فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸۱ تا ۲۰۰ مورد از کل ۱۹٬۶۶۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
This study explores the impact of dialogue journal writing on the writing performance of English Translation students in both virtual and traditional education at Payame Noor University, Iran. A sample of 150 undergraduate students was selected using convenience sampling. After administering the Oxford Placement Test to ensure homogeneity, 120 students who scored one standard deviation above and below the mean were chosen for the study. These students were divided into two experimental groups and two control groups. The study employed a pre-test/post-test design using writing tests to measure changes in performance. Peyton's guidelines were followed to ensure consistent dialogue journal writing entries. Analysis showed a significant increase in the writing performance among students who engaged in dialogue journal writing in both virtual and traditional education. The findings confirm that dialogue journal writing effectively enhances writing skills among virtual students more than traditional students. Language teachers can use this method to boost student engagement and improve writing skills, especially in virtual learning contexts. Future research should investigate the effects of dialogue journal writing on different demographics and other language skills. These insights highlight the potential of dialogue journal writing as a valuable tool for language teachers to improve educational outcomes in language classrooms.
ضرورت قابل توجه در مطالعه و آموزش تاریخ، یک پارادوکس تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف و پیشینه: این مقاله با هدف فهم و شناسایی تعارض میان تاریخ به مثابه امری عبرت آموز و واقع گرا یا تاریخ به مثابه پدیده ای نگارش شده توسط حاکمان و آغشته به تحریف با تاکید بر تاریخ ایران باستان انجام گرفت. پژوهشگر برای دستیابی به این هدف، از روش: کتابخانه ای – اسنادی استفاده کرد. بر این اساس ضرورت دید که واحد مراجعه خود را آثار ،کتب ،مقالات و اسناد تاریخی نگارش شده با موضوع ایران باستان را انتخاب کند. با توجه به گستردگی منابع و آثار، تصمیم گرفته شد تا بر مبنای حساسیت نظری، آثاری از چهار دوره عیلامیان، هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان به عنوان نمونه نهایی گردآوری اطلاعات تعیین شود. برای ساماندهی یافته ها و تسریع و طبقه بندی دقیقتر و سریعتر اطلاعات از ابزار فیش برداری و یادداشت برداری استفاده شده است. یافته های: مطالعه نشان داد که با اینکه هر دو بعد بازشناسی تاریخ (عبرت آموز بودن و واقعی/ تحریف شده و آغشته به واقعیت ) وجود داشت. نتیجه گیری: مهم آنکه تاریخ مقدس فرض نشود و آنچه از تاریخ می آید هم تماما رخ نداده و هم تمام ساخته و پرداخته شده نیست، بلکه تاریخ و حوادث آن در ایران باستان واقعیتی است که به تبعیت از منافع حاکمان و اقتدارگرایان به تحریف ها و سوگیری هایی آغشته شده است که بخشی از آن عبرت آموز بوده است، اما جهت تمیز این بخش آن نیازمند مثلث سازی و رجوع منابع همسو و ناهمسو با عنوان تقابل منابع است. یادآوری و تذکر این موضوع یکی از ضرورت های قابل توجه در آموزش تاریخ است.
طراحی مدل مفهومی توسعه فرهنگ بازی های بومی- محلی در مدارس ابتدایی خراسان رضوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف توسعه فرهنگ بازی های بومی- محلی در مدارس ابتدایی، به ارایه یک مدل با روش پژوهش کیفی و ماهیت اکتشافی پرداخته است. بدین منظور از نظریه داده بنیاد استفاده شد. جامعه آماری پژوهش، کلیه خبرگان در امر تربیت بدنی و ورزش مدارس ابتدایی و بازی های بومی – محلی بود. از طریق مصاحبه با چهارده نفر به روش نمونه گیری هدفمند اشباع نظری حاصل شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد. برای تعیین پایایی بین کدگذاران از روش ضریب توافق درصدی استفاده شد. نتایج پژوهش نشان دهنده 30 مقوله محوری بود که از طریق ترکیب 112 مفهوم اولیه بدست آمد. عوامل علی (افزایش آمادگی جسمانی، آموزش مهارت های اجتماعی، عدم نیاز به امکانات و مهارت خاص، فعالیت های مدارس در زمینه فرهنگی، عدم رعایت اخلاق ورزشی و جلوگیری از رفتار منفی)، عوامل زمینه ای (رسانه های گروهی، امکانات و زیرساخت ها و تشکل ها)، عوامل مداخله گر (عوامل محیطی، جوسازی و مداخلات رسانه، عوامل فرهنگی-اجتماعی، عوامل سازمانی، عوامل اقتصادی و فقدان قوانین و آئین نامه های مشخص)، راهبردها (آموزش و پژوهش، سیاست گذاری، نظارت قانونی و قضایی بر رسانه، حمایت، فرهنگ سازی، نحوه اجرای بازی های بومی و محلی، سازمانی، تخصیص منابع مالی و تجهیزات و استعدادیابی) و پیامدها (رشد جسمانی و سواد حرکتی، تقویت شاخصه های مثبت روانی و اجتماعی، کاهش و پیشگیری از آسیب های اجتماعی و روانی، بهبود و ارتقاء فرهنگی و رشد اخلاق ورزشی) معرفی شد. بهره گیری از مدل ارائه شده در پژوهش حاضر می تواند با توسعه بازی های بومی محلی در مدارس ابتدایی، مؤلفه های آمادگی جسمانی و رشد حسی حرکتی دانش آموزان را تسهیل کند.
پیش بینی پرخاشگری سایبری بر اساس نشخوار ذهنی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فناوری های آموزشی در یادگیری دوره ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۸
93 - 110
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش پیش بینی پرخاشگری سایبری بر اساس نشخوار فکری در دانشجویان بود. پژوهش حاضر مطالعه ای توصیفی از نوع همبستگی و با اهداف کاربردی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد اراک در تابستان سال 1403 بودند که به صورت روش نمونه گیری تصادفی تعداد 150 انتخاب شدند و به صورت آنلاین به پرسشنامه های پرخاشگری سایبری آلوارز گارسیا و همکاران (2015) و پرسشنامه نشخوار فکری باقرنژاد و همکاران (1388) پاسخ دادند. جهت تجزیه وتحلیل داده ها نیز از روش تحلیل ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده شد که با استفاده از نرم افزار آماری SPSS-26 انجام پذیرفت. نتایج نشان داد که بین پرخاشگری سایبری با نشخوار فکری (51/0 r-)، تنهایی (25/0 r-)، عجز (27/0 r-)، یاس (27/0 r-) و کاهش تحمل اجتماعی (21/0 r-) رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که تنها متغیرهای نشخوار فکری و تنهایی، متغیر پرخاشگری سایبری را به طور معناداری پیش بینی می کند (05/0p<). با توجه به نتایج به دست آمده می توان گفت که با آموزش و افزایش توانمندی روان شناختی در افراد و همچنین کاهش نشخوار فکری در افراد می توان از پرخاشگری سایبری پیشگیری کرد.
واکاوی تجارب زیسته مربّیان مراکز پیش دبستانی از فرایندهای جاری ابعاد تربیت توحیدی در دوره سیادت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم تربیتی از دیدگاه اسلام سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۹
127 - 150
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، واکاوی فرایندهای جاری ابعاد تربیت توحیدی در مراکز پیش دبستانی بود. این پژوهش درزمره مطالعات کیفی قرار دارد، با استفاده از روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شده است و جامعه آماری آن را مربّیان پیش دبستانی ناحیه چهارِ شهر قم تشکیل می دهند که سیزده نفر از ایشان با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند با توجه به معیار اشباع داده ها و تکرار اطلاعات انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود که چهارچوب آن براساس تحلیل محتوای ادبیات پژوهش برمبنای سه بُعد شناختی، عاطفی و عملی تربیت توحیدی تدوین و برپایه نظرخواهی از سه متخصص تأیید شد. پس از انجام شدن مصاحبه، تحلیل داده ها توسط نرم افزار شانون و MAXQDA (20) صورت گرفت. یافته های پژوهش نشان می دهد در بُعد شناختی، مؤلفه های «استفاده از زبان و ادبیات متناسب با فهم کودک در معرفی خدا» و «الگوی حسنه بودنِ والدین و مربّیان در رابطه با خدا برای کودک»، در بُعد عاطفی، مؤلفه های «پرورش و تقویت اشتیاق کودک به پرسشگری و کنجکاوی» و «تأثیر محبت والدین و مربّیان بر رابطه کودکان با خدا»، و در بُعد عملی، مؤلفه «تناسب فعالیت های عملی با امیال و آزادی کودک»، بیشترین کاربرد را داشته اند. دوره سیادت، زمان تشکیل مبانی و بنیان های تربیت توحیدی در کودک است که از طریق ارتباط با اطرافیان، محیط، والدین و به ویژه مربّیان تحقق می یابد.
بررسی تطبیقی الگوهای شناسایی و هدایت استعدادهای برتر در ایران و کشورهای توسعه یافته(مطالعه موردی آمریکا و اسپانیا)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر،بررسی تطبیقی الگوهای جذب وآموزش کودکان تیزهوش در شناسایی و هدایت استعدادهای برتر در ایران با کشورهای توسعه یافته بود. در این مقایسه دو کشور آمریکا به علت تنوع شیوه های استعدادیابی و آموزش تیزهوشان،و اسپانیا به این دلیل که از نظر اقتصادی و سابقه و غنای آموزش و پرورش دانش آموزان در سطح نسبتاً مطلوب قرار دارد، گزینش شدند. روش کار: پژوهش حاضر با روش توصیفی - تطبیقی با رویکرد کیفی، انجام پذیرفته و اطلاعات مورد نیاز با استفاده از اسناد و مدارک معتبر با شیوه اسنادی یا کتابخانه ای با ابزار فیش برداری گردآوری گردیده و با طبقه بندی و تحلیل اطلاعات نسبت به تجزیه و تحلیل مطالب و مقایسه تطبیقی اقدام شده است. نتایج: یافته ها نشان داد با آن که در کشورمان، مزایایی چون گزینش سالم و سراسری و هم افزایی علمی دانش آموزان تیزهوش را نمی توان از نظر دور نگه داشت، با آسیب هایی چون تاخیر در شناسایی استعدادهای برتر، نبود واحدهای درسی مربوط به تیزهوشان در تربیت معلم و نیز عدم بکارگیری روش های استاندارد و متنوع شناسایی استعداد روبرو هستیم. به نظر می رسد شیوه های شناسایی در آمریکا از دو کشور ایران و اسپانیا بسیار متنوع تر و بهنگام تر است و طرح شهاب که در چند سال اخیر در کشور ما در حال اجراست، بیشتر به شیوه های استعدادیابی در ایالات متحده نزدیک است.نتیجه گیری: پیشنهاد دسته بندی تیزهوشان در گروه های متفاوت و آموزش گروه برتر آنها در مدارس خاص و سایر گروه ها با شیوه شهاب به همراه طرح غنی سازی، می تواند از راه کارهای قابل بررسی باشد.
