عباسعلی حسین خانزاده

عباسعلی حسین خانزاده

مدرک تحصیلی: عضو هیات علمی دانشگاه گیلان

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۱۵۹ مورد.
۱.

اثربخشی درمان شناختی-رفتاری مبتنی بر مدل مارلات بر عملکرد توجه و خودکارآمدی ترک در بیماران تحت درمان نگهدارنده با متادون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۰ تعداد دانلود : ۲۳۹
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان شناختی-رفتاری مبتنی بر مدل مارلات بر عملکرد توجه و خودکارآمدی ترک در بیماران تحت درمان نگهدارنده با متادون انجام شد. روش: پژوهش حاضر نیمه- آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و دوره پیگیری دو ماهه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی مردان مصرف کننده تریاک مراجعه کننده به مرکز ترک اعتیاد آوای ذهن شهر تهران در سال 1401 بود که از بین آن ها با توجه به معیارهای ورود به مطالعه و با استفاده از نرم افزار G*Power، 40 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (20 نفر) و کنترل (20 نفر) قرار گرفتند. برای گردآوری اطلاعات علاوه بر چک لیست اطلاعات جمعیت شناختی-فرم محقق ساخته، از آزمون رایانه ای استروپ و پرسش نامه خودکارآمدی ترک استفاده شد. جلسات درمان با توجه به پروتکل مارلات طی 12 جلسه (هر هفته یک جلسه 75 دقیقه ای) برای افراد گروه آزمایش اجرا شد. داده ها با تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شد. یافته ها: نمرات کل عملکرد توجه و خودکارآمدی ترک در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل به طور معناداری بهبود یافت و این تأثیرات مثبت در مرحله پیگیری نیز پایدار ماند. نتیجه گیری: می توان از درمان شناختی-رفتاری مبتنی بر مدل مارلات به منظور بهبود وضعیت رفتاری و کارکرد توجه در افراد مصرف کننده مواد به عنوان روش مداخله ای مؤثر سود جست.
۲.

واکاوی فرزند پروری چند فرهنگی در خانواده های اقوام ایرانی: مطالعه کیفی مبتنی بر نظریه داده بنیاد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۲۳
زمینه: خانواده به عنوان اولین نهاد اجتماعى و یکى از واحدهاى مهم و تعیین کننده سرنوشت افراد هر جامعه است. والدین براى مراقبت مؤثّر از کودکان نیازمند دانش خاص، نگرش ها و مهارت های فردى هستند که از طریق آموزش فرزندپرورى حاصل می شود. فرهنگ به عنوان مجموعه منحصربه فرد باورها و رفتارهای متعلق به یک گروه قومی، نحوه مراقبت والدین از فرزندان را شکل می دهد. مقالات نظام مند در زمینه شناسایی مؤلفه های فرزندپروری با رویکرد کیفی از منظر والدین کمتر مورد توجه قرار گرفته است؛ بنابراین واکاوی فرزندپروری چندفرهنگی در اقوام ایرانی ضروری به نظر می رسد. هدف: هدف پژوهش حاضر واکاوی فرزندپروری چندفرهنگی در خانواده های اقوام ایرانی بر اساس نظریه داده بنیاد بود. روش: پژهش حاضر کیفی و از نوع اکتشافی بود که بر اساس نظریه داده بنیاد و به روش (1990)Strauss & Corbin  انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه خانواده های اقوام ایرانی بود. نمونه پژوهش، 28 والد از چهار قوم ایرانی (لر، کرد، ترک، گیلک؛ از هر قوم 7 نفر) را در بر می گرفت، که به روش نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری، انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته که توسط پژوهشگران طراحی شده بود، استفاده شد. هر مصاحبه بین 60 تا90 دقیقه به طول انجامید. در مرحله تحلیل داده ها از نرم افزار Atlas.ti نسخه 9 بهره گرفته شد. یافته ها: فرآیند کدگذاری به شناسایی چهار طبقه شامل علل والدمحور، علل فرزندمحور، زمینه های والدمحور و زمینه های فرزندمحور، در قالب 20 مقوله و 247 مفهوم منجر شد. برای اعتبارسنجی یافته ها و اطمینان از باورپذیری، انتقال پذیری و تأییدپذیری سؤالات مصاحبه و پاسخ مشارکت کنندگان از تکنیک های مانند کنترل اعضاء، کسب اطلاعات موازی و خودبازبینی پژوهشگران استفاده شد. نتیجه گیری: فرزندپروری مؤثر در عصر حاضر مستلزم آگاهی از شرایط علّی و زمینه ای تسهیل کننده بر آن است. این یافته ها کاربردهای نظری، جهت تدوین و اعتباریابی بسته فرزندپروری متناسب با نتایج پژوهش حاضر و کاربردی عملی، جهت ارائه راهبردهای مشاوره ای به منظور ارتقاء مهارت های والدینی در دنیای امروز دارند.
۳.

نقش میانجی اعتیاد به بازی های آنلاین در رابطه خشم و خلاقیت بدخواهانه در نوجوانان با نشانه های اختلال نارسایی توجه -بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۹۸
هدف پژوهش حاضر تعیین نقش میانجی اعتیاد به بازی های آنلاین در رابطه میان خشم و خلاقیت بدخواهانه در نوجوانان با نشانه های اختلال نارسایی توجه -بیش فعالی بود. روش پژوهش توصیفی -همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دارای نشانه های اختلال نارسایی توجه-بیش فعالی مقطع متوسطه دوم ناحیه 1 شهر رشت در سال تحصیلی 1403-1402 بود که به روش هدفمند، 240 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل سیاهه علائم مرضی کودکان (CSI-4) گادو و همکاران (1984)، مقیاس رفتار خلاقیت بدخواهانه (MCBS) هاو و همکاران (2016)، سیاهه خشم و پرخاشگری کودکان (ChIA) نیلسون و فینچ (2000)، و سیاهه اعتیاد به بازی های آنلاین (OGAI) وانگ و چانگ (2002) بود. تحلیل داده ها با استفاده از روش معادلات ساختاری انجام شد. نتایج بیانگر برازش مطلوب مدل پژوهش بود. نتایج ضرایب اثرات مستقیم نشان داد که خشم اثر مستقیم و معناداری بر خلاقیت بدخواهانه و اعتیاد به بازی های آنلاین داشت و اعتیاد به بازی های آنلاین نیز اثر مستقیم و معناداری بر خلاقیت بدخواهانه داشت (01/0>p). نتایج آزمون بوت استرپ بیانگر اثر غیرمستقیم خشم بر خلاقیت بدخواهانه با میانجی گری اعتیاد به بازی های آنلاین بود (05/0>p). نتایج این پژوهش نشان داد افزایش خشم در افزایش خلاقیت بدخواهانه نقش دارد؛ همچنین این رابطه توسط اعتیاد به بازی های آنلاین میانجی گری می شود. درواقع می توان بیان کرد اعتیاد به بازی های آنلاین و خشم می توانند تبیین کننده خلاقیت بدخواهانه باشند.
۴.

اثربخشی آموزش مهارت های ادراکی_ حرکتی بر تبحر حرکتی و پردازش دیداری_ فضایی دانش آموزان نارسانویس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۷۶
نارسانویسی یک اختلال یادگیری ویژه با مشکلات در نوشتن است که می تواند به مشکلات در اجرای حرکتی، دیداری_حرکتی و عملکرد شناختی مرتبط باشد. این پژوهش باهدف تعیین اثربخشی آموزش مهارت های ادراکی_حرکتی بر تبحر حرکتی و پردازش دیداری_فضایی دانش آموزان نارسانویس انجام شد. طرح پژوهش شبه تجربی با طرح پیش آزمون_پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش دانش آموزان 8 تا 12 ساله با اختلال نارسانویسی مراجعه کننده به مراکز اختلالات یادگیری شهر رشت در سال 1403_1402 بودند. نمونه شامل 26 دانش آموز نارسانویس بود که با روش در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و کنترل جایدهی شدند. گروه آزمایش مدت 12 جلسه 45 دقیقه ای تحت آموزش مهارت های ادراکی_حرکتی قرار گرفتند. ابزار مورد استفاده شامل آزمون مهارت دست نویس مینه سوتا، آزمون تبحر حرکتی برونینکس_ اوزرتسکی و خرده آزمون های طراحی مکعب و معماهای دیداری مقیاس هوشی وکسلر ویرایش پنجم بود. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس تحلیل شد. نتایج نشان داد آموزش مهارت های ادراکی_حرکتی با اثرگذاری مثبت بر حرکات درشت و ظریف، ادراک دیداری و فضایی در بهبود تبحر حرکتی و پردازش دیداری_فضایی دانش آموزان نارسانویس مؤثر است؛ بنابراین استفاده از آموزش مهارت های ادراکی_حرکتی پیشنهاد می شود.
۵.

اثربخشی گروه درمانی کوتاه مدت راه حل محور بر احساس خودکارآمدی و سبک های حل مسئله نوجوانان قربانی قلدری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۹
مقدمه: قربانیان قلدری ضعف در خودکارآمدی و سبک های حل مسئله را نشان می هند. این درحالی است که گروه درمانی کوتاه مدت راه حل محور می تواند در بهبود این متغیرها اثربخش باشد؛ بنابراین هدف این پژوهش ارزیابی اثربخشی گروه درمانی کوتاه مدت راه حل محور بر خودکارآمدی و سبک های حل مسئله نوجوانان قربانی قلدری بود. روش: روش مطالعه حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان متوسطه اول  پسر ناحیه یک شهر رشت در سال تحصیلی 1403-1404 بودند که از میان آنها پس از طی دو مرحله به روش نمونه گیری در دسترس تعداد 30 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دوگروه آزمایش و کنترل قرار داده شدند. گروه آزمایش 7 جلسه 90 دقیقه ای گروه درمانی راه حل محور کوتاه مدت را دریافت کرد. ابزار پژوهش شامل مقیاس قلدری ایلی نویز اسپالگه و هولت (2001)، پرسشنامه قلدری/ قربانی الویس (1996)، پرسشنامه خودکارآمدی موریس (2001) و پرسشنامه سبک های حل مسئله کسیدی و لانگ (1996) بود. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش تحلیل کواریانس استفاده شد. یافته ها : نتایج تحلیل داده ها نشان داد، گروه درمانی کوتاه مدت راه حل محور بر همه مؤلفه های خودکارآمدی (به استثنا خودکارآمدی اجتماعی) و بر همه مؤلفه های حل مسئله (به استثنا سبک خلاق) تأثیر معنی داری داشت (01/0 > p ). نتیجه گیری: با توجه به یافته ها،گروه درمانی کوتاه مدت راه حل محور با ایجاد یک فضای گروهی مثبت، زمینه را برای افزایش مهارت های حل مسئله و بهبود احساس خودکارآمدی فراهم نمود که درنتیجه افزایش توانایی مقابله با پدیده قلدری را در نوجوانان قربانی قلدری به همراه داشت.
۶.

اثربخشی آموزش هم زمان انواع کارکردهای اجرایی (گرم و سرد؛ متمرکز بر آموزش هم زمان والد و کودک) بر بهبود همدلی کودکان با اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۹۹
پژوهش حاضر به منظور بررسی اثربخشی آموزش هم زمان انواع کارکردهای اجرایی (گرم و سرد؛ متمرکز بر آموزش هم زمان والد و کودک) بر بهبود همدلی کودکان با اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی انجام شد. طرح پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش تمامی کودکان 9 تا 12 ساله با اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی شهر رشت بودند که در شش ماهه اول سال 1400 به مراکز درمانی- آموزشی مراجعه کردند. نمونه پژوهش شامل 26 مادر و کودک با نارسایی توجه/ بیش فعالی از جامعه آماری ذکرشده بود که با روش در دسترس انتخاب و به تصادف در گروه های آزمایش و گواه جای دهی شدند. کودکان گروه آزمایش و مادران آن ها هرکدام برنامه مداخله ای موردنظر را طی 10 جلسه دریافت کردند. ابزار مورداستفاده شامل پرسشنامه جمعیت شناختی، مقیاس درجه بندی کانرز و پرسشنامه همدلی بود. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کواریانس تحلیل شدند. یافته ها نشان داد آموزش هم زمان انواع کارکردهای اجرایی (گرم و سرد؛ متمرکز بر آموزش هم زمان والد و کودک) بر بهبود نمره کل همدلی (01/0 >P)، خرده مقیاس های همدلی انگیزه اجتماعی (01/0 >P)، همدلی شناختی (05/0 >P)، همدلی عاطفی جهت گیری دوستان (01/0 >P)، همدلی مؤثر جهت گیری خانواده (05/0 >P) در کودکان با اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی اثر معناداری داشت. نتایج نشان می دهند مداخلات چندوجهی که کارکردهای اجرایی کودکان با اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی را هدف قرار می دهد می تواند رویکردی امیدوارکننده برای بهبود همدلی این کودکان باشد.
۷.

مدل علی افسردگی زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس بر اساس سیستم های مغزی رفتاری با نقش میانجی راهبردهای تنظیم شناختی هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۶۷
مطالعه حاضر با هدف بررسی مدل علی افسردگی زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس (ام-اس) بر اساس سیستم های مغزی رفتاری با نقش میانجی راهبردهای تنظیم شناختی هیجان انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی _همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این مطالعه زنان مبتلا به ام-اس مراجعه کننده به انجمن ام-اس تهران در سال 1403 بود که 306 نفر از آن ها با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها شامل: سیاهه افسردگی (بک، 1996، (BDI، پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (گارنفسکی و کرایج، 2006، (CERQ، و مقیاس سیستم های مغزی/رفتاری (کارور و وایت، 1994، (BIS/BAS بود. داده ها با روش تحلیل معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد که مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود. برآورد اثر مستقیم سیستم بازداری رفتاری و راهبردهای ناسازگار تنظیم شناختی هیجان بر افسردگی، مثبت و معنادار؛ و اثر مستقیم سیستم فعال سازی رفتاری و راهبردهای سازگار تنظیم شناختی هیجان بر افسردگی، منفی و معنادار بود (01/0>p). همچنین اثر غیرمستقیم راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در ارتباط بین سیستم های مغزی رفتاری و افسردگی، مثبت و معنادار بود (01/0>p). از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در رابطه بین سیستم های مغزی رفتاری و افسردگی زنان مبتلا به ام-اس نقش میانجی دارد.
۸.

اثربخشی آموزش ذهن آگاهی کودک محور بر بهبود علائم کودکان با اختلال لکنت زبان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۹۱
هدف: هدف از این پژوهش، تعیین اثربخشی آموزش ذهن آ گاهی بر بهبود علائم کودکان با اختلال لکنت زبان بود. روش: روش این پژوهش نیمه آزمایشی و از طرح پیش آزمون _ پس آزمون همراه با گروه گواه بود. جامعه آماری در این پژوهش شامل تمامی کودکان سنین 7 تا 9 سال با اختلال لکنت زبان شهرستان رشت بود که در سال تحصیلی 1401 - 1402 به مرا کز گفتاردرمانی مراجعه کرده بودند. از این جامعه آماری، برحسب شرایط ورود و خروج افراد نمونه به صورت در دسترس، 22 نفر انتخاب شدند و سپس به 2 گروه آزمایشی و گواه به طور تصادفی جایدهی شدند. در این مطالعه، مقیاس سنجش شدت لکنت زبان رایلی ) 2009 ( جهت تعیین میزان علائم اختلال لکنت زبان در مراحل پیش آزمون و پس آزمون روی هر 2 گروه اجرا شد. گروه آزمایشی برنامه آموزش ذهن آ گاهی کودک محور را طی مدت 10 جلسه 60 دقیقه ای هر هفته دریافت کردند، ولی گروه گواه بجز برنامه درمانی لکنت زبان توسط گفتاردرمان، درمان دیگری دریافت نکردند. در پایان، داده های به دست آمده با روش های آماری تحلیل کواریانس تک متغیره و چند متغیره بررسی شد. یافته ها: تحلیل داده ها نشان داد که مداخله ذهن آ گاهی کودک محور موجب بهبود علائم کودکان با اختلال لکنت زبان شد ) 05 / .)P>0 نتیجه گیری: آموزش ذهن آ گاهی کودک محور با فنونی همچون آرامش آموزی و کاهش اضطراب می تواند در کنار درمان های گفتاری به عنوان روش مؤثر روان شناختی در بهبود کودکان با اختلال لکنت زبان عمل کند.
۹.

رابطه بین والدگری هلیکوپتری و اعتیاد به گوشی هوشمند با نقش واسطه ای خودتنظیمی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۱۵۵
پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه بین والدگری هلیکوپتری و اعتیاد به گوشی هوشمند با نقش واسطه ای خودتنظیمی در دانشجویان انجام شد. پژوهش حاضرتوصیفی- همبستگی به روش مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری در این پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران در سال 1403 از مقطع کارشناسی تا دکتری بود که از بین آن ها به روش نمونه گیری در دسترس 210 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس والدگری هلیکوپتری (HPS؛ لیموین و باچمن، 2011)، فرم کوتاه پرسشنامه خودتنظیمی (SSRQ؛ کری و همکاران، 2004) و پرسشنامه اعتیاد به تلفن همراه (MPAQ؛ سواری، 1392) استفاده شد. تحلیل داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار است. نتایج نشان داد که اثرات مستقیم والدگری هلیکوپتری و خودتنظیمی بر اعتیاد به گوشی هوشمند معنادار بود (05/0>P)؛ همچنین اثر مستقیم والدگری هلیکوتری بر خودتنظیمی معنادار بود (05/0>P)؛ نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که خودتنظیمی در رابطه بین والدگری هلیکوپتری و اعتیاد به گوشی هوشمند نقش میانجی داشت (05/0>P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که والدگری هلیکوپتری به صورت مستقیم و با نقش میانجی خودتنظیمی بر اعتیاد به گوشی هوشمند در دانشجویان اثر داشت.
۱۰.

تعیین روابط ساختاری فراشناخت و سیستم های مغزی رفتاری با فراهیجان در نوجوانان با اختلال نارسایی توجه- بیش فعالی: نقش میانجی حمایت اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۵
هدف : پژوهش حاضر باهدف تعیین روابط ساختاری فراشناخت و سیستم های مغزی رفتاری با فراهیجان در نوجوانان با اختلال نارسایی توجه- بیش فعالی با نقش میانجی حمایت اجتماعی در شهر اردبیل انجام شد.   روش: پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دوره متوسطه یکم و دوم شهر اردبیل در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۳ بود که تعداد 250 نفر از دانش آموزان به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های خود گزارشی مشکلات رفتاری نوجوانان آخنباخ (1991)، فراهیجان میتمانسگروبر و همکاران (2009)، فراشناخت ولز و کاترایت- هاتون  (2004)، سیستم های مغزی-رفتاری کارور و وایت (1994) و حمایت اجتماعی ادراک شده زیمت  و همکاران (1988) استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS-27 و نرم افزار Lisrel18.8 انجام شدند.   یافته ها: یافته ها نشان داد که فراشناخت و سیستم فعال سازی رفتار بر فراهیجان مثبت اثر مستقیم مثبت و معنادار و بر فراهیجان منفی اثر مستقیم منفی و معنادار دارند. همچنین، سیستم بازداری رفتار بر فراهیجان مثبت اثر مستقیم مثبت و معنادار و بر فراهیجان منفی اثر مستقیم منفی و معنادار دارند. برازش مدل نشان داد که فراشناخت و سیستم های مغزی رفتاری با میانجی گری حمایت اجتماعی بر فراهیجان اثر غیرمستقیم معنادار دارند (01/0>P).    نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضر فراشناخت، سیستم های مغزی رفتاری و حمایت اجتماعی می توانند در فراهیجان نوجوانان دارای اختلال نارسایی توجه- بیش فعالی نقش موثری داشته باشند.
۱۱.

مقایسه اثربخشی آموزش مدیریت خشم و آموزش فرزندپروری بر روابط والد-کودک در افراد مبتلا به اختلال سلوک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۸ تعداد دانلود : ۲۱۹
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش مدیریت خشم و آموزش فرزند پروری بر رابطه والد-فرزند در نوجوانان مبتلا به اختلال سلوک انجام شد. این پژوهش به روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با دو گروه آزمایش و یک گروه گواه انجام شد. جامعه آماری شامل دانش آموزان پسر دوره اول متوسطه مبتلا به اختلال سلوک جنوب شهر تهران و مادران آن ها در تابستان سال 1402 بود. 45 نفر از دانش آموزان پسر دوره اول متوسطه بر اساس ملاک های ورود و به صورت هدفمند از سه مدرسه جنوب شهر تهران انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه (15 نفر گروه آزمایشی مدیریت خشم، 15 نفر گروه آزمایشی فرزندپروری و 15 نفر گروه گواه) جای دهی شدند. در گروه مدیریت خشم، دانش آموزان تحت 8 جلسه 90 دقیقه ای گروهی آموزش مدیریت خشم مبتنی بر رویکرد شناختی رفتاری نواکا و اسپیواک قرار گرفتند. در گروه فرزندپروری مادران این دانش آموزان تحت آموزش فرزندپروری انجمن روان پزشکی کودک و نوجوان ایران در 8 جلسه 90 دقیقه ای به صورت گروهی قرار گرفتند. ابزار جمع آوری اطلاعات در این پژوهش پرسشنامه های سیاهه رفتاری کودک و نوجوان آخنباخ و رسکورلا (1991) و رابطه والد-فرزند فاین و همکاران (1992) بود. نتایج آزمون تحلیل کواریانس تک متغیره نشان داد که هر دو روش بر رابطه والد-کودک در نوجوانان مبتلا به اختلال سلوک اثربخش بودند. اما اثربخشی آموزش فرزندپروری بر روابط والد-کودک نسبت به آموزش مدیریت خشم بیشتر بود. بنابراین  از هر دو نوع مداخله آموزش مدیریت خشم و آموزش فرزندپروری می توان برای بهبود روابط والد-کودک در افراد مبتلا به اختلال سلوک استفاده کرد.
۱۲.

اثربخشی تمرینات یکپارچگی حسی-حرکتی بر عملکرد تعادلی در کودکان با اختلال طیف اوتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۲ تعداد دانلود : ۲۷۵
اختلال طیف اوتیسم اختلالی عصبی تحولی است که موجب نارسایی در تعامل ارتباطی، اجتماعی و رفتارهای کلیشه ای می شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی تمرینات یکپارچگی حسی-حرکتی بر عملکرد تعادلی در کودکان با اختلال طیف اوتیسم انجام شد. طرح پژوهش شبه تجربی از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش تمام دانش آموزان شهر رشت بود که در سال تحصیلی 1403-1402 مشغول به تحصیل بودند. نمونه شامل 30 کودک (پسر و دختر) بودکه با روش نمونه گیری در دسترس و براساس معیارهای ورود و خروج پژوهش انتخاب و با روش تصادفی به دوگروه 15 نفره آزمایش و گواه جایدهی شدند.ابزار آزمون رشد حرکتی درشت اولریخ نسخه دوم (2000) بود.کودکان گروه آزمایش به مدت 12جلسه 45 دقیقه ای تحت مداخله با بسته تمرینات یکپارچگی حسی-حرکتی قرار گرفتند درحالی که گروه گواه مداخله ای دریافت نکرد. داده ها با روش های تحلیل کوواریانس چند متغیری و تک متغیری در نرم افزار 25 SPSS تجزیه و تحلیل شد. یافته های پژوهش نشان داد تمرینات یکپارچگی حسی-حرکتی، عملکرد تعادلی را در کودکان اختلال طیف اوتیسم بهبود می دهد (001/0>P). در مجموع می توان گفت مداخله مورد نظر با تأثیر بر بهبود انسجام حسی و از بین بردن مشکلات مربوط به حساسیت کمتر یا بیشتر از حد حسی، موجب بهبود نارسایی کودک در مهارت عملکرد تعادلی، شده است؛ بنابراین پیشنهاد می شود از برنامه مداخله ای به کار گرفته شده در این پژوهش برای بهبود عملکرد تعادلی کودکان با اختلال طیف اوتیسم استفاده شود.
۱۳.

ساخت برنامه آموزش ذهن شفقت گرا برای نوجوانان: رویکرد نقشه نگاری مداخله(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۸ تعداد دانلود : ۲۹۱
هدف: این پژوهش با هدف طراحی برنامه آموزش ذهن شفقت گرا برای نوجوانان با استفاده از رویکرد نقشه نگاری مداخله انجام شد. نقشه نگاری مداخله، رویکردی است که به طور تکراری و تجمعی برای توسعه مداخلات سلامت محور مبتنی بر نظریه، شواهد و عمل، به کار می رود.روش: در این مطالعه، علاوه بر بررسی دانش نظری و تجربی در زمینه شفقت ورزی، نظرات خبرگان در دو حوزه روان شناسی مثبت و تحولی نیز لحاظ شد. هدف اصلی این بود که پروتکلی بافت محور برای آموزش ذهن شفقت گرا در نوجوانان طراحی شود.یافته ها: پژوهش نشان داد که دستیابی به ذهن شفقت گرا از طریق این پروتکل آموزشی با مفاهیمی مانند ابرازگری هیجانی، والدگری کمال جویانه، محیط سرزنش گر، رسانه های اجتماعی، نیاز های اساسی و خودمراقبتی در ارتباط است. این یافته ها تأکید می کند که رویکرد تک بعدی به مقوله شفقت ورزی کافی نیست و لازم است به ابعاد مختلف اجتماعی، خانوادگی و فردی توجه شود.نتیجه گیری: در نتیجه، ساده سازی بیش از حد مفهوم شفقت ورزی و تمرکز صرف بر یک جنبه خاص، نه تنها باعث درک ناقص این سازه می شود، بلکه می تواند در توسعه مداخلات نیز به نتایج محدودی منجر شود. بنابراین، لازم است که مداخلات شفقت ورزی به صورت چندبعدی و با نگاهی جامع به جنبه های مختلف این سازه طراحی و اجرا شود.
۱۴.

اثربخشی آموزش تنظیم هیجان بر خودپنداشت و کمرویی کودکان با اختلال لکنت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۷ تعداد دانلود : ۳۸۳
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش تنطیم هیجان بر خودپنداشت و کمرویی کودکان با اختلال لکنت بود. روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری تمامی کودکان 7 تا 9 سال مبتلا به اختلال لکنت مراجعه کننده به مراکز گفتاردرمانی شهرستان رشت در سال تحصیلی1401- 1402 بودند. نمونه پژوهش شامل 22 نفر از کودکان با اختلال لکنت که با نمونه گیری در دسترس انتخاب و به شکل تصادفی در دو گروه آزمایش (11نفر) و گواه (11نفر) جایدهی شدند. گروه آزمایش، بسته آموزش تنظیم هیجان در 8 جلسه هفتگی و هر جلسه 45 دقیقه دریافت کردند. ابزارهای پژوهش، پرسشنامه خودپنداشت (CSCS) پیرز _ هریس (1969) و کمرویی (RSS) چک و بریگز (1990) بود. داده های پژوهش با روش تحلیل کوواریانس چند متغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون خودپنداشت و کمرویی در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری در سطح 05/0 وجود داشت. نتایج بیانگر این مطلب است که آموزش تنظیم هیجان به عنوان راهبردی موثر در جهت ارتقا خودپنداشت و کاهش کمرویی است.
۱۵.

مقایسه تنیدگی والدگری و سرمایه روان شناختی والدین کودکان با اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی، نافرمانی مقابله ای و کودکان بهنجار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۹ تعداد دانلود : ۱۶۳
اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی و نافرمانی مقابله ای، از شایع ترین اختلال های دوران کودکی است که پیامدهای مخرب متفاوتی را برای والدین به همراه دارند. این پیامدها منجر به ایجاد چرخه معیوبی می شود که هم به والدین و هم به کودکان آسیب می رساند. هدف از انجام این پژوهش، مقایسه تنیدگی والدگری و سرمایه روان شناختی والدین کودکان با اختلال نارسایی توجه- فزون کنشی، نافرمانی مقابله ای و کودکان بهنجار بود. پژوهش حاضر ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر روش علی- مقایسه ای بود. جامعه آماری پژوهش را تمامی والدین دانش آموزان پسر مقطع ابتدایی (پایه یکم تا سوم) با اختلال های نارسایی توجه-فزون کنشی، نافرمانی مقابله ای و بهنجار در سال تحصیلی 98-97 شهر کاشان، تشکیل می داد که از این میان 149 کودک داوطلب واجد شرایط انتخاب شد. پرسشنامه های پژوهش شامل پرسشنامه تشخیص علائم مرضی کودکان اسپیرافکین وگادو (1984)، پرسشنامه تنیدگی والدگری آبیدین (1991) و سرمایه روان شناختی لوتانز (2007) بود و داده ها با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغییری، کروسکال والیس و یومان ویتنی تحلیل شد. نتایج حاکی از آن بود که بین سرمایه روان شناختی وتنیدگی والدگری والدین کودکان با اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی، نافرمانی مقابله ای و کودکان بهنجار تفاوت معناداری دارد (05/0>P). نتایج نشان داد که حضور یک کودک با اختلال های رفتاری و هیجانی، تنیدگی زیادی بر والدین و اعضای خانواده وارد می کند و می تواند جنبه هایی از سلامت روان آن ها را دستخوش تغییر کند؛ بنابراین آگاهی از این عوامل منجر به تسهیل ارائه خدمات آموزشی و درمانی خواهد شد.
۱۶.

بررسی ارتباط سبک های هویت بر رفتارهای پرخطر در نوجوانان: مطالعه ای بر گرایش به مصرف سیگار، الکل و مواد مخدر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۸ تعداد دانلود : ۱۴۹
هدف: پژوهش حاضر به بررسی ارتباط سبک های هویت با گرایش به سیگار، الکل و مواد مخدر در دوره نوجوانی پرداخت. روش: این مطالعه یک پژوهش مقطعی توصیفی-همبستگی بود که با روش نمونه گیری دو مرحله ای بر روی 435 دانش آموز پسر مقطع متوسطه اول و دوم در شهرستان سیاهکل در سال تحصیلی 1403-1402 انجام شد. داده ها با استفاده از پرسش نامه های سبک های هویت و مقیاس خطرپذیری نوجوانان جمع آوری شد و برای تحلیل داده ها از روش های همبستگی پیرسون، رگرسیون خطی چندگانه و آزمون Z فیشر استفاده شد. یافته ها: در اوایل نوجوانی، سبک اطلاعاتی تنها با گرایش به مواد مخدر رابطه منفی معناداری داشت و سبک سردرگم-اجتنابی با سیگار و الکل رابطه مثبت داشت. در اواسط نوجوانی، تنها سبک هنجاری با سیگار رابطه منفی نشان داد و سبک سردرگم-اجتنابی با هر سه مؤلفه رابطه مثبت معناداری داشت. در اواخر نوجوانی، سبک های اطلاعاتی و هنجاری با کاهش گرایش به هر سه ماده و سبک سردرگم-اجتنابی با افزایش گرایش به آن ها رابطه معناداری داشتند. همچنین، تحلیل Z فیشر نشان داد در مقایسه با اواسط نوجوانی، سبک های هویت اطلاعاتی و هنجاری با تمایل معنادار کمتر به مصرف الکل در اواخر نوجوانی همراه بود. نتیجه گیری: تفاوت های مشاهده شده در رابطه میان سبک های هویت و گرایش به اعتیاد در مراحل مختلف نوجوانی می تواند مبنای طراحی مداخلات هدفمند و برنامه های حمایتی برای کاهش اعتیاد متناسب با هر سبک هویتی و هر مرحله تحولی باشد.
۱۷.

سخن سردبیر: روان شناسی و دین؛ بخش یکم (دیدگاه های مخاطبان)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۵ تعداد دانلود : ۱۵۳
در ابتدای سخن پرسش ها یا سوالات بنیادین خودم و( به قول یکی از فلاسفه به نام ایران رازهای - چرا که مسائل را می توان حل کرد ولی رازها یعنی مسائل حل ناشدنی) را که در کانال تلگرام نشریه مطرح کردم بدون دستکاری می نویسم و سپس نظرات، نقدها، پیشنهادات، و پرسش های مخاطبان را بدون هیچ گونه قضاوت و بدون نام بردن نام افراد یعنی با رعایت اصل رازداری، مطرح می کنم و در ادامه در بخش های دوم و سوم سخنان سردبیر به تفصیل به نقد و بررسی پیشنهادات و سوالات مخاطبان می پردازم
۱۸.

اثربخشی آموزش راهبردهای سبک اسناددهی مثبت بر حرمت خود و خودپنداشت خواندن کودکان نارساخوان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۲ تعداد دانلود : ۱۸۹
هدف این پژوهش تعیین اثربخشی آموزش سبک اسناددهی مثبت بر حرمت خود و خودپنداشت خواندن در دانش آموزان نارساخوان بود. پژوهش با روش آزمایشی و طرح پیش آزمون و پس آزمون انجام شد و شامل یک گروه آزمایشی و یک گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمام دانش آموزان نارساخوان شهر رشت در سال تحصیلی ۱۳۹۹-۱۳۹۸ بود. نمونه گیری به صورت تصادفی انجام شد و ۳۰ دانش آموز نارساخوان به طور تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. داده ها با استفاده از آزمون خواندن و نارساخوانی (کرمی نوری و مرادی، 1387)، برای تشخیص نارساخوانی در دانش آموزان و با استفاده از مقیاس حرمت خود (پپ و همکاران، 1989) و مقیاس خودپنداشت خواندن (چپمن و تانمر، 1995)، در مرحله پیش آزمون پس آزمون در گروه آزمایش و کنترل گرد آوری شد. گروه آزمایش برنامه مداخله ای بازآموزی اسنادی مثبت را در 11 جلسه 45 دقیقه ای که 2 بار در هفته برگزار شد و گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. در نهایت داده ها با نرم افزار SPSS نسخه 26 و با استفاده از روش های آماری تحلیل کواریانس تک متغیری و آزمون t مستقل تحلیل شد. نتایج نشان داد که آموزش سبک اسناددهی مثبت منجر به افزایش معنادار حرمت خود و خودپنداشتِ خواندن در دانش آموزان نارساخوان گروه آزمایش شد. با توجه به نتایج به دست آمده می توان نتیجه گرفت که سبک های اسناددهی مثبت با تغییر در باورها و عادت های فکری ناسازگارانه افراد به هنگام شکست، باعث بهبود حرمت خود و خودپنداشتِ خواندن شده است.
۱۹.

تعیین شاخص های روان سنجی نسخه فارسی مقیاس رفتار خلاقیت بدخواهانه در دانش آموزان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۵۰
زمینه و هدف: خلاقیت عموماً به عنوان یک ویژگی مثبت شناخته شده است. باوجوداین، جنبه هایی در خلاقیت وجود دارد که می تواند آن را به ویژگی بدخواهانه تبدیل کند. سنجش این جنبه از خلاقیت، نیازمند ابزاری معتبر است. هدف این پژوهش تعیین شاخص های روان سنجی مقیاس رفتار خلاقیت بدخواهانه (هاو و همکاران، 2016) برای سنجش خلاقیت بدخواهانه در دانش آموزان ایرانی بود. روش: در پژوهش توصیفی_ پیمایشی حاضر، شاخص های روان سنجی مقیاس رفتار خلاقیت بدخواهانه از جمله انواع روایی و اعتبار محاسبه شد. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان مقطع دوم متوسطه (15 تا 18 سال) ناحیه 1 شهر رشت در سال تحصیلی 1403-1402 بود که تعداد 393 نفر به عنوان نمونه مورد مطالعه با روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند و به مقیاس رفتار خلاقیت بدخواهانه پاسخ دادند. برای تعیین روایی از روش های روایی صوری، محتوایی، و تحلیل عاملی تأییدی؛ و برای تعیین اعتبار از روش های همسانی درونی (آلفای کرونباخ)، تنصیف، و پایایی مرکب استفاده شد. تحلیل داده ها نیز با نسخه 26 نرم افزار SPSS و نسخه 24 نرم افزار AMOS انجام شد. یافته ها: برای به دست آوردن شاخص های روان سنجی در بخش روایی از روایی صوری کیفی و کمی و روایی محتوایی با استفاده از شیوه نسبت روایی محتوایی و شاخص روایی محتوایی استفاده شد. نتایج مربوط به روایی صوری کیفی و کمی مقیاس رفتار خلاقیت بدخواهانه مناسب بود و نمره تأثیر تمامی گویه ها بالاتر از 5/1 بود و نسبت روایی محتوایی و شاخص روایی محتوایی گویه های این مقیاس نیز مناسب و بالاتر از 8/0 به دست آمد. بر اساس یافته های تحلیل عاملی تأییدی، هر سه عامل آسیب رساندن به افراد، دروغ گفتن، و حقه بازی مورد تأیید قرار گرفت و برازش های مطلوبی به دست آمد. در بخش اعتبار، این مقیاس با روش آلفای کرونباخ، تنصیف، و پایایی مرکب ارزیابی شد. آلفای کرونباخ به ترتیب برای سه عامل آن 79/0، 82/0، 68/0 بود و برای کل مقیاس معادل 83/0 به دست آمد. نتایج تنصیف (66/0) و پایایی مرکب (91/0) نیز مطلوب بودند. نتیجه گیری: با توجه به نتیجه پژوهش حاضر و اهمیت ارزیابی خلاقیت بدخواهانه، می توان نتیجه گرفت که نسخه فارسی مقیاس رفتار خلاقیت بدخواهانه، ابزاری مناسب برای ارزیابی این مفهوم در دانش آموزان است. پیشنهاد می شود این ابزار روی گروه های سنی و با ویژگی های مختلف نیز اجرا و هنجاریابی شود.
۲۰.

تأثیر آموزش مبتنی بر هوش چندگانه گاردنر بر مهارت های خواندن و انگیزش تحصیلی کودکان نارسا خوان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۴ تعداد دانلود : ۳۰۸
مهم ترین شاخص نارساخوانی، اختلال در مهارت های خواندن است که موجب کاهش انگیزه تحصیلی می شود. این پژوهش به منظور تعیین اثربخشی آموزش مبتنی بر هوش چندگانه گاردنر بر مهارت های خواندن و انگیزش تحصیلی کودکان نارسا خوان انجام شد. طرح پژوهش، شبه تجربی از نوع پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری تمامی کودکان 7 تا ۱۱ساله  نارساخوان شهر رشت بودند که در سال 1402  به مراکز اختلالات یادگیری مراجعه کردند. نمونه 30 کودک نارساخوان که با روش در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در گروه های آزمایش  و کنترل جای دهی شدند. گروه آزمایش برنامه آموزش مبتنی بر هوش چندگانه گاردنر را طی 12 جلسه 45 دقیقه ای دریافت کردند. در طی این مدت گروه کنترل فقط ابزار ها را در مرحله پیش و پس آزمون تکمیل کردند. ابزار مورد استفاده شامل  آزمون رسمی خواندن و نارساخوانی نما، مقیاس سنجش و برآورد هوش های چندگانه عابدی، و مقیاس انگیزش پیشرفت هرمنس بود. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کواریانس تحلیل شد؛ نتایج نشان داد آموزش مبتنی بر هوش چندگانه گاردنر به عنوان زبان یادگیری، باتکیه بر توانایی های هوشی، در ارتقای مهارت های خواندن و انگیزش تحصیلی کودکان نارساخوان نقش معناداری داشت؛ بنابراین استفاده از آموزش مبتنی بر هوش چندگانه گاردنر پیشنهاد می شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان