ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۶۲۱ تا ۱٬۶۴۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۱۶۲۱.

مقایسه برخی جنبه های زبانی در اشعار ایرج میرزا و سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۶ تعداد دانلود : ۱۳۸
ایرج میرزا، خود را سعدی عصر معرفی می کند و ملک الشعرای بهار در شعری که در رثای او آورده است او را سعدی شیرازی لقب می دهد. اشعار ایرج میرزا چه ویژگی هایی دارد که آن را به اشعار سعدی شبیه کرده است؟ این پژوهش که بر اشعار ایرج میرزا تمرکز دارد و از نتایج تحقیقات دیگر در باب سعدی بهره برده است، در صدد استخراج این وجوه تشابه به روش کتابخانه ایست. سعدی و ایرج میرزا، هر دو، در تقابل سازی و کاربست تناسب های زبانی اشتراک دارند. در تکرار و آهنگ افزاییِ از آن طریق، مشترکند. به استعاره و مجاز و بالکل محور جانشینی کمتر می پردازند و استعارات و مجاز های دور از ذهن به کارنمی برند؛ غالب انحراف از نرم های هر دو شاعر در محور هم نشینی است و منشا مشابهت ایرج میرزا و سعدی هم همینست؛ تسلط دو شاعر بر واژگان و زبان منتهی به برجسته سازی زبان در قالب انواع تکرار همخوان، واکه، واژه و جمله، تقابل های گسترده و در ابعاد گوناگون صرفی و نحوی و تلفیق زبانی سبک های خراسانی، عراقی و معاصر است.
۱۶۲۲.

ترکیب ها: سازه های ایجازی در زبان شعری نظامی گنجوی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۲۹
ایجاز هم از حیث اقتصاد واژگانی، هم به جهت مناسبات اخلاقیِ زبانی-گفتاری و هم از منظر زیبایی شناسی بلاغی، پسندیده و سفارش شده است. ایجاز، صنعتی بی قاعده و مخلوق توانمندی های هنری و کلامی گویندگان است. بنیادنهادن کلام موجز، نیازمند ظرایف ادراکی و نبوغ ذهنی و زبانی است. نظامی از جمله شاعرانی است که «ایجاز در حد اعجاز» در وصف کلام او به کار رفته است. او بخش بزرگی از تشخّص سبکی خود را وام دار ترکیب سازی و واژه گزینی است. مسأله اصلی تحقیق حاضر، بررسی و معرّفی ترکیب های موجود در شعر نظامی، به عنوان سازه های ایجازی بوده است. برای انجام تحقیق، از روش توصیفی و تحلیل محتوایی استفاده شد. نتایج تحقیق نشان می دهد که برخلاف تصور رایج، ترکیب ها فقط در ساختمان نحوی-معنایی شعر موجب ایجاد ایجاز نمی شود. بلکه این ترکیب ها در تمام سطوح زبانی (آوایی، واژگانی، نحوی و بلاغی) در ایجاز گسترده کلامی ایفای نقش می نماید. این ترکیب ها در تناسب های چندوجهی با سایر ارکانِ محور هم نشینی، توأمان، هم موجب حذف/کاهش تعداد واحدهای زبانی (حروف و ادات، واژگان، جمله/جمله ها، فعل ها، موصول ها، گروه های قیدی، وصفی و مصدری) و هم موجب تقویت منظورهای هنری و معنایی شعر از موسیقی تا معناست (که فراتر از توانایی های نرم عادی زبان است). برخی از ترکیب های برساخته نظامی، رمزگان هایی با پیشینه بینامتنیِ کهن الگویی، هرمنوتیکی و یا فلسفی است که با رعایت اقتصاد واژگانی، حجم وسیعی از داده ها را در واحدهای زبانی محدود منتقل می کند. بنابراین، می توان بیشتر ترکیب ها (و نه همه آن) موجود در شعر نظامی را سازه های ایجازی چندمنظوره ای دانست که در سطوح مختلف زبان (هم به طریق حذف و هم از راه قصر) موجب ایجازهای فراگیر ادبی و گفتمانی است.
۱۶۲۳.

واکاوی ظرفیت های اقتباس سینمایی در رمان فردقان{شیخ در محبس} اثر یوسف زیدان بر اساس الگوی سه پرده سید فیلد و فرم سینمایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۳ تعداد دانلود : ۱۹۳
مطالعه رابطه متقابل ادبیات و سینما و ظهور ویژگی های هریک از این دو هنر در دیگری مورد توجه بسیاری از پژوهشگران این دو مقوله بوده است. بررسی ظرفیت های سینمایی آثار ادبی، قریب به یک دهه است که به طور جد مورد توجه پژوهشگران واقع شده است. نویسندگان آثار ادبی با شناخت عناصر سینمایی و استفاده از آن ها در آثار خود، باعث پویندگی در آثارشان می شوند و فیلمسازان با اقتباس از این آثار ادبی موفق، سوژه های ماندگاری پیدا می کنند و به مخاطب خود ارائه می دهند. رمان، شباهت چشمگیری به فیلمنامه دارد و اکثر اقتباس های سینمایی بر مبنای رمان ها انجام می شود. یوسف زیدان از جمله نویسندگانی است که قابلیت های تصویری بسیاری در رمان های وی برای اقتباس در سینما به چشم می خورد. در پژوهش حاضر، سعی شده است با روش توصیفی تحلیلی و رویکرد میان رشته ای متن داستان شیخ در محبس، از نظر الگوی سه پرده سید فیلد و فرم سینمایی مورد بررسی و کنکاش واقع شود. هدف ما در این پژوهش واکاوی ساختار و محتوای رمان مذکور و نشان دادن وجوه اقتباسی آن از زوایای گوناگون است. نتایج پژوهش مذکور حاکی از آن است که این رمان به دلیل دارا بودن ساختار سینمایی، دقت در توصیف جزئیات، صحنه پردازی و گفتگوهای نمایشی و قابلیت سکانس بندی ظرفیت های وافری جهت اخذ و اقتباس سینمایی و نگارش فیلمنامه داراست.
۱۶۲۴.

تحلیل نگرش زندگی به مثابه فرصت از منظر عطّار نیشابوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۹ تعداد دانلود : ۱۵۲
آدمی به اختیار خود پا به هستی نگذاشته تا به اراده خود نیز از اینجا رخت بربندد. با اندکی تسامح، تنها اختیاری که در اختیار وی قرار داده شده، فاصله تولد تا مرگ است که از آن به زندگی/عمر تعبیر می گردد. البته برخی این اختیار را در اثر عواملی نادیده می انگارند و برخی نیز که عمدتاً بینش الهی دارند این مجال را «فرصتی» می دانند که باید به درستی درک شود؛ زیرا با اتکا به این رویکرد هم زندگی این جهانی را می توان سامان داد هم زندگی آن جهانی را. اینان معتقدند این زندگی، اندک است و زودگذر، و زندگی دیگر بسیار است و دائمی؛ پس باید بهترین بهره را از آن یافت. این شیوه از زیستن، دارای مؤلفه هایی چون زیستِ آگاهانه، زیست اینجایی، اندیشه آنجایی، بهره مندی از زندگی به قدر ضرورت و کفایت، عدم وابستگی و دلبستگی، اراده معطوف به غیر/خویش و هزینه کردِ زندگی در امور شایسته می باشد. آدمی با تکیه بر این مؤلفه ها، زندگی کیفی را تجربه خواهد کرد. اساس این نوع زندگی بر «کیفیت» و «چگونگی» است. به این معنا که طول عمر آدمی مهم نیست، بلکه نوع زیست او اهمیت دارد. آنچه باعث می شود تا نوع انسان ها از این نگاه به زندگی غافل شوند، دو عاملِ تربیت نکردن نفس و عدم توجه به مقوله مرگ است. از این منظر تاکنون به آثار عطار توجه نشده. روش تحقیق، کتابخانه ای و تحلیل محتواست.
۱۶۲۵.

مقدّمه در ترازو (مطالعه ای درباره اهمیّت و کارکرد «مقدّمات» کتب عبدالحسین زرّین کوب)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۶۹
مقدّمه، دیباچه و یا پیشگفتار به منزله مجلس اُنس نویسنده و خواننده و یا درگاه ورود به متن یا بحث تلقّی می شود که ارزش کار نویسنده را نشان می دهد و خواننده پس از مطالعه و تأمّل در آن تصمیم می گیرد که کتاب مورد نظر، سودمند و خواندنی است یا بی فایده و ترک کردنی. اگرچه تا به حال، پژوهشی مستقل درباره مقدّمات محقّقان معاصر بر آثارشان انجام نشده، امّا در این پژوهش کوشش می شود دیباچه ها و از جمله مقدّمه های عبدالحسین زرّین کوب بر آثارش از جوانب مختلف بررسی شود. در این مقدّمات که کارنامه روح نویسنده محسوب می شود، دریایی از اطّلاعات و اندیشه و آگاهی نهفته است؛ از اطّلاعات ادبی مرتبط و گاه غیر مرتبط با موضوعِ کتاب گرفته تا برداشت های پراکنده در حوزه های علم و ادب و تاریخ و فرهنگ، روش تحقیق درست، اطّلاعات مربوط به کتاب شناسی و همچنین روان شناسی شخصیت نویسنده: آرزوها و افسوس ها، موفقیّت ها و شکست ها، تحسین ها و خوارداشت ها، باورها و احساسات و عواطف، نومیدی ها و رنجوری ها و پیشنهاد ها و کارکردها. نگارنده در این نوشته کوشیده است با روش تحلیلی-توصیفی، ذیل پنج عنوان، به اهمّیت، کارکرد و ارزش هایِ گوناگون مقدّمات آثار زرّین کوب اشاره کرده، به اثبات این نکته بپردازد که ارتباط مستقیمی میان «دیباچه و دانایی» برقرار است.
۱۶۲۶.

اشتقاق سازی ها در روایاتِ عامیانه حماسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۵۷
روایت های عامیانه و شفاهی در پیوند با ادب حماسی و به ویژه شاهنامه، در ادامه سنت شاهنامه نگاری پدیدار شده و یکی از منابعی است که در گشودن دشواری های ادب حماسی رسمی، بسیار راه گشا است. پیش از این شادروان ابوالقاسم انجوی شیرازی بسیاری از این روایت ها را گردآوری کرده و در مجموعه ای سه جلدی منتشر کرده است. نگارنده در پژوهش پیشِ رو، اشتقاق سازی های نام هایی را که در این مجموعه ارائه شده، بررسی و تحلیل کرده و به این نتیجه رسیده است که اغلب اشتقاق سازی اسامی موجود، به اقتضای محتوای این گونه متن ها، وجه تسمیه عامیانه دارد؛ به این معنا که روایت کننده بر بنیاد ریخت ظاهری کنونی نام، معنایی برای آن ارائه داده و مثلاً افراسیاب را پُرآسیاب یا کیومرث را کدومرث و گودرز را با کوه و درزِ آن در پیوند دانسته است. از سوی دیگر، تلفظ گروهی از نام ها برای نقل کننده روایت ناآشنا بوده و از همین روی، آن را به ریختی برگردانده که در نظرش معنادار می نموده و با کنش یا خصلتی از آن شخص هم تطابق می یافته است؛ چنان که آبتین به عابدین، برمایه به دایه یا آذر به عادل دگرگون شده است. مطابق با این روایات، نام برخی چیزها مانند گیوه از پهلوانی مانند گیو برآمده و برخی جای نام ها نیز برآیند پیوند آن جای با شخصیت حماسی و کنش آن ها بوده است.
۱۶۲۷.

بررسی فرافکنی در قالب تمثیل در منطق الطیر عطار نیشابوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۸ تعداد دانلود : ۱۷۷
فرافکنی در رفتار، گفتار و احساسات افراد و بخصوص در ادبیات فارسی وجود دارد و آثار آن در ارتباطات انسان با افراد و با جهان بیرون مشهود است که در قرون اخیر به عنوان یکی از مباحث علم روانشناسی مطرح شده است. رد پای این مفهوم در آثار کلاسیک بخصوص منطق الطیر عطار نیشابوری در شرح ماجرای سی مرغ در جستجوی سیمرغ دیده می شود؛ پرندگانی تمثیلی و نمادین که به دنبال محبوب ازلی و ابدی رهسپار سفری پر مخاطره هستند؛ گروهی از پرندگان بر حسب بینش درونی خود از رفتن در این راه امتناع می کنند و مطلوب غیر حقیقی را بر می گزینند و پندار خود را به محبوب حقیقی فرافکنی می کنند و در نهایت گروهی اندک به محبوب می رسند. روش تحقیق در این پژوهش بر مبنای هدف، توصیفی– تحلیلی است. یافته ها نشان می دهد که شکل فرافکنی با توجه به نمادین بودن شخصیت ها متفاوت است و از آنجایی که وحدت موضوع در کل اثر وجود دارد نوع فرافکنی ها نیز از یک موضوع یکسان تبعیت می کند که در قالب جهان بینی های مختلف شخصیت ها مطرح شده است. در نتیجه هر کدام از شخصیت ها به نوعی ویژگی ها، افکار و احساسات خود را به مطلوب فرافکنی کرده اند و به سرکوبی یا انکار توانایی های خود پرداخته اند.
۱۶۲۸.

هنرسازه های ترکیبی، مختص مختصات بلاغت فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۸ تعداد دانلود : ۲۳۶
بلاغت فارسی پس از اسلام، نخست از آبشخور قرآن و بلاغت عربی سرچشمه می گیرد و در ادامه، توأمان با ترجمه آثار حکمای یونانی، بلاغت اسلامی و به تبع آن بلاغت فارسی به طور عمیق تحت تأثیر آثار و بلاغت غربی قرار می گیرد. از این رو، هنرسازه های ادبی، خاصه ابزارهای زیبایی شناختیِ دانش بیان در بلاغت فارسی متأثر است از دستگاه بلاغی عربی و غربی؛ و یا دست کم مشترک با آن ها. اما با غور و وارسی سامان بلاغت و مداقه در صناعات ادبی فارسی درمی یابیم که گونه ای از این شگردها، یعنی هنرسازه های ترکیبی علی رغم وابستگی و هم بستگی با شگردهای بلاغی عربی و غربی، از استقلال و انحصار ویژه ای برخوردارند که مانند آن را در سایر دستگاهای بلاغی نمی بینیم. این جستار که با شیوه توصیفی تحلیلی نوشته شده است، می کوشد تا با بررسی شباهت های شگردهای دستگاه بلاغت فارسی با دستگاه های بلاغی عربی و غربی، نشان دهد که هنرسازه های ترکیبی مختص مختصات بلاغت فارسی است و سایر دستگاه های بلاغی محروم از این گونه از ابزارهای زیبایی شناسی اند. نتیجه این جستار تأیید می کند که بلاغت فارسی با توجه به قابلیت بازتابندگی عناصر فرهنگی و قومی شگرد کنایه و نیز دوگانه خوانی ابعاد لازمی و ملزومی آن، و همچنین به سبب مختصات ذاتی زبان فارسی در حوزه ترکیب پذیری، با امتزاج شگردهای منفرد، صناعات مستقل و منحصری می سازد که خاص بلاغت فارسی است و به نظر می رسد که در دیگر دستگاه های بلاغی (عربی و غربی) نشانی از آن نمی بینیم. البته این موضوع بیش از آنکه ادعایی باشد، دعوتی است از متخصصان حوزه های مزبور، که درنهایت، چه نظر نگارنده رد شود و چه پذیرفته، دستاورد جدیدی برای حوزه بلاغت محسوب خواهد شد.
۱۶۲۹.

بررسی شاخصه های «شعر سیاه» در اشعار هوشنگ ابتهاج(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۱ تعداد دانلود : ۱۹۰
اصطلاح «شعر سیاه» به شعری گفته می شود که احساسات و افکار منفی و دردآلود انسان را بازگو کند. شاعران و نویسندگان معاصر، متأثر از برخی نظریات فلسفی و نیز اوضاع اجتماعی و سیاسی جامعه خود به نوعی رمانتیسم سیاه و بدبینانه روی آوردند و با استفاده مکرر از مفاهیمی مانند غم، اندوه، ناامیدی، شکست، تنهایی، مرگ و ... شعر سیاه را پدید آوردند. در ایران، بسیاری از شاعران و نویسندگان متأثر از جریان های سیاسی و اجتماعی دوره پهلوی، به ویژه کودتای 28 مرداد 1332 و سلطه استبداد و خفقان در جامعه، دچار یأس و ناامیدی و سرخوردگی شدند و در اشعارشان با خلق فضاهای سیاه و مضامین غم آلود، نارضایتی خود را از وضع موجود نشان دادند. هوشنگ ابتهاج، سیاوش کسرایی، فروغ فرخزاد، مهدی اخوان ثالث، نصرت رحمانی و نادر نادرپور از این شاعران بودند. نتیجه اینکه مرگ اندیشی در شعر ابتهاج در طی دوره اول (فردی) و دوره دوم (اجتماعی)، متفاوت است و شاعر در نخستین شعرهای خود بر اساس نگاه فردی و غم هجران یار، خواهان مرگ زودتر از موعد است تا او را از رنج زندگی برهاند؛ اما در دوره دوم و در کشاکش مبارزه با حکومت استبداد، مرگ در میدان جنگ و مردن چون مردان را بالاترین شجاعت می داند.
۱۶۳۰.

خاستگاه ترکیب کنایی (درفشی شدن / کردن) با تکیه بر شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۱ تعداد دانلود : ۱۶۷
ترکیب کنایی «درفشی شدن/ کردن» در معنای «انگشت نماشدن/ کردن برای نخستین بار در شاهنامه فردوسی به کار رفته است و در آثار منظوم و منثور پیش از آن سابقه ای ندارد. پرسش هایی که هنگام رویارویی با این ترکیب پدید می آید، این است که چه ارتباطی میان واژگان ترکیب (معنای حقیقی) و مفهوم کنایی آن وجود دارد؟ در آفرینش این ترکیب کنایی، فردوسی چه استنباطی از درفش داشته است و حضور آن را در میادین نبرد چگونه می دیده که سبب شده است مفهوم کنایی «انگشت نمایی» را بیافریند؟ یافته های مقاله حاضر نشان می دهد به کارگیری «نیزه» به صورتی ویژه در میدان نبرد، به منظور اجرای فنی از فنون پهلوانی، خاستگاه آفرینش ترکیب کنایی «درفشی شدن/ کردن» بوده است که هم معنای حقیقی یعنی «به شکل و هیأت درفش درآمدن» و هم مفهوم کنایی، یعنی «انگشت نماشدن و رسوایی» را به درستی منتقل می کند. فردوسی برای آفرینش این ترکیب کنایی، جهان عینی حماسه را در ذهن و زبان خویش بازآفریده و تصویری که خود دریافته را با مناسب ترین واژگان برای مخاطب درک کردنی ساخته است. 
۱۶۳۱.

توضیح نکاتی چند پیرامون ضبط صحیح ابیاتی از بوستان سعدی با بهره گیری از علم تصحیح متن و استناد به شواهد همسان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۶۳
درک و دریافت یک متن منثور/ منظوم، نیازمند دقت و ژرف نگری فراوانی است که در صورت مغفول ماندن گوشه ای از جزئیات آن، هر آن امکان دارد ذهن به بیراهه برود و تلقی و فهم نادرستی از حقیقت مدلول ارائه شود. افزون بر توجه به معنای واژگان، ترکیبات و اصطلاحات موجود در متن، موارد فراون دیگری نیز وجود دارد که پرداختن به آنها از درجه اهمیت بالایی برخوردار است. درک ویژگی های زبان متن، محتوا و مضمون، نگرش های شاعر/نویسنده، زمینه های فرهنگی، اجتماعی و تاریخی، آگاهی از بافت زمان و مکان آفرینش اثر، موسیقی درونی و توجه به تصاویر ذهنی و خیالی حاضر در متن، مصادیقی هستند که دقتِ نظر در آنها می تواند درک عمیق تر و دقیق تری از معنای یک متن، به دست دهد که صد البته حصولِ این مهم، نیازمند تحقیق و تأمل فراوان است. سعدی از بزرگ ترین شاعران و نویسندگان ادب فارسی است که آثار او به اعتبار ظرفیت های چند گانه، همواره مورد توجه پژوهش گران بوده است. با این اوصاف، رسیدن به استخراج متنی اصیل و ضبطی صحیح از آثار او، بر دوام از مباحث چالش برانگیز حوزه ادبیات بوده است. با بررسی های میدانی نگارندگان و بازبینی مختصری از شروح بوستان سعدی، درک و استنباط جدیدی نسبت به چند بیت به دست آمد که در این جستار، به آن اشاره خواهد شد. هدف، این است تا در اثنای مطالعه نسخه ها و شرح های گوناگون بوستان سعدی، با بهره گیری از روش های علمی و اتّکا به شواهد موثق، با رویکرد و نگرشی نو، و با حد اقل خطا به معقول ترین و علمی ترین ضبطِ معنای ابیات مورد بحث برسیم.
۱۶۳۲.

تحلیلی نشانه _ پدیدارشناختی از داستان های کو تاه جنگ نوشته زنان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۳ تعداد دانلود : ۱۵۳
: مقاله حاضر بازنمایی نگاه نویسندگان زن به پدیده جنگ در گزیده داستان های کوتاه معاصر ایران است. انتخاب هفتاد داستان کوتاه، از میان ۲۶۲ داستان، که درطیّ چهار دهه در کتب و نشریّات چاپ شده اند، مجالی فراهم می کند تا با استفاده از روشی نظری (حاصل آمیختگی اندیشه های پدیدارشناسی و نشانه شناسی) بتوان تحلیلی جامع در این باره عرضه کرد. نویسنده قصد دارد، با معرّفی روش نشانه پدیدارشناختی، فارغ از پیش فرض ها و فضای حاکم بر فضای سیاسی اجتماعیِ این دوران، داستان ها را به مثابه پدیده (متن) بکاود و اجازه دهد متن چون «پدیداری» خود را بر خواننده عیان سازد. در این مقاله، ضمن تدقیق در نگاه وجودی و هستی شناسانه زنان به موضوعِ سراسر خشونت بار جنگ، درون مایه های روایت آنان از جنگ و میزان تأثیرپذیری شان و همچنین ساختار داستانی و زبان و لحن داستان ها در نظام نشانه ایِ این دوران تحلیل می شود. بی شک، زنان با تأثیرپذیرفتن از جامعه و فرهنگ حاکم بر زمانه خود، جهان شناسیِ ویژه شان را در این داستان ها نمایان و لایه های پنهان و آشکار هویّت زن ایرانی را در این روایتگری افشا می کنند. نگاه ویژه زنان به مقولات بنیادینی چون معنای زندگی و عشق و مرگ در این داستان ها تأمّل برانگیز است. تدقیق جهان شناسی زنان و یافتن درون مایه های مشترک، الگوها و بن مایه های روایت، نظام نشانه ایِ داستان ها در ساختار و زبان نکات درخور توجّه این مقاله است و تعامل وجودیِ زن ایرانی را با رویداد جنگ در آن دوره خاص نشان می دهد.
۱۶۳۳.

بررسی وجوه شباهت و تمایز الگوی روایی قصص قرآنی و دراماتیک ارسطویی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۸۳
این مقاله، به روش کیفی و با ابزاز اسناد و مدارک تاریخی اولیه و ثانویه، وجوه شباهت و تمایز میان الگوی محاکات روایی قصص قرآنی با الگوی محاکات دراماتیک شش گانه ارسطو در بوطیقا، مقایسه، تحلیل و تبیین می کند. پیشفرض کلی نیز این است که قصص قرآنی، ویژگی های اثر ادبی را دارند. به نظر می رسد الگوی شش مؤلفه ای محاکات دراماتیک ارسطویی در بوطیقا با الگوی محاکات روایی قصص قرآنی، همسانی ها و ناهمسانی هایی دارد. اول، در قصص و بوطیقا، موتوس هم معنای داستان و قصه دارد، هم نحوه داستان پردازی و قصه گویی. در قصص قرآنی نیز واژه قصص هم معنای متعارف قصه و داستان دارد هم بهترین شیوه داستان گویی که در عبارت «احسن القصص» آمده است. در عین حال، محاکات دراماتیک در بوطیقا از حیث شیوه تقلید (موتوس) و موضوع (اتوس) و اندیشه (دیانوئیا) و وسیله (اُپسیس) و طول و اندازه و آغاز و میانه و فرجام و وحدت های سه گانه و تزکیه (کاثارسیس) و نقص تراژیک و تغییر سرنوشت از نیک سیرتی به بدسیرتی و دگرگونی در احوال شخصیت و بازشناخت با محاکات روایی قرآنی وجه مشترک و متمایز دارد. این مقاله ادعا می کند الگوی روایی قصص قرآنی در عین تناظر نسبی با برخی مؤلفه های الگوی دراماتیک پیشنهادی ارسطو برای تراژدی، وجوه خصیصه نمای خود را نیز دارد.
۱۶۳۴.

بررسی جایگاه و قابلیت های صوفی هروی در اطعمه سرایی و شگردهای طنزپردای او با نگاهی به تأثیرپذیری وی از بسحق اطعمه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۳ تعداد دانلود : ۱۷۲
مولانا صوفی محمد هراتی شاعر گمنام قرن نهم هجری است. با آنکه اشعار قابل تأملی در زمینه ی اطعمه سروده است، در تذکره ها و منابع شناخته شده نامی از او و طرز شاعرانگی اش نیست. گمنامی و درعین حال قابلیتش در زمینه ی اطعمه سرایی بستری برای انجام تحقیقی برای معرفی او و شیوه های نقیضه سرایی او شد. روش تحقیق تحلیلی -تطبیقی -توصیفی است. بدین گونه که معیار شعر اطعمه دیوان بسحق بوده است و بر اساس عملکرد او و مطالعه ی تطبیقی آن با دیوان صوفی، گونه ها و سبک و سیاق صوفی هروی تبیین شده است. این پژوهش نشان می دهد که صوفی هروی در انواع اشعار و مطالبی که با موضوع اطعمه سروده و نگاشته، از بسحق متأثر بوده است؛ اما برخی ویژگی ها  کار او را متفاوت و قابل توجه کرده است. در زمینه ی غزل آنچه شعر او را متفاوت کرده است، بسامد استفاده از فضای عشق و عرفان است. او غذا را معشوق قرار داده و به کمک فضای آیرونیکِ شعر حافظ که بیشترین استقبال را از آن داشته است، برخی از مفاهیم عرفانی را برای ایجاد یک فضای آیرونیک به کار گرفته است. بر این اساس راوی در شعر او خوراک ستایی است که شمسِ دلخواهش نان است و از مشرق تنور طلوع می کند و تکه نانی در نظر او بر دو جهان برتری دارد. علاوه براین فضای آیرونیک، او در زمینه های دیگری مانند استعاره، تشبیه، استثنا و... برای غنای تصاویر نقیضی خود بهره برده است و ازاین نظر علاقه مندان شعر طنز با خواندن اشعار او از استحصال خنده و ظرافت تهی دست نخواهند ماند. 
۱۶۳۵.

چالش های بازنویسی تجربه ی تاریخی مطالعه ی تطبیقی رمان های ببر کاغذی اثر اولیویه رولان و کوچه ابرهای گمشده نوشته ی کورش اسدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۱ تعداد دانلود : ۱۷۳
جنبش مه 68 در فرانسه و انقلاب اسلامی ایران در سال 1979 هر کدام به شکلی در نیمه ی دوم قرن بیستم از آرمان انقلابی، آزادی بخش و ضد امپریالیستی جهانی متاثر شدند. در حالی که میشل فوکو و رضا براهنی به دلیل اهمیت این دو واقعه سیاسی و اجتماعی، مختصرا به شباهت و تفاوت هایشان اشاره کرده اند، تاکنون مقایسه ای ادبی بین رمان هایی که درباره ی این وقایع نوشته شده اند انجام نگرفته است. این پژوهش مطالعه ای است پیرامون چگونگی بازنویسی تاریخ این دو جنبش انقلابی در رمان ببرکاغذی اثر اولیویه رولان، فعال سابق چپ پرولتری و رمان کوچه ابرهای گمشده نوشته ی کورش اسدی، نویسنده ایرانی از نسلی که انقلاب را تجربه کرده است. امانوئل بوژو محقق فرانسوی به منظور تبیین مسأله ی بازنویسی تاریخ، ارتباط بین تاریخ و روایت ادبی را مورد بررسی قرار می دهد. در چارچوب نظرات بوژو، می توان از کاوش باستان شناسانه ی حافظه و بازتولید صدای شاهدان به عنوان دو نمونه از الگوهای بازنویسی تاریخ در ادبیات اشاره کرد. در این مقاله کوشش می شود این الگوها از رهگذر نظریه های روایت شناسی مورد بررسی قرار گیرد تا تفاوت ها و شباهت های این بازنویسی معلوم گردد. از سوی دیگر نقش و مسئولیتی که خواننده در رمزگشایی و فهم دارد مرحله آخر تکامل فرایند بازنویسی است که به آن پرداخته خواهد شد.
۱۶۳۶.

تحلیل پژوهش های انجام شده دربارۀ معراج نامه های فارسی با رویکرد بینارشته ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۶ تعداد دانلود : ۱۷۹
تنوّع موضوعات و پراکندگی تحقیقات انجام شده در زمینه معراج نامه ها، چشم انداز گسترده ای در دو دهه اخیر پیش روی پژوهشگران میان رشته ای در ایران گشوده است. در جستار حاضر، به روش فراتحلیل، این پژوهش ها و سیر نگارش آنها را شناسایی، دسته بندی و بررسی کردیم. دستاوردهای این پژوهش آینده پژوهی در زمینه تحقیقات حوزه معراج را هدف مند کرده، مسیر انتخاب موضوع مناسب پژوهشی را برای پژوهشگران علاقه مند به این حوزه روشن تر خواهد کرد. براساس نتایج تحقیق، معراج تا به امروز، در حوزه های ادبی، دینی، تاریخی - اسطوره شناختی، عرفانی، فلسفی، هنری و بینارشته ای، موضوع پژوهش های محض متعددی بوده است. این تحقیقات عموماً با روش توصیفی تحلیلی، رویکرد تطبیقی و مقایسه ای، و بر مبنای ساختارِ مقدمه، بحث، نتیجه و منابع نشر یافته اند؛ با این همه، جای خالی پاره ای از رویکردهای پژوهشی در آنها دیده می شود: بررسی معراج از منظر رویکردهای نوین نقد ادبی و بینامتنی؛ درک عناصر اعتقادی اعصار مختلف؛ پیگیری مباحث نمادین حکمی، عرفانی و مذهبی در معراج نگاری ها؛ درک دیدگاه فقهای ادیان مختلف در باب معراج؛ ردیابی آیات و احادیث معراج در آثار مختلف؛ غنی کردن منابع مطالعاتی در حوزه معراج؛ رسیدن به الگوی جهانی قابل قبول برای بررسی معراج نامه ها و معراج نگاری ها؛ درک بهتر ایدئولوژی معراج نویسان و معراج نگاران؛ و درک انواع فضاسازی ها در معراج نگاری ها بخشی از این رویکردهاست.
۱۶۳۷.

خوانش تطبیقی شعر روایی «اهریمن» سروده لرمانتوف و یکلیا و تنهایی او از تقی مدرّسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۸ تعداد دانلود : ۱۹۷
رمان های فارسی دهه سی و چهل مشتمل بر مضامین مشترکی همچون تنهایی، ناامیدی، سرخوردگی، ترس و سوءظن به روابط فردی و اجتماعی است. تقی مدرّسی یکلیا و تنهایی او را، متأثر از فضای سیاسی اجتماعی دهه سی، بویژه اوضاع پس از کودتای 28 مرداد 1332، نوشت. ردپای آشنایی نویسنده با کتاب مقدّس نیز هم در سبک نوشتار و هم در محتوای این رمان مشهود است. فضای خفقان بار آن دوران نویسنده را ناگزیر کرده تا دغدغه های سیاسی خود را در پسِ اسطوره و زبان نمادین بیان کند. میخائیل لرمانتوف، شاعر روس، نیز متأثّر از اوضاع سیاسی اجتماعی روسیه، پس از شکست قیام «دکابریست ها»، برای فرار از سرخوردگی و ناامیدی و طردشدگی قشر روشنفکر، به اسطوره های توراتی پناه برد و منظومه روایی «اهریمن» را که بازتابی از سرخوردگی های او بود سرود. شباهت خاستگاه سیاسی اجتماعی خلق این دو اثر، افکار و عقاید دو نویسنده، مضامین مشترک و بهره گیری خالقان هر دو اثر از عهد عتیق و قصه «تامار»، ضرورت پژوهشی با رویکرد تطبیقی بین این دو اثر ادبی به روش توصیفی تحلیلی را تقویت می کند. این مطالعه نشان می دهد مدرّسی برای خلق اثر خود از داستان «تامارا» در سِفر آفرینش و لرمانتوف از داستان قسمت دوم سموئیل از کتاب مقدّس بهره گرفته اند و مضامین مشترکی همچون ناامیدی، تنهایی، طردشدگی، اعتراض، عشق و...، متأثر از اوضاع اجتماعیِ زمانه خالقان اثر، در هر دو روایت دیده می شود.
۱۶۳۸.

نقد محتوایی کتاب «تاریخ نگار تصویرگرا یا شاعر فرمالیست»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۰۴
محمدرضا شفیعی کدکنی (م. سرشک) از شاعران مشهور ادب معاصر است که آثار پژوهشی در خور توجه و متعدد نیز در حوزه های مختلف ادبیات و عرفان دارد. یکی از ساحت های شخصیت چندوجهی شفیعی کدکنی، شاعری است و او از این حیث جایگاهی قابل اعتنا در شعر معاصر فارسی است. شفیعی، شعرشناسی اندیشمند است و همین دو خصلت، غنای صوری و محتوایی ویژه به شعر وی بخشیده که آن را به سوژه ای جذاب به لحاظ بررسی ابعاد مختلف تبدیل کرده است. تازه ترین کتابی که در زمینه شعر شفیعی کدکنی تألیف شده، «تاریخ نگارِ تصویرگرا یا شعر فرمالیست» است. علی رغم کوشش مؤلف این کتاب برای عرضه خوانشی جدید از اشعار م. سرشک، تألیف وی ایراداهایی جدی دارد. در مقاله پیش رو با روش تحلیل انتقادی به اشکال های این کتاب در چهار دسته «تعابیر مبهم»، «گزاره های اشتباه»، «دریافت غلط و تأویل های نادرست» و «توضیحات ناسودمند» پرداخته شده است و در پایان مشخص شده که نداشتن وسواس علمی لازم در تدوین مطالب و درک نادرست مؤلف از نشانه های موجود در اشعار شفیعی، موجب شده تا اشتباهات قابل توجهی در متن کتاب به چشم بخورد.
۱۶۳۹.

نقد و ارزیابی برگردان رمان یومیات مطلقة از هیفاء بیطار در پرتو راهبردهای ترجمه عناصر ترجمه ناپذیر فرهنگی مالکوم هاروی 2000 میلادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۶۲
نقد و ارزیابی ترجمه متون به ویژه متون ادبی و ارائه برگردان مناسب از مفاهیم و عناصر مختلف موجود در زبان مقصد همواره مورد توجه بوده است. یکی از موضوعات حوزه ترجمه، موضوع ترجمه ناپذیری عناصر فرهنگی است. مالکوم هاروی یکی از کسانی است که در این حوزه صاحب نظر است. وی برای ترجمه عناصر فرهنگی، روش هایی نظیر معادل کارکردی، معادل زبانی، وام گیری و معادل توصیفی- توضیحی را پیشنهاد داده است. در این جستار و با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی، برگردان سید مهدی حسینی نژاد از رمان یومیات مطلقه اثر هیفاء بیطار بر اساس راهکارهای ترجمه عناصر ترجمه ناپذیر فرهنگی مالکوم هاروی و میزان مطابقت ترجمه مترجم با رویکرد مزبور مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که مترجم علاوه بر حفظ و رعایت ظرافت ها و اصول زبانی و فرهنگی و نیز  پایبندی به سنت ها و آداب و رسوم مربوط به ساختار زبان فارسی، تلاش و کوشش  خود را در جهت عبور از ترجمه ناپذیری عناصر فرهنگی و زبانی و منطبق ساختن برگردان خود با مؤلفه های تعیین شده از سوی هاروی به کار گرفته است، هر چند که در برخی موارد می توانست علمکرد بهتری نیز داشته باشد که در خلال نمونه ها به آن اشاره شده است.
۱۶۴۰.

اسطوره کاوی الگوی عشق در فرهنگ مشترک گیلان و منطقه الموت (نمونه موردی روایت عزیز و نگار)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۴ تعداد دانلود : ۱۹۵
یکی از روایتهای شفاهی، داستان عزیز و نگار از خطه طالقان و منطقه الموت است که علاوه بر مردمان آن دیار در استان گیلان و بخشهایی از مازندران نیز نقل می شود. این پژوهش در نظر دارد به روش توصیفی تحلیل محتوا و با استفاده از رویکرد اسطوره کاوی به بررسی این روایت بپردازد. در روش اسطوره کاوی، علاوه بر متن به شرایط گفتمانی، پیرامتنی و فرامتنی نیز پرداخته خواهد شد؛ از این رو با اسطوره کاوی روایت، می توان به مطالعه الگوی عشق در فرهنگ منطقه مورد مطالعه و ضمیر ناخودآگاه آن جامعه پرداخت. در این پژوهش تلاش شده است با استفاده از مراحل ششگانه اسطوره کاوی عشق شامل شرح روایت، تحلیل مضمونی، بیش متنهای روایت، اسطوره شناسی تطبیقی، وضعیت معاصر و تحلیل ترکیبی، کارکرد الگوشدگی اسطوره های روایت و کیفیت حضور آنها به عنوان الگوی عشق در جامعه معاصر بررسی شود. یافته های پژوهش نشان می دهد که با وجود گسترش روابط موقت و ناپایدار عاطفیِ تحت تأثیر دنیای پست مدرنِ غرب در جامعه مورد مطالعه، مضمون عشق ازلی و ابدی به عنوان اصلی ترین مضمون روایت عزیز و نگار هنوز در ضمیر ناخودآگاه جامعه زنده است. این جامعه نه تنها ضرورت وجود اسطوره های عشق ازلی و ابدی را انکار نمی کند، بلکه اقدام به زایش اسطوره هایی با این مضمون در جامعه می کند. در نتیجه اسطوره عزیز و نگار الگوی مناسبی برای عشق ورزی در جامعه است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان