فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۵۰۱ تا ۲٬۵۲۰ مورد از کل ۱۹٬۵۸۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: رویکرد خودحمایتی، رویکردی است که فرد با قرار گرفتن در گروه های مبتنی بر خودحمایتی، توانایی دفاع از حقوق خود را کسب می کند و به سازگاری اجتماعی دست می یابد. بررسی رویکرد های خودحمایتی برای افزایش سازگاری اجتماعی دانش آموزان با کم توانی ذهنی از اهمیت خاصی برخوردار است. این پژوهش با هدف رویکرد خودحمایتی، روشی برای سازگاری اجتماعی دانش آموزان با کم توانی ذهنی انجام شد. روش: پژوهش حاضر توصیفی و از نوع مروری بود. برای جمع آوری اطلاعات از مقاله ها، پایان نامه ها و کتاب های موجود در پایگاه های علمی معتبر از سال ۱۹۹۰ تا ۲۰۲۳ استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که با توجه به اینکه انسان ها شایسته برخورداری از توانایی دفاع از حقوق خود و سازگاری اجتماعی هستند. رویکرد خودحمایتی نوعی راهبرد مهم برای حمایت از دانش آموزان با کم توانی ذهنی به منظور افزایش سازگاری اجتماعی می باشد. نتیجه گیری: رویکرد خودحمایتی برای دانش آموزان با کم توانی ذهنی باید به عنوان یک سیستم حمایتی اساسی در جامعه جهت توانمندسازی و تقویت سازگاری اجتماعی به اجرا درآید. بنابراین، باید برای دانش آموزان با کم توانی ذهنی نوعی گروه های خودحمایتی در سطح جامعه تشکیل شود.
واکاوی عملکرد حرفه ای راهبران آموزشی مدارس ابتدایی از دیدگاه معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: پایش عملکرد بر اساس دیدگاه ذینفعان، همواره مورد تأکید متخصصان تربیت حرفه ای بوده است.هدف پژوهش واکاوی عملکرد حرفه ای راهبران آموزشی از دیدگاه معلمان دوره ابتدایی بود. روش ها : در این پژوهش از روش توصیفی از نوع پیمایشی استفاده شده است. جامعه آماری شامل کلیه معلمان دوره ابتدایی ناحیه دو شهر همدان به تعداد 798 نفر بود. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده و با استفاده از جدول برآورد حجم نمونه کرجسی و مورگان تعداد 235 نفر از معلمان به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسش نامه محقق ساخته ارزیابی عملکرد راهبران آموزشی بود. براساس بررسی مبانی نظری و پیشینه، ابعاد مختلفی برای عملکرد حرفه ای رهبران آموزشی بیان شده است. مخرج مشترک دیدگاه ها در زمینه ابعاد راهبری آموزشی، مبنای ساخت پرسش نامه قرار گرفته است برای تعیین روایی ابزار از روش CVR استفاده شد و میزان آن 83/0 محاسبه گردید. برای تعیین پایایی پرسش نامه از آزمون آلفای کرونباخ استفاده شد که میزان آلفای کل پرسش نامه 79/0 به دست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از شاخص های آمار توصیفی، آزمون بررسی نرمال بودن توزیع داده ها (کولموگروف- اسمیرونف)، آزمون t تک گروهی و آزمون فریدمن استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که عملکرد حرفه ای راهبران آموزشی از دیدگاه معلمان، میزان کمک راهبران در رشد حرفه ای معلمان، میزان کمک راهبران در مدیریت رفتار دانش آموزان، میزان کمک راهبران در فرایند آموزش و ارزشیابی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان، پائین تر از حد متوسط بوده است. همچنین نتایج نشان داد که از دیدگاه معلمان، بهترین عملکرد راهبران آموزشی مربوط به فرایند آموزش و ضعیف ترین عملکرد، مربوط به کمک به رشد حرفه ای بوده است. نتیجه گیری: توجه به دیدگاه معلمان بر اساس ابعاد سنجش وضعیت موجود عملکرد راهبران آموزشی، می تواند زمینه ارتقای عملکرد حرفه ای راهبران و به تبع آن، توسعه حرفه ای معلمان را فراهم سازد.
Studying the demographic variables of virtual sports clubs on social networks(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Since the Corona pandemic, the discussion of virtual education has been widely discussed and has entered all fields, including physical education. In the post-Corona era, this type of education has maintained and even expanded its specific audience, so that we are currently witnessing the growth of virtual sports clubs on social networks. Therefore, in order to understand the target market of this profession, sociological information from this group seems essential. Therefore, the purpose of this study is to study the demographic variables of virtual sports clubs on social networks. The statistical population of this study was the participants of a virtual women's club in one of the social networks, numbering 800 people, of which 233 were selected by simple random sampling method and their demographic information was obtained through an online form and the data received was analyzed using a descriptive-analytical method. This study showed that exercising in the virtual club was satisfactory from the participants' perspective, considering that the vast majority of them achieved their goals. Among the participants in the virtual club, the percentage of married people was much higher than single people, and young people aged 20 to 40 had the largest number of participants. The percentage of unemployed people was significantly higher than employed people. There was no significant difference in the type of online or offline use of sessions, but in a two-dimensional analysis of these variables with the variable of online or offline use of virtual sports, it was found that single people were more interested in the offline method and the flexibility of using class time than married people, people with a master's degree were more interested in other educational levels than other educational levels, and people aged 40 to 60 were more interested in the offline method and the flexibility of using class time than other age groups.
مطالعه چرخه زندگی حرفه ای نو معلمان در نخستین سال تدریس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال ۱۹ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷۵
111 - 142
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، تجربه زیسته نومعلمان از بعد زندگی حرفه ای که در دوران تربیت معلم و اولین سال تدریس داشته اند، بررسی شده است. پژوهش در چارچوب رویکرد کیفی و با روش پدیدارشناسی توصیفی اجرا و از مصاحبه نیمه ساختاریافته برای گردآوری اطلاعات استفاده شده است. جامعه اطلاعاتی شامل نومعلمانی بود که دوره چهار ساله تربیت معلم را گذرانده بودند و کمتر از پنج سال سابقه تدریس داشتند. نمونه پژوهش شامل 15 نفر از نومعلمان مذکور است که بر اساس منطق نمونه گیری در پژوهش های پدیدارشناسی به صورت هدفمند و با روش ملاک محور انتخاب شدند. برای بررسی و تحلیل اطلاعات از روش تحلیل محتوا و فرایند کدگذاری استفاده شد. برای بررسی اعتماد داده ها، چهار معیار باورپذیری، قابلیت انتقال، اطمینان پذیری و تأییدپذیری مورد استفاده قرار گرفت. براساس یافته های پژوهش، چرخه زندگی حرفه ای نومعلمان در سال آغازین خدمت در دو دوره کلی پیش از خدمت و آغاز خدمت در قالب 12 مرحله به صورت غیرخطی پیش می رود که با ارائه راهکارهای مناسب می توان این چرخه را بهبود بخشید.
آموزش افتراقی ارتقاءیافته به کمک فناوری: یک مرور روایتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهمیت درنظرگرفتن نیازها و ویژگی های متنوع یادگیرندگان در محیط های یادگیری الکترونیکی امری ضروری است و امروزه با بهره مندی محیط های یادگیری از ابزارهای فناورانه، در کانون توجه پژوهشگران حوزه آموزش قرار گرفته است. پژوهش حاضر در نظر داشته است آموزش افتراقی را به عنوان رویکردی که ملاحظه عمیق تفاوت های یادگیرندگان در محیط های یادگیری را دنبال می کند، در محیط های یادگیری الکترونیکی مطالعه کرده و چالش های اجرایی آن را شناسایی کند و در نهایت به کمک ظرفیت های بستر یادگیری ارتقاءیافته به کمک فناوری، راهکارهایی را برای غلبه بر این چالش ها و اجرای اثربخش آن ارائه نموده است. روش این پژوهش، مرور روایتی بوده و پس از جستجو در منابع اطلاعاتی بر اساس کلیدواژه های معین و بر اساس معیارهای ورود و خروج در نظر گرفته شده، پژوهش های نهایی مورد بررسی قرار گرفتند. یافته های پژوهش، طراحی و سازماندهی زمان بر، نیاز به توانمندی های دیجیتالی معلمان، تنوع و نوسان پروفایل های یادگیرندگان و چالش مدیریت کلاس های آنلاین بزرگ و چالش های سنجش و بازخورد را به عنوان چالش های اتخاذ رویکرد آموزش افتراقی در یادگیری الکترونیکی نشان داد. همچنین پژوهش های بررسی شده به نقش رویکردهای داده محور در آموزش مثل واکاوی یادگیری در ارتقا محیط های یادگیری الکترونیکی و رفع چالش های اجرایی آموزش افتراقی در ابعاد مختلف در آن تأکید داشت. در انتها پیشنهاداتی برای پژوهش های بیشتر در کاربست آموزش افتراقی در یادگیری الکترونیکی و استفاده از ظرفیت داده ها به کمک واکاوی یادگیری برای تسهیل اتخاذ این رویکرد ارائه شده است.
Exploring inner voice in the EFL classroom: From materials development perspective(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Curriculum Research, Volume ۵, Issue ۴ , ۲۰۲۴
1 - 25
حوزههای تخصصی:
Several investigations in the psychology domain, educational psychology, and other related subjects have examined the inner voice. However, it has not been used as much in teaching foreign languages, particularly in developing learning materials. This study aimed to develop new English learning materials based on Tomlinson’s text-driven approach to enhance learners’ inner voice through instruction using the newly developed materials. The participants in this study were 40 intermediate female EFL learners, aged 20-35. All participants were selected through convenience sampling and were native speakers of Persian. The researchers then assigned the participants randomly into two experimental and control groups, each including 20 participants. Data were collected through an inner voice questionnaire and semi-structured interviews, utilizing both quantitative and qualitative methods to align with the study’s objectives, participant characteristics, and research questions. The quantitative data were statistically analyzed using SPSS (version 22), revealing that learners demonstrated a moderately high engagement with their inner voice after instruction with the newly developed materials. Qualitative insights emphasized key themes, including the natural use of English in internal thought processes, more frequent internal dialogues, and deeper mental engagement with the language. The study suggests that textbook developers and curriculum designers should consider new approaches to meet EFL learners’ psychological and cognitive needs, particularly in fostering inner voice processing for deeper engagement.
تاثیر آموزش نظم بخشی به هیجان بر حساسیت بین فردی در نوجوانان با آسیب شنوایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: آسیب شنوایی یکی از موانع رشد بهنجار هیجان است و مشکلات هیجانی می تواند باعث حساسیت بین فردی شود. این پژوهش با هدف بررسی تاثیر آموزش نظم بخشی به هیجان بر حساسیت بین فردی در نوجوانان با آسیب شنوایی انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع شبه آزمایشی و با طرح پیش آزمون، پس آزمون با کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه نوجوانان با آسیب شنوایی شهر اصفهان در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۱ تشکیل دادند. نمونه پژوهش شامل ۳۰ دانش آموز نوجوان کم شنوا بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در یک گروه آزمایش و یک گروه کنترل قرار گرفتند و در هر گروه ۱۵ نفر شرکت داشتند. آموزش نظم بخشی به هیجان در ۸ جلسه برای گروه آزمایش اجرا شد در حالی که گروه کنترل در این آموزش شرکت نکردند و در لیست انتظار ماندند. ابزاری که در این پژوهش مورد استفاده قرار گرفت مقیاس حساسیت بین فردی بود. داده های پژوهش با روش آماری تحلیل کوواریانس چندمتغیری با استفاده از نرم افزار آماری SPSS-26 تحلیل شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که حساسیت بین فردی در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل کاهش معناداری داشت. تاثیر مداخله آموزشی بر حساسیت بین فردی و خرده مقیاس های آگاهی بین فردی و کمرویی معنادار بود در حالی که بر خرده مقیاس های نیاز به تایید، اضطراب جدایی و عزت نفس شکننده معنادار نبود. نتیجه گیری: برنامه آموزش نظم بخشی به هیجان سبب کاهش حساسیت بین فردی نوجوانان با آسیب شنوایی شد. از این رو می توان از این برنامه برای کاهش مشکلات بین فردی نوجوانان استفاده کرد.
مقایسه اثربخشی روش تدریس مبتنی بر یادگیری اکتشافی با تدریس عملکردی بر علاقه و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۷۴
237 - 258
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی روش تدریس مبتنی بر یادگیری اکتشافی با روش تدریس عملکردی بر علاقه و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پایه یازدهم در درس روانشناسی انجام شد. پژوهش آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه های آزمایش و کنترل بود. دانش آموزان پسر پایه یازدهم شهرستان دیواندره جامعه آماری پژوهش را تشکیل دادند. در این پژوهش از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شد و 60 نفر انتخاب و در سه گروه مساوی 20 نفری گمارش شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه علاقه به تحصیل کلر و سوبیا(1993) و نیز نمره اکتسابی در درس روانشناسی استفاده شد. نتایج نشان داد که در مرحله پس آزمون بین میانگین دو روش تدریس اکتشافی و عملکردی با گروه کنترل در متغیر پیشرفت تحصیلی از نظر آماری تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین، نتایج بیانگر این بود دو روش یادگیری اکتشافی و عملکردی بر بهبود علاقه نسبت به تحصیل در دانش آموزان گروه های آزمایش اثربخشی داشته اند.
تاملی پدیدارنگارانه به حقوق دانش آموزان: تحلیل تجارب زیسته مدیران مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
231 - 249
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: پرسش های اساسی پیرامون آگاهی مدیران مدارس از حقوق دانش آموزی، میزان پایبندی به حقوق دانش آموز و فراهم نمودن زمینه تحقق آنها در عمل، یک حوزه کمتر مطالعه شده در آموزش و پرورش ایران است. لذا این پژوهش با هدف ارائه تصویری روشن از روایت های مدیران مدارس از حقوق دانش آموزی، طراحی و اجرا شده است.
روش شناسی پژوهش: برای پاسخ به سوالات اساسی مطرح شده، از روش پژوهش کیفی پدیدارنگاری استفاده شد. مشارکت کنندگان به روش نمونه گیری هدفمند مبتنی بر معیار برگزیده شدند تعریف شدند و سپس به روش گلوله برفی شناسایی و دعوت به مصاحبه شدند. پس از تهیه پروتکل مصاحبه، داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته عمیق با 20 نفر از مدیران جمع آوری شده و با استفاده از روش تحلیل محتوا، تجزیه و تحلیل شدند.
یافته ها: تحلیل روایت های مدیران مدارس نشان داد که اگرچه مدیران به طورکلی از حقوق دانش آموزی آگاه هستند و آن را می پذیرند، اما در عمل با مسائل متعددی در تحقق این حقوق مواجه اند. از جمله آنها می توان به تعارض میان حقوق فردی دانش آموزی و الزامات اجتماعی مدرسه، عدم تطابق سیستم آموزشی با نیازهای متنوع دانش آموزان، نابرابری در دسترسی به امکانات، ناسازگاری روش های ارزشیابی با نیازهای نسل جدید، کاستی های سیستم آموزشی در تأمین نیازهای بهداشتی و شکاف بین برابری و فراگیری در آموزش اشاره کرد.
بحث و نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد ناهماهنگی های عنوان شده علاوه بر ضعف آموزش های مدیران، عمدتاً ریشه در بافت اجتماعی و ساختار نظام آموزشی مانند محدودیت های بودجه ای، قوانین دست وپاگیر و عدم هماهنگی بین نهادها دارد. لذا، تحقق پایدار حقوق دانش آموزی مستلزم مشارکت فعال تمامی ذینفعان آموزش و پرورش در سیاست گذاری های آموزشی است.
پیش بینی شادکامی بر اساس بهزیستی معنوی، معنویت گرایی و دلبستگی به خدا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه های نوین تربیتی دوره ۲۰ زمستان ۱۴۰۳شماره ۴
7 - 15
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی رابطه بین دلبستگی به خدا، بهزیستی معنوی و معنویت گرایی با شادکامی کارکنان مرد حرم عبدالعظیم بوده است. روش تحقیق این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری این پژوهش کلیه کارکنان مرد حرم عبدالعظیم بودند که از طریق روش نمونه گیری در دسترس 160 نفر از آنها انتخاب و پرسشنامه های معنویت گرایی، دلبستگی به خدا، بهزیستی معنوی و شادکامی را تکمیل نمودند. داده های آماری از طریق شاخص های توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندمتغیری به روش گام به گام مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. ضریب همبستگی پیرسون نشان داد، بین دلبستگی به خدا، بهزیستی معنوی و معنویت گرایی با شادکامی کارکنان مرد رابطه معنادار مثبت وجود دارد. تحلیل رگرسیون چندمتغیری به روش گام به گام نشان داد، دلبستگی به خدا در گام اول 90/26 درصد و بهزیستی معنوی 30/4 درصد در گام دوم و در مجموع این دو متغیر 20/31 درصد از واریانس شادکامی کارکنان مرد را پیش بینی کردند. به طورکلی این پژوهش نشان داد، دلبستگی به خدا، بهزیستی معنوی و معنویت گرایی از جمله متغیرهای مهم در پیش بینی شادکامی کارکنان مرد حرم عبدالعظیم می باشند.
آسیب شناسی فرایند تربیت اخلاقی و ارائه راهکارهایی برای بهبود آن در دوره دوم ابتدایی تحصیلی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
آموزش و پرورش متعالی دوره ۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۳)
83 - 98
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: تربیت اخلاقی ازجمله کارکردهای اساسی نظام تعلیم و تربیت است. هدف ازپژوهش حاضرآسیب شناسی فرایند تربیت اخلاقی و ارائه راهکارهایی برای بهبود آن در دوره دوم ابتدایی تحصیلی می باشد. روش شناسی پژوهش: پژوهش حاضر از نوع مطالعات نظری به شیوه توصیفی تحلیلی با روش تحلیل محتوی کیفی-استقرایی با نظام کدگذاری داده ها است. جامعه آماری معلمان با مدرک کارشناسی ارشد بالای 15 سال سابقه تدریس بود که در حوزه تربیت اخلاقی، تخصص دانشگاهی، مطالعه تجربی، چاپ کتاب و مقاله داشتند. افراد نمونه با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و حجم نمونه بر مبنای قانون اشباع نظری داده ها انجام شد. جمع آوری اطلاعات با دو روش کتابخانه ای و میدانی به صورت مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. برای تحلیل داده های این پژوهش در مرحل ه اول، تحلی ل داده ها ب ر مبن ای کدگذاری باز و در مرحله دوم پس از استخراج زیر مقوله ها ب ه روش کدگ ذاری محوری نسبت به استخراج مقوله های اصلی اقدام ش د. یافته ها: مهم ترین آسیب های فرایند تربیت اخلاقی را در بعد اهداف مربوط به ضعف در تربیت معلم، در بعد موضوع و محتوی کمبود منابع کاربردی و کارآمد، در بعد روش های تدریس استفاده از روش های حفظ محور و در بعد ارزشیابی مبتنی بر محفوظات ذهنی و برچسب زنی به دانش آموزان نشان داد. بحث و نتیجه گیری: آنچه مسلم است در عمل تربیت اخلاقی دانش آموزان مبتنی بر دستورالعمل های ارائه شده توسط دولت است اما نقش معلمان در فضای یادگیری و نهادینه سازی ارزش های اخلاقی به دانش آموزان انکار نشدنی است لذا نیازمند نوعی مدیریت و بازنگری اساسی در فضای مدارس بر اساس مباحث مربوط به پژوهش حاضر هستیم.
تحلیل کیفی پیامدهای نظام اعتباربخشی موسسه ای مطالعه موردی در دانشگاه علوم پزشکی تبریز
حوزههای تخصصی:
هدف: مطالعه با هدف تحلیل کیفی پیامدهای نظام اعتبار بخشی موسسه ای در دانشگاه علوم پزشکی تبریز انجام شد. روش: مطالعه حاضر یک پژوهش کیفی از نوع مطالعه موردی با رویکرد استقرایی در بین سالهای 1401-1399 انجام شده است. نمونه گیری به روش هدفمند و گردآوری داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته در زمینه موضوع تا مرحله اشباع با 34 نفر از مدیران، اعضای هیات علمی، مسئولین و کارشناسان واحد های دفاتر توسعه که مجری برنامه اعتبار بخشی موسسه ای بودند انجام شد. متن مصاحبه ها به روش تحلیل تماتیک با استفاده از نرم افزار MAXQDA 20 آنالیز شد. برای اعتبار سنجی مطالعه از چهار معیار گوبا و لینکلن[1] شامل؛ مقبولیت ، اطمینان پذیری، باور پذیری و انتقال پذیری استفاده شد. یافته ها: نتایج مطالعه استخراج 170 کد اولیه، 22 مقوله فرعی و 8 مقوله اصلی شامل ارتقاء آموزش حرفه ای دانشجویان پزشکی و پیراپزشکی، تامین منابع مالی دانشگاهها با تولیدات علمی و پژوهشی به روز، فراهم نمودن آموزش پاسخگو، تامین رضایت همه ذینفعان، ایجاد زیر ساختهای کاربرد ابزار و فناوریهای نوین در آموزش پزشکی و درمان بیماران، توسعه پایدار با ارتقاء سلامت جامعه ، بین المللی کردن دانشگاهها و ارتقاء فرآیند های پژوهشی و تحقیقاتی می باشد. نتیجه گیری: نتایج حاصل از پژوهش نشان داد اعتبار بخشی موسسه ای تاثیرات گستر ده ای از جمله ارتقاء کیفیت آموزش، پژوهش و شاخص های سلامت داشته است همچنین می توان به افزایش تولیدات علمی و پژوهشی، تامین منابع پایدار، توسعه زیر ساخت های آموزشی مدرن، ارتقای رضایت ذینفعان و فراهم نمودن بستر بین المللی کردن دانشگاهها اشاره کرد.
طراحی برنامه درسی فعالیت های فوق برنامه دانشگاه فرهنگیان؛ یک مطالعه داده بنیاد
منبع:
توسعه برنامه درسی دوره اول بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
64 - 82
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف طراحی برنامه درسی فعالیت های فوق برنامه برای دانشگاه فرهنگیان انجام شده است. در مسیر انجام پژوهش، از رویکرد کیفی و روش داده بنیاد (گراندد تئوری) استفاده شده است. به این منظور، داده ها با روش کیفی داده بنیاد جمع آوری و تحلیل شدند. حجم مشارکت کنندگان شامل 20 نفر از متخصصان و صاحب نظران در زمینه برنامه درسی و جامعه شناسی و اساتید دانشگاه فرهنگیان بودند که به صورت هدفمند انتخاب شدند. جمع آوری داده ها با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته بوده که داده های گردآوری شده از طریق روش کدگذاری اشترواس و کوربین تحلیل شد. تعیین روایی در پژوهش حاضر با استفاده از ضریب لاوشه و پایایی آن با استفاده از ضریب هولستی انجام شد که مقدار ضریب هولستی 0.99 به دست آمد که نشان از اعتبار داده های پژوهش حاضر می باشد. یافته ها نشان داد که الگوی برنامه درسی فعالیت های فوق برنامه دانشگاه فرهنگیان شامل 5 بعد و 27 مؤلفه و 239 شاخص می باشد. از جمله مؤلفه های این مدل می توان به محتوای آموزشی، مهارتی، کاربردی، فعالیت های حرفه ای، فعالیت های معلم محور و فعالیت های مشارکتی، انواع فوق برنامه و طراحی فوق برنامه، ارزشیابی مشاهده محور، مهارت محور و کتبی، همچنین راهبردهایی نظیر برنامه های فرهنگی و امکانات و تجهیزات و فعالیت های آموزش محور، فعالیت های تکمیلی، فعالیت های علاقه محور، مدیریت زمان و ساعت فرهنگی، جایگاه فوق برنامه و فضای فوق برنامه اشاره نمود.
طراحی سیستم آموزشی سواد تحلیلی به نوجوانان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: پژوهش حاضر با هدف طراحی سیستم آموزش سواد تحلیلی به دانش آموزان مقطع دوم متوسطه در سال 1402 انجام شده است. روش شناسی پژوهش: در این مقاله از روش های کیفی و کمی به صورت متوالی بهره برده شده است .مرحله اول پژوهش به کمک پرسشنامه از 384 نمونه دانش آموزان سطح سواد تحلیلی آنها سنجیده شد، سپس به کمک تمامی منابع مربوطه با در نظر گرفتن کد گذاری پیرامون موضوع مورد بحث، سرفصل های مناسب برای تدریس این سواد تعریف شده و سپس در این مرحله که با روش پیمایشی است 8 نفر از متخصصین به روش زنجیره ای انتخاب شده و مورد مصاحبه قرار گرفتند تا صحت و اهمیت سرفصل های انتخاب شده سنجیده شود. . یافته ها: یافته های به دست آمده نشان داد سرفصلهای آموزش سواد تحلیلی شامل 4 مولفه اصلی و 6 مولفه فرعی است .برای محاسبه ضریب توافق متخصصان نسبت مجموع افرادی که گزینه های خیلی زیاد و زیاد را انتخاب کرده بودند به کل متخصصین تقسیم شد .بررسی ضرایب توافق در خصوص همه سرفصلهای آموزشی و روشهای آموزش بالاتر از 0.6 است که حاکی از اعتبار نتایج به دست آمده است. بحث و نتیجه گیری: به نظر می رسد با استفاده از آموزش خرد و با مدل ارائه شده میتوان این سواد را در بین نوجوانان ترویج داد
تبیین خودتنظیمی یادگیری در دانشجویان: یک مطالعه تحلیل شبکه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و ارزشیابی سال ۱۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۸
31 - 60
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، شناسایی و تحلیل نشانگر های خودتنظیمی یادگیری در دانشجویان دانشگاه شیراز بوده است. این تحقیق به روش نیمه تجربی تکوینی از نوع هستارنگاری موردی انجام شد. مشارکت کنندگان در این پژوهش در گام نخست شش دانشجوی تحصیلات تکمیلی دانشگاه شیراز بودند که به روش نمونه گیری هدفمند از نوع نمونه گیری معرف انتخاب شدند و به وسیله ی مصاحبه ی مدبرانه از آن ها مصاحبه بعمل آمد. مصاحبه ها به روش تحلیل محتوای جهت مند تحلیل گردید و نشانگر های خودتنظیمی یادگیری مورد شناسایی قرار گرفت. سپس، نشانگر ها به صورت سیاهه ای تدوین گردید و در گام دوم ۵۱ دانشجوی مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری به این سیاهه پاسخ دادند. برای توصیف داده ها از نرم افزار 27- SPSSو برای تحلیل داده ها از روش تحلیل شبکه در نرم افزار Ucinet-6 استفاده شد. یافته ها نشان داد که ۲۷ نشانگر خودتنظیمی یادگیری دانشجویان را تشکیل می دهند، نتایج تحلیل شبکه نیز نشان داد که از میان این نشانگر ها، مؤلفه های «تصویرسازی ذهنی و عینی» و «برنامه ریزی و زمان بندی» برجسته ترین نشانگر های خودتنظیمی یادگیری در دانشجویان بودند. در این میان نشانگر های «کل نگری»، «فائق آمدن بر موانع و مشکلات مطالعه» و «استفاده از وسائل کمک آموزشی» نقش مهمی در به جریان اندازی اطلاعات در شبکه ی خودتنظیمی یادگیری دانشجویان داشته است. این نتایج نشان داد که نشانگر های «تصویرسازی عینی و ذهنی»، «برنامه ریزی و زمان بندی» و «پاداش درونی مثبت» بیشترین نقش واسطه گری را در میان نشانگر های خودتنظیمی یادگیری دانشجویان دارند. این یافته ها می تواند به توسعه و بهبود برنامه های آموزشی برای تقویت خودتنظیمی یادگیری دانشجویان و ارتقای کیفیت یادگیری کمک نماید.
اثر بخشی ذهن آگاهی بر احساس انسجام و تفکر خلاق دانش آموزان دختر پایه پنجم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و ارزشیابی سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۷
13 - 32
حوزههای تخصصی:
انتقال از هر مرحله زندگی به نوعی تغییر محسوب می شود و نیازمند سازگاری با شرایط جدید است. با آغاز آموزش رسمی در دوران ابتدایی کودکان با انتظارات و مسئولیت های زیادی مواجه می گردند که موجب تنش هایی روانی در آنان می گردد. آموزش مهارت های سازگارانه می تواند در کاهش فشارهای روانی و فراهم نمودن بستر مناسب برای رشد فکری مؤثر باشد. در همین راستا پژوهش حاضر با هدف تعیین اثر بخشی آموزش ذهن آگاهی بر احساس انسجام و خلاقیت دانش آموزان پایه پنجم ابتدایی شهرستان ارومیه انجام شد. پژوهش حاضر از نوع مطالعات نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر تمامی دانش آموزان دختر پایه پنجم ناحیه یک شهر ارومیه بودند که در سال تحصیلی 1402-1401 مشغول به تحصیل بودند. تعداد 30 نفر (15 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه گواه) به شیوه خوشه ای چند مرحله ای انتخاب گردیدند. شرکت کنندگان در مراحل پیش آزمون و پس آزمون مقیاس های احساس انسجام و تفکر خلاق را تکمیل کردند. گروه آزمایش طی ده جلسه 45 دقیقه ای تحت آموزش ذهن آگاهی قرار گرفت و گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کواریانس انجام شد. نتایج نشان دادند که آموزش ذهن آگاهی باعث افزایش احساس انسجام گردید در حالیکه بر تفکر خلاق تأثیری نداشت. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که آموزش ذهن آگاهی می تواند به عنوان روش مناسبی برای بهبود احساس انسجام و به تبع آن کاهش مشکلات رفتاری دانش آموزان مورد استفاده قرار گیرد.
تحلیل کتاب درسی عربی پایه هشتم متوسطه دوره ی اول بر اساس چک لیست کالین مارش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کتب درسی بخش مهمی از آموزش در تعیین محورهای موفق یک واحد برنامه درسی است به همین سبب تحلیل کتاب های درسی برای تشخیص نقاط قوت و تقویت آن و رفع نقاط ضعف، بسیار اهمیت می یابد. پژوهش حاضر مبتنی بر داده های کتابخانه ای و روش توصیفی تحلیلی است که در پژوهش انجام یافته و تحلیل داده های موجود مبتنی بر چک لیست کالین مارش حاکی از آن است که کتاب از جهات جاذبه ی هنری و بصری نیازمند تغییرات و دقت به نقش هویت های قومی و فرهنگی ایرانی است ولی از جهت سنخیت با رویکرد برنامه درسی ملی سازگار بوده اما در توجه به نیازهای آموزشی و روز فراگیران ضعیف عمل کرده است. محتوای کتاب عربی هشتم در تأمین اهداف سند تحول بنیادین و برنامه درسی ملی نیازمند بررسی های بیشتر مؤلفان بوده و در نگاه کلی چارچوب های تحلیلی چک لیست کالین مارش در یک کتاب درسی را گنجانده و رعایت کرده است.
بررسی میزان توجه کتاب هدیه های آسمان پایه پنجم ابتدایی به مولفه های نماز و مهدویت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین میزان توجه کتاب هدیه های آسمان پایه پنجم ابتدایی به مولفه های نماز و مهدویت می باشد. این تحقیق یک پژوهش توصیفی است و در گروه پژوهش های کاربردی قرار دارد. با توجه به ماهیت و اهداف مورد توجه، در این تحقیق از روش تحلیل محتوا استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش، کتاب هدیه های آسمان پایه پنجم ابتدایی چاپ 1402 می باشد. اما به دلیل بهبود اعتبار نتایج، کلیه محتوای کتاب مورد بررسی قرار گرفت و از نمونه گیری استفاده نشد و به صورت سرشماری، محتوای کتاب در دو بخش دروس و فعالیت ها به طور کامل مورد مطالعه، بررسی و تحلیل قرار گرفت. برای بررسی و تحلیل محتوای کتاب، از فهرست وارسی تحلیل محتوا استفاده شده است. نتایج نشان داد که از میان مولفه های نماز، به مولفه تشویق به نماز خواندن (87/21%) و مولفه آداب نماز جماعت (0%) به ترتیب بیشترین و کمترین توجه شده است؛ همچنین از میان مولفه های مهدویت نیز به مولفه ویژگی های فردی حضرت (73/72%) بیشترین توجه، و به مولفه های عصر ظهور (54/4%) و عصر بعد از ظهور (عصر حکومت) (54/4%) کمترین میزان توجه شده است.
راهکارهای مداخله ای مبتنی بر مدارس برای جلوگیری از آسیبهای مواجهه با پورنوگرافی در اینترنت در بین نوجوانان: یک تحقیق کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۰ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۵۸
195 - 213
حوزههای تخصصی:
با توجه به گسترش دسترسی به اینترنت و فضای مجازی، نوجوانان بیش از پیش با محتوای جنسی نامتعارف یا پورنوگرافی در اینترنت مواجه اند که این امر موجب نگرانی والدین و مسئولان آموزشی و فرهنگی شده است، درحالی که هیچ مداخله جدی و عملی برای پیشگیری از آسیبهای مرتبط در کشور به ویژه در مدارس وجود ندارد. هدف این پژوهش، کشف دیدگاه و تفاسیر نوجوانان از راهکارهای بالقوه مبتنی بر مدارس برای پیشگیری از آسیب پذیری نوجوانان در رویارویی با محتوای نامتعارف جنسی در اینترنت بوده است. از این رو پژوهشی کیفی با رویکرد تفسیری و برساخت گرایانه انجام شده است. به همین منظور 54 مصاحبه عمیق با دختران و پسران 18-15 ساله در شهر تهران در سال 1395 به روش نمونه گیری هدفمند صورت گرفته است. فهم و تفسیر نوجوانان از راهکارهای بالقوه در نظام آموزشی در سه طبقه اصلی طبقه بندی شده است: 1. معرفی آموزشهای جامع، مستمر و جذاب در مورد روابط، ازدواج، اینترنت و فضای مجازی؛ 2. ارائه مشاوره های قابل اعتماد در مدارس؛ و 3. بازنگری در کیفیت و محتوای آموزشهای موجود. مداخلات مبتنی بر مدارس همراه با سایر مداخلات در سطوح فردی، خانوادگی و اجتماعی کاربردهایی مهم برای سیاستگذاران و برنامه ریزان تعلیم و تربیت کشور خواهد داشت، به طوری که از طریق این مداخلات می توان ضمن ارتقای سواد رسانه ای متناسب با نیازهای در حال تغییر نوجوانان، سبب افزایش آگاهی، بهبود نگرش و ارتقای مهارتهای انتقادی لازم در سیستم آموزشی شد
تدوین و اعتباریابی بسته آموزش انتخاب شغلی مبتنی بر تئوری انتخاب برای دانش آموزان دوره دوم متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین رشته ای در آموزش سال ۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
47 - 70
حوزههای تخصصی:
فارسیانتخاب شغل یکی از انتخاب های مهم زندگی هر فرد است. هدف پژوهش حاضر تدوین و اعتباریابی بسته آموزشی انتخاب شغلی مبتنی بر تئوری انتخاب برای دانش آموزان دوره دوم متوسطه است. پژوهش به لحاظ هدف از نوع کاربردی و به لحاظ روش از نوع کیفی است. بسته آموزشی با روش تحلیل مضمون با مطالعه کتاب ها و مقالات پیرامون تئوری انتخاب تدوین شد و سپس برای اعتباریابی بسته آموزشی، محتویات بسته برای 25 نفر از افراد جامعه آماری که شامل مدرسین و اساتید حوزه روانشناسی بود، ارسال شد و در نهایت 10 نفر به گویه های اعتبارسنجی پاسخ دادند. برای درنظر گرفتن روایی از شاخص های CVI و CVR استفاده شد که میزان به دست آمده به ترتیب بالاتر از 0.80 و 0.80 بود که مبین اعتبار مناسب محتویات بسته از دید خبرگان بود. با توجه به این نتایج میتوان از این بسته در مدارس متوسطه دوم استفاده نمود.