ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰۱ تا ۱۲۰ مورد از کل ۲٬۱۳۳ مورد.
۱۰۱.

التقنيات شبه المنطقيّة الحجاجيّة في ديوان صلاة النار للشاعرة نبيلة الخطيب وفق آراء ديكرو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۱۸
یُعدُّ الحجاج شبه المنطقیّ أحد أبرز الأسالیب التی یعتمدها الخطاب الأدبیّ لإقناع المتلقّی؛ إذ یقوم على تقنیات لغویّه واستدلالیّه تُعزِّز من قوه الحجه دون أن تقتصر على المنطق الصوریّ وحده. ویعتمد هذا النوع من الحجاج على أدوات مثل الروابط الحجاجیّه والتدرج فی بناء الحجه، مما یجعله وسیله فعاله فی الخطاب الشعریّ، حیث یمتزج الإقناع بالعاطفه والجمالیات البلاغیّه. اعتمد هذا البحث المنهج الوصفیّ – التحلیلیّ فی دراسه التقنیات الحجاجیّه شبه المنطقیّه فی دیوان صلاه النار للشاعره نبیله الخطیب، بالاستناد إلى آراء دیکرو فی الحجاج، والتی ترى أن الحجاج لا یُبنى فقط على قواعد المنطق، بل یعتمد على تنظیم الخطاب بطریقه تؤثر فی مواقف المتلقی ومواقعه التداولیه. یهدف هذا البحث إلى تحلیل التقنیات شبه المنطقیّه فی دیوان الشاعره، من خلال دراسه الروابط الحجاجیّه (مثل "إذا" و"حیث") ودورها فی بناء الخطاب الشعریّ وتوجیه الدلالات، والکشف عن آلیات السُّلَّم الحجاجیّ (النفی، القلب، الخفض) وکیفیه توظیفه فی تقدیم الحجج وتشکیل الرؤیه الشعریّه، مما یسهم فی فهم أعمق لأسالیب الإقناع غیر المباشر والبناء الفنی للقصیده المعاصره. وقد توصلت الدراسه إلى أن الشاعره استخدمت هذه التقنیات ببراعه لبناء خطاب شعری متماسک وإقناعیّ، حیث عملت الروابط الحجاجیّه على خلق علاقات شرطیه ودلالیه بین أجزاء النص، بینما أسهم السُّلَّم الحجاجیّ فی تقدیم الأفکار بشکل متدرج ومنطقیّ. کما کشفت النتائج عن فعالیه نظریه دیکرو فی تفسیر آلیات الإقناع غیر المباشر فی الخطاب الشعریّ، حیث برزت قدره الشاعره على توظیف هذه التقنیات لتوجیه تأویل المتلقی وبناء رؤیه شعریه عمیقه تجمع بین البعد العاطفی والفکری، مما یؤکد تمیز تجربتها الشعریّه وقدرتها على توظیف الأدوات الحجاجیّه فی التعبیر عن رؤاها الوجودیّه.
۱۰۲.

حرف جر "علی" و زیبایی شناسی معانی آن در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۴ تعداد دانلود : ۱۵۹
قرآن کریم که روشنگر تمامی جوانب زندگی بشر است، از همان قرن اول هجری از جنبه های مختلفی مانند: بلاغت، صرف و نحو، لغت و غیره مورد تحقیق و بررسی علمای بزرگ قرار گرفته است. حروف در قرآن و تغییرات معنایی آن ها زیبایی این کلام آسمانی را دوچندان نموده است. پرداختن به این حروف از منظر زیبایی-شناسی یکی از مباحثی است که نقش بنیادین در بازنمایی عظمت و شکوه این معجزه ی آسمانی دارد. گاهی در قرآن، علاوه بر حرف اصلی از مجموعه ایی حروف جانشین استفاده شده است. بدین ترتیب، برخی از معانی حروف با بیش از یک حرف جر بیان می شود. این امر اهمیت بررسی و شناخت این حروف را در ترجمه دوچندان می کند. این مقاله به روش توصیفی - تحلیلی به بررسی زیبایی شناسی حرف جر "علی" در آیات مختلف قرآن پرداخته و وجوه معنایی آن را با استفاده از کتاب های نحوی و همچنین تفاسیر گوناگون، مورد بررسی قرار داده و نیز به شواهدی از شعر عربی در این رابطه اشاره کرده است. نتیجه این که این حرف علاوه بر معنای اصلی اش که "استعلاء" می باشد، در معانی حروف مختلفی چون: "مع"، "فی"، "لام"، "باء"و "عن" به کار رفته است. مهم ترین کارکردهای زیبایی شناختیِ جایگزینی و تغییرات معنایی این حرف در قرآن کریم عبارتند از: شمول و گستردگی معنا، تاکید و مبالغه است که متن قرآن را به متنی باز و گسسته تبدیل نموده و فضایی مناسب برای تأمل آگاهانه خواننده فراهم آورده است. هدف اصلی از این امر، انتقال بی کم و کاست، اثربخش، نگرش ساز و تعالی دهنده معنا به مخاطب است.
۱۰۳.

تعامل متن و ترجمه در بازتاب فرهنگ؛ موردپژوهی خار و میخک یحیی سنوار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۱۷
رابطه میان زبان و فرهنگ دوسویه است و عناصر فرهنگی در زبان به صورت واژه، عبارت و اصطلاح تجلی پیدا می کند. واژگان فرهنگی به مفاهیم، روابط، پدیده ها، ابزارها و... به طور کلی جنبه های مادی و معنوی جامعه ای خاص مربوط می شوند که در زبان دیگر ناشناخته هستند و چالشی جدی در تعامل میان فرهنگ ها و زبان ها به وجود می آورد.کتاب خار و میخک سنوار به دلیل پرداختن به ابعاد مختلف زندگی مردم فلسطین حاوی عناصر فرهنگی است که مترجم برای ارائه ترجمه رسا و قابل فهم باید عناصر خاص آن را به خوبی شناخته و در زبان خود معادل یابی کند تا فرهنگ به درستی منتقل شود. پژوهش حاضر تلاش دارد ترجمه شنی از این کتاب را براساس انواع عناصر فرهنگی و راهکارهای مترجم مورد بررسی قرار دهد. ارزیابی کلی اثر حاکی از آن است که با وجود ماهیت سیاسی روایت و پرداختن به موضوعات نظامی به دلیل نزدیک شدن به زندگی مردم، اشکال مختلفی از عناصر فرهنگی را در خود دارد و با توجه به جایگاه و هدف آن در انتقال معنی و بیان حقایق تاریخی فلسطین، ترجمه نقش مهمی در انتقال بینافرهنگی دارد. مترجم نیز در ترجمه اثر در دوراهی بیگانه سازی و بومی سازی بوده و تلاش دارد هم اصالت زبان مبدأ را به ترجمه منتقل کند و هم با روش های تلفیقی اعم از یادداشت، معادل های توصیفی و فرهنگی و... به فهم مخاطب کمک کند، اما متن ترجمه را به خصوص با آوردن دو نوع معادل متفاوت (عربی و فارسی) در متن اصلی از روایی و رسایی دور ساخته است.
۱۰۴.

المكان الروائي في رواية طريق الشمس لعبد المجيد زراقط(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۷ تعداد دانلود : ۱۷۶
منذ أن بلغت الروایه العربیه المستوى الفنّی وظهور الواقعیه، أصبحت فکراً یعبّر عن الکثیر من القضایا الهامّه فی تبیین الواقع المعیش للمجتمعات العربیه، وظهر أدب المقاومه أیضاً بعد التحوّلات المصیریه الّتی وقعت فی العالم العربی والإسلامی، خاصّه بعد النکسه للدول العربیه إثر الاجتیاح الصهیونی للأراضی العربیه، وخاصّه فلسطین والجنوب اللبنانی، وأدّی ذلک إلی ارتباط الأدب بالقضایا الاجتماعیه والسیاسیه ارتباطاً وثیقاً بسبب التأثیر الّذی یخلّفه الواقع المعیش على الأجناس الأدبیه عموماً، والروایه بشکل خاصّ، ویعدّ المکان رکناً أساسیاً فی بناء الروایه ولیس مجرّد خلفیه للأحداث بل یؤطّرها ویجسّد الواقع الاجتماعی والمکوّنات الجغرافیه والعمرانیه فی القریه والمدینه. یشمل المکان الروائی الحیّز الّذی تبرز فیه الشخصیات وتجری فیه الأحداث وهو من العناصر الحیویه فی الأحداث نفسها لحمله جمله من القیم الثقافیه والاجتماعیه والفکریه الّتی تتّصف به الشخصیات، وهذا ما نراه فی أعمال الکاتب اللبنانی عبدالمجید زراقط، وروایه "طریق الشمس"، روایه واقعیه من أدب المقاومه تدور أحداثها حول قضایا اجتماعیه – ثقافیه وسیاسیه، استقاها الکاتب من الواقع المریر فی لبنان الجنوبی، وهی مصداق بارز لهذه التحوّلات الّتی شهدتها المنطقه من ظلم واجتیاح وتهجیر عاناه الشعب الفلسطینی والجنوب اللبنانی، وقد عاش الکاتب عصر الصراعات والنکبات الّتی تعرّض لها الشعبان المضطهدان، وجرّب محنه الاجتیاح الإسرائیلی للبنان الجنوبی الّذی تسبّب بتهجیره من قریته إلی بیروت العاصمه. اتّبعنا فی دراستنا هذه المنهج الوصفی- التحلیلی لغایه الکشف عن الواقع الاجتماعی فی لبنان، وکیف استطاع الکاتب ترسیم ملامح المکان الروائی، وصوّر المکوّنات الاجتماعیه فی القریه والمدینه المتمثّله فی المکان الجغرافی وأنواعه الألیفه والمعادیه والمحایده، وتأثیرها علی الشخصیات فی الروایه من الشعور بالأمان والاستقرار، أو الکآبه والخوف، أو محایده لا تمیل إلی الألفه والعداء، وکلّ هذه الأماکن لها دور أساسی فی بناء الروایه وتطوّر الأحداث، إذ تؤثّر الطبیعه المکانیه علی نفسیات الأشخاص وقراراتهم وصراعاتهم، خصوصاً جرّاء اعتداءات الجیش الإسرائیلی، کما أدّی هذا التنوّع فی الأمکنه، إضفاء جمالیه علی النصّ فی الروایه.
۱۰۵.

توظيف نظرية اللغة والنوع الاجتماعيّ عند روبن لاكوف في روايتي سواقي القلوب لإنعام كجة جي والكافرة لعلي بدر على المستويين المعجميّ والنحويّ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۱۲۰
تُعدّ اللغه والنوع الاجتماعیّ من النظریات النقدیّه المعاصره التی طرحتها روبن لاکوف، والتی تهتمّ بدراسه الفروق بین النصوص النسویّه والذکوریّه. وتؤکّد لاکوف أنّ لغه النساء أدنى مرتبه من لغه الرجال؛ لاحتوائها على مظاهر الضعف والتردّد، واهتمامها بالمواضیع الثانویّه وغیر الهامّه وردود الأفعال العاطفیّه. وقد قدّمت نظریتها فی ثلاثه مستویات: المعجمیّ، الفونولوجیّ، والنحویّ-الوظیفی. تحاول هذه الدراسه - اعتماداً على المنهج الوصفیّ-التحلیلیّ والإحصائیّ - تطبیق نظریه لاکوف على روایتین "سواقی القلوب" لإنعام کجه جی، وا"لکافره" لعلی بدر، على المستویین المعجمیّ والنحویّ. وقد أظهرت نتائج البحث أنّ اللغه المرتبطه بالنوع الاجتماعیّ (الأنثویّ والذکوریّ) تختلف، وأنّ النصّ یتأثّر بجنس الکاتب، وأنّ معاییر کلٍّ من اللغه النسویّه والذکوریّه - فی المستویین المعجمیّ والنحویّ - تتوافق غالباً مع نظریه لاکوف، إلّا فی بعض الحالات التی لم یتحقّق فیها هذا التوافق؛ وذلک یرجع إلى عوامل عدّه، کبیئه الکاتب، والظروف الاجتماعیّه للعصر، وطبیعه الأحداث. وقد انعکست هذه المؤثّرات فی تصرّفات الشخصیّات وأفعالها وأقوالها فی النصّ الروائیّ.
۱۰۶.

بررسی و تحلیل کارکردهای گفتمان روایی در رمان «باب الطباشیر» اثر احمد سعداوی (بر اساس نظریه گفتمان روایی ژرار ژنت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۱۸۵
تحلیل گفتمان روایی با رویکردی کل گرایانه یکی از شاخه های تحلیل گفتمان است. روایت از جمله عناصر مهم و اصلی در نقل داستان یا بیان حادثه به شمار می رود. در این میان ژرار ژنت نظریه پرداز ساختارگرای فرانسوی از نظریه پردازان مطرح است. این پژوهش سعی دارد محتوای رمان «باب الطباشیر» اثر احمد سعداوی رمان نویس عراقی را در قالبی ساختار محور و با تأکید بر مهمترین مباحث گفتمان روایی مورد اشاره ژنت مورد بررسی و مطالعه قرار دهد. هدف اصلی در این جستار، بررسی سه عنصر زمان، وجه و لحن به عنوان تکنیک های روایی است و همچنین کارکرد آن ها در به تصویرکشیدن بی هویتی علی ناجی، سختی ها و مشکلات لیلا حمید و دنیای مردم کنونی عراق و ظهور علی ناجی به عنوان منجی در برابر مردم عراق با تکیه بر طلسم های سومری هفتگانه در قالب یک داستان سورئالیستی - تخیّلی است تا علاوه بر کشف تکنیک های روایی آن، خواننده را با تفکر نویسنده در باب هویتِ علی ناجی، مشکلات لیلا حمید و مردم عراق و موضع گیری آن ها در برابر محدودیت های زندگی شخصی و اجتماعی آشنا سازد. روش کار در این پژوهش توصیفی تحلیلی بوده و با تمرکز بر کتاب ژنت سعی شده است تا به این پرسش پاسخ داده شود که گفتمان روایی تا چه میزان توانسته است در انعکاس درگیری های ذهنی نویسنده در باب هویتِ اصلیِ علی، مشکلات لیلا و مردم عراق و منجی گری علی ناجی موفق عمل کند؟ زمان پریشی، ایجاد پرش ها و وقفه های داستانی،کانونی سازی دوگانه، پررنگ یا کم رنگ ساختن نقشِ علی ناجی در مواضع مختلف رمان، و حرکت زمانی برای رسیدن به نوعی همزمانی بین رمان و فعل روایت از مهمترین تکنیک های روایی است که در این رمان مورد استفاده قرارگرفته اند.
۱۰۷.

بررسی اثر بخشی روش های نوین تدریس عربی در آموزش مهارت های 4 گانه زبانی در مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۵۵
نظر به گسترش و توسعه روش های تدریس در حوزه آموزش زبان در مؤسسات و نهادهای آموزشی ولزوم کاربست این شیوه ها در نهادهای آموزشی دولتی، بروزرسانی شیوه های تدریس مهارتهای زبانی از ضروری ترین نیازها در این خصوص قلمداد می شود. شرایط فعلی حاکم بر این امر در آموزش و پرورش و ناکارآمدی شیوه های سنتی و بویژه نگاه یکجانبه و عدم استفاده از ابزارهای نوین آموزشی در زمینه آموزش زبان هم این فرایند را با اخلال جدی در نظام آموزشی روبرو کرده و هم زمان و هزینه های زیادی را از حاکمیت صرف و بی نتیجه هدر داده است.در این پژوهش بصورت میدانی در پی تحلیل وضع موجود در آموزش زبان عربی در کتب درسی و مقایسه آن با آموزش مهارت های چهارگانه زبانی با استفاده از منابع روزآمد هستیم. نتایج حاکی از آن است که کاربست تکنولوژی های جدید آموزشی تاثیری شگرف در تغییر وضع موجود داشته است و به ترتیب مهارت های خواندن، صحبت کردن، شنیدن و نوشتن در شیوه جدید آموزشی بیشترین تغییر را داشته اند.
۱۰۸.

واکاوی هوش معنوی در داستان «خلیل کافر» جبران خلیل جبران بر پایه دیدگاه رابرت ایمونز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۴۴
هوش معنوی به مهارت ها، توانایی ها و رفتارهای لازم برای توسعه و حفظ ارتباط با منشأ غایی همه موجودات، کامیابی در جستجوی اهداف زندگی و یافتن مسیر اخلاقی درست که به رستگاری ما در زندگی کمک می کنند، اشاره دارد. این هوش که مبتنی بر ارزش ها، باورها و عملکردهای انسان است، این توانمندی را به او می دهد که در شرایط گوناگون، رشد و تعالی را در واقعیت های زندگی جستجو کند. رابرت ایمونز (Emmons Robert) (زاده 1958) استاد دانشگاه کالیفرنیا و پژوهشگر روانشناسی شخصیت، روانشناسی عاطفه و روانشناسی دین در زمره نخستین کسانی قرار دارد که به کشف هوش معنوی دست یافته است. از آنجا که جبران خلیل جبران، نویسنده لبنانی (1883-1931) در برخی از آثار خود از آموزه های قرآن کریم و تصوف اسلامی بهره گرفته است، می توان منظومه فکری او را در آثارش مرتبط با هوش معنوی دانست. لذا کارکردها و مؤلفه های این هوش در داستان «خلیل کافر»، موضوع این پژوهشِ مبتنی بر رویکرد کیفی و روش توصیفی- تحلیلی قرار گرفته است. یافته ها حاکی از آن است که گرچه جبران خلیل جبران در داستان «خلیل کافر» مستقیماً به هوش معنوی اشاره نکرده است؛ اما از آنجا که رویکرد آثارش به ابعاد هوش معنوی اعم از بُعد عقیدتی و شناختی، بُعد احساسی و عاطفی و بُعد ارادی بسیار متمایل است؛ بنابراین، این فرضیه را که جبران به طور غیر ارادی در آثارش از تصاویر و مبانی این هوش بهره برده است، قوت می بخشد. با مطالعه داستان «خلیل کافر»، می توان دریافت که وی به طور ناخودآگاه از هوش معنوی در جهت رشد و تعالی انسان های فرودست جامعه و ارتباطشان با خداوند و دیگران بهره گرفته است.
۱۰۹.

