۱.
زیست انسان در هر یک از دو نظام فطری و تخیلی و به تناسب آنها، بینش ها، گرایش ها و کنش های مختلفی را برایش رقم می زند. یکی از راه های تبیین عقلانی پدیده حجاب و بی حجابی، توجه به آثار و پیامدهای حضور انسان در هر یک از دو جهان فطری و تخیلی است. «جهان فطری» و «جهان تخیلی» از مفاهیم کلیدی است که علامه طباطبایی به آنها توجه کرده و بسیاری از مسائل اجتماعی را می توان با نظر به آن بررسی کرد. بررسی آثار حجاب و بی حجابی با رویکرد اجتماعی و مبتنی بر دو مفهوم مذکور، و در شانزده مقوله و با روش اسنادی و تحلیلی مورد توجه این مقاله است. برخی از این مقولات عبارتند از: پیوستاری و گسست با دیگر اجزای زیست انسانی، نشان نمادین داشتن، هویت سازی، تناسب و تناقض داشتن اجزای درونی، حمایت و ستیز داشتن، ارتباط آن با نگاه انسانی و جنسیتی، کنترل و رهائی، گوارایی و گریزانی ازدواج، تحکیم و تزلزل خانواده، امنیت و تهدید، اصالت و سیالیت، عزت و انفعال، کارآمدی، ویژگی امر سیاسی و افزایش و کاهش مقاومت اسلامی.
۲.
تبلیغ دینی به مثابه رسالت محوری انبیای الهی و عنصر هویتی بنیادین حوزه علمیه، همواره نقشی اساسی در حفظ و گسترش آموزه های اسلامی ایفا کرده است. در متون دینی، تبلیغ وظیفه ای الهی و راهبردی برای هدایت بشر دانسته شده و مورد تأکید قرار گرفته و از دیرباز در ساختار علمی و اجتماعی حوزه های علمیه جایگاه ویژه ای داشته است. با این حال، در دوران معاصر، مشاهده می شود که تبلیغ در اولویت های پایین تری قرار گرفته و این تغییر نگرش، به ویژه در سطح آموزش، پژوهش و تهذیب، منجر به کاهش توجه به تبلیغ شده و تأثیرگذاری آن در تحولات اجتماعی و فرهنگی جامعه اسلامی را کاهش داده است. پژوهش حاضر، با استفاده از روش تحلیل مضمون و مدل تحلیل لایه ای علت ها (CLA)، ابعاد و علل این پدیده را در چهار سطح لیتانی، ساختاری، گفتمانی و استعاری بررسی می کند. یافته ها نشان می دهد در سطح لیتانی، نشانه هایی مانند اصالت فقاهت در نظام آموزشی، حاشیه نشینی آموزش تبلیغ و گسست تبلیغ از زمانه مشاهده می شود. در سطح علل اجتماعی؛ عللی نظیر؛ نظام ارزشی حاکم بر حوزه، تغییرات فضایی مدارس، و ضعف پشتیبانی، در لایه گفتمانی؛ مواردی همچون؛ بسیط انگاری تبلیغ، فهم نامتوازن از مردم پایه بودن آن و در سطح استعاری و نمادین، مواردی نظیر؛ «منبریّ»، «آخرین پناهگاه ناکامان» به دست آمده است. این نتایج نشان می دهد که اعاده جایگاه تبلیغ دینی در برنامه های حوزه های علمیه تاثیرات شگرفی در باسازی هویت دینی جامعه اسلامی و مقابله با چالش های ملی، جهانی و همچنین ایجاد حرکت های عمومی در جهت اقامه حدود الهی و صدور گفتمان اسلامی به سایر جوامع معاصر داشته باشد
۳.
ساحت های گوناگونی را می توان برای علوم مختلف برشمرد. توجه به این ساحات و لوازم آن می تواند تمایز میان علوم اجتماعی اسلامی و علوم اجتماعی غربی را روشن سازد. تأمل در ساحت های گوناگونِ علوم برای پژوهشگرانی که علم دیگری را تمنا می کنند، ضروری به نظر می رسد. اساساً غور در چیستی علم، حدود و ثغور آن و ساحت های متفاوت آن، شرط هر گونه پژوهشگری در این مسیر است. اکنون، آیا در تمامی این ساحت ها میان علوم اجتماعی اسلامی و علوم اجتماعی غربی تفاوت وجود دارد یا تمایز به برخی از این ساحت ها اختصاص دارد؟ در این صورت، آن ساحت ها کدامند؟ در علوم مختلف، با تأمل و از راه استقرا دست کم دوازده ساحت را می توان برشمرد: توصیف،کشف، تفهّم، تبیین، توجیه یا روش توجیه، نظریه، پذیرش فرضیه، پیش بینی، مفاهیم، کاربرد، توصیه و ابژه. این نوشتار، نخست تفاوت این ساحت ها را گذرا مطرح می کند. سپس با تمرکز بر ساحت توصیف، با روش تحلیلی-منطقی به دنبال پاسخ به این پرسش است که آیا توصیف ها در علوم اجتماعی اسلامی با توصیف ها در علوم اجتماعی غربی متفاوت است. در این مسیر، تمایز میان علوم اجتماعی اسلامی و غربی را در ساحت توصیف در معنای خاص آن را نشان می دهد و آن را در سه مرحله توضیح می دهد.
۴.
با توجه به گستردگی روزافزون فضای مجازی و ضرورت پرداختن به مسائل حکمرانی آن، این پژوهش با هدف تبیین بایسته های فقهی حکمرانی فضای مجازی، با تمرکز بر چهار رکن اصلی ارتباط (فرستنده، گیرنده، پیام و ابزار)، انجام شده است. روش تحقیق این پژوهش، روش اجتهادی است که با استناد به قرآن کریم، روایات و آرای فقهای شیعه، به بررسی این موضوع پرداخته است. یافته ها نشان می دهد که بایسته های فقهی ناظر به فرستنده شامل تأمین حق انتشار اطلاعات، منع نشر دروغ، هتک حرمت، اشاعه فحشا و شایعه، و رعایت مالکیت معنوی است. در مورد گیرنده، بایسته هایی مانند تأمین حق دسترسی به اطلاعات، حفظ حریم خصوصی و آموزش کاربران مطرح می شود. در حوزه پیام، ممنوعیت نشر محتوای امنیتی، پالایش محتوا و ترویج محتوای مناسب ضروری است. همچنین، در مورد ابزار، بایسته هایی مانند تأمین دسترسی عادلانه، حفاظت از داده ها و ایجاد شبکه های ملی اطلاعات مورد تأکید قرار گرفته است. این پژوهش نشان می دهد که حکمرانی فضای مجازی م بتنی بر فقه شیعه، می تواند به ایجاد فضایی سالم و امن در این عرصه کمک کند.
۵.
مقاله حاضر با هدف روشن سازی معنای جنس و جنسیت و استخراج ویژگی های آن در اندیشه باتلر به نقد و بررسی این مفاهیم به مثابه بنیادی ترین مفاهیم نظریه پردازی در حوزه مطالعات جنسیت می پردازد. باتلر یکی از تأثیرگذارترین متفکران معاصر این عرصه، هر دو مفهوم را برساختی فرهنگی - اجتماعی می داند. او جنسیت را یک عملکرد معرفی کرده که از طریق تکرار کنش ها و هنجارهای اجتماعی شکل گرفته و فاقد ذات یا جوهر ثابت است.نظریه جنسیت باتلر، به چالش کشیدن نظام های دوگانه جنسیتی را هدف قرار داده و بر سیالیت و تکثر هویت های جنسیتی تأکید می کند. وی مفهوم جنسیت را کنشی اجتماعی می داند و بر نقش زبان، گفتمان و نظام های فرهنگی در ساخت این مفهوم تمرکز دارد. دیدگاه او، امکان به رسمیت شناختن هویت های متنوع را فراهم می آورد.با تحلیل دیدگاه های باتلر مشخص شده است که مفهوم سازی او با نفی ذات گرایی، انکار طبیعت و جوهر ثابت و نهایتاً برساخت جنس و جنسیت با رویکردهای اسلامی که قائل به وجود هویت ثابت، عدم سیالیت، وجود ذات، جوهر و واقعیت است ناسازگاری دارد. این تعارضات لزوم مفهوم سازی و تدوین نظریه های بومی متناسب بافرهنگ اسلامی-ایرانی را برجسته می سازد. پژوهش حاضر در جمع آوری داده ها از روش کتابخانه ای و در تحلیل و بررسی آنها از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده نموده است.
