فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۸۱ تا ۴۰۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
حوزههای تخصصی:
نظریه جسمانیه الحدوث و روحانیه البقاء، دیدگاهی بنیادین درباره نفس است؛ به همین دلیل فهم نادرست معنای حدوث جسمانی نفس، پاسخ به تمامی مسائل مرتبط با نفس را تحت الشعاع قرار می دهد. با مطالعه آثار شارحان ملاصدرا و فیلسوفان نوصدرایی، دو تفسیر متفاوت و متقابل از نظریه حدوث جسمانی نفسِ ملاصدرا، مشاهده می شود. این دو تفسیر عبارت اند از: 1. نفس در هنگام حدوث جسم است و 2. نفس در هنگام حدوث وابستگی به جسم دارد. هدف پژوهش حاضر روشن ساختن این مطلب است که بر اساس منظومه فلسفه صدرایی کدام یک از این دو تفسیر صحیح بوده و منظور ملاصدرا از حدوث جسمانی نفس، کدام یک از این دو تفسیر است. روش این تحقیق توصیفی-تحلیلی و نیز برهانی بوده و سعی شده است از طریق تحلیل متون و توجه به منظومه فلسفه صدرایی دیدگاه اصلی ملاصدرا تبیین گردد. یافته های پژوهش گویای آن هستند که خوانش صحیح از نظریه حدوث جسمانی نفس، این است که نفس در زمان حدوث جسم است نه اینکه در هنگام حدوث صرفا وابستگی به جسم داشته باشد.
ملامح الصراعات الوجودية في روايات مصطفي محمود «رواية المستحيل نموذجاً»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات فی السردانیة العربیة جلد ۷ الخریف ۱۴۴۶ شماره ۱۸
119 - 139
حوزههای تخصصی:
ظهرت الفلسفه الوجودیه نتیجه الحربین العالمیتین التی خلفتا الظلام، والشک للجمیع. حاولت هذه المدرسه أن تضئ العالم بالرجوع إلی الفرد، وقدراته، فهذا هو معنی أسبقیه الوجود علی الماهیه؛ فالمرء لدیه الحریه فی اتخاذ الخیارات، وبناء کیانه المنفرد. ولم یقتصر عمل الوجودیین علی میدان الفکر، والفلسفه؛ بل ارتبط بالعمل الروائی، والقصصی منذ بدایته، وکان مصطفی محمود له مساهمات فکریه وفلسفیه واسعه فی أدبه. بناء علی هذا یحاول البحث أن یدرس روایه "المستحیل" لمصطفی محمود وفق المذهب الوجودی، مستخدماً المنهج الوصفی التحلیلی الفلسفی. تظهر النتائج أنّ أهم الصراعات الوجودیه کانت حاضره فی روایه "المستحیل"؛ فقد ظهر القلق فی مغامرات شخصیات الروایه. فکانت محاولات "حلمی" و "فاطمه" تتمثل فی الهروب من القلق بالنسیان، والقمار، والعلاقات الجنسیه، فمرجع القلق کان فی القرارات الشخصیه، والرغبات المتعدده عند البطلین. وأما الحریه فظهرت بصورتین متناقضتین، صوره السلطه الأبویه متجذره فی مجتمع الروایه، والرؤیه المتحرره الواقفه ضد الأعراف، والقوانین السائده. ومن غیاب الحریه کان مولد الاغتراب، ورتابه البطل، وکسله. فهناک إرتباطاً وثیقاً بین الثقه بالنفس، وإنعدام المشاعر الشفافه، واللامعیاریه، والشذوذ عن المجتمع، واخلاقه، وانفصال الفرد، واغترابه عن نفسه، وعن المجتمع. وکذلک ظهرت علاقه الأنا والآخر بصوره جدلیه زاخره بالمشاحنات، والصراعات المتواصله فی الأسره داخل مجتمع الروایه، ففشل هذه العلاقات کان نتیجه سلب ذات الآخر، والسیطره علیه من قبل الطرفین.
واکاوای و مأخذشناسی ردیه های بر کتاب فصل الخطاب محدث نوری در عدم تحریف قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۲
51 - 68
حوزههای تخصصی:
جنجالی ترین کتاب قرآنی دو قرن اخیر، که احتمال حذف و تغییر در مصحفِ عثمانى را صحیح و قوی دانسته است، کتاب فَصْلُ الْخِطاب فی تَحریفِ کِتابِ رَبّ الْاَرباب میرزا حسین نوری است. وی در این کتاب، دلایل متعددی بر تحریفِ حذفی قرآن ارائه نموده است. با توجه به اهمیت شخصیت محدث نوری و تأثیرگذاری کتاب وی در مناقشات کلامی میان شیعه و اهل سنت، مناسب است که در پژوهشی، ردیه هایی که بر کتاب فصل الخطاب نوشته شده، معرفی و مورد توجه قرار گیرند. بنابراین، لازم است تا به وسیله این پژوهش دانسته شود: چه ردیه هایی تا کنون بر کتاب فصل الخطاب نگاشته شده اند؟ وضعیت این ردیه ها در دوره های مختلف، یعنی دوره حیات مؤلف و پس از آن، چگونه بوده است؟ و چه نتیجه ای از حجم ردیه ها به نسبت این دوره ها می توان گرفت؟ پس از بررسی منابع و مأخذشناسی آثار مرتبط، مشخص شد که، بیشتر حجم ردیه های بر کتاب فصل الخطاب، آثار و نوشته های معاصر می باشند؛ یعنی پس از دوره حیات مؤلف تألیف و یا منتشر شده اند. در تحلیل این وضعیت به نظر می رسد که جو غالب حوزه های علمیه و علمای عصر محدث نوری و سرآمد آنها، میرزای بزرگ شیرازی، موافق محتوای کتاب فصل الخطاب و نظریه تحریف قرآن بوده اند؛ و به همین دلیل، ردیه های بسیار اندکی در سه دهه حیات مؤلف پس از تألیف کتاب، بر فصل الخطاب نگارش یافته است
تبیین چیستی و چگونگی تجربه های نزدیک به مرگ در پرتو فلسفه صدرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه دینی دوره ۲۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۹۴
79 - 93
حوزههای تخصصی:
تجربه نزدیک به مرگ از مسائلی است که اخیراً جذابیت عمومی پیدا نموده و از طرفی دغدغه هایی را در جامعه علمی ایجاد کرده است. تاکنون با مبانی مختلف، تبیین های گوناگونی از آن صورت گرفته است. مقاله حاضر با تکیه بر فلسفه صدرایی و با استفاده از روش توصیفی_تحلیلی در تلاش برای ارائه تبیینی فلسفی از چیستی و چگونگی این تجربه ها است. نتیجه تحقیق با توجه به برخورداربودن انسان از ساحت مثالی تجردی در کنار ساحت جسمانی، این است که افراد تجربه گر، با قطع یا کاهش علقه یا توجه کمتر به بدن مادی، بر مرتبه مثالی و خیالی متصل خود متمرکز شده اند و اموری را ادراک کرده اند. این افراد در صورت رهایی از ویژگی های خیال و مثال متصل، همانند: الف) مخزن و ارائه دهنده صور حسی بودن، ب) صورت ساز بودن، ج) محل جولان شیطان بودن، به عالم مثال منفصل، منتقل می شوند و اموری از آن عالم را درک می کنند. با توجه به نادر بودن افراد توانمند جهت رهایی از قوه خیال، آنچه عموم مشاهده گران تجربیات نزدیک به مرگ درک کرده اند، در مرتبه خیال و مثال متصل آن ها بوده است. آنچه تجربه گران در مثال متصل یا منفصل از امور نامتعارف دیده، شنیده، لمس کرده، چشیده یا بوییده اند، همگی با کمک حواس باطنی ایشان بوده است. براساس نقش مستقیم نفس در ادراک، کسی که به تجرد مثالی برسد، دنیای مادی را هم می تواند ببیند، بلکه بهتر ببیند.
نگاه انتقادی به ظرفیت استنباطی علم کلام و ضرورت تأسیس علم مستقل برای استنباط معارف اعتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه دینی دوره ۲۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۵
87 - 100
حوزههای تخصصی:
در دین اسلام، معارف ارزشمندی در زمینه اعتقادات ارائه شده است که بهره گیری از آن ها نیازمند استنباط صحیح از متون دینی است. علم کلام، دانش مسئول معارف اعتقادی در جهان اسلام است. سؤال این است که ظرفیت استنباطی علم کلام چه میزان است؟ و آیا علم کلام می تواند در این زمینه موفق باشد؟ این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی در پی پاسخ به این سؤال است. هر ظرفیتی که یک علم دارد، ناشی از مؤلفه های تشکیل دهنده و عناصر آن است. مؤلفه های تشکیل دهنده علم کلام، شامل مسائل، قواعد، منابع، مبادی و روش های آن، متناسب با هدف دفاع از معارف اعتقادی، انتخاب و تدوین شده اند و ظرفیت استنباط محدودی دارند. تغییر هدف علم کلام و یا افزودن هدف استنباط ممکن نیست؛ زیرا مؤلفه های تشکیل دهنده علم کلام که ماهیت آن را تشکیل می دهند، با اهداف متباین با هدف اولیه که دفاع است، سازگاری ندارند. زمانی که دو هدف تا حدی متفاوت باشند که مسائل، قواعد، منابع و شیوه های استدلال متفاوتی را اقتضا کنند، لازم است برای هر هدف، علم جداگانه ای تأسیس شود. علم کلام ظرفیت مناسبی برای دفاع از معارف دارد؛ اما برای استنباط معارف اعتقادی، لازم است علمی مستقل شکل گیرد و منابع، مسائل، قواعد و شیوه های مناسب برای تحقّق این هدف، انتخاب و تدوین گردند.
واکاوی روایات طیف مفضل بن عمر در کتاب کافی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حدیث پژوهی سال ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۳
343 - 372
حوزههای تخصصی:
مفضل بن عمر جعفی یکی از یاران امام صادق و امام کاظم n است که نام او در سلسله اسناد کتاب کافی 95 بار آمده است. او جزو آن دسته از راویانی است که مضامین خاصی با موضوع جایگاه والای امام در عالم خلقت، علم فراگیر امام به کائنات، خلقت نوری ائمه و احادیث مربوط به عالم ذرّ را روایت کرده است. در این نوشتار طیف مفضل بن عمر به عنوان دسته ای از راویان معرفی می شوند که ناقل مضامین فوق و دارای روابط استاد و شاگردی بوده و ازسوی رجالیان متقدم به غلو متهم شده باشند. در این نوشتار مرویات و اسانید روایات طیف مفضل بن عمر در کتاب کافی با هدف شناخت حلقه وصل این طیف به کلینی، به روش توصیفی تحلیلی بررسی شده و این نتیجه حاصل شد که محمد بن یحیی عطار به واسطه احمد بن محمد بن عیسی اشعری بیشترین نقش را در انتقال مرویات طیف مفضل به کتاب کافی داشته اند. با توجه به وثاقت و جلالت قدر این دو نفر، تصور غالی انگارانه از روایات طیف مفضل در کتاب کافی مشکل خواهد بود.
بررسی تحلیلی مبانی و قواعد فلسفی مستفاد از دعای اول صحیفه سجادیه بر اساس مبانی حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت صدرایی سال ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۶)
121 - 138
حوزههای تخصصی:
امام سجاد (ع) در دعای اول صحیفه سجادیه به حمد و ثنای الهی می پردازند و مضامین معرفتی بسیار بلندی را درباره خداوند متعال بیان می کنند. محتوای معارف به کار رفته در این دعا بر مبانی و قواعد عقلی و فلسفی مهمی استوار شده است. در جستار حاضر با شیوه توصیفی - تحلیلی و با رویکرد فلسفی تلاش شده است تا مبانی و قواعد فلسفی مرتبط با مباحث خداشناسی استخراج و تحلیل گردد. یافته های تحقیق حکایت از آن دارد که در دعای نخست صحیفه سجادیه، هفت مبنا و قاعده فلسفی مرتبط با خداشناسی به کار رفته است که عبارتند از: «نبود آغاز و پایان زمانی برای خداوند متعال، امتناع رویت خدا با چشم سر، امتناع شناخت کنه ذات خداوند، متعال، عدم الگوی پیشین در آفرینش خداوند، غایت الغایات بودن خداوند متعال، عین فقر و ربط بودن موجودات به خداوند متعال و احاطه علمی خداوند متعال به همه موجودات». در پایان این نتیجه به دست آمده است که با تحلیل دقیق متون روایی و ادعیه مأثوره معتبر، می توان بسیاری از مبانی و قواعد فلسفی را مستندسازی و اعتبارسنجی نمود و از این رهگذر، اعتبار مبانی و قواعد فلسفی مبرهن را بیش از پیش نمایان ساخت. افزون بر این، بدین وسیله، نادرستی سخن افرادی که فلسفه اسلامی را تکرار فلسفه یونان می دانند و آن را با متون وحیانی ناسازگار میپندارند، بیش از پیش آشکار می شود.
