فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۲۰۱ تا ۲٬۲۲۰ مورد از کل ۵۴٬۲۴۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
در شعر معاصر اغلب شاعران با شکست در روابط عاطفی، به نیهیلیسم گرایش یافته اند. عشق یک مؤلّفه مهم در پوچ گرایی شاعران معاصر است. فروغ فرخزاد و احمد شاملو از شاعران برجسته معاصر هستند که مؤلّفه عشق در ارتباط با نیهیلیسم در شعرشان دیده می شود. در این مقاله به روش توصیفی تحلیلی با هدف بررسی ارتباط عشق و ابعاد مختلف نیهیلیسم به عنوان یکی از دلایل پوچ گرایی دو شاعر، اشعار غنایی و اجتماعی آن ها بررسی شده است. در گرایش های پوچی هر دو، در بُعد فردی و اجتماعی شعرشان، مؤلّفه عشق در نیهلیسم فردی، نیهلیسم سیاسی و نیهلیسم اجتماعی دیده می شود. نتایج تحقیق نشان می دهد: در بُعد فردی علت اصلی گرایش آن ها به نیهیلیسم «شکست در عشق» است. فرخزاد با شکست عاشقانه در نیهلیسم باقی می ماند و تا پایان شاعری از اندوه و افسوس جدایی می سراید اما شاملو در دوره ای به نیهیلیسم عاشقانه می رسد و بار دیگر به یاری عشق متعالی آیدا از نیهیلیسم گذر می کند و زندگی تازه ای آغاز می کند. نیهیلیسم سیاسی فقط در شعر شاملو آمده است و مربوط به شکست عاطفی شاعر از عشق به یاران مبارزی است که در مبارزه سیاسی، او را رها کردند. در بُعد اجتماعی، هر دو از زوال عشق در میان مردم به اندوه نیهیلستی دچار شده اند، تفاوتشان در این است که نیهلیسیم فرخزاد در ارتباط با جامعه مردسالار و روابط اجتماعی مردم دیده می شود؛ اما نیهیلیسم شاملو همسو با شکست های سیاسی است که به دلیل اندوه از زوال عشق مردم در عرصه اجتماع است.
مطالعه شبه ترجمه رمان آدم زنده از احمد محمود(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شبه ترجمه به متونی اطلاق می شود که به صورت ترجمه ارائه شده، اما هیچ منبع متناظری به زبان های دیگر برای آن وجود ندارد؛ در نتیجه فاقد هرگونه انتقال واقعی زبانی و رابطه ترجمانی است. این گونه آثار یکی از موضوعات جذاب برای پژوهش گران علاقه مند به ترجمه است. شناسایی انگیزه ها و راهبردهای خلق شبه ترجمه در نظام ادبی جامعه مقصد امری بایسته و ضروری است. یکی از نمونه های شاخص شبه ترجمه، رمان «آدم زنده» با ترجمه احمد محمود است. محمود در مقدمه رمان، نویسنده رمان را فردی عراقی به نام «ممدوح بن عاطل ابونزال» معرفی می کند، اما با تحلیل سطوح متنی، ژانری و گفتمانی رمان مشخص می شود که محمود نویسنده آن است. در پژوهش حاضر تلاش می شود با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی، زمینه های پیدایش شبه ترجمه «آدم زنده» و همچنین مهم ترین و شگردهای به کار رفته در آن بر اساس الگوی مقصدمحورِ توری (1995) و همچنین الگوی تحلیل سه سطحی لیو (2019) بررسی شود. یافته های پژوهش نشان داد احمد محمود با انگیزه طرح مضامین مترقیانه و نقد سیاسیون در اثر خود، شیوه جدیدی از شخصیت پردازی را به کار برده و با تقلید از متن و پیرامتن متون ترجمه واقعی کوشیده اثرش را ترجمه جلوه دهد. این تدابیر موجب شده که محمود از تیغ تیز ممیزی و منتقدان ادبی تا حدودی در امان بماند.
عناصر انسجام ساز متنی در منطق الطیر، بر اساس آرای هلیدی و حسن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه متون ادبی دوره عراقی دوره ۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
17 - 43
حوزههای تخصصی:
نظریه انسجام مایکل هلیدی و رقیه حسن، یکی از روش های علمی، کارآمد و متقن درجهت شناسایی میزان متنیّت، انسجام و یکپارچگی هر متنی است. انسجام، بررسی روابط موجود در سازه های نحوی و اجزای تشکیل دهنده یک متن است. ازاین رو، با روش توصیفی تحلیلی درصدد هستیم تا مسئله عناصر انسجام ساز متنی و روابط معنایی میان بندها را بر اساس رویکرد هلیدی و حسن در منطق الطیر عطار مورد بررسی قرار دهیم. از میان بندهای مختلف، به بررسی 3000 بند در منطق الطیر پرداخته ایم. نتایج تحقیق بیانگر آن است که در انسجام دستوری، حذف بیشترین بسامد و جای گزینی، کمترین بسامد را در منطق الطیر داشته است. فراوانی ﻣؤلفه حذف، یکی از ویژگی های بلاغی عطار، درجهت جلوگیری از یک نواخت بودن متن، تلاش ذهن برای یافتن عنصر محذوف وتقویت موسیقی به شمار رفته است. در انسجام واژگانی بازآیی، تکرار بیشترین بسامد و شمول معنایی، کمترین بسامد را در این منظومه دارا هستند. عطار با استفاده فراوان از ﻣؤلفه تکرار درصدد تأکید و برجسته سازی اغراض ثانویه کلام خویش بوده است. در انسجام واژگانی-باهم آیی، باهم آیی متداعی، بیشترین بسامد را در این منظومه داراست. در انسجام پیوندی، ادات ربط افزایشی، بسامد بیشتری نسبت به دیگر ﻣؤلفه های انسجام پیوندی دارد که این ﻣؤلفه، علاوه بر آنکه حلقه اتّصال میان بندهاست، گفتمان های مختلف را در متن به وجود آورده است؛ بنابراین هر سه انسجام دستوری، واژگانی و پیوندی نقش بسزایی در ایجاد متنیّت، انسجام و یکپارچگی در منطق الطیر دارند.
بررسی زبانی-ساختاری ترجمه های چینی گلستان سعدی (چونی و چرایی فاصله زبانی- ساختاری متن مُتَرجَم گلستان با متن اصلی، و تأثیرات همسویی ایدئولوژیک مترجِم با مؤلف در امر ترجمه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه زبان ادبی دوره ۲ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
147 - 181
حوزههای تخصصی:
"گلستان" سعدی از دیرباز در جامعه مسلمانان چین، جایگاه ویژه ای داشته است. این اثر از نخستین دهه های قرن هشتم قمری (چهاردهم میلادی) به عنوان منبع اصلی آموزش زبان فارسی در مدارس اسلامی چین مورد استفاده قرار گرفته است. با وجود این پیوند عمیق، نخستین ترجمه رسمی "گلستان" به زبان چینی در سال 1947 توسط آخوند وانگ انجام شد. پس از آن، این کتاب سه بار دیگر توسط شوئه جیان فو، یانگ ون بائو و جانگ هونگ نیان به چینی برگردانده شده است. گرچه ترجمه های اخیر نسبت به قبل بهبود یافته اند، اما هنوز کاستی هایی در سطوح زبانی و ساختاری دارند. در این پژوهش، برای نخستین بار چهار ترجمه مذکور با متن مصحح غلامحسین یوسفی از "گلستان" مقایسه و ارزیابی زبانی-ساختاری آن ها انجام شده است. دو پرسش اصلی این تحقیق عبارتند از: 1. فاصله زبانی-ساختاری ترجمه در چه سطوحی قابل طبقه بندی است؟ و 2. آیا همسویی ایدئولوژیک مترجم با مؤلف، معیاری ضروری در ترجمه متن ادبی از فارسی به چینی است؟نتایج پژوهش نشان می دهد مشکلات عمده ترجمه ها در پنج سطح قابل شناسایی است: تغییر جنسیت ضمائر، خطا در ترجمه اشخاص و اماکن، افزودن تفاسیر شخصی مترجم، حذف ایدئولوژیکی عبارات و حکایات، و تغییرات در تعداد و ترتیب حکایات. جالب است که بر خلاف تصور عمومی، ترجمه های مترجمان غیرمسلمان چینی با وجود کاستی ها، به دلیل رویکردهای متدیک، نزدیک تر به متن اصلی بوده اند. در مقابل، ترجمه های مسلمانان با کاستی های بیشتری در زبانی و حذف های ناشی از ملاحظات اعتقادی مواجه اند. یافته های این پژوهش بر اهمیت بازنگری ترجمه های آثار کلاسیک فارسی به زبان چینی توسط متخصصان ایرانی تأکید دارد.
حافظه کنشگرانه در شکل گیری هویت ایرلندی معاصر در رمان دریا اثر جان بَنویل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش ادبیات معاصر جهان دوره ۳۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
387 - 411
حوزههای تخصصی:
این مقاله مفهوم حافظه ی کنشگرانه در رمان دریا (2005) را از جان بنویل مورد بررسی قرار می دهد. مدل «رئالیسمِ کنشگرانه» مفهومی است که فیلسوف-فیزیکدان آمریکایی کارن باراد به عنوان نوعی مُدل جدید در تعریفِ معرفت شناسی، هستی شناسی و علم اخلاق مطرح می کند. در این مقاله قصد بر این بوده که از مدل «رئالیسم کنشگرانه ی» باراد برای ارائه ی مدل نویی از حافظه استفاده شود که می توان آن را حافظه ی کنشگرانه نامید. دلیل ارائه ی چنین مدلی برای تببین کارکرد حافظه در رمان دریا این است که حافظه آن کارکرد سنتی خود را از دست می دهد و از طریق کنشش با دیگر عناصر طبیعی شکل ویژه ای پیدا می کند که حافظه در شکل اومانیستی پاسخگوی کارکردش نیست. لذا بر اساس مفهوم «رئالیسم کنشگرانه ی» باراد، مقاله مدل حافظه ی رئالیستی کنشگرانه را مطرح می کند تا چگونگی کارکردِ حافظه را هم در انسان در حکم سوژه و هم در اشیاء مورد تحلیل قرار دهد، اینکه حافظه به شکل خاطرات چگونه به خاطر آورده می شوند، چگونه گذشته با زمان حال پیوند داده می شود، چگونه خاطرات زنده می شوند، یا بعضاً با خیال درهم می آمیزند. در هر حال، حافظه ی کنشگرانه مسیری در جهت تکوین هویت فرد ایرلندی در رمان معاصر ایرلند است که در این مقاله به آن پرداخت خواهد شد.
خوانش فرامتنی و بیش متنی نمایشنامه ضحاک ساعدی وداستان ضحاک شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارنامه ادبیات تطبیقی سال ۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۸
1 - 30
حوزههای تخصصی:
نمایشنامه ضحاک برپایه تفسیر وتاویلی از داستانِ ضحاک شاهنامه به وجود آمده است. مقالهپیشِ رو روابطِ فرامتنی و بیش متنیِ نمایشنامه ساعدی با شاهنامه را طبق نظریه ترامتنیّتِ ژنت بررسی کرده است. شیوهکاربه روشِ توصیفی-تحلیلی وبراساس منابع کتابخانه ای است.از حیثِ فرامتنی مواردی دال بر رد یا انکار برخی از باورهای اساطیری شاهنامه در نمایشنامه به چشم می خورد که از آن جمله می توان به شیوه برخورد ضحاک با موبدان، نجیب زادگان و ارنواز و شهرناز اشاره کرد.با این توضیح که در فرامتن بر خلافِ شاهنامه، شیوه برخوردِ ضحاک با شخصیت ها تحقیرآمیزاست.از لحاظ بیش متنی،هر دو نوع رابطه بیش متنیِ تقلید و تراگونگی (= تغییر)به چشم می خورد.برخی عناصر داستان شاهنامه از قبیل جادوگری ضحاک و گوشتخواری او،ترس و تنفر شهرناز و ارنواز از ضحاک،کلافگی و سردرگمی ضحاک و... بدون تغییر در نمایشنامه به کار رفته است که این نوع استفاده را همانگونگی(تقلید)گویند.و گاهی نیز پیوندِ تراگونگی (تغییر) با داستان فردوسی برقرار شده است؛ بدین صورت که بواسطه کاهش حجم داستان از تراگونگی کمّی و با تغییرزاویه دید و دخالت در روند بعضی ازعناصر داستان،مثل چگونگی آمدن ابلیس به عنوان آشپز نزدِ ضحاک از تراگونگی محتوایی استفاده شده است.نهایت این که اگر چه نمایشنامه ساعدی یک اثر تقلیدی صِرف از پیش متن (اسطوره ضحاک وداستان شاهنامه)به نظر می رسد؛امّابا کمی دقّت نمونه های روشنِ تراگونگی وتلاش موفقیت آمیز نویسنده برای ایجاد دگرگونی و تغییرات اساسی در بیش متن آشکار می شود ودر نتیجه توانسته از طریق پیوند فرامتنی و بیش متنی،تفسیری امروزی از اسطوره ضحاک به دست دهد.
نقد اسطوره شناختی کهن الگوی همزاد (آنیما) در داستان عروسک پشت پرده اثر صادق هدایت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی سال ۲۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷۷
131 - 160
حوزههای تخصصی:
بر اساس نظریه نقد اسطوره شناختی کارل گوستاو یونگ، در ضمیر ناخودآگاه جمعی هر مردی، همزاد زنانه ای وجود دارد که تصویری ازلی از میراث روانی زنانه یک مرد در طول قرون و اعصار است؛ یونگ این کهن الگوی همزاد را آنیما می نامد. آنیما مانند سایر کهن الگوها، در قالب نماد، قابلیت تجلی و به تصویر کشیده شدن را دارد و به صورت الگوهایی جهانی می تواند در اساطیر، و متون ادبی مطرح شود. یکی از جمله آثاری که کهن الگو آنیما در قالب همزادی زنانه در آن مطرح شده داستان کوتاه عروسک پشت پرده اثر صادق هدایت است. در پژوهش حاضر که به شیوه توصیفی تحلیلی و با تکیه بر نظریه نقد کهن الگویی انجام شده است، نگارنده به دنبال پاسخ به پرسش ذیل است: کهن الگوی همزاد یا آنیما در این داستان چگونه مطرح شده است؟ یافته های پژوهش حاکی از آن است که زیرساخت داستان یاد شده، بن مایه ای اساطیری دارد و کهن الگوی آنیما در قالب همزادی زنانه به هر دو صورت مخرب و مثبت، نمودی از روح ناخودآگاه زنانه مهرداد، شخصیت اصلی داستان است.
نقد نظریه ی شعر جدول ضربی شفیعی کدکنی
منبع:
نقد، تحلیل و زیبایی شناسی متون سال ۷ بهار ۱۴۰۳ شماره ۲۲
26 - 40
حوزههای تخصصی:
در تعاریف مختلفی که برای شعر و دسته بندی انواع شعر از آغاز تا به امروز صورت گرفته است، معیارهای مختلفی مد نظر بوده است. شعر جدول ضربی، شعری است که شفیعی کدکنی اعتقاد دارد که در آن، واژگان بدون هیچ فکر و اندیشه ای و بنا بر تصادف با ظاهری متفاوت کنار هم قرار می گیرند که در حوزه ی اصل رسانگی، مفهوم خاصی را بیان نمی کند. شاعرانی که شعرشان از نظر شفیعی کدکنی عنوان شعر جدول ضربی را یدک می کشد و مستقیم به آن ها و شعرشان اشاره داشته است، یدالله رؤیایی و سهراب سپهری هستند که از جمله شاعران جدی شعر معاصر فارسی به شمار می روند. نگارندگان در این پژوهش با روش توصیفی– تحلیلی و بررسی منابع کتابخانه ای به این نظریه پرداخته اند، همچنین تحلیل شاهد مثال هایی که به زعم دلایل شفیعی کدکنی جدول ضربی محسوب می شوند، مانند: گزینش واژگان به صورت تصادفی، نامتناسب بودن واژگان یک بند شعری و تصادفی بودن این اشعار را با دیدگاهی انتقادی مورد بررسی قرار داده و به این نتیجه رسیده اند که عنصر تناسب و ارتباط واژه ها و نشانه ها در محور همنشینی و جانشینی باعث می شود، انجسام طولی و عرضی اثر ادبی بیشتر شود. از طرفی انتخاب ناخودآگاه واژه ها برای ترکیب ها در سطح شعر بدون پشتوانه ی فکری و اندیشه ای نیست و اندوخته های فرهنگی و زبانی در گزینش واژگان دخیل است.
بررسی شیوه های بلاغی برگزیده در اشعار سنایی غزنوی در ارایه حقانیت و ولایت امام علی علیه السلام (مطالعه موردی: تقابل تمثیلی و حصر و قصر)
حوزههای تخصصی:
حکیم سنایی غزنوی به گواه آثارش شاعری دوستدار اهل بیت: و معتقد به ولایت ایشان است. موضوع ولایت، وصایت و حقانیت امام علی7 بارها و به شیوه های مختلف بلاغی در اشعار سنایی بازتاب یافته است. انتخاب نوعی ویژه از بلاغت و آرایش کلام در شعر سنایی، با هدف او از سرودن این اشعار که همانا نمایش حقانیت و ولایت امام علی7 است، پیوندی مستقیم دارد. در این جستار از میان شیوه ها و رویکردهای بلاغی با روش توصیفی _ تحلیلی، دو شگرد بلاغی به کاررفته در اشعار سنایی که معنای مورد نظر او را برجسته تر و مؤکد ساخته است، بررسی و تحلیل می شود. نتایج این تحلیل نشان می دهد که در اشعار سنایی، از میان انواع شیوه های بلاغی، حصر و قصر و تقابل و تمثیل که سنایی آن ها را به شکل تقابل های تمثیلی نیز به کار می برد، به جهت ایجاد تناسب میان صورت ادبی و معنا و مفهوم متن، برجسته تر از انواع دیگر شگردهای بلاغی است. این پژوهش روشن می سازد که استفاده سنایی از این شگردهای بیانی، متناسب با عقیده او در باب ولایت امام علی7 است و باعث گردیده تا او عقیده خویش را درباره حقانیت و منزلت ایشان با وضوح و قاطعیتی بیش تر به مخاطب القا کند و میان صورت و محتوای شعر خود پیوندی معنادار برقرار سازد.
مطالعه تطبیقی شعر فروغ فرخزاد و نادیا انجمن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ادبی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۸۵
9 - 34
حوزههای تخصصی:
پژوهش پیش رو، کوششی است در چارچوب مکتب فرانسوی ادبیات تطبیقی در راستای معرفی نادیا انجمن و نشاندادن رابطه تاریخی شعر او با شعر فروغ و نشاندادن تأثیرپذیری وی از شعر فرخزاد. این پژوهش با روش تحلیل محتوا و با رویکرد تطبیقی، مضمونهای فمینیستی شعر فروغ فرخزاد و نادیا انجمن و تلاش آنها را در به تصویر کشیدن هویت زنانه در شعرشان واکاوی کرده است. یافته های پژوهش حاکی است که زن و مسائل مربوط به آن موضوع محوری در شعر این دو شاعر است و مضمونهای مختلفی هم چون ستیز با مردسالاری، ، نابرابری حقوق زنان و ظلم به آنها، حسرتهای زنانه و...مورد توجه آنان بوده است. این مضمونهای مشترک و توجه به ادبیات فیمینستی در شعر شاعر افغان از تأثیرپذیری او از شعر و اندیشه فروغ فرخزاد نشان دارد. این شاعر با پیروی از فروغ تلاش کرده است تا صدای زنان افغان در دوران کنونی باشد. صدق عاطفه یکی از مهمترین اشتراکات شعری دو شاعر است که بی تکلف، دردهای زنان را فریاد زدند. تفاوت این دو شاعر علاوه بر بعد زبانی و تصویرسازی، که فروغ را بسیار متمایز کرده، بیان صریح فرخزاد در سخن گفتن از مسائل زنانه و هنجارشکنی اوست و در مقابل محیط اجتماعی بسته افغانستان باعث شده است، زبان شعری نادیا انجمن همچنان از صراحت و هنجارشکنی به دور باشد.
تحلیل توصیفی آیین قربانی در دو اثر حماسی «رامایانا» و «انه اید»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادب حماسی سال ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۷
279 - 308
حوزههای تخصصی:
قربانی از قدیمی ترین آیین های دینی و عقیدتی است که تاریخ آن به درازای زندگی بشر است. قربانی به شیوه های گوناگون در میان اقوام و ملل مختلف انجام می شود که برای رضایت خدایان و خدای یگانه است. گاهی این آیین آن قدر به افراط می رود که پیش کش ها از هدیه، نذر، نیایش و قربانی حیوانات پا فراتر می گذارد و انسان قربانی می شود و این پیش کش ها غم انگیز و وحشتناک می شود. انسان تا جایی پیش می رود که زنان، دختران و کودکان را به جهت بی گناهی قربانی می کند تا میزان دلدادگی به نیروی معنوی را ابراز کند. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی تحلیلی و خوانشی تطبیقی به بررسی بن مایه آیین قربانی در دو حماسه سترگ رامایانا و انه اید پرداخته است. حاصل این جستار که به روش مکتب آمریکایی است، نشان می دهد که سنگ بنای قربانی در این دو اثر بر بنیاد جنبه الهی و مقدّس پایه ریزی شده است. قربانی کننده با موجودات ماورایی ارتباط معنوی برقرار می کند. او پیش از آن که به دنبال منافع خویش باشد، در گام نخست قدم در وادی معنوی می گذارد. او رضایت نیرو یا نیروهای معنوی را بر خود مقدّم می دارد. در دو فرهنگ هندی و رومی به صورت مشترک قربانی کننده باید آن چه را در فرهنگ سرزمینش درباره این آیین وجود دارد، محقّق کند. آن چه در این دو فرهنگ از بسامد بالایی برخوردار است، تطهیر و نیایش قبل و همراه این آیین است.
مقاربه شعریه فی تراسل الحواس بین عمر أبی ریشه وسهراب سبهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اضاءات نقدیه سال ۱۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۳
97 - 116
حوزههای تخصصی:
إنّ "تراسل الحواس" أو الاشتباک الحواسی من الأدوات التی یستخدمها الشاعر العربی المعاصر کی یبدع إنتاجاً أدبیّاً ذا فاعلیه وتأثیر. إنّ هذه التقنیه التی تؤدّی إلى التبادل بین وظائف الحواس من حیث خلع صفه حاسه معینه على حاسه أخرى، هی إحدى التقنیات الهامه التی ظهرت کمصطلح نقدی فی الأعوام الأخیره عند النقاد والباحثین فی مجال الأدب. من هذا المنطلق، تطرّق البحث إلى دراسه تراسل الحواس فی شعر عمر أبی ریشه وسهراب سبهری لأهمیه هذه الظاهره فی إثاره انتباه المتلقی وانتقال الأثر النفسی بصوره دقیقه للسامع ومشارکته فی تجربه الشاعرین النفسیه ومدى نجاحهما فی توظیف تراسل الحواس للکشف عن البنیه المضمره فی باطنهما وتنبیه انفعالیه المتلقی لشعرهما ورفع مستوى تلذذه بالنسبه إلى العمل الأدبی هو مهمتنا التی لم یتصدى لها بحث مستقل من قبل. المقال منهجه التوصیفی- التحلیلی وقد اتّخذ تقنیه تراسل الحواس أسلوباً وفی أثناء ذلک، فإنّه قد طبّقها تطبیقاً مقارناً لأشعار الشاعرین المذکورین سابقاً. والسبب لاختیار هذین الشاعرین هو أنَّهما قد وظّفا هذه التقنیه الأدبیه فی أشعارهما بشکل ملحوظ بحیث قد یعدّان رائدین فی هذا المجال بشکل ما. فی هذا المقال قد قمنا بدراسه دیوانین اثنین للشاعرین والسبب لاختیار هذه القصائد فی دیوانهما للدراسه المقارنه یکمن فی أنّها تتناسب مع أهداف المقال وهی التطرّق إلى مدى نجاح الشاعرین فی توظیفهما هذه التقنیه وإظهار الإثراء التصویری لأشعارهما وکسر المألوف لدی المتلقّی. وقد ظهر لنا من خلال النتائج بأنّ امتزاج الحواس قد ازداد قوه الخیال عند الشاعرین ومنحتْهما قدره على استثمار طاقات حواسیّه أکثر فی التعبیر عمّا یتغلغل فی أعماقهما وأثار فضولیّه المتلقّی ورفع مستوى انفعالیته للنصّ المتقدّم له وکسر المألوف فی ذهنه وأثرى خیاله الشعری ولذلک، فهما استخدما هذه التقنیه الأدبیه بشکل ملحوظ وجید.
خوانش دو شعر از شفیعی کدکنی با رویکرد شعرشناسی شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۰۲
139 - 168
حوزههای تخصصی:
نظریه شعرشناسی شناختی، نظریه ای مبتنی بر زبان آثار ادبی و نوع چیدمان واحدهای زبانی است که به کشف ارتباط بین ساختار و مفهوم اثر ادبی می انجامد. این نظریه با ابزاری که برای نقد ادبی در اختیار تحلیلگر قرار می دهد، امکان خوانش نظام مند متون ادبی را فراهم می آورد. هدف پژوهش حاضر بررسی سطوح تفسیری دو شعر از شفیعی کدکنی از لحاظ ساختاری و محتوایی و تبیین چگونگی تأثیرگذاری جهان فکری مؤلف بر ساختار اشعار است. برای این منظور با انجام نگاشت های سه گانه ویژگی، رابطه ای و نظام در دو شعر «غزلی در مایه شور و شکفتن» و «جوانی» فرآیندهای استدلالی مؤلف مورد بررسی قرار گرفت. این بررسی نشان داد که سازمان بندی فضاهای مفهومی در این دو شعر براساس طرح واره حجم شکل گرفته و ساختار جهان فکری مؤلف بر ساختار اشعار تأثیرگذار بوده است. از نظر شناختی در اندیشه کمال گرای شاعر همیشه امکانی برای خروج از موقعیت ناخواسته وجود دارد و تغییر شرایط از خویشتن خویش آغاز می شود. نگاشت نظام شعرها نشان داد که اشعار در چهارچوب یک ساختار منسجم زبانی قرار دارند. فرم ذهنی که پیوند محتوایی اثر است با فرم بیرونی شعرها در هماهنگی و تطابق قرار دارد و در قالب الگوی انتزاعی یکپارچه ای به مخاطب عرضه شده است و این دلیلی بر انسجام و تاثیرگذاری شعرهاست.
بررسی مقایسه ای قصه شاه سیاه پوش از هفت پیکر نظامی و قصه دقوقی از مثنوی مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۰۲
253 - 282
حوزههای تخصصی:
ادبیات تطبیقی از جمله دانش هایی است که ما را توانمند می کند تا راز و رمز و مشترکات آثار ادبی را بهتر درک کنیم. نظامی از شاعران بزرگی است که بر ذهن و زبان بسیاری از شاعران پارسی گو تأثیر مستقیم و غیرمستقیم داشته است. قصه شاه سیاه پوش از منظومه هفت پیکر نظامی از روایت های رازآلودی است که شباهت های زیادی با قصه دقوقی در مثنوی معنوی دارد. در این مقاله هدف آن بود که با روش تحلیل مقایسه ای کیفی عناصر مشترک این دو داستان مورد بررسی و مقایسه قرار گیرد. بعد از بررسی و مقایسه دو داستان، این نتایج به دست آمد که شخصیت های شاه سیاه پوش و دقوقی و نیز ترکتاز و هفت مردان بسیار به هم شباهت دارند که در هشت عنصر مشترک آن ها را تطبیق دادیم و تحلیل کردیم: 1- درست کاری قهرمان، 2- دنبال چیزی بودن، 3- مکان اسرارآمیز شهود، 4- رازآمیزی رسیدن به هدف، 5- ترک ادب، 6- خوش رفتاری با قهرمان، 7- کار ممنوع و 8- غیب شدن. در این عناصر شباهت های زیادی میان شخصیت های دو داستان وجود دارد.
شگردها و نوآوری های مولانا در تصویرگری های«نمادین نفس» در غزلیات شمس- مطالعه موردی نمادهای جانوری
حوزههای تخصصی:
نمادگرایی در متون ادبی، یکی از کاربردی ترین و مهم ترین عناصر ِ تصویرگری محسوب می شود. در این مقاله، شگردهای مولانا در تصویرگری های «نمادین نفس» در غزلیات شمس-مطالعه موردی نمادهای جانوری مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. جامعه آماری، غزلیات شمس است. این مقاله با روش توصیفی، تحلیلی در صدد پاسخگویی به این پرسش هاست که در غزلیات مولوی برای تبیین نفس و حالات او از چه جانورانی به صورت ِنمادین بهره گرفته شده است و همچنین هر کدام از جانوران، چه ویژگی های نفس را تصویر می کنند؟ برای رسیدن به این منظور، نخست، به تعاریفی از نماد و نفس و انواع آن ها پرداخته شد سپس، نوآوری های خیال انگیز غزلیات، با ذکر نمونه هایی همراه با علّت قرارگرفتن این جانوران به عنوان نماد نفس مورد بررسی قرار گرفت و نمادهایِ حیوانیِ مربوط به نَفْس در غزلیات با استفاده از پیشینه فرهنگیِ هر یک بیان شد. نتایج حاصل از این پژوهش بیانگر این است که مولانا شاعری نمادگراست و در حوزه آفرینش تصاویر جانوری، مهارتی خلاقانه دارد و علاوه بر آن نشان می دهد که حیواناتی نظیر «سگ، خر، زاغ، گاو، مار، اسب، جغد، خوک، گرگ، روباه» از جمله جانورانی هستند که در غزلیات، رمزواره آن ها، با توجه به صفات مهم ، هر جانور، نمادی از نفس امارّه و یا دیگر جنبه های آن قرار گرفته اند. به عنوان مثال، تمایلات نفسانی سگ ِ خفته ای، همانند « حرص، خشم، شهوت »هر کدام، از دل آدمی بیدار می شوند و به مردار دنیا حمله می کنند. همچنین در بین این حیوانات، بیشترین بسامد را، «سگ» با 17 نمونه به خود اختصاص داده است.
فردوسی و شاهنامه در نشریات وابسته به حزب توده ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ادبیات پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۹۵
99-115
حوزههای تخصصی:
نشریات همواره از مهم ترین تریبون ها برای احزاب سیاسی بوده است تا از طریق آن به انتشار دیدگاه های سیاسی خود بپردازند. حزب توده ایران نیز از آغاز تشکیل، توجه ویژه ای به بهره گیری از رسانه ها برای تبلیغ اندیشه های خود در عرصه های گوناگون داشت و از عناصر فرهنگ و هنر، به ویژه ادبیات برای ترویج افکار و اهداف خویش بسیار بهره جست؛ از این رو در نشریات وابسته به این حزب، موضوعات مرتبط با ادبیات جایگاه ویژه ای داشت و حزب با استفاده از نشریات خود، از طرق مختلف در پی القای تفکرات خود و جهت دهی به اذهان مخاطبان خود بوده است. در این میان توجه ویژه ای نیز به مشاهیر ادب فارسی از جمله فردوسی و اثر گران سنگ او «شاهنامه» شده است. با بررسی های صورت گرفته در نشریات این حزب، طی سال های 1320-1332، چهره فردوسی در این نشریات با سه هدف مختلف و به سه شکل متفاوت ارائه شده است: در برخی مقالات از نام و آثار او برداشتی متفاوت (نه لزوماً اشتباه)، مطابق با افکار حزبی، ارائه شده است؛ در برخی دیگر به جایگاه فردوسی در میان مردم ملل اتحاد جماهیر شوروی پرداخته شده است و جایگاه رفیع فردوسی در ادبیات جهان، به صورت نمونه ای برای همبستگی میان ایرانیان با ملل اتحاد جماهیر شوروی بازتاب داده شده است؛ در نهایت برخی مقالات به صورت علمی آثار فردوسی را بررسی کرده است.
بررسی شکل گیری زبان زنانه در آثار فریبا وفی از منظر نظریۀ طرح واره های تصویری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر، تبیین پایه های شناخت فریبا وفی و نحوه شکل گیری زبان زنانه اش، بر اساس نظریه طرح واره های تصویری است. از این رو، پژوهش حاضر بر آن است که نشان دهد، از منظر زبان شناسی شناختی، استعاره صرفاً ابزاری زبانی در راستای تزئین کلام نیست؛ بلکه، ابزاری شناختی است که بی تردید با جنسیت نویسنده نیز در ارتباط است. این مقاله به روش تحلیلی–توصیفی بر مبنای مطالعات کتابخانه ای به انجام رسیده است و چارچوب نظری آن، وامدار نظریه طرح واره های تصویری جانسون است. در این مقاله، پس از تأملی بر سمت و سوی زبان شناسی شناختی، بر روی استعاره درنگ کرده ایم و سپس با معرفی نظریه طرح واره های تصویری و شاخه های آن، به گزارش طرح واره های تصویری آثار فریبا وفی پرداخته ایم. در پایان، این مقاله، به این نتیجه می رسد که طرح واره های تصویری وفی، نشانگر نظام شناختی او به عنوان یک زن هستند و تقویت کننده شالوده تجربیات او برای دستیابی به زبانی خاص به حساب می آیند. به مدد کشف طرح واره های تصویری به کارگرفته شده در آثار وفی، می توان دریافت که طرح واره های تصویری آثار این نویسنده، از وحدت نگرش وکنش های پایدار او به عنوان یک زن با محیط فرهنگی و فیزیکی اش سرچشمه می گیرند و این همه در نهایت منجر به شکل گیری زبانی خاص برای او می شود.
مقایسه ی تمثیلی اشعار قاصدک مهدی اخوان ثالث، تقی متقی ، محمود کیانوش و ساعی البرید بلندالحیدری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
قاصدک نماد و تمثیلی از وفاداری، صداقت و خوشبختی، پیام آوری و خوش خبری است . از آنجایی که میان شعرهای فارسی و عربی جنبه های مشترک بسیاری را می توان یافت؛ پژوهش حاضر با هدف بررسی مقایسه ی تمثیلی اشعار قاصدک مهدی اخوان ثالث، تقی متقی، محمود کیانوش، شاعران معاصر ایرانی و ساعی البرید بلندحیدری، شاعر شناخته شده ی عراقی تحریر شده است. مسأله موردنظر این است که شاعران نام برده چه تمثیل هایی را در شعر قاصدک خود جای داده اند. نویسنده پس از بررسی، متوجه شباهت ها و تفاوت هایی در شعر قاصدک شاعران مورد نظر شد، که از دلایل ضرورت و اهمیت بررسی آن محسوب می شود تا بدانیم شاعران معاصر ایران و عرب شعر قاصدک خود را با چه نماد و تمثیلی هایی به ما می شناسانند. نوشتار حاضر کاملاً بکر و بدیع بوده و تاکنون نوشتاری در این خصوص به تحریر درنیامده است. بنابراین این پژوهش با استفاده از روش کتابخانه ای و بررسی اشعار این شاعران به صورت تحلیلی و توصیفی صورت گرفته است تا پژوهشگر بداند آیا در شعر قاصدک اخوان ثالث، تقی متقی، محمود کیانوش، شاعران ایرانی، و ساعی البرید بلندالحیدری، شاعر عراقی، تمثیل به کار برده شده است ؟ آیا تمثیل ها و کارکرد آن ها در اشعار این شاعران یکسان است یا متفاوت؟ یافته های پژوهش حاکی از این می باشد که تمثیل بکار گرفته از قاصدک در اشعار شاعران متفاوت می باشد و هیچ کدام حامل یک خبر یکسان نیست. اخوان، تقی متقی و بلندالحیدری بر خلاف نماد بارز قاصدک یعنی خوش خبری، آن را تمثیلی از انسان مغموم و بدون امید می دانند.
مقایسه و تحلیل مقام توکل و رضا در دیوان عماد فقیه کرمانی و شوکت بخاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارنامه ادبیات تطبیقی سال ۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۲۹
183 - 214
حوزههای تخصصی:
ادبیات مانند دیگر پدیده های اجتماعی کارکردهایی متفاوت دارد. یکی از شاخه های ادبیات را ادبیات عرفانی دربرمی گیرد. ایران در طول تاریخ از مراکز معنویت و عرفان بوده است که به شکل های متنوعی حضور داشته است. درجهان بینی عمادفقیه کرمانی و شوکت بخاری که هر کدام در دو دوره مختلف ادبی می زیسته اند، اهداف و مفاهیم متفاوتی در به کارگیری مقام توکل و رضا بکار گرفته شده است. هدف از این جستار ادبی، آن است که بینش دو شاعر مورد مطالعه، نسبت به مقام توکل و رضا در دیوان شعری شان، مورد کنکاش، مقایسه و تحلیل قرار گیرد؛ لذا با بررسی اسنادی و کتابخانه ای و روش توصیفی - تحلیلی مشخص شده است. این دو شاعر، در قرن هشتم یعنی دوره آل مظفّر، با اوج سبک عراقی که خردگریزی دنیوی محوریت اصلی دارد و یا در عصر صفویه که ادبیات در بستر سبک هندی است و مضمون بر لفظ پاشنه می چرخاند. عمادفقیه بیشتر به مقام رضا با 38 بسامدتوجه داشته است. در حالیکه شوکت بخاری نسبت به مقام توکل با 11 بسامدشعری بیشترین ارزشگذاری را داشته است. در واقع هر دو شاعر از مقام توکل و رضا در همان مفهوم مضامین عرفانی بهره ها برده اند. در کنار اینکه قرن یازدهم در حال احیای سبک شعری جدیدی بوده است. شوکت بخاری متأثر از عمادفقیه به مضامین عرفانی در همان مفهوم خاص عرفانی توجه نموده است. از این دو مقام به عنوان ابزاری در جهت بیان مسائل سیاسی - اجتماعی حاکم بر جامعه کمتر توجه شده است.
فرهنگ مردمی در شاهنامه فردوسی
منبع:
پژوهش های نوین ادبی سال ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵
221 - 251
حوزههای تخصصی:
شاهنامه، بی هیچ گزافه و گمان، بی هیچ چون و چند، نامه ورجاوند و بی مانند فرهنگ ایران است؛ دریایی است توفنده و کران ناپدید که خیزابه های هزاره ها، در آن، دمان و رمان، سترگ و سهمگین، بشکوه چون کوه، بر یکدیگر در می غلتند؛ خیزابه هایی که از ژرفاها و از تاریکی های تاریخ سر بر می آورند و پهنه های زمان را درمی نوردند تا گذشته های ما را به اکنون مان بپیوندند و اکنون مان را به آینده ها. شاهنامه پلی است شتوار و ستبر و سترگ، برآورده بر مغاک های زمان و رشته پیوندی است ناگسستنی که پیشینیان را با پسینیان پیوسته و همبسته می دارد. از آن است که این نامه نامور را شیرازه و شالوده تاریخ و فرهنگ ایران می توانیم دانست؛ تاریخ و فرهنگی گشن بیخ و گران سنگ، برین پایه و فزون مایه که بستر و بهانه ناز و نازش هر ایرانی است راستی را، اگر شاهنامه نمی بود ما آنچه هستیم نمی توانستیم بود و همانند تیره ها و تبارهایی دیگر، در سایه های دامن گستر تاریخ و گردهای گیتی نورد گسسته نشانی و شکسته نامی گم می شدیم و از یادها می رفتیم و بر بادها. در این پژوهش که نگارنده روش توصیفی تحلیلی را برای آن گزیده برآنیم تا ویژگی های فرهنگی، جغرافیایی و تاریخی شاهنامه را بررسی کنیم و تلاش کردیم تا حد ممکن از منابع دست اول و معتبر مکتوب قدیمی و جدید همچنان از نظریات مفید بزرگان و متخصصان این رشته به صورت دقیق استفاده کنیم.