فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۰۱ تا ۹۲۰ مورد از کل ۱۹٬۵۵۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
This research was conducted with the aim of examining the role of emotional intelligence, resilience, and perceived social support in predicting academic adjustment of students. The research method was descriptive-correlational. The statistical population included 555 students from the Faculty of Educational Sciences and Psychology at Birjand University in the academic year 2022-2023, of which 237 were selected using stratified random sampling method. The research instruments included the Academic Adjustment Questionnaire by Baker and Siryk (1984), Emotional Intelligence Questionnaire by Schutte (1995), Resilience Questionnaire by Connor and Davidson (2003), and Perceived Social Support Questionnaire by Zimet et al. (1988). Data were analyzed using Pearson correlation coefficient and stepwise multiple regression. Pearson correlation results showed that the strongest relationship existed between resilience and academic adjustment (r=0.63). Additionally, significant relationships were found between emotional intelligence (r=0.49) and social support (r=0.31) with academic adjustment. Regression analysis showed that the three variables together explained 75% of the variance in academic adjustment. Resilience alone predicted 39%, together with emotional intelligence 62%, and with the addition of social support 75% of the changes in academic adjustment. The findings highlight the importance of developing these skills in improving students' academic adjustment.
پیش بینی انگیزه پیشرفت تحصیلی بر اساس معنا در زندگی و نیازهای اساسی روانی در دانشجویان دختر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف پیش بینی انگیزه پیشرفت تحصیلی بر اساس معنا در زندگی و نیاز های اساسی روانی در دانشجویان دختر انجام شد. روش کار: روش تحقیق در پژوهش حاضر به شیوه توصیفی – همبستگی بود و جامعه آماری شامل تمام دانشجویان دختر دانشکده روانشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج در سال تحصیلی 1402 بود. در پژوهش حاضر 110 دانشجو به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه های انگیزه پیشرفت هرمنس(1977)، معنا در زندگی(2006) و نیازهای اساسی روانی(2000) پاسخ دادند. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 26 و به روش آزمون آماری ضریب همبستگی پیرسون و آزمون آماری رگرسیون چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج: نتایج به دست آمده در این پژوهش، نشان داد که انگیزه پیشرفت تحصیلی با معنا در زندگی (وجود معنا ، جستجوی معنا)، رابطه مثبت معنا دار دارد (0.002). همچنین انگیزه پیشرفت تحصیلی با نیازهای اساسی روانی فقط در مؤلفه ی شایستگی رابطه ی مثبت معنا دار دارد (0.000) و در مؤلفه های استقلال و ارتباط رابطه ی معنا داری با انگیزه پیشرفت تحصیلی مشاهده نشد.
Oscillations in Iranian EFL Teachers’ Motivation during Online Instruction: The Role of Teachers’ Seniority and Emotional Intelligence
حوزههای تخصصی:
As a dynamic and multifaceted entity, motivation is prone to constant change under the influence of a great many factors including context, task, group dynamics and learner characteristics. Informed by the dearth of research on motivational fluctuations among the teacher community, the researchers in the current study strove to investigate the factors giving rise to Iranian EFL teachers’ motivational oscillations during the practice of online teaching. Thus, opting for a mixed methods research design, the researchers explored the role of emotional intelligence (EI) and seniority (teaching experience) in determining teachers’ motivational status and intensity in the quantitative phase. However, in the qualitative phase the researchers tapped into the teachers’ perceptions concerning the overriding factors bringing about their motivational fluctuations. A total of 55 teachers with varying degrees of teaching experience ranging from one year to 28 years participated in the study. To gather data for the quantitative phase, Bar-On’s (1997) emotional quotient inventory (EQ-i), and Motometer were utilized. However, in the qualitative phase, the data from teacher narratives and interview responses were consulted. The quantitative results via applying Mann Whitney U test revealed that though emotional intelligence and seniority both played a role in teachers’ motivational level, their influences were not statistically significant. Also, as regards the results of data analysis for the qualitative phase, several factors were pinpointed to underlie the teachers’ motivational changes during online teaching experience, including teaching materials, time intervals during the session, instructional topics, learner factors and internet connection problems. The findings are thought to have fruitful implications for EFL teachers, particularly in sensitizing them toward the role of different factors in their motivational changes.
نقش هیجان های تحصیلی مثبت و منفی و کیفیت زندگی در مدرسه در پیش بینی شایستگی تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش هیجان های تحصیلی مثبت و منفی و کیفیت زندگی در مدرسه در پیش بینی شایستگی تحصیلی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی شهر تبریز انجام شده است.
روش ها: این تحقیق از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ شیوه اجرا توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تحقیق حاضر را تمامی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی شهر تبریز تشکیل دادند که در سال تحصیلی 1404-1403 مشغول به تحصیل بودند که از این جامعه، بر اساس فرمول کوکران و به روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای تعداد 324 نفر انتخاب شده و مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار گرد آوری داده های پژوهش مقیاس هیجان های تحصیلی پکران و همکاران (2002)، پرسشنامه کیفیت زندگی در مدرسه اینلی و بورک (1999) و شایستگی تحصیلی دیپرنا و الیوت (1999) بودند. تجزیه و تحلیل داده ها با روش آماری تحلیل رگرسیون انجام گرفت.
یافته ها: هیجان های تحصیلی مثبت و منفی و مؤلفه های رضایت عمومی، فرصت، پیشرفت و ماجراجویی کیفیت زندگی قادرند تغییرات شایستگی تحصیلی را به طور معناداری در دانش آموزان تبیین کنند.
نتیجه گیری: بدین ترتیب می توان نتیجه گرفت که توجه به هیجان های تحصیلی و بالا بودن کیفیت زندگی مدرسه ای و افزایش شایستگی تحصیلی از اهمیت بالایی برخوردار است.
بررسی رابطه میزان استفاده افراد از فضای مجازی با اضطراب اجتماعی و کارکرد حافظه کوتاه مدت در دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش بررسی رابطه میزان استفاده افراد از فضای مجازی با اضطراب اجتماعی و کارکرد حافظه کوتاه مدت در دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم شهر شیراز بود. پژوهش حاضر، از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی و از نوع هم بستگی بوده است. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانش آموزان دختر متوسطه دوم ناحیه 2 شهر شیراز به تعداد 4219 نفر بود. برای تعیین حجم نمونه از جدول مورگان استفاده شد و تعداد 340 نفر به عنوان حجم نمونه در نظر گرفته شد. شیوه نمونه گیری به صورت طبقه ای تصادفی بود. برای گردآوری اطلاعات از اعتیاد به فضای مجازی صادق زاده و همکاران (1397)، پرسش نامه اضطراب اجتماعی کانور و همکاران (2000) و آزمون حافظه وکسلر (1939) استفاده گردید. به منظور آزمون فرضیه ها از آزمون های هم بستگی و رگرسیون بهره گرفته شد. این پژوهش نشان داد که میزان استفاده افراد از فضای مجازی با اضطراب اجتماعی (0.678=r؛ 0001/0>P) رابطه معناداری دارد. همچنین مشخص گردید که میزان استفاده افراد از فضای مجازی بر ابعاد اضطراب اجتماعی (ترس، اجتناب و ناراحتی فیزیولوژیک) تأثیر معناداری دارد (0001/0>P). از سوی دیگر مشخص گردید که میزان استفاده افراد از فضای مجازی با حافظه کوتاه مدت (0.510-=r؛ 0001/0>P) رابطه منفی و معناداری دارد. و در نهایت مشخص گردید که میزان استفاده افراد از فضای مجازی بر ابعاد حافظه کوتاه مدت (حافظه منطقی و تکرار ارقام روبه جلو و معکوس) تأثیر معناداری دارد (0001/0>P). بر اساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که استفاده بیش ازحد دانش آموزان از فضای مجازی باعث تشدید اضطراب اجتماعی و کاهش عملکرد حافظه کوتاه مدت دانش آموزان می گردد.
اسکولار چت یک پلتفرم هوش مصنوعی برای حمایت از پژوهشگران و نویسندگان در دنیای علمی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به معرفی Scholar-Chat، یک پلتفرم هوش مصنوعی طراحی شده برای حمایت از پژوهشگران و نویسندگان در فرآیندهای تحقیق و نوشتن علمی می پردازد. هدف اصلی این پلتفرم تسهیل دسترسی به منابع علمی و بهبود کیفیت نوشتار از طریق ارائه خدمات متنوعی از جمله نوشتن، ویرایش و بازبینی متون علمی است. برای بررسی کارایی Scholar-Chat، از روش های کیفی و کمی استفاده شده است. در این راستا، داده های مرتبط با نظرات کاربران و تحلیل بازخوردها جمع آوری و مورد بررسی قرار گرفته اند. یافته های این تحقیق نشان می دهد که Scholar-Chat قادر است با ارائه پاسخ های سریع و دقیق به سوالات پژوهشگران، روند تحقیق را تسهیل کند و کیفیت نوشتارهای علمی را بهبود بخشد. نتیجه گیری این مقاله به اهمیت استفاده از فناوری های نوین در پشتیبانی از روندهای علمی و آموزشی اشاره دارد و نشان می دهد که Scholar-Chat می تواند به عنوان یک ابزار ارزشمند در دست پژوهشگران و نویسندگان عمل کند و به ارتقاء استانداردهای علمی کمک نماید.
ارائه مدل مفهومی مؤلفه های بی انگیزگی تحصیلی: یک مطالعه سنتز پژوهی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های کیفی در علوم تربیتی سال اول تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
75 - 107
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش ارائه مدل مفهومی بی انگیزگی تحصیلی بود. این پژوهش با روش کیفی سنتزپژوهی انجام گرفت. جامعه آماری، شامل کلیه متون پژوهشی داخلی و خارجی در دسترس، مراجع مرتبط و اسناد بالا دستی نظام آموزش و پرورش جمهوری اسلامی بود. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند 17 سند که به صورت مرتبط به حوزه بی انگیزگی تحصیلی پرداخته بودند، انتخاب گردید. ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش چک لیست بود که روایی صوری و محتوایی آن مورد تأیید 3 نفر از متخصصان علوم تربیتی قرار گرفت. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از تکنیک تحلیل مضون استفاده شد. براساس یافته های پژوهش، 55 ویژگی در چهار مضمون اصلی و 18 مضمون فرعی با عناوین: مضمون عوامل فردی با شش مضمون فرعی (خودتنظیمی، تجربه هیجانات در مدرسه، اضطراب و وسواس فکری، عدم آگاهی، نداشتن هدف)، مضمون عوامل خانوادگی با پنج مضمون فرعی (خانواده از هم گسیخته، سبک فرزندپروری، پایگاه اقتصادی اجتماعی، تعارض رفتاری، نشاط و انگیزه)، مضمون عوامل آموزشی با پنج مضمون فرعی (معلم اثربخش، روش تدریس نوین، جایگاه مشاور، زیرساخت آموزشی، محتوای درسی)، بعد مهارت مدیریتی با دو مؤلفه (مدیریت کلاس، سازماندهی کلاس) و مضمون عوامل اجتماعی با دو مضمون فرعی (رسانه های اجتماعی، ارتباطات اجتماعی) تلخیص و دسته بندی شدند. بر پایه مضامین شناسایی شده، مدل مفهومی بی انگیزگی تحصیلی ارائه و اصول آن نیز پیشنهاد شد. نتیجه اینکه انگیزه تحصیلی به مجموعه عوامل و تعاملات پیچیده بین آنها بستگی دارد عوامل زیادی به صورت زنجیروار بر از بین بردن انگیزه و ایجاد بی انگیزگی تحصیلی مؤثر است، که می توان به عوامل فردی، اجتماعی، خانوادگی و آموزشی اشاره کرد.
Iranian EFL Teachers’ Perceptions of Reflective Skills: A Qualitative Study(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۳, Issue ۵۴, Autumn ۲۰۲۵
11 - 27
حوزههای تخصصی:
While there are varying perspectives on the bases of reflective practice within the teaching context, there is a broad consensus that reflection is fundamental to building a teacher's professional identity and improving their development. This study sought to investigate the perceptions of EFL teachers of reflective skills of Iranian effective teachers. To this end, a grounded theory design was used. Participants consisted of 30 conveniently selected female intermediate EFL learners from a language institute in Mashhad. For data collection, semi-structured interview and written reflective journal were used. Data analysis was done through manual thematic analysis via open, axial and selective coding. The results showed the following perceptions of EFL teachers of reflective skills of Iranian EFL effective teachers: 1. Behaving in a socially acceptable manner; 2. Being able to motivate students; 3. Managing classroom; 4. Attending to students' diversity of needs; 5. Planning appropriate teaching and evaluation methods and strategies; etc. Moreover, according to the results, the least important reflective skills of Iranian EFL effective teachers were attending to students' diversity of needs, and being able to motivate students. In addition, the most important reflective skills of Iranian EFL effective teachers were evaluating one's own teaching, making appropriate modifications in one's own teaching, thinking skillfully, planning appropriate teaching and evaluation methods and strategies, and managing classroom. The results have some implications for policymakers, teacher educators, authorities in charge of recruiting teachers.
Avicenna’s Vision of Upbringing: A Philosophical Framework for Children’s Spiritual Formation
حوزههای تخصصی:
The present research paper is a metacognition of children's religious upbringing based on Avicenna's thoughts on education and upbringing. The qualitative research method of descriptive-analytical type is employed to address the author's main concerns. Religious upbringing in Avicenna's thoughts and writings represents teaching religious concepts and beliefs resulting into intellectual persuasion, true acceptance, and inner commitment. Religious upbringing has comprehensive principles that Avicenna took into consideration. From perspective, these principles include human purposefulness, monotheism, and the strategic principle of moderation. Following the goals and principles, religious upbringing is taken into account as it affects education. Heredity, marriage, and nutrition some of the areas that can affect an individual's upbringing. Avicenna's educational thought indicates that it is important that religious upbringing has content stemming from Tawhid (monotheism), Akhirah (resurrection), prophecy, and imamate. Avicenna believes that religious upbringing requires stages and that success in individuals' upbringing cannot be achieved without going through different stages. The upbringing stages in this regard include upbringing at home and upbringing in school. In a summary of Avicenna's thoughts, one can come to realize that in Avicenna's educational thoughts, a child needs religious upbringing, but in order to educate children, it is necessary to pay attention to various principles, components, and stages in which moderation is considered in the process and the educator should not go beyond moderation in the upbringing process.
چالش های اولویت دار آموزش منابع انسانی در حوزۀ مهندسی، در دورۀ انقلاب صنعتی چهارم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش مهندس ایران سال ۲۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۵
23 - 54
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی هوشمندسازی آموزشِ عالی ایران با رویکرد فناورانه دانشگاه نسل پنجم است. روش پژوهش کیفی و با رویکرد داده بنیاد بوده است. جامعه آماری آن را متخصصان و صاحب نظران حوزه آموزشِ عالی تشکیل داده اند. روش نمونه گیری قضاوتی هدفمند بوده است. ابزار جمع آوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته بود که حجم نمونه را براساس نمونه گیری نظری و رسیدن به اشباع نظری تعیین کردیم. درمجموع، با 15 نفر مصاحبه کردیم. با استفاده از نرم افزار MAXQDA2020، کدگذاری باز، محوری و گزینشی، داده ها را تحلیل کردیم. براساس نتایج، این الگو دارای مؤلفه های تحول آفرینی (پیشرفت های فناوری و چالش های جهانی 5/0) و دانشجومحوری (تناسب دانشجو با صنعت و انتظارات دانشجویان) به عنوان شرایط علّی، زیرساخت های نهادی (نگرش و بافت فرهنگی و آمادگی نهادی) به عنوان شرایط زمینه ای، حکمرانی نظام آموزشِ عالی (سیاست گذاری نظام آموزشِ عالی و راهبردهای نظام آموزشِ عالی) به عنوان شرایط مداخله گر، پیاده سازی و استقرار (توسعه زیست بوم فناوری و نوآوری) به عنوان راهبرد، و مزیت ها (نوسازی آموزشِ عالی و جامعه محوری و کارآفرینی) به عنوان پیامدهاست. ایران با پذیرش الگوی هوشمندسازی آموزشِ عالی ایران با رویکرد فناورانه دانشگاه نسل پنجم فرصت دارد چشم انداز آموزشِ عالی خود را متحول کند.
مطالعه نابرابری های آموزشی: بررسی وضعیت شاخص های آموزشی استان خراسان رضوی طی برنامه ششم توسعه (1400-1396)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی نقاط قوت و ضعف برنامه ششم توسعه در کاهش نابرابری های آموزشی، شاخص های آموزشی استان خراسان رضوی را طی سالهای (1400-1396) بررسی می کند. روش شناسی: این پژوهش با رویکرد کمی و روش توصیفی، از داده های مرکز آمار ایران و سالنامه های وزارت آموزش و پرورش استفاده کرده و بر شاخص های دسترسی، درونداد و برونداد آموزشی تمرکز دارد. یافته ها: نتایج نشان داد که خراسان رضوی طی برنامه ششم در شاخص دسترسی به آموزش با کاهش پوشش تحصیلی و افزایش ترک تحصیل، به ویژه در مناطق روستایی و میان دختران، مواجه است.در شاخص دروندادها، نسبت دانش آموز به معلم افزایش و فضای آموزشی در مناطق محروم کاهش یافت، اما سطح تحصیلات معلمان بهبود داشت. و در شاخص بروندادها، ترک تحصیل و ارتقا در متوسطه اول افزایش و تکرارپایه و افت تحصیلی در ابتدایی کاهش یافت. همچنین در مقایسه با میانگین کشوری، استان در نرخ ثبت نام، ارتقا و کاهش مردودی دارای برتری اما ضعف در فضای آموزشی و بازمانده از تحصیل است. نتیجه گیری و پیشنهادها: این پژوهش بر لزوم توجه به نابرابری های منطقه ای و جنسیتی تأکید دارد و پیشنهاد می کند سیاست گذاران برنامه هایی برای بهبود آموزش در مناطق محروم و گروه های آسیب پذیر طراحی کنند. نوآوری و اصالت: این مطالعه با ارائه اولین تحلیل جامع و داده محور از تأثیر برنامه ششم بر شاخص های آموزشی خراسان رضوی، رویکردی نوین در بررسی نابرابری های آموزشی با تأکید بر تفاوت های جنسیتی و منطقه ای ارائه می دهد و با تلفیق داده های آماری به روز و تحلیل تطبیقی با کشور، راهکارهای هدفمند برای مناطق محروم پیشنهاد می کند.
شناسایی موانع اجرای آموزش های فنی و مهارتی در دوره ابتدائی و ارائه راهکارهایی برای آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به دنبال شناسایی موانع اجرای آموزش های فنی و مهارتی در دوره ابتدائی و ارائه راهکارهایی جهت توسعه آن انجام شد. رویکرد پژوهش کیفی و به شیوه تحلیل تم انجام شد. روش نمونه گیری به صورت هدفمند و از نوع گلوله برفی بود که بر مبنای آن 14 نفر از خبرگان و صاحب نظران انتخاب و مورد مصاحبه نیمه ساختار یافته قرارگرفتند. اعتبار یافته ها با استفاده از روش بررسی همکار مورد تایید قرار گرفت. یافته های پژوهش با استفاه از تکنیک تحلیل تم در بستر نرم افزار MAXQDA تحلیل شد. تحلیل نتایج تحقیق منجر به استخراج 134 کد توصیفی، 33 تم فرعی و 10 تم اصلی برای شناسایی موانع و راهکارهای اجرای آموزش های فنی و مهارتی در دوره ابتدائی شد. مطابق با یافته ها موانع اجرای آموزش های فنی و مهارتی در مقطع ابتدائی شامل 6 تم اصلی " چالش های فرهنگی و نگرشی، اقتصادی و مالی، اجرایی و ساختاری، آموزشی، فنی و زیر ساختی، چالش های توانایی حرفه ای" و همچنین راهکارهای توسعه ی آموزش های فنی و مهارتی در مقطع ابتدائی در 4 تم اصلی " امور مالی و زیرساختی، توسعه فرهنگی و مهارت پروری، امور مدیریتی و اجرایی، توسعه آموزش و مهارت" دسته بندی گردید با توجه به نتایج نبود هماهنگی و همکاری مؤثر بین نهادهای آموزشی و فرهنگی، به عنوان یکی از موانع اصلی، توسعه آموزش مهارتی را تحت تاثیر قرار می دهد. همچنین محدودیت های اقتصادی و کمبود تجهیزات، از موانع عمده در اجرای برنامه های آموزش فنی و حرفه ای هستند که نیازمند تامین امکانات و منابع مالی مناسب است. تغییر نگرش خانواده ها و ترویج فرهنگ آموزش مهارتی در جامعه نقش مهمی در تثبیت و ترویج این نوع آموزش داشته و می تواند به بهبود وضعیت آموزش های فنی و حرفه ای کمک کند.
مدل پس آیندها و پیش آیندهای حمایت سازمانی در آموزش و پرورش
منبع:
انگاره های نو در تحقیقات آموزشی سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
168 - 181
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی پیشایندها و پیامدهای ادراک از حمایت سازمانی در نهاد آموزش وپرورش با تأکید بر نگرش و برداشت معلمان نسبت به مفهوم حمایت سازمانی است. این پژوهش در پی تبیین عوامل مؤثر بر شکل گیری ادراک حمایت سازمانی و تأثیرات آن بر نگرش ها، بهزیستی ذهنی و رفتارهای شغلی معلمان می باشد. روش شناسی پژوهش: روش این مطالعه، توصیفی-تحلیلی است که با استفاده از مطالعه مبانی نظری، مرور پیشینه پژوهش ها و تحلیل محتوای منابع معتبر انجام شده است. در این راستا، چارچوب مفهومی پژوهش از طریق تحلیل ساختاری و تلفیق نظریه ها و یافته های تجربی تدوین گردیده است. یافته ها: یافته ها نشان می دهد پیشایندهایی مانند عدالت سازمانی، حمایت سرپرست و نوع رهبری بر ادراک حمایت سازمانی تأثیرگذارند و این تأثیر با متغیرهای میانجی مثل تعهد عاطفی، اعتماد و انگیزش درونی تقویت می شود. در نتیجه، حمایت سازمانی ادراک شده باعث بهبود عملکرد شغلی، رضایت، سلامت روان و کاهش ترک خدمت می گردد. نتیجه گیری: ادراک از حمایت سازمانی نقشی کلیدی در ارتقای تعهد، رضایت شغلی، بهزیستی روانی و بهبود عملکرد معلمان ایفا می کند. ایجاد محیطی حاوی احترام، قدردانی، پشتیبانی مادی و معنوی و روابط مبتنی بر اعتماد، می تواند سطح حمایت سازمانی ادراک شده را افزایش داده و در نهایت موجب موفقیت سازمانی شود.
تاثیر ارزشیابی بازی وارسازی شده مبتنی بر هوش مصنوعی بر یادگیری خودجهت دهی و خودکارآمدی خلاق دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۸
71 - 88
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر تاثیر ارزشیابی بازی وارسازی شده مبتنی بر هوش مصنوعی بر یادگیری خودجهت دهی و خودکارآمدی خلاق دانشجویان بود. روش: روش تحقیق نیمه آزمایشی از نوع طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان کارشناسی ارشد رشته تکنولوژی آموزشی دانشگاه بین المللی چابهار بودند که 50 نفر به عنوان نمونه با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (25 نفر در گروه آزمایش و 25 نفر در گروه کنترل قرار گرفتند. یافته ها: داده ها با روش کوواریانس تجزیه و تحلیل شدند. یافته های پژوهش نشان داد ارزشیابی بازی وارسازی شده مبتنی بر هوش مصنوعی بر یادگیری خودجهت دهی تاثیر دارد. ارزشیابی بازی وارسازی شده مبتنی بر هوش مصنوعی بر انگیزش یادگیری طرح ریزی و اجرا، خودنظارتی و ارتباط بین فردی تاثیر دارد. ارزشیابی بازی وارسازی شده مبتنی بر هوش مصنوعی بر خودکارآمدی خلاق تاثیر دارد. نتیجه گیری: بر این اساس می توان نتیجه گرفت دانش آموزانی که در معرض ارزشیابی بازی وار قرار گرفتند، خودمختاری بیشتری در مدیریت فرایند یادگیری از خود نشان دادند و اعتمادبه نفس بالاتری در به کارگیری خلاقیت در موقعیت های آموزشی داشتند. با توجه به تأثیر مثبت ارزشیابی بازی وار بر یادگیری خودجهت ده و خودکارآمدی خلاق، به دانشجویان پیشنهاد می شود از فرصت های یادگیری مبتنی بر بازی وارسازی بهره مند شوند و به طور فعال در فعالیت های آموزشی تعاملی شرکت کنند. استفاده از این رویکردها می تواند به تقویت مهارت های خودتنظیمی، اعتماد به توانمندی های فردی و پرورش خلاقیت آن ها در حل مسائل آموزشی منجر شود.
نگاهی انتقادی به روایت عدالت در نظام سیاست گذاری آموزشی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله برای پاسخ به دو مساله نگاشته شده است: نخست، بررسی روایت عدالت اجتماعی و تربیتی در بعضی از اسناد آموزشی ایران پس از انقلاب؛ و دوم، تحلیل چالش هایی که از این روایت حاصل آمده است. برای انجام این کار از روش تحلیلی برای روشن شدن مفاهیم و گزاره ها، و روش انتقادی برای سنجش روایت ها و پیامدهای آنها استفاده شده است. منابع مورد مطالعه شامل اسناد سه گانه آموزشی یعنی، "مبانی نظری تحول بنیادی نظام آموزش و پرورش"، "سند برنامه درسی ملی " و " سند تحول بنیادی آموزش و پرورش ایران" و سایر منابع مستقیم و یا غیرمستقیم در اختیار پژوهش گر، بوده است. در چهارچوب نظری، سه روایت کلان عدالت "نظم کیهانی"، "الهیاتی" و "عرفی" مورد بررسی قرار گرفته است. یافته های مطالعه نشان می دهد که سندنویسان بر پایه روایتی الهیاتی کوشیده اند تا عدالت اجتماعی و تربیتی را با آموزه های دینی سازگار نموده و تفسیری درون دینی از آن ارائه دهند. با این حال، به نظر می رسد چنین خوانشی در پاسخ گویی به مطالبات متکثر و گوناگون ذی نفعان و کنش گران آموزشی با چالش هایی مواجه است. در کانون این چالش ها مطالبه رفع تبعیض آموزشی قرار دارد. به نظر می رسد که برای حل این مخاطرات نیازمند توجه به روایت یا روایت های دیگری از عدالت هستیم.
اثربخشی بسته آموزشی مبتنی بر رفتارهای مدنی تحصیلی بر بهبود رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت تحصیلی در دانش آموزان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
127 - 139
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی بسته آموزشی رفتارهای مدنی تحصیلی بر بهبود رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت تحصیلی در دانش آموزان دختر انجام شد. روش پژوهش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری یک ماهه بود. جامعه ی موردمطالعه در این پژوهش تمام دانش آموزان دختر مدارس دوره ی دوم متوسطه شهر مهاباد در سال تحصیلی 1403-1402 بودند که تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (15 نفر آزمایش و 15 نفر کنترل) گمارده شدند. ابزار اندازه گیری در این پژوهش پرسشنامه رفتارهای سبک زندگی تحصیلی ارتقاء دهنده صالح زاده و همکاران (1396) بود. گروه آزمایش 10 جلسه ی (هر هفته 2 جلسه) 75 دقیقه ای تحت بسته ی آموزشی مبتنی بر رفتارهای مدنی تحصیلی قرار گرفت و گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد. تجزیه و تحلیل داده های آماری با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و با نرم افزار SPSS نسخه ۲3 صورت گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که آموزش بسته رفتارهای مدنی تحصیلی بر رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت تحصیلی در دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه اثربخش است (001/0p<). نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده از این پژوهش، پیشنهاد می شود که بسته آموزشی رفتارهای مدنی تحصیلی در کنار سایر مداخلات روانشناختی به عنوان یکی از روش های مؤثر در بهبود رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت تحصیلی در دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه بکار گرفته شود.
واکاوی یادگیری در کلاس معکوس: مسیری برای ارتقای راهبردهای یادگیری خودتنظیمی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال ۲۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۶
259 - 280
حوزههای تخصصی:
این مقاله با هدف تعیین اثربخشی واکاوی یادگیری در محیط کلاس معکوس بر خودتنظیمی دانش آموزان پسر انجام شد. در این پژوهش، بر اساس نوع گردآوری داده ها، از طرح های نیمه آزمایشی استفاده شد که شامل روش پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. از جامعه دانش آموزان پسر پایه ششم دبستان های غیر دولتی شهر کرمان، با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، 45 نفر انتخاب و با استفاده از روش جایگزینی تصادفی، به دو گروه کنترل و آزمایش تقسیم شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه راهبردهای یادگیری خودتنظیمی (بوفارد و همکاران، 1998) بود. یافته های پژوهش در گروه آزمایشی نشان داد که نمرات گروه آزمایش در پس آزمون خودتنظیمی نسبت به پیش آزمون تفاوت محسوسی داشته است اما این تفاوت در گروه کنترل ملاحظه نشد. نتایج کواریانس نشان داد که واکاوی یادگیری در محیط کلاس معکوس بر افزایش خودتنظیمی دانش آموزان پسر پایه ششم دبستان هوشمند تاثیر معنی دار دارد(001>p). بنابراین پیشنهاد می شود که در محیط کلاس معکوس برای ارتقای خودتنظیمی دانش آموزان از واکاوی یادگیری استفاده شود.
جستاری نظام مند بر مدیریت استعداد معلمان: ابعاد، مؤلفه ها و الگوی مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۹۳
175-200
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف شناسایی ابعاد، مؤلفه ها و نشانگرهای مدیریت استعداد معلمان انجام شد. روش تحقیق از نظر ماهیت کاربردی و در زمره پژوهش های کیفی و از نوع فراترکیب (متاسنتز) است که با استفاده از روش هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو (2007) انجام شده است. جامع ه ای ن پژوه ش، کتاب ها و مق الات علمی پژوهشی منتشرشده در پایگاه های معتبر خارجی از س ال 2000 ت ا 2025، در ارتباط با واژگان مرتبط با موضوع مدیریت استعداد معلمان بوده اند. درنهایت 53 مقاله تحلیل شد. برای تحلیل داده ها از نرم افزار مکس کیودا و برای تحلیل داده ها از کدگذاری خط به خط، در قالب کدهای باز (نشانگرها)، اس تفاده شد. سپس کدهای باز در حوزه های مرتبط در کدهای محوری (مؤلفه ها) و درنهایت در کدهای اصلی (ابعاد) سازماندهی شدند. یافته ها نشان می دهد مدیریت استعداد معلمان مدیریت استعداد معلمان شامل سه بعد و هر بعد شامل دو مؤلفه است. بعد شناسایی استعداد: «سیاست ها، اهداف و ساختار» و «آزمون های استاندارد و سازوکار بازخورد»، بعد پرورش استعداد: «آموزش عملی و مهارتی» و «اشتیاق و استقامت» و بعد حفظ و نگهداشت استعداد: «حمایت و انگیزش مادی» و «فرهنگ و انگیزش معنوی». الگوی مفهومی مدیریت استعداد معلمان بر اساس یافته ها ارائه شده است.
اثر رهبری مربیگری مدیران مدارس بر عملکرد خلاقانه معلمان ورزش ابتدائی با نقش میانجی توانمندسازی روانشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
82 - 97
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مطالعه اثر رهبری مربیگری مدیران مدارس بر عملکرد خلاقانه معلمان ورزش ابتدائی با نقش میانجی توانمندسازی روانشناختی است. این پژوهش کاربردی با استفاده از روش تحقیق پیمایشی انجام گردید. 321 معلم ورزش ابتدایی استان گلستان جامعه آماری این پژوهش بودند. حجم نمونه پژوهش با بکارگیری فرمول کوکران 176 معلم تعیین گردید و برای انتخاب نمونه از روش انتخاب تصادفی طبقه ای استفاده شد. ابزار اندازه گیری متغیرها شامل سه پرسشنامه رهبری مربیگری (الینگر و همکاران، 2013)، توانمندسازی روانشناختی (اسپریتزر و همکاران، 2005) و عملکرد خلاقانه (ژو و جرج، 2001) بود. نرم افزا آماری SPSS نسخه 25 به منظور انجام تحلیل های توصیفی بر روی ویژگی های فردی نمونه پژوهش و متغیرها مورد استفاده قرار گرفت. تحلیل های بخش استنباطی با بهره گیری از نرم افزار آماری Smart PLS نسخه 4 انجام گردید. یافته های پژوهش نشان داد اثر رهبری مربیگری مدیران بر توانمندسازی روانشناختی معلمان ورزش مثبت و معنی دار است. همچنین نتایج پژوهش مشخص نمود رهبری مربیگری مدیران بر عملکرد خلاقانه معلمان ورزش اثر معنی داری ندارد. در نهایت، یافته های پژوهش نشان داد رهبری مربیگری مدیران بر عملکرد خلاقانه معلمان ورزش با نقش میانجی توانمندسازی روانشناختی اثر مثبت و معنی داری دارد. بی توان چنین نتیجه گیری نمود که بکارگیری رهبری مربیگری توسط مدیران مدارس با بهبود توانمندسازی معلمان ورزش موجب عملکرد خلاقانه آن ها می شود. بنابراین افزایش آگاهی و دانش مدیران مدارس از شیوه رهبری مربیگری و ترغیب آن ها به استفاده از این شیوه رهبری در محیط کاری خود پیشنهاد می شود.
تحلیل و مقایسه نشانه های فراگفتمانی در رمان ها و مجموعه داستان های کودک و نوجوان هوشنگ مرادی کرمانی بر اساس انگاره ی هایلند (2005)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
129 - 142
حوزههای تخصصی:
نشانه های فراگفتمان ابزاری هستند که بدون افزودن چیزی به محتوای اصلی متن، جهت سازماندهی زبان به کار می روند. در چارچوب نظری هایلند (2005) الگویی برای تحلیل تعامل میان نویسنده متن و مخاطب آن و همچنین انسجام متن ارائه شده است. در پژوهش حاضر بر اساس الگوی نظری هایلند نشانه های فراگفتمان تعاملی و تبادلی را در رمان ها و مجموعه داستان های نوشته شده توسط هوشنگ مرادی کرمانی، یکی از نویسندگان صاحب نام در حیطه ادبیات کودک و نوجوان مورد بررسی و مقایسه قرار گرفته است. بدین منظور، برای استخراج و شناسایی انواع نشانگرهای فراگفتمان به کار رفته درمجموعه داستان ها و رمان های مرادی کرمانی که در مجموع شامل 221387 واژه می شود، و سپس مقایسه میان آنها، از نرم افزار واژه نگار انت کانک استفاده شد. در نهایت، یافته ها نشان داد که تعداد فراگفتمان های تعاملی نسبت به تبادلی در پیکره مورد بررسی بیشتر بوده است. این امر بدان معناست که تعامل با مخاطبین از راهنمایی آنها در ژانر ادبی مهم تر است. همچنین، با توجه به یکسانی سبک نوشتاری خاص نویسنده مورد پژوهش در مجموعه داستان ها و رمان ها، تحلیل داده ها با استفاده از آزمون آماری ویلکاکسون، تفاوت معناداری را در میزان فراوانی نشانگرهای فراگفتمان بین مجموعه داستان ها و رمان ها نشان نداد.