فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶۱ تا ۱۸۰ مورد از کل ۵۳٬۷۸۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
زندگی در جهان مدرن با اضطراب، بی معنایی و یأسی همراه است که در پایان به تقدیر گریزناپذیر مرگ ختم می شود و این مسئله در هنر و ادبیات مدرن در کانون توجه قرار گرفته است. هدایت به دلیل جهان بینی نومیدانه و میل و اشتیاقی که به مفهوم مرگ نشان می داد، تأثیر اگزیستانسیال مرگ در زندگی آدمی را موضوع بسیاری از داستان هایش قرار داد. در داستان های هدایت، اغلب شخصیت ها دچار نوعی انزوا، بدبینی، پوچی و روان نژندی اند که در بسیاری موارد به مرگ و خودکشی آنها منجر می شود. در این مقاله، با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی، اهمیت اساسی مفاهیم «جنون» و «هراس از مرگ» و کارکرد جنون در مقابله با هراس از مرگ در داستان های زنده به گور و سه قطره خون هدایت تحلیل شده است. یافته ها نشان داد که در داستان های هدایت، جنون ازطریق بیهوده و بی معناساختن زندگی مدرن و تهی ساختن ذهن افراد، مرگ و هراسِ ناشی از آن را به بازی می گیرد و ذهن شخصیت های داستان را از اضطراب و نگرانی های اگزیستانسیال رهایی می بخشد و با دست کشیدن از زندگی پیش از مرگ و بهره گیری آیرونیک از خودکشی، فرد را از هراس مرگ آزاد می کند.
نمودهای اختلال وسواس نجس پاکی در حکایت بط منطق الطیر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان پژوهی در ادبیات دوره ۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹
405 - 436
حوزههای تخصصی:
وسواس ها که نوعی «اختلال عصبی» به شمار می روند، دریک تقسیم بندی کلی، به دو بخش فکری و عملی تقسیم می شود. اختلال وسواس نجس پاکی، یکی انواع وسوسه های عملی، و چهارمین اختلال از لحاظ اهمیت درمیان اختلال های روان پزشکی است. این اختلال عصب شناختی، زیستی و رفتاری که با افکار و رفتارهای وسواسیِ تکرارشونده همراه است، وقت بسیار زیادی را می گیرد و باعث اختلال در زندگی و کارکرد روزانه می شود. شخصیت «بط» در مثنوی منطق الطیر دچار نوعی اختلال وسواس نجس پاکی است و جستار حاضر که به شیوه ی توصیفی تحلیلی و با شیوه ی کتابخانه ای نوشته شده است، می کوشد تا به بررسی مختصات این اختلال در شخصیت مزبور بپردازد. نتایج این جستار نشان می دهد که نمود اختلال وسواس نجس پاکی در بط را می توان در دو ساحت مشاهده کرد: 1 آلودگی: انجام و اجرای رفتارهای تکراری (طهارت و شستشوی بیش از اندازه) بر اساس ترتیبات و الگوهای معین و به صورت یکنواخت (هر لحظه غسل کردن)؛ 2 جانماز آب کشی: که بط نهایت کوشش خود را می کند تا به منتهای پاکیزی برسد و جهد می کند تا کوچک ترین کوتاهی در توجّه به یک عمل مذهبی (در این جا غسل و طهارت) از او سر نزند. این خصیصه هم چنین سبب شده که بط دچار کمال طلبی و تا حدی خودپسندی نیز شود؛ زیرا این وسواس، بط را به جایی -رسانده که در این عالم فقط خودش را پاک (پاک رو، صاحب کرامات و زاهد مرغان) و بقیه را ناپاک می داند. هم چنین جستار حاضر سوای نمایش مختصات اختلال نجس پاکی و نمودهای آن در بط، هنروری ها و چیره دستی های شاعرانه ی عطار در پرداخت این موضوع را نیز نشان می دهد.
Translations of Portfolio: A Genetic Reading of Ralph Waldo Emerson’s “Song of Seid Nimetollah of Kuhistan”(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۳
60 - 71
حوزههای تخصصی:
This article looks at Ralph Waldo Emerson’s translation of a poem by Shah Nimatullah Wali, “Song of Seid Nimetollah of Kuhistan,” and through a genetic reading of its avant-texts demonstrates, firstly, how despite its pretense to faithfulness, the translation is affected by Emerson’s prior knowledge of the original culture. It will also demonstrate how the translation provides Emerson with a space to express his concerns in disguise of a translator. That is to say, through conscious and unconscious manipulation of the original text and introduction of the translation as an emblem of the foreign culture, Emerson affirms and naturalizes his own ideological position. This article also attempts to demonstrate how through the translation Emerson is identifying with the speaker, “leaving” his identity, and temporarily experiencing the moment of trance a dervish describes. In order to achieve these, this article benefits from Lawrence Venuti’s “hermeneutic model of translation” and Branka Arsic’s idea of “leaving.”
The Concept of Peace in Persian Proverbs: A Systemic Functional Analysis(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۳
72 - 84
حوزههای تخصصی:
Proverbs, a cornerstone of folk literature, transmit societal thoughts and experiences across generations through concise and impactful sentences. Virtually every facet of human experience is reflected in proverbs, including the concept of peace, which is richly represented in Persian tradition. This study examines 30 Persian proverbs related to peace, employing a systemic-functional linguistics framework to analyze their ideational, interpersonal, and textual functions. The findings reveal that these proverbs frequently utilize or imply a relational process. Circumstantial elements within these processes often serve to compare peace with war, or to provide justification for the prioritization of peace. In terms of interpersonal function, the consistent use of the present tense underscores the timeless relevance of peace. Regarding textual function, the placement of peace-related concepts in the thematic position emphasizes their centrality for the audience. Furthermore, the cohesive juxtaposition of peace with war, or related concepts, reinforces the imperative to avoid conflict.
بررسی تطبیقی عناصر روایت در غزل روایی گذشته و معاصر فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فنون ادبی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۰)
27 - 46
حوزههای تخصصی:
غزل روایی یکی از فرم های تازه غزل در دوران معاصر است و به غزلی اطلاق می شود که داستانی را بازگو کند. به عبارتی دیگر شاعر غزل را به متنی تبدیل می کند که در آن وقایعی ازپیش انگاشته شده و به طور آگاهانه در توالی یکدیگر قرار می گیرد. در این نوع غزل عناصر داستانی به شکل پررنگی حضور دارد است و پی رنگ آن از الگویی روایی پیروی می کند. سابقه غزل روایی در شعر فارسی به ادبیات کهن فارسی بازمی گردد. غزل رواییِ گذشته، علاوه بر بیان مسائل عاشقانه، در عرفان نیز حضوری پررنگ دارد و نمونه هایی از آن را در دیوان عطار و مولانا می توان دید. در شعر معاصر کسانی همچون سیمین بهبهانی و محمدسعید میرزایی به نحو مشهودی از روایت در غزل بهره برده اند. غزل روایی گذشته، در کاربست عناصر روایت به ویژه شخصیت، صحنه پردازی و پی رنگ با غزل روایی معاصر تفاوت هایی دارد. این جستار بر آن است با روشی توصیفی تحلیلی مبتنی بر خوانش و تحلیل نمونه، مشابهت ها و مغایرت های عناصر روایت در غزل روایی دیروز و امروز را به دست دهد. می توان گفت غزل روایی گذشته فضایی ذهنی و کلی دارد؛ اما غزل روایی معاصر به مسائل عینی و جزئی در جامعه نظر می افکند. موضوعات غزل های روایی گذشته موضوعاتی عاشقانه، قلندرانه و عارفانه است؛ اما موضوع غزل روایی معاصر، آیینی و اغلب اجتماعی است. شخصیت های غزل روایی گذشته در تقابلی دوگانه میان عاشق و معشوق، سالک وپیر متغیر است؛ اما در غزل روایی امروز، شخصیت هایی تنها از بطن جامعه برگزیده می شوند. زمان و مکان در غزل روایی پیشین کلی و عمومی است؛ اما غزل روایی معاصر متمایل به جزئی گرایی است. درمجموع، غزل روایی معاصر اجتماعی تر، عینی تر، نمایشی تر و جزءنگرتر از غزل روایی گذشته است؛ اما ازنظر پی رنگ و خط سیر روایت، غزل روایی گذشته کامل تر از غزل روایی معاصر است.
بررسی ساختاری سنت های ادبی در نظیره های مخزن الاسرار از قرن هفتم تا دهم هجری «بر پایه استعاره، تشبیه، تمثیل و کنایه»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه زبان ادبی دوره ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
113 - 146
حوزههای تخصصی:
منظومه مخزن الاسرارِ نظامی از آثار ارشمند در حوزه ادبیات تعلیمی است که مورد اقبال و تقلید شعرای بسیاری قرار گرفته است. بررسی نظیره های این مثنوی از دیدگاه های ساختاری و محتوایی، تأثیرپذیری این شاعران از نظامی گنجوی و ویژگی های سبکی این اثر را آشکار می سازد. در پژوهش حاضر 8 نظیره مخزن الاسرار از قرن هفتم تا دهم هجری شامل مطلع الانوار ، صفانامه ، روضه الانوار ، المشاهد ، مظهرالآثار ، نقش بدیع ، مظهرالاسرار و تحفه الاحرار مورد مطالعه قرار گرفته است. هدفِ پژوهش بررسی سنت های ادبی در اشعار نظیره گویان مخزن الاسرار و یافتن میزان تأثیرپذیری ساختاری و محتوایی (سبکی، بیانیِ) آن ها با این منظومه است. بیان میزان به کارگیری نظیره پردازان مخزن الاسرار از مهارت های کاربرد سنت های ادبی در نسبت با این مثنوی و یافتن نوآوری ساختاری و محتوایی آن ها از دیگر هدف های این پژوهش است. یافته ها نشان می دهند که ارتباط مخزن الاسرار و نظیره های آن، ماهیتی تقلیدی دارد به طوری که اثر پسین، بازسرایی و بازآفرینی معنایی از پیش گفته شده در شکل و بافتی تقلیدی از مخزن الاسرار است و این تقلید چیزی از ویژگی های فردیِ مقلّد را در خود ندارد که سبب تفاوت آن ها از اثر الگو شود. این ارتباط زمینه های تقلید، تداعی، تلفیق و وابستگی را شامل می شود. علاوه براین هیچ یک از نظیره گویان نتوانستند به هم طرازی و عمق سخن و اندیشه نظامی برسند و بیشتر به ظاهر و ساختار بیرونی مخزن الاسرار توجه داشته اند. نظامی تمام آرایه های بلاغی را بیشتر برای مضمون پردازی و آراستن لفظ و صورت به خدمت می گیرد و حتی ساده ترین معانی را چنان هنرمندانه به تصویر می کشد که نظیر آن را در هیچ یک از مقلّدان وی نمی توان یافت.
مقایسه تطبیقی عناصر داستان در داستان کوتاه های اُ.هنری وجمال زاده
منبع:
نقد، تحلیل و زیبایی شناسی متون سال ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۶
93 - 119
حوزههای تخصصی:
اُ.هنری و جمال زاده از تأثیرگذارترین داستان نویسان در قالب داستان کوتاه هستند. از جمال زاده به عنوان قصه نویس پیشتاز معاصر، پدر داستان کوتاه در زبان فارسی و آغازگر سبک واقع گرایی در ادبیات فارسی نامبرده شده است. اُ.هنری نیز، به خاطر خلق آثار فاخر در قالب داستان کوتاه، به عنوان استاد بزرگ داستان کوتاه جهان، مشهور است. هدف از این پژوهش مقایسه تطبیقی عناصر داستان در سه داستان کوتاه (کباب غاز، پاشنه کش و دوستی خاله خرسه) از محمد علی جمال زاده و همچنین سه داستان کوتاه (پلیس و سرود کلیسا، پاندول و آخرین برگ) از اُ.هنری است. این جستار با روش تحلیلی- توصیفی به بررسی عناصر داستانی از قبیل: پیرنگ، کشمکش، تعلیق و غافلگیری، شخصیت پردازی، درونمایه، زاویه دید، صحنه پردازی و گفت و گو می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد که هر دو نویسنده از شخصیت های باورپذیر و عوام جامعه در خلق داستان های خویش بهره برده اند. همچنین زبان طنزگونه هر دو موجب شده است که بسیاری از عبارت ها و جمله های آنها تبدیل به ضرب المثل گردد. به جز داستان پاشنه کش و آخرین برگ که شخصیت های پویایی دارند، چهار داستان دیگر دارای شخصیت های ایستا هستند.
Shaping Individual and Collective Identities: The Trace of Cultural Memory in Kazuo Ishiguro's A Pale View of Hills in the Realm of Jan Assmann Theory
حوزههای تخصصی:
Kazuo Ishiguro explores human emotions, trauma, and love in his novels, with memory playing a central role in shaping characters' identities. This study, drawing on Jan Assmann's cultural memory theory, investigates the role of memory in shaping individual and collective identities in Kazuo Ishiguro's A Pale View of Hills. The study explores how personal and cultural memories influence characters' perceptions, beliefs, and interactions, shaping their sense of self and societal integration. It highlights how suppressed memories, unresolved traumas, shared historical memories, and societal narratives contribute to identity formation. Characters in the novel navigate trauma, loss, and identity construction amidst cultural memory and spatial dislocation. The experiences of characters like Etsuko and Sachiko illustrate the crucial role of memory in shaping individual and collective identities. The study reveals the intricate interplay between personal and collective memory as depicted through Etsuko's reflections on past tragedies and societal contexts in the novel. Ishiguro's exploration of memory, trauma, and identity construction showcases the profound impact of memories on both personal and collective identities. The findings demonstrate how the past continues to shape the present and influence personal and shared cultural histories.
بازتاب عشق زمینی در اشعار مهستی گنجوی (مطالعه موردی شکستن تابوهای ادبی در شعر زنانه)
منبع:
پژوهش های نوین ادبی سال ۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷
225 - 240
حوزههای تخصصی:
مهستی گنجوی ، یکی از شعرای برجسته رباعی سرا در قرن پنجم و ششم هجری است که توانسته در رباعیاتش تصاویری زیبا و روشن در قالب عشق و روابط عاشق و معشوق خلق کند. او در اشعارش با جلوه آفرینی و ایجاد تضادهای رنگارنگ، رابطه ی عاشق و معشوق را به گونه ای بیان می کند که از نظر برخی بزرگان، هیچ کدام از شعرای قدیم نتوانسته اند مانند او با ملاحت و حلاوت سخن بگویند. از آنجایی که اشعار مهستی دارای سبکی ویژه بوده، هدف اصلی این پژوهش نشان دادن ویژگی های زنانه مهستی در رباعیاتش و بررسی جایگاه او به عنوان شاعری پیشرو و نوآور در زمان خود و بررسی سه عنصر اصلی ادبیات غنایی «عشق»، «عاشق» و «معشوق» است. اهمیت این پژوهش در تحلیل بازتاب زنانگی در اشعار مهستی و ارزیابی نقش او در توسعه محتوای عاشقانه در شعر فارسی به چشم می خورد که می تواند به فهم اوضاع اجتماعی، فرهنگی و ادبی آن دوره کمک شایانی کند. این پژوهش به صورت کتابخانه ای و توصیفی بررسی شده است . با بررسی آثار مهستی گنجوی در می یابیم، او شاعری نوگرا و شجاع در دوره سلجوقیان است که با اشعار خلاقانه و آزاداندیشانه اش، به توصیف عشق زمینی و معشوقان متنوع پرداخته و نقش مهمی در غنای محتوای عاشقانه در ادبیات فارسی ایفا کرده است.
حضور ایزدبانوی ناهید در داستان های ایرانی مشابه با داستان چینیِ Ye Xian (براساس رویکرد تاریخی و جغرافیایی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۴ شماره ۶۱
245 - 288
حوزههای تخصصی:
«Ye Xian»، نام قهرمان یکی از شاخص ترین داستان های چینی است که داستان حول محور جدال نامادری و دخترش با وی می چرخد. دریافت لباس آبی به همراه کفش زرین برای شرکت در جشنواره توسط نیروی متافیزیکی که به ازدواج «Ye Xian» با پادشاه منجر می شود، مهم ترین تشابه با داستان «سیندرلا» است. علاوه بر اشتراکات پیشین، توانایی «Ye Xian» در ارتباط با البسه/پوشاک و وجود نیروی متافیزیکی در استخوان های مخلوقی (ماهی یا گاو) با نمونه هایی از داستان های ایرانی تشابه دارد. داستان «بی بی سه شنبه زرتشتیان» امتداد منطقی نمونه های متنوع همین داستان با اسامی مشابه یا نامشابه همچون «ماه پیشانی» در نواحی مختلف ایران است. بُعد زنانه و اسامی قهرمانان داستان، اهمیت پارچه و پوشاک، وجود انواع نمادهای آب و ایزدبانوی ناهید، گره گشایی توسط نیروی جادویی از وجوه مشترک همه داستان هاست.
تطابق ادوار و وقایع تاریخی با جغرافیای زیارتگاه ها و بقاع متبرک ایران به شکل گیری داستان های مشابه در سیستان، شهر ری و خراسان منجر شده است. علاوه بر رنگ آبی می توان گاو و ماهی را به عنوان دیگر نمادهای آب و ایزدبانوی ناهید برشمرد. «پارس بانو» یکی از سلسله داستان های «پیر-ان زرتشتی» است و مشابه با داستان مقبره «بی بی شهربانو» در شهرری است که به پیوند داستان ها و نمادهای اسلامی و پیشااسلامی منجر شده است. چراکه پارس بانو و شهربانو، بیوه امام حسین(ع) را خواهر اعلام می کند. اسامی قهرمانان، «شهربانو/فاطمه/بی بی» است که در اصل به یک شخصیت اشاره دارد. نقوش پارچه های ابریشمِ مکشوفه از مقبره بی بی شهربانو، سردیس های گاوسان ساسانی در معبد ناهید بیشاپور به همراه ایوان موزاییکی اش ارائه دهنده اطلاعات تصویری و نمادین در ارتباط با این داستان هاست.
تحلیل شخصیت های داستانی با رویکرد نقد روانکاوانه در ترجمه داستان-های کوتاه ولگرد گی دو موپاسان و کوتوله میخائیل نعیمه براساس نظریه آلفرد آدلر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه ادبیات تطبیقی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۸
25 - 50
حوزههای تخصصی:
بررسی رابطه ادبیات با سایر علوم انسانی یکی از رویکردهای ادبیات تطبیقی است و ادبیات را خارج از بافت فرهنگی و مناسبات آن با سایر علوم به درستی نمی توان شناخت. روان شناسی از جمله این علوم است که به تبع آن «نقد ادبی روانکاونه» شکل گرفت. «آلبر دو موپاسان» و «میخائیل نعیمه» تقریباً در یک برهه زمانی واحد می زیستند و شخصیت های اصلی دو داستان کوتاه آنها تحت عناوین ولگرد و کوتوله از دیدگاه نقد روانکاوانه، دارای وضعیتی مشابه هستند و قابلیت واکاوی تطبیقی براساس نظریه شخصیت آلفرد آدلر را دارند. «احساس حقارت»، «عقده حقارت»، «سبک زندگی»، «علاقه اجتماعی» و «غایت زندگی» مهمترین مولفه های نظریه آدلر به شمار می رود. در این پژوهش با هدف شناخت هرچه بیشتر دو اثر، شخصیت های داستان های آنها و به تبع آن شخصیت خود نویسندگان از لابه لای آثار آنها، تلاش شده است شخصیت اصلی این دو داستان با روش تحلیل محتوا و در چارچوب مکتب آمریکا و براساس نظریه آدلر واکاوی تطبیقی شوند. نتایج تحقیق نشان داد که شخصیت هر دو داستان تحت تاثیرجامعه نابسامان نویسندگان شکل گرفته اند. عقده حقارت در ولگرد ناشی از توجه بیش از حد و همچنین بی توجهی است اما در کوتوله این عقده حقارت از مشکلات جسمی و قباحت منظر نشات می گیرد.
مقایسه انواع طرحواره های «عشق» در اشعار سهراب سپهری و لورکا بر اساس نظریه زبان شناسی شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادب غنایی سال ۲۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۵
255 - 276
حوزههای تخصصی:
بازنمایی مفاهیم انتزاعی در قالب عینی سازی، سبب ایجاد نظریه تازه ای در این زمینه شد که با عنوان استعاره های مفهومی و طرحواره های آن مورد بررسی قرار می گیرد. باید گفت که این رویه، یکی از سازوکارهای بنیادین ذهن و زبان است که امروزه در چارچوب زبان شناسی شناختی بدان پرداخته می شود. در این راستا، استعاره های مفهومی، به عینی سازی اموری می پردازند که ساخته و پرداخته ذهن شاعران است؛ از این رو شاعران برای بازنمایی عینی مفاهیم انتزاعی مد نظر خود در حوزه های مختلف، از طرحواره های گوناگونی بهره می گیرند. سهراب سپهری و فدریکو گارسیا لورکا، ازجمله شاعرانی هستند که از مفاهیم مختلف ذهنی، در قالب طرحواره های گوناگون استفاده می کنند که یکی از این مفاهیم، «عشق» است. شاعران مورد بحث، از طرحواره های حرکتی و ایستا مدد می گیرند و مفهوم عشق را گاهی به صورت پویا و گاه به صورت ساکن به کار می برند و مفاهیم خود را به مخاطبان القا می کنند. بهره گیری از طرحواره های حجمی و جهتی در کنار استفاده از طرحواره های مکانی و عاملیت، از دیگر مواردی است که سپهری و لورکا در اشعار خود به آن اشاراتی داشته اند. باید گفت در این میان، بسامد طرح واره عاملیت در سروده های آنان، از دیگر مباحث، چشمگیر تر است و در مقابل، بهره گیری از کاربرد طرح واره راه و مسیر، بسیار ناچیز است. این پژوهش با روش تحلیل و تفسیر اشعار سپهری و لورکا، درصدد پاسخ به چگونگی کاربست طرحواره های مفهوم ذهنی «عشق» در اشعار آنان است
تأملی در معنا و ریشه هایِ بیت «آن جهان شهری ست پر بازار و کسب … » از مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای نوین ادبی بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۲۸
20 - 1
حوزههای تخصصی:
در تفسیر بیتِ «آن جهان شهری ست پر بازار و کسب/ تا نپنداری که کسب اینجاست حسب» عمومِ مفسّران صرفاً به ذکر امکانِ کسب در آخرت یا توجّهِ مولانا به نتیجه اعمالِ نیک در دنیا با تنعّم در آخرت بسنده کرده اند. لکن نگارندگان این سطور این بیت را با حدیثِ «سوق الصور» مرتبط می دانند که با تفسیر به عمل آمده فهمی بدیع و نوآور محسوب می شود. این مفهوم نزد مولانا را می توان با «سوق الصور» نزد ابن عربی نیز قابل تطبیق دانست؛ زیرا او بیش از همه در این باب سخن گفته است. پس از ذکرِ مختصرِ تفسیرِ تمامِ شارحانِ مطرحِ مثنوی، ارتباطِ این بیت با مفهوم کسب در آخرت، اولاً به معنای امکان چنین کسبی و ثانیاً مرتبط با مفهومِ کسبِ صورِ اخروی طرح می شود. کسبِ صورِ اخروی در برابرِ کسبِ دنیا قرار گرفته است و مولانا کسب دنیا را در مقابل کسب آخرت چون بازیِ کودکانه تمثیل می کند که فهم چراییِ آن از نتایجِ پژوهشِ پیش رو است.
مسوده ناقص تذکره ای نویافته از قرن دهم هجری (مقایسهل تطبیقی آن با لطایف نامه فخری هروی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن شناسی ادب فارسی سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۶۷)
37 - 54
حوزههای تخصصی:
باوجود شناسایی بیش از 500 تذکره شاعران که هرکدام بخشی از موجودیت تاریخ ادبیات فارسی را تشکیل داده اند؛ اما باز هم تذکره های ناشناخته دیگری در گوشه وکنار کتابخانه ها به شکل نسخه خطی مغفول مانده که یکی از آنها در ضمن مجموعه شماره 15492 کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی محفوظ است. از این تذکره نویافته فقط 15 صفحه باقی مانده و محتوای آن شامل معرفی 48 شاعر از میر سربرهنه تا لطفی ثانی است و باوجود اینکه مشخصات مؤلف و تاریخ تألیف آن معلوم نیست؛ اما طبق محدوده زمانی شاعران آن، به احتمال قوی در نیمه دوم قرن دهم هجری نوشته شده است. این تذکره از لطایف نامه فخری هروی به شدت تأثیر پذیرفته، به همین دلیل متن آن با لطایف نامه مقایسه و معلوم شد که مؤلف تذکره یا برخی از مطالب لطایف نامه اعم از جملات منثور و ابیات شعری را در تذکره خود حذف کرده یا ساختار لغوی و نحوی لطایف نامه را تغییر داده یا اینکه متن نثر او نسبت به لطایف نامه افتادگی های مخلّ معنایی دارد؛ اما در عوض، مؤلف گاه چند سرگذشت کامل و گاه یک یا چندین جمله و چند بیت را به تذکره خود افزوده که همگی تازگی دارد؛ البته برخی از ضبط های اعلام تاریخی و جغرافیایی و نمونه های شعری این تذکره، مشکوک و اشتباه است یا بیت یک شاعر به شاعری همنام منسوب شده، اما با استفاده از لطایف نامه می توان آنها را اصلاح کرد.
L’exotisme dans une optique contemporaine Cas d’étude: Les Grandes Blondes de Jean Echenoz(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Cette étude examine la manière dont l’idéologie de l’exotisme est présentée dans un contexte postmoderne. Pour ce faire, nous avons choisi Les Grandes Blondes (1995) de Jean Echenoz, dans lequel l’idée du voyage et de l’exotisme joue un rôle fondamental et incarne au mieux les caractéristiques du monde postmoderne. A travers une approche sociocritique inspirée de Georg Lukács et des théories de Marc Augé sur la surmodernité et l’excès d’espace, nous analyserons les spécificités de la représentation de l’exotisme chez Echenoz par comparaison aux récits de voyage traditionnel et les raisons de son choix d’un cadre exotique pour son roman. Nos analyses montrent que le décalage entre la représentation de l’exotisme chez Echenoz et celle des écrivains des siècles précédents réside dans l’écart entre les conditions de vie de la société postmoderne et celles des sociétés antérieures. Par une représentation chronologiquement décalée de l’exotisme, Echenoz cherche à établir une relation de conformité entre la société contemporaine et la littérature.
ارشاد الزراعه، متن جامع فلاحت در دوره تاریخ میانه ایران
منبع:
نقد، تحلیل و زیبایی شناسی متون سال ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۶
25 - 43
حوزههای تخصصی:
ایرانیان مبدع روش های کشاورزی به خصوص آبیاری و باغ سازی در تاریخ تمدن بشری بوده اند، از پرورش گیاهان جدید تا ابداع قنات و روش های افزایش تولید محصول حاصل کوشش های کشاورزان ایرانی در طول قرون است. حاصل این تجربیات در متون علمی کهن ایران منعکس است. از قرن ششم به بعد تصنیف متون تخصصی در رابطه با فلاحت شکل می گیرد و آثاری چون ورزنامه، آثار و احیا و ارشادالزراعه در طول قرون به نگارش در می آید. همچنین در لابه لای متون ادبی و سفرنامه ها، به روش های کشت و زرع پرداخته می شود و مفاهیم کشاورزی در معنای حقیقی و استعاری در ادبیات فارسی نیز به کار می رود. جامع ترین اثر تخصصی تا شروع دوره نوین آموزش کشاورزی بعد مشروطه با نثری زیبا و ادبیانه، ارشادالزراعه، تألیف قاسم بن یوسف ابونصری هروی، در قرن دهم نگارش یافته است. این کتاب در مقایسه با آثار دوره میانه و نیز تألیفات به زبان عربی بسیار دقیق تر به کلیه موضوعات کشاورزی با روشی منسجم تر از آثار پیش از خود به امر کشت و زرع، باغبانی و گلکاری پرداخته است. در این نوشتار روش پژوهش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر اسناد و منابع کتابخانه ای، ارشاد الزراعه معرفی شده است. جلوه ویژه این اثر افزون بر جلوه های ادبی و مباحث کشاورزی پرداختن به باغ آرایی ایرانی و صنایع غذایی است.
اشعاری منتسب به خاقانی شروانی در چاپ سنگی کلیات خاقانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه فرهنگستان دوره ۲۴ فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۹۵) ویژه نامه خاقانی شناسی ۱
90 - 100
حوزههای تخصصی:
دیوان خاقانی شروانی تا به حال چند مرتبه چاپ یا تصحیح شده است و مخاطبان شعر خاقانی هم اکنون بیشتر به چاپِ «علی عبدالرّسولی»، تصحیحِ «ضیاءالدّین سجّادی» و چاپِ «میرجلال الدّین کزّازی» توجّه دارند. با دقّت در مقدّمه آن سه پژوهشگر به این نتیجه می رسیم که عبدالرّسولی و کزّازی در گردآوری دیوان، پیروِ شیوه ای علمی نبوده اند و سجّادی روشی نسبتاً علمی برای تصحیح پیش گرفته است. «کلیات خاقانی» نخستین طبعِ دیوان خاقانی شروانی است و انتسابِ شعر دیگر سرایندگان به خاقانی یکی از اشکال های بنیادیِ این چاپ است. در مقدّمه این مقاله گفته شده که کلیات خاقانی دستِ کم شش مرتبه در هند به شیوه چاپ سنگی به طبع رسیده و به اشتباهِ «علی عبدالرّسولی»، «سیّد ضیاءالدّین سجّادی» و «خانبابا مشار» درباره دفعاتِ چاپ این کتاب اشاره شده است. در متن مقاله به انتسابِ اشتباه اشعاری از «احمد بن منوچهر شصت کله»، «مسعود سعد» و «سیف اسفرنگ» به خاقانی در کلیات خاقانی اشاره شده و در خلالِ متن چند ضبطِ اشتباه آن چاپ هم یادآوری شده است. در بخشِ پایانی، وضعیت این اشعارِ منتسب در هفت دست نویسِ دیوان خاقانی شروانی بررسی شده است. از میان آن اشعار تنها شعرِ احمد بن منوچهر شصت کله در سه دست نویس از آن هفت دست نویس به نامِ خاقانی ضبط شده که بر اساسِ مطالعاتِ پیشین این انتساب اشتباه است.
التیام شعری و اقتباس: مطالعه موردی ترجمه شیموس هینی از کمدی الهی دانته(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش ادبیات معاصر جهان دوره ۳۰ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
245 - 263
حوزههای تخصصی:
شیموس هینی، شاعر اهل ایرلند شمالی، در مقالات خود موضوعی را تحت عنوان بازپوشانی یا التیام شعری مطرح کرده است. مقصود او از طرح این موضوع، ایجاد فضا و مهارتی شاعرانه است که از طریق آن بتواند به مصائب و مشکلات مردمان سرزمینش بپردازد. این ایده هینی تا حدی به نظریه اقتباس که توسط لیندا هاچن، منتقد کانادایی، مطرح شده است شباهت دارد؛ چرا که هاچن نیز اقتباس را راهبردی برای تسکین درد های مردمانی که تحت سلطه قرار گرفته ا ند، در نظر می گیرد. هدف از این مقاله، بررسی موردی این شباهت با تکیه بر مطالعه ترجمه/ اقتباس هینی از بخشی از کمدی الهی دانته و روایت گفتگویش با گناهکاران در دوزخ است که در مجموعه شعر کار مزرعه تحت عنوان «اوگولینو» به چاپ رسیده است. موضوعاتی که مورد بحث قرار خواهند گرفت بررسی کارکرد و اهمیت چنین رویکردی در شعر هینی، تحلیل ارتباط میان شعر و تاریخ معاصر ایرلند و در، شناسایی نقاط قوت و ضعف این روش شاعرانه را شامل می شود. در نهایت، از قرار دادن شعر هینی در چارچوب نظریات انتقادی اش و همچنین ترکیب این دو با نظریه اقتباس هاچن، این نتیجه حاصل می شود که شاعر از طریق ترجمه/ اقتباس شعر دانته، در تلاش است تا گوشه ای از رنج مردم و هنرمندان ایرلندی را به مخاطبانش منتقل کند.
تحلیل صورخیال در منتخبی از اشعار حماسی بختیاری و بویراحمدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فنون ادبی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۰)
1 - 26
حوزههای تخصصی:
تشبیه، استعاره، کنایه و اغراق ازجمله عناصر بلاغی هستند که در اشعار حماسی بختیاری و بویراحمدی کاربرد فراوان دارد و در این پژوهش با توجه به اهمیت موضوع در تحلیل و شناخت اشعار حماسی بختیاری و بویراحمدی، به بررسی و تحلیل آنها پرداخته شده است. پژوهش حاضر برپایه مطالعات کتابخانه ای میدانی و به روش تحلیل محتوای کیفی و مصاحبه های ساختاریافته انجام شده است. پس از بررسی و تحلیل ویژگی های بلاغی در منتخبی از اشعار حماسی بختیاری و بویراحمدی می شود گفت عنصر تشبیه (حسی به حسی) بیشترین کاربرد را دارد و جنگجویان را ازنظر قدرت بدنی و توان جنگاوری به شیر، پلنگ، گرگ و رستم تشبیه کرده اند. مشبه به ها از محیط کوهستانی، زندگی دامداری، حیوانات و پرندگان محل زندگی شان گرفته شده است. استعاره یکی دیگر از آرایه هایی است که در اشعار بررسی شده برای نشان دادن هنر جنگاوری جنگجویان و خلاصه کردن و ساده سازی مفاهیم رزمی به کاررفته است. در اشعار حماسی بختیاری و بویراحمدی، شیر، پلنگ و مارهای برهنه استعاره از جنگجویان و یا جنگجوی ایل است. کاربرد عنصر کنایه در این اشعار به نوعی کیفیت جنگجو و آماده بودن آنها انجام جنگ های بیشتر و عزاداربودن اشخاص را نشان می دهد. در توصیف قهرمانان قومی و برای نشان دادن شکوه و هیبت جنگاوری آنان اغراق کرده اند.
بررسی ادبیات سعدی از دیدگاه توانمندسازی اجتماعی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
گویش شناسی و فرهنگ عامه سال ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
267 - 286
حوزههای تخصصی:
توانمندسازی اجتماعی به عنوان یکی از الزامات توسعه پایدار بر شانه ارزشهای فرهنگی-اجتماعی ایستاده است. ادبیات به عنوان پدیده ای زمینه مند و یکی از ستونهای نظام فرهنگی جامعه، بازتابی از شرایط فرهنگی است که مشوق یا مانع توانمندسازی جامعه و حاکمیت می باشد لذا بررسی ادبیات کلاسیک می تواند تصویری از روند تاریخی تحولات فرهنگی مرتبط را منعکس نموده، به شناخت عمیق و علّی وضع موجود یاری رساند. از این منظر ادبیات سعدی به عنوان شاعر و سخنوری برجسته و به شهادت آثارش، یک مصلح اجتماعی و معلم اخلاق، واجد اهمیت است که با استفاده از روش تحلیلی-توصیفی و منابع کتابخانه ای مورد مطالعه قرار گرفت تا نسبت ادبیات او با مفاهیم محوری توانمندسازی بررسی گردد. به نظر می رسد گرچه ارزشهای سطح کلان توانمندساز برای حاکمان همچون برقراری عدالت کماکان مطرح است ولی در سطح فردی با توسعه فرهنگ مصرف گرایی، شاهد کم رنگ شدن مفهومی همچون قناعت هستیم که به عنوان عنصر فرهنگی بومی و منطقه ای موجب افزایش کیفیت زندگی بوده و در نظریه های پساتوسعه مورد توجه قرار گرفته است.