فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۰۱ تا ۶۲۰ مورد از کل ۱۹٬۵۸۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر شخصی سازی محیط یادگیری الکترونیکی بر اساس خودکارآمدی دانشجویان کارشناسی ارشد در دانشگاه آزاد واحد الکترونیکی می باشد. روش پژوهش توصیفی-پیمایشی و جامعه آماری شامل دانشجویان دختر و پسر دوره های آموزشی واحد الکترونیکی دانشگاه آزاد اسلامی واحد الکترونیکی تهران در سال تحصیلی 1402-1403 می باشد، که تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. برای سنجش عملکرد سامانه طراحی شده، عملکرد تحصیلی و میزان استفاده از سامانه در دو گروه شاهد و آزمون، پیش و پس از شخصی سازی مقایسه گردیده است. با توجه به اینکه روش اصلی سنجش خودکارآمدی، استفاده از پرسشنامه است لیکن در این پژوهش از روشی ضمنی برای شناسایی خود کارآمدی تحصیلی یادگیرنده استفاده شده است. این تحقیق در قالب سیستم توصیه گر فازی در بطن سامانه آموزشیار هوشمند در یک نیمسال تحصیلی بر روی تعدادی از دانشجویان دوره های آموزش الکترونیکی در دو مرحله اجرا شد؛ بدین ترتیب که در گام اول و بر روی نیمی از درس پارها از توصیه های مبتنی بر سبک یادگیری و در گام بعد و بر روی نیمه دوم درس پارها، از هم افزایی توصیه های مبتنی بر سبک یادگیری و سبک شناختی با هم استفاده شد. نمونه مورد بررسی شامل30 نفر با میانگین سنی56/23 سال بوده است. ارزیابی محیط شخصی شده نشان می دهد که درنظرگرفتن ویژگی های کاربردی در مدل یادگیرنده و ارائه درس پا رها و توصیه های متناسب با این ویژگی ها، به پیشرفت تحصیلی75% از یادگیرندگان منجر شده و رضایت تحصیلی آنان را به دنبال داشته است. در تمامی مراحل ارائه دروس، توانمندی یادگیرندگان بر اساس نظریه پرسش -پاسخ فازی پایش و ارزیابی گردید. استفاده از این روش سبب شخصی تر شدن توصیه های آموزشی و در نتیجه علاقه-مندی افراد به ادامه کار با سامانه پیشنهادی، کاهش میزان ارجاع های غیر ضروری و کاهش زمان یادگیری شده است.
از تقابل تا ترکیب؛ تحلیل روایت دانشجویان از آموزش حضوری و مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گسترش روزافزون استفاده از اینترنت و رسانه های اجتماعی، نظام آموزشی را دستخوش تحولات بنیادین کرده و مباحث گسترده ای را پیرامون مزایا، معایب و تأثیرات این فناوری ها بر فرایند یادگیری در آموزش عالی، پدید آورده است. پژوهش حاضر باهدف بررسی تقابل میان آموزش حضوری و مجازی و امکان تلفیق این دو شیوه، از بیان تعریفی آموزش حضوری، مجازی و ترکیب این دو، نظریه همگرایی رسانه ها و نظریه کنشگر_ شبکه، بهره گرفته است. این مطالعه با استفاده از روش تحلیل روایت، دیدگاه ها و تجربیات دانشجویان را به عنوان ذینفعان اصلی و کاربران این دو شیوه آموزشی مورد بررسی قرار داده است. نمونه این پژوهش شامل ۱۸ نفر از دانشجویان دانشگاه فرهنگیان شهر سنندج بود که به روش هدفمند و ملاک محور انتخاب شدند. نتایج به دست آمده از مصاحبه نیمه ساخت یافته با تحلیل شش مرحله ای براون و کلارک، پنج مضمون اصلی را آشکار کرد: «رقابت بر سر میدان آموزش»، «غیرانسانی شدن آموزش»، «ارتقای کیفیت بخشی آموزشی»، «شیوع کرونا و گسترش آموزش مجازی» و «ترکیبی شدن آموزش». این یافته ها نشان داد روایت دانشجویان که متأثر از تجربه آن ها در استفاده از رسانه های اجتماعی در یادگیری و آموزش است، متفاوت و گاها متناقض است. آنها بر این باورند که بین دو سبک آموزشی حضوری و مجازی در دانشگاه تقابل و رقابت وجود دارد و شیوع کرونا، به طور قابل توجهی به تقویت جایگاه آموزش مجازی کمک کرده است. در این راستا، برخی از مصاحبه شوندگان با بیان این که روند روزافزون آموزش مجازی و استفاده از رسانه های مجازی، جنبه های انسانی آموزش را تضعیف کرده و این امر آموزش را با چالش مواجه نموده است. لذا، غالب مصاحبه شوندگان با تاکید بر ترکیب و استفاده از هر دو سبک آموزشی، راه حل عبور از چالش ها و مشکلات هردو روش را در آموزشی ترکیبی و چندرسانه ای می دانند.
