فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۴۶۱ تا ۲٬۴۸۰ مورد از کل ۱۹٬۵۸۸ مورد.
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
78 - 93
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش میانجی قانون شکنی خیرخواهانه در رابطه بین رهبری زهرآگین و رفتار شهروندی سازمانی در کسب وکارهای خرد انجام گرفته است. روش تحقیق به لحاظ ماهیت، توصیفی-همبستگی و از حیث هدف کاربردی بود. جامعه آماری را کلیه کارکنان کسب وکارهای خرد در شهر ارومیه به تعداد 14218 نفر تشکیل دادند. به همین منظور و بر اساس جدول مورگان تعداد 375 نفر به شیوه نمونه گیری خوشه ای دومرحله ای به عنوان نمونه آماری پژوهش انتخاب شدند. در این پژوهش از پرسشنامه استاندارد رهبری زهرآگین(Schmidt & Hanges, 2008)، قانون شکنی خیرخواهانه (vardaman et al, 2014) و رفتار شهروندی سازمانی استفاده شد.
روش شناسی پژوهش: جهت آزمون فرضیه های تحقیق، ابتدا از آمار توصیفی و سپس تکنیک معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار آماری smart-pls استفاده شد.
یافته ها: یافته های مدل معادلات ساختاری نشان داد که مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بوده و حاکی از آن است که رهبری زهرآگین بر رفتار شهروندی سازمانی تأثیر منفی و معنی داری دارد (ضریب مسیر 39/0-). اثر رهبری زهرآگین بر قانون شکنی خیرخواهانه مثبت و معنی دار است (ضریب مسیر 72/0). قانون شکنی خیرخواهانه بر رفتار شهروندی سازمانی اثر مثبت و معنی داری دارد (ضریب مسیر 54/0) و درنهایت نقش میانجی قانون شکنی خیرخواهانه در رابطه بین رهبری زهرآگین و رفتار شهروندی سازمانی تائید شد (ضریب مسیر 39/0-).
بحث و نتیجه گیری: بنابراین می توان نتیجه گیری نمود که بکارگیری ویژگی های رهبری زهراگین می تواند زمینه افزایش رفتارهای انحرافی و تظاهرگونه و کاهش رفتارهای شهروندی در محیط کسب و کارهای خرد کاهش دهد.
واکاوی تاریخی جریان ها و گروه های فکری رشته مطالعات برنامه درسی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تدریس پژوهی سال ۱۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
57 - 77
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله، مطالعه روند شکل گیری گروه های فکری و جریان های مطالعات برنامه درسی در ایران بوده است. طرح پژوهش کیفی که از دو روش کتابخانه ای ( مطالعه اسناد) و تحلیل محتوای کیفی (استقرایی ) استفاده شده است. میدان آماری در روش کتابخانه ای، اسناد مربوط به رشته و از ابزار فیش برداری و پرسشنامه استخراج منابع بهره برده شده است. میدان آماری در روش دوم خبرگان و اساتید دانشگاه در رشته مطالعات برنامه درسی ایران بوده که با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب، و با استفاده از مصاحبه نیمه ساختار مند داده ها گرد آوری شد. تعداد نمونه ها تا حد اشباع 15 نفر بود. سپس، با استفاده از روش تحلیل مضمون داده ها کدگذاری و در نهایت تجزیه و تحلیل با استفاده از روش کلایزری انجام شد. اعتبار و روایی پژوهش بر اساس قابلیت اعتماد و اطمینان پذیری، قابلیت انتقال و عمومیت و تاییدپذیری شاخص ها، بررسی و تأیید گردید.نتایج به دست آمده نشان دهنده این است که مهم ترین جریان و گروه های فکری بعد از شکل گیری رشته مطالعات برنامه درسی در ایران، به ترتیب: کلاسیک، فرایند شناختی، عمل فکورانه، مطالعات تطبیقی، فناوری نوین، نو فهم گرایی، روش های نوین، بومی سازی و نوبستر سازی بوده است.
تحلیل محتوای کتاب مطالعات اجتماعی پایه نهم با استفاده از روش ویلیام رومی (با تأکید بر بخش جغرافیا)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی سطح تناسب و ضریب تقویت پژوهشگری کتاب مطالعات اجتماعی پایه نهم تحصیلی صورت پذیرفت. جامعه آماری مورد مطالعه، کتاب مطالعات اجتماعی پایه نهم دوره اول متوسطه و نمونه آماری، بخش جغرافیای آن است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی و از نوع تحلیل محتوا می باشد. در ابتدا، میزان تناسب محتوای نمونه آماری با پایه تحصیلی مربوطه با استفاده از روش کانینگ مورد بررسی قرار گرفت. سپس محتوای نمونه آماری در سه حوزه متن، تصاویر و پرسش با استفاده از روش ویلیام رومی از منظر فعال، غیر فعال و یا خنثی بودن بررسی و سپس ضریب اهمیت هر یک از مقوله های ده گانه مورد مطالعه با استفاده از روش آنتروپی شانون تعیین شد. نتایج حاصل از به کارگیری روش کانینگ نشان داد که بخش جغرافیای کتاب مطالعات اجتماعی نهم به دلیل کسب میانگین سطح دشواری 7/14 برای پایه تحصیلی نهم نامناسب است. نتایج حاصل از به کارگیری روش ویلیام رومی نیز نشان داد که محتوای نمونه آماری مطلعات در دو حوزه متن و تصویر غیر فعال و در حوزه سؤالات به گونه فعال طراحی شده است. بر طبق نتایج به دست آمده از به کارگیری روش آنتروپی شانون، در هر سه حوزه متن، تصویر و سؤالات میزان اهمیت مقوله های فعال کمتر از مقوله های غیرفعال است.
