فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۹۴۱ تا ۵٬۹۶۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
رویکرد انسان شناختی به بحران برآیندی است از نحوه مشاهده ژرفانگر پدیده های پیچیده و تفکری بین الرشته ای به امکانات برون رفت از آن. به زعم "مورن" بروندادی [...]پیجیده به مثابه انسانی کردن علم[...]زیرا انسان به مثابه پازلی است که شکل نهایی خود را از دست داده و نیازمند بازتولید خویش است.[...]و شناختِ شناخت یک ضرورت است ... مشاهدات انسان شناختی ما نشان می دهد که بحران نظام آموزشی و پرورشی به مثابه قطعاتی از این پازل، همیشگی و همه گیر بوده و هر مکان، زمان و شرایطی را قلمرو تحرکات خویش قرار داده است. نمونه بارز آن در دوران معاصر ظهور بحران کرونا در دو سال اخیر و اثر جدی آن بر نظام پیچیده آموزشی است. در این زمان است که مشاهده می کنیم، آموزش مجازی به مثابه یک امکان، برجسته تر از پیش دغدغه دانشگاه شده؛ وجود خود را میان "حضور و فاصله"(هیبرید)بر نظام ها ی آموزشی و پرورشی، درسطحی وسیع تحمیل کرده است. دانشگاه به مثابه کانونی از مشاهدات و پردازش رخدادها بر تکاپوی خود افزوده تا خود را در این شرایط با همه وجود بازتولید کند. از این رو پژوهش حاضر، با هدف تجزیه و تحلیل وضعیت موجود و پیش بینیِ ممکنِ مقتضیاتِ برون رفت ازاین شرایط، با چشم انداز شناسایی و طراحی مدلی از دانشگاه مدرن، با گذر از تجربه زیسته انجام پذیرفت، شاید راه گشای فزاینده ای در مقابل معظلات پیش رو گردد.
علل ناکارآمدی احزاب سیاسی – اجتماعی در ایران پس از انقلاب اسلامی با تکیه بر عوامل اجتماعی و فرهنگی: مطالعه کیفی مبتنی بر تحلیل شبکه مضامین(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
تغییرات اجتماعی - فرهنگی سال نوزدهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۷۴
93 - 115
حوزههای تخصصی:
عیلرغم بیش از یک قرن سابفه شروع تحزب در کشور و تاکید بر آراء عمومی و عقاید جمعی، هنوز در کشور شاهد وجود احزاب به آن معنای ولقعی آن نیستیم. پژوهش حاضر با هدف ارائه بررسی علل ناکارآمدی احزاب سیاسی- اجتماعی در ایران پس از انقلاب اسلامی، باکمک روش تحلیل مضمون انجام شد. این پژوهش براساس هدف، کاربردی و به لحاظ روش، کیفی ودارای رویکرداستقرایی بود. به منظورتجزیه وتحلیل داده های حاصل ازمصاحبه های نیمه ساختاریافته، ازروش تحلیل مضمون استفاده شد. جامعه آماری موردمطالعه، شامل14نفراز افراد مطلع حوزه جامعه شناسی سیاسی و علوم سیاسی و نیز متون مناسب جهت استخراج شاخص ها وادبیات نظری بودند. دراین پژوهش، برای انتخاب نمونه ها، از رویکرد گلوله برفی و به عنوان استانداردی برای پایان نمونه گیری، از روش اشباع مضامین استفاده شد. مضامین با استفاده از ۲ منبع ادبیات نظری و مصاحبه نیمه ساختار یافته احصاء شد. نتیجه تحلیل داده های کیفی، شناسایی60 کدمفهومی، 18 مضمون پایه و2 مضمون سازمان دهنده شامل«عوامل اجتماعی» و «عوامل فرهنگی» بود که در قالب یک مدل ارائه شدند
عوامل مؤثر بر وفاداری الکترونیکی گردشگران به سایت های شبکه اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال هشتم تابستان ۱۴۰۱شماره ۳۰
325-349
حوزههای تخصصی:
هم افزایی گردشگری و فضاهای مجازی مانند شبکه های اجتماعی، به یک فراجریان تبدیل شده است؛ تا جایی که به میزان غیرقابل باوری این دو به هم وابسته اند. هدف پژوهش حاضر، بررسی رفتار وفاداری الکترونیکی گردشگران در این فراجریان و عوامل موثر بر آن است. جامعه ی آماری پژوهش، گردشگران کاربر در سایت های شبکه ی اجتماعی هستند. نمونه ی آماری 1599 نفر تعیین گردید. از پرسشنامه ی الکترونیکی برای جمع آوری داده ها استفاده شد. داده ها از طریق بسته های نرم افزاری SPSS25 و Lisrel8.5 تجزیه و تحلیل شدند. نتایج حاکی از تایید تاثیر محیط خدمات الکترونیکی بر اعتماد، رضایت، تعهد و وفاداری الکترونیکی است. همچنین اعتماد الکترونیکی بر رضایت و وفاداری الکترونیکی تاثیرگذار بوده است. به علاوه رضایت الکترونیکی بر تعهد و وفاداری الکترونیکی تاثیر داشته است. مبتنی بر یافته ها، می توان پیشنهاد کرد که شبکه های اجتماعی توجه بیشتری به عناصر محیط خدمات الکترونیکی مانند جذابیت دیداری، ارزش سرگرم کنندگی، قابلیت استفاده، سفارشی-سازی/شخصی سازی و تعاملات داشته باشند. همچنین، پیشنهادهای کاربردی دیگری ارائه گردید.
تحلیل پدیدارشناختی ادراک زندانیان جرایم خشن استان مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در تحلیل جرم، جایگاه مفهوم فرهنگ در کنار مفاهیم، نظریه ها و رویکردهای مختلف جامعه شناختی و روانشناختی در قالب جرم شناسی فرهنگی بروز و نمود پیدا کرده است. این مقاله با هدف دستیابی به ساختار صورتبندی ذهنی-ادراکی زندانیان جرایم خشن از تجربه تعلق خاطر به خرده فرهنگ لات بازی تدوین شده است. این پژوهش با پارادایم تفسیرگرایی و با استفاده از روش پدیدارشناسی سعی در شناسایی تجارب زیسته لاتها برآمده است. به همین منظور با تعداد 16 نفر از زندانیان جرایم خشن در زندانهای مازندران مصاحبه انجام شده است. تحلیل متون حاصل از مصاحبه ها از طریق روش تحلیل گفتمان جیمز پل جی انجام شده است. از نتایج قابل توجه اینکه، شکل گیری هویت مجرمان دارای تعلق خاطر به خرده فرهنگ لات بازی ، با نمایش ریاضت داوطلبانه ، پذیرش افتخارآمیز برچسب داغ و ننگ ، ذهنیت پارادوکسیکال ناامیدی و رستگاری نسبت به آینده ، همدلی و همراهی با سرنوشت هم طبقگان شکل پیدا کرده است.
تحلیل گفتمان آگهی های بازرگانی بوم محور (مطالعه موردی: ایزی پیک، پاپیا، کریستال کوالا، آیری پلاست)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات میان رشته ای در رسانه و فرهنگ سال دوازدهم بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۲۳)
107-126
حوزههای تخصصی:
آگهی های بازرگانی یکی از اشکال پیام ها به شمار می روند که تبلیغ کنندگان از طریق برساخت های زبانی و تصویری به تبلیغ و فروش محصول خود می پردازند. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی به تبیین و تحلیل چهار آگهی که تأثیر مستقیمی بر محیط زیست می گذارند، پرداخته است. دلیل انتخاب این چهار آگهی جدا از بحث بوم و تأثیراتی که بر آن می گذارند، تکرارشدگی آن ها در رسانه صدا و سیماست. لزوم بازاندیشی در آگهی ها با در نظر گرفتن عواقب و پیامدهایی که بر محیط زیست می گذارند، ضرورت انجام این پژوهش را تشکیل می دهد. نتایج این بررسی حاکی از آن است که آگهی های مذکور در قالب زبان و تصاویر به برساخت گفتمان مصرف گرایی کمک می کنند. تبلیغ کنندگان در پی فروش محصول خود هستند بدون آنکه جوانب آن را کامل در نظر بگیرند. بجز آگهی «کریستال کوالا» که هم در قالب زبانی و هم در ترسیم تصویر و جان بخشی که تا حدودی محیط زیست نیز یکی از دغدغه های آن ها بوده است، آگهی های دیگر نه تنها هیچ کمکی به محیط زیست نمی کنند بلکه به اشکال مختلف، طبیعت و بوم را به مخاطره می اندازند.
طراحی مدل شایستگی رسانه ایی مدیران مدارس ابتدایی ناحیه 3 شهر اصفهان
منبع:
مطالعات کاربردی در علوم اجتماعی و جامعه شناسی سال پنجم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۱۹) جلد دوم
11-23
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش طراحی مدل شایستگی رسانهای مدیران مدارس ابتدایی ناحیه 3 اصفهان بود. طرح پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا، کمی بود که از پرسشنامه برای گردآوری دادهها استفاده شد. جهت آزمون فرضیه های تحقیق ابتدا از آزمون کالموگروف اسمیرنوف جهت اطمینان از طبیعی بودن توزیع نمونه و از آزمون لوین جهت اطمینان از همگنی واریانس استفاده گردید. از آزمون های معادلات ساختاری برای ارائه مدل استفاده شد. روش های آماری فوق با استفاده از نرم افزارهای SPSS و AMOS نسخه 23 در سطح خطای 05/0 انجام گردید. نتایج تحقیق نشان داد که عوامل موثر بر شایستگی رسانهایی به ترتیب عبارتند از شناخت و حل مسئله، ارتباطات، تحصیلات، انتقادپذیری، تجربه، سواد رسانه ای، مخاطب شناسی و فنی و اطلاعاتی است.
پیش بینی هوش هیجانی و سبک های دل بستگی براساس تجربه چندفرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جامعه شناسی معاصر سال ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲۱
107 - 139
حوزههای تخصصی:
این را باید پذیرفت که ارتباط متقابل بین مناطق و فرهنگ های مختلف جهان افزایش یافته و تجربه چندفرهنگی رشد کرده است. تجارب چندفرهنگی به فرد اجازه می دهد تا افراد با دیدگاه هایی که با فرهنگ بومی هم خوان نیست و شاید در تضاد است، روبه رو شود. بسیاری از متغیرهای اجتماعی و روان شناختی وجود دارند که به مباحث ارتباطات انسانی یا تعاملات اجتماعی می پردازند و می توانند متأثر از تجربه چندفرهنگی باشند؛ ازجمله آن ها می توان به هوش هیجانی و سبک های دل بستگی اشاره کرد. هدف پژوهش حاضر پیش بینی هوش هیجانی و سبک های دل بستگی براساس تجربه چندفرهنگی در شهروندان شهرستان نهاوند- منطقه خزل بوده است. روش پژوهش توصیفی از نوع هم بستگی است. جامعه آماری پژوهش شهروندان منطقه خزل در سال 99-98 (به تعداد 33000 نفر) را دربر دارد. روش نمونه گیری طبقه ای و روش تعیین حجم نمونه جدول مورگان است که تعداد نمونه 384 نفر بوده است. ابزار جمع آوری اطلاعات در این پژوهش پرسشنامه تجربه های چندفرهنگی «ناروز» و «هیل» (2009)؛ مقیاس سبک های دل بستگی «هازن» و «شیور» (1987) و پرسشنامه هوش هیجانی «بار-ان» (1997) بوده است. از شاخص های آمار توصیفی (میانگین، انحراف استاندارد، فراوانی، درصد) و روش های آماری هم بستگی پیرسون و رگرسیون خطی گام به گام برای تجزیه وتحلیل داده ها استفاده شد. نتایج نشان داد که تجربه چندفرهنگی قادر به پیش بینی هوش هیجانی است؛ تجربه چندفرهنگی به تنهایی 104/0 از واریانس هوش هیجانی را تبیین می کند و با تمایل فرهنگی 127/0 از واریانس هوش هیجانی را تبیین می کند. تمایل چندفرهنگی، قادر به پیش بینی سبک اجتنابی است و 4/0% واریانس سبک اجتنابی را تبیین می کند. تجربه چندفرهنگی، قادر به پیش بینی سبک ایمن است و 010/0% واریانس سبک ایمن را تبیین می کند. تجربه چندفرهنگی، قادر به پیش بینی سبک دوسوگرا است و 012/0% واریانس سبک دوسوگرا را تبیین می کند.
تاریخ در قاب عکس (گفتمان کاوی عکس های خانوادگی شهر کرمانشاه از قاجار تا انقلاب)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جامعه شناسی معاصر سال ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲۱
167 - 198
حوزههای تخصصی:
تصاویر ابتدایی روی دیوار غارها و نقوش حک شده بر دیواره های باستانی بر میل انسان و گروه های انسانی بر بازنمایی زندگی خود یا بیان آرزوها دلالت دارد. این نقوش نسبت انکارناپذیری با واقعیت های کلانِ شیوه تولید، نظام سیاسی، سلسله مراتب قدرت و نظام ارزش ها دارند. اما امروزه جهان به طورکلی به تصویر بدل شده است و انسان بدون تصویر خود احساس تنهایی می کند؛ نوآوری های تکنولوژیک و تغییرات گفتمانی مجال استفاده بیشتر و متنوع تر از ابزار ثبت تصویر خود را فراهم کرده اند. این پژوهش در تلاش است تا این محور ها را با تمرکز بر عکس در مقام متن بررسی کند. عکس واقعیت های اجتماعی را به صورت عینی و ضمنی در خود ذخیره می کند و نمایش می دهد و نگارندگان با نظریه و روش نشانه شناسی و گفتمان کاوی پساساختارگرا کوشیده اند در وهله نخست این متن های تصویری را توصیف کنند؛ سپس به تحلیل معانی ضمنی و دلالت های ثانویه عکس ها پرداخته و درنهایت نسبت آن ها را روندهای اجتماعی و گفتمانی مسلط، در سه دوره قاجار، پهلوی و دهه اول پس از انقلاب اسلامی 1357 بیان کنند. قلمرو پژوهش، عکس های خانوادگی موجود در کرمانشاه است و درنهایت 32 عکس نمونه انتخاب و تحلیل شده است. تحلیل عکس های دوره قاجار نشان دهنده سلطه گفتمان مردسالار و اختصاص پدیده عکاسی به قشر اشراف و سیاسی است. در دوره پهلوی اول، عکاسی در بین قشر مرفه رواج داشته و در دوره دوم پهلوی در بین قشر مرفه و متوسط؛ در دوره اول مردسالاری، حکومت سالاری و فرنگی مآبی (مدرن بودن یا غرب گرایی) و در دوره دوم، زنانگی، فرنگی مآبی و مصرف گرایی دال های محوری هستند. در دوره پس از انقلاب اسلامی، یعنی دهه 1360، با گسترش ابزار عکاسی در بین قشر عامه، پوشش سنتی، ایجاد فضای صمیمانه در بین اعضای خانواده و کاهش گفتمان مردسالاری دیده می شود. یافته های پژوهش نشان می دهد که درمجموع فرآیند تحولات در کرمانشاه و تحولات سراسری در این حوزه شباهت بسیار دارند؛ هم چنین می توان گفت که در این فرآیند تاریخی، تکنولوژی به خواست های گفتمان های حاکم خدمت کرده است، اما در صورت ظهور تفاوت بین آن دو، تکنولوژی راه خود را رفته و الزاماً به فرمان حکام نبوده است.
بررسی کنش های غیرکلامی در توئیت های حاوی ایموجی کاربران ایرانی توئیتر براساس نظریه سرل
حوزههای تخصصی:
رسانه های نوین ارتباطی در چند سال اخیر به یکی از ارکان جدایی ناپذیر زندگی انسان ها تبدیل شده اند. شبکه های اجتماعی نیز نسل جدیدی از فضای روابط اجتماعی را به وجود آورده اند که به رغم عمر کوتاه ، اما به دلیل ویژگی های تعاملی و فراهم کردن زمینه برای ایجاد روابط اجتماعی گسترده، در صدر اولویت-های کاربران اینترنت قرار گرفته اند. توسعه روزافزون اینترنت و زیرساخت های فناوری اطلاعات و ارتباطات، باعث بروز و ظهور سبک نوینی از ارتباط در قالب «ایموجی» شده که با رویکردی زبان شناسانه، می توان آنها را نمادی از ارتباط غیرکلامی و نمود برقراری سهل و آسان ارتباطات در فضای مجازی قلمداد کرد. کارکرد ایموجی ها در ارتباطات دیجیتال مشابه نقش ژست، زبان بدن و آهنگ کلام در تعامل گفتاری است. باتوجه به تاثیرگذاری چشمگیر ایموجی ها در برقراری ارتباطات غیرکلامی از یک سو و توسعه روزافزون شبکه اجتماعی توئیتر به عنوان یک منبع اطلاعاتی و ارتباطی ایده آل ازسوی دیگر، این پژوهش نظری با روش مطالعه اسنادی به بررسی انواع کنش های گفتاری براساس نظریه سرل در توئیت های حاوی ایموجی و کارکردهای زبانی آنها در حوزه های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سلامت پرداخت. با استفاده از نرم افزار Maxqda از میان 5000 توئیت جمع آوری شده، 1200 توئیت به صورت تصادفی از میان کاربران زن و مرد و در بازه زمانی شش ماهه از اسفند 1398 تا شهریور 1399 انتخاب و کدگزاری شدند که سهم هر یک از حوزه ها 300 توئیت بود. براساس نتایج حاصل، کنش گفتاری اظهاری و کنش گفتاری اعلامی، به ترتیب بیشترین و کمترین بسامد تکرار را داشتند. همچنین کارکرد احساسی ایموجی، بیشترین و کارکرد ارجاعی ایموجی نیز کمترین بسامد تکرار را به خود اختصاص دادند.
تاثیر شبکه های اجتماعی (فضای مجازی ) بر نشاط اجتماعی معلمان شهر تهران در سال (1399)
منبع:
رهپویه ارتباطات و فرهنگ دوره دوم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۳)
87 - 100
حوزههای تخصصی:
نشاط یکی از خلقیات اساسی در زندگی فرد و نقش مهمی در چارچوب حیات روانی و اجتماعی همه افراد جامعه از جمله معلمان دارد. مطالعه حاضر یک پژوهش کاربردی باهدف شناسایی رابطه بین میزان و نوع استفاده ازرسانه های جمعی و تاثیر آن بر میزان نشاط اجتماعی معلمان شهر تهران است. این پژوهش از نوع کمی و روش آن پیمایشی است.حجم نمونه تعداد 382 نفر از معلمان متاهل روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای است. تکنیک گردآوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته و تحلیل داده ها از طریق نرم افزار 22spss و بررسی روابط ساختاری بین متغیرهای تحقیق در قالب مدل معادلات ساختاری از نرم افزار (LISREL ۸٫۵) استفاده شده است. روایی از نوع اعتبار محتوایی و پایایی ضریب آلفای کرونباخ که برای دو متغیر اصلی بالای 7/0 بوده است. به اعتقاد بسیاری از صاحب نظران علوم اجتماعی و علوم ارتباطات، رسانه های جمعی در سال های اخیر کارکرد جدیدتری از خود (ورای کارکردهای اولیه شان) مطرح کرده اند که همان فرهنگ آفرینی است. براساس یافته ها میزان استفاده معلمان تهرانی از وسایل ارتباط جمعی در حد متوسط بوده است و بیشترین نوع استفاده آنها شناختی و اطلاعاتی است. همچنین میزان نشاط اجتماعی در حد تقریبا بالا است. نتایج نشان می دهد بین فضای مجازی و میزان نشاط اجتماعی در بین معلمان همبستگی معناداری وجود دارد شدت این همبستگی در حد متوسط و جهت آن معکوس است. یعنی با بالا رفتن میزان استفاده از فضای مجازی نشاط اجتماعی کاهش می یابد. , و ارتباط و همبستگی با اعضای خانواده افزایش می یابد با توجه به نتایج پیشنهاد می شود؛ تدوین منشور نشاط و شادمانی برای معلمان و دانش آموزان در اولویت برنامه های صدا و سیما و نهادهای فرهنگی ، آموزش و پرورش کشور قرار بگیرد.
آموزش ضابطان دادگستری در پرتو قانون آیین دادرسی کیفری 1392(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف:ضابطان از نخستین کارگزاران اند که با کنش گران دعوای کیفری روبه رو می شوند.ایفاء نقش شایسته آنان به مؤلفه های متعددی وابسته است.آموزش از جمله برجسته ترین هاست.در چارچوب آن،ضابطان با هنجارهای ناظر به چگونگی کنش گری،انواع حق های متهمان و بزه دیدگان و شیوه های پیشگیری از جرم آشنا می شوند. روش:این پژوهش کاربردی است و با شیوه توصیفی-تحلیلی و ابزار گردآوری اطلاعات کتابخانه ای آموزش ضابطان را بررسی کرده است. یافته ها: آموزش ضابطان در آموزه های حقوقی و جرم شناسانه پایه دارد و در آیین دادرسی کیفری ایران بایدی انکارناپذیر است.دادستان ها تکلیف یافته اند تا نسبت به آموزش ضابطان سیاست گذاری و برنامه ریزی کنند.این باید جنبه اساسی داشته و در اصل یکصد و پنجاه و ششم که به رسیدگی شایسته به دعواهای کیفری،گسترش عدالت و تضمین حق ها و آزادی های بنیادین افراد ناظر است،ریشه دارد.کارگزاران قضایی باید به شناسایی هستار و برگزاری دوره های آموزش ضابطان مبادرت ورزند و در این زمینه پاسخ گو باشند. نتیجه گیری:مسئولیت و اجراء دوره های آموزش ضابطان به دادستان ها واگذار شده است.بر همین اساس،قوه قضاییه باید با سنجش نیازها و پیش بینی سرفصل های لازم زمینه های برگزاری دوره های فراگیر شایسته را فراهم آورد.در این نوشتار، مبانی و چگونگی آموزش ضابطان در قلمرو آیین دادرسی کیفری ایران بررسی شده است.
الگوی ساختاری رفتارهای رانندگی بر اساس پرخاشگری با میانجیگری تنظیم هیجانات(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۲۲ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۸۶
۱۲۰-۸۹
حوزههای تخصصی:
مقدمه: با توجه به اهمیت رانندگی و آسیبهای ناشی از آن می توان به ارتباط ویژگیهای انسانی با رفتارهای رانندگی اشاره کرد؛ بنابراین هدف اصلی این پژوهش تدوین الگوی ساختاری رفتارهای رانندگی بر اساس پرخاشگری با میانجیگری تنظیم هیجانات بود. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روشهای کمی گردآوری داده ها، توصیفی - همبستگی بود. حجم نمونه این پژوهش شامل 917 نفر از رانندگان استانهای تهران، آذربایجان غربی و کردستان بود که به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب و مورد ارزیابی قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه های رفتارهای رانندگی منچستر (1990)، پرخاشگری 30 عاملی (1379) و تنظیم هیجان گراس و جان (1998) بود و از روش مدل سازی معادلات ساختاری برای تحلیل داده ها استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل معادلات ساختاری نشان داد که مدلهای اندازه گیری متغیرهای موردمطالعه و مدل نهایی پژوهش از برازش مناسبی برخوردارند. همچنین پرخاشگری بر رفتار رانندگی در رانندگان اثر مستقیم داشت و متغیر تنظیم هیجان توانست نقش میانجی بین پرخاشگری و رفتار رانندگی را ایفا کند. بحث: برای تبیین رابطه پرخاشگری و رفتارهای رانندگی می توان از سازه تنظیم هیجانات کمک گرفت. به گونه ای که به منظور بهبود وضعیت رانندگی و کاهش میزان تصادفات، ارزیابی موازین و قواعد دریافت گواهی نامه رانندگی منطبق بر مباحث رفتارهای پرخاشگری و هیجانی موردبازنگری قرار بگیرد و رانندگان پرخاشگر، برای برنامه های مشاوره و آموزشی معرفی شوند.
واکاوی چگونگی مدیریت منابع مالی در خانواده های ناتنی، یک نظریه ی زمینه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خانواده ی ناتنی به جهت ساختار متفاوت خود نسبت به خانواده های حاصل از ازدواج اول، دارای وضعیت پیچیده تری است. یکی از ابعاد حائز اهمیت این نوع از خانواده ها که بر روابط زوجین، والد ناتنی- فرزند ناتنی و به طورکلی ساختار خانواده اثرگذار است، کنترل مسائل پولی و مالی است. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف واکاوی چگونگی مدیریت منابع مالی در خانواده های ناتنی طراحی شده است. روش پژوهش، کیفی و به شیوه ی نظریه ی زمینه ای انجام شده است. 15 نفر از مردان ساکن در شهر اصفهان که دارای تجربه ی ازدواج مجدد پس از طلاق و زندگی در خانواده با حضور فرزند ناتنی بودند، به صورت هدفمند و به شیوه ی نمونه گیری نظری انتخاب شدند. داده های پژوهش ازطریق مصاحبه های عمیق گردآوری و با استفاده از کدگذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل شدند. نتایج نشان داد مردان در پی عواملی از جمله انتظارات مالی تحمیلی، وارسی تخصیص منابع مالی، حمایت های مالی نامناسب، اعمال قدرت زنان و... دچار نوعی هراس شده بودند که به زعم آنان منجر به خدشه دار شدن ساختار سنتی خانواده شده، اقتدار و محوریت تصمیم گیری از آن-ها سلب شده بود. در این میان، زنان نیز به طور ویژه با کسب سرمایه ی اقتصادی وارد رقابت با مردان شده و با شیوه های قدرت مدارانه مدیریت امور مالی، فضای رقابتی خانواده را تشدید کرده بودند. اگرچه راهبردهای اتخاذشده منجر به توافق های مصلحتی میان زوجین شده بود، اما ازآنجاکه کنترل مسائل پولی ناشی از وجود فرزندان ناتنی است، به نظر می رسد رقابت بر سر کسب اقتدار اقتصادی در خانواده های ناتنی دائمی است؛ در نتیجه منجر به قطبی شدن فضای خانواده می شود.
جنبش زنان و هنر مقاومت در عصر مشروطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«حضور زنان در جنبش مشروطه»، با «جنبش زنان در عصر مشروطه» متفاوت است. جنبش مشروطه با دغدغه آزادی خواهی و حاکمیت قانون، به دنبال برابری حقوقی و سیاسی میان شاه و رعیت بود، اما جنبش زنان، دغدغه برابری جنسیتی بین زنان و مردان را دنبال می کرد. این جنبش از درون جنبش مشروطه ظهور یافت. پژوهش حاضر در پی آن است که نشان دهد زنان در عصر مشروطه (1285 تا 1304) چگونه به دنبال انقلابی در انقلاب بودند تا از فرصت انقلاب سیاسی مشروطه به عنوان بستری برای انقلاب حقوقی زنان بهره بگیرند. این مطالعه با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی، به تحلیل مضامین موجود در منابع و اسناد تاریخی می پردازد. یافته ها گویای آن است که زنان در دوران مشروطه، در یک تبعیض جنسیتی سیستماتیک قرار داشتند که از خانه تا جامعه، همه عرصه ها را بر آن ها بسته بود. آن ها اجازه نداشتند به مدرسه بروند؛ زیرا مدرسه رفتن فقط حق پسران بود. همچنین آن ها اجازه نداشتند به چندهمسری شوهر و کودک همسری خود اعتراض کنند؛ چرا که خانه در سلطه مردان و قوانین در حمایت از آنان بود. زنان حق نداشتند در انتخابات شرکت کنند؛ زیرا حق رأی فقط برای مردان بود. از این رو جنبش زنان در عصر مشروطه، در سه حوزه مختلف، مبارزه تاریخی را برای تغییر وضع موجود آغاز کرد: 1. مبارزه برای حق تحصیل زنان؛ 2. مبارزه برای تغییر قوانین خانواده؛ 3. مبارزه برای دستیابی به حق رأی و مشارکت سیاسی. زنان در این دوره به هدف اول خود رسیدند و حق تحصیل را به دست آوردند. در دو هدف بعدی، اگرچه با تلاش و مطالبه گری چندلایه تا حدی پیش رفتند، درنهایت در دستیابی به این اهداف کامیاب نبودند. بااین حال، در این دو عرصه نیز با راهبرد گفتمان سازی و مطالبه گری در حوزه عمومی، راه را برای تغییرات در دوره های بعدی هموار کردند.
مطالعه ویژگی های محله خوب در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این تحقیق، بررسی ویژگی ها و ابعاد محله خوب در شهر تهران است. این تحقیق به شیوه کیفی تحلیل مضمون انجام شده و داده های مربوط به آن با استفاده از فنون مصاحبه و مشاهده از هشت محله شهر تهران با نام های کیانشهر، یافت آباد، شمیران نو، کارون شمالی، نارمک مرکزی، باغ فیض، نیاوران و سعادت آباد جمع آوری شده است. مشارکت کنندگان در این تحقیق 59 نفر بودند. همچنین داده های جمع آوری شده با روش تحلیل مضمون تحلیل شده اند. یافته های این تحقیق نشان می دهد که ویژگی های محله خوب عبارت اند از: «وجود آدم های خوب و اخلاق مدار»، «بهداشت و تمیزی محله»، «وجود امکانات تفریحی، فرهنگی و ورزشی»، «دسترسی آسان به ملزومات زندگی و وسایل نقلیه عمومی»، «ساکت، خلوت و کم جمعیت بودن محله»، «وجود فضای سبز، پارک و آب وهوای خوب»، «معماری و ظاهر خوب محله»، «دخالت نکردن در سبک زندگی دیگران»، «تعامل سالم و خوب با همسایگان»، «نبود ناهنجاری های اجتماعی و وجود امنیت و سلامت اجتماعی» و «محیط تربیتی مناسب برای فرزندان». افراد در تعریفشان محله خوب را جایی می بینند که دارای سه بعد مهم «سلامت اجتماعی»، «فضای کالبدی و محیطی مناسب» و «دارای امکانات و تسهیلات زندگی» باشد.
Investigating the Inefficiency Causes of Educational Institution in the Field of Knowledge Transfer(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: Considering the role and importance of knowledge and its transfer in education, the purpose of this research was to investigating the inefficiency causes of education in the field of knowledge transfer. Methodology: This study in terms of purpose was from type of applied and in terms of implementation method was from type of qualitative. The research population was education specialists, principals, teachers, parents and high school students of Iran in the 2019-20 academic years. The sample size was considered 20 people which from each of the five group number of 4 people were selected as a sample by available sampling method. The research tool was a semi-structured interview whose validity was confirmed by the triangulation method and its reliability was obtained by the agreement coefficient method between the two coders 0.87. Data were analyzed by open, axial and selective coding method in MAXQDA software. Findings: The results showed that the inefficiency causes of educational institution in the field of knowledge transfer had 184 open codes or indicator, 16 axial codes or component and 7 selected codes or categorical. The category of objective had two components of human education and training, the category of teacher had four components of material and spiritual rights, selection, moral commitment and professional commitment, the category of student had two components of motivation and learning, the category of curriculum had two components of content and curriculum and settings, categories of educational methods had two components of teaching methods and teaching aids equipment, the category of educational environment had two components of educational space and secondary education space and the student's psychological category had two components of family and social status. Finally, based on them a pattern of inefficiency causes of education in the field of knowledge transfer was designed. Conclusion: According to the identified indicators, components and categories for the inefficiency causes of education in the field of knowledge transfer, planning is necessary to reduce the inefficiency of the mentioned institution in the field of knowledge transfer.
تحلیل جامعه شناختی «غیاب حق به زندگی» در نظام برنامه ریزی درسی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تأمل نظری این مقاله بر این گزاره اصلی بنیان نهاده شده است که ماهیت برنامه درسی در ایران به طورکل و برنامه درسی دانشگاهی به طورخاص، به عنوان یکی از عناصر اصلی میدان آموزش، ماهیتی نا مقتصد داشته است. روش پژوهش این مقاله کیفی و با استفاده از تکنیک دلفی شامل چهارده مصاحبه فردی و دو فوکوس گروپ با متخصصین حوزه تعلیم و تربیت از رشته های مختلف انجام شده است. چارچوب مفهومی این مقاله از نظریه میدان های بوردیو با تاکید بر میدان آموزش و نظریه دوگانه شکل_محتوای زیمل جهت آسیب شناسی نظام برنامه ریزی درسی در ایران است. نتایج پژوهش حاکی از «غیاب حق به زندگی» در این برنامه ها به عنوان مسئله ای آسیب زا، ازیک طرف، متأثر از فرایندهای تاریخی ناسازواره سنت و مدرنیته در جغرافیای فرهنگی و اجتماعی ایران و از سوی دیگر، مولود ساختارهای متمرکز، از بالا به پایین اقتصادی، سیاسی و فرهنگی حاکم بر جامعه است که زمینه ساز سلطه هژمونیک فرامیدان قدرت و سیاست بوده است.این امر باعث استثمار سایر میدان های اجتماعی ازجمله میدان آموزش و تعلیم و تربیت توسط فرامیدان های سیاست و قدرت شده است. تحلیل کیفی داده ها حاکی از فرودستی میدان آموزش در ایران و به تبع آن آسیب زا بودن برنامه درسی از مدرسه تا دانشگاه، نه تنها نسبتی مستقیم و هم افزا با بازی «شکل[1]» و «زندگی» در جامعه ایرانی داشته و دارد، بلکه نتیجه غیاب بازنمایی «فرامیدان زندگی» در میدان آموزش و به تبع آن نظام برنامه ریزی درسی است. نتیجه فرادستی هژمونیک فرامیدان قدرت و سیاست و استثمار «زیست-حیات میدان آموزش» و فقدان سیالیت نظام آموزشی، شاهد «پسماندگی» آموزش رسمی کشور از زندگی، «غیاب حق به زندگی» و در نتیجه ناکارآمدی روزافزون نهاد آموزش/دانشگاه در مواجهه با مسایل خود وجامعه شده است. [1] form
Designing a National Identity Curriculum Model for the Second Elementary Grade
حوزههای تخصصی:
Purpose: The current research was conducted with the aim of designing the national identity curriculum model for the second elementary school. Methodology: According to the nature and scope of the research, various qualitative methods were used to achieve the research objectives, which include: a) grounded theory, to design the national identity curriculum model in the elementary school; b) Thematic analysis method to determine the characteristics of elements of national identity in primary school textbooks to achieve the curriculum model of national identity. In part A, the community was studied by experts in the field of national identity, including experts in social sciences and educational sciences and upper education documents. The method of gathering information from experts was through semi-structured interviews with 36 teachers and experts. Also, the interviews were conducted based on the grounded theory in three stages of open, central, and selective coding, and the obtained concepts were classified into categories and subcategories. Findings: National identity curriculum model was presented in two dimensions of why and the necessity of national identity curriculum and how national identity curriculum in the form of a conceptual model, including the necessity and need (needs assessment), goals (general goal and partial goals), content (principles of content organization, content selection), teaching methods, learning, teacher's role, and evaluation methods. Conclusion: Among the features of this model, we can refer to being native, attention to individual, social, ethnic and national characteristics, being scientific, simplicity, originality, educational outlook and active approach in teaching and learning.
Design of a Model for Performance Management based on Components of Talent Management
حوزههای تخصصی:
Purpose: Given the importance of performance management in improving organizational performance, the present study was conducted to design a model for performance management based on components of talent management. Methodology: This study was applied in terms of objective and mixed (qualitative and quantitative) in terms of research method. The population of qualitative study included literature on performance management based on the components of talent management during 2001-2021 and the population of quantitative study included managers and employees of the airports and air navigation of East Azerbaijan Province in 2021 (n=240). The sample size of qualitative study was n=30, and n=144 in quantitative study, who were selected as according to the table of Karjesi and Morgan by simple random sampling method. The tool of qualitative study was note-taking of the researches; and a 90-item researcher-made questionnaire in quantitative study, whose validity and reliability were appropriate. The qualitative study data were analyzed by coding method and MAXQDA; and quantitative study data were analyzed by exploratory factor analysis (EFA) and structural equation modeling using SPSS and LISREL. Findings: The results of qualitative study showed that for performance management based on components of talent management, 158 indicators and 71 components were identified in 6 categories, including talent sourcing, talent retention, talent development, creativity and innovation, performance development and professional competencies. Also, the results of quantitative study showed that the factor load of all 6 categories and 90 items was higher than 0.50 and the reliability of all categories was calculated higher than 0.90 by Cronbach's alpha. In addition, the performance management model based on components of talent management had a good fit and this model had a direct significant effect on all six categories (P<0.001). Conclusion: The performance management model based on the talent management components designed in the present study had a good validity. Therefore, to improve performance management, it is possible to provide the basis for improving the components of talent management.
تاثیر ساحت زیبایی شناسی هنری مبتنی بر نمایش خلاق بر فرآیند یاددهی و یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲
199 - 208
حوزههای تخصصی:
هدف: با توجه به اهمیت فرآیند یاددهی و یادگیری و نقش زیبایی شناسی هنری در آن، پژوهش حاضر با هدف تعیین تاثیر ساحت زیبایی شناسی هنری مبتنی بر نمایش خلاق بر فرآیند یاددهی و یادگیری انجام شد.روش شناسی: مطالعه حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا مداخله ای با طرح پیش آزمون و پس آزمون بود. جامعه پژوهش معلمان دوره اول ابتدایی منطقه 2 شهر تهران در سال تحصیلی 1401-1400 بودند. تعداد 20 نفر از معلمان با روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند و به مدت 10 جلسه 70 دقیقه ای با روش زیبایی شناسی هنری مبتنی بر نمایش خلاق آموزش دیدند. ابزار پژوهش پرسشنامه محقق ساخته فرآیند یاددهی و یادگیری با 10 آیتم بود که روایی صوری آن با نظر خبرگان تایید و پایایی مولفه های یاددهی و یادگیری با روش بازآزمایی بالاتر از 80/0 به دست آمد. داده ها با روش آزمون تی وابسته در نرم افزار SPSS نسخه 19 تحلیل شدند.یافته ها: در این پژوهش، 2 نفر از معلمان به دلایل مشکلات شخصی از پژوهش انصراف دادند و تحلیل ها برای 18 نفر انجام شد. یافته ها نشان داد که آموزش زیبایی شناسی هنری مبتنی بر نمایش خلاق باعث افزایش هر شش مولفه فرآیند یاددهی و یادگیری شامل مهارت محوری و مهارت آموزی، یادگیری مادام العمر، کاربردی سازی آموزش، فعال سازی همزمان چند حس، انجام فعالیت جمعی و نشاط و پویایی کلاس شد (001/0>P).بحث و نتیجه گیری: نتایج نشان دهنده تاثیر ساحت زیبایی شناسی هنری مبتنی بر نمایش خلاق بر فرآیند یاددهی و یادگیری بود. بنابراین، برای بهبود فرآیند یاددهی و یادگیری می توان از روش ساحت زیبایی شناسی هنری مبتنی بر نمایش خلاق در کنار سایر روش های آموزشی استفاده کرد.