فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶۱ تا ۱۸۰ مورد از کل ۲٬۰۷۳ مورد.
منبع:
پژوهش در زبان و ادبیات عربی بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۰
19 - 36
حوزههای تخصصی:
لقد کان السیاق ولایزال أداه أساسیه فی فهم المعانی الغامضه، بل واکتشاف مقاصد المتکلم فی استعمال حروف دون حروف، وکلمات من دون أخرى، وعبارات غریبه أحیانا بدل أخرى ألف المتلقی تلقیها، فینکشف النص فی تَجَلٍّ جدید، لتأخذ قراءته منحى لم یکن لیظهر، لولا مباشره السیاق وإسهامه فی ذلک. فالقارئ وهو یقرأ نصا ما، یتلقى حروفه وکلماته ومقولاته فی مسار ذهنی معین، یستدعی من خلال المسافات الأولى التی کتب فیها هذا النص، مستحضرا عاملین أساسیین فی ذلک: أولهما نسق النص، من خلال سوابق الکلمات والجمل ولواحقهما وما إلی ذلک من الأنساق الداخلیه الترکیبیه؛ والآخر هو معرفته بالمتکلم؛ وکلما زادت معرفه القارئ بالمتکلم، زاد اقترابه من إدراک ملابسات الخطاب التی أنتج فیها. فإن النصّ القرآنی کتاب مقدّس حظی بقراءات عدّه تختلف باختلاف المرجعیات الثقافیه التی ینطلق منها الکاتب؛ ومن هذه القراءات نظریه السیاق ومدى تأثیره على المعنى؛ فسیکون هدفنا فی هذه الدراسه هو الحصول علی مجموعه من اللافتات السیاقیه الممیزه التی قام حب اللّٰه من خلالها بتجسید المعنی القرآنی وتوجیه دلالاته فی نطاقات معینه. إذا سنتناول فی بحثنا هذا ووفق المنهج الوصفی التحلیلی السیّاقَ لِما له من أهمیه فی تحدید المعانی وفهم النصّ القرآنی، وقد استأثرت أصول النظریه السیاقیه باهتمام بعض الباحثین المحدثین منهم الشیخ حیدر حبُّ اللّٰه؛إذ وجد فی هذه النظریه ما ینبهنا على فهم النصّ القرآنی وتفسیره، ویجنبنا الوقوع فی الخطأ. وإجمال نتائج البحث یبیّن لنا أنّ تحدید دلاله اللفظ فی النص یکون أقرب إلى قصد صاحب النص؛ ومن نظریه السیاق وأثرها الواضح فی توجیه الدلاله، نتعرّف على القصد الإلهی المراد من دلالات الألفاظ فی القرآن الکریم، واتضح کذلک من خلاله أنّ النصوص القرآنیه لا یکون فهمها فهما شاملا إلا من السیاق القرآنی بالنظر إلیه کوحده سیاقیه کبرى؛ لأن القرآن الکریم یفسر بعضه بعضا، وقد تنبّه حب اللّٰه لهذه الوتیره السیاقیه المؤثره فی نصوصه بشکل حاسم.
واکاوی بحران هویت در رمان «أنا أحیا» با تکیه بر نظریه روانشناسی اریک اریکسون
منبع:
نثرپژوهی عربی دوره ۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
35 - 53
حوزههای تخصصی:
انسان همواره به دنبال این بوده تا هویت اصلی خود را بیابد و به پرسش های «من کیستم؟»، «هدف زندگی چیست؟» پاسخ دهد؛ از این رو بحث هویت و بحران هویت در عصر حاضر اهمیت زیادی پیدا کرده است. رمان بستری مناسب برای پرداختن به مشکلات انسان است و از آنجا که لیلی بعلبکی نویسنده رمان «أنا أحیا» این مسأله را در اثر خود انعکاس داده است، نگارندگان به بررسی آن پرداخته اند. اریک اریکسون، با معرفی مفهوم «بحران هویت» و ارائه مدل هشت مرحله ای رشد روانی-اجتماعی، نقش محوری پنجمین مرحله، یعنی «هویت یابی» را برجسته ساخت. در این پژوهش، نویسندگان با بهره گیری از روش تحلیلی-توصیفی و با تکیه بر چارچوب نظری اریکسون، به تحلیل علل بروز بحران هویت در شخصیت اصلی رمان می پردازند. این واکاوی با هدف تبیین فرآیند شکل گیری هویت فردی در تعامل با عوامل خانوادگی و اجتماعی، و در بافت کلی اثر ادبی صورت می پذیرد تا بدین وسیله از یک واقعیت اجتماعی که در جامعه نویسنده موجود بوده و او در قالب رمان بدان پرداخته است پرده بردارند.. نتایج حاکی از آن است که از جمله پیامدهای بحران هویتی که در بُعد فردی در شخصیت لینا نمودار است، می توان به احساس پوچی و سرگردانی، اضطراب، ترس و ناتوانی در تصمیم گیری برای آینده اشاره کرد. در بُعد اجتماعی هم او دچار عقده حقارت، تعارض و رفتارهای ناهنجار است. در بُعد خانوادگی نیز شکافی عمیق بین او و اعضای خانواده اش ایجاده شده که ناشی از تحقیر و نادیده گرفتن او است.
لغة الوجة والعين في نهج البلاغة دراسة دلالية(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در زبان و ادبیات عربی پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۱
37 - 50
حوزههای تخصصی:
لغه الجسد لغه متفوقه منذ القدم ولدت مع الفطره البشریه؛ لذلک تعد أکثر شفافیه من التواصل اللفظی. هناک ألفاظ تعجز عن نقل الرساله إلى المتلقی، فتأتی لغه الجسد داعمه لها، تبین ما خفی من معانیها ودلالاتها، فهی انعکاس صادق لما نفکر أو نشعر به. یهدف هذا البحث إلی دراسه لغه الجسد فی نهج البلاغه، بالمنهج الوصفی التحلیلی. وقد وقع اختیارنا علی لغتی الوجه والعین أنموذجین فقط، منعاً لتضخم البحث. فندرسهما دراسه دلالیه، ونوضح أهم المواضع التی یبرز فیها التواصل من خلال حرکات الوجه والعین، لنستشف أهمیه هذا التواصل ودلالاته فی کلام الإمام علی (8). تکمن أهمیه هذا البحث فی کونه یبیّن الأثر الذی تترکه لغه الوجه والعین فی الآخرین، کما یجعل القارئ أکثر فهماً واستیعاباً لکلمات الإمام علی ویسهل على الدارسین الغوص فی أبحاث واسعه ضمن هذا المجال. أما أهم النتائج التی تم التوصل إلیها، فهی أن الإمام علی حرص علی تنویع طرق إیصال الأفکار إلی الآخرین، بلغه الجسد التی من شأنها أن تسرع من عملیه بث الأفکار والمشاعر والانفعالات وکشف مخبوءات الباطن وفهمها من قبل المخاطب واستقبالها، حیث لم یقف الإمام عند حد الکلام المنطوق، وإن للغه الوجه والعین دورا مهما فی الاتصال بالمتلقی فی کلام الإمام، وذلک عبر إیصال الرسائل الهادفه، کما أن لها وقعا کبیرا فی تبسیط التواصل والتفاهم بین الأفراد وتسهیله. یدل الوجه فی کلام الإمام علی ظاهر المؤمن ودماثه الخلق والفرح والبشاشه والمجد والکرامه والرد والمنع، وتدل العین التی هی أکثر الجوارح تعبیرا عن المعانی وتأثرا بتغیر الأحوال النفسیه علی أمور مختلفه، منها الازدراء والتحقیر والخشوع والخوف والفزع.
المباغته والمفاجئه فی الخطاب القرآنی (دراسه أسلوبیه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
القرآن الکریم کتاب فی غایه الفصاحه والبلاغه والإعجاز، وهذا الکتاب مملوء بالأسالیب الجامعه والمانعه لبیان المعنى المنشود وإلقائه إلى ذهن المخاطب. المباغته تدلّ على أمرٍ لم یحسبْه الشخص وحدثت له دون انتظار وتوقع، فالمباغته وهی عمل الغرض منه استثمار غفله الغیر وذلک بتوجیه ضربه سریعه وقویّه فی مکان وزمان معینین بحیث لا یتمکن المخاطب من اتخاذ أی رد فعل مضاد لإحباط الخطط. اخترنا فی هذا المقال موضوع «المباغته والمفاجئه» فی القرآن الکریم لنبحث عن الأسالیب والسیاقات التی نواجهها فی شأن المباغته والمفاجئه لنرى لماذا اختلفت هذه الأسالیب، مبیّنین الأهداف والمقاصد والأغراض ودلاله کل کلمه من کلمات المباغته اللفظیه فی هذا الکتاب على المنهج الوصفی- التحلیلی مستعینین بالمنهج الإحصائی. قمنا فی هذا المقال بتحلیل أصوات ألفاظ المباغته اللفظیه التی قد ذُکرت فی القرآن وهی "بغته" 13 مره، و«إذا» الفجائیه التی ذُکرت فیه 47 مره، وواصلنا البحث بتحلیل الحروف والکلمات والتراکیب والآیات والسور التی جاء هذان اللفظان فی سیاقها لنرى الأهداف والأغراض ودلالات کل من هذین اللفظین فی سیاقه الذی جاء فیه، وعدم مجیء أحدهما فی موضع الآخر. وأهمّ النتائج التی توصّلنا إلیها هی: أنّ «بغته» استعملت فی معظم الآیات لبیان مباغته الکفار والمنافقین حین أخذهم العذاب خاصه عذاب الموت والهلاک وعذاب القیامه، لکنّ «إذا» استعملت فی معظم الآیات لبیان إعجاز الأنبیاء ونکث عهد الکفار وإنکارهم لنعمات الله تعالى وشرکهم به. وکذلک یکون الغرض الأساسی فی الآیات الشامله للفظه «بغته» هو اعتبار الناس من القوم الظالمین ومصیرهم، ولکن الغرض الأساسی فی الآیات الشامله للفظه «إذا» هو ترهیب الناس من المعاصی وترغیبهم إلى عمل الخیر.
تحلیل تطبیقی ترجمه های واژه «صهر» در قرآن کریم (بر اساس نظریه فردینان دو سوسور)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سوسور با نگاهی سیستماتیک و نظام مند، زبان را مجموعه ای از نشانه ها دانسته و در نظریه زبانی خود نشانه را کلیدواژه اساسی قرار می دهد. در ترجمه نیز نشانه ها بسیار حائز اهمیت اند و مترجم باید بتواند با شناخت دقیق کلمات متن، روابط میان آن ها را شناسایی کرده و از این روابط در جهت ترجمه ای دقیق تر یاری گیرد؛ این مسأله در ترجمه قرآن کریم اهمیتی دوچندان می یابد. از جمله واژگان به کار رفته در قرآن کریم که بررسی معنایی آن نیاز به توجه و دقت دارد واژه «صهر» است. پژوهش حاضر که به روش تحلیلی-توصیفی صورت گرفته تلاش دارد با رویکردی معناشناسانه- ساختارگرایانه به این سؤال پاسخ دهد که سطوح و لایه های معنایی مختلف واژه «صهر» در قرآن کریم چگونه شکل می گیرد و مفهوم «صهر» در کاربرى قرآن کریم بر محور جانشینی و همنشینی با کدام واژگان مترادف است؟ نتیجه حاصل شده بیان می کند که هم در اصل فارسی واژه «صهر» و هم در قوامیس عربی یکی از معانی اصلی آن، «نَسَب» بیان شده، اما از سوی دیگر همنشینی آن با همین کلمه سبب می شود که معنای دیگری به آن داده شود. از این رو، مترجمان در این باره رویکردهای مختلفی در پیش گرفته و برخی با در نظر گرفتن رابطه تضاد میان نسب و صهر این دو را به نسبی و سببی ترجمه کرده اند. برخی هم این دو را به ذکور و اناث ترجمه کرده اند. همچنین با وجود آنکه معنای داماد برای واژه صهر در منابع متعددی آمده، اما در 10 ترجمه مورد بررسی در مقاله حاضر تنها یکی از منابع؛ یعنی ترجمه فولادوند چنین معنایی را برای این واژه آورده است.
السیاسة والاجتماع في مرآة الأمثال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
الأمثال من أکثر الأشکال التعبیریه الأدبیه انتشارا وشیوعا ولا تخلوا منها أیه أمه من الأمم فهی مرآه عاکسه لمشاعر الشعوب على اختلاف طبقاتها وانتماءاتها وهی أیضا تجسید لمختلف تصوراتها وعاداتها وتقالیدها ومعتقداتها فی صور حیه ودلالات إنسانیه شامله من خلال ما تتسم به من خصائص وممیزات فهی بذلک تعتبر الذاکره الحیه للشعوب لأنها سریعه التداول والانتشار وتنقل من جیل إلى آخر، ومن لغه إلى أخرى عبر مختلف الأزمنه والأمکنه، بإضافه إلى اتسامها بالإیجاز وجمال اللفظ والکثافه فی المعانی، لذلک عدت وعاء الأمم ومخزون تجاربها، کما أنها أیضا وسیله من وسائل حفظ التجارب والحکم لتنتقل من جیل إلی آخر. تدور فکره المقاله حول الدلالات الإجتماعیه والسیاسیه فی الأمثال، حامله للموروث الشعبی والقومی، فهی مرآه عاکسه لمختلف تجارب حیاه الفرد وتعبر عن مختلف طبقات المجتمع وفئاته، فمن خلالها نستطیع أن نتعرف على مختلف العلاقات القائمه داخل المجتمع إلى العلاقات الإجتماعیه داخل الأسره الواحده. المسأله التی تطرح هنا وهی ما هو دور الأمثال فی السیاسه والإجتماع وما هو دور السیاسه والإجتماع فی الأمثال؟ للإجابه علی هذه الأسئله اعتمدت الدراسه علی المنهج التحلیلی الوصفی. تشیر النتائج إلی أن فقد الأمثال تأثرت بظروف المجتمع سیاسیا من العصر الجاهلی إلى العصر الحدیث وقد ظهر اثر ذلک فی الصوره الأمثال وقد ظهر أیضا اثر المجتمع من ناحیه إجتماعیه فظهر اثر البیئه التی عاش فیها العربی، کما وجدت امثال کثیره فی العصر الحدیث تصور لنا ما یدور فی ذلک المجتمع.
ارزیابی ترجمه های فارسی معاصر قرآن کریم از معنای مشتقات ریشه «ح-س-ب»
حوزههای تخصصی:
ریشه «ح-س-ب» و مشتقات آن از جمله ساخت های پیچیده و دشوار در قرآن کریم به شمار می آیند که مترجمان فارسی معاصر در ترجمه آن ها با چالش های معنایی متعددی روبه رو بوده اند. این پژوهش با رویکردی توصیفی-تحلیلی، به بررسی دقیق معنای مشتقات این ریشه و ارزیابی ترجمه های فارسی معاصر قرآن، به ویژه ترجمه های فولادوند، مکارم شیرازی، یزدی، حدادعادل، انصاریان و کوشا، پرداخته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که مترجمان فارسی برای ۱۰۹ کاربرد قرآنی این ریشه، معادل هایی متنوع همچون «اندیشیدن»، «انگاشتن»، «گمان کردن»، «پنداشتن»، «عذاب»، «آفت»، «حساب دقیق»، «حسابرسی»، «پاداش دادن»، «بسنده»، «کافی» و... ارائه کرده اند. تحلیل ها حاکی از آن است که مهم ترین عامل مؤثر در معنایابی ریشه «ح-س-ب»، ساخت های صرفی آن است. در این ریشه، سه ساخت اصلی «حُسبان» به معنای «شمردن»، «حِسبان» به معنای «پنداشتن» و «حَسْب» به معنای «بس» وجود دارد که از آن ها هفت ساخت در قرآن انعکاس یافته است. تفاوت های ساختی میان این هفت شکل، موجب شکل گیری معانی و ترجمه های متنوع و گاه متفاوتی از ساخت اصلی شده است. برخی از مترجمان یادشده به این تفاوت ها توجه کافی نداشته اند و در نتیجه، ترجمه هایی ناقص یا نادرست ارائه داده اند. در این میان، ترجمه های فولادوند نسبت به سایر مترجمان، عملکرد بهتری داشته و دقیق تر ارزیابی شده اند.
التماسك النصي في قصيدة أرِحْ ركابك للشاعر محمد مهدي الجواهري(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تطوّرت الدراسات اللسانیه والنقدیه الحدیثه مؤخراً، مما جعلت الاهتمام بلسانیات النص ضروره ماسه فی تشکیله وتفسیره. من هذا المنطلق، یبحث هذا المقال مکامن التماسک النصی ودلالاته، أی ترابط أجزاء قصیده أرح رکابک، للشاعر محمد مهدی الجواهری حسیا أو معنویا؛ وذلک لأن شعره یعبر أصدق تعبیر عن عواطفه التی یکتنفها الحب والولاء للوطن. وقد جاء ذلک الحب عن عقیده صادقه وإذابه لذاته، من دون تکلف أو تصنّع، حیث لم یعبر عن العواطف فحسب، بل یعبر عن الفکر، والتعبیر عن الفکر أهم من التعبیر عن العواطف. ولما کان التماسک النصی أساساً فی بناء البیت الشعری وصیاغته فی التعبیر عن الأفکار، جاء الهدف من هذه الدراسه حیث التطبیقات العلمیه والعملیه على أبیات القصیده، لتتضح فاعلیه التماسک النصی وانسجامه فی ترابط وتماسک تلک الأفکار، وذلک عبر توظیف أدواته التی أهمها وأشهرها الإحاله والحذف والتکرار وغیرها، لیتناول عناصر التماسک النصی ودلالاته فی قصیده أرِحْ رکابک، معتمداً على المنهج الوصفی التحلیلی. یحکی قسم من النتائج أن القصیده کانت صوره حقیقیه للوضع السائد فی المجتمع العراقی، وأخذت أدوات التماسک النصی من الأدوات النحویه، کالإحاله، والاستبدال، والربط، والمعجمیه، کالتکرار والتضام، حیّزاً کبیراً فی القصیده، حیث لعبت دوراً محوریاً فی وحده النص الأدبی للقصیده.
صدی المرأة في شعر أبي العلاء المعري والخاقاني الشرواني "دراسة نقدية مقارنة"(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادبیات عربی بهار ۱۴۰۳ شماره ۳۶
1 - 20
حوزههای تخصصی:
تتناول هذه الدراسه موقف الشاعرین أبی العلاء المعری) 363 – 449 ه ) والخاقانی الشروانی (520 -595 ه ) من المرأه. إن أبا العلاء المعری کان شاعرا کفیف البصر شدید التشاؤم حیث جعله تشاؤمه ساخطا علی الحیاه الدنیا وأبناءها ولاسیما المرأه. أما الخاقانی الشروانی، فهو من الشعراء الفرس، اشتهر بغموض أشعاره وخفاء معانیها کما اشتهر بتشاؤمه، حیث یری بعض الدارسین أنه کان من أکثر الشعراء الفرس تشاؤما بالنسبه إلی المرأه. علی الرغم من تشاؤمهما وموقفهما السلبی من المرأه إلا أنّ کلیهما أولی أهمیه بالغه بها وشغلت المرأه مساحه کبیره فی قصائدهما. حاولت هذه الدراسه بالمنهج الوصفی التحلیلی وبالاعتماد علی المدرسه الأمریکیه للأدب المقارن تسلیط الضوء علی المؤتلف والمختلف فی موقف الشاعرین من المرأه کالأم والبنت والزوجه والحبیبه؛ واستعرضت الدواعی الخاصه والعامه التی جعلتهما أن یسلکا مسلک التطرف فی العداء علی المرأه. توصلت الدراسه إلی أن موقف الشاعرین من المرأه کالأم لا یتخذ طابعا عدائیا ولا یتمثل فی الحقد والبغضاء علیها؛ لأنها الملاذ الذی وجدا السکینه فی جوارها. أما عن البنت فکلاهما یفرح من موتها، ودفنها وإن اختلفت الدواعی عندهما. ومعانی الغزل تجری عندهما من ضمن أسلوب عام وکان جهد الشاعرین یقتصر علی تردید المعانی القدیمه فی الغزل وذلک لأن صناعه الشعر فی عصرهما لم یقدّر لها أن تستعرض المعانی الجدیده. أما الخاقانی بالنسبه إلی المعری فقد أکثر من المعانی الغزلیه وأجادها.
وظیفه مستوی التفسیر والشرح للخطاب النقدی فی روایه برید اللیل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات فی السردانیة العربیة جلد ۵ الربیع ۱۴۴۵ شماره ۱۲
۱۱۷-۱۳۵
حوزههای تخصصی:
نشأ التحلیل النقدی للخطاب من علم اللغه النقدی وأفکار علماء مثل فوکو وهابرماس وألتوسیر. تظهر المحاور الرئیسه فی دراسه هذا النوع من النصوص الأدبیه فی معرفه مفاهیم کالرؤیه النقدیه والقوه والإیدئولوجیا والاستعاره. تظهر الرؤیه النقدیه للخطاب فی کیفیه توظیف مستخدمی اللغه للاستعاره لإظهار إیدیولوجیا المجموعات القویه بین الناس ومتلقّی النص. بعد ظهور علماء مثل ویداک، وفاندایک، وفیرکلاف فی التحلیل النقدی للخطاب ظهرت مناهج مختلفه مثل منهج المجال الاجتماعی لفاندایک، ومنهج الخطاب التاریخی لویداک، ومنهج فیرکلاف الذی یعتبر الخطاب عملاً اجتماعیاً ویحلله. یری نورمان فیرکلاف، بأنّ تحلیل الخطاب هو تحلیل کل من الأبعاد الثلاثه (الفعل الاجتماعی، الممارسه الخطابیه، النص)، لأن فرضیته مبنیه على حقیقه وهی أنّ هناک صله ذات معنى بین المعانی المحدده للنصوص وطرق ارتباط النصوص ببعضها وتفسیرها، وطبیعه الفعل الاجتماعی، ویتم فحصها على ثلاثه مستویات: الوصف والتفسیر والشرح. تتناول الکاتبه اللبنانیه المعاصره هدى برکات حیاه المهاجرین والمشرّدین واللاجئین الذین یضطرون إلى ترک منازلهم لسوء الظروف الاجتماعیه والاقتصادیه والسیاسیه ویعیشون حیاه صعبه فی فرنسا. تمت فی هذا البحث، من خلال الاعتماد على المنهج الوصفی-التحلیلی محاوله التحقق من تطبیق مستویین من التفسیر و الشرح فی روایه برید اللیل على ضوء منهج الخطاب النقدی عند نورمان فیرکلاف. تشیر نتائج البحث إلى أن استخدام الإمکانیات المعجمیه على مستوى المعنى جعل النص متماسکاً فی هذه الروایه، وتمکنت الراویه باستخدامها تغییر المنظور والمفاهیم العقلیه فی فکرها حول نقل مفاهیم کالوحده والانفراد والخوف والحرب والذعر والتوقع للمتلقّین. وقد حاولت التعریف بشرائح المجتمع المختلفه التی تأثرت بظاهره الهجره القسریه وبیان أسباب الهجره ومغادره الوطن عبر تصویرها فی أسماء خاصه.
بررسی تاریخی و ساختاری زیبایی شناسی تشبیه تمثیل از دیدگاه دانشمندان و پیشگامان بلاغت از قدامة بن جعفر تا سکاکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف و مقدمه: این مقاله به بررسی تاریخی و ساختاری زیبایی شناسی تشبیه تمثیل از دیدگاه دانشمندان و پیشگامان بلاغت، از قدامه بن جعفر تا سکاکی، می پردازد و در صدد تبیین دیدگاه های مختلف دانشمندان علم بلاغت از زمان قدامه تا سکاکی و بررسی تفاوت تشبیه تمثیل با دیگر عناصر بلاغی است. تشبیه به عنوان یک ابزار بلاغی اقسام و انواع مختلفی دارد و بر اساس چهار رکن خود با عنوان های مختلفی نام گذاری شده است. یکی از تقسیم بندی های تشبیه بر اساس وجه شبه است که شامل «تشبیه تمثیل» و «تشبیه غیر تمثیل» می شود. تشبیه تمثیل در علم بلاغت به عنوان ابزاری ادبی برای بیان مفاهیم پیچیده از طریق مقایسه آنها با مثال ها یا داستان های ساده و ملموس استفاده می شود. این روش به مخاطب کمک می کند تا مفهوم اصلی را با استفاده از تصویر سازی ذهنی درک کند. ساختار تشبیه تمثیل این گونه است که وجه شبه آن آشکار نیست و هیئت یا حالتی است که از ترکیب چند چیز با هم به وجود می آید، همچنین تأویل پذیر است و به راحتی شناخته نمی شود، در حالی که، در تشبیه غیر تمثیل، وجه شبه واضح و آشکار است و نیازی به تأویل ندارد. اهل بلاغت در تعریف و تفسیر آن اختلاف نظر دارند و اغلب میان این نوع تشبیه با اصطلاحات دیگر مانند استعاره تمثیلیه، تشبیه مرکب و ارسال المثل تمایزی قائل نیستند.روش شناسی: روش این مقاله ترکیبی از توصیف، تحلیل و مقایسه دیدگاه های دانشمندان بلاغت درباره تشبیه تمثیل با بهره گیری از منابع اصلی و کتاب های بلاغی قدیم است. در این مقاله، به بررسی و توصیف و تحلیل دیدگاه های مختلف دانشمندان بلاغت، از جمله قدامه بن جعفر، أبو هلال عسکری، ابن رشیق قیروانی، عبدالقاهر جرجانی و سکاکی درباره تشبیه تمثیل پرداخته می شود. سپس، نویسنده به مقایسه و تحلیل تفاوت ها و شباهت ها میان دیدگاه های دانشمندان مختلف درباره تشبیه تمثیل می پردازد. گفتنی است که در این نوشتار از روش تاریخی استفاده شده، به این معنا که سیر تحول و تطور مفهوم تشبیه تمثیل از زمان قدامه بن جعفر تا سکاکی بررسی شده است. این روش به نویسنده کمک کرده است تا تغییرات و تحولات را در تعریف و کاربرد تشبیه تمثیل طی تاریخ بلاغت عربی دنبال کند و درباره ارزش بلاغی و هنری تشبیه تمثیل به نتیجه برسد.یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که قدامه بن جعفر در کتاب نقد الشعر عنوان واضحی به تشبیه تمثیل اختصاص نداده، اما تمثیل را یکی از صفات «ائتلاف اللفظ والمعنی» معرفی کرده و آن را با کنایه و استعاره قابل انطباق دانسته است .أبو هلال عسکری تمثیل را شبیه به تعریف قدامه دانسته و آن را با کنایه و استعاره در هم آمیخته است. او، در مبحث تشبیه، وجه سوم تشبیه را خارج کردن امر غیر بدیهی به صورت بدیهی بیان کرده است که با تعریف تشبیه تمثیل برابری می کند .ابن رشیق قیروانی تمثیل را زیر شاخه استعاره به شمار آورده و آن را با مماثله یکی دانسته است. او از تمثیل در شعر و احادیث نبوی استفاده کرده و آن را با تشبیه و استعاره در هم آمیخته است .عبدالقاهر جرجانی تشبیه را به دو نوع تمثیل و غیر تمثیل تقسیم کرده و مرز آن ها را مشخص کرده است. از دید او، تشبیه تمثیل نیازمند تأویل است و وجه شبه آن آشکار نیست. او تأویل را به عنوان روشی برای درک تشبیه تمثیل معرفی کرده است .سکاکی تشبیه تمثیل را تشبیهی با وجه شبه غیر حقیقی و منتزع از چندین امور دانسته است و با جرجانی در مورد شرایط وجه شبه اختلاف نظر دارد. او تأویل را در تشبیه تمثیل ضروری نمی داند و بر مرکب بودن وجه شبه تأکید می کند.بحث و نتایج: تشبیه تمثیل نوعی تشبیه است که وجه شبه در آن از چندین امر منتزع و به راحتی شناخته نمی شود. دانشمندان بلاغت درباره آن اختلاف نظر دارند که مهم ترین نکته اختلافی میان جرجانی و سکاکی است. عالمان بلاغت گاهی اوقات میان تشبیه تمثیل با سایر فنون بلاغی، از جمله تشبیه مرکب و استعاره تمثیلیه و ارسال المثل تفاوتی قائل نمی شوند که در این مقاله به ماهیت تشبیه تمثیل پرداخته شده و اختلاف نظر دانشمندان درباره آن تحلیل شده است. همچنین تفاوت تشبیه تمثیل با تشبیه مرکب و استعاره تمثیلیه و ارسال المثل نیز بررسی شده است. نتیجهٔ به دست آمده حاکی از آن است که هر چند در تعریف و شرایط تشبیه تمثیل اختلاف نظرهایی میان عالمان بلاغت وجود دارد، اما همه آنان بر ارزش بلاغی و هنری این فن تأکید کرده اند. تشبیه تمثیل میان عالمان قدیم بلاغت مفهومی عام داشته و بر بسیاری از صور بیانی مانند استعاره تمثیلیه، مماثله، کنایه، تشبیه مرکب و ارسال المثل اطلاق شده است. قدامه بن جعفر اولین کسی بود که تشبیه تمثیل را تعریف و تمثیل را مخالف تشبیه به شمار آورد. ابن رشیق تمثیل را نوعی استعاره به شمار آورد و آن را با تشبیه و استعاره در هم آمیخت. جرجانی در تشبیه تمثیل به تأویل پذیر بودن وجه شبه و عقلی غیر غریزی تأکید دارد، درحالی که سکاکی بر مرکب و غیر حقیقی بودن وجه شبه تأکید می کند. هر تمثیلی که نزد جمهور از جمله جرجانی تمثیل است، نزد سکاکی تمثیل نیست. میان مذهب سکاکی و جمهور نسبت عموم و خصوص وجود دارد. جرجانی استعاره تمثیلیه را جزئی از تمثیل می داند و میان آنها تفاوتی نمی گذارد، درحالی که سکاکی تشبیه تمثیل را فقط زمانی مَثَل می داند که به روش استعاره باشد .این مقاله نشان می دهد که تشبیه تمثیل از نظر بلاغی و هنری ارزش بالایی دارد و تأثیر عمیقی بر مخاطب می گذارد.
ثنائیه الأنا والآخر فی کتاب الاعتبار فی ضوء نظریه هنری باجو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
علم التصویر أو الصورولوجیا یعد من فروع الأدب المقارن ویدرس تجلیات الصوره فی الأعمال الأدبیه ومنها صوره الأنا والآخر. الصوره عن بیئه جغرافیه أو حدث تاریخی أو ثقافه وعادات وتقالید وفئات مختلفه لها لغه رمزیه وخصائص لغویه. فی دراسه الصوره تُطرح مفاهیم ومکونات مثل القوالب النمطیه، والتحیز، والصوره، والتمثیل. من النظریات التی یمکن أن ندرس فی ضوئها صوره الأنا والآخر هی نظریه هانری باجو الفنان التشکیلی الفرنسی الذی یری أن للصوره ثلاثه اتجاهات: الاتجاه الفوقی أو التشویه الایجابی، الاتجاه الدونی أو التشویه السلبی، الاتجاه الأفقی أو التسامح. بالاعتماد علی هذه النظریه تم اختیار کتاب الاعتبار لأسامه بن منقذ (488-584) الکاتب والشاعر الکبیر الذی عاش قبیل الحروب الصلیبیه فی منطقه شیزر، وکان شاعراً فذا وکاتبا بارعا وله شخصیه أدبیه وسیاسیه ورحلته الاعتبار هی صوره دقیقه ورائعه لمختلف الطبقات والشرائح الاجتماعیه والسیاسیه، منهم الکاتب نفسه وأهله، والعرب وقبائلهم المختلفه، والفاطمیون، والأیوبیون، والغزاه المسیحیون وغیرهم. تهدف هذه الدراسه بالمنهج الوصفی التحلیلی وفی ضوء علم التصویر إلی استعراض ثنائیه الأنا والآخر فی کتاب الاعتبار، وحاولت الإجابه علی سؤال رئیس مفاده ما هی أنواع تجلیات الأنا والآخر فی هذا الکتاب وما هی مصادیقهما. وخلص البحث إلی أن أنواع الأنا والآخر فی کتاب الاعتبار تنقسم إلی الفردیه والجماعیه، ووقف الکاتب منهما موقفا محایدا نزیها واتجه اتجاها أفقیا. وبدا أن هذه الصور هی نتاج اتصاله الوشیج والمباشر بالفئات المختلفه التی تجلث صورتهم فی رحلته وحاول التمییز بین الغزاه الصلیبیین وعامه الناس، وبالطبع قدم صوره واقعیه غیر منحازه عن الأنا والآخر.
تقنیه التبئیر ودلالاتها فی روایه "ممرات" لفاتن المرّ وفقاً لآراء جیرار جینیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
إنَّ تقنیه التبئیر تقع ضمن مقوله الصیغه التی تتمّ فیها معرفه وجهه النظر فی الحکایه التی یسردها السارد، بعباره أخری إنّ هذه التقنیه تتمحور حول الذی یری ولیس الذی یحکی. لذلک کانت تقنیه التبئیر وفقاً لرؤیه جیرار جینت تتراوح بین ثلاثه مستویات، وهی: الحکایه ذات التبئیر الصفر، الحکایه ذات التبئیر الداخلی، الحکایه ذات التبئیر الخارجی. تأتی تقنیه التبئیر فی روایه "ممرات" لتعرض هویتین متعارضتین فی الظاهر من خلال شخصیتین راویتین؛ کلاهما تنتمیان لهویه خاصه سبّبها الاحتلال الصهیونی. لذلک جاءت شخصیه نجوى السارده لتعبّر عن مجتمعها الفلسطینی - المسلم والذی یعیش فی المخیمات، وشخصیه دارین السارده لتعبر عن المجتمع الفلسطینی - المسیحی فی لبنان. تعتمد هذه الدراسه علی المنهج الوصفی – التحلیلی بناءً علی نظریه جیرار جینیت فی التبئیر وتهدف إلى تحلیل أسلوب الکاتبه فی روایه "ممرات" التی تعکس الواقع فی العالم العربی إبان الاحتلال الصهیونی. وقد تمکن هذا البحث من الوصول إلی أنَّ التبئیر کان حاضراً بأنواعه الثلاثه ومعظمه کان خلال وجهه نظر الشخصیتین الأساسیتین فی الروایه اللتین عبّرا عن موقفهما تجاه المقاومه الفلسطینیه، لکن جاء التبئیر الداخلی فی معظم الروایه على لسان نجوی صاحبه المعرفه الکلیه بالقضیه الفلسطینیه التی أرادت أن تقرب صدیقتها المسیحیه إلی ما یجری فی فلسطین من مذابح ومجازر،وذلک عبر رسائل دارت بینهما.
مرجعيات الأنساق الثقافية في سبايا دولة الخرافة للروائي عبد الرضا صالح محمد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تتناول الدراسه الأنساق الثقافیه المتضمنه فی الخطاب العراقی المتجسد فی روایه «سبایا دوله الخُرافه». ترتبط الأنساق الثقافیه فی النقد الثقافی، کإحدی التیارات الهامه فی مجال ما بعد الحداثه، حیث یسعى إلى إضافه آفاق جدیده دون إلغاء النقد الأدبی. یتعامل النقد الثقافی مع الأنساق المتضمنه والمشكلات المعقده ویتعرض للنصوص الأدبیه كظاهره ثقافیه، مثلما یتعامل مع الظواهر الثقافیه الأخرى التی تستحوذ على اهتمام الدراسات الثقافیه، حیث یسعى إلى كشف آلیات التمركز والهیمنه، وبالتالی التعامل مع الأصوات الشعبیه ودراسه النصوص بهدف استخلاص الجمالیات المختبئه فیها. ومما یزید أهمیه هذا الموضوع تناوله لقضایا المجتمع بشكل عام والمجتمع العراقی بشكل خاص، ونظرته للإرهاب المتحایل عن طریق تجاوزه لصوره الإسلام واستهدافه للقطاعات والعقائد الدینیه المختلفه كجریمه تهدد المجتمع. تهدف الدراسه إلی إجراء قراءه ثقافیه شامله للخطاب الروائی، مع التركیز على الجوانب الواقعیه المأخوذه من الواقع العراقی خلال فتره الإرهاب الداعشی معتمده المنهج الوصفی-التحلیلی فی الجزئین النظری والتطبیقی، وأخذت فی الاعتبار منطلقات النقد الثقافی. وقد تم جمع المعلومات بشكل مباشر من الكاتب عبدالرضا صالح محمد نفسه، بالاستفاده من خبرته ومعلوماته، بالإضافه إلى دراسه بیئه الكاتب واستخدام مصادر قیمه مثل المجلات والكتب الحدیثه التی تتناول الأنساق الثقافیه من خلال النقد الثقافی ثم تحلیل فهم ما حدث خلال فتره الإرهاب الداعشی والظلم والاضطهاد الذی تعرض له المجتمع العراقی، خاصه المسیحیین. توضح نتائج الدراسه أن حضور الدین والسیاسه فی روایه الكاتب لیس إلا تجسیداً للواقع الاجتماعی ومحاوله منه للوصول برساله إلى الشعب؛ إنّها رساله لایمكن للقارئ العادی أن یفهمها بسهوله، ولكن یمكن للقارئ أو الباحث أن یفهمها من خلال دراسه وتحلیل الكلمات والعبارات التی تحملها.
تقنية التوظيف واستدعاء التراث الديني في شعر أحمد بن علوان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
إنّ المیراث یشكل ظاهره فنّیه بارزه فی شعر أحمد بن علوان، وذلك نظراً لحبه للتراث من جانب ورغبته فی التواصل مع مجتمعه الإسلامی والمتلقی العربی من جانب آخر؛ لذا استخدم المیراث فی دیوانه، ونحن نسعى فی هذا المقال تسلیط الضوء على استحضار المیراث ودوره الجمالی والدلالی فی شعره عبر المنهج الوصفی-التحلیلی. إنّ مظاهر التراث فی شعر أحمد بن علوان تعددت، وكان الشاعر یستقی التراث بمختلف أنواعه فی دیوانه، وانقسم التناص إلى أنواع مختلفه منها التناص الدینی بأنواعه القرآنی والروائی. ومن حیث المستوى الفنی، فإنه كان یندرج تحت ثلاثه أنواع من التناص: الحواری والامتصاصی والاجتراری. استخدم الشاعر التراث الدینی كثیراً، وكان التناص الدینی یأتی لأغراض متعدده، أبرزها تقدیس بعض الشخصیات مثل إدریس وأهل البیت(ع)، والقضایا التی یجسدها. وقد تجلى التناص الدینی بنوعیه القرآنی والروائی، إلا أنّ النوع الثانی ظهر أقل فی شعره. واستهدف الشاعر من التناص الدینی الكشف عن العزّ والإسلام القدیم بهدف ربط حاضر الأمه بقدمها وتوعیه المسلمین من مخططات الأعداء عبر تصویر تاریخها وإظهار المجد الإسلامی مع أبرز الشخصیات.
بررسی زبان زنانه در رمان «الفتاه الأخیره» اثر نادیا مراد بر اساس نظریه رابین لیکاف
منبع:
نثرپژوهی عربی دوره ۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
17 - 34
حوزههای تخصصی:
در اواخر دهه شصت میلادی تغییرات عمیق اجتماعی مشاهده می شود. یکی از آن ها رواج تفکرات فمینیستی و بررسی جنسیت زبان در حیطه ادبیات بود. رابین لیکاف که یکی از جامعه شناسان مشهور است با نگارش کتاب زبان و جایگاه زن در این دوره توانست یکی از نوین ترین نظریه های زبان و جنسیت را خلق کرده و با استفاده از جایگاه اجتماعی زنان و کاربرد زنان نزد این جنسیت به بررسی تفاوت های سبک زبان زنان و مردان پرداخته و با استفاده از سه محور واژگان، دستور و آوا، مؤلفه های لازم به منظور دریافت تفاوت های سبکی زبان زنان و مردان را ارائه کرد. پژوهش کنونی با روش توصیفی-تحلیلی و آماری و تکیه بر نظریات جامعه شناسی زبان (لیکاف) و محورهای آن به بررسی گفتار زنانه در رمان «الفتاه الأخیره» نوشته نادیا مراد پرداخته تا میزان همپوشانی این نظریه در رمان مذکور را مشخص کند. داده های حاصل نشان می دهد نویسنده در محور واژگان از زبان زنانه، تشدید کننده، تردید نما، سوگندواژه ، رنگ واژه و واژگان عاطفی به منظور بیان زبان زنانه در رمان خود بهره برده و در زمینه دستوری نویسنده در این راستا از جملات نیمه تمام، پرسشی، تعجبی استفاده کرده است. حضور نیروهای داعش در فضای این رمان باعث شده زنان قدرت گفتار بالایی نداشته و این امر نوعی ضعف زبانی وناسازگاری در محور آوایی رمان شده است.
دراسة المعوّقات الّتي تواجه خرّيجي اللُّغة العربيّة وآدابها بشأن ريادة الأعمال في مجال العلاج الطبيعيّ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شهدت ریاده الأعمال فی مختلف المجالات العلمیّه نموّاً کبیراً فی العالم . وتعتبر ریاده الأعمال والتسویق الهدف الأساسیّ فی مجالات العلوم المختلفه، ویضمن دیمومه هذا المجال تحویله الدینامیکیّ للمجتمع المتلقّی وریاده الأعمال فی مجال العلاج الطبیعیّ والصحّه، والاهتمام بکلّ زوایاها المجهوله والمهمّشه أحیاناً. فهی علی مستوی اللُّغه العربیّه وآدابها، تحتلّ مکانه ذات أهمّیه. وهی بخلاف ما یعتقد الرأی العامّ الذی یعتبرها مقصورهً على بعض المهن المحدّده وتعتمد من قبل مؤسّسات معیّنه، یمکنها تحدید مسارات ووجهات نظر جدیده ربّما لاینتبّه لها الآخرون، ولا یُعیرون اهتماماً لما یجری فیها من تزویر وتغییر. ولکن هذه القضیّه لا تعتبر الحلّ المطلق لکلّ القضایا. وبطبیعه الحال، لا تخلو من العقبات. حاول هذا البحث التعرّف إلی المعوّقات والتحدّیات الّتی تواجه ریاده الأعمال فی مجال العلاج الطبیعیّ لخرّیجی اللُّغه العربیّه وآدابها باستخدام المنهج الوصفیّ التحلیلیّ وتعزیزه بمصادر المکتبات إذ تبیّن نتائج الدّراسه أنّ تحسین المرافق العامّه، سیکون له تأثیر إیجابیّ فی استقطاب المزید من السُّیّاح فی القطاع الصحّی ممّا یتطلّب تحرّکاً وتفاعلاً متناغماً ومسؤولاً. وعلیه فإنّ لخرّیجی اللُّغه العربیّه دوراً محوریّاً فی هذا المجال، إذ ینبغی لهم التعرّف إلی ثقافه شعوب الدول الأُخری الّتی تسهم فی کثره عدد السُّیّاح، فضلاً عن عدم الاقتصار علی مایرونه وعلی ما یُوکل إلیهم من الأمور. علیهم خلق أفکار جدیده تناسب واقع الحال کلّ حین لتمکّنهم من تلبیه احتیاجات السُّیّاح، إضافهً إلی ترجمه بعض المصنّفات الصحّیه والطبّیّه، لأنّ توافر الموارد العلمیّه والحدیثه یوجب رغبه السُّیّاح وإقبالهم. فی هذا الصدد، یُقترح زیاده الدراسات الهادفه منها لاکتشاف الإمکانیّات الطبیعیّه والمحلیّه وإیجاد أفکار ریادیّه، وورشات تعلیمیّه یمکن تطبیقها بواسطه خرّیجی اللُّغه العربیّه وآدابها وتخصّصات أخرى.
التّكدّس اللغويّ ودوره في التّماسك النّصّي من خلال دراسة شعر أبي تمّام والبحتري من منظار منهج تحليل الخطاب النّقدي لفيركلاف «اعتماداً علي كتاب الموازنة للآمدي»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعدّ الموازنه بین الشّعراء من أهمّ الموضوعات الّتی تناولها النقد الأدبی العربی على مرّ العصور. تتضمّن هذه الموازنه، مقارنه الأعمال الشعریه بین شاعرین أو أکثر، من حیث الأسلوب، واللغه، والمعانی، والصور الفنیه، والأفکار. یعدّ کتاب "الموازنه بین الطائیین" للآمدی واحداً من أشهر الکتب فی هذا المجال. قام الآمدی بمقارنه بین الشاعرین أبو تمام والبحتری، حیث تناول أسلوب کل منهما ومواطن القوه والضعف فی أشعارهما، واعتمد على الذّوق الأدبی بشکل کبیر فی کتابه، إلى جانب اعتماده على معاییر بلاغیّه وفنّیه واضحه. أمّا نحن فی هذا البحث فنرید من خلال الاعتماد علی منهج تحلیل الخطاب النّقدی أن نقوم بدراسه بعض النّماذج الشّعریّه المستخرجه من کتاب «الموازنه»، فلهذا تمّ اختیار موضوع «الخروج إلی المدیح بذکر الغیث». قد حکم الآمدی فی هذا القسم لصالح البحتری ولم یذکر دلیلاً أو سبباً لهذا الحکم. ولکن نحن فی هذا البحث من خلال الاعتماد علی منهج علمیّ قمنا بمعالجه موضوع التّکدّس اللّغوی، ومن خلال دراسه المفردات المحوریّه الموجوده فی قصیده أبی تمّام لاحظنا بأنّ المطر وما یرتبط به من معان ومفردات یتکرّر فی کلّ بیت حتّی یصل إلی مدح الممدوح. وتکرار هذه المفردات سبّب تکدّساً لغویاً، أدّی فی النّهایه إلی تماسک نصّیّ استطاع الشّاعر من خلاله أن ینقل ما تتضمّن قصیدته من الأفکار والرّؤی إلی مخاطبه وممدوحه. فی الجانب الآخر اتّبع البحتری منهج القدماء فی البدایه الغزلیّه والنّسیب ولم یهتمّ بموضوع التّکدّس اللّغوی فلهذا نشاهد شعره فی هذا المجال خالیاً من التّماسک النّصّی الّذی یربط بین أجزاء القصیده، ولا نلاحظ ارتباطاً عمیقاً بین المواضیع المختلفه الّتی یتطرّق إلیها الشّاعر.
تحليل السياق اللغوي والعاطفي والتناصي والثقافي والاجتماعي لقصة قتال الشعب اليهودي(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در زبان و ادبیات عربی پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۱
157 - 168
حوزههای تخصصی:
یتم سرد القصص القرآنیه بناءً على الواقع، ووفقاً لثقافه الشخصیات وسلوکها الاجتماعی. کما أن کلمات وجمل القصص القرآنیه تنقل للقارئ العبء العاطفی والحاله المزاجیه لشخص أو أشخاص. قد روت إحدى القصص القرآنیه توبه بنی إسرائیل واستغفارهم بعد ارتکابهم خطیئه عباده العجل؛ لکن المفسرین یعتبرون هذه التوبه نتیجه لقتل هؤلاء الناس بأیدی بعضهم البعض، ویرون أن آلاف الیهود قتلوا حتى قبلت توبتهم. قامت الدراسه الحالیه بدراسه السیاق اللغوی والعاطفی والثقافی والاجتماعی بأسلوب التحلیل النقدی وبحث السیاق التناصی لدراسه نص قصه العقاب والمذبحه التی تعرض لها بنو إسرائیل من أجل الإجابه عن سؤال، هو: هل یوافق قبول العقاب بالنسبه لمذبحه بنی إسرائیل على أیدی بعضهم البعض، مع البنیه الثقافیه والأفعال السلوکیه التی تحکم الشعب الیهودی، وکذلک الأدله داخل النص وخارج النص؟ وأخیراً، اتضح أن الادعاء الشهیر المبنی على مذبحه بنی إسرائیل، لا یوافق ثقافه بنی إسرائیل وتصرفاتهم السلوکیه والکلامیه، وأنه لیس هناک دلیل نصی وغیر نصی على إثبات ذلک المدعی. والدلیل الوحید على وجهه النظر هذه هو العبارات التی وردت فی وصف مذبحه بنی إسرائیل فی نص التوراه.
قراءة أسلوبيّة للمستوى الصوتي في قصيدة «بعد النبي» للمنصوري(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات فی اللغه العربیه و آدابها بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۹
142 - 177
حوزههای تخصصی:
إنّ الشعر یتمیز عن بعضه من خلال الأسلوب الفنی. وإنّ الشعراء یتفاضلون عبر حبکهم للأسلوب الرصین. ونظراً إلى أهمیه الأسلوب فی الشعر فقد اعتنی الشعراء بصیاغته وإجادته. وقد وقف الشاعر محمد سعید المنصوری شعره على أهل البیت؛ مدحاً ورثاءً. وقد اخترنا من بین شعر الرثاء قصیده «بعد النبی» فی رثاء السیده فاطمه الزهراء سلام الله علیها کی نقوم بتحلیلها فنّیاً بالاعتماد علی المنهج الأسلوبی، مرکزین فی بحثنا على المستوی الصوتی الذی تمثّل فی الموسیقى الخارجیه، حیث بیّنّا البحر الشعری وما اعتراه من الزحافات، والقافیه وحروفها، خاصه حرف الروی وحرکته، والموسیقى الداخلیه، حیث توقفنا عند الفنون البدیعیه والتکرار بکافه أشکاله. وقد خلص البحث إلى أنّ الشاعر قد کان موفقا فی اختیاره للبحر الکامل المقطوع الضرب مع کثره الاستفاده من زحاف الإضمار والهمزه المکسوره رویاً لقصیدته، إذ إنّ "مجیء الروی مکسوراً یوحی بحاله نفسیه منکسره، منطویه على نفسها بسبب الکسره وحرف المدّ (الیاء) الذی یمتدّ إلى داخل النفس منطویاً على الآلام. واستخدم الشاعر فنون الجناس والتکرار لمنح شعره طاقه صوتیه تساعد علی تعزیز معانی حزن الزهراء. فاستخدم من الجناس جناس الاشتقاق واللاحق والمضارع، وکرر الکلمات بثلاثه أشکال: التکرار المعنوی لتأکید أنّ الهمّ الموجود فی فؤاد الزهراء هو نفسه داء القلب الذی أدّى إلى قتلها، والتکرار اللفظی الذی لیس لغرض التوکید أبداً، بل لإیجاد معنى إضافی لغرض حسابی، وتکرار الکلمه لفظاً ومعنىً، وتمثل بتکرار ألفاظ الحزن والبکاء لیوحی بحضور قضیه الزهراء القوی فی ذهن الشاعر، لکونه العنصر الأساس الذی بنی علیه النصّ، کما یکشف عن رغبه الشاعر الشدیده فی إبراز حزنه علی ما حلّ بالزهراء. وفی الأصوات المهموسه التی تکرر منها (137 حرفا)، تکرر حرف التاء (38 مره) والهاء (37 مره). بینما تکرر حرف اللام (75 مره) والمیم (46 مره) فی الأصوات المجهوره.