ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۱۰۰ مورد از کل ۲۰٬۳۳۷ مورد.
۸۱.

بررسی میزان اثربخشی تدریس علوم با رویکرد یادگیری تجربی بر انگیزه تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۸۰
زمینه و هدف: با توجه به افزایش نیاز دانش آموزان به یادگیری فعال و مبتنی بر تجربه، پژوهش حاضر با رویکرد شبه تجربی به بررسی اثربخشی تدریس مبتنی بر یادگیری تجربی بر انگیزه دانش آموزان پایه سوم ابتدایی در درس علوم تجربی پرداخته است. روش: این مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون–پس آزمون–پیگیری و دو گروه آزمایش و کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر پایه سوم یک مدرسه در شاهین شهر (سال تحصیلی 1402–1401) بود که به صورت در دسترس و سپس تصادفی به دو گروه 20نفره تقسیم شدند. گروه آزمایش پنج جلسه آموزش مبتنی بر تجربه (45–60 دقیقه) دریافت کرد، در حالی که گروه کنترل تحت روش سنتی آموزش دید. ابزار گردآوری داده، پرسش نامه استاندارد انگیزه تحصیلی هارتر (1981) با روایی تأییدشده توسط متخصصان و پایایی مورد تأیید (آلفای کرونباخ) بود. تحلیل داده ها با آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار) و استنباطی (شامل آزمون های شاپیرو–ویلکز، لوین، اُم باکس، اندازه گیری مکرر، لامبدای ویلکز، کرویت موچلی و LSD تعقیبی) در SPSS v.23 انجام گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد تدریس مبتنی بر یادگیری تجربی تأثیر مثبت و معناداری بر انگیزه تحصیلی (P ≤ 0.01) و همچنین انگیزه درونی و بیرونی دانش آموزان داشته است. نتیجه گیری: این رویکرد با فراهم آوردن فرصت هایی برای مشارکت فعال و تعامل عملی با مفاهیم، درک عمیق تر علوم تجربی را تسهیل کرده و کیفیت یادگیری را در محیط های تجربه محور ارتقا می دهد.
۸۲.

مدل یابی برنامه درسی پاسخگوی رشته علوم تربیتی (مورد مطالعه: دانشگاه های جامع سطح اول ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۷۲
هدف: این تحقیق با هدف طراحی و اعتبارسنجی مدل برنامه درسی پاسخگو در دوره کارشناسی علوم تربیتی در دانشگاه های جامع سطح اول ایران انجام شد. روش پژوهش: در این پژوهش از روش آمیخته اکتشافی متوالی استفاده شد (رویکرد کیفی از نوع تحلیل محتوا و رویکرد کمی از نوع پیمایشی). مشارکت کنندگان پژوهش در بخش کیفی، اعضای هیأت علمی متخصص و صاحبنظر در حوزه برنامه ریزی درسی و خبرگان حوزه برنامه ریزی آموزش عالی و دانشگاه بودند که از این میان، 18 نفر به عنوان نمونه هدفمند انتخاب شدند. همچنین، جامعه آماری در بخش کمی، شامل کلیه اعضای هیئت علمی گروه های علوم تربیتی دانشگاه های جامع سطح اول کشور، در سال تحصیلی 1402-1401 برابر با 244 نفر بود که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای، 150 نفر انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختار یافته و در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی از روش کدگذاری تحلیل مضمون و به منظور اعتباریخشی داده ها، از روش کینگ و هاروکس استفاده شد و در بخش کمی از روش آماری مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارPLS  استفاده گردید. یافته ها: یافته های بخش کیفی نشان داد که در مجموع 142 کد اولیه، 32 مضمون پایه، 11 مضمون سازمان دهنده و 4 مضمون فراگیر شامل: «پیامدهای برنامه درسی پاسخگو»، «راهبردهای برنامه درسی پاسخگو»، «عوامل بازدارنده توسعه برنامه درسی پاسخگو» و «عوامل تسهیل کننده توسعه برنامه درسی پاسخگو» شناسایی شدند. نتایج بخش کمی نشان داد که مدل ارائه شده برای برنامه درسی پاسخگوی دوره کارشناسی علوم تربیتی در دانشگاه های جامع برتر کشور شامل مولفه های تشکیل دهنده سازه خود می باشد و لذا مدل ارائه شده از اعتبار و برازش مطلوبی برخوردار است. نتیجه گیری: هرگونه اقدام و سیاست گذاری برای حرکت به سمت و سوی برنامه درسی پاسخگو نیازمند نگاه نظام مند و چندبعدی با در نظر گرفتن تمامی عناصر و ابعاد ساختاری، فنی، راهبردی، فرهنگی، اجتماعی است.
۸۳.

انگیزه کنشگری دانش آموزان با رویکرد یادگیری فناورانه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۹۰
مقدمه و هدف: انگیزه کنشگری دانش آموزان در یادگیری فناورانه به مجموعه ی محرک های درونی و بیرونی اشاره دارد که آنان را به استفاده فعال، هدفمند و خلاقانه از فناوری در فرآیند یادگیری سوق می دهد انگیزه کنشگری دانش آموزان در یادگیری فناورانه به مجموعه ی محرک های درونی و بیرونی اشاره دارد که آنان را به استفاده فعال، هدفمند و خلاقانه از فناوری در فرآیند یادگیری سوق می دهد. روش شناسی پژوهش: این پژوهش از حیث هدف کاربردی و از لحاظ شیوه کیفی- نظریه داده بنیاد بوده است. میدان پژوهش را کلیه معلمان دوره ابتدایی سطح استان البرز در س ال تحصیلی 1405-1404 تشکیل داد. نمونه گیری بصورت هدفمند از نوع گلوله برفی تا حد اشباع نظری به تعداد 18 نفر انجام شد ابزارگردآوری داده ها، مصاحبه عمیق و غیرساختاریافته استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از روش اشتراس و کوربین ، کُدگذاری 3 مرحله ای شامل: کُدگذاری باز،کُدگذاری محوری و کُدگذاری گزینشی به منظور تحلیل داده ها استفاده بعمل آمد.برای اعتبارسنجی یافته ها از4 معیار گوپا ولینکن (1985) شامل اعتبارپذیری،تعمیم پذیری،اطمینان پذیری و تأییدپذیری صورت پذیرفت. یافته ها: طور کلی نتایج نشان داد، شرایط علّی شامل 8 کُد انتخابی،شرایط زمینه ای 3 کُد انتخابی، شرایط راهبردی 7 کُد انتخابی، شرایط مداخله ای 4 کُد انتخابی و شرایط پیامدی دارای 7 کُد انتخابی بوده است. بحث و نتیجه گیری: انگیزه کنشگری دانش آموزان در یادگیری فناورانه حاصل تعامل هم زمان شرایط علّی، زمینه ای، مداخله گر و راهبردهای آموزشی است و در نهایت به پیامدهایی چون ارتقای مشارکت فعال، خلاقیت، خودتنظیمی و بهبود کیفیت یادگیری منجر می شود. این الگو بیان می کند که توجه به عوامل فردی، مدرسه ای و محیطی می تواند نقش مهمی در تقویت کنشگری فناورانه دانش آموزان ایفا کند.
۸۴.

اثربخشی برنامه یادگیری اجتماعی-هیجانی بر خودراهبری یادگیری و عمق پردازش شناختی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۵۳
هدف: در سال های اخیر، یادگیری اجتماعی–هیجانی به عنوان رویکردی مؤثر در ارتقای مهارت های شناختی و خودتنظیمی یادگیرندگان مورد توجه قرار گرفته است. این برنامه ها با تأکید بر رشد هیجانی، تعامل اجتماعی و تصمیم گیری مسئولانه، می توانند فرایندهای یادگیری عمیق و خودراهبری را بهبود بخشند. ازاین رو، هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش برنامه یادگیری اجتماعی-هیجانی بر خودراهبری یادگیری و عمق پردازش شناختی دانش آموزان مقطع دوم متوسطه شهرستان خوی بود. روش پژوهش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان مقطع دوم متوسطه شهرستان خوی در سال تحصیلی ۱۴۰۴–۱۴۰۳ بود. در مرحله نخست، به منظور شناسایی افراد واجد شرایط، تمامی دانش آموزان با استفاده از پرسشنامه یادگیری خودراهبر فیشر و همکاران (2013) و پرسشنامه پردازش اطلاعات شناختی عمیق مارتون و سالجو (1964) مورد غربالگری اولیه قرار گرفتند. پس از تحلیل نتایج، دانش آموزانی که نمرات پایین تر از نقطه برش تعیین شده در هر دو مقیاس را کسب کرده بودند، به عنوان گروه دارای نیاز آموزشی شناسایی شدند. در مرحله بعد، از میان این افراد، ۳۲ نفر ( با توجه به نرم استاندارد بسته ی آموزشی) به صورت در دسترس و داوطلبانه انتخاب و سپس به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۶ نفر) و کنترل (۱۶ نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش در برنامه یادگیری اجتماعی–هیجانی مبتنی بر مدل فدراسیون ملی آموزش اجتماعی - هیجانی شرکت کرد. این برنامه طی ۸ جلسه ی یک ساعته در طول سه ماه برگزار شد و بر توسعه مهارت های خودآگاهی، خودنظم دهی، تصمیم گیری مسئولانه، همدلی و مهارت های ارتباطی تأکید داشت. داده ها در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون جمع آوری و مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته ها: یافته ها نشان داد نتایج تحلیل کوواریانس تک متغیره، با کنترل اثر پیش آزمون، بیانگر تأثیر معنادار برنامه یادگیری اجتماعی-هیجانی بر خودراهبری یادگیری و عمق پردازش شناختی دانش آموزان بود (0/05>p). اندازه اثرها حاکی از آن بود که این برنامه تأثیر متوسط تا قوی بر زیرمؤلفه های خودراهبری یادگیری (0/36 تا 0/55= η²) و عمق پردازش شناختی (0/39 تا 0/84=η²) داشته است. نتیجه گیری: یادگیری اجتماعی-هیجانی با تقویت راهبردها و تکنیک های مؤثر، نگرش واقع بینانه تری نسبت به یادگیری در دانش آموزان ایجاد می کند. بنابراین، اجرای این برنامه برای ارتقای خودراهبری یادگیری و عمق پردازش شناختی دانش آموزان دوره دوم متوسطه پیشنهاد می شود.
۸۵.

بررسی میزان انطباق پذیری مؤلفه های تربیت اجتماعی کتاب مطالعات اجتماعی پایه ششم ابتدایی با واقعیت های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۶
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین وضعیت مؤلفه های تربیت اجتماعی در کتاب مطالعات اجتماعی پایه ششم ابتدایی و میزان انطباق پذیری آن با واقعیت های اجتماعی از دیدگاه دانش آموزان، معلمان و والدین آنها در سال تحصیلی 1398 انجام یافته است. روش پژوهش: برای تعیین وضعیت مؤلفه های تربیت اجتماعی در کتاب مطالعات اجتماعی پایه ششم از تحلیل محتوای کمی و برای بررسی میزان انطباق پذیری آن با واقعیت های اجتماعی از دید دانش آموزان، معلمان و والدین از روش تحقیق توصیفی-پیمایشی استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش شامل کتاب مطالعات اجتماعی پایه ششم ابتدائی و همچنین دانش آموزان، والدین آنها و معلمان پایه ششم شهر صوفیان بود. درجامعه اول به دلیل محدود بودن جامعه، نمونه برابر جامعه بود و در جامعه دوم از 195 نفر دانش آموز بر اساس جدول مورگ ان تعداد 125 نف ر و اولیای آنها و تعداد 30 نفر از معلمان از بین 30 نفر آنان انتخاب شدند. ب رای جم ع آوری داده ها از چک لیست و پرسشنامه استفاده شد. جهت تعیین روایی ابزارها از روایی محتوایی با استفاده از دیدگاه اساتید راهنما و مشاور و همچنین اساتید گروه علوم تربیتی بهره گرفته شد. جهت تعیین پایایی چک لیست از ضریب توافق لاشه و پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد که 0/92 به دست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها نیز از تحلیل محتوا و آزمون t تک متغیره استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل محتوا نشان داد کتاب مطالعات پایه ششم همه مؤلفه های مورد بررسی تربیت اجتماعی را پوشش داده است و نتایج آزمون t تک متغیره نیز نشان داد که میزان انطباق پذیری مؤلفه های هفت گانه تربیت اجتماعی بالاتر از حد متوسط بوده است. نتیجه گیری: براساس یافته های می توان نتیجه که مولفه های تربیت اجتماعی با واقعیت های اجتماعی سازگاری دارد و آنچه که در کتاب های درسی در این زمینه آموزش داده می شود توسط دانش آموزان عملیاتی می شود.
۸۶.

تأثیر ساخت بازی تعاملی اندرویدی بر خلاقیت و یادگیری زیست شناسی دانش آموزان تیزهوش دوره دوم متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۶۱
هدف: نرم افزارهای تعاملی یکی از فناوری های کاربردی نوین در حوزه آموزش است که توانسته با کمک امکاناتی چون پویانمایی، تصاویر سه بعدی، صدا و... امکان تعامل کاربر را با مفاد درسی ممکن سازد و با کمک گرفتن از فضای مجازی نقش مؤثری در آموزش ایفا نماید. هدف پژوهش حاضر، تأثیر ساخت و استفاده از بازی تعاملی در بستر سیستم عامل اندروید بر یادگیری زیست شناسی و نیز میران خلاقیت دانش آموزان و رابطه بین آن ها است. روش پژوهش: ﭘﮋوﻫﺶ به روش نیمه آزمایشی ﺑﺎ طرح ﭘﯿش آزمون-پس آزمون و آزمون سنجش خلاقیت تورنس انجام شد. جامعه آماری پژوهش، شامل دو کلاس 20 نفری دانش آموزان دختر پایه دهم تجربی دوره دوم متوسطه مدرسه فرزانگان بود که به صورت تصادفی به گروه های گواه و آزمایش تقسیم شدند. گروه گواه با روش سنتی و گروه آزمایش به کمک فناوری مذکور آموزش دیدند. پرسش نامه های پژوهش شامل محقق ساخته یادگیری و خلاقیت تورنس بود. در تحلیل داده ها از روش های آماره ای فراوانی، میانگین، انحراف معیار، آزمون های t گروه های مستقل و ضریب همبستگی پیرسون و جهت بررسی پایایی آزمون ها از ضریب آلفای کرونباخ و به منظور بررسی شاخص روایی آزمون ها، از نظرات افراد متخصص استفاده شد. سطح معناداری برای همه آزمون ها 0/05>pدر نظر گرفته شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد اختلاف پیش و پس آزمون گروه های گواه و آزمایش معنادار بوده و بیشتر بودن میانگین نمرات گروه آزمایش (14/98) نسبت به گروه گواه (10/08) نشان دهنده یادگیری بهتر است. تحلیل پرسشنامه خلاقیت تورنس نیز نشان دهنده بهبود خلاقیت گروه آزمایش (83/90) نسبت به گروه گواه (73/20) است. همچنین نتایج بررسی ارتباط بین خلاقیت و پیشرفت تحصیلی نشان داد بین خلاقیت ناشی از ساخت و استفاده از نرم افزار تعاملی و میزان پیشرفت تحصیلی دانش آموزان، ارتباط مستقیم وجود دارد. نتیجه گیری: بنابراین با توجه به اثربخشی روش مذکور در بهبود یادگیری و افزایش خلاقیت و ارتباط مثبت بین آن ها، پیشنهاد می شود در برنامه آموزشی مدارس، توجه به استفاده از بازی های تعاملی و پرورش خلاقیت در دستورکار قرار گیرد.
۸۷.

شناسایی عوامل بروز بد فهمی دانش آموزان متوسطه دوم در درس عربی مبتنی بر تجارب زیسته دبیران عربی استان قم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۶۶
بد فهمی ها، نتیجه تلاش دانش آموزان برای درک یک مفهوم است که بسیار قوی و ماندگار هستند و ساختار محکمی دارند که به سادگی اصلاح نمی شوند و حتی برای بهترین معلمان، مشکل ساز خواهند بود. هدف پژوهش حاضر، واکاوی تجارب دبیران عربی در زمینه شناخت بدفهمی های عربی دانش آموزان متوسطه دوم و عوامل بروز آن است. روش پژوهش، کیفی با رویکرد پدیدارشناسی است. جامعه مطالعاتی تحقیق، شامل دبیران مدارس متوسطه دوم دخترانه و پسرانه استان قم بود و نمونه ها به صورت هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. روش گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته عمیق بود. برای تجزیه وتحلیل اطلاعات حاصل از این پژوهش، از روش تحلیل مضمون استفاده شد. براساس یافته های پژوهش، 149 مضمون پایه، 41 مضمون سازمان دهنده و 3 مضمون فراگیر بدفهمی های عربی، عوامل بروز بدفهمی و راهکارهای رفع بدفهمی شکل گرفت. یافته ها در بخش بدفهمی ها شامل 31 مؤلفه ترجمه، فعل و انواع آن، انواع نقش فاعل و مفعول، مبتدا و خبر، جار و مجرور/ حروف جر و معنی آن، صفت و موصوف/ مضاف و مضاف الیه، ضمایر، افعال ناقصه، حروف مشبَّهه بالفعل، حال بوده است. همچنین 5 مؤلفه در بعد عوامل بروز بدفهمی و 5 مؤلفه در بعد راه کارها، شامل محتوا، معلم، دانش آموز، والدین و محیط، شناسایی شد. یافته های مقاله، بیانگر آن است که بدفهمی های دانش آموزان در عربی می تواند یادگیری را تحت الشعاع قرار دهد و برای مواجهه با آن برنامه ریزی راهبردی و به موقع در هر یک از موارد ذکر شده ضرورت دارد.  
۸۸.

ارائه الگوی رهبری مجازی در مدارس ابتدایی استان اردبیل (روش نظریه داده بنیاد چندگانه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۶۴
پیشینه و اهداف : اداره و رهبری مدرسه در فض ای مجازی یکی از عمده ترین مس ائل مدیران مدارس بوده اس ت. چنانچه طبق یافته های مطالعات گذشته، عملکرد مدیران مدارس مجازی با مدیران مدارس سنتی تفاوت های اساسی دارد. باید گفت رهبری مجازی فرآیند نفوذ اجتماعی در عصر جدید است که می تواند باعث تغییرات خوبی در نگرش، رفتار و عملکرد کارکنان گردد. هدف از انجام این تحقیق ارائه الگوی رهبری مجازی در مدارس ابتدایی استان اردبیل بوده است. روش : پژوهش حاضر، با رویکرد پژوهش کیفی از نوع نظریه داده بنیاد چندگانه انجام شده است. محیط پژوهش متشکل از مدیران مدارس و فرهیختگان حوزه مدیریت آموزشی در استان اردبیل  بود؛ در همین راستا با 20 نفر از فرهیختگان مدارس ابتدایی مصاحبه به عمل آمد. روش نمونه گیری به صورت هدفمند از نوع گلوله برفی بود. جهت تحلیل اطلاعات نیز از الگوی پارادایمی با رهیافت نظامند استراوس و کوربین (2007) استفاده شد. به منظور اعتبار بخشی به یافته ها نیز از معیارهای تناسب، منطق و عمق بخشی به یافته بر اساس مطالعات گذشته بهره گرفته شد. یافته ها: نتایج پژوهش حاکی از آن است که رهبری مجازی در مدارس استان اردبیل  با شرایط علّی (تقویت تعاملات درون مدرسه ای و تقویت تعاملات برون مدرسه ای)،  شرایط محیطی (زیرساخت های فناوری و حمایت و پشتیبانی)، شرایط تسهیل گر (تسهیل مهارت های ارتباط مجازی و فرهنگ استفاده از فناوری) محقق می گردد و با راهبردهای توسعه رهبری مجازی( توانمندسازها و آموزش با فناوری) قوام پیدا می کند. بحث و نتیجه گیری : رهبری مجازی در مدارس ابتدایی می تواند به پیامدهایی همچون  افزایش همکاری و تعامل مجازی، ارتقای مهارت های فناورانه در مدرسه، بهبود روابط و پیوند مدرسه و خانواده، توسعه مهارت های ارتباطی دیجیتالی در مدرسه، افزایش بهره وری در کارکردهای مدرسه به لحاظ تسریع در امورات مدرسه بیانجامد.
۸۹.

تأثیر الگوی بسته یادگیری مبتنی بر رویکرد تلفیقی بر میزان یادگیری دانش آموزان با آسیب بینایی دوره اول ابتدایی در درس علوم تجربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۱۹۵
این تحقیق با هدف تعیین «تأثیر الگوی بسته یادگیری مبتنی بر رویکرد تلفیقی بر میزان یادگیری دانش آموزان با آسیب بینایی دوره اول ابتدایی در درس علوم تجربی» انجام شد. برای سنجش میزان اثربخشی این الگو از طرح شبه آزمایشی با پیش آزمون- پس آزمون و با دو گروه آزمایش و کنترل استفاده شد. جامعه آماری شامل همه دانش آموزان با آسیب بینایی دوره اول ابتدایی بود. تعداد 19 نفر از دانش آموزان با آسیب بینایی از پایه سوم دوره اول ابتدایی در سال تحصیلی 1403-1402 از مدارس استثنایی شهر و شهرستان های تهران به صورت هدفمند و در دسترس انتخاب شدند. در این تحقیق رویکرد تلفیقی(حضوری و مجازی) به کار گرفته شد. در اجرای پژوهش، در ابتدا بسته یادگیری با رویکرد تلفیقی و متناسب با ویژگی های مخاطبان برای درس «اندازه گیری مواد» پایه سوم ابتدایی، طراحی و آماده شد، سپس از آن در فرایند تدریس- یادگیری دانش آموزان با آسیب بینایی گروه آزمایش به دو روش حضوری و مجازی استفاده شد. سنجش میزان یادگیری دانش آموزان با آزمون محقق ساخته انجام شد. در سطح آمار توصیفی از میانگین و انحراف معیار و در آمار استنباطی از تحلیل کواریانس استفاده شد. نتایج به دست آمده از تحلیل داده های فرضیه پژوهش نشان داد که پس از حذف پیش آزمون (میانگین تعدیل شده)، بین میانگین نمره های یادگیری در مرحله پس آزمون تفاوت معنی داری وجود دارد(001/0 P<) و فرضیه پژوهش مورد تأیید قرار گرفت. با توجه به نتایج پژوهش می توان گفت که الگوی بسته یادگیری برای دانش آموزان با آسیب بینایی موثر است. بنابراین پیشنهاد می شود از این الگو به منظور تهیه، تولید و به کارگیری بسته یادگیری برای دانش آموزان با آسیب بینایی استفاده شود.
۹۰.

طراحی و اعتبارسنجی الگوی تشویق دانش آموزان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۷۳
هدف از انجام این پژوهش، طراحی و اعتبارسنجی الگوی تشویق دانش آموزان دوره ابتدایی بود که از نظر هدف کاربردی و با آمیخته ای، از روش های کیفی پدیدارنگاری و سنتزپژوهی و کمی با طراحی پرسشنامه، انجام شد. جامعه آماری ، عوامل آموزشی شهرستان مریوان(20نفر)، با مصاحبه های نیمه ساختاریافته و با تحلیل محتوای استقرایی؛ منابع معتبر و مرتبط (115مورد)،  به صورت هدفمند و با ابزار چک لیست و روش استنتاج؛ و متخصصان حوزه علوم تربیتی(10 نفر)، با ابزار پرسشنامه و مصاحبه بود. در پایان، الگوی سه بعدی تشویق،عبارت از بعد اول،(چیستی)، شامل مقولات چهارگانه بازخورد واطلاع، آرامش واحترام، علاقه واشتیاق، و اعتمادوارتباط؛ بعد دوم(چرایی)، شامل مقولات استقلال، شایستگی، رضایت و ارتباط؛ بعد سوم(چگونگی)، شامل دو مقوله، نخست،طراحی آموزشی که خود مشتمل بر مقولات فرعی شش گانه بهبود انگیزه معلمان، رویکردهای نوین طراحی آموزشی، ایجاد شور و نشاط در کلاس، ارائه اهداف و انتظارات، استفاده از روش های فعال و اکتشافی، و طراحی تکالیف هدفمند و چالشی؛ و دوم، شیوه های ارتباطی در دو بخش سلبی، مشتمل بر مقولات فرعی شش گانه بازخوردهای مبتنی بر قضاوت و انتقاد، تحسین و تمجید مبتنی بر کنترل و استعداد، جایزه و پاداش، مقایسه و رقابت، ترس و اضطراب، اسنادهای غیرقابل کنترل، و ایجابی شامل مقولات هفت گانه که در مقابل مقولات سلبی و جایگزین آنها، اسنادهای قابل کنترل، حق انتخاب، همکاری و رفاقت، مسئولیت یادگیری، تحسین و تمجید مبتنی بر تلاش و استدلال،  بازخوردهای توصیفی مبتنی بر فرایند و القای لذت یادگیری طراحی شد.
۹۱.

راهبردهای یاددهی-یادگیری در آموزش تلفیقی استیم:یک پژوهش سنتزپژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۹۶
پیشینه و اهداف :  رویکرد آموزش تلفیقی علوم، فناوری، مهندسی، هنر و ریاضیات (STEAM) به عنوان یکی از رویکردهای نوین آموزشی، با هدف تقویت یادگیری میان رشته ای، خلاقیت و حل مسأله در دانش آموزان، توسعه یافته است. اجرای موفق این رویکرد مستلزم به کارگیری راهبردهای مؤثر یاددهی-یادگیری است که بتوانند تعامل، کاوشگری و تجربه محور بودن را در فرایند آموزش تقویت کنند. با توجه به گسترش توجه به آموزش استیم در نظام های آموزشی، شناسایی راهبردهای کارآمد می تواند به طراحی بهتر برنامه های درسی و ارتقای کیفیت یادگیری کمک کند. هدف پژوهش حاضر، شناسایی و تبیین راهبردهای یاددهی-یادگیری در آموزش تلفیقی استیم بود. روش ها : این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر رویکرد، کیفی بود و با روش سنتزپژوهی مفهومی انجام شد. جامعه پژوهش شامل پژوهش های مرتبط با آموزش استیم در بازه زمانی 2014 تا 2024 برای منابع خارجی و 1398 تا 1403 برای منابع داخلی بود. منابع از طریق جست وجوی نظام مند، گردآوری و پس از غربالگری چندمرحله ای انتخاب شد. کیفیت منابع منتخب با استفاده از چک لیست CASP ارزیابی شد و در نهایت 35 منبع واجد شرایط وارد تحلیل گردید. سپس داده ها با روش کدگذاری اشتراوس و کوربین در سه مرحله باز، محوری و انتخابی تحلیل شد. یافته ها : یافته ها نشان داد که راهبردهای یاددهی-یادگیری استیم در سه مؤلفه اصلی طبقه بندی می شوند: «راهبردهای تعاملی-اجتماعی»، «راهبردهای علمی-آموزشی» و «راهبردهای فناورانه». راهبردهای تعاملی-اجتماعی شامل «فعالیت های همیاری و مشارکتی» و «فعالیت های کاوشگری»، راهبردهای علمی-آموزشی شامل «نقش آفرینی و شبیه سازی» و «آموزش چندحسی و تجربه محور» و راهبردهای فناورانه نیز شامل «فعالیت های ساختنی و مهندسی» و «آموزش مبتنی بر بازی وارسازی» بودند. نتیجه گیری :   نتایج نشان می دهد که تحقق این راهبردها وابسته به توانمندی معلمان در طراحی و اجرای فعالیت های مبتنی بر استیم است. چارچوب به دست آمده می تواند به ویژه در دوره ابتدایی، مبنایی عملی برای معلمان و برنامه ریزان درسی در توسعه آموزش تلفیقی استیم باشد.
۹۲.

تحلیل محتوای کتاب های عربی متوسطه دوم انسانی و میزان معرفی مؤلفه های فرهنگ زبان عربی بر اساس نظریه های بومی سازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۶۰
یادگیری زبان دوم در دنیای امروز امری ضروری است، بنابراین استفاده از محتوایی که هویت، فرهنگ، ملیت، عقاید، ارزش ها، هنجارها و آداب ورسوم زبان دوم را نشان دهد بسیار مهم است. کتاب های عربی متوسطه دوم انسانی به عنوان منبع اصلی آموزش زبان دانش آموزان، طبق سیاست و برنامه ی درسی کشور تألیف شده است. پژوهش حاضر، قصد دارد ضمن نشان دادن میزان و فراوانی های ابعاد هویت ملی ایران، به نقد کمبود فرهنگ عربی در محتواهای کتاب های عربی متوسطه دوم انسانی به روش توصیفی - تحلیلی با بسامد گیری مؤلفه های فرهنگی بپردازد. در بررسی طبق نظریات بومی سازی در حوزه آموزش زبان روشن می شود که عناصر فرهنگ ایرانی- اسلامی در این کتاب ها بکار رفته است؛ اما ازآنجاکه فرهنگ زبان عربی جزء جدایی ناپذیر زبان است، نمی توان بدون توجه به فرهنگ، آداب ورسوم، ارزش های فرهنگ عامه عرب ها انتظار آموزش کاملی به دانش آموزان داشت. یافته ها روشن می کند بعد ملی با فراوانی 44% عدد در سال یازدهم، سپس فرهنگ ایرانی-اسلامی با فراوانی 56% در سال یازدهم و بعد مذهبی-اسلامی با فراوانی 48% در سال یازدهم و بعد جغرافیایی با فراوانی 44% در سال دوازدهم و بعد نمادهای ملی با فراوانی 87.5% در سال یازدهم قرار دارند. بعد سیاسی و بعد خرده فرهنگ ها با فراوانی 46% و 71% در سال های یازدهم و دوازدهم قرار دارند. بعد نمادهای ملی در سال دوازدهم با فراوانی صفر به چشم می خورد.  
۹۳.

کارکرد هوش فرهنگی در آموزش زبان عربی مورد مطالعه : دبیران عربی مقطع متوسطه شهر قم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۶۰
هوش فرهنگی به عنوان یکی از انواع هوش بر مبنای درک عمیق از ارزش ها، باورها و رفتارهای متفاوت فرهنگی انسان ها استوار است و دارای سه مؤلفه اصلی 1- فراشناختی،2-شناختی، 3-انگیزشی و رفتاری است. این نوع از هوش در ارتباطات زبانی میان زبان های مختلف تقویت می گردد. فرآیند یادگیری درس «عربی زبان قرآن» عمدتاً تحت هدایت دبیران شکل می گیرد و زمانی به نتایج مطلوب منجر می شود که دانش آموزان در محیطی پویا، تعاملی و معنادار قرار داشته باشند، در برنامه درسی مقاطع متوسطه اوّل و دوّم، دبیران عربی در روند تدریس و یادگیری نقش بسیار مؤثری ایفا می کنند و اگر از سطح بالایی از هوش فرهنگی برخوردار باشند، قادر خواهند بود فرصت های مناسبی برای تمرین و تقویت مهارت های زبانی دانش آموزان فراهم کنند. این پژوهش به بررسی میزان هوش فرهنگی دبیران درس عربی و تأثیر آن بر موفقیت در تدریس پرداخته است. جامعه آماری تحقیق شامل ۵۳ دبیر مقطع متوسطه اول و دوم شهر قم بوده که به پرسشنامه طراحی شده پاسخ داده اند. روش نمونه گیری به صورت هدفمند و بر اساس معیارهای مشخص انجام شده است. بر اساس نتایج پژوهش، سطح هوش فرهنگی دبیران عربی به شکل قابل توجهی بالاتر از میانگین ارزیابی شده که این امر تأثیر مثبتی بر کیفیت تدریس زبان دوم یا خارجی دارد، در بررسی هوش فرهنگی دبیران درس عربی، مشخص شد که عامل های سازگاری فرهنگی و دانش کلامی بالاترین میانگین را به خود اختصاص داده اند. دیگر متغیرها شامل شناخت فرهنگی، دانش فرهنگی و تعاملات اجتماعی تقریباً به طور یکسان در شکل گیری هوش فرهنگی دبیران نقش دارند. به همین دلیل، از میان ابعاد هوش فرهنگی، عامل های سازگاری فرهنگی و دانش کلامی دارای میانگین بیشتری هستند.  
۹۴.

ابعاد مفهومی ماهیت آموزش کار و فناوری در برنامه درسی دوره ابتدایی: مروری نظام مند بر تحقیقات تجربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۸۱
هدف از انجام پژوهش حاضر، شناسایی ابعاد مفهومی ماهیت آموزش کار و فناوری در برنامه درسی دوره ابتدایی بر   اساس مروری نظام مند بر تحقیقات تجربی بود. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و با استفاده از روش سنتزپژوهی با توجه به توالی پیشنهادی گاف نتایج حاصل از پژوهش های اولیه و پراکنده، به منظور یکپارچه سازی نتایج، گردآوری شده است. آموزش کار و فناوری در ادبیات آموزش در دوران کودکی، در سه پایگاه داده اصلی خارجی 1) اسکوپوس؛ 2) جست وجویی مشترک در پایگاه داده آموزش آنلاین و پایگاه های اطلاعات مرکز اطلاعات منابع آموزشی پرکوییست و اریک و 3) تحقیقات آموزشی کامل (ابسکو) و سه پایگاه داخلی مگیران، نورمگز و پایگاه برای مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی (اس آی دی) بین سال های 2۰10 تا 2023 برای مقالات خارجی و 1390 تا 1402 برای منابع داخلی جست وجو شد. در کل 39 سند علمی (27 عنوان به زبان انگلیسی و 12 عنوان به زبان فارسی)، که همگی مقاله بودند، بررسی شده است. کدگذاری داده ها با استفاده از تحلیل محتوای قیاسی انجام شده است. نتایج نشان داد که مفاهیم مدنظر در   زمینه آموزش کار و فناوری در مطالعات را می توان در پنج حوزه و هسته کار و مهارت فناوری و اطلاعات (یادگیری برای آموختن، ارتباط، کارگروهی، حل مسئله و فناوری اطلاعات و ارتباطات) برای عناصر لازم آموزش کار و فناوری در برنامه درسی دوره ابتدایی دسته بندی کرد. پیامدهای مشترک این بررسی ادبیات، نیاز به دانش موضوعی فناوری پیشرفته را برای مربیان دوران کودکی نشان می دهد تا از مشارکت   دادن فعالیت های آموزش فناوری اطمینان داشته باشند و آن ها را قادر می سازد اهمیت گنجاندن ابعاد مختلف فناوری را تشخیص دهند و این دانش را در شیوه های آموزش دوره ابتدایی آشکار کنند.
۹۵.

شناسایی رویکردهای تدریس در آموزش معارف اسلامی دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۵۰
عرصه تعلیم و تربیت از مهم ترین زیرساخت های تعالی همه جانبه کشور و ابزار جدی برای ارتقای سرمایه انسانی شایسته در عرصه های مختلف است. از آنجایی که دروس معارف اسلامی در ارائه آموزه های دینی و ایجاد تحولی عمیق در بینش دانشجویان و تقویت یا تغییر سبک زندگی به سمت تعالی و معنویت نقش موثری دارند، هدف این پژوهش ارائه مدل رویکرد تدریس اثربخش در آموزش دروس معارف اسلامی می باشد. روش پژوهش پیمایش کیفی است. جامعه آماری پژوهش شامل اساتید هیأت علمی و مدرسان حق التدریس گروه معارف در دانشگاه فرهنگیان خراسان شمالی بوده که براساس روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. پس از مصاحبه نیمه ساختاریافته با 15 نفر، اشباع داده حاصل شد و مصاحبه متوقف گردید. به منظور اطمینان از قابلیت اعتماد (پایایی) مصاحبه ها، از روش کدگذاری توسط کدگذار دیگر و بازکدگذاری پژوهشگر استفاده شد. مقدار پایایی بین کدگذاران در کدگذاری مجدد توسط کدگذار دیگر 95% به دست آمد که نشان دهنده پایایی مطلوب و دقیق می باشد. برای اعتبارپذیری (روایی) مصاحبه ها از روش هم سوسازی استفاده شد و بر این اساس روایی و پایایی تایید گردید. به منظور تجزیه و تحلیل داده های حاصل از مصاحبه، از کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد. یافته های این پژوهش در قالب سه مقوله اصلی رویکرد منضبطانه، رویکرد تسهیل گر و رویکرد آزادمنشانه در تدریس ارائه شده است. براساس یافته های پژوهش، پیشنهاد می شود به منظور ارتقاء سطح تدریس اساتید و دستیابی به تدریس اثربخش، از مدل ارائه شده در این پژوهش استفاده شود.
۹۶.

شناسایی و اولویت بندی فناوری های صنعت 4.0 اثرگذار برکیفیت آموزش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۸۱
صنعت 4.0 به عنوان انقلاب صنعتی چهارم، تحولی عمیق در روش های تولید و مدیریت فرآیندها ایجاد کرده است. صنعت 4.0 به برقراری ارتباط میان دنیای فیزیکی و دیجیتال، تمرکززدایی فرآیندهای کسب و کار، هوشمند سازی و بهینه سازی فرآیندهای تولید محصول و ارائه خدمات، با استفاده از فناوری های پیشرفته ای از جمله اینترنت اشیاء، بلاک چین وسیستم های سایبر- فیزیکی اشاره دارد. هدف از انجام این پژوهش شناسایی و اولویت بندی فناوری های صنعت 4.0 اثرگذار بر کیفیت آموزش است. در پژوهش حاضر ابتدا 8 معیار انتخاب فناوری های صنعت 4.0 شامل مقرون به صرفه بودن، تناسب با نیازهای آموزشی، سهولت استفاده و یادگیری، سازگاری، امنیت، تعهد به کیفیت، تناسب با فرهنگ سازمانی و پایداری و قابلیت ارتقاء بر اساس مرور ادبیات شناسایی شدند. در ادامه از رویکرد دلفی فازی به منظور تأیید یا رد هشت معیار شناسایی شده، استفاده گردید. علاوه بر تأیید هشت معیار نام برده شده، دو معیار مصرف انرژی و انتشار کربن و انطباق با ملاحظات اخلاقی و قانونی به هشت معیار شناسایی شده توسط خبرگان اضافه شد. خبرگان این پژوهش معلمان و اساتید دانشگاهی اصفهان بوده که با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی تعداد 27 نفر انتخاب شدند. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که فناوری محاسبات ابری، اینترنت اشیاء و هوش مصنوعی و یادگیری ماشین به عنوان سه فناوری برتر در میان فناوری های صنعت 4.0 بر کیفیت آموزش اثرگذار هستند.
۹۷.

تربیت عقلانی در فلسفه اسپینوزا: بازخوانی ظرفیت های عقل گرایی کلاسیک در مواجهه با بحران های تربیتی معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۸
هدف این پژوهش بازخوانیِ مفهوم «تربیت عقلانی» در منظومه فکری اسپینوزا و تبیین ظرفیت های آن برای مواجهه با بحران های تربیت در جهان معاصر است. این مطالعه با رویکردی کیفی و بر بنیادِ تلفیق دو روش توصیفی و تحلیل مفهومی سامان یافته است: رویکرد توصیفی برای بازنماییِ نظام مند و مستندِ مفاهیم بنیادین در آثار اصلی اسپینوزا و نیز خوانش های جدید او به کار رفته؛ و تحلیل مفهومی برای واکاوی، بازسازی و ادغام این مفاهیم در قالب الگویی نظریِ نوین مورد استفاده قرار گرفته است. بر اساس نتایج این پژوهش، تربیت عقلانی در فلسفه اسپینوزا فرآیندی تدریجی و وجودی است که ذهن را از سطح تخیل و عاطفه به مرتبه عقل و در نهایت شهود ارتقا می دهد، به گونه ای که فرد بتواند در هماهنگی با قوانین ضروری طبیعت زیست کند و به «آزادی حقیقی» دست یابد یافته ها نشان می دهد که تربیت عقلانی نزد اسپینوزا صرفاً به پرورش توان استدلال منطقی محدود نمی شود، بلکه فهمی جامع از تربیت اخلاقی، هستی شناختی و مدنی ارائه می کند. این تربیت در سه مسیر بنیادین شکل می گیرد: (۱) رهایی هیجانی و تعمیق خودفهمی، (۲) گذار به عقل فعال و تعالی ساحت اندیشه، و (۳) تکوّن عقلانیت اجتماعی و امکان زیست جمعیِ آزاد. این سه ساحت، در پیوندی ارگانیک، الگویی تلفیقی برای تعلیم وتربیت معاصر فراهم می آورند که هدف آن گذار از آموزشِ صرفاً اطلاعات محور به پرورش انسان آزاد، خودمختار و مشارکت پذیر است. در نتیجه، تربیت عقلانی اسپینوزا می تواند چشم اندازی نظری برای بازسازی آموزش در افق رهایی فردی، بالندگی اخلاقی و هم زیستی دموکراتیک فراهم کند.
۹۸.

شناسایی عوامل مؤثر بر گرایش معلمان زبان انگلیسی به تدریس مفهومی (مورد مطالعه: استان کرمانشاه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۶۰
تدریس به روش مفهومی به عنوان یک الگوی مؤثر در فرایند آموزش و یادگیری مطرح شده است که تأکید بر درک اصول و مفاهیم و محتوای مورد تدریس دارد تا دانش آموزان به جای حفظ مطالب، قادر به استفاده و به کارگیری آنها در محیط زندگی واقعی باشند. این پژوهش که به شناسایی عوامل مؤثر بر گرایش معلمان زبان انگلیسی دوره اول و دوم متوسطه استان کرمانشاه به تدریس مفهومی پرداخت، از نظر هدف کاربردی و از لحاظ شیوه گردآوری داده ها کیفی با ماهیت اکتشافی بود. مشارکت کنندگان تمام معلمان زبان انگلیسی مقاطع اول و دوم متوسطه استان کرمانشاه در سال تحصیلی 1403-1402 بودند که 18 نفر از آنها به شیوه هدفمند از نوع ملاکی انتخاب شدند. از مصاحبه های عمیق انفرادی نیمه ساختارمند به عنوان ابزار گردآوری داده ها استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل مضمون انجام شد که بر اساس آن 1 مضمون فراگیر، 7 مضمون سازمان دهنده و 117 مضمون پایه به دست آمد. از مهمترین نتایج بدست آمده می توان به رضایت نسبی معلمان انگلیسی از روش های تدریس، لزوم افزایش ساعات اختصاص داده شده برای اجرایی شدن تدریس مفهومی و آثار مثبت فعالیت های توسعه حرفه ای معلمان جهت تدریس به روش مفهومی اشاره کرد. همچنین، بی انگیزگی معلمان، کمبود وقت، جمعیت زیاد کلاس ها، و عدم آشنایی بسیاری از معلمان با این شیوه تدریس از مهمترین چالش های ذکر شده بودند که رفع آنها راهکارهای تحقق اجرای تدریس مفهومی را ممکن می سازد. نتایج حاصل از این پژوهش برای کلیه دست اندرکاران تعلیم وتربیت، معلمان و دفتر تالیف کتب و منابع درسی مفید خواهد بود.
۹۹.

چالش های نومعلمان در مدارس ابتدایی: مورد مطالعه ورودی 99 دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۶۴
پیشینه و اهداف: هدف پژوهش حاضر چالش های نو معلمان در مدارس ابتدایی: مورد مطالعه ورودی 99 دانشگاه فرهنگیان بود. روش ها : پژوهش حاضر به روش کیفی پدیدارشناسی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر را گروهی از دانشجو - معلمان در سال 1402 تشکیل دادند که ورودی 99 دانشگاه فرهنگیان بودند که از مهر 1402 جهت تدریس به مدارس فرا خوانده شدند که از بین آنها به صورت نمونه گیری هدفمند 19 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. جهت گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شد. برای تحلیل داده ها از نرم افزار2020 MAXQDA استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که چالش های نو معلمان شامل چالش های سازمانی( کمبود امکانات کمک آموزشی و ورزشی، پایین بودن سطح علمی دانش آموزان، عدم همکاری اولیا با معلم، عدم همکاری اداره منطقه، مشکل رفت و آمد به مناطق محروم، هوشمند نبودن کلاس های درس و ...) و چالش های دانشگاهی شامل (تداخل زمانی مدرسه و دانشگاه، وقت گیر بودن امتحانات، کاربردی نبودن درس های دانشگاه، وقت گیر بودن تکالیف دانشگاه، عدم راهنمایی اساتید دانشگاه، سخت گیری اساتید و درک نشدن دانشجوها) و چالش های فردی شامل (عدم تسلط و شناخت اختلالات رفتاری و روان شناختی، آشنا نبودن با روش تدریس های کارامد در کلاس، استرس دانشجو معلمان، کمبود وقت، بی-تجربگی و عدم آمادگی و تسلط به تدریس، عدم مدیریت مناسب کلاس درس، احساس خلاء علمی و سواد ناکافی، عدم توانایی در حفظ حد و مرز، آشنا نبودن دانشجو معلمان با قوانین و موضوعات اساسی مدرسه و ... ) می باشد.
۱۰۰.

تأثیر نمایش فعال بر درک مدل ذره ای در آموزش حالت های ماده در کارورزی 3

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۶۶
این پژوهش در چارچوب کارورزی ۳ و به عنوان بخشی از فرایند آموزش عملی دانشجو-معلمان دانشگاه فرهنگیان اجرا شد. کارورزی ۳ فرصتی ارزشمند فراهم می آورد تا دانشجو-معلمان پیش از ورود به حرفه تدریس، در محیطی واقعی و حمایت شده به کارآموزی بپردازند و شکاف بین نظریه های دانشگاهی و اقتضائات کلاس درس را کاهش دهند. هدف اصلی این پژوهش، ارتقاء درک مفهومی عمیق و افزایش انگیزه یادگیری دانش آموزان پایه دهم رشته ریاضی دبیرستان رضوان، پیرامون مفاهیم انتزاعی مدل ذره ای و حالت های ماده بود. این مفاهیم به دلیل ماهیت غیرملموس خود، اغلب برای دانش آموزان دشوار و دور از زندگی روزمره تلقی می شوند. کارورزی ۳ این امکان را به دانشجو-معلم داد تا با طراحی و اجرای یک طرح درس فعال در محیط واقعی کلاس، مهارت های تدریس خود را در تعامل مستقیم با دانش آموزان تقویت کرده و نظریه های آموزشی را به تجربه عملی تبدیل کند. روش کار بر پایه مدل یادگیری فعال (بازی ذرات) و با تأکید بر سه مرحله کلیدی طراحی و اجرا شد: مرحله اول «تجربه کردن» (شامل ایفای نقش ذرات توسط خود دانش آموزان و انجام آزمایش های ساده و دست ورزی)، مرحله دوم «توضیح دادن» (شامل تکمیل جدول های مقایسه ای گروهی و بحث در مورد مشاهدات) و مرحله سوم «به کار بستن» (شامل مقایسه نتایج گروه ها و انتقال یادگیری به موقعیت های جدید و مسئله محور). سنجش یادگیری به صورت مستمر و فرایند‑محور (از طریق مشاهده میزان مشارکت فعال دانش آموزان و کیفیت پاسخ های ارائه شده در گروه ها) انجام گرفت. یافته های این پژوهش نشان داد که روش نمایش فعال و مدل سازی بدن محور نه تنها در ارتقاء درک مفهومی دانش آموزان از مدل ذره ای مؤثر بوده است، بلکه انگیزه و تمرکز آنان را در کلاس به طور چشمگیری افزایش داده است. در مجموع، این رویکرد می تواند به عنوان الگویی کارآمد و عملی برای آموزش مفاهیم انتزاعی فیزیک در پایه دهم و حتی سایر مقاطع تحصیلی مورد استفاده قرار گیرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان