فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۷۲۱ تا ۱۰٬۷۴۰ مورد از کل ۵۴٬۲۴۵ مورد.
منبع:
ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی سال چهاردهم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۵۲
119 - 151
حوزههای تخصصی:
ریاضت شرعی، اهتمام ورزیدن بیشتر به ورع، پرهیزکاری و رسیدن به عبودیّت واقعی است. ریاضت در عرفان اسلامی هرگز از چهارچوب شریعت خارج نمی شود. بررسی ریاضت از دیدگاه عطار به عنوان یکی از سه قلّه بلند ادبیات عرفانی، برای مشخص کردن چهارچوب و حدود ریاضت شرعی در عرفان، حائز اهمیت است. هدف پژوهش این است که به روش تحلیلی، نمایه های ریاضت حقیقی و مشروع را در مثنوی های عطار نیشابوری بیان کند. عطار در مثنوی های خود به چله نشینی، شب زنده داری، سکوت، چالاکی، صبر و اسیر کردن شهوت به عنوان جلوه های مهم ریاضت تأکید می کند و آن ها را بهترین راه برای پیوستن به حقّ می داند. یادکرد بسیار از طرق مختلف ریاضت در مثنوی های عطار، نتیجه مستقیم پریشانی اوضاع سیاسی و اجتماعی روزگار وی است. بسامد ریاضت های جسمانی در مثنوی های عطار بیشتر است؛ زیرا این نوع ریاضت ها مقدمه و ابزاری برای تزکیه نفس به شمار می رود. ریاضت حقیقی یا جهاد اکبر از نظر او غلبه بر خواسته های نفس امّاره است. به عقیده شیخ، آن زمان که سالک به کمک ریاضت، وجود خود را شکست، نور ذات احدیّت تمامی اجزای وجودش را فرا می گیرد و قوت های نفسانی وی در نور حقّ، مستهلک و ناچیز می گردد .
بازتاب رخدادهای سیاسی و اجتماعی در شعر حمیدی شیرازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شعرپژوهی سال دهم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳ (پیاپی ۳۷)
141 - 166
حوزههای تخصصی:
همزمان با تحولات سیاسی و اجتماعی معاصر، نوع تلقی و برداشت شاعران ونویسندگان از رویدادهای پیرامون، دگرگون شد و به تبع آن، بازتاب این تحولات و دگرگونی ها در آثار ادبی، نسبت به گذشته، تغییر اساسی پیدا کرد. نوشتار حاضر سعی دارد جنبه های مختلف جریان ها و تحولات سیاسی و اجتماعی را در اشعار حمیدی شیرازی، نشان دهد. برای رسیدن به این مقصود، انواع جریان های معاصر در اشعار وی استخراج و بررسی می گردد. برای انجام این کار، شعرهای سیاسی و اجتماعی حمیدی به طور کلی به هشت دسته تقسیم شده اند و در هر دسته علاوه بر بررسی جریان های مورد نظر، شگردهای سمبولیسمی و غیر سمبولیسمی نیز ارائه و تحلیل شده است. درون مایه های اصلی اشعار سیاسی حمیدی شیرازی، حمله به رضا شاه، دفاع از آذربایجان، وطن دوستی و فجایع بیگانگان در ایران است. وی این مفاهیم را گاهی با نماد و گاهی با تشبیه، استعاره، کنایه و... نشان می دهد. دراین راستا معلوم شد که نماد بعد از تشبیه، بالاترین بسامد را در نشان دادن مفاهیم سیاسی و اجتماعی به خود اختصاص داده است و دفتر «سال های سیاه» نیز در ارائه این مفاهیم در رتبه نخست قرارگرفته است.
بررسی همسنج نامه های تاریخ بیهقی با نامه های عتبه الکتبه و التوسل الی الترسل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر، بررسیهمسنجنامه های سه کتاب تاریخ بیهقی، عتبه الکتبه و التوسل الی الترسل از نظرگاه ساخت و محتوا است. مساله بنیادی مقاله، چگونگی بافت نامه های درباری عصر نویسندگان این سه کتاب از منظر شبکه ساختاری و مفهومی است. در این راستا، بدنه مقاله را پس از درآمدی مبتنی بر معرفی اجمالی این سه اثر و بازشناخت پیشینه پژوهش هایی که پیرامون این موضوع انجام شده؛ مقایسه نامه های موجود در تاریخ بیهقی با عتبه الکتبه و التوسل الی الترسل تشکیل می دهد. مهم ترین نکاتی که در این بررسی به آن توجه شده است عبارتند از: بررسی سبک نامه های تاریخ بیهقی با دو کتاب دیگر؛ انواع نامه به لحاظ فرم و ساختار؛ بررسی آغاز و انجام نامه ها و محتوای نامه ها. بخش انتهایی مقاله نیز، نموداری از درصد نامه ها و انواع آن در سه تالیف مورد پژوهش است. در پایان این نتیجه حاصل می شود که نامه های بیهقی با وجود سادگی درخور ملاحظه ای که در شیوه نگارش نسبت به نامه های دو کتاب دیگر دارد از رسایی، بلاغت، اقناع مخاطب و زیبایی بیشتری برخوردار است که نگارندگان تنها دلیل آن را شیوه سهل ممتنع بیهقی در نگارش متن دریافتند. در پژوهش حاضر استخراج مطالب به شکل کتابخانه ای و شیوه بررسی مطالب، تحلیلی و توصیفی است.
معرفی شیخ بابا نخجوانی و بررسی عناصر سبکی و محتوایی نسخه خطّی «شرح گلشن راز» وی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نعمت الله بن محمود(920ق)، معروف به شیخ بابا نخجوانی و شیخ علوان از شخصیت های عرفانی و ادبی سده نهم هجری به شمار می رود و شش اثر عرفانی، از جمله «شرح گلشن راز» به او منسوب است. درباره زندگی، آثار و اندیشه های او آگاهی مبسوط و کافی در دست نیست. قدمت شرح او بر گلشن راز شبستری و عدم معرفی و تصحیح نشدن آن تا به حال، و از سوی دیگر شهرت گلشن راز، ضرورت انجام دادن این پژوهش را توجیه می کند. این نوشتار با استفاده از شیوه سندکاوی و روش توصیفی- تحلیلی انجام یافته و ضمن معرفی اجمالی شیخ بابا نخجوانی و آثارش، بطور مشروح به معرفیِ شرح «گلشن راز» وی و نسخه خطّی آن پرداخته؛ سپس ویژگی های سبکی و محتواییِ آن را در سه سطح زبانی، ادبی و فکری بررسی نموده است. نتایج حاصله آن که: دو زبانه بودن اثر، عربی مآبی و تألیف جملات فارسی بر سیاق نحو زبان عربی، وفور لغات و ترکیبات عربی، توجه به استعمال واژگان و ترکیبات پارسی سره، نوآوری اندک در کاربرد لغات و ترکیبات، توجه بسیار به آرایش های لفظی و به تصنع گراییدن زبان و اهمیت دادن به تأویل از عناصر سبکی آن به شمار می رود. مطالب کتاب، عموماً دریافت و استنباط شارح از ابیات شبستری و متکی بر تجارب عرفانی خود اوست.
گُرگسار یا کَرگسار؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رسم الخط فارسی در دوره هایی به گونه ای بوده که در متن شناسی متون کهن در روزگار ما مشکلات و بدخوانی هایی برای متون فارسی پیش آورده است. از آن میان صامت گ در نسخه های خطی در بسیاری از دوره ها با یک سرکش به صورت ک نوشته شده است. همین امر هنگام چاپ متون حماسی در خواندن واژه هایی مانند کَرگ (کرگدن) مشکلاتی به وجود آورده است؛ به این معنی که در پاره ای موارد در متون چاپی ازجمله شاهنامه کلماتی مانند کَرگسار و کَرگساران به صورت گُرگسار و گُرگساران خوانده و معنا شده و درنتیجه گوشه ای از فرهنگ گذشته، یعنی وجود اقوامی که در آن سرزمین ها زندگی می کرده اند، مکتوم مانده است. در این پژوهش با قراین برون و درون متنی روشن و پیشنهاد شده است که کلمات گرگسار و گرگساران به عنوان نام شهر، قوم و فرد در شاهنامه باید کَرگسار و کَرگساران خوانده و ضبط شود.
تحلیل و تفسیر مناسک زردشتی در منظومه ویس و رامین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
منظومه ویس و رامین که در حدود سال 446 هجری توسط فخرالدین اسعد گرگانی، در عهد طغرل اول سلجوقی(455-429 هجری)، به نظم درآمده، براساس یک متن پهلوی منظوم شده است. اشاره به رامین و ویس در یکی از فارسیات ابونواس (198-146 هجری) شاعر ایرانی الاصل عربی گوی، در قرن دوم هجری، حاکی از اشتهار داستان پیش از عهد گرگانی می باشد. صورت کنونی داستان، همانند عموم داستان های بازمانده از عهد باستان، شامل اشاراتی به مناسک و باورهای کهن باستانی می باشد، اما تاکنون آنگونه که باید موردتوجه محققان قرار نگرفته است. برخی از محققان تاکنون تحت تاثیر اشارات پررنگ زردشتی در منظومه، به بررسی کلی این موارد پرداخته اند و باورهای زروانی، البته بدون سخن از اصالت زروانی آن ها، در این منظومه نیز نخستین بار حدود نیم قرن پیش مورد اشاره رینگرن قرار گرفته است. در این جستار با روش توصیفی تحلیلی در پی بازنمودن موارد مرتبط با مناسک زردشتی در این منظومه هستیم، و با توجه به منابع زردشتی، تواریخ عهد اسلامی و نیز تحقیقات جدید به برشمردن موارد مذکور و بررسی آنها می پردازیم. نتایج حاصله از این پژوهش نشان می دهد که در این منظومه مناسک زردشتی به استثنای بعضی جزئیات، مطابق و همسو با روایات کهن باقیمانده بیان شده اند.
بررسی تطبیقی جلوه های آسمان و اجرام آسمانی در شعر بحتری و خاقانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال دوازدهم بهار ۱۳۹۷ شماره ۴۵
93 - 113
حوزههای تخصصی:
آسمان و اجرام وابسته به آن مانند ماه، خورشید و ستارگان از دیرباز جلوه های گوناگون و تعیین کننده معنایی و تصویری در شعر کهن و معاصر فارسی و عربی داشته اند. بررسی این جلوه ها نقش مهمی در ورود به دنیای ذهنی شاعران و شناختن اندیشه ها و عواطف آنان دارد؛ ضمن اینکه، خواننده را با شگردها و ظرایف بلاغی به کار گرفته شده توسط هر شاعر بیش تر آشنا می سازد. بر این اساس و با توجه به همین اهمیت، پژوهش حاضر بر آن است با استفاده از شیوه توصیفی- تحلیلی، بارزترین کارکردهای معنایی و تصویری آسمان و اجرام مربوط به آن را در اشعار دو شاعر بزرگ کلاسیک بررسی کند و به پُر نمودترین شباهت ها و تفاوت های شعر آن ها از این منظر بپردازد. یکی از این دو شاعر، بحتری شاعر پرآوازه عرب در قرن سوم و دیگری خاقانی شروانی ، شاعر برجسته قرن ششم در ایران می باشد. این دو شاعر توجهی بارز وتعیین کننده به آسمان، خورشید، ماه و ستارگان داشته اند و تصاویری که از این عناصر مربوط به طبیعت ساخته اند، سزاوار بررسی است.
بررسی تطبیقی نامه های نیما یوشیج و «امیلِ» ژان ژاک روسو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال دوازدهم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴۸
351 - 372
حوزههای تخصصی:
نیما یوشیج (1276-1338ش) از مشهورترین و تأثیرگذارترین شاعران معاصر است که علاوه بر دیوان شعر و آثار ادبی، مجموعه نامه ها حاوی نظرات نیما در موضوعات مختلف نیز از او در دست است. یکی از موضوعات مهمی که در مجموعه نامه های نیما فراوان به چشم می خورد مسائل مربوط به تعلیم و تربیت است. نیما که خود چند سال سابقه تدریس داشته است از نزدیک با مسائل و مشکلات این حوزه آشنا بوده و انتقادهای بسیاری به سیستم آموزشی کشور داشته است. به نظر می رسد که نیما در بیان برخی آراء تربیتی خود تحت تأثیر ژان ژاک روسو (1712-1778م) نویسنده و فیلسوف فرانسوی و به ویژه کتاب «امیل» او بوده است. نیما و روسو طبیعت و روستا را بر شهر ترجیح می دهند و معتقدند که اطفال باید تا حد ممکن در طبیعت و دور از شهر پرورش یابند و مهم ترین تربیت در دوران کودکی، تربیت جسمانی و تحریک حس کنجکاوی است. هدف از نگارش این مقاله بررسی نظرات نیما یوشیج درباره تعلیم و تربیت در مجموعه نامه ها و تأثیرپذیری او از نظرات ژان ژاک روسو و به ویژه کتاب «امیل» او می باشد.
