مقالات
حوزههای تخصصی:
تفکر طراحی به منزله نوعی مسئله گشایی یادگیرنده- محور و خلاق برای پاسخگویی به مسائل مبهم و پیچیده آموزشی و طرح مسائل نوآورانه در حوزه های آموزشی توانسته است با طراحانه اندیشیدن موجب توسعه نوآوریهای آموزشی، حل مسئله، خلاقیت و ذهن گشودگی توأم با انگیزه شود. ظرفیتهای تفکر طراحی در ارتقای تکنولوژی و طراحی آموزشی، ضرورت ارائه الگوی آموزش آن را برای طراحان آموزشی موجب شده که این مهم هدف اصلی پژوهش حاضر است. در این جستجو، مرور نظام مند پایگاههای اطلاعاتی علمی لاتین اریک، ساینس دایرکت، اسکوپوس، وایلی، الزویر، وب آو ساینس، جی استور، OALib و گوگل اسکالر و نیز پایگاههای ایرانداک، سیویلیکا، مگیران، جهاد دانشگاهی و پژوهشگاه علوم انسانی انجام گرفت. یافته های پژوهشی و مقالات معتبر علمی نمایه شده سالهای1980تا 2021 بررسی و 216 مورد شناسایی شده و در نهایت21 پژوهش برگزیده و مورد تحلیل محتوای کیفی قرار گرفته است. با بهره گیری از سازنده گرایی اجتماعی و با شناسایی مؤلفه های تفکر طراحی و عوامل مؤثر در طراحی آموزشی آن، الگوی آموزش موردنظر ترسیم شده است. براساس اعتبار الگوی پیشنهادی انتظار می رود که این الگو در آموزش تفکر طراحی به تکنولوژیستهای آموزشی و در بهبود طراحی آموزشی مؤثر باشد.
واکاوی اخلاق در متامدرنیسم به منظور استنتاج دلالتهای آن در اهداف، اصول و روشهای تربیت اخلاقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر واکاوی اخلاق در متامدرنیسم، به منظور استنتاج دلالتهای آن در اهداف، اصول و روشهای تربیت اخلاقی است. روش تحقیق اسنادی است که برای ارائه یک مرور نظام مند و گردآوری نظریات اخلاقی صاحب نظران متامدرنیسم، از روش تحقیق استنتاجی از نوع پیش رونده نیز بهره گیری شده است. بنابراین، نخست با به کارگیری روش پژوهش اسنادی، به واکاوی اخلاق در متامدرنیسم پرداخته شده، سپس با استفاده از روش تحقیق استنتاجی از نوع پیش رونده به استخراج دلالتهای تربیت اخلاقی متامدرن، شامل اهداف، اصول و روشها پرداخته شده است. همچنین، برای اخلاق در متامدرنیسم، شش ویژگی ترکیبی بودن، ساختاری و مرحله ای بودن، متنوع و متفاوت حول یک مرکز مشترک بودن، فعال کننده نقش سلسله مراتب اخلاقی، اصالت اخلاقی داشتن و گرایش به محبت و مراقبت داشتن به عنوان یافته های پژوهش مطرح شده است. این پژوهش به منزله نتیجه، هدف غائی رویکرد تربیت اخلاقی در متامدرنیسم را پرورش انسانی تلاشگر در فضای انزواگر پست مدرن در نظر گرفته است که علاوه بر هشت هدف واسطی، هشت اصل و هفت روش تربیت اخلاقی را شامل می شود. مؤلفه هایی همچون تناسب اخلاقی، ساخت معنا، اصالت- محوری، همدلی، صمیمیت فناورانه، توسعه مرحله ای، دلخوشی احتمالی و روایتهای بزرگ به عنوان اصول رویکرد تربیت اخلاقی در متامدرنیسم مطرح شده است. همچنین از ترکیب، نسل نویسی، همکاری، حضور شناسنامه ای، تاریخ نگری، بیان تناقض و امید و خوش بینی، به منزله روشهای تربیت اخلاقی متامدرن نام برده شده است.
چگونگی پیوند میان نظر و عمل: مطالعه موردی تدریس ریاضیات بر پایه مبانی انسان شناختی رودلف اشتاینر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، فهم چگونگی پیوند میان نظر و عمل بر اساس مطالعه موردی تدریس ریاضیات بر پایه مبانی انسان شناختی رودلف اشتاینر بود. داده های پژوهش با روش نمونه گیری هدفمند ازطریق مطالعه و بررسی اسناد مرتبط با رویکرد انسان شناختی اشتاینر و همچنین به کارگیری دانسته های پژوهشگرانی که با فلسفه اشتاینر و رهیافت او آشنا بودند و تجربیات آنها در مقالاتی در این زمینه در بازه زمانی 2022-2000 در پایگاههای علمی معتبر و تارنماهای مرتبط به رشته تحریر درآمده، گردآوری شده است. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از شیوه تحلیل مضمون استفاده شده است. برای اعتباریابی داده ها از روشهای قابل قبول و قابل اعتماد بودن استفاده شده است. تحلیل داده ها منجر به دسته بندی سه مضمون سازمان دهنده و 15مضمون پایه شده است. مضامین سازمان دهنده شامل تناظر ابعاد وجودی انسان و هستی(عناصر اربعه و ...)، هستی روحانی انسان(ابعاد سه گانه روح و ....) و نگاه کل گرایانه و تکاملی به انسان(تکامل همه جانبه و ...) است. پس از کشف مضامین انسان شناختی فلسفه اشتاینر در راستای ارتباط میان آنها با تدریس درس ریاضی کوشش شده است. یافته های پژوهش نشان دادند که تفسیر دیدگاه اشتاینر در بُعد انسان شناختی فلسفه او در تدریس ریاضیات، با بهره گیری از زمینه هایی چون هنر به عنوان بستر اصلی، در خلال رویکردی کل نگر به تعلیم وتربیت انسان، زمینه رشد و توسعه همه ابعاد وجودی انسان را مدنظر قرار می دهد. متناظر با یافته های پژوهش پیشنهاد می شود که سیاستگذاران نظام آموزشی برای اصلاح روند تربیت تک بعدی و صرفاً شناخت- محور موجود در مدارس، رهیافتهای حاصل با محوریت زیبایی شناختی را برای تعدیل و اصلاح وضعیت موجود مدنظر قرار دهند.
طراحی و اعتباریابی پرسشنامه شناسایی مؤلفه های کارآفرینی در مدارس دوره دوم متوسطه شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آموزش کارآفرینی در کسب مهارتهای لازم مانند تفکر انتقادی، حل مسئله، ابتکار عمل و کار مشارکتی برای بهبود اشتغال پذیری به نوجوانان کمک می کند. بنابراین، هدف پژوهش حاضر، طراحی و اعتباریابی مؤلفه های کارآفرینی در مدارس دوره دوم متوسطه شهر تهران بود. روش پژوهش از نظر گردآوری داده ها، آمیخته (کیفی-کمی) بود. در بخش کیفی، ابعاد با استفاده از نظریه داده بنیاد شناسایی شدند و در بخش کمی مورد تجزیه تحلیل قرار گرفتند. در بخش کیفی، 15 نفر از خبرگان حوزه مدیریت آموزشی به روش نمونه گیری هدفمند با تکنیک گلوله برفی و در بخش کمی، 147 نفر از مدیران هنرستانهای شاخه فنی وحرفه ای و کاردانش دوره دوم متوسطه شهر تهران به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش، مصاحبه های نیمه ساختاریافته بود. تجزیه وتحلیل بخش کیفی از طریق کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد و در بخش کمی برای تحلیل عاملی تأییدی از نرم افزار لیزرل استفاده شد. در بخش کیفی، پنج بعد زیرساخت، ساختار، سرمایه انسانی، محیط کسب و کار و فرایندهای آموزشی شناسایی شدند که پایایی آلفای کرونباخ این ابعاد به ترتیب 0/92، 0/90، 0/96، 0/92 و 0/91 و روایی محتوایی این ابعاد به ترتیب 0/88، 0/89، 0/90، 0/86 و 0/88 به دست آمد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که بارهای عاملی به دست آمده بزرگ تر از 0/3 بودند که بیانگر تأیید بارهای عاملی بود. از این رو، توجه مدیران مدارس دوره دوم متوسطه به مقوله کارآفرینی می تواند کارآیی نظام آموزشی را برای تربیت نیروی خلاق و ماهر افزایش دهد.
نقد و بررسی بایسته های محتوایی موجود گرایش «آشنایی با منابع اسلامی» با تکیه بر آموزه های دینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تعیین وضعیت مطلوب محتوای برنامه درسی «آشنایی با منابع اسلامی» بر اساس آموزه های دینی است. در این پژوهش که با روش کتابخانه ای و با تحلیل محتوای متون دینی انجام شده است، ابتدا با مطالعه محتوا و سرفصلهای مربوط به این درس و تحلیل و تفسیر اطلاعات حاصل از آن، برنامه درسی «آشنایی با منابع اسلامی» بررسی و آسیب شناسی شده، سپس بر اساس قرآن و روایات، با تعیین اصول محتوایی به ارائه محتوای مطلوب پرداخته شده است. طی این پژوهش مشخص شد که نداشتن سرفصلهای مستقل، عدم محوریت متن دینی، محتوای آموزشی تحمیلی، همپوشانی محتوایی با دیگر گرایشهای دروس معارف اسلامی، فقدان سرفصلی برای آشنایی با منابع اسلامی، کم رنگ بودن آموزش روش فهم و رفتارسازی، جامع و مانع نبودن عناوین و عدم توجه به تلاوت آیات در برنامه درسی از کاستیهای این گرایش است. برای اصلاح این کاستیها، با بهره مندی از آموزه های دینی، اصلهای اعتبار، سودمندی، اهمیت، قابلیت یادگیری، علاقه، اندیشه -محوری، رفتارسازی و توالی و استمرار برای محتوای این گرایش تعیین شد. آنگاه با ابتنای بر این اصول، سرفصلهایی تعیین شدند که فصل اول طی دو درس برای آشنایی اجمالی با متون اسلامی و فصل دوم در دو بخش قرآن و عترت طبقه بندی شدند که با انتخاب متنهایی از قرآن و عترت با موضوعات متنوع، بعد از مرحله قرائت و ترجمه واژگان در هر درس، دو گام از گامهای فهم متن دینی (دوازده گام برای آیات قرآن و ده گام برای حدیث) ارائه می شود و در پایان هر درس بخش درنگ و رفتارسازی پیش بینی شده است.
شناسایی موانع تحقق پذیری شایستگیهای تربیت اجتماعی دموکراتیک در نظام آموزش و پرورش ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، شناسایی موانع تحقق پذیری شایستگی های تربیت اجتماعی دموکراتیک در نظام آموزشی ایران است. رویکرد به کار رفته در این پژوهش کیفی و روش آن تحلیل مضمون است. مشارکت کنندگان پژوهش، 13 نفر از دکتر- معلمان (معلمان تحصیل کرده و باسابقه) آموزش و پرورش استان هرمزگان بودند که همزمان در دانشگاه فرهنگیان نیز فعالیت داشتند. رویکرد نمونه گیری، هدفمند و روش نمونه گیری صاحب نظران کلیدی بوده است. برای گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شده است. پس از آن با بهره گیری از نرم افزار MAXQDA موانع تحقق پذیری شایستگیها در قالب 7 مضمون فراگیر، 14 مضمون سازمان دهنده و 29مضمون پایه تحلیل شده اند. برای اعتباریابی کیفی، روش همگرایی مصاحبه های انجام شده به کار رفته است، یعنی میزان توافق و مطابقت نظرات به دست آمده را دو تن از متخصصان مقایسه کرده اند. نتایج این پژوهش نشان داد که موانع تحقق پذیری شایستگیهای تربیت دموکراتیک عبارت اند از: ساختار و قدرت نظام آموزشی، ضعف در توانمندی معلمان، برنامه درسی و سرفصلها، مقاومت یادگیرندگان نسبت به طرح مسائل مذهبی، نامتناسب بودن متون آموزشی، عملکرد ضعیف معلمان در اجرا، عملکرد ضعیف ناشی از ساختار، محدودیت سواد فناورانه و مشکلات فنی و زیرساختها. بنابراین با توجه به نتایج پژوهش مذکور، ضرورت دارد که تصمیم گیرندگان، برنامه ریزان و دست اندرکاران نظام آموزشی به ایجاد و تقویت بسترهای جدید برای تدوین و توسعه آموزش شایستگیهای شهروندی اهتمام ورزند.
فهم پداگوژی ازبرخواندن و چرایی تداوم آن (مرور سیستماتیک)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از مقاله حاضر فهم پداگوژی ازبرخواندن و چرایی تداوم آن است. این پژوهش به روش مرور سیستماتیک انجام شده است. جامعه شامل همه مقالات پژوهشی 25 سال اخیر، مشتمل بر 94 سند بود که پس از اعمال ملاکها، 48 مقاله به عنوان نمونه انتخاب شده است. با مطالعه متن کامل مقالات مصادیق کدگذاری و در زیرگروههای بزرگ تر دسته بندی شدند. برای اعتبارپذیری یافته ها از تکنیک خودبازبینی پژوهشگر استفاده شده است. یافته ها نشان دادند که ازبرخواندن پدیده ای پیچیده و چندلایه است. سه سطح ساختار، سیستم و سوژه در استمرار پداگوژی ازبرخواندن شناسایی شد. در سطح ساختار عوامل فرهنگی-اجتماعی، سیاسی، دین و ایدئولوژی قابل ذکرند که در کلیتی که زندگی جمعی را رقم می زند در پداگوژی ازبرخواندن نقش دارند. در سطح سیستم، نظام آموزشی قرار دارد که ضمن تأثیرپذیری از سطح ساختار، بر آن نیز اثرگذر است. در این سطح عواملی مانند برنامه های درسی، قوانین آموزش و پرورش، معلم، نظام تربیت معلم، نظام ارزشیابی و نظام مدیریت جامعه قرار دارند. نظام آموزشی انتقال دهنده ارزشهای اساسی جامعه به مدرسه است و به بازتولید ارزشهای سطح ساختار می پردازد. سطح سوژه، مشتمل بر دانش آموز، والدین، کادر آموزشی و مدیران و سیاستگذاران آموزشی است. کنشگران مدرسه بر اساس تصورات و تجربیات خود با مرجح دانستن روش تدریس معلم-محور و ارزشیابی سنتی، کنترل و نظم مکانیکی کلاس درس این رویکرد را استمرار می بخشند.
تحلیل برنامه درسی در مدارس دوره ابتدایی عشایری: تهدیدها و فرصتها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، واکاوی کیفی برنامه درسی در مدارس دوره ابتدایی عشایری، از منظر تهدید ها و فرصتها بوده است. روش پژوهش، روش تحلیل محتوای کیفی عرفی است. جامعه پژوهشی، شامل کل متون و اسناد مرتبط با آموزش و برنامه درسی مدارس دوره ابتدایی مناطق عشایری بود که از میان آنها تعداد 20 مقاله، پایان نامه و اسناد بالادستی، با استفاده از شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل داده ها به صورت دستی و با استفاده از تحلیل ارتباطی انجام شد. برای اعتباربخشی به داده ها از روشهای بازنگری ناظران، بازنگری مشارکت کنندگان، اختصاص دادن زمان کافی برای گردآوری داده ها و درگیری مداوم و مثلث سازی محقق استفاده شد. یافته ها در بخش تهدیدها شامل مقوله های اصلی"تحصیل در جامعه عشایری"و "فرهنگ جامعه عشایری" و در بخش فرصتها، "فرصتهای زیست بوم عشایری"و "فرصتهای الزامات قوانین بالادستی" و چندین مقوله فرعی بود که به همراه رمزها و واحد های معنایی مربوطه استخراج شدند. نتایج نشان داد که می توان با کاربست راهکارهای معرفی شده در پژوهش، تهدیدهای موجود در برنامه درسی مدارس عشایری را به فرصت تبدیل کرد. هر چند در بخش فرصتها، قوانین بالادستی به خوبی نگاشته شده، ولی عملیاتی نشده است و به نظر می رسد تا برآورده کردن عدالت آموزشی در برنامه درسی عشایری فاصله زیادی دارند.