بررسی میزان تحقق اهداف آموزش زبان عربی در مدارس ایرانی از نظر متخصصان با تمرکز بر محتوای کتاب های درسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶ تعداد دانلود : ۱۵۷
اهداف آموزشی مهم ترین ارکان نگارش کتاب های آموزشی هستند و محتوای آموزشی برای رسیدن به این اهداف نوشته می شود. از مهم ترین اهداف آموزشی کتاب های درسی عربی فهم قرآن و متون دینی ساده است. با توجه به اینکه بیش از 7 سال از نگارش کتاب های عربی جدید التالیف گذشته است، پژوهشی در خصوص بررسی میزان موفقیت این کتاب ها در تحقق اهداف آموزش زبان عربی در مدارس ضروری است. در این پژوهش می کوشیم با روش پیمایشی و ابزار مصاحبه به بررسی کتاب های درسی عربی بپردازیم تا به میزان تناسب محتوای آموزشی عربی با اهداف آموزشی و میزان تحقق اهداف آن پی ببریم. گردآوری اطلاعات با مصاحبه کاملا ساختار یافته انجام شده است. جامعه پژوهش شامل استادان زبان و ادبیات عربی بوده و نمونه گیری به صورت هدفمند شامل ده متخصص زبان عربی آشنا با کتب درسی عربی جدید التالیف انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد 63 درصد افراد تناسب محتوای آموزشی عربی با اهداف آموزشی مندرج در برنامه درسی عربی را «ضعیف» و 52 درصد افراد میزان موفقیت محتوا در دستیابی به اهداف درسی را «کم» ارزیابی کرده اند. بخشی از عوامل این عدم موفقیت مربوط به محتوا و بخش دیگر مربوط به عوامل خارجی موثر در تدریس است.
۱۱۰.

تحليل "كفاح طيبة" لنجيب محفوظ من منظور التاريخانية الجديدة(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۶۰
التاریخانیه الجدیده هی واحده من أحدث المناهج النقدیه التی ظهرت متأثره بأفکار میشیل فوکو، وتتناول بشکل عام العلاقه بین الأدب والمجتمع. یُستخدم هذا المنهج لتحلیل الأعمال الأدبیه باعتبارها نصوصاً تاریخیه من منظور سوسیولوجی. تُعد أعمال نجیب محفوظ جدیره بالبحث والتحلیل وفق هذا النهج بسبب دقته فی تصویر الأحداث وتأثیره الکبیر فی التعبیر عن واقع المجتمع المصری خلال عصره. فقد عایش محفوظ فتره من القمع والإحباط المجتمعی التی سادت فی مصر، وسعى جاهداً إلى أن یعکس أصوات المظلومین والمهمشین فی کتاباته. یحاول الباحث فی هذه المقاله، من خلال المنهج الوصفی-التحلیلی، دراسه العلاقه بین روایه کفاح طیبه والأحداث والخطابات التی سادت فی عصر المؤلف، وکذلک دور الروایه فی عکس أوضاع المجتمع. بعباره أخرى، تسعى الدراسه إلى تحلیل الروایه باستخدام منهج التاریخانیه الجدیده للکشف عن الخطابات والقوى الخفیه فی العلاقات الاجتماعیه للمجتمع المصری کما تجلت فی هذا العمل. تشیر النتائج إلى أن روایه کفاح طیبه تمثل مواجهه بین الفراعنه ومعارضیهم، مما یعکس خطاب مقاومه الاستعمار والثورات الشعبیه، وهی الخطابات التی شکلت المشهد السائد فی مصر خلال تلک الفتره.
۱۱۱.

تحليل وظائف الخطاب السردي في رواية "باب الطباشير" لأحمد سعداوي (بناءً على نظرية الخطاب السردي لجيرار جينيت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۹۷
تحلیل الخطاب السردی هو أحد الفروع المهمه فی الدراسات الأدبیه وعلم السرد، الذی یتناول العناصر البنیویه والوظیفیه للسرد من منظور شامل. یعَدُّ جیرار جینیت، المنظِّرُ البارز للبنیویه، من أبرز مَن وضعوا إطاراً شاملاً لنظریه السرد، والذی وفّر أساسًا علمیاً لتحلیل الخطاب السردی. تتناول هذه الدراسه روایه "باب الطباشیر" لأحمد سعداوی، الکاتب العراقی المعاصر، وفقاً لنظریه جینیت فی الخطاب السردی. الهدف من هذا البحث هو تحلیل عناصر الزمن، الصیغه والنبره باعتبارها ثلاثه مکونات أساسیه للسرد، ودراسه دورها فی تصویر انعدام هویه علی ناجی، والمشکلات والتحدیات التی واجهتها لیلى حمید، وانعکاس الحیاه الاجتماعیه للشعب العراقی. کما تسعى الدراسه إلى تحلیل ظهور علی ناجی کمنقذ، واستخدام التعویذات السومریه السبعه ضمن إطار قصه سریالیه، مع تسلیط الضوء على تداعیات هذه الأسالیب السردیه. اتبعت الدراسه منهجاً وصفیاً -تحلیلیاً مستنداً إلى نظریات جینیت، وتهدف إلى تحلیل کیفیه إسهام التقنیات السردیه فی التعبیر عن الصراعات الفکریه التی یعکسها الکاتب حول قضایا الهویه، المشکلات الاجتماعیه، ودور المنقذ. وتُظهر النتائج أن سعداوی استخدم تقنیات مثل: التلاعب بالزمن (کالاسترجاع الزمنی)، الانتقالات الزمنیه، والتوقفات، بالإضافه إلى ترکیز مزدوج للرؤیه السردیه وتغییر حده الأدوار بین الشخصیات. قد تمیزت هذه العناصر الفنیه فی روایته "باب الطباشیر" بإبداع خاص، حیث تم استخدامها لیس فقط کأدوات سردیه، بل أیضاً کوسیله لتسلیط الضوء على الموضوعات الجوهریه فی النص، مثل الصراعات الفکریه والهویه الاجتماعیه، مما یضفی على العمل طابعاً خاصاً یجعله ممیزاً ضمن الأدب الحداثی، بالإضافه إلى ترکیز مزدوج للرؤیه السردیه وتغییر حده الأدوار بین الشخصیات. وقد استطاع بهذه الوسائل أن یربط بین السرد والموضوع الأساسی للروایه، ویبرز التأثیرات الشخصیه والاجتماعیه للأحداث.
۱۱۲.

أسطوره الموت والانبعاث ودورها فی تشکیل اللغه الشعریه الرمزیه لدى خلیل حاوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۷۹
شهد الشعر العربی الحدیث تحوّلات عمیقه على مستوى اللغه والبنیه والدلاله، نتیجه لانفتاحه على قضایا الإنسان المعاصر وعلى رموزه الوجودیه العمیقه. ویُعَدّ خلیل حاوی من أبرز الشعراء الذین خاضوا تجربه التجدید الرمزی فی القصیده الحدیثه، حیثُ شکّلت أسطوره الموت والانبعاث محورا مرکزیا فی مشروعه الشعری. استخدم حاوی الرموز الأسطوریه والدینیه (مثل تموز، والعنقاء، ولعازر، والصلیب...) بوصفها أدوات تأویلیه تعبّر عن أزمته الوجودیه وانکسارات الواقع العربی. ولقد أسهمت هذه الرموز فی تشکیل لغته الشعریه، عبر مفردات حاده، وتکرارات إیقاعیه، وجمل مشحونه بالدلاله، ما جعل من لغته الشعریه نسقًا رمزیًا مرکّبًا. تهدف هذه الدراسه بالاعتماد علی المنهج الوصفی- التحلیلی إلى تحلیل دور أسطوره الموت والانبعاث فی تشکیل اللغه الشعریه الرمزیه عند خلیل حاوی، من خلال قراءه نماذج شعریه مختاره من دواوینه. وقد بیّنت الدراسه أن تجربه خلیل حاوی الشعریه تنبنی على توظیف رمزی عمیق للأسطوره بوصفها أداه للتعبیر عن الصراع بین الفناء والتجدّد، حیث لا تظهر الأسطوره بوصفها مکوّنًا زخرفیًا بل تتماهى مع اللغه الشعریه نفسها واللغه عند حاوی تتحرّک بین الحده والغنائیه، ویظهر التکرار بوصفه عنصرًا بنیویًا یعمّق البنیه الرمزیه للقصیده. کما تتجلّى مفارقات الموت والانبعاث فی ترکیبه لغته التی تمزج بین البساطه الظاهریه والتعقید الداخلی، فیتشکّل بذلک نسیج شعری یحمل رؤیته الوجودیه القلقه، ویعکس مأزق الذات العربیه فی مواجهه الواقع والحلم معًا.
۱۱۳.

دراسة لانعكاسات الغاية علي ترجمات رباعيات الخيام علي ضوء نظرية سكوبوس ترجمة رامي والصافي أنموذجا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۱۰۱
لا شک أن مباحث علم اللغه قد تسربت إلی الترجمه فی النصف الثانی من القرن العشرین، وتم الترکیز بدایه علی التکافؤ والتعادل، بوصفه مفهوما رئیساً، کما رکزت المداخل اللغویه المنوطه بالتکافؤ علی النص الأصل، وعلی الخصائص المراد الحفاظ علیها فی النص الهدف، عند التحلیل اللغوی، إلا أن الترجمه لم ترزح زمنا طویلاً تحت عبء النظریات اللغویه التی کان فیها التکافؤ لنص الأصل هو المعیار الأساسی فی تحدید نجاح الترجمه، بل واجهت تحولاً کبیراً، وانعطفت نحو النظریات التی تولی قدراً أکبر من الاهتمام بالوظائف الاجتماعیه والثقافیه. وأبرز هذه النظریات الوظیفیه هی نظریه سکوبوس التی استأثرت باهتمام الباحثین والدارسین. وبظهورها، لم تتحرر دراسات الترجمه من اللسانیات فحسب، بل فتحت الآفاق لظهور رؤی جدیده من الترجمه، الأمر الذی دعا إلی إلقاء نظره فاحصه علی بعض الخیوط الدقیقه فی النسیج الفکری لهذه النظریه، وفی طلیعتها نظریه الغایه أو سکوبوس التی تشکل رکناً أساسیاً فیها، وقد انعکست علی معظم مفاصل الترجمه. سنقوم فی هذا المقال، بإماطه اللثام عن وجه انعکاسات الغایه علی ترجمتی أحمد رامی وأحمد الصافی النجفی، لاسیما علی صعید تحدید نمط الترجمه، واستراتیجیتها، وتحدید السیاق الثقافی، وتحدید الأسلوب، بمنهج وصفی تحلیلی.
۱۱۴.