درآمدی بر ساخت های نحوی قصاید مردف خاقانی
حوزههای تخصصی:
نحو از قواعد حاکم بر انعقاد جمله حاصل می شود. هر آنچه زبان ادبی را متمایز از زبان خودکار ومتداول می سازد بر روی نحو زبان قابل اعمال است. جابجایی عناصر زبانی در محل های نحوی به اقتضای وزن و مسائل بلاغی میسر می گردد؛ لذا هر عنصر زبانی که از جایگاه نحوی خود جا به جا شده باشد به میزان نحو پایه یا صفر درجه نگارش قابل سنجش و شناسایی است. عبد القاهر جرجانی، قائل به تنوع جویی از طریق جا به جایی عناصر زبانی در تولید ساخت های نحوی است. خاقانی شاعری تنوع جوی است که الگوهای نحوی متعدد را در سرودن قصاید خود به کار برده است. در این پژوهش به شیوه توصیفی-تحلیلی 58 قصیده مردف خاقانی رده بندی و جملات آن ها شمارش شده است که تحلیل ها و داده های آماری حکایت از دو رویکرد کلی دارد: در مورد نخست، وجود ساخت های نحوی تکرار شونده در سطح عمودی و افقی قصاید به دلیل فراوانی تشخص یافته است و ویژگی ای از سبک قصاید را نشان می دهد. داده های آماری در رویکرد دوم بیانگر این است که هنجارشکنی های نحوی در قصاید مردف اسمی، ضمیری، عبارات اسمی و قیدی بسی فراوان تر از قصاید مردف فعلی رخ داده است. در نتیجه 7/70 درصد از 6391 جمله به کار رفته در این قصاید برخوردار از ساخت های نحوی بهنجار می باشد. بر همین اساس ساخت-های نحوی قصاید مردف خاقانی تقریبا بهنجار و مطابق نحو پایه در زبان فارسی است.
سوژه غرب و غرب به مثابه سوژه در ادبیات داستانی جنوب ایران (رویکردهای تقابلی و تعاملی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از درونمایه های اصلی ادبیات داستانی جنوب، پرداختن به مسأله غرب است. نخستین حضور غربی ها در ایران به قرن 16 میلادی و فعالیت های بازرگانی پرتغالی ها در هرمز برمی گردد؛ اما مسأله حضور غربی ها در ایران، همزمان با برجسته شدن مفهوم وطن در دوران مشروطه مورد توجه قرار گرفت. مواجهه های گوناگونی که توده مردم و روشنفکران در ادوار مختلف تاریخی با این مسأله داشتند، اعم از شیفتگی به غرب به عنوان نماد پیشرفت و تمدن، ستیز با غرب به عنوان منشأ فساد و انحطاط اخلاقی، نقد و تحلیل آن به عنوان هویتی مستقل و برساخته در دوران مدرن و ... را می توان به دو دسته کلی تقسیم کرد؛ 1. مواجهه با سوژه غرب و شناخت و بررسی پدیده ای ناشناخته که برای بازاندیشی درباره رابطه با آن و بازتعریف هویت ایرانی نیازمند شناخت آن هستیم. 2. مواجهه با غرب به عنوان سوژه، که جایگاه غرب را در مقام فاعلیت و کنشگری و سوژه قدرت تبیین می کند و وضعیت ابژه قدرت (شرق/ که این جا مقصود از آن ایران است) را به عنوان سوی دیگر دوتایی غالب/مغلوب مورد بررسی قرار می دهد. این پژوهش با بررسی این دو نوع مواجهه در سه اثر داستانی مکتب جنوب؛ داستان کوتاه آقاجولو (ناصر تقوایی، 1344)، داستان بلند جزیره (پرویز مسجدی، 1358) و داستان کوتاه سیاسنبو (محمدرضا صفدری، 1368)، نشان می دهد که آن جا که غرب به عنوان سوژه قدرت مطرح شده است، تنها پی آمد آن تشدید و تثبیت گفتمان غرب ستیز و تأکید بر ذاتی بودن دوتایی غرب/ شرق بوده، در حالی که مواجهه با سوژه غرب و بررسی و تحلیل این سوژه می تواند مسیری را به سوی گفتمان پسااستعماری باز کند و مفاهمه و دیالوگ میان شرق و غرب و در نهایت شکستن دوتایی تقابلی غرب/شرق را در پی داشته باشد.
برگوش ها و بر چشم ها در شاهنامه و متون پهلوی و مقایسه آنها با یاجوج و ماجوج در روایات اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دو واژه «برگوش» و «برچشم»، نام موجوداتی اسطوره ای است. بسیاری از پژوهشگران انها را به درستی نشناخته و درنتیجه به اشتباه معرفی کرده اند. نویسنده در این جستار می کوشد تا با واکاوی چند منبع پهلوی و فارسی مانند درخت اسوریک ، بندهش ، یادگار جاماسپ ، شاهنامه و برخی از فرهنگ ها، این موجودات را معرفی کند. درنتیجه این بررسی مشخص شد برگوش ها، همان گوش بستران، گوشوران یا گلیم گوشان هستند و کلمه «بزغوش» یا «بزگوش» دردست نویس ها و برخی از چاپ های شاهنامه فردوسی تصحیف کلمه برگوش است. با یک بررسی مقایسه ای میان مطالب منابع تاریخی و تفسیری فارسی در دوره اسلامی و مطالب روایت های پهلوی و شاهنامه اشکار شد این موجودات در صفت بزرگ گوشی و صفات دیگر با یاجوج و ماجوج یکسان اند و به گمان بسیار همان یاجوج و ماجوج در روایت های اسلامی هستند. در این نوشتار پس از یک بحث لغوی و پژوهش در متون فارسی و پهلوی، معنای کلمه برگوش معلوم شد و در مقایسه با ان برای برچشم نیز معنایی پیشنهاد می شود. همچنین ازنظر جغرافیایی به حوزه مشترک برگوش ها در روایت پهلوی و شاهنامه و یاجوج و ماجوج در روایات و منابع اسلامی اشاره خواهد شد.
بررسی موسیقی شعر قصاید بدرالدین چاچی
منبع:
علوم ادبی سال هشتم بهار و تابستان ۱۳۹۷ شماره ۱۳
135-154
حوزههای تخصصی:
موسیقی شعر از عوامل مؤثر و مهمی است که به شکل گیری ساختار شعر و تأثیرگذاری آن کمک می کند. شعر اساساً وسیله بیان و آیینه انعکاس احساسات درونی هر شاعر است که ابزار بیان این عواطف و احساسات، موسیقی شعر است. تلاش نویسندگان در این پژوهش بر این است تا با بررسی چهار بخش موسیقی بیرونی، کناری، درونی و معنوی شعر بدرالدین چاچی به سوالاتی از قبیل: وضعیت موسیقی بیرونی و کناری در قصاید بدرالدین چاچی چگونه است؟ عناصر سازنده موسیقی درونی در قصاید وی کدامند؟ عناصر موسیقی معنوی و صورخیال در قصاید او به چه صورت است؟، پاسخ دهند. نتیجه این پژوهش که به روش تحلیلی توصیفی انجام گرفته، بیانگر این است که موسیقی و نظم در بیان، یکی از مهم ترین عناصر شاعرانه بدرالدین چاچی به حساب می آید. وی با استفاده از اوزان متداول و رایج، ردیف ها ی دشوار و سنگین، قافیه های کمیاب، جناس، تکرار و ... به موسیقی شعر توجه ویژه ای داشته است.
رنگ ها، عناصر ذاتی و کارکردهایشان در قصه های ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رنگ ها علاوه بر مفهوم و معنای ظاهری خود، بیانگر احساسات، عواطف، اندیشه ها و شخصیت آدمی اند؛ به همین سبب رنگ در معنای عام و امروزی و کارکردهای آن در کنار عناصر ذاتی اش، شناخت بهتری را از عواطف و اندیشه های لایه های فکری قصه ها نشان می دهد. نگارندگان این جستار بر آنند تا با کاربست شیو ه توصیفی تحلیلی، مجموعه چهارجلدی قصه های ایرانی ، گردآورده انجوی شیرازی را بکاوند و رنگ های به کار رفته در این قصه ها را با توجه به عناصر ذاتی و کارکردهایشان طبقه بندی کنند. یافته ها نشان می دهند که رنگ ها کارکردهای مختلفی در بافت روایی قصه ها دارند. این کارکردها را می توان به ترتیب به چند طبقه تقسیم کرد: بیان باورهای ارزشی و طبقاتی، رنگ ها با کارکرد تعابیر و باورهای عامه، باورهای نمادین، رنگ ها در خدمت بیان جزییات، بیان آرزوهای مردم عامه و باورهای اساطیری. با توجه به این کارکردها، رنگ ها از دو دسته خارج نیستند؛ رنگ هایی نظیر سیاه، سفید، سبز، زرد و سبز برای مقاصدی چون تعابیر عامه، باورهای نمادین و ارزشی، رنگ در خدمت جزییات توصیف می آیند و گاهی همین رنگ ها یا رنگ هایی دیگر، کارکردهایی اختصاصی به خود می گیرند. صفات زرین و طلایی از رنگ زرد به طبقات مرفه جامعه اختصاص می یابند و یا آرزوها و امیال طبقات فرودست در ترکیباتی با صفت رنگانگ توصیف می شوند.
پژوهشی در تطبیق گفتاشنود نمایشی «صندلی ها»ی اوژن یونسکو، «زاویه» غلامحسین ساعدی و «یا طالع الشجره» توفیق الحکیم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه ادبیات تطبیقی سال هشتم بهار ۱۳۹۷ شماره ۲۹
125-147
حوزههای تخصصی:
گفتاشنود نمایشی، از عناصر اساسی و تفکیک ناپذیر هنر تیاتر است که دیگر عناصر نمایشی در آن نمود می یابند. تیپ سازی شخصیت ها، کنش ها و کارکردهای نمایشی در سایه گفتگوهای نمایشی معنا و مفهوم می پذیرند؛ به عبارتی، نمایش، بیش از آنکه در گرو نشان دادن حالات افراد و بازنمایی شخصیت ها باشد، سعی در شناسایی آن ها به کمک زبان دارد. سه نمایشنامه «صندلی ها»، «زاویه» و « یا طالع الشجره » (ای درخت شانس) جزء آثار پرمایه و ماندگار تیاتر پوچی اند که به ترتیب، اوژن یونسکو، غلامحسین ساعدی و توفیق الحکیم در آن ها والاترین شگردهای نمایشی و به ویژه گفتاشنود را به کار برده اند. نگارندگان در این پژوهش، با روشی توصیفی - تحلیلی و با توجه به مفاهیم تیاتر پوچی، به تطبیق رویکردهای زبانی و گفتاشنود نمایشی پرداخته اند. در تحلیل نهایی آشکار شد که هر سه این نمایشنامه نویسان، در کاربرد دامنه های زبانی و معنایی گفتاشنود نمایشی، اشتراکاتی داشتند؛ هرچند شباهت های زبانی «زاویه » اثر ساعدی و «صندلی ها»ی یونسکو بیش از « یا طالع الشجره » توفیق الحکیم نمود یافته است؛ اما هرسه نمایشنامه، از لحاظ دامنه معنایی شباهت بسیاری به هم دارند.
بررسی معانی واژۀ «باز» بر پایۀ محور هم نشینی در تاریخ بلعمی
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی و نقش مؤثر پیشوند «باز» در تاریخ بلعمی به عنوان یکی از ذخایر گران بهای نثر کهن فارسی دری است تا با توجه به آن، بارهای مختلف معنایی هر واژه درون نظام معنایی و در رابطه با محور هم نشینی کلمات بر روی زنجیرۀ گفتار مشخص شود و ابهام معنایی جملات رفع گردد. تنوع به کارگیری پیشوند «باز» در تاریخ بلعمی افعالی تازه با معانی جدید به وجود آورده است. در تاریخ بلعمی، «باز» در حالت اسم یا مصدر، صفت، قید، حرف اضافه و پیشوند فعل مرکب کاربرد دارد. در مقام پیشوندی فعل مرکب به دو صورت نمود پیدا می کند؛ یکی با تغییر در معنای اصلی فعل و دیگری بدون تغییر در معنای آن. مهم تر آن که کاربرد یک فعل پیشوندی یکسان در جملات گوناگون باعث تنوع معنا و کاربردهای مختلف آن گردیده که نشان می دهد هدف بلعمی بیان دقیق معنای فعل در متن جمله بوده است. در این مقاله با استفاده از روش تحلیل و توصیف داده ها به معانی تازه ای از پیشوند «باز» در ترکیب با کلمات دست خواهیم یافت.
گفتمان قدرت و ساز و کارهای تکنولوژی انضباطی مطالعه موردی: قصه های مجید(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گفتمان قدرت و سازوکارهای تکنولوژی انضباطی مطالعه موردی: «قصه های مجید» چکیده: قدرت را نباید به یک ساختار یا نهاد واحد تقلیل داد. قدرت فرایندی است، که در همه مناسبات و در ظریفترین سازوکارهای تبادل اجتماعی جریان دارد و بر انها تاثیر میگذارد؛ قدرت با تولید گفتمان، ایجاد لذت میکند و با صورتبندی های معرفتی زبانی، نظام های فکری و حقیقت خلق میکند و پروژه سوژه شدگی را اجرایی می نماید. گفتمان قدرت با مفصل بندی گزاره های خود در پیکره جامعه، در پیوندی انداموار با مراقبت های سلسله مراتبی، نوعی دیده بانی قدرت را شکل می دهد. این جستار با تکیه بر اندیشه های میشل فوکو، در بافت قدرت مدرن و گفتمان قدرت به تحلیل چگونگی کارکرد و نقش قدرت انضباطی در نهاد مدرسه، که مکان مناسبی برای اعمال تکنولوژی انضباطی است، می پردازد و با تحلیل «قصه های مجید» هوشنگ مرادی کرمانی، نشان می دهد، که چگونه گفتمان قدرت با استراتژی های خاص زبانی و با چیدمان گزاره ها و تکرار و تثبیت ٱنها در ساختار سلسله مراتبی(مدیر، ناظم، معلم و بیبی، مادربزرگ مجید) به مفصلبندی گزاره های خود می پردازد و درس ریاضی و همبسته های معنایی ان را در مرکز گفتمان قدرت انضباطی قرار می دهد. تکنولوژی انضباطی با اصل رؤیت پذیری هم امکان مجازات انضباطی(تعذیب، تنبیه و امتحان) را برای تربیت بدنهای رام و بهنجارسازی محقق می سازد و هم دانش اموزان را در رده های ضعیف، زرنگ، باهوش، کودن و... شبکه بندی میکند(نگاه پایگانمند)، البته مجید به شگردهای مختلف در برابر فشار گفتمانی، مقاومت میکند و گفتمان قدرت نیز از این مقاومت ها و سریپچی ها استقبال می کند.
استعاره شناختی عشق در مثنوی مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی تابستان ۱۳۹۷ شماره ۷۶
114-87
حوزههای تخصصی:
«عشق» مهم ترین کلیدواژه تمام متون عرفانی، به ویژه در مکتب فکری مولاناست. از عشق نمی توان با بیانی صریح و مستقیم سخن گفت. از این رو، عرفا با ابزارهای گوناگون زبانی و مفهومی سعی در روشن ساختن منظور خود از این مقوله اساسی نموده اند. در مثنوی نیز عشق، عنصری کلیدی است که باید بدان اهتمام ویژه ای داشت. در این مقاله، استعاره هایی بررسی شده اند که با محوریت عشق در مثنوی مولانا بازتاب یافته اند. مبنای نظری و اساس تحقیق، همان نظریه استعاره مفهومی/ شناختی لیکاف و جانسون است که مطابق با آن، برخلاف رویکرد سنتی، استعاره تنها نقش زیبایی آفرینی ندارد، بلکه ابزاری شناختی برای پی بردن به جهان بینی و تفکر نویسنده است. در ابتدای مقاله، گزارشی از استعاره های مفهومی/ شناختی عشق در مثنوی مولانا آمده است و این استعاره ها بر پایه حوزه مبدأ و مقصد بررسی و تحلیل شده اند. هدف از این کار، مشخص کردن استعاره های کانونی و اصلی عشق در مثنوی و سرانجام، کشف دیدگاه مولانا درباره عشق بوده است. این استعاره ها از نظر مضمون و محتوا در چهار گروه اصلی قرار می گیرند: 1 گروهی که تصویری مثبت از عشق ارایه می دهند. 2 آن ها که صفات و ویژگی های منفی عشق را برجسته می کنند. 3 استعاره هایی که دوجانبه و دوپهلو هستند. 4 استعاره هایی هستند که از نظر مفهومی، خنثی هستند. تحلیل شناختی هر گروه/ شبکه از استعاره ها با توجه به استعاره های مرکزی آن ها ارایه شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که سوزندگی، مست کنندگی و ذی شعور بودن عشق، بیشتر از سایر جنبه های آن مد نظر مولانا بوده است و در نگاه وی، تمام اقتدار از آن معشوق است و عاشق دنباله رو، بیمار و نیازمند معشوق است.
نظریه شادی مولانا در فیه مافیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با رواج روانشناسی مثبت نگر، مطالعات روانشناسی از تفکر در جنبه های منفی روان انسان به تأمل بر جنبه های مثبت روانی تغییر مسیر داد و روانشناسان، شادی را نیز در جایگاه یکی از عوامل مؤثر در موفقیت و سلامت روانی بازخوانی کردند. این موضوع در مطالعات ایشان، به ویژه کنجکاوی در عوامل ایجاد شادی، فصل پردامنه ای را دربرگرفت. سرانجام آنان عوامل متعددی مانند اعتقادات دینی، عزت نفس، سلامت، وضعیت اقتصادی و... را عوامل شادی آفرین معرفی کردند. توجه به این مسیله در کنار ضرورت آگاهی از راهکارهای بومی برای رسیدن به شادی و رضایت از زندگی، کافی بود تا توجه نویسنده این جستار به یکی از شادترین شخصیت های عرفانی ادبی، مولانا جلال الدین محمد بلخی جلب شود. در همین راستا و با هدف پی بردن به نظریه شادی مولوی و راهکارهای رسیدن به شادی و رضایت از زندگی در اندیشه ها و آرای او، کتاب فیه مافیه از این چشم انداز به صورت تحلیلی توصیفی مطالعه شد. نتایج این بررسی چنین است: 1) مولانای فیه مافیه به طور نظری، به شادی و عوامل شادی آفرین توجه داشته است؛ 2) بخش اصلی نظریه شادی مولوی چه درباره وابسته کردن احساس شادی به اراده الهی و در جایگاه جزای اعمال انسان و چه درباره استغراق در متن تجربه تفسیری و باور دینی، تفسیرپذیر است؛ 3) شادی ازنظر مولوی انعکاسی است و این موضوع را باتوجه به نظریه شادی آفرین بودن سرمایه اجتماعی نیز می توان بازخوانی کرد. این نظریه به تقویت سلامت اجتماعی توجه دارد.
متن شناسی و بررسی ساختاری ده مجلس اسفزاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع این نوشتار بررسی ده مجلساسفزاری است. این اثر از نثرهای خطابی و تعلیمی فارسی از قرن نهم هجری است. کتاب در ده بخش و به شیوة مجلس گویان و به صورت شفاهی بیان شده است. مریدان و علاقه مندان، آن را برپایة سخنان اسفزاری نوشته اند یا به اصطلاح املا کرده اند. نویسنده در این مقاله می کوشد تا این نسخة خطی ارزشمند دورة تیموری را با روش توصیف و تحلیل محتوا معرفی و از زاویة مجلس گویی، متن و ساختار این اثر را بررسی کند؛ همچنین ویژگی های ممتاز سبکی آن را شرح دهد. از مهم ترین یافته های پژوهش، جنبة آشکار عرفانی اثر است. افزون بر این، سخنور در بیشتر قسمت ها آیات و احادیث بسیاری را گواه می گیرد و می کوشد این موضوعات را شرح و تفسیر کند. بیان حکایات مذهبی و عرفانی و اشعار زیبا و سخنان عارفان نیز سبب گیرایی نثر کتاب شده است. سادگی و رعایت اقتضای حال و مقام نیز همه جا منظور اسفزاری بوده است. این نکته ها سبب شده است تا ده مجلسدر شمار آثار ممتاز منثور عصر تیموری در بخش نثرهای خطابی جای گیرد.
سردیة الأمکنة المغلقة فی شعر محمد عفیفی مطر؛ المقبرة والمقهی نموذجاً(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اضاءات نقدیه سال هشتم تابستان ۱۳۹۷ شماره ۳۰
77-59
حوزههای تخصصی:
إذ اعتبرنا للبناء السردی فی النص الشعری المعاصر وحدةً متکاملةً تحمل الکثیر من عناصر وتقنیاتٍ خادمةٍ لصورته الفنیة، یملک بینها عنصر المکان أهمیةً قصوی فی تأطیر المادة السردیة وإقامة أواصر تجمع العناصر السردیة معطیاً لها مناخاً محدداً تفعل فیه وتعبر من خلاله عن وجهات نظر السارد الخاصة، ولاسیما المکان المغلق الذی لیس الیوم دیکوراً مهملاً فی مشهد العمل السردی بل یکون لوحده هدفاً ذا فاعلیةٍ نفسیةٍ واجتماعیةٍ تخرق جدران انغلاقه وتصل إلی مدلولٍ تنسجه کلماتٌ محددةٌ مع خصائصها الإیحائیة کما أن حضور الأمکنة المغلقة البارز فی شعر محمد عفیفی مطر یأتی بطابعها اللفظی الخاص والمنحصر فی فضاءاتٍ مغلقةٍ علی استیفاء التنظیم الدرامی للأحداث وتعمیق الحیاة الداخلیة للشخصیة المعنیة، ولکن قد یُنتج هذا الاندماج فی الداخل نتیجةً معاکسةً ویؤدی إلی المغامرة فی تجربة الخارج ثم انتشال تقابلاتٍ ضدیةٍ منها. تحاول هذه الدراسة بانتهاجها النهج الوصفی - التحلیلی أن تتناول سردیة الأمکنة المغلقة فی شعر محمد عفیفی مطر وعلی وجه الخصوص ترکز بینها علی مکانی "المقبرة" و"المقهی"؛ فیدل مجمل نتائجها علی أن المقبرة تنفرد بأبعادٍ ومقاساتٍ تمیز انغلاقها ومحدودیتها کمدلولها السردی الذی قد یومئ إلی ثنائیة الموت والبعث فی موقفٍ ثم یوحی بتقابل النفور والألفة فی مواقف أخری کما أن المقهی فی شعره یستطیع أن یکون ملاذاً تهرب إلیه الشخصیة حصولاً علی الأمان والاستقرار من أحداث الواقع الخارج المرة ویحدث ثنائیة التفضیة والتزمین أو یتحول إلی صراعٍ بین الذاتیة والعولمة.