فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۸۰ مورد از کل ۲٬۰۷۳ مورد.
منبع:
دراسات فی السردانیة العربیة جلد ۷ الخریف ۱۴۴۶ شماره ۱۸
161 - 177
حوزههای تخصصی:
نظریه الاستلزام الحواری هی نظریه قائمه علی الحوار والتخاطب وهی من أهم مفاهیم التداولیه شیّدها الفیلسوف البریطانی "بول غرایس" ووضع لها قواعد وأعمده تتکیء علیها نظریته. لهذه النظریه أربع قواعد وهی: قاعده "الکم" التی تشیر إلی کمّیه تقدیم المعلومات فی الحوار، وقاعده "الکیف" المرتبطه بصدق المعلومات المقدمه فی الحوار، وقاعده "المناسبه" التی تتحدث حول موضوع الحوار الذی یوافق سیاق الحدیث، وقاعده "الطریقه" التی تحرص علی عدم وجود الغموض واللبس فی الکلام. أمّا روایه "رساله إلی قورش" ل "خالد الکندی" فهی روایه تاریخیه خیالیه تروی قصص وأحداث ممالک متحاربه عاشت عصرها الذهبی فی فتره ما قبل المیلاد والشخصیه الرئیسه فی الروایه، الصبی الصغیر "قورش" ومؤدبته البابلیه "أفسار" التی تحکی له قصص فحواها المواعظ والعِبَر. جاء هذا البحث عبر المنهج الوصفی-التحلیلی یهدف إلی دراسه روایه "رساله إلی قورش" وفقاً لنظریه الاستلزام الحواری کما نکشف عن تمثّلات هذه النظریه فی الروایه وشرح الشواهد التی خرج فیها الحوار عن المعنی الحرفی إلی المعنی الضمنی، وقد توصّلنا إلی ذلک من خلال خرق المتحاورین للقواعد المذکوره وإخراج الحوار من المعنی الحرفی إلی المعنی المضمر والذی یحدّده مبدأ التعاون فی سیاق الکلام.
بررسی راهبردهای تدریس مکالمه زبان عربی در عصر دیجیتال: چالش ها و فرصت ها
حوزههای تخصصی:
آموزش مکالمه زبان عربی به عنوان یکی از زبان های رسمی در جهان، نیازمند استفاده از راهبردهای تدریس مؤثر و متنوع است. این پژوهش با روش کیفی _ توصیفی به بررسی راهبردهای تدریس مکالمه زبان عربی در عصر دیجیتال و تأثیر آن ها بر فرآیند یادگیری زبان آموزان می پردازد. هدف اصلی تحقیق شناسایی و تحلیل چالش ها و فرصت های ناشی از استفاده از فناوری های نوین در تدریس مکالمه زبان عربی است. در این راستا، روش های تدریس مبتنی بر فناوری و تدریس مبتنی بر پروژه به عنوان راهبردهای کلیدی معرفی می شوند. همچنین، تأثیر روش های یادگیری تعاملی و استفاده از ابزارهای دیجیتال در فرآیند یادگیری بررسی می گردد. بررسی ها نشان می دهد که ادغام فناوری در یادگیری زبان منجر به پیشرفت های قابل توجهی در مهارت زبان شده است. دانش آموزان به جای حفظ کردن و به خاطر سپردن مطالب، با استفاده از فناوری و از طریق تفکر، مطالب درسی را فرا می گیرند. در یادگیری بر مبنای پروژه نیز به زبان آموزان اجازه می دهد تا با انجام پروژه های واقعی، زبان را در زمینه های عملی یاد بگیرند. یادگیری مبتنی بر پروژه می تواند انگیزه و علاقه زبان آموزان را افزایش دهد و به آن ها کمک کند تا مهارت های ارتباطی خود را تقویت کنند. از چالش های پیش رو اینکه برخی از معلمان ممکن است با ابزارها و فناوری های نوین آشنا نباشند و بسیاری از معلمان هنوز به روش های سنتی تدریس وابسته هستند و از روش های نوین استفاده نمی کنند. علاوه بر این، ملاحظات آموزشی، مانند همسویی با اهداف یادگیری، برای ادغام موفق فناوری بسیار مهم است.
بررسی اثر بخشی روش های نوین تدریس عربی در آموزش مهارت های 4 گانه زبانی در مدارس
حوزههای تخصصی:
نظر به گسترش و توسعه روش های تدریس در حوزه آموزش زبان در مؤسسات و نهادهای آموزشی ولزوم کاربست این شیوه ها در نهادهای آموزشی دولتی، بروزرسانی شیوه های تدریس مهارتهای زبانی از ضروری ترین نیازها در این خصوص قلمداد می شود. شرایط فعلی حاکم بر این امر در آموزش و پرورش و ناکارآمدی شیوه های سنتی و بویژه نگاه یکجانبه و عدم استفاده از ابزارهای نوین آموزشی در زمینه آموزش زبان هم این فرایند را با اخلال جدی در نظام آموزشی روبرو کرده و هم زمان و هزینه های زیادی را از حاکمیت صرف و بی نتیجه هدر داده است.در این پژوهش بصورت میدانی در پی تحلیل وضع موجود در آموزش زبان عربی در کتب درسی و مقایسه آن با آموزش مهارت های چهارگانه زبانی با استفاده از منابع روزآمد هستیم. نتایج حاکی از آن است که کاربست تکنولوژی های جدید آموزشی تاثیری شگرف در تغییر وضع موجود داشته است و به ترتیب مهارت های خواندن، صحبت کردن، شنیدن و نوشتن در شیوه جدید آموزشی بیشترین تغییر را داشته اند.
تحلیل خودشیفتگی و انواع آن در ش عر معلقات بر اساس نظریه آدلر
حوزههای تخصصی:
زمانی می توان یک اثر ادبی را به خوبی درک کرد که موقعیت ادیب هم مد نظر قرار داده شود. در این میان آلفرد آدلر، پزشک و روانشناس برجسته آرای ارشمندی را مطرح می کند. آدلر خودشیفتگی را برگرفته از عقده برتری و عقده برتری و جبران افراطی را برگرفته از عقده حقارت می داند. در پژوهش حاضر سعی می شود تا عوامل پدید آورنده عقده حقارت و برتری، نظیر لوس شدگی، تخاصم والدین و غفلت، در میان شعرای معلقات که دچار خلأها و عقده هایی بودند، بررسی شود و در نتیجه نمودهای این عقده ها با تمجید از خود و خودشیفتگی، مورد واکاوی قرار گرفته است. امرؤالقیس با لوس شدگی، تخاصم و غفلت؛ طرفه بن عبد با از دست دادن پدر و تخاصم عموهایش؛ عنتره بن شداد عبسی با عدم پذیرشش به فرزندی، به جهت کنیز بودن مادرش و عمرو بن کلثوم به جهت لوس شدگی، رفاه زدگی، شکست در محاکمه و قتل پادشاه مناذره مسیر خودستایی را در سرودن ابیاتی با چنین مضمون پیموده اند. پر بسامدترین عوامل شکل گیری شخصیت خودشیفته در میان صاحبان معلقات، غفلت والدین و تخاصم ایشان یا اطرافیان شاعر است که به طرز چشم گیری زمینه ساز شکل گیری خودشیفتگی در شخصیت شاعر شده اند.
بررسی و تحلیل کارکردهای گفتمان روایی در رمان «باب الطباشیر» اثر احمد سعداوی (بر اساس نظریه گفتمان روایی ژرار ژنت)
منبع:
نثرپژوهی عربی دوره ۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲
1 - 16
حوزههای تخصصی:
تحلیل گفتمان روایی با رویکردی کل گرایانه یکی از شاخه های تحلیل گفتمان است. روایت از جمله عناصر مهم و اصلی در نقل داستان یا بیان حادثه به شمار می رود. در این میان ژرار ژنت نظریه پرداز ساختارگرای فرانسوی از نظریه پردازان مطرح است. این پژوهش سعی دارد محتوای رمان «باب الطباشیر» اثر احمد سعداوی رمان نویس عراقی را در قالبی ساختار محور و با تأکید بر مهمترین مباحث گفتمان روایی مورد اشاره ژنت مورد بررسی و مطالعه قرار دهد. هدف اصلی در این جستار، بررسی سه عنصر زمان، وجه و لحن به عنوان تکنیک های روایی است و همچنین کارکرد آن ها در به تصویرکشیدن بی هویتی علی ناجی، سختی ها و مشکلات لیلا حمید و دنیای مردم کنونی عراق و ظهور علی ناجی به عنوان منجی در برابر مردم عراق با تکیه بر طلسم های سومری هفتگانه در قالب یک داستان سورئالیستی - تخیّلی است تا علاوه بر کشف تکنیک های روایی آن، خواننده را با تفکر نویسنده در باب هویتِ علی ناجی، مشکلات لیلا حمید و مردم عراق و موضع گیری آن ها در برابر محدودیت های زندگی شخصی و اجتماعی آشنا سازد. روش کار در این پژوهش توصیفی تحلیلی بوده و با تمرکز بر کتاب ژنت سعی شده است تا به این پرسش پاسخ داده شود که گفتمان روایی تا چه میزان توانسته است در انعکاس درگیری های ذهنی نویسنده در باب هویتِ اصلیِ علی، مشکلات لیلا و مردم عراق و منجی گری علی ناجی موفق عمل کند؟ زمان پریشی، ایجاد پرش ها و وقفه های داستانی،کانونی سازی دوگانه، پررنگ یا کم رنگ ساختن نقشِ علی ناجی در مواضع مختلف رمان، و حرکت زمانی برای رسیدن به نوعی همزمانی بین رمان و فعل روایت از مهمترین تکنیک های روایی است که در این رمان مورد استفاده قرارگرفته اند.
تعليم اللغة العربية في ضوء نظرية الذكاءات المتعددة لغاردنر الذكاء اللغوي أنموذجا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در زبان و ادبیات عربی بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲
71 - 92
حوزههای تخصصی:
هناک صله وطیده بین نظریات علم النفس التعلیمیه وتعلیم اللغه. تعد نظریه غاردنر للذکاءات المتعدده، من جمله النظریات التعلیمیه التی قد حظیت باستقبال کبیر فی هذا المجال، وکانت ولا تزال تقوم بدور هام للغایه فی قضیه التعلیم عامه، وتعلیم اللغه خاصه. یهدف البحث إلى تأثیر نظریه الذکاءات المتعدده والذکاء اللغوی أنموذجاً علی تعلیم اللغه العربیه وکیفیه تطبیق هذا الذکاء علی تعلیم العربیه بصوره تنفیذیه وفعلیه. تکمن أهمیه البحث فی تقدیم الحلول لترقیه تعلیم اللغه العربیه وتنمیته کلغه ثانیه، وفق نظریه علم النفس لغاردنر تحت عنوان الذکاءات المتعدده. یجری البحث فی ضوء المنهج الوصفی التحلیلی والتطبیقی. وتدل النتائج علی أنّه من الممکن تطبیق الذکاء اللغوی المذکور فی نظریه غاردنر علی جمیع مهارات اللغه الأربع، أی الاستماع، والقراءه، والمحادثه والکتابه، وإجرائه فی کل مهاره عبر استخدام التقنیات والحلول الخاصه بنفس المهاره المعنیه.
واکاوی هوش معنوی در داستان «خلیل کافر» جبران خلیل جبران بر پایه دیدگاه رابرت ایمونز
منبع:
نثرپژوهی عربی دوره ۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲
34 - 47
حوزههای تخصصی:
هوش معنوی به مهارت ها، توانایی ها و رفتارهای لازم برای توسعه و حفظ ارتباط با منشأ غایی همه موجودات، کامیابی در جستجوی اهداف زندگی و یافتن مسیر اخلاقی درست که به رستگاری ما در زندگی کمک می کنند، اشاره دارد. این هوش که مبتنی بر ارزش ها، باورها و عملکردهای انسان است، این توانمندی را به او می دهد که در شرایط گوناگون، رشد و تعالی را در واقعیت های زندگی جستجو کند. رابرت ایمونز (Emmons Robert) (زاده 1958) استاد دانشگاه کالیفرنیا و پژوهشگر روانشناسی شخصیت، روانشناسی عاطفه و روانشناسی دین در زمره نخستین کسانی قرار دارد که به کشف هوش معنوی دست یافته است. از آنجا که جبران خلیل جبران، نویسنده لبنانی (1883-1931) در برخی از آثار خود از آموزه های قرآن کریم و تصوف اسلامی بهره گرفته است، می توان منظومه فکری او را در آثارش مرتبط با هوش معنوی دانست. لذا کارکردها و مؤلفه های این هوش در داستان «خلیل کافر»، موضوع این پژوهشِ مبتنی بر رویکرد کیفی و روش توصیفی- تحلیلی قرار گرفته است. یافته ها حاکی از آن است که گرچه جبران خلیل جبران در داستان «خلیل کافر» مستقیماً به هوش معنوی اشاره نکرده است؛ اما از آنجا که رویکرد آثارش به ابعاد هوش معنوی اعم از بُعد عقیدتی و شناختی، بُعد احساسی و عاطفی و بُعد ارادی بسیار متمایل است؛ بنابراین، این فرضیه را که جبران به طور غیر ارادی در آثارش از تصاویر و مبانی این هوش بهره برده است، قوت می بخشد. با مطالعه داستان «خلیل کافر»، می توان دریافت که وی به طور ناخودآگاه از هوش معنوی در جهت رشد و تعالی انسان های فرودست جامعه و ارتباطشان با خداوند و دیگران بهره گرفته است.
بررسی میزان تحقق اهداف آموزش زبان عربی در مدارس ایرانی از نظر متخصصان با تمرکز بر محتوای کتاب های درسی
حوزههای تخصصی:
اهداف آموزشی مهم ترین ارکان نگارش کتاب های آموزشی هستند و محتوای آموزشی برای رسیدن به این اهداف نوشته می شود. از مهم ترین اهداف آموزشی کتاب های درسی عربی فهم قرآن و متون دینی ساده است. با توجه به اینکه بیش از 7 سال از نگارش کتاب های عربی جدید التالیف گذشته است، پژوهشی در خصوص بررسی میزان موفقیت این کتاب ها در تحقق اهداف آموزش زبان عربی در مدارس ضروری است. در این پژوهش می کوشیم با روش پیمایشی و ابزار مصاحبه به بررسی کتاب های درسی عربی بپردازیم تا به میزان تناسب محتوای آموزشی عربی با اهداف آموزشی و میزان تحقق اهداف آن پی ببریم. گردآوری اطلاعات با مصاحبه کاملا ساختار یافته انجام شده است. جامعه پژوهش شامل استادان زبان و ادبیات عربی بوده و نمونه گیری به صورت هدفمند شامل ده متخصص زبان عربی آشنا با کتب درسی عربی جدید التالیف انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد 63 درصد افراد تناسب محتوای آموزشی عربی با اهداف آموزشی مندرج در برنامه درسی عربی را «ضعیف» و 52 درصد افراد میزان موفقیت محتوا در دستیابی به اهداف درسی را «کم» ارزیابی کرده اند. بخشی از عوامل این عدم موفقیت مربوط به محتوا و بخش دیگر مربوط به عوامل خارجی موثر در تدریس است.
توظيف نظرية اللغة والنوع الاجتماعيّ عند روبن لاكوف في روايتي سواقي القلوب لإنعام كجة جي والكافرة لعلي بدر على المستويين المعجميّ والنحويّ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات فی السردانیة العربیة جلد ۷ الخریف ۱۴۴۶ شماره ۱۸
51 - 78
حوزههای تخصصی:
تُعدّ اللغه والنوع الاجتماعیّ من النظریات النقدیّه المعاصره التی طرحتها روبن لاکوف، والتی تهتمّ بدراسه الفروق بین النصوص النسویّه والذکوریّه. وتؤکّد لاکوف أنّ لغه النساء أدنى مرتبه من لغه الرجال؛ لاحتوائها على مظاهر الضعف والتردّد، واهتمامها بالمواضیع الثانویّه وغیر الهامّه وردود الأفعال العاطفیّه. وقد قدّمت نظریتها فی ثلاثه مستویات: المعجمیّ، الفونولوجیّ، والنحویّ-الوظیفی. تحاول هذه الدراسه - اعتماداً على المنهج الوصفیّ-التحلیلیّ والإحصائیّ - تطبیق نظریه لاکوف على روایتین "سواقی القلوب" لإنعام کجه جی، وا"لکافره" لعلی بدر، على المستویین المعجمیّ والنحویّ. وقد أظهرت نتائج البحث أنّ اللغه المرتبطه بالنوع الاجتماعیّ (الأنثویّ والذکوریّ) تختلف، وأنّ النصّ یتأثّر بجنس الکاتب، وأنّ معاییر کلٍّ من اللغه النسویّه والذکوریّه - فی المستویین المعجمیّ والنحویّ - تتوافق غالباً مع نظریه لاکوف، إلّا فی بعض الحالات التی لم یتحقّق فیها هذا التوافق؛ وذلک یرجع إلى عوامل عدّه، کبیئه الکاتب، والظروف الاجتماعیّه للعصر، وطبیعه الأحداث. وقد انعکست هذه المؤثّرات فی تصرّفات الشخصیّات وأفعالها وأقوالها فی النصّ الروائیّ.
تعامل متن و ترجمه در بازتاب فرهنگ؛ موردپژوهی خار و میخک یحیی سنوار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رابطه میان زبان و فرهنگ دوسویه است و عناصر فرهنگی در زبان به صورت واژه، عبارت و اصطلاح تجلی پیدا می کند. واژگان فرهنگی به مفاهیم، روابط، پدیده ها، ابزارها و... به طور کلی جنبه های مادی و معنوی جامعه ای خاص مربوط می شوند که در زبان دیگر ناشناخته هستند و چالشی جدی در تعامل میان فرهنگ ها و زبان ها به وجود می آورد.کتاب خار و میخک سنوار به دلیل پرداختن به ابعاد مختلف زندگی مردم فلسطین حاوی عناصر فرهنگی است که مترجم برای ارائه ترجمه رسا و قابل فهم باید عناصر خاص آن را به خوبی شناخته و در زبان خود معادل یابی کند تا فرهنگ به درستی منتقل شود. پژوهش حاضر تلاش دارد ترجمه شنی از این کتاب را براساس انواع عناصر فرهنگی و راهکارهای مترجم مورد بررسی قرار دهد. ارزیابی کلی اثر حاکی از آن است که با وجود ماهیت سیاسی روایت و پرداختن به موضوعات نظامی به دلیل نزدیک شدن به زندگی مردم، اشکال مختلفی از عناصر فرهنگی را در خود دارد و با توجه به جایگاه و هدف آن در انتقال معنی و بیان حقایق تاریخی فلسطین، ترجمه نقش مهمی در انتقال بینافرهنگی دارد. مترجم نیز در ترجمه اثر در دوراهی بیگانه سازی و بومی سازی بوده و تلاش دارد هم اصالت زبان مبدأ را به ترجمه منتقل کند و هم با روش های تلفیقی اعم از یادداشت، معادل های توصیفی و فرهنگی و... به فهم مخاطب کمک کند، اما متن ترجمه را به خصوص با آوردن دو نوع معادل متفاوت (عربی و فارسی) در متن اصلی از روایی و رسایی دور ساخته است.
تحلیل مؤلفه های گفتمان مدار در رمان (الطنطوریه) بر اساس سطح توصیف نظریه نورمن فرکلاف
منبع:
جستارهای ادب عربی سال ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵
144 - 117
حوزههای تخصصی:
تحلیل گفتمان، یک رویکرد بین رشته ای برای مطالعه است که زبان را به عنوان شکلی از کارکرد اجتماعی، بررسی و به نحوه بازتولید قدرت اجتماعی و سیاسی به وسیله متن، تأکید می کند. این رویکرد ازیک طرف به روابط درون متن و از طرف دیگر به بافت موقعیتی، اجتماعی، سیاسی و تاریخی متن می پردازد. گفتمان انتقادی، بحث تحلیل گفتمان را یک سطح ارتقا می دهد؛ زیرا تحلیل گفتمان ازنظر شمول معنایی در گستره ای فراتر از زبان شناسی اجتماعی و زبان شناسی انتقادی وارد مطالعات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی می شود و شکل انتقادی به خود می گیرد. نورمن فرکلاف منتقد و تحلیل گر انگلیسی مقالاتی را منتشر کرده است که نشان می دهد مشغله اصلی وی تحلیل گفتمان انتقادی است. فرکلاف متن را از سه منظرِ توصیف، تفسیر و تبیین بررسی می کند. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و در پرتو سطح توصیف رویکرد فرکلاف، به بررسی ویژگی های زبانی و ساختارهای گفتمان مدار در رمان الطنطوریه اثر رضوی عاشور، می پردازد. نتایج حاصل از این تحقیق گویای این است که این رمان با گفتمانی ساده و روان و با موضوعات مهمی از جمله مقاومت و وطن دوستی، ارتباط خوبی با مخاطب برقرار می کند و بستر تاریخی و اجتماعی داستان را تقویت می نماید. نویسنده در سطح توصیف از رهگذر شخصیت پردازی، برقراری ارتباط بین واژگان، ایجاد تقابل های دوگانه، خلق تصاویر نمایشی و کاربرد واژگان خاص در پی تبیین اندیشه های خویش است.
تحلیل معنایی اسم فاعل، صیغه مبالغه، صفت مشبهه
منبع:
جستارهای ادب عربی سال ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵
116 - 89
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحث بسیار مهم و پرکاربرد در آیات و روایات، مبحث مشتقات صرفی است. در بین مشتقات، اسم فاعل، صیغه مبالغه و صفت مشبهه به دلیل قرابت حوزه مفهومی و بسامد بالا در آیات و روایات از جایگاهی ویژه برخوردارند. هدف این نوشتار توصیفی – تحلیلی بیان تفاوت های معنایی این سه گونه از مشتقات است که در منابع ادبی با تعابیری همچون حدوث و ثبوت از آنها یاد شده است. براین اساس اسم فاعل دلالت بر حدوث و صفت مشبهه دلالت بر ثبوت و دوام دارد. اما درعینِ حال برخی صفات مشبهه اصلًا دوام و استمرار ندارند و ازطرف دیگر برخی اسم فاعل ها معنی دوام دارند نه حدوث. اهمیت این امر به فهم و ترجمه متون دینی برمی گردد که گاه نتایج غیرقابل قبولی در پی دارد. لذا ابتدا به تعریف مشتقات سه گانه پرداخته شده سپس با مراجعه به کتب ادیبان، تفاوت های آنها بر اساس شواهد عینی تبیین شده است. مهم ترین نتایج پژوهش حاکی از آن است که: در این مقاله فرق های بین حدوث و ثبوت و استمرار، بیان شده و نتیجه، آن که صفت مشبهه ثبوت دارد ولی لزومًا دوام و استمرار ندارد و ازطرفی برخی اسم فاعل ها و نیز صیغه های مبالغه، ثبوتی هستند، نه حدوثی، که مهم ترین شاخصه برای تشخیص، توجه به معنا است.
القراءات القرآنية عند البالكي وأثرها في اختلاف المعاني من خلال حاشيتة على تفسير البيضاوي(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در زبان و ادبیات عربی پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳۳
91 - 110
حوزههای تخصصی:
القراءات القرآنیه من أجلّ العلوم قدراً؛ لأنها تعلقت بأعظم کتاب إطلاقاً فی العالم السفلی والعُلوی. وهذا العلم یتضمن الاختلافات الموجوده فی الأداء النطقی للکلمات القرآنیه والمباحث الصوتیه الدقیقه، مما یؤثر فی تنویع المعانی القرآنیه وتوسیعها. فإن العلماء المسلمین قدیماً وحدیثاً قدموا خدمه کبیره فی هذا المجال. ومؤلفاتهم من التفاسیر والقراءات خیر شاهد علیها. ومن العلماء المعاصرین الذین لهم بصمه فی هذا المیدان، محمد باقر البالکی الکردی، صاحب تآلیف متنوعه. ومن أهم تآلیفه النافعه، حاشیته على تفسیر البیضاوی، حیث تطرق فیها إلى الموضوعات اللغویه والبلاغیه والقرائیه. تهدف هذه المقاله، مستفیده من المنهج الوصفی التحلیلی، إلى دراسه ما ذهب إلیه البالکی فی موضوع القراءات القرآنیه من خلال حاشیته. فقام الباحثون بذکر المواضع التی یوجد فیها الاختلاف الواضح بین القراءات القرآنیه، مع الإشاره إلى المصادر التی أشارت إلى تلک القراءات، وذکروا آراء المفسرین فی تلک الخلافات والرأی الشخصی للبالکی، وقارنوا بینه وبین آراء المفسرین واختلاف تدقیقاتهم واستدلالاتهم وما حصل من تأویلاتهم واختلافاتهم للمعانی القرآنیه، کل ذلک مع الإشاره إلى تلک المصادر التی تضمنت تلک الأقوال والاختلافات، وذکرِ ما اعتمد علیه البالکی من القواعد اللغویه والبلاغیه ومعانیها، لتثبیت رأیه فی تلک الموارد الخلافیه، لکی یصل إلى ما هو المناسب مع النص القرآنی. وحاول الباحثون الکشف عن تجدیدات البالکی فی هذا الموضوع، وما قام به فی حاشیته من التدقیقات، وذکر الخلافات، وشرحها، وترجیحاتها، وآرائه الشخصیه، واعتراضاته على البیضاوی والمفسرین، وإبدائه برأیه، وإن کان مخالفاً فی ذلک جمیع المفسرین. وهذا البحث حاول أن یجیب عن ما یأتی: ما منهج البالکی فی البحث عن القراءات القرآنیه فی حاشیته؟ ما آراء البالکی الجدیده فی مجال القراءات القرآنیه؟ وصل البحث من خلال دراسته لهذا الموضوع إلى تأثیر القراءات القرآنیه على تغیر المعانی وتنوعها واتساعها، وأن الصوت یلعب دوراً مرکزیاً فی اختلاف المعانی، وأن البالکی فی حاشیته یبدو کمفسر مستقل وناقد بارع بعید عن التقلید، أتى بآراء جدیده، وبأسالیب دقیقه لتحقیق الصواب وبیان الصحیح من المسائل.
دراسة الاستعارة المفهومية في قصيدة المواكب لجبران خليل جبران علي ضوء آراء لايكوف وجونسون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در زبان و ادبیات عربی پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳۳
143 - 162
حوزههای تخصصی:
الاستعاره، وفق الأبحاث اللغویه الکلاسیکیه، تعنی تعبیرا لغویا قائما علی المجاز، یتم فیه استعمال اللفظ فی غیر ما وضع له مع علاقه مشابهه، تربط بین اللفظ المطوی ذکرُه واللفظ الملفوظ. وهناک ضرب آخر من جنس الاستعاره، ظهر حدیثا، یتبناه کلّ من العالمینِ اللغویینِ، لایکوف وجونسون. وحسب رؤیه هذین المنظرین، فإنها تَصوّر لمفهوم ما عبر مفهوم من میدان آخر، کأن نُدرک مفهوما معنویا عن طریق مفهوم حسی. وتنقسم الاستعاره الأخیره إلی ثلاثه أصناف: الاستعاره البنیویه، والفضائیه (الفیزیئیه أو الاتجاهیه)، والأنطولوجیه (الوجودیه). تهدف هذه الدراسه، عبر المنهج الوصفی التحلیلی، وبالاعتماد علی آراء جونسون ولایکوف، إلى دراسه أنواع الاستعاره المفهومیه فی قصیده المواکب للشاعر اللبنانی، جبران خلیل جبران. وتوصلت إلی أن الشاعر وظف الاستعاره المفهومیه بأنواعها الثلاثه: البنیویه، والأنطولوجیه، والفضائیه. فأما الاستعاره البنیویه، فبرهنت علی أن جبران ینظر إلی الحیاه علی أنها زائله وعابره، وعلی إثر هذا یدعو الناس إلی الانتفاع باللحظات الراهنه، کما یؤمن بأن البساطه فی الحیاه ألیق بها من التعقید. فالإنسان فی هذه الحیاه مسلوب الإراده، تقهره الظروف. وأما الاستعاره الفضائیه، فتظهر أن الحبّ، حسب وجهه نظر جبران، لیس له موضع غیر الروح، وأنّ ما یتعلق بالجسد، ویعتبرونه حبا، فما هو إلا نزوه. کما أنّ الاستعاره الأنطولوجیه تکشف أن الشاعر یعتبر أن الأشیاء الهادئه لیست معدومه العزم، وإنما یبرز هذا الجانب منها فی الوقت المناسب.
التقنيات شبه المنطقيّة الحجاجيّة في ديوان صلاة النار للشاعرة نبيلة الخطيب وفق آراء ديكرو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یُعدُّ الحجاج شبه المنطقیّ أحد أبرز الأسالیب التی یعتمدها الخطاب الأدبیّ لإقناع المتلقّی؛ إذ یقوم على تقنیات لغویّه واستدلالیّه تُعزِّز من قوه الحجه دون أن تقتصر على المنطق الصوریّ وحده. ویعتمد هذا النوع من الحجاج على أدوات مثل الروابط الحجاجیّه والتدرج فی بناء الحجه، مما یجعله وسیله فعاله فی الخطاب الشعریّ، حیث یمتزج الإقناع بالعاطفه والجمالیات البلاغیّه. اعتمد هذا البحث المنهج الوصفیّ – التحلیلیّ فی دراسه التقنیات الحجاجیّه شبه المنطقیّه فی دیوان صلاه النار للشاعره نبیله الخطیب، بالاستناد إلى آراء دیکرو فی الحجاج، والتی ترى أن الحجاج لا یُبنى فقط على قواعد المنطق، بل یعتمد على تنظیم الخطاب بطریقه تؤثر فی مواقف المتلقی ومواقعه التداولیه. یهدف هذا البحث إلى تحلیل التقنیات شبه المنطقیّه فی دیوان الشاعره، من خلال دراسه الروابط الحجاجیّه (مثل "إذا" و"حیث") ودورها فی بناء الخطاب الشعریّ وتوجیه الدلالات، والکشف عن آلیات السُّلَّم الحجاجیّ (النفی، القلب، الخفض) وکیفیه توظیفه فی تقدیم الحجج وتشکیل الرؤیه الشعریّه، مما یسهم فی فهم أعمق لأسالیب الإقناع غیر المباشر والبناء الفنی للقصیده المعاصره. وقد توصلت الدراسه إلى أن الشاعره استخدمت هذه التقنیات ببراعه لبناء خطاب شعری متماسک وإقناعیّ، حیث عملت الروابط الحجاجیّه على خلق علاقات شرطیه ودلالیه بین أجزاء النص، بینما أسهم السُّلَّم الحجاجیّ فی تقدیم الأفکار بشکل متدرج ومنطقیّ. کما کشفت النتائج عن فعالیه نظریه دیکرو فی تفسیر آلیات الإقناع غیر المباشر فی الخطاب الشعریّ، حیث برزت قدره الشاعره على توظیف هذه التقنیات لتوجیه تأویل المتلقی وبناء رؤیه شعریه عمیقه تجمع بین البعد العاطفی والفکری، مما یؤکد تمیز تجربتها الشعریّه وقدرتها على توظیف الأدوات الحجاجیّه فی التعبیر عن رؤاها الوجودیّه.
مؤلفه های ادبیات پایداری در رمان "الشوک والقرنفل" شهید یحیی سنوار
حوزههای تخصصی:
در عصر حاضر از نمونه های این نویسندگان که رهبر و سیاستمدار حوزه ادبیات مقاومت در فلسطین بوده اند، "شهید یحیی سنوار" است که به خاطر دفاع از وطن و مردم بی گناه سرزمینش بارها از طرف رژیم اشغالگر به مرگ تهدید شده و سال ها طعم تلخ زندان و شکنجه را چشید و در نهایت با سرافرازی در سال 2024م. به کام شهادت نائل شد. او در زندان تمام دردهای مردم سرزمینش و جنایات دشمن را به شکلی واقعی در رمان "الشوک والقرنفل" بازتاب داده است که ما سعی کردیم با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی مؤلفه های ادبیات مقاومت در رمان مذکور بپردازیم و یافته ها نشان داده که نویسنده با لحنی انتقادی تمام جنایات رژیم در زندان ها، اردوگاه ها و میدان های نبرد را برملا کرده و نیز دردها و آلام درونی هم وطنانش، آوارگی ها، محاکمه و بازداشت دانشجویان و جوانان از طرف مزدوران رژیم اسرائیلی، ویرانی خانه-های فلسطینی و شهرک سازی رژیم برای اسکان یهود را بازتاب داده است. علاوه بر آن نویسنده حرمت و کرامت شهید را می ستاید و مقام رفیع آن را بالا می برد و شجاعت و دلاوری های جوانان فلسطینی و مشورت و هماهنگی آن ها با هم برای پیشبرد اهداف شان در برابر دشمن را می ستاید و از رهبران برجسته حوزه مقاومت چون یاسر عرفات و أحمد یاسین تمجید می کند و گوشزد می کند که راه این رهبران بزرگ ما ادامه دارد و تمام فشارهای دشمن نمی تواند ما را از مسیر مقدس مان منحرف کند.
نقد تعریف فعل بر اساس روایت امیرمؤمنان علیه السلام
منبع:
جستارهای ادب عربی سال ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵
60 - 41
حوزههای تخصصی:
از دیرباز غالب علمای علم ادبیات عربی فعل را با دو قید معنای مستقل و اقتران به زمان های سه گانه از دیگر قسیم هایش یعنی حرف و اسم متمایز می کردند، لکن با بررسی های بیشتر، ادله ای بر خلاف این تعاریف به ذهن می رسد، از جمله این ادله افتقار فعل به زوائدی مانند: تاء تانیث، فاعل، مفعول، حروف مضارعه، ضمیر و... که علاوه بر اینکه باعث مرکب شدن فعل می شود، نشان می دهد که فعل در حد تصور، نیاز به تصور کلمه دیگری دارد. در مورد اقتران به زمان گاه در حرف و اسم نیز شاهد این اقتران هستیم و از طرفی دیگر گاه انجام گرفتن فعل بدون صرف کوچک ترین زمانی اتفاق می افتد، مانند: «فَهِمَ اللهُ» یا «مَضَی الزَّمانُ» و ثابت است که نفس زمان یا مجردات محدود به قید زمان نیستند و نمی توان این بحث عمده را شاذّ تلقی کرد. از سوی دیگر امام علی علیه السلام به عنوان مؤسس علم نحو، در تعریف فعل به زمان داری و معنای مستقل آن اشاره ای نکرده و فعل را «مَا أَنْبَأَ عَنْ حَرَکَهِ الْمُسَمَّى» می داند که تطابقی با تعریف نحات ندارد. نوشتار پیش رو به دنبال ارائه تعریف صحیحی از فعل و نقد ادله و مبانی نحات در اقتران و زمان داری فعل است. مقاله حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و گرد آوری اطلاعات با شیوه کتابخانه ای و نرم افزاری در پی اثبات بهترین تعریف از فعل یعنی تعریف امام علی علیه السلام است.
دراسة لانعكاسات الغاية علي ترجمات رباعيات الخيام علي ضوء نظرية سكوبوس ترجمة رامي والصافي أنموذجا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در زبان و ادبیات عربی پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳۳
163 - 182
حوزههای تخصصی:
لا شک أن مباحث علم اللغه قد تسربت إلی الترجمه فی النصف الثانی من القرن العشرین، وتم الترکیز بدایه علی التکافؤ والتعادل، بوصفه مفهوما رئیساً، کما رکزت المداخل اللغویه المنوطه بالتکافؤ علی النص الأصل، وعلی الخصائص المراد الحفاظ علیها فی النص الهدف، عند التحلیل اللغوی، إلا أن الترجمه لم ترزح زمنا طویلاً تحت عبء النظریات اللغویه التی کان فیها التکافؤ لنص الأصل هو المعیار الأساسی فی تحدید نجاح الترجمه، بل واجهت تحولاً کبیراً، وانعطفت نحو النظریات التی تولی قدراً أکبر من الاهتمام بالوظائف الاجتماعیه والثقافیه. وأبرز هذه النظریات الوظیفیه هی نظریه سکوبوس التی استأثرت باهتمام الباحثین والدارسین. وبظهورها، لم تتحرر دراسات الترجمه من اللسانیات فحسب، بل فتحت الآفاق لظهور رؤی جدیده من الترجمه، الأمر الذی دعا إلی إلقاء نظره فاحصه علی بعض الخیوط الدقیقه فی النسیج الفکری لهذه النظریه، وفی طلیعتها نظریه الغایه أو سکوبوس التی تشکل رکناً أساسیاً فیها، وقد انعکست علی معظم مفاصل الترجمه. سنقوم فی هذا المقال، بإماطه اللثام عن وجه انعکاسات الغایه علی ترجمتی أحمد رامی وأحمد الصافی النجفی، لاسیما علی صعید تحدید نمط الترجمه، واستراتیجیتها، وتحدید السیاق الثقافی، وتحدید الأسلوب، بمنهج وصفی تحلیلی.
نقش دست سازه ها بر کیفیت آموزش، یادگیری و ساده سازی مفاهیم زبان عربی (مطالعه موردی: «عربی، زبان قرآن» متوسطه اول پایه هفتم)
حوزههای تخصصی:
ابزارهای دست ساز عنصری اساسی در بهبود کیفیت آموزش زبان عربی، به ویژه در مراحل اولیه آموزشی، هستند. بنابراین، باید استفاده از آنها را گسترش داد و حمایت لازم را برای معلمان فراهم کرد تا اطمینان حاصل شود که حداکثر بهره وری از این ابزارها حاصل می شود. پژوهش حاضر باهدف بررسی نقش دست سازه ها بر یادگیری درس عربی انجام شده است. در این مطالعه سعی شده است ضمن معرفی دست سازه ها به عنوان یکی از ابزارهای کمک آموزشی، جایگاه آن در فرایند یاددهی - یادگیری در درس «عربی، زبان قرآن» در مقطع متوسطه اول پایه هفتم بررسی شده و اثربخشی آن در کیفیت یادگیری، جذاب سازی کلاس درس و آسان سازی روند آموزش موردمطالعه قرار گیرد. این جستار یک پژوهش کاربردی با روش توصیفی - تحلیلی است و به دنبال پاسخ به این سؤال است که دست سازها چه تأثیری بر میزان آموزش، یادگیری، علاقه و انتقال مفاهیم به فراگیران دارد؟ یافته های پژوهش حاکی از آن است که دستسازهها در ارتقاء کیفیت آموزشی، ایجاد بستر یادگیری مؤثر و کارآمد، ایجاد جذابیت در کلاس درس، تسهیل فرآیند یاددهی یادگیری نقش و جایگاه مهمی دارد. باتوجه به نقش دست سازه ها در عینیت بخشی به مفاهیم انتزاعی در درس عربی، برگزاری دوره ها و کارگاه های ضمن خدمت و جلسات دانش افزایی برای معلمان و همچنین برگزاری نمایشگاه های متعدد و همایش های مربوطه توسط ادارات آموزش و پرورش، با رویکرد ترغیب و تشویق معلمان به استفاده از انواع دست سازه ها در روش تدریس خود، توصیه می شود.
تجليات الحقول الدلالیة للصفات الحسنة وغير الحسنة في أدعية الصحيفة السجادية(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در زبان و ادبیات عربی بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲
113 - 128
حوزههای تخصصی:
إنَّ الصحیفه السجّادیه مجموعه قیّمه من أدعیه الإمام السجّاد (ع) التی لها أهمیّه کبیره من الزوایا المختلفه الدینیه والأدبیه. وأحد طرق کشف المعانی ورسالات الإمام المکنونه فیها هو الاستفاده من نظریات علم اللغه والحقول الدلالیه. فالحقل الدلالی هو الذی یقید العلاقات بین الکلمات، بغیه فهم معناها وعلاقتها بالمفهوم العام، بعباره أخری أنَّ نظریه الحقول الدلالیه ترى أنّ المعانی لاتوجد منعزله الواحده تلو الأخرى فی الذهن، ولإدراکها لابدّ من ربط کل معنى منها بمعنى أو معانٍ أخرى.کل هذه الأسباب مجتمعه دفعنا للخوض فی دراسه ألفاظ الأخلاق وفقا لنظریه الحقول الدلالیه، ببحث موسوم ب الحقول الدلالیه لألفاظ الأخلاق الصحیفه السجادیه أنموذجاً. تکمن أهمیّه البحث من شرف موضوعه، حیث إنَّ مادّته الأساس تتعلق بألفاظ الأخلاق التی وردت فی الصحیفه السجادیه والتی تعد قمه عقائدیه وأخلاقیه فی بناء الأمه الإسلامیه ومبتغاها. استفاض الباحث بشرح الحقول الدلالیه لألفاظ الأخلاق فی الصفیحه السجادیه وإبراز جمالیات اللفظه فقد انحصرت ألفاظ الأخلاق عند الإمام السجّاد (ع) فی دائرتین دلالیتین هما الحُسْن والقُبْح، فإذن العلاقات الدلالیه للأخلاق فی الصحیفه السجّادیه تعدّ بمثابه المرآه التی تعکس مضامین النصّ الأدبی عند المبدع.قد احتوى الحقل الدلالی للأخلاق الحسنه فی الصحیفه السجّادیه للإمام (ع) دوائر کثیره، تأتی دائره الحمد والشکر على رأسها کما ارتفع تکرار ألفاظ أخرى کثیره بنسب متفاوته، منها: الاعتذار، طلب العفو، الصدق، العفه، الطیبه، الکتمان، الحصانه، القول الحسن، وطلب الستر، والوقایه، والتضرع. أمّا الحقل الدلالی للألفاظ المرتبطه بالأخلاق المنهی عنها المذکوره فی الصفیحه السجّادیه والتی تبرز المعنى الدقیق للکلمه من خلال وجودها مع العائله اللغویه التی تنتمی إلیها، فعائله التفاخر تحتوی کذلک التباهی والغرور والتکبر والصلف والصلفه.