ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۶۰ مورد از کل ۲۰٬۳۳۷ مورد.
۴۱.

مقایسه اثر آزمایش های تجربی و شبیه سازی شده در فهم مفاهیم فیزیک در دانش آموزان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۷۱
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثر آزمایش های تجربی واقعی و آزمایش های شبیه سازی شده بر فهم مفاهیم پایه فیزیک در دانش آموزان دوره متوسطه انجام شد و به بررسی میزان تأثیر هر یک از این دو روش بر درک مفاهیم مکانیک و کاهش کج فهمی های رایج پرداخت. روش پژوهش: این پژوهش به شیوه نیمه تجربی و با طرح پیش آزمون پس آزمون با دو گروه مستقل اجرا شد. جامعه آماری شامل دانش آموزان پایه دهم متوسطه منطقه ۱۴ شهر تهران بود که از میان آنان ۶۰ نفر به صورت در دسترس انتخاب و به طور مساوی در دو گروه ۳۰ نفره جایگزین شدند. گروه نخست آموزش مفاهیم مورد نظر را از طریق انجام آزمایش های واقعی در محیط آزمایشگاه دریافت کرد و گروه دوم همان محتوا را با استفاده از شبیه سازی های کامپیوتری تعاملی فراگرفت. ابزار گردآوری داده ها شامل آزمون استاندارد درک مفاهیم مکانیک و پرسشنامه سنجش کج فهمی های فیزیکی بود. داده ها با استفاده از روش های آماری مناسب برای مقایسه میانگین ها تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد هر دو روش آموزشی موجب افزایش معنادار نمرات پس آزمون در مقایسه با پیش آزمون شدند و در ارتقای فهم مفاهیم مکانیک تأثیر مثبت داشتند. با این حال، دانش آموزان گروه آزمایش تجربی در درک روابط علّی میان متغیرها و مشاهده مستقیم پدیده های فیزیکی عملکرد بالاتری نشان دادند. در مقابل، گروه شبیه سازی شده در کاهش کج فهمی ها و شکل گیری تصور دقیق تر از کمیت های فیزیکی و روابط ریاضی مرتبط موفق تر عمل کرد. نتیجه گیری: بر اساس یافته ها، هر یک از دو روش آزمایش تجربی و شبیه سازی شده دارای مزیت های آموزشی متمایز هستند و به کارگیری تلفیقی آن ها می تواند به ارتقای هم زمان درک مفهومی عمیق و اصلاح کج فهمی ها منجر شود. طراحی الگوی ترکیبی مبتنی بر بهره گیری هدفمند از هر دو رویکرد، راهکاری کارآمد برای بهبود آموزش مفاهیم فیزیک در دوره متوسطه پیشنهاد می شود.
۴۲.

پدیدارشناسی تجارب زیسته دانشجو معلمان و اساتید دانشگاه فرهنگیان از چالش های کارورزی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۷۰
پژوهش حاضر با هدف، پدیدارشناسی تجارب زیسته دانشجو معلمان و اساتید دانشگاه فرهنگیان از چالش های کارورزی اجرا شده است. جامعه پژوهش دانشجو معلمان ترم آخر و اساتید با تجربه کارورزی بودند. براساس اشباع نظری، 6 نفر از اساتید و 10 نفر از دانشجو معلمان به شیوه هدفمند انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته جمع آوری شد. در فرآیند کدگذاری باز، از طریق مصاحبه با دانشجومعلمان، 16 مفهوم در قالب 8 مقوله اصلی شناسایی شد. 8 مقوله استخراج شده از 12 مفهوم نیز، حاصل کدگذاری باز روی متن مصاحبه ها با اساتید بود. روایی یافته ها براساس تأیید مشارکت کنندگان و نظارت و تأیید متخصصین حاصل شد. مهم ترین مقوله های تجربه شده توسط دانشجو معلمان شامل: استرس، استاد راهنما، دروس پیش نیاز، مدیر مدرسه، معلم راهنما، شرایط مدرسه، زمان و سازماندهی بودند. مهم ترین چالش های تجربه شده توسط اساتید شامل : حجم تکالیف، محدودیت حضور در مدرسه، کمبود عضو هیئت علمی، دروس پیش نیاز، انتظارات مدیر، معلم راهنما، شرایط متفاوت مدارس و زمان بودند.
۴۳.

مدل حکمرانی خوب در آموزش عالی مبتنی بر زیست بوم دانشگاه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۱۲
پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل مدل حکمرانی خوب در آموزش عالی مبتنی بر زیست بوم دانشگاه انجام شد. بدین منظور از رویکرد پژوهش آمیخته استفاده گردید. در بخش کیفی، از طریق انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته، مؤلفه های اصلی مدل شناسایی شدند و در مرحله کمی، اعتبار مدل پیشنهادی با استفاده از داده های جمع آوری شده از طریق پرسشنامه مورد آزمون قرار گرفت. جامعه آماری بخش کیفی این پژوهش را متخصصان، خبرگان و مدیران مرتبط با سیاستگذاری آموزش عالی ایران تشکیل دادند که با روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. این فرآیند تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. در بخش کمی نیز جامعه آماری شامل اعضاء هیات علمی دانشگاه های آزاد اسلامی شهر تهران بود از طریق نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند؛ در این مرحله، 183 نفر در تکمیل پرسشنامه ها مشارکت نمودند. داده های کیفی حاصل از مصاحبه ها با بهره گیری از روش پدیدارشناسی و تکنیک کدگذاری تحلیل شدند. نتایج تحلیل کیفی، مؤلفه های سیاست گذاری و حکمرانی، نهادهای آموزش دهنده (دانشگاه ها)، نوآوری و فناوری، پژوهش و تولید علم، سرمایه انسانی، ارتباط با صنعت و جامعه، منابع مالی و پشتیبانی، تعاملات بین المللی و زیرساختهای دیجیتال و فناوری اطلاعات به عنوان اصلی ترین عناصر حکمرانی خوب مبتنی بر زیست بوم دانشگاه در آموزش عالی ایران شناسایی شد. همچنین در بخش کمی، تحلیل داده ها از طریق مدل سازی معادلات ساختاری و تحلیل عاملی تأییدی با استفاده از نرم افزار PLS انجام گرفت. نتایج تحلیل عاملی نشان داد که به ترتیب، سیاستگذاری و حکمرانی، ارتباط صنعت و جامعه، منابع مالی و پشتیبانی،تعاملات بین المللی و سرمایه انسانی بیشترین بار عاملی را در تأثیرگذاری بر کارآمدی سیستم حکمرانی خوب آموزش عالی ایران دارا می باشند.
۴۴.

یادگیری ملموس واگرایی و مدولاسیون لیزر در محیط دبیرستان: طراحی و اجرای آزمایش های کم هزینه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۷۲
لیزرها از مهم ترین دستاوردهای فیزیک مدرن به شمار می آیند و امروزه در طیف گسترده ای از کاربردهای علمی، صنعتی و پزشکی مورد استفاده قرار می گیرند؛ از ارتباطات نوری و فناوری های مخابراتی گرفته تا پزشکی، اندازه گیری های دقیق و سامانه های پردازش اطلاعات. با وجود اهمیت روزافزون این فناوری، مفاهیم بنیادین لیزر و فوتونیک در بسیاری از برنامه های درسی مدارس به صورت محدود و عمدتاً نظری مطرح می شوند؛ در نتیجه دانش آموزان اغلب با کاربردهای عملی و ویژگی های فیزیکی این پدیده ها آشنایی عمیقی پیدا نمی کنند. یکی از راهکارهای مؤثر برای کاهش این فاصله میان مفاهیم نظری و تجربه عملی، استفاده از فعالیت های آزمایشگاهی ساده و قابل اجرا در کلاس درس است که بتوانند اصول فیزیکی لیزر را به صورت ملموس برای دانش آموزان آشکار سازند. از جمله ویژگی های مهم پرتو لیزر که در بسیاری از کاربردهای فناورانه نقش اساسی دارد، واگرایی پرتو و امکان مدولاسیون شدت نور است. واگرایی لیزر بیانگر گسترش تدریجی پرتو در هنگام انتشار است و شناخت آن برای درک رفتار پرتوهای لیزری در فاصله های مختلف اهمیت دارد. از سوی دیگر، مدولاسیون نور لیزر امکان انتقال اطلاعات از طریق تغییر شدت پرتو را فراهم می کند و اساس بسیاری از سامانه های ارتباطات نوری را تشکیل می دهد. آشنایی با این مفاهیم می تواند درک دانش آموزان از پیوند میان فیزیک نظری و فناوری های نوین را تقویت کند. با این حال، ارائه این مفاهیم در سطح دبیرستان اغلب با چالش هایی مانند نیاز به تجهیزات تخصصی یا هزینه های بالا همراه است. از این رو، در این پژوهش مجموعه ای از فعالیت های آزمایشگاهی ساده، ایمن و کم هزینه برای آموزش واگرایی پرتو لیزر و مدولاسیون نور طراحی و معرفی شده است. هدف اصلی این طرح، فراهم کردن بستری آموزشی برای درک بهتر مفاهیم لیزر و تقویت یادگیری مفهومی دانش آموزان از طریق تجربه مستقیم آزمایشگاهی است.
۴۵.

شناسایی راهکارهای جذب و ارتقای اثربخشی راهبران آموزشی و تربیتی در مدارس چندپایه روستایی و عشایری: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۶۶
پیشینه و اهداف: آموزش چندپایه به عنوان راه حلی برای تحقق عدالت آموزشی در مناطق محروم با چالش های متعددی مواجه است. پژوهش های پیشین، بر کمبود امکانات، فقدان آموزش حرفه ای و نگرش منفی ذینفعان به عنوان موانع اصلی تأکید کرده اند. این پژوهش با هدف شناسایی راهکارهای مطلوب برای جذب و ارتقای اثربخشی عملکرد راهبران آموزشی و تربیتی در کلاس های چندپایه مناطق روستایی و عشایری استان لرستان انجام شد. روش: این مطالعه کیفی با رویکرد نظریه داده بنیاد، از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 22 مشارکت کننده (12 معلم و 3 راهبر) و 7 کارشناس حوزه آموزش عشابری و روستایی انجام گرفت. داده ها با کدگذاری سه مرحله ای (باز، محوری، انتخابی) تحلیل شدند. روایی و پایایی تحلیل با بازبینی مشارکت کنندگان و مثلث بندی تأیید شد. یافته ها: اثربخشی راهبران به شایستگی ها (تجربه تدریس چندپایه، تحصیلات مرتبط) و انگیزه های مالی و معنوی وابسته است. چالش های زیرساختی (فاصله جغرافیایی، نبود امکانات)، فرهنگی (نگرش منفی به تحصیل دختران) و سازمانی (کمبود حمایت) موانع اصلی هستند. استراتژی های تدریس تلفیقی، همیار معلم و مشارکت جامعه محلی این چالش ها را تعدیل می کنند. راهبران به مسائل لجستیکی و دیجیتال حساس ترند، درحالی که معلمان بر امکانات اولیه و معیشت تمرکز دارند. نتیجه گیری: راهکارهای پیشنهادی شامل گزینش بومی، بهبود زیرساخت ها، دوره های آموزشی کاربردی، مشوق های مالی و مشارکت جامعه محلی است. این یافته ها می توانند سیاست گذاری آموزشی را برای تحقق عدالت آموزشی در مناطق محروم هدایت کنند.
۴۶.

مطالعه پدیدارشناختیِ تجربه دانشجومعلمان از شکاف انتظار–تجربه در دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۶۶
زمینه و هدف: شکاف میان انتظارات پیش از ورود دانشجومعلمان و واقعیت های تجربه شده آنان در دانشگاه فرهنگیان، یکی از عوامل تأثیرگذار بر انگیزش تحصیلی، شکل گیری هویت حرفه ای و رضایت آنان از مسیر معلمی است. این پژوهش با هدف توصیف تجربه زیسته دانشجومعلمان از این شکاف در بستر دانشگاه فرهنگیان انجام شده است. روش شناسی: پژوهش با رویکرد کیفی از نوع پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. مشارکت کنندگان شامل ۱۲ دانشجومعلم (زن و مرد) از دو پردیس دانشگاه فرهنگیان در کرمانشاه بودند که با روش نمونه گیری هدفمند ملاک محور و استفاده از قاعده اشباع نظری داده ها انتخاب شدند. معیارهایی چون تنوع رشته، ترم و جنسیت، مبنای انتخاب نمونه ها قرار گرفت. یافته ها: یافته ها نشان دادند که دانشجومعلمان انتظاراتی آرمانی درباره محیط دانشگاه، فضای حمایتی، روش های تدریس و هویت معلمی داشتند. تجربه واقعی آنان اغلب با این انتظارات ناهمخوان بود و به تجربه شکاف منجر شد. مواجهه با واقعیت های نهادی، نوعی بازتنظیم در انتظارات ایجاد کرد. همچنین عوامل مؤثری چون روایت های اطرافیان، تبلیغات رسمی، فضای مجازی و تجربه شخصی در شکل دهی انتظارات نقش داشتند. در سال نخست، چالش هایی مانند سازگاری نهادی، ابهام نقش، محدودیت رفاهی تجربه آنان را تحت تأثیر قرار داد. نتیجه گیری: شکاف انتظار–تجربه می تواند با کاهش انگیزش و رضایت همراه باشد؛ اما مواجهه میدانی برای برخی موجب بازتعریف نقش حرفه ای نیز شده است. مداخله در جهت مدیریت واقع بینانه انتظارات، بازآرایی برنامه درسی، ارائه ی حمایت های آموزشی و رفاهی در سال نخست تأکید می شود تا پیامدهای منفی شکاف انتظار–تجربه بر رشد حرفه ای دانشجومعلمان کاهش یابد.
۴۷.

طراحی و اعتباربخشی الگوی برنامه درسی مبتنی بر سبک های یادگیری در علوم تجربی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۸۸
پیشینه و اهداف: هدف از  این پژوهش طراحی و اعتباربخشی الگوی برنامه درسی مبتنی بر سبک های یادگیری در علوم تجربی است. روش ها : پژوهش حاضر از نوع توسعه ای کاربردی و با توجه به رویکردهای اتخاذشده، از نوع آمیخته(کیفی و کمی) است. لذا به منظور طراحی الگوی بهینه برنامه درسی مبتنی بر سبک های یادگیری از بعد هدف، محتوا، روش های یادهی- یادگیری و ارزشیابی ابتدا به بررسی اسناد و منابع علمی پرداخته شد سپس با انجام مصاحبه ای نیمه سازمان یافته با صاحبنظران و معلمان درس علوم تجربی نظریات آن ها به طور جداگانه ثبت و مصاحبه ها در هر دو گروه تا اشباع داده ها ادامه پیدا کرد. مشارکت کنندگان شامل کلیه اسناد و مدارک علمی(اسناد بالا دستی) در درس علوم تجربی و متخصصان مطالعات برنامه درسی و روانشناسی تربیتی بودند. بر این اساس برای تحلیل یافته های حاصل از مصاحبه نیمه ساختارمند تعداد افراد مصاحبه شونده برای متخصصین 9 نفر و برای معلمان درس علوم تجربی 8 نفر بودند. در بعد کیفی به منظور دستیابی به هدف مطالعه، انتخاب نمونه ها براساس رویکرد مبتنی بر هدف و به روش نمونه گیری متوالی انجام پذیرفت. تحلیل محتوایی تحقیقات کیفی از طریق فرایند طبقه بندی نظام مند، کدها و طبقات و به صورت استقرایی از داده های خام استخراج شد. جهت بررسی معیارهای دقت در تحلیل محتوا از اعتبار، انتقال پذیری، قابلیت اعتماد و قابلیت تأیید استفاده شد و در نهایت درصد توافق درون موض وعی 82/0 برآورد گردید. یافته ها: در نهایت، الگوی برنامه درسی مبتنی بر سبک های یادگیری در علوم تجربی طراحی گردید. برای اعتباریابی الگوی طراحی شده، از نظرات متخصصان حوزه های برنامه ریزی درسی، روانشناسی تربیتی، معلمان علوم تجربی استفاده شد که درصد بالایی از افراد مذکور الگوی پیشنهادی را تأیید نمودند. نتیجه گیری: الگوی طراحی شده برنامه درسی مبتنی بر سبک های یادگیری در علوم تجربی از اعتبار لازم برخودار است.
۴۸.

Informal Digital Learning of English and Intercultural Competence among Iranian EFL Learners: A Mediation Model of EFL Grit and Classroom Boredom(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۵۸
Informal digital learning of English (IDLE) is now a routine part of many learners’ everyday media use, yet it remains unclear how these out-of-class digital practices translate into competence for real-world intercultural communication. Building on work that conceptualizes IDLE as both receptive and productive engagement, this study tested a mediation model in which EFL grit and classroom boredom help explain the link between IDLE and intercultural communicative competence (ICC). A cross-sectional online survey was administered to 219 intermediate Iranian EFL learners (aged 15–20) studying in private language schools in Urmia. After screening, 218 valid cases were retained for analysis. Measures included receptive and productive IDLE, ICC (25 items), EFL grit (18 items), and boredom in practical English classes (27 items). The hypothesized model was examined using partial least squares structural equation modelling with bootstrapped confidence intervals. Results indicated that both receptive and productive IDLE were positively associated with ICC. In addition, higher grit and lower classroom boredom partially mediated these relationships. The findings suggest that learners’ sustained effort (grit) and their classroom emotional experience (boredom) are key psychological routes through which everyday digital English engagement may contribute to intercultural development. Implications are discussed for connecting IDLE experiences to classroom reflection, reducing boredom, and supporting perseverance in EFL learning.
۴۹.

شناسایی شاخص های فعالیت های یادگیری دانشجومعلمان در برنامه درسی دانش فناوری رشته آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان و میزان توجه به آنها(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۷۸
پژوهش با هدف شناسایی شاخص های فعالیت های یادگیری دانشجومعلمان در برنامه درسی دانش فناوری رشته آموزش ابتدایی و میزان توجه به آنها انجام شد. طرح ترکیبی از نوع اکتشافی متوالی بود. در بخش کیفی از روش پدیدارشناسی و در بخش کمی از روش توصیفی – پیمایشی استفاده شد. جامعه آماری در بخش کیفی اساتید و متخصصان حوزه فعالیت های یادگیری مبتنی بر فناوری و در بخش کمی دانشجومعلمان رشته آموزش ابتدایی است. در بخش کیفی با نمونه گیری هدفمند ۱۵ نفر و در بخش کمی با روش تصادفی طبقه ای نسبی ۲۲۷ نفر انتخاب شد. داده های پژوهش از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه محقق ساخته جمع آوری شد. برای تعیین روایی سؤال های مصاحبه و پرسشنامه از روایی صوری و محتوایی و برآورد پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. برای تحلیل داده های بخش کیفی از روش تحلیل مضمون و در بخش کمی از آمار توصیفی و استنباطی بهره گرفته شد. یافته های پژوهش در بخش کیفی نشان داد شاخص های فعالیت های یادگیری در برنامه درسی دانش فناوری رشته آموزش ابتدایی شامل مضامین یادگیری مستقل، انجام تکالیف، مشارکت فعال در فرایند آموزش، تعامل با اساتید، دسترسی به محتوای مختلف درسی، اشتراک گذاری و مهارت و توانایی دانشجومعلمان در تدریس با استفاده از فناوری های نوین آموزشی می باشد. نتایج بخش کمی نیز نشان داد میزان توجه به شاخص های فعالیت های یادگیری دانشجومعلمان در برنامه درسی دانش فناوری در سطح پایینی است. بنابراین توجه به دانش فناوری به صورت تلفیقی در انجام فعالیت های یادگیری ضروری می باشد.
۵۰.

Fostering Reading Autonomy through AI-Driven Instruction: Evidence from a Mixed-Methods Study of Iranian EFL Learners(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۵۱
The growing integration of artificial intelligence (AI) into English language education has created new opportunities to enhance reading instruction. This study investigated the effect of AI-driven reading instruction on EFL learners’ reading autonomy and explored learners’ perceptions of AI-driven reading environments. A sequential explanatory mixed-methods design including a quasi-experimental pretest–posttest nonequivalent control-group design followed by the qualitative phase using extreme (polar) case sampling and semi-structured interviews, was employed during a five-week intervention. Fifty-four intermediate EFL learners from a Language school in Kerman, Iran were selected through Oxford Placement Test and were randomly assigned to an experimental group (n = 27), which received AI-driven reading instruction through ReadTheory, and a control group (n = 27), which received traditional reading instruction. Quantitative data were collected using pre- and post-tests of reading autonomy questionnaire, while qualitative data were obtained through semi-structured interviews. The quantitative data were analyzed using Analysis of Covariance (ANCOVA) after checking the required assumptions, and the interview data were analyzed through inductive thematic analysis. The findings revealed that AI-driven instruction significantly enhanced learners’ overall reading autonomy as well as its cognitive, metacognitive, affective-motivational, and action-oriented dimensions. However, no statistically significant improvement was found in the social dimension of reading autonomy. Furthermore, qualitative findings indicated that learners perceived ReadTheory as a tutor-like support system, providing personalized and adaptive learning for them. The study concludes that AI-driven platforms can serve as a valuable pedagogical tool for enhancing learners’ reading autonomy when integrated with appropriate instructional support.
۵۱.

بررسی تأثیر آموزش ریاضی مبتنی بر مسائل باز پاسخ بر یادگیری و نگرش دانشجومعلمان

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۷۴
این پژوهش به منظور بررسی تأثیر آموزش ریاضی مبتنی بر مسائل باز پاسخ بر یادگیری و نگرش دانشجو معلمان انجام شده است . این پژوهش با توجه به هدف از نوع کاربردی و از لحاظ شیوه گردآوری داده ها به روش نیمه آزمایشی با دو گروه کنترل و آزمایش انجام گردید. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانشجو معلمان پسر رشته آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان پردیس شهید بهشتی هرمزگان در سال 1401-1402 بود که نمون ه مورد آزمایش یک نمونه دردسترس از بین کلاس های درس آموزش ریاضی این پردیس بود که به روش تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش تقسیم شدند . ابزار اندازه گیری به منظور سنجش نگرش دانشجویان، مبتنی بر آزمون نگرش مربوط به ریاضیات، پرسشنامه پالاسیوس و آریاس و آریاس (2014) جهت سنجش نگرش ریاضی و ابزار اندازه گیری پرسشنامه محقق ساخته برای ارزیابی دانش ریاض ی و ی ادگیری ریاض ی و توانایی دانشجو معلمان در استراتژی های حل مسئله های باز پاسخ استفاده شده است. تجزیه و تحلیل داده ها با تحلیل کوواریانس چند متغیره بااستفاده از نرم افزار SPSS18 بررسی شد. نتایج نشان داد که آموزش مبتنی بر مسائل باز پاسخ در کنار روش های سنتی یاددهی- یادگیری می تواند بر یادگیری و نگرش ریاضی دانشجو معلمان پردیس شهید بهشتی هرمزگان تأثیرگذار است.
۵۲.

آسیب شناسی برنامه درسی رشته آموزش زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فرهنگیان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۶۸
پژوهش حاضر با هدف بررسی و شناسایی چالش های برنامه ی درسی رشته ی زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه فرهنگیان انجام شده است. داده های این مطالعه به روش ترکیبی (کیفی و کمی) و با رویکرد توصیفی-تحلیلی گردآوری شده اند. برای تحلیل اطلاعات از روش تحلیل محتوای کیفی و ابزار پرسشنامه استفاده شد. تجزیه و تحلیل آماری با استفاده از SPSS و آزمون فریدمن برای اولویت بندی انجام شد. جامعه آماری پژوهش متشکل از دانشجومعلمان ، استادان و برنامه ریزان درسی دانشگاه فرهنگیان است که به روش نمونه گیری تصادفی انجام گرفت. بدین منظور حجم جامعه آماری تعداد استادان تخصصی رشته آموزش زبان فارسی(مورد نظر در این پژوهش ) 15 نفر و تعداد دانشجویان رشته آموزش زبان فارسی 125 دانشجو و برنامه ریزان درسی به صورت کل شمار 5 نفر تعیین و انتخاب گردید. یافته های پژوهش نشان داد که برنامه درسی فعلی با میانگین تحقق اهداف 54.76% و ضریب اهمیت 16.98 از 25، در سطح متوسطی قرار دارد. همچنین عملکرد مطلوب 55% اهداف و نیاز به بهبود 45% مؤلفه ها ضروری است. شاخص های بحرانی برنامه درسی عبارتند از: انگیزش یادگیری (11.91) با کمترین امتیاز، بیشترین شکاف: 10.91 واحد بین بهترین و بدترین مؤلفه و بالاترین پراکندگی و انحراف معیار 8.67 در عنصر تدریس است. همچنین برنامه فعلی با میانگین 55% عملکرد، نیازمند تحول در امور زیر است: عدالت آموزشی با کاهش شکاف 10.91 واحدی بین مؤلفه ها، عملگرایی با افزایش سهم مهارت های عملی از 46% به 65%3 و انعطاف پذیری در توسعه روش های ارزشیابی و تدریس که این تحولات می تواند کارایی برنامه را تا 25% افزایش داده و به تربیت معلمان منجر شود.
۵۳.

تحلیل سؤالات امتحانات نهایی درس عربی زبان قرآن (1) پایه دهم شاخه نظری با رویکرد طبقه بندی اهداف آموزشی بنجامین بلوم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۸۹
هدف پژوهش حاضر تحلیل محتوای سؤالات امتحانات نهایی درس «عربی، زبان قرآن (1)» پایه دهم شاخه نظری از منظر طبقه بندی اهداف آموزشی بنجامین بلوم است. اهمیت این موضوع ازآن جهت است که امتحانات نهایی به عنوان یکی از ابزارهای رسمی و سرنوشت ساز نظام ارزشیابی، نقشی تعیین کننده در سنجش میزان تحقق اهداف برنامه درسی و یادگیری دانش آموزان ایفا می کنند. پژوهش حاضر با رویکرد کمی و روش تحلیل محتوای استنتاجی انجام شد؛ بدین منظور ۱۳ نسخه امتحان نهایی برگزارشده در سال های ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ به روش تمام شماری انتخاب و سؤالات آن ها بر اساس شش سطح حوزه شناختی بلوم شامل دانش، فهمیدن، کاربستن، تحلیل، ترکیب و ارزشیابی طبقه بندی گردید. داده ها با استفاده از جداول فراوانی، نمودارهای درصدی و محاسبه بارم اختصاص یافته تحلیل شدند. یافته ها نشان داد از مجموع ۲۴۱ سؤال، ۵۱ درصد در سطح دانش و ۳۴ درصد در سطح فهمیدن قرار داشتند و تنها ۲ درصد در سطح کاربستن، ۹ درصد در سطح تحلیل و ۴ درصد در سطح ترکیب طراحی شده بود؛ همچنین هیچ سؤالی در سطح ارزشیابی مشاهده نشد. میانگین بارم اختصاص یافته نیز بیشترین مقدار را در سطوح دانش و فهمیدن نشان داد. نتایج به تفکیک رشته ها بیانگر آن بود که هر سه رشته ریاضی - فیزیک و علوم تجربی، ادبیات و علوم انسانی و علوم و معارف اسلامی الگوی مشابهی از تمرکز بر سطوح پایین شناختی دارند. بر اساس نتایج، می توان گفت طراحی سؤالات امتحانات نهایی درس عربی عمدتاً حافظه محور است و فرصت کافی برای سنجش مهارت های تفکر سطح بالا فراهم نمی کند. پیشنهاد می شود بازنگری در طراحی سؤالات با تأکید بر سطوح تحلیل، ترکیب و ارزشیابی صورت گیرد تا ارزیابی ها با اهداف برنامه درسی و رویکرد یادگیری عمیق همسو شود.  
۵۴.

طراحی الگوی سه سطحی آموزش نقد جنبش های معنوی بر پایه تربیت اسلامی (مطالعه موردی مکتب ذِن بودیسم)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۶۶
هدف پژوهش حاضر پاسخ به این سوال است که الگوی سه سطحی آموزش نقد جنبش های معنوی نوپدید بر پایه تربیت اسلامی از چه ساختار و مؤلفه هایی برخوردار است و چگونه می توان آن را در نقد منظومه فکری- تربیتی ذن بودیسم به کار بست؟ به منظور دستیابی به این هدف، پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و رویکردی تطبیقی، از طریق واکاوی متون اصیل اسلامی و منابع معتبر ذن، به طراحی الگویی ساختاریافته در سه سطح سنجش مبانی فلسفی- الهیاتی، تحلیل روش های تربیتی- عملی و ارزیابی پیامدهای فردی و اجتماعی پرداخت. یافته های تحقیق نشان داد که مکتب ذن با وجود جذابیت های ظاهری، در سطح مبانی از هستی شناسی پان انتیستی و معرفت شناسی عقل ستیز رنج می برد؛ در سطح روش ها به تکنیک هایی بدون پشتوانه عقلانی و اخلاقی متکی است، و در سطح پیامدها به فردگرایی افراطی و غفلت از مسئولیت های اجتماعی می انجامد. در مقابل، تربیت اسلامی با ارائه منظومه ای توحیدی، فطرت محور و عقلانی، چارچوبی جامع برای نقد این جنبش ها عرضه می کند. نوآوری این تحقیق در ارائه الگویی نظام مند و قابل تعمیم برای آموزش نقد جریان های معنوی معاصر است که می تواند توسط نهادهای آموزشی و فرهنگی در مواجهه هوشمندانه با چالش های معنوی عصر حاضر به کار گرفته شود.
۵۵.

نگاهی به واژه های کتابهای درسی فارسی دوره ابتدایی از دیدگاه سطح دشواری املایی؛ مطالعه موردی: کتاب فارسی پایه سوم دبستان

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۹
پیشینه و اهداف: یکی از معضلات اساسی آموزش زبان فارسی در ایران در کتاب های درسی دوره ابتدایی، عدم سطح بندی علمی واژگان زبان فارسی از دیدگاه سطح دشواری املایی است. همین عدم سطح بندی علمی واژگان زبان فارسی سبب می شود که برای نمونه، واژه دشوار و مهجوری چون «سِماط»، بدون توجه به شکل، املا، معنی، سطح دشواری، نامأنوس و مهجور بودنش از کتاب فارسی سوم دبستان ما سر دربیاورد. روش ها : در این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی و بر اساس روش تحلیل محتوا بر مبنای داده های علم زبان شناسی کوشیده ایم که برای نمونه ای از کتابهای درسی دوره ابتدایی، واژه های به کار رفته در همه بخش های کتاب درسی فارسی پایه سوم دبستان را با توجه به سطح دشواری املایی آنها بررسی و تحلیل کنیم. یافته ها: نتیجه تحقیق نشان می دهد که واژه های دشوار و آسان در این کتاب درسی، بدون هیچگونه ملاحظه و معیار علمی به کار رفته اند. نتیجه گیری: برای همین، بررسی علمی جامع و کامل واژه های همه کتابهای درسی فارسی دوره ابتدایی از دیدگاه سطح دشواری و تدوین واژگان پایه فارسی برای کودکان، با رویکردی علمی، جامع و دقیق برای تألیف کتب درسی فارسی این دوره به منظور آموزش زبان فارسی به کودکان ضروری است.
۵۶.

