ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۱۰۰ مورد از کل ۲٬۱۳۳ مورد.
۸۱.

تحلیل خودشیفتگی و انواع آن در ش عر معلقات بر اساس نظریه آدلر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۳۲۹
زمانی می توان یک اثر ادبی را به خوبی درک کرد که موقعیت ادیب هم مد نظر قرار داده شود. در این میان آلفرد آدلر، پزشک و روانشناس برجسته آرای ارشمندی را مطرح می کند. آدلر خودشیفتگی را برگرفته از عقده برتری و عقده برتری و جبران افراطی را برگرفته از عقده حقارت می داند. در پژوهش حاضر سعی می شود تا عوامل پدید آورنده عقده حقارت و برتری، نظیر لوس شدگی، تخاصم والدین و غفلت، در میان شعرای معلقات که دچار خلأها و عقده هایی بودند، بررسی شود و در نتیجه نمودهای این عقده ها با تمجید از خود و خودشیفتگی، مورد واکاوی قرار گرفته است. امرؤالقیس با لوس شدگی، تخاصم و غفلت؛ طرفه بن عبد با از دست دادن پدر و تخاصم عموهایش؛ عنتره بن شداد عبسی با عدم پذیرشش به فرزندی، به جهت کنیز بودن مادرش و عمرو بن کلثوم به جهت لوس شدگی، رفاه زدگی، شکست در محاکمه و قتل پادشاه مناذره مسیر خودستایی را در سرودن ابیاتی با چنین مضمون پیموده اند. پر بسامدترین عوامل شکل گیری شخصیت خودشیفته در میان صاحبان معلقات، غفلت والدین و تخاصم ایشان یا اطرافیان شاعر است که به طرز چشم گیری زمینه ساز شکل گیری خودشیفتگی در شخصیت شاعر شده اند.
۸۲.

بررسی راهبردهای تدریس مکالمه زبان عربی در عصر دیجیتال: چالش ها و فرصت ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۲۶
آموزش مکالمه زبان عربی به عنوان یکی از زبان های رسمی در جهان، نیازمند استفاده از راهبردهای تدریس مؤثر و متنوع است. این پژوهش با روش کیفی _ توصیفی به بررسی راهبردهای تدریس مکالمه زبان عربی در عصر دیجیتال و تأثیر آن ها بر فرآیند یادگیری زبان آموزان می پردازد. هدف اصلی تحقیق شناسایی و تحلیل چالش ها و فرصت های ناشی از استفاده از فناوری های نوین در تدریس مکالمه زبان عربی است. در این راستا، روش های تدریس مبتنی بر فناوری و تدریس مبتنی بر پروژه به عنوان راهبردهای کلیدی معرفی می شوند. همچنین، تأثیر روش های یادگیری تعاملی و استفاده از ابزارهای دیجیتال در فرآیند یادگیری بررسی می گردد. بررسی ها نشان می دهد که ادغام فناوری در یادگیری زبان منجر به پیشرفت های قابل توجهی در مهارت زبان شده است. دانش آموزان به جای حفظ کردن و به خاطر سپردن مطالب، با استفاده از فناوری و از طریق تفکر، مطالب درسی را فرا می گیرند. در یادگیری بر مبنای پروژه نیز به زبان آموزان اجازه می دهد تا با انجام پروژه های واقعی، زبان را در زمینه های عملی یاد بگیرند. یادگیری مبتنی بر پروژه می تواند انگیزه و علاقه زبان آموزان را افزایش دهد و به آن ها کمک کند تا مهارت های ارتباطی خود را تقویت کنند. از چالش های پیش رو اینکه برخی از معلمان ممکن است با ابزارها و فناوری های نوین آشنا نباشند و بسیاری از معلمان هنوز به روش های سنتی تدریس وابسته هستند و از روش های نوین استفاده نمی کنند. علاوه بر این، ملاحظات آموزشی، مانند همسویی با اهداف یادگیری، برای ادغام موفق فناوری بسیار مهم است.
۸۳.

دراسه روایه "بعد رحیل الصمت" لعبدالرضا صالح محمد علی أساس البنیه التکوینیه للوسیان غولدمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۳۱
تأتی هذه الدراسهُ لتتناول روایه "بعد رحیل الصمت" للکاتب العراقی المعاصر عبد الرضا صالح محمد، مستندهً إلى المنهج الوصفی التحلیلی ومرتکزهً إلى نظریه البنیویه التکوینیه کما صاغها لوسیان غولدمان، سعیًا إلى إبراز الرؤیه العمیقه للعالم التی تنعکس فی هذا العمل الروائی، بوصفها مرآهً لمرحلهٍ کان فیها العراقُ غارقًا فی الاستبداد والانغلاق. وتوصلت الدراسهُ إلى أنّ الطابع القومی یهیمن على معظم البنى الداله فی النص، إذ إنّ شخصیات الروایه تُجسّد روح المقاومه والرفض لکلّ أشکال القهر والاحتلال والاستعمار، وتعبّر عن وعیٍ قومیٍّ ناضجٍ یرى فی الکفاح والتحرّر السبیلَ الوحیدَ للخلاص من الظلم السیاسی والاجتماعی. کما جاء الاستهلالُ فی الروایه متناغمًا مع العنوان، إذ اتّسم بالغموض المقصود الذی یدفع المتلقی إلى التساؤل دون أن یقدّم إجابهً مباشره، الأمرُ الذی یُحاکی حالهَ الصمت المفروض على المجتمع العراقی آنذاک. وتُعدّ روایه "بعد رحیل الصمت" عملًا غنیًّا بالدلالات، إذ تنسجُ علاقهً وثیقهً بین الصمت کرمزٍ للقمع والکتمان، والکلمه کأداهٍ للتحرّر والکشف. فالروایهُ تُبرزُ ثقافهَ الحظر والتقیید التی کانت تخیّم على المجتمع العراقی، وتکشفُ عن الهمومِ الخفیه التی کانت تسکنُ أعماق الناس، متتبّعهً الأحداثَ من فتره نظام صدام إلى مرحله الاحتلال الأمریکی، وفق تسلسلٍ زمنیٍّ یعکس تحوّلاتِ الوعی الجمعیّ العراقی فی وجهِ القهر والاستلاب.
۸۴.

دراسة الاستعارة المفهومية في قصيدة المواكب لجبران خليل جبران علي ضوء آراء لايكوف وجونسون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۱۲
الاستعاره، وفق الأبحاث اللغویه الکلاسیکیه، تعنی تعبیرا لغویا قائما علی المجاز، یتم فیه استعمال اللفظ فی غیر ما وضع له مع علاقه مشابهه، تربط بین اللفظ المطوی ذکرُه واللفظ الملفوظ. وهناک ضرب آخر من جنس الاستعاره، ظهر حدیثا، یتبناه کلّ من العالمینِ اللغویینِ، لایکوف وجونسون. وحسب رؤیه هذین المنظرین، فإنها تَصوّر لمفهوم ما عبر مفهوم من میدان آخر، کأن نُدرک مفهوما معنویا عن طریق مفهوم حسی. وتنقسم الاستعاره الأخیره إلی ثلاثه أصناف: الاستعاره البنیویه، والفضائیه (الفیزیئیه أو الاتجاهیه)، والأنطولوجیه (الوجودیه). تهدف هذه الدراسه، عبر المنهج الوصفی التحلیلی، وبالاعتماد علی آراء جونسون ولایکوف، إلى دراسه أنواع الاستعاره المفهومیه فی قصیده المواکب للشاعر اللبنانی، جبران خلیل جبران. وتوصلت إلی أن الشاعر وظف الاستعاره المفهومیه بأنواعها الثلاثه: البنیویه، والأنطولوجیه، والفضائیه. فأما الاستعاره البنیویه، فبرهنت علی أن جبران ینظر إلی الحیاه علی أنها زائله وعابره، وعلی إثر هذا یدعو الناس إلی الانتفاع باللحظات الراهنه، کما یؤمن بأن البساطه فی الحیاه ألیق بها من التعقید. فالإنسان فی هذه الحیاه مسلوب الإراده، تقهره الظروف. وأما الاستعاره الفضائیه، فتظهر أن الحبّ، حسب وجهه نظر جبران، لیس له موضع غیر الروح، وأنّ ما یتعلق بالجسد، ویعتبرونه حبا، فما هو إلا نزوه. کما أنّ الاستعاره الأنطولوجیه تکشف أن الشاعر یعتبر أن الأشیاء الهادئه لیست معدومه العزم، وإنما یبرز هذا الجانب منها فی الوقت المناسب.
۸۵.

رثاء الإمام الحسين (ع) في أشعار محتشم الكاشاني والشريف الرضي: دراسة أسلوبية إحصائية(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۰۵
تُعدُّ حادثه عاشوراء المؤلمه من أکثر الأحداث المتکرره فی تاریخ الإسلام، والتی تحکی عن الانحراف الکبیر للأمه الإسلامیه بعد الرسول الکریم (|)، حیث باتت أسوهً لکل الباحثین عن الحریه فی کل زاویه من هذا العالم المضطرب، وهی تجربه قیمه فی إصلاح المجتمعات الإنسانیه، وتقویم الإعوجاجات، وإزاله الفساد والانحرافات. إن الأثر الذی ترکته شخصیه أبی عبد اللّٰه الحسین (8)، وانتفاضه عاشوراء فی عقول ونفوس العالم، کان قویاً، لدرجه أن العدید من الحرکات المحبه للحریه أخذت منه نموذج النضال والانتفاضه. منذ ظهور الإسلام، نهض العدید من الشعراء الملتزمین للدفاع عن الرسول الکریم (|)، ومثله المقدسه، بحیث استمرت هذه الحرکه طوال تاریخ التشیع فی نصره أهل البیت (%)، وتتجلى ذروتها فی حدث عاشوراء والتعبیر عن الظلم والحزن على الإمام الحسین (8)، وأصحابه المخلصین. فی السیاق ذاته، اتجه الشاعران الشریف الرضی (۳۵۹ ۴۰۶ ه )، ومحتشم الکاشانی (۹۰۵ ۹۹۶ه )، بحسب الوضع السیاسی والدینی فی عصرهما، إلى رثاء الإمام الحسین (8)، ومعاناته، وبدأا فی شرح مظلومیه ذلک الإمام العظیم. لقد عبر هذان الشاعران عن مشاعرهما من خلال مقاطع شعریه مع لغه بسیطه ولدیهما أوجه تشابه کبیره فی مجال الشعر الحسینی. تناول کل من الشریف الرضی ومحتشم الکاشانی فی قصیدتیهما کربلاء و باز این چه شورش است ، عزاء الإمام الحسین (8)، بطریقه جمیله وبمواضیع دینیه وصوفیه واجتماعیه وسیاسیه. یهدف هذا المقال إلى مقارنه مدی أدبیه الأسلوب لدی الشریف الرضی ومحتشم الکاشانی، بناء على نظریه العالم الألمانی الشهیر، بوزیمان، لیظهر کیف کان فکر وأیدیولوجیه وأسلوب الشعراء الفرس والعرب فی عزاء الإمام الحسین (8). ودراسه الأس لوب على أساس هذه الطریقه هی دراسه کمیه ولیست کیفیه، وأسلوب الشاعرین على أساس هذه المعادله أدبی والدرجه الانفعالیه تختلف فی مراثیهما. تشیر نتائج البحث إلى أنّ أدبیه أسلوب محتشم الکاشانی أکثر نسبیاً من أسلوب الشریف الرضی؛ لأن الرضی، بالإضافه إلى موقفه الحکمی، وکذلک عرض الأحداث بموضوعیه وقریبه من الواقع باستخدام التشبیهات المختلفه، قد خفض مستوى (ن ف ص) فی شعره وقلل من أدبیته.
۸۶.

الگوی مفهوم شناختی رثای اهل بیت علیهم السلام در شعر دعبل خزاعی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۸۳
بیان مسئله و هدف: ادبیات رثایی یکی از گونه‌های برجسته و ماندگار در میراث شعری عربی و اسلامی است که ریشه در سنت‌های دینی، فرهنگی و اجتماعی دارد. این گونه ادبی، فراتر از بیان اندوه شاعر نسبت به فقدان عزیزان یا شخصیت‌های برجسته جامعه، بازتاب‌دهنده باورها، ارزش‌ها و شرایط اجتماعی شاعر نیز هست. در این چهارچوب، مرثیه‌های مربوط به اهل‌بیت (علیهم‌السلام) جایگاه ویژه‌ای دارند، زیرا، در کنار ابعاد عاطفی، مضامین اعتقادی و تاریخی و انتقادی را نیز دربرمی‌گیرند. این مراثی با به‌تصویر‌کشیدن ستم‌هایی که بر خاندان پیامبر (ص) به‌ویژه در واقعه کربلا روا داشته شد، نقش مؤثری در شکل‌گیری هویت شیعی و انتقال مفاهیم اعتقادی ایفا کرده‌اند. دِعبل خُزاعی، از برجسته‌ترین شاعران دوره عباسی و از پیروان وفادار اهل‌بیت (علیهم‌السلام)، نقشی کلیدی در گسترش و تثبیت این گونه شعری داشته است. مراثی او، به‌ویژه «قصیده تائیه کبری»، نه‌تنها از نظر هنری و زبانی برجسته‌اند، بلکه از نظر مفهومی نیز ژرف بوده و اندوه شخصی شاعر را با رنج جمعی جامعه شیعی پیوند می‌دهند. ویژگی شاخص مراثی دِعبل کاربرد واژگان احساسی، تصویرسازی‌های برانگیزاننده و مضامین دینی است که تأثیر عمیقی بر مخاطب می‌گذارد و در بازتولید حافظه جمعی شیعیان نقش دارد. با وجود پژوهش‌های انجام‌شده درباره شعر عباسی و مراثی اهل‌بیت (علیهم‌السلام)، تحلیل نظام‌مند مؤلفه‌های ساختاری و مفهومی در آثار دِعبل همچنان ضرورتی علمی است، چراکه فهم این مؤلفه‌ها نه‌تنها الگوهای بیانی شعر او را آشکار می‌سازد، بلکه در تحلیل عمیق‌تر کارکردهای فرهنگی، دینی و اجتماعی آن مؤثر است. این پژوهش به‌صورت کیفی به بررسی محتوای مراثی دِعبل خُزاعی که در رثای اهل‌بیت (علیهم‌السلام) سروده شده‌اند می‌پردازد و در‌صدد آن است که مؤلفه‌های اصلی شکل‌دهنده این گونه شعری را شناسایی کند. هدف این تحقیق ارائه الگویی مفهومی است که، ضمن تبیین شیوه‌های بیانی شاعر، نقش مراثی او را در تقویت هویت دینی و بازنمایی باورهای شیعی در دوران عباسی نشان دهد. روش‌­شناسی: با توجه به تمرکز پژوهش بر تحلیل مضامین رثایی مرتبط با اهل‌بیت (علیهم‌السلام) در شعر دِعبل خُزاعی، این مطالعه بر پایه رویکرد کیفی انجام شده است. داده‌های اصلی از دیوان دِعبل خُزاعی، شرح حسن حماد و نسخه تدوین‌شده توسط عبدالصاحب عمران الدجیلی گردآوری شد. همچنین منابع تاریخی و ادبی مانند الاغانی، وفیات الاعیان و تحلیل، شرح و ترجمه دیوان دِعبل خُزاعی نیز برای دقت و جامعیت بیشتر مورد استفاده قرار گرفت. واحد تحلیل تمام قصاید و ابیاتی بود که به موضوع رثای اهل‌بیت (علیهم‌السلام) مربوط می‌شد. پس از کدگذاری داده‌ها، در سه مرحله پایه و سازمان‌دهنده و فراگیر، داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار Citavi سامان‌دهی، سپس با نرم‌افزار MAXQDA تحلیل شد. در‌نهایت، مدل مفهومی پژوهش ترسیم گردید. برای اطمینان از روایی و پایایی یافته‌ها نیز از روش‌هایی چون مثلث‌سازی، تحلیل اسناد و بازکدگذاری تصادفی استفاده شد. بحث و تحلیل: تحلیل محتوای دیوان دِعبل خُزاعی نشان می‌دهد که این شاعر برجسته عباسی مرثیه را صرفاً وسیله‌ای برای بیان اندوه عاطفی نمی‌دانست، بلکه آن را چهارچوبی برای بازنمایی هویت شیعی، اعتراض سیاسی و تثبیت جایگاه اهل‌بیت (علیهم‌السلام) به‌کار می‌برد. داده‌های استخراج‌شده از نرم‌افزار MAXQDA نشان می‌دهد که مقوله «مصیبت و مظلومیت» فراوان‌ترین و جامع‌ترین کد سازمان‌دهنده در شعر اوست. این امر بیانگر آن است که دِعبل ساختار مراثی خود را عمدتاً بر محور توصیف فجایع تاریخی و ستم‌هایی بنا کرده که بر خاندان پیامبر (ص) وارد آمده است؛ امری که نوعی همدلی و هم‌نوایی جمعی را میان مخاطبان ایجاد می‌کند. در کنار این محور، کدهای «فضیلت و منزلت» و «ارادت و محبت» جایگاهی برجسته دارند. دِعبل، با بازنمایی فضایل اهل‌بیت و تأکید بر منزلت والای آنان در تاریخ و دین، نوعی بازتعریف از مرجعیت دینی و اخلاقی در برابر گفتمان رسمی خلافت عباسی ارائه می‌کند. «ارادت و محبت» نیز، به‌عنوان عنصری عاطفی و آیینی، پیوند درونی شاعر با اهل‌بیت را بازتاب می‌دهد و شعر او را به متنی آکنده از عشق و وفاداری تبدیل می‌کند. کدهای «شهید و شهادت»، «گریه و اشک»، «مضجع و مدفن»، «اشاره به ویرانه‌ها»، «تشنگی» و «سر بریده» نیز بُعد تصویری و حسی شعر را برجسته می‌سازند و به بازآفرینی صحنه‌های رثایی در ذهن مخاطب کمک می‌کنند. این مضامین فضایی اندوه‌بار پدید می‌آورند، به حافظه تاریخی شیعه زندگی می‌بخشند و از اماکن و یادگارهای اهل‌بیت (علیهم‌السلام) به‌عنوان نشانه‌های هویتی بهره می‌گیرند. افزون‌بر‌این، «هجو دشمن» در شعر دِعبل بازتاب‌دهنده رویکردی انتقادی است که مرثیه را از حد سوگواری صِرف فراتر برده و آن را به متنی اعتراضی و سیاسی در برابر دستگاه خلافت بدل می‌سازد. نتیجه این تحلیل نشان می‌دهد که دیوان دِعبل از شبکه‌ای چندلایه از معانی برخوردار است که بر ترکیب عناصر عاطفی، تاریخی، اعتقادی و انتقادی استوار است. از‌این‌منظر، شعر دِعبل خُزاعی فراتر از بازتاب اندوه فردی است و بیانگر هویت جمعی، مقاومت سیاسی و تداوم فرهنگی تشیع در برابر سلطه عباسیان محسوب می‌شود. این ویژگی‌ها جایگاه او را در تاریخ ادبیات آیینی شیعه برجسته ساخته و اشعارش را به سندی تاریخی و گفتمانی تبدیل کرده است. دستاوردها: نتایج پژوهش حاضر نشان می‌دهد که سروده‌های دِعبل خُزاعی در حوزه رثای اهل‌بیت (علیهم‌السلام) صرفاً روایت اندوه و سوگ نیستند، بلکه حامل شبکه‌ای از مضامین گوناگون‌اند که در لایه‌های معنایی متعدد در‌هم تنیده شده‌اند. مضمون «رنج‌ها و ستم‌های واردشده بر اهل‌بیت (علیهم‌السلام)» بیش از دیگر عناصر در دیوان او برجسته است و به‌عنوان ستون اصلی ساختار رثایی شعرش جایگاهی ویژه دارد. در کنار این محور، مضامینی همچون «فضایل خاندان پیامبر (ص)» و «ابراز مهر و دلبستگی» به‌عنوان عناصر تقویتی عمل کرده و ابعاد اعتقادی و شناختی شعر را برجسته می‌سازند. همچنین، اشاره شاعر به مکان‌های مقدس و آرامگاه‌ها همراه، با تصویرسازی از صحنه‌های غم و اندوه، تجربه‌ای حسی و آیینی برای مخاطب پدید می‌آورد. زبان تند و گزنده شاعر در نکوهش دشمنان نیز بُعدی انتقادی و اعتراضی به متن می‌بخشد و شعر او را از مرثیه صِرف به بیانیه‌ای اجتماعی ـ سیاسی ارتقا می‌دهد. بر‌این‌اساس، میراث ادبی دِعبل خُزاعی را می‌توان به‌عنوان یک سند اعتقادی و فرهنگی مهم در بازنمایی هویت شیعی دانست.
۸۷.

استدعاء أفكار ابن عربي الصوفية في رواية "موت صغير" لمحمد حسن علوان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۲۲۱
التصوف جزء مهم من التراث الإسلامی قد انعکس بصور مختلفه فی الأدب الإسلامی. وهناک کثیر من الشعراء والأدباء قد تأثّروا بالأفکار الصوفیه والعرفانیه فعبّروا عنها فی آثارهم الشعریه والنثریه. وفی الأدب العربی المعاصر قد ظهر هذا التأثر فی مجال الأدب القصصی والروائی کما ظهر فی مجال الشعر. ومن الأدباء والروائیین الذین قد اهتموا بالتراث الصوفی واستدعاء الشخصیات الصوفیه فی آثارهم هو محمد حسن علوان الروائی السعودی الذی قام فی روایته "موت صغیر" باستدعاء شخصیه وأفکار محیی الدین بن عربی. وترجع أهمیه هذه الروایه إلی أنها تصوّر إلی جانب استدعاء شخصیه ابن عربی وأفکاره کشخصیه بارزه فی التاریخ الإسلامی ومن المنظِّرین للتصوّف الإسلامی، أحوال العالم الإسلامی فی مرحله حساسه من تاریخه وتتطرّق إلی موضوعات تاریخیه وفلسفیه وسیاسیه واجتماعیه وعرفانیه بأسلوب أدبی. ویهدف هذا البحث مستفیداً من المنهج الوصفی- التحلیلی إلی دراسه استدعاء أفکار ابن عربی الصوفیه فی روایه "موت صغیر" لمحمد حسن علوان. وقد وصل البحث إلی أن الکاتب قد استفاد فی روایه المراحل المختلفه من حیاه ابن عربی وأفکاره من المصادر التاریخیه المعتبره کما استفاد من آثاره ولکن فی مرحله ولادته وموته اعتمد علی خیاله وقام بروایه هاتین المرحلتین علی لسان ابن عربی ذاته بصوره خیالیه وغیر واقعیه.
۸۸.

تعليم اللغة العربية في ضوء نظرية الذكاءات المتعددة لغاردنر الذكاء اللغوي أنموذجا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹ تعداد دانلود : ۱۹۶
هناک صله وطیده بین نظریات علم النفس التعلیمیه وتعلیم اللغه. تعد نظریه غاردنر للذکاءات المتعدده، من جمله النظریات التعلیمیه التی قد حظیت باستقبال کبیر فی هذا المجال، وکانت ولا تزال تقوم بدور هام للغایه فی قضیه التعلیم عامه، وتعلیم اللغه خاصه. یهدف البحث إلى تأثیر نظریه الذکاءات المتعدده والذکاء اللغوی أنموذجاً علی تعلیم اللغه العربیه وکیفیه تطبیق هذا الذکاء علی تعلیم العربیه بصوره تنفیذیه وفعلیه. تکمن أهمیه البحث فی تقدیم الحلول لترقیه تعلیم اللغه العربیه وتنمیته کلغه ثانیه، وفق نظریه علم النفس لغاردنر تحت عنوان الذکاءات المتعدده. یجری البحث فی ضوء المنهج الوصفی التحلیلی والتطبیقی. وتدل النتائج علی أنّه من الممکن تطبیق الذکاء اللغوی المذکور فی نظریه غاردنر علی جمیع مهارات اللغه الأربع، أی الاستماع، والقراءه، والمحادثه والکتابه، وإجرائه فی کل مهاره عبر استخدام التقنیات والحلول الخاصه بنفس المهاره المعنیه.
۸۹.

تحلیل معنایی اسم فاعل، صیغه مبالغه، صفت مشبهه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۳ تعداد دانلود : ۲۴۰
یکی از مباحث بسیار مهم و پرکاربرد در آیات و روایات، مبحث مشتقات صرفی است. در بین مشتقات، اسم فاعل، صیغه مبالغه و صفت مشبهه به دلیل قرابت حوزه مفهومی و بسامد بالا در آیات و روایات از جایگاهی ویژه برخوردارند. هدف این نوشتار توصیفی – تحلیلی بیان تفاوت های معنایی این سه گونه از مشتقات است که در منابع ادبی با تعابیری همچون حدوث و ثبوت از آنها یاد شده است. براین اساس اسم فاعل دلالت بر حدوث و صفت مشبهه دلالت بر ثبوت و دوام دارد. اما درعینِ حال برخی صفات مشبهه اصلًا دوام و استمرار ندارند و ازطرف دیگر برخی اسم فاعل ها معنی دوام دارند نه حدوث. اهمیت این امر به فهم و ترجمه متون دینی برمی گردد که گاه نتایج غیرقابل قبولی در پی دارد. لذا ابتدا به تعریف مشتقات سه گانه پرداخته شده سپس با مراجعه به کتب ادیبان، تفاوت های آنها بر اساس شواهد عینی تبیین شده است. مهم ترین نتایج پژوهش حاکی از آن است که: در این مقاله فرق های بین حدوث و ثبوت و استمرار، بیان شده و نتیجه، آن که صفت مشبهه ثبوت دارد ولی لزومًا دوام و استمرار ندارد و ازطرفی برخی اسم فاعل ها و نیز صیغه های مبالغه، ثبوتی هستند، نه حدوثی، که مهم ترین شاخصه برای تشخیص، توجه به معنا است.
۹۰.

تحلیل گفتمان ادبی آیات معاد سوره دخان با تأکید بر بافت متن و بافت موقعیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۰۰
بیان مسئله و هدف: تحلیل گفتمان یکی از رویکردهای نوین در حوزه زبان‌شناسی و نقد ادبی معاصر به‌شمار می‌آید که در زبان فارسی تحت‌عناوینی چون سخن‌کاوی یا تحلیل کلام شناخته می‌شود. این رویکرد به عناصر لغوی جمله به‌عنوان اساسی‌ترین ابزار تشریح مضامین متن اکتفا نمی‌کند، بلکه عوامل فرامتنی از‌جمله بافت موقعیت را مدنظر قرار می‌دهد. در تحلیل گفتمان ادبی، ساختارهای متن در پیوند با بافت موقعیت‌ آن تحلیل می‌شود و تحلیل و بررسی آنها خارج از این بافت امکان‌پذیر نیست. تحلیل گفتمان ادبی در آیات قرآن با کشف ارتباط بین ابزارهای ادبی و بافت موقعیت به تجزیه و تحلیل سوره‌ها می‌پردازد و هماهنگی و انسجام بافت متن و موقعیت را در انتقال پیام به مخاطب تبیین می­کند. این رویکرد به درک بهتر لایه‌های پنهان معنایی و نیل به فهمی عمیق‌تر از مراد گوینده کمک شایانی می‌کند. از‌جمله مفاهیم نزدیک به مفهوم بافت موقعیت نزد دانشمندان اسلامی مفاهیم سیاق، قرینه و مقتضای حال است؛ در علوم قرآنی و تفسیری، این بافت با عنوان سیاق مقامی یا بیرونی و قرائن متصل غیر‌لفظی شناخته می‌شود که شامل فضای نزول آیات، ویژگی‌های متکلم و مخاطب است. اوج فصاحت قرآن کریم، که به‌دلیل جنبه‌های اعجاز متعددش همواره موردتوجه اندیشمندان و مفسران بوده، تناسب سخن با موقعیت کلام و به‌کار‌گیری هماهنگ همه ابزارهای زبانی در جهت انتقال دقیق مقاصد الهی است، اما بسیاری از اندیشمندان فقط به برخی جنبه‌های ساختارهای متنی قرآن مانند بلاغت سنتی پرداخته‌‌اند و ارتباط نظام‌مند میان ساختارهای زبانی و بافت موقعیت آیات را به‌طور جامع و روشمند بررسی نکرده‌اند. میان سوره‌های قرآن، سوره دخان از ویژگی‌های سوره‌های مکی برخوردار است و در بستر اوضاع خاص اجتماعی، سیاسی و فرهنگی سال‌های نهم و دهم بعثت نازل شده است؛ به‌دلیل این موقعیت خاص، از بافت متنی ویژه‌ای در آیات معاد بهره می‌برد. این ویژگی در جهت تقویت تأثیر پیام و انتقال آن به مخاطب به‌کار رفته است. روش‌­شناسی: پژوهش حاضر با اتخاذ روش توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر گردآوری داده‌ها به شیوه اسنادی و کتابخانه‌ای به واکاوی آیات معاد سوره دخان از منظر نظریه تحلیل گفتمان ادبی پرداخته است. این تحقیق با بهره‌گیری از رویکرد اندیشمندان اسلامی در حوزه مؤلفه‌های بافت موقعیت در قرآن در‌صدد تجزیه و تحلیل بافت موقعیت و بافت متن آیات معاد سوره دخان و کشف ارتباط بین آن دو بوده تا هماهنگی و انسجام بافت متن و موقعیت در انتقال پیام به مخاطب را تبیین کند. بحث و تحلیل: سوره دخان در دوره دعوت آشکار پیامبر و در فضایی نازل گردید که مشرکان مکه با اعراض از معارف وحیانی اسلام رویکردی معاندانه پیش گرفته بودند. آنان نه‌تنها خود از پذیرش قرآن سرباز می‌زدند، بلکه، با بهره‌مندی از شیوه‌های مختلف، مانع رسیدن پیام الهی به توده‌های مردم می‌شدند. گزاره‌های تاریخی از سال‌های پایانی بعثت پیامبر حاکی از اوج گستاخی، استهزاء و بی‌احترامی مشرکان به ساحت پیامبر (صلّی الله علیه وآله) است. ویژگی بارز این دوره مخالفت با آموزه‌های وحیانی، تردید در منشأ وحیانی قرآن و انکار صریح معاد است. در چنین بافت موقعیتی، محتوای آیات معاد با صراحت به زندگی پس از مرگ، اصالت حیات اخروی و جاودانگی انسان می‌پردازد و صحنه‌های قیامت را ترسیم می‌کند. در تحلیل بافت ساختاری متن، مطابق الگوی سه سطحی آوایی، نحوی و دلالی هماهنگی و انسجام بین بافت متن و بافت موقعیت مشاهده می‌گردد. در سطح آوایی، موسیقی ناشی از فواصل آیات، صفات حروف، تکرار حروف و کلمات در آیات، در جهت جلب توجه مخاطب و تحریک عاطفی او به‌کار گرفته می‌شود. در سطح نحوی، کاربرد گسترده اسلوب تأکید و جملات خبری و انشایی متناسب با بافت موقعیت در خدمت تثبیت مفاهیم مدنظر گوینده چون اثبات بعث و قیامت، توبیخ مخالفان و رد ادعاها و تردید و انکارشان است. این ویژگی‌های نحوی بازتاب مستقیمی از موقعیت مخاطبانی است که باورمند به معاد نبوده و در مقام انکار آن برمی‌آمدند. قرآن در سطح دلالی با بهره‌گیری از تصویرپردازی از طریق تشبیه، مجاز و تضاد، عذاب‌ها و نعمات اخروی را به‌گونه‌ای عینی و تأثیرگذار مجسم می‌سازد که مخاطب را کاملاً در آن فضا قرار داده و، با کمترین الفاظ، حداکثر معنا را انتقال می‌دهد. دستاوردها: یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که انکار معاد و مخالفت مشرکان مکه با پیامبر به‌عنوان بافت موقعیت نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری گفتمان الهی این سوره داشته است. خداوند متعال در سوره دخان با ظرفیت‌های زبانی و بلاغی به اثبات بنیادهای معرفتی معاد پرداخته و نسبت به پیامدهای دنیوی و اخروی لجاجت، عناد و انکار مستمر مخالفان به عذاب‌های دنیوی و اخروی انذار داده و جایگاه منکران و متقیان را در عالم آخرت به تصویر می‌کشاند. تحلیل ارتباط نظام‌مند بافت متن و بافت موقعیت در سوره دخان هدف غایی گفتمان سوره را به‌روشنی آشکار می‌سازد که همان تغییر و اصلاح اندیشه‌ها و باورها در حوزه معاد و هشدار به مشرکان معاند نسبت به عواقب تردید و انکار معاد است.
۹۱.

تحلیل مؤلفه های گفتمان مدار در رمان (الطنطوریه) بر اساس سطح توصیف نظریه نورمن فرکلاف

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۸۸
تحلیل گفتمان، یک رویکرد بین رشته ای برای مطالعه است که زبان را به عنوان شکلی از کارکرد اجتماعی، بررسی و به نحوه بازتولید قدرت اجتماعی و سیاسی به وسیله متن، تأکید می کند. این رویکرد ازیک طرف به روابط درون متن و از طرف دیگر به بافت موقعیتی، اجتماعی، سیاسی و تاریخی متن می پردازد. گفتمان انتقادی، بحث تحلیل گفتمان را یک سطح ارتقا می دهد؛ زیرا تحلیل گفتمان ازنظر شمول معنایی در گستره ای فراتر از زبان شناسی اجتماعی و زبان شناسی انتقادی وارد مطالعات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی می شود و شکل انتقادی به خود می گیرد. نورمن فرکلاف منتقد و تحلیل گر انگلیسی مقالاتی را منتشر کرده است که نشان می دهد مشغله اصلی وی تحلیل گفتمان انتقادی است. فرکلاف متن را از سه منظرِ توصیف، تفسیر و تبیین بررسی می کند. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و در پرتو سطح توصیف رویکرد فرکلاف، به بررسی ویژگی های زبانی و ساختارهای گفتمان مدار در رمان الطنطوریه اثر رضوی عاشور، می پردازد. نتایج حاصل از این تحقیق گویای این است که این رمان با گفتمانی ساده و روان و با موضوعات مهمی از جمله مقاومت و وطن دوستی، ارتباط خوبی با مخاطب برقرار می کند و بستر تاریخی و اجتماعی داستان را تقویت می نماید. نویسنده در سطح توصیف از رهگذر شخصیت پردازی، برقراری ارتباط بین واژگان، ایجاد تقابل های دوگانه، خلق تصاویر نمایشی و کاربرد واژگان خاص در پی تبیین اندیشه های خویش است.
۹۲.

فشرده گویی (تکثیف) و انواع آن در ومضه های شعری نجاه عبداللّه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۸۴
بیان مسئله و هدف: پژوهش حاضر با هدف و بررسی تکنیک فشرده‌گویی در ومضه‌های شعری بانو، نجاه عبداللّه، شاعر معاصر عراقی، همچنین تبیین جایگاه این تکنیک در شکل و محتوای ومضه‌های موجود در دفترهای شعری وی نگاشته شده است. امروزه قالب شعری «قصیده الومضه» با توجه به رشد فزاینده جهان مدرن معاصر از استقبال گسترده‌ای برخوردار بوده است. این نوع شعر برای لحظه‌های ناب است که از برخورد لحظه‌ای شاعر با یک پدیده حاصل می‌گردد و به‌مانند یک برق در ذهن او می‌درخشد. در‌نتیجه، به شکل عبارت‌هایی بسیار فشرده نمود پیدا می‌کند. «قصیده الومضه» در ساختارهای متنی خود از تکنیک‌هایی برخوردار است که مهم‌ترین آنها عنصر «التکثیف» (فشرده‌گویی)، «المُفارقه» (تضادّ) و «الختام المُبهِر» (پایان شگفت‌انگیز) است. شاعر کلاسیک در ساحت شعر با تکیه بر مکانیزم «ایجاز» در تلاش بود تا عنصر تکثیف را برجسته‌تر جلوه دهد، اما شاعر معاصر پا از این امر فراتر می‌نهد و سعی می‌کند تا این ساحت را در حوزه شکل، همچنین ترکیب کلام (ساختار نحوی) نیز با عنصر تکثیف هماهنگ کند. اگر‌چه پایه و اساس شعر به‌طور کلی عنصر تکثیف است و شعر زمانی که موضوعات خود را بیان می‌کند، معانی را بیش از آنچه در ذهن‌های مردم وجود دارد به موضوعات خود تحمیل می‌کند، اما این عنصر در «قصیده الومضه»، که حاصل لحظه‌های ناب شاعرانه است، برجسته‌تر جلوه می‌نماید و شاعر «ومضه» برای بیان اندیشه‌های خود در مساحتی اندک به تکنیک‌های دیگری در حوزه‌های معنا، شکل و ترکیب کلام روی می‌آورد تا این مساحت اندک با لحظه‌های شاعرانه‌اش‌ منسجم‌تر شود. این پژوهش بر آن است تا برای این سؤالات اساسی پاسخی مناسب بیابد که عنصر تکثیف در ومضه‌های شعری نجاه عبداللّه در بخش‌های معنا، شکل و ساختار نحوی با چه اسلوب‌هایی نمود پیدا می‌کند؟ همچنین محتوا و بسامد انواع سه‌گانه این عنصر در ومضه‌های وی چگونه است؟ روش­‌شناسی: این پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی انجام شده، بدین‌صورت که ابتدا دفترهای شعری نجاه عبداللّه مطالعه و بررسی شده است. با توجه به اینکه ایشان بیشتر متن‌های شعری خویش را در قالب «قصیده الومضه» سروده، عنصر غالب بر ومضه‌های ایشان همان فشرده‌گویی است. در این راستا به منابع مرتبط با موضوع، همچنین به مصادر مختلف اعم از قدیم و جدید مراجعه گردید، سپس دریافته شد که می‌توان این عنصر را در سه سطح معنا، شکل و ساختار نحوی تقسیم‌بندی کرد. شواهد شعری از ومضه‌ها بر‌اساس این سه سطح استخراج، دسته‌بندی و تحلیل شده است. این سه سطح در شیوه‌هایی همچون صور بیانی، هم‌گذاری، سفیدنویسی، نشانه‌های نگارشی، طولی و عمودی‌نویسی، زدودن قیدهای اضافی از جمله‌ها، حذف یک جمله یا جمله‌ها از نحو کلام، غریب‌سازی در نظم جمله و... نمود پیدا می‌کند. بحث و تحلیل: این پژوهش کوشیده است تا عنصر تکثیف را، که از ارکان مهم در «قصیده الومضه» محسوب می‌شود، در آثار شعری نجاه عبداللّه واکاوی نماید. مهم‌ترین مواضعی که تکنیک «فشرده‌گویی» در آنها جلوه می‌نماید، شامل سه بخش معنا، شکل و ساختار نحوی است. شاعر در موضع تکثیف در معنا از روش‌هایی همچون، تمثیل، استعاره، ضرب‌المثل، کنایه، تلمیح، نماد، تناقض، واژگان محوری، تکرار هنرمندانه و... بهره می‌جوید. وی با استخدام انواع صور بیانی، که در آن صاحب‌سبک است، همواره ومضه‌ها را با نامأنوسی واژگان و ابهام‌سازی تعابیر در‌هم می‌آمیزد تا از طرفی زمینه را برای خوانش‌های متفاوت، همچنین انبوه‌سازی دلالت‌ها در برابر خواننده فراهم ‌سازد. از طرف مقابل، خواننده نیز با پیش‌فرض‌های گوناگون از‌جمله افق سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، رزمی، دینی و... رو‌به‌رو شود. نجاه عبداللّه در موضع فشرده‌گویی در شکل به اسلوب‌هایی همچون هم‌گذاری، تقسیم‌بندی سطرهای شعری در فضای صفحه، سفیدنویسی، طولی و عمودی‌نویسی کلمات، استفاده از نقطه‌چین‌ها، علامت‌های نگارشی، و... متوسل می‌شود. وی با تکیه بر این شیوه‌ها سعی بر آن دارد تا، علاوه‌بر اینکه به ومضه‌های خویش شکلی مناسب و ابعاد معنایی عمیق‌تری (تکثیف) ببخشد، جایگاه نوگرایی را در آنها نیز استوار سازد. ایشان برای تحقق این امر به حالت‌های موجود در ذات خود توجه بسیاری دارد و هم‌سو با این حالت‌ها به هنرهای دیگری همچون سینما متوسل می‌شود تا تکنیک هم‌گذاری را از آن وام بگیرد و فضای تصویری «قصیده الومضه» را استادانه ترسیم نماید. نجاه عبدالله در موضع تکثیف در ساختار نحوی از شیوه‌هایی همچون غریب‌سازی در نحو کلام، زدودن قیدهای زائد از ساختار جمله‌ها، حذف یک یا چندین جمله از متن شعر، دوری جستن از اغراق در تزیین کلام و... بهره می‌برد. وی برای اینکه احساسات شاعرانه و عواطف زنانه خود را در ومضه‌ها به اشتراک بگذارد، تا حد ممکن به ارکان اصلی جمله بسنده می‌کند تا ومضه‌ها، با حفظ ویژگی تراش‌خوردگی، حُکم جمله‌های قصار را به خود بگیرد و به‌آسانی در ذهن مخاطب بنشیند. دستاوردها: یافته‌های این پژوهش حکایت از آن دارد که عنصر تکثیف، علاوه‌بر اینکه از ارکان مهم «قصیده الومضه» در آثار نجاه عبداللّه به‌شمار می‌رود، با ظرافت‌های هنری ویژه‌ای در ومضه‌ها آشکار می‌گردد. بدین‌صورت تکثیف به‌عنوان رکنی اساسی در سه بخش معنا، شکل و ساختار نحوی در ومضه‌های شعری او خودنمایی می‌کند و، از میان این امور سه‌گانه، فشرده‌گویی در معنا از نظر بسامد بر دو نوع دیگر تقدم دارد. نجاه عبدالله در قسمت‌های معنا، شکل و ساختار نحوی با تکیه بر اسلوب‌هایی که ذکر آنها پیش از این گذشت، سعی بر آن دارد تا هم ساختار کوتاه‌نویسی را در متن شعری خود شدت ببخشد و هم متن را با عناصری همچون غریب‌سازی، ابهام، چند پهلو، حذف، جنبه‌های دیداری، ایجاد شکاف و... هم‌سو کند تا از این رهیافت‌ها بین مخاطب و اثر هنری نوعی چالش ایجاد نماید و خواننده را از حالت انفعال خارج کند و به سمت خواننده فعال بکشاند.
۹۳.

سبک شناسی شناختی استعاره های مفهومی اجتماعی در برگزیده داستان های «النظرات» منفلوطی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۱۴
بیان مسئله و هدف: سبک­شناسی شناختی رویکردی نوین در قلمرو مطالعات سبک­شناسی است که در دهه نخست قرن بیست‌و‌یکم و بلافاصله پس از پیدایش نظریه‌های زبان­شناسی شناختی و تحت‌تأثیر جدی این مکتب پدیدار شد. این رویکرد با تکیه بر نظریه‌های زبان‌شناسی شناختی به بررسی نحوه بازنمایی مفاهیم، تجربه‌ها و ساختارهای ذهنی در زبان ادبی می‌پردازد. برخلاف سبک‌شناسی سنتی، که بیشتر بر ویژگی‌های زبانی و بلاغی تمرکز دارد، سبک‌شناسی شناختی به‌دنبال کشف ساز‌و‌کارهای ذهنی و شناختی‌ای است که نویسنده و خواننده در فرایند تولید و دریافت متن به‌کار می‌گیرند. یکی از مهم‌ترین این سازوکارها استعاره مفهومی است. در نظریه استعاره مفهومی، که لیکاف و جانسون مطرح کرده‌اند، استعاره نه صرفاً آرایه‌ای ادبی و زینتی، بلکه ساز‌و‌کاری بنیادی برای اندیشیدن و فهم جهان به‌شمار می‌آید. بر‌این‌اساس، ذهن انسان مفاهیم انتزاعی را از طریق مفاهیم عینی و ملموس درک می‌کند و زبان به‌منزله ابزاری برای بازنمایی این فرایند ذهنی عمل می‌کند. از‌جمله ادیبان معاصر، که دیدگاه­ها و جهان­بینی خود را با کاربست استعاره­های شناختی به مخاطب نمایانده است، مصطفی لطفی منفلوطی است. کتاب النظرات او، با بهره‌گیری از شبکه‌ای غنی از استعاره‌های مفهومی، تصویری روشن از نگاه نویسنده به مسائل اجتماعی، اخلاقی و ارائه می‌دهد. بررسی سبک‌شناسانه این اثر در چهارچوب رویکرد شناختی نشان می‌دهد که چگونه منفلوطی، از طریق زبان استعاری و بازنمایی‌های ذهنی، تجربه‌های فردی و دغدغه‌های اجتماعی خود را ساختارمند به خواننده منتقل می‌کند و او را در درک و باز‌آفرینی این جهان‌بینی شریک می‌سازد. ازاین‌رو، هدف این پژوهش شناسایی و تحلیل مهم‌ترین ویژگی‌های سبکی استعاره‌های مفهومی منفلوطی در گزیده داستان­های النظرات از‌جمله «الکأس الأولی»، «إلی الدیر»، «عبره الدهر»، «غرفه الأحزان»، «البائسات»، «التوبه»، «علی سریر الموت» و «قتیله الجوع» و تبیین نقش آنها در بازنمایی دیدگاه‌های اجتماعی نویسنده است. بررسی این مسئله که منفلوطی در کاربست حوزه‌های مبدأ برای حوزه‌های مقصد، در استعاره‌های مفهومی اجتماعی این اثر، بیشتر از کدام دامنه‌های مبدأ بهره برده، از‌جمله اهداف این پژوهش است. روش­‌شناسی: شیوه گردآوری اطلاعات در این پژوهش کتابخانه‌ای است و روش تحقیق به‌صورت توصیفی ــ تحلیلی و با رویکرد سبک‌شناسی شناختی انجام شده است. داده‌های گردآوری‌شده با استفاده از روش تحلیل محتوا طبقه‌بندی و پردازش شده است. در گام نخست، مبانی نظری سبک‌شناسی شناختی و دیدگاه‌های صاحب‌نظران این حوزه تبیین شد. سپس، مصادیق مرتبط با استعاره‌های مفهومی اجتماعی از داستان‌های کوتاه کتاب النظرات منفلوطی استخراج گردید. در مرحله پایانی، داده‌ها بر‌اساس حوزه‌های مبدأ و مقصد تجزیه و تحلیل شد تا، ضمن روشن‌شدن دامنه­های مبدأ و گستره­های مقصد و تنوع استعاره‌های اجتماعی، نقش آنها در بازنمایی دیدگاه‌های اجتماعی نویسنده بیان و ویژگی‌های سبکی نثر او شناسایی شود. بحث و تحلیل: منفلوطی در داستان‌های منتخب النظرات با سبک ویژه و منحصربه‌فرد خویش توانسته است مفاهیم پیچیده و انتزاعی اجتماعی را در قالب پدیده‌هایی عینی و محسوس بازنمایی کند؛ پدیده‌هایی که بر تجربه ادراکی و زیسته مخاطب استوار است، از‌همین‌رو، درک و دریافت آنها را آسان و ملموس ساخته است. او این مهم را از طریق نظامی گسترده و متنوع از استعاره‌های شناختی ساختاری، هستی‌شناختی و جهتی تحقق بخشیده است. در این میان، استعاره‌های ساختاری از بسامد بالاتری برخوردارند، زیرا این نوع استعاره‌ها قابل‌تجزیه به نگاشت­های متعددی است که امکان بازنمایی روابط و ساختارهای اجتماعی را در قالبی روشن‌تر و قابل‌فهم­تر فراهم می‌کند. آنچه در تحلیل‌های شناختی به‌روشنی دیده می‌شود، توانایی منفلوطی در مفهوم‌سازی چندبعدی است؛ به این معنا که او هر حوزه مقصد مفهومی مانند ازدواج، فساد، عشق و میگساری را نه به یک مبدأ، بلکه به چندین حوزه مبدأ متنوع پیوند می‌دهد. این رویکرد لایه‌های تازه‌ای از معنا می‌آفریند و امکان می‌دهد تا یک پدیده اجتماعی از زوایای گوناگون تبیین شود. برای نمونه، ازدواج در نگاه او تنها پیمانی انسانی نیست، بلکه عرصه­ای است که در قالب تجارت، آزمایش، نبرد و مبارزه تصور می­شود. فساد اخلاقی نیز نه صرفاً یک انحراف رفتاری، بلکه با مفاهیمی استعاری همچون سرقت و تجارت بازنمایی می‌شود. عشق، در سیمای راهی پرخطر، همچون سمی کشنده یا نوشیدنی‌ای تلخ جلوه می‌کند. موضوع می‌گساری نیز به‌مثابه فریفتگی، قتل، پوشش عقل و عامل نابینایی تصور می‌شود. این تنوع در پیوند حوزه‌های مبدأ و مقصد تنها ابزاری برای زیباتر‌شدن زبان نیست، بلکه به سبک منفلوطی بُعدی تأثیرگذار و عاطفی می‌بخشد و او را قادر می‌سازد تا با بیانی تکان‌دهنده به سراغ مشکلات اجتماعی زمانه‌اش برود. در‌حقیقت، خواننده نه‌تنها در سطح عقلانی پیام او را دریافت می‌کند، بلکه در سطح عاطفی و حسی نیز با متن درگیر می‌شود. در این میان، تنیدگی استعاره‌های هستی‌شناختی و جهتی نقشی کلیدی در غنای مفهوم­سازی­های او دارد، زیرا این استعاره‌ها مفاهیم انتزاعی را با عناصر بنیادین تجربه انسانی همچون فضا، جهت، مسیر، شیء و ماده پیوند می‌دهد و درک و لمس مفاهیم دشوار را برای مخاطب عمیق‌تر می‌سازد. دستاوردها: سبک منفلوطی در النظرات جلوه‌ای خاص از به‌کارگیری استعاره‌های شناختی اجتماعی را نشان می‌دهد. او با تأکیدهای بلاغی همچون اسلوب قصر، کاربست اسم اشاره و جملات موصولی، همچنین، با بهره‌گیری از زبانی احساسی و خطابی، معنا را برجسته‌تر و اثرگذارتر ساخته است. از برجسته‌ترین ویژگی­های سبکی او تقابل‌های دوگانه، توازن موسیقایی و لحن هشداردهنده است که متن را هم از نظر عاطفی و هم از نظر معنایی غنی کرده است. بدین‌سان، منفلوطی توانسته است با به‌کار‌گیری استعاره­های مفهومی متنوع، مفاهیم انتزاعی اجتماعی را به شیوه‌ای ملموس و چندلایه بازنمایی کند و اثری بیافریند که نه تنها انتقال‌دهنده معنا، بلکه برانگیزاننده احساسات و اندیشه‌های خواننده است.
۹۴.

دراسه نفسیه فی شخصیات روایه "أرواح کلیمنجارو" فی ضوء نظریه الاختیار لجلاسر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۵۰
لایزال النقد النفسی یحتلّ مکانه مرموقه فی الدراسات النقدیه؛ حیث إنه یساعد الباحث على تحلیل الشخصیات الروائیه. ویعدّ ولیام جلاسر أحد علماء علم النفس الحدیث الذی بحث عن جذر المشکلات السلوکیه فی الإنسان عبر نظریه الاختیار التی تسعى إلى تلبیه الحاجات مع الحفاظ علی حقوق الآخرین واختیار السلوک والتحکم فیه وقبول المسؤولیه الفردیه والترکیز علی السلوک الحالی ومناشده الفطره السلیمه. وبناء على هذه النظریه، یختار الإنسان سلوکا یهدف إلی تلبیه إحدی الحاجات الأساسیه الخمس: البقاء والانتماء والقوه والحریه والمتعه. أما مشکله البحث فهی تکمن فی تحلیل روایه "أرواح کلیمنجارو" لإبراهیم نصرالله، وهی تحکی عن الشخصیات بالجنسیات المختلفه ضمن اتخاذ القرار علی الصعود إلی قمه کلیمنجارو جمع التبرعات لمعالجه الأطفال المصابین، وذلک فی ضوء "نظریه الاختیار" بالاعتماد على المنهج الوصفی والإحصائی. والنتائج التی توصّل إلیها البحث کالآتی: تحتلّ الحاجه إلی الحب والانتماء فی الشخصیات نسبه کبرى (38%)، والحاجه إلی القوه (31%) والحاجه إلی الحریه (19%)، کما أنّ الحاجه إلی البقاء تحتلّ (6%) والحاجه إلی المتعه (6%)؛ وبالتالی، ثمه شیئان أساسیان یدفعان الإنسان إلی السعی تجاه حیاته وأسرته وشعبه هما الحب والانتماء، وکذلک التعایش السلمی فی ظلّ الأمان هو الشئ المهمّ الذی جعل المتطوعین یشارکون فی هذا المشروع الإنسانی دعماً للشعب الفلسطینی.
۹۵.

تحلیل جامعه شناختی رمان «برید اللیل» با تکیه بر نظریه جورج لوکاچ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۱۱
بیان مسئله و هدف: میان رویکردهای متنوع نقد ادبی، جامعه‌­شناسی ادبیات جایگاه ویژه‌­ای دارد؛ این رویکرد با تکیه بر معیارهای اجتماعی به بررسی محتوای آثار ادبی می‌­پردازد و به دنبال کشف و تبیین روابط پیچیده بین اثر ادبی و بسترهای اجتماعی شکل‌­دهنده آن است. جورج لوکاچ (1885-1971م)، منتقد و نظریه‌پرداز برجسته معاصر، با ارائه نظریات بدیع، تحولی عمیق در رویکرد جامعه‌شناختی نقد ادبی ایجاد کرد. در نظریه او پیرامون رمان مفاهیمی نظیر رئالیسم، شخصیت‌ نوعی، رابطه علی و معلولی و محتوای اجتماعی به‌مثابه ارکان اساسی تحلیل ادبی مطرح می­‌شود. از دیدگاه لوکاچ، رئالیسم ناب باید تصویری یکدست و هماهنگ از انسان و جامعه ترسیم کند و در تلاش برای بازنمایی وحدت و یکپارچگی این دو عنصر اساسی باشد. رئالیسم مدنظر لوکاچ دارای سه ویژگی اساسی است؛ نخست انتقادی بودن آن است؛ لوکاچ بر این باور است که دوران­‌های مهم تاریخی دوره­‌هایی گذرا و سرشار از تغییر و تحول است که با چالش‌­ها و تحولات فراوانی مواجه است. از‌این‌رو، نویسندگان واقع‌­گرا باید با نگاهی انتقادی به جامعه بنگرند و نابرابری‌­ها، بی‌عدالتی‌­ها و سایر معضلات اجتماعی را به تصویر بکشند. ویژگی دوم رئالیسم لوکاچ چیرگی واقعیت است. این بدان معناست که نویسنده باید تشنه حقیقت باشد و واقعیت را صادقانه و بی‌­پرده بیان کند. لوکاچ تأکید می­‌کند که نویسنده واقع‌­گرا باید تصویری عینی از واقعیت ارائه دهد، حتی اگر این تصویر با باورها و اعتقادات شخصی او در تضاد باشد. سومین اصل رئالیسم لوکاچی مردمی‌بودن است. این اصل حکم می‌­کند که نویسنده مسائل اساسی و ژرف جامعه را در بالاترین سطح ممکن باز‌گو کند و به عمق دردها، احساسات، افکار و رفتارهای انسانی راه یابد. رمان «برید اللیل»، اثر نویسنده لبنانی، هدی برکات، که برنده جایزه بوکر عربی است، نمونه­‌ای درخشان از آثاری است که، با رویکردی انتقادی و واقع‌­گرایانه، تصویری تلخ و گزنده از اوضاع نابسامان و آشفته جامعه امروز به مخاطب عرضه می‌­کند. هدف اصلی این پژوهش تحلیل این رمان بر‌اساس اصول رئالیسم لوکاچی و برجسته‌ساختن نقش حیاتی و اثر‌گذار ادبیات در راستای فهم، تحلیل و بهبود کاستی­‌ها و نابسامانی­‌های جامعه است. روش­‌شناسی: جامعه­‌شناسی ادبیات، به‌مثابه رویکردی میان‌­رشته­‌ای، پیوندی عمیق بین دو حوزه مطالعاتی مجزا، یعنی جامعه و اثر ادبی، برقرار می‌­سازد. این رهیافت با بررسی دقیق و تحلیل انتقادی روابط و تأثیرات متقابل در این دو حوزه در پی کشف چگونگی بازتاب نابسامانی­‌های ساختاری جامعه در ابعاد اقتصادی و اجتماعی بر ذهنیت و وجدان هنری نویسنده است. پژوهش حاضر با اتخاذ شیوه‌­ای توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر چهارچوب نظری جورج لوکاچ به واکاوی رمان «برید اللیل» اثر هدی برکات می‌­پردازد. هدف غایی این پژوهش پاسخ‌گویی به این پرسش کلیدی است که چگونه نابسامانی­‌های ساختاری جامعه، از طریق تمهیدات هنری و بازنمایی‌­های روایی، در تار‌و‌پود رمان باز‌تولید و منعکس شده است. بحث و تحلیل: رمان «برید اللیل» اثر هدی برکات، به‌عنوان اثری رئالیستی، به کاوش عمیق در معضلات اجتماعی می­‌پردازد و تلاشی هدفمند را برای ارائه تصویری بی­‌پرده از واقعیت­‌های تلخ و ناگوار جامعه به نمایش می­‌گذارد. از برجسته‌­ترین مؤلفه‌­های سبک­‌شناختی برکات در این اثر، اتخاذ رویکردی انتقادی است که در قالب نقدی بنیادین بر شرایط نامطلوب جوامع عربی و جهان غرب تبلور می­‌یابد. این نقد طیف گسترده‌­ای از مسائل و معضلات، از‌جمله فقر موجود در جوامع عربی، توزیع نابرابر ثروت، پدیده‌­هایی چون کودک‌همسری، کودکان کار، ازدواج‌­های اجباری و... را در‌بر‌می­‌گیرد. نویسنده، در این رمان، معضلات اجتماعی و آسیب­‌های فرهنگی را بی­‌پرده بیان می­‌کند؛ از‌جمله آنها می­‌توان به بی‌سوادی اشاره کرد که، از منظر او، معلول فقر و علت برخی نابسامانی­‌های دیگر است. برکات، علاوه‌بر معضل بی‌­سوادی، که بخش عظیمی از جامعه را از کنشگری مؤثر باز‌می‌­دارد، به پدیده‌­هایی نظیر انحرافات جنسی، تن­‌فروشی و روسپیگری نیز اشارات صریحی دارد. برکات به بازتاب اساسی­‌ترین چالش‌­های زنان در عصر معاصر مبادرت می‌­ورزد و انتقاد شدید خود را از خشونت، تنبیه بدنی و آزار جنسی زنان، که از موارد شایع ستم بر آنان به‌شمار می­‌آید، ابراز می­‌دارد. پیامد­های ویران­گر جنگ، از‌جمله دست‌گیری­‌های بی‌­دلیل، وضعیت اسفبار زندان­‌ها، شکنجه و تجاوز به زندانیان از دیگر موضوعاتی است که نویسنده به شیوه‌­ای دردناک به روایت آنها می‌پردازد. بر‌اساس دیدگاه لوکاچ، رئالیسم سترگ و راستین باید در‌بردارنده اساسی­‌ترین و حادترین مشکلات جامعه باشد. در همین راستا، برکات نیز بر یکی از مسائل مهم جهان معاصر، یعنی مسئله مهاجران و پناهندگان تمرکز می‌کند و مشکلات آنها را به‌تصویر می­‌کشد. با بررسی رمان برید اللیل در چهارچوب نقد جامعه‌شناختی بر مبنای نظریه لوکاچ شواهد متعددی دال بر حضور رئالیسم انتقادی، پیروزی رئالیسم و مردمی‌بودن، که به‌عنوان سه اصل بنیادین این نظریه شناخته می­‌شود، مشاهده شد. دستاوردها: نتایج این تحلیل نشان می‌­دهد که روح رئالیسم لوکاچی به شیوه‌­ای پویا در این رمان تجلی یافته است. نویسنده جهانی را به‌تصویر کشیده است که ضربان نبض واقعیت­‌های اجتماعی در بافت روایی آن به‌وضوح احساس می­‌شود. برکات در این اثر به بازنمایی عینی و نقادانه مسائلی از‌جمله فقر و فاصله طبقاتی، جنگ‌­های ویران­گر و شیوع بی­‌سوادی پرداخته که به زعم وی جامعه بشری را به‌سوی سراشیبی انحطاط سوق داده است. بازتاب این معضلات ساختاری در ظهور پدیده‌­هایی چون کودکان کار و کودک‌آزاری، ازدواج‌های اجباری و کودک‌همسری، بیکاری، اعتیاد، انحرافات جنسی و... مشهود است.
۹۶.

تداولیه الاستلزام الحواری فی شعر سلیمان النبهانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۹۴
الاستلزام الحواري هو مفهوم مركزي في النظريه التداوليه، حيث يعبّر عن تلك المضامين والدلالات غير المباشره التي يستنبطها المتلقي من خلال انتهاك قواعد المحادثه المتعارف عليها اجتماعياً، وليس من المعنى الظاهري المباشر للألفاظ. تستند هذه الآليه إلى "فرضيه التعاون" بين المتحدثين، والتي صاغها الفيلسوف (بول غرايس) في أربعه مبادئ أساسيه هي: الكم، الكيف، العلاقه، والأسلوب. وقد وقع الاختيار على شعر سليمان النبهاني بوصفه نموذجاً إبداعياً متميزاً، يمتاز بغناه بالدلالات الضمنيه والاستعارات المبتكره والجمع بين الأصاله العربيه في الصياغه والعمق الفكري والوجداني في المضمون. اعتمد البحث على المنهج البراغماتي الذي يركز على تحليل اللغه في سياقها الاستعمالي، متخذًا من "نظريه غرايس" في مبىدأ التعاون إطاراً تحليلياً لقراءه النصوص. وقد أسفر التحليل عن براعه النبهاني اللافته في توظيف هذه المبادئ توظيفاً فنياً واعياً، حيث التزم بمبدأ الكم في شعره الحكمي والإرشادي، بينما خرقه متعمداً في الغزل من خلال الإسهاب لخلق الإبهار. كما حافظ على الصدق الفني في مبدأ الكيف حتى مع المبالغات الشعريه، وتميز شعره بتماسك موضوعي قوي في مبدأ العلاقه، بينما برع في خرق مبدأ الأسلوب بشكل خلاق عبر الانزياحات البلاغيه المعقده التي أثرت الدلاله. هذه الاستراتيجيات الذكيه في توظيف مبادئ الحوار أو خرقها، هي التي تُحوّل قصائد النبهاني إلى نموذج ناجح للحوار الضمني البَنّاء.
۹۷.

تحلیل الخطاب الجندری فی روایه "التی تُعدُّ السلالم" لهدی حمد وفقا لنظریه ساره میلز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۴۳
الخطاب الجندری یلعب دوراً حیویاً فی تشکیل الهویه الجندریه عبر اللغه والسیاق الثقافی، حیث تتشکل مفاهیم الذکوره والأنوثه داخل الإطار الخطابی الذی یعکس توزیع السلطه بین الجنسین. یبرز هذا الخطاب الاختلافات الاجتماعیه والهیمنه والتمرد من خلال أنماط لغویه وسردیه تعکس العلاقات الجندریه. تساهم نظریه ساره میلز فی فهم هذه الظاهره من خلال تأکیدها أن الخطاب لیس مجرد أداه تواصل، بل وسیله لإعاده إنتاج التراتبیات الاجتماعیه والهیمنه الجندریه. یهدف هذا البحث إلى تحلیل مظاهر الخطاب الجندری فی روایه "التی تُعدُّ السلالم" لهدى حمد وفق آراء ساره میلز. وقد اتبع هذا البحث المنهج الوصفی – التحلیلی. أظهرت النتائج أن الخطاب الجندری یتجلى على المستوى المعجمی من خلال استخدام تعبیرات تُظهر الصراع بین سلطه ذکوریه مهیمنه وصوت نسائی متردد ظاهریاً لکنه یحمل مقاومه ضمنیه. أما فی المستوی النحوی للجمل، فهناک تباین واضح بین لغه المرأه التی تتسم بالحسم والاختزال، ولغه الرجل التی تعکس سلطه ووصماً اجتماعیاً. کما یعکس الخطاب الکلی کیفیه إعاده إنتاج التراتبیات الأبویه من خلال تقدیم الذکور کرموز للسلطه، مقابل تهمیش مستمر لصوت المرأه، وهو ما یتماشى مع تحلیل ساره میلز لآلیات الکبت والصمت فی الخطاب النسائی.
۹۸.

مؤلفه های ادبیات پایداری در رمان "الشوک والقرنفل" شهید یحیی سنوار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۶ تعداد دانلود : ۱۷۱
در عصر حاضر از نمونه های این نویسندگان که رهبر و سیاستمدار حوزه ادبیات مقاومت در فلسطین بوده اند، "شهید یحیی سنوار" است که به خاطر دفاع از وطن و مردم بی گناه سرزمینش بارها از طرف رژیم اشغالگر به مرگ تهدید شده و سال ها طعم تلخ زندان و شکنجه را چشید و در نهایت با سرافرازی در سال 2024م. به کام شهادت نائل شد. او در زندان تمام دردهای مردم سرزمینش و جنایات دشمن را به شکلی واقعی در رمان "الشوک والقرنفل" بازتاب داده است که ما سعی کردیم با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی مؤلفه های ادبیات مقاومت در رمان مذکور بپردازیم و یافته ها نشان داده که نویسنده با لحنی انتقادی تمام جنایات رژیم در زندان ها، اردوگاه ها و میدان های نبرد را برملا کرده و نیز دردها و آلام درونی هم وطنانش، آوارگی ها، محاکمه و بازداشت دانشجویان و جوانان از طرف مزدوران رژیم اسرائیلی، ویرانی خانه-های فلسطینی و شهرک سازی رژیم برای اسکان یهود را بازتاب داده است. علاوه بر آن نویسنده حرمت و کرامت شهید را می ستاید و مقام رفیع آن را بالا می برد و شجاعت و دلاوری های جوانان فلسطینی و مشورت و هماهنگی آن ها با هم برای پیشبرد اهداف شان در برابر دشمن را می ستاید و از رهبران برجسته حوزه مقاومت چون یاسر عرفات و أحمد یاسین تمجید می کند و گوشزد می کند که راه این رهبران بزرگ ما ادامه دارد و تمام فشارهای دشمن نمی تواند ما را از مسیر مقدس مان منحرف کند.
۹۹.

مبادئ الاستلزام الحواري في رواية "رسالة إلى قورش" لخالد الكندي في ضوء قواعد "غرايس"(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۳۶
نظریه الاستلزام الحواری هی نظریه قائمه علی الحوار والتخاطب وهی من أهم مفاهیم التداولیه شیّدها الفیلسوف البریطانی "بول غرایس" ووضع لها قواعد وأعمده تتکیء علیها نظریته. لهذه النظریه أربع قواعد وهی: قاعده "الکم" التی تشیر إلی کمّیه تقدیم المعلومات فی الحوار، وقاعده "الکیف" المرتبطه بصدق المعلومات المقدمه فی الحوار، وقاعده "المناسبه" التی تتحدث حول موضوع الحوار الذی یوافق سیاق الحدیث، وقاعده "الطریقه" التی تحرص علی عدم وجود الغموض واللبس فی الکلام. أمّا روایه "رساله إلی قورش" ل "خالد الکندی" فهی روایه تاریخیه خیالیه تروی قصص وأحداث ممالک متحاربه عاشت عصرها الذهبی فی فتره ما قبل المیلاد والشخصیه الرئیسه فی الروایه، الصبی الصغیر "قورش" ومؤدبته البابلیه "أفسار" التی تحکی له قصص فحواها المواعظ والعِبَر. جاء هذا البحث عبر المنهج الوصفی-التحلیلی یهدف إلی دراسه روایه "رساله إلی قورش" وفقاً لنظریه الاستلزام الحواری کما نکشف عن تمثّلات هذه النظریه فی الروایه وشرح الشواهد التی خرج فیها الحوار عن المعنی الحرفی إلی المعنی الضمنی، وقد توصّلنا إلی ذلک من خلال خرق المتحاورین للقواعد المذکوره وإخراج الحوار من المعنی الحرفی إلی المعنی المضمر والذی یحدّده مبدأ التعاون فی سیاق الکلام.
۱۰۰.

القراءات القرآنية عند البالكي وأثرها في اختلاف المعاني من خلال حاشيتة على تفسير البيضاوي(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۱۳
القراءات القرآنیه من أجلّ العلوم قدراً؛ لأنها تعلقت بأعظم کتاب إطلاقاً فی العالم السفلی والعُلوی. وهذا العلم یتضمن الاختلافات الموجوده فی الأداء النطقی للکلمات القرآنیه والمباحث الصوتیه الدقیقه، مما یؤثر فی تنویع المعانی القرآنیه وتوسیعها. فإن العلماء المسلمین قدیماً وحدیثاً قدموا خدمه کبیره فی هذا المجال. ومؤلفاتهم من التفاسیر والقراءات خیر شاهد علیها. ومن العلماء المعاصرین الذین لهم بصمه فی هذا المیدان، محمد باقر البالکی الکردی، صاحب تآلیف متنوعه. ومن أهم تآلیفه النافعه، حاشیته على تفسیر البیضاوی، حیث تطرق فیها إلى الموضوعات اللغویه والبلاغیه والقرائیه. تهدف هذه المقاله، مستفیده من المنهج الوصفی التحلیلی، إلى دراسه ما ذهب إلیه البالکی فی موضوع القراءات القرآنیه من خلال حاشیته. فقام الباحثون بذکر المواضع التی یوجد فیها الاختلاف الواضح بین القراءات القرآنیه، مع الإشاره إلى المصادر التی أشارت إلى تلک القراءات، وذکروا آراء المفسرین فی تلک الخلافات والرأی الشخصی للبالکی، وقارنوا بینه وبین آراء المفسرین واختلاف تدقیقاتهم واستدلالاتهم وما حصل من تأویلاتهم واختلافاتهم للمعانی القرآنیه، کل ذلک مع الإشاره إلى تلک المصادر التی تضمنت تلک الأقوال والاختلافات، وذکرِ ما اعتمد علیه البالکی من القواعد اللغویه والبلاغیه ومعانیها، لتثبیت رأیه فی تلک الموارد الخلافیه، لکی یصل إلى ما هو المناسب مع النص القرآنی. وحاول الباحثون الکشف عن تجدیدات البالکی فی هذا الموضوع، وما قام به فی حاشیته من التدقیقات، وذکر الخلافات، وشرحها، وترجیحاتها، وآرائه الشخصیه، واعتراضاته على البیضاوی والمفسرین، وإبدائه برأیه، وإن کان مخالفاً فی ذلک جمیع المفسرین. وهذا البحث حاول أن یجیب عن ما یأتی: ما منهج البالکی فی البحث عن القراءات القرآنیه فی حاشیته؟ ما آراء البالکی الجدیده فی مجال القراءات القرآنیه؟ وصل البحث من خلال دراسته لهذا الموضوع إلى تأثیر القراءات القرآنیه على تغیر المعانی وتنوعها واتساعها، وأن الصوت یلعب دوراً مرکزیاً فی اختلاف المعانی، وأن البالکی فی حاشیته یبدو کمفسر مستقل وناقد بارع بعید عن التقلید، أتى بآراء جدیده، وبأسالیب دقیقه لتحقیق الصواب وبیان الصحیح من المسائل.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان