ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۵۶۱ تا ۱٬۵۸۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
۱۵۶۱.

نقش میانجی مشکلات بین فردی در رابطه بین اختلال بازی اینترنتی و اضطراب اجتماعی در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مشکلات بین فردی اضطراب اجتماعی اختلال بازی اینترنتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۱۲۳
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی مشکلات بین فردی در رابطه بین اختلال بازی اینترنتی و اضطراب اجتماعی در نوجوانان انجام شد. این پژوهش توصیفی_همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این مطالعه دانش آموزان مقطع متوسطه اول و دوم شهر تهران در سال 1403 بودند. حجم نمونه در این مطالعه 251 نفر در نظر گرفته شد که به روش نمونه گیری در دسترس از طریق مدارس انجام شد. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه مشکلات بین فردی (IIP-32؛ بارخام و همکاران، 1996)، فرم کوتاه مقیاس نه گویه ای اختلال بازی اینترنتی (IGDS9-SF؛ پونتز و گریفث، 2015) و پرسشنامه هراس اجتماعی (SPIN؛ کانر و همکاران، 2000) استفاده شد. تحلیل داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. نتایج مدل یابی معادلات ساختاری گویای این بود که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار بود. نتایج نشان داد که اثر مستقیم اختلال بازی اینترنتی و مشکلات بین فردی بر اضطراب اجتماعی معنادار بود، همچنین اثر اختلال بازی اینترنتی بر مشکلات بین فردی معنادار بود (05/0>P). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که مشکلات بین فردی در رابطه بین اختلال بازی اینترنتی و اضطراب اجتماعی در نوجوانان نقش میانجی داشت (05/0>P). نتایج دلالت بر این داشت که اختلال بازی اینترنتی به صورت مستقیم و با میانجی گری مشکلات بین فردی بر میزان اضطراب اجتماعی نوجوانان تاثیر دارد.
۱۵۶۲.

مدل سازی معادلات ساختاری ذهنی سازی و سازگاری روانی با سرطان: نقش واسطه ای تجارب تجزیه ای در بیماران مبتلا به سرطان پستان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سرطان پستان تجارب تجزیه سازگاری روانی ذهنی سازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۸
عوامل روان شناختی نقش بسزایی در سازگاری روانی با بیماری سرطان پستان دارد. یکی از این عوامل که عملکرد فرد را در شرایط مواجهه با سرطان تحت تأثیر قرار می دهد توانایی ذهنی سازی است. پژوهش حاضر با هدف مدل سازی معادلات ساختاری سازگاری روانی و ذهنی سازی و نقش واسطه ای تجارب تجزیه ای در بیماران مبتلا به سرطان پستان انجام شد. روش پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع مدل معادلات ساختاری است.جامعه آماری پژوهش شامل کلیه ی زنان مبتلا به سرطان پستان مراجعه کننده به مرکز درمانی رضا مشهد در شش ماه اول سال 1400است. که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس 190 بیمار مبتلا به سرطان پستان انتخاب شدند. برای اندازه گیری متغیرهای پژوهش از فرم کوتاه شده سازگاری روانی (MAC)، مقیاس کنش وری تأملی و مقیاس تجارب تجزیه ای استفاده شد. تمام داده های پژوهش به وسیله ی ضریب همبستگی پیرسون، و برای انجام مباحث مدل سازی از نرم افزار آماری لیزرل و spss استفاده گردید.یافته ها نشان داد بین ذهنی سازی و سازگاری روانی، و بین تجارب تجزیه ای و سازگاری روانی، و بین ذهنی سازی و تجارب تجزیه ای در زنان مبتلا به سرطان پستان رابطه معناداری وجود دارد، اما تجارب تجزیه ای نقش میانجی معناداری بین دو متغیر نداشته است. می توان بیان کرد که ذهنی سازی تأثیر بسزایی در سازگاری روانی با سرطان در بیماران دارد برای درک بهتر اثر غیرمستقیم تجارب تجزیه به سازگاری روانی و ذهنی سازی ضرورت دارد که مراحل پیشرفته بیماری و طول درمان در نظر گرفته شود.
۱۵۶۳.

ساخت و اعتباریابی مقیاس ارزیابی آسیب های روان شناختی- عاطفی ازدواج ناخواسته در زنان: یک مطالعه آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اعتبار روایی ازدواج ناخواسته زنان مطالعه آمیخته

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۹
پژوهش حاضر با هدف ساخت و اعتباریابیِ مقیاسی برای ارزیابی آسیب های روان شناختی و عاطفی در زنان دارای تجربه ازدواج ناخواسته (اجباری) انجام شد. این پژوهش از نوع آمیخته اکتشافی متوالیِ هدایت شده با رویکرد آزمون سازی بود و در دو مرحله، به صورت کیفی و کمی انجام شد. جامعه آماری در مرحله اول شامل زنانی با تجربه ازدواج ناخواسته در سال ۱۴۰۲ بود. انتخاب شرکت کنندگان به روش نمونه گیری هدف مند صورت گرفت. در مرحله دوم، از میان زنان دارای تجربه ازدواج ناخواسته شهر اهواز در سال ۱۴۰۲، تعداد ۲۲۵ نفر به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار پژوهش در مرحله اول، مصاحبه نیمه ساختاریافته و در مرحله دوم، مقیاس محقق ساخته آسیب های روان شناختی و عاطفی (PEAS) و مقیاس بهزیستی ذهنی (SWS) بود. داده ها در مرحله اول به روش تحلیل مضمون و در مرحله دوم به روش تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل عاملی تأییدی تحلیل شدند. یافته های بخش کیفی نشان داد ۱۸ مفهوم در ۶ بُعد استخراج شد و براساس این مفاهیم، مقیاسی ۳۰ ماده ای طراحی شد. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی، ۶ عامل را برای این مقیاس شناسایی کرد و نشان داد که این مقیاس در مجموع 21/72 درصد از واریانس آسیب های روان شناختی و عاطفی را تبیین می کند. تحلیل عاملی تأییدی نیز همین ۶ عامل را تأیید کرد و ضریب آلفای کرونباخ کل مقیاس 96/0 به دست آمد. این مقیاس از روایی و اعتبار مناسبی برخوردار است و استفاده از آن برای ارزیابی آسیب های روان شناختی و عاطفی در زنان دارای تجربه ازدواج ناخواسته توصیه می شود.
۱۵۶۴.

مقایسه نیمرخ آسیب شناسی روانی میلون بین افراد دارای تاتو و بدون تاتو(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تاتو نیمرخ آسیب شناسی روانی سیاهه بالینی چند محوری میلون

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۱
هدف از مطالعه حاضر مقایسه نیمرخ آسیب شناسی روانی میلون بین افراد دارای تاتو و بدون تاتو شهر مهاباد بود. پژوهش حاضر ازنوع مطالعات علّی مقایسه ای بود و جامعه آماری پژوهش را تمام افراد 18 تا 40 ساله دارای تاتو و بدون تاتو شهر مهاباد در سال 1402 تشکیل می دادند. نمونه آماری پژوهش شامل 200 نفر(100 نفر دارای تاتو و 100 نفر بدون تاتو) بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به سیاهه بالینی چندمحوری میلون 3 پاسخ دادند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون آماری تحلیل واریانس چند متغیره (مانوا) و نرم افزار SPSS ویراست 23 استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد در کل بین نمرات آسیب شناسی روانی دو گروه تفاوت معنادار وجود داشت و میانگین نمرات گروه دارای تاتو بیشتر از گروه بدون تاتو بود. این تفاوت های معنادار در محور الگو های بالینی شخصیت مربوط به اختلال اسکیزوئید، شخصیت های ضد اجتماعی و دگرآزار (01/0> p)، شخصیت های اجتنابی، نمایشی، خودشیفته و منفی گرایی بودند (05/0>p). در محور آسیب شدید شخصیت تفاوت معنادار نمرات مربوط به اختلال شخصیت مرزی بود (05/0> p). در محور نشانگان بالینی تفاوت های معنادار نمرات مربوط به افسرده خویی، مصرف الکل، مصرف مواد، اختلال استرس پس از سانحه (01/0> p)، اختلال اضطرابی، جسمانی کردن و مانیک بودند (05/0> p). درنهایت تفاوت نمرات دو گروه در محور نشانگان بالینی شدید مربوط به اختلال های تفکر؛ افسردگی عمده و هذیانی بودند (01/0> p). با توجه به نتایج می توان گفت تاتو با احتمال انجام رفتار های پر خطر و بروز شماری از مشکلات روان شناختی و اختلالات مرتبط است، بنابراین به عنوان یک هشدار و پیش آگاه منفی می تواند در آگاه کردن اطرافیان فرد و جامعه تأثیر بسزایی داشته باشد.
۱۵۶۵.

اثربخشی رویکرد شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی بر درماندگی آموخته شده و حساسیت اضطرابی دانش آموزان دختر پایه نهم شهر زابل(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: درماندگی آموخته شده ذهن آگاهی حساسیت اضطرابی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۲۹
امروزه حساسیت اضطراب نقش مهمی در زندگی و احساس درماندگی انسان ها دارد. از طرف دیگر؛ ذهن آگاهی می تواند به افراد کمک کند تا بتوانند احساس درماندگی کمتر داشته باشند. هدف پژوهش حاضر، اثربخشی رویکرد شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی بر درماندگی آموخته شده و حساسیت اضطرابی دانش آموزان دختر پایه نهم شهر زابل است. این پژوهش از نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر پایه نهم شهر زابل می باشد. بر اساس گزارش مدیریت آموزش و پرورش شهر زابل، آمار دانش آموزان پایه نهم شهر زابل در سال تحصیلی 1403-1402؛ 890 دختر اعلام شد. 30 نفر از افراد مورد مطالعه برای نمونه و به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه حساسیت اضطرابی، فلوید و همکاران (2005)، پرسشنامه درماندگی آموخته شده سورنتی و کاستا (2014) و پروتکل آموزشی شناخت رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی (خدابخش پیرکلانی و جمارونی، ۱۳۹۲) بود. برای تحلیل داده ها و آزمون فرضیه ها از تحلیل کواریانس استفاده شد. نتایج یافته ها نشان داد رویکرد شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی بر درماندگی آموخته شده و حساسیت اضطرابی دانش آموزان دختر تاثیر دارد. نتیجه گیری: معلمان و خانواده ها با باور ارزشمندی و احساس امنیت به نوجوانان، احساس بی اعتمادی و درماندگی را از آنان دور کنند.
۱۵۶۶.

The Effectiveness of Music Therapy on Behavioral Problems in Children with High-Functioning Autism Spectrum Disorder

کلیدواژه‌ها: Autism Spectrum Disorders behavioral problems High-Functioning Music Therapy

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۱۱۹
 Objective: The present study aimed to investigate the effectiveness of music therapy on behavioral problems in children with high-functioning autism spectrum disorder.Methods: The research method of this study was quasi-experimental using a pre-test-post-test design with a control group. The statistical population of the study included high-functioning children with autism spectrum disorder in special schools and counseling centers of Bandar Anzali city during the academic year 2023-2024. A total of 30 individuals were selected using purposive sampling and randomly assigned to two groups: experimental (15 individuals) and control (15 individuals). The Achenbach Child Behavior Checklist (CBCL) was used for both groups. The experimental group received ten 45-minute sessions of music therapy intervention, while the control group received no intervention. After the completion of the therapy sessions, the questionnaire was administered again to both groups. Data were analyzed using analysis of covariance (ANCOVA) statistical method with SPSS-27 software at a significance level of p < 0.05.Results: The results showed that music therapy is effective in improving behavioral problems of high-functioning children with autism spectrum disorder (p < 0.05).Conclusion: Therefore, it can be concluded that music therapy can be used to improve behavioral problems of high-functioning children with autism spectrum disorder in schools or rehabilitation centers.
۱۵۶۷.

مقایسه اثربخشی درمان ماتریکس و درمان مبتنی بر بهبود کیفیت زندگی بر فراهیجان های زنان مبتلا به اختلال مصرف مواد محرک(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اختلال مصرف مواد محرک تحمل پریشانی مسئولیت پذیری درمان مبتنی بر بهبود کیفیت زندگی درمان ماتریکس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۲۶
زمینه: اختلال مصرف مواد یکی از اختلال های روانشناختی شایع، مزمن و عودکننده است که باعث پیامدهای جسمی، روانی و اجتماعی مختلفی برای زنان مبتلا در پی دارد و پیامدهای آن در زنان نامطلوب تر از مردان است. بررسی ادبیات پژوهش نشان می دهد که این اختلال بر فراهیجان و ابعاد آن اثر دارد. درمان های مختلفی مانند درمان ماتریکس و درمان مبتنی بر بهبود کیفیت زندگی برای اختلال مصرف مواد و عوامل مرتبط با آن ازجمله فراهیجان انجام شده است اما توجه کمتری به مقایسه این درمان ها شده است. هدف: این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی درمان ماتریکس و درمان مبتنی بر بهبود کیفیت زندگی بر فراهیجان های زنان مبتلا به اختلال مصرف مواد محرک انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دوماهه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمام افراد مبتلا به اختلال مصرف مواد محرک (شیشه) شهر زاهدان در سال 1400 بود. نمونه آماری این پژوهش شامل 45 نفر از افراد مبتلا به اختلال مصرف مواد مراجعه کننده به مرکز ترک اعتیاد بهاران شهر زاهدان در شش ماهه دوم سال 1400 بود. از بین شرکت کنندگان 45 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و پس از اجرای مرحله پیش آزمون دریک جلسه مشترک، به صورت تصادفی در سه گروه 15 نفری گروه درمان ماتریکس، گروه درمان مبتنی بر بهبود کیفیت زندگی و گروه گواه جایگزین شدند. قبل از اجرای مداخله ها از هر سه گروه با استفاده از مقیاس فراهیجان (میتمانسگروبر و همکاران، 2009) پیش آزمون به عمل آمد. پس از پایان دوره درمان، هر سه گروه مورد پس آزمون قرار گرفته و دو ماه بعدازآن آزمون مرحله پیگیری اجرا شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها، علاوه بر شاخص های آمار توصیفی (شامل میانگین، انحراف معیار) از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر با بهره گیری از نرم افزار SPSS نسخه 27 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بین اثربخشی دو درمان ماتریکس و درمان مبتنی بر بهبود کیفیت زندگی بر ابعاد فراهیجان با گروه کنترل و همچنین بین دو درمان ماتریکس و درمان مبتنی بر بهبود کیفیت زندگی تفاوت وجود دارد. بعلاوه اثربخشی درمان ماتریکس نسبت به درمان مبتنی بر بهبود کیفیت زندگی بر ابعاد بیشتر است (001/0 >p). نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که هر دو درمان ماتریکس و درمان مبتنی بر بهبود کیفیت زندگی بر ابعاد فراهیجان زنان مبتلا به اختلال مصرف مواد محرک مؤثر هستند، اما اثربخشی درمان ماتریکس بر ابعاد فراهیجان بیشتر است. ازاین رو پژوهشگران می توانند از این روش درمانی برای کاهش و افزایش ابعاد فراهیجان افراد مبتلا به اختلال مصرف مواد محرک استفاده کنند.
۱۵۶۸.

الگوی ساختاری تعادل کار زندگی و تحمل ابهام با خردمندی معلمان دوره ابتدایی: نقش میانجی گر شادکامی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خردمندی تعادل کار زندگی تحمل ابهام شادکامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۶۴
زمینه: مفهوم خردمندی در متون فلسفی و دینی دارای قدمتی دیرینه است، اما از حدود دو سه دهه اخیر این موضوع وارد مباحث و پژوهش های تجربی در عرصه های مختلف روان شناسی شده است. لذا بررسی پیشایندهای خردمندی در معلمان و نقش تأثیرگذار آن ها بر دانش آموزان یک حوزه تحقیقاتی نو در جهت درک سلسله مراتب تأثیرگذار بر خرد و دانایی معلمان و متعاقب آن دانش آموزان داشت. هدف: پژوهش حاضر با هدف الگویی ساختاری تعادل کار زندگی و تحمل ابهام با خردمندی معلمان دوره ابتدایی: نقش میانجی گر شادکامی انجام شد. روش: این پژوهش ازنظر هدف بنیادی و از نظر روش توصیفی از نوع همبستگی است که با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری این پژوهش را کلیه معلمان مقطع ابتدایی شهر تهران در سال تحصیلی 1404-1403 تشکیل دادند. نمونه پژوهش 310 نفر از معلمان مقطع ابتدایی شهر تهران به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. بدین صورت که هر منطقه به عنوان یک خوشه در نظر گرفته شد و در ادامه 5 منطقه به صورت تصادفی انتخاب و در ادامه از هر منطقه نیز 62 نفر انتخاب شند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس خردمندی (آردلت، 2003)، پرسشنامه تعادل کار و زندگی (وانگ و کو، 2009)، پرسشنامه تحمل ابهام (مک لین، 2009) و فرم کوتاه پرسشنامه شادکامی آکسفورد (هیلز و آرگیل، 2002) استفاده شد. داده های جمع آوری شده، با استفاده از نرم افزار SPSS. 28 و AMOS.28 با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری به روش حداکثر درست نمایی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج حاصل از مدلسازی معادلات ساختاری نشان داد که مدل پیشنهادی با داده ها از برازش مطلوب برخوردار است. نتایج نشان داد که تحمل ابهام اثر مثبت و مستقیمی بر خردمندی (45/0 β=، 05/0 >P) دارد. اثر مستقیم تعادل کار و زندگی بر خردمندی (30/0 β=، 05/0 >P) معنی دار بود. در نهایت اثر مستقیم شادکامی بر خردمندی (12/0 β=، 05/0 >P) مثبت و معنی دار بود. 20 درصد از واریانس شادکامی توسط تعادل در زندگی و کار و تحمل ابهام تبیین می شود. همچنین 45 درصد از واریانس خردمندی توسط تعادل در زندگی و کار، تحمل ابهام و شادکامی تبیین می شود. نتیجه گیری: این نتایج نشان می دهد که با آموزش مهارت تعادل کار و خانواده و تحمل شرایط مبهم می توان بخشی از شادکامی را به دلیل غیرقابل پیش بینی نبودن موقعیت ها و شرایط بهبود بخشید؛ و با ادراک شادمانی سطحی از دانایی، فضیلت و خرد را در زندگی اجرا و عملیاتی کرد.
۱۵۶۹.

مقایسه اثربخشی آموزش مثبت نگری و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر خودکارآمدی و اضطراب تدریس دانشجو- معلمان آموزش فیزیک(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزش مثبت نگری شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی خودکارآمدی اضطراب تدریس دانشجو-معلمان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۱۳۸
زمینه: نومعلمان در آغاز فعالیت های حرفه خود با چالش هایی مانند اضطراب و احساس ناکارآمدی مواجه اند که می تواند بر کیفیت آموزش و خودکارآمدی تدریس آنان تأثیر منفی بگذارد. این مشکلات روان شناختی ممکن است در درازمدت بر رشد حرفه ای و پیشرفت آن ها نیز اثرات منفی داشته باشد. با وجود پژوهش های فراوان در زمینه خودکارآمدی و اضطراب در محیط های آموزشی، مقایسه اثربخشی آموزش های مبتنی بر مثبت نگری و ذهن آگاهی هنوز به طور جامع مورد بررسی قرار نگرفته است.. هدف: این مطالعه به تحلیل مقایسه ای اثربخشی این دو مداخله روان شناختی بر کاهش اضطراب تدریس و ارتقای خودکارآمدی تدریس دانشجو معلمان پرداخته است و نتایج آن می تواند راه گشای رویکردهای نوین در آموزش و پرورش، به ویژه برای پیشگیری از مشکلات روان شناختی در مراحل ابتدایی حرفه تدریس باشد. روش: روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه و پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانشجو معلمان آموزش فیزیک مرکز آموزش عالی شهید بهشتی تهران در سال تحصیلی 1403-1402 بود. از این تعداد، 45 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و به صورت تصادفی در سه گروه (دو گروه آزمایشی وگروه گواه، هر گروه 15 نفر) قرارگرفتند. ابزارهای پژوهش شامل پرسش نامه خودکارآمدی تدریس معلم (اسچانن- موران وهمکاران، 2001) و مقیاس اضطراب تدریس (هارت، 1987) بود. گروه های آزمایشی اول و دوم در طول 8 جلسه به مدت 90 دقیقه هر هفته یکبار به ترتیب تحت آموزش مثبت نگری و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی قرار گرفتند. گروه گواه هیچ گونه مداخله ای دریافت نکردند. داده ها با استفاده از نرم افزار 24 SPSS- و روش های آماری تحلیل کوواریانس، تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر و آزمون تعقیبی بنفرونی تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که هر دو مداخله، یعنی آموزش مثبت نگری و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی، به طور معناداری باعث افزایش خودکارآمدی تدریس و کاهش اضطراب تدریس در دانشجو-معلمان فیزیک شدند (05/0P<). با این حال، در مقایسه بین دو مداخله، آموزش مثبت نگری در افزایش خودکارآمدی تدریس مؤثرتر بود، در حالی که شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی در کاهش اضطراب تدریس اثربخشی بیشتری داشت. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش بر اهمیت مداخلات مبتنی بر مثبت نگری و ذهن آگاهی در بهبود خودکارآمدی تدریس و کاهش اضطراب تدریس در دانشجو - معلمان تأکید دارد. به ویژه، آموزش مثبت نگری به طور معناداری خودکارآمدی تدریس را افزایش داده و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی به طور ویژه در کاهش اضطراب تدریس مؤثر بود. این نتایج اهمیت به کارگیری این رویکردها در برنامه های آموزشی معلمان و دانشجویان دانشگاه فرهنگیان را مورد تأکید قرار داد.
۱۵۷۰.

رابطه طرحواره ناسازگار اولیه دیگر جهت مندی با سرزندگی تحصیلی: با نقش میانجیگری حمایت اجتماعی ادراک شده(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: طرحواره دیگر جهت مندی سرزندگی تحصیلی حمایت اجتماعی ادراک شده

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۰۱
زمینه: منشأ چالش های دانش آموزان، می تواند طرحواره های ناسازگار دوران کودکی باشد که به سرزندگی تحصیلی بستگی داشته و حمایت های اجتماعی ادراک شده، تأثیر زیادی بر افراد دارد. بنابراین بررسی رابطه طرحواره های ناسازگار اولیه با سرزندگی تحصیلی با در نظر گرفتن نقش میانجی حمایت اجتماعی ادراک شده ضروری است. هدف: این پژوهش با هدف پیش بینی سرزندگی تحصیلی بر اساس طرحواره دیگر جهت مندی با نقش میانجی حمایت اجتماعی ادراک شده در دانش آموزان دختر متوسطه اول شهر ایلام انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر همبستگی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر مقطع متوسطه اول شهر ایلام در سال (1403) بودکه تعداد (5155) نفر می باشد که تعداد (358) دانش آموز به نمونه گیری تصادفی خوشه ای در سال 1403 انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های سرزندگی تحصیلی چاری و دهقانی زاده (1391)، فرم کوتاه طرحواره دیگر جهت مندی یانگ و همکاران (1998) و پرسشنامه حمایت اجتماعی ادراک شده زیمت و همکاران (1988) استفاده شد. در این پژوهش رابطه بین متغیرها با آزمون همبستگی پیرسون و مدل پژوهش با تکنیک مدل سازی معادلات ساختاری آزمون شد (05/0 ≥p). تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS-28 و AMOS-24 انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که مدل مفهومی از برازش مطلوبی برخوردار بود و تمامی روابط بین متغیرها معنادار بودند (05/0 p<). حمایت اجتماعی ادراک شده تأثیر مستقیم مثبت و طرحواره دیگر جهت مندی تأثیر مستقیم منفی بر سرزندگی تحصیلی داشتند و مجموعاً 23 درصد از واریانس آن را تبیین کردند. همچنین، حمایت اجتماعی ادراک شده نقش میانجی گر معناداری در رابطه طرحواره دیگر جهت مندی با سرزندگی تحصیلی ایفا کرد. نتیجه گیری: با توجه به یافته ها، می توان نتیجه گرفت که حمایت اجتماعی ادراک شده و طرحواره دیگر جهت مندی، پیش بینی کننده های مهمی برای سرزندگی تحصیلی هستند، به طوری که حمایت اجتماعی بالاتر با سرزندگی بیشتر و دیگر جهت مندی شدیدتر با سرزندگی کمتر همراه است. این یافته ها تلویحات مهمی برای طراحی مداخلات با هدف ارتقای سرزندگی تحصیلی دارد، که می تواند بر تقویت منابع حمایتی و تعدیل طرحواره های ناسازگار متمرکز باشد.
۱۵۷۱.

کیفیت والدگری متأثر از وضعیت ذهنی سازی در مادران با تجربه ترومای عاطفی دوران کودکی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ذهنی سازی والدگری ترومای عاطفی پدیدارشناسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۰۸
هدف پژوهش حاضر، مطالعه و تبیین کیفیت والدگری متأثر از وضعیت ذهنی سازی در مادرانی که تجربه ترومای عاطفی در کودکی خود داشتند بود. روش این پژوهش، کیفی و از نوع پدیدارشناسی توصیفی بوده و داده ها با روش پدیدارشناختی هفت مرحله ای کلایزی تحلیل شد. میدان پژوهش شامل مادران فرزندان ۳ تا ۶ سالی بوده که تجربه ترومای عاطفی در کودکی داشتند. از این میان با درنظرگیری اصل اشباع، ۹ نفر با روش نمونه گیری هدف مند جهت شرکت در پژوهش انتخاب شدند. در نتیجه تحلیل داده ها، پنج مضمون اصلی به دست آمد که شامل «وضعیت ذهنی سازی مادر»، «حالات درون روانی مادر»، «رابطه مادر و فرزند»، «وضعیت انتقال تروما» و «وضعیت فرزندپروری» مادر بود. نتایج پژوهش حاکی از آن است که مادرانی که توانایی بالایی در ذهنی سازی دارند، حالات درون روانی مثبت تری را تجربه کرده، قادر به برقراری رابطه امن با فرزند بوده، رفتار آسیب زای والدین خود را تکرار نکرده و یا سعی در جبران افراطی آن داشتند و در فرزندپروری خود رفتارهای مطلوبی را از خود نشان دادند. درحالی که مادرانی که نقص در ذهنی سازی داشتند، حالات درون روانی نسبتاً منفی تری را تجربه کرده، قادر به ایجاد امنیت در رابطه با فرزند نبوده، رفتار آسیب زای والدین خویش را تکرار کرده و در فرزندپروری خود عملکرد ضعیفی داشتند.
۱۵۷۲.

مقایسه اثربخشی درمان هیجان مدار(EFT) و شفقت درمانی ((CFT بر ناگویی هیجانی نوجوانان دختر با مشکلات روان تنی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مقایسه شفقت درمانی مقایسه هیجان مدار نا گویی هیجانی نوجوانان دختر مشکلات روان تنی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۲۵
زمینه: یکی از انواع اختلالاتی که ممکن است در اثر سرکوب هیجانات برای نوجوانان به وجود آید، اختلالات روان تنی است. با توجه به نقش هیجانات در بروز ناگویی هیجانی و تشدید اختلالات روان تنی، به نظر می رسد از جمله درمان های مؤثر بر آن، درمان متمرکز بر شفقت و درمان هیجان مدار باشد. در مورد مقایسه اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت و درمان هیجان مدار بر ناگویی هیجانی نوجوانان دختر با مشکلات روان تنی خلا پژوهشی وجود دارد. هدف: هدف از انجام این پژوهش، مقایسه اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت و درمان هیجان مدار بر ناگویی هیجانی نوجوانان دختر با مشکلات روان تنی در شهر مشهد بود. روش: روش این پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه و پیگیری یک ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر 15 تا 18 ساله با مشکلات روان تنی مشغول به تحصیل در دوره دوم متوسطه ناحیه 3 آموزش و پرورش شهر مشهد در سال تحصیلی 1403-1402 (250 نفر) بود که 45 نفر از آن ها با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (درمان متمرکز بر شفقت و درمان هیجان مدار) و گروه گواه (هر گروه 15 نفر) قرار گرفتند. ابزار جمع آوری اطلاعات در این پژوهش، مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو (بگبی و همکاران، 1994) بود. گروه آزمایش اول در 8 جلسه 90 دقیقه ای درمان متمرکز بر شفقت (گیلبرت، 2010) و گروه آزمایش دوم 8 جلسه 90 دقیقه ای درمان هیجان مدار (گرینبرگ، 2011) را دریافت کردند. برای تجزیه و تحلیل داده ها نیز از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و نرم افزار SPSS-26 استفاده شد. یافته ها: نشان داد که درمان های متمرکز بر شفقت و درمان هیجان مدار بر ناگویی هیجانی دختران نوجوان دارای علائم روان تنی اثربخش بودند (001/0 P<). نتایج آزمون های تعقیبی بنفرونی نیز نشان داد که هر دو نوع درمان، اثربخشی یکسانی بر روی ناگویی هیجانی دختران نوجوان دارای علائم روان تنی دارند (001/0 P<). نتیجه گیری: با توجه به یافته های این پژوهش، درمانگران و مشاوران مدارس می توانند از هر دو نوع درمان متمرکز بر شفقت و هیجان مدار برای کاهش ناگویی هیجانی نوجوانان دختر دارای مشکلات روان تنی استفاده کنند.
۱۵۷۳.

اثربخشی آموزش خودشفابخشی بر عدم تحمل ناکامی در افراد با اختلال مصرف مواد تحت درمان نگهدارنده متادون(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خودشفابخشی عدم تحمل ناکامی اختلال مصرف مواد درمان نگهدارنده متادون

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۱۲
هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش خودشفابخشی به عنوان یک مداخله جدید بر عدم تحمل ناکامی در افراد با اختلال مصرف مواد تحت درمان نگهدارنده متادون در شهرستان شاهرود بود. روش: این پژوهش نیمه-آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری مطالعه شامل همه مردان با اختلال مصرف مواد تحت درمان نگهدارنده متادون در شهرستان شاهرود بود. از این بین، نمونه ای به حجم 30 نفر به روش نمونه گیری تصادفی و رعایت ملاکهای ورود به پژوهش انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. شرکت کنندگان گروه آزمایش به صورت گروهی تحت مداخله آموزش خودشفابخشی در 12 جلسه 90 دقیقه ای (هر هفته 2 جلسه) قرار گرفتند. آزمودنی های هر دو گروه مقیاس عدم تحمل ناکامی را در پیش آزمون و پس آزمون تکمیل کردند. داده ها با روش تحلیل کوواریانس تک متغیره تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج پژوهش آشکار کرد که پس از انجام مداخله آموزش خودشفابخشی نمرات افراد گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل در عدم تحمل ناکامی به طور معناداری کاهش یافت. نتیجه گیری: به نظر میرسد که آموزش خودشفابخشی میتواند به عنوان یکی از مداخلات درمانی جدید در افزایش مولفههای عملکرد مثبت در اختلال مصرف مواد اثربخشی مناسبی داشته باشد.
۱۵۷۴.

مطالعه ارزش ها و هنجارهای شیوع و گسترش مواد مخدر در تهران (مورد مطالعه: منطقه شوش)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ارزش ها و هنجارها اعتماد شبکه ای زایایی مکانی منفعت آسان بازپیوندسازی بی هزینه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۱۱
هدف: هدف این پژوهش شناسایی ارزش ها و هنجارهای شیوع و گسترش مواد اعتیادآور در منطقه شوش تهران بود. روش: رویکرد پژوهش کیفی و روش پژوهش تحلیل مضمون بود. جامعه مورد مطالعه شامل معتمدان محلی و کسبه و بازاریان، کارکنان نیروی انتظامی، ساکنان قدیمی محلات، معتمدین مساجد و پژوهشگران فعال در خصوص تاریخ تهران قدیم بود. نمونه گیری به صورت هدفمند از نوع گلوله برفی انجام شد که بعد از مصاحبه نیمه ساختاریافته با 31 نفر اشباع حاصل شد. برای تحلیل داده ها از تحلیل مضمون استفاده شد. یافته ها: با کدگذاری داده ها 169 مفهوم پایه، 27 مضمون فرعی و 7 مضمون اصلی استخراج شد. یافته ها نشان داد که ارزش ها و هنجارهای مولد شیوع و گسترش مواد اعتیادآور در منطقه شوش شامل هنجار شکست و سوژه شدگی، هنجار منفعت آسان، اعتماد شبکه ای، زایایی زیست مکان، هنجار الگوپذیری و مشابه سازی، زنجیره های خویشاوندی و خانوادگی موید مصرف و بازپیوندسازی بی هزینه بودند. نتایج: نتایج تحقیق نشان داد که به منظور ریشه کنی مواد اعتیادآور در این منطقه باید با به کارگیری رهیافت های اجتماع محور همراه با توانمندسازی افراد و گروه های اجتماعی مختلف شرایط را برای بازسازی اجتماعی منطقه فراهم ساخت تا بهنجاری موقعیتی شکل گرفته حول مواد اعتیادآور کمرنگ شود.
۱۵۷۵.

اثر بخشی آموزش عزت نفس بر روی شفقت برخود در دوران بلوغ دختران متوسطه اول (مدرسه عصمت نوشهر)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عزت نفس شفقت برخود نوجوانی آموزش روان شناختی دختران دوره متوسطه اول

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۰۲
هدف: هدف این پژوهش بررسی اثربخشی آموزش عزت نفس بر میزان شفقت برخود در دوران بلوغ دختران پایه نهم متوسطه اول در مدرسه عصمت نوشهر بود. روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل ۱۱۰ نفر از دانش آموزان دختر پایه نهم بود که ۶۰ نفر از آنان با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب و به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایش در ۸ جلسه ۹۰ دقیقه ای آموزش عزت نفس بر اساس بسته های آموزشی معتبر شرکت کردند، در حالی که گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکرد. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه شفقت برخود فرم کوتاه بود. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس (ANCOVA) و نرم افزار SPSS تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که آموزش عزت نفس تأثیر معناداری بر افزایش سطح کلی شفقت برخود دارد (p < 0.05). همچنین، این آموزش به طور معناداری موجب افزایش مهربانی به خود، تجارب مشترک انسانی، ذهن آگاهی و کاهش قضاوت گری و احساس انزوا شد. اما در بعد همانندسازی افراطی، تفاوت معناداری مشاهده نگردید. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد که آموزش عزت نفس می تواند به عنوان مداخله ای اثربخش در بهبود مؤلفه های روان شناختی مرتبط با خودپذیری و کاهش خودانتقادی در دختران نوجوان به کار گرفته شود. چنین مداخلاتی در بافت مدرسه می تواند در ارتقاء سلامت روانی و اجتماعی نوجوانان مؤثر واقع شود.
۱۵۷۶.

The Structural Model for Predicting Marital Burnout Based on Attachment Styles with the Mediating Role of Marital Self-Regulation and Marital Intimacy in Married Individuals(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Marital Self-Regulation attachment Marital burnout Marital Intimacy Married Individuals

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۴۶
Objective: The present study aimed to predict marital burnout in individuals married for 5 to 10 years based on attachment styles, with the mediating roles of marital self-regulation and marital intimacy. Methods and Materials: This study was analytical-correlational in nature, employing path analysis. The sample consisted of 384 married individuals (164 men and 220 women) who were selected through convenience sampling. The participants were aged between 25 and 45, with a marriage duration of 5 to 10 years. Data were collected using validated questionnaires, including the Marital Burnout Scale (Kayser, 1996), the Revised Adult Attachment Scale (Collins & Read, 1990), the Behavioral Self-Regulation for Effective Relationships Scale (Wilson et al., 2005), and the Intimacy Scale (Walker & Thompson, 1983). SPSS and Amos software were used for data analysis, applying structural equation modeling (SEM) to examine direct and indirect effects. Findings: The results indicated that marital self-regulation and intimacy mediated the relationship between attachment styles and marital burnout. Avoidant and anxious attachment styles positively predicted marital burnout, while secure attachment negatively predicted it. Additionally, self-regulation and intimacy were significant mediators, with higher levels of self-regulation and intimacy associated with lower marital burnout. Avoidant and anxious attachment styles negatively influenced self-regulation and intimacy, which in turn increased marital burnout. Conclusion: The study concluded that attachment styles significantly impact marital burnout, with self-regulation and intimacy playing crucial mediating roles. Individuals with insecure attachment styles (avoidant and anxious) are more prone to marital burnout, whereas secure attachment leads to lower burnout. Interventions aimed at improving self-regulation and intimacy in couples may help mitigate the effects of insecure attachment styles on marital burnout.
۱۵۷۷.

Parental Rejection and Child Emotion Dysregulation: The Mediating Role of Shame(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Parental rejection Shame Emotion Dysregulation adolescents

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۱۶۲
Objective: This study aimed to examine the mediating role of shame in the relationship between parental rejection and child emotion dysregulation among adolescents in Colombia. Methods: The research employed a descriptive correlational design using a sample of 482 adolescents aged 10 to 17, selected based on the Morgan and Krejcie sampling table. Participants were recruited from public and private schools in urban areas of Colombia. Standardized tools were used to measure perceived parental rejection, internalized shame, and emotion dysregulation. Data were analyzed using Pearson correlation to assess bivariate relationships and Structural Equation Modeling (SEM) in AMOS-21 to evaluate the direct, indirect, and total effects within the hypothesized mediation model. Assumptions for normality, linearity, and multicollinearity were checked and confirmed prior to analysis. Findings: Pearson correlation analysis revealed significant positive associations between parental rejection and shame (r = .61, p < .001), parental rejection and emotion dysregulation (r = .58, p < .001), and shame and emotion dysregulation (r = .65, p < .001). SEM results indicated that the structural model had a good fit (χ²(84) = 211.63, χ²/df = 2.52, CFI = 0.96, TLI = 0.95, RMSEA = 0.055). Parental rejection significantly predicted shame (β = 0.61, p < .001), and shame significantly predicted emotion dysregulation (β = 0.54, p < .001). A significant direct effect was found from parental rejection to emotion dysregulation (β = 0.33, p < .001), alongside a significant indirect effect through shame (β = 0.33, p < .001), supporting full mediation. Conclusion: The findings suggest that shame is a critical emotional mechanism linking perceived parental rejection to difficulties in emotion regulation among adolescents. Targeting shame in therapeutic and educational interventions may mitigate the negative emotional consequences of parental rejection and promote emotional resilience in youth.
۱۵۷۸.

Effectiveness of Psychodynamic Therapy on Marital Relationship Quality and Cognitive Emotion Regulation in Couples with Marital Conflicts(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: psychodynamic therapy marital relationship quality Cognitive Emotion Regulation couples marital conflicts

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۲۷
Objective: The aim of the present study was to determine the effectiveness of psychodynamic therapy on the quality of marital relationships and cognitive emotion regulation in couples experiencing marital conflicts. Methods and Materials: This research employed a quasi-experimental design with pretest-posttest and a control group. The statistical population consisted of couples with marital conflicts residing in Babol in 2023. From this population, 28 individuals (14 couples) were selected through convenience sampling and randomly assigned to either the experimental group (n = 14) or the control group (n = 14). Data were collected using standardized questionnaires measuring marital relationship quality and cognitive emotion regulation. The experimental group received psychodynamic therapy over 12 sessions (two 90-minute sessions per week), while the control group did not receive any treatment. Findings: The findings indicated that the posttest scores of both marital relationship quality and cognitive emotion regulation in the experimental group were significantly higher than the pretest scores. Conclusion: Therefore, psychodynamic therapy was found to be effective in improving marital relationship quality and cognitive emotion regulation among couples with marital conflicts.
۱۵۷۹.

مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی با ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس بر خستگی بیماران خودایمنی مبتلا به میاستنی گراویس(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خستگی خودایمنی ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس طرحواره درمانی میاستنی گراویس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۹۴
هدف از پژوهش حاضر بررسی مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی با ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس بر خستگی بیماران خودایمنی مبتلا به میاستنی گراویس بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل همراه با مرحله پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری زنان بیمار خودایمنی مبتلا به میاستنی گراویس مراجعه کننده به بیمارستان شریعتی شهر تهران در پاییز سال 1402 بودند. در مرحله اول با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس تعداد 60 نفر انتخاب و سپس در 2 گروه آزمایش (هر گروه 20 نفر) و یک گروه کنترل (20 نفر) جایگزین شدند. سپس گروه های آزمایش تحت طرحواره درمانی (8 جلسه 90 دقیقه ای) و ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس (8 جلسه 90 دقیقه ای) قرار گرفتند؛ اما گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد و در لیست انتظار باقی ماند. از مقیاس شدت خستگی (FSS) کروپ و و همکاران (1989) به منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده از اجرای پرسشنامه ها از طریق نرم افزار SPSS نسخه 28 در دو بخش توصیفی و استنباطی (تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بنفرونی) انجام پذیرفت. نتایج نشان داد هر دو مداخله مذکور در مرحله پس آزمون و پیگیری نسبت به گروه کنترل اثربخشی معناداری بر کاهش خستگی داشته است (0/05>P). نتایج آزمون تعقیبی بنفرونی نشان داد که ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس اثربخشی بیشتری بر کاهش خستگی داشته است (0/05>P). بر اساس نتایج پژوهش حاضر، می توان گفت که طرحواره درمانی با ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس می توانند به عنوان شیوه های درمانی مناسب برای کاهش خستگی بیماران خودایمنی مبتلا به میاستنی گراویس در مراکز مشاوره و خدمات روانشناختی به کار برده شوند و تقدم استفاده با ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس است.
۱۵۸۰.

اثربخشی مداخله مبتنی بر روانشناسی مثبت نگر بر خوش بینی تحصیلی، انعطاف پذیری شناختی و تعلق به مدرسه در دانش آموزان دارای اهمال کاری تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: انعطاف پذیری شناختی تعلق به مدرسه خوش بینی تحصیلی مداخله مثبت نگر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۱۲۲
این مطالعه با هدف تعیین اثربخشی مداخله مبتنی بر روانشناسی مثبت نگر بر خوش بینی تحصیلی، انعطاف پذیری شناختی و تعلق به مدرسه در دانش آموزان دارای اهمال کاری تحصیلی انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی (با گروه آزمایش و گواه) با طرح سه مرحله ای (پیش آزمون - پس آزمون و پیگیری) و دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش تمامی دانش آموزان شهر دزفول در سال 1402 بودند. حجم نمونه پژوهش شامل 30 دانش آموز تعلل ورز بود که در پرسشنامه تعلل ورزی سواری (1390) نمره بالاتر از 24 را کسب کرده بودند و با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و با گمارش تصادفی در گروه های آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) جای دهی شدند. گروه آزمایش مداخله آموزشی مثبت نگر را طی 8 هفته در 8 جلسه 90 دقیقه ای دریافت نمودند. پرسشنامه های مورد استفاده در این پژوهش شامل خوش بینی تحصیلی (شانن موران و همکاران، 2013)، انعطاف پذیری شناختی (واندروال و دنیس 2010)، تعلق به مدرسه (بری، بنتی و وات، 2004) و تعلل ورزی (سواری، 1390) بود. داده ها با تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر، با استفاده از نرم افزار SPSS  نسخه 22 و سطح معناداری 0/05 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد بین گروه های آزمایش و گواه از نظر خوش بینی تحصیلی، انعطاف پذیری شناختی و تعلق به مدرسه تفاوت معنی داری وجود داشت (0/001>p) و این تأثیر در مرحله پیگیری نیز پایدار بوده است. بر اساس یافته های پژوهش می توان چنین نتیجه گرفت که مداخله مبتنی بر روانشناسی مثبت نگر به عنوان یک روش کارا جهت بهبود خوش بینی تحصیلی، انعطاف پذیری شناختی و تعلق به مدرسه مورد استفاده قرار گیرد .

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان