فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۲۱ تا ۴۴۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
مطالعات تاریخ اسلام سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۵
95 - 122
حوزههای تخصصی:
یکی از انگاره های تاریخی رایج در جهان اسلام، نسبت دادن خلع عبدالحمید دوم، سلطان عثمانی، در 1909م، به دسیسه یهودی/صهیونیستی، به دلیل مخالفت او با واگذاری فلسطین، است. با توجه به جایگاه متمایز تاریخی، مذهبی و ایدئولوژیک ایران، خوانش ایرانی از این رخداد، در مقاله حاضر، با روش توصیفی - تحلیلی، مورد بررسی قرار گرفته است. بررسی متون فارسی، اعم از تألیفی و ترجمه ای، نشان می دهد که خوانش ایرانی دارای ماهیت کاملاً ترجمه ای و متأثر از انگاره های جانب دارانه منابع عربی، خطاهای فاحش تاریخی و غلبه توطئه باوری است. سوگیری های سیاسی، کاستی های پژوهشی و عدم روزآمدسازی شناخت تاریخی، موجب تداوم خوانش مزبور و تثبیت فهم ساده انگارانه ای از تحولات منطقه ای و نخستین تکاپوهای صهیونیستی برای دست اندازی بر فلسطین شده است.
تحلیل تفسیری و علمی نظم کیهانی در قرآن با رویکرد مطالعه موردی آیات عدم اختلاط آب ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش دینی دوره ۲۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۰
49 - 69
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی پدیده عدم اختلاط آب دو دریا از منظر آیات قرآن کریم و تطبیق آن با یافته های علمی می پردازد. مقاله حاضر ابتدا نگاهی به نظم کیهانی حاکم بر جهان داشته و سپس یکی از مصادیق این نظم بدیع، یعنی پدیده عدم اختلاط کامل آب دو دریا را مورد تحلیل قرار می دهد. در بخش اول، با رویکردی تفسیری، آیات مرتبط با این پدیده مورد واکاوی قرار گرفته و مفاهیم کلیدی همچون "برزخ"، "حاجز" و ... تبیین شده اند. بخش دوم به تحلیل علمی این پدیده اختصاص یافته و عوامل فیزیکی، شیمیایی و اقیانوس شناختی موثر در عدم اختلاط کامل آب های دریایی با خصوصیات متفاوت مورد بررسی قرار گرفته اند. یافته های این پژوهش نشان می دهد که قرآن کریم با انتخاب دقیق واژگانی همچون "برزخ" و "حاجز"، علاوه بر بیان هنرمندانه و بلاغی، به حقیقتی علمی اشاره نموده که امروزه در علم اقیانوس شناسی کاملاً شناخته شده است. این مطالعه نمونه ای از هماهنگی میان آموزه های قرآنی و یافته های علمی معاصر را به نمایش می گذارد. همچنین تعامل و هم افزایی میان علم و دین را تقویت می کند و فهم عمیق تری از نظم الهی حاکم بر جهان طبیعت فراهم می آورد.
Components of Children’s Citizenship Rights in the Conduct of Imam al-Rida
منبع:
Razavi Heritage, Volume ۱, Issue ۲, Summer ۲۰۲۵
93 - 108
حوزههای تخصصی:
Citizenship rights constitute a universal and comprehensive concept encompassing political, economic, social, cultural, and civil dimensions, and they extend to all age and gender groups. Children, as an essential segment of society, also possess specific rights, which are recognized in international instruments, most notably the Convention on the Rights of the Child. In this regard, certain aspects of children’s rights in Islam may be understood in terms of citizenship rights. The primary objective of this study is to examine the components of children’s citizenship rights within the conduct ( sīra ) of Imam al-Rida. The central question is: What are the manifestations and components of children’s citizenship rights in the Imam al-Rida’s conduct? This investigation demonstrates that children’s rights—including health (through principles of nutrition, personal hygiene, and family hygiene), the provision of tranquility and comfort in the home, religiosity and emphasis on spiritual and religious dimensions in child-rearing, rational education and training of children, and affectionate and compassionate treatment—are all evident in the practical conduct and hadiths narrated from Imam al-Rida. The Radawi tradition’s emphasis on children’s specific rights may be regarded as a model for Islamic approaches to citizenship rights, which can also be articulated within binding legal instruments.
بررسی تحولات ثبت قرارداد اموال غیر منقول(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه اقتصادی سال ۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
45 - 60
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: مقررات مواد ۲۲ و ۴۶ و ۴۷ موجب اختلاف نظر حقوق دانان و اختلاف نظر محاکم و رویه قضایی شده بود. هدف مقاله حاضر بررسی تحولات نوین در ثبت قرارداد املاک غیرمنقول است.
مواد و روش ها: مقاله حاضر توصیفی تحلیلی است. مواد و داده ها نیز کیفی است و از فیش برداری در گردآوری مطالب و داده ها استفاده شده است.
ملاحظات اخلاقی: در این مقاله، اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است.
یافته ها : در خصوص اعتبار بیع اموال غیرمنقول با سند عادی اختلاف نظر وجود داشت. با تصویب مواد 147 و 148 قانون ثبت و هم چنین قانون تعیین تکلیف ثبتی اراضی و ساختمانهای فاقد سند رسمی این امکان را برای دارندگان سند عادی فراهم کرده تا با مراجعه به محاکم دادگستری اسناد عادی خود را اعتبار بخشند و اعتبار مواد 22 و 47 و 48 قانون ثبت تنها در جهت اثباتی است بعبارت دیگر محاکم مکلف به اعتبار دادن به اسناد رسمی می باشند و نمی توانند از اعتبار دادن به این اسناد خودداری نمایند.
نتیجه : نتیجه اینکه بعد از لازم الاجرا شدن طرح الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول مصوب 1403و یک سال پس از ایجاد سامانه ای که سازمان ثبت اسناد و املاک ایجاد خواهد کرد، دعاوی راجع به سند عادی ثبت نشده در سامانه، در محاکم قضایی، شبه قضایی، داوری، ادارات و دستگاه های اجرایی قابل استماع نخواهد بود و پذیرفته نمی شود.
تحلیل انتقادی دیدگاه وهابیت در قبال حدیث «علی قسیم النار و الجنه» با تأکید بر منابع فریقین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه کلام سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۲
141 - 164
حوزههای تخصصی:
جریان وهابیت همواره تلاش وافر در نقد و رد فضائل امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (علیه السلام) مبذول داشته است. در میان این فضائل، احادیثی که دلالت بر جایگاه رفیع ایشان در میان صحابه دارند، به طور ویژه مورد توجه و مناقشه قرار گرفته اند. حدیث «علی قسیم النار و الجنه»، از جمله احادیثی است که آماج نقد و بررسی این جریان بوده است. اندیشمندان معاصر این جریان، این حدیث را جعلی و فاقد اعتبار سندی و متنی تلقی می کند؛ این در حالی است که بررسی دقیق آثار فضائل نگاری، تاریخی، رجالی، کلامی و حدیثی معتبر اهل سنت، دیدگاهی مغایر با ادعای وهابیت را آشکار می سازد. در این مقاله، با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی و اتخاذ رویکردی انتقادی، اشکالات و شبهات مطرح شده از سوی وهابیت پیرامون این حدیث مورد واکاوی قرار می گیرد. در پایان، این پژوهش به این نتیجه دست یافته است که حدیث مذکور در منابع معتبر اهل سنت نقل شده و بسیاری از علمای برجسته آنان به توثیق راویان آن تصریح نموده اند. افزون بر این، شواهدی دال بر دلالت این حدیث بر منزلت والای امام علی (علیه السلام) در تمییز حق از باطل و جایگاه معنوی ایشان ارائه خواهد شد.
بررسی تطبیقی دیدگاه امامیه و اهل سنت درباره افضلیت اهل بیت (ع) بر صحابه با تأکید بر آیات و روایات(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
افضلیت اهل بیت( بر صحابه از جمله مباحث مهم در حوزه مذاهب اسلامی است که با استناد به ادله عقلی، نصوص دینی و رویکرد عالمان فریقین مورد بررسی قرار گرفته است. این نوشتار پس از بیان مفاهیم اساسی و با استفاده از روش توصیفی، تحلیلی و منابع فریقین سامان یافته است. نتیجه تحقیق حاضرنشان می دهد که صحابه در اندیشه اهل سنت به کسانی گفته می شود که مسلمان بوده و در زمان حیات رسول خدا j آن حضرت را درک کرده و مسلمان از دنیا رفته باشند. اما رویکرد غالب در میان علمای امامیه این است که لفظ صحابه از نظر لغت، شامل همه ی طبقات اصحاب پیامبر خدا j اعم از مؤمن و فاسق می شود و شماری از نصوص دینی نیز ناظر به همین معناست، با این تفاوت که اهل سنت، سنت صحابه را حجت شرعی می دانند که با رویکرد امامیه در تقابل قراردارد، از همین رو آن ها را به چهاردسته تقسیم نموده و افضلیت اهل بیت ( بر صحابه با استناد به ادله عقلی و نصوص دینی به اثبات رسیده است چنان که رویکرد غالب در میان اهل سنت نیز همین اندیشه بوده و به این گفته اذعان نموده اند.
تبیین خوانش استاد مطهری از رابطه ی تکامل با توحید(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینه معرفت سال ۲۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۸۴)
87 - 104
حوزههای تخصصی:
نظریه ی تکامل با مواجه های مختلفی در سنت فکری - فلسفی غرب روبه رو شد. در جهان اسلام، متکلمان خوانش تأییدی، انکاری و تفسیری اتخاذ کردند. شهید مطهری مهم ترین مسئله ی علم و دین را «اصل تکامل» و «اصل توحید» دانسته و، با رویکرد عقلی - فلسفی و با مدد مفاهیم و اصطلاحات دینی و فلسفی، تبیینی خاص ارائه می کند. به باور وی، نه توحید مستلزم آفرینش است و نه از تبدل انواع می توان ماده گرایی را نتیجه گرفت، بلکه باید نسبت آن دو را با تحلیل منطقی و فلسفی روشن کرد و تضاد توهمی دانست. وی ریشه ی تعارض را در تفکرات فلسفی قرون وسطی و نا رسایی مفاهیم فلسفی مغرب زمین و تفسیر نا روا از متون دینی می انگارد. برای رفع تعارض، ضمن نمادین معرفی کردن زبان وحی در داستان خلقت آدم، به تفکیک زبان شناسی علم و دین و تقریر های مختلفِ تعارض اشاره می کند. این مقاله با رویکرد تحلیلی - توصیفی و، با استمداد از پیش فرض های فلسفی، دینی، تفسیری، تاریخی، اجتماعی، اخلاقی و روش شناختی شهید مطهری، ریشه های دیدگاه تعارض انگارانه را معرفی و عدم ملازمه ی منطقی خدا شناسی با نظریه های خلقت و ماده گرایی با تکامل را مدلل می کند و نیازمندی اصول تکامل به عوامل فراطبیعی و الهی را در روند خلقت گوشزد می کند.
خلفيات وأدلّة عالميّة القرآن الكريم وخلوده بالاستناد إلى آراء آية الله جوادي آملي(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
الحوکمه فی القران والسنه المجلد ۳ خریف ۲۰۲۵ العدد ۳
113 - 127
حوزههای تخصصی:
الهدف الرئیس من هذا البحث هو دراسه الخلفیات والأدلّه الدالّه على عالمیّه القرآن الکریم وخلوده، بالاعتماد على آراء آیه الله جوادی آملی. إنّ القرآن الکریم هو آخر الکتب السماویه، یمتاز بخصائص فریده تفرّقه عن کتب الأنبیاء السابقین. وأهمّ هذه الخصائص کونه فوق الزمان والمکان، وقدرته على هدایه الإنسان فی جمیع العصور والأمصار. یسعى هذا البحث إلى بیان الکیفیه التی تمکّن القرآن من أن یحتلّ مکانه الکتاب العالمی الخالد، وأن یبقى على مرّ التاریخ مرجعاً لهدایه البشر أجمعین. المسأله المحوریه فی هذا المقال هی تبیین الأبعاد المختلفه لعالمیّه القرآن وخلوده، والإجابه عن السؤال الأساس: ما هی الخلفیات والأدلّه التی تجعل من القرآن کتاباً شاملاً وخالداً فی کلّ زمان؟ تکمن أهمیه هذا السؤال فی أنّ الفهم الدقیق لخصائص القرآن یوضّح مرجعیّته العلمیّه والهدایتیّه، ویبیّن سبب قدرته على الإجابه عن حاجات الإنسان فی مختلف العصور. یحاول هذا المقال- من خلال تحلیل الرؤى التفسیریه- أن یبرهن أنّ القرآن لیس کتاباً تاریخیاً مرحلیاً، بل یمتلک فی حقیقته قابلیّه الهدایه الخالده والعالمیّه. منهجیّه البحث توصیفیّه وتحلیلیّه، اعتمدت على الدراسات المکتبیّه. وقد سعى الکاتب، من خلال مراجعه الآیات والروایات الإسلامیه واستناداً إلى مباحث آیه الله جوادی آملی التفسیریه، إلى استخراج العناصر الرئیسه لعالمیّه القرآن وخلوده. وقد بُنی هذا المنهج على دراسه المصادر المکتوبه والتحلیل البرهانی، بغیه تقدیم صوره شامله لمکانه القرآن من خلال الربط بین الأسس العقلیه والفطریه والوحیانیه. تشیر نتائج البحث إلى أنّ تحقّق عالمیّه القرآن الکریم وخلوده یقوم على عدّه رکائز أساسیّه:
أولاً: عالمیّه لغه القرآن؛ فهی لغه قائمه على الفطره الإنسانیه المشترکه، ولذا فإنّ رسالته مفهومه ومیسوره لجمیع البشر.
ثانیاً: توافق القرآن مع التعالیم العقلیه؛ فتعالیمه لا تتنافى مع العقل والمنطق، بل تقوم على البرهان والحجّه الواضحه.
ثالثاً: شمولیّه الرؤیه القرآنیه؛ أی إنّ القرآن فی جمیع المجالات الفردیه والاجتماعیه یقدّم قوانین وتوجیهات شامله، ولذلک لا یُحصر بزمان أو مکان محدّد. بعد ذلک، یعرض البحث ثلاثه أدلّه رئیسه على عالمیّه القرآن وخلوده:
عمومیّه الدعوه والهدایه القرآنیه، کما فی التعبیرات القرآنیه مثل: «هُدىً لِلنّاس» و «ذِکرى للبشر»، الدالّه على شمول دعوه القرآن للبشر کافه.
رساله النبیّ الأکرم(ص) المتجاوزه للزمان والمکان؛ خلافاً للأنبیاء السابقین الذین خُصّت رسالتهم بقوم أو زمن معیّن، فإنّ رساله النبیّ محمد(ص) عالمیه ودائمه، ما یضمن عالمیّه القرآن ذاته.
خاتمیّه الدین الإسلامی؛ فالإسلام هو آخر الشرائع الإلهیه، ومن ثمّ فإنّ کتابه، أی القرآن الکریم، هو آخر الکتب السماویه، المکلّف دوماً بتلبیه حاجات الإنسان، ولن یُنزَّل بعده کتاب آخر.
تُظهر النتائج العامّه للبحث أنّ القرآن الکریم استطاع- بفضل هذه الخلفیات والأدلّه- أن یحتلّ مکانه الکتاب العالمی الخالد. فالقرآن باقٍ على الدوام «ذِکراً» وتذکرهً للناس جمیعاً، لأنّه یستند إلى الفطره المشترکه ویتّسق مع العقل السلیم. کما أنّ شمولیّه تعالیمه جعلته صالحاً للإجابه عن حاجات الإنسان فی جمیع المجالات: الفردیه، الاجتماعیه، الأخلاقیه، والقانونیه. وتتجاوز تعالیم القرآن حدود القوم واللغه والجغرافیا، لذا فإنّ الحدود الزمانیه والمکانیه لا تؤثّر فی مجاله الهدایتی. کذلک أظهر البحث أنّ القرآن الکریم یتمتّع- من حیث اللغه والمضمون وطریقه البیان وأهداف الهدایه- بخصائص تجعله جدیراً بلقب «الکتاب العالمی الخالد». وهذه الخصائص تضمن بقاء القرآن حیّاً متجدّداً فی جمیع العصور، قادراً على مواکبه التحوّلات العلمیه والثقافیه والاجتماعیه للإنسان. وبناءً على ذلک، فإنّ خلود القرآن وعالمیّته لا یشکّلان مجرّد صفه نظریه أو اعتقادیه، بل حقیقه عملیه تجلّت عبر التاریخ وفی الحضاره الإسلامیه، حیث ظلّ القرآن یفتح آفاقاً جدیده أمام المفکّرین والمجتمعات الإنسانیه.
الگوی خلافت تا عهد از منظر قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن، فرهنگ و تمدن سال ۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۲۲)
51 - 80
حوزههای تخصصی:
خداوند متعال برای اولین بار در آیه 30 سوره بقره به مسئله خلافت و در آیه 124 این سوره به مسئله امامت و بحث «عهد» اشاره فرموده است. به نظر می رسد در آیات 30 تا 124 سوره بقره سیری تحولی دیده می شود؛ به این ترتیب که خداوند متعال از انسان به عنوان «خلیفه» و سپس «امام» یاد و درنهایت به واژه «عهد» اشاره می کند. این موضوع به معنای تقدم زمانی یا مکانی این دو نیست، بلکه نشان دهنده مراتب وجودی و معنوی انسان است. محقق در این پژوهش در نظر دارد با مطالعه تفاسیر قرآن کریم، نسبت به تبیین چگونگی این سیر تحول اقدام و الگوی مرتبط را ارائه کند. روش تحقیق «تحلیل زمینه ای» و نوع تحقیق کاربردی است و جامعه آماری آن آیات 30 تا 124 سوره بقره است. به منظور تجزیه وتحلیل کیفی داده ها و استخراج الگو، از نرم افزارهای اکسل و مکس کیودا استفاده شده است. اهم یافته های اصلی این پژوهش دو محور کلیدی را نشان می دهد: نخست آنکه مفاهیم «خلافت»، «امامت» و «عهد» با دقتی زبانی و مفهومی در قرآن ارائه شده اند؛ دوم آنکه مقوله «قَوْل» به عنوان یک ابزار تحلیلی، برای تبیین فرضیه «خلافت تا عهد» از اهمیت بنیادینی برخوردار است. شواهد این اهمیت در گفت وگوهای متعددی از جمله گفت وگوی خداوند با موسی (ع)، موسی (ع) با بنی اسرائیل، خداوند با یهودیان و فرشتگان و درنهایت، گفت وگوی خداوند با آدم (ع) نمود یافته است. نتایج پژوهش نشان دهنده 42 مقوله مهم در الگوی مدنظر، ازجمله وفادار ماندن به میثاق الهی، پرهیز از ریاکاری و تفرقه افکنی در مسائل دینی، تفکر و تعقل در برابر قدرت و حکمت و معجزات الهی، اعتماد به اراده و حکمت الهی، صبر و شکرگزاری و پرهیز از کفر و نافرمانی است.
A Educational Analysis of the Quranic Concept of "Ṭalab" within the Framework of Traditional Quranic Hermeneutics and Its Implications for Educational Competencies(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This interdisciplinary study aims to provide a Educational analysis of the Quranic concept of " Ṭalab " (seeking/pursuit) within the framework of traditional Quranic hermeneutics, with a special emphasis on the perspective of Allamah Ṭabāṭabāʼī . The research seeks to deduce key educational competencies to address four challenges in Iran's educational system: "Rote memorization, information overload, learner passivity, and lack of skills." Using a multi-method qualitative approach that includes systematic review, conceptual decomposition, comparative analysis, logical retroductive analysis, and Frankena's practical inference, three core competencies were extracted: "The Competency of Self-Exposure/Placing Oneself in a Position of Exposure (with components of openness and the skill of listening), which fosters active learner engagement and targets the issue of passivity; the Competency of Sensitive and Methodical Seeking of the Original Meaning (emphasizing inquiry, reasoning, foresight, hermeneutical critique, vigilance, and doubt), which serves as an alternative to rote memorization and information overload; the Competency of Seeking the True Meaning (centered on truth-seeking and truth-acceptance, doubt, critical courage, being a reformer, and wise skills), which reduces the lack of skills by nurturing critical thinking and self-correction." The findings indicate that these competencies, by transforming the learning process into an active quest, enable the redesign of curricula based on hermeneutical skills. By linking Quranic hermeneutical theory to practical educational needs, this research offers a novel framework for educational transformation in Iran.
بازخوانی فقهی نصب داده ها در فضای مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با افزایش به کارگیری رایانه در تمام عرصه های زندگی و همچنین سهولت استفاده از آن و گسترش شبکه جهانی اینترنت، عملیات ها و افعال ناهنجار و مخالف با موازین شرعی و دینی در فضای مجازی می تواند در هر نقطه ای از دنیا به وقوع بپیوندد. یکی از مهم ترین عملیات ها و افعال مجازی مخالف با شرع، غصب داده های الکترونیکی در فضای مجازی است. نگارنده در این تحقیق که به روش تحلیلی توصیفی و با شیوه کتابخانه ای انجام شده است به این نتیجه رسیده است که حکم تکلیفی این نوع از غصب با توجه به ادله ای همچون دلیل عقل، بنای عقلا و اطلاق آیات و روایات وارد شده در زمینه غصب، حرمت است. نیز با استناد به اطلاق ادله ای چون قاعده احترام، قاعده اتلاف و قاعده علی الید می توان حکم وضعی ضمان عین داده ها و منفعت آن را در حق غاصب در فضای مجازی اثبات نمود. در این مقام نمی توان با توجه به وجود قدر متیقن و یا با استناد به انصراف و یا تبادر مال در آیات و روایات به اموال ملموس و فیزیکی مانع از تمسک به اطلاق شد، چرا که قدر متیقن خارجی است و در مقام تخاطب نیست. انصراف نیز از آنجایی که منشأ آن کثرت استعمال نیست، مانع از تمسک به اطلاق نمی شود. استناد به تبادر نیز مورد مناقشات متعددی قرار گرفته است، از جمله اینکه با شمردن تبادر به عنوان علامت حقیقت، نمی توان معنای غیر متبادر را به عنوان معنای مجازی آن واژه دانست.
سقط جنین و اصل اثر دوگانه: بررسی نقادانه ی دیدگاه فیلیپا فوت
حوزههای تخصصی:
تحلیل آموزه ی اثر دوگانه از منظر فیلیپا فوت چشم اندازی تازه برای فهم مسئله ی سقط جنین می گشاید و مبانی ارزیابی اخلاقی اعمال را دگرگون می سازد. نقد او بر تمایز سنتی قصد و پیش بینی تمرکز بحث را از وضعیت ذهنی عامل به ساختار وظایف اخلاقی منتقل می کند و بر تقدم وظایف سلبی بر وظایف ایجابی تأکید می نهد. این جابه جایی مفهومی امکان تمایزی دقیق تر بین انواع اعمال اخلاقاً مجاز و ناروا را فراهم می آورد و نشان می دهد که سنجش اعمال نمی تواند صرفاً بر نیت یا پیامد مبتنی باشد. نظریه ی متأخر فوت درباره ی خیر طبیعی نیز افق تحلیل را از سطح وظایف به سطح غایات زیستی و شکوفایی انسانی ارتقا می دهد و معیار ارزیابی اخلاقی را در پیوند با ساختار طبیعی نوع انسان قرار می دهد. بر این اساس، سقط جنین نه صرفاً به منزله ی پایان دادن به حیات جنین بلکه در پیوند با نقش بارداری، والدگری و غایات بنیادین زندگی انسانی تحلیل می شود. در عین حال، مواجهه ی نقادانه با مهم ترین نقدها، از جمله نقش نیت در ساختار عمل، مسئله ی تقدم وظایف و اتهام مغالطه ی طبیعی گرایانه، نشان می دهد که دیدگاه فوت، با وجود برخی چالش ها، چارچوبی منسجم و غنی برای ارزیابی اخلاقی اعمال مرتبط با زیست پزشکی در اختیارمان می گذارد. نتیجه ی چنین تحلیلی ترسیم تصویری است که در آن نسبت میان طبیعت، هنجار، فضیلت و زندگی انسانی در پرتو مسئله ی سقط جنین به گونه ای نو بازاندیشی می شود.
واکاوی مبانی سوررئالیسم در قصیده الطلاسم ایلیا ابو ماضی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله و هدف: پس از رنسانس، یعنی گذار از فلسفه ارسطویی به فلسفه مدرن، ادبیات معاصر با تبعیت از جریانهای فکری و فلسفی در ابعاد مختلف شکلی و مضمونی دچار تحولات عمیقی شده است و تلاش میکند تا از رویکرد تقلیدی جسته و به دنبال کشف حقایق و کنه اشیا باشد. کلاسیسم، مدرنیسم، سمبولیسم، رمانتیسم، سوررئالیسم و بسیاری دیگر از مکاتب فکری به دنبال چنین رویکرد مواجهگری با نیازهای سنتی فکر و اندیشه در ادبیات و شعر است، اما سوررئالیسم با بازتعریف مفاهیمی مانند عقلوخرد، حیاتوحقیقت به دنبال کشف اسرار و باطن اشیا و حقایق برتر هستی است. این جنبش هنری و ادبی، که در قرن بیستم و در فاصله جنگ جهانی اول و دوم در امتداد دادائیسم در اروپا شکل گرفت، با رهایی از قیود فکری وابسته و غیرمستقل، اندیشهها و مفاهیم را در نقطه صفر تفکر و تعقل جستوجو میکند؛ نقطه صفری که خود سرآغاز همه اسباب بدون دخالت اغیار است. سوررئالیسم با ابزار نیرومند تخیل به دنبال بازگشت به خود فراشناختی انسان است تا با ابزارهای زبانی دیگر مانند اعاده وتکرار، هنجارگریزی، خلق فضاهای مبهم و تصاویر ناآشنا و سرایش ناخودآگاه، به دیدن امور و اشیا از زوایه فراواقعگرایی بپردازد. سوررئالیسم با بازنگری در قوای درونی انسان به دنبال کشف رازها و رمزهاست و آن را در فراسوی علل طلب میکند. شخصیتهایی مانند هگل، افلاطون، فروید و مکاتبی چون سمبولیسم، ایماژیسم، بهویژه فوتوریسم، در پیدایش سوررئال و شکلگیری اولیه آن مؤثر بودند. سوررئالیسم به دنبال برجستهکردن نقش تخیل و عاملیت ضمیر ناخودآگاه در تداعی آزاد معانی است و هنرمند در آثار هنری مبتنی بر سوررئالیسم معتقد است که هنر هرگز با عقل هوشیار حاصل نمیشود، بلکه با کند و سستشدن قوه عقل و تسلط قوه تخیل با محوریت ناخودآگاه نیرومند حاصل میشود. قصیده «الطلاسم» ایلیا ابو ماضی، شاعر قرن بیستم، تجلیگاه مبانی فکری مکتب سوررئالیسم است و هدف این مقاله بررسی و کاوش چیرگی این مبانی در واژگان و بافت معنایی قصیده است.
روششناسی: پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی-توصیفی به موضوع تحقیق پرداخته و از طریق گردآوری اطلاعات با ابزار کتابخانهای (یادداشتبرداری) به دنبال آن است تا با نظر به آثار برجایمانده هنری مرتبط با سوررئالیم به کاوش در مبانی این مکتب در شعر شاعران بنامی چون ایلیا ابوماضی، که دیدگاهی فلسفی به زندگی دارند وجایگاه ویژهای برای قدرت تخیل و ضمیر ناخودآگاه انسان قائلاند، همچنین نگارش خودکار ذهنی دارند، بپردازد. بنابراین، از این رهگذر، شناخت جدیدی از شاعران معاصر حاصل می شود. ترکیبهای واژگانی و مفهومی ویژه، متصف به نگارش خودکار، خیال فراگیر، ابهامات زبانی و مفهومی برآمده از نهاد ناخودآگاه ازجمله تصاویر سوررئالیستی قصیده الطلاسم است که با روش تحلیل و توصیف متن مورد مطالعه و پژوهش قرار میگیرد.
بحث و تحلیل: در آثار شاعران معاصر، نوعی رویکرد و اندیشه آزادیگرا مشاهده میشود که متأثر از مکاتب فلسفی و ادبی حاکم بر جامعه در برهه مشخصی از زمان بوده است؛ این مکاتب ریشه در جریانهای فکری پیش از خود دارد. شاخصه و هسته اصلی این تفکر تقلیدگریزی و درهمشکستن ساختارها و قالبهایی است که فکر و اندیشه انسان را احاطه کرده است. تجلی این رویکرد، در ادبیات و متون شعری، صورتهای مختلفی پذیرفته و روشها و نشانگان متعددی به خود دیده است که کشف و دریافت این نوع تفکر در متون نیازمند تعمق و تأمل دقیق در محتوای اشعار و آثار ادبی است. قصیده الطلاسم از مجموعه اشعار الجداول است. این قصیده لبریز از ترکیبات واژگانی رمزآلود و تعابیر برجسته است و سؤالات فلسفی، تخیلی و فراواقعگرایی درباره وجود و زندگی مطرح میکند. توجه به ضمیر ناخودآگاه و کاویدن ذهن برای کشف حقیقت برتر ازسوی سوررئالها در قرن بیستم دنیای جدیدی برای هنرمند بهوجود آورد که به هنجارشکنی در حیطه همنشینی کلمات و خلق تصاویر ناآشنا انجامید، بهگونهای که ساختارها دچار تحول و تغییر شد و برخی ادیبان و شاعران بهسوی پدیدهای ناشناخته در فراواقعیت متمایل شدند. ایلیا ابو ماضی در همان بیتهای نخستین در قصیده الطلاسم اشارهای گویا به این مضمون دارد و از پدیدههای ناشناختهای سخن میگوید که ذهن را به فضاها و تصاویر سوررئال هدایت میکند. او با بهرهگیری از عناصر واگویی، تکرار لفظ و معنا، سرایش ناخوآگاه، هنجارگریزی در نظام علتومعلول، ازخودبیگانگی و خودفراموشی و خلق فضای ناآشنا و تصاویر مبهم، به دنبال القای درک جدیدی از زیباییشناختی مبنی بر مفاهیم ذهنی است. او برخلاف گذشتگان تلاش دارد تا با موسیقی درونی مفاهیمی را به رشته قلم درآورد و از این طریق ذهن مخاطب را در کشف معناهای گسترده و مفاهیم منتزع همراه و درگیر سازد.
دستاوردها: این پژوهش نشان میدهد که قصیده الطلاسم لبریز از روابط نامألوف میان کلمات و عبارات است و سراینده ابیات آن، با شکستن منطق زبان، راوی مفاهیمی از سرکشی و خردگریزی با خلق تصاویر متناقض و ناآشنا و متصف به گسست زمان است. بنابراین، تفکر سوررئالیسم بسامد نسبتاً بالایی در الطلاسم دارد، اما تأویل واژگانی و مفهومی مبانی سوررئالیسمی یعنی همان برقراری رابطه مستقیم علتومعلولی در عالمی ورای واقعیت عملاً با توجه به چهارچوب محدود فکری و عقلانی انسان میسر نیست. آثار سوررئالیستی با اتکای به تخیل قوی و قدرتمند بشری برای یافتن عللی ورای واقعیت تلاش میکند که این یک جدّوجهد خیالی و هنری برای فرونشاندن عطش ذهن خلاق و فراواقعگرای بشر معاصر است. ایلیا ابوماضی با خلاقیت در طراحی سؤالات چالشبرانگیز در مسائل عمیق هستی و نبوغ خود در تخیّل آزاد، هنجارشکنی و ایجاد روابط جدید میان واژگان توانسته است زبانی غریب و گاهی متناقض بیافریند. کلمات برآمده از ناخودآگاه، هنجارشکنی لفظی و معنایی، تکرار و فراموشی خود، خلق فضاهای ابهامآلود، عناصر غیرمنطقی و تقابل تضادها، همگی دلالت بر سیطره رؤیا و مفاهیم فراواقعگرایی در قصیده الطلاسم دارد.
الگوهای جهان متن، گفتمان و زیرشمول در مجموعه شعری «شاهِدَهُ قَبرٍ مِنْ رخامِ الْکَلِماتِ» یحیی سماوی با تکیه بر نظریه پل ورث(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله و هدف: زبانشناسی شناختی از عناصر اصلی علم زبانشناسی است که برای دریافت پیام به بررسی ارتباط میان ساختار و زبان با متن میپردازد. هر شاعری با توجه به حوزه ادبی و شرایطی که در آن قرار گرفته عناصر ویژهای را که متناسب با مفاهیم مدنظرش است گزینش و میان زبان شعری خویش با مقصود اصلی پیوستگی ایجاد میکند. بررسی هر کدام از ابعاد و لایههای گفتمانی برای رساندن مقصود به مخاطب قابلیت واکاوی دارد. پل ورث از نظریهپردازان مشهور حیطه زبانشناسی شناختی است که نظریهاش جامع و شامل نظریههای پیشین است و با تکیه بر نظریه وی میتوان به درک بهتری از یک اثر ادبی دست یافت. ورث، در نظریه متن خود، مفهوم اساسی زبانشناسی متن و زبانشناسی شناختی را با هم تلفیق و فرایندی را تکمیل میکند که همانند آن در آثار برجسته قبلی مانند مقدمهای بر زبانشناسی متن بوگراند و درسلر (1981م) و آثار ون دایک و کینچ (1983م) وجود ندارد. وی، در رویکرد جهان متن، متن را در سه حیطه جهان متن، جهان گفتمان و جهان زیرشمول کاوش میکند؛ این رویکرد بهدلیل جامعبودن قابلیت بررسی زبانشناسانه آثار ادبی را دارد. یحیی سماوی از شاعران سرآمد دوران معاصر عراق است که زبان شعریاش با مددجستن از عاطفه و خیال قوی شاعرانهاش گاه پیچیده و گاه عامهفهم است و محور اساسی سرودههایش حول محور بیان فجایع و اقداماتی میگردد که ازسوی اشغالگران آمریکایی صورت گرفته و شرایط زندگی در سرزمینش را تحتتأثیر قرار داده است. پژوهش حاضر در پی آن است که با ابعاد زبانشناسی شناختی پل ورث که بر پایه جهان متن، جهان گفتمان و جهان زیرشمول استوار است به بررسی جهانهای سهگانه در اثر «شاهِدَهُ قَبرٍ مِنْ رخامِ الْکَلِماتِ» از یحیی سماوی بپردازد.
روششناسی: پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و براساس رویکرد الگوهای جهانهای متن، گفتمان و زیرشمول پل ورث به بررسی مجموعه شعری «شاهِدَهُ قَبرٍ مِنْ رخامِ الْکَلِماتِ» یحیی سماوی پرداخته است.
بحث و تحلیل: زبانشناسی شناختی یکی از راههای اندیشیدن در ادبیات است که از منظر زبانشناسی به بررسی متون ادبی میپردازد. پل ورث (Paul Werth)، نظریهپرداز معاصر، در رویکرد جهان متن، متن را در سه حیطه جهان متن، جهان گفتمان و جهان زیرشمول کاوش کرده؛ این رویکرد بهدلیل جامعبودن قابلیت بررسی زبانشناسانه آثار ادبی را دارد. از آنجایی که نقد ادبی بهدلیل محدودیتهایی قادر به اتصال جهان متن به جهان خواننده و بررسی همه زوایای یک متن نیست، از این رهگذر نیازمند به نظریهای است که از دیدگاه علمی و خلاقیت ادبی بتواند وارد فضای متن شود و نظریه پل ورث این امکان را فراهم میسازد. یحیی سماوی با توجه به اشغال سرزمینش ازسوی آمریکاییها، که شرایط جامعه را دچار خفقان کرده، مفاهیم بنیادی و اساسی اشعارش را با شیوههای شاعرانه و ادبی پوشانیده است. بررسی مجموعه شعری «شاهدهُ قبر مِن رُخامِ الکلمات» اثر سماوی براساس رویکرد شعرشناسی شناختی پل ورث به مخاطب در دریافت مفاهیم اساسی شعر کمک شایانی میکند.
دستاوردها: با شناسایی عناصر جهان متن در این اثر، سیر اصلی و هدف بنیادی شاعر بهتصویرکشیدن وضعیت سرزمینش بهدست اشغالگران است. زمان در این اثر بیشترین بسامد را در گریز به گذشته و جلورفت دارد که دلیل آن قراردادن مخاطب در اتفاقات گذشته و ایجاد امید و تشویق به استقامت و تصویرسازی آیندهای روشن برای گفتهخوانان است. مکان در این مجموعه همواره در حال تغییر است و بیشتر حس خفقان و درد و اندوه را با خود به همراه دارد و از آنجایی که مکان زندگی شاعر اشغال شده است، بیشترین توجه را به این عنصر جهانساز دارد. شاعر، در جهان گفتمان، اطلاعات آنی از مفهوم مدنظرش را در اختیار خواننده قرار داده و مخاطب را با خاطرات، امیال و اهداف خویش آشنا ساخته و وارد عرصه شعری خویش کرده است. وی در جهان متن با استفاده از عناصر جهانساز به سرودههایش گستره معنایی بخشیده و بخشی از بازنمایی جهان متن را در محور گروههای گزارهگستر قرار داده که بسامد متن تعلیمی بهدلیل هدفگستر بودن اثر حاضر بیشتر است. هر سه بُعد جهان زیرشمول در این مجموعه وجود دارد و شاعر در بُعد اشاری از نظر زمانی عقبرفت و جلورفت دارد و شخصیتها را از اول شخص به سوم شخص تغییر میدهد.
بررسی بازتاب برخی از مضامین شعر شافعی در آینه ادب فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله و هدف: محمد بن ادریس شافعی (146–204ﻫ.ق) ملّقب به «ابوعبدالله» و معروف به «امام شافعی» با نام کامل محمدبن ادریس بن عباس بن عثمان بن شافع بن سائب بن عبید بن عبد یزید بن هاشم بن عبدالمطلب بن عبد مناف، از مشهورترین ائمه چهارگانه اهل سنّت و امام شافعیان بوده که در جوانی طبعی لطیف داشته و اشعار پرمحتوا و طرفه میسروده است. وی در فصاحت و بلاغت زبانزد روزگار خویش بوده و در دنیای شعر نیز خود را برتر از لبید (شاعر معروف عرب که معلّقهای نیز در کعبه داشته) میدانسته و در این رابطه گفته است: «اگر شعر از شأن فقها نمیکاست، من از لبید شاعرتر بودم». البته چنین ادعایی از جانب وی اصلاً گزاف نبوده، زیرا زعفرانی در این مورد گفته است: «هرگز کسی را فصیحتر و داناتر از شافعی ندیدهام. روزی گروهی از اعراب را دیدم که به محضر وی میرفتند. یکی از بزرگان حاضر در مجلس درس شافعی رو به آنها کرد و گفت: شما که علم نمیآموزید، چرا به جلسات درس ابن ادریس میآیید؟ گفتند: میآییم تا سخنانش را بشنویم، چون ما شیفته سخنگفتن او هستیم». اما شافعی بعدها، بر اثر پند عتابآمیز پیری خردمند، شعر را رها کرد و به فقه روی آورد و از آن پس دیگر شاعری را در شأن یک فقیه نمیدید. بههمین دلیل، وی هرگز اهتمام به تدوین دیوان اشعار خویش ننمود و اشعارش اغلب توسط راویان به تذکرههای یاقوت حموی، ابن خلکان، دمیری، فخر رازی، مسعودی، ابن ندیم و برخی از کتب تراجم دیگر راه یافته است. تأثیر فقه و شعر شافعی بر شعر و ادبیات فارسی و نقش شاعران نامدار فارسیزبان شافعی مذهب، یعنی نظامی، خاقانی، سعدی و حافظ در معرّفی آن فقیه پرآوازه، به جامعه اسلامی ایران، بر اعراب و ایرانیان پوشیده نیست. میتوان ادعا کرد که شافعی میان حکیمان و شاعران کهن عرصه ادب فارسی با اقبال بینظیری روبهرو بوده و دلیل چنین اقبالی تسلّط وی بر شعر و ادبیات بوده است. مضامین شعر عربی شافعی فاخر و درخور توجه بوده اما اشعار او تقریباً از صنایع ادبی و محسنّات لفظی خالی است. شعر او بیشتر از نوع مقطّعات و سراسر ابیات آن در مورد مضامین اخلاقی بوده و این خود گواه آن است که فقه شافعی بر شعر شافعی مقدّم بوده و شعر از نگاه وی تنها وسیلهای برای بیان مقاصد دینی و اخلاقی بوده و هرگاه حق سخن ادا میشده از اطالهکلام پرهیز میکرده است. بااینحال، شافعی مترجمان خوشقریحهای در عرصه زبان و ادب فارسی داشته است، بهطوری که بسیاری از مضامین آثاری همچون خمسه نظامی، دیوان خاقانی، گلستانوبوستان سعدی، دیوان حافظ و... ترجمه فارسی رساله و دیوان اشعار شافعی است. هدف از تدوین مقاله حاضر نیز بررسی برخی مضامین مشترک دیوان شافعی و دواوین و آثار شاعران و نویسندگان مذکور است.
روششناسی: مقاله پیشرو با روش مطالعات کتابخانهای و رویکرد توصیفی تحلیلی به بررسی بازتاب برخی مضامین شعر شافعی در آثار چهار شاعر برجسته ادب فارسی، یعنی خاقانی، نظامی، سعدی و حافظ پرداخته است.
بحث و تحلیل: در حوزه ادبیات غنایی، شاعرانی همچون نظامی، خاقانی، سعدی و حافظ برخی مضامین آثار خود را از دیوان اشعار محمدبن ادریس شافعی (پیشوای مذهب شافعی) اقتباس نمودهاند. این اقتباس بهصورت ترجمه اشعار عربی به فارسی و آراستن آنها با مضامین علمی، انواع صنایع و آرایههای ادبی، در شعر فارسی نمایان شده است. درواقع، میتوان ادعا کرد که شعر شافعی همچون دختری عرب، زیبا، ساده و بیآلایش است که فقه شافعی نقاب بر چهرهاش افکنده و او را از انظار مردمان نهان کرده است، اما وصف جمال آن زیبارو به آثار بزرگان هرعصری راه یافته و سالها پس از مرگ شافعی به گوش مشاطّهگران شعر فارسی در بلاد پارس رسیده است. آنها نیز نقاب از رخسار آن دختر زیباروی عرب برداشته و او را در نهایت عزّواحترام به سرزمین پارس آورده، بر اندام موزونش، حله هزارنقش و هزاررنگ پارسی پوشانده و به هفتقلم فقه، طب، نجوم، ریاضیات، فلسفه، عرفان و تصوّف آراسته و پریرخساری بیبدیل با نام «شعر فارسی» را به جهانیان معرفی کردهاند. یکی از مضامین مشترک شعر شافعی و گلستان سعدی حکایت معروف «فقیه کهنجامه تنگدست» است که سعدی آن را از دیوان شافعی برگرفته و خود شافعی نیز همان فقیه عالم و ژندهپوش حکایت سعدی است. مصراع بسیار مشهور «چهار تکبیر زدم بر همه هرچه که هست» نیز از مضامین مشترک شعر شافعی و دیوان حافظ است، حال آنکه همگان میپندارند که حافظ آن را از رساله فقهی ابن ادریس اقتباس کرده است.
دستاوردها: محمدبن ادریس شافعی یکی از فقهای چهارگانه اهلسنّت است که دستی نیز بر شعر داشته و برخی مفاهیم ادب کهن فارسی متأثر از شعر او است. شعرای پرآوازه شافعی مذهب پارسیزبان؛ نظامی، خاقانی، سعدی و حافظ، نهتنها در وادی مذهب، که در دنیای ادبیات و شعر نیز پیرو ابن ادریس بوده و مضامین بسیاری را از دیوان اشعار وی اخذ کردهاند. آنها مفاهیمی مانند تلاشوکوشش، چهار تکبیر، افشای اسرار، کسب دانش در جوانی، نکوهش خنده بسیار، نکوهش حسادت، دوست روزگار پریشانی و شیوه برخورد با دوستانِ دشمنان را از اشعار عربی شافعی اقتباس و به فارسی ترجمه نموده و در آثار ادبی خویش متجلّی ساختهاند. البته، میان شاعران موردبحث مقاله حاضر، نظامی همواره با نظرات شافعی موافق بوده و آنها را تأیید کرده است، اما سعدی و حافظ در برخی موارد با عقاید ابن ادریس مخالف بوده و نظرات خود را در مورد موضوع موردبحث ارائه کردهاند.
سقط جنین از منظر اخلاق اسلامی (تحلیلی انتقادی از رویکردها و ابعاد اخلاقی)(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این مقاله با هدف تبیین سقط جنین از منظر اخلاق اسلامی و تحلیلی انتقادی از رویکردها و ابعاد اخلاقی آن تدوین یافته و با روش توصیفی، تحلیلی، انتقادی و به شیوه اسنادی، در پی پاسخ به این سؤالات است که سقط جنین از منظر اخلاق اسلامی چه جایگاهی دارد؟ رویکردهای اخلاقی سقط جنین کدامند؟ در چه صورت سقط جنین از منظر اخلاقی مجاز است؟ یافته های پژوهش حاکی از این است که در سقط جنین سه رویکرد جوازمطلق و عدم جواز مطلق و قول به تفصیل مطرح است. از آنجایی که در اسلام، خالق هستی و مالک حقیقی، خداست و هیچ کس جز خدای متعال، مالک حیات انسان و یا دیگران نیست؛ از منظر اخلاق اسلامی، سقط جنین جایز نیست و تفاوتی بین حلول روح و عدم آن در جنین وجود ندارد؛ زیرا جنین از لحظه انعقاد نطفه، انسانی بالقوه است. در اکثر نظام های اخلاقی غیردینی، سقط جنین مجاز و امری ضداخلاقی محسوب نمی شود؛ زیرا این امر با مبانی سودگرایی، لذت گرایی، راحت طلبی و مسئولیت گریزی و... انسان سازگار است. اما در نظام اخلاقی اسلام، افزون بر اینکه جنین یک انسان است، تاثیر سقط جنین بر شخصیت فاعل اخلاقی و نقش آن در نیل به کمال یا سقوط اخلاقی او و نیز تاثیر آن بر جنبه روحانی و ارزش های معنوی و کمال حقیقی او مورد تاکید است.
بررسی پیوند معصومان با قرآن به لحاظ حکمی در روایات اقسام آیات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم حدیث سال ۳۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۱۶)
2 - 29
حوزههای تخصصی:
پیوند معصومان با قرآن مقوله ای است که در مطالعات تفسیر روایی اهمیتی ویژه دارد. شناخت این پیوند مبنای اصلی پایه ریزی تفسیر امام محور است. این نوع تفسیر به دنبال آن است که نمادهای آیات قرآن یعنی معصومان، دوستان یا دشمنان ایشان را نشان دهد. پیوند معصومان با قرآن به لحاظ حکمی در روایات اقسام آیات نمود یافته است. بر طبق این روایات حدود ثلث یا ربع آیات قرآن در مورد معصومان، دوستان یا دشمنان ایشان نازل شده است. به رغم آثار ارزشمند نگاشته شده در زمینه پیوند معصومان با قرآن، این پیوند از این حیث مورد بررسی قرار نگرفته است. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی تحلیلی، ابتدا به بررسی اعتبار روایات اقسام آیات در ساحت سند و سپس به بررسی این اعتبار در ساحت متن پرداخته است. بررسی ها نشان می دهد اندیشمندان نسبت به این روایات سه موضع پذیرش، انکار و استبعاد را اتخاذ کرده اند که دیدگاه مختار در این پژوهش، دیدگاه اول است. در این دیدگاه اعتقاد بر آن است که این روایات کثرت نقل و قوت دلالت دارند، لذا می توان آن ها را در شمار روایات معتبر به حساب آورد. به استناد تبیینی که از این روایات صورت می پذیرد، شبهات انکاری و استبعادی نسبت به مدلول این روایات قابل رفع است.
غلوآمیز بودن روایات تفاسیر عیاشی و قمی از ادعا تا واقعیت در نقد مقاله «واکاوی و نقد روایات غلوآمیز درباره امامان»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم حدیث سال ۳۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۱۶)
113 - 134
حوزههای تخصصی:
دو تفسیر عیاشی و قمی از جمله تفاسیر متقدم است که شامل مضامین مختلف از جمله مسایلی مربوط به امامت است. زمان رویارویی با احادیث امامتی پیراستگی روایات از مسائل مربوط به غلو اهمیت بسزایی دارد. از این جهت بررسی روایاتی که در این دو تفسیر وارد شده و احتمال برداشت غلوآمیز از آنها می رود نقش مهمی در فهمیدن آموزه های صحیح امامتی را ایفا می کند. از جهت دیگر عدم تشخیص درست باعث از بین بردن بخشی از این میراث حدیثی است. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی و با ابزار کتابخانه ای به نقد و بررسی بخشی از مقاله ی« واکاوی و نقد روایات غلوآمیز درباره ی امامان در دو تفسیر عیاشی و قمی» پرداخته است. در نهایت مشخص گردید که با ترجمه ی دقیق، اطلاع از روایات هم مضمون، تاویل درست، استفاده از نظرات عالمان حدیث، بررسی تقطیعات، بررسی و رفع تعارضات میتوان برخی آموزه های امامتی که در دیدگاه ابتدایی برداشت غلوآمیز از آنها می شود از این روایات پیراسته شود.
تبارشناسی اندیشه سیاسی گروه های تکفیری در جهان اسلام؛ تحلیل گفتمان با روش میشل فوکو(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
تاریخ اسلام سال ۲۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۱)
196 - 175
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، تحلیل ریشه های تاریخی و گفتمانی اندیشه های تکفیری در جهان اسلام با استفاده از روش های «دیرینه شناسی» و «تبارشناسی» میشل فوکو است. این گروه ها با رفتارهای خشونت آمیز، تفسیرهای متعصبانه و ظاهرگرایانه از متون دینی، تکفیر دیگر فرق اسلامی (به ویژه شیعیان) و نیز استفاده ابزاری از رسانه برای نمایش خشونت، نه تنها امنیت جوامع را تهدید می کنند، بلکه بازخوانی انتقادی مبانی فکری آنان را ضروری ساخته اند. این پژوهش با تکیه بر مفاهیم فوکویی مانند: پیوند قدرت و دانش، گسست های تاریخی و نقش گفتمان در ساخت سوژه، در پی آن است که چگونگی تبدیل ایده های نخستین به گفتمان مسلط تکفیر را تبیین نماید. چارچوب نظری استفاده شده در این مقاله، تبارشناسی و دیرینه شناسی میشل فوکو است. در روش تبارشناسی، تاریخ را نه به مثابه روایتی خطی، بلکه به عنوان میدانی از گسست ها، تقابل ها و بازسازی های گفتمانی می داند که در آن، «قدرت» و «دانش» در هم تنیده اند. از نگاه او، حقیقت، امری ثابت نیست؛ بلکه برساخته ای است که در بستر روابط قدرت شکل می گیرد و از طریق گفتمان ها تثبیت می شود. دیرینه شناسی نیز به کاوش در لایه های پنهان گفتمان ها می پردازد و نشان می دهد که چگونه ایده های حاشیه ای در شرایط خاص تاریخی، به گفتمان مسلط تبدیل می شوند. این دو روش، به ما امکان می دهند تا با ردگیری تحولات گفتمانی، چگونگی شکل گیری اندیشه تکفیر را از مفاهیم اوّلیه در تاریخ اسلام تا ظهور گروه هایی مانند داعش تحلیل کنیم. کلیدواژه های فوکویی مانند «اپیستمه» (نظام دانشی یک دوره)، «سوژه» (فردی که تحت تأثیر گفتمان ها شکل می گیرد)، و «رژیم حقیقت» (نظامی که مشروعیت خود را از تولید دانش می گیرد)، ابزارهای تحلیلی قدرتمندی برای درک ماهیت گروه های تکفیری هستند. این گروه ها با ایجاد مرزهای سفت و سخت بین «خودی» و «غیرخودی»، سوژه ایده آل خود را می سازند و هرگونه تفاوت را از دایره «حقیقت» خارج می کنند. تبارشناسی اندیشه تکفیر، ما را به آموزه های ابن تیمیه (قرن ۷-۸ق) می رساند. وی با تأکید بر بازگشت به سلف صالح و نفی هرگونه تأویل در متون دینی، مرزهای هویتی سخت گیری را بین مسلمانان ترسیم کرد. او مخالفان فکری خود، از جمله شیعیان و صوفیان را «بدعت گذار» و خارج از اسلام می دانست و مشروعیت خشونت علیه آنان را تبلیغ می نمود. اگرچه این ایده ها در زمان او عمدتاً طرد شدند، اما به مثابه «دانش زیرزمینی»، در حافظه جمعی بخشی از جهان اسلام باقی ماند. در قرن ۱۸ میلادی، محمدبن عبدالوهاب با احیای اندیشه های ابن تیمیه و اتحاد با خاندان سعودی، گفتمان تکفیر را از حاشیه به متن قدرت کشاند. او با تکیه بر تفسیر ظاهرگرایانه از توحید، تمامی مظاهر فرهنگیِ پس از سلف صالح (مانند زیارت قبور و توسل) را شرک تلقی کرد و پیروانش را موظف به نابودی این «انحرافات» ساخت. این اتحاد دین و سیاست، سنگ بنای حکومت سعودی و گسترش وهابیت به عنوان گفتمان مسلط در شبه جزیره عربستان شد. در قرن بیستم، عوامل متعددی به بازتولید گفتمان تکفیر دامن زدند. فروپاشی امپراتوری عثمانی و استعمار، باعث تضعیف خلافت اسلامی شد و تقسیم جهان اسلام به دولت های ملی، بحران هویتی ایجاد کرد که گروه های تکفیری با وعده بازسازی امت واحد اسلامی، از آن سوءاستفاده نمودند. حمایت غرب و عربستان از گروه های جهادی در افغانستان علیه شوروی، به شبکه هایی مانند القاعده مشروعیت بخشید. گروه هایی مانند داعش با استفاده از ویدیوهای خشونت، نه تنها ترس را منتشر کردند، بلکه با ساختن روایتی حماسی از «جهاد»، جوانان محروم را به سوژه های مطیع گفتمان خود تبدیل نمودند. این گروه ها با الهام از وهابیت و تفسیری افراطی تر از ابن تیمیه، «تکفیر» را به ابزاری برای حذف هر صدای مخالف تبدیل کردند. آنان با انکار مرجعیت دینی سایر فرق، خود را تنها نمایندگان «اسلام ناب» معرفی می کنند و هرگونه تعامل با نظام های سیاسی غیراسلامی را خیانت می دانند. خشونت آنان صرفاً ابزاری برای ترور نیست؛ بلکه نمایشی نمادین برای اثبات حاکمیت «رژیم حقیقت» خود بر جهان اسلام است. از منظر فوکو، سوژه های انسانی، نه موجوداتی خودمختار، بلکه محصول گفتمان ها و روابط قدرت هستند. گروه های تکفیری با ایجاد شبکه ای از مفاهیم (مانند: جهاد، خلافت و تکفیر)، سوژه هایی می سازند که هویت خود را در نابودی «دیگری» تعریف می کنند. این سوژه ها با انکار عقلانیت انتقادی و تقلید کورکورانه از رهبران، به ابزارهایی برای تداوم خشونت تبدیل می شوند؛ به عبارت دیگر، تکفیری ها نه تنها بدن ها را نابود می کنند، بلکه با بازتعریف «حقیقت»، ذهنیت جامعه را نیز به اشغال درمی آورند. یافته های این پژوهش نشان می دهد که اندیشه تکفیر، برساخته ای تاریخی است که در تقاطع دین، قدرت و بحران های هویتی شکل گرفته است. اگرچه این گفتمان در کوتاه مدت با توسل به خشونت، خود را بازتولید می کند، اما تناقض ذاتی آن (نفی تکثر ذاتی اسلام) مانعی اساسی برای تداوم آن است. مقابله با این پدیده، مستلزم تقلیل ایدئولوژی تکفیر به جایگاه حاشیه ای آن از طریق بازخوانی انتقادی تاریخ و ترویج گفتمان های جایگزین مبتنی بر عقلانیت و مدارا است.
بررسی پیدایش و تحولات فلسفه تعلیم و تربیت در حوزه علمیه قم در سده اخیر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تربیت اسلامی سال ۲۰ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۵۴
41 - 77
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: حوزه های علمیه در هر دوره ای متناسب با شرایط آن دوره و امکانات و مقدورات موجود به تبلیغ و ترویج دین و اخلاق و معنویت و تعلیم و تربیت مردم اهتمام داشته اند. نیروی مورد نیاز برای انجام این وظایف شامل معلمان، مبلغان، ائمه جماعات و ائمه جمعه را تربیت می کردند و با تأسیس مدارس و مکتب خانه ها به تربیت مردم همت می گماشتند. بررسی گذرا نشان می دهد که حوزه های علمیه علاوه بر فعالیت های تربیتی، در زمینه پژوهش و تولید علم در زمینه تربیت نیز پیشگام بوده اند و آثاری در زمینه اخلاق و تربیت اخلاقی، آداب و اخلاق تعلیم و تعلم، روش های تربیت و مانند آن تولید کرده اند.
حوزه علمیه قم از زمان بازتأسیس توسط حاج شیخ عبدالکریم حائری به تعلیم و تربیت توجه داشته و در دو جنبه عملی و نظری فعال بوده است. هدف این مقاله این است که با رویکرد و نگاه تاریخی نقش حوزه علمیه قم در سده اخیر در شکل گیری و تحولات فلسفه تعلیم و تربیت را بررسی کند. پرسش این مقاله این است که حوزه علمیه قم در سده اخیر چه نقشی در پیدایش فلسفه تعلیم و تربیت به عنوان یک رشته علمی داشته است و در این فرایند چه تحولاتی رخ داده است؟
روش تحقیق. روش تحقیق این مقاله تاریخی-تحلیلی است؛ بدین معنا که با استفاده از داده های اسنادی و کتابخانه ای، سیر پیدایش، تحول و تعمیق فلسفه تعلیم و تربیت در حوزه علمیه قم در سده اخیر مورد بررسی قرار گرفته است. با تحلیل روندها، اسناد رسمی، آثار منتشرشده در حوزه و دانشگاه، و تحولات نهادی مانند تأسیس دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، مسیر نظری و نهادی این تحول بازسازی و ترسیم شده است. تمرکز اصلی بر واکاوی محتوای متون علمی، مصوبات سیاستی و آثار علمی شاخص در هر دوره تاریخی بوده و تلاش شده است تا با رویکردی توصیفی-تحلیلی، تصویری منظم و تطبیقی از رشد دانش فلسفه تعلیم و تربیت در این نهاد علمی ارائه شود.
مفهوم شناسی. فلسفهٔ تعلیم و تربیت عبارت است از بررسی تعلیم و تربیت با روش فلسفی و بر پایهٔ مفروضات و یافته های فلسفی. این تعریف بر این فرض استوار است که مضاف الیه فلسفه در «فلسفهٔ تعلیم و تربیت» «عمل یا فرایند» تربیت است. اما اگر مضاف الیه آن دانش تعلیم و تربیت باشد، تعریف آن عبارت است از: بررسی مفروضات، روش، اعتبار یافته ها و بررسی کارکرد آن علم. در این صورت، فلسفهٔ تعلیم و تربیت دانشی درجه دوم خواهد بود. آنچه رایج است همان تعریف اول است؛ زیرا در کاربرد رایج فلسفه تعلیم و تربیت همان معنای اول یعنی فلسفه عمل تعلیم و تربیت مراد است.
یافته ها، حوزه علمیه قم و فلسفه تعلیم و تربیت. مباحث تربیتی در حوزه علمیه قم از زمان بازتأسیس مطرح بوده است. به ویژه بحث تربیت اخلاقی و تربیت دینی بسیار مورد توجه بوده است. اما علوم تربیتی جدید چندان مورد توجه نبوده است. فلسفه تعلیم و تربیت یکی از دانش های علوم تربیتی است که از دیگر دانش های تربیتی جوان تر است و سابقه آن در دنیا به صد سال هم نمی رسد. طبیعی است که نباید انتظار داشته باشیم سابقه ای طولانی در حوزه علمیه قم داشته باشد. با این حال، می توان برای فلسفه تعلیم و تربیت درحوزه علمیه قم سه دوره را مطرح کرد:
۱. دوره زمینه سازی و آمادگی (پیش از ۱۳۷۲). شهید مطهری از پیشگامان طرح مباحث تعلیم و تربیت اسلامی با رویکردی فلسفی در حوزه علمیه قم بود. او در دهه ۵۰ سخنرانی هایی با عنوان «تعلیم و تربیت در اسلام» برای دبیران و پزشکان ایراد کرد که بعدها به صورت کتاب منتشر شد. مطهری در این آثار به موضوعاتی مانند تربیت عقلانی، پرورش استعدادها، تربیت اخلاقی، کرامت نفس و عوامل مؤثر در تربیت پرداخت. اگرچه او این مباحث را مستقیماً فلسفه تعلیم و تربیت نخواند، اما پایه ای شد برای توجه جدی تر به این رشته پس از انقلاب فرهنگی.
پس از انقلاب اسلامی، امام خمینی با تأکید بر خطر وابستگی فرهنگی، خواستار تحولی بنیادین و جایگزینی فرهنگ اسلامی به جای فرهنگ استعماری در دانشگاه ها شد. ایشان بر استقلال دانشگاه از شرق و غرب و تربیت نیروهای متعهد و خدوم تأکید کردند. در پی این فرامین، «ستاد انقلاب فرهنگی» در خرداد ۱۳۵۹ تشکیل شد.
مأموریت اصلی این ستاد، اسلامی کردن دانشگاه ها از طریق گزینش استادان و دانشجویان، بازنگری منابع درسی (به ویژه در علوم انسانی) و تغییر مدیریت دانشگاه ها بود. به دنبال دستور امام برای بهره گیری از تخصص حوزه های علمیه، «دفتر همکاری حوزه و دانشگاه» در سال ۱۳۶۱ تحت نظارت جامعه مدرسین قم و با ریاست آیت الله مصباح یزدی تأسیس شد. هدف این نهاد، توسعه پژوهش برای تبیین دیدگاه های اسلامی در علوم انسانی و ایجاد تعامل بین مدرسین حوزه و دانشگاه بود که منجر به تشکیل گروه های کاری در رشته های مختلف از جمله علوم تربیتی گردید.
۲. دوره شکل گیری و تثبیت (۱۳۷۲-۱۳۸۲). در دوره شکل گیری و تثبیت فلسفه تعلیم و تربیت در حوزه علمیه قم (۱۳۷۲-۱۳۸۲)، تمرکز اصلی بر بومی سازی این رشته بود. نقطه عطف این حرکت، انتشار کتاب «درآمدی بر تعلیم و تربیت اسلامی (۱): فلسفه تعلیم و تربیت» در سال ۱۳۷۲ توسط گروه علوم تربیتی دفتر همکاری حوزه و دانشگاه بود. این اثر، به عنوان اولین کتاب با رویکرد بومی و غیرترجمه ای، مباحثی چون مفهوم، ماهیت و اهداف تربیت را با استناد به منابع اسلامی بررسی کرد و با استقبال گسترده مواجه شد.
جلد دوم این مجموعه با عنوان «اهداف تربیت از دیدگاه اسلام» در سال ۱۳۷۶ منتشر شد و اهداف غایی (مانند قرب به خدا) و واسطه ای را در چهار عرصه رابطه انسان با خدا، خود، دیگران و طبیعت تبیین کرد. به موازات این تلاش های تألیفی، آثار مهم غربی نیز ترجمه شدند تا دانش حوزه نسبت به مکاتب فلسفی غرب تعمیق یابد. همچنین، مجموعه ارزشمند «آرای دانشمندان مسلمان در تعلیم و تربیت» با بررسی اندیشه های حدود ۳۰ متفکر برجسته اسلامی، به مرجعی معتبر تبدیل شد. این تلاش های جمعی، زمینه شکل گیری و تثبیت دانش بومی فلسفه تعلیم و تربیت را در حوزه علمیه قم فراهم آورد.
۳. دوره شکوفایی و تعمیق (۱۳۸۳-۱۴۰۰). در دوره شکوفایی و تعمیق فلسفه تعلیم و تربیت در حوزه علمیه قم (۱۴۰۰-۱۳۸۳)، مفهوم «بومی سازی» به وضوح معادل «اسلامی سازی» تعریف شد و آثار تولیدشده از نظر عمق و غنای محتوایی به بلوغ قابل توجهی رسیدند. این دوره شاهد گشایش افق های جدیدی بود، از جمله پرداختن به «مکتب ها و گرایش های تربیتی در تمدن اسلامی» و تدوین «فلسفه های تعلیم و تربیت اسلامی» براساس مکاتب فلسفی مشاء، اشراق و حکمت متعالیه.
آثاری مانند ترجمه کتاب «مکتب ها و گرایش های تربیتی در تمدن اسلامی» و مجموعه های چندجلدی «فلسفه تعلیم و تربیت مشاء» و «فلسفه تعلیم و تربیت اشراق» منتشر شدند که به بررسی نظام مند مبانی انسان شناختی، معرفت شناختی و ارزش شناختی این مکاتب و استخراج نظریه های تربیتی متناظر با آنها پرداختند. همزمان، تأکید مقام معظم رهبری بر لزوم «تحول بنیادین» در آموزش و پرورش و تدوین سند ملی مبتنی بر فلسفه ای بومی، نقش محرک قدرتمندی ایفا کرد.
در پاسخ به این نیاز، دو اثر شاخص با عنوان «فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی» توسط مؤسسه امام خمینیe و پژوهشگاه حوزه و دانشگاه منتشر شد. این کتب با استناد به منابع اصیل اسلامی و فلسفه اسلامی، به تبیین مبانی، اهداف، اصول، ساحت ها و مراحل تربیت پرداختند و الگوهای جامعی ارائه دادند. یکی از این کتب با تعریف ۱۸ ساحت تربیتی در قالب روابط چهارگانه انسان، به منبعی درسی در دانشگاه فرهنگیان تبدیل شد. این دوره، نقطه اوجی در شکل گیری یک نظام فکری منسجم و بومی برای تعلیم و تربیت بود.
۴. دوره گسترش و کاربرد (۱۴۰۱ تاکنون). در دوره گسترش و کاربرد (۱۴۰۱ تاکنون)، فلسفه تعلیم و تربیت در حوزه علمیه قم به سمت بررسی فلسفی ساحت های خاص تربیت مانند تربیت دینی و زیبایی شناختی حرکت کرده است. کتاب های «فلسفه تربیت دینی» و «تربیت زیبایی شناختی از دیدگاه اسلام» که در سال ۱۴۰۲ منتشر شدند، نمونه های بارق این جریان هستند که مبانی، اهداف و اصول هر ساحت را به طور مجزا تحلیل می کنند.
نتیجه گیری. حوزه علمیه قم با تحولی معرفتی، از رویکرد سنتی به سمت تولید دانش نظام مند در فلسفه تعلیم و تربیت حرکت کرده است. این تحول با تدوین آثار بومی مبتنی بر قرآن، روایات و حکمت اسلامی، و نقش نهادهایی مانند دفتر همکاری حوزه و دانشگاه محقق شده است. دستاوردهای این جریان، الگویی برای سایر علوم انسانی فراهم آورده و می تواند مبنای تحول بنیادین در نظام آموزشی کشور قرار گیرد، چراکه اهدافی مانند قرب به خدا و تعادل در روابط چهارگانه انسان را محور قرار داده است.