فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲٬۷۸۱ تا ۱۲٬۸۰۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
پژوهشنامه کلام سال نهم بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱۶
233 - 262
حوزههای تخصصی:
سلفیان جهادی تکفیری یکی از گروهای وابسته به جریان اهل حدیث اهل سنت هستند. در قاموس فکری این جنبش عمل گرایی و جهاد یکی از اصلی ترین سازوکارهای ایجاد تغییر و تحول در جامعه است. نظر به گستردگی این جنبش و تأثیرگذاری آن در جهان اسلام معرفت و شناخت مبانی فکری این جریان یک ضرورت است. این پژوهش با روشی توصیفی و تحلیلی در پی پاسخ به این سؤال است که بنیادی ترین مفاهیم نظری و عملی در گفتمان سلفیان جهادی کدام اند؟ و این مفاهیم چه نقشی در کنش های جهادی ها ایفا می کنند؟ یافته های تحقیق نشان می دهد که کلیدواژه هایی نظیر «کفر» و «ایمان»، «توحید در حاکمیت»، «تشکیل خلافت اسلامی»، «مبارزه با حاکمیت طاغوت»، «هجرت»، «عمل گرایی»، «پیوستگی میان ایمان و عمل»، «اصالت عمل»، «مخالفت با تفکر ارجاعی»، «توجه به نص قرآن» و «بی توجهی به مذاهب اربعه اهل سنت» از مؤلفه های این جنبش ها به شمار می روند.
تبیین جایگاه تاریخ نگاری و تاریخ نگری ابوالقاسم سحاب تفرشی در عصر پهلوی اول(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم و تمدن در اسلام سال سوم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱۱
35 - 54
حوزههای تخصصی:
ابوالقاسم سحاب تفرشی از فرهیختگان اواخر عهد قاجار و عصر پهلوی اول بوده است. در کارنامه علمی و ادبی سحاب آثار بسیار متنوعی وجود دارد، متونی مانند درسنامه های فنی و ریاضی دارالفنون، اولین نمونه ها از نگارش های جدید ایرانیان درباره تاریخ حیات امامان شیعه، شرح حال نویسی نامداران تاریخ اسلام به زبان فارسی با الهام از شرح حال های کلاسیک عربی مانند تأریخ الإسلام ذهبی، فرهنگ لغت فرانسه به فارسی و اولین نمونه های پیشتازانه برای شناخت وضع معاصر کشورهای اسلامی. سحاب در تاریخ نگاری بیشتر به تاریخ اسلام به ویژه تاریخ ائمه اطهار پرداخته که به صورت شرح حال نویسی است. اصلی ترین ویژگی های تاریخ نگری سحاب، توجه به تاریخ اسلام و تاریخ تشیع است. سحاب در علت تألیف کتب تاریخ ائمه به ارادت خاص خود به آنان اشاره دارد. وی فرزند زمانه ای است که افکار و تمایلات ضد اسلامی و باستان گرایی و ناسیونالیسم در میان آن دوره رواج داشت و این افکار از سوی حاکمیت نیز حمایت می شد، اما سحاب با وجود برخورداری از عقاید عمیق اسلامی، گرایش بسیاری به پیشرفت کشور های اسلامی به سبک اروپائیان داشت. مسئله اصلی پژوهش این است که جایگاه تاریخ نگاری و تاریخ نگری ابوالقاسم سحاب تفرشی را مورد بررسی قرار داده باشد. پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر اسناد و منابع کتابخان ه ای، به بررسی مولفه های تاریخ نگاری و ویژگی های تاریخ نگری می پردازد.
مقایسه تفسیر آیات 5 طه و 22 و 23 قیامت با تأکید بر روش شناسی فهم متشابهات از منظر قاضی عبدالجبار و ابن شهرآشوب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال سیزدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۴۹
۱۵۰-۱۳۱
حوزههای تخصصی:
معروف ترین آثار قدما در زمینه متشابهات کتاب «متشابه القرآن» عبد الجبار و «متشابه القرآن و مختلفه» ابن شهرآشوب مازندرانی است. تعاریف آنان از محکم و متشابه مشترک بوده و بر لزوم پی بردن به مقصود آیات متشابه، به کمک دیگر ادله و رجوع به محکمات استوار است.در مبانی تفسیری عبدالجبار معتزلی، عقل، مقدم بر نقل است، اما در دیدگاه ابن شهرآشوب، عقل و نقل مکمل یکدیگرند. هر دو مفسر، در آیات 22 و 23 قیامت، «نظر» را به معنای انتظار دانسته اند. البته عبدالجبار در آیه 5 طه «استواء» را به معنای استیلاء و اقتدار گرفته اما ابن شهرآشوب با استناد به روایتی از امام صادق× به معنای نسبت یکسان با همه چیز می داند. از این رو عبدالجبار غالباً با محوریت عقل و بی اعتنایی به روایات، اما ابن شهرآشوب، با بهره گیری از گفتمان کلامی اهل بیت^ به تأویل آیات صفات خبری خداوند پرداخته اند.
قلمرو فقه و اخلاق(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
شناخت دقیق مرزهای هر علم ازجمله مبانی مهم ساخت یک نظام هماهنگ و استنباطی دقیق در حیطه علوم انسانی است. اشتراکات فقه و اخلاق در ناحیه موضوع و محمول و قرابت زیاد آنها در منابع و روش ها نیازمند تبیین بیشتر حدود این دو علم است. مسئله این است که ما چگونه می توانیم گزاره های فقهی را از گزاره های اخلاقی بازشناسی کنیم؟ تا این مسئله حل نگردد و قلمرو هریک از آنها روشن نشود، استنباطات فقهی و اخلاقی قادر به تعیین یک نظام جامع نخواهند بود و باید منتظر رویکردهای افراطی و تفریطی در این دو حوزه باشیم. گروهی سخن از حذف فقه برای حفظ اخلاق می گویند و برخی روش فقهی خود را به مثابه تنها روش معتبر تلقی می کنند. این تحقیق به هدف تعیین قلمرو دانش های فقه و اخلاق انجام شده است. روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و روش تحقیق تبیینی تحلیلی است. نتیجه اینکه علم فقه به رعایت حدود می خواند، و اخلاق به کمالات روحی و معنوی دعوت می کند. فقه به سبب کارکرد خاص خود، عموماً به مصالح نوعی و منابع نقلی نظر می نماید، ولی علم اخلاق با توجه به استقلال ثبوتی خود، به تعداد مراتب ممکن، حکم اخلاقی صادر می کند. غایت یکی از نقاط مهمی است که تمایز این دو علم را روشن تر می کند.
بازخوانی ریشه های تاریخی قدمگاه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت ادیان سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۴ (پیاپی ۵۲)
45-57
حوزههای تخصصی:
در گستره مطالعات بیناادیانی، مفهوم قدمگاه با فلسفه ها و کارکردهای گوناگونش، بخش مهمی از آثار مربوط به مناسک مشترک ادیان را به خود اختصاص داده است. غالباً معناکاوی و باستان شناسی مفهوم قدمگاه، از سوی مستشرقان و به ویژه محققان حوزه بودیسم انجام شده که نتیجه آن، سوگیری های کژاندیشانه در حوزه قدمت و تأثیر بودیسم در تحمیل مفهوم قدمگاه بر ادیان دیگر است. نوشتار پیش رو بر آن است با تکیه بر روش تحلیل تاریخی روشن سازد که با وجود نظریات تعدادی از شرق شناسان، قدمگاه ها در تاریخ ادیان ابراهیمی ریشه ای بودایی ندارند و درواقع نمایشی از باورهای مشترک جهانی انسان ها با ریشه و مبنایی توحیدی اند که در سطحی از ناخودآگاهِ جمعی به آداب و رسوم تبدیل شده اند و در این مسیر، منابع قرآنی و روایی دلیلی بر این مدعاست. یافته های پژوهش نشان می دهد که قدمگاه در هر دین، معنای الهیاتی خاص خود را پیموده و با توجه به قدمت مقام ابراهیم در مکه مکرمه، می توان اذعان کرد که ادیان توحیدی بر مبنای آیات قرآنی در ابداع مفهوم و فلسفه قدمگاه، پیشگام بوده و آیین بودا به صرف تکثر قدمگاه ها، مؤسس این گونه از زیارتگاه های دینی در تاریخ ادیان محسوب نمی شود.
تحلیل رویکرد تنزیلی در حل مسئله اجتماعی در قرآن با محوریت مسئله زن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن و علوم اجتماعی سال دوم زمستان ۱۴۰۱شماره ۴ (پیاپی ۸)
141 - 163
حوزههای تخصصی:
روشهای متنوعی برای حل مسئله اجتماعی در علوم انسانی تولیدشده است ازجمله رویکرد کل نگرانه و جزء نگرانه، تغییر ساختارهای بازتولید کننده مسئله و سیاستگذاری اجتماعی. قرآن نیز بهوفور به حل مسائل انسان در ابعاد مختلف و حوزههای متنوع پرداخته است. یکی از مهمترین مسائل جوامع اجتماعی، جایگاه زنان در جامعه بوده است. غرب با رویکردی جزء نگرانه و بدون توجه به ساختارهای بازتولید کننده مشکل، ضمن پذیرش فمینیسم، راهحل به رسمیت شناختن تساوی در استعدادها و حقوق، استقالل مالی و شرکت در اقتصاد جامعه و اعطای آزادیهای سیاسی و اجتماعی به زنان را در سیاستگذاریهای اجتماعی برای حل مسائل مرتبط با جایگاه زنان در جامعه پیشگرفته است. این تحقیق با تحلیل یکی از گونهها در روش استخراج علوم انسانی به بررسی روش قرآن در حل مسئله با استفاده از روش اجتهاد قسم دوم و رویکرد تنزیلی در انتخاب آیات پرداخته است. قرآن ضمن توجه به ساختارهای بازتولید کننده مشکل، برای تغییر ساختارهای ذهنی و عینی جامعه تالش کرده است. با بررسی ً مبتنی بر رویکرد کل نگرانه روش قرآن به این نتیجه رسیدیم که رویکرد قرآن نه کامال بوده و نه رویکردی جزئی نگرانه. بلکه قرآن در حل مسائل در ضمن اصالح بسیاری از آسیبهای اجتماعی، مسئله جنسیت را از برجستگی روانی انداخت، ساختارهای بازتولید کننده مسئله را اصالح و در فرایندی منطقی در بستر نزول تدریجی و تنزیلی، دست به سیاستگذاری گسترده در سه حوزه بینش، گرایش و رفتار زده است. این اقدامات در هفت گام مطرحشده است.
نقدنگاشت ترجمه های قرآن (9): بخش سوم از نقد و بررسی ترجمه قرآن حدادعادل
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۳ مهر و آبان ۱۴۰۱ شماره ۴ (پیاپی ۱۹۶)
265 - 277
حوزههای تخصصی:
نویسنده در نوشتار پیش رو در تلاش است ترجمه قرآن جناب آقای حدادعادل را در بوته نقد و بررسی قرار دهد. وی در راستای این هدف، با بیان آیات 38 تا پایان سوره مائده، نکات انتقادی خود را نسبت به ترجمه بیان کرده و سپس دیدگاه خود را مطرح می سازد.
بررسی انتقادی نگرش فرقه ذکریه در خاتمیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادیان و عرفان سال ۵۵ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲
527 - 507
حوزههای تخصصی:
فرقه باطنی گرای «ذکریه»، که در قرن دهم هجری در منطقه ای به نام «تربت» در بلوچستان پاکستان پا به عرصه حیات نهاده است، از فرقه هایی است که باورهای دینی آن اقتباس از برخی فرقه های مطرح در جهان اسلام می باشد. پیروان فرقه ذکریه در اعمال عبادی و مناسک دینی بدعت هایی را پدید آورده اند که اعتقادات آنان نیازمند به واکاوی علمی و ارزیابی است در همین راستای از باورهای مذهبی این فرقه، اعتقاد به خاتمیت به شمار می رود که در این عرصه دو رویکرد در منابع علمی آنان گزارش شده است. در نوشتار حاضر به نقد و تحلیل دیدگاه این فرقه در مورد خاتمیت اشاره می شود. از نتایج جستار حاضر آن است که دیدگاه ذکری ها پیرامون خاتمیت با معارف قرآن و عترت نبوی واگرایی دارد و ادعای آنان موجب تحریف در تعالیم حیات بخش دین اسلام و با آموزه های دینی در تعارض است.
تبیین و تحلیل مرزهای حجاب و عفاف(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
مسئله کانونی این مقاله ، توصیف و تحلیل تمایزات دو مقوله حجاب فقهی و عفاف اخلاقی است. این دو در پیشینه پژوهشی تمایز روشنی ندارند و به تبَع ، در قوانین اجتماعی یکسان انگاری شده اند. این مقاله با روش توصیفی۔ تحلیلی و انتقادی و با مراجعه به منابع کتابخانه ای ، از هفت تمایز عمده میان این دو مفهوم سخن خواهد گفت. «حجاب» به معنای پوشش بدن بانوان ، تکلیفی بیرونی و وظیفه ای فقهی است ، اما «عفاف» به معنای خویشتن داری در مسائل جنسی ، امری درونی و فضیلتی اخلاقی است. همه زنان و مردان موظف به انجام رفتارهای عفیفانه اند ، اما همه زنان مکلف به رعایت حجاب نیستند. شاخص «حجاب» ، امری کمّی و قابل اندازه گیری است ، اما شاخص «عفاف» امری کیفی و وابسته به فرهنگ است. «عفاف» وظیفه ای عقل پذیر با توجیه پیشینی است ، اما «حجاب» به خودی خود ، تکلیفی عقل گریز با توجیه پسینی است. «عفاف» ، مصالح و مفاسدی برای جامعه دارد و در نتیجه ، تکلیفی اجتماعی است ، اما «حجاب» به خودی خود و صرفِ نظر از موارد انطباق با «عفاف» مصالح اجتماعی ندارد و از باب مراعات دستورات تعبدی برای فرد مفید است.
تحلیلی بر رویکرد سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در منطقه آسیای جنوبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رویکرد سیاست خارجی، نقش مهمی در توسعه روابط منطقه ای و جهانی برای کشورها دارد. به ویژه در عصر جهانی شدن که پیوندها و مناسبات میان کشورها در عرصه بین الملل، کاملاً درهم تنیده شده اند. ماهیت ویژه دوره جهانی شدن این است که کمترین ظرفیت موجود برای برقراری ارتباط با کشورهای دیگر، اثری مثبت بر تصویر بین المللی آن کشور دارد. در روابط منطقه ای، رفتار سیاست خارجی ایران، نسبت به مناطق ژئوپلیتیکی پیرامونش، رویکردهای متفاوتی داشته است. منطقه آسیای جنوبی به عنوان منطقه ژئوپلیتیکی مستقل، بر اساس نظریه سول کوهن و تبدیل شدن آن به قلمروی ژئواستراتژیک سوم، می تواند از مناطقی باشد که در تغییر رویکرد سیاست خارجی کشور نسبت به این منطقه ظرفیت لازم را ارائه دهد. هدف اصلی در این مقاله، تحلیل رویکرد سیاست خارجی ایران در روابط منطقه ای با منطقه آسیای جنوبی است. این پرسش مطرح است که جایگاه منطقه آسیای جنوبی در روابط و رویکرد سیاست خارجی ایران چگونه است؟ برای پاسخ به این پرسش از روش و رویکرد پژوهشی توصیفی تحلیلی و ابزار گردآوری داده های کتابخانه ای و سایت های اینترنتی استفاده می کنیم. نتایج یافته های پژوهش نشان می دهند منطقه ژئوپلیتیکی آسیای جنوبی، در سیاست خارجی ایران جایگاه و اولویت مناسبی ندارد و سیاست خارجی این کشور در بهره برداری از موقعیت این منطقه برای توسعه روابط منطقه ای، اقدامات لازم و جدی نکرده است.
استصحاب کلی نوع چهارم و جلوه های فقهی و حقوقی آن(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
جستارهای فقهی و اصولی سال هشتم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲۷
7 - 38
حوزههای تخصصی:
اصولیان معاصر، نوع چهارمی برای استصحاب کلى ابداع کرده اند که بر سر آن مناقشه جدی درگرفته و معرکه آرا شده است. در ادبیات اصولی، کلیِ نوع چهارم به استصحابی اطلاق می شود که حدوث فردْ متیقن است و علم دومی به حدوث عنوانی وجود دارد که انطباقش بر فرد مذکور احتمال دارد. بنابراین همان طور که احتمال انطباق آن عنوان بر فرد دیگر مطرح است، فرد اول مرتفع می شود. حال اگر عنوان مذکور بر آن فرد منطبق باشد، قهراً با ارتفاعِ فرد زائل می شود و اگر منطبق بر آن نباشد، هنوز قابلیت بقا دارد. از این جهت، بقای آن مشکوک است. با تحقق ارکان استصحاب، استصحاب کلیِ نوع چهارم در مقام ثبوتْ صحت و اعتبار می یابد، ولی برخی از اصولیان، حجیت آن را مطلقاً انکار کرده اند. ازاین رو هدف اصلی مقاله پیش رو بررسی موضوعی و حکمیِ استصحاب کلی نوع چهارم و تبیین مصادیق و جلوه های آن در فقه و حقوق با رویکرد توصیفی تحلیلی است. طبق یافته های پژوهش، اشکال مخالفان اعتبار استصحاب کلی قسم چهارم، به مثال شرعی آن وارد است نه به اصل استصحاب. بنابراین نباید اشکالی که به مثال وارد است به قاعده تعمیم یابد. با اثبات اعتبار استصحاب کلی نوع چهارم، جلوه ها و تطبیقات فقهی و حقوقی این موضوع در استصحاب کلیِ بقای روز عید، استصحاب کلیِ جواز تصرف در عقود اجاره و وکالت و وقف منقطع و استصحاب کلی کفر درموردِ شخص مرتد و نیز استصحاب کلی عدم عدالت در جرح و تعدیل شهادتِ شهود بحث و بررسی شده است.
حکم خوردن جلبک: میان حلیّت و حرمت(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
جستارهای فقهی و اصولی سال هشتم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲۷
195 - 225
حوزههای تخصصی:
امروزه در بسیاری از نقاط دنیا، جلبک به عنوان یک مکمل غذایی استفاده می شود. در نصوص شرعی و همین طور منابع فقهی، به حکم خوردن این گیاه دریایی اشاره ای نشده است. مراجع تقلید معاصر نیز در ارتباط با این مسئله بر دیدگاه واحدی توافق نکرده اند و برخی به حلیّت و برخی دیگر بر حرمت آن فتوا داده اند. دو انگاره اساسی در این اختلاف نظر نقش کلیدی ایفا می کند: نخست، انگاره ضرررسانی جلبک و دوم اعتقاد به استخباث آن. در راستای نقد این دو انگاره، در گام نخست با استناد به یافته های دقیق علمی،روشن می شود گرچه ممکن است گونه هایی از جلبک ها دارای مضراتی باشند، اما نوع این گیاه دریایی گونه گیاهی مضرّی محسوب نمی شود، بلکه اتفاقاً فواید بسیاری برای آن برشمرده اند. در گام دوم نیز علاوه بر به چالش کشیدن عنوان حرمت ساز بودنِ استخباث و نیز نقد تمسک به این عنوان به جهت ابهام در معنا و معیار آن، این نتیجه حاصل می گردد که گذشته از نبود ملازمه میان استخباث و حرمت، اساساً جلبک نمی تواند مصداقی برای خبائث قلمداد شود و نمی توان از این رهگذر به حرمت آن معتقد شد.
تحلیل انتقادی تفسیر علمی آیات مربوط به چگونگی آفرینش جهان از نظر مفسران
حوزههای تخصصی:
چگونگی آغاز و سرانجام جهان هستی، از جمله مسائل نظری بنیادی میان رشته ای است که در دانش فیزیک و قرآن کریم بدان پرداخته شده است. پژوهش حاضر با روش کتابخانه ای در گردآوری مطالب و شیوه اسنادی در نقل دیدگاه ها و روش تحلیل کیفی و توصیفی محتوا در ارزیابی داده ها به بررسی و تحلیل دیدگاه های مختلف درباره این مسئله با محوریت آیات 30 سوره انبیاء، 11 فصلت و 47 ذاریات پرداخته و به این نتیجه رسیده است که قدر متیقن از دیدگاه های فیزیکی و اشارات قرآنی در آیات مربوط این است که در ابتدای خلقت، جهان هستی توده متراکمی بوده که در پی شکافته شدن آن نظام هستی ما پدید آمده است و یکی از مهم ترین مراحل آن نسبت به حیات انسانی مربوط به شکل گیری طبقات جوّ است که قرآن تحت عنوان سبع سماوات از آن یاد می کند و جهان هستی پیوسته در حال گسترش است تا اینکه زمانی شروع به انقباض کرده و صفحه گسترده هستی برچیده می شود؛ با این حال هیچ دلیلی نداریم که حوادث مربوط به زمان قیامت را مرتبط با پدیده های طبیعی سازیم که در جهان براساس پیش بینی های علمی رخ خواهد داد.
بررسی مقایسه ای دیدگاه های فارابی و صدرالمتالهین درباره تمایز وجود از ماهیت
منبع:
معارف حکمی جامعه سال ۲ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۴
21 - 44
حوزههای تخصصی:
تمایز وجود از ماهیت، به عنوان مسئله این پژوهش، نخستین بار توسط ارسطو مطرح شد؛ اما به دلیل جهان بینی خاص ارسطو، هرگز از حیطه منطقی فراتر نرفت. در فلسفه فارابی، این مسئله (منطبق با دسته بندی آثار فارابی)، دارای دو وجه است: بر طبق دسته اوّل، فارابی به تمایز وجود از ماهیت، تصریح دارد و آثار متافیزیکی این تمایز (مانند: عروض وجود بر ماهیت، تفسیر وجوب و امکان و علیت) نیز در فلسفه او نمود داشته است. اما بر اساس دسته دوم، فارابی تمایز مذکور را تشخیص داده، ولی به دلیل درهم تنیدگی معنای وجود و ماهیت، در نظام فلسفی او، کارکرد متافیزیکی نداشته است.
این تمایز، در فلسفه ابن سینا نیز مورد اقبال قرار گرفت و بسط و گسترش یافت؛ اما به دلیل مطرح نبودن مسئله اصالت وجود یا ماهیت، به طور شایسته تبیین نشد. ازاین رو، با انتقادهای بسیاری از سوی برخی فلاسفه، از جمله: ابن رشد، سهروردی و میرداماد مواجه گردید.
سرانجام ملاصدرا با طرح مسئله بنیادین اصالت وجود و با تمسک به مبانی حِکمی همچون: قاعده فرعیه، حرکت جوهری و وحدت سنخی (تشکیکی) وجود، اتحاد وجود و ماهیت را در خارج مطرح کرد که بر اساس آن، تمایز وجود و ماهیت، اعتباری است و آنچه سزاوار تحقق و ثبوت است، چیزی جز «وجود» نیست و ماهیت، امر اعتباری بوده و جز به نحو تبعی، بهره ای از وجود ندارد. پس، غیریتی باقی نمی ماند که بحث تقدم و تأخر یا تمایز، لازم آید. بنابراین، بحث تمایز وجود از ماهیت، در فلسفه ملاصدرا جایگاه معتنابهی ندارد.
تحلیل صدرایی از زندگی و معنا؛ مبتنی بر رویکرد فراطبیعت باوری ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه نوین دینی سال هجدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۶۸
۱۳۲-۱۱۱
حوزههای تخصصی:
مواجهه با پرسش از معنای زندگی و یافتن پاسخ برای آن، یکی از مهم ترین دغدغه های انسان در تاریخ اندیشه بوده است. مسئله ی پژوهش حاضر، ارائه تفسیری از زندگی و معنا و تبیین عامل معنابخش زندگی از نظر ملاصدراست که مبتنی بر روش توصیفی تحلیلی می باشد. یافته های تحقیق نشان می دهد او در آثار خود «معنا» را به «هدف ارزشمند» تفسیر کرده که از طریق «کشفِ وج ودیِ معنا» قابل دست یابی است. ملاصدرا به عنوان یک فیلسوف جامع نگر، علاوه بر اینکه فراطبیعت را به عنوان عامل معنابخش زندگی لحاظ می کند؛ طبیعت و ناطبیعت را نیز در طول فراطبیعت، اما در سطوح پایین تر موجب معناداری می داند. وی حیات را به سان یک جریان واحد، شامل حیات دنیوی و حیات اخروی می داند و برای معنابخشیدن به زندگی، دیدگاه ترکیبی (خدا و جاوانگی روح) را پذیرفته و از تاثیر خدا در معنای زندگی از دو طریق «خدا به مثابه هدف ارزشمند» و «ارتباط مبتنی بر عشق» مدد می جوید.
بررسی تطبیقی مسأله رؤیت خداوند از دیدگاه مفسران شیعه و سنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بحث رؤیت خداوند متعال از دیرباز میان اندیشمندان مسلمان مورد مناقشه بوده است. اینکه آیا می توان خداوند را با چشمان ظاهری در دنیا و آخرت دید یا نه مورد اختلاف است. یکی از آیاتی که موافقین و مخالفین رؤیت برای اثبات ادعای خویش به آن استدلال کرده اند آیه ۱۰۳ سوره انعام است. موافقین استدلال می کنند، این آیه در مقام مدح پروردگار است و مدح در صورتی صدق می کند که او بالذات دیدنی باشد، و لفظ «أَبصار» در آیه با صیغه جمع آمده؛ یعنی تمام چشم ها او را نمی بینند و مفهوم مخالف آن این است که بعضی از چشم ها می توانند او را ببینند. همچنین خداوند در آخرت حس دیگری را برای انسان می آفریند که با آن خدا را ببیند. در مقابل مخالفین رؤیت هم استدلال کرده اند که با توجه به آیات قبل و فراز آخر آیه، دیده نشدن خداوند متعال با چشم سر، در واقع مدح خداوند است. همچنین ادراک چون با لفظ ابصار قرین است، به معنای رؤیت است و آیه این نوع رؤیت را انکار کرده است. به باور ما این آیه به صراحت رؤیت ظاهری خداوند را نفی می کند.
انسجام متنی سوره ذاریات بر پایه فرایند حلقه های معنایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انسجام متن، بیان کننده مجموعه ای از جملات به هم پیوسته و مرتبط با یکدیگر است. قرآن پژوهان برای اثبات و نحوه انسجام و مناسبات بینا آیه ای سوره های قرآن از الگوهای ساختارشناسانه متعددی بهره گرفته اند و به ابعاد جدیدی از نظم و ساختارمندی سوره ها دست یافته اند. در همین راستا، فرایندی با عنوان «حلقه های معنایی» طراحی شده که روشی کاربردی برای فهم نحوه ارتباط آیات یک سوره است. در این فرآیند، ابتدا محتوای هر سوره براساس موضوع، هدف، ساختار و بافت همگون به حلقه های معنایی متعددی، تقسیم و سپس ارتباط منطقی بین این دوایر معنایی بررسی می شود. در این جستار با رویکرد توصیفی تحلیلی به انطباق فرایند حلقه های معنایی بر سوره ذاریات پرداخته می شود تا پاسخی به این پرسش داده شود که کاربست فرایند حلقه های معنایی چگونه موجب کشف انسجام متنی سوره ذاریات می شود. نتیجه اینکه محتوای جواب قسم که بیان کننده تحقق حتمی وعده های الهی است، حلقه محوری سوره است و بقیه حلقه ها در راستای اثبات و باورپذیری آن، چینش شده اند. خداوند برای اطمینان بخشی نسبت به تحقق وعده هایش، انسان را به اندیشیدن در نشانه های زمینی، آسمانی و انفسی دعوت کرده است.
ارتباط سنجی مفهوم ما عندالله با بقیه الله در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارتباط سنجی مفهومی میان آیات قرآن کریم، موضوعی است که از دیرباز توجه پژوهشگران قرآنی را به خود معطوف داشته است. در مقاله حاضر محتوای آیات مشتمل بر عبارت "ما عندالله " با دو ویژگی خیر و ابقی و سنجش میزان ارتباط آن ها با عبارت "بقیه الله " با محوریت آیات 60 قصص، 95 – 96 نحل و 86 هود بررسی شده است. پژوهش حاضر با شیوه توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر روش تفسیری قرآن به قرآن، تلاش دارد ارتباط بین مفهوم ما "عندالله " را که به معنای عالم آخرت و قرب معنوی و منزلتی است، با عبارت "بقیه الله " بیابد که به معنای آن چیزی است که خداوند اراده بقای آن را فرموده و زوالی در آن راه ندارد و با استعانت از روایات معصومان (ع)، اثبات نماید که انبیای الهی و ائمه اطهار (ع) به طور عام و حضرت ولی عصر (عج) به طور خاص، از مصادیق "بقیه الله "به شمار می روند و هدف خداوند متعال در آیه شریفه *بقیه الله خیر لکم ان کنتم مؤمنین*، جلب توجه مؤمنان به مصداق اکمل بقیه الله و آخرین حجت و ذخیره الهی است و با شناخت مصادیق خیر و ابقی و مصداق اظهر آن و به وسیله او می توان به شناخت و عبودیت و عندیت الهی رسید.
رابطه انتظار (نیروسازی) و احیاء امر(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مشرق موعود سال شانزدهم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۶۵
49 - 64
حوزههای تخصصی:
از جمله وظایف شیعیان در دوران غیبت، انتظار است. انتظار علاوه بر تأثیر در باور و رفتار، به لحاظ روانی نیز امید به تغییر را در انسان تقویت می نماید. امید به تغییر، در واقع، لازمه کسب عِده و عُده در مسیر انتظار است. این ملزوم از چارچوب خاصی که در سنت معصومین؟عهم؟ برای انتظار ترسیم شده، به دست آمده است. این پژوهش که رویکرد روایی دارد با روش کتابخانه ای به این موضوع پرداخته است که آیا بین انتظار و احیاء امر خاندان رسالت رابطه ای وجود دارد؟ مهم ترین یافته این پژوهش، انکشاف برقراری ارتباطی تنگاتنگ بین انتظار و احیاء امر خاندان رسالت، است. همین امر، مسئولیت مضاعفی بر عهده پیروان این خاندان قرار می دهد تا نسبت به زنده نمودن امر آنان که همان انتظار است، اهتمام ویژه داشته باشند.
روش شناسی حل تعارض اخبار در استبصار (باب یکم تا سی ویکم از کتاب الطهاره)
منبع:
تحقیقات قرآنی و حدیثی سال ۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۸
97 - 116
حوزههای تخصصی:
شناخت تعارضات حدیثی و تلاش برای حل آنها از این باب مهم است که نمی توان گفت معصومان، اندیشه ها و سخنان معارض دارند و نمی توان احکام متناقض را به آنها نسبت داد. ازاین رو علما همواره برای جمع روایات متعارض تلاش کرده و آثار علمی قابل توجهی بر جای نهاده اند. شیخ طوسی از پیشگامان عرصه حل تعارض است که با نگارش کتاب الاستبصار فیما اختلف من الاخبار برای حل اخبار متعارض، خدمت بزرگی به جامعه مسلمانان کرده است. وی با بررسی محتوایی و سندی روایات به این مهم اقدام کرده است. در بررسی محتوایی از روش هایی مانند بیان معانی اخبار، عرضه بر عمل اصحاب و اجماع امامیه، حمل بر استحباب، حمل بر کراهت، حمل بر تقیه، حمل عام بر خاص و در بررسی سندی با نقد روایت یا راوی به بیان وجوه جمع روایات متعارض می پردازد. پژوهش حاضر به روش تحلیلی-توصیفی، عملکرد شیخ طوسی در حل تعارض اخبار را با روش جمع آوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای بررسی می کند.