فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲٬۸۴۱ تا ۱۲٬۸۶۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
حوزههای تخصصی:
بسط عدالت اجتماعی به مثابه ی یک موضوع خطیر قرآنی قدمتی دیرین دارد. ارتباط این موضوع با مفهوم "قسط" در آیه ی 25 سوره ی حدید از محورهای قابل توجه در دیدگاه مفسران مسلمان در طول تاریخ به شمار آمده است. برمبنای این پیوند برخی مفسران براین باورند که "قسط" در این آیه ناظر به معنای عدالت اجتماعی است. و آیه در صدد بیان برقراری آن به عنوان یکی از اهداف اصیل انبیاء است و با تاکید آن حتی قلمرو اجتماعی دین را نیز در بر می گیرد. جستار پیش رو با روش توصیفی تحلیلی در پی واکاوی ابعاد مختلف این مفهوم است. دستاورد این پژوهش بیانگر آن است که ادله ی کافی برای اثبات دلالت آیه 25 سوره ی حدید به مفهوم عدالت اجتماعی و بسط تفسیری واژه ی قسط وجود دارد و در نتیجه می توان با استناد به آن برقراری عدالت اجتماعی را به عنوان هدف بعثت انبیاء اثبات کرد و از رهگذر آن قلمرو دین در حوزه ی زندگی دنیوی و اجتماعی را نیز پذیرفت و به عبارت دیگر به لحاظ تئوریک مسیر و ابزار برقراری عدالت از سوی شارع مقدس توسط انبیاء تبیین شده است اما اجرای برنامه ها به عهده مردم سپرده شده است. بسط عدالت اجتماعی به مثابه ی یک موضوع خطیر قرآنی قدمتی دیرین دارد. ارتباط این موضوع با مفهوم "قسط" در آیه ی 25 سوره ی حدید از محورهای قابل توجه در دیدگاه مفسران مسلمان در طول تاریخ به شمار آمده است. برمبنای این پیوند برخی مفسران براین باورند که "قسط" در این آیه ناظر به معنای عدالت اجتماعی است. و آیه در صدد بیان برقراری آن به عنوان یکی از اهداف اصیل انبیاء است و با تاکید آن حتی قلمرو اجتماعی دین را نیز در بر می گیرد. جستار پیش رو با روش توصیفی تحلیلی در پی واکاوی ابعاد مختلف این مفهوم است. دستاورد این پژوهش بیانگر آن است که ادله ی کافی برای اثبات دلالت آیه 25 سوره ی حدید به مفهوم عدالت اجتماعی و بسط تفسیری واژه ی قسط وجود دارد و در نتیجه می توان با استناد به آن برقراری عدالت اجتماعی را به عنوان هدف بعثت انبیاء اثبات کرد و از رهگذر آن قلمرو دین در حوزه ی زندگی دنیوی و اجتماعی را نیز پذیرفت و به عبارت دیگر به لحاظ تئوریک مسیر و ابزار برقراری عدالت از سوی شارع مقدس توسط انبیاء تبیین شده است اما اجرای برنامه ها به عهده مردم سپرده شده است. بسط عدالت اجتماعی به مثابه ی یک موضوع خطیر قرآنی قدمتی دیرین دارد. ارتباط این موضوع با مفهوم "قسط" در آیه ی 25 سوره ی حدید از محورهای قابل توجه در دیدگاه مفسران مسلمان در طول تاریخ به شمار آمده است. برمبنای این پیوند برخی مفسران براین باورند که "قسط" در این آیه ناظر به معنای عدالت اجتماعی است. و آیه در صدد بیان برقراری آن به عنوان یکی از اهداف اصیل انبیاء است و با تاکید آن حتی قلمرو اجتماعی دین را نیز در بر می گیرد. جستار پیش رو با روش توصیفی تحلیلی در پی واکاوی ابعاد مختلف این مفهوم است. دستاورد این پژوهش بیانگر آن است که ادله ی کافی برای اثبات دلالت آیه 25 سوره ی حدید به مفهوم عدالت اجتماعی و بسط تفسیری واژه ی قسط وجود دارد و در نتیجه می توان با استناد به آن برقراری عدالت اجتماعی را به عنوان هدف بعثت انبیاء اثبات کرد و از رهگذر آن قلمرو دین در حوزه ی زندگی دنیوی و اجتماعی را نیز پذیرفت و به عبارت دیگر به لحاظ تئوریک مسیر و ابزار برقراری عدالت از سوی شارع مقدس توسط انبیاء تبیین شده است اما اجرای برنامه ها به عهده مردم سپرده شده است.
تحلیل تاریخی روایتِ نکوهش دیوانگان در حدیقه الشیعه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم قرآن و حدیث سال پنجاه و چهارم بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱۰۸
107 - 130
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، یکی از احادیث منحصربه فردِ کتاب حدیقه الشیعه در نکوهش دیوانگان، محور پژوهش قرار گرفته است. این حدیث از امام حسن عسکری (ع) روایت شده و به قرب الاسنادِ علی بن بابویه منسوب است. درباره متن و سند ادّعا شده برای این حدیث ابهامات زیادی مطرح است. میانِ این روایت و فضایی که به آن نسبت داده شده، مناسبتی دیده نمی شود. از سوی دیگر با گردآوری اطلاعات گوناگون درباره فضای پیدایش حدیقهالشیعه می توان نشان داد حدیث نکوهش دیوانگان با رویدادهای جزئی و عینی آن بستر تاریخی کاملاً منطبق است. بر این اساس می توان تحلیل تاریخی دقیقی از حدیث مذّمت دیوانگان ارائه داد و با پیگیری و بسط این ایده، اطّلاعات جالبی در راستای ریشه یابی این حدیث و نحوه پیدایش و پدیدآورنده کتابِ حدیقهالشیعه به دست آورد. بر اساس نتایج این پژوهش، پیدایش این حدیث به منازعات سید محمد میرلوحی سبزواری با صوفیان قرن 11ق مرتبط است.
ابرهای طلایی نگاره های معراج نامه ی میر حیدر، بازتابی از قرب سلوکی در آرای سید حیدر آملی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه دینی دوره ۲۲ بهار ۱۴۰۱ شماره ۸۲
81 - 102
حوزههای تخصصی:
آن چه حصول معرفت قدسی و قرب الهی را ممکن می سازد، برخورداری از نور تعقّل قلبی و منشعب از نورالانوار است. سیدحیدر آملی، تقرب الهی را برای وجود اعتباری موجودات، منوط به سفر روحانیِ نفس می داند. موجودات عالم، از فیض الهی که نور آسمان ها و زمین است، برخوردارند و در قربی وریدی محاط هستند. این نور زمانی پرفروغ تر می شود که عبد در مقام سالک درآید و برای تحصل ایقان به سفری عرفانی لبیک گوید. میرحیدر در بیان قرب سلوکی به معراج حضرت محمد (ص) می پردازد که با وصول به ملأاعلی به رؤیت قلبی حضرت اله نائل شدند. مشاهدات روحانی حضرت در شب معراج از جانب نگارگران نیز مورد توجه قرار گرفته و معراج نامه ی مُصوَّر میرحیدری یا شاهرخی از جمله ی آنها است. نکته ی حائز اهمیت در نگاره های این معراج نامه به گزینش و کیفیت حضور عناصر بصری از جمله ابرهای طلایی مربوط می شود و طرح این پرسش که با توجه به قرب سلوکی پیامبر در معراج، جایگاه صوری و معنوی ابرهای طلایی چیست؟ و کدام یک از کیفیت های بازنمایی یا بازتابی را شامل می شوند؟ این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی بیان می دارد که ابرهای طلایی امتزاجی از بازنمود و بازتاب قرب سلوکی حضرت هستند. در این گذر، خیال خلاق نگارگر، ابرهای طلایی را در شعله ی مقدس پیامبر مستحیل می کند و ابر- شعله های طلایی، در تناسب با ولایت کلیه ی ایشان می آفریند.
قیامت عقلی از دیدگاه حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه دینی دوره ۲۲ بهار ۱۴۰۱ شماره ۸۲
125 - 147
حوزههای تخصصی:
به اعتقاد صدرالمتألهین بعد از عالم الهی، سه عالم کلی تحقق دارد: عالم طبیعت، عالم خیال یا مثال و عالم عقل. از طرف دیگر در شریعت نیز به سه عالم کلی دنیا، برزخ و قیامت اشاره شده است. از دیدگاه فلاسفه دنیا با عالم طبیعت و برزخ با عالم مثال مطابقت دارد؛ اما این مطلب که قیامت متناظر با کدام مرتبه و عالم است، محل اختلاف است. برخی از فلاسفه قیامت را بازگشت به دنیا، و برخی مرتبه ای از مراتب عالم مثال دانسته اند؛ اما در این میان عبارتهایی از صدرا یافت می شود که دلالت بر تناظر قیامت با عالم عقل بلکه فوق عالم عقل دارد. مقاله حاضر به روش توصیفی تحلیلی و بر اساس آیات و روایات و مبانی حکمت متعالیه، به بررسی این دسته از عبارات پرداخته و در نهایت، به این دستاورد رسیده است که با توجه به دو دلیل کلی غایات و بدایات، نیز دلایل عقلی دیگری از قبیل اثبات هویت عقلی بعث، فنا، زمان و مکان قیامت، نحوه محاسبه و حقیقت بهشت و جهنم می توان گفت قیامت متناظر با عالم عقل بلکه فوق عالم عقل و متناظر با عالم الهی است و به این ترتیب آیاتی نظیر «إنّا لله و إنّا إلیه راجعون» و «ألا إلی الله تصیر الامور»، به نحو حقیقی و بدون مجاز معنا می یابند.
بررسی تبیین تکاملیِ دین از دیدگاه ریچارد داوکینز و آلیستر مک گراث(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ریچارد داوکینز با رویکرد الحادی به تبیین تکاملیِ منشأ دین پرداخته است. وی در این راستا از فرضیه «دین به مثابه یک امر فرعی» و همچنین فرضیه «مم» سود جسته است. در مقابل آلیستر مک گراث به نقد رویکرد الحادی وی پرداخته و ادله وی را عمیقا ناکافی و ناموجه می داند. به نظر مک گراث تبیینِ صرفا زیست شناختی از منشأ دین، نادرست بوده و ناشی از خلط میان تکامل زیستی و تکامل فرهنگی است. ناسازواری، فقدان دلیل، سوگیری شناختی، عدم تمایز میان گزاره های دین، عدم مشابهت میان ژن و مم از جمله اشکالات وی به دو فرضیه مزبور است. مسأله تحقیق پیش رو آن است که تقابل این دو رویکرد را به تصویر کشد و به سنجش گذارد. در این ارزیابی به لحاظ گردآوری از روش کتابخانه ای – اسنادی و به لحاظ مقام داوری از روش تحلیلی سود جسته ایم. دستاورد تحقیق نشان می دهد که اگر چه در مجموع، اشکالات مک گراث، مفید و اثر بخش است؛ اما در برخی موارد، تبیین کافی و جامعی از سوی وی صورت نپذیرفته است.
کارکردهای ارتباط معنوی با امام زمان (عج الله تعالی شریف) در عرصه خانواده
منبع:
موعودپژوهی سال ۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۸
39 - 61
حوزههای تخصصی:
مسئله مهدویت به خاطراهمیت، ضرورت، گستردگی و ابعاد متعدد آن از منظرهای مختلف و زوایای گوناگون قابل بررسی است که یکی از این مباحث ارتباط معنوی با امام زمان (عج الله تعالی شریف) است. در پژوهش حاضر کارکردهای ارتباط معنوی با امام زمان(عج الله تعالی شریف) در عرصه خانواده در سه حوزه اعتقادی، عاطفی و اخلاقی با استفاده از فرمایشات اهل بیت (ع) مورد بررسی قرار گرفت. با توجه به اهمیت انس با آن حضرت در خانواده و بین اشخاصی که ارتباط معنوی را مخصوص افراد ویژه ای می دانند، این ارتباط نه تنها به زندگی امنیت و آرامش می بخشد بلکه رابطه ای که اعتقادی، عاطفی، اخلاقی باشد تمام کاستی های زندگی افراد را نیز کامل می کند. محبت امام زمان(عج الله تعالی شریف) و پیوند خانواده با امام از کارکردهای عاطفی و نیز رشد فضایل و دوری از رذایل در عرصه اخلاقی از مهمترین یافته های این پژوهش می باشد. از آثار بررسی این کارکردها ترغیب و تقویت ارتباط با امام زمان(عج الله تعالی شریف) در عرصه خانواده است.
تأثیر ساحتهای اخلاقی بر معرفت از منظر قرآن با تاکید بردیدگاه علامه طباطبایی (ره)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال دوازدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۴۷)
85 - 102
حوزههای تخصصی:
ساحت شناختی و ساحت اخلاقی چه ارتباطی با یکدیگر دارند؟ برخی از فلاسفه بر این باورند که در کسب معرفت و باور، اخلاق و ارزشهای اخلاقی دخالتی نداشته و نباید داشته باشد. احساسات و عواطف، اخلاق و اخلاقیات باید رام عقل بوده، و عقل بر آنها تسلط داشته باشد، نه اینکه آنها دخالتی در حوزه باورها داشته باشند. (جدایی دانش از ارزش) در مقابل طیف دیگری از فلاسفه بر اثرپذیری و اثرگذاری اخلاقیات بر معرفت و باور عقلانی تأکید دارند. باتوجه به اختلاف دیدگاه ها در مورد تاثیر پذیری رفتار اخلاقى از خاستگاه های شناختى و غیرشناختى همانند عواطف و هیجانات و عواملى نظیر وراثت، محیط اجتماعى و ... ، همچنین تاثیر پذیری شناخت های انسان از فضائل و رذائل اخلاقی، این تحقیق با روش توصیفی و تحلیل متن، در صدد بررسی ارتباط و تأثیر صفات نفسانی و اخلاقی بر مسائل معرفتی از دیدگاه قرآنی علامه طباطبائی است. به باور وی با کسب فضایل اخلاقی می توان زمینه شکل گیری باور صادق را فراهم ساخت. درمقابل رذایل اخلاقی در مانعیت برای حصول معرفت یا همان باور صادق می تواند دخالت نماید.
نکته هایی از معارف حسینی
منبع:
پژوهشنامه معارف حسینی سال هفتم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۲۷
129 - 130
بررسی و ارزش گذاری کاربست تضییق مفهومی در واژه ضرب در تفاسیر با محوریت آیه 34 سوره نساء(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های قرآن و حدیث سال ۵۴ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱
247 - 225
حوزههای تخصصی:
از جمله شاخه های مطالعاتی حوزه معناشناسی، بحث «تحوّل معنایی واژگان» در قرآن کریم است که به معنای توجه به تغییرات ایجاد شده در معنا و مفهوم برخی واژگان در قرآن و پیشینه معنایی آن در دوران پیش از نزول یعنی در عصر جاهلی است. تضییق مفهومی به عنوان یکی از این تحولات معنایی، به معنای آن است که ﺗﻌﺪاد اﺷﯿﺎﺋﯽ ﮐﻪ ﯾﮏ واژه ﺑﺮ آن دﻻﻟﺖ ﻣﯽﮐﻨﺪ با گذشت زمان و تحول جریانات رو ﺑﻪ ﮐﺎﺳﺘﯽ ﻧﻬﺎده، و ﯾﮏ واژه، دریک معنا منحصر شده اﺳﺖ. این اصل آن هنگام که برای بررسی واژه ای در همان هنگام نزول اعمال شود، امری طبیعی و بدون نقد است. اما تضییق مفهوم یا معنا در قرآن هنگامی از مدار صحت خارج می شود که میان نزول قرآن و تفسیر آن فاصله بسیاری قرار گرفته باشد و مفسران بخواهند براساس تضییق مفهومی که برای یک واژه در عصر تفسیر رخ داده، کلام را تفسیر و معنا کنند. برخی از واژگان قرآن مانند ضرب در آیه 34 نساء از این سرنوشت برخوردار بوده است. هنگامه نزول قرآن این واژه از معانی بسیار متعدد برخوردار بود که یکی از معانی شایع آن نکاح بود. اما پس از چند قرن مفسران که بیشتر و اولین آن ها غیرعرب زبان بودند، مفهوم گسترده ضرب را در کتک زدن حصر نموده و پس از آن در پی توجیهات متعدد در تفسیر آیه برآمدند. این پژوهش برآن است تا با بررسی معناشناسانه این واژه و تبیین معانی گسترده ضرب و تمرکز بر معنای نکاح برای آن تفسیری نو از آیه ارائه دهد و با ادله ها و مستندات دیگر آن را تحکیم بخشد.
مسئله شر به روایت شِکَند گُمانیگ وِزار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادیان و عرفان سال ۵۵ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱
62 - 47
حوزههای تخصصی:
مسئله شر از پرسش های دیرینه بشر است. چرا خداوند، یا وجودی که خالق گیتی است، برای زدودن رنج های بشر کاری انجام نمی دهد؟ در ادیان غیر توحیدی مسئله شر به دلیل ماهیت ویژه و غالباً شرورانه ایزدان چندان مطرح نمی شود. اما با رشد اندیشه بشری این موضوع به صورت ملموس تری برای انسان مطرح شد. یکی از جالب ترین پاسخ ها در این باره در دین زردشتی دیده می شود. به روایت شِکَند گُمانیگ وِزار ، همه رنج های آدمی از جانب اهریمن است و اورمزد فقط آفریننده نیکی هاست و انسان را آفریده تا در نبردی مشترک با اهریمن، او را نابود و جهان را دگر بار پاک سازند و به رنج های بشر پایان دهند. در این دین اهریمن خاستگاه مستقلی دارد و هیچ یک از آلام انسان را نمی توان به اورمزد نسبت داد، که البته او نیز به سبب نیاز به آفریده هایش و برخی ویژگی های دیگر قادر مطلق به شمار نمی رود.
وجوه اجتماعی- سیاسی امر کرامت در معرفت قرآنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه معارف قرآنی (آفاق دین) سال سیزدهم پاییز ۱۴۰۱شماره ۵۰
119 - 144
حوزههای تخصصی:
با توجه به جایگاه امر کرامت در سیاست قرآنی، هدف از مقاله حاضر شرح وجوه اجتماعی –سیاسی مفهوم کرامت است. زیرا مقوله بنیادین کرامت به عنوان نظریه شناسایی و مح ور حق وق اصیل انسانی- اجتماعی هم جاذب فضایل والای انسانی و اجتماعی بوده و هم نافی ضلالت اخلاقی وجهالت عقلی برای فرد و جامعه خواهد بود. لذا این مقاله در پاسخ به این سوال که: وجوه اجتماعی –سیاسی کرامت درمعرفت قرآنی چیست؟ این فرضیه را باروش کیفی وبارویکرد تفسیری مطرح می نماید که مهم ترین وجوه اجتماعی- سیاسی امر کرامت در قرآن مبتنی بر عقلانیت تعالی محور (جمع عقل و ایمان الهی )، عدالت فراگیر وارتقاء آزادی های مشروع است. ارزش مقاله نیز فهم شبکه معانی کرامت قرآنی در ساحت اجتماعی –سیاسی وتبعات مثبت اجتماعی–سیاسی آن است. همچنین استنتاج یافته ها نشان می دهد که باورِ صادقانهِ کارگزاران جامعه دینی به کرامت اجتماعی–سیاسی مردم به تسهیل احیاء متقابل حقوق اجتماعی_ سیاسی مردم و دولت در منظومه شرع و عقل و عرف منجرخواهد شد، به گونه ای که ارتقاء وجوه اجتماعی –سیاسی کرامت برآمده از قرآن بر افزایش عزتمندی دین، همراهی مسوولانه مردم و دولت و همچنین پیشرفت فراگیر نظام سیاسی اثر گذارخواهد بود وعدم توجه به آن نیز خشونت و بی نظمی اجتماعی - سیاسی رابه همراه خواهد داشت.
انتخاب الأزواج وتشکیل الأسره عبر شبکات التواصل الاجتماعیّ (رؤیه شرعیّه اجتماعیّه توعویّه)
منبع:
المصطفی المجلد ۲ خریف و شتاء ۲۰۲۲ العدد ۳ (ملفّ العدد: الدین و الدیانة فی المجال الافتراضی)
297 - 332
حوزههای تخصصی:
یعتبر اختیار شریک الحیاه مسأله فی غایه الأهمیّه؛ لما له من أثر کبیر على حیاه الفرد والأسره والمجتمع، وکان هناک طرق وتقالید متعارفه لانتخاب شریک الحیاه أقرّها الشرع واعتمدتها المجتمعات الأسریّه، ولکن عند ظهور شبکات التواصل الاجتماعیّ انتشر التعارف واختیار شریک الحیاه الزوجیه عبر هذه الوسائل من دون مراعاه الاعتبارات العرفیّه والشرعیّه؛ لذلک فإنّ المقال یعنى بالحدیث حول تقییم اختیار الشریک عبر شبکات التواصل الاجتماعیّ، من خلال البحث فی طرق اختیار شریک الحیاه الزوجیّه وعرض صفات الزوج والزوجه المرجحه شرعًا، وتقدیم الرؤیه الشرعیه حول حکم المحادثات والعلاقات التی تتمّ عبر شبکات التواصل الاجتماعیّ - مضافًا إلى الحدیث حول الآثار السلبیّه التی نتجت عن الزواج (الإلکترونی) - أو عبر المجال الافتراضی، حیث کانت ضحیته الفتیات باعتبارها الحلقه الأضعف، وتمّ بحث کل ذلک وفق المنهج الوصفیّ التحلیلیّ الاستدلالیّ.
«الهیات تطبیقی» و «الهیات ادیان»؛ الهیات رقیب یا مکمّل؟(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه کلام سال ۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۷
71 - 100
حوزههای تخصصی:
مواجهه الهیات های ادیان با یکدیگر، مسئله ای است که در تعاملات بین ادیانی، سبب ظهور رویکردها و موضع گیری های خاص در دل الهیات شده است. الهیات ادیان و الهیات تطبیقی دو نوع از این رویکردهای الهیاتی هستند. این پژوهش در صدد بررسی، مقایسه و تحلیل نوع مواجهه الهیاتی با «دیگری دینی» متناسب با هر یک از این دو الهیات است و چرایی ظهور الهیات تطبیقی با وجود الهیات ادیان را مورد واکاوی قرار می دهد. حاصل آنکه تفاوت ها و شباهت هایی میان این دو الهیات در مواجهه با دیگری دینی وجود دارد و بر این نکته تأکید می شود که الهیات تطبیقی امتیازاتی نسبت به الهیات ادیان در چگونگی تعامل با سایر ادیان دارد. الهیات ادیان با رویکرد سه گانه سنتی خود همچنان درگیر مسئله صدق و نجات است، اما الهیات تطبیقی از این مسئله گذر کرده و گامی فراتر از الهیات ادیان به قصد فهم الهیات دین دیگر به هدف بازخوانی و تعمق بیشتر نسبت به فهم خود از دین خویش برداشته است
نشانه ای از نقاب نمایش های یونان باستان در کتاب «اساس الاقتباس»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در کتاب اساس الاقتباس ، مانند اغلب کتاب های منطق در فرهنگ اسلامی، بخشی به فن شعر اختصاص دارد. این کتاب ها عمدتاً مبتنی بر آثار ارسطوست و بنابراین، مطالب بخش شعر آنها بیشتر برگرفته از کتاب بوطیقا ی این فیلسوف است؛ اما جریان ترجمه (از یونانی به سریانی و از سریانی به عربی و از این زبان به فارسی) و شرح و تلخیص آنها، به اضافه ناآشنایی مترجمان و شارحان با موضوع متن (شعر نمایشی یونان باستان)، مطالب برگرفته از بوطیقا را غریب و گاه مغلوط کرده است. کلمه «شحنه» در بخش فن شعر اساس الاقتباس تصحیف «سحنه»، به معنی حالت و رنگ چهره، است و آن نیز ترجمه ای نادرست از کلمه «پرُسوپُن» یونانی، به معنی نقاب نمایش، است. همچنین عبارت «اخذ به وجوه» در این متن ترجمه ای نادرست از «هوپُکریسیس» یونانی، به معنی نقش بازی کردن، است و صیغه فاعلی این کلمه، «هوپُکریتیس»، به معنی بازیگر نمایش است. ازآنجاکه بازیگران نمایش در یونان باستان همواره نقاب می زده اند، احتمالاً این عبارت نیز با نقاب نمایش ارتباط دارد. این هر دو اصطلاح از کتاب شفا ی ابن سینا به اساس الاقتباس راه یافته است.
اهداف تصویرپردازی تشبیهات قرآن در ساحت های سه گانه انسان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تصویرپردازی ازجمله فنون ابداع و انتقال معناست و یکی از قوی ترین قالب های ساخت این تصاویر در قرآن، تشبیه است. با وجود اینکه برداشت معنایی از تشبیهات قرآنی سخت تر از خطاب های مطابقی ساده است، مشاهده می شود در قرآن از این قالب به وفور استفاده شده است. برای پاسخ به چرایی این امر، یعنی هدف خداوند از تصویرپردازی این تشبیهات، باید هدف نهایی نزول قرآن را در نظر گرفت؛ یعنی انسان سازی در همه ساحات وجود آن. با توجه به اینکه فهم این اهداف مبتنی بر فهم دقیق تشبیه به کار رفته و ارکان آن، در این پژوهش ابتدا تشبیهات به طور دقیق، تحلیل سپس اهداف آن استنباط می شوند. بر این اساس، مقاله حاضر، تحقیقی بنیادی نظری و اکتشافی خواهد بود و روش تحقیق نیز توصیفی تحلیلی است. در بیان ضرورت چنین پژوهشی، علاوه بر اینکه عدم درک معانی و اهداف این آیات، مخل رسیدن به هدف هدایت گری قرآن است، باید در نظر داشت تاکنون با چنین نگرشی، تصویرپردازی تشبیهات قرآن تحلیل نشده است. از بین ساحات سه گانه انسان، تشبیهات قرآنی، کنش های انسانی را به صورت مستقیم هدف قرار نداده است، بلکه بینش ها و گرایش ها (باورها، خلقیات و احساسات) را مدنظر قرار داده است؛ بنابراین، اهداف خداوند از این تصویرپردازی ها در ایجاد، اصلاح و تکمیل این دو ساحت برشمرده می شود.
نقش مقولات در فلسفه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینه معرفت سال ۲۲ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴ (پیاپی ۷۳)
25 - 46
حوزههای تخصصی:
مقولات ابزار ذهن ما برای شناخت حقایق اطراف است. بشر اشیای خارجی یا مفاهیم ناظر به آن ها را ذیل یکی از مقولات قرار داده است و فهم می کند. اما میزان صدق مقولات بر تمام واقعیات خارجی و تمام حقایق هستی هنوز به درستی مشخص نیست. آنچه در آرای برخی فلاسفه مشاء دیده می شود این است که مقولات و پیرو آن انواعی که ذیل آنها ایجاد می شود نقش تعیین کننده در تعین نوعی موجودات دارند و صرفاً ابزار طبقه بندی موجودات در ذهن انسان نیستند. در این میان ملاصدرا دیدگاه متفاوتی از مقولات را در آراء خود نشان می دهد و آن ها را محدود به حوزه اعتباری ماهیات می داند. بدیهی است زمانی که اصالت را از آن وجود و نه ماهیات بدانیم تمام اعتبارات و قوانین حاکم بر ماهیت نیز غیر واقعی و اعتباری خواهند شد. بنابرین ما در فلسفه ملاصدرا مجبور به تابعیت از مقوله و ملزم به مقوله بندی نیستیم و می توانیم ادعا کنیم که در فلسفه ملاصدرا اهمیت و محوریت مقولات به عنوان امر محوری در تعین نوعی موجودات از بین می رود و یک موجود می تواند از نوعی به نوع دیگر و از مقوله ای به مقوله دیگر تغییر ماهیت بدهد بدون اینکه امر محالی لازم بیاید. در این مقاله، ابتدا به نحو اجمالی به ذکر نمونه ها و مواردی اشاره خواهیم کرد که نشان دهنده استثناهایی در مورد شمول و جامعیت مقولات در لابلای آراء فلاسفه گوناگون است. خارج بودن نمونه هایی از حقایق از حیطه مقولات و مناقشه بر سر عدد کلی مقولات نمونه هایی از این دست است. پس از آن سعی شده، نکته پیش گفته به همراه مثال هایی از آثار ملاصدرا بیان شود. در نهایت به بررسی مقولات و جایگاه آن در نظام اصالت وجودی پرداخته خواهد شد. بدیهی است که بررسی چنین مسائلی نیازمند تحلیل، استخراج و استنباط از آراء فیلسوف است و در این مقال نیز مقصد و منظور پژوهشگران لزوماً جویا شدن شواهد صریح متنی دال بر این موضوع نیست. لیکن استفاده از متن در جهت توضیح مقصود امری اجتناب ناپذیر است.
بایسته ها و ویژگی های مشترک ادیان الهی از منظر آیت الله العظمی خامنه ای (مدظلّه العالی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ازجمله موضوعات مورد تأکید دین مبین اسلام، مسأله وحدت و هم دلی میان پیروان ادیان الهی است. این مسأله که امروزه ازجمله دغدغه های اصلی رهبران دینی و اندیشمندان جوامع بشری است، به صورتی ویژه و با چهارچوبی خاص در کلام رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران، حضرت آیت الله خامنه ای مورد تأکید قرار گرفته است. از آنجا که نخستین گام به منظور دست یابی به یک وفاق عمومی مبتنی بر آموزه های آسمانی، ترسیم دقیق بایسته ها و ویژگی های مشترک پیروان ادیان الهی است تا از این رهگذر بتوان اصول اساسی مورد اتفاق و مجموعه وظایف پیروان نسبت به همدیگر را ترسیم کرد، از این رو در این مقاله تلاش شده مهم ترین ویژگی های مشترک پیروان ادیان الهی به مثابه بایسته هایی که می بایست توسط همه پیروان رعایت شود را از دیدگاه آیت الله خامنه ای کشف و شناسایی نموده و بایدها و نبایدهای لازم به منظور نیل به وحدت و صلح جهانی را تبیین کنیم. در این پژوهش از روش «تحلیل مضمون» برای استخراج بیانات و کدگذاری آن ها استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران در مجموعه بیانات خود به ترسیم شش اصل مهم و ضروری مشترک برای همه پیروان ادیان الهی پرداخته اند که به ترتیب اولویّت و اهمیت عبارت اند از: اقامه عدل و مبارزه با ظلم، پیروی از تعالیم دینی و اعتقاد به معنویت، اعتقاد به ارزش های انسانی و احترام به مقدسات دیگران، حمایت از پیروان دیگر ادیان الهی، اعتقاد به ظهور منجی و گفت وگو برای تفاهم.
رهیافتی به مفهوم «باطل» و کاربست آن در اندیشه اجتماعی آیت الله خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوه نامه فقه و علوم اسلامی دوره ۱ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۳
125 - 140
حوزههای تخصصی:
در مطالعات قرآنی حضرت آیت الله خامنه ای، «مفاهیم و اصطلاحاتِ» قرآن از جایگاه تعیین کننده ای در تکمیل فرایند تدبّر قرآنی برخوردار هستند. در این نگرش قرآنی، بازشناسی سامانه زبانی قرآن کریم تا حدّ زیادی به مفهوم شناسی اصطلاحات قرآن وابسته می باشد. بر این اساس تحلیل های معناشناسانه آیت الله خامنه ای از اصطلاحات قرآنی، ضرورت می یابد. اصطلاح پردامنه «باطل» یکی از مفاهیمی است که در مطالعات قرآنی ایشان، مورد بازشناسی قرار گرفته است. تبیین روش آیت الله خامنه ای در معناشناسی اصطلاح «باطل» و بررسی ادله ایشان در بازشناخت این مفهوم، مسئله ای است که این تحقیق با استفاده از روش تحلیلی توصیفی درصدد پاسخ به آن است. یافته های تحقیق حاکی از این است که روش آیت الله خامنه ای در بررسی اصطلاحات، مبتنی بر هویّت جمعی قرآن است. در این روش، جمع آیات قرآن حاوی دلالت های معناشناختی می باشد و لذا متن قرآن کریم پایه ای ترین منبع برای تبیین اصطلاحات خود قلمداد می شود. «باطل» در منظومه معارفی قرآن، مفهوم معارض «حقّ» و به معنای «ما لاوقوعَ له» می باشد و آنچه اصحاب لغت و مفسرین در معنای باطل بیان نموده اند، اغلب یا بیان معانی اعتباری است که در تطوّر تاریخی شکل گرفته اند یا از باب بیان مصداق است. بر این اساس، باطل فاقد هویّت مستقلی است و صرفاً در نبود حقّ، جلوه می کند. دلالت های مفهومی در این موضوع، موجب خلق گزاره های راهبردی در سه عرصه کلان فرهنگی، سیاسی و اجتماعی توسط آیت الله خامنه ای شده است. مبادی ارزش شناختی این بحث در عرصه اجتماعی، نظریه های «پیشرفت»، «مقاومت» و «قدرت» را در اندیشه سیاسی اجتماعی آیت الله خامنه ای پشتیبانی می کند و بر نقش مرجعیّت معرفتی قرآن در نوع حکمرانی ایشان تأکید می نماید.
بررسی و تحلیل وجوه ادبی در تفسیر قرآن (نمونه موردی: تفسیر القرآن العظیم ابن کثیر)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۳ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۵۲
107 - 128
حوزههای تخصصی:
منابع ادبی به عنوان یکی از منابع تفسیر نقش بسزایی در فهم درست از آیات دارند و مقصود از آن، واژگان و متون ادبیات عرب است که یاری گر مفسّر در فهم معنای لغوی، ساختار نحوی و بلاغی آیات است و جایگاه متقدمی نسبت به سایر منابع دارند؛ زیرا بدون فهم واژگان و ساختار ادبی قرآنی، اولین مرحله ی فهم شکل نمی گیرد. ابن کثیر مورخ ، مفسّر و محدّث شافعى قرن هشتم، صاحب «تفسیر القرآن العظیم « است که ضمن تفسیر نقلی آیات، در موارد بسیاری از داشته های ادبی خود نیز بهره گرفته است. نگارنده در صدد است با روش توصیفی- تحلیلی، میزان و چگونگی بهره برداری مفسر از وجوه ادبی(صرف و نحو، بلاغت و مفاهیم ادبی) در تبیین آیات را مورد بررسی قرار دهد. نتیجه ی پژوهش نشان داده که وی، وجوه ادبی را در قالب بیان آراء مستقل با استناد به شواهد شعری معتبر و یا نقد آراء ادبی دیگر علماء یا نقل قول مستقیم آراء پرداخته است.
واکاوی معنا و ترجمه عبارت «ألقی الألواح» در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عدم توجه به معنای دقیق و بار معنایی خاص واژگان قرآنی که در سیاق های مختلف بر آن ها حمل شده است، می تواند موجب کج فهمی و خلل در کشف معنای مقصود از آیات قرآن کریم گردد. همین مسئله در عبارت قرآنی ﴿ وَأَلْقَی الْأَلْوَاحَ ﴾ در سوره (اعراف/ 105) موجب گردیده تا بسیاری از مفسران و مترجمان قرآنی، بدون توجه کافی به معنای اصلی آن، مفهوم خشونت و عصیانگری را از رفتار و شخصیت حضرت موسی (ع) بازتاب دهند که تضادی آشکار با عصمت انبیای الهی دارد و برخی با تأسی و تأثیرپذیری از اسرائیلیات، وی را اساساً پیامبری غیر حلیم و خشمناک معرفی کرده اند. پژوهش حاضر با روش توصیفی – تحلیلی و با بهره گیری از کتب لغت و تفاسیر در صدد برآمده است که معنای صحیح این عبارت قرآنی را کشف کند و شبهه بی اعتنایی و بی مبالاتی نبی خدا در برخورد با فرمان های الهی را بزداید. نتیجه اینکه بررسی اصل معنایی ماده «لقی» بیانگر معنایی غیر از (انداختن) است و همچنین صحیح نیست که معنای حاصل از رفتن آن به باب إفعال «ألقی»، در همه موارد به (انداختن) تفسیر شود. عبارت ﴿ أَلْقَی الْأَلْوَاحَ ﴾ در حالت استعمال حقیقی به معنای «نهادن یا افکندن الواح»، یعنی حرکت دادن آن از بالا به پایین است به نحوی که مستلزم اهانت نباشد و در حالت استعمال کنایی به معنای «منصرف شدن از تبیین فرمان های الواح مقدس» است. امکان جمع هر دو معنا با هم در ترجمه مناسب وجود دارد. بسیاری از مترجمان قرآن کریم در ارائه معنای صحیح این عبارت موفق نبوده اند.