فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴۱ تا ۱۶۰ مورد از کل ۵۳٬۷۶۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
La traduction est un processus complexe qui nécessite souvent une adaptation culturelle afin d'être compris par le public cible, au-delà de la simple traduction mot à mot. C'est pourquoi les traducteurs et les universitaires en sont venus à accepter qu'une fidélité linguistique totale au texte source n'est pas toujours possible ou souhaitable. Plus récemment, l'éthique est devenue un domaine central des études de traduction, suscitant une réflexion sur la nature évolutive des pratiques de traduction au fil du temps. La dimension éthique soulève des questions sur le pouvoir du traducteur de modifier ou d'adapter les textes sources et sur les circonstances dans lesquelles de tels changements peuvent être considérés comme contraires à l'éthique. Cet article aborde ces questions en se concentrant sur la diversité des responsabilités sociales et éthiques impliquées dans le processus de traduction. Il explore la dynamique de la négociation éthique, y compris les voix qui comptent, les dynamiques de pouvoir en jeu et la confiance et la responsabilité accordées aux traducteurs et aux interprètes. Ces cas reflètent un consensus croissant selon lequel les traducteurs devraient réfléchir de manière critique aux différentes perspectives sur les questions éthiques dans leur travail, plutôt que de suivre des normes éthiques externes, et devraient donc être plus attentifs à présenter leurs propres points de vue en tant que traducteurs.
بازتاب آموزه های تعلیمی- عرفانی در اشعار کمال الدین حسین خوارزمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۵
25 - 62
حوزههای تخصصی:
کمال الدین حسین خوارزمی، از شعرا و عرفای توانمند نیمه دوم قرن هشتم و نیمه اوّل قرن نهم هجری است، که در جای جای دیوان اشعارش، به تأسی از پیشینیان عرفانی و همنوا با شعرای هم عصر خویش، به دو شیوه کلّی ایجابی(تشویقی و ترغیبی) و سلبی ( بازدارندگی)، مخاطب را به فراگرفتن آموزه های تعلیمی- عرفانی دعوت می کند. آموزه های تعلیمی- عرفانی در اشعار خوارزمی، به تبعیت از پیشینیان عرفانی و هم اندیشه با شعرای هم عصر شاعر، به 3 صورت: «خطاب مستقیم به انسان»، «خطاب غیر مستقیم شاعر» و «خطاب بدون تعیین مخاطب خاص» انعکاس یافته است. در این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و بهره گیری از منابع کتابخانه ای، آموزه های عرفانی در کلّ دیوان اشعار خوارزمی استخراج شده و با ذکر شواهد مثالی از متون نظم و نثر پیشین عرفانی و شعرای هم عصر شاعر، بررسی و تحلیل شده است. منبع آموزه های تعلیمی- عرفانی اشعار خوارزمی، آیات قرآنی، احادیث نبوی و اشعار و اندیشه های شعرا و نویسندگان پیشین عرفانی است. در صد آموزه های تعلیمی- عرفانی از نوع ایجابی در دیوان اشعار خوارزمی حدود سه برابر آموزه های تعلیمی عرفانی از نوع سلبی است. نتیجه پژوهش نشان می دهد که در اشعار وی، با تأسی از شعرای پیشین، بخصوص خاقانی، آموزه های عرفانی به دلیل استفاده از عنصر خیال تمثیل از هر دو نوع( تمثیل گسترده و فشرده = اسلوب معادله) از بسامد بسیار بالایی برخوردار است.
تمثیل های طبیعت در شعر درمانی: بهزیستی عاطفی در دلنوشته های اتوبیوگرافی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
این تحقیق کیفی به بررسی نقش تمثیل های طبیعت در دلنوشته های اتوبیوگرافی نویسنده در کتاب فانوسی به ارتفاع آسمان هفتم می پردازد. هدف این مطالعه شناسایی و تحلیل تمثیل های طبیعت به عنوان وسیله ای برای تسهیل بهزیستی عاطفی است. در دنیای مدرن، افراد با چالش های عاطفی و روانی متعددی مواجه هستند که ناشی از فشارهای اجتماعی، اقتصادی و فردی هستند و بر سلامت روان و بهزیستی عاطفی تأثیر می گذارند. بنابراین، نیاز به روش های نوین و مؤثر برای مدیریت این چالش ها احساس می شود. تمثیل های طبیعت به عنوان نمادهایی از زیبایی، آرامش و ارتباط با دنیای طبیعی می توانند به عنوان پل ارتباطی میان فرد و احساساتش عمل کنند. هدف اصلی این تحقیق، بررسی و تحلیل تمثیل های طبیعت در دلنوشته های اتوبیوگرافی در کتاب فانوسی به ارتفاع آسمان هفتم و تأثیر آن ها بر بهزیستی عاطفی است. این تحقیق به دنبال پاسخ به این سوال است که چگونه تمثیل های طبیعت می توانند به افراد کمک کنند تا تجربیات خود را بهتر درک و بیان کنند. این مطالعه از روش کیفی تحلیل محتوا بهره می برد و محقق با بررسی متون و شناسایی الگوها، تم ها و معانی نهفته در تمثیل های طبیعت، به تحلیل تأثیر این تمثیل ها بر سلامت روان و بهزیستی عاطفی می پردازد. یافته ها نشان می دهد که بهره گیری از تمثیل های طبیعت می تواند به عنوان یک روش درمانی به افراد کمک کند تا افکار و احساسات پیچیده خود را به آسانی بیان و مدیریت کنند. این مقاله پیشنهاد می کند که در برنامه های درمانی و مشاوره ای، از تمثیل های طبیعت به عنوان ابزاری مؤثر برای بهبود سلامت روان و بهزیستی عاطفی استفاده شود.
بررسی جلوه ها و مضامین تمثیلی زندگی خوب براساس دیدگاه مارتین سلیگمن در بوستان و گلستان سعدی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
تحقیقات تمثیلی در زبان و ادب فارسی دوره ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۳
101 - 112
حوزههای تخصصی:
تمثیل ها، سخنان موجز و لطیف و با محتوای بسیار عمیق هستند که در بافت آن ها عصاره تجربیات بشری به صورت فشرده نهفته شده است. بنابراین تمثیل ها، نمونه های بارز «خَیْرُ الکلامِ ما قَلَّ وَ دَلَّ»، «لفظِ اندک و معنیِ بسیار» به شمار می آیند. شاعران و نویسندگان از رویکرد تمثیلی برای بیان اهداف خود بهره برده اند. سعدی شیرازی نیز با استفاده از تمثیل سعی در انتقال پیام به مخاطب دارد. هدف پژوهش این است که با دقت تمام به بررسی جلوه های تمثیلی زندگی خوب از دیدگاه مارتین سلیگمن در بوستان و گلستان سعدی پرداخته شود. این مقاله به شیوه کتاب خانه ای و از طریق فیش برداری به شیوه توصیفی-تحلیلی در بوستان و گلستان سعدی صورت گرفته است و تلاش شده است به این پرسش پاسخ داده شود که جلوه های زندگی خوب از دیدگاه سلیگمن در بوستان و گلستان سعدی چه نقش و جایگاه تمثیلی نمادینی دارد؟ نتایج حاصل نشان می دهد با توجه به نظریه سلیگمن و فضایل او، رویکرد سعدی در اصلاح جامعه مبتنی بر همدلی و یاری رسانی به هم دیگر است که با استفاده از آرایه تمثیل آن ها را بیان کرده است. شخصیت های داستان های او جملگی مثبت نگر، امیدوار به آینده، با روحیه، شاد، مشتاق به زندگی، سعادتمند و خشنود هستند.
بررسی جایگاه پند و نصیحت در تمثیل «گبر و مرغ »سنایی غزنوی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
سنایی یکی از شاعران عارف است که با بهره گیری از تمثیل، مضامین سنگین عرفانی را با زبانی ساده و گویا به مخاطبانش ارائه می دهد، در واقع تمثیل یکی از گونه های مهم ادبی است که شاعران عارف بدان رغبت ویژه نشان داده اند. ارزش و قابلیت های تمثیل در بیان یک یا چند مفهوم عرفانی یا اخلافی است، سنایی گاه مباحث تمثیلی را از خلال حکایت ها و تمثیل های گوناگون بیان می کند و این اهمیت و قابلیت تمثیل است که برای بیان یک یا چند مفهوم عالی و عرفانی یا اخلافی گنجایش دارد و به همین علت شاعران آن را در قالب مثنوی درآورده اند، در این راستاتمثیل گبر و مرغ یکی از حکایت هایی است که سنایی در آن علاوه بر قصه و داستان پردازی مفاهیم اخلاقی و تربیتی را نیز مدنظر دارد، در واقع حدیقه سنایی به عنوان اولین منظومه تعلیمی عرفانی شناخته می شود که تمثیل های فراوانی پر از پند و نصیحت دارد و چه بهتر که در دل دوست به هر حیله رهی کنیم از این روست که شاعران عارف ما با بهره گیری هوشمندانه از تمثیل به نوعی خواسته اند در دل مخاطبان خود جای بازکرده و به اهداف تربیتی خود نزدیک شوند، اصولاً، طبع آدمی با تمثیل و قصه پردازی موافقت و سازگاریِ فطری و ذاتی دارد. اما این پژوهش آن است که با روش توصیفی – تحلیلی و گرد اوری کتابخانه ای به تبین تمثیل «گبر و مرغ» سنایی و بیان نقش هدایتگری و ارشادی آن در این حکایت از حدیقه می پردازد.
تحلیل بوطیقای تصویر در نگاه سوررئالیستی «نیما یوشیج»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش زبان و ادبیات فارسی تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۷
83 - 109
حوزههای تخصصی:
نیما یوشیج، پدر شعر نو فارسی، نخستین کسی است که در شعر معاصر به سوررئالیسم، نیم نگاهی داشته است و مؤلفه های سوررئالیسم در برخی از اشعار و تصاویر شعری او قابل ردیابی است. هرچند سوررئالیسم در شعر نیما، جریانی حاشیه ای به شمار می رود، پژوهش حاضر با بررسی مجموعه اشعار نیما به این نتیجه رسیده است که او از نخستین شعرهایش (افسانه و ای شب) تا واپسین آثارش (شب است و ری را) همواره به این مکتب و جریان فکری، متمایل بوده است و برخلاف رمانتیسم و سمبولیسم که در مقاطع خاصی در شعر او بروز و ظهور یافته اند، حضور مؤلفه های سورئالیسم و تصاویر سوررئالیستی در شعر نیما، حضوری مداوم است. این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است و در پی پاسخگویی به این سؤالات است که آیا نیما به سوررئالیسم گرایش داشته است یا خیر و سوررئالیسم در شعر او، جریانی اصلی بوده است یا جریانی فرعی و حاشیه ای. این پژوهش به دسته بندی تصاویر سوررئالیستی نیما در ده گروه پرداخته است که صحت ادعای گرایش نیما یوشیج به سوررئالیسم را اثبات می نماید.
بررسی و تحلیل جلوه های مکتب رمانتیسم فردی در اشعار «بهزاد» و «پرتو کرمانشاهی»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش زبان و ادبیات فارسی تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۷
133 - 162
حوزههای تخصصی:
جنبش رمانتیک، سرآغاز دوره ای تازه در تاریخ تجدّد فکری است. این نهضت که مقدّمات آن از قرن هجدهم میلادی فراهم شد، راه و مسیر تازه ای را گشود تا جویندگان این راه، برای رسیدن به حق و خواسته های خود به دنبال دگرگونی و انقلاب باشند. از سوی دیگر، جنبش رمانتیسم در برابر خردگرایی مکتب کلاسیسیسم، زمینه را برای مکتب های جدید ادبی هموار ساخت. این مکتب، بیشتر متکّی به هیجان، شهود، ذوق و احساسات درونی بود. رمانتیسم در شعر معاصر ایران به عنوان جریان ادبی به بیان احساسات و عواطف فردی در مقابل تحولات سیاسی اجتماعی به کار رفت. «یدالله بهزاد کرمانشاهی» و «علی اشرف نوبتی» (متخلّص به پرتو کرمانشاهی) -دو تن از شاعران کرمانشاه- از جمله شاعران معاصری هستند که مؤلفه ها و اصول مکتب رمانتیسم در اشعار آنان نمود و جلوه قابل توجهی دارد. پژوهش پیشِ رو با روش توصیفی- تحلیلی نشان می دهد که جلوه های رمانتیسم فردی از جمله توجه به طبیعت و عناصر آن، عشق، فردگرایی، نوستالژی ایام کودکی و نوجوانی و روزگار جوانی و پیری، نگاه انتقادی در اشعار این دو شاعر به شیوه هنری و ماهرانه، بازتاب یافته است. شکوه از فقر و تنگدستی و حسرت از دست دادن دوستان در شعر بهزاد و مرگ ستایی در اشعار پرتو از جمله مؤلفه های پربسامد رمانتیسم فردی است.
تأملی تطبیقی بر ماهانتا در اکنکار و عرفان اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۸۰
169 - 202
حوزههای تخصصی:
وجود پیر و استاد از موضوعات اساسی و مهم در عرفان و همه بنیادهای باطن گرایانه جهان است. رهرو طریقت، به جهت سلوک و طی طریق نیازمند وجود راهنما و پیری است تا به وی کمک کند و او را به سر منزل مقصود برساند. در ادیان مختلف معیارها و مشخصه های گوناگونی برای پیر ارائه شده و عنوان های مختلف به وی نسبت داده شده است. در مکتب اکنکار از پیر و استاد کامل با عنوان ماهانتا یاد می شود و مشخصه ها و ویژگی هایی برای ماهانتا بیان شده است. در پژوهش حاضر به روش تحلیلی توصیفی تلاش بر آن بوده است تا جایگاه ماهانتا و پیر بررسی و با مقایسه میان آن دو، وجوه شباهت ها و افتراقات میانشان بررسی شود. پرسش اصلی پژوهش آن است که آیا شاخصه های ماهانتا با پیر در عرفان اسلامی همخوانی دارد؟ نتایج کلی حاکی از آن است که علی رغم شباهت هایی که در توصیف و وظایف و ابعاد وجودی پیر و ماهانتا وجود دارد، نظر به تفاوت مبنایی نگرش توحیدی میان این دو دیدگاه، تفاوت های بسیاری نیز به چشم می خورد؛ قابل ذکر است که ماهانتا در باور اومانیستی مکتب اکنکار وجودی شرک آلود ومنافی با مبانی توحیدی دارد.
بررسی رمزگان هرمنوتیک منظومه خسرو و شیرین نظامی و تحلیل روابط پیچیده شخصیت های داستان بر مبنای نظریه ی رولان بارت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارنامه ادبیات تطبیقی سال ۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۳
91 - 135
حوزههای تخصصی:
زبان به طور عام و ادبیّات به طور خاص، می تواند در قالب مجموعه ای وسیع از معانی و نشانه ها، به عنوان ابزاری قدرتمند برای انتقال آزادانه افکار و نیز خلق و کشف مفاهیم جدید، مورد استفاده قرار گیرد. پژوهش حاضر با بهره جستن از نشانه شناسی ساختارگرایانه و به کارگیری روش توصیفی-تحلیلی، تلاش کرده است تا لایه های زیرین معناشناسی منظومه خسرو و شیرین نظامی را با استفاده از تعریف ده مرحله ای رمزگان هرمنوتیکی رولان بارت، مورد بررسی قرار دهد. هدف این پژوهش آشکارسازی روابط و تعاملات نهان میان شخصیّت ها و ارائه خوانشی جدید، امّا مستند به ابیات این اثر است. تحلیل های این متن، نشان داد که نظامی با دقّت و زیرکی، داستانی عاشقانه را با ساختاری پیچیده از رمزگان ادبی در اثر خود پی ریزی کرده است. شخصیّت های داستان، به ویژه خسرو و شیرین، در این تحلیل از بر اساس دیدگاه بارت، مورد بررسی قرار گرفته است و یافته ها نشان می دهد برخلاف تصوّر که خسرو به عنوان عاشقی دل سوخته شناخته نمی شود، در حقیقت رمز اصلی داستان بوده است. شاپور در ابتدا به عشق شیرین مبتلا بوده، ولی به سرعت به نیّت نهان اولیه خود بازگشت و با تمام ذکاوت و فریبکاری، تلاش کرد تا از پس وصال خسرو و شیرین به نقشه خود که رسیدن از غلامی به پادشاهی بود، دست یابد. در نتیجه، نظامی با استفاده از رمزگان معنایی، نه فقط در پی روایت یک داستان عاشقانه، بلکه در تلاش برای برقراری لایه های معنایی پیچیده و پرمحتوا در متن خود بوده است.
گفتگو در لایه های شعر حمید مصدق با تکیه بر منطق مکالمه میخائیل باختین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارنامه ادبیات تطبیقی سال ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲
1 - 43
حوزههای تخصصی:
باختین، نظریّه پرداز برجسته روسی، معتقد است که متن ادبی ماهیّتی چندصدایی دارد و در آن صداها و دیدگاه های مختلف در ارتباطی متقابل و گفت وگومحور قرار می گیرند. این نظریّه به تحلیل چگونگی شکل گیری دیالوگ میان شخصیّت ها، راوی و مخاطب و حتی میان شاعر و جامعه می پردازد. شعر حمید مصدق به عنوان یکی از شاعران برجسته معاصر، سرشار از گفت وگوهای درونی و بیرونی است که اغلب به شکلی پویا با موضوعات اجتماعی، سیاسی، و عاطفی ارتباط می گیرند. در این پژوهش، به شیوه توصیفی- تحلیلی تلاش می شود با تکیه بر اصول مکالمه گرایی باختین، نحوه تعامل صداها و لایه های مختلف معنایی در اشعار مصدق تحلیل شود. نتایج پژوهش بیانگر آن است که مصدق در اشعارش از دیالوگ به عنوان ابزاری برای بازنمایی تنش ها، هم زیستی صداهای متّضاد و بیان دغدغه های فردی و جمعی بهره برده است. این گفتگوها با بهره گیری از زبان ساده و صمیمی، امکان برقراری ارتباطی نزدیک با مخاطب را فراهم می کنند و بازتاب دهنده فضایی از تکثر و تضارب آرا هستند. پژوهش حاضر بر این نکته تأکید دارد که گفتگو در شعر مصدق نه تنها ابزاری هنری بلکه رویکردی فلسفی است که به کشف حقیقتی چندبعدی و تأمل برانگیز منجر می شود. ازاین رو، اشعار او نمونه ای شاخص از ادبیّات معاصر ایران به عنوان بستری برای مکالمه و تعامل فرهنگی ارائه می دهند.
بررسی تمثیل های مولانا در باب سکوت و خاموشی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
تمثیل در ادبیات فارسی، به ویژه در آثار مولانا، نقش اساسی در انتقال مفاهیم عرفانی دارد. یکی از موضوعاتی که مولانا از تمثیل برای تبیین آن بهره برده، سکوت و خاموشی است. مسئله این پژوهش بررسی چگونگی به کارگیری تمثیل در تفهیم ارزش خاموشی در شعر مولانا است. پرسش اساسی تحقیق این است که مولانا از چه تمثیل هایی برای بیان مفهوم سکوت بهره برده است؟ با توجه به اینکه تمثیل در مثنوی نه تنها ابزاری برای بیان مفاهیم بلکه منشأ خلاقیت های فکری و تصویری مولاناست، تحلیل تمثیل های مرتبط با سکوت از اهمیت و ضرورت ویژه ای برخوردار است؛ چرا که می تواند چشم انداز دقیق تری از جغرافیای ذهنی و سلوک عرفانی او ارائه دهد. هدف پژوهش، بررسی تمثیل های مرتبط با سکوت، تبیین جایگاه خاموشی در آثار مولانا و نقش تمثیل در درک بهتر این مفهوم است. درحالی که پژوهش های پیشین ابعاد مختلف خاموشی را بررسی کرده اند، تمثیل های مرتبط با آن را مستقلاً تحلیل نکرده اند. روش تحقیق به صورت توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای است. یافته های تحقیق نشان می دهد که داستان طوطی و بازرگان از نمونه های برجسته تمثیلی در این زمینه است. مولانا خاموشی را با نمادهایی چون دریا، ماهی، کشتی و پرندگانی مانند طوطی و بلبل تصویر می کند. دریا تمثیل حقیقتِ بی کران، ماهی نماد سالکی خاموش، و کشتی وسیله ای برای سیر در دریای معناست. همچنین مولوی خاموشی خود را با سازهایی مانند چنگ و نی که خود ساکت اند اما آواز می آفرینند، تمثیل می کند.
بازتاب تمثیلی «ماه» در اشعار فارسی سده ششم تا هشتم(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
یکی از انواع ادبی در حوزه ادبیات تمثیل است که از تخیل قوی یک نویسنده یا شاعر برای بیان افکار و عقاید وی نشأت می گیرد. هدف از نگارش این مقاله، بررسی تمثیل در اشعار شاعران قرن ششم تا هشتم با تاکید بر اشعار خاقانی است که به شیوه توصیفی تحلیلی و به شیوه کتابخانه ای انجام شده است. در این مقاله توصیفی با واکاوی اشعار شاعران قرن ششم تا هشتم با تاکید بر اشعار خاقانی به جست و جوی انواع تمثیل روایی و توصیفی در این اثر پرداخته و چگونگی کاربرد و انواع هریک از تمثیل های به کار رفته در آن را بیان می کنیم. در این مقاله با استفاده از شیوه تحلیلی - توصیفی، تشبیه تمثیلی، استعاره تمثیلی، تمثیل طبیعی در دیوان شاعران در بوته نقد قرار می گیرد، بنابراین ابتدا تمثیل از دیدگاه صاحب نظران به صورت اجمال بیان می شود و سپس انواع آن در شعر شاعران بررسی می گردد. بررسی در این اثر نشان می دهد که این شاعران تمثیل را نه تنها جهت محسوس کردن موضوعاتی ذهنی استفاده کرده است تا این موضوع ها را به صورت ملموس تر بیان کند.
Regard van dijkien sur la traduction de quelques textes journalistiques concernant la guerre entre Israël et le Hamas(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
La traduction de textes journalistiques, et en particulier politiques, occupe une place importante dans le domaine des études de traduction, en raison de la sensibilité des relations internationales. Ces dernières années, la guerre entre Israël et le Hamas a toujours été au premier plan de l'attention chez les politiciens européens, iraniens ainsi qu’israélien. Une traduction correcte du discours politique est cruciale pour transmettre correctement les objectifs politiques de ces pays. L’objectif de cette recherche est d'analyser la traduction de certaines nouvelles politiques concernant la guerre entre Israël et le Hamas, en utilisant le modèle d'analyse du discours de Van Dijk. Ce dernier estime que le cadre logique, le pouvoir, la cognition et le discours jouent un rôle dans la formation d'une construction mentale des individus dans la société. Cette étude montre comment les traducteurs appliquent souvent la politique de distorsion et d'omission, augmentent et intensifient la traduction avec le moins de transparence et dirigent des résultats politiques spécifiques. Dans la majorité des cas, les traducteurs apportent des modifications sur les constructions sémantiques du texte original en utilisant des équivalents et des structures différentes.
سبکشناسی فکری اشعار ابن نصوح شیرازی (شاعر منسوب به تسنّن دوازده امامی در قرن هشتم)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات شیعی سال ۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵
79 - 113
حوزههای تخصصی:
یکی از سخنوران بزرگ زبان فارسی که هنوز هم نزد بسیاری از اهالی فرهنگ و ادب ناشناخته باقی مانده، شاعر و عارف نامی قرن هشتم ابن نصوح شیرازی است. از اشعار وی در منقبت امیرالمؤمنین و آل عبا و تفضیل ایشان بر دیگران، گرایش شیعی اش آشکار می شود. پژوهش حاضر که با هدف شناخت ویژگی های فکریِ اشعار باقی مانده از ابن نصوح شیرازی انجام شده، در تلاش است تا با ارائه نمونه های شعری شاعر و ویژگی های برجسته آن، باب آشنایی با این سخنور سبک عراقی را بگشاید. یافته های این پژوهش که بر اساس اشعار ابن نصوح در نسخه های خطّی صورت گرفته است، نشان می دهد که پس از مدح جلایریان، نعت و منقبت پیشوایان دینی، اخلاقیّات، توصیفات هنری و عاشقانه، عقل گرایی، تصوّف و موضوعات اجتماعی بالاترین بسامد را در اشعار وی داراست. بدین ترتیب ابن نصوح را می توان پس از حافظ در کنار سخنوران بزرگی چون سلمان ساوجی، خواجوی کرمانی، کمال خجندی و... از چهره های شاخص و برجسته شاعران سبک عراقی در قرن هشتم دانست.
تأثیر جهانی شدن بر نقش و کارکرد آثار اندیشمند علوم انسانی اجتماعی ایران، رضا سیّدحسینی
حوزههای تخصصی:
از جمله مبانی و آبشخورهای مهم در بازشناسی و تبیین شاخص های جهانی شدن در ابعاد عام و خاصّ آن، آشنایی موردی با آثار اندیشمندان مطرح و نامدار حوزه علوم انسانی است؛ از این رو، در این جستار، بر آنیم به روش استقرایی و با تأکید بر داده ها و مطالعات کتابخانه ای و اسنادی، به بررسی برخی از ترجمه ها و تعلیقات آثار رضا سیّدحسینی، به عنوان اندیشمندی برجسته در حوزه مطالعات علوم انسانی اجتماعی بپردازیم و با تأکید بر بسامدها، روشن سازیم که کدام یک از مؤلفه های جهانی شدن در در نوشته های او برجسته است و کدام یک در مقایسه با دیگر مؤلفه ها در آثار او نمود بارزتری دارد. ضمن این که در نگاهی دقیق، چرایی و فلسفه وجودی کاربرد این مؤلّفه ها را بررسی می کنیم. برآیند پژوهش نشان می دهد که بروز و ظهور این شاخص ها در ترجمه ها و تعلیقات رضا سیّدحسینی، نشان از گستره فکری او و تلاشی که برای معرفی آثار خود به خواننده داشته است، دارد. تسلّط به چند زبان زنده دنیا، آشنایی با آثار مختلف فرهنگ بشری، دوری از یک سونگری و خودبرتربینی، ژرف بینی و ژرف نگری، باور به اندیشه جهان وطنی، پاسداشت مقام دانش و فضیلت در گسترش روح فراملّی گرایی، تأکید بر جغرافیای فرهنگی در گسترش مرزهای دانش و آگاهی و غیره، از جمله نمودهای محور اندیشگانی در آثار رضا سیّدحسینی برای هم سویی با واقعیت ها و آرمان های جهانی شدن است.
چند فرایند واجی فعال در گویش شیرازی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
گویش شناسی و فرهنگ عامه سال ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
219 - 250
حوزههای تخصصی:
هدف از نگارش این پژوهش بررسی فرایندهای واجی فعال در گویش شیرازی است. بدین منظور داده های مورد نیاز پژوهش به چند روش جمع آوری شده اند: 1. مصاحبه با 5 تن از گویشوران شیرازی، 2. استفاده از شم زبانی یکی از نگارندگان در تایید داده ها، 3. استفاده از منابعی مانند سمندر (1377 و 1383) و زارعی (1383) که به این گویش شعر و داستان نوشته شده اند. پس از گردآوری بیش از پانصد واژه ساده، غیرساده، و گروه، داده ها با توجه به بافت مشترک دسته بندی شده اند و نوع فرایند هر کدام شناسایی، توصیف و تحلیل شده و قاعده هر فرایند نوشته شده است. در انتهای هر قسمت، یکی از داده ها از زیرساخت تا روساخت به عنوان نمونه بازنمایی شده است. برخی از نتایج این پژوهش عبارتند از: 1. در توالی های همخوانی /-st-/ و /-zd-/ در بافت بین دو واکه فرایند همگونی به صورت پیشرو عمل می کند. 2. واکه پسین افتاده /A/ در بافت قبل از سایشی لثوی کامی /S/ و در پایان تکواژهای آزاد به واکه میانی [o] ارتقاء می یابد. 3. تکواژ اضافه /-e/ در گروه های اضافه و وصفی حذف می شود. 4. واکه پسین افتاده /A/ موجود در پسوند سببی [-And] پیش از توالی همخوانی /nd/ یک درجه افراشته شده و به واکه میانی [o] تبدیل می گردد. 5. واکه میانی /e/ موجود در پیشوند امری و التزامی /be-/ به لحاظ مشخصه های [پسین] و [افراشته] با واکه های افراشته ستاکِ فعل هماهنگی واکه ای دارد.
تضادّ در تعدّد منبع، عاملی مؤثّر در پیچیدگی تلمیحات خاقانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه فرهنگستان دوره ۲۴ فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۹۵) ویژه نامه خاقانی شناسی ۱
36 - 45
حوزههای تخصصی:
از ویژگی های برجسته سبک ارّانی (آذربایجانی)، استفاده از ابزارهای گوناگون جهتِ دشوار ساختن کلام است. توجّه و تسلّط خاقانی به عنوانِ یکی از برجسته ترین شاعران این سبک، بر اساطیر، اشارات مسیحیّت و توجّه به ظرافت ها و دقایق تلمیحی آن، بی تردید بر پیچیدگی و ابهامِ شعر او مؤثّر بوده است. او در تلمیحات خود، گاه به سراغِ اشاراتی می رود که آبشخوری چندگانه دارد که این موضوع بیانگرِ وسعت اطّلاعات و تتبّع و مداقّه او در منابعِ تفسیری و تاریخی است. خواننده اشعار خاقانی به عنوانِ مخاطب او، ازآنجاکه نمی تواند اطّلاعات خود را با اطّلاعاتِ طرح شده در ابیات همسو کند، با ابهام مواجه می شود. نگارنده در مقاله حاضر با استفاده از روش تحلیلی- توصیفی و تحلیل محتوا، پس از بررسیِ تلمیحات اسطوره ای- حماسی و نیز اشاراتِ عیسوی دیوان خاقانی، یکی دلایلِ ابهام و پیچیدگیِ تلمیحات او را «تضادّ در تعدّد منبع» در نقلِ اشارات می داند. در این جستار کوتاه شش مورد از اشاراتِ خاقانی بررسی شده است که با استفاده از همین آبشخورِ دوگانه در هاله ای از ابهام قرار گرفته است. نتایج به دست آمده نشان دهنده آن است که خاقانی کوشیده است علاوه بر استفاده از روایاتِ مختلف از یک تلمیح به جهتِ گسترش بیشتر معنا، ابهامی هنری خلق کند. بر این اساس، ابهام و پیچیدگی در تلمیحات خاقانی، بیشتر در دسته «ابهامات عمدی» قرار می گیرد.
آبشخورهای نظری نقد ادبی افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای نوین ادبی بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۲۸
71 - 45
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی وضعیت نقد ادبی معاصر در افغانستان با هدف شناسایی و معرفی منابع نظری آن در یک صد سال گذشته می پردازد. با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و رویکرد تاریخی، این تحقیق نشان می دهد نقد ادبی در افغانستان از لحاظ پشتوانه نظری فقیر بوده و اغلب نقدهای عملی، ناسازگاری تحلیل متن با اصول نظری نقد ادبی معاصر را نشان می دهند. منابع نظریه های ادبی از طریق کانال های شفاهی و مکتوب به دست آمده اند و انجمن های ادبی و دانشگاه ها نقش مهمی در ترجمه و نگارش مقالات و کتاب ها داشته اند. تأثیر نظریه پردازان روسی، غربی و ایرانی بر نقد ادبی افغانستان آشکار است؛ اما مشکلاتی در شناخت، معرفی و کاربست نظریه ها وجود دارد. نتایج پژوهش نشان می دهد غالب نقدهای ادبی در افغانستان با رویکردی سنتی نگاشته شده اند. این پژوهش بر اهمیت وجود زیرساخت های تئوریک در پیشبرد نقد ادبی تأکید دارد و معرفی مهم ترین منتقدان و نقدهای اثرگذار را فراهم می کند. همچنین نقش دانشگاه ها، انجمن ها و مطبوعات در این فرایند موردبررسی قرار گرفته و نشان می دهد گفتمان نقد در این کشور هنوز جریان نیافته است. این تحقیق می تواند جایگاه گفتمان انتقادی را در افغانستان نشان دهد و با معرفی مهم ترین منتقدان ادبی و برجسته ترین نقدهای اثرگذار، وضعیت نقد ادبی در افغانستان را به تصویر بکشد.
درباره کلمه بَرمر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه فرهنگستان دوره ۲۴ خرداد و تیر ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۹۶) ویژه نامه زبان ها و گویش های ایرانی
5 - 12
حوزههای تخصصی:
در این مقاله به بررسی واژه «برمر» می پردازیم که به معنی «توقع»، «انتظار» و «امید» بوده، و شواهد آن عمدتاً مربوط به برخی اشعار کهن، تراجم کهن فارسیِ قرآن، لغت نامه های کهن عربی-فارسی و همچنین، لغت نامه های فارسی پدیدآمده در شبه قاره هند است. ما نشان می دهیم که صورت های متفاوتی از این واژه همچون «برمو»، «پرمو»، «پرموز» و.. که در لغت نامه های شبه قاره ثبت شده است، همگی صورت های فاسد و حاصل تصحیف و تحریف ضبط اصیل «برمر» است. در پایان این واژه را از حیث ریشه شناختی بررسی کرده و استدلال می کنیم که متشکل است از حرف اضافه «بر» و «مر» به معنای «شمار» و «حساب».
تأثیرجلوه های کهن الگوهای یونگی بر تفکر کودک با نگاهی به افسانه های نامادری
منبع:
مطالعات تطبیقی و میان رشته ای ادبیات دوره ۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
175 - 205
حوزههای تخصصی:
افسانه های نامادری، از جمله افسانه هایی است که می توان نسخه بدل های متفاوت ایرانی و غیرایرانی آن را مشاهده کرد. این افسانه ها با وجود تفاوت های روساختی، مفاهیم آشکار و پنهان مشترکی را در ژرف ساخت به خواننده منتقل می کنند. اندیشه های روانکاوان، بویژه یونگ، خواننده را به سوی این اشتراکات ژرف ساختی رهنمون کرده اند. هدف این پژوهش، مطالعه و استخراج افسانه های نامادری ایرانی و سایر ملل به روش تحلیلی - توصیفی و براساس کهن الگوهای یونگی و بیان شباهت ها و تاثیرهای مثبت و منفی آن ها، بر تفکر کودکان است. نتایج به دست آمده، نشان می دهد که اساطیر بازتاب یافته در کنار کهن الگوها، علاوه بر تبیین لایه های ژرف معنا، ریشه های مشترک افسانه های ملل را بازنمایی می کنند و مخاطبان خود را به کمک تفکری همذات پندارانه، به کمالی فردیت یافته در جهانی که برتری خیر بر شر قطعی است، هدایت می کنند . بنابراین محتواهای خشن نه تنها کودک را ناامید نمی کنند، بلکه درهای رهایی و رستگاری را می گشایند. اشتراکات این افسانه ها خود را در ثنویت خیر وشر،کمال یابندگی قهرمانان، دست یابی به فردیت و ختم شدن افسانه ها به ازدواج نشان می دهد. هرچند قهرمانان، رشد فردی را تجربه می کنند؛ ولی این رشد به جامعه تسری داده نمی شود.