مطالعه انگیزش در بخش آموزش عالی با روش علم سنجی: دورنمای مطالعات و مصورسازی مرز دانش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشینه: انگیزش به معنای برانگیختن علاقه و توجه فراگیران به مطالب و محتوای درسی و کلاسی، مفهومی است که در آموزش عالی یک حوزه پژوهشی در حال توسعه ،با پتانسیل مطالعات عمیق، برای بهبود زمینه های یادگیری ست. علیرغم حجم بالای انتشارات این حوزه، ساختار فکری پژوهشگران و چشم انداز آن ناشناخته است. اهداف و روش : این پژوهش با استفاده از روش علم سنجی و بر اساس استخراج 4884 مقاله بین المللی از پایگاه اطلاعاتی اسکوپوس به دنبال شناسایی الگوی توزیع زمانی انتشارات، نمایش همکاری ها و مشارکت های پژوهشگران، کانون های پژوهشی، و روندهای نوظهور و جریان ها و جهت گیریهای پژوهشی آتی است. یافته ها : ترسیم تصاویر مفهومی از محتوای پژوهشها و بررسی روند موضوعی و مرز دانش در دوره های زمانی مختلف شامل :دوره ی اول، تا پیش از سال 2000 : حوزه علمی ضعیف ، مهجور، دوره دوم ، قبل از 2010 دوره نوزادی. دوره سوم : تا قبل از سال 2015 ، شروع رشد و دوره چهارم ، تا قبل از سال 2020و دوره آخر، از سال 2020 تا زمان حاضر دوره ی رشد، توسعه و بلوغ این حوزه ی علمی است. نتیجه: مطالعات حاکی از افزایش سریع تعداد مطالعات این حوزه بخصوص با رویکرد بین رشته ای است. همچنین محورهای انگیزش متناسب با تغییر در اهداف و انگیزهای آموزش تغییر و گسترش یافته و نقش محوری آن در بهبود عمکرد و تغییرات روزافزون بوده است.
تماس زبانی به عنوان کاتالیزور آموزشی برای دانش آموز فارسی زبان: تحولات معنایی وام واژ گان عربی در کتاب عربی - زبان قرآن، پایه هفتم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبانشناسی تماسی علمی میان رشته ای است که به مطالعه شیوه و میزان تماس زبان ها می پردازد و در نیمه دوم قرن بیستم پایه گذاری شده است. توماسون و کوفمن (1988) معروف ترین فرضیه را برای تماس زبان ها در سه سطح ارائه داده اند. معمول ترین شیوه نفوذ زبان ها، در شرایط همجواری، تبادل واژگانیست. زبان های فارسی و عربی در نخستین سطح آمیختگی زبانی قرار دارند و اگرچه از دو خانواده زبانی متفاوت هستند؛ درزمینه دادوستد واژگانی در دوره های مختلف زبان فارسی، بر یکدیگر تأثیر داشته اند. آمیختگی این دو زبان، منجر به تبادل وام واژه های بسیاری گردیده است. بسیاری از وام واژه های عربی، هنگام ورود به زبان فارسی دستخوش تحولات معنایی شده اند. این پژوهش توصیفی با رویکرد کمی، انواع وام واژه های عربی در زبان فارسی را که در برنامه درسی زبان عربی هفتم متوسطه گنجانده شده ، به همراه انواع تحولات معنایی آن ها از زبان مبدأ به مقصد، بررسی می کند. واحد بررسی اسم و فعل بود. یافته ها نشان داد که میزان کاربرد وام واژه های عربی در متن، به نسبت واژگان عربی در ده درس کتاب 16% و حدود یک پنجم (⅕) کل واژه های پیکره است. 94% وام واژه ها اسم و 6% فعل بودند. تعیین نوع تحولات معنایی وام واژگان عربی در پیکره پژوهش نشان داد که سه شیوه وام گیری معادل مدلول اولیه (5/90 درصد)، تخصیص معنایی (3/7 درصد) و گسترش معنایی (2/2 درصد) در برنامه درسی گنجانده شده است؛ اما وام واژه ای که دچار تغییر معنایی شده باشد، یافت نشد. تغییر معنایی یکی از خاستگاه های خطای درک معنای واژه است و تأثیر منفی بر یادگیری زبان آموزان دارد. نظر به اینکه پربسامدترین وام واژه های عربی در زبان فارسی، به گروهی تعلق دارد که دستخوش تغییر معنایی می شوند، عدم وجود این نوع از وام واژه ها در برنامه درسی، نشان از آگاهی مؤلفین کتاب از تداخل تغییرات معنایی وام واژه ها در زبان مقصد دارد.
ارائه مدل مدیریت مدارس یادگیرنده در مدارس دولتی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۴
101 - 125
حوزههای تخصصی:
مدارس دولتی در ایران با توجه به ویژگی های ساختاری و مدیریتی خود، که متأثر از ساختار متمرکز مدیریت آن است، با اصول سازمان یادگیرنده فاصله دارند؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر، ارائه مدل مدیریت مدارس یادگیرنده در مدارس دولتی شهر تهران است. رویکرد پژوهش کیفی و کمّی است. در بخش کیفی، از طریق نمونه گیری هدفمند با 22 نفر از خبرگان وزارت آموزش وپرورش و مدارس شهر تهران تا دستیابی به اشباع نظری مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد و در بخش کمّی نیز از طریق نمونه گیری در دسترس، 351 پرسش نامه بین مدیران مدارس دولتی شهر تهران توزیع شد. تجزیه وتحلیل داده ها در بخش کیفی، برای اکتشاف مدل مدیریت مدارس یادگیرنده با استفاده از تئوری داده بنیاد از طریق نرم افزار مکس کیودا و در بخش کمّی، برای آزمون مدل ارائه شده با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری از طریق نرم افزار اسمارت پی ال اس انجام شد. در بخش کیفی پس از انجام مصاحبه های کیفی و کدگذاری ها، عوامل علّی، زمینه ای، مداخله ای، راهبردها و پیامدهای مدیریت مدارس یادگیرنده مشخص شد. در بخش کمّی نیز نتایج مبیّن معنا داری مدل های اندازه گیری و معادلات ساختاری بود که درنهایت مدل مدیریت مدارس یادگیرنده با 6 بعد اصلی و 17 مقوله فرعی و 221 شاخص تأیید شد. مدیران وزارت آموزش وپرورش و تمامی ذی نفعان مدارس با توجه به عوامل علّی و شرایط زمینه ای و مداخله ای و اتخاذ راهبرد هایی در زمینه توانمندسازی منابع انسانی، توسعه مدیریت دانش و یادگیری، یادگیری تیمی و مشارکتی، شبکه ارتباطات یادگیری و مدرسه خودارزیاب، مسئول و پاسخ گو از مزایای مدیریت مدارس یادگیرنده بهره مند خواهند شد.
شناسایی و بررسی ابعاد و مؤلفه های خود رهبری دانش آموزان دوره دوم متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۹۵
161 - 181
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، شناسایی و بررسی ابعاد و مؤلفه های خودرهبری دانش آموزان دوره دوم متوسطه است. این پژوهش کاربردی است و از روش پژوهشی کیفی با بهره گیری از مطالعه اسنادی و مصاحبه با صاحب نظران انجام شده است. جامعه آماری شامل دو بخش است که در بخش اول، با خبرگان آشنا به این حوزه مصاحبه شده و در بخش دوم اسناد و مدارک علمی بررسی شده اند. این نمونه در بخش کتاب ها و پایان نامه های مرتبط در زمینه خودرهبری (15 مورد)، مقاله های داخلی (29 مورد)، مقاله های خارجی (21 مورد) را بررسی کرده است. در بخش دوم با 16 نفر از خبرگان حوزه مدیریت آموزشی، روان شناسی تربیتی و مدیران ستادی وزارت آموزش و پرورش مصاحبه شده است. برای انتخاب هر دو بخش از روش نمونه گیری هدفمند به منظور رسیدن به اشباع نظری در زمینه مضامین خودرهبری استفاده شد. برای تحلیل داده ها، از شیوه کدگذاری باز، محوری و انتخابی بهره گرفته شد. با توجه به نتایج، 63 مضمون پایه (مؤلفه ها) و 14 مضمون فراگیر (ابعاد) برای ساخت الگوی مفهومی شناسایی شدند. همچنین نتایج نشان داد که مهم ترین ابعاد خودرهبری دانش آموزان دوره دوم متوسطه عبارت اند از: خودمدیریتی، خودتوسعه ای، خودهدایتی، خودآگاهی، خودتنظیمی، خوداصلاحی، خودکارآمدی، خودانگیزشی، خودنفوذی، خودباوری، خودیادگیری و مسئولیت پذیری. شناسایی این مولفه ها به مدیران، سیاست گذاران و مجریان نظام آموزش و پرورش کمک می کند آموزش خودرهبری به طور مؤثرتری برای دانش آموزان پیاده سازی و فرهنگ خودرهبری در آن ها نهادینه شود.