انقلابی در بازنمایی های چندگانه هندسی و توسعه برنامه درسی ریاضی: تأثیر نرم افزار اتوگراف بر مفاهیم حجم و مساحت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۸۳
پیشینه و اهداف: پژوهش های اخیر نشان می دهد که استفاده از بازنمایی های چندگانه در محیط های دیجیتال می تواند به بهبود درک مفاهیم ریاضی کمک کند. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر آموزش با نرم افزار اتوگراف بر تقویت بازنمایی های چندگانه در مفاهیم هندسی حجم و مساحت دانش آموزان پایه هفتم بود. روش ها: این مطالعه به صورت شبه تجربی در دو گروه موازی انجام شد. جامعه آماری دانش آموزان دختر پایه هفتم یکی از مناطق اطراف مشهد در سال تحصیلی ۱۴۰۳–۱۴۰۴ بود که ۶۶ نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. هر دو گروه مفاهیم حجم، مساحت و مهارت های بازنمایی را فراگرفتند؛ با این تفاوت که یک گروه با نرم افزار اتوگراف و گروه دیگر با روش سنتی آموزش دیدند. ابزار پژوهش، آزمون محقق ساخته ای با سه بُعد بصری، نمادین و تفسیری بود. یافته ها: نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد که عملکرد گروه آموزش دیده با اتوگراف در پس آزمون به طور معناداری بهتر از گروه دیگر بود(p < 0.001). نتیجه گیری: یافته ها بر نقش موثر بازنمایی های چندگانه را در یادگیری هندسه تأکید دارد و ضرورت بازنگری در روش های آموزشی و توسعه برنامه درسی ریاضی را نشان می دهد.
۵۷.

طراحی و اعتباریابی الگوی مفهومی محیط یادگیری فیلم آموزشی تعاملی برای دوره اول ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۷۰
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتباریابی الگوی مفهومی محیط یادگیری فیلم آموزشی تعاملی ویژه دوره اول ابتدایی و با تأکید بر هم افزایی بینارشته ای میان حوزه های تکنولوژی آموزشی، روایت شناسی، مطالعات سینمایی و روان شناسی یادگیری انجام شد. روش: از نوع آمیخته اکتشافی (طرح تدوین مدل) بود. در مرحله کیفی، مؤلفه های بنیادین الگو از طریق استخراج مولفه ها از منابع کتابخانه ای، در ترکیب با داده های حاصل از 18 مصاحبه ی عمیق با خبرگان و صاحب نظران شناسایی شد. در مرحله کمی با مشارکت ۲۸ متخصص اعتباریابی صورت پذیرفته است. یافته ها: استخراج ۱۰ مؤلفه اصلی شامل «مخاطب-مؤلف»، «فیلمِ یادگیرنده»، «راوی یار (معلم)»، «تعامل»، «روایت جایگزین»، «صنایع بیان»، «درگیرسازی»، «ارزشیابی پنهان»، «کتابخانه ویدیویی منبع باز» و «پشتیبانی» بود. در مرحله کمی و به منظور سنجش اعتبار درونی الگو، پرسشنامه ای محقق ساخته در اختیار ۲۸ نفر از متخصصان قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از شاخص های نسبت روایی محتوا CVR، در بازه ۰.۸۰ تا ۱.۰۰ و شاخص روایی محتوا CVI، در بازه ۰.۹۰ تا ۱.۰۰ نشان دهنده روایی مؤلفه ها بود. همچنین نتایج آزمون تی تک نمونه ای با میانگین های بین ۴.۰۶ تا ۴.۲۸ و سطح معناداری بالا P<0.01، بر انسجام ساختاری و کفایت نظری الگوی پیشنهادی صحه گذاشت. نتیجه گیری: الگوی مفهومی پیشنهادی، با اتکا بر عاملیت یادگیرنده و روایت تعاملی و تلفیق مؤلفه های شناختی، مشارکتی و زیباشناختی، می تواند فیلم آموزشی تعاملی داستان محور را به عنوان یک محیط یادگیری غنی شده و معناساز صورت بندی کند. این الگو فراتر از یک الگوی تولید محتوا، چارچوبی بینارشته ای برای بازاندیشی در یادگیری دیجیتال ارائه می دهد که بر خلق تجربه های روایی فعال و نقش آفرینی یادگیرنده در ساخت دانش تأکید دارد.
۵۸.

تباهی در توسعه حرفه ای: روایت های اپیزودیک معلمان ابتدایی از تجربه «آموزش های ضمن خدمت نیابتی»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۱۲۶
هدف پژوهش حاضر بازنمایی روایت های معلمان ابتدایی از نیابتی شدن دوره های آموزش ضمن خدمت بود. از این رو، رویکرد تفسیری-انتقادی و راهبرد روایت نگاری مورد استفاده قرار گرفت. میدان پژوهش معلمان ابتدایی استان کردستان بودند که سابقه حضور و شرکت در دوره های متنوع آموزش ضمن خدمت حضوری و مجازی را داشتند و نیابتی شدن شرکت در دوره های ضمن خدمت را تجربه کرده بودند. نمونه گیری به صورت هدفمند و ملاکی انجام شد. در نهایت، پژوهشگر با مصاحبه با ۱۷ نفر به سطح اشباع نظری دست یافت. تحلیل متن روایت ها با استفاده از تحلیل مضمون انجام شد. در پاسخ به سؤالات پژوهش چهار مضمون فراگیر تحت عناوین: معلمان به مثابه یادگیرندگان بی رغبت، عدم انطباق آموزش ها با نیازها و شرایط معلمان، توسعه حرفه ای به مثابه فرایندی دستوری و اثربخش نبودن آموزش ضمن خدمت احصا گردید که سبب گرایش معلمان به سمت تجربه آموزش ضمن خدمت نیابتی می شدند. روایت های معلمان نشان داد که نیابتی سازی آموزش های ضمن خدمت نه تنها یک انتخاب فردی، بلکه پاسخی جمعی به تجربه بی معنایی، صوری بودن و گاه تحقیرکننده بودن دوره های مذکور است. با این حال، پیوند ساختاری آموزش های ضمن خدمت با نظام های اداری، امتیازدهی و ارتقای شغلی، زمینه ساز شکل گیری کنش هایی شده است که بیش از آن که معطوف به یادگیری حرفه ای باشند، ناظر بر کسب مدرک، رفع تکلیف اداری و حداقل سازی هزینه زمانی و روانی معلمان هستند. در چنین بستری، آموزش های ضمن خدمت نیابتی به عنوان راهبردی انطباقی در برابر فشارهای ساختاری و ناکارآمدی های نهادی ظهور کرده اند. معلمان ابتدایی، که اغلب با تراکم کاری بالا، کمبود منابع، فشارهای ارزش یابی و مسئولیت های عاطفی گسترده مواجه اند، بیش از سایر مقاطع در معرض گرایش به این شیوه ها قرار دارند.
۵۹.

بررسی اثر یادگیری هوش مصنوعی بر مهارت های حل مسئله ،تفکر انتقادی ،خلاقیت و هویت در کودکان ۷ الی ۱۲ سال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۰۷
در این تحقیق، به بررسی تأثیر یادگیری هوش مصنوعی بر مهارت های حل مسئله، تفکر انتقادی، خلاقیت و هویت در کودکان ۷ تا ۱۲ سال پرداخته شده است. این مطالعه با استفاده از روش تحقیق تجربی و طراحی شبه تجربی انجام شد. جامعه آماری شامل کودکان ۷ تا ۱۲ سال در مدارس ابتدایی منطقه ای خاص بود. برای جمع آوری داده ها از ابزارهای مختلف از جمله پرسشنامه های استاندارد، آزمون های تحلیلی و مصاحبه های نیمه ساختاریافته استفاده شد. همچنین، یک برنامه آموزشی مبتنی بر هوش مصنوعی برای گروه آزمایش اجرا شد و گروه کنترل برنامه آموزشی سنتی را دریافت کرد. نتایج نشان داد که آموزش مبتنی بر هوش مصنوعی به طور معناداری بر مهارت های حل مسئله، تفکر انتقادی و خلاقیت کودکان تأثیر مثبت داشته است. همچنین، کودکان در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل از هویت قوی تری برخوردار بودند. این یافته ها نشان می دهد که یادگیری هوش مصنوعی می تواند بهبود قابل توجهی در این مهارت ها و جنبه های هویتی کودکان ایجاد کند. بر اساس نتایج تحقیق، پیشنهاد می شود که برنامه های آموزشی مبتنی بر هوش مصنوعی به طور گسترده تری در مدارس و محیط های آموزشی مورد استفاده قرار گیرد تا از مزایای آن بهره مند شوند.
۶۰.

اثربخشی برنامه سرگرمی بدون تلفن همراه بر خلاقیت، خود اتکایی، مسئولیت پذیری و خود نظم دهی کودکان 8-6 ساله(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۷۰
پژوهش حاضر با هدف اصلی بررسی اثربخشی برنامه سرگرمی بدون تلفن همراه بر خلاقیت، خود اتکایی، مسئولیت پذیری و خود نظم دهی کودکان 8-6 ساله، انجام شد. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون-پس آزمون و دوره پیگیری 45 روزه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش، شامل تمامی کودکان بازه سنی 8-6 ساله در شهر اصفهان، در سال تحصیلی1403-1402 بود که به روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انجام شد؛ به طوری که تعداد 40 کودک 8-6 ساله انتخاب گردید و به صورت تصادفی 20 نفر در گروه آزمایش و 20 نفر در گروه کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش پروتکل کلاس های آموزشی برنامه سرگرمی بدون تلفن همراه متیو جریس (2015) را طی ده جلسه دریافت کردند اما گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه خلاقیت عابدی (1372)، چک لیست سنجش میزان عزت نفس کودکان پیش دبستانی عزیزی مقدم (1386)، پرسشنامه مسئولیت پذیری دانش آموزان (1393) و پرسشنامه خودنظم دهی مارک دیویس (1983) بود. داده ها به روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر با استفاده از نسخه 26 نرم افزار spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج بیانگر تفاوت معنادار بین گروه آزمایش و گروه کنترل در خلاقیت، خوداتکایی، مسئولیت پذیری و خودنظم دهی بود؛ همچنین در آزمون پیگیری نیز تفاوت معناداری در خلاقیت، خوداتکایی، مسئولیت پذیری و خودنظم دهی، نسبت به نمرات پیش آزمون، به دست آمد. بنابراین می توان نتیجه گرفت که کلاس های آموزشی برنامه سرگرمی بدون تلفن همراه بر خلاقیت، خوداتکایی، مسئولیت پذیری و خودنظم دهی کودکان 8-6 ساله موثر است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان