فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۰٬۵۲۱ تا ۳۰٬۵۴۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر تلاش دارد با روش تحلیل عقلى و استنباط منطقى، دیدگاه اسلام در مسئله دوستى را از طریق بررسى روایات معصومان علیهم السلام تبیین نماید. در خصوص فلسفه دوستى، متناسب و همسو با روایات، دو الگوى «مدنى» و «هستى شناختى» مطرح گردیده است که بر اساس آن رابطه دوستى، یک ضرورت براى تحقق حیات مطلوب اجتماعى و حرکت انسان به سوى کمال و سعادت نهایى، بر مدار توحید تلقى شده است. این دو الگو، به کارکرد حمایتگر دوستى در تأمین نیازهاى جسمى، مادى، روانى و اجتماعى، و کارکرد هدایتگر آن در مسیر توحید و بندگى اشاره دارند. روایات با تأکید بر اهمیت تحقیق و آزمون در انتخاب دوست، روش ها و معیارهایى را براى این اقدام برشمرده اند و راه کارهایى براى تداوم و تقویت پیوند دوستى ذکر کرده اند. همچنین در روایات، سلسله مراتبى از روابط دوستى ترسیم شده است که در بالاترین مراتب آن، دوستى با انبیا و معصومان علیهم السلام و اولیاى الهى قرار دارد.
ساختار کلى نظام اخلاقى اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دین اسلام درختى است که ریشه هایش در توحید فرو رفته است و اخلاق میوه این درخت تنومند است. بنابراین، در دین اسلام اخلاق جنبه دینى پیدا کرده است. اخلاق اسلامى به لحاظ گستردگى، هم به پرسش هاى بنیادین اخلاق پاسخ مى دهد و هم انسان کامل و مطلوب را در حوزه صفات نفسانى و الگوهاى رفتارى مى نمایاند و هم راه کارهاى عملى را براى رسیدن به انسان کامل و عالى ترین مقامات معنوى نشان مى دهد. پژوهش حاضر تلاشى هرچند اندک در حوزه مباحث نظرى از مباحث اخلاق اسلامى است، و ما در این مقاله براى تبیین ساختارى، ابتدا تلاش کردیم دیدگاه هنجارى اخلاق اسلامى را بیان کنیم و سپس مبانى نظرى آن را برشمرده و تبیین نماییم.
حیات، اثر، منهج و ویژگى هاى تفسیرى سه مفسر معاصر کُرد از اهل سنت
حوزههای تخصصی:
قوم کُرد در طول تاریخ اسلامى خود از ابتدا تا به امروز در زمینه هاى مختلف ازجمله تفسیر قرآن تلاش هاى چشم گیرى داشته است و تفاسیر متعددى را با زبان هاى مختلف ازجمله عربى، کُردى، فارسى به جامعه اسلامى تقدیم کرده است. روند چنین امرى در عصر حاضر بیش از گذشته بوده است به طوری که مى توان در صدسال اخیر به بیش از 60 تفسیر کامل و ناقص که برخى به چاپ رسیده و برخى همچنان مخطوط هستند اشاره کرد. در این میان تفسیر سعید نورسى (ساکن کردستان ترکیه)، ملامحمد جلى زاده (از کردستان عراق) و استاد ناصر سبحانى (از کردستان ایران) هم از جهت منهج و هم بیان مطالب، بیش از همه جلب توجه می کنند.
مناظره و امنیت ملی؛ کارک ردها و چهارچ وب ها
حوزههای تخصصی:
امنیت ملی از مفاهیم رایج در علوم اجتماعی می باشد. که تعاریف گوناگونی از آن ارائه شده است. امنیت ملی بر ارکانی استوار است که یکی از این ارکان مشروعیت مردمی حکومت و دولت است. نمود این امر در مشارکت سایسی و اجتماعی مردم پدیدار می گردد. این مهم محقق نمی شود مگر با آگاهی افکار عمومی از شرایط جامعه که این آگاهی زمینه ای برای احساس مسئولیت و مشارکت فراهم می آورد. مناظره و گفتگوی آزاد اندیشانه در صورت مقید شدن به اصول و چارچوبهای علمی می تواند منجر به مشارکت مدنی و مردمی در سطح خرد و کلان گردد.
سبک شناسی ادبی نکوهش های امام علی (ع) در نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سبک شناسی (أسلوبیة) در اصطلاح علمی است در حوزة زبان شناسی و ادبیات که موضوع آن بررسی شیوه های گوناگون بیانی در آثار ادبی است. نهج البلاغه از جمله متونی است که شیوه های ادبی به کار برده شده در آن مطابق با مقتضای حال است. بنابراین با بررسی سبک شناسی نهج البلاغه می توان به معرفی الگویی مناسب در نوشتار ادبی، که راه گشای نویسندگان باشد، دست یافت. مقالة حاضر به بررسی سبک شناسی بیانات امام علی (ع) دربارة «نکوهش» پرداخته است. دلیل انتخاب نکوهش ها این است که نکوهش علاوه بر اهمیت تربیتی، از نظر بلاغی، شکل ها و اسلوب های خاصی از سخن را اقتضا می کند، که در دیگر اغراض سخن کم تر دیده می شود؛ زیرا در نکوهش سخن باید به گونه ای ایراد گردد که با جلوه ای نیکو در جان مخاطب نفوذ کند و تأثیرگذار واقع شود. بنابراین هدف از این پژوهش دست یابی به سبک امام (ع) در بیان نکوهش هاست. برای دست یابی به این هدف، مقالة حاضر ابتدا به بیان معانی لغوی و اصطلاحی سبک شناسی به عنوان پدیده ای زبان شناختی پرداخته است و سپس بر اساس پنج مسئلة مطرح در سبک شناسی (گزینش واژگان ، نظم ، آهنگ ، گسترش و تصویر) بررسی ادبی تفسیری بیانات امام (ع) را پی می گیرد. روش و منهج این جستار توصیفی تحلیلی است و با شیوة مطالعة کتاب خانه ای انجام شده است.
بارخوانی انسجام متن قرآن در پرتو نظریه نظم نامتقارن (با تأکید بر دیدگاه میشل کویپرس)(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر پس از ارائه گزارشی مختصر در باب رویکردهای سنتی و معاصر به مسأله نظم قرآن، با درپیش گرفتن روش توصیفی تحلیلی، به بررسی رویکرد «میشل کویپرس»، قرآن پژوه بلژیکی معاصر خواهد پرداخت. وی با تکیه بر نظریه نظم متقارن که خود ریشه در بلاغت سامی دارد، به تحلیل بلاغی متن قرآن می پردازد. اندیشه نظم متقارن نشان خواهد داد که متن قرآن منسجم است و هر آیه درست همانجایی از متن که باید، قرار گرفته است. بنا به این نظریه، تکرارهای متن نه تنها عامل انسجام بخش آن هستند، بلکه کارکرد تفسیری نیز دارند. در این مقاله، نخست با معرفی مفاهیم نظری بلاغت سامی نشان خواهیم داد که بلاغت در این نظریه، «فنّ تألیف کلام» است و نه صرفاً «فنّ تزیین کلام». پس از آن با ارائه نظم کامل سوره قارعه و با تمرکز بر تحلیل بلاغیِ کویپرس از مقطعی از سوره مائده، میزان کارآمدی این روش در اثبات انسجام متن قرآن و نیز کارکرد آن در تفسیر متن تبیین می شود. خواهیم دید که این روش هرگز یک هدف زیبایی شناختی صِرف ندارد و آن چنان که در ابتدای امر به نظر می رسد، انتزاعی نیست، بلکه با زبان شناسی متن قرابت بسیار دارد و شاخص های تألیفی آن با ابزارهای انسجام در زبان شناسی نظام مند نقش گرا به شکل معناداری همگرایی دارد.
بررسی و نقد نظریه سوئینبرن درباره تجربه دینی
حوزههای تخصصی:
تجربه دینی یکی از مباحث مهم در فلسفه دین معاصر میباشد. مسألهای که توجه متفکرین را در این موضوع به خود جلب نموده، این است که آیا تجربههای دینی میتوانند اعتقاد افراد را به متعلَّق تجربههایشان توجیه نمایند یا خیر؟ ریچارد سوئینبرن معتقد است که با تمسک به اصل سادهباوری میتوان اعتبار تجربه دینی را برای شخص صاحب تجربه اثبات نمود. طبق این اصل اگر به نظر شخصی برسد که فلان شیء را دیدهاست، پس احتمالاً آن شیء در خارج تحقق دارد البته به شرط عدم تحقق پارهای از شرایط. وی به مدد اصل گواهی، اعتبار تجربه دینی را برای سایر افراد توجیه میکند، مگر آنکه آشکار شود که شخص ناقل دچار سوء فهم گردیده یا اغراق کرده یا دروغ میگوید.
نگارنده با تفکیک عقل به دو ساحت فلسفی و عرفی بر این باور است که نظریه سوئینبرن در ساحت عقل فلسفی غیرقابل دفاع است، ولی در ساحت عقل عرفی میتوان سخن او را پذیرفت.
شیوه های نزول امدادهای غیبی بر مومنین از منظر آیات قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امدادهای غیبی به عنوان یکی از سنت های مهم در قرآن کریم مطرح است. این سنت مبین آن است که اگر انسان از امدادهای عام الهی درست استفاده کند و قابلیت های معنوی را در خود تقویت نماید، بی گمان نظام علّی و معلولی جهان نیز به حمایت او برمی خیزد و او را از پشتیبانی خاص خود بهره مند می سازد. بررسی آیات قرآن از این رویکرد نشان داده است که امدادهای غیبی را می توان به دو دسته عمده عوامل بیرونی و درونی تقسیم نمود که فرستادن لشکر الهی، انجام امور غیرممکن، حفظ و صیانت مؤمنین، افزایش نعمات دنیوی و حکومت دادن به صالحان از جمله موارد عوامل بیرونی اند. هم چنین هدایت بخشی و آرامش قلبی، اندک نمایی و ایجاد ترس و وحشت در دل دشمنان از جمله مصادیق عوامل درونی محسوب می شوند. این مقاله بر آن است تا با استناد به آیات قرآن و منابع تفسیری، مهم ترین شیوه های نزول این الطاف ویژه الهی بر مومنین را مورد واکاوی قرار دهد.
رویکرد فلسفی شهید مطهری به پرسش از رابطه عقل و دین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رویکرد فلسفی شهید مطهری به پرسش از رابطه عقل و دین نسبت عقل و دین از اساسی ترین مسائل حوزه معرفت دینی و فلسفی است که از دیرباز ذهن اندیشمندان
را به خود مشغول داشته، دیدگاه های متفاوتی را هم دامن زده است. در این مقاله نگارندگان درصددند ضمن تحلیل رویکرد شهیدمطهری به مسئله اصول بنیادین دین اسلام، امکان نشاندن آن ها در جایگاه اصول موضوعه منظومه معرفتی دین و
لذا خوانشی اصل موضوعی از دین را بررسی کنند. سپس این فرضیه بررسی خواهد شد که نگاه مرحوم مطهری به اصول دین به مثابه مدخلی عقلی بر دیگر اجزاء منظومه دین، جایگاه عقلی ویژه ای برای اصول دین ترسیم می کندکه به نوبه خود واجد ارزش فلسفی است. دستاورد این امر هم تعیین تکلیف صریح پرسش از رابطه عقل و دین از دیدگاه وی به عنوان پرسش غایی این پژوهش است. لذا ضمن این بررسی نشان داده ایم
که وجه فلسفی این پرسش در افق فلسفه دین، افزون بر وجوه درون دینی آن،
در اندیشه شهیدمطهری، بروزی مستقل و فلسفی دارد و اتفاقاً این وجه فلسفی
هم گاهی مغفول واقع می شود. در انتها هم با اتکا بر مقدمات فوق، تنها پاسخ قابل استخراج و سازگار با دیدگاه ایشان به عنوان پاسخی صریح در برابر پرسش از رابطه عقل و دین طرح و تبیین خواهد شد؛ پاسخی که هم واجد ارزش شناختی در مسئله عقل و دین است و هم تقریری خاص از رابطه عقل و ایمان را در منظومه اعتقادی دینداران رقم می زند.
جریان خیارات در اقاله(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قرآن و اصل قانونی بودن جرایم و مجازات ها(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
براساس اصل قانونی بودن که از مهم ترین اصول حقوق کیفری به شمار می رود، جرم انگاری و اعمال مجازات فقط طبق قانون خواهد بود. این اصل پیش از حقوق موضوعه، براساس ادله فقهی متعدد در حقوق کیفری اسلام با تأکید بیشتر و دامنه وسیع تری به رسمیت شناخته شده است. براساس مبانی فقهی به ویژه ادله قرآنی، در احکام فرعی دین جز در موارد حکم عقل به قبح یک عمل بر خداوند است تا از باب لطف بر بندگان با فرستادن پیامبران، حکم عقل را مورد تأیید قرار دهد تا حجت را بر بندگان تمام نماید. از دیدگاه حقوق اسلام، وصول تکلیف به مکلف معیار است، نه صِرف ابلاغ از سوی شارع؛ زیرا نفس بعث رُسل در نزول عذاب موضوعیت ندارد، بلکه بعث رسل راهی براى رساندن تکالیف به بندگان و اتمام حجت بر آنان است. اصل قانونی بودن آثاری دارد؛ از جمله: « عطف به ماسبق نشدن قوانین کیفرى»، «تفسیر مضیّق قوانین کیفرى» و «پذیرش ادعاى جهل به قانون». از این رو، در تحقیق حاضر، مبانی حقوقی و قرآنی اصل قانونی بودن و آثار ناشی از آن بررسی شده است
راهکارهای آموزه های اسلامی در جهت رشد و توسعه اقتصاد سالم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
pure life, Volume ۱, Issue ۱, Winter ۲۰۱۵
87 - 126
حوزههای تخصصی:
در این مقاله به دنبال نشان دادن روش هایی بودیم که اسلام به عنوان کاملترین دین در اختیار بشر نهاده است تا از این طریق بتواند مطابق با فطرت و نیازمندی های خویش، راه و روش چگونگی به دست آوردن یک اقتصاد سالم را یاد گرفته، و در راستای تکامل خویش آن را به کار گیرد. این پژوهش با روش توصیفی و مبتنی بر منابع و اسناد مرتبط با موضوع صورت گرفته است. پرسش اصلی مطرح شده در این نوشتار این است که: «اسلام چه راهکارهایی جهت ایجاد رشد و توسعه اقتصاد سالم به مردم شناسانیده است؟» قلمرو و گستره این پژوهش حول اقتصاد اسلامی مطابق با آیات و روایات می باشد. در مقاله حاضر فرض بر این است که اسلام- به عنوان کاملترین دین- و از آن جایی که نشئت گرفته از وحی آسمانی است، مطابق با نیازمندی ها و فطرت بشری، اموری را به عنوان راهکار ایجاد اقتصاد سالم به مردم معرفی نموده است که این راهکارها حالتی ارزشی و معنوی و نه صرفاً مادی به اقتصاد جوامع اعطا می کند.
أسلوب الحیاه فی الشخصیه والمجتمع الإسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
pure life, Volume ۲, Issue ۳, Autumn ۲۰۱۵
11 - 36
حوزههای تخصصی:
الإنسان .. هذا المخلوق الذی نفخ فیه أحسن الخالقین من روحه وجعله خلیفته فی الأرض، الإنسان .. الذی علمه الله الأسماء کلها وأمر الملائکه أن یسجدو له تعظیما وتکریما، أکرم مخلوقات الله الذی میزه بنعمه العقل والإدراک والإراده، وأرسل آلاف الأنبیاء لهدایته للصراط المستقیم، لیعلمه مکارم الأخلاق وفضائل الصفات ویجرده من الرجس والدنس. واستمرت سیره الرساله الالهیه، وصولا لأشرف المخلوقات وخیر البریه النبی المصطفى (صلى الله علیه وآله وسلم) الذی أحسن تأدیبه رب العالمین، لیبعث فی الناس لیتمم مکارم الأخلاق ویخرج الإنسان من الظلمات إلى النور .. لیحدد الله سبحانه وتعالى للإنسان خطوات الطریق القویم لیسلکه باستقامه.. حیث بین له أبعاد کل خطوه من خطواته وجعله حراً فی اختیاره. فإما یسلک نهج الهدى وإما أن یفقدها فیضیع فی الضلال.
ارسطو؛ خودگرا یا دیگرگرا ؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"یکی از مسائل مورد اختلاف میان ارسطوشناسان نسبت نظام اخلاقی ارسطو با دو نظریه خودگرایی و دیگرگرایی اخلاقی است که موجب شکل گیری دو خوانش متضاد از نظریه اخلاقی وی گردیده است. براین اساس، برخی ارسطو را خودگرا و برخی دیگری وی را دیگرگرا دانسته اند. داوری نهایی درباره این دو خوانش منوط به تمایز میان دو نوع برداشت از نظریه های خودگرایی و دیگرگرایی است: برداشت ناظر به تحقق بیرونی این دو نظریه و برداشت کاملا انتزاعی (فلسفی) از آنها. بر مبنای برداشت نخست، امکان تحلیل نظام اخلاقی ارسطو در قالب خودگرایی یا دیگرگرایی از اساس منتفی است، زیرا خودگرایان و دیگرگرایان خیر اخلاقی را مترادف با سود یا لذت می دانند نه فضیلت. علاوه بر این، این دو نظریه رویکردی کاملاً صوری به اخلاق هنجاری دارند و هیچ داوری پیشینی درباره مفاهیم اخلاقی را برنمی تابند؛ در حالی که ارسطو تصوری کاملاً پیشینی از این مفاهیم دارد و فهرستی مفصل از آنها را به مخاطبان خود ارائه می دهد. اما بر مبنای برداشت دوم، با توجه به این که می توان عنصر فضیلت را همچون سود و لذت به عنوان مبنای ارزش داوری درباره افعال انسان ها در نظر گرفت، بستر اولیه برای تحلیل نظام اخلاقی ارسطو از منظر خودگرایی و دیگرگرایی فراهم می شود، هرچند در این صورت هم رویکرد منش محور ارسطو در اخلاق در مقابل رویکرد فعل محور دو نظریه مذکور، امکان تحلیل نظام اخلاقی ارسطو از منظر خودگرایی و دیگرگرایی را در هاله ای از ابهام فرو می برد.
جایگاه و ضرورت اخلاق محوری در تقنین قوانین و مقررات مربوط به خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر مترصد پاسخ گویی به این سؤال است که آیا مقنن می تواند اخلاق را در قلمرو حقوق وارد نموده و در تقنین قوانین و مقررات مربوط به خانواده، آموزه های اخلاقی را در قالب قانون درآورد؟ پاسخ گویی به این سؤال در گرو تبیین ضرورت اخلاق محوری در حوزه خانواده با توجه به ویژگی های خاص خانواده و روشن شدن مفاهیم اخلاق و حقوق و وجه ممیز آن دو است. به تبع ویژگی های خاص خانواده چون خصوصی بودن حریم خانواده و عاطفی بودن، تضمینات حقوقی در این حوزه کارکرد مطلوب خود را ندارد و حفظ بنیان خانواده، در گرو اخلاق مداری اعضا خواهد بود. از سویی، با توجه به اینکه از ویژگی های قاعده حقوقی برخورداری از ضمانت اجراست، قانون گذار نمی تواند مستقیماً آموزه های اخلاقی را در قالب قانون به تصویب برساند. از این رو مقنن، پیش بینی نهاد داوری و تدوین قواعد تکمیلی را به عنوان دو راهکار عمده برای تعبیه اخلاق در ساختار حقوقی خانواده، برگزیده است.
بررسی قانون زیف در سوره های احزاب و غافر قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رابطه میان متغیرهای بسامد و طول واژه از جمله قوانینی است که جورج کینگزلی زیف آن را کشف کرد که بر اساس آن، هرچه طول یک کلمه بیشتر باشد، بسامد کاربرد آن در متن کمتر است. در پژوهش حاضر سعی داریم تا این قانون را که تاکنون بر روی زبان عربی قرآن بررسی نشده است، با تمرکز بر روی واژگان اسمی در سوره های مدنی و مکی احزاب و غافر بررسی کنیم. نتایج حاصل نشان می دهد که استثنای قانون زیف که بر طبق آن واژگانی که کمتر از 3 واج داشته باشند، بسامدشان در متن نیز کمتر است، در سوره های احزاب و غافر صدق می کند. هر دو سوره در مورد کلمات 3، 6، 7، 9، 10، 11، 12و 13 واجی از قانون زیف تبعیت می کنند. اما این سوره ها در سه مورد قانون زیف را نقض می کنند. اولین مورد نقض این قانون، در سوره های احزاب و غافر مشاهده شد که در آن ها کلمات 4 واجی نسبت به کلمات 3 واجی بسامد وقوع زیادی داشتند که از دلایل آن نیز تکرار واژگان اسمی 4 واجی مانند «ایُّ»، «کُلّ» و «شَیء» در سوره احزاب و «ربّ» و «یوم» در سوره غافر است. دومین مورد نقض قانون، بسامد زیاد کلمات 5 واجی نه تنها نسبت به کلمات 4 واجی و 3 واجی بلکه در مقایسه با طول کل کلمات در سوره های احزاب و غافر است. از دلایل فراوانی زیاد کلمات 5 واجی می توان به تکرار زیاد این کلمات (مانند لفظ جلاله «الله»، «رسول» و «نبیّ») و نیز آهنگین بودن قرآن اشاره کرد. سومین مورد نقض قانون زیف در سوره غافر در مورد کلمات 8 واجی است که این واژگان نسبت به کلمات 7 واجی بسامد بیشتری دارند که از دلایل بسامد زیاد کلماتی با طول 8 واج می توان به تکرار اسامی واژگان «مؤمنات»، «کافرینَ» و «صادقینَ» اشاره نمود.
مبادی معرفت شناختی فارابی در رساله فصوص الحکمه و استنتاج دلالت های تربیتی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، توصیف و استنتاج اصول، هدف ها و روش های تربیتی بر اساس مبادی معرفت شناختی فارابی در رساله فصوص الحکمه می باشد. برای دست یابی به این هدف از روش پژوهش تحلیل اسنادی و استنتاجی بهره گرفته شد. یافته های حاصل از این پژوهش حاکی از آن است که عالِم بودن واجب الوجود به تمام ممکنات، علم حق عین ذات اوست، علم حق مظهر قدرت اوست، عالم بودن واجب الوجود به کلیات و جزئیات، واحد بودن علم حق و کثیر بودن علوم دیگر، کُنه ذات حق قابل شناخت نمی باشد، و ظاهر بودن ذات حق و اعتباری بودن باطن او از مهم ترین ویژگی های علم الهی بر اساس رساله فصوص الحکمه به شمار می روند. همچنین، امکانی بودن شناخت انسان، ناکامل بودن شناخت انسان، تدریجی بودن شناخت انسان و متکثر بودن شناخت انسان از مهم ترین اصول تربیتی حاصل از شناخت واجب الوجود برای سالک بر اساس رساله فصوص الحکمه محسوب می شوند. علاوه براین، وصال حق، کمال نفس مطمئنه، کسب لذت و صدور کرامات به مثابه مهم ترین هدف های تربیتی، و سیر عقلانی برای شناخت حق، شهود عرفانی برای شناخت حق که خود شامل تجرد از تعینات، تأمل در حقیقت وجود، فنای در وجود مطلق، شهود علمی و عملی حق، شهود حق در مظاهر تفصیلی، درک حقیقت، و ریاضت نفس در زمره روش های تربیتی حاصل از شناخت واجب الوجود برای سالک بر اساس رساله فصوص الحکمه قلمداد می شوند.
رابطه عقیدتی - معرفتی انسان و خدا در نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی فلسفه دین
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی کلیات فلسفه اخلاق
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی حدیث و علوم حدیث حدیث معارف حدیثی توحید و اوصاف الهی در روایات
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی حدیث و علوم حدیث حدیث معارف حدیثی انسان و جامعه در روایات انسان در روایات
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی حدیث و علوم حدیث حدیث کلیات موارد دیگر متون حدیث نهج البلاغه پژوهی
مفهوم «رابطه» یک صد و پنجاه سال پیش هرگز به معنای امروزی به کار نمی رفت. با این وجود، مفاهیم جانشین آن از قبیل «انس» در نهج البلاغه به کرّات آمده است که هریک از آنها بیان کننده اصناف و مراتب رابطه اعم از رابطه انسان و خدا و سایر رابطه هایند. در زمینه روابط انسان، در مجموع با چهار رابطه مواجهیم: رابطه انسان با خدا، خودش، انسان های دیگر و طبیعت. هریک از این روابط هم در پنج ساحت وجودی انسان تحقق می یابند که در مجموع بیست نوع رابطه را دربر می گیرد که یکی از آنها، رابطه عقیدتی - معرفتی انسان و خداست. این رابطه شامل روابط بندگی، خلیفگی، عاشقانه و همکاری است که روابط اول و سوم و دوم به ترتیب از بسامد بالایی در نهج البلاغه برخوردارند. اما رابطه همکاری به آن شکلی که در ادیان خاور دور نظیر دائویی (Taoism) مطرح است، در نهج البلاغه طرح نشده است؛ اما در عین حال، خدا و بنده همکاری می کنند تا رفتارهای انسان بهتر و به کمال خود نزدیک شود.