فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۶۱ تا ۲۸۰ مورد از کل ۱۴٬۱۸۷ مورد.
منبع:
پژوهشنامه معارف قرآنی (آفاق دین) سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۱
159 - 185
حوزههای تخصصی:
Verse 172 of the Holy Quran, Surah al-Aʻrāf , is considered one of the foundational verses in Islamic thought. This verse speaks of a covenant and a promise that God Almighty made with human beings and asked them to fulfill. Islamic scholars, generally relying on certain narrations, have mentioned a concept called the "The World of Dharr " in the context of this verse. Although this concept is not explicitly mentioned in the Quran itself, its early presence in a diverse range of hadith, exegetical, theological, and mystical discourses in the early Islamic centuries indicates its importance. Despite the extensive research that has been conducted on this concept in general and specifically in the context of Verse 172 of al-Aʻrāf , there are still serious disagreements about it. The present study aims to analyze the narrations that are the source of this concept in order to deconstruct it. It also critiques the exegetical views using an approach of "Quran-by-Quran" exegesis and concludes that: first, Verse 172 of Surah al-Aʻrāf is structurally similar to other verses that emphasize the divine covenant taken from prophets, the Children of Israel, the Children of Adam, etc.. Second, contrary to what is widely believed, no confirmation of the aforementioned concept can be found in this holy verse.
ساختارشناسی آیات ولایت در قرآن کریم، با تأکید بر آیه 55 سوره مائده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ولایت یکی از مفاهیم کلیدی و پیچیده در قرآن کریم است که در تفاسیر مختلف معانی متفاوتی برای آن ذکر شده است. به ویژه در آیه 55 سوره مائده، اختلاف نظرهای فراوانی بین مفسران شیعه و اهل سنت درباره معنای "ولی" وجود دارد؛ مفسران شیعه ولایت در این آیه را به معنای اولی به تصرف تفسیر و ولایت بلافصل علی (ع) را از آن استنباط کرده اند و در مقابل، مفسران اهل سنت ولایت در این آیه را به معنای ولایت نصرت و محبت معنا کرده و لزوم نصرت و محبت به همه مؤمنان را از آن برداشت کرده اند. این جستار با بررسی 112 آیه مرتبط با ولایت در قرآن و با تمرکز ویژه بر آیه 55 سوره مائده، تلاش کرده است تا معنای دقیق "ولی" را با استفاده از ساختارشناسی آیات و تحلیل تفاسیر مختلف استخراج کند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که در کل قرآن، 7 ساختار (1. اتخاذ ولی، 2. تولی، 3. حصر، 4. اضافه، 5. تولیه، 6. اولویت، 7. بعضهم اولیاء بعض) برای آیات ولایت وجود دارد و در تمام این ساختارها، "ولی" به معنای "اولی به تصرف" به کار رفته است، به جز در ساختار "بعضهم اولیاء بعض" که "ولی" به معنای "نصرت" و "محبت" آمده است. بنابراین، در آیه 55 سوره مائده که جزو ساختار اضافه است نیز "ولی" به معنای "اولی به تصرف" است و نه نصرت و محبت.
الطاقة التاريخية للقصص القرآنية في مواجهة الهرمنيوطيقا والتاريخانية المعاصرة(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
الحوکمه فی القران والسنه المجلد ۳ خریف ۲۰۲۵ العدد ۳
49 - 70
حوزههای تخصصی:
لقد وردت فی القرآن الکریم قصص قرآنیه متعدّده، غیر أنّ السؤال المطروح هو: هل لهذه القصص دور فی بناء الحضاره الإسلامیه الحدیثه؟ ولأجل فهم هذا الدور، تناولنا فی هذه الدراسه السؤال الآتی: «ما هی الطاقات الحضاریه والتاریخیه للبعد المتخیَّل فی القصص القرآنیه فی مواجهه القصص الإنسانیه القائمه على الخیال الهرمنیوطیقی الغربی والمعاصر؟» وفی سبیل الإجابه عن هذا السؤال، اعتمدنا منهج الدراسه المقارنه، فرکّزنا أوّلًا على الهرمنیوطیقا والتاریخانیه لدى مارتن هایدغر، ثمّ على آراء بول ریکور. إذ یرى هایدغر، فی تفسیره للهرمنیوطیقا والتاریخانیه، أنّ تشکّل مقولات الفاهمه عند کانط هو نتاج الخیال الإنتاجی، بینما یعرّف الخیال فی قوّه الحکم بأنّه خیال استرجاعی. ومن وجهه نظره، فإنّ الفهم یتکوّن عبر الدور الهرمنیوطیقی بین هذین المعنیین للخیال، بحیث تحلّ الهرمنیوطیقا والتاریخانیه محلّ المیتافیزیقا التقلیدیه والذات الاستعلائیه. وفیما بعد، ومع التأکید على العلاقه بین اللغه والخیال والسرد، أوضحنا من خلال المقارنه بین آراء هایدغر وریکور کیف تتشکّل الحقیقه والواقع فی الهرمنیوطیقا الغربیه المعاصره تحت تأثیر الخیال اللغوی، وکیف أنّ السردیات الإنسانیه المتخیَّله تصوغ الحقیقه تبعًا لصُوَر الخیال الإنسانی. وفی القسم الثانی من المقال، ومع الإشاره إلى جهود هنری کوربان، بیّنّا أنّ الخیال فی الفهم الهرمنیوطیقی عند هایدغر وأمثاله یعادل «الخیال المتّصل» فی الحکمه الإسلامیه، ولا سیّما فی آراء أبو نصر الفارابی، وشیخ الإشراق، وصدر المتألّهین الشیرازی. فالفارابی، من خلال تمییزه بین النبی والفیلسوف، یرى أنّ الوحی هو ثمره اتصال النبی بالعقل الفعّال، حیث تنزل الحقائق على النبی فی آنٍ واحد بصیغتین عقلیه وخیالیه. بینما یتلقّى الفیلسوف الحقائق بصوره عقلیه محضه، فإنّ النبی یدرکها فی ظاهرها التمثیلی وصورها الخیالیه، وفی باطنها العقلی والبرهانی. وهذه الکیفیه من الاتصال تمکّن النبی، بخلاف الفیلسوف، من التواصل مع لغه عامه الناس المنشغلین بالمحسوسات. ویؤکّد شیخ الإشراق على الصله بین الخیال المتّصل والخیال المنفصل، ویمیّز بین الصور الخیالیه الحقیقیه والإلهیه من جهه، والصور الشیطانیه والباطله من جهه أخرى. وفی الحکمه المتعالیه لصدر المتألّهین الشیرازی، ومع طرح فکره التجرّد المثالی (على خلاف التجرّد العقلی الذی یقتصر على النوادر)، یُعدّ الوصول إلى الصور الخیالیه فی الخیال المنفصل أمرًا ممکنًا ومتاحًا لجمیع البشر. وبسبب العلاقه بین الخیال المتّصل والمنفصل عند الحکماء المسلمین، فإنّ فی باطن هذه الصور الخیالیه تکمن حقائق عقلیه وبرهانیه. فجمیع الناس یستطیعون إدراک الحقائق فی صورتها الخیالیه، غیر أنّ الوصول إلى باطنها العقلی یظلّ محتاجًا إلى التجرّد العقلی، وهو خاص بالنوادر من البشر. وعند المقارنه، یتبیّن أنّ الخیال فی الهرمنیوطیقا الهایدغریه یبقى محصورًا فی المجال الإنسانی، ویتبع الترکیب الذی یصنعه الإنسان من الصور الجزئیه المحسوسه فی عالم الخیال، سواء فی الشعر أو القصص أو الروایه أو اللعب أو حتى السینما. وهذا المعنى من الخیال تابع للأهواء الإنسانیه، ولا یمتلک أی صوره متخیَّله ثابته أو نفس الأمریه، وفی النهایه فإنّ انقطاع الخیال المتّصل عن الخیال المنفصل یؤدّی إلى التاریخانیه والنسبیه فی الفهم. ولهذا السبب لم یکن مارتن هایدغر قادرًا على أن یکون له فهم میتافیزیقی یتجاوز الخیال الشعری. أمّا الخیال عند الحکماء المسلمین فهو مقیّد بالمیتافیزیقا والعقل، ولذلک یمکن التمییز بین الصوره الخیالیه الباطله والصوره الخیالیه الحقیقیه. إذا اعتبرنا القصص القرآنیه ثمره اتصال النبی بالعقل الفعّال، فإنّه فی باطن الصوره الخیالیه لهذه القصص تکمن حقائق میتافیزیقیه وعقلیه. إنّ فهم القصص التاریخیه فی القرآن، بلغه التمثیل والخیال، میسور لجمیع البشر، غیر أنّ إدراک باطنها العقلی یقدّم مادّه للبراهین الکلامیه والفلسفیه والفقهیه. وفی هذا التصوّر، فإنّ الخیال المتّصل، وإنْ کان خیالًا إنسانیًا یرکّب الصور الجزئیه من المحسوسات ویصوغها، فإنّه بسبب علاقته بالصور فی الخیال المنفصل یستطیع أن یمیّز بین الصور الخیالیه الحقیقیه وغیر الحقیقیه. فالسرد الإنسانی المحض عن أصل الإنسان یمکن أن یتکوّن من ترکیب الصور الجزئیه دون أن یکون التمییز بین صدقه وکذبه واضحًا، بینما القصه القرآنیه عن الخلق قصه حقیقیه، وصدقها وکذبها معلوم. ومن ثمّ، فی مواجهه الهرمنیوطیقا والتاریخانیه المعاصره التی تعتبر جمیع القصص الإنسانیه المحضه متساویه فی الاعتبار، فإنّ القصص القرآنیه، على الرغم من استفادتها من الصور الخیالیه، تُعدّ مقدّمه للفهم البرهانی والمیتافیزیقی للحقائق الوحیانیه، وبالتالی فهی تتمتّع باعتبار متمیّز عن القصص الإنسانیه المحضه. وفی القسم الختامی من المقال، ومن خلال دراسه أقوال مفسّری القرآن حول طبیعه القصص القرآنیه وکذلک أقوالهم المتعلّقه بموضوع هذه القصص، أوضحنا أنّ التحلیل المذکور، القائم على آراء الحکماء المسلمین، ینسجم مع القول بأن الصور الخیالیه فی القصص القرآنیه وکذلک لغتها واقعیه وحقیقیه. وقد أُشیر فی الخاتمه إلى أنّ هذه الطاقه یمکن أن تکون فعّاله فی مواجهه موجه النسبیه الناشئه عن الدور الهرمنیوطیقی وعن القصص والروایات الإنسانیه الغربیه، وذلک فی مختلف المجالات الفنیه والسردیات القصصیه وکلّ مجال یرتبط بالجمهور العام للحضاره الإسلامیه.
Explaining Wilāya-based Education and Proposing an Educational Model with Emphasis on Ziyārat Jāmiʿah Kabīrah(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Background and Objective: Considering the various educational approaches, ( Wilāyah ) education is considered the most effective due to its link with the Almighty God. The use of Wilāyah education is crucial to the achievement of a genuine Islamic education. This study therefore focuses on the teachings of the Wilāyah in the light of Ziyārat Jāmiʿah Kabīrah as an example of the sources that link the teachings of the Imams to the Almighty God. The aim of the Wilayat education system is to present a comprehensive model of education to the community teachers.
Method : This research employed purposeful sampling, utilizing the Ziyārat Jāmiʿah Kabīrah as a profound document on Imamate and Wilāyah . Based on this, a thematic analysis method was applied to continuously study the Ziyārat Jāmiʿah Kabīrah and its related interpretations. After extracting passages with similar content, the sub-themes of the research were compiled. Subsequently, the common themes were categorized under organizing themes: scientific, moral, social, emotional, spiritual, and biological education. All these themes were then subsumed under the overarching theme of Wilāyah education. Finally, the themes of Wilayat education were analyzed, and the necessity of placing them under the authority of God's representative was elucidated.
Results and Conclusion : The results showed that Wilāya-based education is an effective educational model for achieving Islamic education. Following the Imam, who embodies the perfect and fully developed human being in all aspects of education, can lead to success in both worldly and eternal life
بررسی و تحلیل فرایندهای فعلی در سورل مریم از منظر فرانقش اندیشگانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از نظریه های جدید زبان شناسی که به کمک آن می توان به تحلیل انواع متون پرداخت، دستور نقش گرای هلیدی است. کاربست این الگو در بررسی سوره های قرآنی می تواند مخاطب را با دلالت های جدید و معانی ضمنی و نهفته موجود در آیات قرآنی آشنا کند. بدین منظور، پژوهش پیش رو با استفاده از روش توصیفی و تحلیلی و در چهارچوب دستور نقش گرای نظام مند هلیدی، به بررسی، ارزیابی و تحلیل انواع فرایندهای فعلی در سوره مریم خواهد پرداخت. مهمترین نتایج پژوهش بیانگر آن است که تنوع سبکی ناشی از به کارگیری فرایندهای مختلف، سکون، رتابت و یکنواختی را از متن سوره دور کرده و سبب پویایی و تحرک آن شده است. فرایندهای مادی بیشترین بسامد را در متن سوره دارد و آن را از فضای انتزاعی و دورنگرایی دور کرده است. مهمترین کنشگر فرایندهای مادی، خداوند متعال است که حضور برجسته او در سوره، حاکی از اهمیت نام و یاد او و نیز اهمیت افعال و اعمالی دارد که انجام می دهد. بسامد بالای فرایندهای رابطه ای از نوع وصفی، جنبه توصیفی متن را بالا برده است. فرایندهای کلامی نیز به اشکال مختلف در سوره مریم مورد استفاده قرار گرفته و عمل داستان را در جهت یا جهات مشخصی پیش برده است. خداوند متعال برای بیان تجریبات درونی شخصیت های مورداستفاده در سوره، از فرایندهای ذهنی که بیانگر احساسات و عواطف و مکنونات آنهاست، استفاده معناداری کرده است.
جلوه های هنجارگریزی در سوره مبارکه نازعات با محوریت الگوی شکلوفسکی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های قرآنی سال ۲۹ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۱۷)
130 - 153
حوزههای تخصصی:
سوره مبارکه نازعات یکی از نمونه های برجسته در قرآن کریم است که با بهره گیری از شیوه های مختلف هنجارگریزی، مفاهیم عمیق الهی را به شیوه ای تأثیرگذار و هنری بیان می کند. هنجارگریزی، مفهومی برگرفته از نظریات فرمالیسم روسی، به معنای تغییر در ساختارهای معمول برای ایجاد تازگی و برجسته سازی است. در این مقاله، هنجارگریزی در چهار سطح آوایی، واژگانی، نحوی و معنایی در سوره نازعات بررسی شده است. در سطح آوایی، استفاده از تکرار صامت ها و مصوت ها و الگوهای واجی خاص، موسیقی متن را تقویت می کند. در سطح واژگانی، به کارگیری واژگان خاص و غیرمعمول موجب برجسته سازی معنایی شده است. در سطح نحوی، ساختارهای زبانی غیرمعمول و تنوع در چینش جملات، شگفتی مخاطب را برمی انگیزد. در سطح معنایی نیز استفاده از تصاویر بدیع و فراخوانی معانی عمیق و چندلایه، فهم مخاطب را به چالش می کشد. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی نشان می دهد آشنایی زدایی در سوره نازعات افزون بر بر زیبایی شناسی، پیام های عمیق الهی را با تأثیری بیشتر منتقل می کند.
زیبایی شناسی آوایی الفاظ و ارتباط معنایی آن در سوره کهف(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از جمله وجوه زیبایی شناختی قرآن کریم که ذیل بحث اعجاز ادبی و بلاغی قرآن مورد بحث قرار می گیرد، جایگاه اصوات در تداعی مفهومی خاص در الفاظ و به تبع آن معنابخشی به واژگان است. گرچه این نقش آفرینی را در سراسر قرآن می توان دنبال کرد، به جهت وجود سرشار مباحث بلاغیِ مبتنی بر آواها در بستر داستان های منقول در سوره کهف، این پژوهش به بررسی ابعاد آوایی آیات سوره کهف پرداخته و بر آن است تا به بررسی جنبه های تناسب حروف، اصوات، الفاظ و معانی آن ها و نیز ارتباط جملات با یکدیگر بپردازد و اشاراتی به صفات حروف، چه در واژگان متضادّ مانند جهر و همس، تفخیم و ترقیق و چه در صفات اختصاصی غیر متّضاد مانند صفیر، تفشّی و غنّه بنماید. همه ی این موارد در سوره ی کهف، به مناسبت های مختلف با دلالت بر معنا و نیز نشانه هایی از اصوات کوتاه و بلند آمده است و ارتباط آن ها در تکرار صداها و الفاظ تجسّم یافته است. پژوهش پیش رو با روش توصیفی تحلیلی کوشیده است تا آواشناسی الفاظ و ارتباط معنایی آن با یکدیگر در سوره کهف را مورد واکاوی قرار دهد. نتایج پژوهش نشان می دهد که بین اصوات و دلالت ظاهری آن و معنا به شکل عام و در سوره کهف به شکل خاص، ارتباطی معنایی وجود دارد به گونه ای که آواها و الفاظ در خدمت بیان مفاهیمی همچون خشم، تکبر، تساهل و مانند آن هستند و در سراسر این سوره، اصوات، میل بیشتری به آشکار شدن تا اخفاء دارند.
بررسی سبک شناختی تذکیر و تأنیث اسم ها در آیات متشابه لفظی و تبیین معانی ضمنی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تبیین اختلاف واژگانی در آیات متشابه قرآن کریم و مفاهیم هدفمند آن، از جمله مباحث علوم قرآنی است که بسیاری از تفاسیر از بیان نکات ادبی چنین تغییراتی غافل مانده اند، اما در برخی از تفاسیر و کتب معتبر حوزه قرآنی بدان اشاره شده است. تحلیل و بررسی صحیح واژگانی این دسته از آیات می تواند در رفع شبهه اختلاف و تناقض در آیات قرآنی مثمر ثمر باشد.آیات متشابه از حیث اختلاف در «تذکیر و تأنیث» شامل 8 مورد تشابه «اسمی» است. با توجه به گستردگی شواهد تشابه افعال و اسم ها در این حوزه، صرفاً تفاوت آیات متشابه در بحث «تذکیر و تأنیث» اسم ها در این جستار بررسی شده است و با تمرکز بر حکمت اختلاف واژگانی این پدیده زبانی، به روش توصیفی- تحلیلی حکمت اختلاف در مذکر یا مؤنث بودن آن اسم را تبیین نموده است. توجه به سیاق آیات، پیوند معنایی میان آیات همجوار در همان سوره، توجه به فهم معنایی قرآن به قرآن در کشف معنای این پدیده زبانی موثر است. اغراضی همچون ایجاز، توسع معنا، اطناب، تفخیم، بیان إفراد و تناسب لفظی از جمله اهداف بلاغی این سبک تفاوت در آیات مشابه لفظی به شمار می رود.
بررسی آیات هدایت و ضلالت با تأکید بر آموزه های رضوی و مستندیابی قرآنی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۱
101-118
حوزههای تخصصی:
نگاه ظاهری به آیات هدایت و اضلال الهی، شبهه و چالش در حوزه اختیار آدمی ایجاد می کند لذا بررسی مراد واقعی این آیات لازم به نظر می رسد. در این میان آموزه های رضوی ، به نوبه خود در زدودن این شبهات بسیار مؤثر بوده است. این پژوهش-در راستای این پرسشها که؛ آیا استناد هدایت و ضلالت به خداوند در برخی آیات، با اختیار انسان سازگار است؟ دیدگاه امام رضا(ع)چه مستندات قرآنی داشته و تحلیل آنها چیست؟-بر آن است که با تحلیلِ تفسیر امام رضا(ع)از هدایت و اضلال الهی و مستندات قرآنی آنها ،به روش استنادی-تحلیلی و به شیوه کتابخانه ای، به این موضوع بپردازد. با دقت در بیانات آن حضرت،می توان به اصولی در فهم درست این مسأله دست یافت که با شواهد قرآنی و عقلی تأیید می شود.تأکید بر ناسازگاری عدل و حکمت خدا با هدایت و گمراهی جبری و پاداش و عقاب بر آن، پاداشی بودن هدایت و کیفری بودن اضلال در برخی آیات، توجه به رابطه وجودی انسان با خداوند و عدمی بودن مفهوم اضلال در مورد خدا، از جمله اصولی هستند که با تحلیل آنها و ارائه شواهد قرآنی می توان به آسانی به این نتیجه رسید که؛ برداشت جبر از این آیات صحیح نمی باشد
روش شناسی فقه الحدیثی آیت الله جوادی آملی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سراج منیر سال ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۰
263-286
حوزههای تخصصی:
چکیده سازوکار و چگونگی بررسی و تبیین دلالت های متن و فهم حدیث از جمله مباحثی است که جهت دهی مطالعات دانشمندان علوم قرآن و حدیث معاصر را طی سال های اخیر عهده دار بوده است. دستیابی به فرایند و سازوکار چگونگی فهم متن حدیث و تبیین دلالت های آن در مطالعات حدیث پژوهی آیت الله جوادی آملی، هدف اصلی نگاشت پیش رو است(هدف). اکنون این پرسش طرح می شود که روش فقه الحدیثی آیت الله جوادی آملی در مطالعات حدیث پژوهی ایشان چیست(سؤال)؟ نوع تحقیق بنیادین و توسعه ای است و از روش توصیف و تحلیل برای کشف و تبیین ابعاد و بخش های مختلف مسئله پژوهش بهره می برد(روش). یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که روش آیت الله جوادی آملی در فهم حدیث و تبیین دلالت های آن از یک مدل فرایندی، نظام مند و وابسته به مفاهیم قرآنی بهره می برد که وابستگی مستقیم مراد استعمالی و مراد جدی حدیث و تطبیق هردو بر اصول و مفاهیم محکم قرآنی، برای کشف معنای صحیح حدیث، ترسیم کننده پایه های اصلی ساختار آن است(یافته های پژوهش).
شناسایی واژگان احساسی و محورهای اساسی اثرگذار بر مخاطب در قرآن کریم(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های قرآنی سال ۲۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۱۵)
59 - 86
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم برای انتقال مفاهیم و آموزه های دینی افزون بر بیان استدلال منطقی و عقلی با رویکرد حکیمانه، از بیان احساسی نیز بهره می برد. این سبک گفتاری، دربردارنده گونه های مختلفی از واژگان احساسی در کلام وحیانی است که بارها؛ گاه با کلماتی آشکار و گاه به واسطه سبک و سیاقی خاص و به صورت غیرمستقیم، آمده اند. استفاده از بیان عاطفی در ارتباط با مخاطب به تأثیر بیشتر و در موارد زیادی تهییج و تشویق او به انجام کار یا پذیرفتن محتوای سخن منجر می شود. شناخت گونه های احساسی و مقتضای کاربست آنها در ظروف مختلف کلامی، به فهم هر چه بهتر متن و مطلوب متکلم خواهد انجامید. خداوند متعال به واسطه ایجاد گفتگوی احساسی در قرآن کریم و به کارگیری طیفی گسترده از گونه های احساسات بنیادین و پیچیده مثبت و منفی، معارف متنوعی را تبیین فرموده است که جایگاه ویژه ی گفتمان احساسی در کلام وحیانی را نشان می دهد. این پژوهش از طریق بررسی واژگان احساسی قرآن و تنها در قالب احساسات شش گانه بنیادین ( احساساتِ مثبتِ محبت، شادی، امید و احساسات منفیِ غم، ترس و نفرت) و با معناشناسی مفاهیم واژه ها و تحلیل محتوای آیات قرآن، به گونه شناسی واژگان احساسی قرآن کریم و شناسایی محورهای اساسی تأثیرگذار در تبیین معارف دین می پردازد.
رویکرد قرآن و روایات در تایید و مذمت اشتغال زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۲
109 - 126
حوزههای تخصصی:
با توجه به آیه 32 نساء اسلام حق اشتغال و کسب درآمد برای تامین معیشت و مایحتاج زندگی را حق مسلم هر مرد و زنی می داند، دراسلام اشتغال زن بنا بر مصلحت و مصونیت ضرورت و اهمیت می یابد، زنار اجتماع زنان در هر کاری نمی تواند ورود کنند. اسلام به روی آوردن وآموزش دیدن زنان به مشاغلی مانند:پزشکی زنان، مامایی،آناتومی و جراحی های زنانه، و.... که نیازمبرم به تخصص زنانه داشته باشد را واجب می داند. اما برخی از مشاغل در اسلام مذموم ومورد نکوهش قرار داشته اندو توصیه اسلام این است که زنان به اینگونه مشاغل روی نیاورند وبه مشاغلی که مورد تایید است و به کانون خانواده و خود زن آسیب نمی رساند فعالیت نمایند، البته نفقه و کلیت مایحتاج به عهده مردان است و تامین مخارج عیال به عهده شوهر است. زنان نباید خود را مکلف ولازم نیست تمام سختی های زندگی را بدوش بکشد،البته در هنگام ضرورت چنین حقی(اشتغال) به زن داده می شود که در فقه مورد مداقه واقع می شوند، هدف پژوهش ارائه مشاغل موردتایید اسلام و آگاهی و دوری جستن زنان ازمشاغل موردمذمت در اسلام است. مطالب پژوهش بااستناد آیات و روایات و تفاسیر وبا مطالعه کتابخانه ای و به روش توصیفی – تحلیلی مورد نقد و بررسی قرارگرفته است.
درآمدی بر بحث حکم رانی الهی در قرآن؛ بر اساس آیات ۶۵ تا ۷۲ سوره اسراء و تکیه بر تفسیر المیزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۱
67 - 102
حوزههای تخصصی:
موضوع حکم رانی الهی در دوران غیبت خصوصاً در چند دهه اخیر، تحت عناوین مختلف و از جمله «ولایت فقیه» مورد توجه بسیاری از اندیشمندان مسلمان، خصوصاً شیعیان، قرار گرفته است. اثرگذاری مستقیم این بحث بر سرنوشت جوامع اسلامی از یک سو و اختلاف عمیق دانشمندان در ابعاد گوناگون بحث از سوی دیگر، سبب این امر بوده است. پژوهش حاضر، گام نخست در راستای یافتن نگاهی قرآنی به این موضوع است که بر موضوع «امامت بر جامعه» در آیات ۶۵ تا ۷۲ سوره اسراء تمرکز دارد. این آیات علاوه بر اثبات ضرورت تشکیل حکومت الهی در دوران غیبت، می تواند به عنوان الگویی برای مطالعه ویژگی های آن نیز مورد توجه قرار گیرد. شگرد ورود به بحث، اعتنا به ارتباط بین آیات این سیاق، به خصوص ارتباط بین آیات ۷۰ و ۷۱ است. بر این اساس، استمرار وکالت خداوند بر انسان ها، از طریق امامت فردی درون جامعه تحقّق می یابد و از این طریق، خداوند جامعه را از میان صحنه های متلاطم دنیا به سلامت عبور می دهد و به درجات عالی فضل می رساند. در پژوهش حاضر از روش تحلیل ساختاری آیات قرآن استفاده شده است. بدین منظور پس از بررسی جداگانه ی سه بخش از سیاق مورد اشاره، به بررسی آیات با تحلیل وجوه اتصال و ارتباط میان این بخش ها پرداخته شده است
معناشناسی واژه «القی» باتکیه بر مؤلفه های معنایی واژگان «افکندن» در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از راه های فهم آیات قرآن کریم، مطالعه و بررسی معناشناسی واژگان آن است. مطالعات معناشناسی آیات و واژگان قرآن کریم ضمن ارائه راهکارهای نظام مند و تعریفی دقیق از مفاهیم مورد مطالعه و همچنین تبیین جایگاه آنها در میان سایر مفاهیم قرآن، لایه ها و بطن هایی جدید از آن مفهوم را روشن می کند و در عمق بخشیدن به معناهای مستخرج از آیات قرآن نقش مهمی دارد. پژوهش حاضر با هدف کشف و ارائه تصویری از سطوح و معنای لایه های مختلف واژه ألقی، به استخراج مولفه های معنایی ، مترادف ها و مفاهیم مرتبط با این واژه در آیات قرآن کریم و به روش تحلیلی_کتابخانه ای پرداخته است. پس از بررسی مفهوم لغوی واصطلاحی واژه ،حوزه های معنایی آن در قرآن شامل انداختن و افکندن، مجذوب کردن، فراگرفتن، جعل و آفریدن، نازل شدن از جانب خدا و قرعه انداختن به دست آمد. همچنین برآیند بررسی مفاهیم مترادف با ألقی نشان می دهد که این واژه با واژگان قذف، نبذ، اکتسب و اخذ رابطه معنایی دارد. واژه القی با توجه به شبکه معنایی خود با کلمات متعددی همنشین است. مانند: موسی، عصا، رواسی، ارض، کل زوج و انبتنا و رابطه هر کدام با القی مورد بررسی قرار گرفته است.
واکاوی طرح واره های تصوّری تقوای الهی در قرآن کریم (با رویکرد معنی شناسی شناختی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرایند شناخت در ذهن براساس طرح واره ها استوار است. در این تحقیق قصد بر آن است تا به روش کتابخانه ای به این موضوع پرداخته شود که کدام طرح واره های تصوّری معرفی شده در معناشناسی شناختی برمبنای مدل انتخابی طرح واره های تصوّری «ایوانز و گرین» در آیات «تقوای الهی و مشتقّات آن» به کار رفته است. همچنین بیشترین بسامد طرح واره های تصوّری و کارکرد آن در درک مفهوم «تقوای الهی و مشتقّات آن» چگونه است. به منظور تحلیل داده های پژوهش ابتدا آیات مرتبط ازطریق طرح واره های تصوّری براساس مدل مذکور مورد بررسی قرار گرفته و حدود 115 آیه دراین زمینه استخراج شده است. اهمّیّت موضوع تقوای الهی و وجود طرح واره های تصوّری در آن، دلیل گزینش این مفهوم اخلاقی بوده است. در این راستا مقولات کلی طرح واره های تصوّری در حوزه مفهومی تقوای الهی و مشتقّات آن در هر یک از شواهد مشخص شده است. نتایج حاکی از آن است که طرح واره های نیرو (از نوع الزام) از بالاترین درصد فراوانی برخوردار است. پس از آن طرح واره های توازن از رتبه دوم برخوردارند؛ زیرا طرح واره های تصوّری در حوزه مفهومی آیات تقوای الهی اغلب در قالب افعالی که با محتوای امر توأم است، به مثابه الزامی در کلام وحی است که سوق دهنده مخاطبان به سوی تقوای الهی است. همچنین در کلام وحی توازنی میان عمل و جزا مشهود است.
تقابل های تصویری هدایت یافتگان و گمراهان در آیات مربوط به هدایت و ضلالت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استفاده از تصویر وتصویرآفرینی، یکی از ابزارهای بیانی قرآن کریم است که زمینه را برای درک بهتر مفاهیم قرآنی آماده می کند.در میان تصویرسازی های گوناگون قرآن، صنعت تقابل، جایگاه ویژه ای دارد.تقابل های تصویری در قرآن به عنوان یکی از عناصر کلیدی در ایجاد هماهنگی هنری و بیان عمیق مفاهیم، نقش مهمی ایفا می کنند. این پژوهش می کوشد تا با روشی توصیفی -تحلیلی به بررسی تقابل های تصویری هدایت یافتگان و گمراهان در آیات مربوط به هدایت و ضلالت بپردازد.نمونه های مورد بررسی در این پژوهش با تمرکز بر چگونگی تصویرسازی قرآن کریم ، به دو دسته اصلی تقابل های تصویری صریح(دوسویه) و ضمنی(یک سویه) تقسیم شده است ، تحلیل هر نمونه، با در نظر گرفتن ساختار بلاغی آیه، واژگان کلیدی، زمینه تفسیری و ویژگی های کلیدی تصویرسازی (مانند موسیقی، تخیل، تحرک و پویایی) صورت پذیرفته است.یافته های پژوهش نشان می دهد که قرآن کریم با مهارت تمام، برجستگی های تصویری میان هدایت یافتگان و گمراهان را بر پایه ی اسلوب های بیانی همچون استعاره، تشبیه وتمثیل به تصویر کشیده است. تصاویر گمراهان نشانگر تاریکی، بن بست و تباهی است، در حالی که تصاویر هدایت یافتگان سرشار از روشنایی، آگاهی و سعادت ابدی است.ریتم موسیقایی آیات نیز با تصاویر هماهنگ شده و حس حرکت و پویایی به آن ها بخشیده است.
The Relationship Between the Right and the Good in the Qur'an(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study seeks to examine the relationship between right and good - which is an emerging issue in moral philosophy - in the Qur'an. The Qur'an repeatedly introduces good and asks people to choose it in order to be saved. On the other hand, the Quran respects individual and social rights and warns against the violation of these rights. However, sometimes there is a conflict between right and good. In other words, accepting a belief or doing an action, although it is a human's right, but it is not good for him Respecting this free will, the Qur'an advises humans to prioritize good over right as long as it is possible and does not harm the rights of others. The Qur'an advises that in the conflict between the individual right and the good, the good should be preferred, but in the conflict between the collective right and the good, the right should not be ignored as long as the owners of the right have not consented. Prioritizing the good, especially in the fields of worship that have more individual aspects, should not be accompanied by coercion because it violates human free will. The present research has extracted and discussed examples of compatibility and conflict between truth and goodness in the Qur'an by using the analytical descriptive method after introducing the examples of right and good
فلسفه محیط زیست با تأکید بر آموزه های قرآن کریم
منبع:
مطالعات فرهنگی قرآن سال ۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
239 - 257
حوزههای تخصصی:
این مقاله با روش تحلیل عقلی و با عنایت به آموزه های قرآنی در صدد معرف ی پ ارادایم متخ ذ از حکم ت اس لامی درباره محیط زیست است. یافته های مقاله نشان می دهد: اولاً طبیعت و محیط زیست فعل و آیت خداوند است، از این رو از تقدس برخوردار است، ثانیاً بخش قابل توجه موجودات محیط زیست یعنی گیاهان، حیوان ات و انسان، از درجات و مراتب تج رد برخوردارن د و موجود مجرد در سلسله وجودی از جایگاه برتری برخوردار بوده و شأن وجودی برتری دارد، لذا علاوه بر ارزش ذاتی محیط زیست بای د از ارزش قدس ی و اله ی محیط زیست نیز سخن گفت. ثانیاً انسان در تعامل با محیط زیست با موجودات دارای ادراک و شعور مواجه است و تعامل او از حد تعامل با اب ژه م ادی و فیزیکی ب ه تعام ل ب ا موجودی که آیت پروردگار است، ارتقاء می یابد. ثالثاً در نگرش آیتی و قدسی به محیط زیست، انسان اصالتاً ن ه مالک طبیعت و محیط زیست است و نه سلطنت و استیلا از نوع استیلای س وژه ب ر اب ژه را دارد، بلکه به مثابه امین و حافظ طبیعت و محیط زیست بوده و تصرفات او در طبیعت و محیط زیست در محور عقل و قوانین صاحب طبیعت تعریف می شود. این نوع نگرش به محیط زیست که ب ا حف ظ ارزش ذاتی و شرافت وجودی آن اعمال می شود در مسیر استکمال انس ان تأثیر بسزایی دارد؛ بر این اساس هر نوع تصرف و دخالت عوام ل انس انی در محیط زیست که خارج از تدبیر و حکم عقل و شرع انجام شود، ب ا نگ اه قدس ی و آیتی ب ه مح یط زیست منافات دارد.
سیر تطور رویکرد مادی گرایانه به مفاهیم غیبی قرآن در ایران معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۲
149 - 169
حوزههای تخصصی:
تجربه گرایی در دوران معاصر، به رشد مادّی گرایی کمک کرد و موجب شد برخی اندیشمندان معاصر، به همه ابعاد هستی با رویکرد مادّی گرایانه بنگرند. بر این اساس، اندیشه وران ایرانی ، با معیار قرار دادن فلسفه حسی در بررسی مفاهیم غیبی، رویکرد مادّی گرایانه به این مفاهیم را دنبال کردند. از آن جا که این رویکرد، با تطوّراتی مواجه بود، تحقیق حاضر در صدد برآمد با روش کتابخانه ای و رویکرد توصیفی- تحلیلی، به تبیین این مسئله بپردازد که رویکرد مذکور، چه مراحلی را پشت سر گذاشته و این مراحل از چه زمینه و پیامدهایی برخوردار بوده است. طبق بررسی های انجام شده، رویکرد مورد نظر سه مرحله را پشت سر گذاشته است: 1- مرحله انکار مفاهیم غیبی: در این مرحله، مفاهیم غیبی، متعارض با یافته های علوم تجربی تلقّی شده و غالباً از سوی روشنفکران انکار شدند. 2- مرحله تطبیق مادّی گرایانه علمی فعّالانه: در این دوره، تلاش های گسترده ای برای تطبیق مفاهیم غیبی با علوم تجربی صورت گرفت. 3- مرحله تطبیق مادّی گرایانه علمی نیمه فعّالانه: در این مرحله، با تحوّلات نوپوزیتویستی و نگاه هرمنوتیکی به مفاهیم قرآن، تطبیق مادّی تا حدودی فروکش کرد.
شیوه های بازنمایی کارگزاران اجتماعیِ «خود» و «دیگری» در سوره مؤمنون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۲
239 - 254
حوزههای تخصصی:
تحلیل گفتمان قرآن به معنای بررسی و تحلیل ساختار و مضامین موجود در قرآن است. در تحلیل گفتمان قرآن، مفاهیم، الگوها و ساختارهای موجود در قرآن مورد بررسی قرار می گیرد و هدف اصلی آن تحلیل، روشنی، توجیه و تبیین معانی و مفاهیم موجود در قرآن و ارائه تفسیرهایی همسو با متن قرآنی است. پژوهش حاضر در تلاش است با تکیه بر روش توصیفی-تحلیلی و با استناد به الگوی جامعه شناختی-معنایی وَن لیوون (2008م) شیوه های بازنمایی کارگزاران اجتماعیِ «خود» و «دیگری» در سوره مؤمنون را بررسی نماید. این سوره گزارشی فشرده از حضور «خود» در قالب اهل ایمان و «دیگری» در قالب کفار معرفی شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد در این سوره کارگزار اجتماعیِ «خود» و «دیگری» بیشتر بر اساس شیوه های اظهار بازنمایی شده است تا شیوه های حذف. این کارکرد گفتمانی ارتباط مستقیمی با پیام اصلی سوره مؤمنون دارد؛ بدین شکل که بخش مهمی از این سوره به توصیف اهل ایمان پرداخته و آن ها برجسته سازی شده و در بخشی دیگر به مهم ترین خصوصیات کفار ارجاع داده شده و آن ها حاشیه رانی شده اند. بنابراین برای تحقق این پیام لازم است از تمامی شیوه های اظهار جهت تعیین هویت کارگزاران اجتماعی «خود» و «دیگری» استفاده شود تا پنهان سازی و حذف آن ها.