مدل علی رابطه جهت گیری تدریس و مهارت های اجتماعی –هیجانی با کیفیت زندگی در معلمان زن دوره دوم متوسطه شهر تهران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: آموزش به معنای تدریس معلم در کلاس درس، پدیده ای چندعاملی و مرتبط به هم می باشد که از کیفیت زندگی تا عملکردهای شناختی–هیجانی معلمان را در بر می گیرد؛ بنابراین هدف این پژوهش بررسی رابطه بین جهت گیری تدریس و مهارت های اجتماعی–هیجانی با کیفیت زندگی در معلمان زن دوره دوم متوسطه است. روش ها: این پژوهش توصیفی–همبستگی با استفاده از مدل های معادلات ساختاری، به بررسی روابط بین متغیرهای جهت گیری تدریس و مهارت های هیجانی–اجتماعی در میان 230 معلم زن مقطع دوم متوسطه تهران (مناطق 1 و 2) پرداخته است. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های معتبر بوده و تحلیل داده ها با استفاده از روش های آماری توصیفی، همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه و معادلات ساختاری در نرم افزارهای AMOS و SPSS انجام شده است. یافته ها: یافته های این پژوهش حاکی از آن است که رابطه بین جهت گیری هدف و کیفیت زندگی با ضریب رگرسیونی استاندارد 0/179 و مقدار p-value برابر با 0/316 معنادار نیست. در مقابل، یادگیری مهارت های اجتماعی با ضریب رگرسیونی استاندارد 0/189 و مقدار p-value برابر با 0/020 رابطه مثبت و معناداری با کیفیت زندگی معلمان دارد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش به وضوح نشان می دهد که در حالی که جهت گیری هدف رابطه معناداری با کیفیت زندگی ندارد، یادگیری مهارت های اجتماعی به طور مثبت و معناداری با کیفیت زندگی معلمان رابطه دارد. این یافته ها بر اهمیت یادگیری مهارت های اجتماعی در بهبود کیفیت زندگی تأکید می کند.
بررسی میزان آمادگی خودراهبری در یادگیری دانشجویان کارشناسی ارشد دانشکده پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مهارت های یادگیری خود راهبر در جهان امروز با توجه به انفجار اطلاعاتی موجود، نیازی ضروری دردانشجویان علوم پزشکی می باشد که منجر به رضایت بیشتر دانشجویان در حین تحصیل و عملکرد بهتر آنان در زمان اشتغال در بازار کار می شود. این مطالعه با هدف بررسی میزان آمادگی خودراهبری در یادگیری و تاثیر عوامل دموگرافیک شامل (جنس، تاهل، سن) و معدل در دانشجویان انجام شد. مواد و روش ها : این مطالعه ی مقطعی توصیفی- تحلیلی برروی 65 دانشجوی کارشناسی ارشد دانشکده پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران به روش سرشماری طی دو ماه در سال 1398 انجام گرفت. ابزار این مطالعه پرسشنامه ی آمادگی یادگیری خودراهبر فیشر می باشد. داده ها با استفاده از نرم افزار Spss22مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفتند. آزمون تی تست، ضریب همبستگی پیرسون ، ضریب همبستگی اسپیرمن و آزمون کروسکال والیس جهت آنالیز مورداستفاده قرار گرفت. یافته ها: میزان آمادگی خودراهبر در دانشجویان 156.5محاسبه شد. در حیطه ی خود مدیریتی میانگین نمرات کسب شده (5.4) 48.1 ، در حیطه رغبت به یادگیری (4.9)48.4 و در حیطه خود کنترلی (8.2)61.1 بدست آمد. میزان آمادگی خودراهبر دردانشجویان درسطح مطلوب می باشد و بین میزان آمادگی خودراهبر با سن ، جنس، تاهل و نمره ی معدل دانشجویان ارتباط معنی داری مشاهده نشد. نتیجه گیری: لزوم کنترل روش های تدریس اساتید و مدرسان و تقویت یادگیری خودراهبر و افزودن واحد برنامه ریزی درسی به کوریکولوم آموزشی تمامی رشته ها اعم از پزشکی و غیرپزشکی توصیه می گردد.
توسعه سازه های روانی کودکان در اثر آموزش مفاهیم اخلاقی بوسیله بازی های دیجیتال(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در دنیای دیجیتال امروز، فناوری نقش برجسته ای در زندگی کودکان ایفا می کند و فرصت های نوینی برای یادگیری ایجاد شده است. بازی های دیجیتال بعنوان ابزارهایی جذاب و تعاملی، علاوه بر تقویت توانایی های شناختی، بر مهارت های روان شناختی و اخلاقی نیز تأثیر می گذارند. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش مفاهیم اخلاقی از طریق بازی های دیجیتال بر ساز ه های روانی (عزت نفس و خودکارآمدی اجتماعی) انجام شده است. روش ها: این مطالعه به روش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری همراه با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر پایه پنجم ابتدایی شهر اصفهان بود که از میان آنها، 40 دانش آموز دختر بصورت تصادفی به گروه های آزمایش و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایش طی ۹ جلسه بازی های دیجیتال با محتوای مفاهیم اخلاقی دریافت کردند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه های عزت نفس روزنبرگ(1965)، هوش اخلاقی بوربا(2010) و خودکارآمدی اجتماعی ویلر و ولد(2007) بود. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و تحلیل کوواریانس چندمتغیره انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد آموزش مفاهیم اخلاقی از طریق بازی های دیجیتال تأثیر معناداری بر افزایش عزت نفس دارد(p <0.05) و این اثر هم، در کوتاه مدت و هم بلندمدت پایدار باقی مانده است. در مورد خودکارآمدی اجتماعی، تغییر معناداری مشاهده نشد(p>0.05)، اما ثبات سطح عملکرد در بلندمدت تأیید شد. در بین فضیلتهای اخلاقی، تنها خویشتن داری بطور معناداری تقویت شد(p=0.002)، در حالیکه سایر فضیلتها تغییر قابل توجهی نشان ندادند. نتیجه گیری: ادغام بازی های دیجیتال در آموزش می تواند به یادگیری مفاهیم اخلاقی و تقویت سازه های روانی کمک کرده و بعنوان بستری نوآورانه برای تقویت عزت نفس و آموزش برخی فضیلت های اخلاقی مورد استفاده قرار گیرند. طراحی محتوای دقیق تر، توجه به تعامل اجتماعی، و توسعه بازی های آموزش محور می تواند اثربخشی آن ها را در محیط های آموزش رسمی افزایش دهد.
عوامل موثر بر نگرش اساتید و دانشجویان نسبت به آموزش الکترونیکی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : آموزش مجازی یکی از بروزترین محیط های یادگیری در عصر حاضر محسوب می شود. برای هر کاربر چه دانشجو و چه استاد به عنوان اصلی ترین عناصر نظام آموزشی در کنار عدم ایجاد محدودیت زمانی و مکانی ، یک محیط یاددهی و یادگیری انعطاف پذیر و راحت ایجاد می نماید. هدف از این مطالعه بررسی عوامل موثر بر نگرش اساتید و دانشجویان بعد از پیاده سازی آموزش الکترونیکی در دوران کووید ۱۹ بود. روش ها : مطالعه توصیفی – پیمایشی حاضر بر روی 391 نفر از دانش جویان و ١15نف ر از اس اتید دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در دانشکده های تابعه که با روش نمونه گی ری تص ادفی طبق ه ای نس بتی انتخ اب ش دند، انج ام گرفت . از دو پرسشنامه استاندارد آمادگی یادگیری الکترونیکی و نگرش استادان به یادگیری الکترونیکی استفاده شد. تحلیل داده ها با روشهای آمار توصیفی و آمار استنباطی [تحلیل واریانس یک طرفه ANOVA و آزمون تی] با نرم افزار spss نسخه ۲۲ انجام شد. یافته ها : "میزان دسترسی دانشجویان به فناوری مورد نیاز برای یادگیری الکترونیکی" با میانگین(۱.۱ ±۸۹/۳) بیانگر آمادگی خوب و "کسب مهارتها و ارتباطات لازم و پیوسته" با میانگین(۷۰. ± ۰۶/۴ ) بیشترین نمره از نگاه داشجویان بود و اساتید بیشترین نمره را به احساس مفید بودن با میانگین (۷۶.± ۲۹/۴) و آموزشهای چندرسانه ای با میانگین (۸۶. ±۱۱/۴) اختصاص داده بودند که حاکی از انگیزه بالای آنها در بکار بردن آموزش الکترونیکی بود. نتیجه گیری : نگرش مثبت دانشجویان با رعایت فاکتورهای لازم در آموزش الکترونیکی نشان می دهد که این نوع آموزش می تواند به فرآیند یادگیری آنان کمک کند. احساس مثبت و قصد استفاده از این ابزار توسط اساتید موجب استفاده مطلوب از بستر آموزش الکترونیکی در نظام آموزشی است.
شناسایی چالشها و راهکارهای ارتقای کیفیت آموزش دستیاری تخصصی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اگر چه دستیاران در حال آموزش برای دوره تخصص هستند ولی بسیاری از مراقبت های روزانه از بیمار را انجام می دهند. این پژوهش با هدف شناسایی چالش ها و راهکارهای ارتقای کیفیت آموزش دستیاری تخصصی انجام شده است. روش ها: مطالعه کیفی حاضر با روش تحلیل محتوا انجام شد .نمونه تحقیق مقالات با موضوع آموزش دستیاری، برنامه های دستیاری، مشکلات دوره دستیاری بوده است. 26 مقاله برای بررسی نهایی انتخاب شدند. کدگذاری باز مقالات با استفاده از نرم افزار MAXQDA10 انجام گرفت. در مرحله بعد، کدها بر اساس تشابه مفهومی و معنایی گروه بندی و هر طبقه با عناوینی که مبین ویژگی های آن بود، نامگذاری شد. یافته ها: چالش های موثر بر ارتقای کیفیت آموزش دستیاری با 5 مضمون(انتظارات نامعقول آموزشی از دستیاران، فرسودگی شغلی دستیاران، ایجاد اختلال در خلال یادگیرهای عملی، پیچیدگی بیمارستان های آموزشی، استاندارد نبودن برنامه آموزشی) و راهکارهای ارتقای کیفیت آموزش دستیاری با 11 مضمون(نظارت سازمان یافته برکار آموزشی و درمانی دستیاران، آموزش موثر استادان، یادگیری با استفاده از شبیه سازی، آموزش مبتنی برتجربه و تمرین، آموزش ایمنی و مراقبت های بهداشت عمومی به دستیاران ، دادن بازخورد آموزشی، طراحی برنامه آموزشی استاندارد، انجام اعتبار بخشی بصورت مداوم، آموزش یادگیری خودراهبر و مستقل، کاهش حجم کار درمانی، ایجاد تعادل بین امور آموزشی و درمانی) شناسایی شد. نتیجه گیری: آموزش دستیاران تخصصی پزشکی جزء جدایی ناپذیر کیفیت مراقبت از بیماران در بیمارستان های آموزشی است. شناخت مشکلات آموزشی دستیاران و تلاش در جهت رفع این مشکلات بر روند درمان بیماران تاثیر مثبت خواهد داشت.
بررسی میزان رضایت مندی دانشجویان کارشناسی اتاق عمل از شیوه آموزشی سنتی (مربی بالینی) و شیوه آموزشی همتایان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: محیط آموزش بالینی جایی برای پرورش مهارتهای بالینی دانشجویان جهت ورود به جامعه کاری آنها در آینده می باشد ، عوامل متعددی در رابطه با ناکارآمدی دوره کارآموزی مطرح شده است که یکی از این موارد کمبود مربی می باشد. از این رو این مطالعه با هدف بررسی میزان عملکرد و رضایت مندی دانشجویان کارشناسی اتاق عمل دانشگاه علوم پزشکی البرز در سال 1399 از دو شیوه آموزش سنتی مربی بالینی(مربی بالینی) و روش به کار گیری دانشجویان در آموزش تیم بالینی(طرح همتایان بالینی ) انجام گرفت. مواد وروش:پژوهش حاضر از نوع مداخله آموزشی می باشد که در سال1399 بر روی 82 نفر از دانشجویان کارشناسی اتاق عمل ترم 5و 7 دانشگاه علوم پزشکی البرز به صورت سرشماری انجام گرفت. داده ها از طریق پرسشنامه مجزای محقق ساخته جمع آوری شد که درسه بخش اطلاعات دموگرافیک، بخش ارزیابی عملکرد استاد مربوطه درکارآموزی در چهار حیطه(نظم وانضباط ومقررات، ارتباطات، انگیزش،آموزش وارزشیابی) به دست امد. در این مطالعه از آزمون های آمار توصیفی و آزمون های من ویتنی، کای دو، ضریب همبستگی پیرسون و آزمون تی استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار آماری Spss نسخه 22 تجزیه و تحلیل شد. نتایج:نتایج به دست آمده از این مطالعه نشان داد که رضایت مندی دانشجویان از بخش کارآموزی مربوطه هنگامی که جهت آموزش از مربی استفاده شده، بیشتر از همتای بالینی بوده است. دانشجویان به صورت معناداری در 5حیطه ی مقررات، ارتباطات، انگیزش، ارزیابی از اساتید مربی خود بیشتر از اساتید همتار رضایت داشتند.( (p<0.001 نتیجه گیری:با توجه به عدم رضایتمندی دانشجویان اتاق عمل از توانمندی های اساتید همتا در چهار حیطه ی ارتباطات، انگیزش، آموزش و ارزیابی می توان نتیجه گرفت طرح همتایان بالینی در صورت اجرای صحیح بیشتر به عنوان تسهیل کننده آموزش می تواند مفید واقع شود.
ارائه الگوی ارتقاء نظام ارزشیابی آموزش پزشکی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: نظام ارزشیابی آموزش علوم پزشکی در راستای ارتقای آن، نیازمند الگویی است که بتواند مولفه های اصلی نظام آموزشی را مورد رصد و ارزشیابی قرار دهد. هدف از انجام این پژوهش ارائه الگوی ارتقاء نظام ارزشیابی آموزش پزشکی کشور بوده است. روش ها: پژوهش به شیوه ترکیبی و یا روش اکتشافی- متوالی انجام گرفت. بخش کیفی از مصاحبه های عمیق نیمه ساختار یافته با 10 نفر از خبرگان در حدود یک ماه به روش اشباع نظری رسید. تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی از تحلیل مضمون استفاده شد. مقوله های اصلی و فرعی با استفاده از نرم افزار MAXQDA سازماندهی گردید. در بخش کمی از پرسشنامه محقق ساخته برای مدلسازی ساختاری-تفسیری استفاده شد. جامعه آماری کمی کلیه دانشجویان، فارغ التحصیلان، اعضای هیات علمی و اساتید علوم پزشکی می باشند. در بخش کمی از روش حداقل مربعات جزئی استفاده شده است. حجم نمونه 364 نفر انتخاب گردید. برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار (SPSS) نسخه 26 برای انجام پیش پردازش داده ها ازجمله محاسبه آماره های توصیفی و جهت آمار استنباطی در این تحقیق از مدل معادلات ساختاری یا همان نرم افزار Smart PLS استفاده شد. یافته ها: بر اساس یافته ها کدهای توصیفی حاصل از متون مصاحبه، 48 مضمون فرعی شناسایی و با توجه به شباهت و قرابت معنایی آنها، در 9 مضمون اصلی دسته بندی گردید. برای ارائه مدل اولیه ارتقای نظام ارزشیابی آموزش پزشکی از روش مدلسازی ساختاری-تفسیری استفاده شد. که 9 متغیر در مدل وجود داشته و تمامی آنها دارای رابطه معنادار با سایر متغیرهای مدل بودند. نتیجه گیری: . بر این اساس مؤلفه های مربوط به سیاست گذاری و جهت گیری های کلان و منابع و زیرساخت های برنامه آموزشی بیشترین تأثیرگذاری را بر ارتقای نظام ارزشیابی آموزش پزشکی و مدل حاضر دارا می باشند.
نقش فرهنگ مدرسه در پیش بینی خودکارآمدی و اشتیاق شغلی در معلمان مرد و زن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۱ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۱۶۴
۲۳۴-۲۱۷
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی مقایسه ای نقش فرهنگ مدرسه در پیش بینی خودکارآمدی و اشتیاق شغلی در معلمان مرد و زن انجام شده است. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری همه معلمان دوره متوسطه دوم شهرستان فنوج واقع در استان سیستان و بلوچستان در سال تحصیلی 1401-1400 به تعداد 477 نفر بود که از این تعداد 212 نفر (132 معلم مرد و 80 معلم زن) با روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی، بر اساس جدول مورگان به عنوان نمونه آماری پژوهش انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه اشتیاق شغلی (کلاسن و همکاران، 2013)، پرسشنامه خودکارآمدی معلمان (شانن-موران و هوی،2001) و پرسشنامه فرهنگ مدرسه (هیگینز دالساندرو و ساد، 1988) بود. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیری، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام در نرم افزار 26- SPSS تحلیل شدند. بر اساس نتایج تحلیل واریانس چندمتغیری میان خودکارآمدی و اشتیاق شغلی معلمان زن و مرد تفاوت معنادار وجود نداشت (0/001< P). همچنین براساس نتایج همبستگی پیرسون رابطه مثبت و معنادار میان فرهنگ مدرسه و مؤلفه های آن با خودکارآمدی و اشتیاق شغلی معلمان وجود داشت (0/01> P). علاوه بر این نتایج حاصل از رگرسیون گام به گام نشان داد که مؤلفه های فرهنگ مدرسه با (0/333= β ) 46 درصد خودکارآمدی و (0/384 = β) 50 درصد اشتیاق شغلی معلمان را به نحو مثبت پیش بینی می کنند. به طورکلی یافته های این پژوهش نشان داد که فرهنگ مدرسه سهمی معنادار در پیش بینی خودکارآمدی و اشتیاق شغلی معلمان دارد.
مقایسه اثربخشی مداخله مبتنی بر پردازش اطلاعات اجتماعی( انتخاب کردن) و شناختی رفتاری کودکان بر کاهش خشم و تحریک پذیری دانش آموزان پسر 9 تا 12 سال دارای نشانه های اختلال نافرمانی مقابله ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: تحریک پذیری و خشم ازجمله نشانه های اصلی اختلالاتی چون نافرمانی مقابله ای است. برنامه Making Choices(MC) به منظور کاهش رفتار پرخاشگرانه و بر اساس مدل پردازش اطلاعات اجتماعی تدوین شده است. هدف این پژوهش بررسی اثربخشی این روش مداخله ای بر کاهش خشم و تحریک پذیری در کودکان ODD بود. روش: در پژوهش حاضر که از نوع شبه آزمایشی است 24 کودک پسر سنین 9 تا 12 ساله در دو گروه مداخله شناختی رفتاری(8نفر) و مداخلMC (7نفر)و یک گروه شاهد(9) شرکت کردند، 12 جلسه مداخله انتخاب کردن و 12 جلسه مداخله شناختی رفتاری به صورت هفتگی برگزار شد. قبل و پس از جلسات درمانی، پرسشنامه تحریک پذیری استرینگر و خشم نلسون اجرا گردید. یافته ها: تحلیل واریانس مکرر برای بررسی اثربخش مداخله نشان داد که در هر دو متغیر، اثر اصلی عامل زمان معنی دار بود (001/0 > p). همچنین در اثر گروه نیز با توجه به مقادیر F و سطح معنی داری در نمره تحریک پذیری و خشم بین دو گروه آزمایش و گروه شاهد تفاوت معنی داری وجود داشت (001/0>p). بعلاوه بین گروه و زمان نیز تعامل وجود داشت (000/0>p). در مرحله پیش آزمون بین دو گروه در متغیر خشم (49/0p=)و تحریک پذیری (72/0p=) تفاوت معنی داری وجود نداشت. ولی در پس آزمون و پیگیری بین گروه های درمانی و گروه شاهد در خشم و تحریک پذیری تفاوت مشاهده شد. نتایج این پژوهش نشان داد که کودکان گروه مداخله در میزان خشم و تحریک پذیری کاهش چشمگیری نسبت به گروه شاهد داشتند. پیشنهاد می شود مداخلات مبتنی بر پردازش اطلاعات اجتماعی برای کاهش و درمان سایر اختلالات رفتاری و هیجانی کودکان مورد مطالعه قرار دهند.
تأثیر تمرینات آموزشی منتخب یوگا بر مهارت های حرکتی و شناختی در کودکان دختر دارای اختلال هماهنگی رشدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این مطالعه بررسی تأثیر تمرینات آموزشی منتخب یوگا بر مهارت های حرکتی و شناختی در کودکان دارای اختلال هماهنگی رشدی (DCD) بود. روش: این پژوهش از نوع پژوهش های کاربردی است و برای رسیدن به هدف از روش نیمه آزمایشی استفاده شد. از بین افراد شناسایی شده، ۳۰ کودک به صورت تصادفی به عنوان نمونه ی آماری انتخاب شد. متغیرهای پژوهش شامل مهارت های حرکتی درشت، مهارت های حرکتی ظریف، توانایی بازداری پاسخ، انعطاف پذیری شناختی و حافظه ی کاری بودند که به ترتیب با استفاده از آزمون تبحر حرکتی M-ABC-2، آزمون برو/نرو، آزمون استروپ و آزمون ان-بک ارزیابی شدند. پس از انجام پیش آزمون، نمونه ی آماری به دو گروه کنترل و تجربی تقسیم شد. گروه تجربی به مدت هشت هفته، سه جلسه در هفته، در یک برنامه ی تمرینی یوگا شرکت کرد. داده های به دست آمده با استفاده از آمار استنباطی و تحلیل واریانس (ANOVA) در نرم افزار SPSS مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند (05/0 P). یافته ها: نتایج نشان داد که تمرینات آموزشی منتخب یوگا تأثیر معناداری بر بهبود مهارت های حرکتی درشت و ظریف، توانایی بازداری پاسخ، انعطاف پذیری شناختی و حافظه ی کاری در دختران دارای اختلال هماهنگی رشدی دارد. نتیجه گیری: براساس یافته های این پژوهش می توان گفت گنجاندن تمرینات یوگا در برنامه های توان بخشی می تواند به عنوان روشی مؤثر برای بهبود مهارت های حرکتی و کارکردهای اجرایی در کودکان مبتلابه اختلال هماهنگی رشدی مورداستفاده قرار گیرد.
تأثیر استرس والدگری بر اختلالات رفتاری کودکان با نیازهای ویژه با نقش میانجی تحمل پریشانی و پرخاشگری والدین در نظام مدیریت تربیتی خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کودکان استثنایی سال ۲۵ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۹۸)
۱۱۸-۱۰۳
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر استرس والدگری بر اختلالات رفتاری کودکان با نیازهای ویژه و نقش میانجی تحمل پریشانی و پرخاشگری والدین در نظام مدیریت تربیتی خانواده انجام شد. روش: پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر جمع آوری داده توصیفی- همبستگی می باشد. جامعه آماری شامل تمامی والدین دانش آموزان استثنایی مقاطع ابتدایی و متوسطه استان قزوین در سال تحصیلی 1402-1401 بود که 1410 نفر گزارش شد. حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان 303 نفر تعیین و با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده ها با استفاده از چهار پرسشنامه جمع آوری شد: پرسشنامه استرس والدگری ابدین، سیاهه رفتاری کودک اَچِنباخ نسخه والدین، پرسشنامه تحمل پریشانی سیمونز و گاهر و پرسشنامه پرخاشگری باس و پری که پایایی آنها به ترتیب 0/94، 0/92، 0/95 و 0/89 گزارش شد. یافته ها: نتایج نشان داد استرس والدگری با اختلالات رفتاری درون نمایی و برون نمایی کودکان با نیازهای ویژه ارتباط معنادار دارد و تحمل پریشانی و پرخاشگری والدین نقش میانجی در این رابطه دارند. نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد که در طراحی مداخلات آموزشی و حمایتی برای والدین کودکان با نیازهای ویژه، باید به استرس والدگری و ظرفیت تحمل پریشانی و الگوهای پرخاشگری والدین توجه شود تا اثربخشی برنامه ها افزایش یابد.
بررسی اثربخشی برنامه فرزندپروری مبتنی بر ذهنی سازی فانوس دریایی بر خود کنترلی مادران و پرخاشگری و قانون شکنی درکودکان با مشکلات برون نمود(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کودکان استثنایی سال ۲۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۹۷)
۱۲۴-۱۱۱
حوزههای تخصصی:
هدف: کودکان با مشکلات برون نمود، رفتارهایی مانند پرخاشگری، نافرمانی، تکانشگری و قانون شکنی از خود نشان می دهند که می تواند عملکرد اجتماعی، تحصیلی و خانوادگی آن ها را به طور جدی تحت تأثیر قرار دهد. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر بخشی برنامه فرزندپروری مبتنی بر ذهنی سازی فانوس دریایی بر خود کنترلی مادران و پرخاشگری و قانون شکنی در کودکان با مشکلات برون نمود انجام شد. روش پژوهش: پژوهش حاضر کاربردی از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون-پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری تمامی کودکان دارای مشکل رفتاری برون نمود استان اصفهان و 50 نفر از مادران داری کودک با اختلال برون نمود که از نظر سلامت عمومی دچار مشکل بودند با روش نمونه گیری دردسترس وارد مطالعه شدند. از سیاهه رفتاری کودک آخنباخ- نسخه والدین( آخنباخ و رسکورلا ، ۲۰۰۱ ) و پرسشنامه خودکنترلی ( رزنبام ۱۹۸۰) استفاده و برنامه فرزندپروری مبتنی بر ذهنی سازی فانوس دریایی روی شرکت کنندگان گروه آزمایش انجام شد. یافته ها: طبق یافته های بدست آمده برنامه فرزندپروری مبتنی بر ذهنی سازی فانوس دریایی بر خودکنترلی ، پرخاشگری و قانون شکنی در کودکانِ دارای مشکلات برون نمود تأثیر مثبت داشت. بعبارتی تفاوت معناداری در این دو متغیر پس از اجرای آموزش در مرحله پس آزمون و پیگیری وجود داشت. (p<0/01). نتیجه گیری: بنابراین برنامه های فرزندپروری مبتنی بر ذهنی سازی به والدین کمک می کنند تا احساسات و رفتارهای کودکان خود را بهتر درک کرده و به آن ها پاسخ دهند، برنامه فرزندپروری فانوس دریایی با هدف پیشگیری از آسیب های ناشی از سبک فرزندپروری نامناسب والدین طراحی شده است و منجر به کاهش رفتارهای اجباری والدین می شود.
متناسب سازی بازی و فعالیت ها براساس روش پاسخ کاملا فیزیکی(TPR) و ارزیابی اثربخشی آن بر زبان بیانی و دریافتی کودکان اتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر متناسب سازی بازی و فعالیت ها براساس روش پاسخ کاملا فیزیکی و ارزیابی اثربخشی آن بر زبان بیانی و دریافتی کودکان اتیسم بود. روش: در این پژوهش از روش تحقیق ترکیبی و طرح متوالی اکتشافی با مدل تدوین ابزار استفاده شد. روش نمونه گیری به صورت متوالی و در دو مرحله کیفی و کمی صورت گرفت. در مرحله کیفی، یکسری بازی و فعالیت ها براساس روش پاسخ کاملا فیزیکی متناسب سازی و اعتبار یابی شد. و در مرحله کمی، پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل بود. و جامعه آماری شامل همه کودکان اتیسم سنین 7 تا 12 سال شهر قم (62 کودک) بودند که از بین آنان 22 کودک به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به شیوه تصادفی به دو گروه آزمایش (11 کودک) و کنترل (11 کودک) تقسیم شدند. گروه آزمایش بازی و فعالیت های متناسب سازی شده براساس روش پاسخ کاملا فیزیکی را در طی 22 جلسه (هر جلسه یک ساعت) دریافت کرد و گروه کنترل آموزشی دریافت نکرد. ابزار پژوهش، آزمون رشد زبان (TOLD-P:3) هامیل و نیوکامر (1997) بود. داده ها با آزمون تحلیل کواریانس و با استفاده از نرم افزار SPSS-27 تحلیل شدند. یافته ها: یافته های به دست آمده با استفاده از آزمون تحلیل کواریانس، بعد از مداخله نشان داد که بین آزمودنی های گروه آزمایش و کنترل از نظر زبان بیانی و دریافتی در مرحله پس آزمون تفاوت معنی داری وجود دارد (05/0> P). نتیجه گیری: نتایج نشان داد بازی و فعالیت های متناسب سازی شده براساس روش پاسخ کاملا فیزیکی، زبان بیانی و دریافتی کودکان اتیسم را بهبود می بخشد. واژه های کلیدی: اتیسم، روش پاسخ کاملا فیزیکی، زبان بیانی و دریافتی
اثربخشی بازی درمانی کودک محور بر توجه مشترک کودکان طیف اوتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی بازی درمانی کودک محور بر توجه مشترک کودکان طیف اوتیسم انجام شد. به این منظور از روش تجربی با پیش آزمون و پس آزمون تک گروهی استفاده شد. مواد و روش: جامعه آماری شامل تعدادی از کودکان 7 تا 9 ساله مبتلابه اختلال طیف اوتیسم شهر سمنان در سال تحصیلی 1401 -1400 بودند؛ پس از انتخاب مدرسه موردنظر، 13 نفر از دانش آموزان که دارای ملاک پژوهش بودند به عنوان نمونه انتخاب شدند. پیش از انجام مداخله و پس ازآن، از دانش آموزان آزمون گرفته شد تا میزان اثربخشی بازی درمانی موردبررسی قرار گیرد. برای سنجش توجه اشتراکی از کار برگ ثبت مقوله های توجه اشتراکی بین آزمونگر- کودک استفاده گردید. همچنین در این پژوهش نمره هوش این کودکان بررسی شد. دامنه نمره هوش بهر کلی در آزمون هوش وکسلر چهار تجدیدنظر شده از 89 تا 101 بود که میانگین و انحراف استاندارد هوش بهر کلی آنان 77/3 ± 54/95 بوده است. بافته ها: یافته های این پژوهش با استفاده از روش آماری تی جفت شده نشان می دهد با اجرای بازی درمانی کودک محور بر کودک اوتیسم در جلسات پایانی بازی درمانی از نسبت آغازگری توجه مشترک آزمونگر (اجراکننده بازی درمانی کودک محور) کاسته شده است و آغازگری توجه مشترک کودک اوتیسم افزایش یافته است به طوری که در آخرین جلسه بازی درمانی کودک محور آغازگری توجه مشترک به حالات متوسط 50% برای آزمونگر و 50% برای کودک اوتیسم نزدیک شده است. نتیجه گیری: بر این اساس می توان نتیجه گرفت بازی درمانی کودک محور آغازگری توجه مشترک را در کودکان طیف اوتیسم افزایش می دهد و ادامه توجه مشرک را بهبود می بخشد.