کارکرد باهم آیی در تحلیل گفتمان رمان «الجازیه والدراویش» عبدالحمید بن هدوقه بر مبنای نظریه هلیدی و حسن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۷۹
بیان مسئله و هدف: با‌هم‌آیی، که حاصل ارتباط دو‌سویه واژگان یک متن است، گونه‌ای از انسجام واژگانی و زیر‌مجموعه انسجام است. اصطلاح انسجام را نخستین‌بار هلیدی و حسن (1976م) مطرح کردند. از دیدگاه این دو زبان‌شناس، ارجاع، حذف، جایگزینی، ادات پیوندی و انسجام واژگانی عوامل ایجاد‌کننده انسجام است. انسجام ‌واژگانی شامل دو گونه تکرار و باهم‌آیی است. باهم‌آیی خود دارای انواعی است و کاربرد هدفمند این انواع، علاوه‌بر پیوستگی متن، موضوع آن را برجسته و خواننده را در فهم آن کمک می‌کند. با‌هم‌آیی با ایجاد نوعی هماهنگی میان کلمات متن، از‌قبیل تقابل، تداعی، در یک مجموعه قرار‌‌گرفتن، جزئی از یک کل بودن و یا اجزای یک کل بودن سبب می‌شود آن کلمات به یکدیگر بیایند و متنی منسجم را تشکیل دهند. همچنین رابطه با‌هم‌آیی میان تعدادی از کلمات در یک متن می‌تواند بر ایدئولوژی بنیاد‌بودنِ آن واژگان دلالت کند و نشان دهد که این شکلِ همنشینی دارای طرحی خاص و دربرگیرنده تجربه نویسنده متن است که بررسی آن می‌تواند به برجسته‌سازی انگیزه نویسنده متن بیانجامد. رمان «الجازیه والدراویش» اثر عبدالحمید بن هدوقه (1925- 1996م)، نویسنده اولین رمان به زبان عربی در الجزایر، متنی ادبی است که ورای ظاهرش درباره جامعه الجزایر بحث کرده است. این پژوهش در‌صدد پاسخ به این پرسش است که عنصر انسجامی باهم‌آیی در ایجاد پیوند در رمان «الجازیه والدراویش» و برجسته‌سازی موضوع آن‌ چه نقشی دارد؟ روش‌­شناسی: پژوهش حاضر، با روش توصیفی- تحلیلی و بر مبنای نظریه هلیدی و حسن در زمینه انسجام، موارد باهم‌آیی را در رمان «الجازیه والدراویش»، به‌عنوان ماده بحث، با روش آماری و محاسبه فراوانی به‌کار‌گیری هر ‌یک از گونه‌های با‌هم‌آیی، برای بررسی میزان کارکرد هر یک از انواع باهم‌آیی در انسجام‌بخشی متن رمان استخراج کرده، سپس با دقت در انواع با‌هم‌آییِ استخراج‌شده و بافت موقعیت و بینامتنی گفتمان به نقش عامل انسجام‌بخش باهم‌آیی در برجسته‌سازی ایدئولوژی نویسنده و موضوع رمان پرداخته است. بحث و تحلیل: در این نوشتار با تکیه به متن رمان «الجازیه والدراویش» گونه‌های باهم‌آیی در این رمان استخراج و فراوانی هر یک محاسبه و معنادار‌بودن آنها به لحاظ ایدئولوژیک بیان می‌شود. با توجه به ساختار رمان حاضر، که از دو زمان و هشت قسمت تشکیل شده، تقابل هم در عنوان و هم در هر دو زمان رمان وجود دارد. عبدالحمید بن هدوقه با ایجاد تقابل میان «الجازیه» و «الدراویش» در پی ایجاد هم‌نشینی میان عرق ملی و بحران فکری و معبود و عابد است. این تقابل در عنوان و تکرار این دو نام در متن سبب پیوستگی معنایی و انسجام رمان شده است. تقابل‌های موجود در متن رمان نیز، علاوه‌بر ایجاد متنی منسجم، همگی ساخت‌هایی ایدئولوژیک است. نویسنده در موارد زیادی از تقابل‌ برای آگاهی‌بخشی به خواننده بهره می‌برد و غالب تقابل‌های رمان فرهنگ مقاومت و عدم سازش را القا می‌کند؛ ایدئولوژی‌ای که نویسنده در سراسر رمان خواهان تثبیت آن است. شخصیت اصلی رمان «الجازیه» و نام‌های «الدراویش، الرعاه، الشامبیط، الطیب و الأحمر» همگی نمادین است. در رجوع به مفهوم اصلی این نمادها مشخص می‌گردد همگی تداعی‌کننده و مرتبط با موضوع اصلی رمان است. این نوع ارتباط میان مفردات به شکل هم‌نشینی واژگان مرتبط با موضوع در سراسر رمان باعث انسجام و اتصال معنایی آن شده است. نویسنده از این نوع باهم‌آیی فقط برای بیان موضوع اصلی رمان بهره نبرده است، بلکه گاهی این نوع باهم‌آیی با موضوعات دیگری غیر از موضوع اصلی، ولی مرتبط با آن، همچون بیان اوضاع فرهنگی، اجتماعی و سیاسی الجزایر، ارتباط دارد. باهم‌آیی از نوع رابطه جزء به جزء در این رمان از بسامد بالایی برخوردار نیست و بیشتر نمونه‌های این قسم از باهم‌آیی در رمان برای توصیف دقیق یک چیز است. با وجود این، نمونه‌هایی از این نوع با‌هم‌آیی در رمان مشاهده شد که عبدالحمید بن هدوقه از آن برای اشاره به موضوع رمان استفاده کرده است. باهم‌آیی از نوع رابطه جزء به کل نیز در رمان حاضر بسامد فراوانی ندارد. با وجود این، بررسی نمونه‌های رابطه جزء به کل در رمان نشان از نقش این باهم‌آیی در انسجام‌بخشی متن دارد. همچنین باهم‌آیی ایجادشده توسط واژگان مربوط به مجموعه‌ای منظم در رمان «الجازیه والدراویش» بسیار اندک است، ولی همان تعداد کم، علاوه‌بر ایجاد انسجام، معنایی خاص به لحاظ ایدئولوژیک به متن بخشیده است.کاربرد رنگ‌های «الأحمر»، «الأخضر» و «أبیض» در متن رمان سبب ایجاد باهم‌آیی از نوع واژگان مربوط به مجموعه نامنظم شده،‌ به‌ویژه که نویسنده دو واژه «الأحمر و الأخضر» را برای نام دو شخصیت رمان به‌کار برده است. این دو نام نمادهایی برای دو تفکر اسلام و سوسیالیست است که نویسنده با همنشینی این دو به بیان ایدئولوژی خویش در مبارزه با ساختار حاکم بر جامعه الجزایر پرداخته است. عبدالحمید بن هدوقه از شمول مشترک برای توصیف استفاده کرده است. دستاوردها: بررسی کارکرد باهم‌آیی در تحلیل‌‌گفتمان رمان «الجازیه والدراویش» نشان می‌دهد همه انواع عنصر باهم‌آیی در تعامل با دیگر عناصر در انسجام‌بخشی متن این رمان نقش دارد و عامل انسجامی باهم‌آیی توانسته است پیوندی محکم میان الفاظ و معانی رمان ایجاد کند. بالاترین بسامد باهم‌آیی در رمان مربوط به دو نوع ارتباط با موضوع رمان -47% در زمان اول و 41% در زمان دوم- و تقابل -36% در زمان اول و 35% در زمان دوم- است که سبب انسجام متن رمان و پیوستگی معنایی آن شده و موضوع الجزایر، مقاومت برای استقلال آن و عدم سازش را برجسته ساخته است. کمترین درصد باهم‌آیی مربوط به رابطه جزء به کل و جزء به جزء در زمان اول -5/.- و واژگان مربوط به مجموعه منظم در زمان دوم رمان -1/.- است که بسامد اندک این انواع نیز در برجسته‌سازی موضوع رمان تأثیر‌گذار است.
۱۱۵.

نقد تعریف فعل بر اساس روایت امیرمؤمنان علیه السلام

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۳۳
از دیرباز غالب علمای علم ادبیات عربی فعل را با دو قید معنای مستقل و اقتران به زمان های سه گانه از دیگر قسیم هایش یعنی حرف و اسم متمایز می کردند، لکن با بررسی های بیشتر، ادله ای بر خلاف این تعاریف به ذهن می رسد، از جمله این ادله افتقار فعل به زوائدی مانند: تاء تانیث، فاعل، مفعول، حروف مضارعه، ضمیر و... که علاوه بر اینکه باعث مرکب شدن فعل می شود، نشان می دهد که فعل در حد تصور، نیاز به تصور کلمه دیگری دارد. در مورد اقتران به زمان گاه در حرف و اسم نیز شاهد این اقتران هستیم و از طرفی دیگر گاه انجام گرفتن فعل بدون صرف کوچک ترین زمانی اتفاق می افتد، مانند: «فَهِمَ اللهُ» یا «مَضَی الزَّمانُ» و ثابت است که نفس زمان یا مجردات محدود به قید زمان نیستند و نمی توان این بحث عمده را شاذّ تلقی کرد. از سوی دیگر امام علی علیه السلام به عنوان مؤسس علم نحو، در تعریف فعل به زمان داری و معنای مستقل آن اشاره ای نکرده و فعل را «مَا أَنْبَأَ عَنْ حَرَکَهِ الْمُسَمَّى» می داند که تطابقی با تعریف نحات ندارد. نوشتار پیش رو به دنبال ارائه تعریف صحیحی از فعل و نقد ادله و مبانی نحات در اقتران و زمان داری فعل است. مقاله حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و گرد آوری اطلاعات با شیوه کتابخانه ای و نرم افزاری در پی اثبات بهترین تعریف از فعل یعنی تعریف امام علی علیه السلام است.
۱۱۶.

التحلیل المقارن لمکوّنات الهجره فی الأدب الإیرانی والمصری؛ روایه "العوده" لکلی ترقی و"بروکلین هایتس" لمیرال الطحاوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۹۸
مفهوم الهجره فی الأدب المعاصر، لا سیما فی أعمال الکاتبات، ظهر کتجربه وجودیه ومتعدده الأبعاد. تتناول هذه الدراسه، بالمنهج المقارن، تحلیل عناصر الهجره فی روایه "العوده" للکاتبه الإیرانیه کللی ترقی وروایه "بروکلین هایتس" للکاتبه المصریه میرال الطحاوی. یترکز البحث على تحلیل أزمه الهویه، والشعور بعدم الاستقرار، وتأثیر البیئه المضیفه على تشکیل تجربه الهجره. وباستخدام المنهج التحلیلی-الوصفی، یُبیَّن کیف تواجه الشخصیات الرئیسه الثقافات السائده والأقلیات، وتعید تعریف ذاتها، متجاوزه الحدود الذهنیه والاجتماعیه. وتُظهر النتائج أن کلتا الکاتبتین، باستخدام السرد الأنثوی، تخلقان فضاءً تصوّریاً حیث تُعد الهجره أکثر من مجرد تنقل جغرافی، بل هی "هجره معنویه" نحو إعاده بناء الهویه. کما تشیر مقارنه البیئه فی العملین إلى التأثیر العمیق للفضاء على انعکاس الهجره، فاللااستقرار والوطن المفقود فی "العوده" ومدینه بلا ذکریات فی "بروکلین هایتس" یوفران أرضیه لتکثیف الأزمه الداخلیه للشخصیات.
۱۱۷.

نقش دست سازه ها بر کیفیت آموزش، یادگیری و ساده سازی مفاهیم زبان عربی (مطالعه موردی: «عربی، زبان قرآن» متوسطه اول پایه هفتم)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۳۶
ابزارهای دست ساز عنصری اساسی در بهبود کیفیت آموزش زبان عربی، به ویژه در مراحل اولیه آموزشی، هستند. بنابراین، باید استفاده از آنها را گسترش داد و حمایت لازم را برای معلمان فراهم کرد تا اطمینان حاصل شود که حداکثر بهره وری از این ابزارها حاصل می شود. پژوهش حاضر باهدف بررسی نقش دست سازه ها بر یادگیری درس عربی انجام شده است. در این مطالعه سعی شده است ضمن معرفی دست سازه ها به عنوان یکی از ابزارهای کمک آموزشی، جایگاه آن در فرایند یاددهی - یادگیری در درس «عربی، زبان قرآن» در مقطع متوسطه اول پایه هفتم بررسی شده و اثربخشی آن در کیفیت یادگیری، جذاب سازی کلاس درس و آسان سازی روند آموزش موردمطالعه قرار گیرد. این جستار یک پژوهش کاربردی با روش توصیفی - تحلیلی است و به دنبال پاسخ به این سؤال است که دست سازها چه تأثیری بر میزان آموزش، یادگیری، علاقه و انتقال مفاهیم به فراگیران دارد؟ یافته های پژوهش حاکی از آن است که دستسازهها در ارتقاء کیفیت آموزشی، ایجاد بستر یادگیری مؤثر و کارآمد، ایجاد جذابیت در کلاس درس، تسهیل فرآیند یاددهی یادگیری نقش و جایگاه مهمی دارد. باتوجه به نقش دست سازه ها در عینیت بخشی به مفاهیم انتزاعی در درس عربی، برگزاری دوره ها و کارگاه های ضمن خدمت و جلسات دانش افزایی برای معلمان و همچنین برگزاری نمایشگاه های متعدد و همایش های مربوطه توسط ادارات آموزش و پرورش، با رویکرد ترغیب و تشویق معلمان به استفاده از انواع دست سازه ها در روش تدریس خود، توصیه می شود.
۱۱۸.

دراسة النزعة العبثية في رواية «دفاتر الوراق» لجلال برجس(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۸۶
شهدت البشریه تحوّلات جذریه بعد الحربین العالمیتین الأولى والثانیه، لم تقتصر على مظاهر الدمار المادی بل کانت لها أبعادٌ معنویه ونفسیه جسیمه. ازداد الیأس المریر الذی تغلب على الذات البشریه، أدّت مظاهر التوتر إلى اغلاق الوعی الجماعی، ظهرت وجهه نظر عبثیه نحو الحیاه، أصبح الوجود بلاغایه. أثیر أسئله مرکزیه حول غایه الحیاه والمسؤولیه الفردیه فی عالم متغیر وحدود الحریه الفردیه. لم ینأی الأدب عن هذه التغیرات، إذ ترکت بصمتها الواضحه على المشهد الأدبی، فأدى ذلک إلى تکوین مدرسه جدیده فی الکتابه الأدبیه تعکس هذه الأزمه وتعکس حاله التمزق النفسی للإنسان، فی عالم یکتظّ بالتناقض. وقد أطلق على هذا الاتجاه اسم "التیار العبثی" أو "العبثیه"، وهی حرکه فکریه وجمالیه أساسها فلسفه الوجود والاتجاهات الفلسفیه التی نشرها المفکرون کألبیر کامو وجان بول سارتر و... هذا وقد برز هذا التیار بوضوح فی الأدب السردی، لاسیما فی فن الروایه، حیث وظّفَ الکتّاب عناصر العبثیه کوسیله جمالیه عمیقه للتعبیر عن مأساه الإنسان المعاصر وصراعه مع عالمٍ یطغی علیه. یدرس البحث الحالی تجلیات الفکر العبثی فی روایه «دفاتر الورّاق» للکاتب الأردنی جلال برجس، حیث نالت جائزه البوکر العالمیه للروایه العربیه عام 2021م. لما اشتملت علیه من انسجام متماسک فی بناء الروایه ومعالجه فکریه وفنیه لقضایا وجودیه محوریه. تعتمد هذه الورقه البحثیه علی المنهجَ الوصفیّ-التحلیلی ووظّفت أدوات التحلیل البنیوی فی تفکیک الخطاب السردی، سعیًا إلى فهم الکیفیه التی تعکس بها الروایه التوتراتِ الوجودیهَ والبُعدَ العبثیّ فی بناء الشخصیّه الرئیسه. وتشیر نتائج الدراسه إلى أن العبثیه تتجلى بوضوح فی فقدان الشخصیه المحوریه لهویتها، ولجوئها إلى تقمّص هویات خیالیه متعدّده بوصفها آلیه دفاعیه فی مواجهه واقع مفکک یفتقر إلى المعنى والقیم الإنسانیه. هذه البنیه السردیه تعکس عمق الأزمه الوجودیه التی یعیشها الشخصیات: إبراهیم، جادالله، ناردا و...، وتظهر کیف یوظف الأدب أدواته الفنیه لتناول قضایا فلسفیه معقده فی قالب جمالی مؤثر، یعبر عن هموم الفرد العربی وهواجسه فی مواجهه واقع ملیء باللایقین والاغتراب.
۱۱۹.

بررسی معادل یابی استعاره های مفهومی صحیفه سجادیه در بستر مبدأگرایی و مقصدگرایی (مطالعه موردی: ترجمه انصاریان و آیتی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۱۳
استعاره مفهومی اصطلاحی جدید و نوظهور در حوزه زبان شناسی شناختی است که منجر به فهم یک موضوع و حوزه مفهومی بر حسب حوزه مفهومی دیگر می شود. این جستار قصد دارد استعاره های مفهومی صحیفه سجادیه و نحوه بازتاب آن را در دو برگردان مشهور از این کتاب -حسین انصاریان و عبدالمحمد آیتی- در بستر مبدأگرایی و مقصدگرایی بررسی کند. 296 استعاره مفهومی بر اساس اصول تعریف شده لیکاف و جانسون در این کتاب یافت شد که تنها به بررسی نمونه هایی خواهیم پرداخت که تفاوت روش مترجمان در برگردان استعاره های مدنظر از منظر مبدأگرایی و مقصدگرایی بارزتر بوده است. این پژوهش با روش تحلیلی- توصیفی و با تکیه بر محورهای نظریه استعاره مفهومی که توسط لیکاف و جانسون ارائه شده است. نتایج حاکی از آن است که مفاهیم مجرد موجود در زبان دعا در صحیفه سجادیه ، اغلب از استعاره های وجودی به عینیت رسیده اند. مترجمان برای انتقال استعاره های مفهومی از زبان مبدأ به زبان مقصد از هر دو روش مبدأگرایی و مقصدگرایی استفاده کرده اند، اما نگاه و رویکرد آیتی به گونه ای بوده است که در برخی موارد مترجم سعی در ارائه ترجمه ای کاملاً وفادار به ساختار زبان مقصد داشته است و یا گاهی عبارات مدنظر را بدون ترجمه و عین لفظ مبدأ ذکر کرده است و همین امر باعث شده است تا ترجمه وی در برخی از نمونه ها نتواند استعاره های مفهومی را به درستی منتقل کند، اما روشی که انصاریان در انتقال این عبارات اتخاذ کرده است، منجر به نمود بهتر استعاره های مفهومی در زبان مقصد شده است.
۱۲۰.

توظيف عناصر المسرح الملحمي «محاكمة الرجل الذي لم يحارب» وتأثيرها في التغريب علي ضوء نظريّة برتولد بريخت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۱۱۲
تعتبر مسرحیّه "محاکمه الرجل الذی لم یحارب" لممدوح عدوان من أبرز الأعمال المسرحیّه التی تعکس التوترات الاجتماعیّه والسیاسیّه فی العالم العربیّ. تهدف هذه الدراسه إلى تحلیل کیفیه توظیف عناصر المسرح الملحمی لممدوح عدوان علی ضوء نظریّه برتولد بریخت لتجسید تلک التوترات على خشبه المسرح بما یعکس واقع المجتمع العربیّ وقضایاه المتشابکه وتحلیل الشخصیات الرئیسه وتطوراتها لبیان انعکاس الصراعات الاجتماعیّه والسیاسیّه فی العمل المسرحی. اعتمدت الدراسه على المنهج الوصفی التحلیلی، وأما نتائج الدراسه، فقد عکست المسرحیّه بشکل بارز التوترات الاجتماعیّه والسیاسیّه من خلال تطور الشخصیات والصراعات. تبدأ المسرحیّه بالحدیث الجانبی عندما یخاطب الحاجب الجمهور بجمل حواریه قصیره ومرکزه مثل هذا الحوار بین عبد الله وأبو سلیم. أهم صراع خارجی فی المسرحیّه هو الصراع بین النائب العام ومحامی الدفاع، حیث یکون فیه الصراع سببا فی الصراع الذی یلیه ویکون کل صراع أقوى وأکثر کثافه من الصراع الذی یسبقه. المسرحیّه مؤلفه من فصلین، إذ تعرض فی الفصل الأول خیوط الأزمه، وهی محاکمه الرجل الذی لم یحارب وتعرفنا الشخصیات والعلاقه بینها. کما أننا نعرف کل الشخصیات فیها کأبی الشکر والنائب العام والقاضی ومحامی الدفاع ونفهم قصدهم للحضور فی المحکمه. ویبین الفصل الثانی احتدام الصراع حتی یبلغ ذروته حینما اتهم النائب العام أبا الشکر بأن لیس لدیه أیّه مشاعر إنسانیه. یبدأ عدوان فی التغریب من العنوان بإدخاله التناقض الظاهری بین لفظه (المحاکمه) و(لم یحارب) أی عدم ارتکاب الفعل، ما یثیر استفهام لدی المتلقی. تلاعب عدوان باسم الشخصیه الأکثر تکراراً فی المسرحیّه، وهی شخصیه أبو الشکر الذی ترمز إلی الشعب العربیّ فینّزل علیها لعبه التأریخیه، فینادیه بالعدنانی مره ومره أخرى بالغسانی بالسخریه.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان