فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۲۶۱ تا ۲٬۲۸۰ مورد از کل ۵۴٬۲۴۵ مورد.
منبع:
تحلیل گفتمان ادبی دوره ۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
113 - 157
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر بررسی و طبقه بندی انواع متون مقدّس در آیین یارسان بر اساس زبانشناسی پیکره ای است. در این راستا، روشی ترکیبی (کیفی و کمی) برای تحلیل متون مذکور مورد استفاده قرار می گیرد. به عبارت دیگر، ابتدا ساختار گفتمانی و روایی متون مورد نظر با تکیه بر روش تحلیل گفتمان تبیین شده، و سپس فهرست کلمات پربسامد و همچنین فهرست کلمات کلیدی هر متن با کمک زبانشناسی پیکره ای استخراج می شود. نتایج نشان می دهد که عمده متون کلامی را می توان به چهار گروه متفاوت تقسیم کرد. گروه اول شامل متونی است که کلام های روایی نامیده می شوند. یک کلام روایی عمدتاً شامل تعدادی مرمو (یک بند که شامل کلامی مستقیم توسط یک شخصیت مقدس است) است که اپیزودهای یک گفتمان روایی را تشکیل می دهند. این گروه به دو دسته فرعی قابل تقسیم است. متون گروه دوم که متون گواهی محور نامیده می شوند عمدتاً در راستای ارائه گواهی و شهادت درباره تجلی ها و تناسخات ذوات مقدس در تاریخ است. هر مرمو در این متون نشانگر یک گواهی توسط یک شخصیت مقدس است. یافته ها نشان می دهد که این گونه از متون (که توسط برخی کوچ نیز نامیده می شود) از کانونی ترین متون در آیین یارسان است. گروه سوم نیز که به صورت متون آیینی-اجرایی نامگذاری می شوند شامل متونی هستند که عمدتاً در مراسمات مذهبی و آیینی اجرا می شوند. در نهایت، گروه چهارم حاوی متون خاصی است که در هیچ کدام از گروه های فوق قرار نمی گیرند و به صورت متون مستقل سبک شناختی ظاهر می شوند. در پایان، کارکرد و سرشت فرهنگی هر گروه تبیین خواهد شد.
تحلیل طرح واره حرکت افقی در اشعار پایداری دهه شصت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات پایداری سال ۱۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۱
49 - 72
حوزههای تخصصی:
طرح واره حرکت افقی، مفهوم سازیِ استعاری بر پایه تجربه بدن مندِ حرکت است که بر روی یک خطِّ مستقیم، تصویر می شود و موقعیت های انتزاعی را به مثابه حرکت در مسیرِ افقیِ زمان ترسیم می کند. این طرح واره در اشعار پایداری دهه شصت، مفهومِ «ملّت-امّت» را به منزله یک هستیِ رَوَنده در حرکت رو به جلو نشان می دهد. روش پژوهش حاضر، توصیفی-تحلیلی و واحد تحلیل، سروده های دارای طرح واره حرکت افقی است. اطلاعات به شیوه کتابخانه ای جمع آوری می گردد و نمونه های استخراج شده بعد از طبقه بندی موضوعی بر پایه مبانی استعاره مفهومی تبیین خواهندشد. استعاره مفهومی از طریق نگاشت «غیرفیزیکی به مثابه فیزیکی» ساختار استنباط و استدلال درباره حوزه عینیِ حرکت افقی را برای شناخت حوزه های انتزاعی به کار می برد. عناصرِ مفهومی در پژوهش حاضر، بر مبنای استعاره مفهومی «وطن به مثابه ردّپا» در سه نقطه مبدأ، مسیر و مقصد، مکان مند و جهت مند می شوند؛ به این صورت که حرکتِ پیش رونده ملّت از نقطه «من» شروع می شود و به کمک راهنمای سفر که مفهومِ هدایتگری را برجسته می کند به نقطه «ما» می رسد. استعاره «من-ما» در یک خوانش رویداد محور با ارزش گذاری میان «ماندن» و «رفتن» به تقدّس مفهومِ شهادت می انجامد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که کلان استعاره «شهادت راه ابدی است» تعالی را به صورتِ یک سفر گروهی در بسترِ زمانِ «گذشته»، «اکنون» و «آینده» ارزش گذاری می کند. زمانِ گذشته، وقایعِ تاریخی را به مثابه مسافتِ طی شده نشان می دهد؛ زمانِ کنونی، مسیر دوراهی است و زمانِ آینده، به مثابه مسافتِ پیشِ رو معطوف به یک افقِ روشن تصویرسازی می شود. افقِ آینده به زبان استعاری، پایان دوران جهل و ستم را به مثابه «نزدیک شدن» و «رسیدن به» صبح موعود، نشان می دهد.
گستره فرهنگ در دست بافته های پرویز تناولی از فضای حقیقی تا فضای استعاری
منبع:
هنر و ادبیات تطبیقی سال ۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
110 - 85
حوزههای تخصصی:
پرویز تناولی از مهم ترین هنرمندان ایرانی و از پیشروان مکتب سقاخانه است. مهم ترین ویژگی آثار او استفاده از عناصر هنر ایرانی و شرقی در امتداد هنر جهانی است. از جمله آثار تناولی در راستای ویژگی گفته شده فرش های اوست که نشان از پژوهش از سویی و استفاده از یافته های پژوهش از سوی دیگر برای بیان هنری است. این فرش ها می توانند دو گونه فضا را برای مخاطب بازنمایی کنند: فضای حقیقی جغرافیایی که نشانگر ویژگی های فرش هر منطقه از ایران است و فضای استعاری که پیوند ژرفی با اسطوره، ادبیات و اندیشه ایرانی دارد. پرسشی که می توان در این راستا مطرح نمود این است که چگونه این دو فضای حقیقی و استعاری معناسازی می کنند و عرصه گفتگو و تعامل بینافرهنگی می گردند؟ تحلیل ما بر پایه آرای نظری یوری لوتمان، نشانه شناس روسی مکتب تارتو- مسکو است که با بهره بردن از تعریف فرهنگ، سپهر معنایی یا نشانه ای را تعریف کرده که برای توضیح کارکرد انواع زبان های کلامی و غیرکلامی ضروری به نظر می رسد. این سپهر هم شرط و هم نتیجه گسترش فرهنگ است و وابسته به درک فضاهای مختلف از جمله حقیقی و استعاری می باشد. ما نیز برای تحلیل فرش های پرویز تناولی از دیدگاه لوتمان و هم حضوری لایه های معنایی در سپهر نشانه-معنایی بهره برده ایم و به این نتیجه دست یافته ایم که فرش های تناولی سپهر معنایی جدیدی خلق کرده اند که شبکه ای از تعاملات همه جانبه بین فرهنگ و سنت و ارزش های فرهنگی-اجتماعی جامعه ایرانی از سویی و پیوند با جامعه فرهنگی-هنری جهانی از سوی دیگر است.
مقایسه تحلیلی چگونگی روایت زندگی جلال الدین خوارزمشاه در متون تاریخ نگارانه و ادبی (بازنمایی روایت نبرد سند، 618 قمری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی بهار ۱۴۰۳ شماره ۹۹
193 - 222
حوزههای تخصصی:
در متون تاریخی می توان ردپای شخصیت های تاریخی ای را پیدا کرد که از حیث کنش و ویژگی های شخصیتی به قهرمانان رمانس ها نزدیک شده اند. نویسندگان این متون نهایت تلاش خود را برای واقعی جلوه دادن این حوادث به کار بسته اند. یکی از این شخصیت ها جلال الدین خوارزمشاه است. «نبرد سند» در زندگی این قهرمان در متون تاریخ نگارانه و ادبی بسیار متفاوت روایت شده است. روایت های ادبی این رویداد از دل متون تاریخ نگارانه شکل گرفته است. هدف نویسندگان این پژوهش بررسی مقایسه ای روایت های متون تاریخ نگارانه و ادبی از سده هفتم تا دوره معاصر در بیان واقعه «نبرد سند» در بستر مطالعات روایت شناسی است. براساس نتایج پژوهش، در میان روایت ها، اثر ابن اثیر به دلیل باورپذیری، منطقی بودن روایت ها و بی طرف بودن مورخ به واقعیت نزدیک تر، اما روایت های نسوی و جوینی به دلیل باورپذیری کمتر و تناقض در روایت ها، ادبی تر و در بخشی از روایت ها جلال الدین به قهرمان رمانس ها نزدیک شده است؛ این روایت ها، مرجع اصلی نویسندگان و شاعران دوره های بعد برای خلق اشعار، منظومه ها و رمان های تاریخی واقع شده اند.
La Mise en Scène de la Violence Verbale dans les Réseaux sociaux. Le Cas des Contentieux Post-électoraux de l’Élection Présidentielle d’Octobre 2018 au Cameroun(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Les guerres tribales ainsi que les crises sécuritaires qu’on observe de part et d’autre en Afrique en général, et au Cameroun en particulier, ont multiplié dans les réseaux sociaux des plates-formes d’échanges. Ces dernières, en réaction aux évènements socio-politiques, laissent voir des discours passionnés qui dégénèrent très souvent en discours haineux. Cette déviance s’explique par l’illimitée liberté d’expression qui caractérise ces fora (Facebook, WhatsApp, Messenger, etc.). Par ricochet, les partis sont hâtivement pris et chacun se donne à cœur joie pour défendre ses opinions dans ses plateformes virtuelles qui renforceraient une mise en scène discursive à visée pathémique. C’est ainsi qu’au terme de la présidentielle d’octobre 2018 au Cameroun, les résultats ont suscité, de la part des partisans des deux principaux partis politiques en lice (RDPC/MRC), des contestations ouvertes qui ont atteint leur paroxysme dans les réseaux sociaux. On a pu observer de la violence verbale qui transformait cet espace médiatique en un véritable champ de bataille : c’est le théâtre d’une argumentation de protestation qui place la violence verbale au centre des préoccupations du linguiste. Comment les internautes procèdent-ils discursivement pour mettre en scène l’expression de la violence sur les réseaux sociaux ? En d’autres termes, comment la violence se matérialise-t-elle verbalement et linguistiquement dans les réseaux sociaux ? Par le biais d’une analyse pluridisciplinaire du discours, le présent article se penche sur l’orientation argumentative de ces discours qui loin d’apaiser la situation, peuvent conduire à une sorte de déstabilisation de la cohésion sociale.
بررسی ترجمه ی نمایشنامه بیرون پشت در اثر وولفگانک بورشرت از منظر نظریه اسکوپوس و بر بستر چالش انتقال عناصر فرهنگی برای اجرا به روی صحنه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ادبیات تطبیقی دوره ۱۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۳۹)
133 - 159
حوزههای تخصصی:
یکی از چالش های بزرگ ترجمه ی متون ادبی، عناصر فرهنگی موجود در این متون می باشد و این مهم به ویژه در ترجمه ی ادبیات نمایشی به دلیل کاربرد نمایشنامه، یعنی اجرا بر روی صحنه چشمگیر است. یکی از رویکردهایی که در ترجمه با مدنظر قرار دادن هدف ترجمه و کارکرد متن در زبان مقصد، برای فهم مخاطب از ترجمه ی متون نمایشی جایگاهی خاص قائل است، نظریه ی اسکوپوس می باشد. این جستار در صدد است که بر بستر تقسیم بندی عناصر فرهنگی به دو دسته ی "عناصر فرهنگی ملموس" و "عناصر فرهنگی غیر ملموس" توسط نیومارک و چیارو، مهمترین عناصر فرهنگی موجود در نمایشنامه ی بیرون پشت در را استخراج کرده و بر طبق آن ها، عملکرد مترجم این نمایشنامه را در صورت اجرای آن به روی صحنه از منظر نظریه ی اسکوپوس مورد ارزیابی قرار دهد. نتیجه حاصل از این پژوهش نشان می دهد که ترجمه گلشیری اگرچه در اجراهای تئاتری مورد استفاده بوده ولی انتقال عناصر فرهنگی ملموس توسط وی، در راستای هدف نمایشنامه که اجرا باشد، نیست.
مطالعه تطبیقی انگاره های درخت در تابلوهای نقاشی و اشعار سهراب سپهری از منظر آیکونولوژی پانوفسکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شعر و نقاشی دو مسیر متفاوت برای خلق آثار هنری است که همواره روابط بسیار نزدیک آنها مورد توجه پژوهشگران تاریخ هنر و منتقدان ادبی بوده است. سهراب سپهری هنرمندی است که در هردو حوزه شعر و نقاشی طبع آزمایی کرده و آثاری از خود به جا نهاده است؛ ازهمین رو، پژوهش حاضر با گزینشی هدفمند از مجموعه نقاشی درختان و هشت کتاب سپهری و با تمرکز بر انگاره درختان در هردو فرم هنری، به مطالعه تطبیقی این آثار برمبنای نظریه آیکونولوژی پانوفسکی می پردازد تا با افق دید گسترده تری به تحلیل و تبیین جنبه های مختلف ساختاری و معناشناختی آیکون های مشترک برای کشف ویژگی ها و ارتباطات بین جهان شعری و هنر نقاشی او بپردازد. پرسش پژوهش این است که چرا و چگونه انگاره درخت در دو نظام زبانی و بصری متفاوت عمل می کند؟ رویکرد سپهری به عنصر درخت در شعر و نقاشی در مفاهیمی همچون پویایی و ایستایی، زندگی و مرگ، ریشه داری و بی ریشگی، بارداری و بی بری، بازبودن و بسته بودن، انفصال و اتصال در تقابل با هم است و گاهی در مضامینی همچون غریب بودن و حس تعلیق به یکدیگر نزدیک می شود. نتیجه پژوهش حاضر نشان می دهد رویکرد سپهری در ترسیم تصویر درختان، مبیّن تجربه فردی او در مواجهه با تحولات اجتماعی و تاریخی زمانه اش و همچنین نوعی آشنایی زدایی متأثر از پارادایم نقاشی مدرنیستی ایران است، چنان که در برخی از آثار این دوره، به ویژه در جنبه های خاصی از فضاسازی و تکنیک های هنری، ویژگی هایی مانند محدودیت فضا، استفاده از رنگ های تیره و فشردگی عناصر به وضوح قابل مشاهده است؛ ازهمین رو، درختان در نقاشی سپهری بیشتر در جهت گسست و انفصال با جهان و جوهر هستی حرکت می کنند که می تواند تمثیلی از دنیای عینی سپهری باشد، اما تصویر درخت در اشعار او دنباله رو همان مفاهیم غالب (نماد شادابی، طراوت، سر زندگی) به دور از نشانه های رتوریک و ساحت ضمنی غریب در سطح معمول ادبیات فارسی است و به گونه ای تبیین کننده جهان آرمانی شاعر است.
Love and Redemption of Modern Man: Deleuzian and Sadraian “Becoming in Love”(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Critical Literary Studies, Vol ۶, No ۲, Spring ۲۰۲۴
113 - 129
حوزههای تخصصی:
Modern Man, engaging the predicament of “identity” and “self”, seeks “love” as a redeeming power to reach affirmation of life and reconciliation. To discuss the issue, the concept of “becoming” as an innate motion and transformation in the process of love has been scrutinized from Gilles Deleuze and Molla Sadra Shirazi”s perspective. The concept of “becoming” in Deleuze corresponds with Molla Sadra”s “substantial motion” in the notion of “love”, both carrying out the phenomenon of perception and transformation. The concept of “love” in Deleuze”s theory appears as a rhizomatic experience of “expression of the other” and different possibilities with no message and centrality, just to reach a kind of individual and unique “affect”, and this singular affect is sufficient to generate transformation. Sadra, on the other hand, presents love as the seed corn of all being, leading to a hierarchical motion through “systematic ambiguity of existence” towards a kind of cosmic unity and reconciliation. The theories of Deleuzian “becoming in love” and Sadraian “substantial motion and love” have been applied to scrutinize the practicality and confrontation of the notions in the case of redeeming modern man from nihilism, sense of alienation, distress, and bewilderment.
اشارات و مضامین برساخته از مشاغل در اشعار دوره تیموری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
جستارنامه ادبیات تطبیقی سال ۷ بهار ۱۴۰۳ شماره ۲۷
83 - 112
حوزههای تخصصی:
یکی از طرق شناخت دقیق جامعه و زندگی فردی و اجتماعی، شناخت شیوه های کسب و کار آن جامعه است. با توجّه به اینکه دوره تیموری از ادوار کمتر شناخته شده تاریخ ایران است، در این پژوهش، با هدف معرفی مشاغل دوره تیموری، با گردآوری اطلاعات، به روش کتابخانه ای و روش نگارش، توصیفی به واکاوی و شناسایی مشاغل دوره تیموری از خلال اشعار عهد پرداخته می شود تا اولاً مشخص شود که در این دوره که تیمور در آن به احیای نظام پیشه وری و اعتلای بازرگانی پرداخت چه مشاغلی در ایران وجود داشته است؟ ثانیاً ضمن آشنا کردن خوانندگان با اقسام مناصب، واژگان و اصطلاحات مرتبط با مشاغل در اشعاری که در دوره تیموری به کار رفته، تحلیل و بررسی شود تا ضمن آشنایی با اشارات و مضامین برساخته شعرا از این مشاغل، گامی دیگر در راه شناساندن هر چه بیشتر آثار ادبی فارسی و بالاخص دوره تیموری برداشته شود. یافته ها نشان می دهد که مشاغل گوناگون دولتی و درباری ، خدماتی، صنعتی و تجاری در این عهد رایج بود. برخی از این مشاغل و حِرَف منسوخ شده و امروزه رواج ندارند و برخی نیز جای خود را به مشاغل مشابهی داده اند. شعرای این عهد، واژگان و اصطلاحات مرتبط با مشاغل و حِرَف را در راه نیل به مقاصدی مانند آفرینش های ادبی، القای اندیشه هنری و مضمون آفرینی به خدمت گرفته اند.
بررسی و تحلیل عجایب نگاری طرسوسی در گزارش داراب نامه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ادبیات بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۹۴
5-30
حوزههای تخصصی:
عجایب نامه ها، دایر ه المعارف گونه ای هستند متأثّر از جغرافیا و طبیعیات دنیای قدیم، که فرهنگ و باورهای عامه را، که در قالب داستان ها و افسانه ها آمده، بازتاب می دهند. با تطّور این سنّت نوشتاری در زمان فارسی تا قرن پنجم هجری، همچنان که بخشی از آن مأخوذ از داستان ها بود، خود به منبعی برای داستان گزاران تبدیل شد که با تکیه بر وجه خیال آمیزی، شگفتی و کنجکاوی مخاطب را برمی انگیخت و هم او را سرگرم می کرد. داراب نامه طرسوسی از جمله متون داستانی قرن ششم هجری است که داستان هایی از عجایب دارد؛ داستان هایی که گاه نشان آنها را در عجایب نگاشته های کهن نیز می یابیم. این داستان ها/عناصرِ شگفت انگیز گستره وسیعی را در برمی گیرند که شامل عجایب رُستنی ها، اشیاء، فرهنگ و آیین، غول پیکران، مکان ها و جانوران می شود. پژوهش حاضر با تمرکز بر «عجایب نگاری» های طرسوسی، به نشان دادن تأثیرپذیری او در این حوزه، از عجایب نامه های هم روزگار یا متقدّم می پردازد و پیش از آنکه به دنبال مأخذیابی داستان های عجیب داراب نامه باشد، نشان می دهد که آنها به تمامی ساخته داستان گزار نبوده و از سنّت نوشتاری ای با نام عجایب نگاری (که ریشه در روایات شفاهی دارد) سرچشمه می گیرند. با توجّه به اینکه بعضی از موارد مذکور پیشتر در شاهنامه (بخش اسکندر) و نیز گرشاسب نامه (به عنوان منظومه ای حماسی با حضور پررنگ عجایب) ذکر شده اند و تأثیرپذیری احتمالی طرسوسی از آنها، موارد همسان یا نزدیک در این متون نیز ذکر شد.
کارکرد اسطوره ای عصا در حماسه های ملی ایران و جهان
منبع:
نقد، تحلیل و زیبایی شناسی متون سال ۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۳
83 - 109
حوزههای تخصصی:
متون حماسی، کارنامه ی ادبی ملت ها و اندیشه اسطوره ای مردمان سرزمین های مختلف است که به تعبیر یونگ «ضمیر ناخودآگاه جمعی» ملت خوانده می شود. برخی از ابزارهای اسطوره ای در متون حماسی علاوه بر کارکرد اصلی خود، ویژگی هایی فراتر از سرشت طبیعی خود و نقشی نمادین دارند. در این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی، کارکرد اسطوره ای عصا در متون حماسی ایران و جهان بررسی و تحلیل شده است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که عصا در متون حماسی ملی ایران به عنوان یکی از لوازم بایسته پادشاهی نقش زیادی ندارد در حالی که در نگاره های شاهان ایران باستان، نماد قدرت و مشروعیت آن ها قلمداد می شود. به نظر می رسد: گرز در شاهنامه همان کارکرد عصا را دارد. برخلاف حماسه های ملی ایران در متون حماسی ملل جهان، عصا یا چوبدستی شاهی یکی از ابزارهای نمادین خدایان و الهگان، پادشاهان، پهلوانان، قاضیان و کاهنان به شمار می رود و در آیین بار و سوگند کارکرد بنیادین و اسطوره ای دارد. عصا در حماسه ها خاصیت جادویی هم دارد و الهه ها با عصا به تبدیل صورت و پیکر می پرداختند. خاصیت نیرو بخشی، پیشگیری از نبرد، کمک به پیروزی در نبرد، نشان دادن قدرت و کمال پختگی از موارد دیگر کاربرد عصا در حماسه های ملی ایران و جهان است.
بازنمایی شخصیت اسکندر و دارا در دو نامه از اسکندرنامه نظامی با توجه به لایه توصیف در رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اسکندر در منابع گوناگون دوره اسلامی، به ویژه اسکندرنامه ها در قالب شخصیتی محبوب تصویر شده است. نظامی هم در اسکندرنامه خود تلاش دارد چهره ای از یک شاه آرمانی را در قامت شخصیت اسکندر معرفی کند. در این پژوهش دو نامه از دارا و اسکندر در شرف نامه نظامی براساس ابزار عبارت بندی افراطی، شمول معنایی، تضاد معنایی، واژگان نشان دار، استعاره ها، انواع جمله، فرآیند اسم سازی، وجه، وجهیت، ضمایر، شیوه های اقناعی، پیوند جملات، قراردادهای تعاملی و ساختارهای گسترده تر در متن از لایه توصیف تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف بررسی شد. با توجه به این ابزار، این دستاورد حاصل شد که نظامی تمایل دارد دارا را شخصیتی مغرور، خودبرتربین، انحصارطلب، بی خرد، کهنه گرا و خوشگذران و درمقابل او، اسکندر را شخصیتی خردمند، خداترس، جنگجو، جوان، سخنور و قدرتمند بازتاب دهد. همچنین سخنان دارا همواره تند و صریح و سخنان اسکندر غیرمستقیم و در لفافه است.
شخصیت شناسی رمان بازی آخر بانو بلقیس سلیمانی بر اساس افلاک هفتگانه ویلیام بن هم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهشِ حاضر به بررسی شخصیت های رمان بازی آخر بانو نوشته بلقیس سلیمانی(متولد1342ش.) در چارچوب نظریه شخصیت شناسی ویلیام بن هم براساس ارتباط تیپ شناسی و افلاک هفت گانه می پردازد. بن هم کوشش می کرد تا با پیوند شخصیت و سیارات هفت گانه، تصویری کامل و روشنی از فرد ارائه دهد؛ زیرا شخصیت شناسی، در روان شناسی مبحثی بنیادی و مهم است که موجب قضاوت درباره ماهیت اصلی شخص می گردد و ابزاری برای معرفت خود و دیگری است. شخصیت شناسی بن هم یکی از روش های شناختی است که برای تعیین ویژگی های شخصیتی فرد استفاده می شود. همچنین با مدد ازآن می توان به نحوه فکر کردن، رفتار و واکنش های فرد برای موقعیت های مختلف پی برد و نقاط قوت و ضعف اشخاص را شناخت. شخصیت شناسی بن هم، نگرش ها، ارزش ها، افکار، روابط، رفتارها و غیره را براساس سیارات هفت گانه ارزیابی می کند. نویسنده رمان، درشخصیت پردازی با نگرش به مردمِ جامعه و شخصیت های واقعی با کمک تخیل خود پیش نمونه هایی را خلق می کند تا بتواند ماهیت آنها را نشان دهد. شخصیت و شخصیت پردازی از مهم ترین عناصر یک رمان به شمار می روند. پژوهش حاضر به روش توصیفی-تحلیلی می کوشد تا به این سوال اصلی پاسخ دهد که براساس نظریه شخصیت شناسی بن هم، کدام شخصیت همسانی بیشتری با نظریه مذکور دارد؟ براساس یافته های تحقیق، گونه سرشت کیوانی به شخصیت بانو نزدیک تر است که دال بر غم و غصه و خستگی ها و تلخی های زندگی وی است. گل بانو در ایام زندگی خویش از بعد از انقلاب اسلامی تا سال 1385، براساس شرایط و محیط زندگانی خود سرشت مختلفی را تجربه می کند که طالع نحس تفوق بیشتری در حیات وی دارد.
پیشنهاد الگویی برای حل دشواری های معنایی ابیات بحث برانگیز غزل حافظ با تمرکز بر مقولل ارتباط های واژگانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه زبان ادبی دوره ۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
137 - 168
حوزههای تخصصی:
آگاهی بر ظرافت های شعر حافظ به دلیل جایگاه ویژه این شاعر در میان ایرانیان، در طول تاریخ مطالعات ادبی همواره امری خطیر و شایان توجه بوده است. ازهمین رو تک تک غزل ها و یک یک ابیات شعر او، محل توجه و بحث صاحب نظران است. در این میان ابیاتی هم بوده که به دلیل دشواری معنا و تفسیر، موضع اختلاف میان شارحان بوده است. برای حل این مناقشات شارحان راه های مختلفی پیش گرفته اند؛ اما درنهایت بسیاری از این اختلافات حل ناشده باقی مانده است. درهمین راستا در این پژوهش که به شیوه تحلیلی-توصیفی انجام پذیرفته، تلاش شده است تا با تمرکز بر انواع ارتباط های موجود میان واژگان غزل حافظ، روشی برای حل مناقشه ابیات دارای دشواری معنایی پیشنهاد شود. در این مسیر از سه نظریه شناخته شده انسجام لغوی هالیدی و حسن، الگوی خوانش نشانه شناسانه شعر ریفاتر، و مقوله تقابل های دوگانه در نشانه شناسی ساختارگرا بهره گرفته شده است. نتایج نشان می دهد تمرکز بر انواع ارتباط های واژگانی اعم از ترادف، تناسب، شمول معنایی، اشتراک مجازی، تضاد، و تقابل نقش به سزایی در تشخیص معنابُن های اصلی حاکم بر غزل دارد و خواننده حرفه ای حافظ می تواند ازطریق تشخیص و استخراج این معنابُن ها، ابهامات معنایی موجود در غزل را مرتفع سازد. برای سنجش میزان کاربردی بودن، دو بیت بحث برانگیز «ای دل، شباب رفت و نچیدی گلی ز عیش ...» و «هرکه چون لاله کاسه گردان شد ...» در سایه الگوی یادشده مورد خوانش قرار گرفت که نتیجه امر از کارآمدی این الگو در فهم معانی نهفته و حل معضلات معنایی شعر حافظ حکایت داشت.
ضرورت بازتصحیح دیوان مجیرالدین بیلقانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مجیرالدین بیلقانی (متوفی: 586 ه ) از شاعران معروف قرن ششم و از برجسته ترین سرایندگان مکتب ارّان در شعر فارسی است که به نسبت معاصران خویش، اشعاری ساده و روان سروده است. تنها چاپ از دیوان اشعار او را محمد آبادی باویل، به عنوان رساله دکتری خویش در سال 1353 و زیر نظر مهدی محقق، مظاهر مصفا و احمد مهدوی دامغانی انجام داد که در سال ۱۳۵۸ در تبریز منتشر شد. این چاپ به دلیل فضل تقدّم در جای خود ارزشمند است، اما بررسی های انجام گرفته نشان می دهد که کاستی هایی در آن راه یافته است تا جایی که امروزه با پیداشدن نسخه های جدید که مصحح پیشین بدان ها دسترسی نداشته، امکان بازتصحیح این دیوان فراهم شده است. این پژوهش، پس از انجام بازتصحیح انتقادی دیوان مجیرالدین براساس بیش از ۳۰ نسخه خطی، با هدف برجسته کردن کاستی های چاپ پیشین و با استفاده از منابع کتابخانه ای، به شیوه تحلیلی _ توصیفی نگاشته شده است. جایگاه شاعران حوزه ارّان در شعر فارسی، همچنین بایستگی مطالعه درباره اشعار مجیرالدین، اهمیت و ضرورت تحقیق را نمایان می کند و نتیجه کلی آن، مشخص کردن کاستی های چاپ پیشین دیوان مجیرالدین و بیان ضرورت بازتصحیح آن است. براساس دستاورد این پژوهش، انتساب سروده های دیگر شاعران به مجیرالدین، گزارش نکردن پاره ای از اشعار او، ضبط برخی اشعار به دو شکل جداگانه، بدخوانی، به گزینی های نادرست و تعلیقات نادرست یا نارسا عمده ترین کاستی های تصحیح پیشین به شمار می رود.
تحلیل گفتمان بازنمایی چهره حلاج در آثار خواجه عبدالله انصاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات عرفانی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳۸
135 - 165
حوزههای تخصصی:
انصاری صوفی برجسته شیوه صحو و از علمای مشهور حنبلی است. زندگی اش در اهتمام بر نوشتن حدیث، ارشاد و بدعت ستیزی گذشت. او نیز مانند دیگر صوفیان هم عصر خود چون هجویری و قشیری، در آثار خود ضمن تبیین برخی از مسائل صوفیه، آرای حلاج را نیز انعکاس داده است. هدف مقاله معرفی همین آراست. این پژوهش سعی دارد تا با تلفیقی از روش های تحلیل گفتمان سه سطحی فرکلاف و لاکلو و موف به مطالعه بازنمایی چهره حلاج بپردازد. در بخش توصیف از فرانقش ِاندیشگانی دستور نظام مند هالیدی که برای بررسی فعل ها و فرایند ها مناسب است بهره گرفته ایم. نتایج بررسی نشان می دهد که از نظرگاه یک شیخ الاسلام حنبلی، در کلام حلاج هرآنچه به رعایت حدود شریعت مربوط می شود، مورد پسند است و عدم پایبندی به ظواهر شریعت نارضایتی او را در پی دارد. بااین همه شیخ الاسلام، حلاج را مستحق آن فرجام ناگوار نمی شمارد و آن اتفاق را محصول توطئه اهل کلام می داند. از منظر گفتمان تصوف نیز نظر خواجه عبدالله درباره حلاج تقریباً با دیدگاه دیگر صوفیان اهل صحو مشترک است. وی حلاج را در سیر الی الله صادق می داند، اما آشکارکردن رازهای صوفیان در بین عوام، ناسپاسی اش نسبت به استاد و مواردی ازاین دست را نمی پسندد و بدفرجامی او را نتیجه ناسپاسی به استاد می داند.
دگردیسی زبان در فضای مجازی و تأثیر آن بر آموزش زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تداخل و آمیختگی زبان ها، پدیده ای فرهنگی و طبیعی در روند ارتباطات جهان مدرن است که این روابط موجب نفوذ و رسوب واژگان و قواعد دستوری از یک حوزه زبانی به زبان دیگر می شود. در دوران معاصر که از آن با عنوان «دوران پست مدرن» یاد می شود، فضای مجازی و اینترنت جهانی ساختار تازه ای به این تعاملات زبانی بخشیده اند. در این بستر، نوعی گفتمان نوظهور شکل گرفته که باعث تولید یا دگرگونی سریع زبان معیار شده و این تغییرات نه تنها فرم آوایی و نوشتاری زبان را دگرگون کرده، بلکه نظام دستوری و نحوی زبان را نیز تحت تأثیر قرار داده است و واژگان تازه ای را وارد چرخه زبانی کرده اند؛ واژگانی که گاه معنایی متفاوت از ظاهر نوشتاری خود دارند و در حوزه کاربردی شان نیز با زبان معیار فاصله دارند. تداخل میان زبان مجازی و زبان رسمی جامعه، به ویژه در حوزه آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان، چالش هایی ایجاد کرده است. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی می کوشد به این پرسش پاسخ دهد که فضای مجازی چه نقشی در بروز اختلالات زبانی و شکل گیری بحران در فرایند آموزش ایفا می کند. همچنین تلاش می شود تا ابعاد این تداخل زبانی بررسی شده و تهدیدهای آن در سه سطح واژگانی، آوایی و نحوی تحلیل و دسته بندی گردد.
بررسی مشکلات نگارشی- ویرایشی در کتاب Fors Tili (کتاب آموزش زبان فارسی در کشور ازبکستان)
منبع:
مطالعات زبان فارسی (شفای دل) سال ۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۹
74 - 97
حوزههای تخصصی:
از جمله مشکلاتی که در زمینه آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان وجود دارد؛ نبود منابع آموزشی مناسب به ویژه کتاب های آموزشی و درسی است. ازاین رو، بررسی، بازنگری، بازخوانی و اصلاح متون تألیف شده می تواند به متصدیان و نویسندگان کتاب های درسی کمک کند تا بهتر به اهداف آموزشی خود برسند و با شیوه ها یا متن های کاربردی تر موفقیت در آموزش را افزایش دهند. هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی این موضوع است که آیا در کتاب Fors Tili که از جمله کتاب های آموزش زبان فارسی در کشور ازبکستان است، اشکالاتی از نظرگاه نگارشی، دستوری و انتخاب واژگان وجود دارد. در این پژوهش تمام صفحات و نیز طرح روی جلد کتاب به صورت جزءبه جزء با روش تحلیل محتوا که از جمله روش های کیفی است ازلحاظ میزان رعایت و پایبندی به قواعد نگارشی، دستوری و انتخاب واژگان بررسی شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد کتاب دارای اشکالات نگارشی و ویرایشی متعدد از جمله عدم رعایت نشانه گذاری، ایرادهایی در پیوسته و جدانویسی، عدم رعایت قواعد فاصله گذاری، غلط های املایی، خطاهای دستوری و عدم رعایت اصول آوانگاری و شیوه های کتاب آرایی است. همچنین شاهد خطاهای واژگانی فراوانی از جمله تعابیر عامیانه، نارسا و متناقض، گرته برداری نادرست، تکرار زائد کلمات، استفاده از واژگان بیگانه و جمع عربی نیز هستیم. برطرف کردن ایرادات کتاب و رعایت اصول علمی می تواند این کتاب را به یکی از منابع خوب آموزشی زبان فارسی، دست کم برای مخاطبان ازبکی زبان تبدیل کند.
تحلیل مؤلفه های کهن الگوی «نفس» در رسایل سهروردی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان پژوهی در ادبیات دوره ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۷
115 - 140
حوزههای تخصصی:
کارل گوستاو یونگ، بنیان گذار مکتب روان شناسی تحلیلی، ازجمله روان شناسان ساختارگراست که یکی از مشهورترین اصطلاحات مکتب نظری وی را باید «کهن الگو» دانست. کهن الگو تصویری ازلی از اندیشه های موروثی در ضمیر ناخودآگاه جمعی است که قدمتی به اندازه تاریخ بشر دارد. در میان اقسام کهن الگو که یونگ برمی شمارد، «نفس» را مهم ترین آنها می داند؛ چراکه هسته مرکزی شخصیت است و دستیابی به عامل روانی مهمی به نام «فرایند تفرد» را زمینه سازی می کند. این جستار با بهره گیری از روش توصیفی تحلیلی، مؤلفه های کهن الگوی نفس را در چهار مورد از رساله های سهروردی با عنوان های آواز پر جبرئیل، فی حاله الطفولیه، رساله الطیر و عقل سرخ واکاوی خواهد کرد. براساس بررسی ها به نظر می رسد نفس در این رساله ها گونه ای از راوی درون رویداد است و در دو قالب «نفسِ کودک» و «نفسِ پرنده» بازنمایی شده است که طی فرازونشیب هایی که سپری می کند، به سطوحی از تعالی شخصیتی و روحانی می رسد و مراتبی از فرایند تفرد را طی می کند. کهن الگوی نفس در آثار سهروردی، نوعی فراخواندن مخاطب به گستره تعالی شخصیتی است؛ گویی در ژرف ساخت متن، نویسنده درصدد است نفس مخاطب خویش را با شکوفایی در سطوح گوناگون شخصیتی وارد سیر فرایند تفرد کند.
تأمّلی در تفسیر عرفانی آیه «وَمَا یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِکُونَ» در آثار عین القضات همدانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در بسیاری از آیات قرآن مانند بقره/221، احزاب/73، فتح/6، حج/ 31، یوسف/106 و...، واژه «مشرک» آمده است. تقریباً همه مفسران این واژه را به معنای شریک بودن با حق تعالی و کسی که به خداوند شرک می ورزد، تعبیر کرده و از آن معنایی منفی ارائه داده اند. در تفاسیر عرفانی قرآن کریم مانند تفسیر القرآن العظیم تستری، لطایف الاشارات قشیری و کشف الاسرار میبدی نیز این واژه با معنایی منفی ارائه شده است. اگرچه تفسیر حقائق القرآن ، اثرِ ناتمامِ عین القضات همدانی به دست ما نرسیده است، اما آثار دیگر او یعنی تمهیدات و نامه ها سرشار از تأویلات عرفانی آیات و احادیث هستند. او در این دو اثر به آیه 106 سوره یوسف یعنی «وَمَا یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِکُونَ» اشاره کرده و تأویلی عارفانه از واژه «مشرک» با بار معنایی کاملاً مثبت ارائه کرده است. این جستار برآن است تا با بررسی تأویل عارفانه این آیه در آثار عین القضات همدانی، دیدگاه بدیع او را درباره «شرک» و پیوند آن را با «کفر» و «فقر» تحلیل و بررسی کند.