فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۶۶۱ تا ۱٬۶۸۰ مورد از کل ۱۹٬۵۸۸ مورد.
منبع:
علوم تربیتی سال ۳۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
219 - 240
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر طراحی و اعتبارسنجی مولفه های روش تدریس و ارزشیابی برنامه درسی مبتنی بر هوش هیجانی دوره متوسطه اول بود که با رویکرد ترکیبی (کیفی و کمی) از نوع اکتشافی و از نظر نوع مطالعه در بخش کیفی تحلیل مضمون و حوزه پژوهش بخش کیفی شامل مطالعات مرتبط منتشر شده در بین سال های 1385 تا 1402 و 2010 تا 2023 تا حد اشباع داده ها، پس از بررسی ملاک های ورود و خروج، 71 مطالعه به شیوه هدفمند شناسایی و مطالب از میان آنها استخراج شد. یافته های کیفی با روش تحلیل مضمون، مضامین پایه و سازمان دهنده را در عناصر روش های تدریس و روش های ارزشیابی نشان دادند. علاوه بر آن ابزار پژوهش در بخش کمی، پرسشنامه محقق ساخته برآمده از مرحله کیفی جهت اعتباربخشی الگوی طراحی شده، در اختیار ده نفر از متخصصان برنامه درسی، روان شناسان تعلیم وتربیت و دست اندرکاران تربیتی (مربیان) شاغل در دانشگاه ها و آموزش و پرورش شهر اصفهان، به عنوان نمونه، قرار گرفت که به شیوه هدفمند، انتخاب شدند. ملاک انتخاب، داشتن سوابق آموزشی و پژوهشی و آگاهی در حوزه هوش هیجانی و مطالعات برنامه درسی و علاقه مندی به مشارکت در پژوهش بود. توافق تخصصی الگوی طراحی شده، معادل 88/0 و مورد قبول به دست آمد؛ اغلب مشارکت کنندگان در مرحله اعتبارسنجی موافق با چارچوب و محتوای الگوی ارائه شده بوده اند. همچنین، در جمع بندی نظرات متخصصان درباره کافی بودن ویژگی های عناصر برنامه درسی، با استفاده از آمار توصیفی شامل جدول توزیع فراوانی و درصد، یافته ها نشان داد در بخش روش تدریس و ارزشیابی 80% صاحبنظران معتقد بودند که موارد استخراج شده ویژگی های عناصر برنامه درسی (روش تدریس و ارزشیابی) کافی است.
تأثیر تلفیق فناوری کمکی در برنامه درسی زبان انگلیسی بر ارتقاء سطح انگیزش تحصیلی دانش آموزان با آسیب ها ی جسمی - حرکتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: یکی از راهبردهایی که می تواند به فرا گیرسازی نظام آموزش و پرورش ویژه کمک کند، یکپارچگی و تلفیق فناوری در برنامه درسی این دانش آموزان است. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی تلفیق فناوری کمکی در برنامه درسی زبان انگلیسی بر ارتقاء سطح انگیزش تحصیلی دانش آموزان با آسیب های جسمی- حرکتی انجام شد. روش: روش پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری، شامل دانش آموزان پسر با آسیب های جسمی- حرکتی شهر تهران بود. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، تعداد 24 نفر از دانش آموزان با آسیب جسمی- حرکتی پایه هفتم متوسطه اول مجتمع امام علی )ع( شهر تهران انتخاب و سپس نمونه منتخب به صورت تصادفی در قالب گروه های آزمایشی ) 12 نفری( و گواه ) 12 نفری( قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه انگیزش تحصیلی هارتر ) 1981 ( استفاده شد. گروه گواه به شیوه معمول و گروه آزمایشی طی 6 جلسه با استفاده از الگوی آموزشی غنی شده با فناوری های کمکی ) برخط و آفلاین( درس زبان انگلیسی دوره متوسطه اول را آموزش دیدند. در بخش برخط، از سکوی آموزش مجازی کوئیا و در بخش آفلاین، از نرم افزار چند رسانه ای محقق ساخته درس زبان انگلیسی استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل کواریانس استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که پس از تعدیل نمرات پیش آزمون، تفاوت معناداری بین گروه های آزمایشی و گواه در متغیر انگیزش تحصیلی وجود دارد. نتیجه گیری: مطابق با نتایج این پژوهش، چنانچه در برنامه درسی از فناوری به صورت هدفمند و هوشمندانه استفاده شود، نقش مهمی در افزایش انگیزش تحصیلی دانش آموزان با نیازهای ویژه از جمله دانش آموزان با آسیب های جسمی - حرکتی خواهد داشت.
تعیین تأثیر مداخلات انگیزشی - رفتاری بر مبنای چرخه انگیزشی مارتین بر تعلل ورزی و خودناتوان سازی در دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان استان کردستان در سال تحصیلی 1401-1400(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه حرفه ای معلم سال ۹ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۳۲)
73 - 93
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: هدف پژوهش حاضر، تعیین تأثیر مداخلات انگیزشی-رفتاری بر مبنای چرخه انگیزشی مارتین، بر تعلل ورزی و خودناتوان سازی در دانشجومعلمان بود. روش: این پژوهش، کاربردی از نوع آزمایشی و طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه فرهنگیان در سال 1402-1401 بود که در مرحله اول 310 نفر به روش تصادفی و به عنوان نمونه انتخاب شدند و در مرحله دوم 60 نفر از دانشجویان دختر و پسر به تعداد برابر که نمرات بالاتری در اهمال کاری و خودناتوان سازی داشتند انتخاب شدند و در دو گروه پیش آزمون و پس آزمون قرار داده شدند. برای جمع آوری داده ها دو پرسش نامه تعلل ورزی سولومون و راث بلام (1984) و خودناتوان سازی میدلی، آرونکومار و اوردان(۲۰۰۰) مورد استفاده قرار گرفت. برای تحلیل داده ها از آمار توصیفی و استنباطی به روش تحلیل کوواریانس با نرم افزار SPSS ورژن 21 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که مداخلات چندبعدی شناختی-رفتاری بر کاهش تعلل ورزی و خودناتوان سازی تأثیر گذاشته است و دانشجویان در پس آزمون نسبت به پیش آزمون، پس از گذراندن دوره، نمرات پایین تری کسب نمودند. نتیجه گیری: چنین می توان نتیجه گرفت شناخت تعلل ورزی و خودناتوان سازی و انتخاب روش های مناسب که منجر به کاهش آن ها می شود، می تواند به بهبود عملکرد و انگیزه دانشجویان کمک نماید و بر کارایی سیستم آموزشی نیز بیفزاید.
شناسایی عوامل مؤثر بر فرهنگ پژوهش در دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر؛ با هدف آسیب شناسی فرهنگ پژوهش در دانشگاه فرهنگیان استان خراسان جنوبی انجام شده است که بر مبنای هدف، در ذیل پژوهش های کاربردی قرار دارد و به روش ترکیبی و با استفاده طرح اکتشافی متوالی انجام شده است. مشارکت کنندگان بخش کیفی پژوهش شامل کلیه اعضای هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان استان خراسان جنوبی بود که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند 13 نفر به عنوان مشارکت کننده انتخاب شدند. جامعه آماری بخش کمی ، شامل کلیه استادان دانشگاه فرهنگیان بود که با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس (118 نفر) به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد که روایی مصاحبه ها با استفاده از روش توافق کدگذاران (80/0) و پرسشنامه از طریق روایی همگرا و روایی واگرا مورد تأیید واقع شد. برای محاسبه پایایی پرسشنامه از سه معیار، ضرایب بارهای عاملی، آلفای کرونباخ (80/0) و پایایی ترکیبی (78/0) استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار MAXQDA10 و اسمارت PLS3 تجزیه وتحلیل شد. نتایج بخش کیفی ، بیانگر 62 کد باز، 13 کد محوری و 3 کد انتخابی بود. همچنین؛ نتایج بخش کمی نشان داد که مدل آسیب شناسی فرهنگ پژوهش در دانشگاه فرهنگیان، دارای سه بعد محتوایی، ساختاری و محیطی است که بعد محتوایی (23/0)، بعد ساختاری (61/0) و بعد محیطی (35/0) از تغییرات فرهنگ پژوهش را تبیین می کند و بعد ساختاری نسبت به سایر ابعاد، نقش مؤثرتری در تبیین فرهنگ پژوهش دارد. درمجموع، نتایج پژوهش بیانگر این بود که این ابعاد 85/0 از تغییرات فرهنگ پژوهش در دانشگاه فرهنگیان را تبیین می کنند.
The role of text type on the use of metacognitive reading strategies: Iranian EFL learners' perceptions in focus(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Curriculum Research, Volume ۵, Issue ۱ , ۲۰۲۴
99 - 120
حوزههای تخصصی:
The current study used a qualitative methodology to examine how Iranian EFL learners practically applied Metacognitive Reading Strategies (MRs) when reading narrative and expository English texts. The study also investigated the participants' perceptions of the impact of text type on using MRs while reading narrative and expository English passages. The researchers selected 40 intermediate EFL learners studying TEFL at Islamic Azad University and Farhangyan University using purposive sampling as focused participants. The instruments employed included the Oxford Placement Test, semi-structured interviews, and think-aloud protocols. The data analysis involved theme-based analysis. The think-aloud protocol analysis indicated that participants employed multiple strategies when engaging with the expository text compared to the narrative text. The finding suggested that text types affected readers` overall performance. The semi-structured interviews revealed that learner's perceptions of text type played a vital role in reading different text types. The practical implications of the study were also discussed.
واکاوی تربیت اخلاقی در پرتو هرمنوتیک روایی پل ریکور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره ۱۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
126 - 107
حوزههای تخصصی:
پژوهش هایی که در زمینه تربیت اخلاقی انجام شده به گونه ای بوده است که به دلیل روشن نبودن زمینه فلسفی رویکردها و روش های آن، باعث شده که چالش ها و مناقشات زیادی به وجود آورد و تردیدها و ابهام ها هم چنان برقرار بماند. بنابراین هدف مقاله حاضر، آن است که با تأمل در آرای هرمنوتیکی اخلاقی پل ریکور و با مبنا قرار دادن آن به صورت یک مدل در قالب هویت اخلاقی و هویت روایی، به دلالت های آن در تربیت اخلاقی پرداخته شود. روش پژوهش در این تحقیق، کیفی و از نوع هرمنوتیکی است. به این معنی که برای به دست آوردن مقوله ها (اهداف، اصول و روش) از دور هرمنوتیکی جزء (برداشت مفسر) به کل (متن)، و کل به جزء تا پختگی مفهوم مورد نظر استفاده شده است. شایان ذکر است که این جریان حلقوی فهم، متعلق به گادامر است و با قوس هرمنوتیکی ریکور متفاوت. برای ریکور، فرآیند فهم، مسیری غیرحلقوی و از سطح به عمق و سرانجام پذیر است و دوری بی پایان نیست. یافته ها نشان می دهد که پرورش عزت نفس اخلاقی، یادگیری مفهوم خیر و غایات اخلاقی (حدوسط ها)، تقویت خودآیینی مقید (پرورش دلسوزی انتقادی) را می توان به عنوان اهداف تربیت اخلاقی رویکرد روایی پل ریکور برگزید. هم-چنین با قرار دادن اصل هایی هم چون آزادی در تخیل، همدلی، اقتدار، همکاری و کار گروهی، دانش آموزان را در جهت وصول به آن اهداف سوق داد. روش های تربیتی ای نظیر روش گفتگویی (دیالکتیک) و روش یادگیری از طریق نمایش هم، شیوه هایی برای آموزش اخلاقی مورد نظر هستند که به تحقق این رویکرد در هماهنگی با اصول یاد شده یاری می رسانند.
الگوی برساخت آزادی علمی در جامعه دانشگاهی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه های نوین تربیتی دوره ۲۰ زمستان ۱۴۰۳شماره ۴
163 - 178
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به دنبال شناخت فرایند برساخته شدن آزادی علمی در جامعه دانشگاهی ایران بوده و با استفاده از رویکرد کیفی و راهبرد نظریه مبنایی انجام شده است. مشارکت کنندگان 17 نفر از اعضای هیئت علمی با مرتبه دانشیاری به بالا از دانشگاه ها و پژوهشگاه های تابعه وزارت عتف بودند. نمونه گیری هدفمند (و نظری) و با بیشینه تنوع انجام شد. برای جمع آوری داده ها از پروتکل مصاحبه عمیق استفاده شد و مصاحبه ها تا زمان رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. در تحلیل داده ها از رویکرد نظام مند اشتراوس و کوربین استفاده شد .برای اعتباربخشی یافته ها از ملاک های چهارگانه گوبا و لینکلن استفاده شد. یافته های پژوهش مبتنی بر 38 مقوله محوری و 13 مقوله گزینشی بود که بر اساس رویکرد نظام مند اشتراوس و کوربین در الگوی نهایی جایگذاری شدند. پدیده محوری به صورت دو هسته ای با عنوان «عرف دانشگاهی و سوژه دانشگاهی ناگزیر» نام گذاری شد. عاملان دانشگاهی راهبردهایی مانند «هویت دانشگاهی بازاندیشانه، پیله عافیت و سرمایه گذاری در خود» را برای مواجهه با پدیده محوری برگزیده اند. برونداد این سازوکار، راهبردها و تعاملات درنهایت به کنش ورزی احتیاطی در ساحت دانشگاهی انجامیده است که آن را «آزادی دانشگاهی اضطرابی» نام نهاده ایم.
تحلیل روان شناسی اتوریته بر مبنای آزمایش استنلی: مطالعه موردی دانشجویان روانشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۶ زمستان ۱۴۰۳شماره ۴
33 - 43
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف پژوهش حاضر تکرار مفهومی آزمایش اطاعت از اتوریته ی استنلی میلگرام(1963-1974) با کنترل تأثیر متغیرهای مزاحم مطرح شده توسط منتقدین نظیر(نقش شرایط آزمایشگاه، اجرای باورپذیر فریب، تاثیر اعتماد به شخصیت بهنجار آزمایشگر، اثر جای پا باز کردن، استفاده از جملات محرک و اجبار) در یک طرح جامع و همچنین بررسی میزان همبستگی دو متغیر سن و جنسیت با میزان اطاعت از اتوریته بود.روش: روش پژوهش شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون_ پس آزمون تک گروهی و همچنین از نوع همبستگی بود. جامعه ی آماری شامل تمام دانشجویان مقطع کارشناسی رشته ی روانشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه در سال تحصیلی 1401_1402 بودند که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، یک کلاس 30 نفره از گروه روانشناسی به عنوان نمونه انتخاب شد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه ی محقق ساخته بود. جهت تحلیل داده ها از نسخه ی 26 نرم افزار spss استفاده شد.یافته ها: نتایج حاکی از آن بود 84% آزمودنی ها به صورت معنی داری(p=0) از دستورات اتوریته اطاعت کردند. همچنین بین متغیرهای سن و جنسیت و میزان اطاعت رابطه ی همبستگی(r=0.008- 0.047) وجود نداشت.نتیجه گیری: با توجه به اینکه در پژوهش حاضر تأثیر متغیرهای مزاحم که به نظر منتقدین نتایج پژوهش میلگرام را تحت تأثیر قرار داده بود کنترل شد، نتایج به دست آمده همسو با پژوهش میلگرام میزان بالای اطاعت را نشان داد.
طراحی و اجرای تکنیک تئاتر نمایشی و تأثیر آن بر خودکنترلی و سازگاری تحصیلی دانش آموزان ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: آموزش خلاقانه باعث درک عمیق تر مفاهیم، تفکر انتقادی و تقویت انگیزه یادگیری در دانش آموزان می شود. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف طراحی و اجرای تکنیک تئاتر نمایشی و تأثیر آن بر خودکنترلی و سازگاری تحصیلی، انجام شد. روش: این پژوهش با روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه های آزمایش و کنترل، بر روی 40 دانش آموز پسر مشغول به تحصیل در پایه دوم ابتدایی شهرستان جویبار، در سال تحصیلی 1403-1402 انجام شد؛ این دانش آموزان به صورت تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و در دو گروه 20 نفره قرار گرفتند و با استفاده از پرسشنامه خودکنترلی تانگی و همکاران و پرسشنامه سازگاری تحصیلی بیکر و سریاک به عنوان ابزار اندازه گیری، میانگین و انحراف معیار به عنوان شاخص های آمار توصیفی و تحلیل کواریانس برای تعمیم نتایج، انجام شد. پایایی آن به روش همسانی درونی بر روی دو نمونه آماری با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، 83/0 و 85/0 به دست آمد. ضریب آلفای کرونباخ به دست آمده برای این پرسشنامه در پژوهش حاضر، 88/0، است که نمایانگر پایایی مطلوب آن است. یافته ها: استفاده از تکنیک تئاتر نمایشی در آموزش درس علوم پایه دوم، تأثیر مثبت معناداری بر خودکنترلی و سازگاری تحصیلی دانش آموزان دارد. این تأثیر در مورد سازگاری تحصیلی (90%) بیشتر از خودکنترلی (31%) بود. نتیجه گیری: تئاتر نمایشی، روشی مؤثر برای ارتقای مهارت های خودکنترلی و سازگاری تحصیلی دانش آموزان پایه دوم، در درس علوم است؛ بنابراین، توصیه می شود معلمان در صورت امکان از تکنیک تئاتر نمایشی در کلاس های درس علوم استفاده کنند تا یادگیری دانش آموزان را پایدارتر و لذت بخش تر سازند.
اثربخشی برنامه توانمندسازی حسی- حرکتی خانواده محور بر توان خواندن و یادگیری دانش آموزان با نشانگان داون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کودکان استثنایی سال ۲۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۹۱)
67 - 76
حوزههای تخصصی:
هدف:پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی برنامه توانمندسازی حسی- حرکتی خانواده محور بر توان خواندن دانش آموزان با نشانگان داون انجام شد. روش: طرح پژوهش، نیمه آزما یشی از نوع پیش- آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان با نشانگان داون شهرستا ن کاشان در سال تحصیلی ١٤٠١-١٤٠٠ بود. نمونه پژوهش شامل ٣٠ دانش آموز در دامنه سنی ٨ تا ١٢ سال بود که با روش نمونه گیر ی در دسترس انتخاب و در دو گروه ١٥ نفری آزمایش و کنترل گمارده شد. ابزار جمع آوری اطلاعات آزمون خواندن و نارساخوانی کرمی نوری و مرادی (١٣٨٤) بود. جهت تحلیل داده ها از آزمون کواریانس استفاده شد.یافته ها: نتایج نشان داد که از لحاظ توان خواندن تفاوت معناداری میان گروه آزما یش و کنترل وجود دارد (٠/٠١>p). نتیجه گیری: در نتیجه، میتوان برنامه توانمندسازی حسی - حرکتی خانواده محور را به عنوان مداخله ای مناسب جهت بهبود توان خواندن دانش آموزان با نشانگان داون پیشنهاد نمود.
چرا نوکیش!
حوزههای تخصصی:
ترجمه و برگردان فارسی کتاب « رِنگیِد لیدر شیپ»، در ابتدا رهبری مرتد و از دین برگشته تداعی می نماید! که در ادبیات و فرهنگ ما نامانوس و نپذیرفتنی است. البته در بطن و محتوای کتاب، به مفهوم ساختار شکنی و کنار گذاشتن قالب های کهنه و از رده خارج و ترویج و اشاعه خلاقیت و نوآوری در رهبری مدارس متناسب با عصر جدید (عصردیجیتال و دگرگونی های معاصر ) است. بنابراین انتخاب نامی که بتواند هم جذاب و هم متناسب باشد و هم بتواند یک نوع آشنازدایی را با خود به همراه داشته باشد دشوار می نمود و ذهن ما را روزها به خود مشغول کرد تا سرانجام طی مشورت با متخصصان ذیربط، نام «رهبری نوکیش» برای آن انتخاب شد. هدف از «رهبری نوکیش»، بهره برداری رهبران مدارس از پتانسیل و قابلیت فناوری و فضای دیجیتال در تربیت و یادگیری است. رهبری نوکیش تابع «قوانین نوکیشانه» است. توجه به این قوانین به ما کمک می کند تا هر کاری را که به مثابه یک رهبر آموزشی انجام می دهیم، (از جمله برنامه ریزی، تصمیم گیری، ایجاد ارتباط، آمادگی در جلسات، تدریس، بودجه بندی و تسهیل تجربه های یادگیری حرفه ای و...) موثر و کارامد باشد. پیشرفت هایی که در فناوری های آموزشی در عصر دیجیتال حاصل شده است، اراده ما را برای خدمت مناسب تر و پاسخگوتر به دانش آموزان تقویت کرده و ما را تشویق به تعهد دوباره برای انجام کارهای مهم در داخل مدارس می کند. کامل این اثر مفید را می توانید با مطالعه کتاب رهبری نوکیش دنبال کنید. این نوشته روایتی از فرایند و چگونگی کشف و کسب یک کتاب تا خلق یک اثر ترجمه ای وفادار به همه حقوق معنوی مولف است، که امیدوارم برای همه ما در استفاده از آثار دیگران، درس آموز باشد.
تأثیر شعر قصه بر یادگیری مقولات دستوری پایه هفتم (مطالعه موردی، فعل، مصدر و بن های ماضی و مضارع)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی تأثیر قصه و شعر بر یادگیری مقولات دستوری پایه هفتم و تأکید آن بر یادگیری مواردی همچون فعل، مصدر و بنهای ماضی و مضارع است. در این پژوهش، علاوه بر ذکر اهمیت این موضوع و بیان مسائل نظری، به ذکر چهار شعر از نویسنده این مقاله می پردازیم که در سال های تدریس خود، برای آموزش برخی از مباحث دستوری پایه هفتم که شامل فعل، مصدر و بن های ماضی و مضارع است، بهره جسته و نتایج مثبتی گرفته است.نگارنده این سطور، طی شش هفته از اول بهمن ماه تا پانزدهم اسفندماه 1400 پژوهش خود را عملیاتی ساخته و با دسته بندی دانش آموزان پایه هفتم به دو گروه سی نفره آزمایش و کنترل به مطالعه و بررسی پرداخت. آموزش مباحث مذکور برای دانش آموزان گروه آزمایش با استفاده از اشعاری که توسط دبیر سروده شده، تدریس شد و دانش آموزان ضمن شرکت فعالانه در امر یادگیری و حفظ ناخودآگاه اشعار آموزشی، شادی و نشاط خاصی را در جریان آموزش حس می کردند؛ اما آموزش مباحث نام برده به گروه کنترل به روش عادی و بدون استفاده از شعر و قصه صورت گرفت. در هفته ششم پژوهش، ارزیابی های دانش آموزان دو گروه آزمایش و کنترل نشان داد میانگین نمرات گروه آزمایش در مجموع پرسشهای شفاهی و کتبی52/1 نمره از میانگین نمرات گروه کنترل، بالاتر شده است یافته های این پژوهش بیانگر این مطلب است که استفاده از شعر و قصه در یادگیری مقولات دستوری تأثیر به سزایی دارد و جذابیت آنها برای دانش آموز علاوه بر تسهیل امر یادگیری، باعث القای حس شادی نیز می شود.
مدیر مدرسه، راهبر پروژه های تغییر
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله آشناسازی مدیران مدارس به مثابه راهبران پروژه های تغییر با چگونگی مدیریت تغییرات و برنامه ها و فعالیت های جدید در مدرسه است. در این راستا مراحل اعمال تغییر سازمانی، موانع پیش روی تغییرات، مقاومت افراد (نیروی انسانی) در مقابل تغییرات، انواع مقاومت، ریشه های مخالفت معلمان (کارکنان) با تغییرات، گروه تغییر و نقش مدیریت و رهبری مدرسه در پروژه تغییر تبیین شده است.
اثربخشی آموزش تاب آوری بر بی توجهی و تکانشگری در کودکان دارای ADHD(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه های نوین تربیتی دوره ۲۰ زمستان ۱۴۰۳شماره ۴
119 - 129
حوزههای تخصصی:
یکی از مشکلات کودکان ADHD کمبود تاب آوری است. هدف این پژوهش بررسی اثربخشی آموزش تاب آوری بر بی توجهی و تکانشگری در کودکان ADHD بود. این پژوهش از نوع شبه آزمایشی بود که در آن از طرح پیش آزمون_پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه علائم مرضی کودک (اسپرافکین-گادو)، مقیاس تاب آوری کانر- دیویدسون و همچنین از بسته آموزش تاب آوری هندرسون- میلستین استفاده شد. جامعه آماری شامل دانش آموزان پسر مدارس ابتدایی شهر تبریز بود. حجم نمونه 30 نفر بودند که به دو گروه آزمایش (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) تقسیم شدند. گروه آزمایش 12 جلسه برنامه آموزش تاب آوری را دریافت کردند، اما به گروه کنترل هیچ گونه آموزشی ارائه نشد. هر دو گروه پرسشنامه تاب آوری را قبل و بعد از مداخله تکمیل کردند و داده های به دست آمده از تحقیق با روش های آمار توصیفی، آمار استنباطی و با استفاده از نرم افزار آماری SPSS-25 مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. به منظور کنترل اثر پیش آزمون، از تحلیل کوواریانس (ANCOVA) استفاده شد. نتایج به دست آمده نشان داد که آموزش تاب آوری، میزان بی توجهی و تکانشگری را در کودکان ADHD کاهش داد. بنا بر این پیشنهاد می شود از آموزش تاب آوری به عنوان یک روش آموزشی _ درمانی، برای کودکان ADHD استفاده شود.
اثربخشی طرح واره درمانی بر علائم اختلال اضطراب در مادران دارای کودک دچار اختلال تحولی هوشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی افراد استثنایی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۵
137 - 166
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف اثربخشی طرح واره درمانی بر علائم اختلال اضطراب در مادران دارای کودک دچار اختلال تحولی هوشی در شهرستان قدس انجام شد. این مطالعه از نوع تحقیقات نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه اجرا شد. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه مادران دارای کودک دچار اختلال تحولی هوشی شهرستان قدس در سال تحصیلی 1402-1401 بود که از بین آن ها به روش نمونه گیری در دسترس ۳۰ نفر انتخاب شد و به صورت تصادفی در ۲ گروه ۱۵ نفره آزمایش و کنترل قرار گرفتند. پرسش نامه اضطراب بک (1998) به عنوان پیش آزمون توسط هر دو گروه تکمیل شده سپس گروه آزمایش ۱۲ جلسه طرح واره درمانی را دریافت نمودند و گروه کنترل برنامه عادی روزانه خود را گذراند. سپس از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد و داده های پژوهش با استفاده از روش های آمار توصیفی (شاخص های گرایش مرکزی و پراکندگی) و استنباطی (تحلیل کوواریانس) مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که طرح واره درمانی بر کاهش علائم اختلال اضطراب (290/0h=) تأثیر مثبت و معناداری داشتند (005/0P<). به کارگیری طرح واره درمانی به عنوان یک درمان مؤثر می تواند بر کاهش علائم اختلال اضطراب مادران دارای کودک دچار اختلال تحولی هوشی تأثیر گذاشته و بر بهبود وضعیت روانی و زندگی روزمره آن ها کمک کند.
Classroom management: Strategies and challenges of Iranian teachers(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Curriculum Research, Volume ۵, Issue ۱ , ۲۰۲۴
1 - 13
حوزههای تخصصی:
The present study aimed to explore the strategies and challenges faced by Iranian teachers in classroom management. The importance of this study lied in its potential contribution to effective approaches in classroom management, professional growth of teachers, and research knowledge. To serve that end, it utilized a qualitative research design, employing semi-structured interview and open-ended questionnaire to gather data from a sample of Iranian teachers. The findings revealed that Iranian teachers were required to use different strategies to put their knowledge resources and practices of classroom management into the real context of classroom with high effectiveness. The study also indicated several challenges faced by Iranian teachers, such as students’ misbehavior, class communication, fulfillment of learner expectations, time management, care for and attention to learners, giving and receiving feedback, interactions with students’ families, flexibility, accountability and commitment, lesson planning, group work planning, and professional ethics. It can be concluded that teachers’ classroom management literacy is fed by different knowledge resources. Moreover, classroom management literacy is not formed overnight, but it is the product of various knowledge domains. More importantly, classroom management is not an easy task for Iranian teachers. These findings have significant implications for Iranian teachers, teacher educators and curriculum planners.
ارزیابی کیفیت رفتارهای فرانقشی در گروه های آموزشی (مطالعه موردی: دانشگاه اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه ریزی آموزشی دوره ۱۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۶
221 - 244
حوزههای تخصصی:
هدف: رفتارهای فرانقشی در گروه های آموزشی، که فراتر از وظایف رسمی هستند، نقش مهمی در بهبود کیفیت و عملکرد مؤسسات آموزش عالی ایفا می کنند. این رفتارها می توانند به افزایش انگیزه، بهبود روابط کاری و ارتقای سطح آموزشی کمک کنند. این پژوهش با هدف ارزیابی کیفیت رفتارهای فرانقشی در گروه های آموزشی دانشگاه اصفهان انجام شده است. روش شناسی: این پژوهش کاربردی با رویکرد آمیخته و روش اکتشافی متوالی (کیفی-کمی) انجام شد. در بخش کیفی، با 15 متخصص (به روش نمونه گیری هدفمند) مصاحبه شد و مؤلفه های رفتارهای فرانقشی شناسایی گردید. در بخش کمی، 140 مدیر و عضو هیئت علمی از سه حوزه مختلف به پرسشنامه پاسخ دادند. داده های کیفی با تحلیل مضمون و داده های کمی با نرم افزار SPSS27 تحلیل شدند. یافته ها: وضعیت کلی رفتارهای فرانقشی در گروه های آموزشی دانشگاه اصفهان در سطح متوسط است. مؤلفه هایی مانند «ارتباط دوستانه و مؤثر با دانشجویان و دانش آموختگان» و «تقویت ارتباطات بین گروهی» در حد متوسط قرار دارند. در مقابل، مؤلفه های «ارتقای کیفیت پروژه های تحقیقاتی»، «فراهم کردن شرایط برای بهبود دانش و مهارت های دانشجویان» و «تعاملات حرفه ای و عاطفی اعضای گروه ها» به طور معناداری بالاتر از حد متوسط هستند. با این حال، مؤلفه های «ترویج ارتباط با مدیران، کارآفرینان و سازمان های مرتبط» و «حضور اجتماعی فعال» به طور معناداری پایین تر از حد متوسط و در سطح نامطلوب قرار دارند. نتیجه گیری و پیشنهادها: اگرچه در گروه های آموزشی دانشگاه اصفهان تا حدودی به رفتارهای فرانقشی توجه شده است، اما تا وضعیت مطلوب فاصله وجود دارد. پیشنهاد می شود دانشگاه با برگزاری کارگاه های آموزشی، ارائه مشاوره و حمایت از فعالیت های فرانقشی، گام های مؤثری در این زمینه بردارد. نوآوری و اصالت: این پژوهش با رویکردی نوآورانه و اکتشافی، تصویری جامع از رفتارهای فرانقشی در گروه های آموزشی ارائه می دهد. با توسعه ابزار سنجش معتبر و ارائه الگوی کاربردی، این مطالعه می تواند به بهبود کیفیت آموزش و پژوهش در دانشگاه های کشور کمک کند.
ارتباط فرهنگ مدرسه و سلامت روان دانش آموزان با نقش میانجی احساس تعلق به مدرسه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این مطالعه، آزمون الگوی مفهومی نقش تعلق به مدرسه در رابطه بین فرهنگ مدرسه و سلامت روان دانش آموزان مقطع ابتدایی شهرستان کازرون بود. این تحقیق بر حسب هدف، کاربردی و همچنین از نظر ماهیت و روش، توصیفی - همبستگی و از لحاظ زمانی، مقطعی بود. جامعه آماری در این مطالعه، کلیه دانش آموزان مقطع ابتدایی شهرستان کازرون (3500 نفر) بوده که با استفاده از جدول مورگان-کرجسی، تعداد نمونه آماری حدود 246 نفر در نظر گرفته شد و روش نمونه گیری، تصادفی طبقه ای بوده است. در این مطالعه از پرسشنامه های استاندارد تعلق به مدرسه موتون و همکاران (2013)، سلامت روانی کیز (۲۰۰۲) و فرهنگ مدرسه ﮔﺮوﻧﺮت و وﻟﻨﺘﺎیﻦ (1999) استفاده شده است. روایی محتوایی هر سه پرسشنامه توسط صاحب نظران تأیید گردید است و پایایی آن پس از اجرای آزمایشی بین 30 نفر از دانش آموزان به وسیله محاسبه آلفای کرونباخ برای سه پرسشنامه به ترتیب 84/0 ، 89/0 و 87/0 تعیین گردید. به منظور پاسخ به سوال های تحقیق از آزمون های همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر و نرم افزارهای SPSS و Amoos استفاده شده است. نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان داده فرهنگ مدرسه و تعلق به مدرسه با سلامت روان دانش آموزان رابطه معناداری داشته است. همچنین؛ بین فرهنگ مدرسه و تعلق به مدرسه رابطه معناداری برقرار بوده است. نتایج تحلیل مسیر نشان داده است که تعلق به مدرسه در رابطه بین فرهنگ مدرسه و سلامت روان دانش آموزان، نقش واسطه ای داشته است.
نقش فیلسوفان تعلیم و تربیت در جهانی پر تلاطم: «هوش بوم شناختی» به مثابه مشارکت پژوهشگران فلسفی در صلح جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فلسفه های صلح جهانی را می توان به عنوان هدفی تکاملی برای هوشیاری بیشتر در نظر گرفت—هدفی که ابعاد فردی، اجتماعی، ملی و بین المللی هستی انسانی را در یک شبکه ی به هم پیوسته ی حیات متحد می سازد. این چشم انداز به دنبال حذف تمامی اشکال خشونت فردی و اجتماعی است و جوهری معنوی را پرورش می دهد که در «هوش بوم شناختیِ» متعالی ریشه دارد. چنین هوشی از بیداری فلسفی و علمی نسبت به فرایندهای طبیعی، تنوع زیستی، و آگاهی سیاره ای پدید می آید. این هوش، درکی را ترویج می کند که مبتنی بر معرفت شناسی مشترکِ سیستم های طبیعی و مصنوعیِ پیچیده است (از جمله: پیچیدگی، هستی شناسی رابطه مند، خودسازمان یابی، غیرخطی بودن، بازخورد، یادگیری انطباقی، دانش توزیعی، مقیاس پذیری و نقدپذیری). ظهور این آگاهی که در فلسفهٔ تعلیم و تربیت (اعم از بوم شناسی و صلح) نقشی اساسی دارد، راهی پیش روی بشریت می گذارد تا آموزش را با اهداف صلح، عدالت و پایداری در جهانی پرتلاطم هم راستا سازد. «فلسفهٔ زمین نو»، که از ویتگنشتاین الهام گرفته و بر پایهٔ درک علمی و فلسفیِ معاصر استوار است، در پی یافتن راه حل های عملی برای مسائل واقعیِ «پس از آخرالزمان» است—راه حل هایی که با مفهوم «با-هم-بودن» و زایش آگاهی سیاره ای پیوند دارند.
نقش فناوری های نوین و هوش مصنوعی در بهبود فرایندهای آموزشی: یک مطالعه مروری در آموزش ابتدایی
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: آموزش ابتدایی یکی از مهم ترین مراحل در فرآیند یادگیری و شکل دهی به توانایی ها و مهارت های پایه دانش آموزان است. در سال های اخیر، فناوری های نوین و به ویژه هوش مصنوعی (AI) نقش به سزایی در تحول و بهبود فرایند های آموزشی در مقطع ابتدایی ایفا کرده اند. بنابراین، هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش فناوری های نوین و هوش مصنوعی در بهبود فرایندهای آموزشی در آموزش ابتدایی می باشد. روش ها: روش پژوهش حاضر کیفی و در قالب مروری توصیفی می باشد. برای گردآوری داده ها، از منابع معتبر علمی، اسناد موجود و مطالعات کتابخانه ای استفاده شد. این اطلاعات به صورت توصیفی، تحلیل و تفسیر شد. یافته ها: یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که فناوری های نوین و هوش مصنوعی در بهبود فرایندهای آموزشی در6 بعد نقش موثری دارد. این ابعاد شامل توانمند کردن دانش آموزان با و بدون چالش های فیزیکی و یادگیری، یادگیری عمیق تر و معتبر مسائل آموزشی توسط هوش مصنوعی، بهبود آمادگی دانش آموزان برای ورود به مقاطع بالاتر، آموزش معلمان و توسعه ی حرفه ای آنها، رفتار و مدیریت کلاس، بازخورد و امتیازدهی است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که توانمند کردن دانش آموزان با و بدون چالش های فیزیکی و یادگیری توسط هوش مصنوعی منجر به یادگیری عمیق تر و معتبر مسائل آموزشی شده و در راستای آن آمادگی دانش آموزان را برای ورود به مقاطع بالاتر بهبود می بخشد. همچنین عملکرد حرفه ای معلمان، رفتار و مدیریت کلاس توسط آنها و در نهایت بازخورد و امتیازدهی در توسعه ی روش های تدریس آموزشی از طریق هوش مصنوعی ارتقاء می یابد. نتایج به دست آمده از این مطالعه، اهمیت روزافزون فناوری های نوین و هوش مصنوعی در تحول نظام آموزشی ابتدایی را تأیید می کند و زمینه را برای استفاده هوشمندانه و بهینه از این ابزارها در جهت ارتقای کیفیت آموزش فراهم می سازد.