فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۲۸۱ تا ۴٬۳۰۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲
271 - 298
حوزههای تخصصی:
هدف: در حال حاضر با مهاجرت مردم از فلات مرکزی ایران به سمت استان های شمالی به دلیل پدیده خشکسالی مواجه هستیم. مهاجرت در توسعه کالبدی – فضایی شهر نیز نقش مهمی ایفا می کند. مشکلات کنونی ناشی از عدم شناخت آینده ای بوده است که اینک "زمان حال" نامیده می شود. به همین دلیل پژوهش حاضر با هدف آینده پژوهی تأثیر مهاجرت از فلات مرکزی به استان گیلان بر اجرای طرح های جامع و توسعه شهری و روستایی تدوین شده است.روش شناسی پژوهش: در این پژوهش از روش تحلیل اثرات متقابل که یکی از روش های آینده پژوهی می باشد بهره گرفته شده است. به همین منظور در ابتدا پرسش نامه ای جهت به دست آوردن رویدادهای مربوط به موضوع مورد مطالعه طراحی شد و در اختیار گروه کارشناسان و متخصصان قرار گرفت.یافته ها: با پالایش و تلخیص پرسش نامه های مرحله اول، 14 رویدادشناسایی شد. سپس پرسش نامه دیگری طراحی شد و مراحل قبل تکرار شد تا این بار اثرات متقابل هر رویداد را بر رویدادهای موجود بسنجند. در آخر با تجزیه تحلیل و دسته بندی رویدادها نواحی دسته بندی شده ای در نقشه دکارتی تأثیر و وابستگی تأثیرات متقابل رویدادها تعریف گشت.نتیجه گیری: نقشه دکارتی تأثیر و وابستگی تأثیرات متقابل 14 رویداد مورد مطالعه نشان داد که 4 رویداد در دسته رویدادهای غالب و تعیین کننده قرار می گیرند، 6 رویداد در دسته رویدادهای کلیدی و رله، 2 رویداد در دسته رویدادهای هم جوار (متغیرهای مستقل) ،2 رویداد در دسته رویدادهای تنظیم کننده و متوسط و 2 رویداد دیگر نیز در دسته رویدادهای حاصل و تحت سلطه گروه بندی می شوند.
سنجش تنوع ارتباطات انسانی در شبکه اجتماعی اینستاگرام بین کاربران ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۴ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۱۳۲)
55 - 81
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، با هدف بررسی و سنجش شش بُعد ارتباطات انسانی میان کاربران ایرانی عضو شبکه اجتماعی اینستاگرام انجام شده است. این پژوهش کاربردی و با روش توصیفی پیمایشی به شناسایی این تنوع ارتباطی و مؤلفه های تأثیرگذار پرداخته است. جامعه آماری تحقیق تمام کاربران ایرانی عضو شبکه اجتماعی اینستاگرام هستند که به علت تعداد نامحدود، در پژوهش حاضر، از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شده است. حجم نمونه 384 نفر و تکنیک گردآوری داده ها پرسشنامه است که اعتبار آن پس از اصلاحات پیشنهادی، توسط استادان تأیید و برای تعیین پایایی ابزار اندازه گیری، از روش آزمون آلفای کرونباخ استفاده شد. یافته های حاصل از آزمون، شش بُعد ارتباط احساسی هیجانی (06/7)، ارتباط منطقی (02/7)، ارتباط آزادانه (76/8)، ارتباط تابع شرایط (83/7)، ارتباط میان فردی (06/7)، ارتباط جست وجوگر (03/7) را نشان داد. نتایج نمایان کننده تنوع ارتباط انسانی و بسترساز تعامل و تقابل میان کاربران ایرانی در این شبکه اجتماعی است. ضمن حصول تمام فرصت های ارتباطی و اطلاعاتی، تغییر تعریف حریم خصوصی، نمایشی شدن رفتارها، تغییر گفتمان ارتباطی کاربران را موجب شده است.
بررسی ابعاد و قابلیت های سبک استعلایی در «فیلم جستار»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه های دیداری و شنیداری دوره ۱۷ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۴۷
65 - 102
حوزههای تخصصی:
سبک استعلایی رویکردی مخصوص در تمامی هنرهاست که در طلب نائل شدن به امر متعال و نامحسوس در قامت امر محسوس، سنتی پر از پیشینه از خود برجای گذاشته است. امکان بهره وری از این رویکرد در هنرهای دیداری دغدغه ایست که هنرمندان و منتقدان زیادی همچون واسیلی کاندینسکی در نقاشی یا پل شریدر در سینما، بخشی از پژوهش ها یا آثار خود را منعطف به این رویکرد کرده اند. همچنین یکی از مهم ترین گونه هایی که غالبا در ارتباط با شهود دانسته می شود، فیلم تجربی (در این مقاله، اختصاصا فیلم جستار) است. این پژوهش با استفاده از روش کیفی در صدد پاسخ به نقاط مبهم سبک استعلایی و جای گذاری آن بر بستر فیلم های جستارانه با هدف بازنمایی امر متعال و شناخت خصیصه نماهای سبکی در تلاقی گاه سبک استعلایی و فیلم جستار است. این پژوهش به روش مطالعات تطبیقی صورت گرفته و با مطالعه ی داده های موجود در این حوزه و ساختاربخشی آن ها از بدایت امر فیلم جستار و سبک استعلایی تا تلقی های مدرنشان، آن ها را تشریح می کند و به تلاقی گاه این سبک با فیلم جستار و توانایی های سینمایی آن از دریچه ی آراء پل شریدر می پردازد. فراچنگ آوردن این مفاهیم چندجانبه طبیعتا نیازمند نگاهی جدید است که این منظور به صورت مطالعه ی تطبیقی حاصل می گردد. نتایج پژوهش، تحقق بخش این انگاره هستند که تمهیدات فرمی فیلم جستار رویکردی نوین در برخورد با سبک استعلایی ست و فیلم جستار دارای توانایی بالقوه در نائل آوردن مخاطب به تماشای امر متعال در قاب تصویر است.
سیر تاریخی و تکاملی نظریه گذار جمعیتی: مطالعه ای برمبنای طیف سنجی سال انتشار مآخذ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جمعیتی دوره ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۱۷)
91 - 107
حوزههای تخصصی:
یکی از نظریه های بنیادی در جمعیت شناسی، نظریه گذار جمعیتی است که تغییرات جمعیتی را توصیف و تبیین می کند. در این مقاله با بهره گیری از روش طیف سنجی سال انتشار مآخذ (RPYS)، سیر تکاملی و تاریخی پژوهش های حوزه نظریه گذار جمعیتی بررسی شده است و همچنین آثار و چهره های تأثیرگذار در روند تکامل این نظریه مطالعه شده اند. داده های اولیه پژوهش، به روش علم سنجی از پایگاه استنادی وب آو ساینس(Web Of Science) استخراج شده است که 3359 مقاله را دربردارد. پس از استخراج کلیه منابع به کاررفته در این مقالات، داده ها با استفاده از نرم افزار مختص RPYS با عنوان CRExplorer تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که پر ارجاع ترین آثار در بازه زمانی 1750 تا 2000، به ترتیب، کتاب «رساله جمعیت» مالتوس (1798)، مقاله «جمعیت» نوتشتاین (1945) و مقاله «گذار جمعیتی دوم اروپا» ون دکا (1987) بوده است؛ اما در مجموع، حوزه نظریه گذار جمعیتی، چهارده جهش تاریخی در سال های مختلف دارد. سال های 1986، 1987 و 2000 اوج جهش نظریه گذار جمعیتی بوده است؛ ازاین رو، داده های استنادی اطلاعات شایان توجهی درباره بافت تاریخی علم و اهمیت پژوهش های پیشین و تأثیر آن ها بر پژوهش های بعدی ارائه می دهند.
بررسی اثر وجود «دوره ها» بر دینامیسم سرمایه اجتماعی و فساد در حکومت پهلوی دوم(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۲۳ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۹۰
۵۱-۹
حوزههای تخصصی:
مقدمه: «دوره ها»، گروههای کوچک و غیررسمی درون حکومت پهلوی دوم بودند که از آشنایی افرادی با جایگاههای اجتماعی متنوع شکل می گرفتند اما همگی از طریق سرمایه اجتماعی و با هدف کسب رانت و فساد ایجاد می شدند. در این مقاله به بررسی نحوه شکل گیری دوره ها و اثرگذاری آنها از طریق انواع سه گانه سرمایه اجتماعی (پیوندی، اتصالی و پل واره) بر فساد، در حکومت پهلوی دوم می پردازیم و بر این سؤال تمرکز می کنیم که آیا «دوره ها» در حکومت پهلوی دوم این قابلیت را داشته اند که از طریق سرمایه اجتماعی پیوندی و فقدان سرمایه اجتماعی اتصالی و پل واره شرایط را برای فسادی نظام مند آماده کنند؟ روش: رویکرد مقاله توصیفی-تحلیلی و روش تحقیق، کیفی مبتنی بر تحلیل اسناد در زمان حکومت پهلوی دوم است که هم سو با مبنای نظری پژوهش انجام گرفت. از طرفی مدل ترکیبی این پژوهش، از رهیافت بوم شناسی هوبرتس نسبت به فساد، الهام گرفته است. یافته ها: در حکومت پهلوی دوم، سرمایه اجتماعی در هر نوعی که باشد از طریق «دوره» با فساد رابطه مؤثری دارد، اما مثبت یا منفی بودن این رابطه، بسته به نوع و ماهیت سرمایه اجتماعی متفاوت است؛ بنابراین باید گفت «عدم وجود» سرمایه اجتماعی اتصالی و پل واره با فساد و «وجود» سرمایه اجتماعی پیوندی با فساد رابطه مثبت و مستقیم دارند. بحث: وجود دوره ها این موضوع را سیگنال دهی می کرد که برای پیشبرد امور روزمره راهی جز ارتباط خاص گرا و استفاده از سرمایه اجتماعی پیوندی نیست و این موضوع باعث می شد که دایره وفاداری افراد به آشنایان خود، بزرگ تر از دایره وفاداری آنها نسبت به اجتماع ملی باشد؛ بنابراین روابط اجتماعی و نقشهای نهادی به ابزاری برای تمکین از درخواستهای غیرنهادی، خاص گرایانه و کوتاه مدت تبدیل شده بود که این باعث ایجاد فسادی نظام مند می شد. راهکارهای کلی برای جلوگیری از این وضعیت، افزایش شعاع اعتماد و ایجاد ساختارها و هنجارهایی برای گذار از سرمایه اجتماعی پیوندی به سرمایه اجتماعی اتصالی و پل واره است.
Evaluating the Relationship between the Categories of the Obstacle Model of Creating Iraqi Learning Organizations (Case Study of Al-Qadisiyah and Kufa Universities)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: Obstacles of creating learning organization cause a sharp decline in the performance of organizations, especially in educational organizations. Therefore, the aim of this study was to evaluate the relationship between the categories of the obstacle model of creating learning organizations. Methodology: This study in terms of purpose was applied and in terms of implementation method was descriptive from type of correlation. The research population were professors from Al-Qadisiyah and Kufa universities of Iraq with number 720 people and with using Cochran's formula, the sample size was estimated to be 251 people, which this number were selected by available sampling method. The research tool was a researcher-made questionnaire of barriers to obstacle of creating learning organizations with 69 questions, which data obtained its implementation were analyzed by methods of exploratory factor analysis and partial least squares in SPSS and Smart PLS software. Findings: The findings showed that the factor load of all questions was higher than 0.50 and significant, and the correlation coefficients of the categories of causal conditions, contextual conditions, intervening conditions, central phenomenon, strategies and consequences were less than 0.45, and indicating their non-overlapping. Also, content validity ratio and Cronbach and combined reliability of the categories were estimated higher than 0.70 and 0.80, respectively. In addition, according to the indicators of commonality and redundancy, the obstacle model of creating learning organizations had a good fit and the effect of causal conditions, contextual conditions and intervening conditions on central phenomenon, the effect of central phenomenon on strategies and the effect of strategies on outcomes were significant (P<0.05). Conclusion: The designed obstacle model of creating learning organizations can help to university officials in designing programs to remove obstacle of creating learning organizations
چالش مردانگی فرهنگی و خانواده اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اسلام و علوم اجتماعی سال ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲۹
105 - 126
حوزههای تخصصی:
مردانگی حوزه مطالعات جنسیتی نوظهوری است که به بررسی میزان انطباق مرد بیولوژیک و مردانگی منتسب و مورد انتظار می پردازد. مردانگی که امروزه و در پی مطالعه جنسیتی مردان به مردانگی ها ارتقا پیدا کرده است، به مطالعه رفتارهای مردانه ای می پردازد که ادعا می شود ریشه در مردانگی طبیعی و اصیل دارد. جهت بررسی این ادعا متن حاضر به انتظارات اسلام از مرد مسلمان و رفتارهای عینی او در خانواده و در مواجهه با زن مسلمان پرداخته است. به نظر می رسد رفتار مرد مسلمان در برخی موارد با حوزه های مورد انتظار اسلام و اخلاق اسلامی تفاوت دارد. جهت اشاره به رفتارهای خارج از آموزه های اسلامی مرد مسلمان با زن مسلمان از ضرب المثل های فارسی و دلایل نمایش خشونت مردان مسلمان با زنان مسلمان در فرهنگ های دیگر استفاده شده است. این نوشتار با تمرکز بر فرایند شناختی که این تفاوت را ایجاد و مانا کرده است بر تک جنس محوری در فرهنگ مرد مسلمان، در پی خاموشی فرم های شناختی رقیب اشاره دارد. حل این دشواری با تقویت دیگر فرم های شناختی و رعایت آموزه ها و توصیه های اخلاق اسلامی ممکن و سبب رفع اتهام کهتر انگاری زنان در اسلام به جهت برخی رفتارهای مرد مسلمان خواهد شد.
عوامل فرهنگی-روان شناختی مرتبط با نگرش نسبت به گذارهای اجتماعی (مورد مطالعه دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر یاسوج)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام تحقیق عوامل فرهنگی - روان شناختی مرتبط با نگرش نسبت به گذارهای اجتماعی است. جامعه آماری دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر یاسوج در سال تحصیلی 1400-1399 می باشد که تعداد آن ها برابر با 8529 نفر است 368 نفر از آنان طبق فرمول کوکران به عنوان نمونه انتخاب شدند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های ضریب هم بستگی پیرسون، آزمون تی دو نمونه مستقل و رگرسیون گام به گام استفاده شد. در این تحقیق متغیرهای جنسیت، فشار هنجاری، سرمایه فرهنگی خانواده و خودباوری به عنوان متغیرهای مستقل و متغیر وابسته شامل گذارهای اجتماعی (ورود به بازار کار، تحصیلی و ازدواج) بوده است. یافته های تحقیق نشان داد که متغیر جنسیت بر هیچ یک از گذارها تأثیرگزار نبود. متغیر فشارهنجاری بر گذار اجتماعی ازدواج و گذار ورود به بازارکار تأثیرگذار بود و بر گذار اجتماعی تحصیلی تأثیری نداشت. متغیر سرمایه فرهنگی خانواده بر هر سه گذار اجتماعی مؤثر بود. متغیر خودباوری بر گذار اجتماعی ازدواج و گذار تحصیلی تأثیر داشت و بر گذار اجتماعی ورود به بازارکار تأثیرگذار نبود. هم چنین براساس مقدار رگرسیون گام به گام، فشارهنجاری با بتای (415/.) بر گذار اجتماعی ازدواج مهم تر از متغیر سرمایه فرهنگی خانواده با بتای (181/-) بود. در گذار اجتماعی ادامه تحصیل متغیر خودباوری توانست 064/. از تغییرات این گذار را تبیین کند، که با مقدار بتای 252/. در معادله رگرسیونی باقی مانده است؛ و نهایتاً درخصوص گذار اجتماعی ورود به بازار کار، براساس ضریب بتا تأثیر فشار هنجاری با بتای (289/.) مهم تر از متغیر سرمایه فرهنگی با بتای(107/.-) بود. درنهایت، براساس نتایج تحقیق می توان گفت، با توجه به تغییرات ارزشی که تحت تأثیر مدرنیزاسیون به وجود آمده است ارزش های حاکم بر جوامع سنتی با ارزش های حاکم بر جوامع جدید متفاوت می باشد؛ برهمین اساس نهاد آموزش در جوامع مدرن از اهمیت بالایی برخوردار است؛ لذا اولویت اول گذار ترجیحی جوانان ادامه تحصیل است و نوعی همانندیِ جنسیِ گذار ترجیحی در بین جوانان جامعه موردمطالعه وجود دارد.
بازنمایی میدان قدرت در سریال های خانگی؛ مطالعه موردی سریال آقازاده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات فرهنگی ایران سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۶۳)
121 - 150
حوزههای تخصصی:
پرسش اصلی مقاله حاضر این است که در سریال «آقازاده»، میدان قدرت چگونه بازنمایی شده است. در راستای پاسخ به این پرسش، از نظریه پیر بوردیو به مثابه چشم انداز نظری بهره گرفته شد. به لحاظ روش شناسی نیز از روش ساختارگرایی تکوینی بوردیو استفاده شد و این متن در سه سطح عادت واره، ساختار، و رابطه میدان قدرت با میدان های دیگر، با به کارگیری روش تحلیل اسنادی و فن تحلیل مضمون، بررسی شد. نتایج به دست آمده، بیانگر این است که میدان قدرت، به لحاظ ساختاری، میدانی است ناهمگون و سلسله مراتبی و محل رقابت و منازعه بین عاملان اجتماعی با عادت واره مذهبی عدالت محور و عاملان اجتماعی با عادت واره اقتصادی و دنیاگرایانه. به لحاظ ارتباط فرامیدانی، میدان قدرت به طور مستقیم و غیرمستقیم با همه میدان های اجتماعی رابطه دارد و این رابطه به گونه ای است که ساختار میدان های اجتماعی دیگر را تحت تأثیر ساختار خود قرار داده است؛ نفوذ عاملان اجتماعی منفعت طلب میدان قدرت بر میدان قانون، سیاست، عدالت و قضا، و اقتصاد، از یک سو، موجب کاهش استقلال نسبی این میدان ها و از سوی دیگر، موجب گسترش فساد در آن ها شده است. البته استقلال نسبی بیشتر میدان عدالت و قضا، موجب شده است که عاملان اجتماعی عدالت محور میدانِ قدرت، توان نظارت و بررسی بیشتری بر فعالیت عاملان اجتماعی میدان های دیگر داشته باشند و بتوانند فعالیت های غیرقانونی عاملان اجتماعی منفعت طلب میدان های اجتماعی، ازجمله میدان قدرت، را با دقت رصد و کنترل کنند و شبکه قدرت فسادآمیزی که در جامعه شکل گرفته است را شناسایی و ریشه کن کنند. این به آن معناست که باید به آینده امیدوار بود.
فراتحلیل عوامل مؤثر بر مصرف فرهنگی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم اجتماعی (فردوسی مشهد) سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲
165 - 186
حوزههای تخصصی:
مصرف فرهنگی فعالیتی اجتماعی و کرداری روزمره است و فرهنگ به واسطه همین کردارهایی که مصرف فرهنگی می نامیم تولید یا بارور می شود. مصرف فرهنگی سبک زندگی ما و شکل نیازها و تمایلاتمان را سامان می دهد و مواد لازم را برای تولید تخیلات و رؤیاهایمان فراهم می کند. علاوه بر این، نشان دهنده تفاوت ها و تمایزات اجتماعی و نمایانگر تولیدات ثانویه ما در به کارگیری ابزارهای موجود است. در سال های اخیر، با توجه به اهمیت مصرف فرهنگی در ایران، تحقیقات متعددی در این حوزه انجام شده است. با در نظر گرفتن فراوانی و تنوع تحقیقات انجام شده در زمینه مصرف فرهنگی، نیاز به انجام تحقیقات ترکیبی مثل فراتحلیل در این حوزه احساس می شود. اصلی ترین سؤال پژوهش حاضر این است که مهم ترین عوامل مؤثر بر مصرف فرهنگی در تحقیقات انجام شده در ایران کدا م اند؟ روش تحقیق پژوهش حاضر، فراتحلیل است. جامعه آماری تحقیق همه مقالات معتبر علمی هستند که در سال های 1380 تا 1400 با موضوع مصرف فرهنگی منتشر شدند. درنهایت 44 تحقیق انتخاب شده و با نرم افزار جامع فراتحلیل (CMA2) تحلیل شدند. یافته های تحقیق نشان داد که متغیرهای پایگاه اقتصادی-اجتماعی، سرمایه فرهنگی و سن در مقایسه با سایر متغیرها تاثیر زیادی بر مصرف فرهنگی در ایران دارند. نتایج اندازه اثرات نشان می دهد که رابطه پایگاه اقتصادی-اجتماعی و مصرف فرهنگی، معادل 37/0 و در حد متوسط است. رابطه سرمایه فرهنگی و مصرف فرهنگی در تحقیقات مرور شده حدود 32/0 و در حد متوسط است. نتایج اثرات ترکیبی تصادفی نشان می دهد که رابطه سن و مصرف فرهنگی معادل 26/0- و در حد کم است.
واکاوی بازنمایی سلسله مراتب اقتدار خانواده در سینمای ایران؛ مطالعه موردی فیلم های ایرانی درام و پرفروش سال های 1387 تا 1397 در سینمای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم اجتماعی (علامه طباطبایی) بهار ۱۴۰۲ شماره ۱۰۰
45 - 83
حوزههای تخصصی:
اساسی ترین مسئله در مقاله حاضر، فهم چگونگی بازنمایی سلسله مراتب اقتدار در خانواده و تغییراتی است که در آن در فیلم های ملودرام اجتماعی با مضامین خانوادگی پرفروش در بازه زمانی ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۷ است. در مطالعه حاضر مبتنی بر رویکردهای معاصر در حوزه جامعه شناسی جنسیت تلاش شده است تا ورای امر مردانه و زنانه، قدرت و فرهنگ به عنوان عناصر کلیدی در تحلیل فیلم ها برای فهم مناسبات اقتدار در خانواده ایرانی مدنظر قرار گیرد. برای تحلیل این امر در بازه زمانی مذکور در نمونه های تحقیق، از الگوی نشانه شناسی جان فیسک استفاده شده است تا بتوان ضمن توصیف نحوه توزیع اقتدار خانواده ها در این فیلم ها، با نگاهی طولی به سلسله مراتب اقتدار خانواده و تغییرات آن پرداخت. نتایج حاکی از آن است که در طی یک دهه در ابتدا شاهد حضور مردانگی هژمونیک و کمتر هژمونیک و زنانگی مؤکد در این فیلم ها هستیم. در میانه دهه حضور زنان مقاومت پیشه هم بیشتر مشاهده می شود؛ اما در اواخر این دهه یعنی سال های 1395 تا 1397 مردان هژمونیک و زنان مؤکد مهم ترین الگوی توزیع اقتدار در خانواده در این فیلم ها هستند. آنچه در این مقاله مهم است توجه به جنبه متفاوتی در مقایسه با نتایج به دست آمده از پژوهش های پیشین است.
مطالعه تطبیقی نقش هوش مصنوعی در ترویج فرهنگ عمومی و فرهنگ ایثار و شهادت
منبع:
شاهد اندیشه دوره ۴ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۷)
99 - 129
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر تلاش می کند تا با تحلیلی علمی و با رویکردی تطبیقی پس از تشریح و تبیین مفهوم راستین ایثار و شهادت و واکاوی ابعاد مختلف آن، به بررسی نقش هوش مصنوعی در ترویج فرهنگ عمومی و مطابقت آن با نقش هوش مصنوعی در ترویج فرهنگ ایثار و شهادت در دوران پسا اینترنت بپردازد. روش تحقیق از نوع تطبیقی است. این تحقیق ازنظر رویکرد و ماهیت، در رده تحقیقات بنیادی به حساب می آید. ازنظر ابزار گردآوری اطلاعات، از روش های بررسی اسناد و مدارک (جستجو در کتابخانه ها، آرشیو، اینترنت و ...)، مشاهده و مصاحبه با خبرگان استفاده گردیده است. دستاورد و نتیجه این تحقیق عبارت است از به دست آوردن ۱۲ مؤلفه از مفهوم هوش مصنوعی که در ترویج فرهنگ عمومی و ترویج فرهنگ ایثار و شهادت مؤثرند. مؤلفه ها عبارت اند از هوش مصنوعی و تحلیل داده ها، تجربه های واقعیت مجازی و واقعیت افزوده، همکاری با ربات ها و ایجاد واسط های هوشمند، استفاده از پلتفرم های چندرسانه ای، ترویج آموزش آنلاین، ایجاد پلتفرم های آموزشی آنلاین، ترویج همکاری و تبادل فرهنگی، همکاری با هوش مصنوعی در تولید محتوا، ارتباط مستقیم با استفاده کنندگان، همکاری با هنرمندان، خالقان محتوا و حفظ و حراست از تنوع فرهنگی و اپلیکیشن های موبایل. بیشترین اثرگذاری در ترویج فرهنگ عمومی و همچنین ترویج فرهنگ ایثار و شهادت متعلق به مؤلفه های «پلتفرم های چندرسانه ای» و «اپلیکیشین های موبایل» است.
تبیین دلالت های «انطباق مراتب سلوک معنوی انسان بر مراتب معنوی قرآن و معصومین (علیهم السلام)» در حوزه سبک زندگی معنوی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهشنامه سبک زندگی سال ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱۶
55 - 70
حوزههای تخصصی:
بی شک انسان موجودی کمال گرا و محتاج به اعطای کمال از کامل مطلق است و مهم ترین کارکرد دین، هدایت انسان به سوی کمال واقعی اوست. رسیدن به این جایگاه مستلزم داشتن سبک زندگی باطنی و معنوی از خود دین و از مبدأ (استعداد انسان) تا مقصد (قرب هر چه بیشتر الهی) است. این پژوهش درتلاش است با تحلیل مراتب معنوی قرآن و امام معصوم، این مراتب را به مثابه مبانی سبک زندگی معنوی قرآنی معرفی کند. بدین منظور آیات و روایات مرتبط گزینش شد و با روش توصیفی تحلیلی مورد بررسی قرار گرفت. درنهایت مسیر و مراتب سبک زندگی معنوی انسان، منطبق بر مراتب معنوی قرآن و امام معصوم تبیین گردید. از یافته های پژوهش اینکه قرآن و مقام امامت، دارای مراتب بی شمار معنوی در مراتب هستی اند که از اسم اعظم و اسماء حسنای الهی و عرش و کرسی گرفته تا مراتب عوالم برزخ و قیامت و مقام محمود و حوض کوثر، مراتب بهشت برای هدایت و ایصال به مطلوب قرار داده شده اند. انسان نیز موظف به چنگ زدن به این ریسمان های آویخته و متصل الهی است (که البته در باطن یکی اند) تا در مراتب آن سیر داده و صعود کند.
سوشیال تئوری انتقادی در مکتب اصالت فطرت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۴۹)
71 - 95
حوزههای تخصصی:
منظور از «مکتب اصالت فطرت» بهره گیری از رویکردهای فلسفی و دینی رایج نیست؛ بلکه مقصود، طرح ایده هایی است که اگرچه در یک جغرافیای معین شکل گرفته اند، ولی می توانند در مستوای جهانشمول مورد استفاده قرار بگیرند. به دلیل امکان وجود روایت های مختلف از مدرنیته؛ می توان با بازخوانی و بازسازی سنت تاریخی و تمدنی خود، وضعیت خود را بنحو غیریوروسنتریکی صورتبندی کرد و آن را مبنای ترسیم دورنمای آینده قرار داد. لذا، نیازمند بهره گیری از ایده ها و مفاهیمی هستیم که در زیست جهان اسلامی یا در ارتباط با آن شکل گرفته باشند. در این مقاله به مفاهیم و ایده های کلیدی برخی از اندیشمندان از جمله علامه طباطبایی (مفهوم ادراکات اعتباری)، علامه جعفری(مفهوم فرهنگ مشترک بشری)، سیدمحمدباقر صدر (مفهوم منطقهالفراغ)، علی شریعتی (مفهوم جامعه ی عوضی)، امام موسی صدر(مفهوم ادیان در خدمت انسان)، سیدحسین العطاس (مفهوم ذهن مُنقاد)، مالکوم ایکس (مفاهیم House Negro و Field Negro)، رضا داوری اردکانی (مفهوم عقل گلخانه ای) پرداخته می شود.
تحلیل جامعه شناختی سیاست گذاری های فرهنگی و هنری گفتمان اصلاحات با تأکید بر تولیدات سینمایی (با مطالعه موردی فیلم متولد ماه مهر ساخته احمدرضا درویش)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله سعی بر این بوده با مطالعه جامعه شناختی سیاست گذاری های فرهنگی هنری گفتمان اصلاحات و تأثیر آن در تولیدات سینمایی و با استفاده از روش تحلیل گفتمان انتقادی،آثار تولید شده سینمایی مورد بررسی قرار گیرد. در نظام فکری مقاله از سه جز تحلیل گفتمان"لاکله و موفه"،تحلیل گفتمان انتقادی"فرکلاف"و نظریه گفتمان"میشل فوکو" استفاده و در روش تحقیق از تحلیل گفتمان بر اساس تلفیق دو رویکرد"لاکله و موفه"،"فرکلاف و وان دایک"و با مطالعه تولیدات سینمایی گفتمان اصلاحات بهره گرفته شده است. در همین راستا فیلم"متولد ماه مهر"با توجه به ارایه دو قاب متفاوت از دوره گفتمان قبل و بعد به عنوان نمونه تحلیل انتخاب شد.در ادامه با جمع بندی سیاستگذاری های فرهنگی هنری گفتمان مسلط می توان به این نتیجه رسید که با تغییر تدریجی و نه بنیادی در دلالت دال مرکزی،تأثیر قابل توجه ای در حوزه فرهنگ و هنر ایجاد شد،این روند به قدری از سوی مخاطبان هنر مثبت ارزیابی شدکه تولیدات سینمایی در گفتمان های بعدی نیز تا حد زیادی تحت تأثیر آن قرار گرفتند.
مطالعه پدیدارشناسی عوامل مؤثر بر تولید محتوای محیطزیستی در بین کنشگران حوزه محیط زیست در فضای مجازی (مورد مطالعه: شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ارتباطی سال ۳۰ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۱۱۳)
125 - 151
حوزههای تخصصی:
باتوجه به کمبود پژوهش های کیفی در زمینه تولید محتوای محیط زیستی، مطالعه حاضر به منظور بررسی عوامل مؤثر بر تولید محتوای محیط زیستی در بین کنشگران حوزه محیط زیست در شبکه های مجازی در شهر تبریز انجام شده است. این پژوهش با تکیه بر رویکرد پدیدارشناسی به دنبال تحلیل تجارب زیسته فعالان محیط زیستی است که در شبکه های اجتماعی مجازی به تولید محتوا در این زمینه می پردازند. داده های به دست آمده از مصاحبه نیمه ساختاریافته با 13 شرکت کننده به روش 7 مرحله ای کلایزی مورد تحلیل قرار گرفت و نتایج حاصل از مصاحبه ها، به استخراج 7 مقوله اصلی منجر شد که عبارت اند از: دغدغه مندی محیط زیستی، آموزش محیط زیستی، نهادینه شدن ارزش های محیط زیستی، دانش محیط زیستی، سبک زندگی محیط زیستی، استفاده از شبکه های مجازی در تولید محتوای محیط زیستی و اثرات بازگشتی مداخله انسان در محیط زیست. طبق نتایج، دریافت آموزش و مشاهده اثرات بازگشتی مداخله انسان در طبیعت، به کسب دانش محیط زیستی از سوی افراد می انجامد و زمانی که آنان از دانش محیط زیستی برخوردار می شوند، می توانند با درک ضرورت کسب دانش، آن را نیز با کمک نهادهای اجتماعی در وجود خود نهادینه کنند. نهادینه شدن ارزش های محیط زیستی در افراد سبب دغدغه مندی هایی می شود که در سبک زندگی آنان نمود پیدا می کند. درواقع فردی که با برخورداری از دانش و نهادینه کردن ارزش های محیط زیستی در قبال محیط زیست احساس مسئولیت می کند، به دنبال انتقال دانش و ارزش های خود به دیگران است. چنین افرادی علاوه بر فعالیت در فضای واقعی زندگی، با فعالیت و تولید محتوای محیط زیستی در فضای مجازی، به انتقال دانش محیط زیستی خود می پردازند.
تحلیل گفتمانی زمینه های نارضایتی و رفتارهای اعتراضی دو دهه اخیر (با تأکید بر روش تحلیل گفتمان لاکلو و موف)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی نهادهای اجتماعی دوره ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲۱
235 - 277
حوزههای تخصصی:
اهداف: پژوهش حاضر با هدف تبیین جامعه شناختی زمینه های نارضایتی و رفتارهای اعتراضی دو دهه اخیر (1380- تابستان 1400) در ایران با تأکید بر اعتراضات در استان خوزستان صورت گرفت. روش مطالعه: پژوهش برای دستیابی به هدف فوق از روش تحلیل گفتمان بهره برده است. مشارکت کنندگان پژوهش 34 نفر از افراد مطلع، معتمدین محلی و افراد دارای قدرت تحلیل مسائل اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، مدیران و کارشناسان سازمان های مختلف در حوزه فضای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و امنیتی، اساتید دانشگاه و کارشناسان متخصص و آشنا به موضوع و متون موجود در زمینه وضعیت نارضایتی و اعتراضات موجود در دو دهه اخیر می باشد. این مشارکت کنندگان با استفاده از نمونه گیری نظری در فرآیند جمع آوری و تجزیه و تحلیل داده ها انتخاب شده اند. داده ها با استفاده از روش مصاحبه عمیق جمع آوری و به کمک روش تحلیل گفتمان لاکلو و موف از طریق مراحل سه گانه (ترسیم فضای گفتمانی، غیریت سازی و مفصل بندی) تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: تحلیل گفتمان متون بازگوکننده آن بود که دال شناور اعتراضات و نا آرامی های در خوزستان با برجسته سازی «انباشت مطالبات مردم» به عنوان دال اصلی، رویکرد گفتمان اعتراضات و نا آرامی های در دو دهه اخیر در خوزستان را برای ما آشکار می نماید. چنین برجسته سازی ای، معرّف وقته ها یا مدلول هایی خاص خود می باشد؛ بطوریکه «نابرابری منطقه ای» «بحران آبی و خشکسالی» «معضلات زیست محیطی» «عدم حکمرانی خوب شهری» «احساس ناکامی و ناامیدی» «طایفه گرایی» «کنشگری بازیگران مختلف» «معیشت محوری» «احساس محرومیت نسبی» به عنوان وقته ها و دال های اصلی مفصل بندی گفتمان نارضایتی در دو دهه اخیر در خوزستان را سامان می دهند. نتیجه گیری: تحلیل گفتمان به روش لاکلاو و موف در خصوص نارضایتی ها در دو دهه اخیر در خوزستان، مبیّن آن است که مشکلات به جامانده از انبوه مسائل حل نشده استان خوزستان، کار را به نقطه جوش رسانده است و در این میان، ترکیبی از احساسات و ادراکات مردم خوزستان نیز بر رفتار و کنش سیاسی آنان تأثیر گذار بوده و در نهایت، بروز رفتار اعتراضی و پدیده ناآرامی را شکل داده است. بر اساس نتایج، مفصل بندی گفتمان حاکم بر رفتارهای اعتراضی و نارضایتی های اجتماعی در دو دهه اخیر ترسیم گردیده است.
تحلیل نشانه شناختیِ گفتمانی سینمای سورئالیستی ایران؛ مورد مطالعه: فیلم های هامون و خانه ای روی آب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره ۵ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲
1 - 18
حوزههای تخصصی:
سینما امروزه به مثابه اندیشه و کنشی اجتماعی در بستر تحولات جامعه مطالعه می شود. از جمله مکاتب فکری که با آغاز موج نوی سینما شکل گرفت و تاثیر بسزایی در سینمای ایران داشت جریان سورئالیسم است. این پژوهش با تحلیل نشانه شناختی گفتمانی دو فیلم هامون (داریوش مهرجویی) و خانه ای روی آب (بهمن فرمان آرا) سعی در کندوکاو و مداقه در جریان سورءالیسم و ارتباط آن با بسترهای اجتماعی جامعه ایران دارد. طبق روش نشانه شناختی گفتمانی، این آثار دارای شاخصه های سینمای سورئالیستی شامل عناصر ذیل است: رئالیسم سیاه، سیالیت دال های مرکزی، شگفتی، آشفتگی و ابهام، ناامیدی و عدم تصور آینده برای نسل های جامعه، نقد افراطی مذهب و قشر متدین جامعه. همچنین جبرگرایی مکانیکی، آزادی، زوال نسل ها، تلفیق سوژه و ابژه و بی تعهدی و خودخواهی و سرگردانی از جمله دال های پیرامونی جریان سورئالیستی سینمای ایران است که در این فیلم ها بازنمایی شده است. این اصول در نظام نشانه شناختی شش گانه تصویری، حرکتی، گفتاری، نوشتاری، آوایی و موسیقایی در تحلیل متن آثار و بررسی زمینه زمانی و مکانی و بینامتنیت نیز تبیین شده است.
خوانش نشانه شناسانه فیلم های «آشوب» و «داستان توکیو» با تأکید بر ابعاد معماری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه های دیداری و شنیداری دوره ۱۷ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۴۶
58 - 31
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، تحلیل نشانه شناختی مکان و فضای معماری فیلم های آشوب (1985) ساخته اکیرا کورساوا و داستان توکیو (1953) ساخته یاسیجیرو اوزو است. روش پژوهش، کیفی و از نوع تحلیل محتوای ساختارگراست و راهبرد اصلی آن، شیوه تفسیری با تحلیل نشانه شناختی بصری است. روش گردآوری داده ها، کتابخانه ای و آرشیوی و با استفاده از ابزار تحلیل کتاب، فیلم و عکس است. نوع یافته ها نیز توصیفی- تحلیلی است. نتایج این پژوهش در هر حوزه معماری (در درک مفاهیم مرتبط با معماری سنتی) همچنین در حوزه سینما (به لحاظ کمک به فیلم سازان برای نمایش انواع فضاها با توجه به اهداف القای انواع معانی) کاربرد دارد. نشانه شناسی، روش و ابزاری است که در سه سطح برای درک فیلم مطرح می شود: 1-معنایی که از عناصر فضا، نظم و ساختار حاکم بین آنها قابل دریافت است؛ 2- معنایی که از ارزش های زمینه ای بستر طراحی صحنه نشأت می گیرد؛ 3- معنایی که از ایدئولوژی حاکم بر تفکر سازنده فیلم در قالب معماری برمی خیزد. معنای اول، از عناصر کالبدی محیط، قابل استخراج است و جنبه عینی پررنگ تری دارد. معانی مراحل بعد را می توان معانی ضمنی خواند که در حقیقتِ رموز و اسرار معماری، قابل بررسی هستند. در فیلم های «آشوب» و «داستان توکیو»، برای پیوند بین عناصر و فضای کالبدی، فرهنگی، اجتماعی، تاریخی، طبیعی و مذهبی، از آرایه های فضایی کالبدی استفاده می شود. به این ترتیب، فهم فرایند معنابخشی در فیلم و تحلیل آن، با کمک علم نشانه شناسی امکان پذیر است.
مبانی اندیشه و کنش سیاسی یوسف القرضاوی در آینه تحولات سوریه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه های اجتماعی متفکران مسلمان سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
144 - 157
حوزههای تخصصی:
با عنایت به نقش محوری شیخ یوسف القرضاوی در تحولات پساانقلاب های عربی در سال 2011 و نیز جایگاه محوری وی در میان طرفداران اخوان المسلمین از یک سو، و نیز نحوه مواجهه وی با حکومت سوریه در این دوره زمانی، در این پژوهش برآنیم تا با استفاده از روش پژوهش مقایسه ای در مقام تحلیل و مطالعات اسنادی و کتابخانه ای در مقام جمع آوری اطلاعات، به این پرسش پاسخ دهیم که چه نسبتی میان اندیشه اسلام سیاسی میانه رو که وی نماینده اصلی آن دانسته می شود با نوع کنش سیاسی او در قبال بحران سوریه وجود دارد؟ یافته این پژوهش حکایت از آن دارد که علی رغم مشی اعتدالی وی در دوره پیش از تحولات مذکور، نوع کنش سیاسی وی در قبال بحران سوریه از منظر مبانی معرفت شناختی، هستی شناختی، انسان شناختی و روش شناختی حاکم بر گفتمان اسلام گرایانه وی در تضاد قرار دارد و می توان چنین اذعان کرد که وی از چارچوبه های اصلی گفتمان اسلام سیاسی خود عدول کرده است.