مقایسه تأثیر روش های تدریس ترکیبی و معکوس بر خلاقیت و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان: مطالعه موردی آموزش زیست شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در چشم انداز متنوع آموزش وپرورش قرن بیست ویکم، کلاس های درس را به عنوان اتاق هایی برای نوآوری و سازگاری عمل از دانش آموزانی با زمینه ها و دیدگاه های بی شمار می دانند. دانش آموزان با پیشینه های مختلف علایق و توانایی های منحصربه فرد وارد کلاس ها می شوند و معلمان باید رویکردهای آموزشی خود را متناسب با نیازها و تنوع دانش آموزان خود تنظیم کنند تا یاد گیری دانش آموزان را تقویت کنند و نگرشی مثبت نسبت به یاد گیری در آنان به وجود آورند. به دنبال پیشرفت فناوری به ویژه در حوزه فناوری اطلاعات، روش های آموزش و یاد گیری در حال تکامل هستند. آموزش ترکیبی و معکوس دو نمونه از شیوه های نوین آموزشی هستند که به سرعت در حال گسترش هستند. این پژوهش با هدف مقایسه تأثیر روش های ترکیبی و معکوس در تدریس زیست شناسی بر خلاقیت و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پایه دهم تجربی شهرستان زاهدان انجام شده است. روش پژوهش به صورت شبه آزمایشی، همراه با پیش آزمون و پس آزمون و ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه خلاقیت تورنس و آزمون پیشرفت تحصیلی پژوهشگر ساخته بوده است. از روش های آمار توصیفی و استنباطی برای بررسی تأثیر روش های تدریس بر میزان خلاقیت و پیشرفت تحصیلی استفاده شده است. نمونه پژوهش شامل 40 نفر از دانش آموزان دختر پایه دهم تجربی شهرستان زاهدان است که در سال تحصیلی 1402-1403 مشغول به تحصیل بودند و به صورت تصادفی انتخاب و به دو گروه تقسیم شدند. در هر گروه قبل و بعد از اجرای روش تدریس، پیش آزمون و پس آزمون اجرا شد. نتایج پژوهش نشان داد هر دو روش آموزش معکوس و ترکیبی موجب پیشرفت تحصیلی و خلاقیت دانش آموزان شده اند. اثربخشی آموزش معکوس بر پیشرفت تحصیلی به طرزی معنا دار نسبت به روش ترکیبی بیشتر است، اما در رابطه با خلاقیت، تفاوت بین دو روش تدریس معنا دار نیست. با توجه به نتایج به دست آمده، معلمان می توانند از روش های نوین تدریس برای توسعه شغل خود و ارتقای خلاقیت و یادگیری دانش آموزان استفاده کنند.
خردمندی از منظر معلمان خردمند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی تعریف خردمندی از نگاه معلمان خردمند شهرستان یزد بوده و برای مطالعه از روش کیفی پدیدارشناختی استفاده شده است. محیط پژوهش شامل تمامی معلمان شهرستان یزد اعم از شاغل و بازنشسته بود و حجم نمونه، بر اساس نمونه گیری هدفمند، معلمان زن و مردی بودند که توسط دانشجویان ترم یک تا چهار دانشگاه یزد به عنوان معلم خردمند معرفی شدند و بعد از رسیدن به اشباع نظری به یازده نفر محدود شد. در مجموع، از مصاحبه نیمه ساختارمند با مشارکت کنندگان (3 مرد و 8 زن)، 66 مفهوم و 15 مقوله فرعی و 2 مقوله اصلی استخراج شد. در مقوله اصلیِ چگونگی تعریف خردمندی، خرد به عنوان مقوله ای «ذاتی و موهبتی از جانب خداوند» و «نادر» معرفی شد؛ «رشد و تحول خرد و ثمره به کارگیری آن در ابعاد زندگی» و راهی برای «رسیدن به بهترین خود» بیان شدند و «وجود ارتباط و افتراق میان هوش و خردمندی»، «خودشناسی و وظیفه شناسی در طول زندگی» و «هدفمند و تلاشگر بودن» از دیگر مقوله ها بودند. «اندیشمندبودن و تأمل داشتن در کلام»، «شنونده خوب بودن»، «داشتن دقت نظر در امور مختلف»، «اهمیت داشتن نظم در زندگی»، «رعایت کردن آداب معاشرت»، «دارابودن قدرت درک و سازگاری زیاد» و «دارابودن آستانه تحمل زیاد» نیز ذیل مقوله اصلیِ نمود رفتاری خردمندی به دست آمدند. با توجه به دیدگاه معلمان، خردمندی در همگان وجود دارد و نمودهای رفتاری آن است که نشان می دهد افراد توانسته اند خردمندی را در خود پرورش بدهند.
بررسی چالش ها و فرصت های آموزش برنامه نویسی و هوش مصنوعی به کودکان و نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
34 - 45
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: در عصر دیجیتال، آموزش برنامه نویسی و هوش مصنوعی به کودکان و نوجوانان به یکی از نیازهای اساسی برای توسعه مهارت های شناختی، حل مسئله و تفکر محاسباتی تبدیل شده است. این پژوهش با هدف بررسی چالش ها و فرصت های آموزش این مهارت ها در سیستم های آموزشی انجام شده است. روش پژوهش: این پژوهش توصیفی-تحلیلی و به روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری شامل ۳۰۰ دانش آموز، معلم، والدین و مدیر آموزشی بوده که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه استاندارد بود که روایی آن با تأیید متخصصان و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ (۰.۸۴) بررسی شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و Python تحلیل گردید. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که چالش های اصلی در آموزش برنامه نویسی و هوش مصنوعی شامل کمبود منابع استاندارد، نبود معلمان متخصص، روش های تدریس سنتی و عدم آگاهی والدین است. در مقابل، روش های نوین آموزشی نظیر گیمیفیکیشن، یادگیری مبتنی بر پروژه و استفاده از فناوری های تعاملی، نقش مؤثری در افزایش انگیزه و درک بهتر دانش آموزان از مفاهیم پیچیده دارند. همچنین، استفاده از هوش مصنوعی در ارائه بازخوردهای شخصی سازی شده به بهبود کیفیت یادگیری کمک کرده است. نتیجه گیری: این پژوهش بر اهمیت به کارگیری روش های نوین آموزشی، تربیت معلمان متخصص، توسعه منابع آموزشی مناسب و ادغام فناوری های تعاملی در محیط های آموزشی تأکید دارد. یافته های مطالعه می تواند به سیاست گذاران آموزشی، معلمان و والدین در بهبود روش های تدریس کمک کند. پیشنهاد می شود که مدارس از فناوری های نوین همچون واقعیت مجازی و هوش مصنوعی برای ارتقای سطح یادگیری دانش آموزان استفاده کنند.
اثربخشی آموزش خودراهبری یادگیری بر موفقیت تحصیلی، اشتیاق تحصیلی و فرسودگی تحصیلی دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
132 - 145
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: ارتقاء، پیشرفت تحصیلی دانش آموزان همواره یکی از مهم ترین مباحث آموزشی و نگرانی های اصلی روانشناسان پژوهشی است که از جمله عوامل موثر بر پیشرفت تحصیلی موفقیت تحصیلی، اشتیاق تحصیلی، فرسودگی تحصیلی می باشد. لذا هدف پژوهش حاضر بررسی اثر بخشی آموزش خودراهبری یادگیری بر موفقیت تحصیلی، اشتیاق تحصیلی و فرسودگی تحصیلی دانش آموزان دختر متوسطه دوم بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه مدارس شهر اصفهان در سال 1403 بود که به روش نمونه گیری هدفمند، 30 نفر انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل، هر گروه 15 نفر جایدهی شدند. گروه آزمایش تحت آموزش 16 جلسه 90 دقیقه ای آموزش خود راهبری یادگیری جعفری، نادی و منشئی(1400) قرار گرفتند. ابزار پژوهش پرسشنامه موفقیت تحصیلی ولز(2010)، مقیاس اشتیاق تحصیلی فردریکز و همکاران(2004) و پرسشنامه فرسودگی تحصیلی سالملا – آرو و همکاران(2009) بودند. یافته ها: یافته ها نشان داد آموزش خودراهبری یادگیری بر موفقیت تحصیلی، اشتیاق تحصیلی و فرسودگی تحصیلی دختران نوجوان اثر بخش بود(01/0>p) و این اثر بخشی در دوره پیگیری 2 ماهه نیز تداوم داشت. نتیجه گیری: طبق یافته های پژوهش، آموزش خودراهبری یادگیری در مدارس توسط مشاوران و معلمان و نیز قرار دادن اصول و فرآیندهای و شیوه به کارگیری آن در کتب اصول و شیوه های یادگیری مهم و ضروری است.
A Qualitative Account of Iraqi EFL Teachers' Perspectives of English as a Medium of Instruction at Secondary Schools(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۳, Issue ۵۳, Summer۲۰۲۵
87 - 101
حوزههای تخصصی:
Internationalization and globalization have gained popularity during the past 20 years in a variety of educational settings. English-Medium Instruction (EMI) has been one of the primary strategies for addressing these developments. Iraqi secondary schools appear to be falling behind in the face of these worldwide trends. Secondary schools are using Arabic as their practically universal language of teaching. Still, only a few numbers of studies have investigated the possible use of EMI and instructors' perspectives regarding its usage. This study adopted a mixed-methods approach to examine the current state of EMI in the Iraqi setting, providing more insight into the rising application of EMI. To learn more about the attitudes of 150 teachers concerning EMI, pertinent questionnaires and semi-structured interviews were used to gather the required data. The quantitative results demonstrated that educators' opinions of EMI were overwhelmingly favorable. Most instructors supported both bilingual education and EMI, despite being aware of the detrimental effects of EMI on common official languages and the opposition to its implementation. The participants' views about and preferences for EMI were significantly influenced by their educational background, English ability, and their academic degree. The qualitative analysis's findings showed that although EMI classes provided participants with many benefits, they also faced significant difficulties, the primary reason of which was their poor English ability. The findings also indicated that most of participants blamed administrators for the difficulties in the EMI courses..
Impacts of Interventionist and Interactionist Dynamic Assessment Models on EFL Learners’ Willingness to Communicate(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۳, Issue ۵۳, Summer۲۰۲۵
35-50
حوزههای تخصصی:
In recent years, the importance of willingness to communicate (WTC) in second language acquisition has gained considerable attention, as it is a crucial factor influencing learners' language use and overall communicative competence. Understanding how various instructional methods can enhance WTC is vital for improving EFL education. This study investigated the comparative impacts of interventionist and interactionist dynamic assessment models on the WTC among 75 Iranian intermediate EFL learners. Participants were divided into two experimental groups (EG1 and EG2) and one control group (CG), with a total of 16 treatment sessions delivered over a semester. Both experimental groups received dynamic assessment interventions, with EG1 utilizing the interventionist model and EG2 employing the interactionist model. The results revealed that both EGs significantly outperformed the CG in enhancing WTC; however, no statistically significant differences were found between the two experimental groups. This study contributes to the understanding of how different dynamic assessment approaches can effectively foster learners' WTC in English. The findings suggest that educators can adopt either dynamic assessment model to improve WTC among EFL learners, emphasizing the need for ongoing research into optimal assessment strategies in language education.