مسئله شرور و محدودیت های معرفت بشری ما(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نقد و نظر سال ۲۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۱۷)
7 - 39
حوزههای تخصصی:
در باب مسئله شر، مهم ترین چالش پیشِ روی ما محدودیت معرفت بشری در فهم ابعاد پیچیده آن است. دلیل وجود این چالش، اهمیت نقش پررنگ خدا در ایجاد یا مشارکت او در تحقق برخی شرور است؛ درحالی که انسان در شناخت هدف و نحوه دخالت الهی، توان معرفتی لازم را ندارد؛ ولی خداوند قادر و عالم مطلق است. پس محدودیت معرفت بشری مانع از شناخت دقیق و همه جانبه ابعاد پیچیده شروری است که در زندگی خود، با آنها مواجه هستیم. برخی متفکران از این ویژگی، با عنوان رویکرد خداباوری شکاکانه تعبیر کرده اند. برخی با تمسک به این رویکرد، تلاش دارند دلیل خداناباوران را در رد وجود خدا به دلیل نیافتن توجیه های منطقی برای شرور جهان، به ویژه شرور گزاف، به طور جدی، به نقد و رفع ادله خداناباوران در باب رد وجود خدا بپردازند؛ با این استدلال که محدودیت معرفتی ما در نیافتن دلایل خدا در ایجاد برخی شرور، دلیل بر وجودنداشتن چنین دلایل موجهی برای خدا نیست. در این تحقیق، به روش تحلیل محتوا نشان داده می شود که اگرچه تأکید بر محدودیت معرفتی ما در فهم مسئله شر تا حدودی در نقض دلایل خداناباوری موفق است؛ اما تأکید بیش از حد، بر شکاکیت معرفتی انسان درباره نحوه دخالت خدا، سبب شکاکیت معرفتی عام می شود. راهکار پیشنهادی، توجه به قابلیت های معرفتی انسان از انواع مختلف، توجه به اهمیت خدایِ دارای صفات مطلق و استفاده از آنها برای پاسخگویی به مسئله شر است.
کنش گفتاری اندیشه های ایرانشهری عنصرالمعالی بر اساس دیدگاه آستین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۹)
371 - 388
حوزههای تخصصی:
استفاده از نظریههای زبانشناسی در تحلیل آثار ادبی میتواند تمهیدات مناسبی را در اختیار محققان قرار دهد. نظریهی کنش گفتاری به عنوان یک نظریهی کاربرد شناسانه، گفتار را یک کنش اجتماعی و ارتباطی میداند و با بررسی زبان در بافت، در پی کشف زوایای پنهان معانی است.در این مقاله که با استفاده از منابع کتابخانه ای و به روش تحلیل محتوا انجام گرفته، سعی شده است مختصات و مولفه های اندیشه ی ایرانشهری عنصر المعالی در قابوس نامه، از دیدگاه کنش های گفتاری جان لانگشاو آستین مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد تا تحلیلی قوی تر از اندیشه ی وی، به دست آید. یافته های پژوهش دلالت بر این دارد که عنصر المعالی اندیشه های ایرانشهری را صرفا در معنای تحت اللفظی آن مطرح نمی کند، بلکه هدف او کنش تاثیری در مخاطب است. به واقع، قصد عنصرالمعالی از بیان و نوشتن مختصات و مولفههای اندیشهی ایرانشهری، ابلاغ و انشای پند، نظر و حکم خود است. گویی عنصرالمعالی خود را موظف میداند با نوشتن و تدوین قابوسنامه، عملی را انجام دهد و بالاخره اینکه زبانِ عنصرالمعالی آن اندازه که کاری را انجام می دهد، به روشنی آن را بیان نمیکند.
تبیینی از معضلات اجتماعی برآمده ازکاستی های قانون داوری در طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۱)
251 - 270
حوزههای تخصصی:
در صورت بروز نشانه های اختلاف بین زوجین لازم است دولت با تشکیل یک نهاد صلح خانوادگی، ماده نزاع را قلع و بین زوجین صلح ایجاد نماید و در حقوق ایران به این نهاد، داوری اطلاق می شود. داوری طلاق در ایران، به عنوان یکی از ابزارهای مهم حل و فصل اختلافات زوجین، نقشی حیاتی در کاهش بار دادگاه ها و تسهیل روند طلاق ایفا می کند.با این حال، فرآیند داوری با چالش های متعددی در سطوح قانونی و اخلاقی روبرو است که این امر می تواند تاثیر منفی بر عدالت و کارایی این روش بگذارد. از این رو پژوهش حاضر با هدف بررسی نابسامانی ها و کاستی های موجود در سیستم داوری طلاق از دو بعد قانونی و اخلاقی و ارائه راهکارهای موثر برای بهبود شرایط انجام شده است. روش مورد استفاده در این پژوهش توصیفی - تحلیلی است و بر اساس آن مبانی داوری، ایرادات قانونی در حقوق ایران در امر داوری طلاق، چالش های اخلاقی داوری بین طرفین طلاق پرداخته شده است. بر اساس یافته های این مطالعه پیشنهاد گردیده قوه قضائیه در کنار دادگاه های خانواده، به تعداد لازم شعب داوری متشکل از کارشناسان حقوقی و مشاورین خانواده و روان شناس برای کمک به دادگاه جهت حل اختلافات خانوادگی تشکیل دهد. علاوه بر این آموزش و توانمندسازی داوران، اجرای مکانیزم های نظارتی قوی تر، ایجاد شفافیت در فرآیند داوری از دیگر پیشنهادات این پژوهش جهت کاهش چالش هاس قانونی و اخلاقی دواری طلاق در ایران است.
ویژگی های عرفانی در داستان های غنایی شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۸۵
219 - 240
حوزههای تخصصی:
مضامین عرفانی در شعر غنایی و حماسی نفوذ و ظهور دارد؛ چراکه جنگ و جدال ابتدا با نفس اماره در درون انسان؛ با کشاکش بین نیروهای خیر و شر در باطن آغازمی گردد و سپس به میدان رزم خارجی کشیده می شود. همچنین عشق و نفرت از درون می جوشد تا به دوست و دشمن در بیرون برسد. شاهنامه فردوسی جامع حماسه و عشق و عرفان است. در قالب حماسه به داستان های غنایی و عاشقانه هم می پردازد و از آن ها نتایج معنوی عرفانی نیز می گیرد. این مقاله به روش توصیفی تحلیلی با تکیه بر منابع دست اول کتابخانه ای به بررسی و تحلیل ویژگی های غنایی و عرفانی در داستان های شاهنامه پرداخته و پس از بیان رابطه حماسه و عرفان، به وجوه مشرک اندیشه های عرفانی در ادبیات غنایی و حماسی رسیده است و بالأخره به داستان کیخسرو، کسری و بوذرجمهر و هفت خان ها می پردازد و حکایت عشق در شاهنامه را با بهره گیری از مضامین عرفانی در حوزه انسان سازی نشان می دهد. کلیدواژه ها: شاهنامه، حماسه ، ادبیات غنایی، عرفان، داستان عاشقانه.
بررسی فقهی و حقوقی قبض و اقباض ثمن و مثمن در قراردادهای الکترونیکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه اقتصادی سال ۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
187 - 198
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: یکی از آثار و لوازم عقد این است که مشتری ثمن را بپردازد و طرف مقابل مثمن را تسلیم او نماید، امّا ازآنجاکه پرداخت الکترونیک ثمن و مثمن متفاوت با قراردادهای سنتی است. هدف از پژوهش حاضر واکاوی قبض و اقباض ثمن در قراردادهای الکترونیکی را از منظر فقه و حقوق ایران می باشد.
مواد و روش ها: این تحقیق از نوع نظری بوده روش تحقیق به صورت توصیفی تحلیلی می باشد و روش جمع آوری اطلاعات بصورت کتابخانه ای است و با مراجعه به اسناد، کتب و مقالات صورت گرفته است.
یافته ها: از آنجا که بر اساس نظر فقها و حقوق ایران منظور از قبض تصرف مادی و محسوس مشتری در مبیع نمی باشد، بلکه استیلای بر مال است، از طرفی هم در قراردادهای الکترونیکی همانند قراردادهای سنتی طرفین با توافق یکدیگر می توانند تحویل مثمن را به آینده موکول نمایند.
ملاحظات اخلاقی: در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر، ضمن رعایت اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است.
نتیجه : از منظر فقه، قبض ثمن از باب وجوب وفای به عقد واجب تکلیفی است، اما شرط صحت عقد نمی باشد، لذا حقوق موضوعه ایران به تبع از نظر فقها در قراردادهای الکترونیکی پرداخت ثمن را بر ذمه مشتری می داند که مشتری می تواند آن را با استفاده از ابزارهای الکترونیکی پرداخت نماید
ماهیت ابلیس با رویکرد تفسیری فلسفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت سال ۳۴ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲۳
61 - 71
حوزههای تخصصی:
یکی از پدیده های نامحسوس جهان آفرینش، ابلیس است که شناخت وی از راه های عادی میسر نیست. این مقاله با استفاده از روش تحلیل و توصیف آیات به تبیین ماهیت ابلیس از دیدگاه قرآن و منابع فلسفی پرداخته و به این نتیجه رسیده است که سه احتمال کلی درباره ماهیت وی وجود دارد. برخی وی را یکی از قوای نفس دانسته اند. گروه دوم بر فرشته بودن وی تأکید دارند و دیدگاه سوم جن بودن ابلیس است. نویسنده با تحلیل جامع آیات و دیدگاه های مختلف، به جن بودن ابلیس گرایش نشان داده و به دلایلی همچون تفاوت فرشتگان و جن در خلقت، تصریح آیات قرآنی و تمایز رفتار آنها استناد می کند. در بخش دیگری از مقاله، مادی یا مجرد بودن ابلیس مورد بررسی قرار گرفته و نتیجه گیری شده است که بیشتر فلاسفه و متکلمان اسلامی، ابلیس و جن را موجوداتی مادی با روح مجرد می دانند که دارای جسمی لطیف و شفاف هستند و قابلیت تغییر شکل و تراکم برای دیده شدن را دارند. بر اساس آیات قرآن جن و ابلیس از آتش آفریده شده اند و ویژگی های مادی مانند ذریه، مرگ و توانایی گناه کردن دارند که نشان دهنده مادی بودن آنهاست. این موجودات به دلیل برخورداری از جسم لطیف (مانند هوای متراکم شده) می توانند در عالم مادی تصرف کنند، ولی در حالت عادی نامرئی هستند.
