فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۷۶۱ تا ۱۰٬۷۸۰ مورد از کل ۵۴٬۲۴۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
В настоящей статье рассматриваются безличные предложения с субъектом в винительном падеже, которые передают физическое состояние лица и живого существа. Предпринимается попытка сопоставления их с персидскими коррелятами. Анализируемый тип безличных предложений в силу своей специфики (использование субъекта в винительном, а не в распространенном дательном падеже; несоответствие синтаксической структуры с родным, персидским, языком и т.п.) может вызывать трудности различного характера для персоязычных учащихся. В статье показано, что для многих из анализируемых русских предложений можно найти персидские корреляты, в которых субъект предложения не совпадает с подлежащим. Использование таких конструкций в процессе обучения может способствовать более эффективному усвоению данной русской конструкции иранскими студентами.
استعاره دستوری از منظر آموزش و یادگیری زبان فارسی: تحلیلی بر پایه دیدگاه زبان بنیاد هلیدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استعاره دستوری یکی از مفاهیم اساسی در دستور نظام مند- نقش گرا است که در سال های اخیر توجه پژوهشگران بسیاری را به خود جلب کرده است. یکی از مسائل مطرح در مورد استعاره دستوری بحث آموزش و یادگیری این نوع استعاره هاست. هلیدی( 1993) یادگیری استعاره دستوری را بیستمین ویژگی زبان آموزی می داند که دست کم تا نه سالگی نمود نمی یابد و در مرحله ثانویه یادگیری فراگرفته می شود. در پژوهش حاضر تلاش می شود چگونگی آموزش و یادگیری استعاره های دستوری در منابع درسی و نوشته های فارسی آموزان غیرفارسی زبان سطح پایه مورد بررسی قرار گیرد؛ برای این منظور، کتاب خواندن و نوشته های فارسی آموزان سطح پایه مرکز آموزش زبان فارسی دانشگاه امام خمینی(ره) بررسی شد. یافته های پژوهش بیانگر آن است که میزان و نوع استفاده از استعاره ها در کتاب و نوشته های زبان آموزان بسیار به هم شبیه است. استعاره های اسم سازی و وجهیت به ترتیب بالاترین میزان وقوع را در کتاب درسی و نوشته های فارسی آموزان داشته اند (هم در کتاب درسی و هم در نوشته فارسی آموزان اسم سازی و وجهیت بیشترین میزان را به خود اختصاص داده اند). همچنین، هیچ نمونه ای از استعاره های وجه و گذرایی در نوشته های فارسی آموزان ملاحظه نگردید؛ در حالی که در کتاب درسی چند مورد از استعاره گذرایی دیده شد.
بررسی روابط معنایی واژگانی واژه های بسیط معاصر عربی در فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف مشخص کردن نوع و بسامد روابط معنایی واژگانی همزمانی میان واژه های فارسی و عربی به بررسی تطبیقیِ معانی واژه های بسیط عربی در فارسی، می پردازد؛ بدین منظور دو فرهنگ بزرگ سخن و فرهنگ عربی عبدالنبی قیم انتخاب، و واژه های مشترک عربی در فارسی میان دو فرهنگ استخراج شد. سپس براساس چندین آزمون زبانشناختی، شش نوع رابطه معنایی واژگانی هم معنایی، شمول معنایی، تقابل معنایی، جزء واژگی، عضو واژگی و واحدواژگی مشخص و بسامد هر کدام در سطح واژه ها و هم چنین در سطح معانی آنها مشخص گردید. بر این اساس، بسامد وقوع هر کدام از روابط در 4506 واژه به ترتیب: هم معنایی 83/76 درصد، شمول معنایی 75/14 درصد، تقابل معنایی 28/0 درصد، جزء واژگی 57/0 درصد، عضو واژگی 04/0 درصد و واحد واژگی 13/0 درصد مشخص شد. هم چنین با تطبیق معانی 4506 واژه با یکدیگر در مجموع 26326 تطبیق صورت گرفت که بسامد وقوع روابط معنایی واژگانی بین این تطبیق ها به ترتیب هم معنایی 75/16 درصد، شمول معنایی 61/2 درصد، تقابل معنایی 04/0 درصد، جزء واژگی 09/0 درصد، عضو واژگی 007/0 درصد و واحد واژگی 02/0 درصد مشخص شد .
بررسی مشابهات لفظی قرآن کریم براساس رویکرد تاریخ ادبی هرمنوتیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه یکی از رویکردهای نوین در نقد ادبی، رویکرد تاریخ ادبی هرمنوتیکی است که به جای سرگذشت مؤلف و متن، «ت اریخ خوانن دگان م تن» ی ا «تاریخ ادبیات مخاطبان» را پیشنهاد می دهد. براساس این رویکرد، مورخ ادب ی، کار خود را بیشتر بر شرایط درک و دریافت متن ادبی متمرکز می کن د تا بر شرایط آفرینش آن و با این مبنا، به نگارش سرگذشت یک متن پس از تولد و سپس به بررسی حرکت آن در طول تاریخ می پردازد. از دیگر سو، دسته ای از آیات قران کریم هستند که از آن ها با نام مشابه لفظی(یا متشابهات لفظی) یاد می کنند؛ این آیات دارای الفاظ شبیه به هم بوده که از جهات مختلف با یکدیگر شباهتی سؤال برانگیز دارند. در این راستا، پژوهش حاضر درصدد پاسخ به این سوال است که اینگونه آیات، در موقعیت های مختلف تاریخی چه نقشی بازی کرده اند و حضورشان در تاریخ، چگونه است؟ در حقیقت نسبت متن این آیات، با ذوق و سلیقه دوره های مختلف چگونه است؟ آیا متن این آیات، در گذر زمان، پرسش های مختلفی را طرح می کند؟ آیا نسل های مختلف در مکالمه با آن پرسش های تازه ای را مطرح نموده اند؟ بررسی تاریخ ادبی هرمنوتیکی آیات مشابه قرآن کریم، حاکی از آن است که مردمان هر دوره، با توجه به شرایط زمانی و مکانی خویش و نیز افق انتظاراتشان از متن مقدس قرآن کریم، مواجهه های مختلف با این آیات داشته اند و از آنجا رویکردها و خ وانش ه ای گون اگونی از این آیات، پدی دار ش ده اس ت. نوشتار حاضر با بررسی نگارش های به دست آم ده از این آیات، به معرفی انواع رویکردها در مواجهه با این آیات پرداخته و خوانندگان را بر مبنای نوع خوانشی که از این آیات دارند، دسته بندی نموده است.
بررسی وجوه روایتی پادشاه و کنیزک مثنوی معنوی و روایت های مشابه بر پایه الگوی تزوتان تودوروف(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
بررسی وجوه روایتی پادشاه و کنیزک مثنوی معنوی و روایت های مشابه بر پایه الگوی تزوتان تودوروف چکیده روایت شاه و کنیزک، عطف توجه به مولفه های درون ساختاری و نظام فکری مولوی، بنیادی ترین روایت مثنوی محسوب می شود. بی تردید، مولوی این روایت را از روایت های مشابه دیگر در ادب فارسی از جمله روایت فردوس الحکمه، نظامی عروضی در چهار مقاله، عطار در مصیبت نامه و نظامی گنجه ای در اقبال نامه اقتباس کرده و با دخل و تصرف های منحصر به فرد خود، با بن مایه ای کاملا عرفانی، به شیوه ای بسیار نظام مند، گیرا و مؤثر بازتولید کرده است. در این پژوهش سعی شده است وجوه روایتی این حکایت ها بر پایه ی نظریه تزوتان تودوروف بررسی گردد تا از این رهگذر، مولفه های درون ساختاری حکایت ها که موجب گسترش و حرکت منطقی داستان ها می شوند، نشان داده شوند و بدینوسیله عوامل بنیادین شکل گیری داستان ها مشخص گردند و در نهایت آشکار شود که بسامد هر یک از وجوه روایتی در داستان ها به چه میزان است که این مهم خود ساختار نهایی حکایت را نشان خواهد داد. کلیدواژه ها: روایت، روایت شناسی، وجوه روایتی، تزوتان تودوروف، مثنوی، شاه و کنیزک.
مأخذیابی و مقایسه دو روایت منظوم طغرایی و مولوی از داستان شکار شیر و گرگ و روباه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه ادبیات تطبیقی سال هشتم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳۱
129 - 163
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر ضمن تحلیل و بررسی مآخذ داستان «رفتن گرگ و روباه در خدمت شیر به شکار» به بازگویی دو روایت منظوم عربی و فارسی طغرایی و مولوی از این داستان می پردازد؛. سپس با نگاهی ساختار شناسانه، عناصر داستانی چون شخصیّت، پیرنگ، زاویه دید، لحن و... در هر دو روایت تشریح و مشخّص می شود کدام یک از دو روایت به مآخذ اصلی داستان نزدیک تر است. مهم ترین نتیجه این بررسی که براساس شیوه قیاسی تطبیقی به انجام رسیده، آن است که مولوی با افزودن عناصر داستان و شگردهای داستان پردازی، به تقلید صِرف بسنده نکرده، بلکه به خلق حکایتی زیبا تر و جذاب تر از روایت مآخذ اصلی پرداخته است. طغرایی نیز در ضمن داستان خود که پند و اندرز است، با استفاده از وجه تمثیل و برای تأکید سخن پندآموز خود، به این حکایت اشاره می کند.
مبادئ بلاغه التصویر بین الاتجاهین الرومانسی والبرناسی فی الشعر العربی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اضاءات نقدیه سال هشتم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳۱
62 - 35
حوزههای تخصصی:
تعددت التعاریف عن التصویر فی العصر الحاضر، وهو فی مفهومه الشامل کما یعرفه "دای لویس" لوحه مصنوعه من الألفاظ، أو محاوله لبیان التجارب عن طریق اللغه وبشکل فنّی. ومدی توفیق الشاعر فی خلع الفنّیه على کلامه یُسمّى بالبلاغه؛ ومما یقضی علیها هو التصویر الآلی للواقع دون محاوله للانتقاء الفنی. وللمذاهب الأدبیه فی توجیه تلک المحاولات مذاهب تبتنی على فلسفه معارضه لسابقتها وتشکّل نظرتها إلى الأدب عامّه، وإلى الشعر خاصه. وابتناء على تلک النظره تصنّف مبادؤها الأساسیه لخلق البلاغه المرجوّه. ومن ضمن تلک المذاهب الرومانسیه والبرناسیه التی تتقابل رؤاهما عن البلاغه؛ تعرض هذا المقال لدراسه المبادئ الأساسیه التی یستند علیها التصویر فی بلاغته عند الاتجاهین الرومانسی والبرناسی. یتطرق هذا المقال بمنهج وصفی – تحلیلی إلی العلل والأسباب التی تقف خلف هذا التقابل، لاستخراج مظاهر تلک المبادئ عند شعراء هذین الاتجاهین. وتبیّن أنّ المبادئ التی اتخذها الاتجاه الرومانسی وهی: محوریه الذاتیه بمظاهرها، وتکثیف عناصر الصوره وتمجید الألم؛ تقف وجها لوجه لما اتخذته البرناسیه رغبه فی الوصول إلی بلاغه التصویر، حیث کانت المبادئ عندها: الإلمام باللاذاتیه، غائیه الجمال، نبذ صفه الحیاه عن الطبیعه، تألیه العالم الخارجی، الاهتمام بالشکل وزیاده الشخوص.
