فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۰۱ تا ۶۲۰ مورد از کل ۱۹٬۵۸۸ مورد.
منبع:
کودکان استثنایی سال ۲۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۹۵)
۱۰۵-۹۴
حوزههای تخصصی:
هدف: در روان شناسی سن و جنسیت عوامل حیاتی به شمار می آیند که بر شناخت، ذهن و ویژگی های روان شناختی دانش آموزان تأثیر می گذارد. در زمینه بررسی تحول ویژگی های شناختی و روان شناختی در دانش آموزان پژوهش های اندکی انجام شده است. از این رو، هدف مطالعه حاضر مقایسه تحول توانمندی منشی نوجوانان تیزهوش و عادی شهر اصفهان بود. روش: روش پژوهش علی- مقایسه ای بود و جامعه آماری پژوهش را تمامی نوجوانان عادی و تیزهوش تشکیل دادند که به شیوه تصادفی خوشه ای ۳۲۰ نفر (۱۶۰ نوجوان تیزهوش و ۱۶۰ نوجوان عادی) انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه توانمندی منشی پارک و پیترسون (2006) استفاده شد. فرضیه های پژوهش با استفاده تحلیل واریانس دو راهه و همبستگی تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد بین سیر تحول توانمندی منشی دانش آموزان تیزهوش و عادی تفاوت معنی دار وجود ندارد. ولی تأثیر مقطع تحصیلی در دو گروه دانش آموزان تیزهوش و عادی معنی دار بود (001/0p=) همچنین تأثیر نوع مدرسه هم معنی دار بود (001/0p=)؛ یعنی توانمندی منشی در دو گروه دانش آموزان عادی و تیزهوش تفاوت معنی داری داشت. نتیجه گیری: نتایج میانگین ها نشان داد که سیر تحول توانمندی منشی در هر دو گروه دانش آموزان صعودی بود؛ یعنی در هر دو گروه با افزایش پایه تحصیلی، توانمندی منشی هم افزایش پیدا کرد ولی تفاوتی بین سیر تحول آنها وجود نداشت.
نقش میانجی تاب آوری در رابطه بین سبک های دلبستگی و رضایت از زندگی در مادران دارای فرزند با اختلال یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی تاب آوری در رابطه بین سبک های دلبستگی و رضایت از زندگی در مادران دارای فرزند با اختلال یادگیری بود. روش: روش پژوهش حاضر، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی مادران دارای فرزند با اختلال یادگیری که فرزندانشان تحت آموزش در مرا کز اختلالات یادگیری آموزش وپرورش شهرستان رشت در سال 1402 بودند. 225 نفر به روش نمونه گیری هدفمند و در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل؛ پرسشنامه جمعیت شناختی محقق ساخته، مقیاس سبک های دلبستگی کالینز ) 1996 (، مقیاس رضایت از زندگی داینر و همکاران ) 1985 ( و مقیاس تاب آوری کانر و دیوید سون ) 2003 ( بود. داده ها با استفاده از روش همبستگی پیرسون، مدل یابی معادلات ساختاری و نرم افزارهای SPSS-27 و AMOS-24 مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: رابطه معنا داری بین 4 متغیر سبک ایمن، سبک اجتنابی، سبک اضطرابی/ دوسوگرا و تاب آوری با متغیر وابسته رضایت از زندگی مشاهده شد ) 05 / p>0 (. نقش میانجی تاب آوری در رابطه سبک دلبستگی اجتنابی و رضایت از زندگی و در رابطه سبک دلبستگی اضطرابی/ دوسوگرا و رضایت از زندگی تأیید شد ) 05 / p>0 (؛ میانجی تاب آوری در رابطه سبک دلبستگی ایمن و رضایت از زندگی تأیید نشد ) 05 / p<0 (. متغیرهای مستقل و میانجی توانستند 59 درصد از واریانس رضایت از زندگی را تبیین کنند. نتیجه گیری: متخصصان می توانند با بهره مندی از توانائی تاب آوری در درمان مادران با سبک های دلبستگی ناایمن که دارای فرزند با اختلال یادگیری هستند، گام مهمی در جهت اصلاح و افزایش رضایت از زندگی آنان بردارند.
تأثیر طراحی آموزشی مبتنی بر بازی وارسازی بر خودپنداره تحصیلی دانش آموزان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر در تلاش است تا با یک طراحی آموزشی مناسب، تأثیر بازی وارسازی را بر خودپنداره تحصیلی در دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی بررسی کند. این پژوهش به شیوه شبه آزمایش و با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل صورت گرفت. جامعه آماری در این پژوهش دانش آموزان دختر پایه چهارم ابتدایی شهرستان ساری در سال 1402-1403 بودکه بر اساس نمونه گیری در دسترس،63 نفر از آن ها به عنوان نمونه انتخاب و د ر دو گروه آزمایش( 31 نفر) و کنترل( 32 نفر) به طور تصادفی قرار گرفتند و طراحی فرآیند یادگیری و آموزش در پلت فرم اجوچال برای گروه آزمایش اجراء شد. ابزار پژوهش، پرسش نامه خودپنداره تحصیلی یسن چن (2004) بر اساس پژوهش های معتبر است که روایی صوری و محتوایی آن، مورد تأیید گزارش شده است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش های آمار توصیفی (محاسبه میانگین و انحراف استاندارد) و روش های آمار استنباطی، استفاده از آزمون های تحلیل کوواریانس یک متغیره و تحلیل کواریانس چند متغیره در سطح معناداری 05/0=α، انجام شده است. یافته های پژوهش نشان داد که تفاوت نمرات بین پس آزمون در دو گروه آزمایش و کنترل، معنادار است و طراحی آموزشی مبتنی بر بازی وارسازی بر خودپنداره تحصیلی دانش آموزان تأثیر مثبت دارد.
اثربخشی آموزش مهارت های مثبت نگری بر فراهیجان های مثبت و منفی و سازگاری هیجانی، اجتماعی و آموزشی در دانش آموزان دختر ابتدایی مضطرب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
185 - 196
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اضطراب نقش موثری در افت ویژگی های هیجانی و روانشناختی دارد. بنابراین، هدف این مطالعه تعیین اثربخشی آموزش مهارت های مثبت نگری بر فراهیجان های مثبت و منفی و سازگاری هیجانی، اجتماعی و آموزشی در دانش آموزان دختر ابتدایی مضطرب بود. روش پژوهش: این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر اجرا، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش دانش آموزان دختر ابتدایی مضطرب پایه ششم مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر ارومیه در فصل بهار سال 1402 بودند. نمونه مطالعه، 40 کودک بود که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه جایگزین شدند. گروه آزمایش 10 جلسه 90 دقیقه ای با مهارت های مثبت نگری آموزش دید و گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس فراهیجان های مثبت و منفی (میتمانسگروبر و همکاران، 2009)، سیاهه سازگاری (سینگ و سینها، 1993) و سیاهه اضطراب (بک و همکاران، 1988) بودند. داده های پژوهش با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها حاکی از آن بود که بین گروه های آزمایش و کنترل از نظر فراهیجان های مثبت و منفی و سازگاری هیجانی، اجتماعی و آموزشی تفاوت معناداری وجود داشت. به عبارت دیگر، آموزش مهارت های مثبت نگری باعث افزایش فراهیجان های مثبت، کاهش فراهیجان های منفی و بهبود سازگاری هیجانی، اجتماعی و آموزشی در دانش آموزان دختر ابتدایی مضطرب شد (001/0P<). نتیجه گیری: با توجه به نتایج این مطالعه، برنامه ریزی برای استفاده از آموزش مهارت های مثبت نگری جهت افزایش فراهیجان های مثبت، کاهش فراهیجان های منفی و بهبود سازگاری هیجانی، اجتماعی و آموزشی در دانش آموزان دختر ابتدایی مضطرب می تواند مفید و موثر باشد.
شناسایی شایستگی های استاد راهنما برای ارشادگری پژوهشیِ دانشجویان دکتری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
40 - 63
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: ارشادگری پژوهشیِ دانشجویان دکتری برای موفقیت علمی و حرفه ای این پژوهشگران تازه کار ضرورت دارد. هدف پژوهش حاضر شناسایی شایستگی های استاد راهنما برای ارشادگری پژوهشیِ دانشجویان دکتری بود. روش شناسی پژوهش: پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و با رویکرد کیفی انجام شده است. داده ها با انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 20 عضو هیأت علمی و 20 دانشجوی دکتری که به صورت هدفمند انتخاب شدند، گردآوری و اشباع نظری حاصل شد. جهت تحلیل داده ها نیز از روش تحلیل مضمون استفاده شد. یافته ها: از تحلیل داده های کیفی پژوهش در نهایت 44 کد اولیه بدست آمد و کدهای بدست آمده در 7 مقوله طبقه بندی گردید که عبارتند از: شایستگی های تخصصی، شایستگی های فنّی، الگوهای رفتاری، اخلاق علمی، الگوهای نگرشی، ویژگی های شخصی، شایستگی های حرفه ای. بحث و نتیجه گیری: با توجه به یافته های این پژوهش، ارشادگری پژوهشیِ دانشجوی دکتری توسط استاد راهنما مستلزم برخورداری وی از 7 دسته شایستگی شامل شایستگی های تخصصی، شایستگی های فنّی، الگوهای رفتاری، اخلاق علمی، الگوهای نگرشی، ویژگی های شخصی، شایستگی های حرفه ای می باشد. یافته های این پژوهش می تواند در ارزیابی شایستگی های استاد راهنما برای ایفای نقش به عنوان ارشادکننده پژوهشی و طراحی برنامه ها و دوره های آموزشی با هدف تقویت شایستگی های موردنیاز اساتید راهنما برای ارشادگری پژوهشیِ دانشجویان دکتری مورد استفاده قرار گیرد.