مرور نظام مند عوامل مؤثر بر اضطراب ریاضی دانش آموزان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر شناسایی عوامل مؤثر بر اضطراب ریاضی دانش آموزان بود. روش پژوهش از لحاظ هدف توسعه ای و از لحاظ روش، کیفی از نوع روش مرور سیستماتیک بود. محیط پژوهش شامل کلیه مقالات منتشر شده در طی سال های 2023-2012 برای مقالات خارجی و 1401-1390 برای مقالات منتشر شده ایرانی بود و تعداد 35 مقاله پس از طی غربالگری بر اساس عنوان، چکیده و محتوا، انتخاب گردید. یافته ها نشان داد که این عوامل شامل 33 مؤلفه و به 3 دسته کلی تقسیم بندی شده اند؛ 1- عوامل شخصیتی (تأثیر توجه به تفاوت های فردی و علاقه دانش آموزان، عوامل مرتبط با خانواده، عوامل ژنتیکی جغرافیایی، جنسیت)، 2- عوامل آموزشی (مداخلات آموزشی و درمانی، ادراک جو کلاس، حمایت معلم ادراک شده، تأثیر آموزش مبتنی بر واقعیت افزوده، تأثیر آموزش یادگیری مغز محور، نوع ارزشیابی کمی و کیفی، آموزش در سایه، یادگیری مشارکتی، عوامل مرتبط با معلم، سبک تدریس، نگرش معلم)، 3- عوامل شناختی (توجه به کاربرد ریاضیات در زندگی، باورهای تحصیلی ریاضی و سرسختی تحصیلی، خودتنظیمی، انگیزه درونی و خودکارآمدی ریاضی، سواد دیجیتال، روش آموزشی طرح مسئله، حافظه کنشگر و خود پنداشت، باورهای فراشناختی، نظم جویی شناختی هیجان و توانایی حل مسئله، رویکردهای مطالعاتی، حرمت خود، سبک های یادگیری، خودکارآمدی، تاب آوری، درک ضعیف و مهارت های تحلیلی دانش آموزان، مسائل روانشناختی، فرایندهای الکتروفیزیولوژیکی مغزی، حافظه کاری).
تأثیر ابعاد مدیریت دانایی بر مدیریت ارتباطات سازمانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر ابعاد مدیریت دانایی بر مدیریت ارتباطات سازمانی است. روش پژوهش، توصیفی – همبستگی است که؛ در جامعه ای از مدیران و معلمان شهر ساری به تعداد 650 نفر اجرا شد. جهت جمع آوری اطلاعات، از دو پرسش نامه مدیریت دانایی فاضلی (1390) و مدیریت ارتباطات سازمانی تانگ و گائو (2012) استفاده شد. به منظور سنجش اعتبار تحقیق، از روایی محتوایی (روایی خبرگان) و شاخص CVR (ضریب لاوشه) استفاده شده است و پایایی پرسش نامه ها از طریق آلفای کرونباخ به ترتیب 0.92 و 0.94 محاسبه شد. جهت بررسی آمار توصیفی نرم افزار SPSS23 و بررسی مدل مفهومی تحقیق و فرضیات اصلی پژوهش از نرم افزار Smart PLS 3.0 استفاده شد. نتایج نشان داد که؛ آماره t برابر با ۵۷۶/2 و ضریب استاندارد برابر با 132/۰ است بنابراین نیاز به دانایی بر مدیریت ارتباطات در سازمان آموزش وپرورش ساری اثر دارد. آماره t برابر با ۲۶۷/۳ و ضریب استاندارد برابر با ۱۸۶/۰ نشان می دهد که عملکرد دانایی محور ارتباطات را در سازمان آموزش وپرورش ساری بهبود می بخشد. آماره t برابر با ۱۱۱/۵ و ضریب استاندارد برابر با ۱۷۹/۰ است. این نتیجه نیز نشان می دهد که فرضیه سوم تأیید می شود و دانش آفرینی تأثیر قابل توجهی بر مدیریت ارتباطات در سازمان آموزش وپرورش ساری دارد.
The Role of Moral Intelligence and Spiritual Intelligence in Predicting Organizational Flourishing and Job Performance
حوزههای تخصصی:
The purpose of this study was to examine the role of moral intelligence and spiritual intelligence in predicting organizational flourishing and job performance. This research was applied in terms of purpose, and descriptive-correlational with regression analysis in terms of methodology. The statistical population consisted of 200 administrative employees of the Education Department of Zahedan, from which 127 individuals were selected through simple random sampling based on Morgan's table. Data were collected using the Moral Intelligence Questionnaire by Lennick, Kiel, and Jordan (2005), the Spiritual Intelligence Questionnaire by Badi et al (2010), the Organizational Flourishing Questionnaire by Spreitzer (2007), and the Job Performance Questionnaire by Patterson (1922). For data analysis, descriptive statistical methods and inferential statistics (Pearson correlation and multiple regression) were employed using SPSS 22 software. The findings revealed that there are positive and significant relationships between moral intelligence and spiritual intelligence with organizational flourishing and job performance. The results of regression analysis showed that moral intelligence and spiritual intelligence jointly explained 53% of the variance in job performance and 50% of the variance in organizational flourishing. Moral intelligence was found to be a stronger predictor of job performance, while spiritual intelligence was a more effective predictor of organizational flourishing. These findings indicate that moral intelligence and spiritual intelligence play distinct yet complementary roles in improving individual and organizational performance. The development of both types of intelligence is essential for achieving optimal performance and sustainable flourishing in educational organizations.
الگوی رهبری پایدار فرهنگی مدرسه با تأکید بر «فرهنگ مراقبت»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
1 - 21
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف : دانش آموزان با پیشینه های فرهنگی متنوع، در جنبه های مختلف تحصیلی با موانع و چالش های ساختاری متعددی روبرو هستند. این چالش ها گاهی منجر به بی علاقگی و دلزدگی دانش آموزان از تحصیل و در نهایت ترک تحصیل می شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش و بازتاب الگوی فرهنگی پایدار از طریق “فرهنگ مراقبت” انجام شد. روش شناسی پژوهش : پژوهش حاضر، از حیث هدف، کاربردی و از نظر رویکرد کیفی بود که با راهبرد گراندد تئوری ساخت گرایانه چارمز به اجرا درآمد. قلمرو تحقیق استان کردستان و مشارکت کنندگان بالقوه کلیه مدیران ابتدایی و مقاطع متوسطه اول و دوم در سال تحصیلی 1404-1403 در شهر سنندج بودند که از بین آنها 15 نفر به صورت هدفمند (ناهمگن) انتخاب و با استفاده از یک پروتکل مصاحبه نیمه ساخت یافته دعوت به مشارکت شدند تا دیدگاه خود را در مورد «سبک رهبری پایدار فرهنگی» بیان کنند. یافته ها : نتایج نشان داد که چهار شاخص کلیدی تحت عناوین خودآگاهی انتقادی، فروتنی فرهنگی، عدالت ترمیمی و مشارکت خانواده و مدرسه از رهبری پایدار فرهنگی در مدیریت مدرسه قابل احصاء بود. باوجود کثرت نظرات، استعمارزدایی رهبری، کنش متقابل فرهنگی، خوداندیشی، مراقبت هنری و شایستگی فرهنگی از دیگر مضامینی بودند که مدیران تحت شاخص های چهارگانه فوق الذکر بدان اشاره کردند. بحث و نتیجه گیری: باوجود کوشش مدیران برای ارج نهادن به فرهنگ و زبان دانش آموزان پیاده سازی این سبک رهبری به شدت نیازمند تغییرات ساختاری در نگرش سیاست گذاران آموزشی است، این تغییرات ممکن است نمودهای مختلفی از جمله، باور به آموزش چندفرهنگی، کلیشه زدایی، اندیشه باز، خودانتقادی، تلاش برای مشارکت خانواده و مدرسه را در پی داشته باشد.
بررسی رابطه بین هویت سازمانی با یکپارچگی سازمانی و نقش میانجی اعتماد سازمانی دربین کارکنان آموزش و پرورش شهرستان کازرون
منبع:
انگاره های نو در تحقیقات آموزشی سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
170 - 180
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: هویت سازمانی، اعتماد و یکپارچگی از مهم ترین مؤلفه های تقویت کننده سرمایه اجتماعی در سازمان ها به شمار می آیند. بررسی رابطه این عوامل می تواند به درک بهتر سازوکارهای ارتقای انسجام و کارایی در نهادهای آموزشی منجر شود. ب ررسی رابط ه بین هویت سازمان ی با یکپارچگ ی سازمانی و نقش میانجی اعتمادسازمان ی دربین کارکنان آموزش و پرورش شهرست ان ک ازرون بود. روش شناسی پژوهش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. و جامعه آماری شامل 1700 نفر از کارکنان آموزش و پرورش شهرستان کازرون بود. حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان 313 نفر و به روش تصادفی ساده انتخاب شد. ابزار گردآوری داده ها سه پرسشنامه استاندارد هویت سازمانی (چنی، 1983)، اعتماد سازمانی (پاین، 2003) و یکپارچگی سازمانی (کاپتن، 2005) بودند که روایی آنها به تأیید خبرگان و استاد راهنما رسیده و پایایی با ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب78/. ، 89/0 و 86/0 تائید شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که هویت سازمانی تأثیر مستقیم و معناداری بر اعتماد سازمانی و یکپارچگی سازمانی دارد. همچنین اعتماد سازمانی نیز به طور معنادار بر یکپارچگی سازمانی اثرگذار است.همچنین نتایج بیانگر آن بود که اعتماد سازمانی نقش میانجی در رابطه بین هویت سازمانی و یکپارچگی سازمانی ایفا می کند. نتیجه گیری: هویت سازمانی با تقویت اعتماد سازمانی می تواند به شکل مستقیم و غیرمستقیم موجب افزایش یکپارچگی سازمانی شود. به طور کلی، اعتماد سازمانی نقش میانجی مهمی در ارتقای انسجام و کارایی سازمان ایفا می کند.
کاربست روش شناسی کلامی آیت الله مکارم شیرازی در مسائل اعتقادی دینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از انجام این پژوهش، ترسیم کاربست روش شناسی کلامی آیت الله مکارم شیرازی در مسائل اعتقادی دینی بود. روش: برای دستیابی به هدف پژوهش، از شیوه توصیفی- تحلیلی با تکیه بر اطلاعات کتابخانه ای و نرم افزار مکتوبات آثار استاد مکارم شیرازی و اسناد نوشتاری ایشان استفاده شد و با نگاه درجه دوم، پردازش و تحلیل داده ها در عملیات اندیشه ورزی آثار اعتقادی وی صورت پذیرفت. یافته ها: مسائل کلامی در اندیشه آیت الله مکارم، روشمند و مدلّل و مبتنی بر روش شناسی بود و این پژوهش، الگویی نمونه در عملکرد سایر متکلمان شمرده شد. نتیجه گیری: کاربست روش شناسی کلامی استاد مکارم، در چهار گام تبیین، تنظیم، اثبات و دفاع، با شیوه های تبیین، نظیر تبیین واژه ها و بیان تاریخچه مسئله؛ شیوه های تنظیم، همچون ترتیب منطقی و تقدّم آموزه های عقلی بر نقلی؛ شیوه های اثبات، مانند ارائه انواع دلیل به لحاظ مقدمات یا انواع دلیل از نظر صورت و ماده و در نهایت شیوه های دفاع، مثل طرح سؤال از مخاطب، ارائه پاسخ نقضی و حلّی در استدلال و عملیات پاسخگویی به مسائل اعتقادی به سامان رسید.
واکاوی مفهوم کیفیت و برون دادهای آن در نظام آموزش الکترونیکی (مورد مطالعه: دانشگاه پیام نور اراک)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تبیین مفهوم کیفیت و برون دادهای آن در نظام آموزش آموزش الکترونیکی دانشگاه پیام نور انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و به لحاظ گردآوری اطلاعات رویکردی کیفی داشته و در آن از روش پدیدارشناسی توصیفی استفاده شده است. جامعه پژوهش شامل صاحب نظران و خبرگان حوزه طراحی و اجرای نظام ارزیابی کیفی و آموزش الکترونیکی دانشگاه پیام نور بوده است. برای نیل به اهداف پژوهش ابتدا، ادبیات، مبانی نظری و مستندات مرتبط با موضوع مطالعه و بررسی گردیده و سپس با استفاده از 12 مصاحبه نیمه ساختاریافته و هدفمند، اطلاعات پژوهش گردآوری و با استفاده از روش کدگذاری داده بنیاد در سه گروه کدگذاری باز، محوری و انتخابی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته است. کیفیت کدگذاری ها با استفاده از دو روش بازبینی و کدگذاری بی طرف و با آزمون ضریب کاپا در نرم افزار SPSS مورد تایید قرار گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد کیفیت آموزشی مفهومی کل-گرا و چندبعدی است که آثاری بلندمدت و کوتاه مدت برای ذی نفعان دانشگاه دارد. بر اساس همین یافته ها نتیجه می گیریم مفهوم کیفیت در نظام آموزش الکترونیکی دانشگاه پیام نور از چهار بعد توان رفتاری، توان شناختی، توان علمی و تجربه تحصیل مجازی تشکیل می شود. همچنین برون دادهای بکارگیری چنین نظامی عبارتند از رقابت پذیری، اشتغال زایی، اقتصادی و شهرت.
تحلیل محتوای برنامه درسی فارسی پایه چهارم و پنجم ابتدایی با توجه به مولفه های مهارتهای زندگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تحلیل محتوای برنامه درسی فارسی پایه چهارم و پنجم ابتدایی با رویکرد مهارت های زندگی بوده است. نوع پژوهش کاربردی و روش آن تحلیل محتوا است. روش اجرایی این تحقیق بررسی محتوایی (تحلیل محتوا)کتاب درسی فارسی می باشد که اشاره به کتب فارسی پایه چهارم و پنجم ابتدایی دارد و تحلیل در این پژوهش مبتنی بر کدگذاری و مشخص سازی فراوانی و درصدبندی در ابعاد مختلف مؤلفه های مرتبط با مهارت های زندگی انجام پذیرفت. که به منظور تحلیل محتوای کتاب ها محقق ۸مقوله به همراه زیر مولفه های آن را مورد استفاده قرار داد. با توجه یافته های تحقیق که نشان داد مولفه تصمیم گیری با فراوانی ۱۲۴ بیشترین توجه در کتاب های فوق را به خود اختصاص داده است. درصد کلی واحدهای حاوی مولفه های مهارت های زندگی در کتاب چهارم با فراوانی ۳۱۸ و87/51 به کل فراوانی هاست کتاب پنجم با فراوانی ۲۹۵ و12/48 به کل فراوانی ها است. توجه به مهارتهای زندگی از پایه چهارم به پنجم روند نزولی داشته است.