۶.
پدیده کشف حجاب یکی از مسائل مهم و مورد بحث در محافل فرهنگی و سیاسی کشور است. پژوهش حاضر با هدف بررسی انگیزه های کشف حجاب در میان بانوان بالای ۱۸ سال شهر تهران، در سال ۱۴۰۲ و با روش پیمایش انجام شده است. داده ها از طریق پرسشنامه محقق ساخته و مصاحبه حضوری با ۹۹۲ نفر از بانوان کشف حجاب کرده در مناطق ۲۲ گانه تهران گردآوری شد. نتایج نشان می دهد انگیزه های فردی نقش پررنگ تری در این پدیده دارند؛ به طوری که ۶/۸۳ درصد شرکت کنندگان معتقدند «بی حجابی مسئله مهمی نیست» و تنها ۴/۱۵ درصد حجاب را یک دستور دینی می دانند. همچنین ۸/۶۰ درصد از این بانوان در حال تجربه کشف حجاب هستند، اما هنوز فشار هنجاری بالایی وجود دارد؛ به طوری که ۸۳ درصد تمایلی به برچسب «بی حجاب» ندارند. نقش خانواده نیز چشم گیر است؛ ۱/۷۶ درصد سبک زندگی خانوادگی را زمینه ساز این نوع پوشش دانسته اند. همچنین ۶/۶۹ درصد همسران و ۱/۵۱ درصد والدین با این پوشش همراه اند. انگیزه های سیاسی و اعتراضی نیز در این پدیده نقش دارند. بنابراین، سیاست گذاری فرهنگی نیازمند درک جامع از همه ابعاد این پدیده، از دلایل فردی و سیاسی تا زمینه های خانوادگی و اجتماعی است.
۷.
عزاداری محرم از منظر مناسکی اسلام از دیرباز دارای اهمیت و اعتبار ویژه ای بوده است. با توجه به تغییراتی که در دوران معاصر، متناسب با زندگی مدرن در ایران رخ داده، می توان تغییراتی را نیز در مناسک عزاداری رصد کرد. لذا برای درک بهتر این تغییرات، در این پژوهش، فهم پدیدارشناختی تجارب زیسته مشارکت کنندگان در مناسک عزاداری مدنظر قرار گرفته و در قالب تکنیک مصاحبه عمیق با 21 نفر از مشارکت کنندگان در هیئت های عزاداری شهر مرند به شیوه ای هدفمند و با ملاک اشباع نظری انجام پذیرفت. با بهره گیری از روش پدیدارشناسی تفسیری و شیوه تحلیل دیکلمن و همکاران، 10 خوشه معنایی پدیدار شدند که می توان به مقولاتی هم چون فایده باوری این جهانی (کارکرد انسجام بخشی و کارکرد معنابخشی فایده باوری فرا این جهانی)، جامعه پذیری مذهبی، کالایی شدن مناسک عزاداری، فزون واقعیت در مناسک عزاداری و عدم همخوانی فرم و محتوا و.. اشاره کرد. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که با توجه به پررنگ بودن فایده باوری این جهانی و سوق پیدا کردن مشارکت کنندگان به سمت احساس نیاز شخصی و منافع فردی بیشتر، کالایی شدن عزاداری نمود بیشتری پیدا کرده و نشانه هایی از آیینی سازی در مناسک عزاداری قابل رویت است.