تحلیل محتوای هوش اخلاقی در کتابهای مطالعات اجتماعی دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور بررسی کتابهای مطالعات اجتماعی دوره ابتدایی بر اساس مقوله های هوش اخلاقی بوربا در سال تحصیلی 1402-1401 و با استفاده از روش تحلیل محتوای کمی انجام شده است. واحد زمینه پژوهش شامل متنها و فعالیتهای کتابهای مطالعات اجتماعی دوره ابتدایی بود و واحد تحلیل شامل تمهای مستخرج از کتابهای مطالعات اجتماعی بود که با مقوله های هوش اخلاقی بوربا و زیرمقوله های متناسب با آن مرتبط شده بودند. روایی زیرمقوله های شناسایی شده مرتبط با مقوله های هفتگانه بوربا را متخصصان پس از چندین مرتبه بررسی تأیید کرده اند. پایایی زیرمقوله های شناسایی شده با استفاده از ضریب اسکات، 0/77 محاسبه شده است. همچنین، داده ها بر اساس تکنیک آنتروپی شانون تجزیه و تحلیل شده اند. طبق یافته های پژوهش، 741 مصداق در کتابهای مطالعات اجتماعی شناسایی شده که بیشترین میزان فراوانی مربوط به مقوله مهربانی و کمترین میزان آن مربوط به مقوله انصاف بوده است. بر اساس نتایج روش آنتروپی شانون، ضریب اهمیت مقوله های هوش اخلاقی از بیشترین به کمترین میزان توجه عبارت است از مهربانی، احترام، وجدان، بردباری، خویشتنداری، انصاف و همدلی. نتایج پژوهش نشان می دهد که غیر از دو مقوله همدلی و انصاف، مقوله های مهربانی و احترام وضعیتی مطلوب و سایر مقوله ها نیز وضعیت متوسطی دارند، اما در انتخاب محتوای آموزشی به استمرار و توالی آنها در پایه های مختلف به خوبی توجه نشده است. ازاین رو، تدوین کنندگان کتابهای درسی باید ضمن توجه متوازن و متناسب به مقوله های هفتگانه هوش اخلاقی، به استمرار و توالی آنها نیز در پایه های مختلف بیشتر توجه کنند و محتوایی مناسب برای آن طراحی کنند.
فرایند تدریس معلمان در یادگیری مبتنی بر بازیهای دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استفاده از بازیهای آموزشی دیجیتال در آموزش ریاضی، اخیراً پژوهشهای زیادی را به خود اختصاص داده و اثربخشی آنها در این پژوهشها مورد تائید قرار گرفته است، اما برای نحوه ادغام عملی این بازیها در فرایند تدریس از سوی معلمان مشکلاتی وجود دارد و راهنماییهای عملی مناسب ارائه نشده است در همین راستا هدف پژوهش حاضر، پر کردن شکاف پژوهشی برای ادغام عملیاتی بازیهای دیجیتال در فرایند تدریس-یادگیری است. برای دستیابی به این هدف، از روش پژوهش کیفی مطالعه موردی استفاده شده است. فعالیتهای انجام شده در درون این روش مشاهده مشارکتی، مصاحبه با معلمان و یادداشت برداری از فعالیتهای انجام شده در جلسات بازی کلاس درس بوده است. محتوای آموزش در این پژوهش درس ریاضی سوم ابتدایی بود که دانش آموزان در آن جمع و تفریق را به صورت یک بازی با سبک ایفای نقش یادگرفتند. نتایج پژوهش نشان داد که معلمان برای اثربخش بودن تدریس خود، در یادگیری مبتنی بر بازیهای دیجیتال، فعالیتهای متنوعی را انجام می دهند که 1. معلم در نقش متخصص بازیهای دیجیتال، 2. پرسشگری و تشویق به تفکر بازتابنده، 3. برنامه ریزی برای کلاس یادگیری مبتنی بر بازیهای دیجیتال، 4. تلاش برای برآوردن نیازهای زیرساختی و کمک فنی برای اجرا، 5. معلم خصوصی برای هر دانش آموز و 6. معلم در نقش متخصص موضوعی، از مهم ترین فعالیتهای آنهاست.
رابطه قدرت ایگو و مسئولیت پذیری با میانجیگری شفقت به خود در دانش آموزان دوره متوسطه دوم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئولیت پذیری به منزله یک ویژگی شخصیتی در چارچوب یک نگرش انسجام یافته در ساختار روانی و رفتاری شکل می گیرد و تحت تأثیر عوامل شناختی، عاطفی و رفتاری است. مطالعه حاضر با هدف تعیین رابطه قدرت ایگو و مسئولیت پذیری با میانجیگری شفقت به خود در دانش آموزان دوره متوسطه دوم انجام شده است. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. شرکت کنندگان، دانش آموزان دوره متوسطه دوم منطقه یک شهر تهران بودند. با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای 370 شرکت کننده انتخاب شدند و در زمانی مناسب پرسشنامه های قدرت ایگو (مارک استروم و همکاران، 1997)، شفقت خود (نف، 2003) و مسئولیت پذیری کالیفرنیا (هریسون، 1987) را تکمیل کردند. داده ها با به کارگیری ضریب همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شدند. نتایج نشان داد که توانمندی ایگو و شفقت خود با مسئولیت پذیری همبستگی مثبت و معنادار دارند (0/01 > P). نتایج مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد که شفقت خود در رابطه قدرت ایگو و مسئولیت پذیری دانش آموزان دوره متوسطه دوم نقش میانجی دارد (0/01 > P). بنابراین نتایج شواهدی را نشان می دهد که قدرت ایگو از طریق کاهش تعارضات درونی و متعادل سازی سازمان روانی، مسئولیت پذیری دانش آموزان را افزایش می دهد و از آنجایی که شفقت خود به تحول و بهبود خود کمک می کند، تأثیرگذاری قدرت ایگو را روی مسئولیت پذیری افزایش می دهد. لذا به منظور ارتقای مسئولیت پذیری دانش آموزان پیشنهاد می شود علاوه بر توجه به قدرت ایگو، به شفقت خود هم توجه شود و با به کارگیری مداخلات روانی- آموزشی، زمینه افزایش شفقت خود در دانش آموزان فراهم شود.
تأثیر روش تدریس 5E بر مهارتهای کنجکاوی و پرسشگری دانش آموزان دوره ابتدایی در درس علوم تجربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین تأثیر روش تدریس 5E بر مهارتهای پرسشگری و کنجکاوی دانش آموزان در درس علوم پایه ششم انجام گرفته است. جامعه آماری پژوهش همه دانش آموزان پایه ششم مدارس شهرستان تبریز بودند که از می ان آنه ا دان ش آم وزان پایه ششم دو مدرسه به صورت نمونه دردسترس انتخاب شدند و به عنوان گ روه کنت رل(17نفر) و گروه آزمایش(16نفر) جایگ زین ش دند. پ یش از اجرای روش تدریس 5E، میزان مهارت پرسشگری هر دو گروه با تکمیل پرس شنام ه روحیه پرسشگری حیدرپور و همکاران(1395) و مهارت کنجکاوی با پرسشنامه کنجکاوی و اکتشاف(2009) اندازه گیری شد. سپس آزمودنیهای گروه آزمایش، هش ت جلس ه 45 دقیقه ای ب ه ی ادگیری درس علوم تجربی به روش تدریس 5E پرداختند. پ س از پایان جلس ات مداخل ه، برای هر دو گروه پس آزمون اجرا شد. داده های به دست آمده با استفاده از آزمونهای آماری تحلیل کوواریانس تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که روش تدریس 5E در مهارتهای پرسشگری و کنجکاوی درس علوم تجربی دانش آموزان تأثیر مثب ت می گذارد. همچنین ب ه ک ارگیری روش تدریس 5E در آم وزش درس عل وم سبب اف زایش می زان مهارتهای پرسشگری و کنجکاوی دانش آموزان پایه ششم شده است. با توجه به اثربخشی روش تدریس 5E پیشنهاد می شود که آموزشهای لازم در این زمینه به معلمان داده شود تا در کلاس درس از این روش بهره بگیرند و تا حد امکان روش تدریس 5E جایگزین روشهای سنتی و منفعل شود.