فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۵۴۱ تا ۱٬۵۶۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
منبع:
مطالعات اسلام و روانشناسی سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۶
77 - 93
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: اختلال اضطراب فراگیر از شایع ترین اختلالات اضطرابی و فرایندهای اصلی آن انعکاس فرایندهای بنیادین همه اختلالات اضطرابی است (ولز، 2013). اضطراب، نگرانی یا علائم فیزیکی سبب اختلال در عملکرد اجتماعی یا شغلی می شود، رنج و عذاب درون ذهنی برای فرد ایجاد و حوزه های مهم زندگی فرد را مختل می کند. نتایج تحقیقات بیانگر این است که در دانشجویان، شیوع اختلال اضطراب فراگیر بیش از سایر اختلالات اضطرابی است و دانشجویان دختر نسبت به دانشجویان پسر به احتمال بیشتری این اختلال را نشان خواهند داد (رشتبری و همکاران، 1398). از بین همه اختلالات اضطرابی، اضطراب فراگیر اختلالی است که اثربخشی درمانی کمتری دارد (نیومن و فیشر، 2013). یکی از مهم ترین دلایل در عدم توفیق رویکردهای درمانی، توجه نداشتن به زمینه های فرهنگی، باورها و ارزش های درون فرهنگی است؛ بدین علت که روان درمانی و کارآیی آن به میزان هماهنگی با زمینه های فرهنگی و اعتقادی افراد تحت درمان بستگی دارد (لوونتال، 2006). امروزه موج تازه ای از مطالعات، متوجه بررسی تأثیر درمان های معنوی بر کاهش فشارهای روانی شده است (کوئینگ، 2012). تحقیقات فراوانی درباره اثربخشی درمان های معنوی در حیطه سلامت روان و کاهش فشارهای روانی انجام شده است؛ اما تحقیقات اندکی در مورد تأثیر مداخلات مبتنی بر معنویت بر اختلال اضطراب فراگیر انجام شده است. با توجه به نقش گسترده معنویت و مذهب بر سلامت روان و کاهش اضطراب و همچنین نقش پررنگ مذهب در کشور ما پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی گروه درمانی معنوی با رویکرد اسلامی بر کاهش علائم اضطراب و نگرانی در دانشجویان دختر مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر انجام شد. روش: این پژوهش از نوع طرح های آزمایشی با پیش آزمون پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان مشغول به تحصیل دختر مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر دانشگاه لرستان در سال تحصیلی 1395-1394 بود. در این پژوهش به شیوه نمونه گیری خوشه ای یک مرحله ای 712 نفر از دانشجویان دانشگاه لرستان پرسشنامه اختلال اضطراب فراگیر را تکمیل کردند، سپس با توجه به نقطه برش پرسشنامه و مصاحبه بالینی 34 نفر دانشجو مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر انتخاب شدند. از پرسشنامه های اضطراب بک و نگرانی پنسیلوانیا برای جمع آوری داده ها استفاده شد. روش اجرا نیز به این صورت بود که پس از مراحل تشخیص و نمونه گیری برای دانشجویان دارای شرایط لازم، جلسه معارفه ای برگزار و رضایت آنها برای شرکت در جلسات مداخله و همکاری در پژوهش جلب شد. سپس اعضای منتخب به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند و پیش آزمون بر روی آنها اجرا شد. در مرحله بعدی دانشجویان گروه آزمایش در برنامه گروه درمانی معنوی با رویکرد اسلامی کوپانی (1393) شرکت کردند. این برنامه از راه مشورت با اندیشمندان حوزوی و دانشگاهی و منابع معتبر به منظور کاربرد برای اختلالات اضطرابی تهیه شده بود که در هشت جلسه دوساعته به صورت هفتگی و مدت دوماه در روزهای تعیین شده برگزار شد. در جلسات آموزشی از شیوه هایی چون بحث گروهی، ارائه الگو یا سرمشق در قالب داستان هایی برخاسته از قرآن، متون دینی و ادبی و تکالیف خانگی استفاده به عمل آمد. گفتنی است پس از اجرای پس آزمون، یک دوره فشرده گروه درمانی معنوی با رویکرد اسلامی در سه جلسه برای گروه کنترل اجرا شد. نتایج: شاخص های آمار توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و آمار استنباطی (تحلیل کواریانس یک متغیره) با استفاده از نسخه 23 نرم افزار SPSS، مورد بررسی قرار گرفتند. پیش فرض های توزیع نرمال نمرات و همسانی واریانس-های متغیرهای وابسته که از پیش فرض های آماری استفاده از آزمون های پارامتریک است، به وسیله آزمون های کولموگروف - اسمیرنوف، لوین و آزمون M باکس با مقادیر (p > 0/05) تأیید و مفروضه همگنی رگرسیون به وسیله آزمون فرض همگنی شیب ها بررسی شد که نتایج نشان دهنده عدم معناداری اثر متقابل بود (p > 0/05)؛ ازاین رو می توان از تحلیل کوواریانس استفاده کرد. نتایج کوواریانس تک متغیری نشان داد که بین گروه ها در نمرات اضطراب در پس آزمون تفاوت معناداری مشاهده شده است (F(1,31) = 31/27 , P < 0/001)؛ به این معنا که نمرات اضطراب در پس آزمون در گروه آزمایش به طور معناداری با گروه کنترل متفاوت است که با نگاهی به میانگین ها مشخص شد که نمرات اضطراب در پس آزمون در گروه آزمایش به طور معناداری کاهش یافته است پس گروه درمانی معنوی با رویکرد اسلامی به طور معناداری اضطراب را در گروه آزمایش (در مقایسه با گروه کنترل) کاهش داده است. میزان اثربخشی درمان 50 درصد بوده است. همچنین نتایج کوواریانس تک متغیری روی نمرات پس آزمون نگرانی با کنترل نمودن پیش آزمون نشان داد که بین گروه ها در نمرات نگرانی در پس آزمون تفاوت معناداری مشاهده می شود (F(1,31) = 56/97 , P < 0/001). با نگاهی به میانگین ها مشخص شد که نمرات نگرانی در پس آزمون در گروه آزمایش به طور معناداری کاهش یافته است؛ بنابراین گروه درمانی معنوی با رویکرد اسلامی به طور معناداری نگرانی را در گروه آزمایش (در مقایسه با گروه کنترل)، کاهش داده است. میزان اثربخشی درمان 64 درصد بوده است. بحث و نتیجه گیری: نتایج نشان داد که گروه درمانی معنوی به طور معناداری میانگین نمرات اضطراب و نگرانی این گروه از دانشجویان را کاهش داده است. در تبیین اثربخشی این شیوه درمانی می توان گفت که نخستین و شاید مهم ترین عامل، مربوط به تأثیر ویژه معنویت درمانی در بهبود نگرش و تفسیر فرد نسبت به زندگی است؛ در واقع معنویت با هدف قرار دادن باورهای فرد، ارزیابی های شناختی مهم را در فرایند مقابله تحت تأثیر قرار می دهد و به فرد کمک می کند تا وقایع منفی را به شیوه متفاوتی ارزیابی و حس قوی تری از کنترل را ایجاد کند و موجب آرامش و اطمینان خاطر وی در زندگی شود (فلاح و همکاران، 1390). از سوی دیگر، ایمان به خداوند سبب ایجاد احساس ایمنی در فرد مضطربی می-شود که برداشت منفی از تهدید و ارزیابی خطر، به ویژه در موقعیت هایی دارد که غیرقابل کنترل و پیش بینی هستند؛ زیرا فرد حوادث جهان را در تصرف مدبری فعال و حکیم می داند. عامل دیگر که می تواند اثربخشی این پژوهش را تسهیل کند مربوط به برخی از ویژگی های بومی و فرهنگی جامعه ماست. مردم ایران براساس شرایط فرهنگی، مردمی مذهبی هستند و برای سازگاری با شرایط بحرانی و استرس زا بیشتر به مذهب روی می آورند (رضایی، سیدفاطمی و حسینی، 1387). در جامعه ما مذهب از مؤثرترین تکیه گاه های روانی به شمار می رود که می تواند معنای زندگی را در تمامی عمر فراهم سازد و فرد را از بی معنایی نجات دهد؛ به ویژه در مواقع سخت و بحرانی می تواند کمک مهمی برای فرد باشد. بر این اساس برخی از تجارب و شواهد نشان می دهند که در کشور ما درمان بسیاری از اختلالات روانی عاطفی در تعامل با مسائل معنوی قرار دارند و بدون توجه به آنها، تشخیص و درمان موفقیت آمیز نخواهد بود (قدم پور، رحیمی پور و سلیمی، 1394).
مقایسۀ نگرش به ابراز هیجانات همسر در زنان با صمیمیت عاطفی بالا و پایین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ مشاوره و روان درمانی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۱
1 - 32
حوزههای تخصصی:
یکی از عوامل بالقوه اثرگذار بر صمیمیت، نگرش همسر به ابراز هیجانات است. پژوهش حاضر با هدف مقایسه نگرش نسبت به ابراز هیجانات همسر در زنان با صمیمیت عاطفی بالا و پایین انجام شد. در این مطالعه از رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی استفاده گردید. جامعه موردپژوهش را زنان متأهل شهر تهران در سال ۱۴۰۰ تشکیل می دادند. نمونه شامل ۲۰ نفر بود که به روش نمونه گیری هدفمند و با درنظرگیری اصل اشباع انتخاب شدند. جمع آوری داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته و تحلیل آن ها با روش هفت مرحله ای پدیدارشناختی کلایزی انجام شد. تجزیه وتحلیل داده ها به هفت مضمون اصلی در هر گروه منتهی شد. مضامین اصلی مستخرج از گروه با صمیمیت عاطفی بالا عبارت بودند از: «زاویه دید جامع و مثبت»، «انعطاف پذیری»، «باور به نقش عاملیت خود»، «ضرورت گفتگوهای تسهیل گرانه»، «ضرورت تعیین مرز مشترک و خصوصی»، «ضرورت تنظیم ابرازگری»، «نگرش وابسته به هیجان و عامل برانگیزاننده آن»؛ مضامین اصلی مستخرج از گروه با صمیمیت عاطفی پایین نیز شامل «زاویه دید محدود و منفی»، «انعطاف ناپذیری»، «خودناباوری»، «نقش عقلانیت در مدیریت هیجان»، «عدم بروز هیجان به منزله فقدان آن»، «انتظارات وابسته به جنسیت» و «برچسب ها و انتظارات شکل دهنده نگرش» بودند. بر اساس نتایج به دست آمده، به نظر می رسد که تفاوت های نگرشی این دو گروه غالباً مبتنی بر میزان انعطاف و واقع بینی نسبت به ابراز هیجانات همسر و نیز درنظرگیری نقش خود در این زمینه باشد.
مقایسه تأثیر بازی درمانی و ذهن آگاهی بر تمرکز کودکان با نقش میانجی اضطراب پس از قرنطینه کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه های نوین تربیتی دوره ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
19-33
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف مقایسه تأثیر بازی درمانی مبتنی بر کاهش اضطراب و ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس بر تمرکز دانش آموزان دختر چهارم دبستان شهر عالیشهر در سال تحصیلی 1401-1402و همزمان با پایان قرنطینه خانگی و گشایش مدارس در دوران کرونا، اجرا شده است.روش پژوهش حاضر از نوع پژوهش نیمه آزمایشی با دو گروه آزمایش و یک گروه گواه، به همراه پیش آزمون و پس آزمون بود. دختران پایه چهارم شهر عالیشهر، جامعه آماری این تحقیق بودند و 45 نفر با روش نمونه گیری دومرحله ای خوشه ای و تصادفی انتخاب شدند و در هر یک از گروه های بازی درمانی، ذهن آگاهی و گواه، 15 نفر به صورت تصادفی قرار گرفتند. در این پژوهش از آزمون تمرکز بریکن کمپ (2002) استفاده شد. هرکدام از گروه های آزمایشی، به مدت 8 هفته و طی 8 جلسه یک ساعته، آموزش ویژه خود را دریافت کردند. گروه گواه هیچ کدام از این آموزش ها را دریافت نکرد. در تحلیل استنباطی، از شاخص تحلیل کوواریانس استفاده شد و نتایج نشان داد ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس، 28/0 از واریانس متغیر تمرکز را تبیین می کند و برخلاف بازی درمانی مبتنی بر کاهش اضطراب (اندازه اثر =09/0)، بر بهبود تمرکز تأثیر معناداری دارد. بر مبنای نتایج پژوهش حاضر، نتایج نظری و کاربردی مهمی را در زمینه تأثیر ذهن آگاهی بر تمرکز در بر دارد.
تأثیر بازی وارسازی بر یادگیری در سطح تحلیل کردن از طبقه بندی بلوم در زیست شناسی3(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه های نوین تربیتی دوره ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
167-178
حوزههای تخصصی:
یادگیری در سطح تحلیل کردن از بازده های یادگیری سطح بالا شمرده می شود. ازآنجایی که دانش آموزان در مهارت تحلیل کردن پایین تر از میانگین جهانی قرار دارند پژوهش حاضر به این مهم پرداخته است. تحلیل کردن یکی از پیش نیازهای تشخیص و تصمیم گیری است. هدف پژوهش حاضر استفاده از بازی وارسازی برای ارتقای یادگیری زیست شناسی در سطح تحلیل کردن است. بدین منظور از روش نیمه آزمایشی طرح گروه کنترل نابرابر استفاده شده است. با توجه به هدف پژوهش؛ ابتدا الگوی بازی وارسازی تدوین شده و سپس وبسایت پاپازیست طراحی و در اختیار گروه آزمایش قرار گرفته است. جامعه متشکل از دانش آموزان رشته علوم تجربی پایه دوازدهم داخل کشور بوده است و به صورت نمونه گیری چند مرحله ای خوشه ای نمونه گیری انجام شده است و دو کلاس از یک مدرسه در شهرستان ساوجبلاغ به عنوان گروه کنترل و گروه آزمایش انتخاب شده است. هر کلاس 15 نفر و جمعاً 30 نفر آزمودنی انتخاب شده است. نمرات پیش آزمون و پس آزمون گروه کنترل و گروه آزمایش برای محاسبات آماری استخراج شده است. آزمون فرض با استفاده از تحلیل کواریانس انجام شده که فرضیه پژوهش در سطح 05/0 معنادار بوده است. تجزیه و تحلیل داده نشان داده که تغییرات نمرات در گروه آزمایش ناشی از متغیر آزمایش یعنی بازی وارسازی بوده است. بازی وارسازی باعث تسهیل یادگیری در سطح تحلیل کردن می گردد.
Assessing the Impact of a Strength-Based Parenting Program on Family Cohesion and Marital Conflicts(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: This study aimed to evaluate the effectiveness of a strength-based parenting program in enhancing family cohesion and reducing marital conflicts among parents. Methods: A randomized controlled trial design was employed with 30 participants (15 in the intervention group and 15 in the control group), all of whom were parents residing in Italy. The intervention group participated in a nine-session, strength-based parenting program delivered over nine weeks, while the control group received no intervention during the study period. Both groups completed assessments at three time points: pretest, posttest, and a five-month follow-up. The standardized tools used included the Family Adaptability and Cohesion Evaluation Scales IV (FACES IV) to measure family cohesion and the Marital Conflict Questionnaire (MCQ) to assess marital conflicts. Data were analyzed using repeated measures ANOVA and Bonferroni post-hoc tests in SPSS version 27. Findings: The repeated measures ANOVA indicated significant time × group interaction effects for both family cohesion (F(2,56) = 16.63, p < .001, η² = .39) and marital conflicts (F(2,56) = 18.38, p < .001, η² = .41). Post-hoc comparisons revealed that the intervention group experienced significant increases in family cohesion from pretest to posttest (Mean Difference = 6.87, p < .001) and follow-up (Mean Difference = 6.14, p < .001). Similarly, marital conflicts significantly decreased in the intervention group from pretest to posttest (Mean Difference = -10.85, p < .001) and remained lower at follow-up (Mean Difference = -11.19, p < .001), with no significant changes observed in the control group. Conclusion: The strength-based parenting intervention proved effective in promoting family cohesion and reducing marital conflict over time, with sustained benefits evident at a five-month follow-up. These findings highlight the value of strengths-focused approaches in enhancing family relationships and emotional well-being.
Effectiveness of Couple Therapy Based on Reality Therapy Approach on Marital Forgiveness and Empathy in Couples(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: The present study aimed to determine the effectiveness of couple therapy based on the reality therapy approach on marital empathy and marital forgiveness among couples. Methods and Materials: The research method was quasi-experimental with a pretest-posttest control group design including a follow-up phase. The statistical population consisted of all couples who referred to counseling centers in Tehran in 2023. From among the eligible individuals, 30 couples were selected using purposive sampling and were randomly assigned to two groups (15 couples in the experimental group and 15 couples in the control group). Data collection instruments included the Marital Empathy Questionnaire by Joliffe and Farrington (2006) and the Marital Forgiveness Questionnaire by Rye et al. (2001). The intervention group received nine 90-minute in-person group sessions over two months based on the reality therapy approach, while the control group received standard counseling services. Data were analyzed using SPSS version 24 and repeated measures ANOVA, adhering to statistical assumptions. Findings: The results indicated significant differences in the mean scores of marital empathy and marital forgiveness between the pretest, posttest, and follow-up phases (P < .01). These effects remained stable during the follow-up phase, indicating that couple therapy based on the reality therapy approach significantly improved marital empathy and marital forgiveness. Conclusion: Based on the findings of this study, couple therapy using the reality therapy approach can be considered an effective therapeutic method for enhancing marital forgiveness and empathy among couples
رابطه ادراک خویشتن و باورهای خودکشی افراد با اختلال ملال جنسیتی: نقش واسطه ای ترس از ارزیابی منفی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
تعالی مشاوره و روان درمانی دوره ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۳
34 - 44
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی رابطه ادراک خویشتن و باورهای خودکشی افراد با اختلال ملال جنسیتی براساس نقش واسطه ای ترس از ارزیابی منفی بود. روش: روش پژوهش از نوع همبستگی و مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه مورد مطالعه شامل تمامی مردان و زنان مبتلا به اختلال ملال جنسیتی شهر تهران در بازه زمانی فروردین تا شهریور ماه 1403 بود که از این میان 267 نفر به شیوه در دسترس و بر اساس ملاک های پژوهش به عنوان نمونه گزینش شدند. ابزارهای گردآوری داده ها شامل، مقیاس ایده خودکشی بک (بک و همکاران، 1988)، پرسشنامه ادراک خویشتن (پورحسین، 1389) و مقیاس ترس از ارزیابی منفی (لیری، 1983) بود. یافته ها: بررسی ضرایب مستقیم نشان داد، اثر مستقیم ادراک خویشتن بر باورهای خودکشی و ترس از ارزیابی منفی معنادار و منفی بود. دیگر یافته پژوهش نشان داد، اثر مستقیم ترس از ارزیابی منفی بر باورهای خودکشی معنادار و مثبت بود. ضرایب غیر مستقیم مشخص کرد، اثر غیر مستقیم ادراک خویشتن بر باورهای خودکشی افراد با اختلال ملال جنسیتی با نقش واسطه ای ترس از ارزیابی منفی، معنادار و منفی بود. در نهایت شاخص های برازش به دست آمده نشان داد، مدل پیشنهادی پژوهش برازش مطلوبی دارد (99/0=CFI، 98/0 =NFI، 99/0=IFI، 99/0 =GFI، 039/0 =RMSEA). نتیجه گیری: بر این اساس، ترس از ارزیابی منفی را می توان به عنوان یک رویکرد مهم، در کاهش باورهای خودکشی افراد دارای اختلال ملال جنسیتی مورد توجه قرار داد.
مدل یابی معادلات ساختاری حس انسجام بیماران سرطانی بر اساس چشم انداز زمان با نقش میانجی خودشناسی انسجامی و کمال گرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: حس انسجام به عنوان یکی از جدیدترین سازوکارهای روان شناختی مقابله با سرطان مطرح شده است و عوامل متعددی بر آن تأثیر دارند. هدف این پژوهش، تدوین مدل علی حس انسجام براساس چشم انداز زمان با نقش واسطه ای کمالگرایی و خود شناسی انسجامی در بیماران سرطانی به روش معادله های ساختاری بود. روش : این تحقیق از بعد هدف بنیادی و از منظر گردآوری اطلاعات، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری آن کلیه بیماران سرطانی مراجعه کننده به مراکز درمانی استان مرکزی بودند، که 200 نفر از آنها به صورت هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای سنجش شامل پرسشنامه چشم انداز زمان زیمباردو و بوید (۱۹۹۹)، پرسشنامه حس انسجام آنتونووسکی (۱۹۹۳ )، پرسشنامه کمال گرایی هویت و فلت (۱۹۹۹) وپرسشنامه خودشناسی انسجامی قربانی بود. تحلیل داده ها به روش معادله های ساختاری با نرم افزارهای Smart-PLS4, SPSSv26 انجام شد. یافته ها: معیار برازش مدل به طور مناسبی تحقق یافت. اثر مستقیم چشم انداز زمان بر کمال طلبی(482/0-= β ) و حس انسجام (189/0-= β ) و خود شناسی انسجامی درسطح (P<0.01) تایید شد. همچنین اثر و مستقیم کمال طلبی (360/0-= β ) و خودشناسی انسجامی بر حس انسجام نیز در سطح (P<0.01) مورد حمایت قرار گرفت. نقش کمال گرایی و خودشناسی انسجامی نیز به عنوان یک متغیر میانجی در این پژوهش تایید شد. نتیجه گیری: این پژوهش نقش چشم انداز زمان را در پیش بینی حس انسجام، برای پژوهشگران حوزه سلامت به منظور کمک به بیماران سرطانی برای سازگاری و کنار آمدن بهتر با بیماریشان برجسته کرد.
ارزشیابی کیفیت عملکرد معلمان در محیط یادگیری الکترونیکی: یک طرح روش های پژوهش آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندازه گیری تربیتی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۶۱
31 - 62
حوزههای تخصصی:
با گسترش آموزش برخط، ایجاد نظام ارزیابی عملکرد معلمان در محیط یادگیری الکترونیکی یک ضرورت انکارناپذیر است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی کیفیت عملکرد معلمان در محیط یادگیری الکترونیکی در آکادمی برنامه نویسی یاسان انجام شد. برای این منظور از رویکرد آمیخته و روش تحقیق آمیخته تکراری در سه بخش کیفی، کمّی و کمّی استفاده شد. در بخش اول برای تدوین نظام نشانگرهای ارزشیابی عملکرد معلمان، از نظرات 11 کارشناسان و مبتنی بر روش نظریه برخاسته از داده ها در سطح نظم دهی مفهومی استفاده شد. یافته ها در این بخش به شناسایی 116 نشانگر و طبقه بندی آن در قالب 19 ملاک و 5 عامل (ارتباطی، آموزشی، فردی، آموزشی و سازمانی) منجر شد. در بخش دوم، ابزارهای مورد نیاز در سه نسخه والد، مشاور و جامع، تدوین شد. در بخش سوم، کیفیت عملکرد تمامی 151 معلم موسسه، مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته های برآمده از دیدگاه والدین، مشاوران و فراگیران نشان می دهد که به ترتیب کیفیت عملکرد معلمان در سطوح مطلوب، نسبتا مطلوب و مطلوب قرار دارد. همچنین تفاوت معناداری بین عملکرد دبیران دوره عمومی و دوره کاربردی مشاهده نگردید. در انتها، پیشنهادهایی برای بهبود ارائه گردید.
بررسی ویژگی های روانسنجی نسخه فارسی مقیاس آگاهی چند بعدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندازه گیری تربیتی سال ۱۵ زامستان ۱۴۰۴ شماره ۶۲
107 - 128
حوزههای تخصصی:
استفاده مناسب از لحظه حال و آگاهی از افکار و احساسات نقش بسیار مهمی در سلامت روان دارد؛ از این رو پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی های روانسنجی مقیاس آگاهی چندبعدی (MAS) در جامعه ایرانی انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع مطالعات روانسنجی بود. جامعه آماری شامل تمامی شهروندان شهر تهران بود که تعداد 200 نفر با روش نمونه-گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها نسخه فارسی مقیاس آگاهی چندبعدی، پس از طی مراحل ترجمه و بازترجمه به همراه پرسشنامه تجربه ها (EQ) به صورت مجازی در اختیار شرکت کنندگان قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با روش تحلیل عاملی تائیدی، همبستگی پیرسون و آلفای کرونباخ در نرم افزارهای SPSS 24 و AMOS انجام شد. نتایج تحلیل عاملی تاییدی با توجه به شاخص های استاندارد، نشان داد مقیاس سه عاملی آگاهی چندبعدی از برازش مطلوبی برخوردار است. روایی همگرا مقیاس آگاهی چندبعدی با پرسشنامه تجربه ها معنادار بود (43/0r=). همچنین شاخص میانگین واریانس استخراج شده برای هر عامل فراآگاهی، آگاهی غیرمتمرکز و آگاهی محیطی به ترتیب 50/0، 54/0 و 51/0 بود. پایایی کل مقیاس با استناد به ضریب آلفای کرونباخ نیز 71/0 به دست آمد. بنابراین میتوان گفت که این مقیاس در جامعه ایرانی برازش، اعتبار و روایی نسبتاً مطلوبی دارد و می تواند برای سنجش میزان آگاهی افراد با توجه به تفاوت های فردی آن ها در زمینه های پژوهشی و درمانی مورد استفاده قرار بگیرد.
فرایند و روش های «مراقبت» در خانواده: شیوه ای در پیشگیری از بحران های خانواده مبتنی بر بافت فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از مطالعه حاضر شناسایی فرایند و روش های «مراقبت» در خانواده برای پیشگیری از بحران های آن بود که با رویکرد کیفی و روش داده بنیاد انجام شد. جامعه پژوهش، خانواده های ساکن شهر تهران در سال 1402 و شامل خانواده های سالم و درگیر بحران بود که با روش نمونه گیری هدفمند، انتخاب و تا رسیدن به اشباع نظری در نهایت، 21 خانواده سالم و 18خانواده درگیر حداقل یکی از بحران ها (اعتیاد، خشونت و خیانت) مورد مصاحبه نیمه ساختاریافته قرارگرفتند. داده ها با استفاده از روش استراوس و کوربین تحلیل شدند که یافته های مرحله کدگذاری، 84 کد باز، 9 کد محوری و 3 کد انتخابی بود. بر این اساس، فرایند مراقبت در خانواده، عبارت بود از محافظت، تأمین نیاز و هدایت و روش های به کارگیری مراقبت (که مورد استفاده ی خانواده های سالم و یا فقدان آن در خانواده ی درگیر بحران، محسوس و عامل ایجاد بحران بود) شامل پیشگیری از آسیب، رعایت حدود و مرزها، آمادگی برای شرایط دشوار، مودت و رحمت، رسیدگی به امور خانواده، همراهی و همکاری، حمایت معنوی و کمک به رشد خانواده بود. نتایج نشان داد «مراقبت»، مبتنی بر بافت فرهنگ اسلامی ایرانی، فرایندی است که شامل حرکت آگاهانه ی مستمر اعضای خانواده جهت محافظت، تأمین نیاز و هدایت خانواده است و ثمره و پیامد آن، پیشگیری از آسیب، استقرار امنیت، آرامش و رضایت در خانواده است. بنابراین، مجموعه عوامل مرتبط با فرایند و روش های مراقبت در خانواده، عوامل محوری هستند که ضروری است در مداخلات پیشگیرانه، تشخیص و مداخله در خانواده مورد توجه قرار گیرد.
تحلیل کیفی ترسیم خانواده در کودکان پرخاشگر و غیر پرخاشگر و مقایسه آن ها با سبک دل بستگی والدینشان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ مشاوره و روان درمانی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۶۳
85 - 110
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش به تحلیل کیفی ترسیم خانواده در کودکان پرخاشگر و غیرپرخاشگر و مقایسه آنها با سبک دل بستگی والدینشان پرداخته شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل پسران پیش دبستانی ساکن شهر مشهد در محدوده سنی 5 تا 7 ساله می باشد. بررسی های انجام شده نشان می دهد که میانگین سبک دل بستگی مادران کودکان پرخاشگر در هر سه سبک ایمن و اجتنابی و دوسوگرا با سبک دل بستگی مادران کودکان غیرپرخاشگر تفاوت معناداری ندارد. همچنین، فراوانی شاخص ترسیمی نیرو به طور معناداری در کودکان پرخاشگر و غیرپرخاشگر بالاتر است؛ و سایر شاخص های ترسیمی در نقاشی از جمله ناحیه ای که نقاشی کشیده شده، وسعت نقاشی و جهت نقاشی تفاوت معناداری وجود ندارد؛ یافته ها همچنین نشان داد، بین کودکان پرخاشگر و غیرپرخاشگر در شاخص های محتوایی نقاشی از جمله ارزنده سازی، ناارزنده سازی، اشخاص اضافه شده، نزدیکی کودک به مادر یا پدر، فاصله یکی از افراد از بقیه، همسان سازی هشیار، همسان سازی ناهشیار، مشابهت این دو همسان سازی و عینیت نقاشی تفاوت معناداری وجود ندارد؛ نتایج نشان داد، پرخاشگری در کودکان عوامل زیادی از جمله شخصیت و خلق وخوی کودک و متغیرهای دیگر مربوط به رابطه والد - فرزند می باشد. همچنین، شاخص های محتوایی نقاشی کودکان به تنهایی نشانگر میزان پرخاشگری کودکان نبوده و این شاخص ها بیشتر نمایانگر روابط کودک با والدین و سایر اعضای خانواده است.
ادراک دانش آموزان دوره دوم متوسطه از آموزش ریاضی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی تربیتی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۷
7 - 35
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تبیین درک دانش آموزان دوره دوم متوسطه در ایران از آموزش ریاضی انجام شده است. این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش مصاحبه پدیدار شناسی و به شکل نیمه ساختاریافته، تا رسیدن به اشباع نظری صورت پذیرفته است. میدان پژوهش، متشکل از دانش آموزان دوره دوم متوسطه ایران، که از میان آنها ده نفر به عنوان مشارکت کنندگان پژوهش به روش نمونه گیری هدفمند و از نوع معیارمدار انتخاب گردید و تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش موستاکاس انجام پذیرفته است. پس از تجزیه و تحلیل دادها331 مفهوم، 61 مضمون و 31 کد توصیفی و در نهایت برای چهار سوال مطرح شده 11 کد ساختاری استخراج شده است.کدهای ساختاری استخراج شده عبارتند از: درک با توجه به ماهیت ریاضی؛ درک با نگاه به معلم؛ درک با توجه به دیدگاهشان به کتاب؛ درک با نگاه به کنکور؛ ارزشها در ویژگی های معلم؛ ارزشها در ویژگی های دانش اموز؛ ارزشها درمسئولیتهای وزارت خانه؛ نحوه تدریس ( توانمندی در تدریس )؛ ارزشیابی و حل تمرین (رعایت حقوق دانش اموز و تسلط بر تمرینها )؛ رفتار معلم ( معلم حرفه ای )؛ رفتاردانش اموزان ( اخلاق مداری دانش اموزان )
نقش واسطه ای طرحواره های ناسازگار اولیه در رابطه بین سبک های فرزندپروری و علائم اضطرابی در دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روانشناسی تربیتی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۹
122 - 92
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای طرحواره های ناسازگار اولیه در رابطه ی بین سبک های فرزندپروری و علائم اضطراب انجام شد. روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود و جهت بررسی مدل ارائه شده از معادلات ساختاری استفاده گردید. جامعه آماری مطالعه ی حاضر شامل تمام دانش آموزان مقطع دوم دبیرستان شهرستان دلیجان در سال تحصیلی 1402-1401بود. 550 آزمودنی به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شد. پرسشنامه های اقتدار والدینی بوری، طرحواره های ناسازگار اولیه یانگ و فرم کوتاه افسردگی، اضطراب و فشار روانی لاویبوند و لاویبوند به منظور جمع آوری داده ها استفاده شد. نتایج حاصل نشان داد که سبک فرزندپروری مستبدانه با طرحواره های ناسازگار اولیه و طرحواره های ناسازگار اولیه با نشانه های اضطراب رابطه مستقیم (001/0 p <) و سبک فرزندپروری مقتدرانه با طرحواره های ناسازگار رابطه معکوس و معنی دار (001/0 p <) دارد. همچنین بررسی برازش مدل نشان داد که مدل پیشنهادی در مطالعه ی حاضر با داده های جمع آوری شده برازش داشته و طرحواره های ناسازگار اولیه در رابطه ی بین فرزندپروری مقتدرانه و مستبدانه با نشانه های اضطراب نقش میانجی کامل دارد (001/0 p <). نتایج حاکی از آن است که نوع و کیفیت تعامل والدین با فرزندان به طور غیرمستقیم و به واسطه ی شکل گیری طرحواره های ناسازگار در بروز نشانه ای اضطراب در آن ها موثر است. به عبارت دیگر، یافته های پژوهش حاضر شاهد دیگری است بر اهمیت نقش والدین در سلامت روان افراد.. بنابراین افزایش توجه بر کیفیت رابطه ی بین والدین و نوجوان ها و درنظر گرفتن نقش طرحواره های ناسازگار اولیه در برنامه های آموزشی و درمانی می تواند مفید باشد.
اثربخشی آموزش به روش تلفیقی در درس ریاضی بر اشتیاق تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روانشناسی تربیتی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۹
190 - 177
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش به روش تلفیقی در درس ریاضی بر اشتیاق تحصیلی دانش آموزان انجام گرفت. روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه ی آماری پژوهش را تمامی دانش آموزان پسر پایه ی ششم ابتدایی مدارس دولتی شهرستان نمین در سال تحصیلی 1402-1401 تشکیل دادند. برای انتخاب نمونه از میان جامعه ی آماری، دو کلاس به صورت در دسترس انتخاب شدند (هر کلاس 20 نفر). دانش آموزان یکی از کلاس ها به تصادف به عنوان گروه آزمایش و دانش آموزان کلاس دیگر به عنوان گروه کنترل در نظر گرفته شدند. به گروه آزمایش طی 8 جلسه مبحث کسر در درس ریاضی با تلفیق ورزش، علوم، فارسی، هنر، هدیه های آسمانی و مطالعات اجتماعی، آموزش داده شد و گروه کنترل به روال عادی خود ادامه دادند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه ی اشتیاق تحصیلی فردریکز، بلومنفیلد (2004) استفاده شد. داده ها با روش آماری تحلیل کوواریانس با استفاده از نرم افزار SPSS-21 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که دانش آموزان گروه آزمایش نسبت به دانش آموزان گروه کنترل در پس آزمون، به طور معناداری، اشتیاق تحصیلی بیشتری داشتند و فرضیه ی پژوهش مبنی بر اثربخشی آموزش به روش تلفیقی بر اشتیاق تحصیلی دانش آموزان، مورد تأیید قرار گرفته است. بنابراین، با توجه به نتایج پژوهش حاضر و اهمیت آموزش به روش تلفیقی، توجه به این روش آموزشی در مدارس به منظور افزایش اشتیاق تحصیلی دانش آموزان، ضرورتی است که باید مورد توجه دست اندرکاران آموزش و پرورش قرار گیرد.
The Mediating Role of Sexual Sensation Seeking in the Marital Relationships in Individuals with Attention Deficit Hyperactivity Disorder(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Journal of Health Psychology, Volume ۸, Issue ۱ - Serial Number ۲۳, Winter ۲۰۲۵
53 - 66
حوزههای تخصصی:
Objective: Extramarital relationships pose challenges to family life and can affect the mental health and well-being of family members. The purpose of the present study was to investigate the mediating role of sexual sensation seeking on marital infidelity, sexual performance, and sexual satisfaction in individuals with attention deficit hyperactivity disorder. Methods: The present research was conducted based on a correlation and structural equation design. Among all married individuals referring to counseling and psychological service centers in Qazvin in 2022, 216 were selected through purposive sampling and participated as subjects. Data were collected using the self-report scale of Attention Deficit Hyperactivity Disorder, the Infidelity Scale, the Sexual Satisfaction Questionnaire, the Sexual Function Questionnaire, and the Kalichman and Rompa Questionnaire. Data analysis was performed using SPSS version 25, Smart PLS version 3.3, and structural equation modeling. Results: The results showed that the relationship between sexual performance and the mediating variable of sexual excitement (β=0.25, t=4.20), sexual satisfaction and the mediating variable of sexual excitement (β= 0.18, t=3.87), the relationship between sexual performance and extramarital relationships (β=0.12, t=3.17), the relationship between sexual satisfaction and extramarital relationships (β=0.20, t=3.53), and the relationship between sexual excitement and extramarital relationships (β=0.25, t=5.28) were significant. Conclusion: The results of the study showed that sexual satisfaction, sexual function, and sexual sensation seeking can predict attitudes toward marital infidelity. Therefore, it is necessary to provide this information to couples in premarital counseling so that they can discuss sexual problems with a marriage counselor and a sex therapist in couples and receive specialized counseling for treatment if needed, to prevent the tendency toward marital infidelity.
اثربخشی بسته آموزشی خودیاری مبتنی بر پذیرش و مهارت های اجتماعی بر تنظیم هیجان و انعطاف پذیری شناختی نوجوانان خانواده های ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۲۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۹۵
۸۳-۶۰
حوزههای تخصصی:
هدف: خانواده های ترکیبی به دلیل ساختار متفاوت و چالش های ارتباطی خاص، می توانند زمینه ساز فشارهای هیجانی و شناختی در نوجوانان باشند. آموزش های خودیاری با تقویت مهارت های تنظیم هیجان و انعطاف پذیری شناختی، می تواند به سازگاری بهتر این نوجوانان با شرایط جدید خانوادگی کمک کند لذا پژوهش حاضر با هدف اثربخشی بسته آموزشی خودیاری مبتنی بر پذیرش و مهارت های اجتماعی بر تنظیم هیجان و انعطاف پذیری شناختی نوجوانان خانواده های ترکیبی انجام شد. ▐روش: این پژوهش از روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل 120 نوجوان دختر مقطع متوسطه دوم شهر یزد در خانواده های ترکیبی در سال تحصیلی 1402-1403 بودند که از میان آنان، بر اساس معیارهای ورود (نوجوانان دختر خانواده های ترکیبی شهر یزد؛ گذشت حداقل یک سال از تشکیل خانواده ی جدید؛ تحصیل در مقطع متوسطه ی اول و دوم، کسب نمره پایین در آزمون های تنظیم هیجان و انعطاف پذیری شناختی و همچنین تمایل و رضایت آگاهانه والدین ونوجوان برای شرکت در پژوهش)، ۴۰ نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و سپس به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۲۰ نفر) و گواه (۲۰ نفر) گمارده شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه تنظیم هیجان گراتز روئمر و پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی دنیس و وندروال استفاده شد. برای گروه آزمایش آموزش خودیاری مبتنی بر پذیرش و مهارت های اجتماعی در 10 جلسه 60 دقیقه ای اجرا شد و داده ها با استفاده از تحلیل کواریانس چند متغیره، تحلیل شد. ▐یافته ها: نتایج نشان داد که مداخله بسته آموزشی خودیاری مبتنی بر پذیرش و مهارت های اجتماعی منجر به افزایش معنادار تنظیم هیجان (05/0 p <، 30/60 = F) و انعطاف پذیری شناختی (05/0 p <، 05/55 = F) در نوجوانان گروه آزمایش شد، در حالی که گروه کنترل تغییر قابل توجهی در این متغیرها نشان ندادند. نتایج همچنین نشان داد که آموزش خودیاری مبتنی بر پذیرش و مهارت های اجتماعی می تواند در تقویت مهارت های خودمدیریتی و سازگاری شناختی و هیجانی نوجوانان خانواده های ترکیبی مؤثر باشد. ▐نتیجه گیری: یافته ها بیانگر آن است که مداخلات آموزشی خودیاری مبتنی بر پذیرش و مهارت های اجتماعی می توانند ابزار مؤثری در ارتقای سلامت روان و سازگاری شناختی و هیجانی نوجوانان در خانواده های ترکیبی باشند.
اثربخشی آموزش مهارت های خودتعیین گری بر تفکر میل و نیازهای روان شناختی دانش آموزان دارای رفتارهای آنلاین مشکل ساز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ آذر ۱۴۰۴ شماره ۹ (پیاپی ۱۱۴)
۱۹۸-۱۸۹
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تعیین اثربخشی آموزش مهارت های خودتعیین گری بر تفکر میل و نیازهای روان شناختی دانش آموزان دارای رفتارهای آنلاین مشکل ساز بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری 2ماهه بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر اردبیل در سال تحصیلی ۱۴۰۳ بود که از میان آنها ۳۰ نفر با رفتارهای آنلاین مشکل ساز به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و گواه (هر گروه 15 نفر) جایگذاری شدند. گروه آزمایش در ۹ جلسه ۹۰ دقیقه ای آموزش مهارت های خودتعیین گری (هفته ای یک جلسه) شرکت کردند ابزار اندازه گیری شامل پرسشنامه تفکر میل (DTQ، کسلی و اسپادا، 2011)، مقیاس ارضای نیازهای اساسی روانشناختی (BNSS، گاردیا و همکاران، 2000)، اعتیاد به بازی آنلاین (OGAI، وانگ و چانگ، 2009) و پرسشنامه اعتیاد به شبکه های اجتماعی (ASNQ، احمدی و همکاران، 1395) بود. نتایج تحلیل داده ها با آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد که بین پیش آزمون و پس آزمون تفکر میل و نیازهای روان شناختی در گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری در سطح ٠٠١/٠ وجود داشت و همچنین بین میانگین پس آزمون و پیگیری در گروه آزمایش تفاوت معناداری در سطح ٠٠١/٠ وجود نداشت و نتایج در دوره پیگیری حفظ شد. براساس نتایج پژوهش می توان گفت آموزش گروهی مهارت های مبتنی بر خودتعیین گری روش مداخله ای مناسبی جهت بهبود تفکر میل و نیازهای روان شناختی در دانش آموزان دارای رفتارهای آنلاین مشکل ساز است.
بررسی نقش میانجی کیفیت خواب در رابطه بین استفاده آسیب زا از شبکه های اجتماعی و توانایی های شناختی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ دی ۱۴۰۴ شماره ۱۰ (پیاپی ۱۱۵)
۲۱۰-۲۰۱
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی کیفیت خواب در رابطه بین استفاده آسیب زا از شبکه های اجتماعی و توانایی های شناختی در دانشجویان انجام شد. روش پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع مدلیابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری در این پژوهش متشکل از دانشجویان دانشگاه آزاد واحد زنجان در سال تحصیلی 1403-1404 بود که از بین آنها تعداد 368 نفر به روش نمونه گیری دردسترس، به عنوان نمونه انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس اعتیاد به شبکه های اجتماعی (SMAS، خواجه احمدی و همکاران، 1395)، پرسشنامه توانایی های شناختی (CAQ، نجاتی، 1392) و پرسشنامه کیفیت خواب پیتزبورگ (PSQI، بویس و همکاران، 1988) استفاده شد. تحلیل داده ها به روش مدلیابی معادلات ساختاری انجام شد. براساس یافته ها مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار بود. یافته ها نشان داد که استفاده آسیب زا از شبکه های اجتماعی و کیفیت خواب بر توانایی های شناختی اثر مستقیم و معنادار داشتند (05/0>P)؛ همچنین استفاده آسیب زا از شبکه های اجتماعی بر کیفیت خواب اثر مستقیم و معنادار داشت (05/0>P)؛ نتایج آزمون بوت استرپ نیز نشان داد که کیفیت خواب در رابطه بین استفاده آسیب زا از شبکه های اجتماعی و توانایی های شناختی نقش میانجی داشتند (05/0>P). در مجموع یافته ها نشان داد که استفاده آسیب زا از شبکه های اجتماعی به صورت مستقیم و غیرمستقیم با میانجی گری کیفیت خواب بر توانایی های شناختی دانشجویان اثر داشت.
رابطه بین والدگری هلیکوپتری و اعتیاد به گوشی هوشمند با نقش واسطه ای خودتنظیمی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه بین والدگری هلیکوپتری و اعتیاد به گوشی هوشمند با نقش واسطه ای خودتنظیمی در دانشجویان انجام شد. پژوهش حاضرتوصیفی- همبستگی به روش مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری در این پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران در سال 1403 از مقطع کارشناسی تا دکتری بود که از بین آن ها به روش نمونه گیری در دسترس 210 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس والدگری هلیکوپتری (HPS؛ لیموین و باچمن، 2011)، فرم کوتاه پرسشنامه خودتنظیمی (SSRQ؛ کری و همکاران، 2004) و پرسشنامه اعتیاد به تلفن همراه (MPAQ؛ سواری، 1392) استفاده شد. تحلیل داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار است. نتایج نشان داد که اثرات مستقیم والدگری هلیکوپتری و خودتنظیمی بر اعتیاد به گوشی هوشمند معنادار بود (05/0>P)؛ همچنین اثر مستقیم والدگری هلیکوتری بر خودتنظیمی معنادار بود (05/0>P)؛ نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که خودتنظیمی در رابطه بین والدگری هلیکوپتری و اعتیاد به گوشی هوشمند نقش میانجی داشت (05/0>P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که والدگری هلیکوپتری به صورت مستقیم و با نقش میانجی خودتنظیمی بر اعتیاد به گوشی هوشمند در دانشجویان اثر داشت.