کاربستِ «شبکه معنایی تفکر» در سیره و تعالیم امام رضا (علیه السلام)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ رضوی سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۵۲
7 - 46
حوزههای تخصصی:
در دنیای پیچیده و چند مجهولی معاصر و بیش از هر زمان دیگری، نیاز به تفکر عمیق، چند وجهی و چند لایه ای احساس می شود. هدف اصلی این پژوهش، تبیین اهمیت تفکر شبکه ای به عنوان ابزاری کلیدی در رشد فردی و اجتماعی، مبتنی بر واکاوی سیره و تعالیم امام رضا علیه السلام در ترویج فرهنگ تفکر حقیقی است. در این مقاله با بررسی مفهوم تفکر و انواع آن در ادبیات علمی معاصر و همچنین با معناشناسی آن در سیره امام رضا علیه السلام، نتیجه گرفته شده است که اولاً تفکر اساسی در سیره ایشان نهادینه سازی اندیشه و تفکر قرآنی است. ثانیا این تفکر در تضاد یا تنافی با استدلال های منطقی و تحلیلی در دنیای متعارف علمی از جمله تفکر تحلیلی، انتقادی، منطقی، سیستمی، خلاقانه و تفکر آینده نگر نیست بلکه این «تفکر حقیقیِ قرآن بنیاد»، بالاتر از استدلال های مذکور بوده که جایگاه آن در قلب انسان است به نحوی که عقل و قلب در بالاترین مراتب خود به اتحاد می رسند. در حقیقت، حضرت رضا علیه السلام به «ارتباط نظام مندِ قلب، زبان و تفکر» اشاره می فرمایند. طبق این بیان، قلب محل اصلی تفکر و تعقل است که تمام اعمال و کلام انسان از آن ناشی می شود. راهکارهای ترویج این نوع تفکر در اموری مانند یاد خداوند متعال، محاسبه نفس، پاکسازی قلب از آلودگی ها، تفکر در آیات الهی و خلقت، صبر و شکیبایی در برابر شدائد زندگی، دعوت به پرسشگری، انعطاف در پذیرش حقیقت و پرهیز از جمود فکری، یادآوری مرگ، بیان فلسفه احکام و سکوت است که به نوعی سایبان و چتری فراگیر بر دیگر انواع تفکر مانند تفکر منطقی، انتقادی، راهبردی، سیستمی، خلاقانه، معناگرا و...تلقی می شود زیرا این امور به تفکر روح و معنایی بی پایان بخشیده و آن را از محدودیت و تنگنای دنیایی و ماتریالیستی رها می کند.
آثار حجاب و بی حجابی در دو نظام فطری و تخیلی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
زیست انسان در هر یک از دو نظام فطری و تخیلی و به تناسب آنها، بینش ها، گرایش ها و کنش های مختلفی را برایش رقم می زند. یکی از راه های تبیین عقلانی پدیده حجاب و بی حجابی، توجه به آثار و پیامدهای حضور انسان در هر یک از دو جهان فطری و تخیلی است. «جهان فطری» و «جهان تخیلی» از مفاهیم کلیدی است که علامه طباطبایی به آنها توجه کرده و بسیاری از مسائل اجتماعی را می توان با نظر به آن بررسی کرد. بررسی آثار حجاب و بی حجابی با رویکرد اجتماعی و مبتنی بر دو مفهوم مذکور، و در شانزده مقوله و با روش اسنادی و تحلیلی مورد توجه این مقاله است. برخی از این مقولات عبارتند از: پیوستاری و گسست با دیگر اجزای زیست انسانی، نشان نمادین داشتن، هویت سازی، تناسب و تناقض داشتن اجزای درونی، حمایت و ستیز داشتن، ارتباط آن با نگاه انسانی و جنسیتی، کنترل و رهائی، گوارایی و گریزانی ازدواج، تحکیم و تزلزل خانواده، امنیت و تهدید، اصالت و سیالیت، عزت و انفعال، کارآمدی، ویژگی امر سیاسی و افزایش و کاهش مقاومت اسلامی.
واکاوی انتقادی مفهوم جنس و جنسیت در دیدگاه جودیت باتلر(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اسلام و مطالعات اجتماعی سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۴۹)
123 - 146
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با هدف روشن سازی معنای جنس و جنسیت و استخراج ویژگی های آن در اندیشه باتلر به نقد و بررسی این مفاهیم به مثابه بنیادی ترین مفاهیم نظریه پردازی در حوزه مطالعات جنسیت می پردازد. باتلر یکی از تأثیرگذارترین متفکران معاصر این عرصه، هر دو مفهوم را برساختی فرهنگی - اجتماعی می داند. او جنسیت را یک عملکرد معرفی کرده که از طریق تکرار کنش ها و هنجارهای اجتماعی شکل گرفته و فاقد ذات یا جوهر ثابت است.نظریه جنسیت باتلر، به چالش کشیدن نظام های دوگانه جنسیتی را هدف قرار داده و بر سیالیت و تکثر هویت های جنسیتی تأکید می کند. وی مفهوم جنسیت را کنشی اجتماعی می داند و بر نقش زبان، گفتمان و نظام های فرهنگی در ساخت این مفهوم تمرکز دارد. دیدگاه او، امکان به رسمیت شناختن هویت های متنوع را فراهم می آورد.با تحلیل دیدگاه های باتلر مشخص شده است که مفهوم سازی او با نفی ذات گرایی، انکار طبیعت و جوهر ثابت و نهایتاً برساخت جنس و جنسیت با رویکردهای اسلامی که قائل به وجود هویت ثابت، عدم سیالیت، وجود ذات، جوهر و واقعیت است ناسازگاری دارد. این تعارضات لزوم مفهوم سازی و تدوین نظریه های بومی متناسب بافرهنگ اسلامی-ایرانی را برجسته می سازد. پژوهش حاضر در جمع آوری داده ها از روش کتابخانه ای و در تحلیل و بررسی آنها از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده نموده است.
نقش روایت تعاملی در انتقال ارزش های مسئولانه؛ مطالعه موردی بازی رایانه ای من تنها نیستم(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
رسانه های تعاملی دیجیتال، به ویژه بازی های رایانه ای، در دهه های اخیر به ابزارهایی نوین در فرآیند تربیت اخلاقی و آموزش غیرمستقیم ارزش های اجتماعی تبدیل شده اند. در این میان، روایت تعاملی به عنوان ساختاری منحصربه فرد که در آن مخاطب کنشگر اصلی داستان است، نقش مؤثری در درونی سازی مفاهیم اخلاقی ایفا می کند. پژوهش حاضر با هدف تبیین ظرفیت روایت تعاملی در انتقال ارزش های مسئولانه، به تحلیل بازی رایانه ای من تنها نیستم به مثابه یک متن فرهنگی با ویژگی های اخلاقی پرداخته است. روش پژوهش از نوع تحلیلی-تفسیری است و تحلیل داده های کیفی با تکیه بر چارچوب مفهومی ارزش های مسئولانه (شامل مسئولیت پذیری، همکاری، همدلی، وفاداری، احترام به فرهنگ، حفاظت از طبیعت، و پاسخگویی) صورت گرفته است. یافته ها نشان می دهد که بازی رایانه ای من تنها نیستم، از طریق ساختار روایی چندلایه، انتخاب های اخلاقی و پیامدهای معنادار، فضیلت های اخلاقی را در دل تجربه ی تعاملی کاربر نهادینه می کند. روایت بازی نه از طریق آموزش مستقیم، بلکه با مواجهه عاطفی، مشارکت فعال و مواجهه با پیامدهای تصمیم ها، امکان انتقال مؤثر ارزش های مسئولانه و اخلاقی را فراهم می آورد. این پژوهش، روایت تعاملی را بستری مؤثر برای پرورش اخلاق در جامعه هدف از مخاطبان معرفی می کند و بر ضرورت توجه نظری و کاربردی به طراحی روایت های اخلاق محور در بازی های رایانه ای تأکید دارد.
فقه حکومتی؛ اداره کشور با استفاده از علوم نو پیدا (با رویکرد مسائل دفاعی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فقهی مسائل مستحدثه سال ۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲
171 - 191
حوزههای تخصصی:
فقه شیعه به عنوان میراثی ارزشمند از فقهای پیشین، به دنبال استنباط فعل مکلف، اجراء و نظارت بر آن، بر اساس داده های ادله ی شرعی فرعی، در صدد تبیین احکام بالادستی و احکام مطلقه است. رسول مکرم اسلام و ائمه ی اطهار (سلام الله علیهم اجمعین) در طول دوران رسالت و امامت خود، احکام اصلی و فرعی را بیان داشته و مسلمین را رهنمون گردیدند. اما در طول زمان و پس از غیبت امام عصر (ارواحنا فداه) با چالشی در کشف مراد الله تبارک و تعالی گردیدند، همین موضوع باعث شد فقهای شیعه اقدام به اجتهاد کرده و سعی در کشف حکم شرعی از روی ادله ی شرعیه نمودند. از جمله موارد چالشی، فقه حکومتی و بهرگیری از علوم نوپیدا می باشد. دانش هایی مانند کامپیوتر، هوش مصنوعی، نانو، کوانتوم، انرژی هسته ای و مانند اینها که در پیشینه ی ادله شرعی وجود نداشته و در کلام معصومین (علیهم السلام) نحوه ی بهرگیری از آنها تبیین نشده است. این تحقیق که از نوع نظری و با استفاده از داده های فقه و حقوق اسلامی و به روش ارزیابی تدوین شد، به این نتیجه رسید: حکومت اسلامی برای دفاع، حفظ و حراست از خود و بندگان خدا باید علاوه بر قدرتمند شدن به وسیله ی علوم مختلف، به کشف و توزیع علوم نوین بپردازد. کشف فن آوری های نوین و بسط این نوع از دانش ها، پیش تر و جلوتر از سایر کشورها، فرضی است غیر قابل انکار و مرضی رضای پرودگار.
الگوسازی تربیتی سبک زندگی اسلامی سوره نور با رویکرد تمام ساحتی در عصر جدید(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن، فرهنگ و تمدن سال ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۲۱)
51 - 70
حوزههای تخصصی:
با وجود جامعیت سوره نور، تاکنون الگوی تربیتی تمام ساحتی برای سبک زندگی اسلامی که پاسخ گوی چالش های عصر جدید باشد، استخراج نشده است. هدف از پژوهش حاضر الگوسازی تربیتی سبک زندگی اسلامی سوره نور با رویکرد تمام ساحتی در عصر جدید است. این پژوهش کیفی با روش تحلیل مضمون، به گردآوری مضامین و پیاده سازی آن ها با نرم افزار MAXQDA پرداخته است. نتایج این پژوهش با رویکرد تمام ساحتی جواب گوی بحران معنویت عصر جدید در ساحت اعتقادی و عبادی و اخلاقی (ارتباط با خدا و بهره گیری از هدایت گری او، تلفیق ایمان و عمل در زندگی، آراستگی به ارزش های اخلاقی)، بحران ارتباطات رودررو و فتنه ساز ی های پیچیده در ساحت سیاسی و اجتماعی (سازندگی تعاملات اجتماعی، بهینه سازی عملکرد نظام قضایی و حقوقی)، بحران مادی گرایی در ساحت اقتصادی و حرفه ای (توجه به جنبه الهی در امور اقتصادی، پرهیز از افراط و تفریط و اکتفا به حد تعادل)، بحران کاهش زیبایی گرایی واقعی در ساحت زیبایی شناسی و هنر (زیبایی رفتار جمعی، زیبایی معنوی، زیبایی طبیعت)، بحران انفجار اطلاعات در ساحت علمی و فناورانه (همراهی تفکر علمی و منطقی با بصیرت و حقیقت جویی عالمانه) و بحران ظاهرگرایی افراطی در ساحت زیستی و بدنی (حجاب و پوشش ایمن ساز و اصلاح نگاه) بوده است.
Comparative Narrative Analysis of the Meaning and Referent of "Nāqūr" in Verse 8 of Sura al-Muddaththir from the Perspective of Shia and Sunni Exegetes(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Quran and Religious Enlightenment, Volume ۶, Issue ۱, ُ۲۰۲۵
119 - 132
حوزههای تخصصی:
The Holy Qur’an refers to numerous signs and events pertaining to the afterlife, particularly the Day of Resurrection. One such reference occurs in verse 8 of Sura al-Muddaththir : " Fa Idhā Nuqira fī al-Nāqūr " (So when the trumpet is sounded). Since the expression " Nuqira fī al-Nāqūr " appears exclusively in this verse as a sign of the establishment of the Resurrection, exegetes have differed regarding its meaning and referent. Most commentators interpret " Nuqira " as " Nafkh " (meaning blowing or sounding) and " Nāqūr " as " Ṣūr " (meaning the trumpet or the horn). However, some have suggested that " Nāqūr " refers to the human heart, soul, body, or even the book of deeds. Certain narrative Shia exegetes, relying on Shia traditions, have interpreted this verse as alluding to the time of the advent of the Mahdī (AJ), considering " Nāqūr " to be the blessed heart or ear of the Imam. This article, employing a descriptive-analytical method and examining the relevant opinions and traditions in the exegetical works of both Sunni and Shia scholars, clarifies the meanings of "Nuqira " and " Nāqūr ." The study accepts the primary view and regards alternative interpretations as inconsistent with internal and external evidence, arguing that Shia traditions (assuming their authenticity) should be understood as interpretation ( Ta’wīl ) or exegesis ( tafsīr bil Bāṭin ), in the sense of " Jary wa Taṭbīq " (application and adaptation).