تحلیل نشانه شناختی گفت وگو در فیلمنامه های داستانی «روز واقعه»، «عیارنامه» و «طومار شیخ شرزین»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پس از رواج چاپ فیلمنامه داستانی، پاره گفتار (گفت وگو) به عامل مهمی برای انتقال درون مایه و پیشبرد داستان تبدیل شد. اولین نظریة منسجم که با توجه به نظم نشانه های متفاوت درام مقابل گونه های ادبی به بررسی عنصر پاره گفتار (گفت وگو) در آن می پردازد، نظریة معنی شناسی کاربردی یا همان رویکرد گردآوری شدة سطح اول نقش گرای گفتمانی «کر الام» است. کنش گفتاری، واحدی از معنی شناسی کاربردی است و بخشی از بررسی های پاره گفتار فیلمنامة داستانی را تشکیل می دهد. مقالة حاضر قصد دارد با مطالعة کنش های گفتاری در سه فیلمنامة داستانی «روز واقعه»، «عیارنامه» و «طومار شیخ شرزین»، پاسخی برای سؤال اصلی خود مبنی بر چگونگی عملکرد آن در نشانه شناسی گفت-وگونویسی حماسی بیابد. یافته های پژوهش نشان می دهد که نوع یکسانی از بیان پنج کنش زبانی «سرل» به صورت کلیتی تکرارشونده در گفت وگوهای این سه اثر وجود دارد. در هر سه اثر، عامل پیش برندة داستانی، دو کنش اعلامی و تعهدی است. نشانة کنش اعلامی در این سه اثر، تمهید زبانی ویژه برای آفرینش معنا و سبک حماسی در فیلمنامه های داستانی است. سه شخصیت اصلی با کنش اعلامی و زمینه سازی همراهی شنوندگان و مخاطبان با خودشان درصدد تغییر جهان خارج و حماسه آفرینی هستند. شخصیت عبدالله (شبلی) در فیلمنامة «روز واقعه»، اعلامی را درباره امام حسین(ع) بیان می کند. شخصیت سها و عیدی (شاگرد شیخ شرزین) در دو فیلمنامة دیگر همراه با شخصیت پهلوان و شیخ شرزین سوگند یاد می کنند. در این سه فیلمنامه کنش های اظهاری، حکمی و بیانی به تمامی، واکنش به کنش اعلامی هستند.
بررسی و نقد نظر دستور نویسان در رابطه با وجه وصفی و فعل وصفی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
فعل در زبان فارسی به دو صورت به کار می رود فعلی که به همه زمانها صرف می شود و دارای شخص ، زمان و افراد است که به آن فعل صرفی می گویند و فعل وصفی که بدون زمان و شخص است؛ یعنی برای همه زمانها و همه اشخاص، به یک شکل به کار می رود. فعل وصفی و وجه وصفی در دستور زبان فارسی مورد بحث زیاد قرار گرفته و راجع به آن نظریات زیادی اعمال شده است. طبق یافته ها استنباط می شود که وجه وصفی ساختاری است که هم به صورت صفت فاعلی است و هم صفت مفعولی و در جمله، نقش وصفی یا قید حالت را ایفا می کند که با شرایط خاص می تواند به جای فعل به کار رود و با افعال دیگر در جمله همنشین شود ولی معادل و جانشین با همه افعال، قرار نمی گیرد. در این پژوهش سعی می شود نظریات تعداد قابل توجهی از دستور نویسان در رابطه با وجه وصفی و فعل وصفی و اشکالی که در این دو مورد، مد نظر آنها بوده بررسی گردد و همچنین نشان دهد که وجه وصفی چگونه تبدیل به فعل وصفی می شود و فعل وصفی چگونه با افعال دیگر همنشین می شود و آیا همنشین شدن با جانشین شدن به یک معناست.
الکنایات المصریه العامیه من منظور تداولیه اللغه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات الادب المعاصر سال دهم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳۹
83 - 100
حوزههای تخصصی:
إن تداولیه اللغه إحدی مجالات الألسنیات وهی تعالج أثر السیاق علی الدلاله. إنما یقصد بالسیاق فی هذا المجال اللغوی، الفضاء الخارجی لنظام اللغه والذی ینقسم إلی سیاقین غیر لغوی ولغوی. أما الکنایه، کنوع خاص للغه، فهی تعتبر نوعیه موقفیه خاصه. وقد یکون دراسه وتحلیل سیاقها وفقاً لتداولیه اللغه وهی التی تعنی بالمجالات اللغویه خارجاً من نظام اللغه، فهی تسعی إلی فهم الطریقه التوظیفیه للغه. قامت هذه الدارسه بتحلیل ودراسه الکنایه المصریه، کلغه عامیه بالمنهج التحلیلی- الوصفی. أدلت نتائج هذه الدراسه: 1- أن الکنایه کونها نوعاً لغویاً تُدرَس فی فضاء خارج من النظام اللغوی وبالنظر للموقف المسیطر علی مستخدمی اللغه وفی إطار الدلاله غیر اللغویه. 2- نظریه لویس والتی تعدّ السیاق اللغوی من مواصفات السیاق غیر اللغوی، رفضت من وجهه نظر هذه الدراسه. 3- قد تکون أهم المواصفات الفریده للکنایه المصریه، البساطه فی اللفظ وتأثرها الحاد من الثقافات الأخری، وکونها صوریه وتقلیداً جمّاً من الانفعالات الاجتماعیه.
دو امشاسپند خرداد و امرداد و نشانه های آنان در شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در میان آثار ادب فارسی، شاهنامه بی شک نزدیک ترین آنها به سامانۀ باور شناختی ایران باستان است. در این مقاله کوشیده ایم که با استفاده از روش تحلیل محتوا نشانه های استوار و گمان آمیز دو امشاسپند خرداد و امرداد را در شاهنامه تحلیل نماییم. هدف پژوهش پاسخ به این سؤال است که چرا اندیشۀ امشاسپندان با وجود اهمیت معرفتی آن در متن شاهنامه به حسب ظاهر چنین کم اثر و بی فروغ است. در این پژوهش پس از ذکر معانی و ویژگی های عمومی امشاسپندان و نیز کارکرد های اختصاصی خرداد و امرداد به جست و جوی نشانه های آشکار و پنهان این دو امشاسپند در شاهنامه پرداختیم. علاوه بر یافتن تنها ذکر صریح این دو امشاسپند در شاهنامه، تمامی مواردی که ویژگی های عمومی امشاسپندان و اختصاصات این دو را در بر دارند شمارش کردیم و پس از محاسبۀ میزان بسامد آنها به تحلیل محتوایی و مفهومی یافته ها پرداختیم. در اثر این پژوهش، نتایجی همچون یافتن تنها یادکرد امشاسپندان در داستان کیخسرو و پیوند آن با کمال و جاودانگی وی، حضور کارکرد مذهبی و باور شناختی امشاسپندان و عدم تلقی فلسفی و هستی شناختی از آنان، وجود هشت یادکرد از امشاسپند خرداد به عنوان خرداد ماه و خرداد روز و عدم یادکرد امرداد در این معانی و دست یافت های دیگر حاصل گردید.
بررسی نقل قول در گفتمان رواییِ داستان های جلال آل احمد با تکیه بر آراء «ژرار ژنت» و «دومینیک منگنو»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه زبان و ادبیات فارسی سال ۱۹ پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳۸
31 - 64
حوزههای تخصصی:
امروزه مطالعه گفتمان روایی در داستان ها و رمان ها، جایگاه خاصّی در نقد ادبی به خود اختصاص داده است. در این میان، مطالعه آن قسمت از روایت که نه توسّط خودِ راوی، بلکه از زبان شخصیّت های وی بیان می شود، اهمّیّت ویژه ای در مطالعات گفتمانی دارد. جلال آل احمد از جمله نویسندگانی است که ترجیح می دهند روایت خود را به صورت تناوبی از گفته های راوی و شخصیّت ها ساختاربندی کنند. به این منظور راویِ جلال از نقل قول بسیار معمولِ مستقیم و غیرمستقیم و همچنین از نقل قول غیرمستقیم آزاد، تک گوییِ درونی و گفتمان روایت شده بهره می جوید. امّا آیا وی در به کار بردن هر یک از انواع نقل قول به جای نقل قول دیگر توجیهی روایی یا ادبی دارد؟ پاسخ به این پرسش با مطالعه دقیق هر یک از انواع نقل قول با تکیه بر نظریّات منتقدانی چون «دومینیک منگنو» و «ژرار ژنت» در حوزه گفتمانی و روایی و نیز مطالعه کارکرد و نقش منحصربه فرد آنها در موقعیّت های خاصّ داستانی میسّر است. این مطالعه مؤیّد آن است که راویِ جلال بیش از آنکه خود رشته سخن را به دست بگیرد، این مهم را به شخصیّت های داستانی اش وا می گذارد. در واقع دیدگاه واقع گرایانه آل احمد به مسائل اجتماعی او را بر آن داشته است تا دو نوع نقل قول مستقیم و غیرمستقیم را بر دیگر انواع نقل قول ترجیح دهد، تا از این طریق نه قضاوت خود، که کلام شخصیّت را به خواننده انتقال دهد و او را در قضاوت آزاد بگذارد. از سوی دیگر، به نظر می آید راوی، نوع تک گویی را اغلب به داستان هایی اختصاص می دهد که بر پیچیدگی روحی و ذهنی شخصیّت ها متکّی هستند.
تحلیل ساختاری ماجرای بر دار کردن حسنک وزیر برپایة الگوی الماسی شکل لباو و والتزکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روایت شناسی گونه ای از ساختارگرایی است که هدف آن، کشف الگویی کلی برای روایت است. ویلیام لباو یکی از نظریه پردازان این حوزه است. او با همکاری جاشوا والتزکی برپایة روایت های شفاهی گویشوران انگلیسی زبان، الگویی برای ساختار روایت پیشنهاد کرد که به الگوی الماسی شکل معروف است. این الگو از شش بخش چکیده، آشناسازی، ارزش گذاری، کنش گره افکن، کنش گره گشا، پایانه تشکیل شده است. تاریخ بیهقیاثری روایی است که روایت شفاهی در بیشتر بخش های آن نمود بسیاری دارد. روایت شفاهی در ماجرای بر دار کردن حسنک وزیر نقش بسیار مهمی دارد؛ این مقاله می کوشد تا برپایة الگوی لباو این روایت را بررسی و تحلیل کند. یافته های پژوهش نشان می دهد که ساخت کلان داستان حسنک با این الگو به طورکلی سازگار و منطبق است؛ اما عواملی مانند موضوع اثر، شگردهای بیهقی در روایت و... به بیشتر بخش های الگو شکل ویژه ای بخشیده و باعث بی مانندی چارچوب ماجرا شده است. مهم ترین نمود امتیاز داستان حسنک در بخش ارزش گذاری آشکار می شود که سبک نگارش بیهقی را به سبکی تأکیدی تبدیل و ادعای او را مبنی بر بی طرفی در تاریخ نگاری رد می کند.
بررسی معانی واژۀ «باز» بر پایۀ محور هم نشینی در تاریخ بلعمی
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی و نقش مؤثر پیشوند «باز» در تاریخ بلعمی به عنوان یکی از ذخایر گران بهای نثر کهن فارسی دری است تا با توجه به آن، بارهای مختلف معنایی هر واژه درون نظام معنایی و در رابطه با محور هم نشینی کلمات بر روی زنجیرۀ گفتار مشخص شود و ابهام معنایی جملات رفع گردد. تنوع به کارگیری پیشوند «باز» در تاریخ بلعمی افعالی تازه با معانی جدید به وجود آورده است. در تاریخ بلعمی، «باز» در حالت اسم یا مصدر، صفت، قید، حرف اضافه و پیشوند فعل مرکب کاربرد دارد. در مقام پیشوندی فعل مرکب به دو صورت نمود پیدا می کند؛ یکی با تغییر در معنای اصلی فعل و دیگری بدون تغییر در معنای آن. مهم تر آن که کاربرد یک فعل پیشوندی یکسان در جملات گوناگون باعث تنوع معنا و کاربردهای مختلف آن گردیده که نشان می دهد هدف بلعمی بیان دقیق معنای فعل در متن جمله بوده است. در این مقاله با استفاده از روش تحلیل و توصیف داده ها به معانی تازه ای از پیشوند «باز» در ترکیب با کلمات دست خواهیم یافت.
مقایسه سطوح معنایی معراج پیامبر(ص) و سفر اسکندر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی تابستان ۱۳۹۷ شماره ۷۶
266-241
حوزههای تخصصی:
معراج پیامبر اسلام (ص) تأثیر زیادی بر معراج های صوفیه گذاشته است. علاوه بر این، تأیید و توصیف آن در بسیاری از متون عرفانی، نشانی از ایمان گوینده تلقی می شد، در حالی که معراج متأثر از دخل و تصرف قصه گویان است و ارتباط آن با برخی قصه های عامیانه مورد توجه قرار نگرفته است. این پژوهش به مقایسه روایت ابن عباس از معراج و سفر اسکندر در داراب نامه طرسوسی پرداخته است. اسکندر در داراب نامه ، جهانگشایی شرقی است که وجوه اشراقی یافته است و برای وی نسب نامه ای کیانی ساخته شده است. بافت جامعه اسلامی نمود پیامبرگونه اسکندر را برجسته کرد و تجربه عالی پیامبر اسلام (ص) را در شب معراج، در سطحی پایین تر، اما با همان تکنیک به وی نسبت داد. سفر اسکندر برای دیدن عجایب و جستجوی آب حیات، بن مایه های اصلی معراج را در خود دارد. مقایسه این دو نشان دهنده عناصر مشترکی است که بر اساس ارتباط بینامتنی با قرآن ، مصادیق «آیات الکبری» را نشان می دهد. طبق نظام ارزشی قرآن ، «آیات» یا نشانه ها، خالق نما و ایمان آفرینند. جریانی از معنا در مواجهه با آیات شکل می گیرد که «حضور» کنشگران را دستخوش تغییر می کند. تحلیل هر دو سفر بر اساس رویکرد نشانه معناشناسی نشان می دهد که علاوه بر عناصر مشترک در سه محور «بهشت و دوزخ»، «فرشته شناسی» و «ملاقات با خداوند»، سطوح سازماندهی و چگونگی کارکرد و تولید معنا در هر دو، سازوکار یکسانی دارد.
بررسی استعاره مفهومی «عرفان خرابات است» در دیوان حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه مطالعات زبان شناسی شناختی به این مهم دست یافته است که بشر بدون استعاره مفهومی توانایی اندیشیدن ندارد. با کمک گرفتن از استعاره مفهومی افزون بر راه یابی به ذهن اهل زبان، با افکار آنان نیز بیشتر می توان آشنا شد. باتوجه به شیوه تفکر بشر می توان دریافت انسان برای بیان امور معنوی و ماورای فیزیک، به امور مادی و برخی مصداق ها نیازمند است تا بتواند به آنها اشاره کند. ادبیات فارسی که در دوره ای گزارشگر حالات عرفانی عارفان بزرگ بوده است. در بسیاری از موارد، برای مفهومی کردن این حالات از حوزه های مادی استفاده کرده است. یکی از این حوزه ها، خرابات و میکده است. عرفان در ادب فارسی بسیار به خرابات تشبیه شده است. گویا خرابات و میکده ادامه سنتی آیینی به نام نوشیدن هوم (شیره سکرآور در مزدیسنا و پیش از آن) است که در شعر فارسی در دوره اسلامی به یک سنت ادبی تبدیل شد و مضامین عرفانی ماندگاری را نمایان کرد؛ به گونه ای که بدون استعاره مفهومی «عرفان، خرابات است»، درک مفاهیم ماورایی در عرفان آسان نخواهد بود. تلاش نگارندگان در این پژوهش بر آن است تا با استفاده از واژه ها و اصطلاحات حوزه خرابات نشان دهند استعاره نامبرده چگونه شکل گرفته است. شواهد شعری در این پژوهش از دیوان حافظ است. نتایج نشان می دهد با حذف این استعاره از شعر فارسی (به ویژه در شعر سبک عراقی)، متون عرفانی بسیار بی مایه خواهد شد.
خورشیدجویی اسکندر در اسکندر نامه نقالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ششم آذر و دی ۱۳۹۷ شماره ۲۳
107-129
حوزههای تخصصی:
اسکندرنامه نقالی یکی از معروف ترین آثار در گستره ادبیات عامیانه است که با بهره گیری از اساطیر، وقایع تاریخی و باورهای روزگار خود، داستان اسکندر را بازآفرینی کرده است. بخش پایانی این اثر، رفتن امیر کبیر برای تصرف خورشید، خوانشی متفاوت را از بن مایه جاودانگی در بیانی نمادین ارائه می دهد. ژرف ساخت این بخش همانندی های بسیاری با روایت تاریخی حمله اسکندر به ایران دارد. این پژوهش تلاش کرده است تا با بهره گیری از روش توصیفی تحلیلی، ضمن واکاوی و تحلیل رمزها و اشارات موجود در این بخش، با تبیین ارتباط نمادها با روایت تاریخی حمله اسکندر به ایران و با بهره گیری از رویکرد روان شناسی تحلیلی یونگ چگونگی باور جمعی ایرانی درباره اسکندر را بررسی کند.
تحلیل هم ارزی انسجام دستوری غیرساختاری در دعای دوازدهم صحیفه سجادیه و ترجمه های آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«انسجام» یک مفهوم معنایی است که به روابط معنایی موجود در متن اشاره دارد و آن را به عنوان یک متن از غیر متن متمایز و مشخص می نماید. انسجام بالقوّه در ابزارهای نظام زبانی، همچون ارجاع، حذف، جانشینی و... نهفته است که در خود زبان قرار دارد. نظر به ضرورت اصل تعادل و برابری در فرایند ترجمه، بازتاب هر یک از عوامل فوق در ترجمه، در راستای حرکت همسو با متن اصلی اهمیت بسزایی دارد. از آنجا که صحیفه سجادیه به عنوان متنی منسجم شامل گونه های مختلف انسجام بخش است، انتظار می رود ترجمه های موجود از آن نیز این عناصر انسجام بخش را در خود بازتاب دهند. این مقاله با رویکرد توصیفی تحلیلی به بررسی و تطبیق مؤلفه های انسجام دستوری غیرساختاری در متن دعای دوازدهم صحیفه سجادیه و چهار ترجمه می پردازد. در این جستار، میزان پایبندی مترجمان به بازتاب این مؤلفه های انسجام بخش بررسی و این نتیجه حاصل شد که در میان انبوه مؤلفه های یادشده، برخی از مترجمان در سایه حرکت هم ارز و برابر با متن اصلی و نیز با گزینش برابرنهادهایی مناسب، انسجام موجود در متن اصلی را به طور کامل در ترجمه های خود انعکاس داده اند. در مواردی نیز مترجمان از این اصل غافل مانده اند که این غفلت می تواند ناشی از عواملی چون سبک خاص مترجم و ظرفیت زبانی دستوری متن مقصد باشد.
تحلیل معادل گزینی عناصر فرهنگی رمان بوف کور در ترجمه به عربی با تکیه بر رویکرد ایویر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
متون داستانی از معدود انواع ادبی است که بیش از انواع دیگر حاوی عناصر فرهنگی و بومی است و این امر جایگاه خاصی در پژوهش های ترجمه از منظر نظریه پردازی و راهکارهای ترجمه یافته است. از جمله متون ادبی، رمان بوف کور یکی از آثار ادبیات معاصر فارسی است که مؤلفه های فرهنگی بسیاری را در جای جای آن می توان دید که در امر ترجمه، مترجم را با چالش های فراوانی روبه رو می کند. این رمان برجسته در سال 1976 میلادی به قلم ابراهیم الدسوقی به زبان عربی ترجمه شد. «ایویر» از جمله نظریه پردازانی است که برای ترجمه عناصر فرهنگی، رویکرد خاص خود را ارائه کرده است که شامل وام گیری، تعریف، ترجمه تحت اللفظی، جایگزینی، واژه سازی، حذف و اضافه کردن می شود. در این پژوهش، قصد داریم با روش توصیفی تحلیلی، شیوه های ترجمه عناصر فرهنگی رمان بوف کور را به زبان عربی با تکیه بر رویکرد ایویر بررسی کنیم. با تحلیل شیوه ترجمه بوف کور مشخص می شود که مترجم در بیشتر موارد فرهنگی ترجیح داده است با شیوه جایگزینی به معادل یابی بپردازد که در برخی موارد با کاستی همراه بوده است و صرفاً زمانی توفیق یافته است که از روش تلفیقی، به ویژه در افزودن به پاورقی بهره جسته است.