اثربخشی تمرینات ادراکی حرکتی بر تقویت تمرکز ذهنی و رشد اجتماعی در دانش آموزان با نشانگان داون شهرستان کنگاور
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: نشانگان داون یک اختلال ژنتیکی است که با تأثیرات متفاوتی بر توانایی های شناختی، اجتماعی و حرکتی افراد همراه است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر تمرینات ادراکی حرکتی در تقویت تمرکز ذهنی و بهبود رشد اجتماعی دانش آموزان با نشانگان داون شهرستان کنگاور انجام شد. روش شناسی پژوهش: این پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون است. نمونه منتخب پژوهش شامل ۱۴ نفر دانش آموز با نشانگان داون شهرستان کنگاور بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. این افراد به دو گروه آزمایش (۷ نفر) و گروه کنترل (۷ نفر) تقسیم شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس رشد اجتماعی واینلند و آزمون تمرکز ذهنی تولوز پیرون استفاده شد. در گروه آزمایش، آزمودنی ها تحت تاثیر تمرینات ادراکی حرکتی به صورت گروهی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آمار استنباطی (تحلیل کوواریانس) تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که بین تمرینات ادراکی-حرکتی در دانش آموزان با نشانگان داون و رشد اجتماعی و تمرکز ذهنی در دو گروه آزمایش و کنترل رابطه معناداری وجود دارد (۰۵/۰>p). نتیجه گیری: نتایج نشان می دهند که تمرینات ادراکی -حرکتی بر رشد اجتماعی و تمرکز ذهنی کودکان با نشانگان داون تأثیرگذار است. این یافته ها بر اهمیت طراحی و اجرای برنامه های آموزشی ویژه برای بهبود تمرکز ذهنی و اجتماعی در کودکان کم توان ذهنی به ویژه گروه نشانگان داون تأکید می کند.
اثربخشی آموزش سواد اطلاعاتی اینترنتی بر یادگیری خودراهبر، تفکر سطح بالا و مهارت های حل مسئله دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین رشته ای در آموزش سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
19 - 38
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: سواد اطلاعاتی اینترنتی نقش مهمی در افزایش خودکفایی دانش آموزان در دسترسی به منابع معتبر علمی دارد و آنها را برای یادگیری مادام العمر آماده می کند؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش سواد اطلاعاتی اینترنتی بر مهارت های حل مسئله، تفکر سطح بالا و یادگیری خودراهبر دانش آموزان ابتدایی بوده است. روش: روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه مورد مطالعه این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر پایه سوم ناحیه ۲ شهر یزد در سال تحصیلی 1401-1400 بودند. بدین منظور 30 دانش آموز دختر پایه سوم ابتدایی ناحیه ۲ یزد با بهره گیری از روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. ابزار پژوهش برای گردآوری داده ها پرسش نامه های یادگیری خودراهبر فیشر، کینگ و تاج (2001)؛ تفکر سطح بالای عبدی و دیگران (1393) و مهارت حل مسئله هپنر و پترسن (1982) بود. آموزش سواد اطلاعاتی اینترنتی، طی 8 جلسه 60 دقیقه ای برای گروه آزمایش اجرا گردید. یافته ها: نتایج بررسی فرضیه ها از طریق تحلیل کوواریانس چند متغیره (سطح معناداری 05/0) نشان داد که آموزش سواد اطلاعاتی اینترنتی بر مهارت های حل مسئله، تفکر سطح بالا و یادگیری خودراهبر دانش آموزان دختر پایه سوم ابتدایی تأثیر دارد و آن را بهبود می بخشد. نتیجه گیری: بنابراین معلمان و مسئولان آموزشی می توانند با آموزش سواد اطلاعاتی اینترنتی به دانش آموزان، به بهبود عملکرد تحصیلی و موفقیت تحصیلی آنان کمک نمایند.
ارزشیابی اجرای آزمایشی بسته تربیت و یادگیری کتاب درسی کار و فناوری پایه ششم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف و زمینه:یکی از مسئولیت های سیاست گذاران، ارزشیابی برنامه درسی است. این پژوهش، به منظور ارزشیابی اجرای آزمایشی بسته تربیّت و یادگیری کتاب کار و فنّاوری پایه ششم، انجام شد.روش ها: روش انجام پژوهش، آمیخته(کمّی و کیفی) بود. برای این منظور، اطّلاعات و داده ها با ابزارهای مشاهده کلاس واقعی، مصاحبه، پرسش نامه و گروه کانونی از 46 معلّم، 92 دانش آموز، 46 مدیر، 94 نفر از اولیا و 44 موقعیت کلاس درس از هفت استان به دست آمد. ابزارهای پژوهش مشتمل بر اهداف، انطباق با توانایی های جسمی و شناختی دانش آموزان، قابلیّت اجرای روش های یاددهی_ یادگیری پیش بینی شده، قابلیت اجرای روش های ارزش یابی پیش بینی شده، کیفیّت اجزای بسته تربیّت و یادگیری، توانمندی ها و نیازهای آموزشی معلّمان و میزان اثرگذاری بسته آموزش معلّم از طریق گروه کانونی نهایی شد.یافته ها:نتایج پژوهش نشان داد که در بخش اهداف، دانش آموزان به 9 هدف(ابراز دریافت حسی، افزایش قدرت ایده پردازی و تخیّل، ساخت پروژه متناسب با توانمندی دانش آموز، رعایت الزامات انجام پروژه ها، رفتار همدلانه و مشارکتی، رفتار مسئولانه در فعّالیت های یادگیری، کسب مهارت های پایه یادگیری رشته های موضوعی، شناخت مفاهیم مقدماتی فناوری و سواد دیجیتال و بهره گیری درست از فناوری ها، ارائه محصول اجرای مهارت) به نقطه معیار 70 درصدی دست یافته و در 3 هدف دیگر به این نقطه دست نیافته اند. از منظر انطباق با توانایی های جسمی و شناختی، نتایج نشان داد که بسته یادگیری در موارد واژگان تخصصی و فنی، پیچیدگی فعّالیت و سطح مفاهیم و وابستگی به جنسیّت دارای اشکال است. ازنظر قابلیّت اجرای روش های یاددهی_ یادگیری، موارد فقدان یا نقص در طراحی آموزشی از سوی معلّمان مشاهده شد. ازنظر قابلیت اجرای روش های ارزشیابی، ابزارهایی مانند سیاهه مشاهده رفتار، خودسنجی، همسال سنجی و گزارش کار، کم ترین استفاده را در بین معلّمان داشت. ازنظر کیفیّت اجزای بسته، وضعیت تصاویر کتاب از منظر معلّمان و دانش آموزان، خوب ارزیابی شد. ازنظر شکل ظاهری کتاب، مشکلاتی در زمینه اندازه قلم، جلد کتاب، حجم کتاب، طراحی درون متن و نوشتار درون متنی وجود داشت. ازنظر توانمندی ها و نیازهای آموزشی معلّمان، پیشنهادهایی مانند فراهم سازی ابزار و وسایل و تجهیزات، زمان بندی و مدیریت زمان اجرا و بازنگری محتوایی ارائه شد. نتیجه گیری: ارزشیابی این برنامه، بیانگر وجود اشکالاتی در طراحی بود. نتایج این پژوهش می تواند، در بهبود کیفیّت برنامه درسی کار و فنّاوری و نیز طراحی دوره های آموزشی برای معلّمان ابتدایی مفید باشد.
The effect of cognitive-based learning on Iranian EFL learners' reading comprehension components(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Curriculum Research, Volume ۶, Issue ۱ , ۲۰۲۵
55 - 84
حوزههای تخصصی:
This study aimed at examining the effect of cognitive-based learning on Iranian EFL learners' reading comprehension components; identifying the main idea, making Inferences, recognizing unfamiliar vocabulary, text organization, and information recall. In doing so, the researchers selected 84 homogeneous intermediate level male and female EFL learners with the age range 18 to 25 out of 110 conveniently nominated sample of students majoring in different fields in a Vocational and Technical college in Dezful. A standard version of Quick Oxford Placement Test (QPT) was used to homogenize the participants and the selected ones whose scores were within one SD above and below the mean, were considered as the experimental (i.e., cognitive-based learning, n=41) and control (n=43) groups in line with the nature of convenience non-random sampling. Then, the learners in both groups experienced the processes of pretesting, 12 sessions of intervention which were presented through synchronous online Interactions using Adobe Connect, and post-testing. A validated researcher-made L2 reading comprehension test tapping different reading components was used to collect the data. The results of Analysis of Covariates (ANCOVA) and Multivariate Analysis of Covariates (MANCOVA) proved the effectiveness of cognitive based learning, using Bloom’s Taxonomy levels in developing L2 reading and its components among the participants. The findings can be used to enrich cognitive learning and analytical views in the L2 reading classroom, helping both teachers and learners in this regard.
Figures of Speech and Intentions in British Political Interviews(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۳, Issue ۵۲, Spring ۲۰۲۵
83 - 93
حوزههای تخصصی:
This paper discusses the use of figures of speech and communicative intentions behind such stylistic choices in British political interviews. By using a qualitative stylistic framework based on the models of Simpson (2004) and Leech and Short (2007), this research investigates the usage of metaphors, similes, and analogies by British politicians between 2009 and 2024. This study has found that such rhetorical devices are strategically utilized to reduce intricacy, create emotional appeals, and command authority. Key findings underline the fact that key metaphors constitute the framing of policies in an accessible and positive light, reinforcement of political positionality through similes, and projection of competence and trust through analogies. This is a very significant lacuna in literature, as almost all previous studies have focused on rhetorical devices in American political speeches rather than British interviews. It tries to show the purposes of such stylistic strategies and allow a bigger understanding of political communication in British contexts to linguists, political strategists, and media analysts. The findings point up the centrality of language in the engendering of public perception and offer insight into the persuasive functions of rhetorical devices in contemporary political discourse.
