فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۷۰۱ تا ۱٬۷۲۰ مورد از کل ۱۹٬۵۸۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
این جستار به نقد رویکردهای جاری در مدیریت آموزشی ایران پرداخته و نشان می دهد که این حوزه، تحت تأثیر تقلیدهای صرف از الگوهای وارداتی، هویت معرفتی و فرهنگی خود را از دست داده است. مدیریت آموزشی در ایران، به جای نگاه به میراث عمیق حکمت ایرانی که تربیت را فرآیندی وجودی و معنوی می داند در چارچوب های مکانیکی و کارکردگرایانه قرار گرفته که از درک نیازهای فرهنگی جامعه ایرانی ناتوان است. جستار یادشده بر ضرورت تلفیق خلاقانه میان حکمت ایرانی و دانش جهانی تأکید داشته و استدلال می کند که تنها از این طریق می توان نظامی مدیریتی ایجاد کرد که هم ریشه در ارزش های فرهنگی و فلسفی ایران داشته باشد و هم در تعامل مؤثر با دانش معاصر جهان، انسان هایی خلاق، نقاد و حکیم تربیت کند. جستار با گشودن چشم اندازی نو، نشان می دهد که میان دانش ابزاری و حکمت می باید پیوندی سازنده ایجاد شود. در عین حال، به این پرسش حیاتی می پردازد که چگونه می توان نظام مدیریتی ای طراحی کرد که در عین حفظ هویت ملی، با جهان تعامل پویا برقرار کند؟ پیام اصلی جستار این است که عبور از بحران های کنونی مدیریت آموزشی ایران تنها در گرو بازآفرینی مسیر گفت وگویی میان علم و حکمت است؛ گفت وگویی که نظام آموزش و پرورش ایران را به بستری برای معنا، نوآوری و تعالی تبدیل می کند.
طراحی الگوی مفهومی فعالیت های فوق برنامه با تأکید بر ساحت های تربیت زیباشناختی و هنری دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آموزش وپرورش به عنوان محور و قلب توسعه فرهنگی در راستای ساحت های سند تحول بنیادین، موظف به ارتقا، پرورش و رشد حوزه های ادراکی، شناختی، ارزشی و گرایشی دانش آموزان می باشد. برای رسیدن به این مقصود، فعالیت های فوق برنامه از قابلیت های قابل توجهی برخوردار است. این پژوهش با هدف طراحی الگوی مفهومی فعالیت های فوق برنامه با تأکید بر ساحت های تربیت زیباشناختی و هنری دانش آموزان انجام گرفته است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر نوع داده ها، کیفی بوده است. بر این اساس، از رویکرد گراندد تئوری، با مراجعه به اندیشمندان و خبرگان موضوع و پیگیری مراحل سه گانه کدگذاری، الگوی مفهومی ارائه شده است. یافته های پژوهش نشان دادند عوامل تأکید بر پرورش حواس، فراهم سازی زمینه های مناسب پرورش تخیل و قوه خیال، تأکی د ب ر ف راهم س ازی زمین ه ه ای کس ب شایس تگی رمزگ ذاری و رمزگش ایی برای متربیان، تأکید بر فراهم سازی زمینه ها و شرایط آفرینشگری و خلاقیت برای متربیان، تأکید بر انعطاف پذیری تربیت زیبایی شناختی و هنری، و تأکید بر فراهم آوردن زمینه گرایش و تخصص هنری در متربیان، ممکن است شرایط علّی مشارکت فعال دانش آموزان در فعالیت های فوق برنامه در مدارس باشند که باعث توسعه تربیت زیباشناختی و هنری از لحاظ علمی، فرهنگی، معنوی، اجتماعی و هنری شود و مجموعاً اجرای ساحت تربیت زیباشناختی و هنری سند تحول بنیادین آموزش وپرورش را نشانه می روند. عوامل و شرایط علّی زمینه ای زیرساختی و محیطی و عوامل محتوایی و رفتاری، ممکن است میانجی گر و یا تعدیل کننده این رابطه باشند. درنتیجه تمامی عوامل و شرایط بیان شده ممکن است منجر به توسعه پایدار تربیت زیباشناختی و هنری در جامعه شود.
اثربخشی مداخله بازشناسی هیجانی بر خود تنظیمی هیجانی و همدلی دانش آموزان دارای اختلال نافرمانی مقابله ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی افراد استثنایی سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۴
43 - 75
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف اثربخشی مداخله بازشناسی هیجانی بر خود تنظیمی هیجانی و همدلی دانش آموزان دارای اختلال نافرمانی مقابله ای انجام پذیرفت. طرح پژوهشی نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون – پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل نابرابر و جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دوره دوم ابتدایی مراجعه کننده به مراکز مشاوره و خدمات روانشناسی شهر مشهد در سال تحصیلی 1401-1400 بود که به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شد. از بین این کودکان نمونه ای شامل 30 نفر بر اساس ملاک های ورود انتخاب و سپس در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. برای جمع آوری داده ها از سیاهه رفتاری کودک آخنباخ (CBCL، 1991)، پرسشنامه خود تنظیمی هیجانی (تحصیلی زیمرمن و پونز، 1986) و پرسشنامه همدلی کودکان و نوجوانان (اورگاوو و همکاران، 2017) استفاده شد. جهت تجزیه وتحلیل آماری از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. نتایج نشان داد که مداخله ای بازشناسی هیجانی بر بهبود خودتنظیمی و همدلی در مراحل پس آزمون و پیگیری تأثیر معنی دار داشته است. (01/0P<). شواهد به دست آمده نشان می دهد که مداخله بازشناسی هیجانی در افزایش خود تنظیمی هیجانی و همدلی دانش آموزان دارای اختلال نافرمانی مقابله ای مؤثر است.
ارزیابی وضعیت اخلاق تحصیلی در آموزش مجازی در دوران کووید 19 در دانشجویان دانشکده پیراپزشکی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: یکی از مسائل مهمی که در دوران کرونا با آن مواجه هستیم، استفاده از فضای مجازی در بین دانشجویان است. که غیر از جنبه های مثبت آن، متأسفانه یکسری مسائل غیراخلاقی را نیز بدنبال داشته و باعث بروز اختلال هایی در سبک زندگی افراد شده است. از این رو پژوهش حاضر با هدف بررسی وضعیت اخلاق تحصیلی در آموزش مجازی در دوران کووید 19 در دانشجویان دانشکده پیراپزشکی انجام شد. روش کار: در این پژوهش ﻣﻘﻄﻌی از نوع طبقه ای- تصادفی، 200 نفر از دانشجویان کارشناسی دانشگاه علوم پزشکی گناباد در سال 1400 از طریق فراخوان اینترنتی و پرس لاین در پژوهش شرکت کردند. پس از توضیح اهداف مطالعه و ﮐﺴﺐ رﺿﺎیﺖ آﮔﺎﻫﺎﻧﻪ از داﻧﺸﺠﻮیﺎن، پرسش نامه ی اخلاق تحصیلی گل پرور در اﺧﺘﯿﺎر داﻧﺸ ﺠﻮیﺎن ﻗ ﺮار ﮔﺮﻓ ﺖ. داده ها پس از جمع آوری با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 20 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. بمنظور تحلیل داده ها از روش ضریب همبستگی پیرسون، تی مستقل و آنالیز واریانس یکطرفه استفاده شد. نتایج: توزیع فراوانی دانشجویان بر اساس نمره اخلاق تحصیلی نشان داد که (%43)86 دانشجو از نمره اخلاق تحصیلی مطلوب و تنها (%1)2 دانشجو از نمره اخلاق نامطلوبی برخوردار هستند. همبستگی میان سن و اخلاق تحصیلی معنی دار نبود (269/0p=). در بعد اخلاق تحصیلی، دانشجویان زن نسبت به مرد از اخلاق تحصیلی بالاتری برخوردار بودند که به لحاظ آماری معنی دار بود (002/0p=). همچنین بین ترم های تحصیلی، ترم ششم به لحاظ آماری از اخلاق تحصیلی پایینتری برخوردار بود (014/0p=). نتیجه گیری: وضعیت اخلاق تحصیلی در آموزش مجازی در دوران کووید 19 در دانشجویان دانشکده پیراپزشکی در سطح متوسط است، اما با این حال نیاز به بررسی های بیشتری دارد. در همین راستا پیشنهاد می شود که اساتید روی برخی مهارت های اخلاقی تمرکز کرده و آنها را نیز به دانشجویان همراه دروس آموزش دهند.
بررسی تطبیقی مراحل تکامل جنین در قرآن با یافته های علم جنین شناسی وکاربرد آن دربرنامه درسی زیست شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در آیات قرآن، موضوع خلقت انسان با هدف آشنایی بشر با شگفتی های آفرینش و شناخت خداوند مطرح شده است. یکی از مباحث مهم درس زیست شناسی نیز، موضوع تولیدمثل و تکوین جنین است که بسیار مورد توجه دانش آموزان قرار می گیرد. این موضوع از منظر ساحت اعتقادی، عبادی و دینی سند تحول، ظرفیت بالایی برای آموزش معلمان و دانش آموزان دارد. هدف از پژوهش حاضر تطبیق مراحل تکامل جنین انسان در قرآن با یافته های علم جنین شناسی و ارائه پیشنهاداتی برای آموزش مبحث تکوین جنین است. روش این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوه گردآوری داده ها، روش کیفی از نوع روش تحلیل محتوا است. محتوای مبحث تولید مثل کتاب زیست شناسی پایه یازدهم، از نظر انطباق با آیات قرآن مورد بررسی قرار گرفته است. بر اساس آیات قرآن، مراحل تکوین جنین انسان شامل هفت مرحله نطفه، علقه، مضغه، تشکیل استخوان، پدید آمدن عضله، دمیدن روح و در نهایت تولد است که با تمهیداتی که خالق اندیشیده است، کودک پس از این مراحل پا به جهان می گذارد. پیشرفت علوم جنین شناسی و سلولی- مولکولی، زمینه شناخت بهتر نکاتی را که قرآن در زمینه خلقت انسان آورده فراهم کرده است. مهم ترین نتایج حاصل از بررسی انطباق مراحل تکامل از دیدگاه آیات قرآن و علم جنین شناسی، توجه به بعد مادی آفرینش و اعجاز قرآن می باشد. به همین علت دانش جنین شناسی یک دانش توحیدی به حساب می آید. بنابراین انتظار می رود برنامه درسی با استفاده از این ظرفیت در رشد تفکر دینی دانش آموزان سهم بسزایی داشته باشد.
اثربخشی آموزش تنظیم هیجان بر حساسیت بین فردی، تحمل پریشانی هیجانی و همدلی دانش آموزان دختر پرخاشگر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهداف: هدف از این پژوهش بررسی اثربخشی آموزش تنظیم هیجان بر حساسیت بین فردی، تحمل پریشانی هیجانی و همدلی دانش آموزان دختر پرخاشگر بود. روش : روش پژوهش، آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل دانش آموزان مشغول به تحصیل در نیمسال اول سال تحصیلی 1403-1402 به تعداد 180 نفر بود. نمونه آماری تعداد 30 نفر از دانش آموزان که به شیوه تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند و در دو گروه 15 نفره آزمایش و کنترل قرار گرفتند. افراد گروه نمونه با استفاده از پرسشنامه پرخاشگری باس و پری (1992) غربالگری شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه ی حساسیت بین فردی بایس و پارکر(1989)، تحمل پریشانی هیجانی سیمونز و گاهر(2005)، همدلی مهرابیان(1389) جمع آوری شد. سپس با استفاده از روش کواریانس چند متغیره و تک متغیره در نرم افزار SPSS-24 تحلیل شدند. یافته ها: تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که آموزش تنظیم هیجان بر حساسیت بین فردی و تحمل پریشانی هیجانی اثربخش بوده اما بر همدلی تأثیرگذار نبود. نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که آموزش تنظیم هیجان می تواند به طور قابل توجهی کیفیت زندگی و سلامت روانی دانش آموزان پرخاشگر را بهبود بخشد و به کاهش مشکلات رفتاری و هیجانی آنها کمک کند.
ویژگی های مدارس متوسطه شهر کرمان در راستای تحقق مدارس بدون شکست(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
آموزش و پرورش متعالی دوره ۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۳)
15 - 27
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر با هدف شناخت ویژگی های مدارس متوسطه شهر کرمان در راستای تحقق اهداف مدارس بدون شکست گلسر انجام شد. این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ روش ازجمله تحقیقات کیفی است که با روش گراندد تئوری (داده بنیاد) انجام شد در این پژوهش جامعه آماری شامل مدیران تصمیم گیرنده در مدارس متوسطه شهر کرمان و اساتید دانشگاه، صاحب نظران و خبرگان بود که تا دست یابی به اشباع نظری تداوم داشت؛ که با تعداد 25 نفر به اشباع رسید روش نمونه گیری هدفمند بود گردآوری داده ها با ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. جهت بررسی روایی و پایایی داده ها از دو روش بازبینی به وسیله مشارکت کنندگان و مرور به وسیله خبرگان غیر شرکت کننده در پژوهش استفاده شد و پس از دریافت نظرات اصلاحی ویرایش لازم انجام و الگوی نهایی مصاحبه ها ارائه شد. تجزیه وتحلیل آماری به وسیله نرم افزار MAXQDA با ورژن 2020 انجام شد. یافته ها نشان داد مرحله کدگذاری باز268 مفهوم از مصاحبه ها به دست آمد در مرحله کدگذاری محوری 195 مقوله اصلی به دست آمد و در مرحله انتخاب گزینشی4 مقوله اصلی برای اهداف مدارس گلسر و دو مقوله اصلی برای ویژگی مدارس شهر کرمان استخراج شد. مدارس گلسر4 سطح فردی (دانش آموزی) ؛پرسنلی؛ مفاهیم آموزشی ؛ محیطی تمایزهای عمده ای با مدارس شهر کرمان دارد نتیجه می توان گرفت این تمایز بیشتر در بخش آموزش مفاهیم درسی و آموزشی موردتوجه گلسر نمود بیشتری دارد.
بررسی نقش میانجی تفکر راهبردی در رابطه بین رهبری تحول گرا، رهبری تعامل گرا و مقاومت در تغییر معلمان مقطع متوسطه اول شهرستان نورآباد ممسنی
منبع:
انگاره های نو در تحقیقات آموزشی سال ۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
144 - 164
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: هدف اصلی این پژوهش، بررسی نقش میانجی تفکر راهبردی در رابطه بین رهبری تحول گرا، رهبری تعامل گرا و مقاومت در برابر تغییر معلمان مقطع متوسطه اول شهرستان نورآباد ممسنی بود. روش شناسی پژوهش: روش تحقیق از نوع توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری، معلمان متوسطه اول شهرستان ممسنی در سال تحصیلی 1402-1403 به تعداد 510 نفر بود. برای تعیین حجم نمونه از جدول مورگان استفاده و تعداد 210 نفر بعنوان حجم نمونه آماری انتخاب شد. شیوه نمونه گیری در این پژوهش به صورت طبقه ای تصادفی بود. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه مقاومت در برابر تغییر اورگ (2003)، پرسشنامه رهبری تحول گرا بس و اولیو (2004)، پرسشنامه رهبری تعامل گرا بس و آولیو (1985) و پرسشنامه تفکر راهبردی گلدمن (2005) استفاده شد. برای آزمون فرضیه های تحقیق از روش معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که تفکر راهبردی در رابطه بین رهبری تحول گرا، رهبری تعامل گرا و مقاومت در تغییر معلمان مقطع متوسطه اول شهرستان نورآباد ممسنی نقش میانجی دارد. بین رهبری تحول گرا و مقاومت در تغییر معلمان مقطع متوسطه اول شهرستان نورآباد ممسنی رابطه معناداری وجود دارد.بین رهبری تعامل گرا ومقاومت در تغییر معلمان مقطع متوسطه اول شهرستان نورآباد ممسنی رابطه معناداری وجود دارد. همچنین بین رهبری تحول گرا و تفکر راهبردی معلمان مقطع متوسطه اول شهرستان نورآباد ممسنی رابطه معناداری وجود دارد. نیز بین رهبری تعامل گرا و تفکر راهبردی معلمان مقطع متوسطه اول شهرستان نورآباد ممسنی رابطه معناداری وجود دارد و بین تفکر راهبردی و مقاومت در تغییر معلمان مقطع متوسطه اول شهرستان نورآباد ممسنی رابطه معناداری وجود دارد.نتیجه گیری : رهبری تحول گرا و تعامل گرا تأثیر مثبتی بر کاهش مقاومت معلمان در برابر تغییرات دارند و تفکر راهبردی نقش میانجی در این رابطه ایفا می کند. تقویت تفکر راهبردی معلمان، منجر به پذیرش بهتر تغییرات در محیط آموزشی می شود.
مانیفست پژوهش در مدیریت آموزشی قرن 21
حوزههای تخصصی:
پژوهشگران در حوزه مدیریت و رهبری آموزشی با یک دوراهی اساسی روبه رو هستند: آیا باید این حوزه را به عنوان پژوهشی متمرکز بر ویژگی ها، رفتارها و عملکردهای رهبران و رهبری در نظر بگیرند یا بر روابط پویای در حال شکل گیری که ناشی از سازماندهی آموزش هستند، تمرکز کنند؟ اعتبار این حوزه، چه در داخل دانشگاه و چه در خارج از آن، و همچنین سودمندی ادعاهای دانش در این دوراهی در خطر است. به مناسبت سخنرانی نیل کرانستون، من در پی احترام به تاریخ غنی گفتگو و بحث های چندرشته ای در این حوزه هستم و قصد دارم یک "مانیفست" ارائه دهم که هدف آن بازنگری پروژه مدیریت و رهبری آموزشی با تمرکز کمتر بر رهبران و رهبری و در عوض بر ارائه آموزش، به ویژه در مدارس، باشد. بر اساس شواهد موجود، رهبری تنها پنج تا ده درصد از تأثیر بر نتایج آموزشی را به خود اختصاص می دهد. بنابراین، تمرکز صرف بر آن خطر نادیده گرفتن یا کم اهمیت جلوه دادن 90 تا 95 درصد دیگر عوامل درون مدرسه ای و همچنین عوامل خارج از مدرسه را به همراه دارد. بازنگری پروژه مدیریت آموزشی به عنوان ارائه آموزش، نشان دهنده گسترش عمده ای در مطالعات در تقاطع آموزش، مدیریت دولتی، جمعیت شناسی، جغرافیا، اقتصاد، جامعه شناسی، تاریخ و دیگر رشته ها است. این تقاطع زمینه ای حاصلخیز برای توسعه اشکال نوآورانه ای از تحلیل در مقیاس بین المللی فراهم می کند و نقطه شروع ایده آلی برای پژوهش است تا تأثیرات و تعاملاتی ایجاد کند که برای پژوهشگران، سیاست گذاران، مقامات سیستمیک، مدارس، مربیان و جوامع حائز اهمیت باشد.
نقش تشخیصی خودبازداری، معنا در زندگی و افسردگی در احتمال خودکشی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه های نوین تربیتی دوره ۲۰ پاییز ۱۴۰۳شماره ۳
131 - 143
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف متمایز ساختن دانش آموزان با احتمال خودکشی بالا و پایین از یکدیگر، بر اساس مؤلفه های خودبازداری، معنا در زندگی و افسردگی انجام شد. روش پژوهش حاضر علی_ مقایسه ای بود. جامعه آماری شامل همه دانش آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه دوم شهرستان اسکو در سال تحصیلی 1401-1400 بود که با توجه به جدول کرجسی و مورگان، 766 نفر از آنها با دو روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای و روش هدفمند انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از مقیاس خودبازداری وینبرگر و شوارتز (1990)، مقیاس معنا در زندگی استگر و همکاران (2006)، پرسشنامه افسردگی بک (1966) و پرسشنامه احتمال خودکشی کال و گیل (2002) استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار 22spss و آزمون تحلیل تشخیصی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته های تحلیل تشخیصی، منجر به یک تابع تشخیص معنادار شد که طبق این تابع متغیر افسردگی و مؤلفه های کنترل تکانه و مسئولیت پذیری دارای بالاترین توان تمایز بودند. مؤلفه های بعدی متمایزکننده گروه ها به ترتیب مؤلفه های کنترل خشم، وجود معنا، جست وجوی معنا و مراعات دیگران بودند (01/0< p). همچنین نتایج تحلیل تشخیصی نشان داد که بیشتر دانش آموزان با احتمال خودکشی پایین با بالاترین درصد تشخیص (8/89 درصد) به درستی از دیگر دانش آموزان متمایز شده بودند و 9/84 درصد از افراد دو گروه طبق تابع به دست آمده به طور صحیح مجدداً طبقه بندی شده بودند. نتایج این طبقه بندی مجدد نشانگر توان متغیرهای یادشده در تمایز میان دانش آموزان با احتمال خودکشی بالا و پایین بود؛ لذا به متولیان عرصه تعلیم و تربیت پیشنهاد می شود که برنامه هایی را در راستای ارتقای مهارت های خودبازداری و معنابخشی به زندگی دانش آموزان در نظر بگیرند.
ساخت و اعتبارسنجی مقیاس ارزشیابی از درس برای رشته های علوم انسانی دانشگاه های کشور
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف ساخت و اعتبارسنجی مقیاس ارزشیابی از درس برای رشته های علوم انسانی دانشگاه های کشور انجام شد. در پژوهش حاضر از طرح ترکیبی، از نوع اکتشافی متوالی، استفاده شد. همچنین در بخش کیفی از روش مطالعه موردی کیفی استفاده شد. مشارکت کنندگان بالقوه، صاحب نظران برنامه درسی در حوزه ارزشیابی و روش گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود که با استفاده از رویکرد نمونه گیری هدفمند و روش افراد کانونی با 20 نفر مصاحبه شد. برای تجزیه و تحلیل داده های کیفی از روش تحلیل مضمون استفاده شد. در بخش کمی، از روش توصیفی – پیمایشی بهره گرفته شده است. جامعه آماری بخش کمی دانشجویان کارشناسی دانشگاه ها بودند که به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، تعداد 360 نفر انتخاب شدند. داده های پژوهش در بخش کمی از طریق پرسشنامه مستخرج از بخش کیفی جمع آوری شد. برای تجزیه و تحلیل داده های کمی از روش تحلیل عاملی تاییدی استفاده شد. یافته های حاصل از بخش کیفی نشان داد که مقیاس ارزشیابی از درس متشکل از هفت مقوله اصلی، هدف (10 گویه)، محتوا (12 گویه)، روش های یاددهی-یادگیری (14 گویه)، ارزشیابی (10 گویه)، فعالیت های یاددهی و یادگیری (10 گویه)، محیط یادگیری (9 گویه)، زمان (8 گویه) است. در بخش کمی نیز مشخص گردید که بر اساس نتایج تحلیل عاملی تاییدی مرتبه دوم عناصر و مولفه های مربوط به آن ها به درستی الگوی ارزشیابی از درس را مورد سنجش قرار می دهند. در مجموع می توان بیان کرد که مقیاس طراحی شده در 7 مقوله اصلی و 73 مولفه، مقیاسی روا و پایا برای ارزشیابی از دروس رشته های علوم انسانی دانشگاه ها می باشد که می تواند مبنای سیاست گذاری و بازنگری در حوزه برنامه درسی دروس و ارزشیابی از دروس توسط دانشجویان قرار بگیرد.
تجارب زیسته معلمان ابتدایی از اجرای ارزشیابی کیفی-توصیفی در آموزش مجازی دوران همه گیری کووید-۱۹: یک مطالعه پدیدارشناسانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و اهداف: این مطالعه به بررسی تجربیات زیسته معلمان مقطع ابتدایی در اجرای ارزشیابی توصیفی در دوره آموزش مجازی ناشی از شیوع ویروس کووید-19 پرداخته است.روش ها: این پژوهش با رویکرد کیفی و پدیدارشناختی انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه های عمیق با 15 معلم مقطع ابتدایی شهر بیرجند در سال تحصیلی 1400-1401 جمع آوری شد. نمونه ها به روش نمونه گیری هدفمند از نوع معیار انتخاب شدند و اشباع داده ها حاصل گردید. برای تحلیل داده ها از روش کولیتزی (2002) و نرم افزار مکس-کیودا 11 استفاده شد. یافته ها: برای اعتبارسنجی داده ها از چهار معیار گوبا و لینکلن (1985) استفاده شد. هفت مضمون اصلی شناسایی شد: «ابزارهای سنجش یادگیری»، «نحوه رصد فرآیند آموزشی»، «والدین و ارزشیابی»، «نحوه بازخورد مجازی»، «پیامدهای تربیتی و رفتاری»، «عدالت در ارزشیابی»، «پوشه کار الکترونیکی».نتیجه گیری: معلمان از ابزارها و روش های متنوعی برای ارزیابی و حمایت از یادگیری دانش آموزان در فضای مجازی استفاده کردند که هم فرصت ها و هم چالش هایی را آشکار ساخت. ارزشیابی های مجازی موجب ترویج روش های نوآورانه و ارائه بینش های عمیق تری نسبت به پیشرفت دانش آموزان شد. با این حال، نابرابری در دسترسی به منابع، تفاوت در میزان مشارکت والدین، و درک بی عدالتی در ارزشیابی ها، موانع قابل توجهی ایجاد کرد. این یافته ها بر لزوم تدوین راهبردهای عادلانه و مؤثر برای بهبود فرآیند آموزش مجازی تأکید دارند و نقش حیاتی حمایت جامع از معلمان و دانش آموزان را در رفع این چالش ها برجسته می کنند.
تحلیل عناصر صحنه و پیرنگ در رمان "موت صغیر" اثر محمدحسن علوان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
محمدحسن علوان، یکی از نویسندگان برجسته ادبیات عربی و عربستان سعودی است که تاکنون رمان های متعددی از وی به زیور طبع آراسته شده که تعدادی از آن ها برنده جوایز معتبر ادبی شده اند. در میان آثار او، رمان «موت صغیر» که سرگذشتی توأم با تخیّل از زندگی عارف مشهور، محی الدین ابن عربی است، در سال 2017 م برنده جایزه معتبر بوکر عربی شده است. جستار حاضر کوشیده است با استفاده از روش توصیفی- حلیلی و با بهره گیری از ابزار کتابخانه ای به بررسی و تحلیل عناصر صحنه و پیرنگ در این رمان مشهور بپردازد. نتایج پژوهش بیانگر آن است که علوان به خوبی با فضای داستان نویسی آشنا بوده و با استفاده از تکنیک خاص این فن، توانسته است مخاطب را با داستان همراه سازد. علی رغم حجم بالای رمان، نویسنده توانسته با استفاده از دو نوع پیرنگ: پیرنگ اصلی که زندگی نامه آمیخته با تخیّل ابن عربی است و پیرنگ فرعی که حوادثی پیرامون حفظ و نگهداری کتاب خطیِ "فتوحات مکیه" ابن عربی است، مخاطب را به خواندن ادامه داستان ترغیب سازد. از دیگر نقاط بارز توجه در هنر داستان نویسیِ علوان، دقت فراوان وی در توصیف فضا و صحنه و مکانی است که متن در آن جاری گشته یا حادثه ای در آن روی داده است.
ارائه مدلی برای شناسایی و کاهش تعارضات نقش معلمان در محیط های یاد گیری چندفرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۱۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۷
109 - 125
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف ارائه مدلی برای شناسایی و کاهش این تعارضات، به شناسایی عوامل مؤثر و راهکارهای کاهش آن ها می پردازد تا عملکرد معلمان در چنین محیط هایی بهبود یابد. روش: این پژوهش از نظر روش آمیخته، بخش کیفی سنتزپژوهی و تحلیل تِم مصاحبه با خبرگان و بخش کمی آزمون معادلات ساختاری برای تناسب سنجی مدل بود. یافته ها: یافته ها نشان داد که تعداد 24 مفهوم اولیه در قالب 5 مفهوم یا مضمون اصلی از 17 مقاله از پیشینه تجربی شناسایی با توجه به نتایج مصاحبه 21 مولفه در قالب 3 عامل استخراج شد سپس در نهایت عوامل استخراج شده از منابع کتابخانه ای جدول و نظرات اساتید و خبرگان به ترتیب مرتب و موارد تکراری و مشابه حذف شد که نهایتا تعداد 38 مفهوم اولیه (شاخص)، 6 تِم و مضمون اصلی (آمادگی فرهنگی معلمان، حمایت سازمانی، توسعه برنامه های درسی چندفرهنگی، مدیریت تنوع فرهنگی در محیط آموزشی، توسعه مهارت های حل تعارض و آموزش و توانمندسازی) در قالب عوامل موثر در کاهش تعارضات نقش معلمان در محیط های یادگیری چندفرهنگی شناسایی و تعیین شدند. نتیجه گیری: بر اساس نتایج عوامل متعددی در کاهش تعارضات نقش معلمان در محیط های یادگیری چندفرهنگی تأثیر دارند. این عوامل شامل آمادگی فرهنگی معلمان، حمایت سازمانی، توسعه برنامه های درسی چندفرهنگی، مدیریت تنوع فرهنگی، توسعه مهارت های حل تعارض و آموزش و توانمندسازی معلمان هستند. به ویژه، آمادگی فرهنگی معلمان به آن ها کمک می کند تا تفاوت های فرهنگی دانش آموزان را بهتر درک و مدیریت کنند.
بررسی میزان انطباق اهداف شناختی، مهارتی و نگرشیِ کتاب هایِ نگارشِ دوره اولِ متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نوشتن در جهان امروز، یکی از مهارت های بهتر زیستن است. در واقع بیان مقصود در قالب نوشته، نیازهای اولیه زندگی اجتماعی و مؤثرترین راه ارتباطی در فضای رسانه های نو پدید است.درس نگارش از جهت توانمندی بالایی که در ایجاد و برقراری ارتباط مؤثر دانش آموزان دارد و زمینه بروز خلاقیت ها، بیان احساسات و عواطف، اندیشیدن و ژرف نگری دانش آموزان را فراهم می سازد، از جایگاه مهمی برخودار است. این پژوهش به بررسی میزان انطباق اهداف شناختی، مهارتی و نگرشیِ کتاب هایِ نگارشِ دوره اولِ متوسطه می پردازد. پژوهش حاضر بر حسب هدف از نوع کاربردی است. از نظر اجرا توصیفی- میدانی است. جامعه آماری پژوهش شامل دبیران فارسیِ چهار شهرستان ایرانشهر، بمپور، سرباز و راسک با جمعیت کل(96 نفر) و با حجم نمونه به تعداد 77 پرسشنامه و با بررسی کامل محتوای کتاب های نگارش(1401) صورت گرفته است پرسش های مورد بررسی پژوهش، براساس اهداف شناختی، مهارتی و نگرشی مصوّب سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی برای درس نگارش، تهیه و توزیع گردیده است. برای تجزیه وتحلیل داده ها از نزم افزار آماری SPSS بهره گرفته شده است.. نتایج بررسی نشان می دهد؛ اهداف شناختی، مهارتی و نگرشی با محتوای موجود کتاب های نگارش، انطباق قابل قبولی نداشته است. میزان انطباق اهداف شناختی با میانگین 62/2، اهداف مهارتی با میانگین 53/2 و اهداف نگرشی نیز با میانگین 43/2 ارزیابی گردید. لذا تحقق اهداف شناختی، مهارتی و نگرشی، نیازمند توجه عمیق تری در این خصوص می باشد.
مقایسه سبک های هویتی و سبک های دلبستگی در نوجوانان بزهکار و غیر بزهکار شهر قم
منبع:
انگاره های نو در تحقیقات آموزشی سال ۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
51 - 68
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: بزهکاری در دوران نوجوانی از الگوهای رفتاری نابهنجار است که روند طبیعی زندگی نوجوان و اطرافیان را با آسیب جدی مواجه می سازد. این پژوهش با هدف مقایسه سبک های هویتی و سبک های دلبستگی در نوجوانان بزهکار و غیربزهکار شهر قم انجام شد. روش شناسی پژوهش: پژوهش توصیفی-مقطعی و از نوع علّی-مقایسه ای (پس رویدادی) بود. تمامی نوجوانان بزهکار ساکن در کانون اصلاح و تربیت و همچنین، نوجوانان عادی شهر قم در سال 1402 جمعیت آماری پژوهش را تشکیل دادند، که از بین آن ها با روش نمونه گیری در دسترس تعداد 60 نفر (30 نوجوان بزهکار و 30 نوجوان عادی) انتخاب و به پرسشنامه سبک های هویت (برزونسکی و همکاران، 2013) و پرسشنامه سبک های دلبستگی (کولینز و رید، 1990) پاسخ دادند. داده ها در دو سطح آمار توصیفی، تحلیل واریانس و آزمون تعقیبی LSD با SPSS نسخه 26 تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد بین نمرات هویت اطلاعاتی، هنجاری، سردرگم/اجتنابی و هویت متعهد در دو گروه نوجوانان از نظر آماری تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین، میانگین نمرات دو گروه در دلبستگی ایمن، اجتنابی و دوسوگرا/اضطرابی از نظر آماری تفاوت معناداری داشت. نتایج آزمون تعقیبی LSD حاکی از پایین بودن هویت متعهد و اطلاعاتی و دلبستگی ایمن در نوجوانان بزهکار در مقایسه با نوجوانان عادی و بالاتر بودن استفاده نوجوانان بزهکار از دلبستگی ناایمن و دشواری در هویت یابی (اجتنابی و هنجاری) بود. نتیجه گیری: نتایج پژوهش بر لزوم توجه روزافزون کارشناسان و مسئولین حوزه بهداشت روانی-اجتماعی به نقش سبک هویت و دلبستگی در پیشگیری از آسیب پذیری های روانی-اجتناعی در دوران نوجوانی تأکید دارد.
طراحی و اعتباریابی الگوی بهینه تحول در علوم انسانی با تاکید بر برنامه درسی در نظام آموزش عالی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ویژه نامه فروردین
172 - 191
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش طراحی و اعتباریابی الگوی بهینه تحول در علوم انسانی با تاکید بر برنامه درسی در نظام آموزش عالی است .روش پژوهش آمیخته از نوع اکتشافی متوالی است. در قسمت کیفی، با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی عرفی، براساس نظر متخصصان حوزه برنامه ریزی درسی، مدیریت آموزشی و فلسفه تعلیم و تربیت داده ها گردآوری و مضامین تعیین شدند. مشارکت کنندگان با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و در نهایت با انجام 15 مصاحبه، حد اشباع نظری به دست آمد. ابزار گردآوری داده ها در این مرحله، مصاحبه نیمه ساختارمند است. برای تجزیه و تحلیل داده ها نیز از تحلیل مضمون براون و کلارک (2013) استفاده شده است. در بخش کمی برای بررسی اعتبار درونی مدل، از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. نمونه آماری به تعداد 50 نفر از اعضای هیات علمی در حوزه علوم تربیتی و به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. پایایی پرسشنامه به روش آلفای کرانباخ معادل 85/0 بدست آمد. داده ها در دو سطح آمار توصیفی و آمار استنباطی(تحلیل عاملی تاییدی) و با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS وPLS تحلیل شدند. نتایج پژوهش در بخش کیفی بیانگر، شناسایی 44 مضمون سازمان دهنده و 16 مضمون فراگیر بود. در بخش کمی، مولفه های انسانی، فنی، آموزشی و اجرایی به ترتیب با مقدار 731/21، با 209/8، 55/33 و 133/17 مورد تایید قرار گرفت؛ برای رتبه بندی هر یک از مولفه ها نیز از آزمون فریدمن استفاده شد.
بازخوانی رمزگان پایداری شخصیت ها در اشعار مقاومت نزار قبانی (مطالعه مورد پژوهانه: قصیده راشیل و أخواتها أنموذجاً)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برخی از شاعران معاصر عربی برای بیان تجربه ها و دغدغه های گوناگون خود و جامعه و جهت اصالت بخشی به اثر ادبی خویش، به فراخوانی چهره های برجسته سنتی روی آورده اند و بهره گیری از این شخصیت ها و بیان تجربه های متعدد از رهگذر آنان یکی از ترفندهای مهم ادبی این شاعران است. نزار قبانی (1923-1998 م) به عنوان یکی از مشهورترین و پرمخاطب ترین شاعران معاصر عربی در قرن بیستم پس از شکست عرب ها در ژوئن 67 به طورجدی به شعر سیاسی و پایداری روی آورده است. قصیده «قانا» از قصاید برجسته وی است که به دنبال بمباران قانا توسط اسرائیل در 1996 سروده شده و فراخوانی نمادین شخصیت های مختلف دینی، تاریخی، اسطوره ای و ادبی جلوه ویژه ای به این قصیده داده است. بی شک شرایط فرهنگی، سیاسی و اجتماعی جهان عرب و آبشخورهای فکری و فرهنگی مختلفی که شاعر از آن ها بهره برده و ذهن وقاد و دید نقادانه وی در فراخوانی این شخصیت ها مؤثر بوده است. بر این اساس، پژوهش حاضر تلاش دارد با روش توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر شناخت اطلاعاتی از شعر مقاومت معاصر عرب به ویژه سبک و مضمون شعر نزار قبانی به سؤالات زیر پاسخ دهد: نزار قبانی در قصیده مشهور خود از چه شخصیت هایی بهره برده است؟ این شخصیت ها در شعر او دارای چه کارکردی بوده و چه نقشی را ایفا می کنند؟ چه عواملی باعث گرایش شاعر به استفاده از نمادها در قصیده وی شده است؟ نتیجه پژوهش نشان می دهد: این حضور نمادین گاه شامل شخصیت های دینی چون مسیح، امام علی (ع) و امام حسین (ع) است و گاه شخصیت های اسطوره ای عرب و غیر عرب چون دنکیشوت و عنتره و... را شامل می شود و نزار با نظر به خفقان موجود از جانب حاکمان عربی وقت، با کاربست نمادین این شخصیت ها و دلالت های وجودی نهفته و آشکارشان به صورت مثبت و گاه تحول یافته و منفی، سعی کرده نگرش ها، پیام ها، دردها، تجارب و نقدهای خود را بر دشمنان و جامعه عرب، در قالبی ادبی به مخاطب انتقال دهد.
مدل علی سرزندگی تحصیلی براساس تفکرانتقادی با نقش میانجی خودکارآمدی تحصیلی در دانش آموزان تیزهوش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۱۸ بهار ۱۴۰۳ شماره ۶۴
55 - 70
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از انجام این پژوهش مدل یابی سرزندگی تحصیلی براساس تفکرانتقادی با میانجی خودکارآمدی تحصیلی در دانش آموزان تیزهوش مدارس استعدادهای درخشان بود. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی با تکیه بر معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان تیزهوش دوره متوسطه اول (پایه هفتم و هشتم) مشغول به تحصیل در مدارس استعدادهای درخشان شهر اصفهان در نیمه دوم سال تحصیلی 1402- 1401 بود. نمونه به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و در نهایت 340 نفراز دانش آموزان به عنوان نمونه به پرسشنامه های سرزندگی تحصیلی حسین-چاری و دهقانی زاده (1391)، پرسشنامه تفکرانتقادی Ricketts (2003) و پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی Morgan-Jinks (1999) پاسخ دادند. یافته ها: دادهها با استفاده از تحلیل معادلات ساختاری انجام شد. براساس نتایج این پژوهش، مدل پیشنهادی از برازش مطلوبی برخوردار بود. نتایج نشان داد که تفکر انتقادی هم به صورت مستقیم و هم به صورت غیر مستقیم از طریق خودکارآمدی تحصیلی بر سرزندگی تحصیلی اثر معناداری و مثبت دارد. نتیجه گیری: بنابراین می توان بیان کرد، به منظور افزایش سرزندگی تحصیلی در دانش آموزان تیزهوش ضمن توجه به افزایش مهارت تفکرانتقادی برافزایش خودکارآمدی تحصیلی نیز در این گروه تمرکز شود.
اثربخشی آموزش مهارت های اجتماعی مبتنی بر رویکرد هنری دیسیپلین محور بر بهبود شایستگی هیجانی-اجتماعی و سازگاری با مدرسه دانش آموزان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش تعیین اثربخشی آموزش مهارت های اجتماعی مبتنی بر رویکرد هنری دیسیپلین محور بر بهبود شایستگی هیجانی-اجتماعی و سازگاری با مدرسه دانش آموزان دوره ابتدایی شهر تهران بود. روش پژوهش با رویکرد کمّی از نوع آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. از میان جامعه آماری تعداد 36 دانش آموز 8 تا 12 ساله به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. به منظور همسان سازی آزمودنی ها در گروه ها، ابتدا مهارت های اجتماعی آن ها با پرسش نامه مهارت های اجتماعی سنجیده شد و براساس نتایج حاصله، دانش آموزان در دو گروه آزمایش (18 نفر) و کنترل (18 نفر) به شیوه تصادفی جایگماری شدند. برای جمع آوری داده های پژوهش از پرسش نامه های سازگاری با مدرسه و شایستگی هیجانی اجتماعی استفاده شد. آموزش مهارت های اجتماعی مبتنی بر رویکرد هنری دیسیپلین محور به صورت 21 جلسه 60 دقیقه ای به گروه آزمایش ارائه شد. این برنامه ی هنری براساس اصول هنری و از ترکیب چندین برنامه موجود تهیه و تدوین شده است. نتایج تحلیل های کواریانس چندمتغیری و تک متغیری نشان داد که آموزش مهارت های اجتماعی مبتنی بر رویکرد هنری دیسیپلین محور سبب بهبود شایستگی هیجانی-اجتماعی و ابعاد آن و همچنین سازگاری با مدرسه و خرده مقیاس های آن در دانش آموزان ابتدایی شده است. براساس این رویکرد مفید، به مدیران آموزشی و معلمان پیشنهاد می شود برای افزایش این ویژگی های مثبت در کودکان، آموزش مهارت های اجتماعی با رویکرد هنری دیسیپلین محور را در برنامه درسی خود قرار دهند.