۱.
دانشمندان علوم قرآن در وجوه اعجاز قرآن از نظر تعداد و محوری بودن آنها، اختلاف نظر دارند. این نوشتار برای حل این اختلاف با روش توصیفی – تحلیلی به قرآن مراجعه می کند و می کوشد معیاری عقلانی برای اعجاز ارائه کند. بررسی آیات قرآن نشان می دهد قرآن برای اثبات اعجاز خود بر امّی بودن تأکید دارد. با محور قراردادن امّی بودن -که آیات قرآن بر آن تأکید دارند- از نظر عقلی شکی باقی نمی ماند که قرآن از سوی خدا فرستاده شده است و بشر از آوردن مانند آن عاجز است. همچنین آوردن مثل قرآن از جهت فصاحت و بلاغت، آهنگین بودن قرآن، معارف بلند قرآن، عدم اختلاف، اخبار غیبی و حتی از جهت دیدگاه صرفه، امکان عقلی ندارد. به بیان دیگر، با فرض تشکیک در امکان آوردن مثل قرآن از سوی غیر امّی، تردیدی نیست که امّی به تنهایی بدون اتصال به منبع وحی از آوردن مانند چنین کتابی عاجز است.
۲.
چگونگی تکثیر نسل انسان از مسائل اساسی و بنیادی فلسفی و کلامی است که قرآن کریم به اختصار به آن پرداخته است. این جستار در پی پاسخ این مسئله، آیات قرآن و احادیث را با استفاده از اصول و قواعد تفسیری بررسی و تحلیل می کند و همچنین روایات ناظر به این مسئله را نیز با استفاده از قواعد فقه الحدیثی و دیدگاه آیت الله جوادی آملی بررسی می نماید. آشکارترین آیه ناظر به این مسئله، آیه اول سوره نساء است: «یا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمُ الَّذی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَهٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالاً کَثیراً وَ نِساءً ...». از ظاهر آیه (منهما) برداشت می شود که تکثیر نسل انسان به حضرت آدم و حضرت حوا سلام الله علیهما بازمی گردد و همه انسان های روی زمین، ثمره ازدواج آن دو هستند. ناگفته نماند دیدگاه های دیگری در پاسخ به این مسئله مطرح شده است که در این مقاله به روش کتابخانه ای مطرح و ارزیابی خواهند شد.
۳.
مفسر در مواجهه ابتدایی با آیه از میان علوم موردنیاز تفسیر، بیشترین بهره را از صرف و نحو دریافت می کند. شناخت کاربردی این ادعا و میزان دامنه تأثیر آن علوم در تفسیر، مسئله ای است که این مقاله با هدف پاسخ به آن سامان یافته است. این پژوهش برای اثبات این ادعا به شیوه توصیفی- تحلیلی جستجو را به سور مئین محدود کرده است و با استخراج مواردی از اعمال نظرات مطرح شده صرفی و نحوی در تفسیر تسنیم و روح المعانی به این نتیجه دست یافته است که هر دو مفسّر، از نظر صرفی در معنای مفردات اختلافی ندارند؛ جز در برداشت تفسیری از معنای «ظلّام»، «إهتدی» و «اعمی». ولی در مباحث نحوی، در بحث مرجع ضمیر و «ما» موصوله اختلافاتی میان ایشان وجود دارد که بیشتر متأثر از فهم مفسر از متن است؛ هر چند آیت الله جوادی آملی مؤیداتی را برای دیدگاه خود از سیاق و آیات دیگر نیز بیان می کنند.
۴.
کتاب «The Study Quran» به قلم دکتر سیدحسین نصر و همکاران، از برجسته ترین آثار تفسیری معاصر است که در سال ۲۰۱۵ میلادی به زبان انگلیسی انتشار یافت و ظرف مدت کوتاهی جایگاهی ممتاز در محافل اسلام پژوهی غربی به دست آورد. ترجمه فارسی این اثر با عنوان «تفسیر معاصرانه قرآن کریم»، به همت انشاءالله رحمتی در ایران منتشر می شود که تاکنون سه مجلد نخست آن، دربردارنده ترجمه، متن و افزوده های مترجم، در دسترس علاقه مندان قرار گرفته است. نوآوری مترجم در الحاق مطالب تحلیلی و انتقادی به صورت پانوشت و پی نوشت های مبسوط، فرصتی مغتنم برای غنای هرچه بیشتر متن و همچنین آسیب شناسی و نقد روشمند آن پدید آورده است. مقاله پیش رو با اتخاذ رویکرد توصیفی-تحلیلی و نگرشی انتقادی، به واکاوی افزوده های مترجم ذیل تفسیر سوره توبه (به عنوان مطالعه موردی) می پردازد و درصدد ارزیابی میزان کارآمدی، دقت و معاصرانگی این افزوده ها است. یافته های پژوهش نشان می دهد افزوده های مترجم در برخی موارد از رهگذر رفع ابهام، استناد به منابع اصیل و تصحیح کاستی های متن اصلی، سهمی مؤثر در ارتقای سطح تفسیر داشته و به توازن بخشی میان آرای فریقین یاری رسانده است. بااین حال، نارسایی هایی نیز بر تحلیل علمی این افزوده ها سایه افکنده است که از جمله مهم ترین آنها می توان به این موارد اشاره کرد: غفلت از مؤلفه های بنیادین معاصرانگی، عدم ترمیم همه جانبه ایرادات اساسی متن اصلی، استناد به روایات ضعیف یا فاقد اعتبار، تکیه بر تأویلات ذوقی بی پشتوانه و کاستی جدی در مستندسازی نظام مند برخی مطالب. از منظر این پژوهش، استمرار مسیر انتقادی، استفاده از ذخایر تفسیری معتبر و التزام به پاسخ گویی منعطف به اقتضائات فکری و معنوی عصر حاضر، ضرورتی انکارناپذیر برای ارتقای سطح اثر و پاسخ به انتظارات جامعه علمی معاصر به شمار می رود.
۵.
این مقاله به بررسی اصول حکمرانی سیاست خارجی در چارچوب اندیشه قرآنی مقام معظم رهبری می پردازد. هدف اصلی پژوهش، استخراج و تبیین اصول حکمرانی سیاست خارجی از تفسیر ایشان از سوره ممتحنه است. برای دستیابی به این هدف، از روش تحلیل مضمون استفاده شده است. در این روش، مضامین پایه مرتبط با اصول حکمرانی سیاست خارجی از بیانات رهبری و متن تفسیر، استخراج گردیدند و در قالب مضامین سازمان دهنده و فراگیر دسته بندی شدند. یافته های پژوهش نشان می دهد این اصول در اندیشه قرآنی مقام معظم رهبری بازتابی از سه اصل کلان است: ۱. عزت و کرامت در روابط بین الملل؛ ۲. تعامل حکیمانه و عدالت محور و 3. توکل و استعانت از خداوند در سیاست خارجی. این اصول، چارچوبی جامع و راهبردی برای تنظیم سیاست خارجی ارائه می دهند که دربردارنده مرزبندی با استکبار و حفظ کرامت اسلامی، وحدت امتی (همبستگی ایمانی و نفی ناسیونالیسم)، حکمت (تعامل عقلانی و عدالت محور)، مصلحت (توازن اصول گرایی و واقع نگری)، جهاد حکیمانه (مبارزه با ظلم و دفاع از مظلومان) و توکل و استعانت از خداوند در ارتباطات خارجی است. یافته های این تحقیق با اصول سه گانه سیاست خارجی «عزت»، «حکمت» و «مصلحت» همسو هستند و در پایان به راهبردهای عملیاتی مأخوذ از این اصول نیز اشاره شده است.
۶.
سوره مبارکه نازعات یکی از نمونه های برجسته در قرآن کریم است که با بهره گیری از شیوه های مختلف هنجارگریزی، مفاهیم عمیق الهی را به شیوه ای تأثیرگذار و هنری بیان می کند. هنجارگریزی، مفهومی برگرفته از نظریات فرمالیسم روسی، به معنای تغییر در ساختارهای معمول برای ایجاد تازگی و برجسته سازی است. در این مقاله، هنجارگریزی در چهار سطح آوایی، واژگانی، نحوی و معنایی در سوره نازعات بررسی شده است. در سطح آوایی، استفاده از تکرار صامت ها و مصوت ها و الگوهای واجی خاص، موسیقی متن را تقویت می کند. در سطح واژگانی، به کارگیری واژگان خاص و غیرمعمول موجب برجسته سازی معنایی شده است. در سطح نحوی، ساختارهای زبانی غیرمعمول و تنوع در چینش جملات، شگفتی مخاطب را برمی انگیزد. در سطح معنایی نیز استفاده از تصاویر بدیع و فراخوانی معانی عمیق و چندلایه، فهم مخاطب را به چالش می کشد. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی نشان می دهد آشنایی زدایی در سوره نازعات افزون بر بر زیبایی شناسی، پیام های عمیق الهی را با تأثیری بیشتر منتقل می کند.
۷.
گسترش علوم تجربی و آشکارشدن برخی تعارضات ظاهری میان گزاره های این دانش ها و قرآن کریم، واکنش های گوناگونی را از سوی اندیشمندان مسلمان و غیرمسلمان در پی داشت. برخی با واقعی پنداشتن این تعارضات، نمونه ها و شواهدی را برای این پندار پرداختند و آن را دستاویزی برای حمله به ساحت مقدس قرآن کریم قرار دادند. برخی نیز با پذیرش این نگرش، کوشیدند با طرح مقدماتی همچون علمی نبودن قرآن کریم، عرفی بودن زبان قرآن، حق بودن آنچه مخاطبان عصر نزول آن را در نگاه ظاهری به طبیعت، حق می پنداشتند و در نتیجه، پذیرش حقانیت علم ظاهری در قرآن، از ساحت مقدس قرآن دفاع کنند. اینان بدون توجه به پیامدهای پذیرش این مقدمات ادعایی، در جهت مستند کردن آنها کوشیدند. تحلیل انتقادی این دیدگاه، کاستی های فراوان آن را نشان می دهد؛ زیرا حقانیت قرآن و عدم ورود باطل به آن و همچنین هدایت گری، جاودانگی و حکیمانه بودن این متن الهی، اقتضا دارد مسائل مطرح شده در آن، چه در حوزه علوم انسانی و چه طبیعی، کاملاً حق بوده و بازگوکننده واقعیت های هستی باشد؛ مگر اینکه قرینه ای همچون تمثیلی یا جدلی بودن آیه ای، بر عدم قصد ارائه واقعیت از سوی خداوند متعال در آن آیه خاص دلالت کند.