فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۶۸۱ تا ۱۰٬۷۰۰ مورد از کل ۵۴٬۲۴۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
مطالعه آثار منتشر شده در سال های ۱۳۶۰ تا ۱۳۸۰ نشان از آغاز دوره تازه ای در داستان کوتاه ایرانی دارد. نویسنده در گذر از سال های بحرانی انقلاب و جنگ، نوع نگاهش به مسایل تغییر کرده است. کمرنگ شدن باورها و ارزش های گذشته، نویسندگان را بیش از پیش از «ادبیات مرامی» دور کرده و پژوهش در فرم و زبان در کار آنها اهمیت جدیدی پیدا کرد. در دهه هشتاد، در ایران، آثار داستانی شبیه به هم زیادی منتشر شد که بعدها با جریانی به نام داستان آپارتمانی شناخته شد. این اصطلاح در مطبوعات و نقدهای شفاهی داخلی ساخته شده است و تعریف مشخصی هم ندارد جز اینکه این داستان ها در جغرافیای کوچک و داخلی یک آپارتمان روایت می شود. شکل گیری این داستان ها را تحت تأثیر ترجمه آثار نویسندگان معاصر آمریکایی و به خصوص ریموند کارور [1] می دانند. پس از پایان جنگ هشت ساله و تلاش برای بازسازی شهرها و پیش گرفتن سیاست های اقتصادی لیبرالی، مناسبات اجتماعی کلانشهرهای ایران تغییر کرد و زیست عمومی جامعه و نویسنده متفاوت شد. براساس نظر زیمل با شکل گیری کلانشهرها که مبتنی بر اقتصاد پولی اند، نوع جدیدی از حیات ذهنی در انسان ها شکل می گیرد که تبعات آن عینیت گرایی، انزوا و احتیاط در روابط اجتماعی است. شاخصه هایی که طی بررسی های این مقاله از ویژگی های اصلی داستان های کارور هستند. در این مقاله، بررسی سیر داستان کوتاه در ایران تا ابتدای دهه هشتاد، بررسی درون مایه آثار کارور و شاخصه های تجربه زندگی در کلانشهر از منظر زیمل، سه فاکتور اصلی در بررسی شکل گیری داستان آپارتمانی است. در ایران، هم زمان با ترجمه آثار کارور، تجربه آغازین زندگی در کلانشهر رخ داد و مخاطبان ادبیات در آستانه دهه هشتاد، بحران انسان معاصر را در داستان های کارور پیدا کردند. او به عنوان الگویی برای فرم و محتوای داستان ایرانی تا اواخر این دهه باقی ماند. [1] Raymond Carver
نقد ترجمه احوال نامی و نقد مقایسه ای لیلی و مجنون او با لیلی و مجنون نظامی
منبع:
علوم ادبی سال هشتم بهار و تابستان ۱۳۹۷ شماره ۱۳
31-58
حوزههای تخصصی:
داستان «لیلی و مجنون» یکی از نامه های «نامی» است که مربوط به عهد زندیه است. نامی که خود وقایع نگار کریم خان زند بوده است، علاوه بر «لیلی و مجنون»، صاحب نامه های «گنج گهر»، «خسرو و شیرین»، «وامق و عذرا» و همچنین اثر منثوری با عنوان «تاریخ گیتی گشا» است. البته «یوسف و زلیخایی» نیز بدو منسوب است که در این مقال به بررسی صحت و سقم این ادعا پرداخته می شود. اما حکایت «لیلی و مجنون» از زبان نامی، گونه ای پرداخت همان حکایت «لیلی و مجنون» با سوز و گداز عاشقانه نظامی است. البته به ظاهر «نامی» علاوه بر نظامی، از بین کسانی که صاحب لیلی و مجنون بوده اند، از «مکتبی» نیز تأثیر زیادی پذیرفته است. در این پژوهش ضمن نگاهی مجمل به زندگی نامی و آثارش، به بررسی و تحلیل داستان و عناصر آن و مقایسه آن با داستان لیلی و مجنون نظامی پرداخته شده است. علاوه بر این سعی شده است که تأثیر لیلی و مجنون سرایان دیگر مانند: مکتبی، جامی و امیر خسرو نیز بر منظومه «لیلی و مجنون» نامی بررسی شود.
بازتاب مضامین قرآنی در هفت اورنگ جامی
حوزههای تخصصی:
قرآن راهنمای بشریّت و روشنگر تاریکی های گمراهی او به شمار می رود از این رو تمسّک به آن مایه حیات قلوب است ودر این راستا هرکسی فراخور حال خود به بخشی از قرآن چنگ زده که نورالدین عبدالرحمن جامی نیز از آن بی بهره نبوده است؛ مهارت وی در ترجمه مضامین قرآنی وعربی به شعر فارسی بسیار قابل توجّه است. دانشمند و حکیم جام با استفاده از این تبحّر و دانایی از مصحف شریف در هفت اورنگ خویش بهره ها برده است به طوری که به مسایلی چون توحید، نبوّت، امامت و جز این ها اشاره دارد. پژوهش حاضر بر آن است که با روش تحلیلی توصیفی به این سؤال پاسخ گوید که جامی در چه زمینه هایی از مضامین و ساختار ادبی قرآنی تأثیر گرفته است؟ آیا توانسته این مضامین و ساختار را در قالبی مؤثّر و هدفمند به کار گیرد؟ و در نهایت این نتیجه حاصل شد که وی به مضامینی هم چون اصول دین در درجه اول سپس به فروع دین می پردازد واز داستان های قرآنی همانند داستان یوسف نبی (ع) تأثیر گرفته و نیز توانسته است مضامین مقتبس و محسّنات معنوی را در قالبی زیبا و دارای تأثیر به کار گیرد و همین مسأله ضرورت پژوهش را دوچندان می کند.
نقد کاربرد نظریه ادبی در مقالات پژوهشی (با تأکید بر روایت شناسی ساختارگرا)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بهره گیری غیرروشمند از نظریه های ادبی یکی از مهم ترین آسیب های پژوهش های ادبی در زبان فارسی است. این ضعف بیش از آنکه به فهم درست یک نظریه مرتبط باشد برآمده از اشکالات روش شناختی مربوط به استفاده از نظریه ادبی است. در این نوشتار به معرفی و تحلیل اصلی ترین اشکالات کاربرد این نظریه ها و عوامل و پیامدهای آن با تأکید بر مقالات علمی پژوهشی منتشر شده در حوزه روایت شناسی ساختارگرا پرداخته شده است. نتایج این بررسی نشان می دهد که سهل انگاری در کاربرد نظریه ها، موجب راه یابی خطاهایی روش شناختی در اغلب این مقالات شده است. مواردی چون نگاه آموزشی و سطحی به نظریه ها، بی توجهی به مبانی نظریه ها و برخورد تقلیل گرایانه با آنها از مهم ترین این اشکالات هستند. در پایان با تحلیل و بررسی آماری بیش از 90 مقاله علمی پژوهشی منتشر شده بین سالهای 90 تا 96، نشان داده شده است که به دلیل اشکالات یاد شده، این مقالات نه از نتایج مقالات پیشین تأثیر پذیرفته اند و نه چندان نقشی در شکل گیری مقالات بعد از خود داشته اند.
نسبت بازنمایی های ناتورالیستی و گروتسکی: تجسدگرایی، نمای نزدیک و تحریف بدن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ناتورالیسم و گروتسک دو شکل از ادراک و بازنمایی است که اولی در مقام یکی از مکتب های ادبی و دیگری در قالب شگردی هنری- ادبی جایگیر شده است. برغم سابقه پیدایش و پشتوانه معرفتی آنها، مواجهه آن دو با سوژه-ابژه ها نیز پیامد مواجهه های مذکور مشابه است؛ البته با وجود نوشتارهای تحقیقی متعدّد در باب هریک از بازنمایی های مذکور، توجّه چندانی به نسبت آن دو نشده است. در این مقاله وجوه نسبت بازنمایی های ناتورالیستی و گروتسکی نیز دلایل آن با استناد به برخی از داستان های معاصر فارسی طبقه بندی و تفسیر شده است. نتیجه نشان می دهد که تلقی ناتورالیستی بنا به نگاه نزدیک بینانه و منقطع یا زمینه زدایانه برآمده از پوزیتیویسم علمی و عینیت گرایی متّصل به آن و گروتسک با قصد دنیاگرایی یا دنیوی کردن، بر بدن سوژه-ابژه های خود متمرکز شده، آنها را تحریف می کنند. انگاره یا تصویر تحریف مذکور در بازنمایی های ناتورالیستی را می توان در دو سطح شبیه نمایی و استحاله ظاهر فیزیکی و کنش های انسان به غیر انسان مشاهده نمود. بدن های تحریف شده گل ببوی هدایت، شخصیت داستان قفس چوبک، موسرخه و مشد حسن ساعدی و دکتر حاتم بهرام صادقی پیامد عینی مواجهه ناتورالیستی-گروتسکی با آن سوژه-ابژه ها است.
بررسی تطبیقی نمایشنامه ی افول اثر اکبر رادی و نمایشنامه ی دشمن مردم اثر هنریک ایبسن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی تطبیقی دو اثر نمایشی (افول اثر اکبر رادی و دشمن مردم اثر هنریک ایبسن) بر اساس نظریه های فرانسوا یوست (2001-1918) درباره بن مایه ها، تیپ های شخصیتی و مضامین ادبی و نظریه اقتباسِ لینداهاچن می پردازد. با بررسی مضامین و تیپ شخصیت های این دو اثر درمی یابیم که این آثار دارای مضامین و تیپ شخصیتی کم و بیش یکسانی هستند و اما رادی نمایشنامه خود را رنگ و بویی محلی داده است و این از رهگذر تفاوت هایی است که او در اثر خویش خلق می کند. موضوعاتی چون مخالفت طبقات قدرتمند و مالکین با هر نوع تغییر در عموم مردم، اصرار افراد روشنفکر بر عقاید و ایده آل های خود، خیانت نزدیکان به جریان روشنفکری، آلت دست بودن عموم مردم، وفاداری همسران و در نهایت شکست روشنفکران در هردوی آین آثار مشاهده می شود. اکبر رادی با اقتباس قیاسی از پیرنگ نمایشنامه دشمن مردم و با دمیدن روح و فضای محلی به آن، نمایشنامه ای وطنی خلق می کند که بیش از هرچیز، برای خوانندگان خود با داشتن و یا نداشتن آگاهی از بینامتنیت اثر هرچند که در اقتباس قیاسی از اهمیت زیادی برخوردار نیست اثری می آفریند که در عین زمانی مکانی بودن، متعلق به هرزمان و مکانی است.
فرّخی یا مختاری؟... تکمله، توارد، اقتباس یا انتحال؟ (تحقیق پیرامون هویت سراینده اصلی شهریارنامه و تعیین کیفیت ارتباط متن اول و دوم)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شهریارنامه ، از حماسه های شاخص فارسی است که با وجود 138 سال تحقیقات، هنوز در موردش ابهامات بنیادین پابرجاست. از انتساب غلط به یک تا چند شاعر مشهور، از حدس سده ششم تا انتهای صفویه و از فرضیه دو بخش ادامه دار تا دو تحریر کوتاه و بزرگ که تحریر بلند، متن را اول توسّع بخشیده است، جملگی نظریات متفاوت پژوهشگران بوده اند که در این جستار نقد شده اند. این جستار، برای نخستین بار، اصل چهار نسخه شهریارنامه را به طور کامل بررسی کرده، کوشیده است، به یک قرن ابهام ناشی از عدم وجود مستندات خاتمه دهد. بنا بر دو دسته شواهد برون متنی- درون متنی، روشن شد، سراینده اصلی شهریارنامه ، شاعری به نام فرخی در سده های نه- ده، یا قبل از آن، در دربار امیری به نام محمود بوده، وقایعی که هنوز روشن نیست، باعث شده، بعد از مرگ فرّخی، اثرش به دست شاعر دیگری برسد که نامش احتمالاً مختاری بوده است. مختاری با کاهش حجم منظومه و تکرار عینی بخشی از ابیات، بخش بیشتری از ابیات را با تغییراتی مختصر یا شدید در سطوح واژگانی، نحوی یا تصویری بازسرایی کرده، ضمن تلخیص متن، اثر فرّخی را عملاً سرقت کرده، به عنوان اثری جدید به خود بازبسته و به فرزند امیر پیشین، به نام مسعود، اهدا کرده است.
بررسی و تحلیل شخصیت چندگانه در رمان مدرن و پسامدرن فارسی (مطالعه موردی: سرخی تو از من و آزاده خانم و نویسنده اش)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شخصیت چندگانه شخصیتی است ازهم گسیخته، که از کنارهم قرارگرفتن چند شخصیت فرعی تشکیل شده و یک شخصیت واحد را ساخته است. در این پژوهش، چگونگی بروز شخصیت چندگانه، ویژگی ها و هدف از بروز آن در رمان مدرن سرخی تو از من و رمان پسامدرن آزاده خانم و نویسنده اش مورد مطالعه قرار گرفته است. برای نیل بدین مقصود شخصیت های اصلی این دو رمان که عنوان شخصیت چندگانه را می توان بر آن ها اطلاق کرد، مورد توجه قرار گرفته و شخصیت های فرعی که مکمل شخصیت اصلی بوده اند تحلیل شده اند. نتایج به دست آمده بیانگر این است که شخصیت چندگانه در رمان مدرن مذکور معطوف به ذهن است و پاره های مختلف شخصیت، ذهنی هستند. شخصیت چندگانه در رمان پسامدرن مذکور معطوف به مسائل هستی شناسی و تداخل واقعیت و خیال است و پاره های مختلف شخصیت مربوط به سایر متون هستند و از طریق رابطه بینامتنی با یکدیگر پیوند می خورند. شخصیت چندگانه علاوه براینکه حائز سایر ویژگی های شخصیت در رمان های مدرن و پسامدرن است، در تقویت عنصرغالب معرفت شناسی، در رمان مدرن مذکور، و عنصرغالب هستی شناسی، در رمان پسامدرن مذکور، مؤثر است. همچنین شخصیت چندگانه می تواند نوع جدیدی از شیوه های شخصیت پردازی به شمار رود و به عنوان یک ویژگی، در کنار سایر ویژگی های رمان مدرن و پسامدرن قرار بگیرد.
مقایسه شخصیّت های تمثیلی در مثنوی جلال و جمال نزل آبادی و لیلی و مجنون نظامی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مثنوی جلال و جمال سروده محمّد نزل آبادی از جمله سروده های عاشقانه تمثیلی می باشد که برخلاف مثنوی مشهور لیلی و مجنون نظامی، تقریباً ناشناخته مانده است. در این تحقیق علاوه بر معرّفی این منظومه، به بررسی و مقایسه شخصیّت های تمثیلی این داستان با داستان لیلی و مجنون پرداخته شده و سعی شده است بدانیم در کدام یک از دو منظومه بیشتر از شخصیّت های تمثیلی استفاده شده است؛ و کاربرد کدام نوع از شخصیّت های تمثیلی (انسانی، غیرانسانی) بیشتر به کار رفته است. سرانجام طبق بررسی هایی که در این تحقیق صورت گرفته می توان گفت که شخصیّت های تمثیلی داستان جلال و جمال نسبت به داستان لیلی و مجنون بیشتر است و شاعر در مثنوی جلال و جمال اکثر شخصیّت هایش را با دو بعد ظاهری و معنوی آن ها معرفی کرده است که با اندکی مسامحه می توان میزان کاربرد شخصیّت های انسانی و غیرانسانی این مثنوی را یکسان دانست.
تحلیل گفتمان انتقادی زندان در دو زیست-جهان کلاسیک و مدرن با تکیه بر حبسیّه های مسعود سعد، فرّخی یزدی و محمّدتقی بهار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه زبان و ادبیات فارسی سال ۱۹ پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳۸
129 - 160
حوزههای تخصصی:
حبسیّه، شعری است که شاعر در زندان، واکنش های حسّی، روحی و معرفت شناختی خود را با تخیّلی که درگیر مفهوم تهدیدآمیز حبس است در زبانی ویژه بازنمایی می کند. مکانمندی زندان، هم شاعر را به بدن و ذهن تهدید شده معطوف می کند و هم معرفتی را می سازد که «زندان» در آن یک «ابر نشانه» است. گفتمان زندان با نسبتی که شاعر با جهان و «امر اجتماع» دارد، ساخته می شود. از اینرو در تبیین شعر حبسیّه جهان پیشامدرن که تأییدگر قدرت های اجتماعی و سیاسی حاکم است و حبسیّه های معاصر که علیه قدرت و در بافتی از ادبیّات مقاومت بازنمایی شده است، دو گفتمان زندان را پدید می آورد. این مقاله می کوشد با رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی، و با توجّه به آرای لاکلا و موفه دو گفتمان «سنّتی» و «مدرن» زندان را با تکیه بر شعر مسعود سعد و حبسیّه های دو شاعر معاصر، فرّخی یزدی و بهار بررسی کند تا چرخش های گفتمانی آن آشکار گردد. در گفتمان حبسیّه سرایی سنّتی، تقدیرگرایی، «گره گاه» این گفتمان است. عناصری که در این گفتمان مفصل بندی شده اند، جدا از اینکه زیست جهان شاعر را باز نمایی می کنند به مثابه ساختاری نمادین، پیوند ارزش ها و کنش های اجتماعی را با قدرت منتشر در جامعه نشان می دهند. امّا در حبسیّه های مدرن، گفتمان زندان به مثابه «اعتراض سیاسی» است. بنابراین گره گاه اعتراض سیاسی، عناصری چون قانون، آزادی، مبارزه و مشروطه را تقسیم بندی می کند؛ در این وضعیّت، گفتمان زندان علیه نظم سیاسی موجود قرار می گیرد تا بتواند در مقابل ساختارهای متصلّب قدرت، مقاومت و نظم سیاسی آزادتری را پیشنهاد کند.
درهم تنیدگی فرا مکتبی صیرورت رمانتیسم و سمبولیسم در شعر نیما و شاکر السیّاب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال دوازدهم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۴۷
363 - 390
حوزههای تخصصی:
رمانتیسم و سمبولیسم در غرب به شکل «درزمانی» و بر اساس استلزامات تاریخی و اجتماعی شکل گرفته است. در حالی که شکل ورود این مکتب ها به ایران و جهان عرب اولاً «همزمانی» بوده و با گفتمان ترجمه صورت گرفته و ثانیاً با دوره ای از تحولات بنیادی تاریخی، سیاسی و انقلابی همراه بوده است. نیما یوشیج و بدر شاکر از پیشگامان شعر نو در ایران و جهان عرب هستند که برای تحول زیبایی شناسی شعر کلاسیک و چرخش کارکردی شعر در جهان معاصر، تحت تأثیر آموزه های رمانتیسم و سمبولیسم بودند. دقت در شعر این دو نشان می دهدکه فرایند تحول از رمانتیسم فردی به سمبولیسم، دارای الگوی واحد زیبایی شناختی است. بنابراین مقاله حاضر می کوشد تا به شکل تطبیقی نشان دهد که شعر این دو در چه بن مایه هایی از رمانتیسم اشتراک دارند، چگونه به سمت رمانتیسم اجتماعی رفته اند و سرانجام چه تجربه های تاریخی، اجتماعی و سیاسی سبب شده است که شعرشان به سمت سمبولیسم ویژه حرکت کند. آن ها با عبور از رمانتیسم می خواستند به تخیل سمبلیک نزدیک شوند تا جهان آرمانی سمبولیسم محقق شود اما به دلیل پیوندی که با ادبیات سیاسی داشتند، تخیل سمبلیک آن ها با تخیل جامعه شناختی پیوند خورده است.
دیالکتیک ذهن و عین نقدی تحلیلی بر رمان آینه های دردار گلشیری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دیالکتیک ذهن و عین، یعنی به رسمیت شناختن توأمان متافیزیک و واقعیت؛ بدین صورت که هر معرفتی ناشی از مبادلۀ دو جریان ذهن و تجربه است. این دیدگاه فلسفی که قابل توجه فیلسوفان غربی و شرقی بوده، به عرصۀ نظریه پردازی در حوزۀ نقد ادبی وارد شده و مکتب ساختگرا را درگیر خود نموده است. گاستون باشلار از نظریه پردازان ساختگرا، بحث ذهن و عین را به روش های نقد ادبی متون توسع داده است. بر اساس نظریۀ او می توان از طریق عناصر تقابلی متنوع متن، به تحلیل ذهن مؤلف رمان و تطبیق آن در عینیت نوشتار دست یافت. حاصل این روش نقد، حتی ممکن است از ذهنیت مؤلف فراتر رفته و محصولی تولید کند که مفهوم گسترده تری را به معنای متن بیفزاید. رمان آینه های دردار، یکی از رمان های مدرن با تمی اجتماعی و درامی با نگرش فلسفی است که در تنظیم ساختار آگاهانه اش، تقابلی زیربنایی تعبیه شده است. روش بررسی مبتنی بر دیالکتیک ذهن و عین باشلار در راستای معنی بخشیدن به این تقابل ها که مبتنی بر تعلیقی روانکاوانه و در پاره ای از موارد هستی شناسانه هستند، کارساز به نظر می رسد. مقالۀ حاضر می کوشد تا به کمک این نظریه به تحلیل متفاوتی از اثر هوشنگ گلشیری دست یابد.
تحلیل نمادگرایی و اسطوره در شعر پایداری زینب حبش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شعر پایداری فلسطین دارای کارکردهای نمادین و اسطوره ای است. این کارکردها به لحاظ ماهیت، ماندگار و از ویژگی های فرامکانی و فرازمانی برخوردارند. نماد و اسطوره در دو حوزه ی معناگرایی و تصویر آفرینی شعر فلسطین نقش عمیق داشته است و همین دو خصلت ادبی، سبب شده است تا در سازوکار سرایندگی، به شکلی کارآمد مورد توجه قرار گیرند. زینب حبش با آفرینش اشعاری گونه گون میراثی ارزشمند در عرصه شعر پایداری فلسطین به جای گذاشته که از اسطوره و نماد به عنوان مهم ترین شاخص این نوع ادبی استفاده چشمگیر کرده است. پژوهش حاضر با روش توصیفی – تحلیلی به تحلیل نمادها و اسطوره های به کاربرده شده توسط شاعر پرداخته است. یافته های پژوهش نشان داده که نگارنده نمادها و اسطوره ها را به شش حوزه ی طبیعی، شخصی مثبت، منفی، حیوانی، مکانی و موارد دیگر تقسیم کرده است که دارای مدلولات متنوعی از جمله صلح، آزادی، پایداری، شهید، مبارزان، سرزمین، دشمن هستند که این موضوع از غنای اندیشه شاعر و ابتکار و استفاده مناسب وی از ظرفیت های زبانی و ادبی پرده برمی دارد.
برداشت های عرفانی مولوی از داستان قرآنی حضرت یوسف در مثنوی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
یکی از دلایل پیدایش و شکل گیری زبان عرفانی، رویکرد تأویلی است که در قرآن وجود دارد، زیرا در قرآن، بخش زیادی از مفاهیم در قالب داستان بیان شده است، یکی از این داستان ها داستان حضرت یوسف است. براساس سوره ی یوسف در قرآن، زندگی حضرت یوسف(ع)، مشحون از حوادث و رویدادهای تلخ و شیرین است؛ مولانا از رویدادهای مختلف زندگی یوسف برداشتی عرفانی دارد و در مثنوی، بسیاری از این رویدادها و شخصیت ها را به صورت رمز و تمثیل به کار برده است. در این پژوهش سعی شده این برداشت های عرفانی و رمزها و تمثیل ها، کشف و بیان شود و بدین منظور، نخست داستان یوسف در قرآن به خوبی مطالعه و پس از فیش برداری و دسته بندی ابیات مربوط به یوسف(ع) در مثنوی، بر اساس سیر تاریخی رویدادها، متن اصلی نوشته شد. یوسف در مثنوی، نماد روحی است که در چاه ظلمانی جسم گرفتار می شود، سپس با رسن عنایت حق، از این چاه بیرون می-آید و به سوی مصر کمال می رود. خواب ها و تعبیرهای آن هم، اشاره به کشف و شهود عرفانی یوسف یعنی عارف و انسان کامل دارد؛ از نظر مولانا، خواب و رؤیا دریچه ای است به سوی عالم کشف و شهود و وحی و الهام و موجب گشایش و رهایی روح از زندان تن و دنیا می شود. و زلیخا نماد و رمز سالکی است که از پل عشق مجازی به عشق حقیقی و از مظهر جمال حق، که همان یوسف(انسان کامل) است، به سرچشمه ی حقیقت می رسد.
حادثه محوری و هدف محوری در دو ترکیب بند عاشورایی (مقایسه ساختار بلاغی و محتوای دوازده بند محتشم و چهارده بند قزوه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات پایداری سال دهم پاییز و زمستان ۱۳۹۷ شماره ۱۹
379 - 402
حوزههای تخصصی:
ادبیات پایداری در معنی عام، به ادبیاتی گفته می شود که نوعی مقاومت در برابر هجوم های فکری، سیاسی، فرهنگی و نظامی را القامی کند. در این صورت، ادبیات عاشورایی را باید از برترین و زیباترین نوع ادبیات پایداری دانست. در این پژوهش از میان اشعار عاشورایی، دو ترکیب بند محتشم کاشانی و علیرضا قزوه، از نظر صورت و محتوا با یکدیگر مقایسه شده است. بررسی ویژگی های این اشعار نشان می دهد؛ محتشم با بیان جزئیات حوادث، گویی به ذکر مصیبت و نوحه خوانی می پردازد و تحریک احساسات و عواطف در آن غلبه دارد؛ به نحوی که می توان این گونه اشعار را «حادثه محور» دانست. ویژگی های شعر او هم از نظر شکل و صورت در قافیه و ردیف و هم واژه ها و مفاهیم آنها، به شیوه ای است که با تداعی کردن حالت حزن و اندوه و گاهی با ایجاد صوت و آهنگی متناسب با آن در الفاظ، بتواند هدف شاعر را محقق کند. اما قزوه ضمن خلق شعری حماسی و پرشور، بیشتر اهداف و نتایج آن واقعه را بیان کرده و درباره عوامل ایجاد آن صحبت می کند و آن را بستری برای بیان مفاهیم آزادگی، دفاع از حق و مقاومت در برابر ظلم قرار می دهد؛ بنابراین، این دسته از سروده ها را می توان «هدف محور» دانست. در سطح ساختار، قوافی، ردیف ها و واژه گزینی های او همه در راستای همین هدف انتخاب شده است. مضامین شعر او نیز از این واقعه به عنوان یک انقلاب عظیم خبر می دهد.
تأملی بر خویشکاری های زن در ایران باستان، با نگاهی به شاهنامه
منبع:
شفای دل سال اول پاییز و زمستان ۱۳۹۷ شماره ۲
1 - 16
حوزههای تخصصی:
کهن الگوی زن و خویشکاری های او در ادوار و اعصار مختلف ایران، همواره یکی از موضوعاتی است که ذهن پژوهشگران را به خود مشغول کرده است. نگارنده در این جستار با روش تحلیلی – توصیفی و تحلیل داده ها به کهن الگوی زن و خویشکاری های آن در ایران باستان پرداخته است. برآیند تحقیق اثبات می کند که جایگاه زن در ایران باستان، همواره به یک شکل نبوده و در برخی از اعصار مقام او تا حد خدایان نیز بالا برده شده است. این موضوع به دورانی برمی گردد که حکومت هایی مادر سالار بر این سرزمین حاکم بوده و به تبع، خدایان آنان نیز الهه هایی مقتدر بوده اند. - این دوران، دورانی بسیار کهن است و تنها با بهره گیری از مطالعات باستان شناسی، می توان به ابعاد آن پی برد. - در این میان نمی توان از تأثیر زن در زندگی کشاورزی و همچنین خویشکاری زایش و فرزند آوری و تربیت نسل او غافل ماند. اما در دوره های متأخرتر و با کشف آهن، حکومت هایی مردسالار بر ایران حاکم می شوند و قدرت زن بسیار محدود می شود. حتی زندگی متکی بر شکار نیز بر زندگی قائم بر زمین و کشاورزی ترجیح داده می شود. به نظر می رسد ادیان آریایی از جمله آیین زرتشتی بر قدرت زن تأثیرگذاشته اند ؛ زیرا در این ادیان باستانی، نظری مثبت نسبت به زن، چنان که سابق بر آن بود، وجود ندارد.
بررسی تطبیقی ویژگی های رفتار خردمندانه در شخصیت زال بر اساس مدل سه بعدی خرد آردلت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خرد مفهوم پیچیده ای است که هنوز تعریف واحدی از آن ارایه نشده است. بااین حال میان صاحب نظران در این مورد که خردمندی مشتمل بر دانش، بینش، تأمل، تلفیق منافع فرد با رفاه دیگران است، توافقی کلی وجود دارد. به دلیل ماهیت رازگونه خرد، این مفهوم، موضوع تحقیق در زمان ها، مکان ها و فرهنگ های مختلف بوده است. ازآنجاکه خرد بافرهنگ ارتباط نزدیکی دارد و تعریف مشخصی در فرهنگ ایران برای آن بیان نشده است، بنابراین پژوهش حاضر باهدف بررسی تطبیقی ویژگی های رفتار خردمندانه در شخصیت زال بر اساس مدل سه بعدی خرد آردلت، به تحلیل و تفسیر خرد و ویژگی های خردمندی در شاهنامه پرداخته است. پژوهش حاضر در چارچوب رویکرد کیفی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل شاهنامه ی فردوسی بود که از طریق نمونه گیری هدفمند، شخصیت زال به عنوان فرد خردمند انتخاب شد. متن شاهنامه با روش تحلیل محتوا و با استفاده از سه فرایند پیاده سازی، کدگذاری باز و کدگذاری انتخابی مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته ها نشان می دهد که ویژگی های خردمند بودن شامل«دین داری و اخلاق»، «تفکر/ آگاهی»، «ادراک حقایق و عدم ذهنیت گرایی/ فرافکنی»، «همدلی/ عاطفی و حمایت/ خدمت کردن»، «ارتباط و کسب تجارب و ارزش های فرهنگی» است. همچنین نتایج پژوهش نشان می دهد که مفهوم خرد را می توان در قالب پنج بعد مختلف «معنوی، شناختی، تأملی، هیجانی، اجتماعی و فرهنگی» بیان کرد. بر این اساس این مطالعه جنبه های خردمندی را ازنظر فردوسی نشان می دهد
نقد محیط زیستی در حوزه ادبیات با رویکرد تطبیقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مقاله حاضر به بررسی و مطالعه نقد محیط زیستی که یکی از رویکردهای جدید حوزه ی نقد ادبی است خواهیم پرداخت. در ابتدا به پیشتازان این رویکرد، به رابطه ای که انسان و طبیعت با هم بر قرار می کنند و بالاخره به بازنمایی طبیعت در ادبیات و هنر می پردازیم. همچنین در طول این نوشته خواهیم دید که منطق نقد محیط زیستی به عنوان یک رویکرد جدید بر چه اصولی استوار است. سپس به تحلیل نمونه متن داستان کوتاه تحت عنوان"مردی که درخت می کارید" نوشته ژان ژیونو نویسنده فرانسوی خواهیم پرداخت. در مرحله آخر این مقاله قبل از اینکه به نتایج حاصله بپردازیم بخشی را به حیطه تطبیقی نقد محیط زیستی اختصاص خواهیم داد یعنی جگونه می توانیم یک نقد محیط زیستی تطبیقی داشته باشیم و بالاخره خواهیم دید که ادبیات فارسی و فرانسه محل مطالعات تطبیقی در زمینه فوق هستند.
پاردی و کاربرد آن در زبان و ادب فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
صوره الخمره فی شعر مصطفی وهبی التّل (عرار) ومدی تأثّرها من رباعیات الخیام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اضاءات نقدیه سال هشتم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳۱
86 - 63
حوزههای تخصصی:
یعتبر مصطفی وهبی التل المعروف ب "عرار" (1899–1949م) من أبرز شعراء الأردن. تأثَّر عرار أشدّ التاثّر بفلسفه الخیام فی رباعیاته وقد نسج الأشعار علی منواله. حتی أنّه یمکننا القول إنّ عملیه فهم واستیعاب مضامینه الشعریه تصعب وتعسر علی الأذهان دون الترکیز علی فلسفه الخیام واستیعاب شعره. لکنّ السؤال هنا هل تأثُّر عرار بالخیام ینحصر فی مضامینه الشعریه فقط أو أنّه یتجلّی فی صوره الشعریه أیضاً. بناءً علی هذا إنّ البحث یسعی إلی دراسه تحلیله مقارنه بین صور عرار والخیام الشعریه علی أساس المنهج الفنی حتّی یتعین مدی تأثره من الرباعیات أو إبداع الشاعر فیه ونظراً إلی أنّ موضوع الخمریات یعتبر من أهمّ المواضیع لدی الشاعرین، فإنّ البحث یتمحور علی دراسه صوره الخمره عندهما. والنتائج التی تمّ التوصل إلیها فی هذه المقاله تشیر إلی أنّ عرار لم یتأثّر بالصور الشعریه لدی الخیام بل لقد حاول فی معظم الأحیان أن تکون فلسفه الخیام مجرد مصدر إلهام تنفتح به صوره الشعریه.