تاملی پدیدارنگارانه به حقوق دانش آموزان: تحلیل تجارب زیسته مدیران مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
231 - 249
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: پرسش های اساسی پیرامون آگاهی مدیران مدارس از حقوق دانش آموزی، میزان پایبندی به حقوق دانش آموز و فراهم نمودن زمینه تحقق آنها در عمل، یک حوزه کمتر مطالعه شده در آموزش و پرورش ایران است. لذا این پژوهش با هدف ارائه تصویری روشن از روایت های مدیران مدارس از حقوق دانش آموزی، طراحی و اجرا شده است.
روش شناسی پژوهش: برای پاسخ به سوالات اساسی مطرح شده، از روش پژوهش کیفی پدیدارنگاری استفاده شد. مشارکت کنندگان به روش نمونه گیری هدفمند مبتنی بر معیار برگزیده شدند تعریف شدند و سپس به روش گلوله برفی شناسایی و دعوت به مصاحبه شدند. پس از تهیه پروتکل مصاحبه، داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته عمیق با 20 نفر از مدیران جمع آوری شده و با استفاده از روش تحلیل محتوا، تجزیه و تحلیل شدند.
یافته ها: تحلیل روایت های مدیران مدارس نشان داد که اگرچه مدیران به طورکلی از حقوق دانش آموزی آگاه هستند و آن را می پذیرند، اما در عمل با مسائل متعددی در تحقق این حقوق مواجه اند. از جمله آنها می توان به تعارض میان حقوق فردی دانش آموزی و الزامات اجتماعی مدرسه، عدم تطابق سیستم آموزشی با نیازهای متنوع دانش آموزان، نابرابری در دسترسی به امکانات، ناسازگاری روش های ارزشیابی با نیازهای نسل جدید، کاستی های سیستم آموزشی در تأمین نیازهای بهداشتی و شکاف بین برابری و فراگیری در آموزش اشاره کرد.
بحث و نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد ناهماهنگی های عنوان شده علاوه بر ضعف آموزش های مدیران، عمدتاً ریشه در بافت اجتماعی و ساختار نظام آموزشی مانند محدودیت های بودجه ای، قوانین دست وپاگیر و عدم هماهنگی بین نهادها دارد. لذا، تحقق پایدار حقوق دانش آموزی مستلزم مشارکت فعال تمامی ذینفعان آموزش و پرورش در سیاست گذاری های آموزشی است.
بررسی تاثیر ارزشیابی پویا مبتنی بر وب در نگرش دانش آموزان پایه دهم تجربی به درس ریاضی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تدریس پژوهی سال ۱۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
233 - 258
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر ارزشیابی پویا مبتنی بر وب در نگرش دانش آموزان دوره متوسطه دوم در مبحث تعیین علامت پایه دهم تجربی می باشد. در این پژوهش از روش تحقیق نیمه آزمایشی (پیش- پس آزمون با گروه کنترل) استفاده شد. برای گردآوری داده و اطلاعات لازم جهت انجام تحقیق از روش کتابخانه ای و روش میدانی استفاده گردید. در روش میدانی که از پرسشنامه و آزمون ریاضی در این پژوهش استفاده گردید و متغیرهای مورد سنجش مورد مطالعه قرارگرفت . این مطالعه بر روی دانش آموزان مدارس دخترانه دولتی پایه دهم متوسطه شهرستان قروه از توابع استان کردستان انجام گرفت و حجم نمونه دو گروه کنترل و آزمایش 40 نفر از دانش آموزان رشته تجربی مدارس سطح شهر به صورت تصادفی که همگن بودن این دو گروه در ابتدای تحقیق بررسی شد می باشد . یافته های آزمون تحلیل کوواریانس ترکیبی یا اندازه های مکرر نشان داد با توجه به یافته های این پژوهش ارزشیابی پویا مبتنی بر وب بر نگرش دانش آموزان پایه دهم تأثیر مستقیم و معنادار داشته است و 71 درصد از تفاوت های فردی در نمرات پس آزمون نگرش مربوط به ارزشیابی پویا مبتنی بر وب می باشد. بر اساس نتایج به دست آمده ، "رویکرد ترغیبی تدریجی" در جهت تسهیل یادگیری هنگام توسعه ی ارزشیابی پویا مبتنی بر وب در یک محیط آموزش الکترونیکی مؤثر است
A Re-examination of Theoretical Foundations of Technical and Non-Technical Curriculum Patterns in Open and Distance Learning Generations(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The present study aims to investigate the technical and non-technical patterns of the curriculum in open and distance learning generations in order to identify the position of these foundations in the field of opinion and action. Decision-making in curriculum planning has a wide range and various groups are seeking to influence and participate in decisions related to curriculum planning. The research approach was descriptive-analytical and the strategy was qualitative and documentary. Curriculum planning is the process of predicting and preparing a set of learning opportunities for a specific population in order to achieve educational goals and objectives. This type of approach is applicable in technical curriculum planning. Another approach in curriculum planning is spontaneous decision-making and unplanned approach, which relates the planning process to the interactions between teachers and students. According to these two perspectives, a technical and non-technical approach to curriculum planning has emerged. Therefore, the teacher should select a small and limited framework of the curriculum process as a model and analyze and identify it in order to organize their educational activities in an appropriate situation and within the scope of that framework. In the present article, an overview of technical and non-technical curriculum patterns regarding educational requirements in the context of open and distance learning generations has been explored. The results in the curriculum patterns section support these patterns in the technical patterns section, including the Tyler model, and in the non-technical patterns section, including the Pinar model.
مدل سازی معادلات ساختاری رابطه عِلّی مؤلفه های اضطراب آمار و میزان یادگیری درس آمار دانشجویان با نقش میانجی لذت یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و ارزشیابی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶۶
35 - 57
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه عِلّی مؤلفه های اضطراب آمار و میزان یادگیری درس آمار با نقش میانجی لذت یادگیری بود. این پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی بوده و جامعه ی آماری آن، دانشجویان مقطع کارشناسی رشته روان شناسی و مشاوره دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز بود که در نیمسال اول سال تحصیلی 1402-1403 درس آمار استنباطی را انتخاب نموده اند. از طریق نمونه گیری تصادفی خوشه ای، تعداد 150 دانشجو به عنوان نمونه انتخاب شد. داده های مربوط به متغیر اضطراب آمار و لذت یادگیری با استفاده از پرسشنامه های بومی سازی شده اضطراب آمار رکابدار و سلیمانی و لذت یادگیری ستاری و همکاران و داده های متغیر میزان یادگیری درس آمار استنباطی از طریق آزمون پایان ترم گردآوری شد. برای آزمون فرضیه های پژوهش از مدل سازی معادلات ساختاری با حداقل مربعات جزئی به کمک نرم افزار Smart PLS3 استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که رابطه عِلّی متغیرهای اضطراب ابزار آمار، اضطراب امتحان آمار، اضطراب استاد آمار و اضطراب کاربرد آمار با میزان یادگیری درس آمار از طریق متغیر میانجی لذت یادگیری حداکثر در سطح 05/0 معنادار است (05/0< P). اما رابطه عِلّی متغیر اضطراب تحلیل و تفسیر آمار با میزان یادگیری درس آمار از طریق متغیر میانجی لذت یادگیری از نظر آماری معنادار نیست (05/0> P). بر اساس این نتایج، ایجاد رابطه و ارتباطات قوی اساتید با دانشجویان به طور چشمگیری اضطراب آمار دانشجویان را پایین آورده و تأثیر مثبتی در نمره آزمون آن ها ایفا می کند
The Role of Computer Self-Efficacy and E-Learning Readiness Mediated with Technostress in Teacher Professional Competence(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
School Administration, Volume ۱۲, Issue ۲, Summer ۲۰۲۴
87 - 101
حوزههای تخصصی:
With the increasing popularity of virtual education following the COVID-19 pandemic and the advancement of technology in education, new opportunities and challenges have entered the realm of education. So it is necessary to pay attention to the preparation of schools for this type of learning as well as the self-efficacy of teachers in using information and Communication technology (ICT) skills and the stress they experience in using technology in their jobs. The aim of the study was to investigate the role of Computer Self-Efficacy and E-Learning Readiness Mediated with Technostress in Teacher Professional Competence. This study was applied in terms of goal and fell under descriptive-correlational research in terms of data collection. The statistical population consisted of all teachers of Tehran’s District 15 working at high school levels from 2021 to 2022 (675 people), as 194 people were selected through convenience sampling. In order to collect data from Technostress and Computer Self-Efficacy questionnaire (Dong et al., 2020); E-learning Readiness questionnaire (Keramati et al., 2011); and Teacher Professional Competence questionnaire (Motahhari-Nezhad & Jahangard, 2016) were used. After calculating the scales’ reliability, data were analyzed by SPSS and LISREL Software. The results showed that: computer self-efficacy and e-learning readiness had a direct, positive and significant effect on teacher professional competence. computer self-efficacy and e-learning readiness had a positive and significant indirect effect on teacher professional competence through technostress. Also technostress had a direct, negative and significant effect on teacher professional competence.
واکاوی مولفه های مدیریت دانش در تحلیل محتوای کتب آموزش ابتدایی: مطالعه موردی (دانشگاه فرهنگیان)
منبع:
آموزش پژوهی دوره ۱۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۳۷)
69 - 81
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر شناسایی شاخص های مدیریت دانش در راستای تحلیل محتوای کتب درسی دوره ابتدایی بود. رویکرد تحقیق کیفی و از نوع روش تحلیل مضمون همراه با تحلیل مقایسه ای بود. جامعه پژوهش شامل دانشجویان دانشگاه فرهنگیان شهید مطهری خوی بوده که 19 نفر از آنها به صورت نمونه گیری هدفمند از نوع موارد شاخص در سال تحصیلی 1400-1399 انتخاب شدند و مصاحبه های نیمه سازمان یافته ای تا رسیدن به حد اشباع داده ها صورت گرفت. جهت اطمینان و اعتباربخشی به دقت و صحت داده ها از روش توصیف غنی داده ها و خود بازبینی پژوهشگر استفاده شد. یافته های به دست آمده نشان داد که مدیریت دانش در فرایند تحلیل محتوا، دارای مضامین فراگیر 4 گانه ای مانند فرهنگ سازمانی(گفتمان تحلیل، سنخیت شناسی، عیارسنجی)، فرایند فعالیت(شبکه سازی دانشی، مدل سازی، خود معلم سازی)، خط مشی ها(تدریس پژوهی، شخصی سازی دانش، برنامه مهارتی)، و فناوری(کلاس های کانونی، هسته اساتید، کارگاه های دانش افزایی) است که از طریق دسته بندی 142 کد اولیه به دست آمده اند. نتایج نشان داد که مدیریت دانش به عنوان نقطه اتصال فعالیت ها و کنش های متقابل در فرایند تحلیل محتوا، باید در چارچوب سازی فعالیت های آموزشی به کار گرفته شود.
مدل (ارائه الگوی) تربیت انقلابی در حکمرانی تربیت معلم دانشگاه فرهنگیان با تاکید بر منظومه معرفتی امامین انقلاب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در آموزش معارف و تربیت اسلامی دوره ۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
101 - 117
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مدل (ارائه الگوی) تربیت انقلابی در حکمرانی تربیت معلم دانشگاه فرهنگیان با تاکید بر منظومه معرفتی امامین انقلاب بود. روش پژوهش کیفی بوده و از حیث هدف، تحلیل عاملی اکتشافی است. جامعه و دامنه تحقیق شامل بیانیه گام دوم و بیانات امام خمینی و مقام معظم رهبری است. داده ها با روش مطالعه اسنادی فیش برداری شده اند. یافته ها حاکی از آن است که در این الگو، دانشگاه فرهنگیان طی دوره سه ساله (۹ ترم)، با اختصاص ترم های آغازین به دروس تربیتی و انقلابی، و مسئولیت دادن به دانشجو- معلمان در نقش آفرینی و مشارکت در تشکّل های تربیتی و معرفتی و فعالیت های گروهی در سنوات تحصیلی بر مبنای منظومه معرفتی امامین انقلاب، باعث ملکه شدن لذت های برتر نقش انبیائی معلم در دوره کارشناسی شده و زمینه جدّ و جهدی باورمند و مومنانه را در عرصه های دانش افزایی و مهارت آموزی آنها در دوران دانشجو- معلمی فراهم می کند. علاوه بر آن در صرفه جویی اقتصادی سالانه ۲۵ هزار تعهد دبیری، و حضور یک سال زودتر دانشجویان در آموزش و پرورش تاثیرگذار است.
بهبود ذهنیت کارآفرینانه یادگیرندگان: بررسی تأثیر بازی های دیجیتالی از طریق مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش مهندس ایران سال ۲۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۰۴
129 - 154
حوزههای تخصصی:
کارآفرینی یک عامل کلیدی برای رشد اقتصادی و اجتماعی است و از آن جایی که این عامل قابل آموزش و یادگیری است، با ابزارهای نوین آموزشی همچون بازی های دیجیتالی می توان ذهنیت، روحیه و شایستگی کارآفرینی را در یادگیرندگان ایجاد کرد. هدف اصلی پژوهش حاضر، مرور مطالعات انجام شده در زمینه استفاده از بازی های دیجیتالی برای یادگیرندگان، در راستای بهبود ذهنیت کارآفرینی و پاسخ به سؤالات پژوهش بود. این پژوهش به شیوه مرور نظام مند و با پروتکل پریزما صورت گرفت. جست جوها در پایگاه داده های Scopus، Web of Science ، Wiley و ProQuest و با واژگان کلیدی Digital Games، Cultivating Entrepreneurial Mindset و Students انجام گرفت. در این فرایند 137 مقاله یافت شد که با توجه به معیارهای ورود و خروج، برخی مقالات حذف گردیدند و در نهایت، داده های 21 مقاله مورد استخراج، توصیف، تحلیل و تبیین قرار گرفتند. یافته ها نشان داد بازی های دیجیتالی به دلیل ویژگی هایی همچون خطرپذیری، فراهم آوردن محیطی مشابه محیط واقعی، بهبود تفکر راهبردی، افزایش کنترل، افزایش توان رهبری و افزایش مشارکت می توانند در جهت بهبود ذهنیت کارآفرینانه، مفید باشند. همچنین رویکردهای آموزشی منطبق بر ذهنیت کارآفرینانه، شامل یادگیری تجربی و همیارانه بود. از تحلیل و تبیین یافته ها می توان این گونه استدلال کرد که استفاده از بازی های دیجیتالی، به دلیل فراهم آوردن فرصت خطرپذیری و امکان تکرارپذیری جهت بهبود ذهنیت کارآفرینانه مورد توجه است و همچنین بر مؤلفه های تبلور وجودی مؤثر بوده که از عناصر کلیدی ذهنیت کارآفرینانه است.
تدوین و اعتبارسنجی اصول طراحی فضاهای آموزشی برای دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: فضا و امکانات آموزشی مدارس از جمله مسائل مطرح در برنامه ریزی آموزشی است. معماری و طراحی مدارس می تواند بر نتایج بلندمدت فرایند آموزش مؤثر باشد. این پژوهش با هدف تدوین و اعتبار سنجی اصول طراحی فضاهای آموزشی مدارس ابتدایی انجام گرفته است.روش شناسی: روش پژوهش حاضر آمیخته چندمرحله ای اکتشافی است. در مرحله ی اول به صورت کیفی مبانی نظری مربوط به فضاهای آموزشی در دوره ابتدایی از منابع مکتوب و مقالات مرتبط و مصاحبه با 10 نفر از صاحب نظران و نخبگان مرتبط با فضاهای آموزشی به دست آمد. بر این اساس فهرستی از معیارهای طراحی فضاهای آموزشی تدوین شد. مصاحبه شوندگان برحسب کفایت داده ها و با نمونه گیری زنجیره ای ملاک محور انتخاب شدند. در مرحله ی دوم به روش کمی، روایی صوری و محتوایی فهرست به دست آمده، توسط 8 نفر از متخصصین مورد بررسی و تائید قرار گرفت و 72 گویه تائید شد. سپس داده ها با استفاده از تحلیل عاملی تحلیل شدند و بار عاملی هر عامل مشخص گردید. جامعه ی آماری این مرحله پژوهش تمامی معلمان و مدیران آموزشی نمونه ی شهر اراک بودند. که 153 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. پایایی این ابزار با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ 0.95 درصد گزارش شد.یافته ها: در مرحله ی اول و کیفی پژوهش با بررسی منابع مکتوب و مصاحبه ها 87 گویه استخراج شدند و در مرحله ی کمی پس از محاسبه ی ضریب روایی به 72گویه تقلیل یافتند. پس از آن در تحلیل عاملی شاخص های برازش به دست آمده در مدل اصلاح شده نشان از کفایت و برازش مناسب مدل با داده ها داشت و تمامی گویه های وارد شده در مدل، بار عاملی بالایی با متغیرمکنون خود داشتند.نتیجه گیری و پیشنهادات: احداث و کاربری مدارس ابتدایی نیازمند توجه به عامل های متعدد در فضاهای آموزشی، عمومی و ارتباطی و فضاهای باز است. تأثیرات روانی و جسمانی عوامل موجود در فضای آموزشی بر دانش آموزان معنادار است. لذا از آن جهت که برنامه ریزی آموزشی در اهداف خود به دنبال سازمان دهی محیط های آموزشی و در پی آن بهینه سازی و بهبود فعالیت ها و امکانات آموزشی است، پیشنهاد می شود برنامه ریزان آموزشی پیش از احداث این گونه بناها معیارهای ساخت وساز و تجهیز آن را در نظر بگیرند.نوآوری و اصالت: با توجه به اینکه معیارهای طراحی فضاهای آموزشی برای دانش آموزان مقطع ابتدایی تاکنون گردآوری و اعتبار سنجی نشده است این پژوهش به جمع آوری اصول طراحی فضاهای آموزشی برای کودکان پرداخته است.
مقایسه اثربخشی بازی درمانی به شیوه شناختی رفتاری و فیلیال تراپی بر کاهش تکانشگری، شایستگی اجتماعی و همدلی کودکان با ناتوانی یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی بازی درمانی به شیوه شناختی رفتاری و فیلیال تراپی برکاهش تکانشگری، شایستگی اجتماعی و همدلی کودکان با ناتوانی یادگیری انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه گواه با دوره پیگیری 3 ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دان شآموزان 7 تا 9 سال )پای ههای اول و سوم ابتدایی( با اختلال یادگیری در سال تحصیلی 1402 - 1401 مراجعه کننده به مرا کز اختلال یادگیری واقع در شهرستان های تنکابن و چالوس بودند. 45 کودک به صورت در دسترس و به صورت تصادفی در 3 گروه آزمایشی اول )بازی درمانی شناختی رفتاری(، آزمایشی دوم )فیلیال تراپی( و گروه گواه قرار گرفتند. ابزار مورد استفاده پرسشنامه مقیاس تکانشگری بارات ) 1959 ( ، مقیاس شایستگی اجتماعی توسط کوهن و رسمن ) 1972 (، پرسشنامه استاندارد همدلی-کودک و نوجوان خسروی و لاریجانی ) 1399 ( و مداخله بازی درمانی فیلیال یک دوره درمانی 10 جلسه ای و 90 دقیقه ای و 1 بار در هفته و مداخله بازی درمانی شناختی رفتاری یک دوره درمانی 8 جلسه ای و 60 دقیقه ای و 1 بار در هفته بوده است، داده ها به روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر و به وسیله نرم افزار SPSS نسخه 24 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته ها: هر 2 روش بازی درمانی شناختی رفتاری و فیلیال تراپی در کاهش تکانشگری در کودکان با ناتوانی یادگیری مؤثر بودند P>0/01( (. با این حال، براساس آزمون تعقیبی بونفرونی، روش شناختی رفتاری در مقایسه با فیلیال تراپی تأثیر بیشتری در کاهش تکانشگری داشت. نتایج نشان داد که هر 2 روش بازی درمانی شناختی رفتاری و فیلیال تراپی در بهبود شایستگی اجتماعی و همدلی کودکان با نا
اثربخشی برنامه آموزشی مونته سوری و مالاگاتسی بر مهارت های ارتباطی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بهبود مهارت های ارتباطی یادگیرندگان مرتبط با برنامه درسی و چگونگی تدریس و آموزش یکی از چالش های پیشروی آموزشگران در سیستم آموزشی است. تحقیق حاضر به بررسی اثربخشی دو برنامه درسی مونته سوری و مالاگاتسی بر مهارت های اجتماعی بود. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه های آزمایشی یک و دو است. جامعه آماری کودکان اول ابتدایی منطقه توس مشهد و نمونه آن تعداد 60 نفر در سه گروه آزمایشی 20 نفره 1 و 2 و گروه گواه انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسش نامه مهارت های اجتماعی ماتسون و همکاران (1381) به صورت پیش آزمون و پس آزمون مورداستفاده قرار گرفت. پروتکل آموزشی باتوجه به مبانی نظری مونته سوری و مالاگاتسی تنظیم و پس از تأیید صاحب نظران در سیزده جلسه آموزشی اجرا شد. برای آزمون فرضیه ها هم از کوواریانس (ANCOVA) تک متغیره و آزمون تعقیبی بونفرونی استفاده شد. یافته ها نشان داد روش آموزشی مونته سوری بر مهارت های اجتماعی کودکان اول ابتدایی تأثیرگذار بود. همچنین روش آموزشی مالاگاتسی بر مهارت های اجتماعی کودکان اول ابتدایی تأثیرگذار بود، اما روش مالاگاتسی اثربخشی بیشتری بر مهارت های اجتماعی نسبت به گروه آزمایشی مونته سوری داشت. در نتیجه می توان گفت آموزش مهارت های اجتماعی می تواند اثربخشی بیشتری نسبت به روش گام به گام بر مهارت های اجتماعی داشته باشد. پیشنهاد می شود که معلمان باتوجه به موقعیت، برنامه آموزشی مونته سوری و مالاگاتسی را جهت بهبود مهارت های اجتماعی در نظر داشته باشند.
نقش ساختارهای فرهنگی در تکوین آثار ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اقوام شرقی، تمام اندیشه و تفکر و دستاوردِ خود را در نظم یا شعر گنجانده اند و به نثر یا تبلور ادبی آن به صورتِ داستان کمتر توجه کرده اند. فرض اصلی ما آن است که ساختار فرهنگی فردگرایی و عدم مشارکت جمعی علت اصلی این رویکرد گشته است. داستان نویسی نیازمند زمینه های فرهنگی مشارکتی است اما شعر با فردگرایی تناسب دارد. در سنت ادبی کهن، داستان هایی نیز وجود داشته است اما در این داستان ها نیز مبنای اصلی فردگرایی است و این داستان ها مبتنی بر اهمیت فرد نگارش یافته اند و با شعرهای آن اعصار تفاوتی بدین لحاظ ندارند. نتیجه تحقیق نیز این فرض را تأیید می کند. در داستان های شفاهی و مکتوب کهن منثور یا منظوم از یک الگوی واحد استفاده شده است؛ الگوی آشناسازی یا پاگشایی. تکرار ساختار آشناسازی در داستان های کهن نشان می دهد داستان های قدیم و به تبعِ آن فرهنگ عمومی ما همواره با آغاز و پایانی مشخص و از پیش تعیین شده روبرو است بنابراین، تغییری در کلیّت داستان و سرنوشت اشخاص به وجود نمی آید آنچه هست تکرار نمونه های قبلی است اما رمان پاسخی به نیازهای اجتماعی، فرهنگی و تاریخی انسان است، رمان نویس شخصیت های داستانی را متناسب با وضعیت های روزگار وضع می کند تا بتواند به خوانندگان خودش بصیرت تازه بدهد و آنان را متناسب با وضعیت های دشوار برای زندگی آماده سازد یا نگاه انتقادی را در جامعه پرورش دهد.
نقش تربیتی به هم پیوستگی ابعاد روان در بازنمایی و جهت دهی رفتار انسان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آموزش های راهبردی شناختی-رفتاری در قلمروی یک نظام تربیتی، همواره بر ارتباط تنگاتنگ جنبه نظری رفتار با جنبه عملی آن تأکید می ورزد. از این رو تجزیه و تحلیل رفتار مبتنی بر پیوند ابعاد روان را باید به مثابه یکی از کلیدی ترین مسائل در قلمروی تعلیم و تربیت برشمرد. با مطالعه فرایند ظهور رفتار، روشن خواهد شد که در جریان هر رفتار اختیاری که از انسان سر می زند، ابعاد روان انسان ازجمله سه بُعد بینش، گرایش و کنش، کاملاً با یکدیگر گره خورده و به هم پیوسته اند. در این راستا، یکی از منسجم ترین الگوهای رفتارشناسی، الگوی مبتنی بر هِرم چندبُعدی روان انسان است؛ ابعادی که در پیوند استوار با یکدیگر، به رفتار به مثابه گوهر تربیت، شکل و جهت می دهند. در پژوهش حاضر افزون بر سه بُعد بینش، گرایش و کنش، به ابعاد فرعی تری از زیرمجموعه ابعاد سه گانه اشاره شده است؛ ازجمله بُعد فرعی نگرش زیرمجموعه بینش، و یا بُعد فرعی انگیزش زیرمجموعه گرایش. پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی مبتنی بر رویکرد شناختی- رفتاری، درصدد است تا ضمن تأکید بر به هم پیوستگی ابعاد روان، تأثیر این به هم پیوستگی را در جهت دهی به رفتار، بررسی کند. یافته های پژوهش نشان می دهد که به هر میزان ابعاد چهارچوب مزبور، در هر ساحتی از ساحت های تربیتی، منسجم تر، منظم تر و دقیق تر باشد، گوهر تربیت در آن ساحت نمایان تر و شکوفاتر خواهد بود و زمینه مناسب تری برای آموزش معارف اسلامی و محتوای تربیتی اسلام فراهم خواهد شد.
مطالعه چرخه زندگی حرفه ای نو معلمان در نخستین سال تدریس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال ۱۹ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷۵
111 - 142
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، تجربه زیسته نومعلمان از بعد زندگی حرفه ای که در دوران تربیت معلم و اولین سال تدریس داشته اند، بررسی شده است. پژوهش در چارچوب رویکرد کیفی و با روش پدیدارشناسی توصیفی اجرا و از مصاحبه نیمه ساختاریافته برای گردآوری اطلاعات استفاده شده است. جامعه اطلاعاتی شامل نومعلمانی بود که دوره چهار ساله تربیت معلم را گذرانده بودند و کمتر از پنج سال سابقه تدریس داشتند. نمونه پژوهش شامل 15 نفر از نومعلمان مذکور است که بر اساس منطق نمونه گیری در پژوهش های پدیدارشناسی به صورت هدفمند و با روش ملاک محور انتخاب شدند. برای بررسی و تحلیل اطلاعات از روش تحلیل محتوا و فرایند کدگذاری استفاده شد. برای بررسی اعتماد داده ها، چهار معیار باورپذیری، قابلیت انتقال، اطمینان پذیری و تأییدپذیری مورد استفاده قرار گرفت. براساس یافته های پژوهش، چرخه زندگی حرفه ای نومعلمان در سال آغازین خدمت در دو دوره کلی پیش از خدمت و آغاز خدمت در قالب 12 مرحله به صورت غیرخطی پیش می رود که با ارائه راهکارهای مناسب می توان این چرخه را بهبود بخشید.
طراحی و اعتباریابی الگوی آموزشی مبتنی بر رویکرد مونته سوری به منظور شکل گیری مفهوم (عدد) در دانش آموزان پایه اول ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش جهت ارائه الگوی آموزشی مبتنی بر رویکرد مونته سوری به منظور شکل گیری مفهوم عدد برای دانش آموزان اول ابتدایی و تعیین اعتبار به روش ترکیبی انجام گرفت. در بخش کیفی از مرور منظم کتابخانه ای و در بخش کمی، روش پیمایشی استفاده شد. جامعه در بخش کیفی، کلیه منابع، از کتاب و مقاله مربوط به مفاهیم پژوهش که در پایگاه های اطلاعات داخلی و خارجی در سالهای 1964 تا 2021 است. از آن میان منابع مرتبط با اهداف و قابل دسترس جهت نمونه پژوهش انتخاب شدند. در بخش کمی برای تعیین اعتبار الگو، از جامعه متخصصان دانشگاهی در رشته علوم تربیتی و حوزه مونته سوری، 10 نفر به روش هدفمند انتخاب و پرسشنامه ی محقق ساخته را تکمیل کردند. این الگو بر اساس مضامین پرتکرار منابع استخراج شده، در شش مؤلفه و سه گام آموزشی طراحی شد. اهداف شامل: ایجاد تمرکز، علاقه، توجه، پرورش حواس و طبقه بندی و ردیف بندی و ایجاد اصل کاردینال، تناظر یک به یک و اصل نظم ثابت است؛ محتوا از عینی به انتزاعی باشد؛ روش یاددهی – یادگیری، به صورت انفرادی است؛ محیط یادگیری، بسیار منظم، ساختاریافته و چند حسی خواهد بود و مربی نقش تسهیلگر دارد؛ ویژگی های یادگیرنده، آزادی انتخاب و حرکت، انگیزه ی درونی و تمرکز پایدار است؛ و ارزشیابی به صورت تکوینی، با استفاده از مشاهده و مستند سازی صورت می گیرد و نمره و پاداش خارجی در این روش جایی ندارد. اعتبار الگو طبق تحلیل توصیفی و نتایج آزمون خی دو، از نظر متخصصان تأیید شد.
بهبود خودسامان دهی درمحیط شبکه های اجتماعی مجازی با کاربست مدل آموزش تفکر(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: خودسامان دهی ظرفیت مناسبی جهت تعدیل افکار و احساسات حاکم بر رفتار انسان ها است. آموزش تفکر می تواند زمینه ی ایجاد و توسعه ی خود سامان دهی در ابعاد یادگیری، انگیزشی، مذهبی و دوستی را فراهم نماید. هدف از این پژوهش، بررسی تأثیر مدل آموزش تفکر بر خودسامان دهی نوجوانان در شبکه اجتماعی مجازی بود. روش ها: پژوهش حاضر از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش 985 نفر بودند و شامل پسران و دختران 15 12 ساله شهرستان اسدآباد بودند که به گوشی موبایل (همراه با نرم افزارهای شبکه اجتماعی مجازی سروش) دسترسی داشتند. نمونه آماری پژوهش شامل 82 دانش آموز بودند که از طریق نمونه گیری داوطلبانه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه خودسامان دهی محقق ساخته با 18 گویه بود. روایی ابزار توسط متخصصان تأیید و پایایی آن با روش آلفای کرونباخ 70/0 محاسبه شد. آزمودنی های پژوهش به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و کنترل (هر گروه 41 نفر) گمارده شدند و سپس پروتکل مدل آموزش تفکر به مدت 6 جلسه 75 دقیقه ای در گروه آزمایش با مؤلفه های خود در دو بعد آموزش زبان و آموزش تفکر اجرا شد. گروه کنترل نیز در مدت 6 جلسه به روش سخنرانی محتوای خودسامان دهی را دریافت نمودند. داده های پژوهش با استفاده از آزمون t مستقل مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها: پژوهش نشان داد که کاربست مدل آموزش تفکر در گروه آزمایش موجب ارتقاء خودسامان دهی یادگیری، انگیزشی، مذهبی و دوستی فراگیران درمحیط شبکه های مجازی اجتماعی می شود (05/0P<). نتیجه گیری: طراحی و کاربندی مدل آموزش تفکر در کنار سایر روش های می تواند منجر به نتایج مفیدی در بهبود خودسامان دهی شود.
ارزیابی اثربخشی تمرینات ادراکی-حرکتی اسپارک بر کارکردهای اجرایی و نقص توجه درکودکان پیش_دبستانی دارای تاخیر رشد مغز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۶ زمستان ۱۴۰۳شماره ۴
173 - 191
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف ارزیابی اثربخشی تمرینات ادراکی-حرکتی اسپارک بر کارکردهای اجرایی و نقص توجه درکودکان پیش دبستانی دارای تاخیر رشد مغز انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح مقایسه پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری یک ماهه همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کودکان 4 تا 5 ساله دارای تاخیر رشد مغز شهر تهران بود که در سال 1403-1402 به کلینیک تخصصی مغز و اعصاب روان مهر مراجعه کرده بودند. حجم نمونه پژوهش 24 نفر بود که به روش نمونه گیری در دسترس و بر اساس ملاک های ورود و خروج انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایدهی شدند. گروه آزمایش به مدت 8 هفته (هر هفته 2 جلس ه 45 دقیق ه ای) در برنامه تمرینات ادراکی -حرکتی اسپارک شرکت کردند؛ اما برای گروه کنترل در این مدت، هیچ گونه مداخله ای صورت نگرفت. داده های پژوهش با استفاده از نسخه پیش دبستانی پرسشنامه درجه بندی رفتاری کارکردهای اجرایی- فرم والدین جیویا و همکاران (2003) و مقیاس مشکلات رفتاری کانرز (1978) گردآوری شد. داده های بدست آمده با استفاده از آزمون آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی با کمک نرم افزار SPSS-27 تجزیه وتحلیل شد. نتایج پژوهش نشان داد، تمرینات ادراکی-حرکتی اسپارک بر کارکردهای اجرایی و نقص توجه کودکان پیش دبستانی دارای تاخیر رشد مغز تأثیر داشته و این اثرات در طول زمان ثابت مانده است(05/0P <). لذا، تمرینات ادراکی-حرکتی اسپارک می تواند به عنوان ابزاری مفید برای بهبود کارکردهای اجرایی و کاهش نقص توجه در کودکان پیش دبستانی دارای تاخیر رشد مغز مورد استفاده قرار گیرد.