فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۹۲۱ تا ۵٬۹۴۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۸ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱
407 - 419
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف تعیین اثر بخشی آموزش مهارت های ریاضی بر افزایش هوش سیال و ذهن خلاق دانش آموزان مقطع ابتدایی اول انجام گرفت.روش: پژوهش حاضر از نوع تحقیقات تجربی نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه ی مورد پژوهش شامل دانش آموزان مدارس ابتدایی اول منطقه 6 شهر تهران در سال تحصیلی 1401- 1401 بود . با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، 28 نفر از دانش آموزان جامعه مورد مطالعه انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه آزمایش) 14 نفر بسته آموزش مهارت های ریاضی ) و یک گروه کنترل(14 نفر) ، جایگزین شدند. گروه آزمایش آموزش مهارت های ریاضی را طی 10 جلسه 80 دقیقه ای دریافت نمودند. برای جمع آوری داده ها بسته آموزش مهارت های ریاضی و آزمون هوش سیال (سعادتی شامیر و زحمتکش،1401) و ذهن خلاق( سعادتی شامیر ،1400) استفاده شد.یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد بسته آموزش مهارت های ریاضی ، باعث افزایش هوش سیال و ذهن خلاق در دانش آموزان 7 تا 9 سال شد. آموزش مهارت های ریاضی به دانش آموزان سال های اول ابتدایی باعث افزایش ادراک، استدلال ، توجه ، حافظه و پردازش اطلاعات و همچنین سیالی، اولویت بندی، تمرکز پشتکار و ریسک پذیری در آنها شد.نتیجه گیری: دانش آموزانی که آموزش مهارت های ریاضی دقیق تری دریافت کنند قدرت ادراک، استدلال، توجه، حافظه و پردازش اطلاعات بیشتر و منظم تری پیدا می کنند و مهارت های شناختی و تحصیلی بالاتری از همسالان خود نشان می دهند و در مهارت های چون بازشناسی شکل ، تشخیص شکل از زمینه ، توجه دیداری ، شنیداری، استدلال تصویری، دیداری، محاسباتی، پردازش اطلاعات، توالی عددی، معنایی و تصویری و ذهن خلاق شامل سیالی، اولویت بندی، تمرکز پشتکار و ریسک پذیری عملکرد بهتری داشتند.
تدوین و مدل یابی معادلات ساختاری بی حوصلگی دانش آموزان بر اساس نظریه های ضمنی هوش، معنای زندگی و حمایت از خودمختاری ادراک شده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی مدل یابی معادلات ساختاری بی حوصلگی دانش آموزان بر اساس نظریه های ضمنی هوش، معنای زندگی و حمایت از خودمختاری ادراک شده بود.
روش شناسی: مطالعه حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه پژوهش دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی 98-1397 بودند که تعداد 400 نفر از آنها با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل خرده مقیاس بی حوصلگی نسبت به کلاس در پرسشنامه هیجان پیشرفت (Pekrun et al, 2002)، خرده مقیاس باور ذاتی هوش در مقیاس نظریه های ضمنی هوش (Abd-El-Fattah & Yates, 2006)، پرسشنامه معنای زندگی (Steger et al, 2006) و مقیاس حمایت از خودمختاری ادراک شده (Williams & Deci, 1996) بودند. داده ها با روش های ضرایب همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری در نرم افزارهای SPSS و LISREL تحلیل شدند.
یافته ها: یافته ها نشان داد که مدل بی حوصلگی دانش آموزان بر اساس باور ذاتی هوش، معنای زندگی و حمایت از خودمختاری ادراک شده دارای برازش مناسبی بود. یافته های دیگر نشان داد که باور ذاتی هوش بر بی حوصلگی دانش آموزان اثر مثبت و مستقیم و معنای زندگی و حمایت از خودمختاری ادراک شده بر بی حوصلگی دانش آموزان اثر منفی و مستقیم داشت (01/0>P).
بحث و نتیجه گیری: نتایج نشان دهنده اثر مستقیم باور ذاتی هوش، معنای زندگی و حمایت از خودمختاری ادراک شده بر بی حوصلگی دانش آموزان بود. بنابراین، جهت کاهش بی حوصلگی دانش آموزان می توان برنامه هایی جهت کاهش باور ذاتی هوش و افزایش معنای زندگی و حمایت از خودمختاری ادراک شده طراحی و اجرا کرد
ارائه مدل ساختاری پیش بینی سلامت روان بر اساس ویژگی های شخصیت با نقش میانجی تاب آوری در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲
311 - 322
حوزههای تخصصی:
هدف: سلامت روان نقش مهمی در زندگی تحصیلی و غیرتحصیلی دانشجویان دارد. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل ساختاری پیش بینی سلامت روان بر اساس ویژگی های شخصیت با نقش میانجی تاب آوری در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی انجام شد.روش شناسی: این مطالعه مقطعی از نوع همبستگی بود. جامعه پژوهش همه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی شهر تهران در سال تحصیلی 1402-1401 بودند که حجم نمونه 685 نفر برآورد شد. نمونه های این مطالعه با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و به ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه سلامت روان (گلدبرگ و هیلیر، 1979)، پرسشنامه ویژگی های شخصیت (کاستا و مک کری، 1985) و مقیاس تاب آوری (کونور و دیویدسون، 2003) پاسخ دادند. داده های این مطالعه با روش مدل یابی معادلات ساختاری در نرم افزارهای SPSS و Amos تحلیل شدند.یافته ها: یافته ها نشان داد که مدل ساختاری پیش بینی سلامت روان بر اساس ویژگی های شخصیت با نقش میانجی تاب آوری در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی برازش مناسبی داشت. همچنین، در این مدل روان رنجورخویی، برون گرایی، گشودگی، سازگاری و وظیفه شناسی بر تاب آوری دانشجویان و روان رنجورخویی، گشودگی، سازگاری و وظیفه شناسی بر سلامت روان دانشجویان اثر مستقیم و معنادار داشت (05/0P<)، اما برون گرایی بر سلامت روان آنان اثر مستقیم و معناداری نداشت (05/0P>). علاوه بر آن، روان رنجورخویی، برون گرایی، سازگاری و وظیفه شناسی با میانجی تاب آوری بر سلامت روان دانشجویان اثر غیرمستقیم و معنادار داشت (05/0P<)، اما گشودگی با میانجی تاب آوری بر سلامت روان آنان اثر غیرمستقیم و معنادار نداشت (05/0P>).بحث و نتیجه گیری: به طور کلی، نتایج این مطالعه حاکی از اثر مستقیم و غیرمستقیم موثر بیشتر ویژگی های شخصیتی و تاب آوری بر سلامت روان دانشجویان بود. بنابراین، جهت بهبود سلامت روان آنان می توان مداخله هایی در زمینه ویژگی های شخصیتی و تاب آوری تدارک دید.
برساخت تعامل با شبکه های مهاجرت در روایت مشتاقان به ترک وطن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی مسائل اجتماعی ایران دوره ۱۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲
109 - 128
شبکه های مهاجرت مجموعه پیوندهای بین فردی است که مهاجران، مهاجران سابق و غیرمهاجران را در مبدأ و مقصد مهاجرت از طریق پیوندهای خویشاوندی، دوستی و سایر اشتراکات اجتماعی به هم متصل می کند. شبکه ها در شکل گیری اشتیاق به ترک وطن یا ماندن در سرزمین مادری نقش آفرینی می کنند و مهاجران بالقوه با کسب اطلاعات از شبکه های مهاجرت و تفسیری که از نقش تسهیل کنندگی یا تشویقی آن ها دارند، ظرفیت خود برای مهاجرت را ارتقا می دهند.در این مطالعه تلاش کردیم با بهره گیری از روش کیفی تحلیل روایت به فهم تعامل مهاجران بالقوه با شبکه های مهاجرت بپردازیم. به منظور تفسیر اطلاعات، از تحلیل روایت مبتنی بر مضمون استفاده کرده ایم. مشارکت کنندگان به شیویه هدفمند از بین جوانان 20 تا 40 سال ساکن در شهر اصفهان که قصد مهاجرت دارند انتخاب شده اند.یافته ها نشان می دهد که تعامل با شبکه های مهاجرت، نقطه عطف روایت برخی از راویان از شکل گیری اشتیاق به ترک وطن بوده است. در کشاکش بین رفتن و ماندن نقش این شبکه ها پررنگ است. راویان یا به دلیل تشویق شبکه های غیرمهاجر در وطن و مهاجر در مقصد، یا به دلیل از دست رفتن پیوندهای عاطفی در وطن، مشتاق به مهاجرت می شوند. در مرحلیه ظرفیت سازی نیز مشتاقان با طرد یا پذیرش اطلاعات ارسالی از جانب شبکه ها و حمایت آن ها برای تسهیل فرایند مهاجرت، خود را از نظر ذهنی و عملی برای اقدام جهت مهاجرت آماده می کنند.
فهم تجربه زیسته زنان از فرآیند جامعه پذیری سیاسی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی مسائل اجتماعی ایران دوره ۱۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲
151 - 172
پژوهش حاضر با هدف فهم تجربه زیسته زنان از فرآیند جامعه پذیری سیاسی در ایران طراحی و اجراشده است. این پژوهش با اتکا به رویکرد روش شناختی پدیدارشناسی در پی فهم ماهیت مسئله جامعه پذیری سیاسی زنان در ایران برآمده است. در جمع آوری داده ها از تکنیک مصاحبه نیمه ساختاریافته و تعاملی استفاده شد و برای تحلیل داده ها از روش کلایزی و همچنین اعتبار و پایایی مطالعه به روش پیشنهادی لینکلین و گوبا بررسی شد. جامعه هدف این مطالعه براساس نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند و با انجام 20 مصاحبه و برگزاری دو بحث گروهی با زنانی که تجربه کنشگری سیاسی را دارا بوده اند؛ اشباع مفهومی و نظری حاصل شد. برای تحلیل اطلاعات در حین گردآوری داده ها، مرحله به مرحله، کدگذاری توسط دو پژوهشگر انجام شده است تا ضریب خطای مفهوم سازی کم شود. در این فرآیند در مرحله اول کدگذاری 111 کد شناسایی شد و پس از تجمیع و ترکیب کدها، 10 مضمون از قبیل «تعارض های هویتی زنان، کلیشه های جنسیتی، فرآیندهای آموزشی نابرابر، مردانه دانستن فضای سیاست، تبعی و در حاشیه بودن زنان در ساختار سیاسی و حزبی، ساختارهای تصمیم گیری مردانه، فراگیر نبودن کنشگری سیاسی زنان، بی اعتمادی اجتماعی، خلا الگوی رفتار سیاسی زن، تناقض ساختارهای فرهنگی با عاملیت اجتماعی و فرهنگی زنان» شناسایی شد که در مجموع نشان دهنده ضعف فرآیند جامعه پذیری سیاسی زنان در ایران است. استنباط مقاله این است؛ زنان در جامعه ایران به دلیل ضعف جامعه پذیری سیاسی، در حاشیه نظام سیاسی قرار داشته اند و نوعی طرد سیاسی برای آن ها برساخت شده است. به عبارت دیگر می توان گفت شرایط امروز جامعه ایران با یک پدیده ای به نام زیست سیاسی متعارض زنانه مواجه است و همچنان چالش ها و سردرگمی هایی در حوزه زنان پابرجا مانده است.
تحلیل شاخص های تاب آوری شهری در برابر مخاطره سیل با رویکرد آینده پژوهی (مورد مطالعه: شهر خرم آباد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۷ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱
1 - 26
حوزههای تخصصی:
هدف: مطالعه آینده در حال حاضر، بیش از هر زمان دیگری برای کشورها در جهت دستیابی به تاب آوری و برنامه کاهش ریسک یا بهبود تاب آوری ضروری است. هدف اصلی این مطالعه، تحلیل شاخص های تاب آوری شهر خرم آباد در برابر مخاطره سیل با رویکرد آینده پژوهی است.
روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی – تحلیلی است. جامعه آماری تحقیق؛ شامل خبرگان آشنا به مسائل شهری در سطح شهر خرم آباد است. حجم نمونه به روش نمونه گیری گلوله برفی، 44 نفر بدست آمده است و برای تجزیه و تحلیل داده های این تحقیق، از نرم افزار میک مک استفاده شده است.
یافته ها: یافته های تحقیق نشان می دهد که متغیرهای جمعیت مستقل، زیرساخت های در معرض خطر، پتانسیل دسترسی یا تخلیه، ثبات و پایداری جمعیت و رونق ساخت و ساز، بالاترین رتبه های تأثیرگذاری و متغیرهای نسبت تغییر پوشش زمین شهری، زیرساخت ها، دسترسی به حمل و نقل، ظرفیت ارتباطی و برابری امکانات آموزشی، بالاترین رتبه های تأثیرپذیری کلی را دارند. در خصوص ابعاد شش گانه تحقیق نیز رتبه های تأثیرگذاری به ترتیب به ابعاد کالبدی، نهادی، اجتماعی، اقتصادی، محیطی و سرمایه اجتماعی تعلق دارد. در حالت کلی، از میان ۳7 متغیر بررسی شده این پژوهش، 9 متغیر جمعیت مستقل، استحکام ابنیه، قدمت ابنیه، مالکیت ابنیه، ظرفیت مراقبت های پزشکی، زیرساخت اینترنت، حکمروایی مطلوب، پتانسیل دسترسی و تخلیه و زیرساخت های در معرض خطر به عنوان متغیرهای کلیدی مؤثر بر تاب آوری شهری انتخاب شده اند.
نتیجه گیری: هرگونه برنامه ریزی برای تاب آوری شهر خرم آباد باید نقش کلیدی عوامل نامبرده را مورد توجه قرار دهد. این متغیرها در افزایش تاب آوری شهر خرم آباد، دارای قدرت نفوذ بالا و وابستگی پایینی هستند و اولویت اول در تاب آور نمودن شهر خرم آباد به حساب می آیند.
بررسی تطبیقی و ترازیابی انتخاب و انتصاب مدیران آینده برای مدارس متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲
103 - 132
حوزههای تخصصی:
هدف: یکی از عناصر مهم یک سازمان، مدیران هستند. به همین دلیل، برای ترسیم آینده سازمان، لازم است تا برنامه ریزان، شرایط انتخاب و انتصاب آن ها را مشخص کنند. بنابراین، پژوهش حاضر، با هدف شناسایی و تحلیل مؤلفه های انتخاب مدیران آینده، برای مدارس متوسطه در ایران، از طریق مقایسه و ترازیابی با پنج کشور موفق جهان صورت گرفته است.روش: در این پژوهش، از روش تطبیقی و ترازیابی، به عنوان رویکرد آینده نگاری استفاده شده است. این رویکرد، بر این باور است که می توان امروز کشورهای پیشرفته را در موضوعات مدّ نظر خود، به عنوان الگویی برای فردای کشوری دیگر در نظر گرفت. برای این کار، ابتدا زمینه های مقایسه و ترازیابی، با استفاده از روش مقایسه مبتنی بر روش چهار مرحله ای برودی تعیین شد؛ سپس کشورهای کانادا، فنلاند، استرالیا، آفریقای جنوبی و ژاپن (از هر قاره یک کشور)، با توجه به ارزش تراز کیفی این کشورها، در آزمون بین المللی تایمز پیشرفته، شاخص توسعه نیروی انسانی، شاخص کیفیت زندگی، شامل (بهداشت، آموزش و رفاه) شاخص کیفیت آموزشی و دیگر سوابق علمی و مطالعاتی این کشورها در موضوع شاخصه های انتخاب مدیران متوسطه انتخاب شدند و با استخراج معیارهای انتخاب و انتصاب مدیران، از طریق تحلیل مضمون و مقایسه آن ها با ایران، چارچوب پیشنهادی برای ایران ارائه شده است.یافته ها: درمجموع 61 مؤلفه انتخاب مدیران مدارس متوسطه، از بین مطالعات انجام شده موجود در کشورهای منتخب در این مقاله و جمهوری اسلامی ایران شناسایی شد. در کانادا 16 مورد، فنلاند 16 مورد، استرالیا 23 مورد، آفریقای جنوبی 22 مورد، ژاپن 26 مورد و ایران 20 مورد مؤلفه استخراج گردید. با استخراج مشترکات و افتراقات هریک از مؤلفه ها در بین کشورها، مشخص شد که بیشترین شاخص انتخاب و انتصاب مدیر، متعلق به کشور ژاپن و کمترین آن ها مربوط به کشور فنلاند است.نتیجه گیری: بین مؤلفه های انتخاب مدیران مدارس متوسطه ایران و کشورهای منتخب، شباهت هایی وجود دارد. در ایران باید به مؤلفه های مهمی؛ چون پایبندی به اصول اعتقادی، ویژگی های شخصیتی مناسب، خلاقیّت و نوآوری، انگیزه توسعه توانمندی، رشد حرفه ای، قدرت نظارت و پاسخگویی، وجهه اجتماعی، مهارت های رهبر، هدفمندی و آینده نگری توجه ویژه صورت پذیرد.
تحلیل معرفتی و جامعه شناختی دوره شکوفایی و دوره تعالی (معاصر) عرفان اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحث مهم علوم اجتماعی بررسی ادوار علوم است. این مقاله به جریان شناسی دو دوره مهم علم عرفان و رهبران فکری آن، یعنی دوره شکوفایی و ظهور محیی الدین عربی، و دوره تعالی (معاصر) و ظهور صدرالمتألهین پرداخته است. شرایط اجتماعی و خانواده عالم پرور و گشایش علمی و سیاسی این دو دوره، منجر به ظهور این دو شخصیت تأثیرگذار شده است. این مقاله با روش «تطبیقی» و در چارچوب نظریه «روش شناسی بنیادین» که نظریه ای در جامعه شناسی معرفت و مبتنی بر رئالیسم انتقادی صدرایی است، به بررسی پیشرفت های علمی و مبادی معرفتی و غیرمعرفتی دو دوره پرداخته و در یافته که عرفان در دوره تعالی نسبت به دوره های گذشته از رویکرد انزوا خارج شده و توسط سید حیدر آملی شیعی شده است. به علاوه می توان به فلسفی شدن عرفان توسط شخصیت صدرالمتألهین که وامدار ابن عربی است و همچنین ظهور عرفان در عرصه اجتماعی توسط شاگردان مکتب عرفانی نجف و نوصدراییانی همچون امام خمینی(ره) و نقش داشتن در قیام های انقلابی و مذهبی و ظهور عرفان های سکولار و لائیک در عصر حاضر اشاره کرد.
سیاست های سازگاری طبقات فرودست در مواجهه با پیامدهای فقدان اوراق هویتی: مطالعه موردی افراد فاقد سند هویتی ساکن در حاشیۀ شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی بهار ۱۴۰۱ شماره ۵۰
153 - 204
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف شناسایی سیاست های سازگاری افراد فاقد سند هویتی ساکن در سکونتگاه های غیررسمی شهر مشهد در زمینه دستیابی به آموزش و پرورش، بهداشت و درمان، مسکن، اشتغال و تأمین اجتماعی انجام شده است. در پژوهش حاضر از روش نظریه زمینه ای که یکی از روش های تحلیل داده های کیفی است، برای تحلیل داده ها استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش مطالعه تمامی افراد فاقد سند هویتی ساکن در سکونتگاه های غیررسمی در مناطق شهرداری شهر مشهد در سال 1395 بودند که حداقل پنج سال از سکونت آنها در این مناطق گذشته بود. یافته های پژوهش نشان داد مشکلات و محرومیت های افراد فاقد سند هویتی در«توانایی اندک آن ها در استفاده از فرصت هایی که جامعه برای اعضای دارای مدرک شناسایی فراهم کرده است» خلاصه می شود. شانس کم تحصیل و ازدواج رسمی، برخوردارنبودن از تسهیلات و خدمات رفاهی جامعه، پایدارنبودن اشتغال آن ها و روی آوردن به مشاغل کم درآمد و یدی، از مهم ترین محرومیت ها و مشکلات موجود در زندگی افراد فاقد سند هویتی است؛ درنتیجه افراد فاقد سند هویتی با توجه به موقعیت ساختاری خود و به منظور حل مشکلات و محرومیت های خود، اجتماع شبه اشتراکی را تشکیل داده اند. این افراد توانسته اند وضعیتی را در این اجتماع به وجود آورند تا مشکلات خود را حل کنند و سیاست های رفاهی متنوعی را در حوزه های مختلف به منظور جهت بهبود وضعیت رفاهی خود به کار گیرند.
شناسایی الگوهای ذهنی مدیران رسانه ای پیرامون اطلاع رسانی در بحران ها (با کاربست روش کیو)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۳ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۱۲۸)
149 - 183
حوزههای تخصصی:
مدیران رسانه ای، در شرایط بحرانی الگوهای ذهنی متفاوتی دارند که این الگوها پایه نگرش آنها برای تصمیم گیری در نحوه اطلاع رسانی ها است. این مطالعه با بهره گیری از روش کیو، در پی پاسخ به این سؤال است که مدیران رسانه ای برای اطلاع رسانی در بحران ها چه نوع الگوهای ذهنی دارند؟ گردآوری فضای گفتمان در روش کیو، با اجرای سه فاز مرور حوزه پژوهش، مرور سیستماتیک و منابع فردی (مصاحبه) درنهایت منجر به 85 گزاره طبق نظر گروه اسمی، به عنوان نمونه کیو شد. ثبت مرتب سازی نمونه کیو را، 60 نفر از مدیران رسانه ای، به عنوان نمونه مشارکت کنندگان در دسترس، در نرم افزار Flash-Q و در قالب نموداری با طیف لیکرت 8 تا 8+ اجرا کردند و با ورود داده ها در نرم افزار SPSS و ایجاد Q data set, data matrix تحلیل داده ها انجام شد. درنهایت، سه الگوی ذهنی شناسایی شد: 1. الگوی ذهنی مدیران مهارت محور حامی تأثیر رسانه های اجتماعی در بحران؛ 2. الگوی ذهنی مدیران روابط عمومی محور حامی مهندسی اطلاع رسانی در بحران؛ 3. الگوی ذهنی مدیران دانش محور منتقد سطحی نگری در اطلاع رسانی در بحران. تقویت الگوهای ذهنی قوی تر و یا اصلاح الگوهای ذهنی ناکارآمد در سازمان های رسانه ای، مستلزم اصلاح سیستم های مدیریتی، طراحی نظام جامع مدیریت بحران و استفاده از مشاوران تخصصی در مدیریت رسانه ها است.
چالش های ارتباطی روابط عمومی ها و رسانه های جمعی (مطالعه موردی: وزارتخانه ها و روزنامه های سراسری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۳ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۱۲۸)
297 - 317
حوزههای تخصصی:
با وجود توسعه رسانه های جدید و تحول در ارتباطات برون سازمانی، هنوز یکی از مهم ترین وظایف روابط عمومی ها، برقراری ارتباطات حرفه ای با رسانه هاست. روابط عمومی ها برای رساندن پیام های سازمانی خود به عموم مردم و مشروعیت سازمانی، نیازمند همکاری با رسانه ها هستند. در مقابل، رسانه ها نیز، برای تولید و انتشار مطالب خبری و تحلیلی خود به همکاری با روابط عمومی ها نیاز دارند. ولی آنچه بسیار در این فرایند ارتباطی مشاهده می شود، وجود چالش های مختلف ارتباطی است. هدف اصلی تحقیق، شناخت چالش ها، ارائه راه حل و مدل ارتباطی اثربخش، بین روزنامه نگاران و رابطان رسانه ها در روابط عمومی ها است. در این پژوهش از روش آمیخته استفاده شده، در بخش کیفی، با 15نفر از استادان و صاحب نظران ارتباطات، روابط عمومی و رسانه مصاحبه عمیق انجام شده و در بخش کمی نیز، با استفاده از روش کیو و ابزار پرسشنامه، دیدگاه 40نفر از مدیران و کارشناسان روابط عمومی وزارتخانه ها و دبیران و خبرنگاران روزنامه های سراسری اخذ شده است. یافته های تحقیق نشان داد، عواملی نظیر فقدان تخصص وحرفه ای گرایی، وجود خط مشی متفاوت سازمانی، رویکرد سیاسی و جناحی، نبود استقلال اقتصادی رسانه ها، عدم شناخت کافی روابط عمومی ها و رسانه ها نسبت به وظایف و محدودیت های یکدیگر، انتظارات نامعقول و گاهی داشتن نگرش منفی از مهم ترین چالش های ارتباطی است و در چهار بُعد ساختاری، عملکردی، رفتاری و شناختی، عواملی نظیر اصلاح قوانین، آموزش نیروی انسانی و حرفه ای گرایی، تعامل و گفت وگو، پاسخگویی، صداقت و شفافیت، رعایت اصول اخلاقی، انتظارت معقول و شناخت متقابل وظایف مهم ترین راهکارها برای رفع چالش ها و الگوی مطلوب ارتباطی بین روابط عمومی ها و رسانه ها قلمداد می شود.
گونه شناسی فرایندهای نظارت سیاسی دمکراسی در بستر ارتباطات دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال هشتم پاییز ۱۴۰۱شماره ۳۱
300 - 275
حوزههای تخصصی:
محیط دیجیتال فرصت ها ی جدیدی را برای مشارکت سیاسی شهروندان ایجاد می کند. در این میان، نظارت بر مراکز قدرت سیاسی و اقتصادی برجسته و مهم است. این نظارت در واقع شامل بررسی عمومی در مورد مدیریت وجوه عمومی و فعالیت های سیستم های عمومی و اقتصادی است، بنابراین فرآیندهای نظارت سیاسی ازطریق دموکراسی در محیط دیجیتال ویژگی های ناکارآمد را محکوم می کند. هدف این مقاله توصیف، تمایز و طبقه بندی اشکال مختلف نظارت است که می-تواند در دموکراسی های کنونی مورد نظر واقع شود. نتایج نشان می دهد که سه زمینه اصلی نظارت وجود دارد که عبارتند از : نظارت دولتی، نظارت مشترک و نظارت مدنی.این پژوهش با مشخص کردن چهار نوع گونه شناسی نظارت مدنی ( عملکرد نگهبان، استخراج و تصفیه اطلاعات محرمانه،گسترش مسائل از طریق روزنامه نگاری جایگزین و گسترش نمایندگی فراتر از پارلمان ها )، موضوعات مذکور را محور بررسی و تمرکز قرار داده است. این پژوهش در پی یافتن پاسخ این سؤال است که در پس زمینه دموکراسی نظارتی در محیط دیجیتال، عوامل نظارت دقیقاً چه کسانی هستند؟ بعلاوه اینکه چگونه می توان این فرایندها را در حوزه سیاسی بین المللی شناسایی و متمایز کرد؟ یافته های پژوهش با بهره گیری از روش توصیفی تحلیلی و جمع آوری اسناد کتابخانه ای نشان می دهد که با اجتناب از بررسی عمیق تجزیه و تحلیل موضوعات درگیر در فرآیندهای موشکافانه، سه بخش اصلی که نظارت بر آنها سازماندهی شده است را می توان بر اساس بازیگر یا سازمان پیشرو درگیر متمایز کرد.
بررسی عملکردهای هیبریدی- شناختی روسیه با تکیه بر دیاسپورا در منطقه بالتیک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم خبری سال یازدهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۴۳
83 - 110
حوزههای تخصصی:
بررسی و تحلیل تحولات کشورهای منطقه بالتیک حکایت از آن دارد که روسیه، علاوه بر ابزارهای سنتی فشارهای اقتصادی و نظامی، برای مشروعیت بخشیدن به منافع خود -در فضای پس از اتحاد جماهیر شوروی- به مرور نفوذ خود را از طریق ابزارهای قدرت نرم در چارچوب استراتژی منجمد در محیط جنگ شناختی گسترش داده است. درنتیجه؛ اقلیت بزرگ روسی زبان قادرند بازیگران مؤثری در جهت دهی سیاست های پُر ابهام و البته خصمانه کرملین به شمار آیند. هدف اساسی روسیه از ارائه ابزارهای این نوع قدرت بر پایه تحقیقات و توصیه های اندیشمندانی همچون جوزف نای، دکترین پریماکوف و نظریه گراسیموف پیش می رود و به همین دلیل؛ مقاله پیش رو تلاش دارد تا با تجزیه وتحلیل دقیق و کیفی روش های عمومی و رایج علمی همچون: استنتاج، مقایسه، تشبیه، توصیف، توضیح و ترکیب بهره گرفته و از شاخص های کلیدی ازجمله؛ نقش کلیدی رسانه های اجتماعی، سازمان ها و نهادهای دولتی و خصوصی، دیپلماسی، ایدئولوژی، قانون و اقتصاد آن را در جعبه ابزار جنگ شناختی ارائه دهد، بنابراین در مقاله حاضر بینشی از ماهیت قدرت فریب و ابهام بخشی روسیه ارائه می شود و درعین حال تلاش دارد تا منافع واقعی فدراسیون روسیه را در بخش های بعدی پژوهش مورد بحث بررسی بیشتر قرار دهد. اکنون در بیان مسئله و چالش اصلی این پژوهش می توان گفت؛ قدرت نرم به منافع چندگانه روسیه در فضای پس از اتحاد جماهیر شوروی مشروعیت آشکاری بخشیده و تلاش دارد با به کارگیری ابزارها و اقدامات خاص در این راستا، از بازیگران و اهداف تعیین شده امتیازات موردنیاز را دریافت کند. در ادامه؛ این احتمال وجود دارد مزیت چنین نفوذی، منجر به مخالفت مؤثر و جدی ایالات متحده در بین سایر جوامع و حاکمیت ها، شبیه به روسیه نیز شود.
روش تحلیل چالش های نظری در دانش اجتماعی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
بی تردید، پدیده های اجتماعی به عنوان موضوع تحقیق، به اندازه پیچید گی خود دارای جهات و اضلاع متعددی هستند که تحلیل درست هر یک از آن ها به روش مناسب خود نیاز دارد. به همین جهت، محققان در حوزه مطالعات اجتماعی تلاش کردند با ابداع روش مطالعه ویژه این رشته بتوانند پدیده ها را مورد کاوش دقیق تر قرار داده تا احتمال خطا را کاهش دهند؛ البته نباید این حقیقت را از نظر دور داشت که اگر با نگاهی تقلیل گرایانه، همه پدیده های اجتماعی از طریق یک یا چند روش کلی مورد مطالعه قرار داده شود، بعید نیست محقق را از هدفش که شناخت بهتر و دقیق تر پدیده های اجتماعی است، دور بدارد؛ لذا تا جایی که ممکن است باید برای هر موضوع و پدیده ای اجتماعی بتوان از روش منحصر به آن بهره گرفت. نگارنده در این تحقیق بنا دارد چالش های نظری را که یکی از پدیده های پرتکرار در جوامع امروز است، با شیوه ای مناسب مورد بررسی قرار داده و برای تحلیل آن روشی خاص پیش روی دانشجویان رشته دانش اجتماعی قرار دهد تا شناخت دقیق تری نسبت به چالش پیش روی خود پیدا کرده و سپس نتیجه اش را در اختیار حکیمان در میدان نظر و حاکمان در مقام عمل قرار دهند. روش پیشنهادی در حقیقت، چراغ راهی است که با بهره گیری از آن می توان چالش مورد نظر را از ابعاد متعدد مورد مطالعه قرار داده و تنها به یک بعد از ابعاد آن اکتفا نشود.
تحلیل نشانه شناختی بدنمندی در میان کاربران زن اینستاگرام (مطالعه موردی دو طراح لباس: آناشید حسینی و الهه جهادگر)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره چهارم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱
35 - 53
حوزههای تخصصی:
صحبت از نقش بدن در شکل گیری خود اجتماعی زمانی میسر می شود که امکان حضور و نمود بدن در یک بستر ارتباطی برای فرد مهیا گردد و این همان نقطه تلاقی عکس، بدن و شبکه های اجتماعی است؛ چرا که شبکه های مجازی همچون اینستاگرام ضمن فراهم کردن مجالی برای به اشتراک گذاری گسترده عکس، فرصت برقراری تعامل، بحث و گفتگو پیرامون محتوای بصری تولید شده را نیز فراهم می کند. این پژوهش با استفاده از روش کیفی نشانه شناسی انجام شده است و برای بررسی صفحات اینستاگرام نمونه های مورد بررسی از رویکرد نشانه شناسی کرس و تئوون لیون استفاده شده است. نمونه ها به صورت هدفمند از زنان طراح لباس که در ایران فعالیت می کنند انتخاب شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که با فراگیری شبکه های اجتماعی تصویر محور فرهنگ بدنمندی در ایران دستخوش تغییراتی شده است و نمایشی شدن زندگی روزمره در حال دگرگون کردن جنبه های مهمی از فرهنگ و جابه جایی در مرزهای حریم خصوصی است. سوژه های مورد بررسی از روش های مختلفی اعم از تکیه بر زیبایی چهره و اندام، نشان دادن کالاهای مصرفی گران قیمت، استفاده از تکنیک های عکاسی و سورئال سازی فضا و تکیه بر ویژگی های منحصر به فردی نظیر، زیبایی، متانت و... سعی در جلب توجه کاربران دارند.
معرفی و نقد کتابِ «در خانهٔ برادر: پناهندگان افغانستانی در ایران»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کتاب در خانهٔ برادر: پناهندگان افغانستانی در ایران حاصل رسالهٔ دکتری آرش نصر اصفهانی است. مؤلف در این کتاب چهار دهه حضور افغانستانی ها در ایران و سیاست های مهاجرتی درپیوند با آن را مرور و بررسی می کند و تجربهٔ زندگی در ایران از نگاه افغانستانی ها و مسائل آن ها در جامعهٔ ایرانی را مورد واکاوی قرار می دهد. او در پیِ ارائهٔ بازگفتی از علل عدم پذیرش افغانستانی های مهاجر در جامعهٔ ایرانی و بیگانه تلقی شدن آن ها علی رغم همانندی های فرهنگی و قدمت حضورشان در ایران است. نصر اصفهانی ضرورت بازنگری و تجدیدنظر در رویکردها، سیاست ها و به طورکلی مواجههٔ جامعهٔ ایران با پناهندگان افغانستانی را نشان می دهد. طرد اجتماعی پناهندگان افغانستانی و عدم ادغام آن ها در جامعهٔ ایرانی را می توان از برجسته ترین مسائل موردتوجه در این کتاب دانست.
سیاست گذاری هویت در نظام آموزشی کشور و توصیه های سیاستی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از کارکردهای اساسی نظام آموزشی در هر جامعه، تلاش در مسیر رشد و تقویت هویت دانش آموزان در پایه ها و مقاطع تحصیلی مختلف است تا آنان از این طریق واجد مهارت ها و صلاحیت های لازم برای ایفای مسئولیت های فردی و اجتماعی خود بشوند. در این راستا، یکی از الزامات مهم سیاست گذاری هویتی روزآمد و اثربخش است تا اجرا و عملیاتی کردن آن، زمینه های لازم را برای رشد و تحکیم هویت فراگیران فراهم کند. این مقاله با اتخاذ رویکردی تحلیلی استنتاجی و با مرور منابع و مراجع علمی کوشیده است تا ضمن تبیین کارکرد نظام آموزشی در پرورش هویت یادگیرندگان، مجموعه ای از توصیه های سیاستی لازم در این عرصه را ارائه نماید. یافته های حاصل نشان داد که سیاست گذاری هویتی نظام آموزشی باید بسترهای لازم را برای توجه موزون و جامع نگر به همه عرصه های هویت واقع بینی و اجتناب از ایده آل گرایی صرف، تمرکززدایی و مشارکت دادن هرچه بیشتر همه ذی نفعان، استفاده از ظرفیت های برنامه درسی پنهان مدارس، رشد همه ابعاد شخصیتی فراگیران (شناختی، عاطفی و مهارتی)، بهره گیری از توانمندی های نهادها و گروه های اجتماعی جامعه، استفاده مؤثر از کتب درسی، رشد صلاحیت های حرفه ای معلمان و لزوم تغییر سیاست گذاری های هویتی متناسب با تحولات زمانه فراهم کند. بدیهی است توجه جدی و عملی به توصیه های سیاستی مذکور ضمن کاهش چالش های هویتی نسل جوان، اثربخشی نظام آموزشی را در رشد هویت منسجم دانش آموزان افزایش می دهد.
بازتاب مسائل اجتماعی در رمان دفاع مقدس دهه ۸۰ و ۹۰ بر اساس نظریه لوسین گلدمن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیدایش ساختارگرایی تکوینی به عنوان یکی از روش های انتقادی قرن بیستم را نمی توان از توسعه نظریه های ادبی در آغاز همان قرن جدا کرد. در آن زمان، نوعی تضاد میان ساختارگرایی (که بر استقلال آثار ادبی تمرکز دارد) و جامعه شناسی ادبیات (که بر رابطه آثار ادبی با سایر عوامل خارج از اثر ادبی، مانند نویسندگان، جامعه و زمینه تاریخی تمرکز دارد)، وجود داشت. لذا ساختارگرایی تکوینی برای ایجاد پلی میان آن ها پدیدار شد. ساختارگرایی تکوینی توسط لوسین گلدمن، جامعه شناس فرانسوی توسعه داده شد. گلدمن در ایده خود نه تنها نظریه را توضیح می دهد، بلکه روش تحلیل آثار ادبی را نیز ارائه می دهد. بر اساس نظریه لوسین گلدمن، در این مقاله به تحلیل بازتاب مسائل اجتماعی در رمان دفاع مقدس در دهه ۸۰ و ۹۰ (رمان های «آتش به اختیار»، با «جام های شوکران»، «دا»، «سوران سرد»، «من زنده ام» و «فصل جوانی») و جهان بینی نویسندگان رمان های حاضر پرداخته شد. پژوهش به روش کیفی و مطالعه کتابخانه ای، نگاه کل نگرانه و ناشی از جهان بینی نویسنده در ترسیم رخدادهای زمان دفاع مقدس بررسی گردید و این نتیجه حاصل شد که آثار نویسندگان ادبیات دفاع مقدس، با هر نوع نگرش، برآمده از جامعه ای هستند که در آن زندگی می کنند و آثار آن ها مولود و محصول اجتماع است؛ آثار ادبی دوران دفاع مقدس، ترسیم کننده تفکرات کلی جامعه است تا جهان بینی خاص نویسنده. بازنمود فرهنگ عامه، وجود دیدگاه های متفاوت نسبت به جنگ و امور فرهنگی دفاع مقدس وضعیت کل جامعه را در جنگ نشان می دهد. رفتار تک تک افراد در رمان ها انعکاسی از این کلیت جامعه است.
واکاوی اندیشه پیشرفت در نگاه شیخ یوسف القرضاوی بر اساس روش اسپریگنز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اندیشه پیشرفت بومی و دین بنیاد در جهان اسلام در طی دهه های اخیر در میان طیفی از اندیشمندان دینی و سیاست مداران مطرح بوده که منجر به ظهور نمونه های موفقی از این خواست توسعه گرایانه شده است. کشور پادشاهی قطر با تکیه بر سنت های دینی و بومی خود و نیز با تأثیرپذیری ساختار قدرت و اجتماع از اندیشه های شیخ یوسف القرضاوی، درصدد تئوری پردازی و عملیاتی کردن الگویی دین بنیاد از توسعه ملی است که منطبق بر آن علاوه بر دستیابی به اهداف توسعه در داخل، به نوعی قدرت نرم در جهان اسلام نیز دست یابد. این پژوهش با کاربست روش جستاری اسپریگنز، و با هدف شناخت اندیشه پیشرفت در نگاه شیخ یوسف القرضاوی به دنبال ارائه پاسخ به این سؤال است که اندیشه پیشرفت در نگاه این اسلام شناس کهن سال در ابعاد مختلفی چون وجه مسئلگی، دلیل شناختی، آرمان شهرشناسی و راه کاریابی واجد چه خصوصیاتی است. یافته این تحقیق حکایت از آن دارد که از منظر قرضاوی، جوامع اسلامی به دلیل فقدان وجود دموکراسی، رخنه و نفوذ اندیشه سکولاریسم، جزم اندیشی دینی، تلقی ناسازگاری دین و مدرنیته، و نیز استحاله فرهنگی و هویتی، نتوانسته است همپای دیگر جوامع، پیشرفت و توسعه را تجربه نماید. از همین رو، وی در تلاش برای خوانشی از اسلام است که بتواند در میدان عمل، انعطاف پذیری و کاربست پذیری لازم را داشته باشد و به بهانه توسعه، دین به کناری نهاده نشود.
سنخ شناسی الگوهای روسپیگری در مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روسپی ها در سراسر جهان براساس ویژگی های مختلف، طبقه بندی می شوند. این طبقه بندی کمک می کند تا شناخت بهتری از وضعیت روسپیان در هر جامعه ای به وجود آید. این پژوهش با هدف کشف، شناسایی و توصیف دقیق از الگوهای روسپیگری در مشهد انجام شده است که با رویکرد کیفی و با روش نمونه ایده آل وبری، به گونه شناسی و تیپ بندی روسپیگری اقدام شد. برای این مهم، مصاحبه های عمیقی با روسپیان انجام و زیست آنها واکاوی شد و از خلال شباهت ها و تفاوت ها در برخی مؤلفه ها، سعی شد تا تیپ های روسپیگری نمایان شود. مورد مطالعه، تمامی زنان روسپی شهر مشهدند که با توجه به اصول حاکم بر روش نمونه گیری در پژوهش های کیفی، تعدادی از آنان به صورت هدفمند و با بیشترین تفاوت انتخاب شدند و از آنها مصاحبه شد. فرایند مصاحبه تا رسیدن به اشباع داده ها ادامه داشت و درنهایت با 27 نفر مصاحبه شد. الگوهای به دست آمده در این مطالعه، شامل روسپیان بی خانمان، پاتوق ها، خیابانی، صیغه ای، وابسته به خاله یا دایی، مستقل، تک پر، شبکه ای و شوگری اند.