مطالب مرتبط با کلیدواژه

روز واقعه


۱.

تحلیل نشانه شناختی گفت وگو در فیلمنامه های داستانی «روز واقعه»، «عیارنامه» و «طومار شیخ شرزین»(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فیلمنامه داستانی کنش گفتاری روز واقعه عیارنامه طومار شیخ شرزین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۱ تعداد دانلود : ۵۸۱
پس از رواج چاپ فیلمنامه داستانی، پاره گفتار (گفت وگو) به عامل مهمی برای انتقال درون مایه و پیشبرد داستان تبدیل شد. اولین نظریة منسجم که با توجه به نظم نشانه های متفاوت درام مقابل گونه های ادبی به بررسی عنصر پاره گفتار (گفت وگو) در آن می پردازد، نظریة معنی شناسی کاربردی یا همان رویکرد گردآوری شدة سطح اول نقش گرای گفتمانی «کر الام» است. کنش گفتاری، واحدی از معنی شناسی کاربردی است و بخشی از بررسی های پاره گفتار فیلمنامة داستانی را تشکیل می دهد. مقالة حاضر قصد دارد با مطالعة کنش های گفتاری در سه فیلمنامة داستانی «روز واقعه»، «عیارنامه» و «طومار شیخ شرزین»، پاسخی برای سؤال اصلی خود مبنی بر چگونگی عملکرد آن در نشانه شناسی گفت-وگونویسی حماسی بیابد. یافته های پژوهش نشان می دهد که نوع یکسانی از بیان پنج کنش زبانی «سرل» به صورت کلیتی تکرارشونده در گفت وگوهای این سه اثر وجود دارد. در هر سه اثر، عامل پیش برندة داستانی، دو کنش اعلامی و تعهدی است. نشانة کنش اعلامی در این سه اثر، تمهید زبانی ویژه برای آفرینش معنا و سبک حماسی در فیلمنامه های داستانی است. سه شخصیت اصلی با کنش اعلامی و زمینه سازی همراهی شنوندگان و مخاطبان با خودشان درصدد تغییر جهان خارج و حماسه آفرینی هستند. شخصیت عبدالله (شبلی) در فیلمنامة «روز واقعه»، اعلامی را درباره امام حسین(ع) بیان می کند. شخصیت سها و عیدی (شاگرد شیخ شرزین) در دو فیلمنامة دیگر همراه با شخصیت پهلوان و شیخ شرزین سوگند یاد می کنند. در این سه فیلمنامه کنش های اظهاری، حکمی و بیانی به تمامی، واکنش به کنش اعلامی هستند.
۲.

نقد اسطوره ای سفر قهرمان در فیلم داستانی « روز واقعه» بر اساس الگوی کریستوفر ووگلر

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: نقد اسطوره ای سفر قهرمان کریستوفر ووگلر روز واقعه بهرام بیضایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۹ تعداد دانلود : ۳۴۵
در نیمه دوم قرن بیستم در حوزه ساختارگرایی نظریه پردازانی چون جوزف کمبل و به تبع آن کریستوفر ووگلر، الگویی ساختاری را برای سفر قهرمانان اساطیری مطرح میکنند که بر اساس آن قهرمان به منظور دست یافتن به فردیت سفری را آغاز میکند که از سه مرحله اصلی عزیمت، تشرف و بازگشت تشکیل شده است. قهرمان داستان با ندای فراخوانی به سرزمین دیگری کشیده میشود و سفرش را آغاز میکند. او در جریان سیری مشتاقانه و پرمشقت به آنچه میخواهد دست یافته و در پایان در حالیکه به نوعی معرفت و آگاهی رسیده است به مقام پیشین خویش بازگشته و درحالیکه اکسیر حیات را نیز به همراه دارد به یاران فضل میبخشد. هدف این نوشتار بررسی وتطبیق شخصیتهای داستان « روز واقعه» نوشته بهرام بیضایی براساس کهن الگوهای شخصیتی سفر نویسنده کریستوفر ووگلر هست؛ و سعی دارد تا آنالیزی روشن از ساختار و شخصیتهای فیلم داستانی روز واقعه انجام دهد. روش تحقیق به صورت تحلیلی-توصیفی است؛ و نتیجه تحقیق نشان میدهد که این کهن الگوهای شخصیتی الگوی ووگلر، در اثر داستانی «روز واقعه» با شخصیتهای داستان قابل انطباق است.
۳.

تحلیل کانونی سازی در فیلمنامه روز واقعه نوشته بهرام بیضایی و فیلمِ شهرام اسدی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: کانونی سازی روز واقعه بیضایی اسدی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۱۸
تحلیل کانونی سازی در فیلمنامه روز واقعه نوشته بهرام بیضایی و فیلمِ شهرام اسدی چکیده این پژوهش با رویکرد روایت شناسی ژرار ژنت در مبحث کانونی سازی و نظریه مکمل مایکل تولان درباره وجوه سه گانه کانونی سازی به مقایسه فیلمنامه روز واقعه نوشته بهرام بیضایی و فیلم اقتباسی شهرام اسدی می پردازد. مسئله اصلی تحقیق این است که دو رسانه نوشتاری و سینمایی چگونه از طریق کانونی سازی داستان را روایت کرده اند. روش تحقیق، توصیفی تحلیلی است و داده ها از بررسی صحنه ها و گفت وگوهای اصلی دو متن استخراج شده است. نتایج نشان می دهد در فیلمنامه  روز واقعه، کانونی سازی بیشتر بر پایه گفت وگوهای پرسش محور، جابه جایی مداوم میان کانونی سازی بیرونی و درونی، و ارجاعات مکرر به پیش واقعه ها شکل گرفته است. این شیوه، شخصیت شبلی را در مسیر تردید تا کشف حقیقت در مرکز توجه قرار می دهد. در مقابل، فیلم «روز واقعه» با بهره گیری از زبان تصویر، نمادهای بصری (مانند بیابان و راه های بی انتها) و میزانسن های آیینی، کانونی سازی را از سطح گفتار به سطح دیداری منتقل کرده است. بدین ترتیب، فیلم بر تنهایی و سرگشتگی شبلی تأکید بیشتری دارد و تجربه عاطفی و حسی مخاطب را پررنگ تر می سازد. در مجموع، مقایسه دو رسانه نشان می دهد که فیلمنامه بیش از هر چیز به تحلیل مفهومی و ایدئولوژیک واقعه متکی است، در حالی که فیلم با استفاده از امکانات سینما، کانونی سازی را به عرصه ادراک حسی و تجربه بصری می کشاند و بدین گونه، تأثیر عاطفی و دراماتیک روایت را به واسطه درهم تنیدگی بیشترِ کانونی سازی بیرونی و درونی، افزایش می دهد.