتماعی در میان بلوچ ها می باشد.
پوپولیسم و سیاست در ایران پس از انقلاب؛ تحلیل محتوای گفتارهای رؤسای جمهور از 1368 تا 1395(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حضور مردم در انقلاب 1357 مُهر خود را بر سرشت حکومت برآمده از آن باقی گذاشت. مقامات سیاسی جمهوری اسلامی در طی چهار دهه، همواره بر حضور توده ها تأکید کرده و کوشیده اند نشان دهند که رویکردها و سیاست های اتخاذی آن ها تماماً در جهت خدمت به مردم بوده است. بنابراین دولت های بعد از انقلاب را از برخی لحاظ می توان دولتی پوپولیستی و مقامات آن را پوپولیست نامید. گرایش های پوپولیستی این مقامات ربط چندانی به گرایش های اقتصادی و سیاسی آنها نداشته؛ به طوری که خصیصه های مورد اشاره در میان تمامی جریان ها خود را نشان داده است. این مقاله با روش تحلیل محتوای کیفی و انتخاب شش سخنرانی هم وزن (از نظر مناسبت) از هر یک از رؤسای جمهور از سال 1368 تا 1395، ابتدا مولفه ها و شاخص های پوپولیسم در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را شناسایی و کدگذاری کرده و سپس میزان شاخص های پوپولیستی را در هریک از آن ها نشان داده و تحلیل محتوا می نماید. یافته های پژوهش نشان می دهد که در مقام هم سنجی، بیشترین مؤلفه های مرتبط با پوپولیسم به ترتیب در گفتار احمدی نژاد، روحانی، هاشمی و خاتمی و بیشترین کدها به ترتیب در احمدی نژاد، روحانی، خاتمی و هاشمی نمود یافته است.
هیجان و نقش آن در انتخاب سیاسی، با مروری بر انتخابات ریاست جمهوری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی سیاست سال ۱۱ بهار ۱۴۰۲ شماره ۴۴ (پیاپی ۷۴)
101 - 135
حوزههای تخصصی:
چگونگی تأثیر هیجانات بر رفتار سیاسی بواسطه نقش تعیین کننده آن در انتخاب سیاسی و تأثیرگذار در میزان مشارکت و همچنین نتایج انتخابات، موضوعی است که جایگاه مطالعاتی آن در حوزه روانشناسی سیاسی قرار می گیرد. در حالی که همواره در بسیاری از کشورها شاهد برگزاری انتخابات هستیم، یافته های روانشناسی سیاسی نشان می دهد که در بسیاری از موارد نتیجه انتخابات تابعی از هیجان بوده و این هیجانات نقش مؤثری در میزان مشارکت مردم دارد. این پژوهش با مروری اجمالی بر انتخابات ریاست جمهوری ایران، ضمن گردآوری مستندات تاریخی و استفاده از روش توصیفی تحلیلی، به دنبال پاسخ به این پرسش است که اساساً گرایش مردم در انتخابات، بیشتر تحت تأثیر انتخاب عقلانی است یا تابعی از هیجانات می باشد. بعبارتی کدام متغیر نقش مؤثرتری بر فرآیند انتخابات داشته و اینکه چه طیفی از جامعه، چرا و در چه شرایطی تحت تأثیر فضای هیجانی قرار می گیرند؟ اگر انتخاب عقلانی را (صرف نظر از اثرات مثبت و منفی هیجان بر انتخاب) بعنوان هدفی منطقی در نظر بگیریم، مروری بر انتخابات ادوار ریاست جمهوری ایران مؤید این فرضیه است که وقوع حوادث مؤثر در کنار حضور چهره ها و رقبای خاص در مقاطع مختلف، می تواند منجر به ایجاد هیجان و فضای پرشور سیاسی و رقابتی و در نتیجه میزان مشارکت مردم گردد.
بررسی و تحلیل بحران های درهم تنیده در دولت حسن روحانی و پیامدهای آن در مشارکت سیاسی (1400- 1392)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی مناسبات پیچیده بحران های چندگانه ناکارآمدی، توزیع، هویت، نفوذ و مشروعیت و همچنین درهم تنیده شدن آنها در دولت و نظام سیاسی بویژه در یک بازه زمانی مشخص یعنی دو دوره ریاست جمهوری حسن روحانی می باشد و اینکه چه پیامدهایی برای مشارکت سیاسی فعال به دنبال داشت. یافته ها و نتایج این پژوهش بر اساس روش توصیفی– تحلیلی بدست آمده و دال برآنند که این پژوهش از نظر زمانی یک پژوهش مقطعی، از حیث ارتباط و پیوند بین داده ها بیانگر نوعی همبستگی مضمونی می باشد و مؤید این مطلب است که هرگاه در نظام سیاسی بحران های مذکور رخ دهد آغازی خواهد بود بر کاهش اقتدار و افول مشروعیت و در نتیجه نظام سیاسی با بحران کاهش مشارکت فعال سیاسی و کاهش آن در سطح گسترده مواجه می شود. حوادث و اتفاقات این دوره زمانی و شیوه برخورد مردم و ارتباط و تعامل آنها با نظام سیاسی، همچنین کیفیت و میزان تأثیرگذاری آنها بر سیاست را تنها با معیاری همچون مشارکت سیاسی می توان ارزیابی نمود. البته ذکر این مطلب بسیار مهم و حائز اهمیت است که بسیاری از رویدادها و اتفاقات شکل گرفته توسط بازیگران سیاسی و نیروهای رقیب و موازی، گاه خارج از رأی و تصمیم و اراده دولت بوده و به دامنه بحران وسعت بخشیده است.
مبانی و شاخص های دولت اسلامی از منظر آیت الله خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی سال ۹ بهار ۱۴۰۲ شماره ۳۳
195 - 222
حوزههای تخصصی:
آیت الله سید علی خامنه ای به عنوان رهبر جامعه ایران در خصوص پیشبرد آرمان های انقلاب اسلامی، دولت اسلامی را مهمترین و سومین مرحله از فرآیند پنج مرحله ای پیشرفت و دستیابی به تمدن اسلامی می دانند؛ البته ایشان معتقدند که به رغم تلاش های صورت گرفته، تاکنون دولت اسلامی در معنای حقیقی خود محقق نشده است. به همین منظور این مقاله به دنبال این است که به تبیین دیدگاه آیت الله خامنه ای در خصوص مبانی و شاخص های دولت اسلامی بپردازد؛ زیرا از یک سو اندیشه های ایشان به عنوان یکی از تاثیرگذارترین صاحبنظران مسلمان شیعه می تواند الگوی نظری و عملی فعالیت دولت اسلامی باشد و از سوی دیگر ایشان، رهبری جامعه ایران را عهده دار هستند و نظرات ایشان، نسبت به هر فرد دیگری می تواند در امور مربوط به دولت تاثیرگذار باشد. بر این اساس، مقاله پیش رو، با روش تحلیل محتوای کیفی به دنبال پاسخگویی به این پرسش است که از منظر آیت الله خامنه ای، مبانی و شاخص های دولت اسلامی چگونه ترسیم شده است؟ یافته های این پژوهش نشان داد که مبانی دولت اسلامی از منظر ایشان بر اسلامی بودن تاکید دارد که از سه رکن اسلام سیاسی، ضرورت زندگی اجتماعی و تحقق حیات طیبه تشکیل شده است. همچنین شکل گیری دولت اسلامی در سایه شاخص هایی نظیر جهتگیری ارزشی-اعتقادی، حفظ هویت اسلامی، پایبندی به موازین مردم سالاری دینی، خدمتگزاری، عدالت محوری، قانونگرای، علم محوری، خردگرایی، ظلم ستیزی و سلامت اقتصادی با الگوگیری از دولت نبوی و علوی تحقق می یابد.
صنایع دستی و نقش آن در اقتصاد خانواده قفقازی دوره روسیه تزاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شرایط جغرافیایی، اقلیمی و فرهنگی متنوع و وجود منابع اولیه غنی، شرایط مناسبی برای رونق صنایع دستی مختلف در قفقاز فراهم کرده بود. این صنعت پیوند عمیقی با فرهنگ و اجتماع داشت و جایگاه مهمی را در اقتصاد منطقه به خود اختصاص داده بود. هرچند شیوه مدیریت خانواده در این دوره دچار تغییرهای زیادی شد و نگاه استعمارگرایانه دولت روسیه بر اقتصاد منطقه در دوره های مختلف سایه افکنده بود، بیشتر اعضای یک خانواده قفقازی به پشتوانه صنایع دستی، نقش مهمی در تقویت اقتصاد خانواده و تضمین دوام و بقای آن داشتند. محصولات تولیدشده در این منطقه، بیشتر به مصرف داخلی می رسید و غیر از محصولات ابریشمی و قالی، در اقتصاد و تجارت خارجی اهمیت زیادی نداشت. با رویکرد توصیفی تحلیلی در پی پاسخ این پرسش هستیم که صنایع دستی در آخرین دهه های روسیه تزاری، چه نقشی در اقتصاد خانواده قفقازی داشت؟ در پاسخ این فرضیه مطرح می شود که با توجه به ساختار اجتماعی، تنوع آب وهوایی، مواد خام در دسترس و شرایط سیاسی ایجادشده در قفقاز زیر سلطه روسیه، صنایع دستی با گسترش روحیه مشارکت پذیری اعضای خانواده و بالابردن سطح اشتغال و افزایش درآمد سرانه، بخش قابل توجهی از بار اقتصادی منطقه را بر دوش می کشید. این نوشتار با روش کیفی مبتنی بر تحلیل محتوا و ابزار آن داده های تاریخی تنظیم شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد صنایع دستی در زندگی مردم قفقاز جنوبی بیشتر از قفقاز شمالی تأثیر داشت و نزدیک به ۳۰ درصد درآمد سالانه یک خانواده را تشکیل می داد.