فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۶۸۱ تا ۱٬۷۰۰ مورد از کل ۱۹٬۵۸۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه ابعاد فرهنگی هافستد، باورهای معرفت شناختی و راهبردهای فراشناختی دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان با روش مدل معادلات ساختاری انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجو معلمان کارشناسی دانشگاه فرهنگیان تهران (پردیس شهید مفتح شهر ری و مرکز آموزش عالی عترت واوان اسلامشهر) بوده که حدوداً 1040 نفر بودند و 361 نفر از آنان در پژوهش شرکت کردند. نتایج معادلات ساختاری نشان داد که مردانگی/زنانگی، جمع گرایی/فردگرایی، فاصله قدرت و جهت گیری بلندمدت تأثیر مستقیم معنی داری بر ساختار دانش دارند، جمع گرایی/فردگرایی، فاصله قدرت، ابهام گریزی و جهت گیری بلندمدت تأثیر مستقیم معنی داری بر سرعت اکتساب دانش دارند. فاصله قدرت تأثیر مستقیم معنی داری بر ثبات دانش و منبع دانش دارد. همچنین جمع گرایی/فردگرایی، فاصله قدرت و جهت گیری بلندمدت تأثیر مستقیم معنی داری بر کنترل اکتساب دانش دارند. تأثیر مستقیم ساختار دانش و منبع دانش بر راهبردهای فراشناختی مثبت و معنی دار است اما تأثیر مستقیم سرعت اکتساب دانش و کنترل اکتساب دانش بر راهبردهای فراشناختی منفی و معنی دار است. در مجموع می توان نتیجه گرفت که یافته ها اهمیت ارزش های فرهنگی در باورهای معرفت شناختی و در نتیجه راهبردهای فراشناختی دانشجویان را مورد تأیید قرار می دهد.
تبیین ویژگی های مدرسه انقلابی مبتنی بر اندیشه های مقام معظم رهبری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در تربیت معلمان سال ۹ ویژه نامه ۱۴۰۳
67 - 90
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: هدف پژوهش حاضر، تبیین ویژگی های مدرسه انقلابی، مبتنی بر بیانات آیت الله خامنه ای است. روش ها : روش پژوهش تحلیل محتوای کیفی همه بیانات آیت الله خامنه ای راجع به بایسته های یک مدرسه انقلابی از زمان شروع رهبری ایشان تا سال 1402 است. یافته ها: نتایج کدگذاری سه مرحله ای باز، محوری و انتخابی، به استخراج 267 مفهوم، 29 مؤلفه و 9 بعد منجر شد. ویژگی های مدرسه انقلابی در ابعاد رسالت مدرسه شامل دو مؤلفه اهداف تربیتی و اهداف آموزشی؛ برنامه های آموزشی با پنج مؤلفه قلمرو دینی و اخلاقی، قلمرو علمی، قلمرو سیاسی و ملی، قلمرو اجتماعی و قلمرو اقتصادی؛ مربی با چهار مؤلفه ویژگی فردی، توجه به برنامه های دینی، سیاسی و ملی، توجه به برنامه های جذاب و کیفی کردن فعالیت پرورشی؛ مدیر با دو مؤلفه فرهنگی – تربیتی و آموزشی؛ معلم با سه مؤلفه شایستگی های اخلاقی، شایستگی های علمی و شایستگی های حرفه ای؛ دانش آموز با چهار مؤلفه خصوصیات اعتقادی، خصوصیات اجتماعی – سیاسی، خصوصیات اخلاقی و خصوصیات فکری؛ محتوای کتاب با پنج مؤلفه آموزه های دینی و ملی، فرهنگی، دقت و صحّت علمی، اصول انتخاب محتوا و شیوه نگارش؛ فضای مدرسه با چهار مؤلفه جو علمی- فرهنگی، جو روانی- امنیتی جو سیاسی و جو فیزیکی و سیاست های اصلاحی در دو بُعد ایجابی و سلبی مشخص گردید. نتیجه گیری: براساس یافته های پژوهش ویژگی های مطرح شده در مورد مدرسه انقلابی به تمام عرصه های آموزش وپرورش و برنامه های تربیتی - آموزشی نظر دارد و برای پیشرفت و اصلاح مدرسه، توجه به تمام ویژگی ها از جانب رهبران و برنامه ریزان ضرورت دارد.
شناسایی و ارائه الگوی موانع و الزامات توسعه فن بازار در دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
1 - 24
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: در راستای انتظارات از دانشگاه ها در زمینه تولید، تجاری سازی و انتقال محصولات فناورانه به بازار، هدف این پژوهش شناسایی و تحلیل الزامات و موانع توسعه فن بازار در دانشگاه فرهنگیان و ارائه مدل مناسب بود.روش شناسی پژوهش: نوع پژوهش کاربردی و روش آن ترکیبی-اکتشافی بود. در بخش کیفی به روش نمونه گیری هدفمند، 15 نفر از خبرگان(مدیران پارک های علم و فناوری، مراکز رشد، نوآوری و کارآفرینی و شرکت های دانش بنیان و مدیران و استادان دانشگاه فرهنگیان) و در بخش کمی به روش نمونه گیری خوشه ای، 378 نفر از مدیران، اساتید و دانشجویان استان های تهران، خراسان رضوی، زنجان، اصفهان و خوزستان انتخاب شدند. ابزار پژوهشی بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختاریافته و کمی پرسشنامه محقق ساخته بود. یافته های کیفی با روش تحلیل محتوا و کدگذاری با نرم افزار MAXQDA10 و پرسشنامه ها با SPSS26 و AMOS24 تحلیل شدند. روایی ابزار توسط 10 نفر متخصص تأیید و اعتبار مصاحبه ها به روش توافق درون موضوعی و سه سوسازی و پرسشنامه به روش آلفای کرونباخ 95/0 محاسبه شد.یافته ها: در بخش کیفی، 3 کد محوری برای الزامات با 35 کد باز (زیرساخت و منابع، سیاست گذاری و تحقیق و توسعه) و 6 کد محوری برای موانع با 49 کد باز (فرهنگی، اطلاعاتی، آموزشی و درسی، سیاستی و قانونی، ساختاری/اداری و امکانات و تسهیلات) استخراج و الگوی مفهومی آن ترسیم شد. نتایج تحلیل کمی حاکی از برخورداری مدل از برازش مناسب بوده است.بحث و نتیجه گیری: با توجه به تأثیر زیاد موانع و الزامات بررسی شده بر توسعه فن بازار، لازم است دانشگاه فرهنگیان در سیاست گذاری ها و برنامه ریزی های خود، آن ها را مورد توجه قرار دهد.
مقایسه اثربخشی آموزش تنظیم هیجان و آموزش ذهن آگاهی بر پرخاشگری دانش آموزان دختر دارای عملکرد تحصیلی پایین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه های نوین تربیتی دوره ۲۰ بهار ۱۴۰۳شماره ۱
109 - 118
حوزههای تخصصی:
هدف از این تحقیق، مقایسه اثربخشی آموزش تنظیم هیجان و آموزش ذهن آگاهی بر پرخاشگری دانش آموزان دختر دارای عملکرد تحصیلی پایین در دوره اول متوسطه شهر تبریز بود. طرح تحقیق از نوع شبه آزمایشی با دو گروه آزمایشی و یک گروه کنترل بود. جامعه آماری را تمامی دانش آموزان دختر دارای عملکرد تحصیلی پایین در دوره اول متوسطه شهر تبریز تشکیل می داد و از میان آنها 75 نفر به روش هدفمند به عنوان نمونه پژوهشی انتخاب شدند و به طور تصادفی در سه گروه (دو گروه آزمایشی و یک گروه کنترل) جایگزین شدند. ابزارهای گرد آوری داده ها عبارت بودند از: پرسشنامه پرخاشگری باس و پری. بسته آموزش تنظیم هیجان در یک گروه آزمایشی و بسته آموزش ذهن آگاهی در گروه آزمایشی دیگر اجرا شد. گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. فرضیه های پژوهش با استفاده از تحلیل کواریانس یکراهه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها حاکی از آن بود که روش آموزش تنظیم هیجان در مقایسه با آموزش ذهن آگاهی در کاهش پرخاشگری اثربخشی بیشتری داشت و در گروه کنترل تغییر چندانی مشاهده نشد. نتایج نشان داد استفاده از روش های آموزش تنظیم هیجان و ذهن آگاهی در کاهش پرخاشگری دانش آموزان دارای عملکرد تحصیلی پایین مؤثر است.
طراحی و اعتباریابی بسته یادگیری داستان سرایی دیجیتال برند شخصی برای دانشجویان تکنولوژی آموزشی دانشگاه علامه طباطبائی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تدریس پژوهی سال ۱۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
210 - 232
حوزههای تخصصی:
زمینه: در دنیای پر رقابت کسب وکار هر کس بتواند روایتی جذاب تر از خود و توانایی های حرفه ای اش به اشتراک بگذارد، آینده شغلی خویش را تضمین کرده است. حال، داستان سرایی دیجیتال برند شخصی می تواند این مهم را تحقق بخشد. هدف: هدف این پژوهش طراحی بسته یادگیری مبتنی بر مدل داستان سرایی دیجیتال برند شخصی برای دانشجویان تکنولوژی آموزشی دانشگاه علامه طباطبائی و اعتباریابی آن بود. روش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی انجام شد، گردآوری داده ها از طریق مصاحبه صورت گرفت و به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون استفاده شد. جامعه پژوهش تمامی متخصصان و اساتید در حوزه برندسازی شخصی بودند. روش نمونه گیری هدفمند از نوع ملاکی بود. اعتباریابی بسته یادگیری از طریق بررسی روایی محتوایی انجام گرفت و ابزار گردآوری داده ها جهت اعتباریابی پرسشنامه محقق ساخته بود. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که چارچوب بسته یادگیری مبتنی بر مدل یادگیری داستان سرایی دیجیتال برند شخصی شامل 8 جلسه می باشد که 4 بعد و 15 مؤلفه مدل یادگیری داستان سرایی برند شخصی را پوشش داده است. این بسته مبتنی بر پرسشنامه CVR و CVI تکمیل شده توسط متخصصان از روایی محتوایی مطلوبی برخوردار است. نتیجه گیری:نتایج نشان داد که بسته یادگیری داستان سرایی دیجیتال برند شخصی برای دانشجویان به عنوان ابزاری جامع و قدرتمند می تواند در اشتغال یابی و توسعه حرفه ای دانشجویان آموزش عالی مورد استفاده قرار گیرد.
رابطه سواد رسانه ای با سواد اطلاعاتی و تفکر انتقادی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه اراک
منبع:
آموزش پژوهی دوره ۱۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۳۹)
20 - 28
حوزههای تخصصی:
با توجه به افزایش استفاده از فناوری ها ی اطلاعاتی و ارتباطی و بمباران اطلاعاتی و آسیب پذیری مخاطبان جوان که عمده ترین مصرف کنندگان رسانه ها ی مذکور هستند، آگاهی از سوادرسانه ای برای مواجهه گزینشی با رسانه ها و تحلیل و ارزیابی نقادانه آنها، مهارتی ضروری است. لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه سوادرسانه ای با سواد اطلاعاتی و تفکر انتقادی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه اراک انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری کلیه دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه اراک بود که به روش نمونه گیری داوطلبانه 174 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه ها ی سنجش سواد رسانه ای عزیزی(1393)، پرسشنامه سنجش سواد اطلاعاتی ویژه دانشجویان داورپناه و سیامک(1388)، آزمون مهارت ها ی تفکر انتقادی کالیفرنیا (فرم ب) (CCTST) پیتر فاشیون و نورین (1994) استفاده شد. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آمار استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد که بین سوادرسانه ای و سواد اطلاعاتی دانشجویان و همچنین بین سوادرسانه ای و تفکر انتقادی رابطه معنادار و مثبت وجود داشت. با توجه به رابطه معنادار سوادرسانه ای با سواد اطلاعاتی و تفکر انتقادی در دانشجویان تحصیلات تکمیلی، برگزاری کارگاه ها ی آموزشی در خصوص سواد رسانه ای و مهارت ها ی مرتبط با آن شامل نقد و تفسیر پیام پیشنهاد می گردد.
تبیین استنتاجات سیاستی و راهبردهای تخصصی به منظور تحقق الگوی بومی بین المللی شدن دانشگاه های دولتی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: امروزه با عنایت به جهت گیری کشورها در راستای اقتصاد و توسعه دانشی، کشورها به طور اعم، و نظام های آموزش عالی و دانشگاه ها -به مثابه نهادهای پیشگام و پیشتاز در این مسیر- به طور اخص، ناگزیر از حرکت به سوی بین المللی شدن هستند. در این راستا، پژوهش حاضر، در پی شناسایی و تبیین بسته ای سیاستی مشتمل بر: استنتاجات سیاستی و راهبردهای تخصصی به منظور تحقق الگوی بومی بین المللی شدن دانشگاه های دولتی کشور، بوده است.
روش پژوهش: پژوهش پیش رو، در قالب پارادایم کیفی، از روش مثلث سازی شامل سه مرحله مجزا و در عین حال به هم پیوسته: 1) فراترکیب 69 کتاب و مقاله داخلی و بین المللی چاپ شده طی سال های 1396 تا 1400 با بهره گیری از الگوی هفت مرحله ای ساندوسکی و باروسو(2007)، 2) تحلیل اسنادی 5 سند و برنامه بالادستی در حوزه آموزش عالی و 3) مصاحبه نیمه ساختمند با 28 مدیر و عضو هیأت علمی دارای سوابق مدیریتی، مطالعاتی و تحقیقاتی در حوزه بین المللی شدن دانشگاه ها، بهره جسته است.
یافته ها: طی مراحل فوق، 71 راهبرد تخصصی(کد) و 29 استنتاج سیاستی(زیرمؤلفه)، براساس 3 مؤلفه اساسی آموزش، پژوهش و خدمات و در قالب 2 زیرسیستم مدیریتی- ستادی و علمی- حرفه ای، به منظور تحقق الگوی بومی بین المللی شدن دانشگاه های دولتی کشور، شناسایی گردیده است.
نتیجه گیری: شایسته است نتایج حاصل از پژوهش حاضر، مشتمل بر استنتاجات سیاستی و راهبردهای تخصصی شناسایی و تبیین شده در قالب مؤلفه های اساسی آموزش، پژوهش و خدمات، در راستای تحقق الگوی بومی بین المللی شدن دانشگاه های دولتی کشور، مورد توجه و تأکید مدیران و برنامه ریزان حوزه آموزش عالی به طور اعم، و بین المللی شدن دانشگاه های کشور به طور اخص، قرار گیرد.
توسعه دانش حرفه ای معلمان: ادغام محتوا و آموزش در تربیت معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۹۰
57 - 82
حوزههای تخصصی:
این مطالعه دانش های موضوعی تربیتی، تربیتی، موضوعی و تأثیرات آن ها را در تربیت معلمان بررسی می کند. همچنین، محیط های یادگیری را به منظور بررسی تأثیر ارائه دانش تربیتی و دانش موضوعی در توسعه دانش تربیتی موضوعی، ارائه این دانش برای توسعه دانش تربیتی و محتوای آموزشی و تأثیر یکپارچه سازی دانش تربیتی و محتوای آموزشی با دانش تربیتی موضوعی در توسعه دانش تربیتی موضوعی با یکدیگر مقایسه می شوند. علاوه براین، اثربخشی چندین محیط یادگیری را در طرحی شبه تجربی بررسی می کند. شرکت کنندگان این مطالعه 170 دانشجوی سال اول زبان انگلیسی اند که با استفاده از پیام رسان ایتا در این مطالعه شرکت کردند. برای اندازه گیری این سه حوزه از دانش، ابزار کمّی مدادکاغذی شامل سؤالات کوتاه پاسخ و چندگزینه ای استفاده شده است. برای اطمینان از اعتبار محتوای ابزارها، آن ها را با کمک بازخورد کارشناسانی مانند محققان آموزشی و معلمان مدارس توسعه دادند. پایایی ابزارها با استفاده از پایایی بین ارزیاب و سازگاری درونی آزموده شد. برای تجزیه وتحلیل همه سؤالات پژوهشی از انکووا استفاده شد. مطالعه حاضر نشان داد زمانی که درس های مربوط به دانش های تربیتی موضوعی و تربیتی و موضوعی در برنامه درسی گنجانده شود، دانش حرفه ای معلم به طور مطلوب ارتقا می یابد. همچنین، موضوع ارائه یکپارچه یا تفکیک شده این سه حوزه از دانش مهم نیست؛ یعنی می شود هریک از این سه حوزه دانش را در دوره های جداگانه یا ترکیبی ارائه کرد.
شناسایی و تبیین چارچوب قدرت پذیری معلمان در برنامه های درسی در راستای توسعه مفهوم "خودِ معلمی" در محیط آموزشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات آموزشی و آموزشگاهی دوره ۱۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۴۰)
273 - 295
حوزههای تخصصی:
یشینه و اهداف: معلمان نقش مهمی در تحقق اهداف برنامه های درسی دارند و فلسفه آموزشی آنها چارچوب تغییرات پایدار را در نظام آموزشی ترسیم می کند و ماهیت تصمیم گیری های مختلف را تحت تاثیر قرار می دهد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تبیین چارچوب قدرت پذیری معلمان در برنامه های درسی در راستای توسعه مفهوم خودِ معلمی در محیط آموزشگاهی انجام شد. روش ها : رویکرد پژوهش کیفی و از نوع روش تحلیل محتوای استقرایی با تاکید بر خود فهمی پژوهشگر بود. مشارکت کنندگان معلمان شهرستان چایپاره در سال تحصیلی 1402-1401 بودند که 18 نفر از آنان به صورت نمونه گیری هدفمند از نوع مطلوب مورد مطالعه قرار گرفتند. در این راستا مصاحبه های نیمه ساختارمندی از آنها صورت گرفت و نمونه گیری تا اشباع داده ها ادامه یافت. برای اعتبارسنجی یافته ها از روش خود بازبینی محقق و توصیف غنی داده ها و برای تعیین پایایی داده ها از روش بررسی همزمان استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که 6 مولفه فردیت گرایی، اجماع سازی، عمل گرایی، علم گرایی، بوم شناسی و خود انگاره برنامه درسی مضامین اصلی هستند که با 18 مضمون فرعی و 126 مضمون اولیه در جهت گسترش نفوذ معلمان در برنامه های درسی از طریق مفهوم خودِ معلمی تلاش کرده و شرایط را برای انطباق بیش تر با رویکردهای مختلف برنامه درسی فراهم می نمایند. نتیجه گیری: نتایج بیانگر این است که مدارس با فراهم کردن فرصت های آموزشی و مبنا قرار دادن قابلیت های معلمی، زمینه را برای گسترش نفوذ و تاثیر معلمان در برنامه های درسی هموار نماید و آنها را در راستای شکل گیری رویکردهای تصمیم گیری معلم محور به ایجاد هویت معلمی ترغیب کند.
Designing A Conceptual Model of Organizational development for the Structure of Iranian Educational System(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
School Administration, Volume ۱۲, Issue ۳, Autumn ۲۰۲۴
90 - 112
حوزههای تخصصی:
The present research had a dual objective: first, to identify the components for organizational Development within the structure of the education system in Iran, and second, to propose a model for organizational transformation in the same context. To this end, a qualitative and interpretive approach was employed using grounded theory methodology. Data were collected through a semi-structured interview protocol. The research field included education specialists, from whom 22 individuals were invited for interviews through snowball sampling until theoretical saturation was reached. The transcripts of the interviews were analyzed after being transcribed into written text, using the three-stage systematic coding model of Strauss and Corbin (open, axial, and selective coding). The findings indicated that the main and effective components in the structural transformation of education encompassed the following 11 axial codes: management style, authority and division of tasks, formality, job satisfaction, professionalism, religious value system, justice, supervision and evaluation, management and planning, human resources, and educational budget. The results of the research showed that, considering the importance of transformation in the structure of the education system and the various problems and obstacles identified by education elites regarding structural transformation, attention should be paid to the aforementioned identified components and the proposed model of the research to facilitate change
کاربست روش طراحی مفهومی و زمینه گرا در فرایند آموزش طراحی معماری به هنرجویان هنرستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و ارزشیابی سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۷
55 - 77
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف بررسی کاربرد روش مفهومی و زمینه گرا در فرایند آموزش طراحی معماری به منظور بهبود تفکر طراحی هنرجویان هنرستان انجام شد. در این پژوهش با استفاده از روش شبه آزمایشی به بررسی ارتباط روش های طراحی با ارتقا آموزش و بهبود تفکر طراحی هنرجویان معماری پرداخته شد. جامعه آماری شامل 153 نفر از هنرجویان معماری در سه هنرستان در سطح شهر تهران بود که به سه گروه تقسیم شدند. در گروه های آزمون، آموزش طراحی معماری به روش مفهومی و زمینه گرا انجام شد و گروه سوم به عنوان گروه کنترل با روش معمول و بر اساس تمرینات کتاب آموزش دیدند. ابزارهای سنجش در این مقاله پیش آزمون و پس آزمون بود. روند اجرای این آزمایش در شش جلسه 8 ساعته در کلاس طراحی معماری و به شیوه کرکسیون فردی و جمعی انجام گرفته است. به منظور آزمون فرضیه های تحقیق از کوواریانس تک متغیری با استفاده از نرم افزار SPSS23 استفاده شد. نتایج حاصل از به کارگیری این روش ها، نشان داد که آموزش هر دو روش مفهومی و زمینه گرا به طور قابل توجهی در بهبود تفکر طراحی نوآموزان معماری مؤثر است و بین میانگین تعدیل شده نمرات تمرین طراحی گروه کنترل (15/13=M)، زمینه گرا (84/15=M) و مفهومی (71/16=M) تفاوت معنی داری وجود دارد (52/0=2η، 001/0>p، 07/83=F). بااین حال، آموزش طراحی مفهومی در مقایسه با آموزش طراحی زمینه گرا تأثیر بیشتری بر خلاقیت و نوآوری هنرجویان دارد (002/0=P)؛ بنابراین استفاده از روش های طراحی مشخص و متناسب با هنرجویان نوجوان در خلق موقعیت های یادگیری جذاب تأثیرگذار است. همچنین انگیزه و فرایند یادگیری را در هنرجویان تقویت کرده و توانایی طراحی آنان را افزایش می دهد.
تأثیر طراحی آموزشی اجتماع کاوشگر در بستر شاد بر مهارت های استدلال محور دانش آموزان مقطع ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فناوری های آموزشی در یادگیری دوره ۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۲۵
91 - 115
حوزههای تخصصی:
بررسی های اخیر تصویر نگران کننده ای از آموزش الکترونیکی در بستر شبکه شاد برای درس علوم تجربی در مقطع ابتدایی ارائه می دهند. پژوهش حاضر با هدف تأثیر طراحی اجتماع کاوشگر بر مهارت های استدلال ورزی برای درس علوم تجربی در بستر شبکه آموزشی دانش آموزی انجام شده است. طرح تحقیق، شبه آزمایشی با نمونه گیری در دسترس شامل 26 دانش آموز پسر پایه ششم ابتدایی یکی از مدارس شهرستان بابلسر استان مازندران در سال تحصیلی 1401 بود که از میان جامعه آماری دانش آموزان ابتدایی در منطقه یک این شهر انتخاب شد. درحالی که گروه کنترل آموزش معمول را دریافت کردند در گروه آزمایش از طراحی مبتنی بر اجتماع کاوشگر برای مهارت استدلال ورزی استفاده شد. نتایج حاکی از تأثیر مثبت این طراحی بر کیفیت یادگیری و مهارت استدلال محور دانش آموزان بود. همچنین این مطالعه انجام تحقیقات در مقیاس بزرگتر را برای اجرای اجتماع کاوشگر مبتنی بر مهارت های استدلال محور در یک زمینه آنلاین توصیه می کند.
ارزیابی شکاف دیجیتالی بین دانش آموزان دختر متوسطه اول مناطق پنجگانه شهر تبریز در شرایط کرونایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز برنامه درسی و آموزش سال ۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
18 - 32
حوزههای تخصصی:
برابری دیجیتالی بین گروه دانش آموزان، گروه معلمان، و هر دو گروه با یکدیگر لازمه اجرای موفق آموزش الکترونیکی در هر نظام آموزشی می باشد. براین اساس، پژوهش حاضر به این سوال اساسی پاسخ می دهد آیا برابری دیجیتالی بین دانش آموزان متوسطه اول مناطق پنجگانه آموزشی شهر تبریز در شرایط کرونایی برقرار است؟ پژوهش حاضر از پژوهش توصیفی است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان مدارس دوره متوسطه اول شهر تبریز در نیمسال اول سالتحصیلی 1399-1400 بودند، نمونه پژوهش با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی نسبت به حجم جامعه انتخاب شد و داده های لازم از مناطق پنجگانه آموزشی شهر تبریز گردآوری شد. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه های معصومه حسینی و همکاران(1392)، و گریک (2016) استفاده شد. و داده ها از طریق آزمون تحلیل واریانس و همچنین آزمون تعقیبی بنفرونی تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که بین دانش آموزان مدارس متوسطه اول در مناطق پنجگانه شهر تبریز در همه ابعاد برابری دیجیتالی تفاوت معناداری وجود دارد. براین اساس، توصیه می شود کارگاه های آموزشی جهت مهارت افزایی دانش آموزان در زمینه ابزارهای فاوا در آموزش برگزار شود، برنامه منظم برای تجهیز مدارس به رایانه، و نرم افزارهای غنی- محتوا و فارغ از محتوا به کار گرفته شود؛ با راه اندازی مراکز فاوا در مناطق مختلف شهر تبریز امکان دستیابی دانش آموزان کم برخوردار به فاوا در خارج از مدرسه ایجاد شود.
اثربخشی آموزش تنظیم هیجان و مهارت حل مسئله بر سازگاری اجتماعی دانش آموزان ناتوان حسی حرکتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین رشته ای در آموزش سال ۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
127 - 144
حوزههای تخصصی:
ناتوانی حسی - حرکتی، نقصی است که به طور قابل توجهی بر سازگاری اجتماعی و سلامت روان فرد تأثیر می گذارد. هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش تنظیم هیجان و مهارت حل مسئله بر سازگاری اجتماعی دانش آموزان ناتوان حسی – حرکتی بود. پژوهش حاضر به شیوه آزمایشی از نوع پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل صورت گرفت. جامعه آماری شامل دانش آموزان دارای ناتوانی حسی – حرکتی مشغول به تحصیل مقطع متوسطه در سال 1400 در مدارس استثنایی شهر اردبیل بود که تعداد 30 نفر بصورت نمونه گیری در دسترس با شمارش تصادفی در سه گروه قرار گرفتند. ابزارهای اندازه گیری شامل: پرسشنامه استاندارد شده سازگاری اجتماعی کالیفرنیا (فرم کوتاه 90 سوالی)، برنامه آموزشی تنظیم هیجان گراس و مهارت حل مسئله به روش گلدفرید و دزوریلا بود. داده ها با نرم افزار SPSS نسخه 21 و با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که روش آموزش تنظیم هیجان (میزان تأثیر 93/0) بر سازگاری اجتماعی دانش آموزان دارای ناتوانی حسی - حرکتی نسبت به مهارت حل مسئله (میزان تأثیر 45/0) اثربخشی بیشتری دارد؛ بنابراین بین گروه کنترل و آزمایش تفاوت معناداری وجود داشت (001/0p<). یافته ها نشان که آموزش تنظیم هیجان و مهارت حل مسئله بر سازگاری اجتماعی دانش آموزان دارای ناتوانی حسی – حرکتی تأثیر دارند؛ بنابراین، پیشنهاد می شود مسئولان آموزشی و پرورشی به نقش مهم عواطف و هیجانات و هدایت مناسب آن ها در برنامه ریزی های مرتبط با دانش آموزان بپردازند.
بازنمایی تجارب زیسته کارورزان و مدرسان: چالش ها و راهکارهای شاگردپروری در دوره کارورزی
منبع:
تجارب معلمی و مطالعات کارورزی دوره ۲ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱
16 - 35
حوزههای تخصصی:
تجربه عملی کارورزی، فرصتی برای توسعه مهارت های حرفه ای در محیط واقعی کار است. یکی از این مهارت ها، توانایی شاگردپروری است. هدف این پژوهش بررسی نقش کارورزی در ارتقای مهارت های شاگرد پروری با شناسایی چالش ها و موانع موجود در این زمینه و ارائه راهکارهای مناسب برای بهبود این مهارت ها میان اساتید و دانشجویان می باشد.رویکرد پژوهش کیفی و از نوع پدیدارشناسی است که بصورت مطالعه موردی انجام یافت. نمونه ها بصورت هدفمند انتخاب شدند و که بصورت گلوله برفی تا رسیدن به اشباع نظری ادامه داشت.حوزه پژوهش مدرسان(11 نفر) و دانشجومعلمان(15 نفر) بودند که ازطریق مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته تجربیات زیسته و دیدگاه های آنها بررسی شد. تحلیل مصاحبه ها با کدگذاری و مقوله بندی اانجام شد و برای اطمینان از اشباع نظری با نمونه های دیگری نیز مصاحبه شد.بر اساس یافته ها، در دو بخش کدگذاری و مقوله بندی اجام یافت که در بخش نخست چهار مقوله اصلی( نقش کارورزی در ارتقاء مهارتهای شاگردپروری، چالشها، موانع و راهکارها) استخراج گردید که هر مقوله اصلی شامل سه زیرمقوله بود، در بخش دوم در زمینه مهارتهای شاگردپروری نیز سه مقوله اصلی( اهمیت مهارتهای شاگردپروری، چالش های موجود در توسعه مهارت های شاگردپروری، هر مقوله حاوی شش زیر مقوله و راهکارهای پیشنهادی برای رفع چالش های توسعه مهارت های شاگردپروری، حاوی پنج زیرمقوله) استخراج شد.نتایج این پژوهش به شناسایی چالش ها و موانع موجود در زمینه توسعه مهارت های شاگرد پروری در طی تجربه کارورزی مدرسان کارورزی و دانشجومعلمان پرداخت. راهکارهای مناسب برای بهبود و ارتقای مهارت های شاگردپروری توسط مدرسان کارورزی و دانشجومعلمان ارائه گردید.
روایت شکل گیری تأسیس مدرسه ویژه ی کودکان کار و واکاوی عناصر برنامه درسی در آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه بسیاری از کودکان کار به دلیل فقر مالی و فرهنگی از حق تحصیل محروم می باشند. عدم برخورداری از آموزش، تهدیدی برای این قشر آسیب پذیر و سلامت کل جامعه محسوب می شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی نحوه ی شکل گیری هویت حرفه ای و تجارب زیسته ی مدیر و مؤسس اولین مجموعه مدارس ویژه ی کودکان کار در شهر تهران انجام شد. پژوهش مورد نظر، روایی و از نوع تحقیقات کیفی و تفسیرگرایانه می باشد که در آن از تکنیک مصاحبه روایی و یادداشت برداری میدانی استفاده شده است. واکاوی روایت ها حاکی از تأثیر عمیق تجارب مدرسه ای در تغییر باورها و شکل گیری هویت حرفه ای شرکت کننده ی پژوهش است. وی در مجموعه مدارس ویژه ی کودکان کار، بر مبنای سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و مطابق با نیازهای کودکان کار، برنامه ی درسی ویژه ای تحت عنوان «الگوی رویش» طراحی کرده که در اجرا با موفقیت روبه رو بوده است. نتایج پژوهش نشان داد آموزش به کودکان کار، مستلزم اتخاذ یک رویکرد حمایتی از سوی آموزش و پرورش و همکاری این سازمان با شهرداری ها و سازمان بهزیستی است و همچنین توانمندسازی کودکان کار، نیازمند تغییراتی در عناصر برنامه ی درسی کنونی مطابق با نیازهای این کودکان می باشد.
میزان توجه به مؤلفه های تربیت اقتصادی در برنامه درسی دوره متوسطه اول با روش آنتروپی شانون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۰ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۵۸
7 - 26
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی میزان توجه به مؤلفه های تربیت اقتصادی در برنامه درسی دوره متوسطه اول است که به روش تحلیل محتوای کمی و با استفاده از تکنیک آنتروپی شانون انجام شده است. جامعه آماری مورد مطالعه کتابهای دوره متوسطه اول در سال تحصیلی 1400-1399 و روش نمونه گیری، سرشماری است. بنابراین، محتوای همه کتابهای دوره متوسطه اول به عنوان نمونه مورد تحلیل قرار گرفته اند. واحد تحلیل، مضمون و ابزار گرد آوری اطلاعات سیاهه تحلیل محتواست که روایی آن با توجه به قضاوت متخصصان تعیین شد و پایایی آن با روش محاسبه ضریب همبستگی میان آزمون- بازآزمون به میزان 0/90 مشخص شد. یافته ها نشان داد که تعداد مؤلفه های تربیت اقتصادی کتابهای دوره متوسطه اول در مجموع 1184 فراوانی است که از این تعداد پایه هفتم 418، پایه هشتم 375 و پایه نهم 391 فراوانی را به خود اختصاص داده اند. همچنین، مؤلفه ها از توزیع نرمال برخوردار نیستند و بعضی از مؤلفه ها مورد توجه قرار نگرفته اند. به طوری که مؤلفه تخصیص در پایه های هفتم، هشتم و نهم به ترتیب با مقادیر ضریب اهمیت (0/154)، (0/158) و (0/163) از بیشترین میزان توجه برخوردار است و ضریب اهمیت مؤلفه های تقسیم کار و ریسک در هر سه پایه (صفر) است. همچنین، در کل دوره متوسطه اول، مؤلفه پول از بیشترین ضریب اهمیت (0/132) برخوردار است و مؤلفه تقسیم کار دارای ضریب اهمیت (صفر) است. در نهایت، از میان کتابهای درسی دوره متوسطه اول، کتاب مطالعات اجتماعی در پرداختن به مؤلفه های تربیت اقتصادی بالاترین رتبه وکتابهای فرهنگ و هنر و آمادگی دفاعی پایین ترین رتبه را دارند. بر این اساس، بازنگری در محتوای کتابهای درسی در راستای افزایش سطح دانش، نگرش و مهارتهای اقتصادی دانش آموزان ضروری به نظر می رسد.
بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر انتظارات فرزندان از والدین (مورد مطالعه: نوجوانان استان خراسان جنوبی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۰ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۵۸
27 - 46
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر انتظارات فرزندان از والدین (مورد مطالعه: نوجوانان استان خراسان جنوبی) انجام شده است. مبانی نظری پژوهش با استفاده از رهیافت جامعه شناسی و روانشناسی اجتماعی و با تأکید بر نظریه های تئوری محرومیت نسبی تدرابرت گر، مانهایم، زیمل، وبر، بروس کوئن و مک لوهان تدوین شده است. این پژوهش مطالعه ای مقطعی و از نوع توصیفی بود. مطالعه حاضر در سال 1398 و در میان 580 نفر از نوجوانان 18-13 سال استان خراسان جنوبی که با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای و تصادفی انتخاب شده بودند، انجام گرفته است. تحلیل داده ها با به کارگیری نرم افزار آماری SPSS نسخه 25 در دو سطح توصیفی و تحلیلی انجام شده است. تحلیل داده ها بر اساس ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیونی بوده است. نتایج نشان داد که میانگین شاخصهای تفاوت نسلی فرزندان 91/1 درصد، گروه همسالان 86/6 درصد و احساس محرومیت نسبی با 86/4 درصد بیش از سایر متغیرهای مستقل است. به ترتیب متغیرهای کنترل فرزندان(73/2 درصد)، میزان استفاده از رسانه ها(73/1 درصد)، سبک زندگی والدین(72/1 درصد) و مصرف گرایی فرزندان در ردیفهای بعدی قرار دارند. میانگین انتظارات فرزندان از والدین نیز 59/1 درصد است. رابطه میان متغیرهای تفاوت نسلی فرزندان با والدین، مصرف گرایی فرزندان، سبک زندگی والدین، گروه همسالان و میزان استفاده از رسانه ها با انتظارات فرزندان از والدین معنادار و مثبت بود و رابطه ای معنا دار و معکوس میان متغیرهای احساس محرومیت نسبی در فرزندان و کنترل فرزندان از سوی والدین با انتظارات فرزندان از والدین وجود داشت.
اعتباریابی الگوی برنامه درسی تربیت اخلاقی در دوره دوم ابتدایی براساس آرا و اندیشه های ابن سینا(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
تربیت اخلاقی در ساختار نظام آموزشی و پرورش، حیاتی است چرا که اخلاق و تربیت اخلاقی، اساس مبانی رشد اجتماعی است. هدف پژوهش حاضر، اعتباریابی الگوی برنامه درسی تربیت اخلاقی در دوره دوم ابتدایی براساس آرا و اندیشه های ابن سینا می باشد. تحقیق از لحاظ هدف، از نوع کاربردی و از نظر روش، کمی و از نوع پیمایشی بود. جامعه آماری شامل متخصصان برنامه درسی فعال در زمینه تربیت اخلاقی و روش نمونه گیری از نوع هدفمند و تعداد آنها 25 نفر بود. ابزار تحقیق، پرسشنامه محقق ساخته بود و روایی آن به تایید 9 نفر متخصص حوزه علوم تربیتی رسید. از روش مدلسازی ساختاری تفسیری جهت اعتباریابی الگوی برنامه درسی تربیت اخلاقی استفاده شد. مطابق با یافته ها، شاخص "مالکیت و تسلط بر نفس" مبنای شاخص های برنامه درسی تربیت اخلاقی است و میزان اهمیت این شاخص در مقایسه با سایر شاخص ها بیشتر می باشد. یکی از هدف های واسطه ای تربیت اعتقادی کودک رشد دیدگاه های اعتقادی ابن سینا است. از این منظر مالکیت و تسلط بر نفس، نخستین روش برای نیل به این هدف است. از نظر ابن سینا هدف کلی تربیت اعتقادی، مذهبی بار آوردن دانش آموز است و اسلام را به عنوان مکتبی سازنده بپذیرد و تعالیم آن را به صورت افکاری اصیل و هیجان انگیز در خود پذیرا شود.
اثربخشی آموزش استعاره های زبان فارسی با روش بسته آموزشی الکترونیکی بر مهارت خودآ گاهی در دانش آموزان با آسیب شنوایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: ناشنوایی نوعی اختلال حسی عصبی است که با اختلالات مختلف در زمینه تکامل احساسی، اجتماعی و شناختی در ارتباط است. لذا هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش استعاره های زبان فارسی با کاربست روش بسته آموزشی الکترونیکی بر مهارت خود آ گاهی در دانش آموزان با آسیب شنوایی بود. روش: روش پژوهش از نوع آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان با آسیب شنوایی پایه نهم دوره اول متوسطه شهر تهران بودند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند، تعداد 30 نفر از آنان انتخاب و به صورت تصادفی در گروه های آزمایشی و گواه )هر گروه 15 نفر ( جایگزین شدند. به منظور گردآوری اطلاعات از پرسشنامه مهارت های خودآ گاهی کوپر، استفاده شد. گروه آزمایشی تحت آموزش استعاره های زبان فارسی با روش الکترونیکی ) 8 جلسه( قرار گرفت، گروه گواه، مداخله ای به جز آموزش های رسمی مدرسه دریافت نکرد. داده ها با استفاده از آزمون آماری تحلیل کوواریانس مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که آموزش استعاره های زبان فارسی با کاربست روش الکترونیکی بر مهارت خودآ گاهی دانش آموزان با آسیب شنوایی اثربخش بود. با توجه به اهمیت آموزش زبان فارسی به دانش آموزان با آسیب شنوایی برای آموزش استعاره های زبان فارسی لازم است از روش های متنوعی استفاده شود و چنین روش هایی به عنوان آموزش مکمل در مدارس توصیه می شود.