V3SK Model Implementation and Iranian High School Students’ Grammar Achievement: An Explanatory Mixed-Methods Investigation(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۳, Issue ۵۳, Summer۲۰۲۵
159 - 173
حوزههای تخصصی:
The tripartite V3SK model, integrating values, skills, and knowledge, has been explored in various educational contexts but remains underutilized in English language teaching. This study aimed to investigate the effect of the V3SK model on Iranian high school students’ grammar achievement using an explanatory mixed-methods design. Participants included 43 high school teachers and 452 pre-intermediate level students, selected based on standardized placement tests. Teachers were randomly divided into groups of experimental (N = 22) and control (N = 21). The experimental group participated in 15 training sessions focused on the V3SK model dimensions. Subsequently, students from both groups completed a researcher-designed grammar pretest and received 20 sessions of instruction over three months, followed by a posttest. Quantitative data were analyzed using Mann-Whitney U tests, revealing significantly higher grammar achievement in the experimental group. Qualitative thematic analysis of interviews with 15 experimental group teachers identified 11 themes that explain the model's contributions, including enhanced motivation, innovative teaching, and differentiated instruction. These findings underscore the V3SK model's potential for improving grammar instruction in English as a Foreign Language (EFL) settings, offering valuable insights for teacher education and curriculum development.
Impact of Pragmatic Strategies in Arab and Western Political Discourse on Shaping Public Opinion Regarding the Israeli-Palestinian Conflict(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۳, Issue ۵۳, Summer۲۰۲۵
175 - 185
حوزههای تخصصی:
This study examines the pragmatic strategies employed by Arab and Western politicians in shaping public opinion regarding the Israeli-Palestinian conflict. By analyzing political speeches and media statements, the research reveals a distinct contrast in rhetorical approaches between the two groups. Arab politicians predominantly use emotionally charged language and accusatory rhetoric, framing Israel as the aggressor and appealing to cultural and ideological sentiments that resonate with their domestic audiences. In contrast, Western politicians adopt a more neutral, diplomatic tone, focusing on cooperation and peaceful negotiations to navigate complex geopolitical interests. The findings confirm that these divergent strategies significantly influence public sentiment, with Arab leaders mobilizing strong support for Palestine, while Western leaders attempt to maintain international alliances by promoting balance and compromise. This study contributes to the fields of political pragmatics, cross-cultural communication, and conflict resolution by highlighting the role of language in shaping public perceptions and policy decisions. The research emphasizes the need for policymakers to consider cultural differences in political communication, offering an understanding to develop more effective communication strategies for international diplomacy. This study examines the pragmatic strategies employed by Arab and Western politicians in shaping public opinion regarding the Israeli-Palestinian conflict. By analyzing political speeches and media statements, the research reveals a distinct contrast in rhetorical approaches between the two groups.
Hope and Emotion Regulation as Predictors of Perceived Discrimination in Individuals with Physical Disabilities(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Psychological Research in Individuals with Exceptional Needs (PRIEN), Vol. ۳ No. ۱ (۲۰۲۵) : Serial Number ۹
43-51
حوزههای تخصصی:
This study aimed to examine the predictive role of hope and emotion regulation in perceived discrimination among adults with physical disabilities. The study employed a correlational descriptive design with a sample of 390 adults with physical disabilities, selected based on the Morgan and Krejcie table. Participants completed validated measures assessing perceived discrimination, hope, and emotion regulation, including the Perceived Discrimination Scale, the Adult Hope Scale, and the Emotion Regulation Questionnaire. Data analysis was conducted using Pearson correlation to examine associations between variables and multiple linear regression to determine the predictive effect of hope and emotion regulation on perceived discrimination. Statistical analyses were performed using SPSS-27, with significance set at p < 0.01. The results indicated a significant negative correlation between hope and perceived discrimination (r = -0.45, p < 0.01) and between cognitive reappraisal and perceived discrimination (r = -0.38, p < 0.01), while expressive suppression was positively correlated with perceived discrimination (r = 0.41, p < 0.01). The regression model was statistically significant (F(2, 387) = 53.04, p < 0.01) with an R² value of 0.27, indicating that hope and emotion regulation explained 27% of the variance in perceived discrimination. Hope (B = -0.39, p < 0.01) and cognitive reappraisal (B = -0.28, p < 0.01) negatively predicted perceived discrimination, whereas expressive suppression (B = 0.31, p < 0.01) was a positive predictor. The findings suggest that hope and adaptive emotion regulation strategies, particularly cognitive reappraisal, serve as protective factors against perceived discrimination, whereas expressive suppression exacerbates discriminatory perceptions. These results highlight the importance of psychological interventions aimed at fostering hope and teaching adaptive emotion regulation strategies to mitigate the impact of discrimination in individuals with physical disabilities.
الهیات سیاسی تربیت: برنامه ای پژوهشی برای تعلیم و تربیت در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نوشتار حاضر برنامه پژوهشی ای را برای بازفهمی و بازسازی مسئله تعلیم وتربیت در ایران ارائه می کند. بدین منظور، تلاش شد در قالب یک جستار نظرورزانه طرحی از مسئله تعلیم وتربیت ایران و مسیر حرکت از وضع موجود به وضع مطلوب ناظر به محورها و مضامین اساسی این برنامه پژوهشی عرضه گردد. این برنامه پژوهشی با نام الهیات سیاسی تربیت، دو پیش فرض بنیادین دارد. پیش فرض اول، که ناظر به اصلاح انگاره صاحب نظران و پژوهشگران حوزه تعلیم و تربیت نبست به غرب است، «غرب شناسی الهیات سیاسی تربیت» نام دارد. این پیش فرض مشخصاً به پروژه مطالعات نقد سکولاریزاسیون اشاره دارد و «وجود ریشه های الهیاتی برای مدرنیته» را برملا می سازد و زمینه ای برای تبارشناسی الهیاتی غرب مدرن، به ویژه تعلیم و تربیت سکولار غربی است. پیش فرض اول، کمک می کند تا غرب و تعلیم و تربیت غربی را با روایتی الهیاتی بازشناسی کنیم و این رکن غرب شناسی در برنامه پژوهشی این نوشتار است. پیش فرض دوم، «خودشناسی الهیات سیاسی تربیت» نام دارد که بیانگر ضرورت تلاش برای درک وضع تاریخی و اجتماعی و تعلیم وتربیت در ایران از منظری بیرون از افق تاریخی مدرنیته است. این افق تاریخی، که باید برآمده از حکمت ایرانی – اسلامی باشد و طرح کلی آن در این نوشتار عرضه شده، جهان ایرانی نام دارد. جهان ایرانی، رکن خودشناسی در الهیات سیاسی تربیت به مثابه یک برنامه پژوهشی است. براین اساس، نوشتار حاضر به نوعی ضرورت و امکان بازسازی نظریه و تاریخ تعلیم و تربیت در ایران را مطرح می سازد.
الگوی رهبری پایدار فرهنگی مدرسه با تأکید بر «فرهنگ مراقبت»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
1 - 21
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف : دانش آموزان با پیشینه های فرهنگی متنوع، در جنبه های مختلف تحصیلی با موانع و چالش های ساختاری متعددی روبرو هستند. این چالش ها گاهی منجر به بی علاقگی و دلزدگی دانش آموزان از تحصیل و در نهایت ترک تحصیل می شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش و بازتاب الگوی فرهنگی پایدار از طریق “فرهنگ مراقبت” انجام شد. روش شناسی پژوهش : پژوهش حاضر، از حیث هدف، کاربردی و از نظر رویکرد کیفی بود که با راهبرد گراندد تئوری ساخت گرایانه چارمز به اجرا درآمد. قلمرو تحقیق استان کردستان و مشارکت کنندگان بالقوه کلیه مدیران ابتدایی و مقاطع متوسطه اول و دوم در سال تحصیلی 1404-1403 در شهر سنندج بودند که از بین آنها 15 نفر به صورت هدفمند (ناهمگن) انتخاب و با استفاده از یک پروتکل مصاحبه نیمه ساخت یافته دعوت به مشارکت شدند تا دیدگاه خود را در مورد «سبک رهبری پایدار فرهنگی» بیان کنند. یافته ها : نتایج نشان داد که چهار شاخص کلیدی تحت عناوین خودآگاهی انتقادی، فروتنی فرهنگی، عدالت ترمیمی و مشارکت خانواده و مدرسه از رهبری پایدار فرهنگی در مدیریت مدرسه قابل احصاء بود. باوجود کثرت نظرات، استعمارزدایی رهبری، کنش متقابل فرهنگی، خوداندیشی، مراقبت هنری و شایستگی فرهنگی از دیگر مضامینی بودند که مدیران تحت شاخص های چهارگانه فوق الذکر بدان اشاره کردند. بحث و نتیجه گیری: باوجود کوشش مدیران برای ارج نهادن به فرهنگ و زبان دانش آموزان پیاده سازی این سبک رهبری به شدت نیازمند تغییرات ساختاری در نگرش سیاست گذاران آموزشی است، این تغییرات ممکن است نمودهای مختلفی از جمله، باور به آموزش چندفرهنگی، کلیشه زدایی، اندیشه باز، خودانتقادی، تلاش برای مشارکت خانواده و مدرسه را در پی داشته باشد.
بررسی رابطه بین هویت سازمانی با یکپارچگی سازمانی و نقش میانجی اعتماد سازمانی دربین کارکنان آموزش و پرورش شهرستان کازرون
منبع:
انگاره های نو در تحقیقات آموزشی سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
170 - 180
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: هویت سازمانی، اعتماد و یکپارچگی از مهم ترین مؤلفه های تقویت کننده سرمایه اجتماعی در سازمان ها به شمار می آیند. بررسی رابطه این عوامل می تواند به درک بهتر سازوکارهای ارتقای انسجام و کارایی در نهادهای آموزشی منجر شود. ب ررسی رابط ه بین هویت سازمان ی با یکپارچگ ی سازمانی و نقش میانجی اعتمادسازمان ی دربین کارکنان آموزش و پرورش شهرست ان ک ازرون بود. روش شناسی پژوهش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. و جامعه آماری شامل 1700 نفر از کارکنان آموزش و پرورش شهرستان کازرون بود. حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان 313 نفر و به روش تصادفی ساده انتخاب شد. ابزار گردآوری داده ها سه پرسشنامه استاندارد هویت سازمانی (چنی، 1983)، اعتماد سازمانی (پاین، 2003) و یکپارچگی سازمانی (کاپتن، 2005) بودند که روایی آنها به تأیید خبرگان و استاد راهنما رسیده و پایایی با ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب78/. ، 89/0 و 86/0 تائید شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که هویت سازمانی تأثیر مستقیم و معناداری بر اعتماد سازمانی و یکپارچگی سازمانی دارد. همچنین اعتماد سازمانی نیز به طور معنادار بر یکپارچگی سازمانی اثرگذار است.همچنین نتایج بیانگر آن بود که اعتماد سازمانی نقش میانجی در رابطه بین هویت سازمانی و یکپارچگی سازمانی ایفا می کند. نتیجه گیری: هویت سازمانی با تقویت اعتماد سازمانی می تواند به شکل مستقیم و غیرمستقیم موجب افزایش یکپارچگی سازمانی شود. به طور کلی، اعتماد سازمانی نقش میانجی مهمی در ارتقای انسجام و کارایی سازمان ایفا می کند.
تحلیل محتوای برنامه درسی فارسی پایه چهارم و پنجم ابتدایی با توجه به مولفه های مهارتهای زندگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تحلیل محتوای برنامه درسی فارسی پایه چهارم و پنجم ابتدایی با رویکرد مهارت های زندگی بوده است. نوع پژوهش کاربردی و روش آن تحلیل محتوا است. روش اجرایی این تحقیق بررسی محتوایی (تحلیل محتوا)کتاب درسی فارسی می باشد که اشاره به کتب فارسی پایه چهارم و پنجم ابتدایی دارد و تحلیل در این پژوهش مبتنی بر کدگذاری و مشخص سازی فراوانی و درصدبندی در ابعاد مختلف مؤلفه های مرتبط با مهارت های زندگی انجام پذیرفت. که به منظور تحلیل محتوای کتاب ها محقق ۸مقوله به همراه زیر مولفه های آن را مورد استفاده قرار داد. با توجه یافته های تحقیق که نشان داد مولفه تصمیم گیری با فراوانی ۱۲۴ بیشترین توجه در کتاب های فوق را به خود اختصاص داده است. درصد کلی واحدهای حاوی مولفه های مهارت های زندگی در کتاب چهارم با فراوانی ۳۱۸ و87/51 به کل فراوانی هاست کتاب پنجم با فراوانی ۲۹۵ و12/48 به کل فراوانی ها است. توجه به مهارتهای زندگی از پایه چهارم به پنجم روند نزولی داشته است.
به مناسبت انتشار کتاب «خُم پنیر»: زندگی نامه دکتر حسن کاردان استاد مدیریت آموزشی دانشگاه علامه طباطبائی
حوزههای تخصصی:
کتاب «خُم پنیر»، زندگی نامه دکتر حسن کاردان، استاد مدیریت آموزشی دانشگاه علامه طباطبائی، در بهار ۱۴۰۳ منتشر شد. این اثر به شیوه «زندگی نامه نویسی دیگرنوشت» با نثری روان و طنزآمیز، خاطرات کودکی، تحصیل در دانشسرای سپاه دانش و آمریکا، تدریس دانشگاهی و تأسیس کارخانه های صنعتی را روایت می کند. کاردان، دانش آموخته دکتری از کالج پی بادی (۱۹۷۷)، به مستندسازی تاریخ آموزش و پرورش ایران کمک شایانی می کند.اهمیت کتاب: جایگاه منحصربه فرد در مدیریت آموزشی، بازنمایی تحولات اجتماعی-فرهنگی نیم قرن اخیر، کاربرد عملی نظریه های روابط انسانی در صنعت (مانند تشویق کارگران و بهداشت محیط کار)، و درس های تربیتی همچون سخت کوشی، صداقت و قدردانی. خُم پنیرسرمشقی الهام بخش برای جوانان ناامید، به ویژه دانشجویان، است و پلی میان آموزش، صنعت و تربیت اخلاقی می سازد.
طراحی و اعتباریابی الگوی آموزش ترکیبی در مدارس سمپاد مهارتی: مطالعه ای آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدارس سمپاد مهارتی با مأموریت پرورش استعدادهای برتر در حوزه های فنی-حرفه ای، نیازمند الگوهای آموزشی نوین جهت بهره گیری از مزایای آموزش ترکیبی هستند. این پژوهش با هدف طراحی و اعتباریابی الگوی آموزش ترکیبی ویژه دروس مهارتی این مدارس انجام شد. پژوهش حاضر از نوع آمیخته اکتشافی متوالی بود. در مرحله کیفی، با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته با 17 نفر از متخصصان آموزش از دور، هنرآموزان و کارشناسان فنی-حرفه ای سمپاد (تا حد اشباع نظری)، مؤلفه های الگو شناسایی شد. داده های کیفی با کدگذاری نظری (اشتراوس و کوربین، ۱۹۹۸) تحلیل گردید. در مرحله کمّی، پرسشنامه ای مبتنی بر یافته های کیفی طراحی و بین ۲۰۰ نفر از جامعه هدف (هنرآموزان و کارشناسان) توزیع شد. داده های کمّی با تحلیل عاملی تأییدی (CFA) و مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) در نرم افزار Smart-PLS تحلیل شدند. الگوی نهایی شامل ۵ مؤلفه اصلی و ۱۶ زیرمؤلفه است: ۱. پداگوژیک (۴ زیرمؤلفه: طراحی مبتنی بر شایستگی، یادگیری فعال، انعطاف پذیری مسیر یادگیری، تلفیق نظریه های یادگیری). ۲. فناوری (۳ زیرمؤلفه: زیرساخت های پایدار، پلتفرم های تعاملی، دسترسی پذیری). ۳. طراحی رابط و محتوا (۴ زیرمؤلفه: سازماندهی بصری، چندرسانه ای بودن، تطابق با نیاز کارگاهی، استانداردهای تولید محتوا). ۴. ارزشیابی (۳ زیرمؤلفه: تکوینی مستمر، ترکیبی ، معتبرسازی مهارت های عملی). ۵. پشتیبانی و مدیریت (۲ زیرمؤلفه: پشتیبانی فنی-آموزشی، مدیریت منابع و زمان). الگو از برازش مطلوب (SRMR=0.048, NFI=0.92) و پایایی عالی (α>0.8 برای همه سازه ها) برخوردار بود. درنتیجه الگوی طراحی شده، چارچوبی علمی و عملیاتی برای استقرار اثربخش آموزش ترکیبی در مدارس سمپاد مهارتی فراهم می کند. توجه همزمان به ابعاد فنی، پداگوژیک و پشتیبانی، کلید موفقیت این الگو است.
پیش بینی کیفیت زندگی براساس خودکارآمدی فرزندپروری و تنظیم شناختی هیجان در مادران دانش آموزان کم توان ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: مادران کودکان کم توان ذهنی در خودکارآمدی فرزندپروری و تنظیم شناختی هیجان با چالش های خاصی مواجه هستند و به نظر می رسد این عوامل با کیفیت زندگی آنها ارتباط داشته باشد. پژوهش حاضر با هدف پیش بینی کیفیت زندگی براساس خودکارآمدی فرزندپروری و تنظیم شناختی هیجان در مادران دانش آموزان کم توان ذهنی انجام گرفت. روش: این پژوهش از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل همه مادران دانش آموزان کم توان ذهنی شهر اصفهان می شد. نمونه پژوهش شامل 65 نفر از مادران بود که با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه کیفیت زندگی، مقیاس خودکارآمدی فرزندپروری و پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان می شد. داده های بهدست آمده با استفاده از روش آماری تحلیل رگرسیون گام به گام تحلیل شدند. یافته ها: خودکارآمدی فرزندپروری و راهبردهای انطباقی تنظیم شناختی هیجان با کیفیت زندگی ارتباط مثبت و معنادار داشت در حالی که راهبردهای غیرانطباقی تنظیم شناختی هیجان با کیفیت زندگی رابطه منفی و معناداری داشت. خودکارآمدی فرزندپروری و راهبردهای انطباقی و غیرانطباقی 42 درصد از واریانس کیفیت زندگی را پیش بینی کردند و خودکارآمدی فرزندپروری بیشترین نقش را در پیش بینی کیفیت زندگی داشت. نتیجه گیری: توجه به متغیرهای خودکارآمدی فرزندپروری و تنظیم شناختی هیجان در پیش بینی کیفیت زندگی مادران دانش آموزان کم توان ذهنی از اهمیت خاصی برخوردار است. بنابراین، توجه به این متغیرها نقشی حیاتی در پیش بینی کیفیت زندگی دارد.