فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۸۱ تا ۱٬۰۰۰ مورد از کل ۱۹٬۵۵۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف مطالعه راهبرد داربست و ارائه رویکرد جدیدی برای آموزش متغیرهای تصادفی در دروس احتمال دانشجویان علوم و مهندسی انجام شده است.
روش پژوهش: در این مقاله ابتدا در مورد یادگیری فعال و عواملی نظیر کار گروهی، بازخورد اصلاحی و استفاده از رایانه، که در یادگیری دروس وابسته به آمار و احتمال به دانشجویان کمک می کند، موردهایی مطرح می شود. سپس برنامه های نمایشی به عنوان جایگزینی برای روش های کلاسیک آموزشی معرفی می شود.
یافته ها: در این مقاله به برخی تصورهای غلط رایج دانشجویان درباره پیشامدها، متغیرهای تصادفی و متغیرهای تصادفی پیوسته اشاره می شود و با ذکر تعدادی مثال این مفهوم ها مورد تجزیه و تحلیل قرار خواهند گرفت. سپس مفهوم راهبرد داربست و کاربرد آن در آموزش متغیر تصادفی و یک رویکرد تدریس در دوره های آموزشی آمار و احتمال شرح داده می شود.
نتیجه گیری: با توجه به موارد بیان شده در مقاله، پیشنهاد می شود در تدریس مباحث اولیه متغیرهای تصادفی برای دانشجویان علوم و مهندسی، به جای این که حالت های متغیرهای تصادفی گسسته و پیوسته به طور جداگانه تدریس شوند، متغیرهای تصادفی به صورت کلی و با استفاده از مفهوم انتگرال ریمان-استیلتس آموزش داده شوند.
طراحی محیط یادگیری مبتنی بر رویکرد تلفیقی با تاکید بر حوزه های آموزش و یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فناوری های آموزشی در یادگیری دوره ۷ بهار ۱۴۰۳ شماره ۲۳
65 - 107
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف طراحی محیط های یادگیری مبتنی بر رویکرد تلفیقی، با تاکید بر حوزه های آموزش و یادگیری، با استفاده از مدل طراحی آموزشی و محیط های یادگیری زارعی زوارکی(۱۳۹۱)، در درس علوم پایه سوم ابتدایی صورت گرفته است که براساس هدف، کاربردی و از منظر روش پژوهش از نوع آمیخته (کیفی- کمی) می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمام دانش آموزان ابتدایی در سه شهر بندرعباس، ایرانشهر و کرمان می باشد که با به کارگیری روش نمونه گیری تصادفی، 100 دانش آموز ابتدایی به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. این پژوهش با فرایند طراحی، اعتباریابی، اجرا و ارزشیابی انجام شد. اعتباریابی با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته و ارزشیابی درونی بر اساس الگوی فرانسیس کلاین و ارزشیابی بیرونی بر اساس الگوی مشارکتی نیکولز، توسط متخصصان برنامه ریزی درسی و معلمان ابتدایی انجام شد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که با ایجاد فرصت های عملی برای یکپارچه سازی مفاهیم میان رشته ای، معلمان می توانند زمینه یادگیری عمیق، پایدار و مرتبط با موقعیت های زندگی واقعی دانش آموزان و تجربه یادگیری لذت بخش و زمینه تغییر نگرش در دانش آموزان را فراهم سازند.
مقایسه تأثیر استفاده از روش تدریس معکوس و روش تدریس سنتی بر تاب آوری تحصیلی و درگیری تحصیلی دانش آموزان در درس علوم تجربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش مقایسه تأثیر استفاده از روش تدریس معکوس و روش تدریس سنتی بر تاب آوری تحصیلی و درگیری تحصیلی دانش آموزان در درس علوم تجربی بود. روش این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر پایه ششم ابتدایی شهرستان سلسله در سال تحصیلی 1403-1402 است. از میان جامعه آماری تعداد 2 کلاس به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و در ادامه به شیوه تصادفی در قالب دو گروه آزمایش (20 نفر) و کنترل (20 نفر) جایگزین شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسش نامه تاب آوری تحصیلی ساموئلز (2004) و پرسش نامه درگیری تحصیلی ریو (2013) بود. داده ها با استفاده از آزمون های توصیفی و تحلیل کوواریانس تجزیه وتحلیل شدند. نتایج آزمون تحلیل کواریانس نشان داد که روش تدریس معکوس بر تاب آوری و درگیری تحصیلی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی گروه آزمایش تأثیر مثبت دارد (۰۵/۰p<) به گونه ای که میزان تاب آوری و درگیری تحصیلی در دانش آموزانی که با استفاده از روش تدریس معکوس، درس علوم تجربی دبستان را یادگرفته اند، نسبت به دانش آموزانی که به مطالعه درس علوم تجربی با شیوه های سنتی پرداخته اند بالاتر بوده است. استفاده از روش تدریس معکوس به عنوان یک روش تدریس فناورانه نوین بیش از روش سنتی می تواند منجر به تقویت تاب آوری تحصیلی و درگیری تحصیلی در شاگردان شود.
تحلیل محتوای کمی کتاب جغرافیای کاربردی (پایه دوازدهم انسانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، تحلیل محتوای کمی کتاب جغرافیای کاربردی برحسب طراحی آموزشی پایه دوازدهم است؛ در روش تحلیل کمی از منظر فعال و غیرفعال بودن بر اساس روش ویلیام رومی متن پرسش ها و تصاویر کتاب بررسی می شود. جامعه مورد مطالعه پژوهش، کتاب جغرافیای کاربردی رشته انسانی بود. کل کتاب به عنوان نمونه، مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. ابزار گردآوری اطلاعات در روش کمی، تحلیل مبتنی بر روش ویلیام رومی است که بر اساس مبانی نظری تهیه و روایی آن توسط دبیران درس جغرافیا تائید شد. واحد مطالعه درس های مندرج در کتاب و واحد تجزیه وتحلیل، متن، پرسش ها و تصاویر کتاب است، که بر اساس مقوله های فعال و غیرفعال بوسیله فرمول ویلیام رومی تحلیل و ضریب درگیری آنها مشخص شد. نتایج نشان می دهد که متن کتاب جغرافیای کاربردی با ضریب درگیری 5/0 متنی فعال و پویاست و علاوه بر بیان حقایق و ارائه اطلاعات ذهن دانش آموزان را با مطالب جدید درگیر می کند و از نظر آموزشی رویکرد فعال دارد. پرسش های کتاب با ضریب درگیری 5/1 نشان می دهد که پرسش ها فعال و پویا هستند و زمینه را برای یادگیری فعال فراهم می کنند، اما در مرز قرار دارند، و بهتر است درآنها بازنگری شود. همچنین تصاویر کتاب جغرافیای کاربردی با ضریب درگیری 6/0 نشان دهنده فعال بودن تصاویر است و زمینه را برای فعالیت فراگیران فراهم می کند. بنابراین، متن، فعالیت ها و تصاویر کتاب جغرافیای کاربردی پایه دوازدهم انسانی به روش فعال تدوین شده اند. اما سؤالات بهتر است بازنگری و اصلاح شود، متن کتاب هم اگر در راستای پویا و فعال تر شدن اصلاح شود در راستای طراحی آموزشی مقطع متوسطه بهتر و کاربردی تر است.
طراحی یک برنامه آموزشی مبتنی بر بازی های گروهی و ارزیابی اثربخشی آن بر بهبود نظریه ذهن و عزت نفس کودکان با کم توانی ذهنی خفیف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی افراد استثنایی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۵
247 - 276
حوزههای تخصصی:
یکی از نقایص اساسی کودکان با کم توانی ذهنی که در اغلب کارکردهای آن ها اختلال عمده ای ایجاد می کند، نظریه ذهن ضعیف است. این پژوهش به منظور طراحی یک برنامه آموزشی مبتنی بر بازی های گروهی و تعیین اثربخشی آن بر نظریه ذهن و عزت نفس کودکان با کم توانی ذهنی خفیف انجام شد. پژوهش حاضر یک پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری بود. جامعه آماری، کلیه دانش آموزان با کم توانی ذهنی خفیف شهر تهران در مقطع ابتدایی دوم بود که در سال تحصیلی 1402- 1401 در مدارس استثنایی مشغول به تحصیل بودند. نمونه پژوهش 28 دانش آموز پسر بود که با نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه 14 نفره آزمایش و کنترل گمارده شد. ابزارهای پژوهش آزمون نظریه ذهن استیرنمن (1999) و مقیاس عزت نفس روزنبرگ (1965) بود. برنامه مداخله ای طی 24 جلسه 90 دقیقه ای بر روی گروه آزمایش اجرا و دو ماه بعد، پیگیری انجام شد. جهت تحلیل داده ها از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. نتایج نشان داد که برنامه آموزشی پژوهش حاضر از اعتبار و پایایی مناسبی برخوردار است. همچنین، این برنامه تأثیر معناداری بر بهبود نظریه ذهن و عزت نفس داشت (001/0p< ) و این تأثیر با گذشت دو ماه همچنان پایدار بود. والدین، معلمان، روان شناسان و مراکز توان بخشی می توانند از بازی های موجود در برنامه آموزشی این پژوهش جهت بهبود نظریه ذهن و عزت نفس کودکان با ناتوانی هوشی خفیف بهره بگیرند.
ارزیابی ارائه دروس دوره اول ابتدایی در شبکه آموزشی دانش آموزی (شاد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فناوری های آموزشی در یادگیری دوره ۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۴
131 - 161
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، ارزیابی اجرای دروس دوره اول ابتدایی شبکه آموزشی دانش آموزی از دید معلمان این دوره بود تا تصویری از ابعاد ارائه خدمات پشتیبانی، ارائه خدمات زیرساختی و فنی در برنامه شاد به برنامه ریزان و طراحان برنامه درسی نظام آموزشی کشور ارائه نماید. روش پژوهش، توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری شامل کلیه معلمان ابتدایی دوره اول منطقه 15 شهر تهران به تعداد 1420 نفر بود که بر اساس جدول کرجسی و مورگان 302 نفر با روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه آماری انتخاب شد. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته در مقیاس پنج درجه ای لیکرت بود. روایی پرسشنامه توسط هشت نفر از متخصصان برنامه درسی تأیید، و پایایی پرسشنامه از طریق محاسبه ضریب آلفای کرونباخ 92/0 برآورد شد. تجزیه و تحلیل داده های بدست آمده با استفاده از نرم افزار آماری SPSS26 و با روش با آزمون تی تک نمونه ای صورت گرفت که سه بعد مشخص شده، با استفاده از آزمون آماری فریدمن اولویت بندی شدند. یافته ها حاکی از آن است که وضعیت اجرای دروس دوره اول ابتدایی در برنامه شاد از نظر معلمان، متوسط به پایین می باشد. همچنین بیشترین میزان رضایتمندی معلمان از خدمات پشتیبانی، و کمترین میزان رضایتمندی از خدمات فنی بود. نتایج نشان داد برخی از مواردی که از نظر معلمان بیشترین فاصله را از نقطه موجود تا مطلوب خود داشته، عبارتنداز: هزینه های مصرفی اینترنت برای برنامه شاد، عدم امکان برقراری ارتباط آنلاین، عدم امکان ایجاد کارپوشه الکترونیکی کارا دانش آموزان ,و ....
واکاوی هویت برنامه درسی آموزش عالی در عصر انقلاب صنعتی چهارم
منبع:
توسعه برنامه درسی دوره اول پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
57 - 84
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف واکاوی هویت برنامه درسی آموزش عالی در عصر انقلاب صنعتی چهارم انجام شده است. روش پژوهش مطالعه موردی کیفی بوده است. مشارکت کنندگان بالقوه، اساتید صاحب نظر و متخصصین در حوزه های مرتبط با موضوع پژوهش بودند. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و از نوع موارد مطلوب مصاحبه با تعداد 18 نفر از مشارکت کنندگان صورت گرفت. برای تحلیل داده های حاصل از مصاحبه از روش تحلیل مضمون براون و کلارک استفاده گردیده است. بر طبق نتایج حاصل از مصاحبه 6 مضمون سازمان دهنده مرحله اول عبارتند از دگردیسی برنامه های درسی همسو با عصر انقلاب صنعتی چهارم، فناورانگی، نوآوری اجتماعی، ضرورت گفتمان برنامه درسی با صنعت 4.0، همگرایی رشته ها و اتمسفر میان رشته ای، برنامه درسی سیال و ارگانیک. بر اساس یافته های پژوهش حاضر دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی می بایست جهت مطابقت با الزامات و فضای عصر انقلاب صنعتی چهارم و همسو با ویژگی های مذکور برنامه های درسی خود را مورد بازطراحی و بازاندیشی قراردهند.
الگوی شایستگی دبیران آموزش و پروش از دیدگاه خبرگان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۱۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۷
73 - 86
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش، طراحی الگوی شایستگی دبیران آموزش و پروش از دیدگاه خبرگان بود. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی؛ از منظر جمع آوری داده ها، توصیفی؛ و از چشم انداز ماهیت داده ها، کیفی، از نوع روش نظریه زمینه ای مسبوق به سابقه بود. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۲۵ خبره جمع آوری و در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل شدند. برای تضمین روایی، از معیارهای قابلیت اعتماد، قابلیت انتقال، قابلیت ارتباط و قابلیت تأیید استفاده شد و پایایی داده ها با ضریب کاپای کوهن 876/0 که نشان دهنده توافق بسیار قوی بین کدگذاران است، ارزیابی گردید. یافته ها: یافته ها نشان داد توسعه پایدار شایستگی های آموزشی دبیران نیازمند توجه به سه دسته شرایط است: شرایط علی شامل سیاست گذاری آموزشی، انگیزش، عدالت و زیرساخت ها؛ شرایط مداخله گر شامل اعتماد، فرهنگ سازمانی و مشارکت؛ و شرایط زمینه ای مانند زیرساخت و فناوری آموزشی. راهبردهای اصلی شامل نوآوری و رشد حرفه ای بوده و عوامل پیامدی نیز حمایت از معلمان، روابط اجتماعی و شفافیت ساختاری را در بر می گیرد. خبرگان بر اصلاح ساختار مدیریتی، افزایش مشارکت معلمان، رفع موانع سیاسی، توسعه تحقیقات، ارتقای جایگاه معلمان و تقویت فرهنگ پژوهش تأکید کردند. این یافته ها در قالب الگویی تحت عنوان «توسعه پایدار شایستگی های آموزشی» ارائه شده که بر تعامل این عوامل تأکید دارد. نتیجه گیری: نتیجه گیری نشان می دهد توسعه پایدار شایستگی های دبیران نیازمند رویکردی جامع و سیستمی است که تمامی عوامل مؤثر را در نظر بگیرد و با مشارکت مشترک سیاست گذاران، مدیران و معلمان، نظامی پویا و منعطف ایجاد کند که به طور مستمر برنامه های آموزشی را با نیازهای روز هماهنگ سازد.
Availability and Accessibility of Open Educational Resources in Distances Learning Centers in Oyo State, Nigeria(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The fusion of Information Communication Technology (ICT) and open educational resources (OER) has brought about a transformative wave in global education, elevating both student engagement and academic performance. Despite these positive strides, persistent challenges such as gender-based technology disparities and social factors remain prevalent. The COVID-19 pandemic has acted as a catalyst, accelerating the adoption of OER. This study examined availability and accessibility of open educational resources in distance learning centers in Oyo state A descriptive survey research design was adopted, the study gathered data through a Google Form-based online questionnaire, reaching 500 open educational students across three distance learning centres, 381 valid responses were retained for analysis, which was performed using SPSS software. The findings unveiled that open educational resources were available in distance learning centers, predominantly through e-library platforms. Students possessed access to essential devices and could connect to OER through their centre’s website and free Wi-Fi. A noteworthy negative correlation between resource availability and access was identified. Furthermore, a significant gender-based difference was noted, favouring male students with higher access to OER compared to their female counterparts. The study affirmed the availability of open educational resources in distance learning canters and the students' access to these resources. Recommendations included efforts to enhance availability, improve student access.
اثربخشی راهبرد یادگیری فعال مبتنی بر فناوری بر رضایت تحصیلی و انعطاف پذیری شناختی دانش آموزان در درس علوم تجربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش، اثربخشی راهبرد یادگیری فعال مبتنی بر فناوری بر رضایت تحصیلی و انعطاف پذیری شناختی دانش آموزان دوره ابتدایی در درس علوم تجربی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع طرح پیش-آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر پایه ششم دوره ابتدایی شهرستان دره شهر بود. برای انتخاب حجم نمونه از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شد به این صورت که تعداد 36 نفر از دانش آموزان پایه ششم دوره دوم ابتدایی انتخاب و سپس نمونه منتخب به صورت تصادفی در قالب گروه های آزمایش (18 نفر) و گواه (18 نفر) قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها در خصوص رضایت تحصیلی از پرسشنامه رضایت مندی تحصیلی هیوبر(2001) و از آزمون استروپ (1935) برای سنجش انعطاف پذیری شناختی دانش آموزان استفاده شد. گروه آزمایش طی هشت جلسه با استفاده از راهبرد یادگیری فعال مبتنی بر فناوری، درس علوم تجربی پایه ششم را آموزش دیدند و گروه کنترل به شیوه معمول آموزش دیدند. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش های آماری در دو سطح توصیفی (شاخص های مرکزی و پراکندگی) و استنباطی (تحلیل کوواریانس چند متغییری) استفاده شد. نتایج نشان داد که راهبرد یادگیری فعال مبتنی بر فناوری بر رضایت تحصیلی دانش آموزان تأثیر معنی دارد اما در متغییر انعطاف پذیری شناختی تاثیر معنی داری مشاهده نشد. با توجه به نتایج این پژوهش در خصوص اثربخشی راهبرد یادگیری فعال مبتنی بر فناوری بر رضایت تحصیلی دانش آموزان دوره ابتدایی، پیشنهاد می شود کاربست این راهبرد در دستور کار معاونت آموزش ابتدایی وزارت آموزش وپرورش قرار گیرد.
نقش کارکردهای توسعه منابع انسانی دانشگاه در خودکارآمدی دانشجویان: شواهد تجربی از دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه حرفه ای معلم سال ۹ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۳۳)
97 - 115
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: خودکارآمدی دانشجویان نقش تعیین کننده ای در موفقیت تحصیلی و شغلی آن ها دارد. عدم توجه به این عامل مهم در دانشگاه ها و بویژه دانشگاه فرهنگیان که مأموریت اصلی آن، تربیت معلم است، می تواند نظام تعلیم و تربیت را دچار چالش کند. بنابراین ضروری است عوامل مؤثر بر خودکارآمدی دانشجویان در ابعاد مختلف ازجمله علمی، عاطفی و اجتماعی مورد مطالعه قرار گیرد. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش کارکردهای توسعه منابع انسانی دانشگاه در خودکارآمدی دانشجویان دانشگاه فرهنگیان، پردیس شهید چمران تهران انجام شد. روش ها : روش تحقیق، توصیفی-همبستگی و مبتنی بر مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری، شامل کلیه دانشجویان پسر پردیس شهید چمران دانشگاه فرهنگیان در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۱ و به تعداد ۱۲۴۳ نفر در رشته های آموزش ابتدایی، مشاوره و تربیت بدنی در مقطع کارشناسی بود. داده ها از نمونه ای به تعداد ۲۸۴ نفر از دانشجویان دانشگاه فرهنگیان شهید چمران تهران به شکل تصادفی ساده جمع آوری شد و مدل سازی معادلات ساختاری SEM به منظور بررسی نقش کارکردهای توسعه منابع انسانی در خودکارآمدی مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که مدل به دست آمده، از برازش مناسبی برخوردار است و کارکردهای توسعه منابع انسانی، نقش مهمی در خودکارآمدی دانشجویان دارد. به عبارت دیگر، بین کارکردهای توسعه منابع انسانی و خودکارآمدی دانشجویان، یک رابطه خطی و مثبت وجود دارد. نتیجه گیری: با درک و اجرای مؤثر کارکردهای توسعه منابع انسانی، دانشگاه فرهنگیان می تواند به طور قابل توجهی بر خودکارآمدی دانشجویان خود تأثیر بگذارد و عملکرد آن ها را در ابعاد علمی، عاطفی و اجتماعی بهبود بخشد. این تحقیق می تواند به سیاست گذاران و مربیان، برای بهبود کیفیت آموزش، ایجاد فضایی که در آن دانشجویان احساس توانایی برای دست یابی به اهداف خود کنند، کمک نماید. در مطالعات آینده باید اثرات بلندمدت کارکردهای عملکرد توسعه منابع انسانی بر خودکارآمدی دانشجویان و کمک به آن ها جهت موفقیت شغلی پس از فارغ التحصیلی بررسی شود.
دانش قدرتمند جغرافیایی؛ نو اندیشی در کیفیت آموزش جغرافیا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دهه اخیر مفهوم «دانش قدرتمند» مورد توجه بسیاری از متخصصان آموزش و پرورش قرار گرفته است. در چنین رویکردی هدف اصلی مدارس، ارائه دانشی است که دانش آموزان را قادر می سازد تا فراتر از محدودیت های تجربه خود، جهان و مسائل آن را درک کرده و فکر کنند، چنین دانشی به عنوان «قدرتمند» توصیف می شود. رشته جغرافیا با توجه به ظرفیت های آن برای تجهیز دانش آموزان به دانش قدرتمند در موقعیت مطلوبی قرار دارد. مفاهیم کلیدی که این رشته بر اساس آن ها استوار است به دانش آموزان کمک می کند تا دیدگاه های خود را برای تجسم و تفکر کل نگر توسعه داده و آنچه را که بررسی می شود را در تصویر بزرگتر آن، قرار دهند. این مقاله با استفاده از روش مروری سنتی و روش کیفی تحلیل مفهومی به بررسی، تحلیل و کاربرد دانش قدرتمند در آموزش جغرافیا، به ویژه در جغرافیای مدارس می پردازد. بر این اساس ابتدا با مرور ادبیات مربوطه، معرفت شناسی پشتیبان مفهوم دانش قدرتمند بررسی شد و سپس به ارتباط این مفهوم با جغرافیا و جغرافیای قدرتمند، نظام مدرسه ای و برنامه ریزی درسی در جغرافیای مدرسه پرداخته شد. یافته ها حاکی از این است که بکار گیری دانش قدرتمند جغرافیایی و ارائه درک تصویر بزرگتر به دانش آموزان، راه های جدیدی برای تفکر، تجزیه و تحلیل و توضیح، ارائه می دهد. افزون بر این، پژوهش حاضر تاکید می کند که نو اندیشی در آموزش جغرافیا و به کارگیری یک برنامه درسی مبتنی بر جغرافیای قدرتمند می تواند با آموزش توانایی ها و مهارت های کاربردی جغرافیا، به درک بهتر دانش آموزان و افزایش مهارت و توانایی مشاهده جهان با چنین دانش و قابلیت هایی و یافتن راه حل هایی برای مسائل و مشکلات با زمینه های مختلف، کمک قابل توجهی بکند.
بررسی نقش شفقت به خود، احساس ارزشمندی و خشم صفت در پیش بینی هراس اجتماعی دانش آموزان نوجوان در پساکرونا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۶ بهار ۱۴۰۳شماره ۱
163 - 174
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: یکی از مشکلات روانشناختی برخی از دانش آموزان هراس اجتماعی است که به میزان زیادی می تواند عملکرد تحصیلی را کاهش دهد. پژوهش حاضر با هدف نقش شفقت به خود، احساس ارزشمندی و خشم صفت در پیش بینی هراس اجتماعی دانش آموزان نوجوان دختر در پساکرونا انجام شد.روش پژوهش: این پژوهش از نوع توصیفی است که به روش همبستگی انجام شد. جامعه آماری پژوهش متشکل از دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه اردکان در سال تحصیلی 1402-1401 بود. حجم نمونه بر اساس فرمول گرین 250 نفر تعیین و نمونه گیری به روش خوشه ای انجام شد. شرکت کنندگان به پرسشنامه های هراس اجتماعی کانور و همکاران (۲۰۰۰)، احساس ارزشمندی روزنبرگ (۱۹۶۵)، شفقت به خود ریس و همکاران (2011) و خشم صفت اسپیلبرگر (۱۹۹۰)، پاسخ دادند. داده ها با استفاده از روش همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه، در سطح 05/0 و با بهره گیری از نرم افزار SPSS26 تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد بین احساس ارزشمندی و هراس اجتماعی رابطه منفی معنی دار(001/0>P)؛ بین شفقت به خود با هراس اجتماعی رابطه منفی معنی دار (001/0>P) و بین خشم صفت با هراس اجتماعی رابطه معنی داری وجود دارد (001/0>P). نتایج رگرسیون چندگانه نشان داد که ۲۵ درصد از واریانس هراس اجتماعی دانش آموزان نوجوان با ترکیب خطی متغیرهای شفقت به خود، احساس ارزشمندی و خشم صفت پیش بینی می شود (۵۱۲/0=R، 4۶۲/0=R2 و 4۵۱/0=R2 تعدیل یافته). نتیجه گیری: تمرکز بر مداخلات مبتنی بر شفقت به خود مبتنی بر احساس ارزشمندی و مدیریت و ابزارگری صحیح خشم می تواند با تعدیل خلق و خوی و واکنش خشمگینانه در خصوص اشتباهات، هراس اجتماعی را کاهش دهد.
شناسایی مهم ترین مسائل آموزشی معلمان و کاوش راهکارهایی برای آنها در اجرای برنامه های درسی دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۶۰
۱۴۸-۱۲۹
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر در پی شناسایی مهم ترین مسائل آموزشی معلمان دوره ابتدایی در کلاسهای تک پایه و یافتن راهکارهایی برای کاهش آنها در اجرای برنامه های درسی بوده است. به این منظور طی دو مرحله با روش پژوهش پیمایشی و از طریق پرسشنامه باز-پاسخ و مصاحبه برای گردآوری اطلاعات تا رسیدن به اشباع نظری اقدام شده است. در مرحله اول نمونه ای هدفمند به تعداد 40 نفر برای تکمیل پرسشنامه باز-پاسخ مشارکت داشتند. پس از تحلیل محتوای اطلاعات به دست آمده، 16 مسئله شناسایی شد که در میان این مسائل، دو مقوله «تراکم بالای جمعیت کلاسها» و «عدم توجیه اولیا و نحوه مواجهه و مدیریت انتظارات آنان» بالاترین فراوانی را در میان پاسخهای شرکت کنندگان داشتند. در مرحله دوم از طریق مصاحبه 16 نفر از صاحب نظران دارای مدارک تحصیلات تکمیلی رشته های علوم تربیتی و تجربه تدریس در دوره ابتدایی به ارائه راهکار پرداختند که پس از تحلیل محتوا و کدگذاری متون مصاحبه 104 راهکار جزئی و 43 راهکار کلی به عنوان یافته های پژوهش به دست آمد. روایی محتوای ابزار مصاحبه را صاحب نظران علوم تربیتی بررسی و تأیید کردند و برای اعتباریابی یافته ها از روش ارجاع مجدد نتایج تحلیل به مشارکت کنندگان بهره گرفته شد. در این راهکارها پیش بینی فرایند توانمندسازی معلمان، مدیران، اولیا، بازنگری نظام ارزشیابی پیشرفت تحصیلی و بازسازماندهی فضاهای آموزشی به چشم می خورد. همچنین بررسی راهکارها نشان داد که در صورت کاربست آنها همه عناصر برنامه درسی تحت تأثیر قرار خواهند گرفت، اما عنصر«معلم» بیشترین تأثیرپذیری را خواهد داشت ضمن آنکه به منزله عنصر بنیادی در کاهش مسائل نیز شناسایی شده است.
On Iranian Teachers’ Self-efficacy as a predictor of Tendency to Integrate Technology in Teaching(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study aims to investigate the relationship between teachers' self-efficacy and their tendency for integrating technology in teaching. Additionally, the contribution of teachers' self-efficacy variables in predicting their tendency to use technology in teaching is measured. This research is applied in terms of its objective and descriptive-correlational in terms of data collection. A sample of 175 teachers (109 females and 66 males) from the Safir Gofteman Institute were selected as the participants considering convenience sampling method, while the statistical population encompassed 324 teachers. The participants completed three questionnaires: Skaalvic and Skaalvic Norwegian Teacher’s self-efficacy scale with Cronbach’s alphas of 0.98 , Browne’s Technology Integration confidence scale (2009) with Cronbach’s alphas of 0.95 and a demographic information questionnaire. It is indicated that the teachers’ self-efficacy and technology integration intention are at satisfactory level. Correlation between self-efficacy and technology integration intention is .30 which shows positive direct relationship between these two variables. Moreover teachers’ self-efficacy is of power to predict teachers’ intention to integrate technology in teaching.
بررسی موانع و چالش های اجرای شیوه های سنجش یادگیری دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان یزد در شرایط کرونا از دیدگاه اساتید و دانشجو معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در تربیت معلمان سال ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۷
144 - 127
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: هدف پژوهش حاضر، تعیین موانع و چالش های اجرای شیوه های سنجش یادگیری دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان در شرایط کرونا از دیدگاه اساتید و دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان در سال تحصیلی 1400-1399 هم زمان با شیوع بیماری کووید 19 و مجازی شدن آموزش ها بود. روش ها : روش پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت جزء پژوهش های توصیفی از نوع علّی - مقایسه ای بود. جامعه آماری در این پژوهش شامل کلیه اساتید و دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان یزد به تعداد 2400 نفر بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس و بر اساس جدول مورگان، تعداد 106 استاد و 332 دانشجومعلم پرسش نامه را تکمیل کردند. ابزار مورداستفاده در این پژوهش پرسش نامه محقق ساخته بود که پس از تأیید روایی و پایایی مورداستفاده قرار گرفت. برای تجزیه وتحلیل داده ها، ابتدا با استفاده از جدول و نمودار به توصیف و ارائه خلاصه ای از نگرش پاسخگویان به تفکیک گروه های مختلف موردمطالعه در مورد موانع و چالش های شیوه های سنجش یادگیری در شرایط کرونا پرداخته شد و سپس، داده های پژوهش با استفاده از آزمون یو من ویتنی تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که تفاوت معنی داری بین نظر اساتید و دانشجومعلمان در مورد موانع و چالش های شیوه های سنجش یادگیری در شرایط کرونا وجود نداشته است. نتیجه گیری: ولی باتوجه به میانگین پاسخ دهندگان به هر کدام از گویه ها، چالش های بسیاری در سنجش مجازی وجود دارد که باتوجه به نتایج این پژوهش باید موردتوجه قرار گیرد..
تاثیر تدریس مبتنی بر محتوای الکترونیکی بر تفکر خلاق با نقش میانجی هوش هیجانی
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی رابطه تدریس مبتنی بر محتوای الکترونیکی بر تفکر خلاق با نقش میانجی هوش هیجانی در دوره ابتدایی بود.جامعه آماری پژوهش شامل کلیه معلمان مقطع ابتدایی آموزش و پرورش شهرستان نوشهر می باشد که در سال تحصیلی 1403-1402 مشغول به تدریس بوده و تعداد آن ها 345 نفر می باشد که درنهایت، براساس جدول مورگان نمونه ای برابر 181 نفر جهت انجام تحقیق، به صورت تصادفی طبقه ای انتخاب می شوند. روش اجرای پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی است. جمع آوری اطلاعات به کمک سه پرسشنامه؛ تدریس مبتنی بر محتوای الکترونیکی از خضرلو (1393)، پرسشنامه تفکر خلاق ولش (2002) و پرسشنامه هوش هیجانی شرینگ (1996)، انجام پذیرفته می باشد که روایی و پایایی هر سه پرسشنامه توسط تحقیقات دیگر تایید شده است.نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که اثر مستقیم تدریس مبتنی بر محتوای الکترونیکی و تفکر خلاق با برابر با 246/0 است؛ همچنین اثر غیر مستقیم تدریس مبتنی بر محتوای الکترونیکی و تفکر خلاق با تأثیر متغیر میانجی هوش هیجانی برابر با 467/0 می باشد؛ بعلاوه طبق آزمون سوبل، تأثیر متغیر میانجی هوش هیجانی برروی متغیر تدریس مبتنی بر محتوای الکترونیکی و تفکر خلاق برابر با 21/7 بوده و چون بزرگتر از 96/1 به دست آمده مورد تأیید می باشد. نتایج نشان داد که تدریس مبتنی بر محتوای الکترونیکی بر تفکر خلاق با نقش میانجی هوش هیجانی اثربخش است. معلمانی که از تدریس مبتنی بر محتوای الکترونیکی بهره می برند به وضوح شاهد خواهند بود که محیط الکترونیکی، فضایی را فراهم می آورد که دانش آموز با ذهنی باز بتواند سوال کند، خلاقانه فکر کند و برای شنیدن دیدگاه ها و چشم انداز های جدید انگیزه داشته باشد که موارد ذکرشده در حقیقت بخش محوری هوش هیجانی است که اساس تفکر خلاق را نیز شکل می دهد.
تحلیل محتوای کتاب مطالعات اجتماعی دوره ی ابتدایی پایه های چهارم تا ششم بر اساس مولفه های تاب آوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تحلیل محتوای کتب مطالعات اجتماعی ابتدایی از منظر مولفه های تاب آوری بود. میدان پژوهش، شامل کتب مطالعات اجتماعی پایه های چهارم تا ششم ابتدایی در سال تحصیلی1401_1402 بود. روش پژوهش، توصیفی از نوع تحلیل محتوا کمی و واحد تحلیل، مضمون و بند در نظر گرفته شد. برای این کار، ابتدا از مطالعه متون مرتبط در حوزه ی تاب آوری و مشورت با 4 نفر از اساتید گروه جامعه شناسی و روان شناسی، 5 زیرمولفه شامل: همدلی و حمایت از سوی دیگران، امیدواری، مهارت حل مسئله، نگاه واقع بینانه و کنترل احساس، استخراج شد. سپس کمیت این مؤلفه ها به همان ترتیب در کتاب مذکور به صورت جداگانه احصاء شد. یافته ها نشان داد که در کتاب مطالعات اجتماعی چهارم،3 بند به مؤلفه ی همدلی و حمایت از سوی دیگران و 3 بند به مؤلفه ی مهارت حل مسئله، پرداخته است. در کتاب مطالعات پنجم،9 بند به مؤلفه ی همدلی و حمایت از سوی دیگران و 2 بند به مؤلفه ی کنترل احساس پرداخته است .در کتاب مطالعات اجتماعی ششم، ۴بند به مؤلفه ی همدلی و حمایت از سوی دیگران و همدلی. 1 بند به مؤلفه ی امیدواری و 21 بند به مهارت حل مسئله پرداخته است. در مجموع در کتاب پایه چهارم، 6 بند، در پایه پنجم، 11بند و در پایه ششم، 22بند به مفهوم تاب آوری پرداخته است. در نتیجه، می توان گفت در کتب مطالعات اجتماعی پایه های چهارم و پنجم و ششم ابتدایی، به صورت پراکنده، ناقص و بدون کاربست عملی، به مضمون تاب آوری و زیر مولفه های آن پرداخته شده. لذا جا دارد این مبحث عمیق تر طرح شوند.
تعیین ارتباط بین رشد حرفه ای و اعتبار سازمانی با درگیری شغلی معلمان دوره متوسطه اول شهرستان ممسنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این تحقیق تعیین ارتباط بین رشد حرفه ای و اعتبار سازمانی با درگیری شغلی در معلمان مقطع متوسطه اول شهرستان ممسنی بود. این تحقیق کاربردی و از نوع توصیفی و همبستگی بود. جامعه آماری این تحقیق، تمامی مقطع متوسطه اول شهرستان ممسنی به تعداد 301نفر بود، که از این تعداد 170 نفر به عنوان نمونه و به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای با محقق همکاری کردند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه های استاندارد اعتبار سازمانی سرمد و همکاران (1390)، رشد حرفه ای آکفیلت و کوت (2005) و درگیری شغلی قنبری و همکاران (1394) بود. برای توصیف داده ها از روش های آمار توصیفی و برای تجزیه استنباطی داده ها از روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون استفاده شد. نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که بین رشد حرفه ای و اعتبار سازمانی با درگیری شغلی رابطه ی مثبت و معناداری وجود داشت و همچنین نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که رشد حرفه ای و اعتبار سازمانی قابلیت پیش بین معنادار درگیری شغلی آزمودنی ها را دارد(01/0P ≤).
Professors' lived experience about the Formative evaluation during virtual education(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
research was conducted with the aim of investigating the lived experience of professors of formative evaluation during virtual education. This research was done using qualitative approach and phenomenological design. In order to collect data, semi-structured qualitative interview was used. The number of people participating in the research was 10 professors of Bu Ali Sina University, which was achieved by using targeted sampling, after conducting 10 interviews, and audio and visual recording and their content were implemented in textual form. Interview data were analyzed in three stages of open, central and selective coding to classify concepts and categories. In-depth analysis of professors' views led to the identification of factors in three areas. The findings of the research showed that the quality of students' learning was based on the implementation of formative evaluation in the form of meaningful and qualitative learning. Also, two major challenges include weakness in evaluation culture and human resources and weakness in infrastructure and facilities, and strengthening the pedagogical knowledge of professors is the most important strategy to improve the quality of formative evaluation. As a result, paying attention to these factors can lead to the high-quality implementation of formative evaluation in the course of virtual education.