فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۴۱ تا ۶۶۰ مورد از کل ۱۹٬۵۵۰ مورد.
منبع:
فناوری های آموزشی در یادگیری دوره ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۷
89 - 114
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر واکاوی چالش های معلمان ابتدایی فارس از تدریس مبتنی بر بسترهای الکترونیک به منظور ارائه الگوی تدریس اثربخش بود. این پژوهش کیفی با استفاده از روش پدیدارشناسی اجرا شد. روش گردآوری اطلاعات استفاده از مصاحبه های نیمه ساختمند بود. بر این اساس، از بین خبرگان علمی، مدیران و معلمان دوره ابتدایی 12 نفر بر اساس معیارهای هدفمند ملاکی ورود به پژوهش انتخاب شدند. تحلیل مصاحبه ها، با استفاده از الگوی هفت مرحله ای کلایزی (1978) و روش پدیدارشناسی انجام شد. اعتبار داده های با استفاده از تکنیک های تأییدپذیری، اعتمادپذیری و همسوسازی پژوهشگران تأیید شد. پس از تحلیل شواهد کیفی مقوله های سازمان دهنده در 5 دسته ارائه شد. 7 مقوله در دسته «تولید زمان، هزینه و ایده اثربخش دنباله دار»،7 مقوله پایه در دسته «درون سپاری یادگیری با نقش بار شناختی»، 5 مقوله پایه در دسته «مدیریت طرح ریزی برنامه»،3 مقوله پایه در دسته «مدیریت یادگیری پیمایش از دور»، 6 مقوله پایه در دسته «تشخیص و تعیین هم نیاز آموزش و هم فاصله فرکانسی با آموزش تازه». شناسایی چالش ها و نکات تدریس اثربخش در بستر الکترونیکی به معلم این امکان را می دهد که چالش ها و دام های طراحی و توسعه تدریس الکترونیکی را دور بزند تا بتواند در مسیر موفقیت پیش برود.
رابطه بین ادراک از رهبری تحولی وکاربست مدیریت استعداد با خودکارآمدی و اشتیاق شغلی در کارکنان ادارات آموزش و پرورش شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
264 - 283
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین رابطه ی بین ادراک از رهبری تحولی و کاربست مدیریت استعداد با خودکارآمدی و اشتیاق شغلی در بین کارکنان ادارات آموزش پرورش شهر اصفهان بود. روش پژوهش در این مطالعه همبستگی بود. جامعه ی آماری این پژوهش را کلیه ی کارکنان اداری نواحی ششگانه و اداره کل آموزش و پرورش شهر اصفهان به تعداد 804 نفر تشکیل دادند. حجم نمونه بر اساس جدول کرجسی و مورگان (1970)، تعداد 260 نفر تعیین شد که با روش تصادفی طبقه ای متناسب با حجم انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه رهبری تحولی بس و آولیو (2000)، پرسشنامه محقق ساخته مدیریت استعداد براساس مدل فیلیپس و راپر (2009)، پرسشنامه خودکارآمدی رادولف و همکاران (1998) و پرسشنامه اشتیاق شغلی شوفلی و باکر (2006) بود. جهت روایی سازه پرسشنامه های استاندارد رهبری تحولی، خودکارآمدی و اشتیاق شغلی از تحلیل عاملی تاییدی و جهت روایی سازه پرسشنامه محقق ساخته مدیریت استعداد از تحلیل عاملی اکتشافی استفاده گردید. ضرایب پایایی برای پرسشنامه رهبری تحولی 925/0، برای پرسشنامه مدیریت استعداد 947/0، برای پرسشنامه خودکارآمدی 830/0 و برای پرسشنامه اشتیاق شغلی 925/0 محاسبه شد. تجزیه و تحلیل یافته ها در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی صورت گرفته است. یافته های حاصل از این پژوهش درسطح معناداری 05/≥p نشان داد که بین رهبری تحولی و کاربست مدیریت استعداد با خودکارآمدی و اشتیاق شغلی رابطه مثبت ومعنادار وجود دارد. نتایج رگرسیون گام به گام نشان داد که از بین ابعاد رهبری تحولی، انگیزش الهام بخش به طرز معناداری توان پیش بینی خودکارآمدی و توجه و ملاحظات فردی و انگیزش الهام بخش، توان پیش بینی اشتیاق شغلی را دارند. از بین ابعاد مدیریت استعداد، حفظ و نگهداری استعداد توان پیش بینی خودکارآمدی و ابعادتوسعه استعداد و بکارگیری ،توان پیش بینی اشتیاق شغلی را دارند. بین میانگین رهبری تحولی، کاربست مدیریت استعداد، خودکارآمدی و اشتیاق شغلی با توجه به (متغیرهای جنسیت، تحصیلات، سن و سابقه خدمت) تنها در خودکارآمدی برحسب میزان تحصیلات تفاوت مشاهده شد. نتایج شاخص های ارزیابی برازش مدل معادلات ساختاری پژوهش نیز،نشان از برازش خوب مدل با داده ها دارد.
پیش بینی اشتیاق تحصیلی بر اساس مهارت های کوانتومی معلمان در فرآیند یاددهی-یادگیری دانش آموزان مقطع متوسطه دوم منطقه چهار شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر پیش بینی اشتیاق تحصیلی بر اساس مهارت های کوانتومی معلمان در فرآیند یاددهی- یادگیری دانش آموزان مقطع متوسطه دوم منطقه چهار شهر تهران بود. پژوهش از نوع کاربردی و روش آن توصیفی- همبستگی بوده است. جامعه آماری پژوهش، کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه دوم منطقه چهار شهر تهران در سال تحصیلی 1403-1402 بودند که از بین آنها با استفاده از فرمول حجم نمونه کوکران تعداد 384 نفر به عنوان نمونه تعیین و با روش تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزارهای جمع آوری اطلاعات پرسش نامه های اشتیاق تحصیلی پنتریچ و همکاران (1991) و مهارت های کوانتومی عظیمی ثانوی (۱۳۹۰) بود. روایی پرسش نامه ها تأیید و پایایی آنها نیز با استفاده از آلفای کرونباخ برای پرسش نامه اشتیاق تحصیلی 928/0 و پرسش نامه مهارت های کوانتومی 87/0 برآورد شد. جهت تجزیه وتحلیل دادها از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون) استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که مهارت های کوانتومی معلم 4/40 درصد واریانس اشتیاق تحصیلی دانش آموزان را تبیین می کنند که در بین دانش آموزان رشته علوم تجربی مقدار تبیین 4/48 % و در بین دانش آموزان رشته علوم انسانی 52% بوده است. همچنین بین کلیه ابعاد مهارت های کوانتومی دیدن، تفکر، احساس، شناخت، عمل، اعتماد و وجود با اشتیاق تحصیلی دانش آموزان رابطه معنادار بوده است. نتیجه نهایی آنکه، اشتیاق تحصیلی دانش آموزان مقطع متوسطه دوم منطقه چهار شهر تهران بر اساس مهارت های کوانتومی معلمان در فرآیند یاددهی- یادگیری قابلیت پیش بینی دارد.
شناسایی و تبیین شاخصه های رویکرد یادگیری تأملی بر روند اجرای برنامه درسی پژوهش محور در دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال ۲۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۶
115 - 150
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با هدف شناسایی و تبیین مولفه های یادگیری تأملی بر روند اجرای برنامه درسی پژوهش محور در دانشگاه فرهنگیان صورت گرفت. رویکرد تحقیق کیفی از نوع تحلیل مضمون بود. مشارکت کنندگان اساتید و دانشجویان دانشگاه فرهنگیان بودند که 19 نفر از آنان به صورت نمونه گیری هدفمند از نوع شاخص مورد مصاحبه قرار گرفتند. از روش خود بازبینی محقق، توصیف غنی داده ها در راستای روایی داده ها و از روش تحلیل موازی و فرایند منظم در ثبت و نوشتن داده ها برای تعیین پایایی داده ها استفاده شد. یافته ها بیانگر این بود که یادگیری تأملیشاخصه های ر وایت گری، یکپارچه سازی تفکر، نقدگرایی، درون نگری، بازآفرینی، گفتمان تحول مدار، عقلانیت گرایی و فرهنگ محیطی، بستری برای تبیین فکورانه برنامه درسی پژوهش محور و معناسازی مطلوب آن فراهم می آورد. نتایج نشان می دهد که در آموزش و اجرای برنامه های درسی پژوهش محور در دانشگاه فرهنگیان رویکرد یادگیری تأملی در توسعه مهارت های کاوشگرانه دانشجویان قرار گیرد تا بتوان معلمانی را پرورش داد که با تحلیل فکورانه مسائل درسی، راهکارهای جدیدی برای بهبود و رفع موانع آموزشی ارائه نمایند.
بررسی و تحلیل برنامه آموزشی و روش ارزشیابی دروس دین و زندگی و قرآن از دیدگاه معلمان دوره اول و دوم متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۶۱
۹۸-۸۵
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله بررسی و تحلیل برنامه آموزشی دروس دین و زندگی و قرآن با تأکید بر روش ارزشیابی و شیوه برگزاری کلاس از دیدگاه دبیران این دروس است. روش پژوهش توصیفی، از نوع زمینه یابی است. جامعه پژوهش شامل همه دبیران دروس دین و زندگی و قرآن دوره اول و دوم متوسطه شهرستان کرمانشاه بود که از میان آنها 97 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گرد آوری داده ها پرسشنامه ای محقق ساخته بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آمار استنباطی(آزمون تی) و نرم افزار SPSS انجام شده است. یافته ها حکایت از این دارند که روش ارزشیابی این دروس قابل تغییر است و بهترین روش ارزشیابی به صورت شفاهی و توصیفی، کیفی و کمی، کمی و کتبی است. همچنین معلمان با ارزشیابی صرفاً کمی به صورت نمره برای دروس دین و زندگی و قرآن نظر موافقی ندارند. امکان تغییر برنامه کلاسی و شیوه برگزاری این دروس وجود دارد. بهترین و مؤثرترین شکل برگزاری دروس دین و زندگی و قرآن به ترتیب به صورت ملاقات با شخصیتهای مذهبی/ دعوت از قاریان مطرح قرآن، بازدید از مساجد و مراکز مذهبی، برگزاری در نمازخانه و برگزاری در کلاس است. با توجه به یافته های پژوهش پیشنهاد می شود در دو عنصر روش ارزشیابی و شکل برگزاری کلاس دروس دین و زندگی و قرآن تجدیدنظر صورت گیرد. این امر ضمن آنکه کلاسها را جذاب تر و دلنشین تر می کند، سبب افزایش تأثیرگذاری آنها برای دانش آموزان می شود، چرا که اجبار و سختگیری با روحیه و اساس دین مبین اسلام همخوانی ندارد. پیامد چنین تغییراتی در برنامه آموزشی، سبب گرایش مثبت و بیشتر دانش آموزان به دروس دین و زندگی و اخلاق مداری خواهد شد.
تعیین اثربخشی روش تدریس بدیعه پردازی بر خلاقیت و مهارت های انشانویسی دانش آموزان ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: نتایج پژوهش های پیشین نشان داده است که استفاده از روش تدریس بدیعه پردازی می تواند به عنوان روش تدریس مناسبی برای بهبود مهارت های تحصیلی و تفکر دانش آموزان باشد. بر این اساس هدف این پژوهش تعیین اثربخشی روش تدریس بدیعه پردازی بر خلاقیت و مهارت های انشانویسی دانش آموزان ابتدایی بود.روش ها : روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون همراه با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را تمامی دانش آموزان دختر پایه پنجم ابتدایی شهرستان چابهار در سال 1402 تشکیل دادند. از بین آن ها سی نفر داوطب واجد شرایط به صورت در دسترس وارد مطالعه شدند و به تصادف در گروه های آزمایش و گواه (هر گروه پانزده نفر) قرار گرفتند. هر دو گروه در مراحل پیش آزمون و پس آزمون، پرسشنامه سنجش خلاقیت عابدی (عابدی، 1372) و چک لیست نمره گذاری انشا (وکیل التجار، 1395) را تکمیل کردند. روش تدریس بدیعه پردازی روی گروه آزمایش به صورت شش جلسه شصت دقیقه ای و هر جلسه هفته ای دو بار اجرا شد. گروه گواه نیز شیوه مرسوم و سنتی کلاسی را دریافت کرد. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس در نرم افزار SPSS نسخه 27 صورت گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد در هر دو متغیر خلاقیت و مهارت های انشانویسی بین گروه های آزمایش و گواه در پس آزمون، پس از حذف اثر پیش آزمون، تفاوت معناداری وجود داشت (001/0p<). همچنین روش تدریس بدیعه پردازی 85 درصد خلاقیت و 75 درصد مهارت های انشانویسی دانش آموزان را بهبود بخشید.
تبیین رویکرد تربیت اخلاقی ملا احمد نراقی و مقایسه آن با رویکرد تربیت اخلاقی در اسناد بالادستی آموزش و پرورش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تبیین رویکرد تربیت اخلاقی ملااحمد نراقی و مقایسه آن با رویکرد تربیت اخلاقی مورد نظر در اسناد بالادستی آموزش وپرورش بوده است. در این راستا، از روش تحقیق کیفی مقایسه تطبیقی جرج بردی بهره گرفته شده که به شناسایی و میزان توجه به مؤلفه تربیت اخلاقی و دریافت وجوه شباهت یا اختلاف بین این دو رویکرد می پردازد. بنابراین، پژوهش حاضر می تواند به بهبود رویکردهای تربیتی در سیستم آموزشی کشور کمک کند. یافته ها مبین این مطلب است که همواره تأکید بر اهمیت تربیت اخلاقی و تأثیر آن بر همه جنبه های زندگی انسان، میان اندیشه های ملااحمد نراقی و دیدگاه اسناد بالادستی آموزش وپرورش وجود داشته است. اما، در رویکرد ملااحمد نراقی توجه به جنبه های فردی در تربیت اخلاقی پررنگ تر بوده است. همچنین تأکید بر عادت و تلقین در مراحل ابتدایی تربیت ازجمله نکات اساسی موردنظر ایشان است، بدین لحاظ رویکرد ایشان رویکردی مستقیم به تربیت اخلاقی بوده و به رویکرد تربیت منش نزدیک است. درحالی که رویکرد تربیت اخلاقی مورد نظر در اسناد بالادستی آموزش وپرورش را می توان تلفیقی از چند رویکرد تبیین ارزش ها، رویکرد تحلیل ارزش ها، رویکرد غیرمستقیم یا رویکرد تلویحی و ضمنی و رویکرد تربیت منش دانست.
مقایسه اثربخشی برنامه چرخه والدگری ایمن، برنامه والدگری مبتنی بر پذیرش و تعهد و والدگری طرحواره محور بر افسردگی مادران و دلبستگی اضطرابی و اجتنابی کودکان دبستانی دارای علایم اختلال یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
178 - 187
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی برنامه چرخه والدگری ایمن، برنامه والدگری مبتنی بر پذیرش و تعهد و والدگری طرحواره محور بر افسردگی مادران و دلبستگی اضطرابی و اجتنابی کودکان دبستانی دارای علائم اختلال یادگیری انجام شد. این پژوهش نیمه آزمایشی و میدانی، از طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری استفاده شد. از میان والدین دارای کودکان دبستانی دارای علائم اختلال یادگیری در پاییز 1402، 80 نفر به تصادف انتخاب شدند. پرسشنامه استرس، اضطراب، افسردگی ساخته لاویبوند و لاویبوند (1995) و پرسشنامه روابط میانی دلبستگی (KCAQ) ساخته کاپنبرنگ و هالپرن (2006) استفاده شد. داده ها با نرم افزار SPSS ویرایش 26 تحلیل شدند. در افسردگی مادران بین برنامه فرزندپروری چرخه ایمن و فرزندپروری طرحواره محور تفاوت معنادار بود (05/0>p). هر سه برنامه آموزشی با گروه کنترل تفاوت معنادار داشتند (01/0>p). در دلبستگی اضطرابی تفاوت بین برنامه فرزندپروری چرخه ایمن و طرحواره محور با گروه کنترل معنادار بود (01/0>p). ولی در دلبستگی اجتنابی بین سه برنامه فرزندپروری تفاوت معناداری وجود نداشت (05/0
مؤلفه های «خرد» و دلالت های آنها در اصول تربیت دینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم تربیتی از دیدگاه اسلام سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۰
39 - 68
حوزههای تخصصی:
دین داری بسیاری از متربیان به دلیل قشری گری و سطحی نگری در فهم دین با چالش های جدی مواجه است. استفاده از مؤلفه های خرد در طراحی اصول تربیت دینی می تواند منجر به شکل گیری شناخت عمیق و ژرف متربیان نسبت به معارف دین شود. لذا هدف پژوهش پیش رو استخراج مؤلفه های خرد و استنتاج دلالت های آنها در اصول تربیت دینی است. برای استخراج مؤلفه های خرد از روش توصیفی و تحلیلی و برای استنتاج اصول تربیت دینی از روش استنتاجی فرانکنا استفاده شده است؛ جامعه پژوهش شامل همه نظریات حوزه خرد، و نمونه آن دربردارنده پراستنادترین نظریات این حوزه است. بعد از استخراج مرتبط ترین مؤلفه های این نظریات با تربیت دینی، با مبنا قرار دادن این مؤلفه ها به عنوان گزاره های واقع نگر در ترکیب با گزاره هنجارین اصول تربیت دینی استنتاج شدند. یافته ها شامل اصول جدید تربیت دینی: «افزایش آگاهی و بصیرت دینی»، «کنار گذاشتن تعصبات دینی»، «بهره مندی از تجربیات دینی خود»، «تأمل در معارف دینی»، «بررسی انتقادی باورهای دینی خود و اجتماع»، «تلاش برای پاسخ دادن خلاقانه به سؤالات و شبهات دینی»، «شناختِ شناخت های دینی خود و تنظیم آنها»، «بهره مندی از معارف دینی در حل چالش های زندگی»، «تقویت معنویت دینی در راستای تعالیم دینی» و «مدیریت نمودن هیجانات» است. یافته ها پژوهش نشان می دهد که ژرف نگری در معارف دینی مستلزم توجه به سه حیطه شناختی، عاطفی و عملی- تجربی است؛ به طوری که فرد با ایجاد تغییرات مطلوب در هر سه حیطه، به خصوص بُعد شناختی، می تواند به ژرف نگری دینی دست یابد. پیشنهاد می شود در طراحی برنامه درسی تربیت دینی از این اصول جدید استفاده شود.
تأثیر یادگیری تجربی از طریق بازی بر عملکرد تحصیلی خودادراک شده در آموزش حسابداری با میانجیگری خودکارآمدی و انگیزه یادگیری: مطالعه موردی دانش آموزان دختر پایه دهم و یازدهم شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازی ها نقشی حیاتی در آموزش حسابداری ایفا می کنند و می توانند به طرزی جالب توجه انگیزش دانش آموزان را ارتقا دهند. ترکیب انگیزش و بازی در فرایند آموزش باعث افزایش مشارکت فعال دانش آموزان، بهبود یادگیری عمیق و ماندگار و در نهایت ارتقای عملکرد تحصیلی آنها می شود. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر یادگیری تجربی از طریق بازی بر عملکرد تحصیلی خودادراک شده با تأثیر میانجی خودکارآمدی و انگیزه یادگیری در دانش آموزان انجام شد. در این پژوهش، 100 نفر از دانش آموزان دختر پایه دهم و یازدهم شهر تهران که با اصول اولیه ثبت حسابداری آشنا بودند، به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. برای سنجش انگیزش تحصیلی از پرسشنامه استاندارد انگیزش تحصیلی لوپز-هرناندز و همکاران (2022) استفاده شد و با بهره گیری از نرم افزار SmartPLS، مدل معادلات ساختاری مورد آزمون قرار گرفت. چهار متغیر یادگیری تجربی، خودکارآمدی، انگیزه یادگیری و عملکرد تحصیلی خودادراک شده در نظر گرفته شدند. نتایج فرضیه های مستقیم نشان داد یادگیری تجربی بر خودکارآمدی و انگیزه یادگیری تأثیری مثبت و معنادار دارد. همچنین، خودکارآمدی و انگیزه یادگیری به صورت مستقیم بر عملکرد تحصیلی خودادراک شده تأثیر دارد و یادگیری تجربی به تنهایی تأثیری جالب توجه بر عملکرد تحصیلی ندارد. نتایج فرضیه های غیرمستقیم نشان داد یادگیری تجربی از طریق میانجیگری خودکارآمدی و انگیزه یادگیری بر عملکرد تحصیلی خودادراک شده تأثیرگذار است. یافته ها نشان داد دانش آموزانی که در معرض یادگیری تجربی قرار گرفته اند، احساس توانایی بیشتری در انجام وظایف تحصیلی (خودکارآمدی) داشته و انگیزه بیشتری برای یادگیری از خود نشان داده اند که در نهایت به بهبود عملکرد تحصیلی آنها منجر شده است.
ارائه مدلی از عوامل مؤثر بر سواد مالی دانش آموزان پایه نهم: مطالعه ای کیفی بر اساس دیدگاه دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف ارائه مدلی از عوامل مؤثر بر سواد مالی دانش آموزان پایه نهم انجام گرفت. براساس این هدف، گردآوری داده ها با رویکرد کیفی، مبتنی بر نظریه داده بنیاد صورت گرفت. شرکت کنندگان از بین دانش آموزان پایه نهم شهر اصفهان و با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. در این پژوهش، داده ها ازطریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته جمع آوری شدند و بعداز مصاحبه با 14 دانش آموز، اشباع نظری حاصل گردید. تجزیه وتحلیل داده های کیفی حاصل از مصاحبه ها، با استفاده از فرایند کدگذاری های باز، محوری و انتخابی، انجام گرفت. جهت حصول اطمینان از کیفیت پژوهش و اعتباریابی یافته ها از راهبردهای بازبینی، ارزیابی و تأیید داده ها توسط صاحب نظران استفاده شد. براساس دیدگاه دانش آموزان پایه نهم، دسته بندی مقوله ها و زیرمقوله ها در دو دسته کلی عوامل درونی و عوامل بیرونی انجام گرفت. عوامل درونی شامل زیرمقوله های دانش مالی، انگیزش، فراشناخت، مهارت حل مسئله و باورها بودند و زیرمقوله های جامعه، محیط آموزشی و خانواده در دسته عوامل بیرونی مؤثر بر سواد مالی دانش آموزان پایه نهم قرار گرفتند. در نهایت و به عنوان یافته کلی پژوهش، مدل نظری عوامل مؤثر بر سواد مالی دانش آموزان تدوین و ارائه گردید. امید است واکاوی این عوامل، راهکارهای مناسبی در جهت ارتقای سطح سواد مالی دانش آموزان، پیشِ روی برنامه ریزان آموزشی قرار دهد.
شناسایی علت های استفاده از کتب کمک درسی در دانش آموزان متوسطه دوم: یک پژوهش کیفی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
استفاده از کتاب های کمک درسی در مدارس، به ویژه در دانش آموزان متوسطه دوم، بسیار شایع است و متخصصین نسبت به تبعات این پدیده نظرات و انتقادات زیادی وارد کردند. هدف این پژوهش بررسی عوامل موثر بر استفاده از کتب کمک درسی در دانش آموزان متوسطه دوم استان هرمزگان بود. این پژوهش کیفی و با روش تحلیل مضمون انجام شد. جامعه آماری دانش آموزان متوسطه دوم استان هرمزگان بود و نمونه گیری به روش هدفمند انجام شد. و برای نمونه پژوهش، تعداد 31 نفر از دانش آموزان، مدیران، دبیران و مشاوران مدارس دخترانه و پسرانه انتخاب شدند؛ و با ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته، علل استفاده از کتب کمک درسی در دانش آموزان متوسطه دوم، مورد ارزیابی قرار گرفت. پس از تحلیل متن مصاحبه ها، نتایج در قالب مضمون های اولیه، محوری و فراگیر، گزارش شدند. بدین ترتیب 51 کد اولیه، 12 کد محوری و 6 مضمون فراگیر ایجاد شد. عوامل فردی، عوامل آموزشگاهی، عوامل خانوادگی، عوامل مربوط به کتب کمک درسی، عوامل مربوط به کنکور و عوامل کلان، 6 عامل فراگیر استفاده از کتب کمک درسی در دانش آموزان می باشند. برای پیشگیری از آسیب های استفاده زیاد از کتب کمک درسی، باید نگاهی عمیق تر به علل مختلف این پدیده داشت و راهکارهایی مانند رفع مشکلات اقتصادی و نابرابری درآمد در رشته ها و مشاغل، تغییر نظام پذیرش دانشجو، افزایش کیفیت نظام آموزشی، و بازبینی قوانین انتشار کتب کمک درسی، برای کاهش آسیب های استفاده آسیب زا از کتب کمک درسی ارائه شد.
اثربخشی آموزش ذهن آگاهی کودک محور بر بهبود علائم کودکان با اختلال لکنت زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این پژوهش، تعیین اثربخشی آموزش ذهن آ گاهی بر بهبود علائم کودکان با اختلال لکنت زبان بود. روش: روش این پژوهش نیمه آزمایشی و از طرح پیش آزمون _ پس آزمون همراه با گروه گواه بود. جامعه آماری در این پژوهش شامل تمامی کودکان سنین 7 تا 9 سال با اختلال لکنت زبان شهرستان رشت بود که در سال تحصیلی 1401 - 1402 به مرا کز گفتاردرمانی مراجعه کرده بودند. از این جامعه آماری، برحسب شرایط ورود و خروج افراد نمونه به صورت در دسترس، 22 نفر انتخاب شدند و سپس به 2 گروه آزمایشی و گواه به طور تصادفی جایدهی شدند. در این مطالعه، مقیاس سنجش شدت لکنت زبان رایلی ) 2009 ( جهت تعیین میزان علائم اختلال لکنت زبان در مراحل پیش آزمون و پس آزمون روی هر 2 گروه اجرا شد. گروه آزمایشی برنامه آموزش ذهن آ گاهی کودک محور را طی مدت 10 جلسه 60 دقیقه ای هر هفته دریافت کردند، ولی گروه گواه بجز برنامه درمانی لکنت زبان توسط گفتاردرمان، درمان دیگری دریافت نکردند. در پایان، داده های به دست آمده با روش های آماری تحلیل کواریانس تک متغیره و چند متغیره بررسی شد. یافته ها: تحلیل داده ها نشان داد که مداخله ذهن آ گاهی کودک محور موجب بهبود علائم کودکان با اختلال لکنت زبان شد ) 05 / .)P>0 نتیجه گیری: آموزش ذهن آ گاهی کودک محور با فنونی همچون آرامش آموزی و کاهش اضطراب می تواند در کنار درمان های گفتاری به عنوان روش مؤثر روان شناختی در بهبود کودکان با اختلال لکنت زبان عمل کند.
شناسایی عملکرد دانش آموزان با اختلال طیف اُتیسم در سه زمینه تعاملی، رفتاری و یادگیری، چالش های موجود در کلاس های درسی آنها و راهکار ها از نگاه معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: کلاس های آموزشی دانش آموزان با اختلال طیف اُُتیسم، یکی از کلاس های درسی چالش برانگیز برای معلمان است. هدف پژوهش حاضر، شناسایی عملکرد دانش آموزان با اختلال طیف اُُتیسم در 3 زمینه تعاملی، رفتاری و یادگیری، چالش های موجود در کلاس های درس و راهکارها از نگاه معلمان بود. روش: از الگوی تفسیری، رویکرد کیفی و راهبرد تحلیل محتوای کیفی بهره برده شد. میدان پژوهش، شامل 8 نفر از معلمان زن و مرد دارای دانش آموز با اختلال اُُتیسم در مقطع ابتدایی و پیش دبستانی در شهرستان سنندج در سال تحصیلی 1403 - 1402 بود که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود که تا در جه ا شباع یافتگی ادا مه یا فت. یافته ها: یافته های پژوهش در 2 بخش ارائه شد: 1. عملکرد دانش آموزان در 3 زمینه ی تعاملی، رفتاری و یادگیری و چالش های معلمان؛ 2. روش های آموزشی در 2 زمینه ی روش تعامل و آموزش محتوای درسی و راهکارها. تحلیل یافته ها نشان داد که عملکرد دانش آموزان با اختلال طیف اُُتیسم در کلاس درس، تا حدودی ترکیبی از سایر گروه های با نیازهای ویژه همچون کم توان ذهنی و بیش فعال، به علاوه ویژگی های اختصاصی اختلال طیف اُُتیسم است؛ لذا معلمان با چالش های متعدد و ترکیبی در هنگام تدریس به آنان روبه رو می شوند. ازاین رو، از روش های آموزشی ابتکاری و مبتنی بر ت جارب ن یز ا ستفاده می کن ند. نتیجه گیری: باتوجه به یافته ها، چالش های معلمان دانش آموزان با اختلال طیف اُُتیسم از لحاظ نوع با سایر معلمان، تفاوت های کمّّی و کیفی دارد و منحصربه فرد می باشند؛ لذا راهکارهای ارائه شده برای غلبه بر این چالش ها، بر اهمیت آ گاه سازی معلمان و سایر افراد دارای تعامل با دانش آموزان با اختلال طیف اُُتیسم، تأ کید دارد.
Effectiveness of mindfulness-based education intervention on emotional competence and school belonging in high school students
حوزههای تخصصی:
This study investigated the effectiveness of a mindfulness-based education intervention on enhancing emotional competence and school belonging among high school students. A quasi-experimental pretest-posttest control group design was employed with a sample of 30 students (15 experimental, 15 control) from a public high school in Iran. The intervention group participated in an 8-week mindfulness training program integrated into their school schedule, while the control group received no such intervention. Standardized scales were used to measure emotional competence and school belonging before and after the intervention. Data were analyzed using multivariate analysis of covariance (MANCOVA). The results revealed significant improvements in both emotional competence and school belonging for the experimental group compared to the control group (p < 0.05), demonstrating the positive impact of mindfulness practices on students’ emotional and social well-being. The findings are consistent with previous research suggesting that mindfulness fosters emotional regulation, empathy, and a greater sense of connectedness in school settings. This study highlights the value of incorporating mindfulness into educational programs to support students’ psychological and social development. It suggests the potential of mindfulness-based interventions to improve learning environments and recommends further longitudinal and large-scale research to validate and expand upon these findings.
بررسی نحوه اجرای طرح کلاس گویا از منظر مدیران و مربیان پیش دبستانی شهرستان مهاباد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های کیفی در علوم تربیتی سال ۲ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۱
34 - 67
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی نحوه اجرای طرح کلاس گویا از دیدگاه مدیران و مربیان پیش دبستانی شهرستان مهاباد و با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی انجام شد. جامعه پژوهش شامل کلیه مدیران و مربیان مراکز پیش دبستانی این شهرستان بود. برای انتخاب نمونه، از روش های نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی استفاده شد و در نهایت سیزده نفر از مشارکت کنندگان واجد شرایط به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود که روایی آن بررسی و تأیید شد. پایایی آن از طریق هدایت دقیق مصاحبه ها، طراحی فرایندهای ساختاریافته، تفسیر همگرا و تحلیل مستقل داده ها توسط دو مصاحبه گر مجزا تضمین شد. داده ها با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی به شیوه اسمیت و همکاران تحلیل شدند. یافته های پژوهش نشان داد که مدیران و مربیان به طور کلی نگرشی مثبت نسبت به اهداف و تأثیرات طرح کلاس گویا بر ارتقای مهارت های زبانی و تقویت مهارت های زندگی کودکان دارند، اما اجرای این طرح با چالش هایی مانند کمبود منابع، محدودیت های زمانی، نبود حمایت های کافی و نیاز به ارتقای سطح دانش و مهارت های حرفه ای مربیان مواجه است. همچنین، ضرورت بازنگری در محتوای آموزشی و انطباق آن با بافت فرهنگی، زبانی و اجتماعی منطقه مورد تأکید قرار گرفت. در پایان، پیشنهادهایی برای بهبود کیفیت اجرای طرح ارائه شد و بر اهمیت انجام پژوهش های آتی با رویکرد تطبیقی، بهره گیری از فناوری های نوین آموزشی و جلب مشارکت والدین تأکید گردید.
اثربخشی مدل های مدیریت مدارس موفق: یک مطالعه تطبیقی
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف : اهمیت مدیران و نقش خطیری که برای ارتقای کیفیت و اثربخشی مدارس ایفا میکنند، برکسی پوشیده نیست. اگر مدیران و رهبران آموزشی دارای دانش و مهارتهای کافی در بهسازی و توسعه جامعه باشند، بدون تردید، نظام آموزشی نیز از کارایی و اعتبار بالایی برخوردار خواهد بود، لذا این پژوهش در صدد است تا ﺑ ﺎ مطالعه ﻣﻘﺎﻻت و ادﺑﯿﺎت ﻣﺮﺗﺒﻂ و استفاده از داده های موجود، در پروژه بین المللی مدیریت موفق مدارس (PPSSI)، ویژگی ها، فرآیندها و مدل های موفقیت مدیران را مورد بررسی قرار دهد. روش ها : روش مورد استفاده در پژوهش حاضر، روش تطبیقی )الگوی جورج بردی( است. جامعه آماری شامل کلیه مقالات منتشر شده در پایگاه رسمی پروژه PPSSI در دانشگاه ناتینگهام انگلستان بود که در این پژوهش، 24 مقاله مرتبط با ویژگی های مدیران مدارس موفق که در سه کشور انگلستان، استرالیا و ایالات متحده انجام شده بود به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و با روش تحلیل محتوای کیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها : یافته های پژوهش نشان داد که کشورهای مورد مطالعه تشابهاتی در خصوصیات و رفتار مدیران مدارس موفق دارند از جمله: استفاده از الگوی رهبری توزیعی، مشارکتی و الگوی مبتنی بر آموزش، برنامه ریزی در جهت ارتقای کیفیت تدریس معلمان، غنی سازی برنامه درسی، مهارت ایجاد روابط قوی، شجاعت و آمادگی برای روبه رو شدن با چالش، صداقت، احترام به کارکنان، خوشبینی، تعهد و مهربانی. تفاوت های قابل مشاهده تأثیر گذار بر موفقیت مدیران مدارس موفق در کشورهای منتخب نیز شامل اهداف ملی و سیاست های خاص کشورها در آموزش و پرورش، ساختار و سیستم های بودجه، تفاوت های سیاسی و فرهنگی، میزان تمرکز زدایی آموزشی، فشارهای نظارتی خارج از مدرسه و رویکردهای آماده سازی مدیران بود. بحث و نتیجه گیری : نتایج بررسی مقالات داد که هیچ یک از الگوهای رهبری در مطالعات PPSSI به تنهایی غالب نیست ولی در بین الگوهای استخراج شده، تشابهاتی در خصوصیات و رفتار مدیران مدارس موفق که موجب اثربخشی و کارایی مدارس تحت مدیریت آن ها می باشد، وجود دارد. نتایج پژوهش نشان داد که موفقیت مدارس تا حد زیادی به رهبری مؤثر، مهارت های ارتباطی و رویکرد مشارکتی مدیران وابسته است. توجه به این ویژگی ها در انتخاب و آموزش مدیران می تواند به ارتقای کیفیت آموزش و بهبود عملکرد مدارس کشور کمک کند.
مدلیابی الگوی صلاحیت های حرفه ای معلمان برای آموزش در فضای مجازی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در دنیای پیچیده و پرشتاب امروز، روش های سنتی آموزشی کند هستند و نیاز به استفاده از فناوری های نوین در آموزش وجود دارد. همچنین، انتشار ویروس کرونا، آموزش به اجباری شدن آموزش در فضای مجازی کمک کرد. هدف پژوهش حاضر، اعتباریابی الگوی صلاحیت های حرفه ای معلمان برای آموزش در فضای مجازی دوره متوسطه اول بود. روش: روش پژوهش، توصیفی از نوع پیمایشی بود. جامعه آماری شامل شامل تمام معلمان دوره متوسطه اول استان گلستان بود که تعداد آنها حدود 750 نفر بود. نمونه بر اساس جدول رجسی و مورگان 148 نفر برآورد گردید که به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته بود که بر اساس نتایج مرحله کیفی، تهیه شده بود. دادهها با استفاده از نرم افزار smart PLS و با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: بنابر یافته های تحقیق، 89 مفهوم، 18 زیرمقوله و 7 مقوله اصلی مورد تأیید قرار گرفت که مقوله های اصلی شامل مهارت های فنی، مدیریت کلاس مجازی، اخلاق آموزش مجازی، مهارت های عمومی، فعالیت های تدریس و یادگیری، مهارت های شناختی و منش معلمی معتبر بود. نتیجه گیری: بنابراین، باید در گزینش معلمان این صلاحیت ها در نظر گرفته شود و تلاش شود تا معلمانی که در حال تدریس هستند این صلاحیت ها را در خود به وجود بیاورند.
کاربرد فن آوری واقعیت افزوده در فرآیند یاددهی - یادگیری با تأکید بر آموزش دانش آموزان دارای اختلال یادگیری خاص: مطالعه مروری سیستماتیک(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش مطالعه نظام مندکاربرد فن آوری واقعیت افزوده در فرآیند یاددهی و یادگیری با تأکید بر آموزش دانش آموزان دارای اختلال یادگیری خاص انجام شده است. روش مطالعه این پژوهش با رویکرد مرور سیستماتیک بوده است. برای جامعه آماری این پژوهش، از مجموعه آثار منتشر شده در قالب مقالات فارسی و انگلیسی در پایگاه های تخصصی نورمگز، سید، مگ ایران، ایران داک، علم نت از سال 1395 تا 1403 و پایگاه لاتین PubMed ، Scopus، Elsevier، Google Scholar و Since Direct (2016 الی 2024) مورد بررسی قرار گرفته است. نمونه آماری، شامل مقالات فارسی و انگلیسی بوده است که در آن از کلید واژه های تخصصی، فن آوری های آموزشی، واقعیت افزوده، اختلال یادگیری، آموزش ، براساس روش مرور سیستماتیک و با ابزار جدول روش پریزما انتخاب شدند. پژوهش حاضر نشان داده است استفاده از فن آوری واقعیت افزوده برای دروسی مانند علوم و زبان انگلیسی برای دوران دبستان و درس زیست شناسی و زبان انگلیسی برای دوره متوسطه، بیش ترین کاربرد را داشته و تمام نتایج پژوهش مؤید اثربخش بودن این فن آوری در یادگیری-یاددهی دانش آموزان بخصوص اختلال یادگیری خاص بوده است. هم چنین جمع بندی تأثیر فن آوری واقعیت افزوده در فرآیند آموزش دانش آموزان دارای اختلال یادگیری خاص، نشان دهنده پیشرفت تحصیلی قابل توجه بوده و باعث بهبود روند یادگیری در این دانش آموزان می گردد.
Investigating Intercultural Awareness: Iranian EFL Teachers’ Perceptions and Challenges
حوزههای تخصصی:
In recent decades, the importance of applying cultural dimension into language pedagogy has received extensive emphasis worldwide. The problem arises when EFL teachers are afraid of referring to cultural notions in their classes just because it seems that they lack sufficient cultural knowledge of the target language. This research study intended to inspect Iranian EFL teachers’ intercultural awareness by evaluating their opinions about the importance of cultural teaching. Sercu et al. (2005) adopted questionnaire was used to gather the anticipated data. The participants were comprised of 102 teachers who were provided with questionnaires in person using hard copies. An interview was conducted as well with participants in order to explore the difficulties they encounter in the way of teaching culture. the collected data were analyzed via statistical package for social sciences (SPSS) software. Content analysis was used for analyzing the qualitative data gathered from interview. The results showed that Iranian EFL teachers have favorable opinions about intercultural learning. They were unwilling to implement the intercultural approach to their teaching method because of time constraints, lack of suitable materials, and guidelines. Several implications are emergent from the findings including suggestions for educational policy-makers, material designers, language institutes, and teacher training programs.