مسلم نراقی منش

مسلم نراقی منش

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۵ مورد از کل ۵ مورد.
۱.

اولویت های ارزشی دانش آموزان و تعیین کننده های اجتماعی-فرهنگی آن در مدارس متوسطه دوم شهر شیراز

کلیدواژه‌ها: اولویت های ارزشی دانش آموزان تفاوت های جنسیتی نظام آموزشی عوامل خانوادگی استفاده از رسانه ها

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۳
هدف ارزش ها به عنوان یکی از بنیادی ترین ابعاد شخصیت اجتماعی نوجوانان، نقش تعیین کننده ای در شکل دهی به نگرش ها، کنش ها و انتخاب های فردی و اجتماعی آنان ایفا می کنند. دوره نوجوانی، به ویژه در مقطع متوسطه دوم، مرحله ای حساس در فرایند جامعه پذیری ارزشی به شمار می آید؛ مرحله ای که در آن نوجوانان در تعامل با نهادهای مختلف اجتماعی همچون خانواده، مدرسه و رسانه ها، نظام ارزشی خود را بازتعریف می کنند. در جوامع در حال گذار، از جمله جامعه ایران، هم زمانی عناصر سنتی با الگوهای نوین فرهنگی و سبک های زندگی جهانی، موجب تنوع و گاه تعارض در اولویت های ارزشی نسل جوان شده است. از این رو، شناخت الگوهای ارزشی دانش آموزان و عوامل اجتماعی–فرهنگی مؤثر بر آن ها، می تواند تصویری روشن از جهت گیری های فرهنگی جامعه و پیامدهای آن برای سیاست گذاری آموزشی و توسعه اجتماعی ارائه دهد. هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی اولویت های ارزشی دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر شیراز و تبیین تعیین کننده های اجتماعی–فرهنگی آن بود. این پژوهش به طور خاص به بررسی نقش جنسیت، نظام آموزشی، پایگاه اجتماعی–اقتصادی خانواده و میزان استفاده از رسانه ها در شکل گیری اولویت های ارزشی دانش آموزان پرداخت. تمرکز بر شهر شیراز، به عنوان یکی از مراکز مهم فرهنگی و آموزشی کشور، امکان تحلیل دقیق تر پیوند میان ساختارهای اجتماعی، نهاد آموزش و تحولات ارزشی نوجوانان را فراهم می سازد. روش پژوهش حاضر از نوع کمی و با استفاده از روش پیمایش انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه دوم مدارس دولتی و غیردولتی شهر شیراز در سال تحصیلی ۱۴۰۴–۱۴۰۳ بوده است. به منظور انتخاب نمونه، از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای استفاده شد؛ بدین صورت که ابتدا مدارس به عنوان خوشه های اصلی انتخاب و سپس دانش آموزان به طور تصادفی از میان آن ها گزینش شدند. با مراجعه به جدول مورگان، حجم نمونه ۴۰۰ نفر تعیین شد که از نظر آماری برای تعمیم نتایج به جامعه آماری کفایت دارد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه ساخت یافته بود که شامل دو بخش اصلی می شد: بخش نخست به اطلاعات زمینه ای و متغیرهای اجتماعی–فرهنگی شامل جنسیت، نوع نظام آموزشی، پایگاه اجتماعی–اقتصادی خانواده و میزان استفاده از رسانه ها اختصاص داشت؛ بخش دوم به سنجش اولویت های ارزشی دانش آموزان بر اساس الگوی شش بعدی ارزش های آلپورت (نظری، اقتصادی، اجتماعی، زیبایی شناختی، سیاسی و دینی) می پرداخت. گویه ها بر اساس طیف لیکرت تنظیم شدند. روایی محتوایی ابزار با نظر خبرگان حوزه جامعه شناسی و آموزش تأیید شد و پایایی پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ مورد سنجش قرار گرفت. نتایج نشان داد که مقدار آلفای کرونباخ برای تمامی سازه های پژوهش بالاتر از 7/0است که بیانگر پایایی قابل قبول ابزار پژوهش است. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 24 تحلیل شدند و از آمار توصیفی، آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندمتغیره برای آزمون فرضیه ها استفاده شد. یافته ها یافته های توصیفی پژوهش نشان داد که میانگین واقعی تمامی ابعاد ارزش ها بالاتر از میانگین نظری طیف قرار دارد که بیانگر برخورداری دانش آموزان از سطح نسبتاً بالایی از گرایش های ارزشی است. در میان ابعاد مختلف ارزش ها، ارزش های زیبایی شناختی و اقتصادی بالاترین میانگین را به خود اختصاص دادند؛ در حالی که ارزش های دینی و سیاسی پایین ترین میانگین را داشتند. این الگو نشان دهنده گرایش بیشتر دانش آموزان به ارزش های مرتبط با سبک زندگی، لذت های فردی و موفقیت مادی و در مقابل، کاهش اهمیت ارزش های نهادی و رسمی است. نتایج آزمون های همبستگی نشان داد که میان جنسیت و اولویت های ارزشی کلی دانش آموزان رابطه معنی داری وجود دارد. همچنین، تفاوت های جنسیتی با ابعاد اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و دینی ارزش ها رابطه معنی دار نشان داد. نظام آموزشی نیز با اولویت های ارزشی کلی و اغلب ابعاد ارزشی رابطه مثبت و معنی داری داشت که بیانگر نقش مهم مدرسه در فرایند جامعه پذیری ارزشی دانش آموزان است. میزان استفاده از رسانه ها با اولویت های ارزشی کلی رابطه معنی داری نداشت، اما با ارزش های دینی رابطه مثبت و معنی دار نشان داد. پایگاه اجتماعی–اقتصادی خانواده تنها با ارزش های اجتماعی و سیاسی رابطه معنی دار داشت و با سایر ابعاد ارزش ها رابطه معنی داری مشاهده نشد. نتایج تحلیل رگرسیون چندمتغیره نشان داد که با کنترل سایر متغیرها، جنسیت و نظام آموزشی بیشترین سهم را در تبیین تغییرات اولویت های ارزشی دانش آموزان دارند، در حالی که نقش پایگاه اجتماعی–اقتصادی خانواده و استفاده از رسانه ها محدودتر و گزینشی تر است. نتیجه نتایج پژوهش نشان می دهد که نظام ارزشی دانش آموزان مقطع متوسطه دوم
۲.

تبیین جامعه شناختی تأثیر فضای مجازی بر بی تفاوتی اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فضای مجازی اینترنت شبکه های اجتماعی بی تفاوتی اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۹ تعداد دانلود : ۲۱۳
گسترش استفاده از شبکه های مجازی، بر ابعاد مختلف زندگی انسان ها تأثیرات مختلفی داشته است. یکی از مهم ترین عرصه هایی که لازم است اثرات این فضا بر آن بررسی شود، حوزه روابط اجتماعی انسان هاست. هدف از انجام این تحقیق، تبیین جامعه شناختی تأثیر فضای مجازی بر بی تفاوتی اجتماعی است. این تحقیق با روش کمی و به شیوه پیمایشی انجام شده است. در این تحقیق، 375 نفر دانشجو از بین 5385 نفر دانشجوی دانشگاه یاسوج به عنوان نمونه آماری بررسی شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه بوده است که با توجه به محدودیت های ناشی از بیماری کووید 19 به صورت آنلاین جمع آوری شدند. یافته ها نشان دادند میانگین بی تفاوتی دانشجویان به میزان (103.95) پایین تر از سطح میانگین طیف به میزان (111) است و در سطح جامعه آماری دانشجویان در سطحی بالاتر از متوسط، نسبت به شرایط جامعه حساس هستند. همچنین علیرغم اینکه بیشتر از سطح متوسط طیف از شبکه های اجتماعی استفاده می کنند ولی استفاده فعال آنها از این شبکه ها نهایتا در سطح متوسط هست. هرچند به طور کلی بین میزان زمان استفاده از شبکه های مجازی با میزان بی تفاوتی رابطه مثبتی وجود دارد ولی بیشترین میزان بی تفاوتی ناشی از استفاده از شبکه های مجازی با هداف سرگرمی است. مقایسه ها نشان دادند میزان بی تفاوتی اجتماعی در بین مردان و شاغلین کمتر از زنان و دانشجویان بیکار است. همچنین میزان بی تفاوتی اجتماعی بین دانشجویان کارشناسی با مقاطع بالاتر و نیز دانشجویان علوم انسانی با سایر رشته های دانشگاهی معنادار هست. برآورد رگرسیونی متغیرهای تحقیق نشان داد حدود 17.5 درصد از تغییرات بی تفاوتی اجتماعی ناشی از استفاده از شبکه های اجتماعی است. در مجموع، یافته های این تحقیق نشان داد حضور در شبکه های مجازی و استفاده از آنها هرچند می تواند به تغییر در بعد شناختی و عاطفی افراد منجر شود ولی در عرصه کنش منجر به تغییرات چندانی نمی شود و این خطر را به همراه دارد که در فضای عمل، بین زندگی واقعی و مجازی افراد شکاف ایجاد شود. 
۳.

تبیین جامعه شناختی رابطه هوش فرهنگی و مدارای اجتماعی بین قوم بلوچ(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هوش فرهنگی مدارا مدارای اجتماعی قوم بلوچ بلوچستان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۲ تعداد دانلود : ۲۱۱
پژوهش حاضر، رابطه میان هوش فرهنگی و مدارای اجتماعی را بررسی کرده است. این تحقیق به روش کمی و به شیوه پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش، تمام شهروندان بالای 15 سال قوم بلوچ در استان سیستان و بلوچستان اند که به شیوه نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای، 400 نفر از آنان انتخاب و پرسش نامه بین آنان توزیع شد. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه استاندارد هوش فرهنگی ارلی و انگ[1] (2003) و برای مدارای اجتماعی، از پرسش نامه ای استفاده شد که قبلاً در تحقیقات بهشتی و رستگار (1391) و بهشتی و همکاران (1398) از آن استفاده شده بود. برای تحلیل داده های تحقیق از نرم افزار SPSS و نیز مدل سازی معادلات ساختاری واریانس محور با نرم افزار Smart PLS استفاده شده است. یافته های این تحقیق نشان داد سطح هوش فرهنگی جامعه آماری بالاتر از سطح متوسط، ولی مدارای اجتماعی پایین تر از سطح متوسط است. میزان مدارای اجتماعی و هوش فرهنگی بین زنان و مردان تفاوتی ندارد. هوش فرهنگی اثری استاندارد به شدت 0.509بر مدارای اجتماعی دارد و حدوداً 26درصد از واریانس متغیر مدارای اجتماعی را تبیین می کند. در واقع کسانی که بیشتر امکان انطباق با دیگر فرهنگ ها را دارند و مایل به پذیرفتن دیگران با ویژگی های متفاوت اند، بهتر با دیگران سازگاری دارند و در تعاملات خود جانب مدارا را رعایت می کنند.   [1] Earley and Ang
۴.

عوامل فرهنگی-روان شناختی مرتبط با نگرش نسبت به گذارهای اجتماعی (مورد مطالعه دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر یاسوج)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عوامل فرهنگی عوامل روان شناختی نگرش گذار گذارهای اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۱ تعداد دانلود : ۲۹۵
هدف از انجام تحقیق عوامل فرهنگی - روان شناختی مرتبط با نگرش نسبت به گذارهای اجتماعی است. جامعه آماری دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر یاسوج در سال تحصیلی 1400-1399 می باشد که تعداد آن ها برابر با 8529 نفر است 368 نفر از آنان طبق فرمول کوکران به عنوان نمونه انتخاب شدند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های ضریب هم بستگی پیرسون، آزمون تی دو نمونه مستقل و رگرسیون گام به گام استفاده شد. در این تحقیق متغیرهای جنسیت، فشار هنجاری، سرمایه فرهنگی خانواده و خودباوری به عنوان متغیرهای مستقل و متغیر وابسته شامل گذارهای اجتماعی (ورود به بازار کار، تحصیلی و ازدواج) بوده است. یافته های تحقیق نشان داد که متغیر جنسیت بر هیچ یک از گذارها تأثیرگزار نبود. متغیر فشارهنجاری بر گذار اجتماعی ازدواج و گذار ورود به بازارکار تأثیرگذار بود و بر گذار اجتماعی تحصیلی تأثیری نداشت. متغیر سرمایه فرهنگی خانواده بر هر سه گذار اجتماعی مؤثر بود. متغیر خودباوری بر گذار اجتماعی ازدواج و گذار تحصیلی تأثیر داشت و بر گذار اجتماعی ورود به بازارکار تأثیرگذار نبود. هم چنین براساس مقدار رگرسیون گام به گام، فشارهنجاری با بتای (415/.) بر گذار اجتماعی ازدواج مهم تر از متغیر سرمایه فرهنگی خانواده با بتای (181/-) بود. در گذار اجتماعی ادامه تحصیل متغیر خودباوری توانست 064/. از تغییرات این گذار را تبیین کند، که با مقدار بتای 252/. در معادله رگرسیونی باقی مانده است؛ و نهایتاً درخصوص گذار اجتماعی ورود به بازار کار، براساس ضریب بتا تأثیر فشار هنجاری با بتای (289/.) مهم تر از متغیر سرمایه فرهنگی با بتای(107/.-) بود. درنهایت، براساس نتایج تحقیق می توان گفت، با توجه به تغییرات ارزشی که تحت تأثیر مدرنیزاسیون به وجود آمده است ارزش های حاکم بر جوامع سنتی با ارزش های حاکم بر جوامع جدید متفاوت می باشد؛ برهمین اساس نهاد آموزش در جوامع مدرن از اهمیت بالایی برخوردار است؛ لذا اولویت اول گذار ترجیحی جوانان ادامه تحصیل است و نوعی همانندیِ جنسیِ گذار ترجیحی در بین جوانان جامعه موردمطالعه وجود دارد. 
۵.

بررسی رابطه عوامل خانوادگی با نگرش نسبت به نوع گذارهای اجتماعی (مورد مطالعه دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر یاسوج)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عوامل خانوادگی نگرش گذارهای اجتماعی دانش آموزان

تعداد بازدید : ۲۶۲ تعداد دانلود : ۲۶۱
اهداف: با توجه به محدودیت تحقیق در این حوزه، هدف پژوهش حاضر بررسی فاکتورهای مرتبط با نهاد خانواده بر نگرش دانش آموزان نسبت به ترجیح گذارهای اجتماعی مهم ازدواج، ادامه تحصیل و ورود به بازار کار بوده است. روش مطالعه: در این تحقیق از روش شناسی کمی و شیوه توصیفی از نوع پیمایشی استفاده شد. جامعه آماری دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر یاسوج در سال تحصیلی 1399-1400 با تعداد 8529 نفر بوده که 374 نفر از آنان بر اساس فرمول کوکران به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته حاوی گویه هایی با طیف لیکرت بود. یافته ها: بر اساس نتایج تحقیق، دختران و پسران تفاوت ترجیحی معنی داری در انتخاب گذارهای سه گانه تحصیلی، شغلی و ازدواج نداشتند و اولین گذار ترجیحی هردو جنس ادامه تحصیل بوده است. تأثیر متغیرهای استقلال در تصمیم گیری فردی و نوع جامعه-پذیری در خانواده (جامعه پذیری تحصیلی، ازدواج و کار) بر گذارهای اجتماعی شغلی، ازدواج و ادامه تحصیل معنی دار بود. تأثیر متغیر شغل والدین بر هیچ یک از گذارهای اجتماعی معنی دار نبود. همچنین ضریب تبیین گذار ازدواج (55/.)، گذار تحصیل (10/.) و گذار ورود با بازار کار (13/.) بوده است. نتیجه گیری: درنهایت، بر اساس نتایج تحقیق می توان گفت، تحت تأثیر مدرنیزاسیون و اهمیت نهاد آموزش، اولویت اول گذار ترجیحی نوجوانان ادامه تحصیل است و نوعی همانندیِ جنسیِ گذار ترجیحی در بین جوانان جامعه موردمطالعه وجود دارد و همچنین نهاد خانواده بر نحوه انتخاب فرزندان مؤثر است اما در بعضی موارد بین تصمیمات فردی و تصمیمات خانواده اختلافات اندکی وجود دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان