فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸۱ تا ۲۰۰ مورد از کل ۲٬۰۷۳ مورد.
منبع:
نثرپژوهی عربی دوره ۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
71 - 86
حوزههای تخصصی:
جامعه شناسی ادبیات به عنوان یکی از زیر شاخه های جامعه شناسی به بررسی آثار ادبی با رویکرد اجتماعی و پیامدهای آن می پردازد. در این پژوهش، جامعه شناختی رمان «بیروت 75» اثر غاده السمان بر اساس نظریه ساختارگرایی تکوینی لوسین گلدمن مورد تحلیل و کنکاش قرار می گیرد. هدف اصلی پژوهش، کاوش در ابعاد اجتماعی و فرهنگی مندرج در رمان و واکاوی نقش ساختارهای اجتماعی در شکل گیری و بازتاب مسائل اجتماعی آن زمان است. تحلیل جامعه شناختی به بررسی واقعیات اجتماعی، شرح، مقایسه و تحلیل جوامع انسانی و رفتار و کردار انسان ها در جامعه بر حسب زمان، مکان و علت آنها، اهتمام می ورزد.یافته ها نشان می دهد که این رمان با تمرکز بر موضوعاتی مانند فقر، نابرابری های طبقاتی، مسائل قومی، شهرت و شهوت، توانسته است به روشنی وضعیت بحرانی و چالش های جامعه بیروت در دهه ۱۹۷۰ را بازنمایی کند؛ ساختارهای اجتماعی درون اثر، به همراه نبوغ نویسنده، توانسته است تصویری جامع و چندلایه از بحران های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی از آن دوره ارائه دهد و بر اهمیت مطالعه جامعه شناختی ادبیات در فهم عمیق تر تحولات اجتماعی تأکید دارد.
تحلیل المنهح الثقافی لإلین شوالتر فی روایه « أصل وفصل» لسحر خلیفه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
الاهتمام بقضایا المرأه ومرکزیتها فی الأعمال الأدبیه من المسائل التی أثارت اهتمام العدید من الباحثین فی مختلف المجالات الاجتماعیه، والثقافیه والأدبیه خلال القرنین الأخیرین. یقوم النقد النسوی بدراسه الأثار الأدبیه التی کتبت بید المرأه أو حول المرأه. إلین شوالتر من المنظِّرات فی هذا المجال اقرحت أربعه مناهج لدراسه النقد النسوی وهی المنهج البیولوژی، اللغوی، النفسی والثقافی. من بین المناهج التی اقترحتها إلین شوالتر یلعب المنهج الثقافی دوراً هاماً فی دراسه انعکاس القضایا الاجتماعیه، والسیاسیه والثقافیه فی الأدب والروایه. یهتم هذا المنهج بدراسه النظره السائده للمرأه فی المجتمع و دور المجتمع فی تشکیل عمل المرأه ونشاطها ومکانتها. نظراً لأهمیه المنهج الثقافی لإلین شوالتر فی دراسه الأدب القصصی والروایه، یقوم هذا المقال بدراسه روایه «اصل وفصل» لسحر خلیفه على أساس هذا المنهج على ضوء المنهج الوصفی-التحلیلی لکی یدرس کیفیه انعکاس القضایا الإجتماعیه فی الروایه ویسعى أن یجیب عن هذا السؤال: ماهو تأثیر المجتمع الفلسطینی فی الثلاثینیات والأربعینیات من القرن العشرین علی أفکار سحر خلیفه واتجاهاتها؟ وکیف یتجلی هذا التأثیر فی الروایه ویمکن دراسته من خلال المنهج الثقافی لإلین شوالتر؟ نتائج البحث تشیر إلی أنّ سحر خلیفه تحدت المجتمع الأبوی الفلسطینی فی النصف الأول من القرن العشرین والسنوات الأولی للاحتلال من خلال معالجه مقومات المنهج الثقافی لإلین شوالتر کالاهتمام بالحیاه والاستقلال الاقتصادی، کراهیه النسیان التاریخی للمرأه، اکتشاف الذات والتعبیر عن الواقع حول المرأه، الزواج القسری والتقلیدی للمرأه، قیود تعلیم المرأه، تحقیر المرأه وإهانتها و .... أدانت هیمنه الرجل علی المرأه. ولذلک فإن المجتمع التقلیدی الفلسطینی آنذاک أثّر فی کل أبعاد واتجاهات أفکار سحر خلیفه. بحیث تعتبر خلیفه سیطره الرجل علی المرأه کسیطره إسرائیل علی فلسطین وتدینها. وکما المرأه فی فکر خلیفه رمز للوطن والأرض.
أسلوبية قصيدة "عذاب الحلاج" لعبدالوهاب البياتي وفقا للنظرية البنيوية النقدية(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در زبان و ادبیات عربی بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۰
87 - 104
حوزههای تخصصی:
الأسلوب منهج یرکّز على العناصر الأساسیه والداخلیه للعمل الفنی، للکشف عن معاییر الاختراع والابتکار فیه. إنّ مناقشه أسلوب العمل الأدبی وسیله لفهم الآراء والنظره العالمیه والثراء الفنی للعمل الأدبی؛ إذ إنّها توضح کیفیه تفاعل المؤلف مع الإمکانات والکفاءه اللغویه التی تظهر فی المستویات المختلفه للغه. یمکن القول بأنّ الأسلوبیه هی إحدى الأسالیب الجدیده التی دخلت مجال الأدب لتحلیل النص، بحیث یمکن من خلالها الوصول إلى أحسن الفهم للنصوص الأدبیه. تحتوی قصیده عذاب الحلاج لعبد الوهاب البیاتی على سته أجزاء داخلیه تشکل بنیه ذات معنى فی اتصال عضوی، لیتمکن الشاعر من استحضار شخصیه صوفیه کحلاج حتی یشرح تجربته الواعیه لمجتمعه المعاصر. ولذلک تصبح قصیده عذاب الحلاج بنیه ذات معنى تعکس ظروف المجتمع. وفی السیاق ذاته، وبالنظر إلى السمات الأسلوبیه المحدده للقصیده، یهدف هذا المقال إلى التحقیق فی شتی مستویات القصیده، منها الفکریه، والصوتیه، والنحویه، والبلاغیه، من خلال الاعتماد على المنهج الوصفی التحلیلی القائم على التفسیر والتحلیل. تشیر نتائج هذا البحث إلى أنّ قصیده عذاب الحلاج تتکون من سته أقسام داخلیه محزنه، تشکل بنیه ذات معنى فی ارتباط عضوی، بحیث یتمکن الشاعر من استدعاء شخصیه صوفیه بهدف شرح تجربته الواعیه وتقدیم الاستجابه المناسبه لتصرفات مجتمعه المعاصر. وبهذا، تصبح القصیده بنیه ذات معنى داله على أحوال المجتمع. لقد أبدع البیاتی فی هذه القصیده الواقعیه الصوفیه، وترک أسلوباً خاصاً قد تجلّی فی عدّه مستویات: لغویه، وأدبیه، وفکریه. فإن انسجام المستوى اللغوی والأدبی لهذه القصیده مع نظیرتها الفکریه هو من أهم السمات الأسلوبیه لهذه القصیده.
بررسی جایگاه مفعول معه در قرآن کریم با تکیه بر معنای سیاقی آیات
حوزههای تخصصی:
مفعول معه به عنوان یکی از مفاعیل پنجگانه، همانطور که از نامش مشخص است، بر همراهی میان دو امر دلالت می کند که همیشه با «واو» می آید. قرآن نیز به عنوان متنی عربی از این قاعده نحوی خالی نیست. برخی وجود مفعول معه در قرآن را رد و برخی آن را جائز می دانند. از آنجایی که عطف و معیت هرکدام موجب تفاوت در معنای اصلی می شوند؛ لذا عطف یا معیه بودن «واو» در متن قرآن باعث تفاوت در معنا و برداشت از آیه می شود. از اینرو پژوهش حاضر با روشی توصیفی-تحلیلی و باتوجه به سیاق و بافت موقعیتی آیات، سعی در بررسی این نوع مفعول در قرآن دارد. نتایج پژوهش نشان می دهد، آیات مورد اختلاف علماء در بحث مفعول معه 22 آیه است که این تعداد، مجموع مواردی است که در کتب نحوی به آن اشاره شده است. از این تعداد پس از ذکر شواهد، 16آیه سهم مفعول معه و 6 آیه سهم عطف شد که کثرت معیت به خاطر محوریت داشتن آن با توجه به سیاق و بافت موقعیتی آیه است. همچنین مشخص شد، معیار اصلی عطف و معیت مشارکت در حکم و زمان است؛ یعنی آیاتی که واو به معنای معیت بود، در حکم و زمان مشترک بودند اما آیاتی که واو عطف بودند، تنها در حکم اشتراک داشتند.
بازکاوی ترجمه فارسی «الفرج بعد الشدّة» بر اساس الگوی کاتارینا رایس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«الفرج بعد الشده» از جمله آثار روایی است که بخش بزرگی از فرهنگ و ادب عامه کهن را نمایندگی می کند. این کتاب که در سده هفتم توسط دهستانی به فارسی برگردانده شده، مشتمل بر حکایت های عامه بسیاری است در قالب 14 باب که در آن بیش از 200 سرگذشت زندگی انسان های گرفتار در قالب داستان با مضامینی اخلاقی به تصویر کشیده شده است که در مهلکه های زندگی هر یک با توکل به خدا رستگار شده اند. یکی از الگوهای مناسب نقد ترجمه، الگوی کاتارینا رایس است که کمتر مورد توجه ترجمه شناسان قرار گرفته است. با توجه به جامعیت تکنیک های نقد ترجمه در الگوی کاتارینا رایس نسبت به سایر الگوهای ترجمه، پژوهش حاضر می تواند به عنوان نمونه و الگویی مناسب توسط علاقه مندان به حوزه نقد ترجمه در زبان و ادبیات عربی به کار گرفته شود. پژوهش پیش رو کوشیده ضمن کاربست الگوی رایس در متن عربی، تحلیلی کلی از ترجمه فارسی کتاب الفرج بعد الشده از دو منظر زبان شناختی و فرازبانی ارائه کند. با توجه به گستردگی حجم کتاب، باب اول آن به عنوان پیکره پژوهش انتخاب و با روش توصیفی- تحلیلی بررسی شد. برآیند پژوهش نشان داد که دهستانی بر اساس الگوی رایس، ترجمه ای اقتباسی ارائه داده است. در عوامل زبان شناختی، مترجم به واسطه تغییرات معنایی، کاربست ساختارهای دقیق دستوری متناسب با معیارهای زبان مقصد و عناصر سبکی شاخص به بسندگی و تعادل معنایی در متن مقصد دست یافته است. علاوه بر این، در بررسی عوامل فرازبانی با واکاوی موقعیت و موضوع ادای سخن، توجه به زمان و مکان و سنجش ابزارهای معنایی جهت انعکاس تداعی های عاطفی، مشخص شد دهستانی ضمن اینکه محتوامحوری را نقش غالب زبان مقصد در نظر گرفته در ارائه تعادل معنایی تا حدی پیش رفته که ترجمه او در زبان مقصد از جایگاه و اثرگذاری بیشتری نسبت به زبان مبدأ برخوردار شده است.
مقومات العداله الاجتماعیه وطرق تطبیقها وفقا لتفسیری المیزان وفی ظلال القرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تُعتبر العداله الاجتماعیه موضوعًا حیویا ومثیرا للجدل فی السیاق الاجتماعی والدینی خاصه وأن القرآن الکریم یحتوی على توجیهات ومبادئ تتعلق بالعداله الاجتماعیه؛ وذلک بالاستناد إلى النصوص القرآنیه وتفسیری المیزان وفی ظلال القرآن. یعمل هذا البحث على توضیح المفاهیم والمقومات الأساسیه للعداله الاجتماعیه وکیفیه تطبیقها وفقا للنصوص الدینیه. حیث فهمها الصحیح أمر حیوی للمجتمع وللدیانه الإسلامیه. فالعداله الاجتماعیه هی قضیه حیویه فی مجتمعاتنا، والتی تلعب دوراً کبیراً فی تحقیق التوازن والعداله بین الأفراد. من خلال البحث حول مفهوم ومقومات العداله الاجتماعیه وکیفیه تطبیقها وفقًا للتفسیر القرآنی، یمکن تحقیق فهم أعمق وأشمل لهذا المفهوم وکیفیه تطبیقه. سیتبع هذا البحث منهجاً یجمع بین تحلیل النصوص القرآنیه واستنتاجات تفسیری المیزان وفی ظلال القرآن. توصّل البحث إلی نتائج منها: اتضح أن دراسه العداله الاجتماعیه ومقوماتها من القرآن الکریم ذات أهمیه کبیره لفهم مبادئ الإسلام. تهدف العداله الاجتماعیه إلى تحقیق التوازن والمساواه فی توزیع الموارد والفرص. دراسه توجیهات القرآن حول العداله تساعد على العیش وفق مبادئ إسلامیه. تعزز دراسه العداله فهم مفاهیم الحق والعدل وکیفیه تطبیقها. توفر أدوات ومنهجیات لحلّ المشکلات الاجتماعیه وتحقیق التغییر وتدعم رؤیه مجتمع متساو وعادل وتعزز المشارکه لتحقیق ذلک.
بررسی مؤلفه های تفکر انتقادی در حکایت «أبومحمد تنبل» از یعقوب الشارونی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف و مقدمه: بحث تعلیم و تربیت در دوران معاصر اهمیت زیادی پیدا کرد و، به دنبال آن، فلسفه برای کودکان نیز مطرح شد. یکی از نظریه پردازان اصلی در این زمینه «متیو لیپمن» است که نظریه ای با عنوان «فلسفه برای کودکان» ارائه کرد که در فارسی با نام انحصاری «فبک» شناخته می شود. لیپمن در این نظریه سعی دارد، در آثاری که در حوزهٔ کودک نوشته شده است، بر مقولهٔ تفکر تأکید کند. از دیدگاه او، داستان ها را باید از این منظر بازبینی و بازنویسی کرد، زیرا تفکر انتقادی در سال های اول زندگی از این طریق به کودکان آموزش داده می شود. تفکر ویژگی اصلی انسان است و رشد و پیشرفت اصلی یک جامعه مبتنی بر تفکر است؛ بر اساس تفکر است که انسان ها می توانند به سمت مدینهٔ فاضله حرکت کنند و دنیای ایده آل خود را بسازند. با توجه به جایگاه حساس تفکر در زندگی بشری، تقویت اندیشه ورزی نیز بسیار ضروری است و بار این مسئولیت بر دوش آموزش و پرورش و نهادهای آموزشی هر جامعه است. اما اینکه ادبیات و هنر چگونه می تواند در این امر کمک کند، دغدغه و مسئلهٔ اصلی پژوهش حاضر است. هدف این مقاله کشف میزان برخورداری اثری از ادبیات کودک مصر از ویژگی های تفکر انتقادی است. این مقاله در تلاش است با بررسی یک قصهٔ اقتباسی از هزار و یک شب، یعنی قصهٔ «أبو محمد تنبل»، که از قصه های مشهور این کتاب است، به بررسی نحوهٔ کاربست مؤلفه های تفکر انتقادی در بازنویسی یعقوب الشارونی پرداخته شود. او در اثر بازنویسی عنوان اثر را «الکسلان و تاج السلطان» باز آرایی کرده و تغییراتی در شکل و محتوا داده است، اما آنچه در این پژوهش اهمیت دارد، پاسخ گویی به دو سؤال زیر است: قصهٔ الکسلان و تاج السلطان از چه مؤلفه هایی برای آموزش تفکر انتقادی به کودکان برخوردار است؟ نحوهٔ کاربرد این مؤلفه ها در قصهٔ مذکور به چه صورت است؟روش شناسی: این تحقیق به روش توصیفی و تحلیلی به بررسی مؤلفه های نظریهٔ لیپمن در داستان أبو محمد تنبل پرداخته است. جمع آوری داده ها به صورت کتابخانه ای بوده و تلاش شده، با استفاده از منابع معتبر در حوزهٔ تفکر انتقادی و متن داستان، مؤلفه های نظریهٔ لیپمن در داستان استخراج شود و، بر حسب میزان انطباق مؤلفه ها با شواهد مثال، تحلیل های مناسب با تفکر انتقادی ارائه گردد.یافته ها: طبق یافته های پژوهش نُه مؤلفه میان پانزده مؤلفهٔ لیپمن در داستان أبو محمد تنبل بحث و بررسی شد. «یادگیری پرسش های مرتبط» اولین مؤلفه در بررسی اثر بود که نویسنده از این امکان در آغاز داستان بهره گرفته و در بزنگا ه های مختلف از آن استفاده کرده است. نویسنده به ارتباط میان رشته های مختلف اهمیت داده و در برخی مواقع میان دانش های مختلف در داستان ارتباط برقرار کرده است. مؤلفهٔ «استناج از گفت و گوها و رفتارها» هم در داستان بررسی شد و به تلاش نویسنده به چگونگی جمع بندی گفت و گوها و رفتارها پرداخته شد. نویسنده اصطلاحات زیادی به کار نبرده و، در نتیجه، مؤلفهٔ «توضیح اصطلاحات» بسیار اندک به کار رفته است. «ارزش یابی ناساز گاری راهکار» در یکی دو مورد انجام گرفته و نویسنده به طور دقیق به چگونگی نادرستی برخی از راهکارها پرداخته است. همچنین نویسنده به شناسایی فرضیه های زیربنایی پرداخته و آنها را اساس روایت خود قرار داده است. مستدل کردن برخی عقاید و استفاده از آموزش و تشبیه در داستان أبومحمد کسلان، به ویژه زمانی که شعارها به طور کلی بیان می شود، استفاده شده است.بحث و نتایج: داستان های یعقوب الشارونی مانند بیشتر داستان های کودکانه دارای ویژگی هایی مانند سادگی زبان، وضوح محتوا، فرم و سازماندهی دقیق است و این ویژگی ها در میزان و کاربرد مؤلفه های تفکر انتقادی لیپمن تأثیرگذار است. چنین ساختار و شکلی موجب پیدایش و به کار گیری مؤلفه های تفکر انتقادی لیمپن به شکلی فراوان و دقیق شده است. هدف این مقاله بررسی یکی از داستان های «الکسلان و تاج السلطان» نوشتهٔ یعقوب الشارونی است که بازنویسی داستان «محمد کسلان» در هزار و یک شب است، از منظر کاربرد عناصر تفکر انتقادی تا حدی که به کار گیری جنبه های تقویت کنندهٔ جنبه های اجتماعی کودکانه در جنبه های اجتماعی مصر انجام شود. نحوهٔ عمل نویسنده به مقولهٔ تفکر انتقادی و اهمیت آموزشی آن در بازنویسی و نوسازی داستان هزار و یک شب قابل توجه است. نتیجه نشان می دهد که داستان موردبحث، با وجود اینکه اقتباسی از ادبیات کهن است، از مؤلفه های تفکر انتقادی در این بین استفاده کرده و نویسنده با به کار گیری مؤلفه های این نظریه در جای جای اثر به تقویت تفکر کودک کمک کرده است. حکایت الکسلان و تاج السلطان با توجه به رویدادهای پیاپی و جذاب، طرح سؤالات بجا و منطقی (سؤال از چرایی ثروتمند شدن کسلان)، ایجاد ارتباط میان حوزه های مختلف اندیشگانی(ربط میان تنبلی و ثروتمندی)، رها نکردن بخش های روایی به گونهٔ پراکنده و ارائهٔ نتیجه گیری از آن، توضیح ابهامات و شرح نقاط مبهم (شرح لقب شخصیت که با ثروت وی همخوانی ندارد)، ارزیابی راهکارهای نادرستی که شخصیت ها در برخی موارد به کار می برند، مستدل کردن اعتقادات و تصمیمات، هر چند که عجیب و به ظاهر نادرست باشد (به مانند خرید بوزینه)، کاربرد بهنگام قیاس و تشبیه (مقایسهٔ کسلان با شاهان و امپراتورها)، کشف عقاید غلط (عدم تمایز میان بیماری و تنبلی)، یادگیری انتقاد کردن و آموزش آن (انتقاد از ظاهر بوزینه هنگام خرید) و فهمیدن آنچه در ذهن است (توجیه علت چرایی خرید بوزینه) عوامل تفکر انتقادی را به کرّات و هدفمند به کار برده و حکایتی با بار فکر ورزی بالا پدید آورده است.
دور الإيحاء الشعريّ في تخصيب النقد التفكيكيّ (دراسة حول آراء عبد الله الغذامي في كتابة الخطيئة والتكفير من البنيوية إلي التشريحيّة)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یدور الاتّجاه التفکیکیّ والذی بدأ بشکل مستقل بأفکار جاک دریدا، بإلحاح حول إعاده بناء النصّ بعد هدم مدمّر، بحیث یخلق سیاق النصّ وبنیته اللفظیّه والدلالیّه معانی جدیده وتأویلات لا حصر لها ویتمّ استخلاصها من کل قراءه للنصّ. وأسلوب دریدا فی نقده الأدبی یرتکز علی تفکیک النصّ علی أساس تدمیر یقینیّه المعنی ومرکزیّه الدلالات الثابته أکثر من أن یکون مستهدفاً إعاده بناء النصّ. ولکن، مع دخول هذه الحرکه إلى العالم العربیّ وانبعاثها فی أحضان أعمال عبد الله الغذامی، وجد هذا الاتّجاه حیاه جدیده وارتکز علی إعاده بناء النصّ کأهم وظیفه فنیه للنقد الأدبیّ. وعلى ذلک، یمکن اعتبار الإیحاء الشعریّ الحافز الرئیس لتحقیق وتخصیب هذا الاتّجاه، حیث یأخذ القارئ إلى عالم وراء عالم الألفاظ والبنیه الظاهریه للکلمات، عالم ینتمی إلى القارئ وهو یریدها کما یشاء، یدمر ویعید بناء النصّ الأدبیّ کما یحلو له. فی هذا البحث، وبالاعتماد علی المنهج الوصفیّ - التحلیلیّ، تمّت دراسه دور الإیحاء فی تخصیب الاتجاه التفکیکیّ تحت ظلّ تصرّفات عبد الله الغذامی فی کتاب الخطیئه والتکفیر من البنیویه إلی التشریحیه. وتشیر النتائج إلی أن هذا العنصر یوفّر مستجدّات لافته فی هذا النهج، بما فی ذلک: تماسک التأویل والکتابه، وتشتّت المعنی والتورّط فی الإشکالیه، وتدمیر النص وإعاده إعماره کنصّ أدبیّ، وشاعریه القارئ، وصیروره الإخبار إلی الإنشاء معنویاً.
"مواقع اللاتحدید" وتحقیق التفاعل بین النص القرآنی والقارئ "دراسه تحلیلیه فی قراءه أنجلیکا نویورث لسوره الرحمن "(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
إنّ قضیه التفاعل بین النص والقارئ ومفهوم "مواقع اللاتحدید" هما من أهم الموضوعات المطروحه فی نظریه "جمالیه التجاوب" ل "ولفغانغ أیزر". تسعى هذه النظریه إلى إعاده الاعتبار للقارئ المهمَش فی الدراسات الأدبیه السابقه من خلال الاهتمام بدور القارئ فی عملیه القراءه، والبحث عن المفاهیم والطروحات التی تساعد على إقامه التفاعل بین النص والقارئ. تنطلق هذه الدراسه من تصور محدد وهو أنّ تلک المفاهیم التی طرحها أیزر تقدم لنا آلیات إجرائیه مفیده لدراسه النص القرآنی والنصوص التفسیریه من منظور جدید. وعلى هذا، ترید الدراسه تسلیط الضوء على بعض مواقع اللاتحدید فی سوره الرحمن التی هی من أکثر السور القرآنیه إثاره للدراسه والتحلیل بالنظر إلى شکلها الخاص، وعلى کیفیه تعامل "أنجلیکا نویورث" مع هذه المواقع باعتبارها القارئه لهذا النص. إنّ الترکیز على نویورث فی هذا البحث یعود إلى منهجها فی دراسه القرآن وتأکیدها على تلقی السور القرآنیه کالوحده الأدبیه وقراءتها التفسیریه للسور القرآنیه والتی تسمح لنا أن ندرس تفسیرها وفق معطیات نظریه جمالیه التجاوب وبالاستعانه من المنهج الوصفی –التحلیلی. إنّ الهدف من هذا البحث هو الوصول إلى الطریقه الجدیده لدراسه البنیه النصیه للقرآن ولتحلیل النصوص التفسیریه وتعیین معیار لتمییز تحققات المتلقین المفسرین القریبه والبعیده عن هذا النص العظیم. وقد اتضح أنّ نویورث فی دراستها التفسیریه لهذه السوره، تحاول أن تملأ مواقع اللاتحدید حسب المعلومات الوارده فی النصوص الدینیه السابقه وتحلیلاتها الخاصه عن القصائد الجاهلیه.
الدنیا وتجلیاتها فی الحدیث النبوی؛ دراسه موضوعیه فی ضوء السنه النبویه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
إن الدنیا ومظاهرها شغلت حیزا کبیرا فی الحدیث النبوی وقد رسم رسول الله (ص) صورتها بشتی الطرق، واستخدم استراتیجیات ومناهج مختلفه للنهی عن مغریات الدنیا ومفاتنها والحث علی نعیم الآخره. لذا ارتأینا أن یکون مدار بحثنا الدنیا وتجلیاتها فی الحدیث النبوی باعتباره حقلا خصبا بالماده العلمیه التی تحتاج إلی من ینقب عنها ویسبر أغوارها، فلا غنی عن السنه النبویه لمعرفه دین الله ومقاصده. نهدف من خلال هذا البحث إلی تحقیق عده أمور منها التعریف بالمناهج النبویه واستراتیجیاته فی النهی عن مغریات الدنیا ومشتهیاتها، ومناهجه فی الحث علی نعیم الآخره، بالإضافه إلی إبراز الدور العظیم للسنه النبویه فی تقدیم صوره کامله للدنیا وإقامه مجتمع علی أسس التربیه الدینیه. وقد اعتمدنا فی بحثنا هذا علی المنهج الوصفی التحلیلی الذی یرمی إلی تتبع الأحادیث المشتمله علی أوصاف الدنیا وجمعها، ثم تحلیل النصوص، وعرض نتائجها، وإبراز المعنی المراد منها، محاولین بذلک فهم کنه الدنیا وأوصافها وتجلیاتها فی الحدیث النبوی. وقد أفضی بحثنا إلی مجموعه من النتائج من أهمها: أن النبی المصطفی (ص) فی تعریفه بالدنیا ومقارنتها بالآخره ارتوی من ینبوع القرآن الکریم، وارتشف من نمیر الوحی، واعتمد علی ست استراتیجیات وحوافز للحث علی الآخره، وست استراتیجیات للنهی عن الدنیا ومغریاتها، وقدم صوره حیه کامله عن الدنیا التی اتصفت عنده بسرعه التقضی والزوال والغدر، ووصف المتکالبین علیها واللاهثین لها، کما وصف فضل الآخره وصفات الزهّاد والطرق المؤدیه إلی الزهاده، وضروره التأهب للرحیل، وفی النهایه عبر عن تخوفه علی مصیر الأصحاب وانغماسهم فی الدنیا والانجرار وراءها، والحل الوحید فی المنظور النبوی لعلاج المادیه والدنیویه هو القناعه والاکتفاء بکفاف العیش وذکر الموت والتأهب له.
واکاوی مؤلفه های فرهنگی رمان «ثریا در اغماء» در ترجمه عربی بر اساس نظریه لارنس ونوتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه لارنس ونوتی یکی از نظریه های ارائه شده در زمینه ترجمه ای روان و برجسته است. او با مطرح کردن دوگانه بومی سازی و بیگانه سازی، نحوه حضور مترجم در متن را ارزیابی می کند. از نظر وی، راهبرد بومی سازی با هدف جلوگیری از ورود فرهنگ دیگری صورت می پذیرد و بیگانه سازی در جهت آشنایی مخاطب با ارزش ها و فرهنگ سایر ملل انجام می پذیرد. بررسی و تحلیل مؤلفه های فرهنگی در ترجمه عربی محمد علاءالدین منصور از رمان فارسی ثریاء در اغما اثر اسماعیل فصیح مبتنی بر نظریه نحوه حضور مترجم، مبنی بر راهبردهای آشنایی زدایی و غرابت زدایی ونوتی هدفی است که این پژوهش با به کارگیری روش توصیفی- تحلیلی آن را مورد توجه قرار داده است. نگارندگان در این مقاله ابتدا عناصر فرهنگی را استخراج کرده و سپس آن را با ترجمه عربی رمان حاضر مطابقت داده اند تا گرایش مخاطب بر دو راهبرد پیشنهادی ونوتی را مشخص سازند. نتایج به دست آمده نشان می دهد که مترجم ارزش های فرهنگی متن مبدأ را حفظ کرده و با توجه به غلبه روش آشنایی زدایی بر روش غرابت زدایی در این ترجمه، متنی روان و همه فهم ارائه نشده است؛ زیرا اصطلاحات و تعابیر بدون دریافت بار فرهنگی موجود به صورت لفظ به لفظ یا با معادل نزدیک به متن مبدأ انتقال داده شده که در نهایت ناشی از عدم شناخت صحیح فرهنگ و متن مبدأ توسط مترجم است.
دراسه نقدیه فی الآراء التفسیریه للآیه 24 من سوره النساء(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بحسب ما هو معروف تبدأ الآیه 24 من سوره النساء بالحدیث عن تحریم الزواج من النساء المحصنات ثمّ یستثنی من ذلک الزواج من الإماء، غیر أنّ المفسّرین لم یتفقوا فی معنى الجزء الأول منها. یتبیّن من دراسه التفاسیر منذ بدایه الإسلام حتى الآن أن هناک خمسه آراء مختلفه حول هذه الآیه القرآنیه. ترى هذه التفاسیر أنّ هذا الجزء من الآیه، کالآیه السابقه، یقصد تحریم الزواج من المتزوجات أو الحرائر إلا الأسیرات أو الإماء أو المهاجرات أو أقل من أربع زوجات. ومع ذلک، یمکن ملاحظه بعض إشکالیّات فی هذه الآراء مثل الغموض فی الدلاله، والضعف فی الروایات المعتمده، ومعارضه بعض الآراء للروح العامه للتعالیم الإسلامیه، وما إلى ذلک. یهدف البحث الحالی بمنهجه الوصفی والتحلیلی، ومن خلال دراسه 210 تفاسیر متوفره فی برمجیات جامع التفاسیر (3) إلى عرض وتحلیل وجهات النظر المذکوره، بالاعتماد على الأدله النصیه المستمره والمتقطعه، وأخیراً توصّل إلى وجهه نظر جدیده ومغایره، وهی أنّ الواو فی بدایه الآیه لیست للعطف، بل هی استئنافیه، وهذه الآیه لیست استمراراً للتحریم المذکور فی الآیه السابقه، وإنّما لها معنى مستقل. ومن جانب آخر، إنّ المحصنات هی النساء العفیفات، ولیس النساء المتزوجات، وتشمل جمله ﴿ما ملکت أیمانهم﴾ الإماء أیضاً. وکذلک عباره ﴿والمحسنات من النساء إلا ما ملکت أیمانکم﴾ مبتدأ، وجمله ﴿کتاب الله علیکم﴾ خبره، وکلاهما مرفوع. ولذلک، تشیر الآیه إلى الرّجال لیتوجّهوا إلى الزواج من النساء العفیفات من غیر الإماء. وبالطبع، إن الآیه التالیه خفّفت الحکم المذکور، وأجازت للرجال، فی حاله عدم القدره المالیه، أن یتزوّجوا من الخادمات المؤمنات.
على ضوء نموذج 2× 2 للمحفزات الذاتية في اللغة الثانية دراسة دافعية تعلم اللغة العربية لدى طلبة البكالوريوس الإيرانيين(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
الدافعیه هی سبب اختیار عمل أو نشاط معین ومدى المثابره فی القیام بذلک، وهی تلعب دوراً فاعلاً فی تحقیق الغایات التعلمیه، ولاسیّما بما فیها تعلّم اللغات الأجنبیه، حیث لا یمکن الحدیث عن تعلم اللغه الثانیه فی غیابها. یعتمد نجاح أو فشل متعلمی اللغه فی إتقان اللغه الثانیه على دوافعهم؛ من منطلق ذلک، حاولت هذه الدراسه وصف ومناقشه دوافع تعلم اللغه العربیه، فی ضوء نموذج 2×2، لدى طلبه مرحله البکالوریوس بالجامعات الحکومیه فی إیران. انتهجت الدراسه المنهج الوصفی التحلیلی والمنهج المسحی واستخدمت الاستبانه التی صمّمها بابی والزملاء (2018)، کأداه لجمع البیانات. تکوّنت عینه الدراسه من 1107 طالبین وطالبات مرحله البکالوریوس، والذین دخلوا الجامعه خلال سنوات 2020 2017. وقد تمّت معالجه البیانات فی برنامج الحزم الإحصائیه (spss)، کما اعتمدت على برنامج AMOS))، لتصمیم نمذجه المعادله الهیکلیه بین المتغیرات. قد توصّلت الدراسه إلى أنّه وفقا للمعاملات التی تمّ الحصول علیها فی مصفوفه ارتباط بیرسون واسبیرمن، تتجلى علاقه وطیده إیجابیه بین العاملین الاتجاه الترویجی أولا، وذات اللغه الثانیه المثالیه / ذات ثانیا، مع السلوک التحفیزی. تلقّى السلوک التحفیزی أکبر تأثیر مباشر من متغیرات الاتجاه الترویجی وذات اللغه الثانیه المثالیه. فی ضوء هذه النتائج، یقترح الباحثون الاقتراحات التالیه: إجراء دراسه مماثله لدراسه حالیه على مقاطع الدراسات العلیا؛ إجراء دراسه لمعرفه دور السمات الشخصیه لمتعلمی اللغه العربیه فی إیران، مثل الجنس والطبقه الاجتماعیه وعادات ومهاره التعلم والموهبه فی العلاقه بین الدافعیه وتعلم اللغه العربیه؛ دراسه دور الدافعیه فی تعلم المهارات اللغویه المختلفه (الاستماع والقراءه والکتابه والتحدث)، بشکل منفصل ومقارنه بعضها مع البعض.
بررسی زبان زنانه در رمان «الفتاه الأخیره» اثر نادیا مراد بر اساس نظریه رابین لیکاف
منبع:
نثرپژوهی عربی دوره ۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
17 - 34
حوزههای تخصصی:
در اواخر دهه شصت میلادی تغییرات عمیق اجتماعی مشاهده می شود. یکی از آن ها رواج تفکرات فمینیستی و بررسی جنسیت زبان در حیطه ادبیات بود. رابین لیکاف که یکی از جامعه شناسان مشهور است با نگارش کتاب زبان و جایگاه زن در این دوره توانست یکی از نوین ترین نظریه های زبان و جنسیت را خلق کرده و با استفاده از جایگاه اجتماعی زنان و کاربرد زنان نزد این جنسیت به بررسی تفاوت های سبک زبان زنان و مردان پرداخته و با استفاده از سه محور واژگان، دستور و آوا، مؤلفه های لازم به منظور دریافت تفاوت های سبکی زبان زنان و مردان را ارائه کرد. پژوهش کنونی با روش توصیفی-تحلیلی و آماری و تکیه بر نظریات جامعه شناسی زبان (لیکاف) و محورهای آن به بررسی گفتار زنانه در رمان «الفتاه الأخیره» نوشته نادیا مراد پرداخته تا میزان همپوشانی این نظریه در رمان مذکور را مشخص کند. داده های حاصل نشان می دهد نویسنده در محور واژگان از زبان زنانه، تشدید کننده، تردید نما، سوگندواژه ، رنگ واژه و واژگان عاطفی به منظور بیان زبان زنانه در رمان خود بهره برده و در زمینه دستوری نویسنده در این راستا از جملات نیمه تمام، پرسشی، تعجبی استفاده کرده است. حضور نیروهای داعش در فضای این رمان باعث شده زنان قدرت گفتار بالایی نداشته و این امر نوعی ضعف زبانی وناسازگاری در محور آوایی رمان شده است.
تجلیات السرد المتعدد الأصوات فی روایه «الاعترافات» لربیع جابر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات فی السردانیة العربیة جلد ۵ الصیف ۱۴۴۵ شماره ۱۳
۱۲۳-۱۳۹
حوزههای تخصصی:
جاءت الحداثه ومابعدها لتقدّم تحلیلات مختلفه وتجارب جدیده فی السرد، إذ قامت بتحطیم القواعد الفنیه المألوفه للروایه وتشکیل صیغ جدیده للتحرّر من قیود الصوت الأحادی للسرد متجاوزه التنمیط والنمذجه والأحادیه فی الأصوات. یتحقّق هذا الاتّجاه بکسر التماسک، واستبداله بمنطق التفکیک والتشتیت، وسیلان الحدود الفاصله بین الضمائر، وانتقال الراوی من هیمنه صوت الأنا إلى هیمنه صوت الآخرین؛ وهذا ما سمّاه النقاد بتقنیه الأصوات المتعدده. ولأهمیه هذا الأسلوب، اعتمد الباحثون علیه کموضوع للدراسه، هذا بالإضافه لقلّه تطبیقه فی العملیه النقدیه للنصوص السردیه فی نتاجات ربیع جابر (1972م)، الروائی اللبنانی الذی نال الجائزه العالمیه للروایه العربیه. وقف ربیع جابر بالأسلبه الروائیه عند حدود تعدد الأصوات فی روایه «الاعترافات» (2007م)، حیث تؤدّی معظم شخوصها دوراً فی روایه الوقائع وسرد مجرى الأحداث، فلا یبدو السارد سلطویاً بشخوص عالم السرد. وأهم ما توصّل إلیه البحث هو أنّ تعدد الأصوات یظهر فی هذه الروایه من خلال تقدیم وجهات نظر مختلفه، وتنویع الشخصیات وخلفیاتهم، واستکشاف قضایا اجتماعیه وسیاسیه من وجوه نظر متعدده. یساهم هذا التنوع فی إغناء الحبکه السردیه وتقدیم رؤى جدیده للواقع العربی. وتحتوی عملیه عرض شخوص الروایه على أسالیب کلامیه متعدده ولکن لیس ربیع جابر هو الذی یدلی باعترافاته، فهو لیس الراوی فی روایته، إنه المروی علیه والمروی له.
کارکردشناسی نظریه عامل در علم نحو
حوزههای تخصصی:
نحو در قالب سنتی اش همواره روابط میان کلمه ها را در نظامی از عوامل و معمول ها به تصویر کشیده است. این نظام که با عنوان نظریه عامل از آن یاد می شود، در سده اخیر بارها هدف مناقشه بوده و به شدت به آن هجمه شده است. آثار دامنه دار این هجمه نه تنها در نظام آموزشی مقاطع راهنمایی، دبیرستان و دانشگاه، بلکه در میان حوزویان نیز به چشم می خورد. وجه مشترک انتقادها به نظریه عامل، این تصور است که پرداختن به نظام عامل و معمولی در آموزش نحو و تحلیل های نحوی، اگر مُخل آموزش و فهم تعابیر عربی نباشد، دست کم بی فایده است. مقاله پیش رو به دنبال عرضه کارکردهای نظریه عامل در تدریس نحو و درک دقیق تر تعابیر قرآنی است و ترسیم این کارکردها را اساسی ترین دفاع از نظریه مذکور می داند و در این راستا با استفاده از روش کتابخانه ای اسنادی به گردآوری داده هایی پرداخته است که نشان می دهد دست کم برخی از نحویان متقدم به کارکردهای نظریه عامل در علم نحو نظر داشته اند و بر اساس آن به سازماندهی آموزش إعراب (ترکیب و تحلیل نحوی جملات) و ساماندهی آموزش قواعد نحوی پرداخته اند. افزون بر این، مقاله حاضر با ارجاع به نمونه هایی از آیات قرآن، کارکرد معناشناختی نظریه عامل را در درک دقیق تر تعابیر عربی بازنمایی کرده است.
تحليل الاستعارة الاتجاهية (فوق -تحت) في رواية فرانكشتاين في بغداد لأحمد السعداوي(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در زبان و ادبیات عربی بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۰
121 - 140
حوزههای تخصصی:
یعتبر علماء اللغه المعرفیون، مثل لایکوف وجونسون، الاستعاره لیس کحرفه أدبیه؛ ولکن کأداه مناسبه لکیفیه التفکیر والإشاره إلیها على أنها استعاره مفهومیه. من الأنواع المهمه من الاستعاره المفهومیه هی الاستعاره الاتجاهیه، ولها دور مهم فی نقل الدلالات الثقافیه والتعبیر عن موضوعات مجرده فی شکل أحاسیس وتجارب مادیه. یتناول هذا المقال الاستعاره الاتجاهیه (فوق تحت) فی روایه فرانکشتاین فی بغداد ، بطریقه وصفیه تحلیلیه. على الرغم من أن التخطیط (فوق تحت) فی الروایه، یستخدم فی الغالب للتعبیر عن الحالات الفیزیائیه الطبیعیه، إلا أن المؤلف فی بعض الحالات یشیر أیضا إلى نیته باستخدام التغریب والانزیاح واستخدام الاستعارات المضمونیه. فی هذه الروایه، یتم استخدام استعاره اتجاهیه (فوق) مع موضوع الهیمنه، والقوه، والصحه، والسعاده، والحیاه، والجبر، والوفره، والعقلانیه، والإیمان، والفهم، والفرج، والأمل، والمکانه الاجتماعیه الجیده، والمعرفه، والدفء، والفخر. ومن ناحیه أخرى، فقد ذکر المؤلف ضمن الاستعارات الاتجاهیه (تحت)، وهو ما یعنی السیطره، والضعف والعجز، والمرض، والحزن، وما إلى ذلک. وقد تصور المؤلف الحاله المادیه لهذه المواضیع، ولإدخالها فی ذهن المخاطب، استخدم کلمات، مثل "فوق"، و"علی"، و"تحت"، وأیضا الأفعال الماضیه والمضارعه. استخدم المؤلف المواقع الفیزیائیه والجسدیه للإنسان فی العالم والتجارب الموضوعیه له حتی یشیر إلی المیزات الثقافیه والفکریه ودلالاتها التی تحملها هذه الاستعارات. بعباره أخری، فهو باستخدامه لهذه الاستعارات، أعطی الکلمات معانی جدیده وجعل لبیانه قوه تمیزه عن سائر الکلام.
أحكام الوقف فی الفقة، وقوانین إیران ولبنان (دراسة مقارنة)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
الوقف فی الفقه والنظامین القانونیین فی إیران ولبنان لهما أحکام قانونیه مختلفه، وفی هذا البحث تمت مناقشه موضوع دراسه مقارنه للأحکام الشرعیه للوقف فی الفقه والنظامین المذکورین أعلاه. والغرض من هذا البحث هو التعبیر عن الخصائص والقواسم المشترکه والإختلافات الفقهیه والنظام القانونی بین البلدین وتقدیم الحل المناسب للمشرعین، بمعنى أن الوقف فی الفقه والقانون الإیرانی یتم بالعقد وبطریقه شرعیه. صیغه دائمه (المؤبّد)، والعقار المراد وقفه یخرج من ملکیه الواقف (المالک). الوقف مال یجوز الانتفاع به مع بقاء العین، سواء کان منقولاً أو غیر منقول مشاعاً أو معیناً، ویکون وقف الدین والمنفعه باطلاً، وإذا لم یجعل الواقف عین الموقوف تحت التصرف والحیازه لا یتحقق الوقف، لم یتحقق الوقف. وإذا جعله تحت التصرف بالقبض، یتم الوقف بالنسبه. ومع تحقیق الوقف فی القانون الإیرانی، یکون لکل وقف شخصیه اعتباریه مستقله ویکون المتولی هو ممثله دون الحاجه للتسجیل، ولکن فی الفقه والقانون اللبنانی، ینقسم الوقف إلى قسمین: الوقف الخیری (الأوقاف العامه) دائم والوقف العائلی (الأوقاف الخاصه) مؤقت وخلافاً للقانون الإیرانی فی الأوقاف الخاصه، یمکن للواقف أن یقف الموقوف حتى جیلین. وشرط إنشائها أن تکون مسجله وأن یکون 15% منها تحت تصرف الإداره الأوقاف والشؤون المتعلقه بها لتستغله فی الأشغال العامه. وإلا فالوقف باطل، أما فی الأوقاف الخیریه (الأوقاف العامه) فالوقف دائم ولا یحتاج إلى تسجیل. وکذلک لا یجوز وقف المال المشترک من المال غیر القابل للقسمه؛ إلا إذا کان الجزء الآخر منه موقوفا، وأما فی باب الشرط فی الوقف، وفقا لقانون الوقف اللبنانی، فیجوز للواقف أن یحدد الشروط العشره لنفسه أو لغیره فی إطار هذا القانون، وکذلک قد قسم قانون الوقف فی لبنان شروط الواقفین إلى قسمین: صحیح وغیر صحیح، وجعل الشروط غیر الصحیحه باطلاً وقبل مبدأ الوقف. وفی البحث الحالی تمت الإجابه على سؤال ما الفرق بین أحکام حقوق الوقف فی الفقه وبین النظامین القانونیین المذکورین؟ وأخیرا، وباستخدام المنهج الوصفی - التحلیلی، تم التوصل إلى أن أحکام النظم القانونیه المذکوره تشترک وتختلف فی موضوع الوقف، والنظام القانونی اللبنانی أکثر شمولا وقابله للإقتباس والإستفاده.
تحلیل جادوی مجاورت در آفرینش موسیقی و معنا در حماسه «مجد الاسلام» اثر احمد محرم با تکیه بر نظریه شفیعی کدکنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادبیات عربی تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۷
53 - 73
حوزههای تخصصی:
جادوی مجاورت یکی از مهم ترین مباحث در تحلیل ساختار موسیقایی شعر است که موردتوجه پژوهشگران واقع شده و شامل محورهای همنشینی و جانشینی است. جادوی مجاورت به معنای توازن های موسیقایی و آوایی در متن است. محورهای جانشینی و همنشینی از مهم ترین ابزارهای مطرح شده در نقد فرمالیستی و علم معناشناسی به شمار می آیند. رابطه جانشینی، پیوند موجود میان واحدهایی است که به جای هم انتخاب می شوند و در همان سطح، واحدهای تازه ای پدید می آورند. در محور همنشینی ارتباط واژه با واژه های پیش و پس از آن بررسی می شود. موسیقی مشترک بین واژه ها بدون در نظر گرفتن بعد معنایی آن ها منجر به حضور واژه ها در کنار هم می گردد. محور جانشینی و همنشینی شیوه ای برای تعیین ویژگی های سبک هنری و ادبی به شمار می آید. این پژوهش قصد دارد تأثیر جادوی مجاورت را در آفرینش معنا و موسیقی به روش توصیفی - تحلیلی در حماسه «مجد الإسلام» واکاوی نماید. عاملی که بر ضرورت انجام این جستار تأکید می کند، تبیین روش های مؤثر در آفرینش معنا، هارمونی و موسیقی شعر احمد محرم و کشف زیبایی های فنی و سبکی در حماسه «مجد الإسلام» برای مخاطب است. یافته های این جستار حاکی از آن است که رابطه جانشینی و همنشینی موجب انسجام و اتحاد معنایی در حماسه «مجد الإسلام» شده است. هم نشینی درست کلمات، عرصه را برای تمایز سبک این اثر حماسی فراهم کرده است. به کارگیری صنایع ادبی و همنشینی آن ها در کنار هم و بهره مندی از مشخصات آوایی سبب هماهنگی و ایجاد موسیقی ویژه ای در این اثر شده است و بدین ترتیب مفاهیم و معناها با تأکید بیشتری ذکر شده است. گزینش صحیح واژه ها در این اثر حماسی موجب توجه بیشتر مخاطب به اشعار احمد محرم می شود؛ چراکه هنگامی که واژه ای در معنای صحیح استفاده شود انسان مشتاق آن شده و این موسیقی برخاسته از کلمات سبب فخیم شدن سخن می شود.
تداوليَّة الأفعال الكلاميَّة في مقطوعة"سقط القناع" لمحمود درويش على ضوء نظريَّة جون سيرل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
الهدف والمقدمه: التَّداولیَّه تعنی أنَّ المتکلِّم ضمن سیاق محدَّد ینتج رساله یوجِّهها إلی مستقبل، فالمعنی یتداول بین ثلاثه أطراف فی ضمن عملیَّه دائریَّه. وقد خرج من رحم هذا العلم مجموعه فروع أهمّها الأفعال الکلامیَّه. فی هذه النَّظریَّه الکلام یساوی الفعل. والمتلقِّی یتجاوز المعنی المعجمی المکشوف ویحاول عبر الالتفات إلی السِّیاق والظُّروف التی أفرزت النَّصَّ تحدید معناه. فالمعنی الإخباری قد یکون بالنَّظر إلی ظروف الکلام وسیاقاته أمرا أو تحذیرا أو تهدیدا وعکس ذلک. یعتبر جون أوستین الرَّائد والمؤسِّس لهذه النَّظریَّه من خلال محاضراته فی جامعه أکسفورد وهارفاد. ثمَّ جاء بعده الأمریکی جون سیرل فأحکم إطار النَّظریَّه من خلال التَّقسیمات والشُّروط التی أضافها. وتکمن ضروره البحث فی أنَّ هذه القصیده تبثُّ روح النِّضال والتَّضحیه فی نفوس الأحرار من الأمَّه وتبعث فیهم الشِّدَّه والبأس علی العدو وتفضح المطبِّعین وتعتبرهم خونه یقتاتون علی حساب مصالح شعوبهم. وبالنظر إلی قابلیَّه هذه القصیده لتدرس حسب نظریه الأفعال الکلامیَّه بسبب اشتمالها علی الکثیر من هذا الضَّرب من الأفعال فتثیر الدِّراسه الأسئله التَّالیه لمعالجه القصیده وفق هذه النَّظریَّه: ما أنواع الأفعال الکلامیَّه الوارده فی مقطوعه "سقط القناع" لمحمود درویش وفقا لتقسیمات الفیلسوف واللُّغوی جون سیرل؟ کیف وظَّف الشَّاعر الأفعال فی هذه القصیده لإیصال دلاله أکثر عمقا ودلاله من المستوی الظَّاهری؟ ما الأغراض الإنجازیَّه التی اشتملت علیها هذه القصیده؟ وقبل الردِّ على هذه الأسئله فی قسم النتائج من الدِّراسه ینبغی الاطلاع على أنَّ الأفعال الکلامیه تتفرَّع إلی خمسه أصناف هی: «1-الفعل الإخباری: یعبِّر هذا الفعل عن إیمان الرَّاوی بصحَّه الأحداث، ویسعی المتحدِّث إلی تطبیق محتوی الافتراضات مع العالم الخارجی. إنَّ وصف أحداث وظواهر العالم الخارجی والتَّعبیر عن رأی المتحِّدث واعتقاده بصحَّه النَّظریَّه هی بعض القضایا التی طُرحت فی الفعل الإخباری. الأفعال التی تندرج فی هذه الفئه هی: التَّعبیر عن الواقع، والإقرار والاستنتاج، والادِّعاء، والافتراض، والتَّنبُّؤ وما إلی ذلک. 2-الفعل التَّوجیهی: فی هذا الفعل، یستخدم المتحدِّث أفعالًا خاصَّه لتوجیه الجمهور بأداء نشاط فی حاله المهمّه أو الإکراه فی کلِّ من الجوانب السَّلبیَّه والإیجابیَّه. یحاول المتحدِّث تطبیق العالم مع محتوی الاقتراح الذی یتضمَّن العمل المستقبلی للمستمع. الأفعال التَّوجیهیَّه تشمل الطَّلب، والأمر، والنُّصح، والتُّحذیر، والتَّشجیع، والاقتراح وما إلی ذلک. 3-الفعل التَّعبیری: القوَّه غیر التَّعبیریَّه (القصدی) هذا الفعل یعبِّر عن الحالات والمشاعر العقلیه حول المواقف والأحداث المحدَّده. ویرافق هذا العمل المدیح، والتَّهنئه، والتَّقدیر، والاعتذار، والثَّناء، والسُّخریَّه، والإدانه، والنَّدم، وما إلی ذلک. 4-الفعل الالتزامی: فی هذا الفعل، یلتزم المتحدِّث بأداء عمل ما فی المستقبل؛ لذلک فإنَّه یعبِّر عن نیَّه المتحدِّث وقصده. یتضمَّن هذا الفعل وعودًا وتهدیدات ورفضًا والتزامات. المتحدِّث باستخدام هذا الفعل یتعهَّد بمواءمه محتوی المقترحات مع العالم الخارجی. 5-الفعل الإعلانی: الفرق بین هذا الفعل والأفعال السَّابقه هو إحداث تغییرات جدیده فی المتلقِّی والعالم الخارجی. فی هذا الفعل، یعلن المتحدِّث عن الظُّروف الجدیده للمتلقِّی. جدیر بالذِّکر أنَّ إجراء تغییرات حقیقیَّه فی العالم الخارجی من قبل المتحدِّث یعتمد علی امتلاک الکفاءات اللَّازمه للتَّأثیر علی العالم الخارجی. یعدُّ تطبیق الکلمات مع العالم الحقیقی أحد أهداف هذا الفعل. تعدُّ أفعال مثل الإعلان والإدانه والتَّعیین وما الی ذلک هی من الأفعال الإعلانیه. وقد حدَّد من خلال هذا التَّقسیم دلاله أنواع الفعل الکلامی.المنهجیه: تهدف هذه الدِّراسه من خلال المنهج الوصفی- التَّحلیلی وبالاعتماد علی آراء العالم الأمریکی جون سیرل دراسه الأفعال الکلامیَّه ونوعیَّتها وأثرها الإنجازی فی قصیده "سقط القناع" للشَّاعر الفلسطینی محمود درویش. یتطرَّق هذا الشَّاعر فی قصیدته إلی کشف خیانه المطبِّعین للقضیه الفلسطینیَّه ویدعو کلَّ المناضلین إلی مواصله طریق النِّضال حتَّی وإن بقوا لوحدهم دون أن تنصرهم جهه من الجهات سواء فی العالم العربی أو الإسلامی.المستجدات: اتضح أنَّ الشَّاعر عبر اللُّغه الرَّمزیَّه کمفرده الرُّوم یشیر إلی هیمنه الغرب فی العصور السَّالفه واستعماره لثروات الشُّعوب. کذلک فإنَّه قد یمنح الجمادات قابلیه الشُّعور کما تعامل مع لفظه "بیروت" لیؤکِّد علی أنَّ حبَّه للوطن حبٌّ صادق خال من الدَّنس والشَّهوه متجاوزا العلاقات العاطفیَّه العادیَّه. واستخدم الشَّاعر الفعل الکلامی غیر المباشر بنسبه ثمانین بالمئه، والفعل المباشر کان قد ورد بنسبه عشرین بالمئه. لأنَّ الشَّاعر دائما ما یسعی لیحمل أفعاله دلالات أعمق مما یتضمَّنه الفعل القولی والصَّوتی. لم یستخدم الشَّاعر التَّقریرات لأنَّ لدیه قناعه أنَّ الطَّریق واحد؛ وهو طریق النِّضال، وأنَّ الجمیع عارف به ولا یخالف هذا غیر المطبِّعین المستفیدین من الغرب والصَّهاینه.البحث والنتائج: من خلال إجراء إحصائیَّه دقیقه لأنواع الفعل الکلامی فی قصیده سقط القناع تبیَّن أنَّ الشَّاعر محمود درویش قد استفاد من الأفعال التَّوجیهیه أربع مرات، محمِّلا هذا الفعل نسبه أکبر مقارنه بغیره من الأفعال الکلامیه الأخری، لیشیر إلی أنَّه بصدد إیصال رساله فحواها أن الشَّاعر یرید من المتلقِّی إنجاز الفعل ولم یقنع بمجرَّد التنبیه له. ویأتی الفعل التَّعبیری بتکرره لثلاث مرَّات فی المرتبه الثَّانیه حیث إنَّ الشَّاعر فی کثیر من الأحیان یحاول بثَّ مشاعره وأحاسیسه فی أرجاء النَّصِّ؛ وهذا الفعل من شأنه أن یحمل المشاعر والأحاسیس للمخاطب بشکل أوضح وأنسب دون غیره من الأفعال الکلامیه الأخری. واستخدم الشَّاعر الفعل الإنجازی لأغراض مثل: تحذیر المتلقِّی ممن تمرّسوا فی لعبه النِّفاق . وللحثِّ علی مواصله طریق الکفاح وللتَّعبیر عن حاله التِّیه والتَّناقض لدی الشَّاعر الذی وجد نفسه محاصرا بین من صمدوا وبین من هربوا. ومن الأغراض الأخری بیان یقظه الشَّاعر وحرصه علی صون أراضیه من أن یمسَّها العدو بسوء. کما أنَّه وظَّف التَّناص الأدبی والتَّناص القرآنی دون غیرهما، وذلک لشحذ الهمم وکشف مواقف الصَّادق والکاذب فی ساحه القتال، وللإشاره إلی وهن وضعف دوله العدوِّ التی یسمِّیها اللقیطه، لأنَّها غیر شرعیَّه لا تمتلک مقوِّمات البقاء دون نصره الغرب الذی زرعها لحفظ منافعه ومصالحه.